11 نتیجه برای لیلی
عباس ربانی، احمد کاویانی، داریوش جلیلی، غلامرضا اسماعیلی جاوید،
دوره 2، شماره 4 - ( 4-1383 )
چکیده
آگاهی از اطلاعات مربوط به مرگ و میر در بیمارستان ها بعنوان یک شاخص کیفیت درمان از اهمیت بسزایی برخوردار است. مرگ بعنوان یک حادثه غیر تکراری پس از هر عمل جراحی ممکن است روی دهد. این مساله از چند جهت می تواند برای جراحان مفید واقع شود. جراح می تواند خطر واقعی را برای بیماران خود برآورد نماید، خط مشی های لازم برای محدود کردن یا کاهش این حوادث طراحی و به مرحله اجرا درآورد و در نهایت ارزیابی موارد مرگ می تواند گامی در بهبود عملکرد اعمال جراحی یا مراقبت های پس از آن تلقی گردد. در این بررسی گذشته نگر موارد مرگ در بیمارانی که طی سال های 1377 لغایت 1380 در بیمارستان امام خمینی تهران در بخش های جراحی عمومی تحت عمل جراحی قرار گرفتند بررسی شد. اطلاعات بیماران شامل نوع عمل جراحی، طول مدت بستری، تابلوی فوت و نوع عمل جراحی منجر به فوت از پرونده بیماران استخراج و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. در مجموع 13282 بیمار در بخش های جراحی عمومی و اورژانس تحت عمل جراحی قرار گرفته بودند که 210 نفر (1.58%) از آنها فوت کرده بودند. بیشترین موارد مرگ در سال 1377 برابر با 2.09% بوده است و در طی دو سال 1379 و 1380 این مقدار کاهش یافته و به 1.44% رسیده است. از بین موارد مورد بررسی، 121 نفر (57.6%) بدلیل مشکلاتی بغیر از تروما و 74 نفر (35.2%) بدلیل بدخیمی و بقیه بیماران نیز بدلیل تروما فوت شده بودند. این مطالعه نشان داد که علیرغم افزایش موارد مرگ در بخش های جراحی در سطح جهانی این میزان در بیمارستان امام خمینی تهران طی سال های بررسی کاهش نسبی داشته است. از سوی دیگر موارد فوت در مقایسه با سایر مطالعات نسبتا اندک بوده است. با این وجود بدلیل تفاوت در تعریف مرگ پس از عمل جراحی در مطالعات انجام شده قبلی، اعتبار مقایسه ها مورد سوال می باشد.
لیلی صالحی، حسن افتخار اردبیلی، کاظم محمد، محمد تقدیسی، ابوالقاسم جزایری، داود شجاعی زاده، آرش رشیدیان،
دوره 6، شماره 2 - ( 5-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: افزایش امید به زندگی و کاهش میزان باروری باعث افزایش تعداد افراد سالمند در سراسر جهان شده، به گونه ای که پیر شدن جمعیت به یکی از مهمترین چالش های بهداشت عمومی در قرن کنونی تبدیل گشته است.بررسی مطالعات قبلی انجام گرفته در سایر کشورها حاکی از این است که شناسایی عوامل موثر بر فاکتورها شیوه زندگی و نیازهای آموزشی گروه مداخله به طراحی برنامه های ارتقای سلامت موثر کمک می نماید. این مطالعه در سال 1386 با هدف تعیین آمادگی سالمندان جهت اتخاذ شیوه زندگی سالم و درک عوامل موثر بران در شهر تهران انجام گرفت.
روش کار: این پژوهش کیفی با استفاده از بحث گروهی متمرکز بر روی 60 نفر از سالمندان کانون های سالمندی انجام گرفت، روش نمونه گیری به صورت هدفدار بوده و از روش تجزیه و تحلیل کیفی جهت تحلیل داده استفاده شد.
نتایج: نتایج به دست آمده حاکی از این است که افراد مختلف، تعابیر گوناگونی از معنای سلامت داشتند و علل متفاوتی را برای سلامتی جسم و روح مهم می دانستند. از موانع گوناگونی بر سر راه پیروی از برنامه غذایی سالم نام برده شد و تقریباً همه شرکت کنندگان در مطالعه، از نظر آمادگی مصرف میوه وسبزی در مرحله قبل از تامل قرار داشتند. از نظر فعالیت فیزیکی اکثریت واحدهای پژوهش در مراحل آمادگی و عمل واقع بودند در این مطالعه، از منافع و موانع گوناگونی جهت انجام منظم فعالیت فیزیکی منظم نام برده شد.
نتیجه گیری: تصحیح شیوه زندگی تحت تاثیر عوامل فراوانی قرار دارد. نتایج این مطالعه به تدوین راهبردهای آموزشی مناسب در خصوص شیوه زندگی سالم کمک فراوانی می کند.
مصطفی لیلی، کاظم ندافی، رامین نبی زاده، مسعود یونسیان، علیرضا مصداقی نیا، شاهرخ نظم آرا،
دوره 7، شماره 1 - ( 6-1388 )
چکیده
زمینه و هدف
اپیدمیولوژیک مختلف انجام گرفته، به اثبات رسیده است
ذرات معلق زیاد بوده است، موارد پذیرش افرادی که دچار مشکلات قلبی‐ عروقی و تنفسی شده بوده اند، بیشتر بوده است
سایر اثرات مربوط به ذرات معلق مثل تأثیر در گرمایش جهانی، تخریب اموال، اثر بر گیاهان و اینکه مشکلات ناشی از ذرات یکی از
مسائل و مشکلات جهانی است، بنابراین در این مطالعه، غلظت اجزای مختلف ذرات معلق هوا مورد اندازه گیری قرار گرفت
: وجود ارتباط بین ذرات معلق هوا و بیماری های قلبی‐عروقی و تنفسی در اواسط قرن اخیر به وسیله ی مطالعات. بطوریکه شواهد نشان داده است که در روزهایی که آلودگی هوای ناشی از. با توجه به.در دو ایستگاه مختلف در بین ماه های بهمن ۱۳۸۵ تا خرداد
روش کار: در این مطالعه، غلظت ذرات معلق ( ۱۰۸۵
زیادی روزانه زمان خود را سپری کرده و حجم بالایی از هوای آلوده را استنشاق می کنند، ضمن اینکه مراکز علمی مهمی
تهران
ایستگاه ها نیز در نزدیکی پل نصر
) اندازه گیری شد. یکی از این ایستگاه ها در حوالی میدان انقلاب بود (ایستگاه شماره ی ۱) که در آن افراد /۱۱/۱۵ ‐ ۸۶/۳/۲۷ ) ۱۳۸۶(مثل دانشگاه) نیز در آن واقع شده است بنابراین اندازه گیری میزان آلاینده ها در این نقطه از اهمیت خاصی برخوردار است. یکی دیگر از(گیشا) قرار داشت که یکی از بزرگراه های اصلی شهر تهران (بزرگراه شهید چمران) از آن عبور می کند(
۴ عصر
مورد انداز هگیری قرار گرفت
ایستگاه شمار هی ۲). در بین تاریخ های ذکر شده، غلظت ذرات معلق مورد نظر در فواصل زمانی مشخص (هر ۳روز یک بار) و در دو) به وسیله ی ‐ ۹ صبح) و یکی هم در زمان پیک ترافیک عصرگاهی ( ۶ ‐ نوبت مختلف یکی در زمان پیک ترافیک صبحگاهی ( ۱۱. (Environmental Dust Monitor) GRIMM دستگاه قابل حمل پایش ذرات مدل 107روی داده های حاصل از ایستگا ههای نمونه برداری همزمان، گویای وجود اختلاف معنی دار
نتایج: نتایج آنالیز واریانس بین غلظت های اندازه گیری شده در دو ایستگاه مختلف نمونه برداری بود. در این بررسی مشخص شد که میانگین غلظت (p<۰/۰۵)۲6 بوده و برای
/۸۹ μg/m ۴۴ و ۳ /۴۶ μg/m۳، ۷۷/۶۷ μg/m در ایستگاه شماره ی ۱ به ترتیب برابر ۳ PM و ۱ PM۲/۵ ، PM روزانه ی ۱۰در ایستگاه شمار هی ۲ به ترتیب برابر
PM و ۱ PM۲/۵ ، PM۱۰ ۱۹ بود. /۱۲ μg/m ۲۸ و ۳ /۱۵ μg/m۳، ۵۵/۳۱ μg/m۳(
نتیجه گیری: مقادیر اندازه گیری شده در هر دو ایستگاه نمونه برداری، کمتر از استانداردهای اولیه (روزانه) ملی هوای آزادEPA می باشد ولی بر اساس استاندارد (روزانه) جدید (PM۲/ و ۱۹۹۹ (برای ۵ (PM وضع شده در سا لهای ۱۹۸۷ (برای ۱۰ USEPA%
نیز برای این دو ایستگاه محاسبه شد و مشاهده شد که برای
۱۰ درصد موارد کیفیت هوا غیر بهداشتی بوده است
آلاینده ی مسئول بوده است
در سال ۲۰۰۶ وضع شده است، مقادیر اندازه گیری شده برای ایستگاه شمار ه ی ۱ ، در ۶۷ % نمونه ها و برای ایستگاه شماره ی ۲ در ۲۵(AQI) نمونه ها بیشتر از حد استاندارد بود. ضمن اینکه شاخص کیفیت هوا. در ایستگاه / ایستگاه شماره ی ۱ ، در ۳۲ درصد موارد و برای ایستگاه شماره ی ۲، در ۵. PM۲/ شماره ی ۱، تقریبًا در ۸۷ درصد موارد و در ایستگاه شماره ی ۲ ، در ۸۲ درصد موارد ۵
که
NAAQS)
(ANOVA)
( PM و ۱ PM۲/۵ ، PM
آزاده خلیلی، مصطفی قربانی، سعید حسینی، حمیده پیشوا،
دوره 13، شماره 3 - ( 9-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: اختلال در سیستم مرکزی همئوستاز انرژی در اثر جهش های رسپتور ملانوکورتین4 (MC4R) بعنوان عامل مهمی در بروز چاقی محسوب می گردد. اگرچه فعالیت فیزیکی می تواند اثر ژن های مرتبط با چاقی را تضعیف کند اما تلاشهای محدودی در ارتباط با ژن MC4R صورت گرفته است. این مطالعه جهت تعیین ارتباط بین فعالیت فیزیکی و نمایه توده بدنی با توجه به ژنوتیپ های مختلف MC4R (rs17782313) انجام گرفته است.
روش کار: جمعیتی متشکل از 400 فرد بطور تصادفی از مطالعه جامع چند مرکزی پوکی استخوان (IMOS) انتخاب شدند. وزن و قد افراد اندازه گیری شد. اطلاعات فعالیت فیزیکی و رژیم غذایی توسط پرسشنامه های معتبر ارزیابی گردید. ژنوتیپ های مختلف MC4R با روش RFLP PCR- تعیین گردید. با استفاده از مدل رگرسیون خطی تعدیل شده، اثر احتمالی فعالیت فیزیکی بر نمایه توده بدنی با توجه به پلی مورفیسم MC4R (rs17782313) بررسی گردید.
نتایج: تنها در افراد با ژنوتیپ CT، بین نمایه توده بدنی و جنبه های مختلف فعالیت فیزیکی (hr/d و METs-hr/wk) همبستگی معنی دار آماری مشاهده گردید (05/0(p<
نتیجه گیری: فعالیت فیزیکی بویژه در افراد هتروزیگوت پلی مورفیسم MC4R (rs17782313) می تواند نقش موثری در کاهش نمایه توده بدنی ایفا نماید.
شبنم هاشمی بخشی، زهرا جلیلی، محمود محمودی مجدآبادی فراهانی،
دوره 16، شماره 1 - ( 3-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه لزوم آگاهی دادن به کودکان و نوجوانان در سنین مختلف، درباره مسائل جنسی، بیشتر از زمان های گذشته احساس می شود. آموزش و مراقبت جنسی؛ مانند هر آموزش اصیل دیگر؛ باید به جا و به موقع انجام گیرد. از طرف دیگر، این آموزش بایستی بر اساس برنامه نظام مند و مدل های آموزشی صورت پذیرد تا نتایج مطلوب حاصل گردد. پژوهش حاضر با هدف تعیین تأثیر مداخله آموزشی براساس مدل بزنف بر مهارت مادران در خصوص مراقبت جنسی از کودکانشان، تهران 96 – 1395 انجام گردید.
روش کار: در این مطالعه که به صورت مداخله ای- نیمه تجربی با گروه غیر مداخله انجام شد 96 مادر دارای کودک پیش دبستانی
( 6-5 ساله) از پیش دبستانی های شهر تهران انتخاب و مورد بررسی قرار گرفتند. مادران به صورت تصادفی، به دوگروه مداخله و گروه غیر مداخله تقسیم شدند.ابزار بررسی پرسشنامه ای محقق ساخته بر اساس مدل بزنف شامل دو بخش (سوالات دموگرافیک) و سازه های (نگرش، هنجارهای انتزاعی، عوامل قادرکننده، قصد رفتاری و رفتار) بود که روایی و پایایی آن مورد تایید قرار گرفت. پس از انجام پیش آزمون بر اساس نیازهای آموزشی، برنامه و محتوای آموزشی مبتنی بر مدل بزنف تهیه و در گروه مداخله به اجرا در آمد. تجزیه و تحلیل داده ها با کمک نرم افزار SPSS 23 و آزمون های پارامتری t و آزمون ناپارامتری من-ویتنی وآزمون کای-دو صورت گرفت.
نتایج: میانگین نمره نگرش، هنجارهای انتزاعی، قصد رفتاری و رفتار در هر دو گروه قبل از مداخله اختلاف معنی داری نداشت. اما نتایج بعد از آموزش اختلاف معنی داری را در میانگین نمره نگرش، هنجارهای انتزاعی، قصد رفتاری و رفتار نشان داد (001/0>p). عوامل قادر کننده در هر دو گروه قبل و بعد از مداخله تفاوت معنی داری را نشان نداد.
نتیجه گیری: نتایج این مطالعه بیانگر آن است که مداخله آموزشی بر اساس مدل بزنف بر مهارت مادران در خصوص مراقبت جنسی از کودکانشان میتواند بر نگرش، هنجارهای انتزاعی، قصد رفتاری و رفتار مادران تأثیرگذار باشد.
سید صمد بهشتی، رامین مرادی، راضیه خلیلی دره بنگ،
دوره 18، شماره 2 - ( 6-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از ابعاد سلامت، سلامت اجتماعی است. سلامت اجتماعی به نوعی نشان دهنده خدشه ناپذیری ابعاد هویتی افراد در جامعه هست. از بین عواملی که بر سلامت اجتماعی اثر میگذارند، احساس امنیت اجتماعی در ابعاد عینی و ذهنی جایگاه قابل ملاحظهای داشته و تاثیر بنیادین بر کارآمدی افراد در جامعه دارد. هدف از انجام این پژوهش، استخراج رابطه بین دو متغیر امنیت اجتماعی و سلامت اجتماعی به صورت تجربی بود.
روش کار: این پژوهش با روش کمی، به شیوه پیمایشی و با استفاده از ابزار پرسشنامه در بین نمونهای 400 نفری از ساکنین شهر لنده از استان کهگیلویه و بویر احمد در سال 1398 انجام شد.
نتایج کار: یافتههای پژوهش نشان دادند که بین احساس امنیت اجتماعی و سلامت اجتماعی رابطه معنی داری در اکثر ابعاد این دو متغیر مشاهده شد (05/0> p). مدلسازی معادلات ساختاری بین این دو متغیر نیز نشان داد که احساس امنیت اجتماعی با وزن رگرسیونی برابر 54/0 بر سلامت اجتماعی اثر بود و این متغیر به تنهایی 29% تغییرات سلامت اجتماعی را تبیین کرد در حالی که جنسیت افراد در این رابطه اثری نداشت.
نتیجه گیری: احساس امنیت اجتماعی اثر قابل توجهی بر سلامت اجتماعی و کارآیی افراد در جامعه دارد. بنابراین این چنانچه جامعهای بتواند از مولفههای هویتی شهروندان خود در ابعاد مختلف قومی، دینی، زبانی و ملی صیانت کند و سطح مدارا و تحمل اجتماعی آنها را بالا ببرد، آنگاه انتظار میرود شرایط مناسبتری را برای افزایش سلامت اجتماعی افراد در آن جامعه به وجود آید.
علی لباف، محمد جلیلی، ابراهیم جعفری پویان، مریم مزینانی،
دوره 18، شماره 4 - ( 12-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: استراتژی های بیمارستان ها در مقابله با اپیدمی کووید 19، تاثیر چشمگیری در کنترل و مدیریت این اپیدمی دارد. شناسایی چالشهای بیمارستانها همراه با راهکارهای آنها در مواجهه با بحران های بیولوژیکی، می تواند نقشه راهی برای برنامه ریزیهای آتی در مدیریت بحران های مشابه باشد.
روش کار: این پژوهش از نوع کیفی با منطق استقرایی بود که هدف اکتشافی داشت. داده های این پژوهش به روش تحلیل مضمون با کمک نرم افزار MAXQDA تحلیل شدند. 22 نفر از میان افراد موثر در مدیریت این بیماری در دانشگاه علوم پزشکی تهران مورد مصاحبه قرار گرفتند.
نتایج: مهمترین چالش های مطرح شده عبارت بودند از "غافلگیری در سطح کلان، عدم امکان کنترل میزان مصرف لوازم حفاظتی و دارو و تامین تجهیزات". راهکارها و مداخلات موثر اجرا شده در این بحران نیز در حوزه های نیروی انسانی، بالینی، ارتباطات، آموزشی، تصمیم گیری و سازماندهی طبقه بندی گردید.
نتیجه گیری: پیشگیری و آمادگی که پیش از وقوع بحران باید به آنها پرداخته شود، مورد غفلت واقع شده اند. بیمارستان ها میتوانند با بالابردن ظرفیت ها و استانداردها، آمادگی بیشتری را برای مقابله با بحران داشته باشد. برای حفظ آمادگی در برابر بحران های بیولوژیکی باید تجهیزات تشخیصی و درمانی، دارو و وسایل حفاظت شخصی تامین و نگهداری شود و با تشکیل به موقع کمیتههای بحران و اخذ تصمیمات انعطاف پذیر و مدیریت هیجانات و انگیزه ها در نیروی انسانی می توان مدیریت موثرتری ارائه داد.
حسین رشنود، داوود جلیلی ناغان،
دوره 20، شماره 4 - ( 12-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به اینکه طوفانهای گرد و غباری اثرات منفی بر سلامت،اقتصاد جامعه و محیط زیست داشته و منجر به خسارتهای زیادی بر منابع انسانی، بخش بهداشت و کشاورزی میشود و ایران یکی از کانونهای متأثر از ریزگردهاست که خسارات این پدیده هر ساله گریبان گیر کشور ما می شود، باید به موضوع افزایش ریزگردها توجه خاصی مبذول گردد.
روش کار: این تحقیق در شهرستان پلدختر در استان لرستان بر روی بخش معدنی ذرات رسوب شونده انجام شده است. نمونه برداری از ذرات در سه نوبت به فاصله زمانی یک ماه برای اندازه گیری فلزات سنگین، کاتیونها و آنیونها در 9 نقطه انجام شد. آنالیز کاتیونها و آنیونها با استفاده از دستگاه Ic metrohm و آنالیز فلزات سنگین با استفاده از دستگاه Icp oes-arcos صورت می گیرد.
نتایج: در این مطالعه نمونه برداری از ذرات قابل ته نشینی در سه ماه اسفند 1398، فروردین و اردیبهشت 1399 صورت گرفت. در مجموع در این سه ماه بیشترین غلظت در بین کاتیونها و آنیونها مربوط به So4 و کمترین غلظت مربوط F ، همچنین بیشترین غلضت در بین فلزات سنگین مربوط به Fe و Al بود.
نتیجه گیری : بیشترین مقدار ذرات قابل ته نشینی در اسفند 1398 و سپس به دنبال آن فروردین 1399 و کمترین مقدار در اردیبهشت 1399 اتفاق افتاده است. با توجه به اینکه هم عناصر با منشا طبیعی و هم عناصر با منشا مصنوعی در مطالعه یافت شدند می توان نتیجه گرفت که منشا عناصری که غلظت آنها در تحقیق بدست آمده است هم طبیعی و هم مصنوعی است.
راضیه خلیلی نژاد مطلق، پرستو گلشیری،
دوره 21، شماره 3 - ( 9-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: سطوح اولیه خدمات بهداشتی برای تامین، حفظ و ارتقای سلامتی افراد سالم و سطوح بالاتر آن برای غربالگری و بازگرداندن سلامتی بیماران طراحی شده اند. اما یکی از چالش ها، فرهنگ نادرست برخی از ارائه دهندگان و دریافت کنندگان این خدمات می باشد. یکی از اصلاحات اخیر در نظام سلامت اجرای طرح تحول نظام سلامت با محوریت پزشک خانواده و نظام ارجاع است. این مطالعه به بررسی وضعیت نظام ارجاع در برنامه پزشک خانواده در کلانشهر اصفهان در سال 1397 می پردازد.
روش کار: این مطالعه کیفی از نوع تحلیل محتوای قراردادی میباشد، نمونهگیری بهصورت هدفمند و با روش گلوله برفی انجام و تا رسیدن به اشباع اطلاعاتی ادامه یافتند. تعداد 28 مصاحبه از مراقبین سلامت مرد و زن (14 نفر)، ماماها (10 نفر) و مدیران (4 نفر) صورت گرفت.
نتایج: این مطالعه با هدف تبیین راهکارهایی برای ارتقاء کیفیت نظام ارجاع و دیدگاه کارکنان شاغل در تیم سلامت انجام شد که در آن به نقاط قوت و ضعف و راهکارهایی برای ارتقا پرداخته شد.
نتیجه گیری: عملکرد نظام ارجاع در شهر اصفهان مطابق با اهداف بوده اما در بخش ویزیت بیماران ارجاع داده شده، ارائه بازخورد و ارجاع به آزمایشگاه نیازمند برنامه ریزی جهت رفع مشکلاتی هم چون کمبود نیروی انسانی، کمبود منابع و زیرساختهای غیر انسانی، کمبود ارائه دارو و عدم وجود امنیت شغلی تا رسیدن به اهداف تعیین شده می باشد.
عبدالمجید فدائی، هاجر احمدی، اسماعیل فتاح پور، یاسر جلیل پور، مرتضی آریان فر، داوود جلیلی ناغان،
دوره 21، شماره 4 - ( 12-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: آلودگی هوا بعنوان یک فاکتور مهمی برای ایجاد بیماریهای قلبی وتنفسی و مرگ ومیر بطور گسترده ای نهادینه و فرضیه شده است. هدف از این مطالعه بررسی و مقایسه ارتباط بین مواجهه کوتاه مدت با آلاینده های هوا و پذیرش های بیمارستانی و مرگ و میر قلبی-عروقی و تنفسی و کل مرگ و میر در اهواز و شهرکرد بود.
روش کار: داده های مربوط به پذیرش ها ی بیمارستانی، مرگ ومیر بیماران قلبی وعروقی، تنفسی و کل مرگ و میرها در طی سال های 2012 تا 2018 طی یک پژوهش سری زمانی، جمع آوری شدند. در این مطالعه از مدل رگرسیون شبه پواسون همراه با مدلهای تاخیر توزیعشده خطی، با تنظیم برای روند، فصلی، دما، رطوبت نسبی، روزهای هفته و تعطیلات استفاده شد.
نتایج: نتایج مطالعه در اهواز نشاندهنده ارتباط آماری معنادار و مستقیم بین مواجهه با PM10 و پذیرش های تنفسی، PM2.5 و کل مرگ و میر و پذیرش ها قلبی عروقی، o3و کل مرگ ومیر،co و پذیرش ها قلبی عروقی می باشند. نتایج مطالعه در شهرکرد نشان دهنده ارتباط آماری معنادار و مستقیم بین مواجهه با PM10 و مرگ های تنفسی، PM10 و مرگ ومیرقلبی وPM2.5 با پذیرش ها قلبی عروقی و پذیرش ها تنفسی و مرگ تنفسی، o3و کل مرگ ومیر،co و مرگ تنفسی می باشند.
نتیجه گیری: به نظر میرسد که آلودگی هوا به طور قابل توجهی با میزان پذیرش ها ی بیمارستانی و مرگ ومیر درشهر اهواز و به میزان کمتری در شهرکرد ارتباط معناداری دارد.
مرضیه خونانی، داود شجاعی زاده، زهرا جلیلی،
دوره 22، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: میانجیان سلامت وظیفه انتقال پیامهای مرتبط با سبک زندگی سالم را به جامعه هدفی بر عهده دارند که از طرف آنها در خانههای مشارکت مردم انتخاب شدهاند. اجرای مداخلات آموزش محور، میتواند خود کارآمدی میانجیان سلامت در انجام رفتارهای ارتقاءدهنده سلامت را تقویت کند. هدف مطالعه، تعیین تأثیر مداخله آموزشی مبتنی بر نظریه خودکارآمدی بر سبک زندگی ارتقاءدهنده سلامت میانجیانِ است.
روش کار: مطالعه بهصورت نیمهتجربی و مداخلهای با طراحی پیشآزمون-پسآزمون و گروه کنترل در سال ۱۴۰3–۱۴۰2 انجام شد. جامعه آماری شامل میانجیان سلامت در خانههای مشارکت مردم وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران بود. با روش نمونهگیری تصادفی ساده، ۴ خانه مشارکت به عنوان گروه آزمون و مابقی به عنوان گروه کنترل انتخاب شدند. تعداد کل شرکتکنندگان ۷۴ نفر بود. برای گروه آزمون، ۴ جلسه آموزشی ۲ ساعته برگزار شد و مرور موضوعات، انجام تکالیف و پاسخگویی به سؤالات از طریق گروه آموزشی مجازی انجام شد. گردآوری اطلاعات با پرسشنامههای استاندار «خودکارآمدی» و «سبک زندگی ارتقاءدهنده سلامت» و تحلیل دادهها با 28 SPSS و آزمونهای کایدو، تی، پیرسون و کولموگروف-اسمیرنوف صورت گرفت.
ﻧﺘﺎیﺞ: پس از مداخله، نمره سبک زندگی ارتقاءدهنده سلامت (از 00/21±40/30 به 71/24±31/168) و خودکارآمدی سلامت (از 21/10±57/68 به 84/11±57/84) در گروه آزمون بهطور معنیداری افزایش یافت ( 001/0 (p< . بالاترین همبستگی معنیدار بین نمره کل سبک زندگی و خودکارآمدی مشاهده شد (741/0 (r=.
ﻧﺘﯿﺠﻪﮔﯿﺮی: یافتهها نشان میدهد که آموزش مبتنی بر نظریه خودکارآمدی میتواند موجب ارتقای رفتارهای مرتبط با سبک زندگی سالم در میانجیان سلامت شود و بهعنوان راهبردی مؤثر در آموزشهای سلامتمحور مورد استفاده قرار گیرد.