جستجو در مقالات منتشر شده


8 نتیجه برای محبعلی

غلامحسین ادریسیان، مهدی محبعلی، هما حجاران، شهنام عرشی، محمدرضا عطاری، عبدالرسول فروزانی، بدخشان هوشمند، بهناز آخوندی، ابوالحسن ندیم،
دوره 1، شماره 1 - ( 1-1382 )
چکیده

در طی دو دهه گذشته، لیشمانیوز احشایی (کالا آزار) به شکل اندمیک در بعضی از مناطق شمال غرب و جنوب ایران گزارش شده است. عامل این بیماری لیشمانیا اینفانتوم و مخزن مهم آن در مناطق اندمیک در ایران، سگ است. اکثر موارد کالا آزار در بچه های گروه سنی 1 تا 4 سال دیده شده است. از آنجا که تاخیر در تشخیص و درمان کالا آزار با مرگ و میر زیاد بیماران همراه است، از سال 1375، بیماریابی با انجام آزمایش سرولوژی آگلوتیناسیون مستقیم در افراد مشکوک به کالا آزار و درمان موارد مثبت سرولوژی که دارای علائم بالینی اختصاصی بوده اند، با همکاری مراکز بهداشتی استان های اردبیل، آذربایجان شرقی و بوشهر شروع شده است. آنتی ژن آگلوتیناسیون مستقیم در واحد تک یاخته شناسی دانشکده بهداشت و انستیتو تحقیقات بهداشتی با استفاده از سویه لیشمانیا اینفانتوم جداشده از قلاده یک سگ آلوده به لیشمانیوز احشایی در ایران تهیه شده است. اکثر نمونه های خون تهیه شده از نوک انگشت افراد مشکوک به ابتلای کالا آزار در خانه های بهداشت مناطق مذکور گرفته شده و توسط کارشناسان و تکنسین های آزمایشگاه آموزش دیده در نزدیکترین شهرستان به روش آگلوتیناسیون مستقیم مورد آزمایش قرار گرفته اند. افرادی که دارای پادتن اختصاصی علیه لیشمانیا با عیارهای 1:3200 و بیشتر بودند و علائم اختصاصی کالاآزار را داشتند در مراکز بهداشتی-درمانی که دارای پزشکان مجرب یا متخصصان اطفال بودند معاینه شده و در صورت داشتن علائم بالینی کالاآزار تحت درمان قرار گرفته اند. جهت درمان بیماران معمولا از مگلومین آنتی مونیت (گلوکانتیم) به میزان 20mg/kg به شکل داخل عضلانی روزانه بمدت حداقل 20 روز استفاده شده است. در این مطالعه در مجموع 19693 نمونه سرم یا پلاسمای خون از افراد مشکوک به کالا آزار جمع آوری شده از استان های اردبیل، آذربایجان شرقی و بوشهر به روش آگلوتیناسیون مستقیم مورد آزمایش قرار گرفته اند که 1274 نمونه (6.47%) از نظر سرولوژی مثبت و دارای پادتن اختصاصی علیه لیشمانیا با عیارهای 1:3200 یا بیشتر بوده اند. از موارد مثبت سرولوژی 690 نفر (54.16%) که دارای علایم بالینی کالاآزار (بزرگی طحال و کبد، کم خونی ...) بودند، تحت درمان اختصاصی قرار گرفتند. با استفاده از آزمایش سرولوژی آگلوتیناسیون مستقیم در بیماریابی کالا آزار، تعداد زیادی از عفونت های احشایی لیشمانیا خصوصا در بین بچه های زیر 10 سال تشخیص داده شد و بیماران دارای علایم بالینی اختصاصی تحت درمان قرار گرفتند؛ در نتیجه از موارد مرگ و میر کالاآزار در مناطق تحت مطالعه جلوگیری بعمل آمده است.


محمدصادق سلطان محمدزاده، حسین کشاورز، مهدی محبعلی، کوروش هلاکویی نائینی، شهنام عرشی،
دوره 1، شماره 4 - ( 4-1382 )
چکیده

توکسوپلاسموز عفونت انگلی شایع انسان و حیوانات می باشد. انسان با خوردن گوشت خام یا کم پخته آلوده به کیست های توکسوپلاسما یا بلع اووسیت های دفع شده از مدفوع گربه آلوده می شود. اکثر عفونت ها در بالغین بدون علامت می باشد ولی در صورت آلودگی زنان در حین بارداری می تواند باعث ایجاد عفونت توکسوپلاسموز مادرزادی، توکسوپلاسموز چشمی، ضایعات شدید مغزی و حتی سقط جنین شود. هدف از انجام این مطالعه بررسی شیوع عفونت مذکور در ساکنین شهر مشکین شهر می باشد. این مطالعه به صورت مقطعی (Cross-sectional) و در سال 1380-81 انجام گرفته است. باتوجه به حجم نمونه لازم (تعداد 909 نفر) با استفاده از لیست پرونده های خانوار موجود در مرکز بهداشت شهرستان تعداد 200 خانوار به صورت نمونه گیری خوشه ای انتخاب گردیدند. با مراجعه به درب منازل نمونه ها برای تمام اعضای خانواده پرسشنامه تکمیل و از هر فرد دو لوله میکروهماتوکریت هپارینه خون از سر انگشت تهیه شد و سپس عیار آنتی بادی توکسوپلاسما در سرم به روش IFA اندازه گیری گردید. در این مطالعه عیار 1:20 و بالاتر به عنوان تیتر مثبت عفونت توکسوپلاسمایی تلقی شده است. اطلاعات پرسشنامه ها توسط برنامه نرم افزاری SPSS مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفتند. نتایج این بررسی نشان داد شیوع کلی عفونت 18.3% می باشد (مردان 19.7% و زنان 17.2%) و تفاوت میزان آلودگی در دو جنس از نظر آماری معنی دار نبود. در گروه های بالای سنی شیوع عفونت بالاتر می باشد. در آزمون کای دو بین شیوع عفونت و سن و نوع گوشت مصرفی ارتباط معنی داری وجود دارد (P<0.05) ولی بین شیوع آلودگی و میزان تحصیلات، شغل، سابقه نگهداری گربه در منزل مصرف کباب ارتباط معنی داری مشاهده نشد. براساس اطلاعات تحقیق حاضر می توان نتیجه گرفت آلودگی به توکسوپلاسما در شهر مشکین شهر در مقایسه با سایر نقاط کشور شیوع نسبتا پایینی دارد و بیش از 80% افراد مونث سرم منفی می باشند. باتوجه به پایین بودن سطح ایمنی و خطرات ناشی از آلودگی در حین بارداری و عوارض متعاقب آن، آموزش عمومی جهت پیشگیری از عفونت در سیستم بهداشتی حائز اهمیت می باشد.


کریم محمدی خیرآبادی، مهدی محبعلی، ستاره ممیشی، شهنام عرشی،
دوره 2، شماره 2 - ( 2-1383 )
چکیده

دف از انجام این مطالعه بررسی گذشته نگر وجوه اپیدمیولوژی بیماری کالاآزار در بین بیماران گزارش شده به مرکز بهداشت استان اردبیل از سه ماهه چهارم سال 1375 تا پایان سال 1380 بوده است. تعداد کل بیماران گزارش شده 602 نفر بود اما باتوجه به اینکه بررسی وضعیت بیماران فقط در آنهایی میسر بود که در بیمارستان بستری شده و دارای سابقه بودند، برای تعداد 293 نفر که پرونده آنها از بیمارستان های اردبیل، مشکین شهر و گرمی اخذ گردید، براساس مدارک و مستندات موجود در پرونده ها و مراکز بهداشت نسبت به تکمیل پرسشنامه ها اقدام گردید. همچنین به دلیل ناقص بودن تعداد 76 پرونده، در نهایت اطلاعات مربوط به 217 پرسشنامه وارد برنامه کامپیوتری Epi-info 2002 شده و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. تعداد کل بیماران گزارش شده (602 نفر) در مقایسه با مطالعه مشابه در سال های 69-1364 (1051 نفر) کمتر بوده است که احتمالا ناشی از کاهش میزان ابتلا در مشکین شهر و یا عدم گزارش کامل موارد بیماری می باشد ولی در عوض تعداد موارد بیماری در شهرستان های گرمی و بیله سوار افزایش داشته است. نسبت ابتلای جنس مذکر به مونث در کل بیماران 1.4 و در بین بیماران بستری شده 1.5 برابر بود. 74% بیماران (160 نفر) زیر دو سال و 93% آنها (201 نفر) زیر 5 سال سن داشتند. فقط سن 4 نفر از بیماران (1.8%) بالای 10 سال بود. بیشترین بیماران از لحاظ محل بستری مربوط به شهرستان اردبیل و از لحاظ محل سکونت مربوط به شهرستان گرمی بودند. 87.5% بیماران روستانشین بوده، بیشترین مراجعه در ماه های سرد سال و کمترین مراجعه در فصل تابستان صورت گرفته است. بیشترین روش تشخیصی بکارگرفته شده، بخصوص در سال های اخیر تست آگلوتینانسیون مستقیم (DAT) بوده و نتیجه آن در 77% از بیمارانی که این آزمایش را انجام داده بودند، با تیتر ?1/1600 مثبت بوده است. BMA هم در 30 نفر از مبتلایان به کالاآزار صورت گرفته است که در 26 مورد (87%) مثبت بوده است. 58% بیماران در فاصله یک ماه و 93% آنها (182 نفر) در فاصله 4 ماه از شروع علایم بیماری تشخیص داده شده اند. شایعترین علایم بالینی بترتیب کم خونی، تب، اسپلنومگالی و بی اشتهایی (همگی بالای 90%) و سپس سوء تغذیه، سرفه، هپاتومگالی، اسهال، استفراغ، لنفادنوپاتی، خونریزی، زردی، ادم و آسیت و علت اصلی مراجعه در شش نفر (3%) تب و تشنج بوده است. مهمترین علایم آزمایشگاهی، آنمی (با میانگین هموگلوبین 8.9g/dl) و ESR بالا (با بالاترین میزان ثبت شده 140mm در ساعت اول) و سپس ترومبوسیتوپنی و نوتروپنی بود. آنزیم های کبدی هم در حدود یک سوم بیماران افزایش داشت. برای درمان بیماران در 96% موارد از گلوکانتیم و در بقیه که مربوط به موارد عود یا شکست درمان بوده، از آمفوتریسین B استفاده شده است. 95.8% بیماران با حال عمومی خوب از بیمارستان مرخص و 3% بیماران (شش نفر) فوت نموده اند. توضیح اینکه علت مرگ در پرونده ها دقیقا بیان نشده بود. براساس یافته های فوق بیماری کالاآزار هنوز هم یکی از مشکلات بهداشتی مهم استان اردبیل و بخصوص جمعیت روستانشین آن بوده و بویژه در شهرستان های گرمی و بیله سوار نیاز به اقدامات کنترلی جدی داشته و در کنار آن توسعه امکانات بهداشتی و درمانی و آموزش پرسنل درگیر و مردم ضرورت دارد.


محسن محمودی، مهدی محبعلی، سیدحسین حجازی، حسین کشاورز، امیرمنصور علوی نائینی، شاهرخ ایزدی،
دوره 3، شماره 1 - ( 1-1384 )
چکیده

باتوجه به شیوع قابل توجه ملاحظه انگل توکسوپلاسما در سطح جهان و امکان سقط جنین، زایمان زودرس و سایر ناهنجاری های مادرزادی در کودکانی که از مادران آلوده به این انگل بدنیا می آیند و از طرف دیگر شیوع متفاوت آن در اقشار جامعه، اطلاع از جمعیت زنان و دختران غیر ایمن به انگل توکسوپلاسما، ضروری بنظر می رسد. روش IFAT، روش مناسبی جهت تعیین آلودگی به این تک یاخته است. در این مطالعه توصیفی-تحلیلی که طی سال های 82-1381 در مرکز آموزش و تحقیقات بهداشتی اصفهان صورت گرفت، تعداد 414 نفر از دختران دبیرستانی مناطق مختلف شهر اصفهان به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند و از هرکدام به میزان دو لوله هماتوکریت نمونه خون گرفته شد و با روش ایمونوفلورسانس غیر مستقیم در رقت 1:100 آنتی بادی های موجود در سرم ارزیابی شد. نمونه های مثبت با تیتر 1:100 از لحاظ تیتر رقیق تر مورد آزمایش قرار گرفت. در این پژوهش، ملاک تعیین آلودگی و یا سابقه آلودگی تیتر 1:100 بود. جهت تعیین برخی از عوامل موثر بر آلودگی، پرسشنامه ای تنظیم و اطلاعاتی از قبیل سن، شغل پدر و مادر، سابقه تماس با گربه، سابقه خوردن گوشت های کم پخته، خوردن جگر خام، سابقه نگهداری طیور در منزل، میزان آگاهی افراد در مورد بیماری و سابقه بیماری توکسوپلاسموز در فرم های اطلاعاتی ثبت شد. میزان پادتن توکسوپلاسما گونده ای در بین دختران دبیرستانی در محدوده سنی 19-14 ساله برابر با 18.4% بود. این میزان در نواحی مختلف متفاوت و بیشترین آن در ناحیه یک آموزش و پرورش معادل 27.5% و کمترین آن در ناحیه 5 برابر 14.5% بود. نتایج بررسی نشان داد که از بین متغیرهای مورد آزمون، تنها بین سابقه تماس با گربه و سابقه نگهداری طیور در منزل با میزان پادتن توکسوپلاسما اختلاف معنی دار وجود دارد (P<0.05) و در مورد سایر عوامل مثل میزان آگاهی افراد، عادات غذایی، شغل پدر و مادر و غیره هیچ ارتباط معنی داری یافت نشد. در هیچکدام از افراد مورد مطالعه، علائمی مانند تب و لنفادنوپاتی و غیره دیده نشد. براساس نتایج حاصله ملاحظه می شود که بیش از 80% از افراد مورد مطالعه از لحاظ سرولوژیک IFAT منفی می باشند و باتوجه به حساسیت این افراد احتمال ابتلا آنان و فرزندانشان در آینده به بیماری توکسوپلاسموز وجود دارد، ضمنا مطالعات نشان می دهند


محسن محمودی، مهدی محبعلی، حسین ایراندوست، سیدحسین حجازی، حمید عبدلی، لیلا شیرانی بیدآبادی، فریبرز معطر، سرور چاره دار، نیلوفر شارقی، امیراحمد اخوان،
دوره 6، شماره 3 - ( 11-1387 )
چکیده

زمینه و هدف : با توجه به اهمیت روز افزون لیشمانیوز در کشور ایران و آلودگی بیش از 17 استان از 30 استان بررسی های بیشتر روی روش های مختلف پیشگیری و درمان بیماری ضروری به نظر می رسد. امروزه داروهای متعددی در درمان لیشمانیوز جلدی بکار گرفته شده است. ولی با توجه به عوارض عدیده ناشی از مصرف این داروها و نیز مقاومت دارویی بخصوص در رابطه با داروهای شیمیایی، توجه بیشتر محققین را به داروها با منشاء طبیعی معطوف ساخته است. نظریه اثرات متعدد ترمیمی، درمانی و ضد میکروبی محصولات زنبور عسل، ترکیبات و مشتقات آن، در این تحقیق پروپولیس یا بره موم که حاصل فعالیت زنبور عسل بر روی گیاهان و عصاره و صمغ آنها می باشد پیشنهاد گردید.
روش کار :
این مطالعه از انواع مطالعات تجربی (Experimental) بوده که در آن 4 گروه موش کوچک سفید آزمایشگاهی نژاد Balb/c مورد مطالعه قرار گرفت که شامل گروههای: دریافت کننده انگل و دارو بصورت موضعی، دریافت کننده انگل و پایه دارو ( الکل اتیلیک 70%) به صورت موضعی، دریافت کننده انگل و درمان استاندارد با گلوکانتیم بصورت صفاقی و نهایتاً گروه دریافت کننده انگل (بدون هیچ مداخله ای) می باشد. آلوده کردن موشها با تلقیح 1/0 میلی لیتر سوسپانسیون که حاوی حدود 2 میلیون پروماستیگوت لیشمانیا ماژور سویه ایرانی (MRHO/IR/75/ER) بوده در قاعده دم موشها صورت گرفت. در گروه درمان دوره درمان موضعی 30 روز و سیستمیک با گلوکانتیم 14 روز (بصورت داخل صفاقی) بوده که داروی موضعی (لوسیون) مورد مطالعه روزی دوبار بر روی زخم مالیده شد و زخم ها به فاصله 2 هفته یکبار اندازه گیری شد. نتایج بدست آمده با استفاده از آزمون آماری Anova و مقایسه میانگین ها با آزمون آماری LSD مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
نتایج :
نتایج حاصل از بررسی نشان می دهد در شروع بررسی هیچ گونه اختلاف معنی داری در بین گروهها مشاهده نشد (01/0p>). این آزمون اختلاف معنی داری را بین میانگین قطر زخمها پس از درمان گروههای تحت درمان با عصاره بره موم و دیگر گروههای سه گانه شاهد نشان می دهد (001/0 p<). در این بررسی نشان داده شد که لوسیون الکلی بره موم بر روی بهبود زخم لیشمانیوز روستایی تأثیر قابل ملاحظه ای داشته است.
نتیجه گیری : با توجه به نتایج حاصل از این مطالعه و مقایسه با نتایج مطالعات گذشته نشان می دهد که بره موم در بهبودی زخم سالک تأثیر خوبی داشته است.پیشنهاد می شود این مطالعه با محصولات دیگر زنبور عسل و در پایه هایی دیگر بر روی موشهای Balb/c انجام شود.
مهدی محبعلی، غلامحسین ادریسیان، محمدرضا شیرزادی، یاور حسینقلی زاده، محمدحسین پاشایی، اکبر گنجی، ذبیح الله زارعی، احمد کوشا، بهناز آخوندی، هما حجاران، حسین ملک افضلی،
دوره 9، شماره 2 - ( 8-1390 )
چکیده

زمینه و هدف: لیشمانیوز احشایی(کالاآزار) در صورت عدم تشخیص به موقع و درمان غیر اختصاصی تقریبا در تمام موارد منجر به مرگ بیمار می­شود. به منظور تشخیص سریع و زودهنگام ودرمان بموقع بیماران مبتلا به لیشمانیوز احشایی، نظام مراقبتی خاصی در مناطقی از شمال غرب ایران برقرارگردید تا تاثیر اقدامات انجام شده را در کاهش میزان بروز و مرگ و میر مشخص نماید.

روش کار: این مطالعه با در نظر گرفتن منطقه شاهد شروع شد و به مدت 6 سال به شکل فعال ادامه یافت، تمامی بچه­های زیر 12 سال شهرستان مشکین­شهر که دارای تب­های مداوم  بیش از 2 هفته، رنگ پریدگی و بزرگی شکم بودند (شهرستان مداخله) توسط بهورزان آموزش دیده، نمونه برداری شده ونمونه ­ها به آزمایشگاه کالاآزار مرکز بهداشت شهرستان مربوطه ارسال گردیدند و مورد آزمایش قرار می­گرفتند. افرادی که نتیجهDirect Agglutination Test (DAT) آنها مثبت (با عیارهای 1:3200 و بالاتر) و دارای علایم بالینی اشاره شده بودند، از نظر لیشمانیوز احشایی (کالاآزار) مثبت تلقی می­شدند و پس از انجام و تایید معاینات بالینی، تحت درمان با داروی گلوکانتیم قرار می­گرفتند. متعاقبا در روستاهای با موارد کالاآزار، بیماریابی فعال انجام می­گردید. جهت مقایسه نتایج، شهرستان اهر نیز به عنوان منطقه کنترل(شاهد) در نظر گرفته شد. در این شهرستان فقط بیماریابی غیر فعال (پاسیو) با استفاده از روش DAT انجام می­شد.

نتایج: میانگین بروز لیشمانیوز احشایی ازمیزان 88/1 در هر هزار نفر جمعیت بچه­های 12 سال و به پایین (قبل از شروع مطالعه) به میزان77/0 در هزار( پس از  انجام مداخله ) کاهش یافت. در حالی که در شهرستان شاهد از 11/0 در هزار (قبل از شروع مطالعه) به 23/0 در هزار( پس از  انجام مداخله) افزایش یافت (01/0p<). در مدت انجام این مطالعه میزان مرگ و میر ناشی از کالاآزار در بچه­های زیر 12 سال شهرستان تحت مداخله از 16/0 در هزار قبل از مداخله به 009/0 مورد در هزار پس از مداخله(به میزان حدود 17 برابر) کاهش یافت (01/0p<).

نتیجه گیری: با برقراری نظام مراقبت با روش سرولوژی DAT به جای پونکسیون مغز استخوان و ادغام آن در نظام خدمات اولیه بهداشتی، علاوه بر کاهش مرگ ومیر، می­توان میزان بروز را نیز در مناطق اندمیک بیماری به طور قابل ملاحظه­ای کاهش داد.


سهند جرفی، عباس رضایی، نعمت اله جعفرزاده حقیقی فرد، قاسم علی محبعلی،
دوره 10، شماره 4 - ( 12-1391 )
چکیده

زمینه و هدف: مشکلات فرایند فنتون متداول شامل ضرورت راهبری در pH پایین و تولید مقادیر قابل توجهی لجن مازاد، کاربرد عوامل شلاته کننده به منظور بهبود دامنه عملکردی pH و نانواکسیدهای آهن به منظور کاهش لجن تولیدی را مدنظر محققان قرار داده است. هدف اصلی این تحقیق حذف پایرن از خاک های آلوده با کاربرد فرایند فنتون اصلاح شده در pH خنثی بود.

روش کار: مقادیر متغیر پراکسید هیدروژن (mM 500 - 0)، نانو اکسید آهن (mM 60 - 5)، زمان واکنش 24 - 5/0 ساعت، عوامل شلاته کننده سدیم پیرو فسفات، اتیلن دی آمین تترا استیک اسید، سدیم سیترات، اسید هیومیک و اسید فولویک در pH خنثی برای غلظت های mg/kg 500- 100 بررسی شدند.

نتایج: بازده حذف پایرن با غلظت اولیه mg/kg 100 در غلظت پراکسید هیدروژن mM 300، نانواکسیدهای آهن mM 30، pH معادل 3 و زمان واکنش 6 ساعت 99 درصد بود. غلظت پایرن با اعمال شرایط بهینه و کابرد عامل شلاته کننده سدیم پیروفسفات در pH خنثی از 100 به mg/kg 7 کاهش یافت.

نتیجه گیری: اکسیداسیون فنتون اصلاح شده مبتنی بر نانواکسیدهای آهن در شرایط بهینه تعریف شده در این پژوهش قابلیت های بسیار مناسبی برای اصلاح یا پیش تصفیه شیمیایی خاک های آلوده به پایرن در pH خنثی دارد.


افسانه متولی حقی، مهدی ناطق پور، مهدی محبعلی، حمید آذریان، یاور شریف زاده، لیلا فریور، هما حجاران، موسی متولی حقی،
دوره 13، شماره 3 - ( 9-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: ایجاد یک مخزن برای ذخیره سازی و حفظ انگل های مالاریا در شرایط حاضر که کشور درگیر برنامه های ملی حذف مالاریا می باشد می تواند امکان دسترسی به یک منبع غنی را به منظور دستیابی و استفاده بالقوه از ژن ها و پروتیئن های منتج از گونه های پلاسمودیوم های انسانی در اختیار پژوهشگران و محققان کشور قرار دهد. با توجه به کاهش روز افزون شمار مبتلایان به مالاریا در کشور لازم است هر چه سریعتر در گردآوری مجموعه پلاسمودیوم های موجود و بومی منطقه با شناسایی و ثبت ژن های متعلقه اقدام کرده  تا زمینه برای مطالعات تکمیلی و کاربردی برای جامعه علمی کشور هموار گردد.

روش کار: پس از بیماریابی از مناطق اندمیک مالاریا، گسترش نازک و ضخیم تهیه ورنگ آمیزی گیمسا انجام گرفت. به منظور نگهداری طولانی مدت نمونه ها مونته و در آرشیو طبقه بندی شد. همچنین میزان 2 میلی لیترخون از افراد آلوده جمع آوری و کرایوپرزرویشن ایزوله ها انجام شد. بنا به اقتضا و در نظر گرفتن بودجه تعدادی از ایزوله ها  جهت تعیین شاخص ژنتیکی MSP-1 با استفاده از روشهای ملکولی PCR و PCR-RFLP مورد بررسی قرار گرفتند. برای نمونه­های پلاسمودیوم فالسیپاروم ذخیره شده تست حساسیت به دارو به طریقه درون تنی انجام و نتایج ثبت شد. جمع آوری و حفظ نمونه­ها در شرایط انجماد فعالیت مداوم بانک بوده و ادامه خواهد داشت.

نتایج: دست آورد های حاصل از این طرح شامل ذخیره 131 نمونه جمع آوری شده برای جامعه علمی کشورمی باشد که شامل 109 ایزوله پلاسمودیوم ویواکس، 19 ایزوله از پلاسمودیوم فالسیپاروم، و سه نمونه میکس بوده است. هر ایزوله ی حفظ شده دارای شناسنامه اختصاصی از جمله تعیین گونه، شمارش انگلی، ملیت، محل ابتلا می باشد. در  طبقه بندی ژن MSP-1 برای نمونه­های پلاسمودیوم ویواکس مجموع سه هاپلوتایپ مختلف شناسایی شد که بر اساس وزن باندهای ایجاد شده در اثر برش آنزیم PVU II به ترتیب شامل سه نوع هاپلوتایپ با فراوانی  6/20%،  2/41% و بالاخره 2/38% بود. در مورد ایزوله های پلاسمودیوم فالسیپاروم حفظ شده تست درون تنی (in vivo) نسبت به داروی خط اول درمان در کشور (آرتسونات- فانسیدار)، حساسیت کلیه ایزوله ها را نشان داد.

نتیجه گیری: انجام این پروژه استفاده از ذخایر حاضر را در قالب کار روتین امکان پذیر ساخت که در صورت کلون سازی تا مدتها قابل بهره برداری برای محققین علمی کشور می باشد.



صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه دانشکده بهداشت و انستیتو تحقیقات بهداشتی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb