12 نتیجه برای نسل سراجی
جبرائیل نسل سراجی، فریده صادقیان، سیدرضا مجدزاده،
دوره 1، شماره 3 - ( 3-1382 )
چکیده
این مطالعه انجام شد تا شاخص های غیبت ناشی از بیماری ها و دردهای پشت مشخص شود و سپس عوامل آسیب زایی که سبب غیبت ناشی از دردهای پشت می شود تعیین گردد. اطلاعات مورد استفاده در مرحله اول، مطالعه غیبت های بیش از سه روز متوالی ناشی از همه بیماری ها از اول دی ماه 1377 لغایت اول دی ماه 1378 در معدن زغال سنگ طزره (یکی از معادن زغال سنگ البزر شرقی) بود. تشخیص بیماری براساس مدارک پزشکی که توسط پزشک تایید شده بود، انجام گرفت. مرحله دوم مطالعه مورد شاهدی بود. گروه مورد (N=48) حداقل یک دوره غیبت بیش از سه روز متوالی ناشی از دردهای پشت را تجربه کرده بودند که مورد تایید پزشک قرار گرفته بود و گروه شاهد بطور تصادفی از جامعه مورد مطالعه از میان کسانی انتخاب شدند که چنین غیبتی را نداشتند. آنها توسط پرسشنامه مورد سوال قرار گرفتند. این سوالات درباره غیبت بیش از سه روز متوالی ناشی از دردهای پشت و درباره تماس آنها با عوامل مختلفی بود که به عنوان عوامل آسیب زای کمر در نظر گرفته شده است. فراوانی نسبی غیبت در نتیجه همه بیماری ها و دردهای پشت بترتیب 8.3% و 6% بود و برای شیوع غیبت ناشی از همه بیماری ها و دردهای پشت اعداد بترتیب 24% و 5% بودند. متوسط طول مدت غیبت برای همه بیماری ها 16.1 روز و برای دردهای پشت 9.9 روز بدست آمد. میزان روزهای غیبت در نتیجه دردهای پشت در مقایسه با همه بیماری ها 0.1 حاصل شد. درصد غیبت ناشی از بیماری ها نیز 0.14 بدست آمد. در مرحله دوم مطالعه، ارتباط معنی داری بین غیبت ناشی از دردهای پشت و حمل بار بیش از طول ساعد، (OR=10.75 و P=0.0059)، تکرار دفعات بلند کردن بار (OR=2.21 و P=0.0005)، کنتراتی بودن کار (OR=2.21 و P=0.025) و سرمای محیط کار (OR=2.54 و P=0.018) بدست آمد.
جواد عدل، ابوالفضل قهرمانی، جبرائیل نسل سراجی،
دوره 3، شماره 4 - ( 4-1384 )
چکیده
به منظور ارزیابی ریسک خطرات فرآیندی ونقصهای تجهیزات بخش شیرین سازی واحد تصفیه گاز در یک شرکت پالایش گاز، خطرات مهم فرآیند ونقصهای قطعات و اجزای تجهیزات مهم بخش بااستفاده ازروشهای مطالعه خطر و قابلیت عملکرد ( HAZOP ) و چگونگی وقوع نقص و تجزیه و تحلیلاثرات آن ( FMEA) مورد شناسایی قرار گرفت وریسک آنها محاسبه گردید. به طورکلی 68 مورد خطر شناسایی شده و ریسک آنها محاسبه گردید که در این میان بیشترین ریسک محاسبه شده که برابر 60 است مربوط به کاهش میزان درجه حرارت گاز قبل از واحد تصفیه و نقص سیستمهای خنک کننده دی اتانول آمین در گره مطالعاتی DE و کمترین ریسک که برابر 12 است مربوط به نقص پمپ (P-6 ) ، نقص شیر فلکه های F.C.V.4 ، L.C.V.2 وF.C.V.12 در گره مطالعاتی DE وکاهش میزان درجه حرارت گاز در گره های مطالعاتی AB ، BCو CD می باشد. با توجه به معیار پذیرش ریسک پالایشگاه که معادل 200 بود، کلیه خطرات شناسایی شده دارای ریسک در حد پایین بوده و نیازی به پیشنهاد یا طرحهای مناسب جهت کاهش نداشتند.در مورد اجرای روشهای HAZOP و FMEA به لزوم استفاده از یک تیم متشکل از افراد با تخصصهای مختلف اشاره شده و برای رفع مشکل موجود در اجرای پروژه مزبور از مشاورت مهندسین با تجربه بهره برداری واحد استفاده گردید. این نکته همچنین در تامین نارسایی موجود در سیستم Record Keeping (RK) واحد مورد مطالعه بسیار مفید واقع گردید.
انجام تعمیرات پیشگیرانه واحد، تهیه و اجرای برنامه دقیق برای این تعمیرات مهمترین پیشنهادی بود که از طریق کاهش احتمال وقوع منجر به کاهش ریسک می گردد.
جبرائیل نسل سراجی، سید علی موسوی، سید جمال الدین شاه طاهری، محمد پور مهابادیان،
دوره 3، شماره 4 - ( 4-1384 )
چکیده
در این تحقیق، هدف بررسی ریسک فاکتورهای ایجاد کننده اختلالات اسکلتی_عضلانی اندامهای فوقانی( شامل اعمال نیروی بیش از حد، وضعیت بدنــی نامناسب، فقدان زمان بازگشت کافی، تکرار زیاد فعالیتها در دقیقه، عوامل تأثیر گذار و اضافی) به وسیله روش اکرا بوده است. تلفیقی از چهار روش جمع آوری اطلاعات شامل روش مشاهده ای (برای آنالیز مشاغل و وظایف دارای حرکات تکراری)، روش مصاحبه (برای پرسش در مورد اختلالات اسکلتی_عضلانی اندامهای فوقانی)، روش پرسشنامه اسکلتی_عضلانی نوردیک (NMQ)، و روش شاخص فعالیتهای تکراری شغلی (OCRA) استفاده شده است. در این تحقیق ملاحظه گردید که 86/0% از وظایف کاری دارای ریسک پایین، 93/87% از وظایف کاری دارای ریسک متوسط و 21/11% از وظایف کاری دارای ریسک بالا میباشند. میانگین شاخص مواجهه در چهار شغل مقدمات ریسندگی، ریسندگی، مقدمات بافندگی و بافندگی با هم اختلاف معنی داری دارد. (003/0=p) همچنین شغل بافندگی دارای بالاترین ریسک خطر بروز اختلالات اسکلتی_عضلانی اندام فوقانی میباشد. میانگین شاخص مواجهه مربوط به دست راست ودست چپ نیز اختلاف معنی داری نشان داد (001/0p<). خطرناکترین وظیفه برای دست راست، مرتب کردن رولهای بسته بندی شده در داخل کامیون وخطرناکترین وظیفه برای دست چپ، کار با دستگاه بافندگی جدید میباشد. بین اختلالات بخشهای مختلف اندام فوقانی با سن، اختلاف معنی داری به دست آمد(05/0p<). روش اکرا می تواند برای ارزیابی و بررسی ریسک فاکتورهای ایجاد کننده اختلالات اسکلتی - عضلانی اندامهای فوقانی در وظایف تکراری در کارخانه نساجی به کاررود . شغل بافندگی به علت داشتن همه ریسک فاکتورهای مورد بررسی خطرناکترین شغل بوده و دست راست به علت به کارگیری بیشتر نسبت به دست چپ در معرض اختلالات اسکلتی - عضلانی قرار دارد . مچ دست به علت این که بیشتر از سایر بخشهای اندام فوقانی در معرض ریسک فاکتورهای مورد بررسی قرار دارد ، بیشترین درصد اختلالات را به خود اختصاص داده است.
زهرا زمانیان اردکانی، حسین کاکوئی، محمد آیت اللهی، سید مرتضی کریمیان، جبرئیل نسل سراجی،
دوره 5، شماره 4 - ( 12-1386 )
چکیده
زمینه و هدف: نگاهی به آمار و برونداد های منتشره در زمینه شیوع اختلالات روانی در کشور های مختلف جهان و ایران ، اهمیت و ضرورت پرداختن به بهداشت روان را مشخص تر می نماید . فشارهای روانی محیط کار از جمله عوامل استرس زاست که بر سلامت روانی پرستاران تاثیر می گذارد و می تواند به کارکرد شغلی و ایمنی آنان و مشتریان مراکز ارائه خدمات بهداشتی آسیب رساند. سلامت عمومی بویژه سلامت روان پرستاران بویژه نوبت کاران با توجه به کار در خارج از دریچه زمانی طبیعی و حساسیت شغل آنها در مراکز خدمات درمانی و سیستم مراقبت های بهداشتی اهمیت بسیار دارد.
روش کار : این پژوهش یک مطا لعه توصیفی – مقطعی است که در سال 85-1384 انجام شد . جامعه آماری پژوهش ، پرستاران شاغل (131 مر و 1064 زن ) در بیمارستانهای دولتی وخصوصی شهر شیراز و ابزار پژوهش ، پرسشنامه سلامت عمومی– 28 سوالی (GHQ-28) General Health Questionnaire بود . بررسی های انجام یافته در اپیدمیولوژی اختلالات روانی در ایران با استفاده از پرسشنامه مذکور نشان دهنده این واقعیت است که میزان روایی و پایایی این آزمون با نمره برش 6 بین 84/0 تا 93/0 و با نمره برش 23 بین 68/0 تا 94/0 متغیر می باشد . در این مطالعه از روش نمره گذاری رایج و نمره برش 23 استفاده گردید .
نتایج : میانگین سنی پرستاران نوبت کار 08/7 ± 81/30 سال و سابقه کار آنها نیز 38 /6 ± 7 سال بود . شیوع موارد مشکوک به اختلالات روانی با استفاده از نمره برش 23 در کل و 6 در خرده مقیاس نشان داد که 7/28% پرستاران نوبت کار، مشکوک به اختلالات روانی بودند . بین شیوع موارد مشکوک به اختلال روانی و جنس و تأهل ارتباط معنا دار آماری مثبتی وجود داشت .
نتیجه گیری: نتایج این بررسی نیز مشابه سایر تحقیقات در این زمینه ، نشان از این حقیقت دارد که مطالعه وضعیت سلامت روان شاغلین نوبت کار می تواند اطلاعات ارزشمندی را در زمینه برنامه ریزی های پیش گیری در سطوح مختلف ، آموزشی مداوم ، انجام معاینات دوره ای شاغلین نوبت کار ، درمان و پیش گیری از بروز اختلالات روانی در اختیار سیاست گزاران ، برنامه ریزان و مدیران سیستم های بهداشت و درمان کشور قرار دهد
محمد حاج آقازاده، جبرئیل نسل سراجی، سیدمصطفی حسینی، جواد عدل،
دوره 6، شماره 1 - ( 3-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: اختلالات اسکلتی - عضلانی مرتبط با کار شایع ترین بیماریها و آسیب های شغلی می باشند. هدف از این تحقیق مطالعه ریسک فاکتورهای اختلالات اسکلتی - عضلانی در کارگران ساختمان سازی با روش PATH بود.
روش کار: مطالعه از نوع توصیفی تحلیلی به روش مقطعی بود که در چهار کارگاه ساختمان سازی انجام گرفت. در مجموع 3100 مشاهده برای 89 کارگر در 14 شغل ساختمان سازی انجام گرفت. در این مطالعه توسط روش PATH درصد زمانی وضعیت تنه، پاها و دستها، فعالیت های حمل دستی، ابزارهای مورد استفاده و حمل دستی بار در وظایف مشاغل مورد مطالعه تعیین گردید.
نتایج: وضعیت های تنه، پاها و دستها و وزن ابزار و اشیاء حمل شده در بین مراحل کاری مورد مطالعه از نظر آماری تفاوت معنی داری را نشان دادند (0001/0p<). وضعیت خنثی تنه به میزان زیادی مشاهده شد. وضعیت خنثی پاها در بیشتر از 50 درصد و وضعیت خنثی دستها در بیشتر از 80 درصد از زمان کاری کارگران مشاهده شد. ابزارهای مورد استفاده با فراوانی های مختلفی در مشاغل ساختمان سازی استفاده می شوند. بیشترین گروه وزنی حمل شده مربوط به گروه کمتر از 5 کیلوگرم می باشد.
نتیجه گیری: نتایج این مطالعه می تواند در جلوگیری از اختلالات اسکلتی - عضلانی کارگران صنعت ساختمان سازی استفاده شود. نتایج مطالعه نشان داد کارگران ساختمان سازی درصد بیشتری از زمان کارشان را با وضعیتهای خنثی سپری می نمایند، اما انجام مداخلات ارگونومیکی در مشاغل مشخص شده ضروری به نظر می رسد.
علی صالحی سهل آبادی، جبرائیل نسل سراجی، حجت زراعتی، سیداکبر شریفیان،
دوره 6، شماره 3 - ( 11-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از بارزترین بیماری ها و عوارض ناشی از کار،اختلالات اسکلتی-عضلانی می باشد که در اکثر صنایع سالانه موجب تحمیل هزینه های درمانی-غرامتی بالا و آسیب های عضوی نیروی انسانی و از دست رفتن زمان کار می شود.
این مطالعه با هدف بررسی و تعیین وضعیت انحناهای ستون فقرات گردنی ،پشتی و کمری با میزان شیوع اختلالات اسکلتی-عضلانی پشت درکارگران مونتاژ شرکت خودروسازی بهمن موتور انجام پذیرفت.
روش کار: این مطالعه بصورت مقطعی و از نوع مطالعات توصیفی-تحلیلی می باشد. در بخش توصیفی به بررسی مشخصات دموگرافیک افراد تحت مطالعه و در بخش تحلیلی به بررسی رابطه بین متغیرهای وابسته با یکدیگر و همچنین رابطه متغیرهای مستقل با متغیر های وابسته پرداخته است.جامعه آماری شامل160نفر کارگران مرد مونتاژ کار در شرکت بهمن موتور که در دو قسمت مونتاژ سواری و مونتاژ وانت مشغولند، است. داده ها از طریق پرسشنامه نوردیک، اندازه گیری با خط کش قابل انعطاف، متر نواری و ترازو جمع آوری و با استفاده از نرم افزار SPSS تجزیه وتحلیل شده است.
نتایج: میزان شیوع اختلالات اسکلتی- عضلانی در جامعه مورد مطالعه بالابود (58/1 4/69%). بیشترین میزان شیوع اختلالات اسکلتی -عضلانی مربوط به ناحیه کمر با تعداد 83 نفر(9/51%)و کمترین آن مربوط به ناحیه ران و باسن با تعداد 9 نفر(6/5%) بود. بین شیوع اختلالات اسکلتی- عضلانی پشت و متغیرهای مستقل طرح اعم از سن ،سابقه کار و وضعیت تاهل ارتباط معنی دار وجود داشت (05/0p<). بین انحناههای گردنی،پشتی،کمری و شاخص دلماکس با میزان شیوع اختلالات اسکلتی-عضلانی پشت رابطه ای یافت نشد.
نتیجه گیری: بررسی نشان داد که متغیرهای سن و سابقه کاری، قد و وضعیت تاهل با اختلالات اسکلتی_عضلانی رابطه دارند در حالی که بین میزان انحناهای ستون فقرات بجز انحنای گردنی آن هم در گروه مونتاژ سواری ،با اختلالات اسکلتی_عضلانی رابطه وجود ندارد. پس این گونه می توان نتیجه گرفت که مسائل ژنتیکی و محیطی بر روی مبتلا شدن به اختلالات اسکلتی_عضلانی تاثیر می گذاردلذا در مورد مسائل ژنتیکی نمی توان دخالت نمود اما در مسائل محیطی می توان دستکاری نمود. ازجمله این موارد به استخدام افرادی با سن کمتر و خصوصیات آنتروپومتریک متناسب با کار اشاره نمود.
مجتبی کمالی نیا، جبرائیل نسل سراجی، علیرضا چوبینه، سیدمصطفی حسینی،
دوره 6، شماره 3 - ( 11-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه رشد فزاینده ی صنعت ، تغییر آنها و عرضه ی فن آوری جدید باعث بروز اختلالات اسکلتی- عضلانی (MSDs) Musculoskeletal Disorders در محیط های صنعتی شده که یکی از عوامل شایع آسیب های شغلی و ناتوانی در کشورهای صنعتی و کشورهای در حال توسعه است. این پژوهش با اهداف الف) تعیین شیوع علایم اختلالات اسکلتی _عضلانی در اندامهای فوقانی ب) تعیین فشار وضعیتی وارده بر اندامهای فوقانی با روش LUBAج) تعیین عوامل خطر ارگونومیک و فردی موثر در وقوع علایم اختلالات اسکلتی _عضلانی افراد مونتاژ کار کارخانجات مخابراتی ایران درشهر شیراز انجام شده است.
روش کار: در این مطالعه مقطعی،193 مونتاژکار از8 واحد خط مونتاژ شاغل در کارخانجات مخابراتی ایران درشهر شیراز که به طور تصادفی انتخاب شده بودند بررسی شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه ی نوردیک و پرسشنامه ارزیابی ارگونومیکی LUBA به صورت مصاحبه در محل کار گرد آوری شدند. برای تعیین اثر عوامل موثر بر وقوع اختلالات اسکلتی- عضلانی از آزمون کای دو و برای تعیین اثر عوامل موثر برشاخص فشار وضعیتی از آزمون های آنالیز واریانس یکطرفه، کروسکال والیس و برای تعیین عوامل خطر از آنالیز رگرسیون لجستیک چند گانه استفاده شد.
نتایج: طی 12 ماه گذشته، بیشترین شیوع در ناحیه کمر، (9/67%) گزارش شد. آزمون های آماری نشان دادند که بین درد نواحی فوقانی بدن افراد مورد مطالعه با متغیرهای سن، جنس، شغل، مدت زمان کار در روز و حرکت چرخشی در نواحی فوقانی و شرایط محیط کار رابطه معنی داری وجود دارد(01/0p<). نتایج ارزیابی با LUBA نشان داد که درصد بالایی از کارکنان مونتاژ مورد مطالعه دارای شاخص فشار وضعیتی بالای 5 هستند (64/89 % ).
با بررسی نتایج درد در اندامهای فوقانی و شاخص فشار وضعیتی مشخص گردید بین درد در اندامهای فوقانی و شاخص فشار وضعیتی رابطه معنی داری وجود دارد(05/0p<). همچنین بین واحد شغل و ایجاد فشار وضعیتی رابطه معنی داری وجود دارد(05/0p<).
نتیجه گیری: شیوع اختلالات اسکلتی-عضلانی در مونتاژکاران مورد مطالعه بالاست. در بین عوامل موثر در بروز اختلالات اسکلتی-عضلانی، فشار وضعیتی وارده بر اندام ها و طراحی نامناسب محیط کار اصلی ترین عوامل مرتبط با اختلالات اسکلتی-عضلانی هستند. هرگونه برنامه ی مداخله ای جهت پیشگیری از اختلالات اسکلتی- عضلانی در میان مونتاژکاران باید بر کاهش فشارهای وضعیتی متمرکز شود.
لیلا غیبی، جبرائیل نسل سراجی، حجت زراعتی، غلامرضا پوریعقوب،
دوره 7، شماره 3 - ( 7-1388 )
چکیده
زمینه وهدف : نگاهی به آمار و برون دادهای منتشره در زمینه شیوع اختلالات اسکلتی عضلانی در کشورهای مختلف جهان و ایران، اهمیت و ضرورت پرداختن به بررسی وضعیت ارگونومیک مشاغل را نمایانتر می کند. این اختلالات در اثر مواجهه طولانی مدت با عوامل ایجاد کننده آنها بتدریج در یک فرایند طولانی یا بر اثر وارد شدن ضربه بر بخشی از دستگاه اسکلتی عضلانی ایجاد شوند. از آنجا که درصد زیادی از نیروی کار در کارگاههای سد سازی و ساخت وساز مشغول بکار بوده و این کارگران بیشتر زمان کار خود را با وضعیت های بدنی نامناسب متعدد سپری می کنند لذا پرداختن به بررسی وضعیت ارگونومیک مشاغل این صنعت حائز اهمیت است.
روش کار: این پژوهش یک مطالعه توصیفی تحلیلی - مقطعی است که در سال 1387 انجام شد. نمونه پژوهش، کارگران یک کارگاه سد سازی در شهرستان تکاب (110نفر مرد) ومشاغل مختلف موجود در این کارگاه (25شغل)و ابزار پژوهش پرسشنامه نوردیک و چک لیست (NIOSH-CPWR) National Institute of Occupational Health-Center to Protect Workers Rights و نمونه گیری به روش تصادفی ساده بود درنهایت برای آنالیز داده ها ازنرم افزار SPSS استفاده گردید.
نتایج : میانگین سابقه کار کارگران 86/86 6/36 ماه بود.بررسی ها نشان داد که بیشترین شیوع اختلالات اسکلتی عضلانی در ناحیه کمر (5/55%) بوده و بین شیوع اختلالات با شغل، ساعات ایستاده و نشسته در حین کار، سابقه کار، سن، مصرف سیگار، تحصیلات، وزن، وضعیت نشیمن گاه و ایستاده بودن، فشار تولید، داشتن وضعیت های بدنی نامطلوب وسطوح کار و پیاده روی رابطه معنی دار وجود داشت. مهمترین دلیل ایجاد اختلالات اسکلتی عضلانی نیز داشتن وضعیت های بدنی نامطلوب در حین کار بود.
نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نیز مشابه سایر تحقیقات در این زمینه ،نشان داد که بررسی وضعیت ارگونومیکی مشاغل می تواند اطلاعات ارزشمندی در زمینه اتخاذ تدابیر پیشگیری، برنامه های آموزشی، انجام معاینات کارگری در اختیار کارفرمایان و مسوولان ایمنی و بهداشت قرار دهد.
شقایق رحیمی کمال، جبرائیل نسل سراجی، ایرج محمدفام،
دوره 7، شماره 4 - ( 12-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: خطای انسانی اغلب در بروز حوادث، هم در عملکرد مستقیم و هم در طراحی های ضعیف، نقش مهمی بازی م یکند.
تمرکز این کار بر پیش بینی احتمالات خطای انسانی در هنگام فرآیند تجمع در شرایط اضطراری در تأسیسات تقویت فشار گاز می باشد.
برای Human Error Probability Index (HEPI) هدف از ارایه ی این مقاله توصیف مختصری از شاخص احتمال خطای انسانی
یند گردهمایی و تجمع در شرایط اضطراری تاسیسات تقویت فشار گاز است.
روش کار: با توجه به کمبود منابع اطلاعاتی در زمینه خطای انسانی و بخصوص داده های خطای انسانی برای تجمع در شرایط اضطراری
در تأسیسات تقویت فشار گاز، یک روش قضاوت کارشناسی به نام شاخص احتمال موفقیت به عنوان وسیله ای برای پیش بینی احتمالات
خطای انسانی تهیه شده است. دو سناریوی تجمع با شدت های مختلف (نشت گاز و آتش سوزی و انفجار) با جزییات مورد مطالعه قرار گرفت.
٣٤ نمودار مرجع، داده هایی را برای وزن و نرخ دهی به شش عامل شکل دهی عملکرد فراهم نمودند و در نهایت این داده ها با استفاده از روش
جهت محاسبه احتمال موفقیت برای ١٦ فعالیت تجمع از نقطه شروع تجمع Success Likelihood Index Methodology (SLIM)
پردازش شدند. فعالیت های فوق به ترتیب در قالب ٤ Temporary Safe Refuge(TSR) تا آخرین فعالیت در پناهگاه موقت ایمن
مرحله ی: آگاهی، ارزشیابی، خروج و بازیابی تقسیم بندی شده اند. ٦ عامل شکل دهی عملکرد که در این کار مورد توجه قرار گرفتند
عبارتند از: استرس، پیچیدگی کار، آموزش، تجربه، عامل رویداد و عامل های شرایط جوی.
نتایج: احتمال خطای انسانی در مرحله خروج از بقیه مرحله ها بیشتر بود و پس از آن در مرحله ارزشیابی، بیشترین احتمالات دیده شد و
کمترین احتمال خطا در مرحله ی آگاهی رخ داد.
می تواند جهت محدود نمودن فرصت ها برای رخداد خطای انسانی و (HEPI) نتیجه گیری: کاربرد شاخص احتمال خطای انسانی
کاهش شدت عواقب چنین خطاهایی از طریق تغییراتی در آموزش، طراحی، سامانه های ایمنی و دستورالعمل ها که در نتیجه آن قدرت
تحمل خطا در طراحی ها و یا عملیات بیشتر شود، مورد استفاده قرار گیرد.
مهدی قاسمی، جبرائیل نسل سراجی، سیدابوالفضل ذاکریان، محمد اژدری،
دوره 8، شماره 1 - ( 3-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه در بسیاری از محیط
های شغلی نظیر صنایع هستهای، نظامی و شیمیایی بروز یک خطای انسانی میتواند به یک فاجعه تبدیل شود. حوادث گوناگون در نقاط مختلف جهان شواهدی بر این مدعاست که از آن جمله میتوان به حادثه هستهای چرنوبیل درسال 1986، حادثه تری مایلند در سال 1979 و حادثه انفجار در صنایع شیمیایی فلیگسبورگ در سال 1974 نام برد. به همین دلیل شناسایی خطاهای انسانی بویژه در سیستم های حساس و پیچیده و پیش بینی راههای کنترلی، امری ضروری و اجتناب ناپذیر محسوب میشود.
روش کار: مطالعه حاضر یک پژوهش از نوع موردی محسوب می شود که در شرکت متانول زاگرس عسلویه و بخش های مرتبط با آن اجرا شده است. برای جمع آوری داده های لازم و تکمیل برگه های SHERPA از روش مشاهده، مصاحبه با متخصصین فرآیند، اپراتورهای اتاق کنترل، بررسی اسناد و مدارک فنی استفاده شده است.
نتایج: تجزیه وتحلیل برگه های کار SHERPA نشان داد که تعداد کل خطاهای انسانی شناسایی شده در وظایف شغلی مورد بحث 222 خطا می باشد که از این تعداد 62/48% خطا از نوع عملکردی, 97/31% خطا از نوع بازدیدی, 75/6% خطا از نوع بازیابی, 9/0% خطای انتخابی, و 7/11% خطا مربوط به تبادل اطلاعات بوده است.
نتیجه گیری: در نهایت می توان این نتیجه را استنباط نمود که این روش در صنایع مختلف بخصوص صنایع شیمیایی قابل اجرا بوده و در شناسایی خطاهای انسانی که می تواند خطرات و حوادثی را در پی داشته باشد، بسیار مفید و موثر می باشد.
محسن محمدی، عادل مظلومی، جبرائیل نسل سراجی، حجت زراعتی،
دوره 11، شماره 2 - ( 8-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از مهمترین مشکلات کار در بخشهای ویژه، بالا بودن بار کاری است. بار کاری زیاد منجر به افزایش خطاهای انسانی، کاهش کیفیت و ایمنی ارائه مراقبت و کاهش کیفیت زندگی کاری پرستار میشود. هدف از این مطالعه ارائه ابزار مناسب، معتبر و پایاست که ضمن ارزیابی بار کار ذهنی پرستاران بخشهای ویژه بتواند عوامل ایجاد کننده که بصورت موقعیتی باعث بوجود آمدن بار کاری میشود را شناسایی کند.
روشکار: این مطالعه در 2 مرحله انجام گرفت: 1-تعیین اعتبار صوری و پایایی روش NASA-TLX (جهت ارزیابی بار کار) بوسیله روش Backward Translation و روش آلفای کرونباخ. 2- مرحله طراحی پرسشنامه شناسایی موانع و عوامل تسهیل کننده عملکرد از طریق مصاحبه و انجام مطالعه پایلوت .
نتایج: اعتبار صوری و پایایی روش NASA-TLX مورد تایید قرار گرفت (897/0= α ). پرسشنامه شناسایی موانع و عوامل تسهیل کننده عملکرد پرستاران در بخشهای ویژه در10 حیطه و 53 سوال و با مناسبت 97 درصد و شفافیت 96 درصد ارائه گردید . در مجموع 90 درصد پرستاران جامعیت کلی پرسشنامه را بسیار جامع و جامع ارزیابی نمودند.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج بدست آمده، میتوان از روش NASA-TLX و پرسشنامه موانع و عوامل تسهیل کننده عملکرد جهت ارزیابی بار کاری پرستاران بخشهای ویژه استفاده نمود.
محسن حدادی، سید ابوالفضل ذاکریان، محمود محمودی، جبرائیل نسل سراجی، زهره پارسا یکتا، ابوالفضل علی یاری،
دوره 12، شماره 1 - ( 2-1393 )
چکیده
زمینه و هدف : یک ابزار تشخیصی برای بیماری سندرم خستگی مزمن، پرسشنامه سندرم خستگی مزمن است که برای موارد تحقیقاتی و بررسی های بالینی بالینی ابداع شده تا بتوان بعنوان یک ابزار پایشگر، مبتلایان را با استفاده از آن مدیریت کرد. پرسشنامه سندرم خستگی مزمن بسیار جامع است و با استفاده از روش خود اظهاری، تمامی موارد داخلی و خارجی را با توجه به تعاریف موردی مرکز کنترل بیماری های امریکا تحت پوشش قرار می دهد. این ابزار همچنین سطوح فعالیت را در گذشته و حال ارزیابی می کند و علائم خستگی و ناخوشی را پس از فعالیت های معمول و روزانه، جهت اطمینان از این موارد، به خوبی ارزیابی می کند. هدف از این مطالعه ارزیابی پایایی و روایی تشخیصی پرسشنامه سندرم خستگی مزمن ( CFS ) Chronic Fatigue Syndrome Questionnaire است ( Bleijenberg 2009 ) .
روش کار : در بحث اعتبار محتوایی و روایی، پس از بررسی تحقیقات انجام گرفته، پرسشنامه سندرم خستگی مزمن تهیه شده توسط گروه روانشناسی دانشگاه دی پال انتخاب گردید و طی مکاتبه ای نسخه کاملی از پرسشنامه به همراه امتیاز بندی دریافت گردید. . پرسشنامه مورد نظر ترجمه شد، اعتبار محتوایی آن توسط 20 نفر از اساتید مربوطه بررسی گردید. از طرفی ترجمه مجدد از فارسی به انگلیسی برای مرجع تهیه کننده ارسال شد و با اصلاحاتی، اعتبار روایی آن نیز مورد تأیید قرار گرفت. سپس تعداد 30 پرستار برای تعیین پایایی پرسشنامه سندرم خستگی مزمن که در یک مرکز آموزشی و درمانی کار می کردند، انتخاب شدند. پرسشنامه تحت نظارت مدیریت مرکز و محقق و پس از توجیه کامل افراد شرکت کننده در پژوهش توسط محقق در بین آن ها توزیع و تکمیل گردید. این بررسی مجدداً پس از 15 روز انجام شد.
نتایج : این ابزار روایی و پایایی خوبی را از خود نشان داد. در بحث اعتبار محتوایی ترجمه فارسی این ابزار توسط 20 نفر از اساتید مرتبط داخلی بررسی گردید و اعتبار محتوایی آن با استفاده از نسبت و شاخص روایی محتوا CVR) و CVI ) مشخص شد و نتایج بهدست آمده (7/0 CVR= و 85/0 CVI= ) نشان دهنده اعتبار محتوایی خوبی است. با توجه به نتایج به دست آمده، در خصوص پایایی پرسشنامه CFS ، آلفای کرونباخ ارزیابی شده که نتایج، پایایی بسیار خوبی را برای پرسشنامه نشان داد. ضرایب پایایی دو مرحله آزمون ( ICC = Mixed & and Confidence Interval = 95% mouseover="function onmouseover()
{
msoCommentShow('_anchor_1','_com_1')
}" onmouseout="function onmouseout()
{
msoCommentHide('_com_1')
}" href="#_msocom_1">[H1] ) نیز ارتباط معنی دار سؤالات را به خوبی نشان داد. از طرفی ضریب همبستگی داخلی به دست آمده برای 8 معیار CFS ، همبستگی داخلی بالایی را نشان داد.
نتیجه گیری : این مطالعه پیشنهاد می کند که می توان از پرسشنامه CFS به عنوان یک ابزار مناسب و قابل اعتماد در تمام سطوح تحقیقاتی و بالینی استفاده نمود. استفاده از این ابزار می تواند در موارد زمینه ای و حتی معاینات در سطوح پیشرفته نیز مؤثر باشد، زیرا توانمندی و دقت کافی را در تشخیص افراد مبتلا به CFS دارد.