جستجو در مقالات منتشر شده


2 نتیجه برای کردبچه

مهتاب اشرفی خوزانی، سمیه شریفی نیا، پریوش کردبچه، سید جمال هاشمی، آذر برهمه، ساسان رضایی،
دوره 12، شماره 4 - ( 12-1393 )
چکیده

  زمینه و هدف: کاندیدا آلبیکنس شایع ترین پاتوژن قارچی کومنسال Commensal و یکی از اعضای میکرو فلور مخاطی از جمله دهان، واژن و دستگاه گوارش می باشد. این پاتوژن فرصت طلب می تواند باعث ایجاد عفونتهای جلدی-مخاطی تا سیستمیک در بیماران مستعد ، بسته به میزان ضعف سیستم ایمنی شود. همچنین شایع ترین ارگانیزم قارچی ایجاد کننده سپتی سمی با مرگ و میر100-50% می باشد. اشعه ماوراء بنفش یکی از اشعه­های الکترومغناطیسی می­باشد که در طول موج nm 400-100 نانو متر قرار دارد و اثرات مختلفی چون کشندگی، وقفه در رشد، کاهش سنتز پروتئینها و اسیدهای نوکلئیک و ایجاد موتاسیون در سلولهای پروکاریوت ویوکاریوت دارد. در مطالعات گذشته اثرات اشعه UV بر C. albicans بررسی شده است که در بیشتر موارد میزان کشندگی، قدرت مهار رشد، و تغییر فنوتیپی بر روی قارچ مورد بررسی قرار گرفته است. در مطالعه حاضر سعی شده است که اثر اشعه UV-B بر رشد، تولید کلامیدوکنیدی، میزان جذب قندها در C.albicans و نیز بیماریزایی آن در موش بررسی شود .

  روش کار: C.albicans در محیط SC کشت داده شد و بعد از 24 ساعت انکوباسیون در دمای 30 درجه سانتیگراد در گروه­های مجزا به مدت 20,15,10,5 دقیقه در طول موج nm 302 تحت تابش اشعه UV-B قرار گرفت و سپس از سلول­های مخمری تحت تاثیر اشعه و کنترل جهت انجام آزمایش­های ذکر شده در بالا استفاده گردید.

  نتیجه گیری: نتایج بدست آمده نمایانگر این بود که بعد از فواصل زمانی24، 48 و72 ساعت از زمان اشعه دهی رشد قارچ کاهش یافت و بیشترین میزان آن درزمان20 دقیقه دیده شد. از نظر جذب قندها هیچ تفاوتی بین C. albicans اشعه دیده و کنترل مشاهده نشد . تابش اشعه، تولید کلامیدو کنیدی را در کاندیدا آلبیکنس مهار کرده بود که این مهار با افزایش زمان پرتو دهی افزایش می­یافت. بطوریکه پس از زمان 20 دقیقه اشعه د هی کلامیدو کنیدی دیده نشد ولی در سایر فواصل زمانی بسته به زمان پرتودهی، تعداد کمتری کلامیدو کنیدی نسبت به کنترل ایجاد شده بود. قدرت تولید لوله زایا در کاندیدا آلبیکنس های اشعه دیده افزایش یافت. این افزایش، نسبت مستقیمی با زمان تابش اشعه نشان داد. در آزمایش بیماریزایی در موش تفاوت معنی داری ما بین سلول­های اشعه دیده و سلول­های کنترل مشاهده نگردید. بین ملکول­های DNA استخراج شده ازکاندیدا آلبیکنس های تحت تاثیر اشعه و کنترل،هیچ تفاوتی از نظر سایز و تعداد و اندازه باند برروی ژل آگارز1% مشاهده نشد


ساناز نرگسی، پریوش کردبچه، شیرین فره یار، فاطمه نوربخش، ساسان رضایی،
دوره 14، شماره 3 - ( 9-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: بررسی ژن های دخیل در بیماریزایی آسپرژیلوس فومیگاتوس و شناسایی عوامل ضد قارچی جایگزین، با توجه به موارد روز افزون مقاومت های دارویی ایجاد شده نسبت به آن، همواره مورد لزوم بوده است. هدف از این مطالعه بررسی اثر دیکلوفناک سدیم بر رشد و بیان ژن sidB در آسپرژیلوس فومیگاتوس می باشد.

روش کار: در این پژوهش، پس از کشت آسپرژیلوس فومیگاتوس و تهیه سوسپانسیون قارچی، حداقل غلظت مهار کنندگی دیکلوفناک سدیم، تحت غلظت های µg/ml 1000-25 تعیین گردید. سپس، استخراج RNA از سوسپانسیون قارچی تحت غلظت های 700،500 و  µg/ml900 از دارو انجام گرفت. در نهایت میزان بیان ژن با سنجش سطوح مختلف mRNA-sidB بوسیله روش Real-time PCR بررسی گردید.

نتایج : مشاهده گردید که با افزایش غلظت دیکلوفناک سدیم، میزان تولید میسلیوم کاهش می یابد و دارو درغلظت های بالاتر از       µg /ml 500، اثر مهاری قابل توجهی بر رشد آسپرژیلوس فومیگاتوس داشته است.

نتیجه گیری: یافته های حاصل از این پژوهش نشان میدهند، دیکلوفناک سدیم میتواند سبب کاهش شدید میزان رشد آسپرژیلوس فومیگاتوس شود. بر این مبنا، می توان آن را یکی از عوامل دارویی موثر بر مهار رشد آسپرژیلوس فومیگاتوس در نظر گرفت.



صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه دانشکده بهداشت و انستیتو تحقیقات بهداشتی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb