متعاقب ادغام معاونت های بهداشتی و درمان و دارو در سطح وزارتخانه و ایجاد معاونت جدید سلامت، بحث ضرورت ادغام این معاونت ها در سطح دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی تهران نیز مطرح شده بود. در این تحقیق نظرات و دیدگاه های صاحب نظران مختلف پیرامون جنبه های مختلف این امر بررسی و جمع بندی گردیده است. پژوهش از نوع دلفی بوده و در آن از دیدگاه های صاحب نظران، محققان، مدیران و کارشناسان داخل و خارج دانشگاه استفاده شده است. در مجموع از 52 نفر بعنوان صاحب نظر جهت شرکت در مطالعه دعوت بعمل آمد که از این میان 42 نفر در مطالعه شرکت کردند. انتخاب صاحب نظران با استفاده از روش Expert panel صورت پذیرفت. مطالعه در سه دور انجام شد و در دور سوم توافق بین شرکت کنندگان و تعیین دیدگاه آنان نسبت به جنبه های مختلف ضرورت و امکان ادغام مورد سنجش قرار گرفت. برای سنجش توافق از روش لیکرت استفاده شد و چنانچه حداقل دو سوم صاحب نظران با موضوعی موافقت یا مخالفت داشتند بعنوان اتفاق نظر در زمینه فوق درنظر گرفته شد. در نهایت در 27 مورد از مجموع 36 موردی که در دور نهایی مطرح شده بود توافق نسبی حاصل شد. شرکت کنندگان در مجموع با ضرورت ادغام موافقت داشته و در خصوص جنبه های مختلف آن مهمترین یافته ها عبارت بود از: ادغام از نقطه نظرهای سنخیت وظایف دو حوزه، تقویت تفکر جامعه نگری، تجربه انحلال سازمان های منطقه ای بهداشت و درمان، افزایش بهره وری، همسویی با وزارت بهداشت، افزایش کیفیت، اصلاح ساختار اداری ضرورت داشته و مشکلاتی از نظر شیفت منابع بطرف درمان و نیز کاهش سهم بهداشت و درمان بعلت کاهش تعداد نمایندگان آن در هیات رئیسه رخ نخواهد داد. همچنین شرکت کنندگان در خصوص امکان ادغام به توافق نسبی مثبت دست یافته و معتقد بودند نگرش نیروی انسانی نسبت به ادغام، جامه نگر نبودن اساتید و دانشجویان پزشکی و مقدور نبودن ادغام در کلیه زمینه ها امکان ادغام را منتفی نمی سازد. در مورد تسهیل عمل دولت به تعهدات جهانی خود، تاثیر ادغام بر انگیزه نیروی انسانی، عدم توانایی سیستم مدیریت دانشگاه در برانگیختن انگیزه کارکنان برای ادغام، روشن نبودن اهداف ادغام و عدم امکان ادغام در تمام زمینه ها، توافق قابل ملاحظه ای بین شرکت کنندگان مشاهده نشد.
تصادفات جاده ای و ترافیکی یکی از شایعترین سوانح و حوادث است که سالانه جان بسیاری از مردم را در جهان به خطر می اندازد. در کشور ما نیز این مساله به صورت یک معضل و مشکل ویژه بهداشت و سلامت جامعه در آمده است به گونه ای که ایران به لحاظ تصادفات و سوانح جاده ای و ترافیکی به عنوان یکی از کشورهای دارای بیشترین موارد تصادف و مرگ و میر ناشی از آن معرفی شده است. عوامل انسانی به ویژه عملکرد رانندگان یکی از مهمترین علل سوانح رانندگی است. این مطالعه به منظور تعیین سطح آگاهی نگرش و عملکرد رانندگان در مورد مقررات راهنمایی و رانندگی در شهر تهران انجام گرفت. مطالعه حاضر به صورت مقطعی بر روی 220 نفر از رانندگان وسایل نقلیه در شهر تهران انجام شده است. نحوه نمونه گیری به صورت خوشه ای بود. هر خوشه مشتمل بر 10 راننده متوالی که از یک محل مشخص عبور می کردند. در نظر گرفته شد. برای تعیین ارتباط متغیرهای کیفی از آزمون کای دو و در صورت لزوم از شاخص نسبت شانس (OR) و حدود اطمینان آن استفاده شد. پایایی (Reliability) سوالات در هر حیطه با استفاده از شاخص آلفای کرونباخ مورد بررسی قرار گرفت. پایایی ساختاری (Construct Validity) سوالات در هر حیطه با استفاده از روش تجزیه تحلیل مولفه های اصلی (Principal Components Analysis) بررسی گردید. در مجموع 220 راننده مورد بررسی قرار گرفتند. به ترتیب 67.7%، 56.4% و 47.7% از افراد مورد بررسی دارای آگاهی، نگرش و عملکرد مناسب در زمینه مقررات راهنمایی و رانندگی بودند. پس از حذف اثر متغیر های مخدوش کننده (با استفاده از مدل رگرسیون لجستیک) آگاهی نگرش و عملکرد رانندگان در زمینه مقررات راهنمایی و رانندگی از نظر آماری دارای ارتباط معنی داری با یکدیگر نبودند. اما ارتباط آگاهی رانندگان مورد بررسی در مورد مقررات راهنمایی و رانندگی با سن آنها و ارتباط متغیرهای تحصیلات، وضعیت تاهل، شغل و نوع اتومبیل با عملکرد آنها از نظر آماری معنی دار بود. این مطالعه نشان داد در مجموع عملکرد رانندگان در شهر تهران در زمینه مقررات راهنمایی و رانندگی ضعیف است. با توجه به اهمیت نقش عوامل انسانی در وقوع سوانح و حوادث رانندگی بهترین و با صرفه ترین روش در کاهش وقوع این گونه حوادث مداخله و اصلاح عملکرد رانندگان است. گر چه به نظر نمی رسد شیوه های متداول آموزشی (آگاهی محور) توفیق چندانی در این مورد داشته باشند.
زمینه و هدف: در کشورمان در سال های اخیر به علت افزایش بی رویه تولید موتورسیکلت و پایین بودن نسبی قیمت آن بسیاری از خانواده ها و افراد به ویژه جوانان به آسانی می توانند نسبت به خرید و استفاده از آن اقدام نمایند. بنابراین استفاده از موتور سیکلت جهت رفت و آمدهای درون شهری افزایش چشمگیری یافته است. گرچه آمار دقیقی از بروز سوانح و حوادث ترافیکی مرتبط با موتورسواران در کشور موجود نیست. شواهد موجود حاکی از افزایش این نوع سوانح به ویژه در جوانان می باشد. بر این اساس محققین تصمیم گرفتند تا با توجه به اهمیت این مساله با انجام یک مطالعه مورد شاهدی عوامل خطر سوانح ترافیکی مرتبط به موتورسواران راتعیین نمایند.
روش کار: مطالعه حاضر بصورت مورد شاهدی انجام شد. در این طرح در گروه مورد واحد مطالعه هر موتورسوار صدمه دیده یا فوت شده در اثر سوانح رانندگی مرتبط با موتورسیکلت بود و به ازای هر مورد یک موتورسوار که در همان روز هفته از مکان رخداد تصادف عبور می کرد به عنوان شاهد به مطالعه وارد شد. حجم نمونه لازم برای هر گروه 198 نفر تعیین شد. در آنالیز تحلیلی برای تعیین ارتباط متغیرهای کیفی از آزمون کای دو و در صورت لزوم از شاخص OR و حدود اطمینان آن استفاده شد. در گروه مورد آدرس محل سکونت موتورسواران مجروح یا فوت شده در اثر سوانح رانندگی مرتبط با موتورسیکلت از طریق پرونده های آنها در مراکز پلیس راهنمایی و رانندگی استخراج شده و با مراجعه به محل سکونت آنها اطلاعات لازم جمع آوری شد. در گروه شاهد با هماهنگی مدیریت پلیس راهنمایی و رانندگی کاشان با همکاری افسران راهنمایی و رانندگی اطلاعات لازم جمع آوری شد.
نتایج: وقوع سوانح ترافیکی مرتبط با موتورسواران در رانندگان جوان (زیر 20 سال)، افراد همسردار، کارگران، رانندگان دارای تحصیلات ابتدایی، رانندگان بدون گواهینامه موتورسیکلت، رانندگان بدون گواهینامه اتومبیل، رانندگانی که از کلاه ایمنی استفاده نمی کنند، رانندگان دارای سابقه جریمه توسط پلیس، رانندگان دارای سابقه تصادف با موتورسیکلت، رانندگانی که حجم موتورسیکلت آنها 125cc و بیشتر بوده است، رانندگانی که خود مالک موتورسیکلت نبوده اند، رانندگانی که مدت بیشتری در یک شبانه روز رانندگی می کنند، رانندگانی که با سرعت بیشتری رانندگی می کنند بیشتر است. همچنین وقوع این سوانح در هوای ابری بیشتر است. پس از حذف اثر متغیرهای مخدوش کننده با استفاده از مدل رگرسیون لجستیک ارتباط معنی دار بین وضعیت تاهل، تحصیلات، دارا بودن گواهینامه موتورسیکلت و اتومبیل، عادت رانندگی در شب، مدت رانندگی در یک شبانه روز، سابقه تصادف با موتورسیکلت و وضعیت مالکیت موتورسیکلت و وقوع سانحه ترافیکی مشاهده می شود.
نتیجه گیری: با توجه به گسترش روز افزون تولید موتورسیکلت در کشور و رشد سریع استفاده از این وسیله نقلیه در نقاط مختلف کشور به ویژه مناطق گرمسیر و به تبع آن افزایش بار ترافیکی آن در معابر عمومی به ویژه معابر درون شهری، از نتایج این مطالعه می توان در طراحی بهتر برنامه های پیشگیری کننده از سوانح ترافیکی مرتبط با موتورسواران و ارتقای ایمنی معابر عمومی استفاده نمود.
زمینه و هدف
اپیدمیولوژیک مختلف انجام گرفته، به اثبات رسیده است
ذرات معلق زیاد بوده است، موارد پذیرش افرادی که دچار مشکلات قلبی‐ عروقی و تنفسی شده بوده اند، بیشتر بوده است
سایر اثرات مربوط به ذرات معلق مثل تأثیر در گرمایش جهانی، تخریب اموال، اثر بر گیاهان و اینکه مشکلات ناشی از ذرات یکی از
مسائل و مشکلات جهانی است، بنابراین در این مطالعه، غلظت اجزای مختلف ذرات معلق هوا مورد اندازه گیری قرار گرفت
: وجود ارتباط بین ذرات معلق هوا و بیماری های قلبی‐عروقی و تنفسی در اواسط قرن اخیر به وسیله ی مطالعات. بطوریکه شواهد نشان داده است که در روزهایی که آلودگی هوای ناشی از. با توجه به.در دو ایستگاه مختلف در بین ماه های بهمن ۱۳۸۵ تا خرداد
روش کار: در این مطالعه، غلظت ذرات معلق ( ۱۰ ۸۵ زیادی روزانه زمان خود را سپری کرده و حجم بالایی از هوای آلوده را استنشاق می کنند، ضمن اینکه مراکز علمی مهمی تهران ایستگاه ها نیز در نزدیکی پل نصر ( ۴ عصر مورد انداز هگیری قرار گرفت روی داده های حاصل از ایستگا ههای نمونه برداری همزمان، گویای وجود اختلاف معنی دار نتایج: نتایج آنالیز واریانس بین غلظت های اندازه گیری شده در دو ایستگاه مختلف نمونه برداری بود. در این بررسی مشخص شد که میانگین غلظت (p<۰/۰۵) ۲6 بوده و برای در ایستگاه شمار هی ۲ به ترتیب برابر ( نتیجه گیری: مقادیر اندازه گیری شده در هر دو ایستگاه نمونه برداری، کمتر از استانداردهای اولیه (روزانه) ملی هوای آزادEPA می باشد ولی بر اساس استاندارد (روزانه) جدید (PM۲/ و ۱۹۹۹ (برای ۵ (PM وضع شده در سا لهای ۱۹۸۷ (برای ۱۰ USEPA % نیز برای این دو ایستگاه محاسبه شد و مشاهده شد که برای ۱۰ درصد موارد کیفیت هوا غیر بهداشتی بوده است آلاینده ی مسئول بوده است که
روش کار: مطالعات ارزیابی اثرات بهداشت محیطی احداث شهرک صنعتی جوین، پس از جمع آوری و تجزیه و تحلیل اطلاعات با هدف بررسی آثار مثبت و منفی حاصل از احداث شهرک و ارائه راهکارهای مدیریتی کاهش اثرات سوء بهداشت محیطی با بهره گیری از روش ماتریس لئوپولد با انجام تغییرات در آن انجام شده است. در این مطالعه ابتدا وضعیت موجود بهداشت محیط منطقه مورد بررسی قرار گرفته است و سپس با تعیین گزینه های ارزیابی با توجه به نوع آلاینده های پیش بینی شده جهت شهرک مذکور به تفکیک فاز ساختمانی و بهرهبرداری ، اثرات احداث شهرک صنعتی جوین بر مؤلفه های بهداشت محیطی در سه محدوده بلافصل، تحت اثرات مستقیم و تحت اثرات غیرمستقیم و در دو فاصله زمانی کوتاه مدت و بلند مدت مورد بررسی قرار گرفته است.
نتایج: نتایج و دستاوردهای این مطالعه در دو گزینه عدم اجرا (اجرای پروژه بدون ملاحظات بهداشت محیطی) و گزینه اجرا (اجرای پروژه با اعمال روشهای کاهش اثرات سوء) به تفکیک فاز ساختمانی و بهره برداری بررسی و ارائه گردیده است که برآیند اثرات در گزینه عدم اجرای پروژه (791-) برآورد شده است و اجرای پروژه مردود اعلام میگردد و پس از تقلیل اثرات سوء گزینه اجرا با برآیند (252+) مورد پذیرش قرار گرفته است.
نتیجه گیری :با توجه به توسعه صنایع و افزایش جمعیت، و نیز اهمیت ارزیابی اثرات بهداشت محیطی در کاهش بیماریها هم اکنون و همزمان با فعالیت های امکان سنجی و پیش امکان سنجی پروژه های عمرانی، مطالعات ارزیابی اثرات بهداشت محیطی به عنوان یک پدیده مطالعاتی جدید در کشور و به عنوان یک مطالعه همگون ما بین وزارت بهداشت وسازمان حفاظت محیط زیست طراحی و برنامه ریزی گردد.
روش کار: بررسی حاضر با جمع آوری دادههای موارد انسانی، دامی و حیوان گزیدگی از بخش تحقیقات و مرکز رفرانس هاری انستیتو پاستور و آزمایشگاه تشخیص هاری در پژوهشکده آمل طی سالهای 2002 تا 2007 انجام گرفت. دادهها به کمک نرم افزار SPSS تحلیل و نقشههای پراکندگی به وسیله برنامه Arc GIS 9.2 ترسیم شد.
نتایج: در این دوره 6 ساله، از 670743 مورد گازگرفتگی در کشور، 63890 مورد (5/9%)در گلستان،25767 مورد (8/3 %) در مازندران و 22874 مورد (4/3 %) در گیلان بوده است. بیشترین توزیع مکانی گازگرفتگی در گلستان ،شهرستانهای آق قلا، بندر ترکمن، آزاد شهر و کلاله و در مازندران، گلوگاه، بهشهر، رامسر و نکا و در گیلان شفت، ماسال، سیاهکل و فومن میباشد. از 2312 مورد هاری دامی در کشور، 22/9% در گلستان، 4% در مازندران و 6/2% درگیلان گزارش گردید. بیشترین توزیع مکانی هاری دامی در گلستان شهرستان های گنبد کاووس، بندر ترکمن، گرگان و کلاله و در مازندران شهرستانهای بهشهر، نکا و چالوس و در گیلان شهرستانهای ماسال، فومن و رضوانشهر میباشد. سگ مهمترین ناقل (3/91%) برای انسان و سایر حیوانات بوده است. طی این سالها41 مورد مرگ انسانی در اثر هاری در سراسرکشور گزارش گردیده که2 مورد مرگ از مازندران میباشد.
نتیجه گیری: نتایج بررسی نشان میدهد که برنامههای کنترل و مراقبت بیشتری مورد نیاز است و میتواند به برنامهریزیهای آینده در مراکز کنترل و مراقبت بهداشتی کمک نماید.
| صفحه 1 از 1 |
کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه دانشکده بهداشت و انستیتو تحقیقات بهداشتی می باشد.
طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق
© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0
Designed & Developed by : Yektaweb

