جستجو در مقالات منتشر شده


کاربران عمومی فقط به فهرست مقالات منتشر شده دسترسی دارند.
10 نتیجه برای موضوع مقاله:

حمیده پیشوا، سلطان علی محبوب، پروین مهدی پور، محسن امینی، محمد رضا اشراقیان، سعید حسینی، مظاهر رحمانی، خسرو عبدی،
دوره 6، شماره 3 - ( 11-1387 )
چکیده

زمینه و هدف: ترکیب اسیدهای چرب پلاسما ، در افراد هیپرتری گلیسریدمیِ مبتلا به چاقی ویا افزایش وزن، افزایش می یابد. در این مطالعه ترکیب اسیدهای چرب پلاسمادر افراد هیپرتری گلیسریدمیِ چاق و یا افرادی که افزایش وزن داشتند ، با ژنوتیپهای مختلف FABP2 مورد مطالعه قرارگرفت.
روش کار: پلی مورفیسم ژنFABP2 و PPARα در46 فرد هیپرتری گلیسریدمی(33 مرد و13 زن)بین سنین 25 تا 60 سال ارجاع شده به مرکز بیماریهای غدد و متابولیسم بیمارستان شریعتی از مهرتا اسفند 1386 در تهران با روش PCR-RFLP تعیین شد. با استفاده از نمونه خون ناشتا( بعد از 14 ساعت ناشتا بودن)شاخص های چربی خون با روش آنزیمی، فتومتری و توربیدومتری وترکیب اسیدهای چرب پلاسما با روش رنگ نگاری( Gas Choromatography ) اندازه گیری شد. وزن و قد اندازه گیری و BMI محاسبه گردید.
نتایج: ارتباطی مثبت و به لحاظ آماری معنی دار بین سطوح اسیدهای چربِ اشباع (SFA) ، چنداشباع نشده ( PUFA)، ω-6 و ω-3 و اسیدهای چرب تام پلاسما با پلی مورفیسم پروتئینFABP2 وجود داشت( 001/0 p< ). به استثناء اسیدهای چربω-3 پلاسما (05/0 p< )، اختلاف معنی دار آماری ، بین ترکیب اسیدهای چرب پلاسما با پلی مورفیسم ژن PPARα وجود نداشت.
نتیجه گیری: در افراد هیپرتری گلیسریدمی چاق ویا مبتلا به اضافه وزن ترکیب اسیدهای چرب پلاسما درحاملین Thr54 نسبت به حاملینAla54 در ژنوتیپ FABP2 و در حاملین Val162 نسبت به حاملین Lue162 در ژنوتیپ PPARαمتفاوت می باشد. سطوح برخی از اسیدهای چرب در حاملین Thr54 و Val162نسبت به حاملین Ala54 و Lue162بیشتر و سطوح برخی دیگر از اسیدهای چرب کمتر می باشد. لیکن بالا بودن سطوح SFAو PUFAو ω-6وω-3 و اسیدهای چرب تام پلاسما در حاملین Thr54 نسبت به حاملین Ala54 بیشتر و نافذتر می باشد.
مصطفی فرح بخش، اکرم ذاکری، نویده خدایی،
دوره 6، شماره 3 - ( 11-1387 )
چکیده

زمینه و هدف: نظام اطلاعات سلامت شهرستان داده های خام را به اطلاعات مفید مدیریتی تبدیل می نماید. هدف اصلی نظام اطلاعات شهرستان ارتقای کیفیت خدمات سلامت ارائه شده در واحدهای ارائه خدمت است. این مطالعه برای بررسی وضعیت نظام اطلاعات مراقبتهای اولیه بهداشتی در سطح شهرستان طراحی و اجرا شد.
روش کار: 200 واحد ارائه خدمت به روش تصادفی سیستماتیک انتخاب و وضعیت محاسبه 47 شاخص کاربردی بااستفاده از پرسشنامه و توسط کارشناس مسئول آمار مرکز بهداشت استان بررسی شد .
نتایج:
بطور میانگین 9/41 درصد شاخصهای مورد مطالعه در هر واحد ارائه مراقبتهای اولیه بهداشتی محاسبه شده است. در سطح شهرستان 50 درصد پیامدهای و 6/5 درصد شاخصهای عملکردی مطالعه محاسبه شده است. در سطح شهرستان 79 درصد و در سطح واحدهای ارائه خدمت 66 درصد شاخصهای قابل استخراج از زیج حیاتی محاسبه شده است. در سطح شهرستان 97 فرم مراقبت بیماریها ، 35 فرم سلامت محیط، 21 فرم سلامت خانواده و 23 فرم در سایر موارد وجود داشت.
بحث و نتیجه گیری : طراحی فرایند استاندارد مدیریت اطلاعات و تدوین مجموعه شاخصهای کاربردی در سطوح ارائه خدمت و مرکز بهداشت شهرستان برای ارتقای عملکرد نظام اطلاعات سلامت در سطح شهرستان ضروری است.
محمد مسافری، محمد شاکر خطیبی، اکرم مهری بادلو،
دوره 8، شماره 4 - ( 12-1389 )
چکیده

زمینه و هدف: امروزه باکتری‌های هتروتروف به‌صورت شاخص شمارش بشقابی هتروتروف (HPC) به‌عنوان مکمل شاخص کلیفرم در کنترل کیفی آب مورد توجه قرار گرفته است. سازمان حفاظت محیط زیست آمریکا حداکثر مجاز تعداد باکتری‌های هتروتروف را در شبکه‌های توزیع cfu/mL 500 تعیین کرده است. نظر به اینکه تعیین باکتری‌های هتروتروف در آب آشامیدنی شهر تبریز جزء آزمایش‌های معمول نبوده و اطلاعات منتشر شده‌ای در این زمینه وجود ندارد لذا در این مطالعه، شاخص HPC در آب آشامیدنی شهر تبریز مورد بررسی قرار گرفته و مقادیر آن تعیین شده است.

روش کار: 50 نمونه آب از مناطق مختلف شهر تبریز، به‌گونه‌ای تهیه شد که کل شهر را پوشش دهد. نمونه‌ها  به‌صورت تصادفی و تحت شرایط استاندارد تهیه و از نظر شاخص HPC، کلیفرم، کلر باقی‌مانده، کدورت، دما و pH  مورد آزمایش قرار گرفتند. برای کشت باکتری‌های هتروتروف، از محیط‌های کشت R2A و نوترینت آگار استفاده شده و آزمایش HPC به‌روش پخش بشقابی انجام گرفت. آنالیز آماری نتایج بدست‌آمده، از طریق آزمون‌های آماری رگرسیون و  test  Tصورت گرفت.

نتایج: در 50% نمونه‌های برداشته شده از مناطق مختلف شهر، باکتری‌های هتروتروف مشاهده گردید. بر اساس نتایج شمارش باکتری، تعداد باکتری‌های هتروتروف در شش منطقه بالای cfu/mL  500 گزارش شد. نتایج نشان داد که شاخص HPC در شبکه آب شهر تبریز بر اساس محیط نوترینت آگار برابر cfu/mL 340 ± 184 و بر اساس محیط  R2Aبرابر cfu/mL 315 ± 154 بوده ضمن اینکه، در محیط کشت نوترینت آگار رشد بهتری مشاهده شد. بر اساس نتایج آنالیز آماری، ارتباط معنی‌داری بینHPC  و کلر باقی‌مانده در هر دو محیط کشت وجود داشت (برای نوترینت آگار 05/0 p < و 347/0- =  R، برای R2A، 05/0 p < و 312/0-=  R). همچنین، بین دو شاخص HPC  و pH ، ارتباط معنی‌داری وجود داشت طوری‌که، با افزایش pH  ، HPC نیز افزایش می‌یافت (01/0 p <). در نهایت، رابطه بین نتایج HPC  در دو محیط نوترینت آگار و R2A  کاملا معنی‌دار بود (01/0 p <؛ 95/0= R).

نتیجه‌گیری: حضور باکتری‌های هتروتروف در 50% از نمونه‌های مورد مطالعه نشان‌دهنده آن است که این باکتری‌ها در مناطق مختلف شبکه آب آشامیدنی شهر تبریز حضور دارند لذا، پایش 6 ماهه یا حداقل یک ساله شاخص HPC در کنار باکتری‌های کلیفرم و مقایسه نتایج پایش دوره‌های زمانی مختلف می‌تواند به شناسایی وضعیت شبکه توزیع آب و اصلاح وضعیت مناطق مشکل‌دار و اطمینان بیشتر از کیفیت آب آشامیدنی کمک نماید.


مهدی محبعلی، غلامحسین ادریسیان، محمدرضا شیرزادی، یاور حسینقلی زاده، محمدحسین پاشایی، اکبر گنجی، ذبیح الله زارعی، احمد کوشا، بهناز آخوندی، هما حجاران، حسین ملک افضلی،
دوره 9، شماره 2 - ( 8-1390 )
چکیده

زمینه و هدف: لیشمانیوز احشایی(کالاآزار) در صورت عدم تشخیص به موقع و درمان غیر اختصاصی تقریبا در تمام موارد منجر به مرگ بیمار می­شود. به منظور تشخیص سریع و زودهنگام ودرمان بموقع بیماران مبتلا به لیشمانیوز احشایی، نظام مراقبتی خاصی در مناطقی از شمال غرب ایران برقرارگردید تا تاثیر اقدامات انجام شده را در کاهش میزان بروز و مرگ و میر مشخص نماید.

روش کار: این مطالعه با در نظر گرفتن منطقه شاهد شروع شد و به مدت 6 سال به شکل فعال ادامه یافت، تمامی بچه­های زیر 12 سال شهرستان مشکین­شهر که دارای تب­های مداوم  بیش از 2 هفته، رنگ پریدگی و بزرگی شکم بودند (شهرستان مداخله) توسط بهورزان آموزش دیده، نمونه برداری شده ونمونه ­ها به آزمایشگاه کالاآزار مرکز بهداشت شهرستان مربوطه ارسال گردیدند و مورد آزمایش قرار می­گرفتند. افرادی که نتیجهDirect Agglutination Test (DAT) آنها مثبت (با عیارهای 1:3200 و بالاتر) و دارای علایم بالینی اشاره شده بودند، از نظر لیشمانیوز احشایی (کالاآزار) مثبت تلقی می­شدند و پس از انجام و تایید معاینات بالینی، تحت درمان با داروی گلوکانتیم قرار می­گرفتند. متعاقبا در روستاهای با موارد کالاآزار، بیماریابی فعال انجام می­گردید. جهت مقایسه نتایج، شهرستان اهر نیز به عنوان منطقه کنترل(شاهد) در نظر گرفته شد. در این شهرستان فقط بیماریابی غیر فعال (پاسیو) با استفاده از روش DAT انجام می­شد.

نتایج: میانگین بروز لیشمانیوز احشایی ازمیزان 88/1 در هر هزار نفر جمعیت بچه­های 12 سال و به پایین (قبل از شروع مطالعه) به میزان77/0 در هزار( پس از  انجام مداخله ) کاهش یافت. در حالی که در شهرستان شاهد از 11/0 در هزار (قبل از شروع مطالعه) به 23/0 در هزار( پس از  انجام مداخله) افزایش یافت (01/0p<). در مدت انجام این مطالعه میزان مرگ و میر ناشی از کالاآزار در بچه­های زیر 12 سال شهرستان تحت مداخله از 16/0 در هزار قبل از مداخله به 009/0 مورد در هزار پس از مداخله(به میزان حدود 17 برابر) کاهش یافت (01/0p<).

نتیجه گیری: با برقراری نظام مراقبت با روش سرولوژی DAT به جای پونکسیون مغز استخوان و ادغام آن در نظام خدمات اولیه بهداشتی، علاوه بر کاهش مرگ ومیر، می­توان میزان بروز را نیز در مناطق اندمیک بیماری به طور قابل ملاحظه­ای کاهش داد.


علی سلیمانی اسلامی، سعید دستگیری، علیرضا یعقوبی، بنفشه گلستان، شهین ایمانی، ناهید همتی، کورش هلاکویی نائینی،
دوره 9، شماره 3 - ( 12-1390 )
چکیده

زمینه و هدف: بروز تصلب شرایین و عوارض ناشی از آن در سنین پایین، سیر شدیدتر و پیشرونده­تری نسبت به بروز آن در افراد مسن دارد لذا با توجه به این تفاوت در سیر طبیعی بیماری در دو گروه افراد جوان و مسن مطالعه حاضر به منظور مقایسه عوامل خطر گرفتاری عروق کرونر قلبی در دو گروه افراد پایین و بالای 45 سال  انجام پذیرفت.

روش­ کار: تعداد 200 بیمار مبتلا به گرفتاری عروق کرونر قلبی زیر 45 سال  که شامل همه بیماران یاد شده از این گروه سنی در فاصله  سال­های 84 الی 86 می­شد و 400 بیمار مبتلا به همان بیماری با سن بالای 45 که از نظر سال و ماه بستری با گروه افراد زیر 45 سال همسان بودند به طریق نمونه­گیری تصادفی ساده انتخاب شدند و با استفاده از پرونده­های بیمارستانی اطلاعات سن، جنس، وضعیت تاهل، محل سکونت، سابقه مصرف سیگار، سابقه فشارخون بالا، سابقه دیابت، سابقه خانوادگی ابتلای زودرس به بیماری­های قلبی و عروقی به همراه اندازه قد، وزن، کلسترول، تری­گلیسرید،LDL  وHDL  کلسترول جمع­آوری گردید و داده­های مطالعه با استفاده از مدل رگرسیون لجستیک مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفت.

نتایج: در این مطالعـه سابقه مصـرف سیگار(54/2OR= ، 009/0=p )، کلستـرول بـالا (96/3OR= ، 006/0=p )، پایین بـودن HDL کلستـرول (53/5OR= ، 001/0>p ) و سابقـه خانـوادگی مثبت در ابتـلای زودرس به بیماری­هـای قلبـی و عـروقی(15/3OR= ، 009/0= p ) با گرفتاری عروق کرونر قلبی زیر 45 سال ارتباط معنی­داری داشتند.

نتیجه ­گیری: این مطالعه، مهمترین عوامل خطر مرتبط با گرفتاری عروق کرونر قلبی را در سنین پایین مصرف سیگار، سابقه خانوادگی ابتلای زودرس به  بیماری­های قلبی وعروقی، پایین بودن HDL کلسترول و بالابودن کلسترول به دست آورد.


محمد اصغری جعفرآبادی، محمد شاکرخطیبی، رضیه ازک، مسعود شاکری،
دوره 13، شماره 1 - ( 3-1394 )
چکیده

  زمینه و هدف: ارتباط آلودگی هوا و بیماری ‌ های مرتبط با آن در مطالعات متعددی گزارش شده است. با توجه به محدود بودن چنین مطالعاتی در نقاط شهری دارای آلودگی هوا در کشور، این مطالعه با هدف تعیین ارتباط بین آلاینده­های هوا و پذیرش بیمارستانی با علایم تنفسی در شهر تبریز انجام شده است.

  روش کار: این مطالعه با استفاده از روش مورد- متقاطع و مدل شبکه عصبی انجام شده است. داده ‌ های پذیرش بیمارستانی بر اساس کدهای ICD10 از 5 بیمارستان دارای بخش تنفسی، داده ‌ های آلاینده ‌ های هوا شامل NO ، NO2 ، NOX ، SO2 ، CO ، PM10 و O3 از ایستگاه ‌ های ثابت محیط زیست و داده ‌ های هواشناسی شامل رطوبت نسبی و دما به عنوان پارامترهای ورودی مدل استفاده شده است.

  نتایج: بر اساس نتایج ، آلاینده PM10 به عنوان مهم­ترین آلاینده موثر در پذیرش بیمارستانی با علایم تنفسی بوده طوری که، علاوه بر تاثیر در میزان پذیرش بیمارستانی آسم، در پذیرش عفونت­های تنفسی و COPD نیز دارای اولویت بوده است. بر این اساس، موثرترین آلاینده­های گازی بر پذیرش COPD شامل NO2 ، NO و CO ، پذیرش عفونت­های تنفسی شامل PM10 و آلاینده­های موثر بر پذیرش با علایم آسم شامل PM10 ، O3 و CO بوده­اند. این رابطه در مورد پذیرش COPD و آسم در بین زنان و عفونت­های تنفسی در بین مردان و در کل در افراد بالای 65 سال شدیدتر بوده است.

  نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان ‌ دهنده ارتباط معنی ‌ دار بین آلاینده ‌ های هوا و بیماری­های تنفسی در شهر تبریز بوده و می ‌ تواند بر ضرورت اجرای قوانین موجود با هدف کنترل و کاهش آلودگی هوا تاکید نماید.


الهام قیسوندی، حسن افتخار اردبیلی، کمال اعظم، محمدرضا وفا، مجتبی آزادبخت، توحید بابازاده، شادی فتحی زاده،
دوره 13، شماره 2 - ( 6-1394 )
چکیده

  مقدمه و هدف: شیر و فرآورده های لبنی بیشتر از50% کلسیم مورد نیاز بدن را در رژیم غذایی روزانه تامین می­کنند. به منظور ارتقای سلامت نوجوانان و پیشگیری از اثرات مخرب بیماری پوکی استخوان در بزرگسالی نیاز به اتخاذ تدابیر لازم برای افزایش مصرف شیر در بین نوجوانان می باشد. لذا این پژوهش با بهره گیری از نظریه رفتار برنامه ریزی شده به طراحی و اجرای یک برنامه آموزشی به منظور ارتقای مصرف شیر و لبنیات در بین دانش آموزان کلاس هشتم شهرستان کامیاران پرداخته شده است.

  روش کار: در این مطالعه نیمه تجربی که در سال 1393 صورت گرفت 168 دانش آموز کلاس هشتم شرکت کردند که بر اساس نمونه گیری خوشه­ای، به صورت تصادفی از بین 6 مدرسه، 2 مدرسه انتخاب گردید که یک مدرسه به عنوان گروه مداخله و مدرسه دیگر به عنوان گروه شاهد در نظر گرفته شد. دانش آموزان گروه مداخله طی 4 جلسه آموزشی، یک پمفلت و پوستر مرتبط با موضوع را دریافت نمودند. سنجش ها شامل سازه های نظریه رفتار برنامه ریزی شده، یادآمد 24 ساعته و بسامد دریافت شیر و لبنیات در طی 3 روز گذشته بود. کلیه شرکت کنندگان پرسشنامه ها را قبل از مداخله و 3 ماه بعد از مداخله تکمیل کردند. داده ها با استفاده از نرم افزار 18 SPSS و بر اساس آزمون های آماری کای دو، تی مستقل و تی زوجی مورد تحلیل قرار گرفتند.

  نتایج: میانگین نمره قصد رفتاری، نگرش ،کنترل رفتاری درک شده و هنجارهای انتزاعی پس از مداخله آموزشی در گروه آزمون به طور معنی داری افزایش یافت ) 001/0 p< ) .همچنین دریافت روزانه شیر و لبنیات 36/0 واحد در روز در گروه مداخله افزایش یافت( 001/0 p< ) .

  نتیجه گیری : با توجه به اثر بخشی و کم هزینه بودن این مداخله، به نظر می­رسد گسترش این برنامه می تواند به افزایش مصرف شیر و لبنیات در دانش آموزان منجر شود.


محمد عظیمی، یوسف ادیب، حسین مطلبی،
دوره 15، شماره 1 - ( 3-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: برنامه درسی آموزش بهداشت و ارتقای سلامت در ارتقای آگاهی و توسعه فرهنگ بهداشتی دانش آموزان اهمیت بسیاری دارد. هدف تحقیق این است تا یک برنامه آموزشی را که بتواند کلیه نیازهای ضروری آموزش بهداشت را در خود جای دهد تدوین نماید. 

روش کار: در این تحقیق از روش تحلیل محتوا "آنتروپی شانون" می باشد که پردازش داده ها را در  بحث تحلیل محتوا  با نگاه جدید و به صورت کمی و کیفی مطرح می کند. آنتروپی در نظریه اطلاعات، شاخصی است برای اندازه گیری عدم اطمینان که به وسیله، یک توزیع احتمال بیان می شود. محتوای طرح از نظر پاسخگو (متن کلیه کتب دوره ششم ابتدایی) و دوازده مؤلفه اصلی و 58 مولفه فرعی آموزش بهداشت و ارتقای سلامت  مورد بررسی قرار گرفت.

نتایج: نتایج تحلیل محتوای آنتروپی شانون نشان داد که بررسی کل 8 کتاب پایه ششم ابتدایی مولفه ی مربوط به سلامت روانی با 732 و  تحرک بدنی 735 مورد بیشترین فراوانی را به خود اختصاص داده و کمترین مقدار مربوط به کنترل و پیشگیری از بیماری ها با 6فراوانی است.

نتیجه گیری: در محتوای کتاب های درسی رسمی به برخی مؤلفه های آموزش سلامت کمتر و یا اصلاً توجهی نشده است، در حالی که سلامت مهم ترین عامل پیشرفت و ضامن بقای جامعه است. به طوری که طراحی، اجرا و اداره برنامه های توسعه در بعد بهداشت، بیش از هر عامل دیگری زیربنای مفاهیم پایه ای چون سلامت است.


مهدیه کیکاوس ایرانق، هادی پاشاپور، اعظم جعفری، خدیجه کشاورزیان، محمود خدامرادی، عباسعلی درستی، اصغر محمدپور اصل،
دوره 16، شماره 3 - ( 9-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: تدوین برنامه‌ مناسب برای پیشرفت، ارتقاء و حل مشکلات یک جامعه با شناخت واقعی از مشکلات آن جامعه میسر است. ارزیابی سلامت جامعه فرآیندی است که در طی آن پژوهشگران و اعضای جامعه با جمع‌آوری و تحلیل داده‌ها و تعیین نقاط قوت و ضعف، منابع و نیازهای جامعه، درکی درست از وضعیت نظام مراقبت سلامت، دلواپسی‌های جامعه به دست می‌آورند. شهر باسمنج در 10 کیلومتری شهر تبریز و در آستانه الحاق به این کلان‌شهر قرار دارد. این مقاله نتیجه ارزیابی جامعه این شهر است.
روش کار: این مطالعه بر اساس مدل 8 مرحله‌ای کارولینای شمالی در پاییز 1396 انجام شد. در این مدل فرآیند ارزیابی سلامت جامعه در ۸ مرحله انجام یافت. هفت مرحله‌ اول شامل شناسایی و اولویت‌بندی مشکلات شهر باسمنج و مرحله‌ی هشتم شامل تدوین برنامه‌های عملیاتی برای حل مشکل دارای اولویت منطقه می‌شد.
نتایج: در پایان مرحله اول این مطالعه نزدیک به 100 مشکل مختلف شناسایی شد و در مرحله بعد بر اساس اصول طبقه‌بندی Hanlon به ترتیب اعتیاد جوانان، مشکلات زباله شهری، سگ‌های ولگرد، آلودگی زیست‌محیطی کارخانه کلر پارس، کم‌عرض بودن خیابان اصلی، دامداری‌های داخل شهر، ازدواج سن پایین دختران، مشکل فاضلاب شهر، بیکاری جوانان و خود درمانی و مصرف بالای آنتی‌بیوتیک در مردم در لیست مشکلات اولویت‌دار منطقه قرار گرفت و از بین آن‌ها مشکل زباله‌های شهری بررسی اجمالی شد. عواملی چون عدم وجود برنامه‌های مدون کاهش و تفکیک زباله، آگاهی کم مردم در خصوص جمع‌آوری زباله، نبود سیستم مناسب فاضلاب شهری، عدم مشارکت مردم و بخش خصوصی در برنامه‌های جمع‌آوری و دفع زباله‌های شهری در ایجاد آن مؤثر شناسایی شدند.
نتیجه‌گیری: در این مطالعه طیف وسیعی از مشکلات اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی شناسایی شد. هرچند اولویت انتخابی برای بررسی بیشتر به مشکل زباله‌های شهری اختصاص یافت اما رفع تک‌تک این مشکلات نیازمند همفکری و مساعدت کلیه ارگان‌ها و سازمان‌های دولتی و مردمی می‌باشد.
فرهاد شکاری، هادی جلیلوند، اصغر محمدپور اصل،
دوره 20، شماره 2 - ( 6-1401 )
چکیده

زمینه و هدف: ارتقاء و پیشرفت سلامت اعضای یک جامعه، بر پایه‌ ارزیابی آن جامعه استوار است. این مطالعه در منطقه صوفیان از توابع شهرستان شبستر و با هدف شناسایی و الویت بندی مشکلات و نیازهای آن و با مشارکت مستقیم مردم انجام شد.
روش کار: این مطالعه یک مطالعه مقطعی بود که در سال 1398 در منطقه صوفیان انجام شد. این مطالعه بر اساس مدل ٨ مرحله‌ای کارولینای شمالی در سال ١٣٩8 انجام شد. در این مدل فرآیند ارزیابی سلامت جامعه در ٨ مرحله انجام گرفت. هفت مرحله اول شامل شناسایی و اولویت بندی مشکلات منطقه صوفیان و مرحله‌ی هشتم شامل تدوین برنامه‌های عملیاتی برای حل مشکل دارای اولویت منطقه بود.
نتایج. در این مطالعه در مجموع 23 مشکل مختلف شناسایی شد. پس از الویت بندی مشکلات به روش هانلون، ده مشکل اصلی و الویت‌دار به ترتیب عبارت بودند از ازدواج دختران در سنین کم (با نمره 01/21)، مصرف بی رویه کودهای شیمیایی در زمین‌های کشاورزی (89/20)، نبود درمانگاه تامین اجتماعی (51/20)، بیکاری (38/20)، ایجاد آلودگی جوی شدید ناشی از سوزاندن زباله‌های صنعتی (01/20)، انباشت زباله‌های شهری در سطح شهر (89/19)، سختی بالای آب شهر (76/19)، سند نداشتن زمین‌ها (63/19)، نبود واحد مشخص در شهرک صنعتی جهت تفکیک زباله‌ها (38/19) و عدم گازرسانی به مسکن مهر و آسفالت نبودن جاده آن (28/19). از بین این مشکلات، ازدواج دختران در سنین کم به عنوان مشکل اصلی و با الویت اول تعیین و بررسی های اجمالی روی آن صورت گرفت. بررسی ها نشان داد که حدود 43% از کل ازدواج های ثبت شده بین سال های 1393 تا نیمه اول سال 1400 در منطقه صوفیان به ازدواج دختران زیر 18 سال اختصاص دارد. عواملی مانند آگاهی کم خانواده دختران و خود دختران نسبت به پیامدهای ازدواج زود هنگام، پذیرش اجتماعی ازدواج در سنین کم در منطقه صوفیان و سواد پایین والدین در ایجاد و گسترش مشکل ازدواج دختران در سنین کم موثر شناسایی شدند.
نتیجه‌گیری: در مطالعه حاضر طیف وسیعی از مشکلات اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و بهداشتی شناسایی شدند. ازدواج دختران در سنین کم از مشکلات حائز اهمیت و دارای پیامدهای جدی است و لازم است در کنار راهکارهای حقوقی و قانونی، راهکارهای پژوهشی، علمی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی نیز مد نظر قرار گیرد.
 

صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه دانشکده بهداشت و انستیتو تحقیقات بهداشتی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb