جستجو در مقالات منتشر شده


کاربران عمومی فقط به فهرست مقالات منتشر شده دسترسی دارند.
9 نتیجه برای موضوع مقاله:

کیارش قزوینی، معصومه ملک جعفریان، محمد آموزگار،
دوره 5، شماره 4 - ( 12-1386 )
چکیده

زمینه و هدف: عفونتهای سوختگی بعنوان یک عفونت بیمارستانی، عامل مهمی در مرگ و میر بیماران و ناتوانیهای بعد از سوختگی محسوب می شود. از آنجایی که اطلاع از باکتری های شایع ایجاد کننده عفونت و الگوی مقاومت آنها نقش مهمی در پیشگیری و درمان سریع عفونتهای سوختگی دارد این مطالعه به منظور بررسی عفونتهای زخم سوختگی در بخش سوختگی بیمارستان دانشگاهی امام رضا(ع) شهر مشهد و تعیین الگوی مقاومت باکتری های جداشده نسبت به آنتی بیوتیکها طراحی و اجرا گردید.
روش کار: در این بررسی از 126 بیمار بستری در بخش سوختگی بیمارستان دانشگاهی امام رضا (ع) تعداد 344 نمونه گرفته شد و پس از شناسایی گونه باکتریهای موجود در نمونه ها، حساسیت این باکتری ها در برابر 14 آنتی بیوتیک مورد استفاده در بخش سوختگی با استفاده از روش Agar diffusion مورد بررسی قرار گرفت .
نتایج: نتایج نشان می دهد که 7/27 % از نمونه های گرفته شده در اولین پانسمان استریل بودند و به تدریج با افزایش آلودگی در هفته سوم فقط 5 % زخم ها استریل بودند. در این مطالعه بیشترین آلودگی مربوط به باکتری پسودوموناس آئروژینوزا (7/31%) می باشد. دربین آنتی بیوتیکهای مورد بررسی بیشترین مقاومت در مقابل آموکسی سیلین دیده شد و بیشترین حساسیت نسبت به سیپروفلوکساسین و ایمی پنم مشاهده شد.
نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نشان می دهد که بخصوص در مورد باسیلهای گرم منفی و استافیلوکوکوس اورئوس احتمال آلودگی بالایی وجود دارد که بکارگیری روشهای جدی پیشگیری از عفونت را ضرورتی انکار ناپذیر می نماید و در همین راستا برای درمان این عفونتها نیز بایستی در انتخاب داروی مناسب، آنتی بیوتیکهایی از قبیل سیپروفلوکساسین و ایمی پنم مدنظر باشد.
بهاره حاجی زاده، فاطمه صداقت، بهرام رشیدخانی، سهیلا میرزاییان، سید مجید معاشری، آناهیتا هوشیار راد، مصطفی میرقطبی،
دوره 10، شماره 1 - ( 4-1391 )
چکیده

زمینه و هدف: مطالعه حاضر به منظور بررسی رابطه عوامل تغذیه­ای با سرطان سلول­های سنگفرشی مری squamous-cell) carcinoma)  در استان کردستان انجام شد.

روش ­کار: در این مطالعه مورد- شاهدی، 47 بیمار مبتلا به سرطان سلول­های سنگفرشی مری (مورد) و 96 بیمار فاقد سرطان مری (شاهد) شرکت کردند. اطلاعات تغذیه­ای از طریق یک پرسشنامه معتبر نیمه کمی  مورد ارزیابی قرار گرفت.  برای تخمین  نسبت برتری (Odds Ratio) و فاصله اطمینان 95 درصد از رگرسیون لجستیک استفاده شد.

نتایج: میانگین نمای توده بدنی (3/25 در برابر 4/20) و سطح تحصیلات در گروه شاهد بالاتر بود. حال آنکه سابقه علائم رفلاکس و مصرف سیگار در گروه مورد بالاتر بود. در سهک (Tertile) سوم مصرف میوه­ها اثر محافظتی علیه سرطان سلول­های سنگفرشی مری مشاهده شد ( نسبت برتری 13/0 با فاصله اطمینان 95 درصد: 04/0 تا 45/0 و 001/0=p). در گروه میوه­ها، برای موز، کیوی و پرتغال ارتباط معکوسی مشاهده شد (pروند به ترتیب 03/0 ،02/0 و 01/0). اثر مصرف سبزی­ها روی سرطان سلول­های سنگفرشی مری معنی­دار نبود، ( نسبت برتری 66/0 با فاصله اطمینان 95درصد : 23/0 تا 87/1) گرچه در سهک سوم مصرف سبزی­ها کاهش خطر این نوع سرطان مشاهده شد. در مورد بقیه مواد غذایی رابطه معنی­داری مشاهده نشد.

نتیجه گیری: نتایج مطالعه حاضر ارتباط معکوس منحصراً بین مصرف میوه­ها و سرطان سلول­های سنگفرشی مری را نشان داد.


هدایت الله عسگری، مریم خیرمند، محسن روحانی، سمانه صدوقی، زینب ملک پور،
دوره 10، شماره 2 - ( 8-1391 )
چکیده

زمینه و هدف: رضایت شغلی عامل موثری در ابقای فرد در یک حرفه می­باشد و بر کامیابی و در نتیجه بازدهی انسان و ارتقای کیفیت خدمات مؤثر است و از سوی دیگر ابزاری در دست مدیران می­باشد تا در جهت حفظ و نگهداری کارکنان اقدام نمایند.این پژوهش با هدف تعیین رضایتمندی پزشکان و ماماهای شاغل در طرح پزشک خانواده انجام شده است.
روش کار: با یک مطالعه مقطعی- توصیفی تعداد 221 نفر پزشک و 144 نفر مامای شاغل در استان اصفهان مورد بررسی قرارگرفتند. ابزارگردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته که با نظر کارشناس خبره استاندارد و پایابی و روایی آن از طریق سنجش اعتبار محتوا و مطالعه راهنما تعیین شد.
نتایج: میانگین رضایتمندی پزشکان و ماماها 34/44% است که بیشترین رضایتمندی 65% از مکان ارایه خدمت و کمترین رضایتمندی6/30% از مسایل مالی بوده است. در رابطه با مسایل مالی، پزشکان ناراضی تر از ماماها بوده اند که می توان گفت رضایت با توجه به میزان حقوق ماهیانه افزایش داشته است. نتیجه گیری: با گذشت بیش از 4 سال از اجرای طرح پزشک خانواده میزان رضایتمندی پایین و لازم است در مورد میزان حقوق و نحوه پرداخت و نظام پرداخت مالی و ایجاد عوامل انگیزشی برای پزشکان و کاهش ساعات کاری ماماها و برقراری تناسب میزان حقوق پرداختی به آنها برنامه ریزی مجددی صورت پذیرد.
محسن شمس، هادی نیستانی، حسن ابراهیمی پور، حبیب ا... اسماعیلی، علی وفایی نجار، ملیحه نصرتی،
دوره 12، شماره 1 - ( 2-1393 )
چکیده

  زمینه و هدف: نقش ماموگرافی در تشخیص زودهنگام سرطان پستان در زنان شناخته شده و یکی از اقدامات مهم بخش سلامت ، ترغیب زنان به انجام دوره ای آن است. اقدمات آموزشی و اطلاع رسانی که تاکنون در این زمینه انجام شده ولی کمتر به موضوع به صرفه کردن انجام این آزمایش غربالگری توجه شده است. هدف این مطالعه بررسی تاثیر یک مداخله مبتنی بر الگوی بازاریابی اجتماعی برای ترغیب زنان روستایی شهرستان بجنورد به انجام ماموگرافی است.

  روش کار: در این مطالعه نیمه تجربی ، دو روستای تابع شهرستان بجنورد که از نظر ویژگی های جمعیتی شبیه به هم بودند ، مشخص و به صورت تصادفی روستاهای مداخله و مقایسه نام گرفتند. کلیه زنان بالای 35 سال ساکن این دو روستا که بالغ بر 343 نفر بودند (151 نفر در گروه مداخله و 192 نفر در گروه مقایسه) شناسایی شدند. برای دستیابی به ایده اولیه مداخله و شناسایی دیدگاه ها و نظرات زنان گروه هدف درباره ماموگرافی ، پژوهش تکوینی شامل یک پیمایش کمی (با تکمیل پرسشنامه سنجش نگرش زنان بر اساس الگوی باور سلامت) و یک مطالعه کیفی (با برگزاری چهار جلسه بحث گروهی متمرکز) انجام شد. براساس نتایج پژوهش تکوینی، مداخله رفتاری با تکیه بر کاهش موانع اصلی مورد نظر مشارکت کنندگان طراحی شد و به مدت چهار هفته در گروه مداخله به اجرا درآمد . در پایان هفته اول پس از پایان مداخله ، تعداد موارد ماموگرافی زنان دو روستا مشخص و مقایسه شد .

  نتایج: پیمایش کمی نشان داد که از بین سازه های الگوی باور سلامت ، میانگین امتیازات کسب شده از سؤالات وقت گیربودن ، هزینه بالا (از بین موانع درک شده) ؛ و نیز به یاد نداشتن انجام ماموگرافی ، و نگرانی از در معرض اشعه قرار گرفتن ، پایین تر از سایر موارد بود . در مطالعه کیفی نیز ، زنان بالا بودن هزینه انجام ماموگرافی و وقت گیر بودن ماموگرافی را از جمله عوامل اصلی در عدم استقبال از این آزمایش بیان کردند . پس از اجرای برنامه ، 1/48 درصد زنان واجد شرایط در گروه مداخله ، برای انجام ماموگرافی اقدام کردند در حالی که تغییری در تعداد موارد ماموگرافی در گروه مقایسه مشاهده نشد .

  نتیجه گیری: مداخلات آموزشی برای ترغیب زنان به انجام ماموگرافی کافی نیست و باید به موانع و نگرانی های ذهنی افراد نیز توجه کرد . یکی از راهکارهای اثربخش برای ترویج ایده ، رفتار یا خدمات ، شناسایی دیدگاه ها و نظرات گروه هدف و طراحی مداخلات مخاطب محور بر مبنای این دیدگاه هاست . به این ترتیب، پذیرش ایده یا رفتار مقرون به صرفه خواهد بود و استقبال از آن افزایش خواهد یافت.


محمد واحدیان شاهرودی، فاطمه صدقی، حبیب الله اسماعیلی، الهه لعل منفرد،
دوره 14، شماره 1 - ( 3-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: از دیدگاه سلامتی یکی از مهمترین مشکلات جامعه امروزی کاهش فعالیت بدنی مناسب در بین افراد می باشد. مشاوره پنج گام که بیان گر پنج اصل ضروری در یک مشاوره بهداشتی است که می تواند در ارتقاء رفتارهای بهداشتی، از جمله فعالیت بدنی در افراد مختلف نیز بکار گرفته شود . هدف از انجام این مطالعه تعیین تاثیر مداخله ی آموزشی مبتنی بر اصول مشاوره 5 گام و سازه مراحل تغییر بر ارتقاء فعالیت بدنی کارکنان زن شاغل در کارخانه جات شهرک صنعتی بود.

روش کار: در مطالعه مداخله ای شاهد دار حاضر تعداد 76 زن شاغل در کارخانجات شهرک صنعتی مشهد مورد بررسی قرار گرفتند که تعداد 36 نفر در گروه آزمون و 40 نفر در گروه کنترل قرار داشتند. جمع آوری اطلاعات از طریق پرسشنامه استاندارد مراحل تغییر فعالیت بدنی مارکوس و نیز پرسشنامه بین المللی استاندارد (IPAQ) International physical activity questioner که مربوط به میزان فعالیت بدنی در سه سطح شدید، متوسط و سبک می باشد، انجام گردید. داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل و 05/0>p از نظر آماری معنی دار تلقی شد.

نتایج: این تحقیق نشان داد قبل از انجام مشاوره اختلاف معنی دار بین گروه های مورد مطالعه از نظر مراحل تغییر و سطوح فعالیت بدنی وجود نداشت (05/0<p). اما پس از انجام مشاوره افزایش معنی داری در سطوح فعالیت بدنی و مراحل تغییر در گروه مداخله مشاهده گردید (001/0>p).

نتیجه گیری: انجام اصول مشاوره پنج گام در ارتقای فعالیت بدنی موثر است و می­تواند به عنوان یک استراتژی مناسب توسط متخصصین بهداشتی در مراکز و سازمان های ارائه دهنده خدمات سلامت در ارتقای رفتارهای بهداشتی مورد استفاده قرار گیرد.


انسیه غیرتی، آرزو شعبانی فر، محبوبه اخلاقی، نوشین پیمان،
دوره 14، شماره 3 - ( 9-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: ارتباط یکی از قدیمی ترین و در عین حال عالی ترین دستاوردهای بشری و زمینه ساز زندگی اجتماعی ماست. پژوهش های انجام شده نشان داده اند عواملی نظیر عزت نفس، مهارت¬های بین فردی، برقراری ارتباط مطلوب، تعیین هدف و شناسایی ارزش های فردی در پیشگیری و کاهش ابتلای افراد به انواع ناهنجاریهای رفتاری و اختلالات روانی(مانند اضطراب، افسردگی و ...) و افزایش سلامت روان نقش موثری دارند. بدین منظور برآن شدیم تا رابطه مهارتهای ارتباطی و سلامت روان را در دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی مشهد بررسی نماییم.

روش کار: مقاله حاضر، حاصل یک مطالعه مقطعی تحلیلی در سال 1390 می باشد. جامعه آماری این پژوهش کلیه دانشجویان مشغول به تحصیل در دانشگاه علوم پزشکی مشهد بود. 210 دانشجو با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای انتخاب و پس از اخذ رضایت نامه آگاهانه به منظور بررسی رابطه مهارتهای ارتباطی و سلامت روان مورد بررسی قرار گرفتند. در این پژوهش از دو آزمون مهارتهای ارتباطی و سلامت عمومی به عنوان ابزار جمع آوری اطلاعات استفاده شد. برای توصیف داده ها از نمودارها و جداول آماری و برای انالیز از آزمون کروسکال والیس، من ویتنی و کای دو استفاده شد. نرم افزار مورد استفاده SPSS 16 و سطح معنی داری در تمامی آزمونها 5 درصد است. برای بررسی همبستگی متغیرها از ضریب همبستگی اسپیرمن استفاده شده است.

نتایج: یافته های این پژوهش نشان داد که 61/9% از دانشجویان مشکوک به داشتن اختلال روانی بودند. آزمون ضریب همبستگی اسپیرمن نشان داد که سلامت روان با سن و مهارتهای درک پیام و بینش نسبت به فرآیند ارتباط و گوش دادن و قاطعیت در ارتباط، رابطه معنی داری نداشت. (0/727=p ) و (p=0/653) و (p=0/857) و (p=0/626) و (p=0/477) اما بین سلامت روان و مهارت کنترل عواطف همبستگی معنی داری مشاهده شد. (0/01=p) آزمون ضریب همبستگی اسپیرمن نشان داد که مهارتهای ارتباطی با سن و اختلال عملکرد اجتماعی ارتباطی ندارد. (p=0/228) و (p=0/074) اما بین مهارتهای ارتباطی و اضطراب و نشانگان جسمی و مقیاس افسردگی همبستگی معکوس معنی داری مشاهده گردید. (p=0/043) و (p=0/049) و (p=0/049). از نظر میانگین نمره مهارت­های ارتباطی در میان گروههای جنسیت، نوع رشته و مقطع تحصیلی، محل سکونت، وضعیت تاهل و وضعیت اشتغال تفاوت معنی داری مشاهده نشد (p=0/406) و (p=0/404) و (p=0/277) و (p=0/875) و (p=0/274). از نظر میانگین نمره سلامت روان در سه گروه وضعیت تاهل و جنسیت و رشته تحصیلی تفاوت معنی دار مشاهده شد (p=0/006) و (p=0/036) و (p<0/001) اما در متغیرهای مقطع تحصیلی، محل سکونت و وضعیت اشتغال تفاوت معنی داری وجود نداشت (p=0/080) و (p=0/951) و (p=0/978).

نتیجه گیری: با توجه به نتایج این پژوهش، انجام ارزیابی های روانشناختی دانشجویان و ارایه خدمات مشاوره ای و برگزاری کارگاه های آموزشی مهارتهای ارتباطی در جهت ارتقای سطح سلامت روانی دانشجویان توصیه می گردد.


سحر پیکانی، ناصر نصیری، حلیمه یعقوبی، داریوش بسطام، فاطمه دوست محمدی، محمد واحدیان شاهرودی،
دوره 16، شماره 4 - ( 12-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: کم کاری مادرزادی تیروئید شایع ترین اختلال دستگاه غدد درون ریز کودکان و یکی از علل عقب افتادگی ذهنی می باشد که تنها در صورت تشخیص و درمان به هنگام، قابل پیشگیری است. مطالعه حاضر با هدف بررسی شیوع کم کاری مادرزادی تیروئید در نوزادان غربالگری شده در شهر مشهد انجام گردید.
روش کار: در این مطالعه مقطعی 4484 نوزاد تازه متولد شده در شش ماهه اول سال 94 مورد بررسی قرار گرفتند. داده ها با استفاده از اطلاعات ثبت شده در فرم های غربالگری جمع آوری و با استفاده از آزمون های آماری و سطح معنی داری 5% مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
نتایج: تعداد 4484 نفر مورد بررسی قرار گرفتند که از بین آنها 51% پسر و 48% دختر بودند. میزان فراخوان 6/2% و شیوع هیپوتیروئیدی 1 در370 نوزاد برآورد شد. بین هیپوتیروئیدیسم و وزن هنگام تولد، تغذیه نوزاد، میزان غلظت TSH اولیه و میزان غلظت TSH وریدی رابطه آماری معنی داری وجود داشت.
نتیجه گیری: با توجه به میزان شیوع هیپوتیروئیدی در مشهد که برابر با شیوع کشوری و به طور قابل توجهی از مقادیر جهانی بالاتر است، برای شناسایی عوامل مرتبط با بیماری انجام پژوهش های جامع تر و همچنین طراحی مداخلات مناسب در راستای پیشگیری از بیماری ضروری به نظر می رسد.
احمد مهری، علی اکبر حسن پور، اکرم رباط جزی، مهرالسادات مهدی زاده،
دوره 19، شماره 2 - ( 6-1400 )
چکیده

زمینه و هدف: سرمایه اجتماعی از مولفه های اجتماعی تاثیرگذار بر پیامدهای سلامتی است که به عنوان یکی از عوامل مهم نابرابری‌های سلامت در میان جوامع مطرح است و از نگرانی‌های عمده نظام سلامت در حاشیه شهرهاست. هدف این مطالعه تعیین سرمایه اجتماعی و ارتباط آن با عوامل جمعیت شناختی و وضعیت سلامت درک شده در ساکنین حاشیه شهر مشهد در سال 99 بود.
روش کار: این مطالعه توصیفی تحلیلی با شرکت 300 نفر از ساکنین حاشیه شهر مشهد انجام شد که با روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها؛ سوالات دموگرافیک، وضعیت سلامت درک شده، و پرسشنامه سرمایه اجتماعی اونیکس و بولن بود. تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از آزمون های آماری تی مستقل، ضریب همبستگی پیرسون، تحلیل واریانس یک طرفه و رگرسیون خطی چندگانه با استفاده از نرم افزار SPSS 24  انجام شد.
نتایج: میانگین سن افراد 11± 6/34 سال و نمره سرمایه اجتماعی شرکت کنندگان 52/10± 63/53 بود. در بین حیطه‌های هشت گانه سرمایه اجتماعی، به ترتیب ارزش زندگی 7/17± 91/57 و مشارکت در جامعه محلی 28/15±28/44 بیشترین و کمترین میانگین نمره را کسب کردند. نتایج نشان داد جنسیت، تحصیلات و وضعیت سلامت درک شده، 23% از تغییرات سرمایه اجتماعی کل را پیش بینی می‌کنند (001/0>p).  
نتیجه گیری: در این مطالعه سطح سرمایه اجتماعی شرکت کنندگان مطالعه پایین بود و عوامل جمعیت شناختی و وضعیت سلامت با سرمایه اجتماعی ارتباط داشتند. ضروری است سیاستگذاران و برنامه ریزان سلامت به نقش این عوامل نوجه داشته باشند و مداخلات جامعه محور طراحی و اجرا کنند.
مریم نورآوران فیض آبادی، کورش هلاکویی نائینی، عباس رحیمی فروشانی، علی تقی پور،
دوره 19، شماره 4 - ( 12-1400 )
چکیده

زمینه و هدف: بیماری‌های قلبی عروقیCVD)) عامل بیشترین مرگ‌ومیر در جهان است و در سال 3/17میلیون نفر در اثر ابتلا به این بیماری جان خود را از دست می‌دهند که بیش از 75% از این مرگ‌ها در کشورهای کم و متوسط درآمد رخ می‌دهد. گرچه مطالعات گسترده­ای در تعیین عوامل خطر این بیماری­ها صورت گرفته اما مطالعات محدودی جهت بررسی این عوامل با روش چند سطحی صورت گرفته است. هدف از این مطالعه تعیین عوامل خطر بیماری قلبی عروقی با استفاده از رویکرد چندسطحی و مقایسه عملکرد رگرسیون لجستیک چند سطحی و معمولی در تعیین عوامل خطر بیماری قلبی عروقی در کارکنان دانشگاه علوم پزشکی مشهد با توجه به ساختار سلسله مراتبی داده ها می باشد.
روش کار: مطالعه حاضر به صورت موردی- شاهدی با 1091نمونه از مطالعه  همگروهی آینده نگر" PERSIAN cohort study in Mashhad University of Medical Sciences" در سال 1397 طراحی شد. گروه مورد152 نفر از افراد مبتلا به بیماری قلبی عروقی با تشخیص قطعی می باشند و 939 نفر از میان کارکنان، افرادی که تا آن زمان هم چنان به بیماری قلبی عروقی دچار نشده‌اند به ‌عنوان شاهد (Control) وارد مطالعه شده اند که هر دو گروه به صورت نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شده اند. بعد از جمع‌آوری اطلاعات، داده‌ها وارد نرم‌افزار Stata شد و مورد تجزیه ‌و تحلیل آماری قرار گرفت. جهت توصیف متغیرها از فراوانی و درصد و در تحلیل از آنالیز رگرسیون لجستیک تک سطحی و دو سطحی در سطــح 05/0= α استفاده شده است.
نتایج: آنالیز چندگانه نشان داد که متغیرهای پرفشاری خون، مصرف سیگار، قند خون ناشتا و کلسترول جزو عوامل خطر بیماری های قلبی عروقی محسوب شده و ارتباط معنی داری با این بیماری دارند. در مدل رگرسیون لجستیک دو سطحی، نسبت شانس ابتلا به بیماری قلبی عروقی در افراد مبتلا به پرفشاری خون 93/3 برابر افراد با فشار خون نرمال با فاصله اطمینان (28/6- 64/2) به دست آمد. خطر مذکور در افراد مصرف کننده سیگار (09/3-11/1)85/1برابر غیرسیگاری ها بود. همچنین، در افرادی که قندخون ناشتا آنها بالابود (دیابت ناشناخته/دیابت کنترل نشده)  نسبت شانس ابتلا به بیماریهای قلبی-عروقی (18/6- 18/1) 7/2 برابر افراد نرمال به دست آمد. متغیرهای نمایه توده بدنی، ابتلا به دیابت (کنترل شده یا نشده)، تری گلیسیرید از نظر آماری معنی­دار نبودند.
نتیجه گیری: در این مطالعه نشان داده شد که انتخاب مدل آماری می­تواند بر نتایج به دست آمده از یک مجموعه داده تاثیرگذار باشد. همچنین نتایج این مطالعه نشان دهنده شیوع بالای برخی عوامل خطرساز بیماری قلبی عروقی در کارکنان می باشد. نکته بسیار مهم در مطالعه فوق پایین بودن فعالیت فیزیکی کارکنان و بالتبع آن افزایش اضافه وزن و چاقی خواهد بود.
 

صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه دانشکده بهداشت و انستیتو تحقیقات بهداشتی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb