کاربران عمومی فقط به فهرست مقالات منتشر شده دسترسی دارند.
8 نتیجه برای موضوع مقاله:
شقایق رحیمی کمال، جبرائیل نسل سراجی، ایرج محمدفام،
دوره 7، شماره 4 - ( 12-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: خطای انسانی اغلب در بروز حوادث، هم در عملکرد مستقیم و هم در طراحی های ضعیف، نقش مهمی بازی م یکند.
تمرکز این کار بر پیش بینی احتمالات خطای انسانی در هنگام فرآیند تجمع در شرایط اضطراری در تأسیسات تقویت فشار گاز می باشد.
برای Human Error Probability Index (HEPI) هدف از ارایه ی این مقاله توصیف مختصری از شاخص احتمال خطای انسانی
یند گردهمایی و تجمع در شرایط اضطراری تاسیسات تقویت فشار گاز است.
روش کار: با توجه به کمبود منابع اطلاعاتی در زمینه خطای انسانی و بخصوص داده های خطای انسانی برای تجمع در شرایط اضطراری
در تأسیسات تقویت فشار گاز، یک روش قضاوت کارشناسی به نام شاخص احتمال موفقیت به عنوان وسیله ای برای پیش بینی احتمالات
خطای انسانی تهیه شده است. دو سناریوی تجمع با شدت های مختلف (نشت گاز و آتش سوزی و انفجار) با جزییات مورد مطالعه قرار گرفت.
٣٤ نمودار مرجع، داده هایی را برای وزن و نرخ دهی به شش عامل شکل دهی عملکرد فراهم نمودند و در نهایت این داده ها با استفاده از روش
جهت محاسبه احتمال موفقیت برای ١٦ فعالیت تجمع از نقطه شروع تجمع Success Likelihood Index Methodology (SLIM)
پردازش شدند. فعالیت های فوق به ترتیب در قالب ٤ Temporary Safe Refuge(TSR) تا آخرین فعالیت در پناهگاه موقت ایمن
مرحله ی: آگاهی، ارزشیابی، خروج و بازیابی تقسیم بندی شده اند. ٦ عامل شکل دهی عملکرد که در این کار مورد توجه قرار گرفتند
عبارتند از: استرس، پیچیدگی کار، آموزش، تجربه، عامل رویداد و عامل های شرایط جوی.
نتایج: احتمال خطای انسانی در مرحله خروج از بقیه مرحله ها بیشتر بود و پس از آن در مرحله ارزشیابی، بیشترین احتمالات دیده شد و
کمترین احتمال خطا در مرحله ی آگاهی رخ داد.
می تواند جهت محدود نمودن فرصت ها برای رخداد خطای انسانی و (HEPI) نتیجه گیری: کاربرد شاخص احتمال خطای انسانی
کاهش شدت عواقب چنین خطاهایی از طریق تغییراتی در آموزش، طراحی، سامانه های ایمنی و دستورالعمل ها که در نتیجه آن قدرت
تحمل خطا در طراحی ها و یا عملیات بیشتر شود، مورد استفاده قرار گیرد.
مسعود خداویسی، افسانه یعقوبی، سیدرضا برزو، محمود خداویسی،
دوره 8، شماره 4 - ( 12-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماری های قلبی عروقی علت عمده مرگ در جهان به شمار می روند. عوامل مختلفی از جمله تغییر در شیوه زندگی در میزان بروز این بیماری ها دخالت دارند. ریشه ی بیماری های قلبی عروقی به دوران کودکی بر می گردد بنابراین پیشگیری زود هنگام از بیماری های قلبی عروقی بهتر است از زمان کودکی و نوجوانی برای اصلاح عوامل خطر انجام شود.
روش کار: این پژوهش یک مطالعه توصیفی - مقطعی می باشد که با هدف تعیین شیوع عوامل خطر بیماری های قلبی- عروقی در سبک زندگی نوجوانان شهر همدان در سال 1386 انجام شده است. نمونه های پژوهش را 1000 نفر از نوجوانان شهر همدان تشکیل دادند که به روش نمونه گیری طبقه ای- خوشه ای انتخاب شدند. نتایج با استفاده از آمارتوصیفی ارایه گردید.
نتایج: یافته های پژوهش نشان داد که واحدهای مورد پژوهش دارای سابقه خانوادگی فشار خون بالا(1/23%)، دیابت(5/9%)، چربی خون بالا(3/23%) و سکته ی قلبی(5/13%) در خانواده ی خود بودند. یافته ها همچنین نشان داد که واحدهای مورد پژوهش دارای شاخص توده بدنی بالاتر از 25 کیلوگرم بر مترمربع (6/10%)، بدون پیاده روی(2/8%)، نداشتن فعالیت ورزشی (1/59%)، استفاده بیش از 5 ساعت کامپیوتر در روز (8/10%)، استفاده از تلویزیون بیش از 5 ساعت در روز(2/29%)، مصرف روغن های اشباع در خانواده (8/50%)، مصرف مواد لبنی پرچربی (1/33%)، استفاده از غذاهای آماده(6/48%)، استفاده از تنقلات(پفک و چیپس) (4/75%)، استفاده از روش سرخ کردن بعنوان متداول ترین شیوه پخت غذا در خانواده(9/35%)،مواجهه با دود سیگار بستگان نوجوان (7/67%)، استعمال سیگار در دوستان نوجوان (25%) و استعمال سیگار در خود نوجوان (4/3%) بودند.
نتیجه گیری: در این مطالعه مشخص گردید که اکثر نوجوانان در معرض یا مستعد انواع عوامل خطر بیماری های قلبی عروقی هستند با توجه به اهمیت این بیماری ها به نظر می رسد که باید اقدامات آموزشی وسیع و گسترده به منظور افزایش سطح آگاهی و سپس عملکرد مردم خصوصا نوجوانان در مورد پیشگیری اولیه از بیماری ها صورت پذیرد.
زهره رهائی، هاشم حشمتی، سید محمد مهدی هزاوه ای، اکبر حسن زاده،
دوره 9، شماره 1 - ( 5-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: این پژوهش با هدف تعیین ارتباط بین رفتار آموزشی رابطان و رفتارهای پیشگیری کننده خانواده ها بر اساس مدل بزنف اجرا شد.
روش کار: در این پژوهش توصیفی کلیه رابطان (60 نفر) مناطق آندمیک شهر یزد که به روش سرشماری انتخاب شدند، پرسشنامه محقق ساخته را طی مصاحبه تکمیل نمودند. از خانواده های تحت پوشش هر رابط نیز دو خانواده به طور تصادفی انتخاب شده و پرسشنامه توسط سرپرست خانواده (120 نفر) طی مصاحبه تکمیل شد. روایی و پایایی پرسشنامه مورد تأیید بود. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی انجام شد.
نتایج: آگاهی رابطان و نگرش آنها با نمره آگاهی خانواده ها ارتباط مستقیم داشت. قصد رفتار رابطان با رفتار خانواده ها همبستگی مستقیم داشت. همچنین بین عوامل قادر کننده رابطان با آگاهی، قصد، عوامل قادرکننده و رفتار خانواده ها و رفتار آموزشی رابطان با آگاهی، نگرش و رفتار خانواده ها همبستگی مستقیم مشاهده شد.
نتیجه گیری: با توجه به نقش رابطان در پیشگیری و بیماریابی و درمان بموقع لیشمانیوزها و از آنجا که دادن آگاهی به تنهایی نمی تواند رفتار آموزشی در رابطان ایجاد کند، فراهم کردن آموزش مؤثر، نگرش و عوامل قادرکننده برای رابطان، تأثیر قابل ملاحظه ای بر رفتار خانواده ها و کنترل لیشمانیوزها خواهد داشت.
عفت لعلی دستجردی، ایرج محمدفام،
دوره 10، شماره 1 - ( 4-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف این مطالعه، مقایسه دو روش " تحلیل سلسله مراتبی" )FTA (وTripod beta با استفاده از فرایند تحلیل سلسله مراتبی (AHP) جهت انتخاب روش برتر در تحلیل حوادث فاجعه بار در صنایع فولاد سازی (ایران) می باشد.
روش کار: این پژوهش درسه فاز اصلی انجام شده است. در فازاول دو حادثه فاجعه بار جهت تحلیل انتخاب و با استفاده از توانمندی های دو روش FTA و Tripod beta علل بروز آنها شناسایی گردیدند. در فاز دوم هفت معیار جهت مقایسه دو روش تعریف و در فاز سوم دو روش با استفاده از فرایند تحلیل سلسله مراتبی و بر اساس معیار های منتخب، وزن دهی و مورد مقایسه قرار گرفتند.
نتایج : نتایج این پژوهش نشان داد که معیار تعداد علل شناسایی شده با وزن 435/0دارای بالاترین وزن و بعد از آن به تر تیب توانایی کمی شدن با وزن 07/0، هزینه تحلیل با وزن 059/0، زمان مورد تحلیل حادثه با وزن 038/0، و نیاز به نرم افزار با وزن 036/0 قرار دارند.
نتیجه گیری: با در نظر گرفتن کلیه معیارهای منتخب روشFTA با وزن624/0 برتر از روش Tripod beta با وزن 35/0 شناخته شد.
افسانه متولی حقی، مهدی ناطق پور، مهدی محبعلی، حمید آذریان، یاور شریف زاده، لیلا فریور، هما حجاران، موسی متولی حقی،
دوره 13، شماره 3 - ( 9-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: ایجاد یک مخزن برای ذخیره سازی و حفظ انگل های مالاریا در شرایط حاضر که کشور درگیر برنامه های ملی حذف مالاریا می باشد می تواند امکان دسترسی به یک منبع غنی را به منظور دستیابی و استفاده بالقوه از ژن ها و پروتیئن های منتج از گونه های پلاسمودیوم های انسانی در اختیار پژوهشگران و محققان کشور قرار دهد. با توجه به کاهش روز افزون شمار مبتلایان به مالاریا در کشور لازم است هر چه سریعتر در گردآوری مجموعه پلاسمودیوم های موجود و بومی منطقه با شناسایی و ثبت ژن های متعلقه اقدام کرده تا زمینه برای مطالعات تکمیلی و کاربردی برای جامعه علمی کشور هموار گردد.
روش کار: پس از بیماریابی از مناطق اندمیک مالاریا، گسترش نازک و ضخیم تهیه ورنگ آمیزی گیمسا انجام گرفت. به منظور نگهداری طولانی مدت نمونه ها مونته و در آرشیو طبقه بندی شد. همچنین میزان 2 میلی لیترخون از افراد آلوده جمع آوری و کرایوپرزرویشن ایزوله ها انجام شد. بنا به اقتضا و در نظر گرفتن بودجه تعدادی از ایزوله ها جهت تعیین شاخص ژنتیکی MSP-1 با استفاده از روشهای ملکولی PCR و PCR-RFLP مورد بررسی قرار گرفتند. برای نمونههای پلاسمودیوم فالسیپاروم ذخیره شده تست حساسیت به دارو به طریقه درون تنی انجام و نتایج ثبت شد. جمع آوری و حفظ نمونهها در شرایط انجماد فعالیت مداوم بانک بوده و ادامه خواهد داشت.
نتایج: دست آورد های حاصل از این طرح شامل ذخیره 131 نمونه جمع آوری شده برای جامعه علمی کشورمی باشد که شامل 109 ایزوله پلاسمودیوم ویواکس، 19 ایزوله از پلاسمودیوم فالسیپاروم، و سه نمونه میکس بوده است. هر ایزوله ی حفظ شده دارای شناسنامه اختصاصی از جمله تعیین گونه، شمارش انگلی، ملیت، محل ابتلا می باشد. در طبقه بندی ژن MSP-1 برای نمونههای پلاسمودیوم ویواکس مجموع سه هاپلوتایپ مختلف شناسایی شد که بر اساس وزن باندهای ایجاد شده در اثر برش آنزیم PVU II به ترتیب شامل سه نوع هاپلوتایپ با فراوانی 6/20%، 2/41% و بالاخره 2/38% بود. در مورد ایزوله های پلاسمودیوم فالسیپاروم حفظ شده تست درون تنی (in vivo) نسبت به داروی خط اول درمان در کشور (آرتسونات- فانسیدار)، حساسیت کلیه ایزوله ها را نشان داد.
نتیجه گیری: انجام این پروژه استفاده از ذخایر حاضر را در قالب کار روتین امکان پذیر ساخت که در صورت کلون سازی تا مدتها قابل بهره برداری برای محققین علمی کشور می باشد.
سارا شاه آبادی، محمدرضا سعیدی، سید محمدمهدی هزاوه ای، سعید بشیریان، منوچهر کرمی، بهجت مرزبانی،
دوره 15، شماره 2 - ( 6-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماریهای قلبیعروقی یکی از دلایل مهم مرگومیر در دنیا بهحساب میآید. این مطالعه به منظور بررسی وضعیت عوامل خطر رفتاری (تغذیه نامناسب، کمتحرکی، مصرف سیگار و الکل) و غیررفتاری (استرس، قندخون بالا، چربیخون نامناسب و فشارخون بالا و چاقی) در بیماران قلبیعروقی بستری شده در بیمارستان قلب کرمانشاه انجام شد. این پژوهش یک مطالعه نیازسنجی بهمنظور طراحی مداخلات برای کاهش عوامل خطر بیماریهای قلبیعروقی بود.
روشکار: در این مطالعه مقطعی 402 نفر از بیماران مبتلا به تنگی عروق کرونر که برای اولینبار در بیمارستان امام علی (ع) شهر کرمانشاه بستری بودند مشارکت کردند. نمونهگیری به روش متوالی انجام شد. ابزار جمعآوری دادهها، نسخه ایرانی پرسشنامه STEP wise سازمان جهانی بهداشت و پرونده بیماران بود. آنالیز دادهها با استفاده از نرم افزار SPSS16 و آزمونهای آماری متناسب انجام شد.
نتایج: 4/60% شرکتکنندگان در مطالعه مرد بودند. میانگین و انحراف معیار سن بیماران بهترتیب 2/54 و 8/8 بود. 73% از بیماران وضعیت تغذیهای نامناسب داشتند، 5/46% کمتحرک بودند، 36% مردان در طی یکسال گذشته الکل مصرف کرده بودند و 1/26% همسیگاری بودند. 8/43% تحت استرس شدید و 3/49% مبتلا به دیابت بودند، 48% سابقه فشارخون بالا، 21% کلسترول بالا و 31% تریگلیسیرید بالا داشتند. 7/54% از بیماران دارای اضافه وزن و چاقی بوده و 61% چاقی شکمی داشتند.
نتیجهگیری: در این مطالعه مشخص شد که تغذیه نامطلوب نسبت به سایر عوامل خطر از شیوع بیشتری برخوردار است. چاقی، بهخصوص چاقی شکمی یک عاملخطر مهم در بیماران بود. همچنین اختلال قند خون شیوع بیشتری نسبت به اختلال چربی داشت.
مینا مرسلی، امین دوستی ایرانی،
دوره 20، شماره 4 - ( 12-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: تاکنون درمانهای دارویی مختلفی برای درمان چاقی معرفی شده است. در این مطالعه به مقایسه داروهای موجود برای درمان چاقی زنان مبتلا به سندرم پلیکیستیک تخمدان( (PCOS به صورت همزمان پرداخته شده است.
روشکار: این مطالعه به روش مرور سیستماتیک و متاآنالیز شبکه ای (NMA)انجام شد. پایگاههای اطلاعاتی عمده بینالمللی از جمله PubMed، Web of Science، Scopus، Cochrane Library و Embase تا مارس 2022 جستجو شدند. در این مطالعه فقط کارآزماییهای تصادفیسازی و کنترلشده (RCT) که مداخلات دارویی زنان مبتلا به سندرم پلیکیستیک تخمدان را با هم مقایسه میکردند، وارد مطالعه شدند. دو محقق مسئول غربالگری منابع بازیابی شده بودند. برای ارزیابی خطر سوگیری از ابزار کاکرین استفاده شد. فرض سازگاری توسط حلقه خاص و طراحی با رویکردهای تعامل درمان ارزیابی شد. تفاوت میانگین، بر اساس تجزیه و تحلیل از P-scoreبرای خلاصه کردن اثرات درمان در NMA استفاده شد. برای گزارش نتایج از مدل اثرات تصادفی استفاده شد. نتایج با فاصله اطمینان 95% (CI) گزارش شد. برای بررسی ناهمگنی مطالعات از آماره I2 استفاده شد.
نتایج: از 9335 مرجع بازیابی شده، 9 مطالعه RCT معیارهای واجد شرایط برای این مطالعه را داشتند. دو شبکه برای درمان چاقی در زنان مبتلا به سندرم پلی کیستیک تخمدان وجود داشت. (1.2) Liraglutide با [P-score=0/86,MD=-8/02(-20/99,4/94)] به عنوان بهترین درمان در شبکه اول و (120) Orlistatبا [P-score=0/88,MD=-3/49 (-5/17,-1/81)] به عنوان بهترین درمان در شبکه دوم بود.
نتیجهگیری: بر اساس نتایج این NMA به نظر میرسد (1.2) Liraglutide و(120) Orlistatبه عنوان بهترین درمان چاقی در زنان مبتلا به سندرم پلی کیستیک باشد.
مهدی احمدی، فرزاد امیری، زهرا نقیبی فر، محمد مهدی منصوری، آرمین نقی پور،
دوره 23، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: مصرف بیرویه آنتیبیوتیکها منجر به افزایش مقاومت دارویی باکتریها در بیماران مبتلا به زخم پای دیابتی میشود. بنابراین استفاده از ترکیبات طبیعی بعنوان مکمل داروهای شیمیایی میتواند در مدیریت عفونت زخمهای دیابتی موثر باشد. هدف این مطالعه تعیین اثربخشی مرهم ساریژ (ترکیبات طبیعی) بر بهبود زخم پای دیابتی دچار عفونت بود.
روشکار: مطالعه ی حاضر بصورت کارآزمایی بالینی تصادفی تکمرکزی بر بیماران مبتلا به زخم پای دیابتی بستری در بخش عفونی بیمارستان امام رضا (ع)-کرمانشاه انجام شد. برای تمامی بیماران نمونه کشت میکروبی به روش Punch برای زخم آنها انجام شد. نمونهگیری بهروش در دسترس و تخصیص آنها به دو گروه بهصورت تصادفی انجام شد. برای گروه کنترل رژیم آنتیبیوتیکی سیستمیک و پانسمان با دارونما انجام شد. در گروه مداخله علاوه بر آنتیبیوتیک سیستمیک از ترکیبات گیاهی ساریژ بعنوان مکمل استفاده شد.
نتایج: در این مطالعه 30 نفر با میانگین سنی 15/6±93/58 سال مورد بررسی قرار گرفت. مدت بستری بیماران در بیمارستان در گروه کنترل 06/3 ± 40/17 روز و در گروه مداخله 52/3±87/16 روز بود. همچنین مدت بهبودی بیماران در گروه کنترل 17/4±87/34 روز و در گروه مداخله 06/2 ± 40/27 روز بود. مرهم ساریژ بر مدت زمان بهبودی زخم پای دیابتی بیماران تاثیرگذار بود (001/0=p). نتیجهی کشت باکتریها پس از ترخیص منفی شد. عوارض قرمزی، ترشح و احساس درد در ناحیه زخم در دو گروه یکسان بود.
نتیجه گیری: براساس نتایج مطالعه مرهم ساریژ میتواند به عنوان مکمل در کنار درمانهای استاندارد برای کاهش زمان درمان و بهبود زخم ناشی از دیابت استفاده شود.