رابعه حسامی، رسول انتظار مهدی، حمیدرضا خلخالی، امید اثنی عشری،
دوره 17، شماره 1 - ( 3-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان معده پنجمین سرطان شایع و سومین علت مرگ ناشی از سرطان در جهان است. این سرطان همچنین رتبه اول و چهارم را به ترتیب در مردان و زنان ایرانی دارد. تعیین میزان بقاء و عوامل مؤثر بر آن، بار بیماری در جامعه و ارتباط بین عوامل مختلف با میزان بقاء را بررسی میکند و این مطالعه باهدف برآورد میزان بقاء و تعیین عوامل مؤثر بر آن در بیماران مبتلا به سرطان معده در استان آذربایجانغربی انجام گرفت.
روش کار: در این مطالعه 930 مورد بروز سرطان معده در سالهای 1390، 1391 و نیمه اول 1392 تحت بررسی قرار گرفت. جهت تعیین میزان بقا از روش کاپلان- مایر و مقایسه بین توابع بقا از آزمون لگرتبهای و مدلسازی دادهها از مدل مخاطره متناسب کاکس استفاده شد. آنالیز دادهها توسط نرمافزار Stata نسخه 11 انجام شد.
نتایج: میانگین سنی بیماران 49/12±4/66 سال و بیش از 69% بیماران مرد بودند. میزان بقا یک، سه و پنجساله به ترتیب 37%، 14% و 11 % به دست آمد. در آنالیز چند متغیره، متغیرهای سن (01/0p=) و متاستاز تومور (001/0p=) مهمترین عوامل پیشآگهی دهنده بقا بیماران بودند.
نتیجهگیری: میزان بقا بیماران مبتلا به سرطان معده در استان آذربایجان غربی بسیار پایین بود و بهطور معنیداری میزان بقا بالاتری در بیماران جوانتر و فاقد متاستاز دوردست تومور مشاهده شد.
فرزانه ولی زاده، افسانه کرامت،
دوره 17، شماره 2 - ( 6-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: اﻫﻤﻴﺖ ﺷﺎدﻛﺎﻣﻲ و بهزیستی در زﻧﺪﮔﻲ ﻓﺮدی و وﺟﻮد رﺿﺎﻳﺖ در زﻧﺪﮔﻲ زﻧﺎﺷﻮﻳﻲ از اﻫﻤﻴﺖ زﻳﺎدی ﺑﺮﺧﻮردار اﺳﺖ. ﺷﺎدﻛﺎﻣﻲ ﻳﻜﻲ از ﻣﻬﻢ ﺗﺮﻳﻦ ﻋﻮاﻣﻠﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﻮﺟﺐ اﺳﺘﺤﻜﺎم و ﭘﺎﻳﺪاری راﺑطه زﻧﺎﺷﻮﻳﻲ ﻣﻲﺷﻮد.
روش کار: در این مطالعه جستجو در بانک های اطلاعاتیMagiran Pubmed, Web of Science, IranDoc, SID, IranMedex,، با استفاده از کلید واژه فارسی وانگلیسی شادکامی، رضایت زناشویی، ایران، انجام شد. در جستجوی اولیه، 41 مقاله در دسترس قرار گرفت. پس از بررسی متن کامل مقالات، در نهایت 8 مقاله جهت انجام آنالیز انتخاب شدند. داده ها با استفاده از روش متاآنالیز ) مدل اثرات تصادفی( با هم ترکیب و با استفاده از نرم افزار Revmanمورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
نتایج : در 8 مقاله مورد بررسی که در فاصله سال های 96-88 انجام شده، تعداد 1563 نفر در این مطالعات شرکت کرده بودند. میانگین نمره پرسشنامه تکمیل شده شادکامی آکسفورد 3/57 و میانگین نمره پرسشنامه تکمیل شده رضایت زناشویی انریچ در این مطالعات2/137بوده است.
نتیجه گیری: نتایج تمامی مطالعات انجام شده نشان میدهد که بین شادکامی با رضایت زناشویی زوجین ایرانی همبستگی مثبت وجود دارد، لذا برنامه ها و آموزش های مناسب جهت بهبود تقویت عوامل زمینه ای امیدواری و شادکامی به منظور افزایش رضایت زندگی زوجین و کاهش اختلافات و طلاق ضروریست.
سید مهدی سیدزاده ثانی، احمد رفیع عبدالهی،
دوره 17، شماره 2 - ( 6-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: رفتار زورگویی یکی از مشکلات روز افزون در بین نوجوانان بسیاری از مدارس در سطح جهان میباشد، که اخیراً مورد توجه پژوهشگران حوزههای روانشناسی و حتی جرمشناسی به دو صورت قلدریسنتی و سایبری قرارگرفته است. پژوهش حاضر با هدف بررسی میزان قلدریسنتی و سایبری در بین نوجوانان دختر و پسر مقطع دبیرستان مدارس شهرهرات- افغانستان در سال 1396 در سه مقطع اول، دوم و سوم انجام شد.
روش کار: این مقاله با روش کمی و با شیوه نمونهگیری تصادفی با استفاده از ابزار پرسشنامه از جمله پرسشنامههای قلدری (BS)، پاتچین وهیندوجا، ایلی نویز وآلوئوس در بخشهای قلدریسنتی و سایبری با نرم افزارspss تحلیل شدند. نمونه پژوهش360 نفر از دانشآموزان مقاطع اول، دوم و سوم دبیرستانهای شهرهرات بودند.
نتایج: آزمونهای تعقیبی (کروسکال والیس ومن ویتنی) با سطح معنیداری کمتر 05/0 و01/0 نشان داد که میزان قلدریسنتی و سایبری در بین دانشآموزان پسر نسبت به دانشآموزان دختر بیشتر است. از طرفیدیگر میان قلدری سنتی و بعد اجتماعی بین مقاطع دهم- یازدهم و یازدهم- دوازدهم تفاوت معنی داری وجود دارد، میانگین قلدری سنتیکلاس یازدهم از دوکلاس دهم و دوازدهم کمتر است.
نتیجه گیری: نتایج پژوهش بیانگر این بود که دانشآموزانی که پدران آنها کشاورز هستند قلدری بیشتری نسبت به سایر مشاغل دارند. هم چنین شیوع قلدری در دانشآموزانیکه مادران آنها خانهدارند نسبت به دانشآموزانیکه مادران آنها شاغل هستند کمتر است. تحصیلات پدر در شیوع قلدری دانشآموزان تاثیر ندارد. بعلاوه نتایج تحقیق نشان داد که شیوع قلدری سایبری در بین دانشآموزانیکه مادران آنها از تحصیلات بیشتری برخوردارند نسبت به مادران بیسواد بیشتر است.
محمد مهدی سلطان دلال، روژین قهرمانی، عباس اخوان سپهی، زهرا رجبی،
دوره 17، شماره 2 - ( 6-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماری های منتقله از غذا یکی از مشکلات گسترده و رو به رشد در جوامع بشری است. از طرف دیگر مقاومت به عوامل ضد میکروبی یک معضل جهانی بوده و آگهی از الگوی مقاومت آنتی بیوتیکی میکروارگانیسمها برای درمان بیماریهای منتقله از غذا حائز اهمیت است. لذا هدف از این مطالعه تعیین فراوانی نسبی آلودگی نمونههای طغیان غذایی به شیگلا، تعیین سروتایپینگ و الگوی مقاومت آنتیبیوتیکی آن در ایران میباشد.
روش کار: این مطالعه از نوع توصیفی و در طی مدت سالهای94 و 1395 بر روی 239 طغیان منتقله از غذا که شامل 1012 نمونه (سواپ مدفوع اسهال) ارسال شده از استانهای مختلف ایران صورت گرفت. نمونههای جدا شده شیگلا از نظر کشت میکروبی، سروگروپینگ و آنتی بیوگرام مورد بررسی قرار گرفتند.
نتایج: از 1012 نمونه سواپ مدفوع 29جدایه شیگلا (86/2 %) به دست آمد. از میان استانها کردستان، اصفهان و سمنان با 6/20%، بیشترین طغیان های شیگلایی را به خود اختصاص دادند. بیشترین علائم بالینی مربوط به کرامپ شکمی، استفراغ، تهوع و اسهال غیر خونی بود. در این مطالعه شیوع شیگلا سونئی 16(2/55 %) و شیگلا فلکسنری 13 (8/44 %) به دست آمد. در این مطالعه مقاومت به سیپروفلوکساسین 4/3% گزارش گردید.
نتیجهگیری: با توجه به فراوانی طغیانهای مربوط به باکتری شیگلا در تابستان و گسترش مقاومت به سیپروفلوکساسین در این باکتریها، بررسی الگوی مقاومت دارویی آن ها در کاهش هزینههای مصرفی درمان و به کارگیری اقدامات لازم جهت کنترل و پیشگیری بیماری حائز اهمیت است.
نیره نمازی، امیر منصور علوی نائینی، فیروزه مصطفوی دارانی، زهرا برومندفر،
دوره 17، شماره 2 - ( 6-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین مراحل تغییر رفتار و فرآیندهای شناختی و رفتاری (الگوی فرانظری) در استفاده از تغذیه سالم در زنان میانسال دارای اضافه وزن انجام شد.
روش کار: پژوهش حاضر از نوع مطالعات توصیفی-تحلیلی است. نمونه پژوهش را 281 نفر از زنان میانسال با اضافه وزن مراجعه کننده به مراکز جامع سلامت شهر اصفهان تشکیل دادند. جمع آوری داده ها با پرسشگری و با استفاده از پرسشنامه ویژگی های فردی، مراحل تغییر رفتار و فرآیندهای شناختی و رفتاری و پرسشنامه بسامد خوراک 168 آیتمی انجام شده است و سپس اطلاعات وارد نرم افزارN4 و SPSS18 شد و با استفاده از آزمون های توصیفی و تحلیلی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
نتایج: 7/57% افراد در مرحله ی غیر فعال و 3/42% افراد در مرحله فعال قرار داشتند. تفاوت معنی داری با توجه به مراحل مختلف تغییر و استفاده از تمامی فرآیندهای تغییر رفتار وجود داشت (001/0p=) و آزمون تعقیبی بنفرونی صعودی بودن میزان استفاده از فرآیندهای شناختی و رفتاری را در طی مراحل تغییر رفتار در زمینه استفاده از تغذیه سالم نشان داد (001/0p<).
نتیجه گیری: اختلاف میانگین فرآیندهای تغییر در طی مراحل تغییر رفتار نشان از تاثیر این فرآیندها بر روی رفتار تغذیه ایی افراد است که توصیه می شود جهت تهیه آموزش برنامه های تغذیه ایی از مراحل و فرآیند های تغییر رفتار استفاده شود.
محمد خمرنیا، آرزو علینژاد رنجبر، مهدیه بخشی،
دوره 17، شماره 2 - ( 6-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: اﻋﺘﺒﺎرﺑﺨﺸﻲ ﻳﻜﻲ از اقدامات ﻣﻬﻢ در ارزﺷﻴﺎﺑﻲ ﺧﺪﻣﺎت ﺑﻬﺪاﺷﺘﻲ و درﻣـﺎﻧﻲ ﻣـﻲﺑﺎﺷـﺪ. اﻣﺮوزه ﻣﻮﺿﻮع اﻋﺘﺒﺎرﺑﺨﺸﻲ ﺑﺎ ﻫﺪف اﻳﺠﺎد و ارﺗﻘﺎی ﻓﺮﻫﻨﮓ اﻳﻤﻨﻲ و ﻛﻴﻔﻴﺖ ﻣﺮاﻗﺒﺖ از ﺑﻴﻤﺎر ﺟﺎﻳﮕﺎه ویژه ای ﻳﺎﻓﺘﻪ اﺳﺖ. لذا پژوهش حاضر با هدف تعیین تاثیر اعتباربخشی بر شاخص های کلیدی و عملکردی بیمارستان های دولتی شهر زاهدان قبل و بعد از اجرای آن انجام گردید.
روش کار: این مطالعه مقطعی به صورت توصیفی-تحلیلی و با هدف کاربردی در سال 1396 در بیمارستان های دولتی دانشگاه علوم پزشکی زاهدان (خاتم الانبیا و علی ابن ابیطالب) صورت گرفت. کلیه شاخص های کلیدی عملکرد بیمارستان دو سال قبل از اجرای اعتباربخشی (سال های١۳۹2-١۳۹1) و دو سال بعد از اجرای اعتباربخشی (سال های ١۳۹5-١۳۹4) در بیمارستان های مذکور بررسی شد. جهت جمع آوری داده ها از فرم طراحی شده مرتبط با اهداف مطالعه استفاده شد. برای ترسیم اطلاعات از آماره توصیفی، جداول و نمودارهای توصیفی استفاده شد.
نتایج: بر اساس نتایج مطالعه مدت اقامت بیماران پس از اجرای طرح اعتباربخشی در بیمارستان ها تاحدودی بهبود یافته و با کاهش ٥/۰روز به ٤ روز در سال ١۳۹٥رسیده است. میزان سزارین از ۲/٤۹% در سال ١۳۹١به ۸/٥۶ در سال ١۳۹٥رسیده است. درصد اشغال تخت به بالای ۹۰% در سال ١۳۹٥رسیده است. فاصله چرخش تخت ۳١/١% کاهش یافته و ترخیص با میل شخصی در سال ١۳۹٥ با کاهش ۹% نسبت به سال ١۳۹٤همراه بوده است. همچنین شاخص ترخیص با میل شخصی از اورژانس با کاهش ۷% همراه بوده است. قابل ذکر است که قبل و بعد از اعتبار بخشی تغییری در شاخص مرگ و میر خالص مشاهد نشد.
نتیجه گیری: اعتبار بخشی تاثیر نسبی مطلوبی بر شاخصهای عملکردی بیمارستان ها داشته است. البته ممکن است اجرای طرح تحول نظام سلامت نیز در این تاثیرگذاری نقش داشته باشد. در مجموع اجرای اعتباربخشی در بیمارستان های کشور می تواند موجب کاهش مشکلات در این بخش و ارائه خدمات با کیفیت بیشتر به مراجعین شود. همچنین برای اجرای بهتر این برنامه تاکید بر شاخص های مرگ و میر و میزان سزارین می تواند منجر به ارتقای عملکرد بیمارستان ها شود.
محمد ولایت زاده، آزیتا کوشافر،
دوره 17، شماره 2 - ( 6-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: این تحقیق در سال 1396 با هدف تعیین و مقایسه میزان فلزات سنگین روی، آهن، منگنز، مس، نیکل و وانادیوم در فصل تابستان در آب و رسوبات سطحی تالاب ناصری استان خوزستان انجام شد.
روش کار: نمونهبرداری از آب و رسوبات از سه منطقه شمالی، مرکزی و جنوبی تالاب ناصری در فصل تابستان انجام شد. جهت سنجش عناصر سنگین از روش طیفسنجی پلاسمای جفتشده القایی (ICP) و ترکیب آن با طیفسنجی جرمی (ICP-MS) به کمک دستگاهICP-OES مدل Varian 710-ES ساخت کشور آمریکا استفاده گردید.
نتایج: میانگین غلظت فلزات سنگین در آب تالاب ناصری در ایستگاه سوم بالاتر از ایستگاه اول و دوم به دست آمد. مقادیر روی، آهن، مس و وانادیوم در آب تالاب پایین تر از حد مجاز استانداردهای ملی و جهانی بود، اما میزان منگنز و نیکل بالاتر به دست آمد. میانگین غلظت فلزات مورد مطالعه به جز نیکل در رسوبات سطحی تالاب در ایستگاه دوم بالاتر از ایستگاه اول و سوم بود. نیکل در رسوبات ایستگاه سوم بالاتر به دست آمد.
نتیجهگیری: نتایج حاصل از محاسبه فاکتور آلودگی نشان داد فلزات سنگین روی، آهن، منگنز، نیکل، وانادیوم و مس در سطوح آلودگی کم طبقهبندی شدند. درجه آلودگی فلزات مورد مطالعه نیز نشان داد که آلودگی رسوبات تالاب ناصری در رده آلودگی کم بوده است. مقادیر درجه آلودگی اصلاح شده فلزات سنگین نشان دهنده آلودگی بسیار پایین رسوبات تالاب ناصری میباشد. خطر اکولوژیک فلزات روی، آهن، منگنز، نیکل، وانادیوم و مس در رده کم خطر بودند. مجموع ریسک اکولوژیک فلزات سنگین در ایستگاههای مورد مطالعه نیز در رده کم خطر طبقهبندی شدند.
سجاد دری کفرانی، عاطفه ذوالفقارنسب، فاطمه ترابی،
دوره 17، شماره 2 - ( 6-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: همگام با گسترش نظامهای سلامت، اهمیت مراقبتهای بهداشتی اولیه به عنوان اساس یک نظام سلامت کارآمد بیشتر نمایان شده و بهبود کیفیت خدمات ارائه شده در این سطح اهمیت بیشتری مییابد. در این راستا پژوهش حاضر سعی دارد تا الگوهای مورد استفاده جهت بهبود کیفیت مراقبتهای اولیه بهداشتی را گردآوری نماید.
روش کار: این پژوهش در قالب مرور سیستماتیک انجام شده است. جست و جوی پیشرفته در پایگاههای اطلاعاتی Web of Science, Scopus, Embase, PubMed, Cochrane, SID, Magiran, IranDoc, Google Scholar و در فیلدهای عنوان، چکیده و واژههای کلیدی انجامشد. معیارهای ورود مطالعه عبارت بودند از: داشتن نگرش جامع، تمرکز بر روی خدمات اولیه بهداشتی، زبان انگلیسی یا فارسی، منتشر شده در فاصله سال های 2018-2006. ارزیابی کیفیت مطالعات با استفاده از چک لیست Joanna Briggs Institute (JBI) انجام شد. دو پژوهشگر مستقل کار انتخاب مطالعات، استخراج دادهها و ارزیابی کیفیت مطالعات را انجام دادند و موارد اختلاف توسط پژوهشگر سوم برطرف شد.
نتایج: پس از غربالگری و بررسی معیارهای ورود 10095 مطالعه یافت شد، نهایتا11 مطالعه وارد پژوهش شد. کیفیت 4 مطالعه متوسط ارزیابی شده و مابقی از کیفیت بالایی برخوردار بودند. 2 مورد از مطالعات الگوهایی را برای بهبود کیفیت مراقبت های بهداشتی اولیه سلامت ارائه داده، 3 مورد اثربخشی ابزارهای بهبود کیفیت را ارزیابی کرده و 5 مورد نیز چارچوب های مفهومی را ارائه کرده بودند.
نتیجه گیری: در مجموع 8 نوع سیستم برای ارزیابی و بهبود کیفیت خدمات بهداشتی اولیه استخراج شد. مطالعات انجام شده پیرامونمراقبتهای اولیه بهداشتی در سطوح مختلف مراقبتفردی، حرفهای، کاربردی و سیاستگذاری ملی مورد استفاده قرارگرفتهاست و مدلها، ابزارها و چارچوبهای کاربردی را ارائه نموده که هریک با توجه به محدودیتها و امکانات ذکر شده میتواند بصورت جداگانه و یا ترکیبی برای موقعیتهای مختلف مورد استفاده قرار گیرد و پیامدهای سلامت را بهبود بخشد.
افضل اکبری بلوطبنگان، سیاوش طالع پسند، علی محمد رضایی، اسحق رحیمیان بوگر،
دوره 17، شماره 2 - ( 6-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: در سالهای اخیر رفتارهای قلدری در میان نوجوانان مدارس رو به افزایش بوده و نگرانیهایی را برای روانشناسان، معلمان و خانوادههای آنها در سراسر جهان به همراه داشته است. لذا استفاده از روشهای کنترل قلدری در مدارس حائز اهمیت است. از این رو هدف از پژوهش حاضر تاثیر برنامه آموزش کنترل قلدری بر رفتارهای ارتقاءدهنده سلامت نوجوانان قُلدر شهر تهران بود.
روش کار: جامعه آماری دانشآموزان 12 تا 17 ساله مدارس دولتی شهر تهران را شامل می شود. تعداد 40 نفر (20 نفر گروه کنترل و 20 نفر گروه آزمایش) به روش تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. با بهرهگیری از یک طرح آزمایشی پیشآزمون-پسآزمون و پیگیری یکماهه با گروه کنترل ابتدا پرسشنامههای قلدری هارتر و رفتارهای ارتقاءدهنده سلامت بر روی هر دو گروه اجرا شد و سپس کاربندی آزمایشی آموزش کنترل قلدری در 8 جلسه بر روی گروه آزمایش اجرا و بعد از اتمام جلسات پسآزمون برای هر دو گروه ارائه شد. پس از آن پیگیری یکماهه به اجرا درآمد. برای تحلیل دادهها از روش تحلیل واریانس چندمتغیری اندازهگیری مکرر به کمک نرمافزار SPSSV22 استفاده شد.
نتایج: یافتهها نشان داد که برنامه آموزشی کنترل قلدری به شیوه شناختی-رفتاری بر رفتارهای ارتقای سلامت بین دو گروه در سه مرحله ارزیابی تفاوت معنیداری ایجاد کرده است (05/0>p).
نتیجهگیری: بر اساس نتایج حاصل از این پژوهش میتوان گفت آموزش کنترل قلدری بر رفتارهای ارتقاءدهنده سلامت نوجوانان 12 تا 17 ساله اثربخش بوده و میتوان از این آموزش جهت ارتقای سلامت آنها استفاده کرد و آگاهی والدین، معلمان، مدیران و سایر متخصصان از این آموزشها میتواند اثربخش باشد.
ندا کریمی، شهرزاد سعادت قرین، آذر طل، رویا صادقی، مهدی یاسری، بهرام محبی،
دوره 17، شماره 3 - ( 9-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: انتخاب رفتارهای سالم در نوجوانی از اهمیت زیادی برخوردار است زیرا این رفتارها در این دوران یایه ریزی می شود. از طرف دیگر، توجه به سلامت دختران از اهمیت ویژهای برخوردار است زیرا این رفتارها را به نسل بعدی نیز منتقل می کنند. از این رو هدف این مطالعه شناسایی نقش تعیین کنندگی سواد سلامت و متغیرهای زمینه ای در رفتارهای ارتقاءدهنده سلامت در بین دانش آموزان دختر مقطع دوم متوسطه شهر تهران بود.
روش کار: این مطالعه از نوع مقطعی، توصیفی-تحلیلی و بر روی ۳۷۰ نفر به روش نمونه گیری خوشه ای در سال ۱۳۹۷ انجام شد. داده ها با استفاده ﺍﺯ پرسشنامه های دموگرافیک، ﺳﻮﺍﺩ ﺳﻼﻣﺖ ﻧﻮﺟﻮﺍﻧﺎﻥHELMA و رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت (HPLPII) جمع آوری گردید. ﺑﺮﺍﻯ ﺗﺠﺰﻳﻪ ﻭﺗﺤﻠﻴﻞ ﺩﺍﺩﻩ ﻫﺎ ﺍﺯ ﻧﺮﻡ ﺍﻓﺰﺍﺭ SPSS 25 استفاده شد.
نتایج: نتایج تحلیل رگرسیون چندمتغیره نشان داد سواد سلامت (۳۹/۰=β و ۰۰۱/۰>p)، علاقه به موضوعات سلامت (۳۵/۱=β و ۰۰۱/۰>p)، مطالعه مجله و روزنامه (۷۶/۰=β و ۰۰۷/۰=p) تحصیلات پدر(۰۰۲/۰=p)، شاخص توده بدنی(۰۲۲/۰=p)، رشته تحصیلی (۰۰۱/۰>p)، اولین منبع اطلاعات سلامت (۰۰۱/۰>p) و محل زندگی (۰۲۳/۰=p) ارتباط مستقیم و معنیداری با رفتارهای ارتقاءدهنده سلامت داشتند. بین سن (۶۹/۱-=β و ۰۰۱/۰>p) و ارزیابی وضعیت سلامت (۶۷/۱-=β و ۰۱/۰>p) با رفتارهای ارتقاءدهنده سلامت ارتباط معکوس و معنیدار بود.
نتیجه گیری: با توجه به اینکه میانگین نمره سواد سلامت در طبقه بندی "نه چندان کافی" و نمره رﻓﺘﺎرﻫﺎی ارتقاءدهنده سلامت دختران دانش آموز در ﺳﻄﺢ ﻣﺘﻮﺳﻂ بود، لزوم تدوین برنامه های آموزشی جهت افزایش سواد سلامت در طراحی و اجرای مداخلاتی جهت ارتقاء این دسته از رفتارهای مرتبط با سلامت در دانش آموزان باید مد نظر قرارگیرد.
لیلا افضلی، سوگند قاسم زاده، مریم هاشمی بخشی،
دوره 17، شماره 3 - ( 9-1398 )
چکیده
زمینه وهدف: این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی مداخلات خانوادهمحور بر نشانگان بالینی و مهارتهای اجتماعی کودکان بیشفعال انجام شده است. پژوهش حاضر از نوع شبهآزمایشی با مراحل پیشآزمون-پسآزمون بود. برای این منظور پژوهش تعداد 28 نفر از دانشآموزان دارای اختلال بیشفعالی مراجعهکننده به یک مرکز خدمات روانشناسی و مشاوره به همراه پدران و مادرانشان با استفاده از روش نمونهگیری در دسترس، به عنوان نمونۀ اصلی پژوهش انتخاب شدند و سپس در دو گروه مساوی چهارده نفری قرار گرفتند. گروه آزمایشی در برنامۀ خانواده درمانی قرار گرفتند و گروه کنترل هیچ مداخلهای دریافت نکردند.
روش کار: ابزارهای پژوهش، پرسشنامه مهارتهای اجتماعی نوجوانان ایندربیتزن و فوستر(۱۹۹۲) و پرسشنامه کانرز والدین(1999) بودند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل کوواریانس چند متغیره استفاده شد.
نتایج: نتایج نشان داد که مداخلات خانوادهمحور منجر به افزایش مهارتهای اجتماعی و کاهش نشانههای بالینی کودکان دارای اختلال بیش فعالی میشود.
نتیجه گیری: بنابراین میتوان نتیجه گرفت که مداخله پژوهش حاضر برای افزایش مهارت اجتماعی و کاهش نشانههای بالینی کودکان مبتلا به اختلال کاستی توجه و بیشفعالی مفید است.
مریم جمشیدی مقدم، غلامرضا جاهد خانیکی، عباس رحیمی فروشانی، نبی شریعتی فر،
دوره 17، شماره 3 - ( 9-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: غذا و تغذیه می تواند مهمترین موضوع مورد بحث دنیای امروز را تشکیل دهد و بیماریهای ناشی از غذا، یک مشکل بهداشت عمومی جدی می باشد. دست اندرکاران غذایی که در آشپزخانه ها کار می کنند نقش مهمی در انتقال بیماریهای قابل انتقال از طریق غذا ایفا می کنند. بیماریهای ناشی از غذا، بویژه آنها که بوسیله باکتری ها، ویروسها، انگلها و قارچها ایجاد می شوند قابل پیشگیری هستند و آموزش در مداخله مناسب غذا، یک کلید برای پیشگیری است.
روش کار: مطالعه ای مقطعی در 10 بیمارستان وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال 1396 انجام گرفت. در این مطالعه 136 نفر از دست اندرکاران غذای شاغل در بخش آشپزخانه بیمارستانها توسط پرسشنامه، از نظر میزان آگاهی، نحوه نگرش و عملکرد، ارزیابی شدند.
نتایج: نتایج نشان داد که 8/08% از گروه مورد مطالعه از آگاهی خوبی در خصوص بهداشت و ایمنی مواد غذایی برخوردار بودند (امتیاز بالاتر از 75%). همچنین 16/7% از آنها امتیاز کامل نگرش را کسب کردند. بیمارستانها از نظر عملکرد در سطح مطلوبی بودند. همچنین نتایج نشان داد که میان متغیرهای میزان تحصیلات و گذراندن دوره آموزشی بهداشت و ایمنی مواد غذایی توسط دست اندرکاران غذا و میزان آگاهی آنها رابطه معنی داری وجود دارد (05/0p<).
نتیجه گیری : به نظر میرسد آگاهی کافی در خصوص مباحث بهداشت و ایمنی مواد غذایی در بین کارکنان دست اندرکار تهیه و توزیع غذا در بیشتر بیمارستانها وجود ندارد؛ و انجام مداخله آموزشی و برگزاری دوره های آموزشی در زمینه موضوعات مورد ضعف و همچنین حساس سازی بیشتر پرسنل پیشنهاد می گردد.
نگین بلورچی، الهام ابراهیمی، جلیل فلاح، علی جوادی، سید سعید اشراقی،
دوره 17، شماره 3 - ( 9-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: طیف بیماری های عفونی ناشی از نوکاردیا آستروئیدس کمپلکس بسیار گسترده است.افتراق بین گونه ای اعضای جنس نوکاردیا جهت تعیین پیش آگهی، درمان مناسب و بموقع و همچنین مطالعات اپیدمیولوژیک ضروری است. از آن جهت که هر یک از گونههای نوکاردیا الگوی مقاومت آنتی بیوتیکی خاص خود را دارد، دقت روش تشخیصی در درجه اول اهمیت قرار دارد. نیاز به روش های مولکولی با توجه به مزیت های آشکاری که بر روش های فنوتیپی و بیوشیمیایی دارند برای تشخیص به موقع و دقیق گونه های این کمپلکس کاملا روشن است. در این مطالعه برای اولین بار از روش Real Time PCR برای افتراق بین گونه ای نوکاردیا آستروئیدس کمپلکس استفاده شد.
روش کار: از مجموع 25 ایزوله بالینی مشکوک به جنس نوکاردیا، 10 تعداد ایزوله با استفاده از روش ها بیوشیمیای و فنوتیپی به عنوان نوکاردیا آستروئیدس کمپلکس شناسایی شدند. سپس استخراج DNA از 10 ایزوله مشکوک انجام گرفت. کنترل مثبت هر سه گونه با استفاده از سویه های استاندارد تهیه شد. Real Time PCR برای هر 10 ایزوله انجام شد. در نهایت محصول تکثیر شده گونههایی که با Real Time PCR به عنوان نوکاردیا آستروئیدس کمپلکس شناسایی شد، جهت تایید هویت برای توالی یابی فرستاده شد.
نتایج: نتایج توالی یابی نشان داد که از بین 10 ایزوله بالینی مشکوک به نوکاردیا آستروئیدس کمپلکس 3 ایزوله مربوط به نوکاردیا استروئیدس کمپلکس است. 1 گونه نوکاردیا آستروئیدس، 1 گونه نوکاردیا فارسینیکا و 1 گونه نوکاردیانوا یافت شد.
نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد که روش Real Time PCR نسبت به روش های فنوتیپی و بیوشیمیایی اختصاصیت و سرعت بیش تری داشته و جهت افتراق بین گونه ای روشی کارآمد محسوب می شود.
حجت رحمانی، فرشید نصراله بیگی، سمیه نیاکان، قاسم رجبی واسو کلایی،
دوره 17، شماره 3 - ( 9-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: منابع انسانی به میزان بسیار زیادی در موفقیت هر سازمانی نقش دارند. در نظام سلامت نیز، پرستاران از نقش گسترده ای در ارائه خدمات با کیفیت برخوردار هستند. با این وجود، در فرآیند ارائه با کیفیت و اثر بخش خدمات بهداشتی درمانی، ادراک عدالت از سیستم ارزیابی عملکرد و رفتار شهروندی یکی از ابزار های قوی در مدیریت عملکرد می باشند. هدف از این مطالعه، تعیین رابطه بین ادراک عدالت از سیستم ارزیابی عملکرد و رفتار شهروندی پرستاران بیمارستان های دانشگاه علوم پزشکی تهران بود.
روش کار: در این مطالعه مقطعی، داده ها از طریق 2 پرسشنامه (ادراک عدالت از سیستم ارزیابی عملکرد، رفتار شهروندی و اطلاعات دموگرافیک) جمع آوری شدند. محققین داده های این مطالعه را از طریق 346 پرستار شاغل در بیمارستان های دانشگاه علوم پزشکی تهران جمع آوری نمودند. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار تحلیلی24 SPSS ویرایش استفاده شد.
نتایج: نتایج مطالعه نشان داد، مولفه های ادراک عدالت از سیستم ارزیابی عملکرد (70/2) و رفتار شهروندی(66/2) دارای وضعیت متوسط می باشند. با توجه به تحلیل همبستگی، رابطه مثبت و قوی بین ارزیابی عملکرد و رفتار شهروندی وجود دارد. این مطالعه نشان داد ارزیابی عملکرد می تواند رفتار شهروندی را پیش بینی نماید(9/30% واریانس).
نتیجه گیری: ادراک عدالت از سیستم ارزیابی عملکرد می تواند تاثیر مثبتی بر عزت نفس، رضایت شغلی، تعهد کارکنان، ساخت اعتماد سازمانی، افزایش بهره وری و بهبود مشارکت داشته باشد.
لیلا الله قلی، اعظم رحمانی، رضا قانعی قشلاق، آرزو فلاحی، معصومه هاشمیان، حامد فلاحی، بابک نعمت شهربابکی،
دوره 17، شماره 3 - ( 9-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: فرسودگی شغلی در بین آموزش دهندگان سلامت رو به افزایش بوده و پیامدهای ناگوار جسمی، روانی و اجتماعی را به همراه دارد. هدف از مطالعه حاضر تبیین علل فرسودگی شغلی از دیدگاه آموزش دهندگان سلامت و شناسایی نیازهای آنان برای کاهش آن بود.
روش کار: این مطالعه کیفی در پایگاههای خدمات جامع سلامت شهر سنندج در غرب ایران در سال 1396 انجام گرفت. با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند 15 آموزش دهنده سلامت وارد مطالعه شدند. داده ها از طریق مصاحبه های فردی و بحث گروهی نیمه ساختار یافته، مشاهده و یاداشت در عرصه جمع آوری و با استفاده از رویکرد تحلیل محتوای قرار دادی تجزیه و تحلیل گردید. جهت حمایت از صحت و استحکام دادهها، معیار مقبولیت، تأیید پذیری و انتقال پذیری لحاظ شد.
نتایج: دلایل فرسودگی شغلی در 5 طبقه شامل "مسائل مربوط به پایگاههای خدمات جامع سلامت"، "چالشهای فردی کارمندان"، "ضعف مدیریتی"، "چالشهای سیستم اجرایی" و "مسائل مربوط به مراجعه کنندهگان" قرار گرفت. مشارکت کنندگان جهت کاهش فرسودگی شغلی به تقویت مهارتهای فردی، ارزشیابی اثربخش و حمایتهای مدیریتی، فراهم نمودن امکانات تفریحی و رفاهی، کاهش فشار شغلی و تقویت روابط درون بخشی و برون بخشی تأکید داشتند.
نتیجه گیری: نتایج مطالعه نشان داد که عوامل متعددی در ایجاد فرسودگی شغلی آموزش دهندگان سلامت نقش دارند. بهبود در شیوه مدیریت و قوانین و امکانات رفاهی نه تنها سبب کاهش فرسودگی شغلی می گردد بلکه موجب افزایش کارایی برنامه های آموزش سلامت خواهد شد.
لیلا دهقانکار، مرضیه حاجی کریم بابا، رحمن پناهی،
دوره 17، شماره 3 - ( 9-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: نظر به نقش محوری سواد سلامت در تعیین نابرابریهای سلامتی و رشد قابل ملاحظه جمعیت دانشجویی، این مطالعه با هدف تعیین سواد سلامت و عوامل مرتبط با آن در دانشجویان انجام گردید.
روش کار: پژوهش حاضر مقطعی، توصیفی- تحلیلی میباشد. 375 نفر از دانشجویان دختر دانشگاه بینالمللی امام خمینی شهر قزوین در سال تحصیلی 1398 به روش نمونهگیری تصادفی طبقهای وارد مطالعه شدند. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه مشخصات دموگرافیک و زمینهای و پرسشنامه سنجش سواد سلامت بزرگسالان ایرانی بود. پس از گردآوری، دادهها وارد نرمافزارSPSS 23 شدند و با استفاده از آزمونهای توصیفی و رگرسیون لجستیک، مورد آنالیز قرار گرفتند.
نتایج: نتایج نشان داد 17 نفر (5/4%) سواد سلامت ناکافی، 112 نفر (9/29%) سواد سلامت نهچندان کافی، 188 نفر (1/50%) سواد سلامت کافی و 58 نفر (5/15%) سواد سلامت عالی داشتند. همچنین میانگین (انحراف معیار) نمره سواد سلامت (49/12) 80/70 بود. نتایج آزمون رگرسیون لجستیک نشان داد سواد سلامت با انجام فعالیت جسمانی رابطه معنیدار داشت (039/0=p) بهطوری که شانس داشتن سواد سلامت مطلوب در دانشجویان دارای فعالیت جسمانی در بیشتر روزها، 097/2 برابر دانشجویان دارای فعالیت جسمانی بهصورت هر روزه بود. همچنین سواد سلامت با اشتغال رابطه معنیدار داشت (042/0=p)، بهطوری که شانس داشتن سواد سلامت مطلوب در دانشجویان دارای اشتغال، 534/0 برابر دانشجویان بدون اشتغال بود.
نتیجهگیری: نظر به پایینبودن سواد سلامت در بین دانشجویان با فعالیت جسمانی کمتر و دارای اشتغال، پیشنهاد میشود در طراحی برنامههای آموزشی جهت ارتقای سواد سلامت دانشجویان، به دانشجویان فوق توجه بیشتری مبذول گردد.
انسیه بابایی، فرشته بخشیان، آرام کریمیان، سید رضا سعادت مهر،
دوره 17، شماره 3 - ( 9-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به شکل گیری هویت در دوره نوجوانی و اهمیت این موضوع در این دوره و عوامل بسیاری که در این زمینه نقش مهمی را ایفا می کنند، پژوهش حاضر با هدف تعیین عوامل مرتبط با هویت یابی دانش آموزان دوره متوسطه استان مازندران انجام شد.
روش کار: این مطالعه از نوع مقطعی، توصیفی- تحلیلی می باشد. نمونه پژوهش شامل 394 نفر از دانش آموزان دوره متوسطه استان مازندران بود که با روش خوشه ای نسبتی تصادفی انتخاب شدند. برای جمع آوری دادهها، پرسشنامه حالات هویت بنیون و آدامز (EOM-EIS-2)، پرسشنامه عوامل موثر در هویت یابی و پرسشنامه جمعیت شناختی مورد استفاده قرار گرفت. به منظور تحلیل دادهها از شاخص همبستگی اسپیرمن و رگرسیون خطی استفاده شد.
نتایج: بر اساس یافته های پژوهش، 8/51% از نمونهها دختران و 2/48% پسران بوده اند. نتایج تحلیل رگرسیون نشان می دهد که عوامل مورد بررسی (خانواده، شخصیت، مدرسه، جامعه و فرهنگ و رسانه) توانستند 7/22% از واریانس هویت آشفته، 2/11% از واریانس هویت زود شکل گرفته، 5/10% از واریانس هویت به تعویق افتاده و 2/21% از واریانس هویت پیشرفته را تبیین کنند.
نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش، برگزاری دوره های آموزشی برای والدین و دانش آموزان، تجهیز و غنی سازی مدارس و در نظر گرفتن فعالیت های فوق برنامه جهت کمک به هویت یابی آسان دانشآموزان پیشنهاد می گردد.
عیسی سلگی، راضیه یزدان یار، مینا تقی زاده،
دوره 17، شماره 4 - ( 12-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: گیاهپالایی به عنوان روشی امیدبخش برای اصلاح خاک است که به آسانی میتواند فلزات سنگین را جذب کرده و آلودگی را از خاک بزداید. در همین راستا پژوهش حاضر به ارزیابی توانایی گیاهپالایی گونه عسلی (Alyssum maritimum) در پالایش خاکهای آلوده به سرب میپردازد.
روش کار: آزمایش در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با پنج سطح محلول نیترات سرب و گونه عسلی در شرایط گلدانی اجرا شد. پس از رشد و گلدهی، غلظت سرب در اندامهای مختلف گیاه به روش هضم اسیدی با استفاده از دستگاه جذب اتمی سنجیده شد. به منظور ارزیابی توانایی گونه انتخاب شده در پاکسازی محیط از فلزات سنگین، از دو شاخص فاکتور تغلیظ زیستی و فاکتور انتقال استفاده شد.
نتایج: یافتههای این مطالعه نشان داد که بیشترین تجمع سرب در اندام برگ میباشد. با توجه به این یافته ها میتوان انتظار داشت با افزایش غلظت سرب در خاک، تجمع در اندامهای گونه عسلی نیز افزایش یابد. بهطور کلی میزان انباشت سرب در اندامهای این گونه گیاهی از الگوی ساقه<ریشه<برگ پیروی میکرد. نتایج حاصل از محاسبه شاخصهای فاکتور تغلیظ زیستی و فاکتور انتقال در گونه عسلی، بیانگر مقادیری بالاتر از 1 برای این شاخصها بود که نشان دهنده پتانسیل بالا در انتقال و انباشت سرب در بخش هوایی گونهی گیاهی مورد بررسی است.
نتیجهگیری: گونه گیاهی انتخاب شده با توجه به شاخصهای تعریف شده برای گیاهان بیش اندوز فلزات سنگین و با در نظرگرفتن ضریب تغلیظ زیستی و فاکتور انتقال، توانایی بالایی در پالایش خاکهای آلوده به سرب را دارد و میتوان آن را در گروه گیاهان بیشاندوز قرار داد.
رحمن پناهی، لیلا دهقانکار، محیا شفایی، علی رزاق پور،
دوره 17، شماره 4 - ( 12-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: سواد سلامت با بالابردن فهم، درک و ارزیابی مزایای رفتارهای تشخیصی و پیشگیرانه میتواند یکی از مهمترین عوامل تاثیرگذار در اتخاذ رفتارهای پیشگیریکننده از پوکی استخوان باشد. این مطالعه با هدف تعیین مهارتهای مؤثر سواد سلامت در پیشگویی اتخاد رفتارهای پیشگیریکننده از پوکی استخوان در دانشآموزان انجام گردید.
روش کار: پژوهش حاضر از نوع توصیفی- مقطعی است. تعداد 375 نفر از دانشآموزان دبیرستانهای دخترانه شهر قزوین بهروش نمونهگیری چندمرحلهای انتخاب شدند. دادهها با استفاده از پرسشنامه استاندارد سواد سلامت نوجوانان و پرسشنامه سنجش رفتارهای پیشگیریکننده از پوکی استخوان گردآوری و با استفاده از نرم افزار23 SPSS و با بهکارگیری آمارهای توصیفی و ضریب همبستگی اسپیرمن و آزمون رگرسیون چندگانه، تحلیل شدند.
نتایج: در میان ابعاد هشتگانه سواد سلامت، بیشترین میانگین نمره به دو بعد درک و ارتباط و کمترین میانگین نمره به دو بعد استفاده از اطلاعات سلامت و محاسبه، اختصاص داشت. میانگین و انحراف معیار نمره کلی سواد سلامت و اتخاذ رفتارهای پیشگیریکننده از پوکی استخوان به ترتیب 58/12±84/70 از 100 و 60/5± 43/22 از 36 بود. آزمون رگرسیون چندگانه نشان داد که ابعاد سواد سلامت، 4/38% از تغییرات اتخاذ رفتار پیشگیریکننده از پوکی استخوان را پیشگویی کردند (384/0=R2). از میان ابعاد مورد بررسی، فقط بعد استفاده از اطلاعات سلامت (001/0=p ،044/0=β) بهطور معنیدار پیشگوییکننده اتخاذ رفتار بود.
نتیجهگیری: نظر به نتایج مطالعه لازم است در طراحی برنامههای آموزشی جهت پیشگیری از پوکی استخوان، به نقش سواد سلامت بهطور کلی و خصوصا تاثیر بعد استفاده از اطلاعات سلامت در میان نوجوانان توجه ویژهای مبذول گردد.
مریم تاجور، علی محمد مصدق راد، مهدی یاسری، ماریا محمدی،
دوره 17، شماره 4 - ( 12-1398 )
چکیده
زمینه و هدف:افزایش جمعیت سالمندان با افزایش تقاضا برای دریافت خدمات سلامت همراه است. بنابراین دانش و درک بهره مندی از خدمات سلامت در سالمندان برای تخصیص منابع و برنامه ریزی های حوزه سلامت ضروری است. این مطالعه با هدف بررسی وضعیت بهره مندی سالمندان کشور از خدمات بستری سلامت و عوامل مرتبط با آن انجام گرفت.
روش کار: پژوهش حاضر بر اساس آنالیز ثانویه داده های "مطالعه ملی بهره مندی از خدمات سلامت" در سال 1394، در گروه سالمندان 60 سال و بالاتر در سطح کشور با حجم نمونه معادل 8205 نفر انجام شد. نمونه ها با روش طبقه بندی تصادفی از استانها، شهرها و روستاهای کشور انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها، یک پرسشنامه بود که اطلاعات مربوط به نیاز افراد به خدمات بستری در یک سال گذشته و مراجعه و دریافت خدمات را توسط آنها گردآوری می کرد. در این مطالعه، از آنالیز رگرسیون لجستیک چند سطحی برای بررسی عوامل مرتبط با بهره مندی از خدمات بستری استفاده شد.
نتایج: از 8205 سالمند شرکت کننده در مطالعه، 1411 نفر (17% ) در یکسال گذشته حداقل یکبار به خدمات بستری نیاز پیدا کرده بودند که 93% (1317 نفر) از این افراد برای دریافت خدمات مراجعه کرده و 97% از مراجعین (1288 نفر) از خدمات بستری بهره مند شده بودند. سالمندان فاقد بیمه مکمل (001/0=p) و افراد مسن تر (03/0=p) با وجود داشتن نیاز بیشتر به خدمات بستری بطور معنی داری نسبت به سایرین از این خدمات کمتر بهره مند شده بودند. بیشترین نارضایتی در شهرها مربوط به رفتار پرستاران و پرسنل غیر پزشک و در روستاییان، مربوط به مدت انتظار برای دریافت خدمت بود. مهمترین علل عدم مراجعه سالمندان برای بستری، هزینه بالای خدمات بستری و عدم پوشش مناسب بیمه سلامت آنها بود.
نتیجه گیری: سالمندان فاقد بیمه و مسن تر باید در اولویت مداخلات سیاستگذاری برای بهره مندی بیشتر از خدمات بستری سلامت قرار گیرند. علل عدم بهره مندی از خدمات بستری و همچنین علل نارضایتی نیز باید مورد توجه جدی ارائه کنندگان خدمات سلامت و مدیران این حوزه قرار گیرد.