جستجو در مقالات منتشر شده



مهدی خوشگو، مجتبی خادم الحسینی، رحمن پناهی، فرزاد شیدفر، پروین حسن زاده،
دوره 18، شماره 3 - ( 9-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: با توجه به اهمیت الگوی غذایی کودکان در نشاط و تندرستی جامعه آینده و نیز تاثیر افسردگی مادران در ایجاد اختلال در انجام وظایفی مانند تنظیم عادات و رفتارهای غذایی کودکان، این مطالعه با هدف تعیین ارتباط میان افسردگی مادر و الگوی غذایی کودکان طراحی و اجرا شد.
روش کار: در یک مطالعه توصیفی-تحلیلی از نوع مقطعی، 313 نفر از کودکان مشغول به تحصیل در دبستان های شهر تهران در نیمسال اول سال تحصیلی 98-97 از طریق نمونه­گیری خوشه­ای طبقه­بندی­شده انتخاب و مورد بررسی قرار گرفتند. داده‌ها با استفاده از پرسشنامه­های اطلاعات دموگرافیکی و زمینه­ای مربوط به مادر و کودک، پرسشنامه استاندارد بک جهت سنجش وضعیت افسردگی مادر و پرسشنامه بسامد خوراک  جهت بررسی الگوی غذایی کودکان، گردآوری شد. داده­ها پس از جمع­آوری وارد نرم­افزارهایSPSS 22  وStata 13   شده و ابتدا با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی، الگوهای غذایی غالب کودکان تعیین گردید. سپس با استفاده از آمارهای توصیفی، آزمون های من­ویتنی، کروسکال والیس و ضریب همبستگی پیرسون و اسپیرمن، مورد تحلیل قرار گرفتند.
نتایج: فراوانی افسردگی در بین مادران، 3/31% (98 نفر) بود. الگوی غذایی گیاهی میانگین امتیاز بیشتری را داشت و الگوی غذایی غالب در بین کودکان بود. طبق نتایج بین شاخص­های توده بدنی، قد کودک و دور کمر کودک با برخی از الگوهای غذایی همبستگی مستقیم و معنی دار وجود داشت (05/0>p). همچنین بین افسردگی مادران و الگوهای غذایی کودکان ارتباط معنی داری یافت نشد.
نتیجه­ گیری: بر اساس یافته‌های این پژوهش افسردگی مادران با الگوی غذایی کودکان ارتباط معنی‌دار ندارد. پیشنهاد میشود مطالعات مشابه با حجم نمونه بزرگتر اجرا گردد.
زهرا منصورنژاد، مختار ملک پور، امیر قمرانی،
دوره 18، شماره 3 - ( 9-1399 )
چکیده

زمینه و هدف:  اختلالات ‌رفتاری‌ کودکان و نوجوانان یک مسئله‌ جدی سلامت‌ عمومی است و خانواده به عنوان یک عامل زمینه‌ای، ممکن ‌است نقش‌ مهمی در پیشگیری یا کاهش ‌مشکلات ‌رفتاری در دوران ‌کودکی و نوجوانی داشته ‌باشند. پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی‌آموزش‌حمایت ‌خودمختاری‌ والدینی ‌بر ‌رفتار ‌برونی ‌شده دانش‌آموزان انجام پذیرفت.
روش‌کار: جهت دستیابی به اهداف‌ پژوهش،‌ 30 نفر از دانش‌آموزانی‌که نمره بالا را در فهرست ‌رفتاری ‌کودک (CBCL)                 Child Behavior Check List  بدست آورده بودند، انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه ‌آزمایش (15 نفر) و کنترل‌ (15 نفر) قرار گرفتند.‌ مادران دانش آموزان‌ گروه‌ آزمایش در‌7 جلسه 90 دقیقه‌ای در برنامه مداخله‌ای‌ حمایت ‌خودمختاری ‌والدینی ‌شرکت و گروه‌ کنترل هیچ مداخله‌ای دریافت نکردند. مقیاس‌ فهرست‌ رفتاری ‌کودک ‌(CBCL) قبل‌ و ‌بعد از‌مداخله برای ‌دانش‌آموزان اجرا گردید. داده‌ها با استفاده از تحلیل‌ کوواریانس چند ‌متغیری MANCOVA مورد تجزیه و تحلیل قرار‌گرفت.
نتایج: نتایج‌ آزمون ‌تحلیل ‌واریانس‌ چند‌ متغیری ‌نشان ‌داد ‌تفاوت ‌معنی‌داری‌ در ‌نمرات‌ دو‌گروه ‌وجود‌ دارد (01/0p<،123/21 F=، 266/0=اثر لاندای‌ویلکز). در‌ متغیرهای پرخاشگری،‌ قانون‌ شکنی و رفتار ‌برونی‌شده بین دو ‌گروه آزمایش و کنترل تفاوت معنی‌داری ‌مشاهده ‌شد. ‌آموزش‌ مهارت‌های ‌حمایت ‌خود مختاری‌ والدینی ‌بر ‌پرخاشگری،‌ قانون‌شکنی ‌و ‌رفتار ‌برونی ‌شده ‌دانش‌آموزان اثربخش بوده و نمرات‌ پس‌آزمون گروه آزمایش‌کاهش یافته است.
نتیجه‌گیری: در ‌نهایت می‌توان گفت آموزش مهارت‌های‌ خودمختاری‌ والدینی به والدین در کاهش ‌رفتار‌برونی‌شده دانش‌آموزان موثر بوده است. از ‌این ‌رو ‌آموزش برنامه‌هایی از قبیل ارائه استدلال‌های معنی‌دار، استفاده از‌ زبان غیر کنترلی و ‌انتخابگری به والدین و معلمان جهت کاهش و جلوگیری از رفتارهای برونی شده دانش‌آموزان می‌تواند اثربخش واقع شود.
سوگند قاسم زاده، میترا حسن زاده، ساجده ودودی، زهرا علوی، مینو مطبوع ریاحی،
دوره 18، شماره 3 - ( 9-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: پژوهش حاضر با هدف بهبود نشانگان کودک مبتلا به اختلال وسواسی جبری، روابط بین والدین و کودک، و رضایتمندی زوجیت والدین با کمک مداخله‌ شناختی رفتاری خانواده محور انجام شد.
روش کار: ﭘﮋﻭﻫﺶ حاضر، ﻣﻄﺎﻟﻌﻪﺍﯼ ﻧﻴﻤﻪﺗﺠﺮﺑﻲ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺑﺎ انتخاب ﺗﺼﺎﺩﻓﻲ ﺁﺯﻣﻮﺩﻧﻲ ﻫﺎ ﺩﺭ دو ﮔﺮﻭﻩ ﺁﺯﻣﺎﻳﺶ ﻭ کنترل، ﺑﻪ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﭘﻴﺶﺁﺯﻣﻮﻥ ﭘﺲﺁﺯﻣﻮﻥ ﺍﺳﺖ. جامعه پژوهش حاضر، کلیۀ دانش‌آموزان 9 تا 12 ساله شاغل به تحصیل در سال تحصیلی 1394-1395 شهر تهران بودند که به دلیل مشکلات وسواسی جبری به مرکز خدمات روانشناسی و مشاوره مراجعه کرده بودند و از میان آنان 28 نفر انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. مادران پرسش‌نامه‌های "مقیاس اضطراب اسپنس" (فرم والد)، "پرسش‌نامه ارتباط والد- فرزند" و "پرسش‌نامه رضایتمندی همسران افروز "(فرم کوتاه) و کودکان مقیاس اضطراب اسپنس(فرم کودک) را در دو نوبت پیش‌آزمون و پس‌آزمون تکمیل کردند.برنامه مداخله به طور کلی در 22 جلسه؛ 8 جلسه گروهی برای مادران، 8 جلسه بازی درمانی انفرادی برای کودک و 2 جلسه اختصاصی برای هر خانواده به شیوه شناختی رفتاری برگزار شد.
نتایج: تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل کواریانس چند متغیره نشان داد که برنامه مداخله شناختی رفتاری خانواده محور در بهبود رضایتمندی زوجیت و تعامل والد کودک و همچنین کاهش اضطراب کودک موثر بوده است (01/0p<).
نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد که برنامه مداخله شناختی رفتاری خانواده محور منجر به بهبود روابط والدین و کودک مبتلا به اختلال وسواسی جبری و رضایتمندی زوجیت و کاهش اضطراب این کودکان و والدین می‌گردد.
سعیده پاکدل ورجوی، آذر طل، رویا صادقی، میرسعید یکانی نژاد، بهرام محبی،
دوره 18، شماره 3 - ( 9-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: آموزش به بیمار جزء اساسی در کنترل دیابت است و استفاده از نظریه ها یا مدل های آموزشی جهت افزایش دانش سلامت در بیماران مبتلا به دیابت ضروری است. پژوهش حاضر با هدف تعیین تأثیر مداخله آموزشی بر بهبود عادات تغذیه ای بیماران مبتلا به دیابت نوع دو در شهرستان مراغه با استفاده از مدل فرانظری در سال طراحی و اجرا شد.
روش کار: مطالعه حاضر یک مداخله تصادفی شده با گروه کنترل بود که در  سال 97-96 روی 136 مراجعه‌کننده به مراکز بهداشتی درمانی شهرستان مراغه با تخصیص تصادفی به دو گروه مداخله و کنترل (هر گروه 68 نفر) انجام شد. ابزار گرد آوری اطلاعات، پرسشنامه سه قسمتی مشخصات دموگرافیک و پرسشنامه مرتبط با تعیین عادات روزمره تغذیه­ای بیماران مبتنی بر مدل فرانظری  بود.  برنامه آموزشی به مدت 4 جلسه آموزشی (60- 45 دقیقه ای) و هفته ای یکبار برگزار گردید. داده های گردآوری شده با استفاده از نرم افزار16  SPSS در سطح معنی داری کمتر از 05/0 با استفاده از آزمون های توصیفی و استنباطی نظیر ANCOVA مورد تجزیه و تحلیل و مقایسه قرار گرفت.
نتایج: قبل از مداخله، دو گروه مقایسه و کنترل از نظر متغیرهای دموگرافیک وعادات تغذیه ای، سازه های مدل فرانظری و HbA1c تفاوت معنی داری نداشتند (05/0<p). پس از مداخله آموزشی میانگین نمرات سؤالات مرتبط با  بر مدل فرانظری وHbA1c  از نظر آماری معنی­دار بود (01/0p<).
نتیجه­ گیری: نتایج مطالعه مبین آن بود که کاربرد مدل فرانظری  بر بهبود عادات تغذیه ای افراد دیابتی موثر است.
کمال الدین عابدی، رسول جنتی، لیمو جنتی،
دوره 18، شماره 3 - ( 9-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: بر اساس آمار  سازمان تامین اجتماعی در سال 1391، حوادث ناشی از کار صنعت ساختمان سازی 26% از کل حوادث شغلی کشور می باشد. لذا مطالعه حاضر با هدف شناسایی ریسک فاکتورهای فردی و شغلی موثر بر علل رخداد حوادث شغلی این صنعت با استفاده از رویکرد تحلیل سلسله مراتبی فازی در استان کردستان انجام شد.
روش کار: در این مطالعه ریسک فاکتورهای فردی و شغلی موثر بر رخداد حوادث صنعت ساختمان سازی شناسایی و پرسش نامه ای بر مبنای تحلیل سلسله مراتبی فازی طراحی و توزیع شد که توسط 121 نفر از مسئولان ایمنی، افسران ایمنی، بازرسان اداره کار، اساتید دانشگاهی بهداشت حرفه ای و دانشجویان فارغ التحصیل بهداشت حرفه ای استان کردستان در سال 1398 تکمیل شد. بر اساس حداقل نرخ ناسازگاری قابل قبول 1/0، تعداد 40 پرسش نامه حذف و 81 پرسش نامه باقی ماند. سپس تحلیل داده ها بر اساس رویکرد تحلیل سلسله مراتبی فازی صورت گرفت.
نتایج: در ارزیابی این مطالعه، در پنج عامل فردی مورد نظر، ریسک فاکتور آمادگی جسمانی نامناسب برای وظیفه ی محوله با وزن  41/0 و در سه عامل شغلی مورد نظر نیز، ریسک فاکتور حقوق با وزن 57/0 دارای بالاترین وزن و اهمیت نسبت به سایر ریسک فاکتورها بودند.  
نتیجه گیری: بر اساس نتایج مطالعه حاضر پیشنهاد می شود به منظور کاهش رخداد حوادث در این صنعت، توجه به دغدغه های مالی نیروهای کاری و اهمیت به آمادگی جسمانی افراد توسط پیمانکاران این پروژه ها در اولویت قرار بگیرند.
محمد حسین مهرالحسنی، نورا رفیعی، سارا قاسمی،
دوره 18، شماره 3 - ( 9-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: بسته ارتقا سلامت روانی اجتماعی و پیشگیری از سوء مصرف مواد در پاسخ به اهمیت بالای سلامت روانی و اجتماعی در جامعه شکل گرفت. از آنجایی که هر سیاست و برنامه ای برای اجرای موفق، نیازمند بررسی و ارزیابی نقاط ضعف و قوت و چالش ها می باشد؛ این مطالعه با هدف بررسی چالش های اجرایی این بسته خدمتی از دیدگاه ارائه دهنده انجام شد.
روش کار: مطالعه به روش کیفی، با انجام مصاحبه و بررسی اسناد اجرا گردید. جامعه پژوهش این مطالعه شامل افراد صاحب نظر در دانشگاه علوم پزشکی کرمان، مسئولین اجرای بسته، مسئولین مراکز سلامت جامعه شهری و مراقبین سلامت بود. انتخاب مصاحبه شوندگان بصورت هدفمند صورت گرفت.
نتایج: یافته ها در چهار دسته اصلی طبقه بندی گردید: سطح پایین همکاری مردم، مشکل در برقراری ارتباط، حلقه های مفقوده در اجرای بسته و نحوه پرداخت به ارائه دهندگان خدمت. یافته های حاصل از بررسی اسناد نیز به صورت اهداف، برنامه ها، فعالیت ها، گروه ها هدف و مداخلات مربوط به این بسته ی خدمتی مشخص گردیدند.
نتیجه گیری: چالش های اجرایی بسته سلامت روان در سه دسته ی سیاستگذاری، تسهیلاتی و فردی قرار می گیرند. ایجاد تغییرات و اصلاحاتی در سطح سیاستگذاری عمومی و طراحی بسته، ایجاد آگاهی های فردی و تسهیلات و امکانات مناسب برای اجرای بسته می توانند در جهت رفع این چالشها راهگشا باشند.
بهزاد دماری، علیرضا حیدری، حبیب الله مسعودی فرید، آرزو ذکایی،
دوره 18، شماره 3 - ( 9-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: روسپیگری یکی از این آسیب های اجتماعی است که شرایط نگران کننده ای دارد. بسـیار زیـادی از زنـانی کـه در این ورطـه گرفتـار هسـتند قربـانی شــرایط نامسـاعد اجتمـاعی می باشند. هدف این مطالعه تبیین اهداف، الگوی خدمت، چالش­ها و راهکارهای پیشنهادی برنامه کشوری بازپروری زنان آسیب دیده اجتماعی در سازمان بهزیستی بود.
روش کار: یک مطالعه کیفی در سال 1395 انجام شد. شرکت کنندگان در مطالعه شامل مدیران و کارشناسان ادارات کل سازمان بهزیستی در 31 استان کشور،21 عضو از میانجیان مردمی و سازمان‌های همکار و ذینفع و 5 نفر از مدیران ارشد ستادی و کارشناسان ارشد معاونت اجتماعی سازمان بهزیستی کل کشور بودند. داده‏ها با استفاده از تحلیل اسناد و مصاحبه های عمیق فردی و بحث های گروهی متمرکز جمع آوری گردید و با روش تحلیل محتوا آنالیز شد.
نتایج: چالش های برنامه شامل عدم پذیرش زنان آسیب دیده توسط جامعه، مسائل هویتی فرزندانی که حاصل تجربه روابط نامشروع  اند، امکان اشتغال ضعیف و احتمال سوء استفاده جنسی از این زنان توسط کارفرمایان، اختلالات روانی زنان آسیب دیده، ارتباطات بین بخشی ضعیف در سازمان بهزیستی و کمبود نیروی انسانی می باشد. راهکارهای پیشنهادی شامل افزایش اعتبارات مالی، ایجاد بانک اطلاعاتی بصورت کشوری، و آگاه سازی و حساس سازی مردم، تصویب  و اصلاح برخی از  قوانین قضایی می باشد.
نتیجه گیری: علیرغم خدمات ارائه شده، این برنامه با چالش­هایی در سطح دولت و مردم مواجه است. به منظور بهبود وضعیت موجود، به کارگیری راهکارهای پیشنهادی به همراه بازنگری و اصلاح فرآیندهای مرتبط ضرورت دارد.     
مریم سامانی، احمد گلچین، حسینعلی علیخانی، احمد بایبوردی،
دوره 18، شماره 3 - ( 9-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: فلزات سنگین موجود در گرد و غبارهای اتمسفری قادرند از طریق بلع، تنفس و تماس پوستی وارد بدن انسان شده و موجب بیماری­های گوناگون شوند. تحقیق حاضر با هدف تعیین غلظت فلز سرب در گرد و غبارهای اتمسفری و ارزیابی ریسک سلامت آن­، طی زمستان 1397 تا پاییز 1398در مناطق 9، 10، 11 و 12 شهرداری تهران انجام شد.
روش­کار: دو نقطه در غرب و شرق منطقه 9 و یک نقطه در شرق مناطق 11،10 و 12 (نقاط غرب مناطق 10، 11 و 12 هم مرز با شرق منطقه مجاور بود) تعیین و گرد و غبارهای اتمسفری بصورت ماهانه در طی یک سال جمع­آوری شدند. یک آزمایش فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با سه تکرار انجام شد. فاکتورهای آزمایش شامل مکان نمونه­برداری و زمان (فصل­های) نمونه­برداری بود. غلظت سرب بعد از عصاره­گیری با اسید­کلریدریک و اسید نیتریک غلیظ (با نسبت 3:1) تعیین شد.
نتایج: نتایج نشان داد کمترین غلظت فلز سرب در فصل زمستان و در نقطه 9W (تهرانسر) برابر 1/177 و بیشترین غلظت سرب در فصل پاییز و در نقطه 11E (خیابان وحدت اسلامی) 46/987 میلی­گرم بر کیلوگرم بود. نتایج نشان داد بلعیدن گرد و غبارهای اتمسفری اصلی­ترین راه قرار گرفتن در معرض سرب بود و بیش از 90% از شاخص­خطر  بیماری­های غیر­سرطانی فلزات سرب، مربوط به  HQ(معادله خطر) بلع بود.
نتیجه گیری: در فصل زمستان  مقدار HQ و HI (شاخص تجمعی خطر بیماری­های غیر­سرطانی) برای سرب و برای افراد بالغ و کودکان کمتر از حد مجاز بود و خطری سلامت افراد را تهدید نمی­کرد اما در بهار، تابستان و پاییز مقدار شاخص خطر سرب برای کودکان بالاتر از حد مجاز بود و ریسک ابتلا به بیماری­های غیرسرطانی در کودکان در تمام مناطق نمونه برداری بالا بود. 
علی محمد مصدق راد، مهدیه حیدری، سجاد رامندی، محیا عباسی،
دوره 18، شماره 4 - ( 12-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: تأمین مالی نظام سلامت فرآیند جمع­آوری، انباشت و مدیریت منابع مالی و خرید خدمات سلامت است. تأمین مالی نقش مهمی در دستیابی به اهداف نظام­ سلامت دارد. این مطالعه با هدف تحلیل استراتژیک نظام تأمین مالی سلامت ایران و ارائه استراتژی‌های تقویت آن انجام شد.
روش کار: این پژوهش با روش مرور حیطه­ای انجام شد. کلیه مطالعات مرتبط با نقاط قوت و ضعف و فرصت­ها و تهدیدهای تأمین مالی نظام سلامت ایران در پایگاه­های اطلاعاتی «PubMed»، «Scopus»، «Science Direct»، «Embase»، «ProQuest»، «SID» و «Magiran» و «بانک اطلاعاتی پایان­نامه­های علوم پزشکی کشور» و دو موتور جستجوی «Google» و «Google scholar» با کلیدواژه‌های مناسب جستجو شد. در نهایت، 29 مطالعه انتخاب و با کمک نرم‌افزار MAXQDA و روش تحلیل چهارچوبی تحلیل شدند.
نتایج: افزایش پوشش جمعیتی بیمه­های سلامت، کاهش پرداخت از جیب مردم پس از اجرای طرح تحول سلامت و افزایش تعرفه­های خدمات سلامت از نقاط قوت و تأمین­مالی نزولی، پرداخت از جیب بالا و تعدد صندوق­های بیمه سلامت از نقاط ضعف نظام تأمین مالی سلامت ایران هستند. قوانین حمایتی، مشارکت مالی سازمان­های غیردولتی، افزایش مراکز ارائه خدمات و توسعه فناوری­های جدید از فرصت­های مهم و تحریم سیاسی، بحران­های مالی و افزایش انتظارات مصرف­کنندگان خدمات سلامت از تهدیدهای تأمین مالی نظام سلامت هستند. افزایش منابع مالی سلامت از طریق پیش‌پرداخت‌ها، یکسان‌سازی ساختاری و سیاستی بیمه‌های سلامت­، اصلاح تعرفه­ خدمات سلامت، افزایش کارایی نظام سلامت و بهبود کیفیت خدمات سلامت برای تقویت نظام تأمین مالی سلامت کشور ضروری هستند.
نتیجه­گیری: الگوی تأمین مالی نظام سلامت ایران با چالش‌های متعددی مواجه است و از تاب‌آوری لازم برخوردار نیست. سیاستگذاران و مدیران ارشد نظام سلامت باید با بکارگیری استراتژی­های پیشنهادی به تقویت نظام تأمین مالی سلامت کشور بپردازند.
مریم جعفری منش، کیانوش زهراکار، داوود تقوایی، ذبیح پیرانی،
دوره 18، شماره 4 - ( 12-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: فرسودگی در زوجین یک روند تدریجی و به ندرت ناگهانی است که طی آن صمیمیت و عشق به تدریج رنگ باخته و به همراه آن خستگی عمومی عارض می‌گردد. از طرفی اغلب مداخلات زوج‌درمانی درصدد کاهش تعارضات زناشویی زوجین می­باشند. بنابراین، هدف از پژوهش حاضر اثربخشی آموزش مبتنی بر درمان پذیرش و تعهد بر فرسودگی زناشویی زوجین دارای تعارض زناشویی بود.
روش­ کار: روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش­آزمون، پس آزمون با گروه کنترل همراه با مرحله پیگیری 45 روزه بود. در این پژوهش جامعه آماری کلیه زوجین دارای تعارضات زناشویی مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر کرج در سال 1399 بودند که با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی ساده تعداد 14 زوج که نمره بالاتر از 111 در پرسشنامه تعارضات زناشویی کسب کردند در یک گروه آزمایش (7 زوج) و کنترل (7 زوج) قرار گرفتند. گروه‌ آزمایش تحت درمان پذیرش و تعهد (12 جلسه 90 دقیقه‌ای) قرار گرفت؛ اما گروه کنترل هیچ‌گونه مداخله‏ای دریافت نکردند و در لیست انتظار باقی ماندند. از پرسشنامه تعارضات زناشویی براتی و ثنایی و فرسودگی زناشویی pines به منظور گردآوری اطلاعات استفاده شد. ‌تحلیل داده­ها با تحلیل واریانس مکرر و آزمون تعقیبی بن‏فرونی انجام پذیرفت.
نتایج: آموزش مبتنی بر "درمان پذیرش و تعهد"، فرسودگی زناشویی را در زوجین به‌طور معنی داری کاهش داده و نتایج در دوره پیگیری نیز از ثبات لازم برخوردار بوده است (05/0>p).
نتیجه­گیری: براساس نتایج پژوهش حاضر، می­توان گفت که "درمان پذیرش و تعهد" می­تواند به‌عنوان یک گزینه مداخله­ای در کاهش مشکلات زناشویی مورد استفاده قرار گیرد.
رمضان ابراهیمی نیا، یاسر بخشی، صابر صادقی،
دوره 18، شماره 4 - ( 12-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: حشرات مرتبط با لاشه گونه­های بسیار متنوعی را شامل می­شوند که در تجزیه و بازیافت اجساد موجودات اهمیت فراوان دارند. در این مطالعه گوناگونی این گروه از حشرات در منطقه­ی مارگون (استان کهگیلویه و بویراحمد) مورد بررسی قرار گرفته است.
روش کار: حشرات جلب شده به لاشه­های مختلف، مربوط به مرغ خانگی، بز و موش صحرایی بودند در فصول مختلف سال بررسی و جمع آوری گردید.
نتایج: در مجموع، تعداد 21 گونه از حشرات مرتبط با مردار­ جانوران مورد شناسایی قرار گرفتند که شامل 13 گونه از نوع لاشه­خوار، 3 گونه از نوع شکارگر، 3 گونه از نوع همه­چیز­خوار و 2 گونه­ی گذری یا اتفاقی می­باشند.
نتیجه گیری: بر اساس نتایج به­دست آمده، در میان راسته­های مختلف  جمع­آوری شده، قاب­بالان دارای بیشترین تعداد گونه بودند و بیشترین شمار گونه­ها نیز در فصل بهار مشاهده شد و دو گونه­ی Thanatophilus rugosus و Saprinus maculatus  بعنوان رکوردهای جدید از جنوب غرب ایران گزارش شدند. مطالعه­ حاضر همچنین نشان داد که حشرات مرتبط با لاشه جانوران در منطقه­ی مورد مطالعه دارای گوناگونی نسبتاً بالایی هستند.
سید صمد بهشتی، محمد نوریان نجف آبادی،
دوره 18، شماره 4 - ( 12-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: سلامت روان یکی از ابعاد سلامت و متاثر از کیفیت زندگی کاری است. هدف این تحقیق تعیین تجربی اثر رضایت شغلی بر سلامت روان معلمان با در نظر گرفتن نقش تعدیلگر جنس و رشته تدریس است.
روش کار: پژوهش حاضر به روش کمی و به شیوه پیمایشی، با ابزار پرسشنامه و با استفاده از نرم افزارSPSS  وAMOS  انجام شد. جمعیت آماری تحقیق کلیه معلمان مقطع (متوسطه اول و دوم) شهر نجف‌آباد اصفهان به تعداد ۱۵۰۰ نفر با حجم نمونه ۳۷۳ نفر بود. روش نمونه‌گیری در این تحقیق، نمونه‌گیری تصادفی چندمرحله‌ای بود.
نتایج: تحلیل عاملی تأییدی گویه­های نشان داد این گویه ­ها قادرند 25/63% واریانس متغیر سلامت روان را تبیین کنند. همچنین اثر استاندارد رضایت شغلی بر سلامت روان به میزان 37/0 می­باشد (001/0>p) و می‌تواند 13% از واریانس سلامت روان افراد را تبیین کند. نتایج نشان داد میانگین سلامت روان(64/66) معلمان پایین تر از میانگین طیف و میانگین رضایت شغلی آنان(90/73) بالاتر از متوسط طیف می­باشد (001/0>p).
نتیجه‌گیری: رضایت شغلی با تأثیر اثبات شده­ای که بر سلامت روان معلمان دارد می­تواند ضمن بهبود بخشیدن به زندگی فردی و اجتماعی معلمان، به کارآیی بیشتر آنها در زمینه آموزش و پرورش بیانجامد. در این رابطه جنس و رشته تدریس معلمان می­توانند اثر رضایت شغلی بر سلامت روان معلمان را تحت تأثیر قرار دهند. به این صورت که میزان بتا برای گروه زنان با 55/0 و برای معلمان علوم تجربی با 68/0 اثر قویتری نسبت به گروه مردان و معلمین سایر رشته­ها دارد.
مونا محمدحسینی، بیتا نصرالهی، رضا قریان جهرمی،
دوره 18، شماره 4 - ( 12-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: مرور نظام‌مند پژوهش‌ها حاکی از این است که در درمان اضطراب افراد متغیرهای مختلفی تاثیر میگذارد و روش‌های درمانی متعددی اثربخش هستند، اما نقش طرحواره ‌درمانی بر کمال‌گرایی افراد مضطرب مغفول مانده است، لذا هدف از پژوهش حاضر اثربخشی درمان اضطراب به روش طرحواره‌ درمانی بر کمال‌گرایی است. پژوهش حاضر کاربردی و از نوع نیمه‌ آزمایشی با طرح پیش‌آزمون و پس‌آزمون با گروه کنترل می باشد.
روش کار: از بین کلیه زنان 20 تا 30 سال دارای اضطراب مراجعه‌کننده به کلینیک حضور نو واقع در شهر تهران تعداد 30 نفر به روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شده و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) تخصیص داده شدند. همه آن‌ ها قبل از اجرای مداخله پرسشنامه کمال‌گرایی تری-شورت و همکاران را تکمیل کرده‌اند. پس از آن، گروه آزمایش تحت آموزش طرحواره‌ درمانی قرار گرفت. در نهایت هر دو گروه پس‌آزمون را دریافت کرده‌اند. پس از جمع‌آوری اطلاعات، داده‌ها با استفاده از روش تحلیل کوواریانس چندمتغیری به کمک نرم‌افزار SPSS 19 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
نتایج: بین دو گروه در دو مؤلفه کمال‌گرایی مثبت (019/0>p و 275/6=F) و کمال‌گرایی منفی (006/0>p و 136/9=F) تفاوت معنی‌داری وجود دارد. با مشاهده یافته‌های توصیفی می‌توان گفت گروه آزمایش پس از کسب مداخله طرحواره‌درمانی توانسته است نمرات پایین‌تری را در پس‌آزمون مؤلفه‌های کمال‌گرایی نسبت به گروه کنترل کسب کند.
نتیجه‌گیری: استفاده از روش طرحواره‌درمانی در درمان اضطراب باعث کاهش کمال‌گرایی افراد شده و از این رو آگاهی از این آموزش می‌تواند در جهت بهبود متغیرهای کمال‌گرایی مثبت و منفی به روان­شناسان، مشاوران، دانشجویان و سایر متخصصان کمک نماید.
علی لباف، محمد جلیلی، ابراهیم جعفری پویان، مریم مزینانی،
دوره 18، شماره 4 - ( 12-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: استراتژی های بیمارستان ها در مقابله با اپیدمی کووید 19، تاثیر چشمگیری در کنترل و مدیریت این اپیدمی دارد. شناسایی چالش­های بیمارستانها همراه با راهکارهای آنها در مواجهه با بحران ­های بیولوژیکی، می تواند نقشه راهی برای برنامه ریزی­های آتی در مدیریت بحران های مشابه باشد.
روش کار: این پژوهش از نوع کیفی با منطق استقرایی بود که هدف اکتشافی داشت. داده های این پژوهش به روش تحلیل مضمون با کمک نرم افزار MAXQDA تحلیل شدند. 22 نفر از میان افراد موثر در مدیریت این بیماری در دانشگاه علوم پزشکی تهران مورد مصاحبه قرار گرفتند.
نتایج: مهمترین چالش های مطرح شده عبارت بودند از "غافلگیری در سطح کلان، عدم امکان کنترل میزان مصرف لوازم حفاظتی و دارو و تامین تجهیزات". راهکارها و مداخلات موثر اجرا شده در این بحران نیز در حوزه های نیروی انسانی، بالینی، ارتباطات، آموزشی، تصمیم گیری و سازماندهی طبقه بندی گردید.
نتیجه گیری: پیشگیری و آمادگی که پیش از وقوع بحران باید به آنها پرداخته شود، مورد غفلت واقع شده اند. بیمارستان ها می­توانند با بالابردن ظرفیت ها و استانداردها، آمادگی بیشتری را برای مقابله با بحران داشته باشد. برای حفظ آمادگی در برابر بحران های بیولوژیکی باید تجهیزات تشخیصی و درمانی، دارو و وسایل حفاظت شخصی تامین و نگهداری شود و با تشکیل به موقع کمیته­های بحران و اخذ تصمیمات انعطاف پذیر و مدیریت هیجانات و انگیزه ها در نیروی انسانی می توان مدیریت موثرتری ارائه داد.
سارا شهبازی، مریم تاجور، زینب خالدیان، میرسعید یکانی نژاد، حسین درگاهی،
دوره 18، شماره 4 - ( 12-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: رتبه ایران در سال 2020، از نظر شاخص شادکامی در بین 153 کشور 118 و از لحاظ شاخص نابرابری جنسیتی دربین 189 کشور 113 گزارش شده است که نشان دهنده جایگاه نگران کننده کشور در این شاخصها است. مطالعه حاضر با هدف بررسی رابطه ی بین نابرابری جنسیتی و شادکامی در استان های ایران انجام شد.
روش کار: این مطالعه کمی از نوع اکولوژیک و بر اساس تحلیل داده های ثانویه در سطح 31 استان کشور انجام گرفت. داده ها شامل شاخص شادکامی، به عنوان متغیر وابسته، و نابرابری جنسیتی، به عنوان متغیر مستقل اصلی، از مطالعات انجام شده قبلی اخذ شده است. داده های سایر متغیرهای زمینه ای مستخرج از مطالعات ملی و سالنامه آماری کشور بود. آنالیز داده ها با استفاده از آمار توصیفی، ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی چندگانه انجام شد.
نتایج: بین نابرابری جنسیتی و شادکامی در سطح استانهای کشور رابطه آماری معنی داری مشاهده نشد. همچنین، از بین متغیرهای زمینه ای، هیچ کدام با شادکامی رابطه آماری معنی داری نشان ندادند اما میانگین سنی جمعیت با نابرابری جنسیتی رابطه معکوس معنی داری داشت (05/0>p)، بدین صورت که با افزایش میانگین سنی در جمعیت، نابرابری کمتری میان جامعه مشاهده شد.
نتیجه گیری: علیرغم فقدان ارتباط آماری معنی دار بین نابرابری جنسیتی و شادکامی در سطح استان، که می تواند به دلیل محدودیت حجم نمونه آماری (31 استان) و یا تاثیر بافتارهای فرهنگی بر میزان یا شیوه پاسخگویی باشد، پیشنهاد می شود این مطالعه با نمونه بزرگتر مثلا در سطح شهرستان تکرار گردد. همچنین این یافته، بدلیل بحث سقسطه اکولوژیکی، نمی تواند لزوما در سطح فردی نیز نتیجه یکسانی داشته باشد. از این رو آزمون فرضیه این مطالعه مجددا در سطح فردی در مطالعات بعدی پیشنهاد می شود.
سمیه نوری، آذر طل، رویا صادقی، افشین بهمنی، مهدی یاسری،
دوره 18، شماره 4 - ( 12-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: با توجه به رشد و گسترش فزاینده آلودگی­ها با برخی ویروس های منتقله از طریق خون و همچنین از آنجایی که تاکنون ابزار احتیاطات استاندارد مبتنی بر مدل اعتقاد بهداشتی تدوین نشده است، پژوهش حاضر با هدف تعیین عوامل پیش گویی کننده تبعیت از احتیاطات استاندارد مبتنی بر مدل اعتقاد بهداشتی بمنظور پیشگیری از صدمات سر سوزن (Needle Stick) در کارکنان بیمارستان های آموزشی شهر سنندج در سال 1398 انجام شد.
روش کار: این پژوهش توصیفی- تحلیلی بر روی 450 نفر از کارکنان واحدهای درمانی و غیردرمانی بیمارستان های آموزشی شهر سنندج  با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته انجام شد. تجزیه و تحلیل داده­ها با استفاده از آزمون های من ویتنی یو و کروسکال والیس، همبستگی، آنالیز واریانس یک طرفه، رگرسیون چند متغیره و مجذور کای با استفاده از نرم افزار آماری SPSS 22 انجام شد.
نتایج: تحلیل رگرسیون چند متغیره نشان داد از بین سازه­های مدل اعتقاد بهداشتی، سه سازه حساسیت درک شده (033/0= pمنافع درک شده (032/0 و خودکارآمدی (001/0= p) پیش بینی کننده عملکرد پرسنل (اجرای احتیاطات استاندارد) بودند. در زمینه اجرای احتیاطات استاندارد 22% ، 3/75% و 7/2% از پرسنل به ترتیب دارای سطح عملکردی پایین، متوسط و بالا بودند.
نتیجه گیری: سازه های حساسیت درک شده، منافع درک شده و خودکارآمدی از عوامل پیش گویی کنندگی قویتر در تبعیت از احتیاطات استاندارد می­باشند.
سعید متصدی زرندی، رسول نصیری، محمد اسماعیل مطلق،
دوره 19، شماره 1 - ( 3-1400 )
چکیده

زمینه و هدف: غلظت بالای PM2.5 مسبب اکثر روزهای ناسالم هوای تهران طی سال های اخیر بوده است؛ به همین منظور مطالعه حاضر با هدف تحلیل فضایی- زمانی حجم ترافیک و ارتباط آن با غلظت آلاینده ی PM2.5 در کلانشهر تهران طی سال های 1397-1394 با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) انجام شد.
روش کار: در این مطالعه از مدل درون یابی معکوس فاصله وزنی(IDW) Inverse Distance Weighting برای پیش بینی و پهنه بندی غلظت آلاینده ی PM2.5 و حجم ترافیک استفاده شد. همچنین از مدل رگرسیون وزنی جغرافیاییGeographically Weighted Regression (GWR) برای میزان ارتباط غلظت آلاینده PM2.5 و حجم ترافیک در نواحی مختلف کلانشهر تهران طی چهار سال متوالی (1394-1397) استفاده شده است.
نتایج: نتایج حاصل از پهنه بندی غلظت آلاینده PM2.5 و حجم ترافیک نشان داد که نواحی جنوب و جنوب غرب بیشترین غلظت آلاینده PM2.5 (میانگین سالانه بیش از μg/m3 40) و نواحی شرقی و شمالی بیشترین حجم ترافیک را داشته اند؛ همچنین بیشترین مقادیر R2 محلی از مدلGWR  برای نواحی شرقی (بین 36/0 تا 70/0) به دست آمد.
نتیجه گیری: در بیشتر مناطق تهران نمی توان ارتباط قوی بین غلظت بالای آلاینده PM2.5 و ترافیک یافت. با این وجود، مطالعه حاضر ارتباط ترافیک و غلظت آلاینده PM2.5 را رد نمی کند بلکه علت اصلی غلظت بالای PM2.5 را منابع دیگری می داند که در گام اول، باید شناسایی شوند؛ در گام بعدی برای رسیدن به هوایی پاک تر، به استراتژی های کنترل و کاهش حجم ترافیک پرداخته شود.
علی محمد مصدق راد، مهدیه حیدری، محیا عباسی، مهدی عباسی،
دوره 19، شماره 1 - ( 3-1400 )
چکیده

زمینه و هدف: روش مرور واقع‌گرایانه (Realist Review)  برای مرور و ترکیب شواهد مرتبط با مداخلات پیچیده نظام سلامت معرفی شد. این روش با تبیین روابط علّیتی بین مداخله و نتایج حاصله، به تفسیر نتایج مداخلات می‌پردازد. این مطالعه با هدف تبیین روش‌ مرور واقع‌گرایانه در نظام سلامت انجام شد.
روش کار: این پژوهش به روش مرور حیطه‌ای انجام شد. مقالات مرتبط با روش‌شناسی مرور واقع‌گرایانه در حوزه سلامت در بازه زمانی سال‌های 1990 تا 2020 میلادی در پایگاه‌های داده الکترونیکی Pubmed، Scopus، Science Direct، Embase و موتورهای جستجوگر Google Scholar و Google جمع‌آوری شد. در نهایت، 49 مقاله انتخاب و با روش تحلیل روایتی بررسی شدند.
نتایج: مرور واقع‌گرایانه یک رویکرد تئوری محور برای ترکیب شواهد مرتبط با اجرای مداخلات پیچیده اجتماعی در قالب روابط علیتی بین برنامه مداخله، زمینه، مکانیسم و پیامد است که به تبیین و توضیح چگونگی و چرایی موفقیت یا شکست این مداخلات می‌پردازد. یک پروتکل اجرایی برای انجام مرور واقع‌گرایانه معرفی شد که شامل سه مرحله تبیین، توسعه و اصلاح تئوری برنامه مداخله و هفت گام تعیین سوالات پژوهش، تبیین تئوری اولیه برنامه مداخله، توسعه استراتژی‌های جستجو، جمع‌آوری، ارزشیابی و انتخاب شواهد، ترکیب شواهد، اصلاح تئوری برنامه مداخله و ارائه پیشنهاد است. همچنین، ساختار نگارش مقاله مرور واقع‌گرایانه و چک لیست ارزشیابی مطالعات مرور واقع‌گرایانه بیان شدند.
نتیجه‌گیری: مرور واقع‌گرایانه روش مناسبی برای ارزشیابی مداخلات پیچیده نظام سلامت است که توضیحی از نحوه ارتباط یک مداخله سلامت با نتایج بدست آمده ارائه می‌دهد. مرور واقع‌گرایانه توضیح می‌دهد که یک مداخله بهداشتی و درمانی برای چه کسانی، در چه شرایطی، چگونه و چرا کار می‌کند؟
زهرا جمشیدی، بهرام محبی، الهام شکیبازاده، آذر طل، مهدی یاسری،
دوره 19، شماره 1 - ( 3-1400 )
چکیده

زمینه و هدف: مبتلایان به دیابت برای پایداری رفتارهای خود مراقبتی نیازمند حمایت مداوم هستند. استفاده از نیروهای حمایتی برای بهبـود سطح خود مدیـریتی دیابت احساس می شود. این مطالعه با هدف مقایسه اثربخشی مداخله آموزشی مجازی مستقیم و غیرمستقیم بر ارتقای رفتارهای خود مدیریتی و کنترل دیابت در زنان مبتلا به دیابت نوع دو طراحی و در سال 1399 اجرا شد.
روش کار: مطالعه کارآزمایی بالینی حاضر بر روی 100 زن مبتلا به دیابت نوع دو تحت پوشش سه مرکز بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی تهران که با تخصیص تصادفی به دو گروه آموزش مستقیم و غیرمستقیم (هر گروه 50 نفر) تقسیم شدند، اجرا شد. پرسشنامه، ابزار استاندارد خودمدیریتی دیابت بود. کلیه آموزش‌ها براساس آخرین نسخه (DSME ) Diabetes Self-Management Education ارائه شد. جلسات براساس مدل خودمدیریتی دانشگاه استنفورد شامل شش جلسه 90 دقیقه ای در طول سه هفته تشکیل گردید. داده ها با استفاده از نرم افزار آماریSPSS 16 و آزمون‌هایی نظیر آنالیز کوواریانس تجزیه و تحلیل شد.
نتایج: نمره خودمدیریتی در گروه آموزش مستقیم و غیرمستقیم به ترتیب در پیگیری سه و شش ماه بعد و نمره HbA1c دو گروه سه و شش ماه بعد محاسبه شد که این اختلافهای آماری معنی‌داری بود  (05/0 >p) این درحالی است که بین دوگروه در نمره خودمدیریتی وHbA1c درپیش آزمون اول و دوم اختلاف آماری معنی داری یافت نشد(05/0 <p).
نتیجه گیری: آموزش خودمدیریتی دیابت (DSME) به عنوان مداخله آموزشی در زمینه ارتقای رفتارهای خودمدیریتی و کنترل دیابت می‌تواند هم در گروه آموزش مستقیم که توسط محقق و هم در گروه آموزش غیرمستقیم که توسط رابطین آموزش دیده اجرا شد، اثربخش بوده و منجر به تحقق هدف نهایی یعنی کنترل دیابت گردد. پیشنهاد می گردد مسئولان و سیاستگزاران حوزه سلامت به استفاده از نیروهای داوطلب آموزش دیده توجه ویژه مبذول دارند.
مهدی شهرکی، سیمین قادری،
دوره 19، شماره 1 - ( 3-1400 )
چکیده

زمینه و هدف: مخارج سلامت عمومی و کیفیت حکمرانی ازجمله عوامل مؤثر بر وضعیت سلامت جامعه است؛ از این‌ رو هدف این مطالعه بررسی اثرات متقابل حکمرانی خوب و مخارج سلامت عمومی بر وضعیت سلامت کودکان در کشورهای با درامد متوسط به بالا است.
روش کار: مطالعه توصیفی- تحلیلی و کاربردی حاضر با روش رگرسیون پانل‌دیتا با اثرات ثابت و رگرسیون کوانتایل پانل‌دیتا برای سال‌های 2017-2000 در سال 1399 انجام شد. جامعه آماری کشورهای با درآمد متوسط به بالابود و داده‌های سری زمانی سالانه مطالعه از پایگاه داده‌ای بانک جهانی استخراج شدند. مدل و آزمون‌های موردنیاز تحقیق در نرم‌افزار Stata 16  برآورد شدند.
نتایج: ضریب متغیر حکمرانی خوب و شاخص اثرات متقابل حکمرانی خوب و مخارج سلامت عمومی برای متغیر وابسته مرگ‌ومیر کودکان زیر پنج سال به ترتیب برابر با 002/0- و 003/0- و برای متغیر وابسته مرگ‌ومیر نوزادان به ترتیب برابر با 002/0- و 002/0- بود همچنین ضریب شاخص اثرات متقابل حکمرانی خوب و مخارج سلامت عمومی در کوانتایل های 25/0، 50/0 و 75/0 برای متغیر وابسته مرگ‌ومیر کودکان زیر پنج سال به ترتیب برابر با 033/0، 047/0- و 048/0- بود و برای متغیر وابسته مرگ‌ومیر نوزادان به ترتیب برابر با 044/0، 048/0- و 049/0- بود.
نتیجه‌گیری: بهبود شاخص‌های حکمرانی موجب افزایش کارایی مخارج سلامت عمومی و بهبود وضعیت سلامت کودکان می‌شود بنابراین بهبود شاخص‌های حکمرانی خوب، افزایش مخارج سلامت عمومی و سرمایه‌گذاری دولت‌ها در بخش‌های زیرساخت سلامت، افزایش تولید ناخالص داخلی و نرخ اشتغال زنان جهت بهبود وضعیت سلامت به‌خصوص در کشورهای با مرگ‌ومیر کودکان بیشتر پیشنهاد می‌گردد.

صفحه 13 از 20     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه دانشکده بهداشت و انستیتو تحقیقات بهداشتی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb