سید مهدی سیدزاده، خدیجه جنگی،
دوره 20، شماره 2 - ( 6-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: خشونت خانگی از مهمترین حوزههای بزه دیدگی پنهان است که متاثر از عوامل مختلف ظهور و افزایش مییابد. هدف از پژوهش حاضر مطالعه تاثیر کرونا به عنوان یک بحران پزشکی و چندجانبه بر میزان خشونت خانگی است.
روشکار: روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی بوده و از جامعه آماری زنان شهر مشهد، تعداد 250 نفر از حاشیه شهر به روش نمونهگیری در دسترس در پژوهش شرکت کردند. سوالات حاوی اطلاعاتی مربوط به نحوه رفتار زوج در بروز انواع خشونت در بازه زمانی یکسال قبل و بعد از کرونا است. جهت جمعآوری اطلاعات از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد. به منظور بررسی ارتباط معنایی متغیرها از روش آماری ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد.
نتایج: دستاورد پژوهش حکایت از افزایش بروز انواع خشونت خانگی در نخستین سال پس از شیوع کرونا دارد. بیشترین سهم، مربوط به خشونت عاطفی و کلامی و کمترین آن در خشونت جنسی و جسمی خطرناک مشاهده شد. یافتهها نشاندهنده سطح بالای رابطه معناداری میان سطح درآمد و افزایش خشونت در دوران کرونا است (01/0 p<). در حالی که هیچ رابطه معناداری میان دسترسی به خدمات حمایتی و افزایش خشونت یافت نشد. همچنین از نظر پاسخدهندگان محدودیت دسترسی به دورهمیها و اجتماعات مهمترین عامل در ظهور و افزایش خشونت است.
نتیجهگیری: به نظر میرسد سیاستهای مربوط به اعمال محدودیتهای ارتباط فیزیکی، قرنطیته خانگی و آسیبهای اقتصادی ناشی از این امور را میتوان عمده عوامل رشد خشونت خانگی متاثر از کرونا ویروس دانست.
یاسمن طباطبایی رنجبر، شهره عالیان سماک خواه، فهیمه توریان،
دوره 20، شماره 2 - ( 6-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: مطالعه حاضر از نوع مقطعی است که به مدت سه ماه، از مهر ماه تا آذر ماه سال 1400 در بین 170 نفر از دست اندرکاران تهیه و توزیع غذا، با هدف بررسی میزان آگاهی، نگرش و عملکرد در ارتباط با ایمنی و بهداشت مواد غذایی در رستورانهای بین راهی جاده هراز انجام شد.
روش کار: ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسشنامهای که شامل دو بخش سؤالات جمعیتشناختی محققساخته (سن، جنسیت، تحصیلات، نوع شغل در رستوران، سابقه کار، محل سکونت، سابقه شرکت در دورههای آموزشی) و بخش مربوط به سؤالات سنجش آگاهی، نگرش و عملکرد که استاندارد سازمان بهداشت جهانی بود.
نتایج: 1/97% افراد دارای سطح آگاهی خوب و از نظر نگرش 100% افراد دارای نگرش مثبت و عملکرد 100% افراد خوب بود. همچنین بین سطح آگاهی با سن، سطح تحصیلات و سابقه شرکت در دورههای آموزشی رابطـه آماری معنیداری وجود داشت.
نتیجه گیری: بیشترین میزان آگاهی در سن 40-25 سال و افراد دارای تحصـیلات دانشگاهی و همچنین افراد دارای سابقه شرکت در دورههای آموزشی دیده شد. سطح آگاهی در کلید شماره چهار (نگهداری غذا در دمای ایمن) و از نظر نگرش و عملکرد کلید شماره 3 (پخت کامل غذا) کمترین میانگین را داشتند. همچنین از آنجایی که 4/82 % از افراد سابقه شرکت در دورههای آموزشی را نداشتند، لزوم اجرای دورههای آموزشی مناسب و ایجاد انگیزه جهت افزایش بیشتر آگاهی و متعاقباً افزایش و بهبود نگرش و عملکرد توسط ارگانهای زیربط میتواند ارتقاء دهنده وضع موجود باشد.
سراج الدین محمودیانی، کیانا قائدی،
دوره 20، شماره 2 - ( 6-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: دنیا گیری ویروس کرونا را میتوان یکی از مهمترین مسائل در جهان در دو سال اخیر دانست. بیتردید کنترل همه گیری ویروس کرونا مستلزم رعایت رفتارهای پیشگیرانه است. هدف تحقیق حاضر بررسی وضعیت رفتارهای پیشگیرانه و رابطه متغیرهای جمعیتی و اقتصادی-اجتماعی با آن بود.
روش کار: در تحقیق حاضر با استفاده از روش نمونهگیری خوشهای و پرسشنامه ساختیافته تعداد 385 نفر از ساکنان 18 تا 65 سال شهر شیراز پیمایش شدند. برای تحلیل دادهها از نرمافزار SPSS 20 بهره برده شد.
نتایج: یافته ها نشان داد که با افزایش سن و تعداد سالهای تحصیل رفتارهای پیشگیرانه افزایش مییابد و بالعکس افزایش درآمد منجر به کاهش این نوع رفتارها در بین پاسخگویان میشود. رفتارهای پیشگیرانه در بین زنان بیشتر از مردان و در بین افراد شاغل و خانهدار کمتر از دانشجویان است.
نتیجه گیری: رفتارهای پیشگیرانه در برابر ویروس کرونا نسبتاً قابل قبول است اما با شرایط ایدهآل فاصله دارد. گروههای مردان، جوانان و افراد با سطح سواد پایینتر باید مورد توجه بیشتری در برنامههای آموزشی مرتبط با بهداشت قرار بگیرند.
لیلا محمدی، اعظم راستگو، اصغر نخستین گلدوست، نورالدین میرزایی، سعید مذبوحی،
دوره 20، شماره 2 - ( 6-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف از این پژوهش، شناسایی مولفههای آموزش الکترونیکی و یادگیری در محیط کار میباشد.
روش کار: این پژوهش با استفاده از تحلیل محتوای کیفی با رویکرد تحلیل محتوای عرفی یا قراردادی انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش شامل دو گروه: 1. گروه اول منابع اطلاعاتی سهگانه (شامل: کتابها، مقالات و پایاننامهها) و 2. گروه دوم شامل خِبرگان و متخصصین آگاه به موضوع پژوهش میباشند. جامعه آماری بخش اول شامل تعداد 317 منبع اطلاعاتی بود که با روش نمونهگیری قضاوتی، تعداد 26 منبع انتخاب شدند. برای گروه دوم جامعه آماری تعداد 22 نفر بر اساس قاعده اشباع نظری انتخاب شدند. روشها و ابزارهای گردآوری دادهها و اطلاعات پژوهش شامل کتابخانهای (با استفاده از ابزار فیشبرداری) و میدانی (با استفاده از ابزار مصاحبه و پرسشنامه) میباشد.
نتایج: برای کدگذاری اولیه تعداد 644 مقوله شناسایی و این کدها با توجه به جنبه مفهومی مشترک تبدیل به 45 مقوله ثانویه که در مرحله کدگذاری محوری تبدیل به نُه 9 تم اصلی شدند؛ که این تمها برای ساخت شبکه مضامین مورد استفاده قرار گرفته شد.
نتیجه گیری: مدل پژوهش نشان داد تعداد نُه مقوله شامل: مقوله 1 سازمان و مدیریت؛ مقوله 2 اطلاعات و محتوا؛ مقوله 3 تعامل و ارتباط؛ مقوله 4 ویژگیهای مدرس؛ مقوله 5 اثربخشی؛ مقوله 6 کیفیت فنی؛ مقوله 7 اهداف یادگیری؛ مقوله 8 الزامات یادگیری و مقوله 9 ابعاد یادگیری، در آموزش الکترونیکی و یادگیری در محیط کار دخیل هستند.
محمد مرادی جو، علی اکبری ساری، مریم سیدنژاد، سید منصور رایگانی، علیرضا اولیایی منش،
دوره 20، شماره 3 - ( 9-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: راهنماهای طبابت بالینی حاوی توصیههایی برای بهینهسازی مراقبت از بیمار هستند که با مرور نظاممند شواهد و ارزیابی مزایا و معایب گزینههای جایگزین انجام میگیرند. راهنماها نقش مهمی در بهبود کیفیت خدمات، کاهش تنوع روشهای درمانی، کاهش خطاهای پزشکی، مدیریت هزینههای سلامت و افزایش ایمنی بیمار دارند. این مطالعه با هدف تحلیل تصمیمها، پیامدها و روندهای سیاستی بکارگیری راهنماهای طبابت بالینی در ایران طی سالهای 1380 الی 1400 انجام گرفت.
روش کار: این پژوهش از نوع تحلیل سیاستگذاری سلامت بوده که با استفاده از رویکرد تحلیل از فرایند سیاست (Analysis of the policy process) انجام گرفت. برای جمع آوری داده ها از روش بررسی اسناد سیاستی (تعداد=79) و مصاحبه کیفی (تعداد=27) استفاده گردید. تحلیل اسناد سیاستی به روش تحلیل محتوا و با استفاده از نرم افزار Excel انجام گرفت. تحلیل مصاحبه ها به روش تحلیل چارچوبی و با استفاده از نرمافزار MAXQDA10 انجام گرفت.
نتایج: سیاست بکارگیری راهنماهای طبابت بالینی در ایران از سال 1380 شروع و طی دو دهه گذشته تکامل یافته است. طی سالهای 1395 الی 1400 تعداد 836 راهنمای طبابت بالینی (محصولات دانشی) ابلاغ شده است، اما به گفته مشارکت کنندگان بسیاری از این راهنماهای کیفیت لازم را نداشتهاند و مورد استفاده پزشکان قرار نگرفتهاند. یافته های مطالعه نشان داد که در ایران زمینه مناسبی جهت بکارگیری راهنماهای طبابت بالینی وجود دارد و سیاستهای بکارگیری راهنماهای طبابت بالینی از محتوای مناسبی برخوردار هستند، اما در توسعه (تدوین و بومیسازی) و اجرای راهنماهای طبابت بالینی شکاف عمیقی وجود دارد.
نتیجه گیری: هرچند روند بکارگیری راهنماهای طبابت بالینی در ایران بهبود یافته است، اما اجرای راهنماهای طبابت بالینی در کشور با چالشهایی مواجهه است و به طور کامل اجرا نشدهاند. بنابراین نیاز به اتخاذ روشها و رویکردهای استاندارد و جدید برای بهبود کیفیت و قابلیت اطمینان از راهنماهای بالینی وجود دارد. همچنین حمایت دولت، وزارت بهداشت، جامعه پزشکی، سازمانهای بیمه گر و سایر ذینفعان، همراه با همکاری و تلاش در زمینه سیاستگذاریها ضروری است.
سمیه مختاری ملایی، رویا صادقی، آذر طل، مریم صبوری، شهرزاد سعادت قرین، عباس رحیمی فروشانی،
دوره 20، شماره 3 - ( 9-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: ترجیحات غذایی و سواد سلامت از تعیین کنندههای کلیدی انتخاب غذا در دوران کودکی و نوجوانی است که موجب بروز بیماریهای مزمن در دوره بزرگسالی میگردد. این مطالعه با هدف تعیین ارتباط ترجیحات غذایی، سواد سلامت و شاخص توده بدنی در بین دانش آموزان ابتدایی شهرستان ملکان در استان آذربایجان شرقی در سال1401-1400 طراحی و انجام شد.
روش کار: این مطالعه از نوع مقطعی، توصیفی-تحلیلی با شرکت 582 دانش آموز دختر و پسر، مقطع ابتدایی دوره دوم (پایههای چهارم، پنجم، ششم) مدارس دولتی و غیرانتفاعی سه شهر، شهرستان ملکان( ملکان، لیلان و مبارکشهر) با روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی دومرحلهای انجام شد. اطلاعات با استفاده از پرسشنامه سه قسمتی؛ سوالات زمینهای، سوالات ﺳﻮﺍﺩ ﺳﻼﻣﺖ ﻧﻮﺟﻮﺍﻧﺎﻥ و پرسشنامه محقق ساخته ترجیحات غذایی به صورت آنلاین در بستر برنامه پرسلاین، ﺟﻤﻊ آوری گردید. از نسبت روایی محتوا و شاخص روایی محتوا برای روایی و از شاخص آلفای کرونباخ برای پایایی پرسشنامه استفاده شد (98/0 CVI= ، 91/0CVR=، آلفای کرونباخ بالای 7/0). ﺗﺠﺰﻳﻪ ﻭﺗﺤﻠﻴﻞ ﺩﺍﺩﻩ ﻫﺎ توسط آزمونهای من ویتنی، تی تست، تحلیل واریانس یک طرف، کروسکال والیس و کای اسکوئر در سطح معناداری ۰۵/۰ با استفاده ﺍﺯ ﻧﺮﻡ ﺍﻓﺰﺍﺭ SPSS 26 انجام شد.
نتایج: بین ترجیحات غذایی دانش آموزان با متغیرهای سواد سلامت ارتباط معنی دار آماری مشاهده شد(001/0˂(p. میانگین سواد سلامت دانش آموزان دختر(49/36±7/ 55) کمی بیشتر از میانگین سواد سلامت پسران(79/29±9/49) بود ولی میانگین نمره سواد سلامت کل دانش آموزان در محدوده نه چندان کافی تعیین شد (33/00±9/52). همچنین بین نمایه توده بدنی دانش آموزان با ترجیحات غذایی(001/0˂p) و سواد سلامت(001/0˂p) رابطه آماری معنی داری مشاهده شد.
نتیجه گیری: با توجه به اینکه سواد سلامت نوجوانان، در محدوده نه چندان کافی بود و بین سواد سلامت، ترجیحات غذایی و نمایهی توده بدنی در نوجوانان ارتباط مثبت گزارش شده به این شکل که با افزایش سواد سلامت، ترجیحات غذایی سالم نیز ارتقا مییابد، به نظر میرسد استفاده از مداخلات مبتنی برچارچوب تئوریک در بین دانش آموزان در جهت افزایش سواد سلامت و تصحیح ترجیحات غذایی آنان بتواند راهبردهای بالقوهای جهت تعدیل شاخص توده بدنی و نهایتا پیشگیری از چاقی و اضافه وزن در این گروه سنی باشد.
فاطمه پورآقا رودبرده، بهناز صبح سحر، محسن مشکبید حقیقی،
دوره 20، شماره 3 - ( 9-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: در دهههای اخیر استفاده از اینترنت به عنوان یک وسیله ارتباطی مناسب و مقرون به صرفه در میان مردم به ویژه قشر نوجوان به طور فزایندهای محبوب شده است. با این حال استفاده بیش از حد از این فنآوری روز پیامدهای منفی جسمی، رفتاری و روانی را به همراه داشته که زمینه نگرانی بسیاری از خانوادهها و حتی دست اندرکاران امر نظام آموزش و پرورش شده است. از این رو هدف این پژوهش بررسی ارتباط جوعاطفی خانواده، خودمهارگری و کیفیت خواب با اعتیاد به اینترنت در نوجوانان بود.
روش کار: روش این پژوهش مقطعی و از نوع همبستگی توصیفی بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانشآموزان پسر مقطع متوسطه دوم دو مدرسه غیردولتی شهر رشت در سال تحصیلی 1401-1400 ، که تعداد آنها 300 نفر است. تعداد 169 نفر از این افراد براساس جدول کرجسی- مورگان و به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب و با استفاده از پرسشنامههای اعتیاد به اینترنت یانگ، کیفیت خواب پیتزبورگ، خودمهارگری تانجی و جوعاطفی خانواده نودرگاه مورد بررسی قرار گرفتند.
نتایج: تجزیه و تحلیل دادهها نشان داد که بین جوعاطفی خانواده با اعتیاد به اینترنت (597/0r=) و کیفیت خواب با اعتیاد به اینترنت (331/0r=) همبستگی مثبت و معنیداری و بین خودمهارگری با اعتیاد به اینترنت رابطه منفی و معنیداری (668/0-r=) وجود دارد. نتایج آزمون رگرسیون نیز نشان داد که هر سه متغیر جوعاطفی خانواده، خودمهارگری و کیفیت خواب میتوانند تغییرات متغیر اعتیاد به اینترنت را پیشبینی کنند. بدین صورت که به ازای یک انحراف معیار تغییر در جوعاطفی خانواده، خودمهارگری و کیفیت خواب، به ترتیب 163/0، 382/0- و 375/0 انحراف معیار تغییر در متغیر اعتیاد به اینترنت رخ میدهد. یافتههای تحلیل رگرسیون همزمان نیز نشان داد که 51% از میزان اعتیاد به اینترنت دانشآموزان بر اساس متغیرهای جوعاطفی خانواده، خودمهارگری و کیفیت خواب دانشآموزان قابل تبیین است.
نتیجهگیری: نتایج نشان داد که جوعاطفی خانواده و کیفیت خواب با اعتیاد به اینترنت رابطه مثبت و مستقیم و خودمهارگری با اعتیاد به اینترنت رابطه منفی و معکوسی دارد. طبق یافتههای به دست آمده جوعاطفی خانواده، خودمهارگری بالا و کیفیت خواب مطلوب، در مدیریت استفاده از اینترنت نوجوانان مؤثر است. از این رو آگاهی والدین و مشاورین مدارس میتواند در پیشگیری مسئله اعتیاد به اینترنت در نوجوانان کمک کننده باشد.
سراج الدین محمودیانی، منظر عابدی،
دوره 20، شماره 3 - ( 9-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: خشونت خانگی علیه زنان بهعنوان یک مشخصۀ اجتماعی میتواند رفتارهای باروری زنان را متأثر سازد. مطالعه حاضر به بررسی رابطه خشونت خانگی علیه زنان و قصد فرزندآوری آنها پرداخته است.
روشکار: مطالعه حاضر از نوع پیمایش و با استفاده از پرسشنامه در سال 1401 انجام شده است. جامعه آماری زنان همسردار 15 تا 49 ساله ساکن شهر صدرا بوده است. تعداد نمونه 379 نفر برآورد شد. نمونه گیری با روش خوشهای چندمرحلهای انجام شد. خشونت خانگی علیه زنان با استفاده از 26 گویه مورد سنجش قرار گرفت. گویهها در قالب طیف لیکرت بودند که با جمع نمرات در تمام گویهها نمره خشونت خانگی پاسخگو بدست آمد. برای تحلیل دادهها از نرم افزار20 SPSS، آمارهای توصیفی و رگرسیون لجتسک دووجهی استفاده شده است.
نتایج: نتایج نشان داد که بیشترین نوع خشونت خانگی علیه زنان بهترتیب به خشونت روانی، خشونت جسمی، خشونت اقتصادی و خشونت جنسی اختصاص دارد. مدت ازدواج و تحصیلات زنان بر قصد فرزندآوری آنها اثر آماری معنیدار دارند. افزایش میزان خشونت خانگی علیه زنان به کاهش قصد فرزندآوری آنها میانجامد.
نتیجهگیری: کاهش خشونت خانگی علیه زنان میتواند قصد فرزندآوری را افزایش دهد. بنابراین کاهش خشونت خانگی علیه زنان باید در دستور کار تصمیمگیران ذیربط قرار گیرد.
سیروس احمدی، محمد نوریان نجف آبادی،
دوره 20، شماره 3 - ( 9-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: اختلال مصرف مواد مخدر یک بیماری است که در ترک موفق آن عمدتاً بر رویکرد زیستی و پزشکی تأکید میشود اما عوامل اجتماعی روانی نیز نقش مؤثری دارند. پژوهش حاضر تلاش کرده است رابطه مهارت حل مسئله وترک موفق اختلال مصرف مواد مخدر را مورد بررسی قرار دهد.
روش کار: این پژوهش از نوع علی-مقایسهای است که طی آن دو گروه 1) معتادان با ترک موفق و 2) معتادان با ترک ناموفق، مورد مقایسه قرار گرفتند. در مجموع 444 نفر شامل 222 نفر با ترک موفق و 222 نفر با ترک ناموفق، با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی چندمرحلهای انتخاب شدند. ابزار تحقیق جهت سنجش مهارت حل مسئله، مقیاس حل مسئله اجتماعی دزوریلا و همکاران (2002) بوده است.
نتایج کار: یافته های پژوهش نشان داد، میانگین مهارت حل مسئله و ابعاد پنج گانه آن، در گروه ترک موفق به طور معناداری بیشتر از ترک ناموفق است. براساس نتایج رگرسیون لجستیک، مهارت حل مسئله با مقادیر (271/0=B، 90/110=Wald، 000/0=Sig، 76/1=EXP(B)، 457/0=Cox & Snell)، بخت عضویت در گروه ترک موفق را 76/1 برابر میکند و قادر است 457/0 تغییرات متغیر وابسته را تبیین کند.
نتیجهگیری: با این تفاصیل، نتیجه گیری پژوهش حاضر این است که عوامل اجتماعی روانی نیز در درمان اختلال مصرف مواد مخدر مؤثرند و با توجه جدّیتر به آنها میتوان به کاهش یکی از آسیبهای اجتماعی بهداشتی مهم جامعه، کمک کرد.
محمد خمرنیا، مصطفی پیوند، نسیم محمدیان رازنگی،
دوره 20، شماره 3 - ( 9-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: دیابت یک بیماری قندی است که به علت اختلال در هورمون های بدن باعت افزایش قند خون می شود. از آنجایی که پایش و ارزشیابی وضعیت کنترل دیابت، به مدیریت برنامه های پیشگیری و کنترل دیابت کمک میکند، لذا مطالعه حاضر با هدف بررسی بیماری دیابت در مراجعین کلینیک دیابت در جنوب شرق ایران اجرا شد.
روش کار: مطالعه حاضر از نوع توصیفی – تحلیلی می باشد که در سال 1400 به روش سرشماری انجام شد. جهت جمع اوری داده ها از چک لیست استاندارد استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار stata-v14 انجام گرفت.
نتایج: در این مطالعه اطلاعات 1164 بیمار مبتلا به دیابت ثبت و بررسی شد. 7/97%بیماران مراجعه کننده مبتلا به دیابت نوع دو بودند(1137 نفر). میانگین قند خون ناشتادر افراد مبتلا به دیابت نوع یک 236 و در نوع دو 201 بود. میانگین قند خون A1c در افراد مبتلا به دیابت نوع یک 6/9 و نوع دو 4/8 بود که در وضعیت غیرنرمال قرار گرفتند. قند خون ناشتا با عارضه پای دیابت و نفروپاتی رابطه معنا داری را نشان داد (5/0p<).
نتیجه گیری: بر اساس یافته های این پژوهش، سطح مراقبت بیماران دیابتی از نظر کمی و کیفی در وضعیت چندان مطلوبی قرار نداشته و با استاندارد های کشوری فاصله وجود دارد. این موضوع نشان دهنده عملکرد نامطلوب مرکز دیابت بوده که می توان به دلیل کم بر خوردار بودن منطقه جغرافیایی، کمبود تجهیزات و نیروی متخصص ماندگار و سواد سلامت پایین مردم باشد. لذا آموزش و رعایت اصول پیشگیری در افراد دارای اضافه وزن و چاقی و به ویژه در افرادی که دارای سابقه خانوادگی ابتلا به دیابت می باشند می توان در کاهش ابتلا یا تضعیف سرعت بروز عوارض تاثیر بسزایی داشته باشد.
ابوالقاسم پوررضا، علی محمد مصدق راد، فریناز مقدسی،
دوره 20، شماره 3 - ( 9-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: عفونت محل جراحی عفونتی است که در مدت 30 روز پس از عمل جراحی ایجاد میشود و پوست و بافت زیرجلدی برش جراحی را درگیر میکند. عفونت محل جراحی یکی از شایعترین عفونتهای بیمارستانی است که علاوه بر به مخاطره انداختن جان بیماران، هزینه زیادی به نظام سلامت تحمیل میکند. این پژوهش با هدف برآورد هزینه عفونت محل جراحی در بیمارستان انجام شد.
روش کار: این مطالعه به روش مورد-شاهدی در یک بیمارستان دانشگاهی شهر کاشان در سال 1397 انجام شد. این مطالعه به محاسبه هزینههای مستقیم پزشکی عفونت محل جراحی بیمار در بیمارستان پرداخت. اطلاعات مربوط به هزینههای بستری گروه مورد و شاهد با استفاده از پرونده بیمار و نرمافزار سیستم اطلاعات بیمارستانی استخراج شد.
نتایج: شیوع عفونت بیمارستانی محل جراحی در بیمارستان برابر با 04/1% بود. میانه هزینه بستری بیماران با عفونت محل جراحی برابر با 85,547,428 ریال و بیماران فاقد عفونت محل جراحی برابر با 34،312،114 ریال بوده است. این اختلاف از نظر آماری معنادار بود (001/0p<). هزینه عفونت محل جراحی یک بیمار 51،235،314 ریال بود. هزینه بیمارستانی بیماران مبتلا به عفونت محل جراحی 5/2 برابر بیماران بدون عفونت بود. میزان هزینه عفونت محل جراحی با سن بیمار، مدت زمان جراحی و مدت زمان بستری قبل از عفونت مرتبط بوده است.
نتیجهگیری: عفونت محل جراحی هزینه زیادی را به بیمار، بیمه سلامت و بیمارستان تحمیل میکند. بنابراین، مدیران بیمارستانها و سازمانهای بیمه سلامت باید مداخلاتی را برای کاهش عفونتهای محل جراحی طراحی و اجرا کنند.
نظر دهمرده قلعه نو، عاطفه دلگرم،
دوره 20، شماره 3 - ( 9-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: پیچیدگی اقتصادی نشان دهنده در دسترس بودن دانش در داخل یک کشور است افزایش پیچیدگی اقتصادی نشان دهنده ظرفیت افزایش یافته برای تولید مجموعه متنوعی از محصولات پیچیده است. پیچیدگی ساختار اقتصادی یک کشور عامل اصلی تأثیرگذار بر انتخاب های اجتماعی و توانایی های انسانی است که شامل فرصت های شغلی و یادگیری است، اما به آنها محدود نمی شود و وضعیت شغلی یک فرد تعیین کننده مهم در وضعیت سلامتی افراد است به همین دلیل، ظرفیت تولید محصولات پیشرفته به میزان قابل توجهی به کیفیت سرمایه انسانی و دانش بستگی دارد و از طرفی، دانش و آموزش به طور گسترده ای به عنوان ارتقا سلامت جمعیت شناخته می شوند.
روش کار: به همین دلیل پژوهش حاضر به بررسی تأثیر شاخص پیچیدگی اقتصادی بر نتایج سلامت برای هفده کشور منتخب از کشورهای منطقه با استفاده از دادههای پانل در بازه زمانی 2001-2019 با استفاده از روش رگرسیونی کوانتایل و روش حداقل مربعات معمولی OLS پرداخته است.
نتایج: مطابق با نتایج متغیرهای شاخص پیچیدگی اقتصادی، جهانی شدن، رشد اقتصادی و باز بودن تجارت سبب بهبود سلامت می گردند. علیرغم متغیرهای نام برده متغیرهای کیفیت نهادی، سیاست و نفوس شهری سبب بهبود سلامت در کشورهای مورد مطالعه نشدهاند.
نتیجهگیری: نتایج این پژوهش به ویژه برای اقتصادهای در حال توسعه که معمولاً از سلامت ضعیف و سطوح پایین پیچیدگی اقتصادی رنج می برند مرتبط است.
حامد یگانه، حسین پرورش، محسن دهقانی قناتغستانی3، محمدرضا محمدی سلیمانی،
دوره 20، شماره 4 - ( 12-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: سیستم "بهداشت، ایمنی و محیط زیست" یا HSE، سیستم مدیریتی یکپارچه است که با همگرایی و همافزایی نیروی انسانی، امکانات و تجهیزات، سعی در ایجاد محیطی سالم، دلپذیر، بانشاط و دور از حادثه و خسارت و صدمات دارد، بنابراین هدف از پژوهش حاضر بررسی اعتباریابی مقیاس بازنگری شده عملکرد HSE است.
روشکار: این پژوهش توصیفی تحلیلی است که با روش روانسنجی انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه کارگران شرکتهای فولاد استان کرمان در سال 1400 بود. تعداد نمونهها بر اساس معیارهای روانسنجی به تعداد 100 نفر برای بخش روایی همگرا و 578 نفر برای بخش روایی سازه تعیین شد. نمونهها به روش نمونهگیری خوشهای انتخاب شدند. اطلاعات پژوهش از طریق دو مقیاس عملکرد HSE و استرس شغلی کوهن و همکاران (1983) جمعآوری گردید.برای بررسی روایی مقیاس از روشهای روایی محتوا، همگرا و تحلیل عوامل استفاده شد. پایایی مقیاس بهوسیله روشهای همسانی درونی و پایایی تصنیفی (دو نیمه کردن) بررسی گردید برای انالیز داده ها از نرم افزار SPSS22 استفاده شد.
نتایج: تحلیل عاملی تأییدی مدل شش عاملی را تأیید کرد. این پرسشنامه به همراه استرس شغلی کوهن و همکاران (1983) اجرا شد که با 35 آیتم از پایایی و روایی مناسبی برخوردار بود. ضریب آلفای بهدست آمده برای کل مقیاس برابر با 79/0 بود و به همین ترتیب برای خرده مقیاسهای تاب آوری 93/0، تقاضا 90/0، نقش 93/0، کنترل 85/0، پشتیبانی 72/0 و روابط 79/0 به دست آمد. علاوه بر این، ضریب پایایی مقیاس با استفاده از روش تصنیفی نیز محاسبه شد. ضریب تصنیفی برای نیمه اول دادهها برابر با 87/0 و برای نیمه دوم دادهها برابر با 62/0 و همبستگی بین دو نیمه 248/0 بود این یافتهها حاکی از ضریب همسانی درونی مطلوب برای مقیاس عملکرد HSE است (001/0p<).
نتیجهگیری: با توجه به نتیجه به دست آمده از اعتبار یابی HSE که نشان داد برازش مدل بالا است و همچنین ارزیابی عملکرد HSE نقش بسیار زیادی در سلامت کارکنان دارد به استقرار و اجرای مدیریت HSE در شرکت های فولاد کرمان توجه بیشتری شود.
علی محمد مصدق راد، محیا عباسی، مهدی عباسی، مهدیه حیدری،
دوره 20، شماره 4 - ( 12-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: تأمین مالی نظام سلامت فرآیند جمعآوری، تجمیع، مدیریت و تخصیص منابع مالی بهمنظور تأمین، حفظ و ارتقای سلامت مردم است. کشورهای در حال توسعه با چالشهای متعددی در تأمین، مدیریت و تخصیص منابع مالی سلامت مواجه هستند. هدف این مطالعه شناسایی روشهای تأمین مالی پایدار در کشورهای درحال توسعه بود.
روش کار: این پژوهش با روش مرور حیطهای انجام شد. کلیه مطالعات در زمینه روشهای تأمین مالی نظام سلامت در پایگاههای داده الکترونیکی انگلیسی Pubmed، Scopus، Science Direct، Web of scienceو فارسی Magiran، Iranmedex، SID و موتورهای جستجوگر Google Scholar و Google با کلیدواژههای مناسب جستجو شد. در نهایت، تعداد 94 مقاله مناسب انتخاب و با روش تحلیل چهارچوبی و با استفاده از نرمافزار MAXQDA تحلیل شدند.
نتایج: تعداد 42 روش برای تقویت پایداری و تابآوری نظام تأمین مالی سلامت در کشورهای درحالتوسعه شناسایی شد که در سه دسته جمعآوری و مدیریت منابع مالی، تجمیع منابع مالی و خرید خدمات سلامت گروهبندی شد. گسترش بیمههای سلامت اجتماعی، یکپارچهسازی طرحهای بیمه درمانی متعدد، تقویت مشارکت عمومی- خصوصی، استقرار نظام ارجاع، تعیین مالیات بر کالاهای آسیب رسان، استفاده از روشهای پرداخت آیندهنگر به ارائهکنندگان خدمات سلامت، تعیین دقیق بسته خدمات سلامت، مشارکت مالی خیرین و اصلاح تعرفههای خدمات سلامت پرتکرارترین راهکارهای تقویت پایداری نظام تأمین مالی سلامت در کشورهای در حال توسعه بودند.
نتیجهگیری: نظام تأمین مالی سلامت کشورهای در حال توسعه باید تقویت شود. اصلاحات مالی نظام سلامت باید با اصلاحات ارائه خدمات سلامت همراه باشد تا نتایج اثربخش و کارامدی به دنبال داشته باشد. سیاستگذاران و مدیران ارشد نظام سلامت باید در سطح کلان، به تقویت حکمرانی نظام تأمین مالی سلامت بپردازند. مدیران سازمانهای بهداشتی و درمانی در سطح خرد باید با تقویت ظرفیت بودجه و مدیریت مالی، منجر به افزایش کارایی و کاهش اتلاف منابع شوند.
شایسته وحدانی، مهدی رضایی، منصور علی مهدی، محمد مهدی شریعت باقری،
دوره 20، شماره 4 - ( 12-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: برنامه واکسیناسیون همگانی یکی از شیوهای کنترل بیماری کووید-19 است. موفقیتآمیز بودن واکسیناسیون، نیازمند پذیرش واکسن کرونا توسط جامعه است. هدف پژوهش حاضر، پیشبینی پذیرش واکسن کرونا بر اساس اضطراب کرونا، خوشبینی و نشخوار فکری در دانشجویان بود.
روش کار: پژوهش حاضر، توصیفی و از نوع مطالعات همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان علوم پزشکی دانشگاه آزاد تهران در سال 1401-1400 بود که تعداد 509 نفر از آنها، به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. شرکتکنندگان به پرسشنامههای پذیرش واکسن کرونا (KAPC)، اضطرابکرونا ویروس (CDAS)، جهتگیری زندگی (LOT) و نشخوار فکری (RRS)، پاسخ دادند. دادهها نیز بوسیله ی آزمونهای همبستگی پیرسون، همبستگی سهمی و رگرسیون استاندارد تجزیه و تحلیل شدند.
نتایج: نتایج نشان داد که متغیرهای اضطرابکرونا (مولفههای اضطراب روانی و جسمانی)، خوشبینی (مولفههای انتظار پیامد مثبت و امید به آینده) و اعتماد به ایمنی واکسن، پذیرش واکسن کرونا را به طور مثبت پیشبینی کردند. همچنین متغیر نشخوار فکری (دو مولفه نشانههای افسردگی و در فکر فرورفتن) پذیرش واکسن کرونا را به طور منفی پیشبینی کرد. ولی مولفه تأملِ نشخوار فکری، سن و جنسیت، پذیرش واکسنکرونا را به طور معناداری پیشبینی نکردند.
نتیجهگیری: برای افزایش میزان پذیرش واکسن کرونا، توجه به نقش پیشبینیکنندهی عوامل روانشناختی مانند اضطرابکرونا، خوشبینی، اعتماد و نشخوار فکری میتواند کمک کننده باشد.
محمد ضیا حسینی، فاطمه ستوده زاده، مهدی زنگنه بایگی،
دوره 20، شماره 4 - ( 12-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماری کووید-19 به عنوان یک بیماری پاندمیک تاکنون جان افراد زیادی را در سرتاسر جهان گرفته و فشار زیادی بر سیستم مراقبت بهداشتی کشورهای درگیر و پرسنل بهداشتی درمانی وارد نموده است. استفاده از تجارب کارکنان و مدیران می تواند راهگشای بحران های آتی باشد. مطالعه حاضر به منظور استفاده از تجربیات اعضای ستاد بحران معاونت بهداشتی زاهدان در کنترل اپیدمی کووید 19 انجام شد.
روش کار: این پژوهش به صورت کیفی با روش تحلیل محتوای قرار دادی با مشارکت 30 نفر از اعضای ستاد بحران معاونت بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی زاهدان با نمونه گیری هدفمند در سال 1400 انجام شد. جهت جمعآوری دادهها از مصاحبههای عمیق نیمه ساختار یافته استفاده گردید. تحلیل ها در هشت مرحله تایپ متن مصاحبه، تعیین واحدهای معنایی، کدگذاری، بازنگری کدها، طبقه بندی و توسعه طبقات، بازنگری طبقات، شناسایی درون مایه ها و گزارش یافته ها انجام گرفت.
نتایج: تجارب مدیران و کارکنان معاونت بهداشتی برای مقابله با پاندمی کرونا در 5 حوزه اصلی شامل "حوزه قانون گذاری"، "موضوعات اجرایی"، " نیروی انسانی"، " نظارتی" و " مالی" و 13 طبقه شناسایی و استخراج شد.
نتیجه گیری: بر اساس نتایج مطالعه حاضر یکی از مشکلات در اداره و مدیریت بحران کووید، نبود نظارت کافی و الزامات سیاسی در راستای کنترل و پیشگیری از شیوع بیماری و نداشتن یک سازمان واحد تصمیم گیرنده بود. همچنین مشکلات مالی و مشکلات مربوط به نیروی انسانی از مهمترین موضوعاتی بود که توسط اکثر مشارکت کنندگان مطرح شد. از طرفی، از دیدگاه مصاحبه شوندگان، استفاده از سامانه 4030 یکی از نقاط عطف مدیریت بحران بود.
مینا مرسلی، امین دوستی ایرانی،
دوره 20، شماره 4 - ( 12-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: تاکنون درمانهای دارویی مختلفی برای درمان چاقی معرفی شده است. در این مطالعه به مقایسه داروهای موجود برای درمان چاقی زنان مبتلا به سندرم پلیکیستیک تخمدان( (PCOS به صورت همزمان پرداخته شده است.
روشکار: این مطالعه به روش مرور سیستماتیک و متاآنالیز شبکه ای (NMA)انجام شد. پایگاههای اطلاعاتی عمده بینالمللی از جمله PubMed، Web of Science، Scopus، Cochrane Library و Embase تا مارس 2022 جستجو شدند. در این مطالعه فقط کارآزماییهای تصادفیسازی و کنترلشده (RCT) که مداخلات دارویی زنان مبتلا به سندرم پلیکیستیک تخمدان را با هم مقایسه میکردند، وارد مطالعه شدند. دو محقق مسئول غربالگری منابع بازیابی شده بودند. برای ارزیابی خطر سوگیری از ابزار کاکرین استفاده شد. فرض سازگاری توسط حلقه خاص و طراحی با رویکردهای تعامل درمان ارزیابی شد. تفاوت میانگین، بر اساس تجزیه و تحلیل از P-scoreبرای خلاصه کردن اثرات درمان در NMA استفاده شد. برای گزارش نتایج از مدل اثرات تصادفی استفاده شد. نتایج با فاصله اطمینان 95% (CI) گزارش شد. برای بررسی ناهمگنی مطالعات از آماره I2 استفاده شد.
نتایج: از 9335 مرجع بازیابی شده، 9 مطالعه RCT معیارهای واجد شرایط برای این مطالعه را داشتند. دو شبکه برای درمان چاقی در زنان مبتلا به سندرم پلی کیستیک تخمدان وجود داشت. (1.2) Liraglutide با [P-score=0/86,MD=-8/02(-20/99,4/94)] به عنوان بهترین درمان در شبکه اول و (120) Orlistatبا [P-score=0/88,MD=-3/49 (-5/17,-1/81)] به عنوان بهترین درمان در شبکه دوم بود.
نتیجهگیری: بر اساس نتایج این NMA به نظر میرسد (1.2) Liraglutide و(120) Orlistatبه عنوان بهترین درمان چاقی در زنان مبتلا به سندرم پلی کیستیک باشد.
حسین رشنود، داوود جلیلی ناغان،
دوره 20، شماره 4 - ( 12-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به اینکه طوفانهای گرد و غباری اثرات منفی بر سلامت،اقتصاد جامعه و محیط زیست داشته و منجر به خسارتهای زیادی بر منابع انسانی، بخش بهداشت و کشاورزی میشود و ایران یکی از کانونهای متأثر از ریزگردهاست که خسارات این پدیده هر ساله گریبان گیر کشور ما می شود، باید به موضوع افزایش ریزگردها توجه خاصی مبذول گردد.
روش کار: این تحقیق در شهرستان پلدختر در استان لرستان بر روی بخش معدنی ذرات رسوب شونده انجام شده است. نمونه برداری از ذرات در سه نوبت به فاصله زمانی یک ماه برای اندازه گیری فلزات سنگین، کاتیونها و آنیونها در 9 نقطه انجام شد. آنالیز کاتیونها و آنیونها با استفاده از دستگاه Ic metrohm و آنالیز فلزات سنگین با استفاده از دستگاه Icp oes-arcos صورت می گیرد.
نتایج: در این مطالعه نمونه برداری از ذرات قابل ته نشینی در سه ماه اسفند 1398، فروردین و اردیبهشت 1399 صورت گرفت. در مجموع در این سه ماه بیشترین غلظت در بین کاتیونها و آنیونها مربوط به So4 و کمترین غلظت مربوط F ، همچنین بیشترین غلضت در بین فلزات سنگین مربوط به Fe و Al بود.
نتیجه گیری : بیشترین مقدار ذرات قابل ته نشینی در اسفند 1398 و سپس به دنبال آن فروردین 1399 و کمترین مقدار در اردیبهشت 1399 اتفاق افتاده است. با توجه به اینکه هم عناصر با منشا طبیعی و هم عناصر با منشا مصنوعی در مطالعه یافت شدند می توان نتیجه گرفت که منشا عناصری که غلظت آنها در تحقیق بدست آمده است هم طبیعی و هم مصنوعی است.
عاطفه مدبرنژاد، سید صمد بهشتی، وحید قاسمی، رامین مرادی،
دوره 20، شماره 4 - ( 12-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به پیامدهای مخرب فساد در حوزه بهداشت و درمان تحقیق حاضر به دنبال تبیین زمینه های شکل گیری و شیوع فساد در این حوزه از کشور ایران است.
روش کار: پژوهش حاضر با روش کیفی و با استراتژی تحلیل محتوای کمی انجام شد. میدان تحقیق خبرگان حوزه ستادی وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشکی بود. بدین منظور با 13 نفر از خبرگان این حوزه مصاحبۀ عمیق صورت گرفت. نمونه ها با شیوه نمونه گیریِ نظری و نیز نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شدند. واحد تحلیل مصاحبه ها جمله بوده و مصاحبه های انجام شده از طریق تحلیل مضمون و با استفاده از نرم افزار آنتروپی شانون تحلیل شدند.
نتایج: با توجه به نتایج آماری بدست آمده زمینه های تقنینی با ضریب اهمیت 293/ در جایگاه نخست؛ زمینه های اجتماعی و فرهنگی با ضریب اهمیت 256/.در جایگاه دوم؛ زمینه های اقتصادی با ضریب اهمیت 175/. در جایگاه سوم؛ زمینه های تصمیم گیری و عوامل سازمانی با ضریب اهمیت 174/. در جایگاه چهارم و نهایتا عوامل فردی و زمینه های سطح خرد با ضریب اهمیت 102/. در جایگاه پنجم قرار دارند.
نتیجه گیری: با توجه به ضریب اهمیت عوامل فردی و زمینه های سطح خرد، آنچه در تحلیل یافته ها خود نمایی می کند این هست که شخصیت و ویژگی های فردی افراد در بروز فساد کمتر اهمیت دارد و زمینه ها تقنینی و اجتماعی و فرهنگی از اهمیت بیشتری در تبیین فساد در نظام بهداشت و درمان برخوردارند.
سید صمد بهشتی، حمید صداقت، خیری حمیدپور،
دوره 20، شماره 4 - ( 12-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: سلامت اجتماعی افراد جامعه از پدیده هایی است که میتواند در توسعه جامعه نقش اساسی ایفا کند. خدمات کمیته امداد امام خمینی(ره) به عنوان یک نهاد حمایتی که در بدو انقلاب به منظور کمک به فقرا و توانمندسازی آنها برای رهایی از فقر تاسیس شده است تا چه اندازه توانسته بر سلامت اجتماعی زنان سرپرست خانوار تحت پوشش اثر گذار باشد؟ برای پاسخگویی به این سوال، این پژوهش با روش کمی و شیوه پیمایشی انجام شده است.
روش کار: 221 نفر از زنان سرپرست خانوار تحت پوشش کمیته امداد شهر شیراز به شیوه نمونهگیری خوشهای چند مرحلهای با ابزار پرسشنامه، مورد بررسی قرار گرفتند.
نتایج: یافته های این تحقیق نشان داد سطح سلامت اجتماعی زنان سرپرست خانوار تحت پوشش و تمامی ابعاد آن از سطح متوسط طیف بالاتر هست.
نتیجه گیری: خدمات آموزشی، بهداشتی و مالی ارایه شده از سوی این کمیته هرچند ممکن هست در ابعاد مختلفی از زندگی مددجویان اثر گذار بوده باشد اما نتوانسته است بر سلامت اجتماعی مددجویان اثر معناداری بگذارد. از اینرو لازم هست این کمیته در نحوه و نیز محتوای خدمات ارایه شده، در راستای ارتقای سطح سلامت اجتماعی زنان سرپرست خانوار تحت پوشش تجدید نظر بنماید.