فریده گلبابایی، رضا کاظمی، بنفشه گلستان، مهران پورتالاری، سید جمال الدین شاه طاهری، مسعود ریسمان چیان،
دوره 8، شماره 4 - ( 12-1389 )
چکیده
زمینه و هدف:.با توجه به اثرات حاد و مزمن حلال های آلی، که نقاشان خودرو در مواجهه طولانی مدت با آنها هستند ، ارزیابی و کنترل آنها برای حفظ سلامت کارکنان از اهمیت خاصی برخوردار است . در این تحقیق قصد بر آن است به منظور ارزیابی صحیح میزان مواجهه وانتخاب راه کارهای صحیح کنترلی،مهمترین عوامل تاثیر گذار در انتشار آلودگی با تاکید برارزیابی مواجهه با بنزن ، تولوئن، زایلن و اتیل بنزن(BTEX)، شناسایی و تعیین گردد .
روش کار: در این تحقیق با مطالعه دقیق فرایند رنگ آمیزی یک شرکت خودرو سازی ، عوامل احتمالی تاثیر گذار ، حلال های آلی موجود در رنگ و ایستگاه های انتشار حلال های آلی شناسایی شده و سپس با توجه به تعداد متغیرهای مورد بررسی و سطوح آنها و 5 نمونه به ازای هر ترکیب از متغییرها و نمونه های شاهد، 240 نمونه هوا تعیین شد. نمونه ها بر اساس روش 1501 NIOSH جمع آوری ، آنالیز و تعیین مقدار گردید ، و در نهایت اطلاعات بدست آمده بوسیله نرم افزار spss11.5 و آزمونهای رگرسیون چندگانه و آنالیزواریانس مورد تحلیل قرار گرفتند .
نتایج: در بـین حلال های مورد مطالعـه، مواجـهه با بنزن در کلیه وظایف شغلی و مواجـهه با تولوئن در ایستگاه ها رنگ رویه و رنگ آسـتر بالاتر از حدود مجاز مواجـهه تشخیص داده شد( 05/0 p<). مواجـهه با اتیل بنزن و زایلن کـمتر از حـدود مجـاز بود ( 05/0 p<).مهمترین عوامل تاثیرگذار بر میانگین مواجهه با هر چهار حلال مورد مطالعه به ترتیب میزان اثرگذاری عبارت از : وظیفه شغلی ، نوع پیستوله و نوع رنگ مصرفی بوده است( 05/0 p<) .
نتیجه گیری: از دلایل تاثیر متغیرهای وظیفه شغلی ،نوع پیستوله و رنگ بر میزان مواجهه با BTEX، متفاوت بودن بار کاری هر وظیفه شغلی ،کارایی متفاوت دو نوع پیستوله مورد استفاده و تفاوت در فرمولاسیون حلال های رنگ است. همچنین به دلیل وجود بنزن به صورت ناخالصی در حلال رنگ، میزان مواجهه با آن بیشتر از حد مجاز می باشد. بنابراین توجه به عواملی تاثیر گذار در حین ارزیابی و کنترل جهت کسب نتایج مطمئن تر توصیه می شود.
محمد زارع، کاظم ندافی،
دوره 8، شماره 4 - ( 12-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: خواص ویژه و منحصر به فرد نانوذرات، خطرات احتمالی منحصر به فردی نیز به دنبال خواهد داشت. به علاوه این مواد در شرایط مختلف ممکن است سمیت های مختلفی داشته باشند، لذا در این تحقیق به بررسی سمیت نانوذراتTiO
2 و Fe-doped TiO
2 (Fe:TiO
2) در دوحالت تماس یافته با فنل و بدون تماس با فنل پرداخته شده است.
روش کار: ابتدا محلول استوک نانومواد مورد بررسی ساخته شده و با فنل مواجهه داده شد. پس از تهیه غلظت های مختلف از محلول استوک، دافنیا مگنا با نانومواد مواجهه یافته و مواجهه نیافته با فنل تماس داده شد. میزان مرگ دافنی ها با استفاده از مدل پروبیت در نرم افزار SPSS 16 تجزیه و تحلیل شد و LC50 ، NOEC و غلظتی که در آن 100% مرگ و میر رخ می دهد در زمانهای 12 تا 96 ساعت پس از تماس محاسبه گردید.
نتایج: طبق نتایج به دست آمده، LC50 48 ساعته TiO2 و Fe:TiO2 در حالت بدون مواجهه با فنل به ترتیب 2705 و بیش از mg/l 15000و در حالت تماس با فنل، به ترتیب 414 وmg/l 1258 محاسبه شد. NOEC 48 ساعته در مورد نانوذرات TiO2 مواجهه یافته و مواجهه نیافته با فنل به ترتیب 41و mg/l 1253و در مورد Fe:TiO2 به ترتیب 789 و بیش از mg/l15000 بدست آمد. همچنین غلظت 100% مرگ و میر 48 ساعته در مورد نانوذرات TiO2 مواجهه یافته و مواجهه نیافته با فنل به ترتیب بیش از 1090و بیش از mg/l 1253و در مورد Fe:TiO2 به ترتیب بیش از 2108 و بیش از mg/l15000 بدست آمد.
نتیجه گیری: با توجه به LC50 48 ساعته این مطالعه نشان داد که سمیت نانو Fe:TiO2 و نانوTiO2 به علت مواجهه با فنل به ترتیب بیش از 12 برابر و 5/6 برابر افزایش می یابد. اما به طور کلی با توجه به شاخص LC50 در حالتهای مختلف می توان گفت سمیت نانوFe:TiO2 که از خواص کاتالیستی بهتری نیز برخوردار می باشد، در مقایسه با نانوTiO2 کمتر می باشد. بنابراین در کاربردهای مختلف باید استفاده از آن به جای TiO2 خالص مورد بررسی قرار گیرد زیرا این ماده خطر کمتری را برای محیط زیست در بر خواهد داشت.
محمد مسافری، محمد شاکر خطیبی، اکرم مهری بادلو،
دوره 8، شماره 4 - ( 12-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه باکتریهای هتروتروف بهصورت شاخص شمارش بشقابی هتروتروف (HPC) بهعنوان مکمل شاخص کلیفرم در کنترل کیفی آب مورد توجه قرار گرفته است. سازمان حفاظت محیط زیست آمریکا حداکثر مجاز تعداد باکتریهای هتروتروف را در شبکههای توزیع cfu/mL 500 تعیین کرده است. نظر به اینکه تعیین باکتریهای هتروتروف در آب آشامیدنی شهر تبریز جزء آزمایشهای معمول نبوده و اطلاعات منتشر شدهای در این زمینه وجود ندارد لذا در این مطالعه، شاخص HPC در آب آشامیدنی شهر تبریز مورد بررسی قرار گرفته و مقادیر آن تعیین شده است.
روش کار: 50 نمونه آب از مناطق مختلف شهر تبریز، بهگونهای تهیه شد که کل شهر را پوشش دهد. نمونهها بهصورت تصادفی و تحت شرایط استاندارد تهیه و از نظر شاخص HPC، کلیفرم، کلر باقیمانده، کدورت، دما و pH مورد آزمایش قرار گرفتند. برای کشت باکتریهای هتروتروف، از محیطهای کشت R2A و نوترینت آگار استفاده شده و آزمایش HPC بهروش پخش بشقابی انجام گرفت. آنالیز آماری نتایج بدستآمده، از طریق آزمونهای آماری رگرسیون و test Tصورت گرفت.
نتایج: در 50% نمونههای برداشته شده از مناطق مختلف شهر، باکتریهای هتروتروف مشاهده گردید. بر اساس نتایج شمارش باکتری، تعداد باکتریهای هتروتروف در شش منطقه بالای cfu/mL 500 گزارش شد. نتایج نشان داد که شاخص HPC در شبکه آب شهر تبریز بر اساس محیط نوترینت آگار برابر cfu/mL 340 ± 184 و بر اساس محیط R2Aبرابر cfu/mL 315 ± 154 بوده ضمن اینکه، در محیط کشت نوترینت آگار رشد بهتری مشاهده شد. بر اساس نتایج آنالیز آماری، ارتباط معنیداری بینHPC و کلر باقیمانده در هر دو محیط کشت وجود داشت (برای نوترینت آگار 05/0 p < و 347/0- = R، برای R2A، 05/0 p < و 312/0-= R). همچنین، بین دو شاخص HPC و pH ، ارتباط معنیداری وجود داشت طوریکه، با افزایش pH ، HPC نیز افزایش مییافت (01/0 p <). در نهایت، رابطه بین نتایج HPC در دو محیط نوترینت آگار و R2A کاملا معنیدار بود (01/0 p <؛ 95/0= R).
نتیجهگیری: حضور باکتریهای هتروتروف در 50% از نمونههای مورد مطالعه نشاندهنده آن است که این باکتریها در مناطق مختلف شبکه آب آشامیدنی شهر تبریز حضور دارند لذا، پایش 6 ماهه یا حداقل یک ساله شاخص HPC در کنار باکتریهای کلیفرم و مقایسه نتایج پایش دورههای زمانی مختلف میتواند به شناسایی وضعیت شبکه توزیع آب و اصلاح وضعیت مناطق مشکلدار و اطمینان بیشتر از کیفیت آب آشامیدنی کمک نماید.
مهدی جهانگیری، جواد عدل، سید جمال الدین شاه طاهری، حسین کاکوئی، عباس رحیمی فروشانی، علیمراد رشیدی، امیر قربانعلی،
دوره 9، شماره 1 - ( 5-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: بررسی انطباق کارتریج ماسک های تنفسی با استانداردهای مورد پذیرش، جهت حصول اطمینان از کارایی آنها در حفاظت از دستگاه تنفسی از اهمیت ویژه ای برخوردار است .این مطالعه با هدف بررسی میزان انطباق کارایی کارتریج ماسک های تنفسی ویژه بخارهای آلی موجود در شرکت های مختلف پتروشیمی با استاندارد EN 14387:2004 انجام شد.
روش کار: در فاز اول این مطالعه انواع کارتریج های ماسک های تنفسی موجود در صنایع پتروشیمی شناسایی شد و مشخصات آنها از طریق مکاتبه با سازندگان و مطالعه ی مستندات آنها استخراج گردید. در مرحله بعد تعداد 3 نمونه از هر نوع کارتریج با استاندارد فوق الذکر انتخاب و با دستگاهی که به منظور اندازه گیری زمان عبور، طراحی و ساخته شد، مورد آزمون قرار گرفتند.
نتایج: این مطالعه نشان داد که کمترین و بیشترین طول عمر کارتریج های مورد بررسی به ترتیب 29 و 142 دقیقه می باشد. از بین 10 نوع کارتریج مورد بررسی، طول عمر یک نوع از کارتریج ها از حداقل تعیین شده در استاندارد (70 دقیقه) کمتر بود.
نتیجه گیری: با توجه به وجود یک نوع کارتریج غیر استاندارد در بین نمونه های مورد مطالعه، ضروری است برنامه ای جهت حصول اطمینان از انطباق کارایی کارتریج ها با استاندارد های مربوطه از سوی نهاد های مسوول نظیر سازمان استاندارد و تحقیقات صنعتی و مرکز تحقیقات حفاظت و بهداشت کار کشور تدوین واجرا گردد.
زهره شاه حسینی، معصومه سیمبر، علی رمضانخانی، حمید علوی مجد،
دوره 9، شماره 1 - ( 5-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: هیچ یک از ابزارهای کمّی طراحی شده برای بررسی نیازهای سلامت دختران نوجوان متناسب با شرایط فرهنگی و اجتماعی نوجوانان ایرانی نمی باشد. در این پژوهش
، طراحی ابزاری روا و پایا برای بررسی نیازهای سلامت دختران نوجوان مورد نظر می باشد.
روش کار: این پژوهش روش شناسی در دو بخش کیفی و کمی انجام شد.در بخش کیفی برای تبیین مفهوم نیازهای سلامت و طراحی گویه های ابزار، مصاحبه های گروهی متمرکز با 67نوجوان18-12ساله(8گروه بحث متمرکز10-6نفره) ومصاحبه های فردی نیمه ساختاریافته با 11فرد کلیدی آگاه انجام پذیرفت.نمونه گیری مبتنی بر هدف و با حداکثر تنوع از افراد ساکن در شهرستان ساری صورت گرفت.در بخش کمی، روایی محتوا، روایی صوری، روایی سازه(تحلیل عاملی)، روایی ملاکی به همراه همسانی درونی وثبات ابزار مورد بررسی قرار گرفت.
نتایج: تحلیل محتوای داده های حاصل از مصاحبه های انجام شده به تبیین مفهوم نیازهای سلامت دختران نوجوان در5 درونمایه ی اصلی: نیازهای سلامت روانی- عاطفی، نیازهای سلامت اجتماعی، نیازهای سلامت جسمی، نیازهای آموزشی و اعتقادات منجر شد. متوسط شاخص روایی محتوای ابزار92/0 بود.تحلیل عاملی اکتشافی نشان دهنده 5عاملی بودن ابزار طراحی شده بود.همبستگی نمره پرسشنامه نیازهای سلامت دختران نوجوان با پرسشنامه کیفیت زندگی نوجوانان 66/0 بود (001/0p<).اندازه گیری همسانی درونی، ضریب آلفای کرونباخ پرسشنامه را90/0 واندازه گیری ثبات ابزار، شاخص همبستگی درون خوشهای رادر فاصله زمانی دوهفته) 001/0p< ,984/0 (ICC= نشان داد.
نتیجه گیری: پرسشنامه طراحی شده، ابزاری روا و پایا و مطابق با شرایط فرهنگی جامعه ایرانی، برای بررسی نیازهای سلامت دختران نوجوان می باشد.
جواد عدل، مهدی جهانگیری، مسعود ریسمانچیان، حسین ماری اوریاد، علی کریمی، محمدرضا قادری،
دوره 9، شماره 1 - ( 5-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: جو ایمنی پدیده ای روانشناختی و زیر مجموعه فرهنگ ایمنی است که ادراکات مشترک کارکنان در مورد چگونگی مدیریت ایمنی در محیط کار در یک مقطع زمانی خاص را توصیف می کند. این ادراکات شاخصی را برای تعیین اولویت ایمنی در سازمان با توجه به دیگر اولویتها مثل تولید و کیفیت فراهم می آورد. هدف این مطالعه ارزیابی و رسم نمایهی جو ایمنی و استفاده از نتایج آن در بهبود ایمنی بوده است .
روش کار: در این مطالعه از ابزار کاربردی ارایه شده توسط دانشگاه Loughborough برای ارزیابی جو ایمنی در یکی از صنایع فولاد کشور استفاده شد. اطلاعات لازم از طریق پرسشنامه ، بحث متمرکز گروهی، مصاحبه و مشاهدات هدفمند جمع آوری گردیده و امتیاز جو ایمنی در 17 حیطه تعیین گردید.
نتایج: نمایهی ترسیمی امتیاز جو ایمنی را 2±89/4 نشان داد . بیشترین و کمترین امتیاز به ترتیب مربوط به حیطه اولویت فردی و نیاز به ایمنی (8/0±6/8) و حوادث و رخدادها ( 00/0 ± 1) بود. انجام آزمون های آماری آنالیز واریانس یک طرفه و t ارتباط معنی داری را بین تحصیلات و سابقه کار با حیطه های نگرشی جو ایمنی نشان نداد (05/0p> ) و این ارتباط در مورد سن فقط با حیطه های تعهد مدیریت (03/0 p = ) و اولویت فردی (02/0 p = ) و در مورد وضعیت استخدامی فقط با حیطه محیط کار معنی دار بود (04/0 p = ).
نتیجه گیری: ارزیابی جوایمنی می تواند به عنوان شاخصی پیشگیرانه برای ارزیابی عملکرد ایمنی به کار رفته و از نتایج به دست آمده از آن در بهبود وضعیت ایمنی سازمان استفاده گردد.
پروانه تیموری، آرزو فلاحی، نادر اسماعیل نسب،
دوره 9، شماره 1 - ( 5-1390 )
چکیده
زمینه وهدف: علیرغم وجود شواهدی مبنی برکاهش میزان فعالیت جسمانی درطی نوجوانی در کشورهای غربی، کاهش آن در نوجوانان کشورمان طی مطالعات رد یابی تایید نشده است. هدف از این پژوهش، بررسی تغییرات رفتار فعالیت جسمانی، عوامل روانشناختی (شامل فواید، مانع و خودکارآمدی درک شده) و تاثیرات بین فردی مرتبط با رفتار ورزشی طی گذار از مقطع راهنمایی به متوسطه در شهر سنندج بود.
روش کار: اطلاعات این مطالعه درسال 1385، در جریان یک مطالعه مقطعی و با پیگیری دانش آموزان در سال 1388 جمع آوری شد. جمعیت مورد مطالعه شامل844 دانش آموز دختر و پسر مقطع دبیرستان (51% پسرو 49% دختر) با میانگین سنی 73/1± 42/16بود. سازه های فواید، موانع وخود کارآمدی درک شده، تاثیرات بین فردی درک شده، و نیز رفتار فعالیت جسمانی با استفاده از پرسشنامه های خود گزارشی اندازه گیری و توسط نرم افزار SPSS نسخه 16 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
نتایج: تجزیه وتحلیل داده ها تفاوتهای معنی داری بر حسب جنس برای فعالیت جسمانی و بیشتر متغیرهای روانشناختی و تاثیرات بین فردی مرتبط با فعالیت های ورزشی نشان داد. در هر دو مرحله دختران از پسران فعالیت فیزیکی کمتری داشتند. درزمان اول متوسط فعالیت جسمانی دختران(82/ 31 دقیقه) و پسران( 75/53 دقیقه) و در زمان پیگیری (07/23 دقیقه) و (7/44 دقیقه) بود( 001/0p< (دختران در مقایسه با پسران موانع درک شده بیشتر و فواید و خودکارآمدی درک شده کمتری برای انجام فعالیت فیزیکی از زمان شروع تا پیگیری داشتند. تست ضرایب همبستگی عوامل روانشناختی، تاثیرات بین فردی و فعالیت بدنی ازشروع مطالعه تا پیگیری بیانگر ثبات نسبی بیشترتاثیرات بین فردی خانوادگی برای دختران در مقایسه با پسران بود.
نتیجه گیری: نتایج این بررسی شواهدی برای کاهش فعالیت فیزیکی در دانش آموزان پسر و دختر و نیز تفاوتهای جنسی در متغیرهای شناختی و تاثیرات بین فردی ارایه می کند.
آویشا نوروزی لرکی، مینو خلخالی زاویه، عباس رحیمی، صدیقه سادات نعیمی، سید مهدی طباطبایی،
دوره 9، شماره 1 - ( 5-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: پوشیدن کفش های پاشنه بلند ارتفاع مرکز ثقل را بیشتر کرده و خط ثقل بدن نیز از مرکز سطح اتکا دور می گردد؛ لذا می توان گفت تعادل بدن در معرض خطر قرار خواهد گرفت. در این پژوهش اثر چند ارتفاع پاشنه ی کفش بر روی ثبات ایستا و پویا در افراد جوان مورد بررسی قرارگرفته است.
روش کار: در این مطالعه شبه تجربی به روش اندازه گیری مکرر، در 36 دختر سالم شاخص های ثبات پویا به وسیله دستگاه ثبات سنج بایودکس و ثبات ایستا به وسیله آزمون Clinical Test of Sensory Interaction and Balance تغییر یافته ارزیابی شد. اندازه گیری ها به طور تصادفی در چهار وضعیت پابرهنه و پوشیدن کفش های پاشنه 3، 5 و 7 سانتیمتری انجام گرفت.
نتایج: میانگین شاخص ثبات ایستا در حالت های مختلف آزمون در مقایسه هر سه وضعیت کفشی با وضعیت پابرهنه تفاوت معنی دار آماری داشت و در حالتهای چشم بسته پاشنه 7 سانتی ناپایدارترین بود. از نظر ثبات پویا نیز پاشنه 7 سانتیمتری ناپایدارترین در بین وضعیت های آزمون بود.
نتیجه گیری: نتایج این مطالعه افزایش بی ثباتی با بالارفتن ارتفاع پاشنه را مورد تایید قرار می دهد. در مجموع می توان پاشنه 3 سانتیمتری را به عنوان پاشنه ی بهینه از نظر ثبات در هر دو شرایط ایستا و پویا معرفی نمود.
فرشید رادفر، محمد جواد حضوری، صدیقه سادات طوافیان،
دوره 9، شماره 1 - ( 5-1390 )
چکیده
زمینه و هدف : این مطالعه با هدف تعیین و مقایسه نگرش کارمندان و عملکرد مدیران در خصوص مدیریت تعارض در بیمارستانهای وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شده است.
روش کار: در این مطالعه مقطعی تعداد 330 نفرشامل 300 نفر پرستار و 30 نفر مدیر بیمارستان بطور تصادفی انتخاب شدند. جمع آوری داده ها از طریق پرسشنامه محقق ساخته مشتمل بر 30 سؤال، انجام گرفت. جهت پردازش دادهها از نرم افزار SPSS استفاده شد.
نتایج : این پژوهش نشان داد که 178 نفر از کارمندان(59%) و 14 نفر از مدیران (47%) بر این باورند که از سبک اجتناب در مدیریت تعارض استفاده نمی شود. 177 نفر از کارمندان (59%) معتقدند که مدیرانشان از سبک سازش بهره نمی گیرند و 13 نفراز مدیران (43%)ادعا میکنند که از سبک سازش در مدیریت تعارض استفاده می شوند.. 120نفر از کارمندان(40%) و 4 نفر از مدیران(13%) معتقد بودند که مدیران از سبک مصالحه بهره می جویندو درهر دو گروه 179 نفر از کارمندان (60%) و 18 نفر از مدیران(60%) معتقد بودند که سبک حل مسئله در مدیران برای حل تعارضات سازمانی وجود ندارد.
نتیجه گیری : این پژوهش نشان داد مدیرانی که دارای نگرشهای اجتناب، حل مسئله و اجباربودند به نظر کارمندان در عمل نیز از همان شیوه ها بهره می جستند ولی مدیرانی که دارای سبک سازش و مصالحه بودند عملاً از این شیوه بهره نمی گرفتند.
علیرضا حیدری، علیرضا میراحمدی زاده، علی کشتکاران، مهدی جوانبخت، کورش اعتماد، منصوره لطفی،
دوره 9، شماره 1 - ( 5-1390 )
چکیده
زمینه وهدف: ایدز یک بیماری کشنده است که هیچ درمان یا واکسنی برای پیشگیری از آن وجود ندارد
. استفاده از مواد مخدر تزریقی و رفتارهای جنسی محافظت نشده عوامل مؤثر در انتقال ویروس این بیماری هستند. هدف از انجام مطالعه تعیین تغییرات رفتارهای پرخطر تزریقی و جنسی مرتبط با HIV در معتادان مراجعه کننده به مراکزدرمان نگهدارنده با متادون( MMT) Methadone Maintenance Treatment شیراز بود
. روش کار: این مطالعه به صورت مقایسهی قبل و بعد از مداخله MMT بدون گروه کنترل در 7 مرکز درمان نگهدارنده با متادون شیراز در سال 1388انجام شد. نمونهها معتادان مراجعه کننده به مراکز درمان نگهدارنده با متادون بودند که به روش سرشماری انتخاب شدند. 694 معتاد مراجعه کننده به این مراکز در مطالعه شرکت کردند.روش جمع آوری داده های مصاحبه با استفاده از پرسشنامه بود. آنالیز داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS.15 و آزمون Wilcoxon انجام شد.
نتایج: میانگین سنی معتادان دریافت کننده متادون 5/9 ± 5/36 سال بود. اکثر مراجعه کنندگان مرد(1/92%) و مجرد (1/43%) بودند.3/37/% شرکت کنندگان در مطالعه معتاد تزریقی بودند. در یک هفته قبل از مراجعه به مرکز 3/23% معتادان حداقل یک تزریق مشترک داشتند این مقدار به 2/9% در یک هفته ی بعد از مراجعه کاهش یافت. در یک ماه قبل از مراجعه به مرکز 2/25% معتادان حداقل یک تماس جنسی محافظت نشده داشتند که این آماره به 21% در یک ماه بعد از مراجعه کاهش یافت.میانگین تعداد تزریقهای مشترک و تماسهای جنسی محافظت نشده در بعد از مراجعه به مرکز نسبت به قبل از آن به طور معنی داری کاهش یافت(001/0>p ) .
نتیجه گیری: با توجه به تأثیر زیاد مراکز MMT در کاهش رفتارهای پرخطر، گسترش کمی و کیفی این مراکز در بعد منطقهای و ملی و تشویق معتادان به استفاده از خدمات جهت تحت پوشش قرار دادن افراد پرخطر تزریقی و جنسی به منظور پیشگیری از HIV ضروری می باشد.
زهره رهائی، هاشم حشمتی، سید محمد مهدی هزاوه ای، اکبر حسن زاده،
دوره 9، شماره 1 - ( 5-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: این پژوهش با هدف تعیین ارتباط بین رفتار آموزشی رابطان و رفتارهای پیشگیری کننده خانواده ها بر اساس مدل بزنف اجرا شد.
روش کار: در این پژوهش توصیفی کلیه رابطان (60 نفر) مناطق آندمیک شهر یزد که به روش سرشماری انتخاب شدند، پرسشنامه محقق ساخته را طی مصاحبه تکمیل نمودند. از خانواده های تحت پوشش هر رابط نیز دو خانواده به طور تصادفی انتخاب شده و پرسشنامه توسط سرپرست خانواده (120 نفر) طی مصاحبه تکمیل شد. روایی و پایایی پرسشنامه مورد تأیید بود. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی انجام شد.
نتایج: آگاهی رابطان و نگرش آنها با نمره آگاهی خانواده ها ارتباط مستقیم داشت. قصد رفتار رابطان با رفتار خانواده ها همبستگی مستقیم داشت. همچنین بین عوامل قادر کننده رابطان با آگاهی، قصد، عوامل قادرکننده و رفتار خانواده ها و رفتار آموزشی رابطان با آگاهی، نگرش و رفتار خانواده ها همبستگی مستقیم مشاهده شد.
نتیجه گیری: با توجه به نقش رابطان در پیشگیری و بیماریابی و درمان بموقع لیشمانیوزها و از آنجا که دادن آگاهی به تنهایی نمی تواند رفتار آموزشی در رابطان ایجاد کند، فراهم کردن آموزش مؤثر، نگرش و عوامل قادرکننده برای رابطان، تأثیر قابل ملاحظه ای بر رفتار خانواده ها و کنترل لیشمانیوزها خواهد داشت.
مهدی محبعلی، غلامحسین ادریسیان، محمدرضا شیرزادی، یاور حسینقلی زاده، محمدحسین پاشایی، اکبر گنجی، ذبیح الله زارعی، احمد کوشا، بهناز آخوندی، هما حجاران، حسین ملک افضلی،
دوره 9، شماره 2 - ( 8-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: لیشمانیوز احشایی(کالاآزار) در صورت عدم تشخیص به موقع و درمان غیر اختصاصی تقریبا در تمام موارد منجر به مرگ بیمار میشود. به منظور تشخیص سریع و زودهنگام ودرمان بموقع بیماران مبتلا به لیشمانیوز احشایی، نظام مراقبتی خاصی در مناطقی از شمال غرب ایران برقرارگردید تا تاثیر اقدامات انجام شده را در کاهش میزان بروز و مرگ و میر مشخص نماید.
روش کار: این مطالعه با در نظر گرفتن منطقه شاهد شروع شد و به مدت 6 سال به شکل فعال ادامه یافت، تمامی بچههای زیر 12 سال شهرستان مشکینشهر که دارای تبهای مداوم بیش از 2 هفته، رنگ پریدگی و بزرگی شکم بودند (شهرستان مداخله) توسط بهورزان آموزش دیده، نمونه برداری شده ونمونه ها به آزمایشگاه کالاآزار مرکز بهداشت شهرستان مربوطه ارسال گردیدند و مورد آزمایش قرار میگرفتند. افرادی که نتیجهDirect Agglutination Test (DAT) آنها مثبت (با عیارهای 1:3200 و بالاتر) و دارای علایم بالینی اشاره شده بودند، از نظر لیشمانیوز احشایی (کالاآزار) مثبت تلقی میشدند و پس از انجام و تایید معاینات بالینی، تحت درمان با داروی گلوکانتیم قرار میگرفتند. متعاقبا در روستاهای با موارد کالاآزار، بیماریابی فعال انجام میگردید. جهت مقایسه نتایج، شهرستان اهر نیز به عنوان منطقه کنترل(شاهد) در نظر گرفته شد. در این شهرستان فقط بیماریابی غیر فعال (پاسیو) با استفاده از روش DAT انجام میشد.
نتایج: میانگین بروز لیشمانیوز احشایی ازمیزان 88/1 در هر هزار نفر جمعیت بچههای 12 سال و به پایین (قبل از شروع مطالعه) به میزان77/0 در هزار( پس از انجام مداخله ) کاهش یافت. در حالی که در شهرستان شاهد از 11/0 در هزار (قبل از شروع مطالعه) به 23/0 در هزار( پس از انجام مداخله) افزایش یافت (01/0p<). در مدت انجام این مطالعه میزان مرگ و میر ناشی از کالاآزار در بچههای زیر 12 سال شهرستان تحت مداخله از 16/0 در هزار قبل از مداخله به 009/0 مورد در هزار پس از مداخله(به میزان حدود 17 برابر) کاهش یافت (01/0p<).
نتیجه گیری: با برقراری نظام مراقبت با روش سرولوژی DAT به جای پونکسیون مغز استخوان و ادغام آن در نظام خدمات اولیه بهداشتی، علاوه بر کاهش مرگ ومیر، میتوان میزان بروز را نیز در مناطق اندمیک بیماری به طور قابل ملاحظهای کاهش داد.
پرویز اولیاء، فرح السادات بحرینی، منیر برادران افتخاری، مصطفی قانعی، آمنه ستاره فروزان، مهدی فراهانی،
دوره 9، شماره 2 - ( 8-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: تعیین اولویتهای تحقیقاتی یکی از موضوعات مهم در نظام تحقیقات سلامت میباشد؛ به خصوص در کشورهای در حال توسعه که توانایی اختصاص منابع مالی برای هر طرح پژوهشی وجود ندارد. به همین دلیل ما تصمیم گرفتیم اولویتهای تحقیقاتی کشور را تعیین نماییم
روش کار: این مطالعه با همکاری تمام دانشگاههای علوم پزشکی کشور و سایر ذینفعان با استفاده از راهبرد پژوهش درضرورتهای بهداشت ملی ((ENHR Essential National Health Researchوبا روش نیاز سنجی در سطح دانشگاهها انجام گردید و سپس اولویتهای کشوری بر اساس آنها تعیین شد.
نتایج: تعداد عنوان جمع آوری شده از دانشگاه ها 6723 عنوان که 17% از عناوین تحقیقاتی مرتبط با علوم پایه ، 78% کاربردی وفقط 5% مرتبط با تحقیقات توسعهای بود. همچنین تجزیه وتحلیل اطلاعات نشان داد که بر اساس نوع مطالعه تقریبا" نیمی از اولویتهای تحقیقاتی توصیفی( 3/46%)، 36% تحلیلی و6/17 % مداخلهای بودند. به منظور دسته بندی اولویتهای جمع آوری شده ، نه محور بیماریهای واگیردار، بیماریهای غیر واگیر، تحقیقات نظام سلامت (HSR)، دارو و صنعت، علوم پایه، طب سنتی و گیاهان دارویی ، بهداشت محیط، تغذیه و دندانپزشکی تعیین گردید.
نتیجه گیری: در سالهای قبل تعیین اولویتهای تحقیقاتی از بالا و توسط تعداد محدودی از صاحبنظران و پژوهشگران تعیین می شد درحالیکه در این روش اولویتها از سطوح پایین تعیین و بتدریج به سطح ملی رسیده است.
رضا مجدزاده، آرش رشیدیان، محسن شمس، داوود شجاعی زاده، علی منتظری،
دوره 9، شماره 2 - ( 8-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: بازاریابی اجتماعی، استفاده از فنون بازاریابی تجاری برای افزایش قابلیت پذیرش یک عقیده یا عمل در گروه هدف است. در این مطالعه، تاثیر یک مداخله مبتنی بر بازاریابی اجتماعی بر رفتارهای خطرناک رانندگی در بین رانندگان تاکسی شهر تهران بررسی شده است.
روش کار: در این مطالعهی نیمه تجربی، با انجام دو پژوهش کمی و کیفی بر روی رانندگان تاکسی دو منطقه تهران (گروه مداخله و کنترل)، اجزای آمیزه بازاریابی شامل محصول برنامه (پیام یادآور افزایش تمرکز بر اجتناب از عدم رعایت فاصله طولی و رانندگی نکردن بین خطوط)، قیمت، مکان و ترویج تعیین شد. با نصب برچسب پیام در مقابل دید راننده، ارائه پمفلت و انتقال پیام از طریق سرپرستان خطوط در گروه مداخله، برنامه 8 هفته اجرا شد و 6 هفته بعد، وضعیت رفتارهای هدف در دو گروه مقایسه شد.
نتایج: کاهش معنیدار موارد مشاهده دو رفتار هدف در گروه مداخله نسبت به گروه کنترل و افزایش معنیدار نسبت شانس اجتناب از این دو رفتار توسط گروه مداخله، بعد از اجرای برنامه نشان از تاثیر مداخله طراحی شده داشت.
نتیجه گیری: تعیین گروه هدف اختصاصی، طراحی مداخله متناسب با نیازها و خواسته های مخاطب و توجه به عوامل موثر بر بازار رفتاری، اساس الگوی بازاریابی اجتماعی است. رعایت این اصول در طراحی مداخلات رفتاری میتواند کاهش رفتارهای خطرناک رانندگی را به دنبال داشته باشد.
فرشته فرزیان پور، سحرناز نجات، آذین رحیمی، بهاره ملک افضلی،
دوره 9، شماره 2 - ( 8-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: تجربیات بینالمللی و ملی حاکی از آن است که فرآیند ارزیابی درونی، به ویژه در سطح گروه آموزشی، میتواند به عنوان یکی از ساز و کارهای مؤثر در تضمین کیفیت دانشگاه، نقش به سزایی ایفا کند. اهداف پژوهش حاضر عبارتند از: 1)تعیین کیفیت عوامل تشکیل دهنده گروه آموزشی اپیدمیولوژی و آمار زیستی و 2)تعیین نقاط قوت، ضعف، فرصتها و تهدیدها جهت بهینهسازی فعالیتها در گروه مورد مطالعه
روش کار: این مطالعه با مشارکت مدیر گروه، اعضای هیات علمی، تعدادی از دانشجویان ( شامل دستیاران، دانشجویان دورههای دکتری و کارشناسی ارشد) و دانش آموختگان گروه انجام شد. وزنهای اولیه 9 عامل تحت مطالعه ابتدا با نظر سنجی از کلیه اعضای علمی گروه تعیین گردید، سپس با آزمونهای مناسب دادههای پرت شناسایی و حذف گردیدند و وزنهای نهایی استخراج شدند. در این ارزیابی عوامل 9 گانهی: 1-رسالتها و اهداف؛ 2-ساختار سازمانی و مدیریت؛ 3-هیأت علمی؛ 4-دانشجویان؛ 5-فرآیند تدریس و یادگیری؛ 6-دورههای آموزشی و برنامه درسی؛ 7-دانشآموختگان؛ 8-امکانات و تجهیزات آموزشی و پژوهشی و 9-پژوهش اعضای هیات علمی در گروه مذکور مورد بررسی قرار گرفت. ابزارهای اندازهگیری در این بررسی شامل مصاحبه، مشاهده و پرسش نامه خودایفا بود که شامل 7 پرسشنامه و 2 چک لیست بود. نتایج با نرم افزار ارزیابی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
نتایج: میانگین امتیازات 9 عامل مورد مطالعه 8/59 % که حد اقل آن مربوط به عامل اهداف و رسالت برابر با 37% و حداکثر آن مربوط به عامل دانش آموختگان برابر با 6/72 % به دست آمد .
نتیجه گیری: حیطه دانش آموختگان یکی از کلیدی ترین عوامل مورد بررسی در ارزیابی درونی امتیاز بسیار خوبی را کسب نمود، در حالی که امتیاز پایین تر در حیطه اهداف و رسالت نیاز برای برنامه ریزی در این حیطه را مطرح میسازد.
فریبا کیانی، حسین سماواتیان، سیامک پور عبدیان، زهرا منصور نژاد، عفت جعفری،
دوره 9، شماره 2 - ( 8-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: آموزشهای ایمنی از نظر جهانی به عنوان مهمترین وسیله کاهش هزینههای مادی و انسانی حوادث و بیماری های شغلی شناخته شده است. لذا بررسی آسیب شناسی این نوع آموزش ها از اهمیت ویژه ای برخوردار است. در این پژوهش، از پرسش نامه نگرش سنج ایمنی بمنظور فرآیند آسیب شناسی استفاده شد. این پرسشنامه متشکل از 13 بعد بود: وجدان کاری، سرنوشت گرایی، رهبری تبادلی ویژه ایمنی، هوشیاری ایمنی، گران باری نقش، فشارکاری، ادراک از ایمنی شغل، ادراک از اقدامات ایمنی سرپرست، ادراک از اقدامات ایمنی همکاران، ادراک از اقدامات مدیریت، ادراک از برنامهها و سیاستهای ایمنی، تعارضهای بین فردی در کار و دلبستگی شغلی.
روش کار: 204 نفر (101 نفرگروه مداخله و 103 نفر گروه کنترل) پرسش نامه نگرش سنج ایمنی را قبل از یک دوره آموزش ایمنی 4 ساعته در شرکت ذوب آهن اصفهان تکمیل کردند. تنها اعضای گروه مداخله در این دوره آموزشی شرکت کردند. این پرسش نامه تقریباً 30 روز بعد از آموزش دوباره بر اعضای هر دو گروه اجرا شد. نتایج گروه مداخله و کنترل با استفاده از آمارههای توصیفی و کوواریانس مورد مقایسه قرار گرفتند.
نتایج: نتایج نشان داد که در مقایسه با گروه کنترل، آموزشهای ایمنی اثر مثبت معنیداری بر تغییر نگرش کلی کارکنان نسبت به مسایل ایمنی دارد. همچنین این آموزش به طور معناداری تنها بر ابعاد هوشیاری ایمنی، رهبری، ادراک از اقدامات ایمنی سرپرست و ادراک از اقدامات ایمنی مدیریت مؤثر بود.
نتیجه گیری: سنجشی از نگرش ایمنی و ابعادش میتواند برای شناسایی نواحی از آموزش که نیاز به توجه بیشتر و طراحی بهتر دارد، استفاده شود.
سیما زائری، صبا اصغرزاده، شیوا خوشنویس، مهرنوش محمدی، کورش هلاکویی نائینی،
دوره 9، شماره 2 - ( 8-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: ارزیابی جامعه فرآیندی است که در طی آن با مشارکت فعال اعضای جامعه تصویر واضحی از داراییها، نقاط قوت و نیازهای جامعه مورد بررسی بدست آمده و این نیازها اولویت بندی و نهایتا راهکارها و برنامههای مناسب جهت رفع مشکلات تدوین میشود. این پژوهش در محلهی آذربایجان شهر تهران وبا هدف شناسایی و اولویت بندی مشکلات ونیازهای آن وبا مشارکت مردم انجام شده است.
روش کار: در این مطالعه اعضای جامعه درارتباط با نیازها و مشکلاتشان مورد بررسی قرار گرفتند. این پژوهش بر اساس مدل کارولینای شمالی انجام شده است. در این مدل فرایند ارزیابی جامعه در ۸ مرحله انجام که هفت مرحلهی اول شامل شناسایی و اولویت بندی مشکلات و مرحلهی هشتم شامل تدوین برنامههای عملیاتی برای حل مشکلات دارای اولویت میباشد.
نتایج: در این مطالعه در مجموع 40 مشکل مختلف به دست آمد که در 5 گروه به شرح ذیل مشخص گردیدند:
بهداشت محیط، مشکلات اجتماعی، حقوق شهروندی و خدمات شهری، مشکلات بهداشت وسلامت، مشکلات آموزشی و فرهنگی و به ترتیب پخش و استفاده از مواد مخدر، کمبود مرکز مشاوره خانواده، کمبود پارک و فضای سبز و زمین بازی برای کودکان محله، عدم نظارت پیمانکاران شهرداری در خصوص نظافت شهری، عدم تهیه خدمات بهداشت روان به عنوان مشکلات اصلی محله اولویتبندی شدند.
نتیجه گیری: مشکلات بدست آمده در این مطالعه، طیف وسیع و متنوعی از مسائل در زمینه های، بهداشتی اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی را در بر میگیرد و منحصر به مشکلات بهداشتی نیست .ارزیابی جامعه فرصت لازم برای انجام مشارکت فعالانه را در اختیار اعضای جامعه قرار میدهد و همچنین اطلاعات کافی برای انجام تصمیم گیریهای درست در اختیار میگذارد. که مجموع این عوامل، ارزیابی جامعه را به عنوان روش قابل قبولی برای تعیین مشکلات و انتخاب اولویتهای جامعه معرفی مینماید.
علیرضا دیدارلو، داوود شجاعی زاده، حسن افتخار اردبیلی، شمس الدین نیکنامی، ابراهیم حاجی زاده، محمد علیزاده،
دوره 9، شماره 2 - ( 8-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: نتایج بسیاری از مطالعات نشان میدهد که تنها راه کنترل بیماری دیابت
و پیشگیری از عوارض ناتوان کننده آن، انجام مستمر رفتارهای خود مراقبتی است. هدف این مطالعه تعیین و شناسایی عوامل موثر بر رفتارخود مراقبتی زنان دیابتی بر اساس نظریه عمل منطقی توسعه یافته می باشد.
روش کار: در این مطالعه مقطعی تعداد 352 نفر از زنان دیابتی مراجعه کننده به کلینیک دیابت شمال استان آذربایجان غربی(شهرخوی) و واجد معیارهای ورودی مطالعه به روش غیر تصادفی به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. ابزارهای مناسب برای سنجش متغیرهای مورد نظر(آگاهی از دیابت، اعتقادات فردی، فشارها و هنجارهای اجتماعی، خودکارآمدی درک شده، قصد رفتاری و رفتار خود مراقبتی) با کمک مطالعات موجود انجام شده با چارچوب نظریه عمل منطقی و خودکارآمدی طراحی و روائی و پایائی آنها تعیین شدند. برای تحلیل دادهها از نرم افزارSPSS نسخه 16 استفاده شد.
نتایج: براساس نتایج مطالعه، مدل پیشنهادی 6/41 درصد واریانس قصد رفتاری و2/26 درصد واریانس رفتار خود مراقبتی را در زنان مبتلا به دیابت نوع 2 را پیشگویی و تبیین کرد. در بین سازههای مدل، خودکارآمدی درک شده قویترین و موثرترین عامل برای قصد به انجام رفتار خود مراقبتی شناخته شد که هم به صورت مستقیم و هم غیرمستقیم رفتار خود مراقبتی را تحت تاثیر قرار داد. عوامل نگرشها، فشارهای اجتماعی یا نرمهای انتزاعی، آگاهی و فواصل زمانی ویزیت بیمار توسط گروه درمانی نیز پس از خودکارآمدی بیشترین قدرت پیشگویی خود مراقبتی را داشتند.
نتیجه گیری: مدل پیشنهادی در مطالعه حاضر به خوبی توانست رفتارخود مراقبتی را پیشگویی نماید و بنابراین میتواند اساسی برای مداخلات آموزشی باشد که با هدف ارتقای خود مراقبتی و نهایتا به منظور کنترل دیابت انجام میپذیرد.
کاوه بهمن پور، رونما نوری، حیدر ندریان، بهزاد صالحی،
دوره 9، شماره 2 - ( 8-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: بهداشت ضعیف دهان و دندان میتواند اثرات نامطلوبی بر عملکرد کودکان در مدرسه و موفقیتشان در سراسر زندگی داشته باشد. مشخص نمودن عوامل مرتبط با رفتارهای بهداشت و دندان میتواند به عنوان راهنمایی برای طرح ریزی برنامههای آموزشی برای دانشآموزان و انجام مداخلههای صحیح و مناسب جهت ارتقای انجام این رفتارها در آنها عمل کند. لذا این مطالعه با هدف تعیین عوامل مرتبط با رفتارهای بهداشت دهان و دندان در دانشآموزان دبیرستانی شهرستان مریوان براساس الگوی ارتقای سلامت پندر (
Health Promotion Model (HPM در سال 1389 طراحی و اجرا گردید.
روش کار: این مطالعـه بر روی 403 نفر از دانشآموزان مقاطع دوم و سوم دبیرستان شهرستان مریوان که طی نمونهگیری تصادفی-خوشهای چندمرحلهای در سال تحصیلی 89-1388 بدست آمدند، انجام شد. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامهای استاندارد مبتنی بر سازههای مدل ارتقای سلامت پندر بود که مشتمل بر سازههای خودکارآمدی و منافع و موانع درک شده، تعهد به طرح عمل، احساسات مرتبط با رفتار، تأثیرگذارندههای بین فردی و وضعیتی همراه با رفتارهای بهداشت دهان و دندان بود و بصورت خودایفاء تکمیل گردید. جهت تجزیه وتحلیل دادهها از آزمونهای ANOVA، T-test، Pearson Correlation Coefficientو Linear Regression استفاده شد.
نتایج: رفتارهای بهداشت دهان و دندان در دوجنس تفاوت معنیدار داشت به طوری که دختران وضعیت بهتری نسبت به پسران داشتند (01/0> p). همبستگی مثبت و معنیداری بین رفتارهای بهداشت دهان و دندان و دیگر متغیرهای الگوی ارتقای سلامت (01/0> p) وجود داشت. درمجموع متغیرهای مدل ارتقای سلامت 2/42% از واریانس رفتارهای بهداشت دهان و دندان را پیش بینی نمودند و از میان این عوامل، تعهد به طرح عمل و خودکارآمدی درک شده قویترین پیش بینی کنندهها بودند (223/0≥β).
نتیجه گیری: کارشناسان بهداشـت مدارس می بایست برنامـههای مداخلهای مرحـله به مرحـله بر اساس مدل HPM طرحریـزی نمایند که در آن ارتقـای خودکـارآمدی درک شده، تعهد به طرح عمل و تأثیرگذارنده های بین فـردی از اولویتهای برنامـه باشند. بایـد هنگـام برنامهریزی جهت ارتقای بهداشت دهان و دندان در دانشآمـوزان، راهبردهایی را جهت غلبه بر موانـع انجام رفتـارهای بهداشـت دهـان و دندان پیشنهـاد داد تا اینکه منافع انجام این رفتارها را برای آنهـا بازگـو نمود. نتایج نشـان دهنده آن است که میتوان این الگو را در شهر مریوان به عنوان چارچوبی جـهت برنامهریزی مداخلات در جهـت پیش بینی، بهبود و ارتقای رفتـارهای بهداشت دهان و دندان دانشآموزان بکارگرفت.
ابوالفضل عسکری ساری، محمد ولایت زاده، مژگان خدادادی، محمد کاظمیان،
دوره 9، شماره 3 - ( 12-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: این تحقیق در سال 1388 به منظور تعیین غلظت فلزات سنگین جیوه، سرب و کادمیوم در بافت
های عضله، کبد و آبشش ماهی بیاه (
Liza abu) رودخانه
های بهمنشیر و دز، در استان خوزستان انجام شد.
روش کار: در این تحقیق 108 نمونه ماهی بیاه تهیه شد. جهت استخراج فلزات از بافتهای مورد مطالعه، از روش هضم خشک استفاده شد و تعیین غلظت فلزات سنگین به وسیله دستگاه جذب اتمی Perkin Elmer 4100 صورت پذیرفت. تجزیه و تحلیل دادهها با نرم افزار SPSS17 و به کمک آزمون t انجام شد که وجود یا عدم وجود اختلاف معنیدار در سطح 5 درصد (05/0= p) تعیین گردید.
نتایج: بالاترین غلظت جیوه، کادمیوم و سرب به ترتیب 005/0±029/0، 047/0±506/0 و 096/0±07/1 میلیگرم بر کیلوگرم در آبشش و پایینترین غلظت به ترتیب 001/0±023/0، 040/0±346/0 و 030/0±903/0 میلیگرم بر کیلوگرم در عضله بود. براساس نتایج به دست آمده در این تحقیق غلظت کادمیوم در آبشش، کبد و عضله ماهی بیاه بین رودخانههای بهمنشیر و دز اختلاف معنیداری داشت (05/0p≤)، اما فلزات جیوه و سرب در اندامهای مورد مطالعه ماهی بیاه در رودخانههای دز و بهمنشیر اختلاف معنیداری نداشت.
نتیجه گیری: در این تحقیق مقدار جیوه در مقایسه با آستانه استاندارد سازمان بهداشت جهانی پایینتر بود اما مقدار سرب و کادمیوم از آستانه بالاتر بود.