زمینه و هدف : تغذیه یکی از عوامل احتمالی در سبب شناسی بیماری ام اس است. مطالعه ی مورد- شاهدی حاضر، با هدف بررسی رابطه بین هر یک از گروه های غذایی با بیماری ام اس در شهر تهران صورت گرفت.
روش کار: در این مطالعه مورد-شاهدی مبتنی بر بیمارستان، اطلاعات اجتماعی-اقتصادی، عوامل سبک زندگی و دریافت های غذایی 70 بیمار مبتلا به ام اس و 140 شاهد که از لحاظ سن و جنس با گروه مورد همسان شده بودند، از طریق مصاحبه و تکمیل پرسشنامه جمع آوری گردید. تمام آزمون های آماری با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 16 انجام شد. برای محاسبه نسبت برتری (OR) از رگرسیون لجستیک استفاده شد.
نتایج: پس از تعدیل اثر متغیر های مخدوش کننده، افراد در بالاترین سهک مصرف گروه میوه ها، گوجه فرنگی، سایر سبزیجات و روغن های مایع به طور معنی داری و به ترتیب: 68%(نسبت برتری=32/0 با فاصله اطمینان 95 %:79/0-13/0)، 82% (نسبت برتری= 18/0 با فاصله اطمینان 95%:65/0-05/0)، 61% (نسبت برتری=39/0 با فاصله اطمینان 95%:93/0- 16/0) و 94%(نسبت برتری=06/0 با فاصله اطمینان 95%: 58/0-08/0) شانس کمتری برای ابتلا به بیماری ام اس داشتند. از طرف دیگر، افرادی که در بالاترین سهک مصرف روغن جامد و نوشابه قرار داشتند، به طور معنی داری و به ترتیب 58/1 برابر و 87/1 برابر شانس بیشتری برای ابتلا به بیماری ام اس داشتند (05/0 > p ).
نتیجه گیری: نتایج حاصل از این مطالعه از نقش احتمالی تغذیه در پیشگیری از بیماری ام اس حمایت می نماید .
زمینه و هدف: این پژوهش با هدف تعیین عوامل مرتبط با زمان عود و بنابراین افزایش میزان ماندگاری در درمان در بیماران تحت درمان نگهدارنده با متادون با استفاده از مدلهای بقا، در مرکز ملی مطالعات اعتیاد انجام گرفته است.
روش کار: در این مطالعه 198 بیمار وابسته به مصرف اپیوییدها که همگی از سال 1385 در مرکز ملی مطالعات اعتیاد (اینکاس) تحت درمان نگهدارنده با متادون قرار داشتند وارد مطالعه شدند. بیماران در بین سالهای 1385 تا 1389 مورد پیگیری قرار گرفتند. برای تحلیل عوامل موثر بر زمان عود از مدل نیمهپارامتری مخاطرات متناسب کاکس استفاده شد.
نتایج: مطالعه نشان داد 86 نفر از بیماران تحت درمان در طول درمان عود و بازگشت به مصرف مجدد مواد داشتهاند. شرط تناسب خطرات برای کلیه متغیرهای توضیحی برقرار بود. تخمین مدل کاکس نشان داد با افزایش مصرف متادون به میزان یک میلیگرم، مخاطره (Hazard) 15/0 کمتر شده و طول دوره ماندگاری در درمان افزایش یافته است (001/0> p ). برای بیماران که بنا به اظهار خود مبتلا به بیماریهای روانی بوهاند، نسبت به بیمارانی که سلامت روانی داشتند، نسبت مخاطره (Hazard Ratio) 29/2 برابر بود (001/0> p ). همچنین نسبت مخاطره برای افرادی که به طور همزمان چند ماده مصرف میکردند نسبت به معتادان تک مصرفه ، 8/4 محاسبه شد (001/0> p ). برای بیمارانی که در گذشته سابقه ترک داشتهاند ، در مقایسه با افرادی که سابقه درمان قبلی نداشتند، این نسبت برابر 9/1 بود (05/0> p ). سایر متغیرهای توضیحی وارد شده در مدل از جمله متغیرهای اجتماعی و جمعیتشناختی اثر معنیداری بر نسبت مخاطره نداشتند.
نتیجهگیری: اگر چه با افزایش مصرف متادون، زمان عود در بیماران افزایش یافته، اما بیماران مبتلا به بیماریهای روانی، بیمارانی چند مصرفه، همچنین افرادی که در گذشته سابقه درمان داشتهاند، باید از خدمات درمانی و مشاورهای بیشتری در مراکز ترک اعتیاد بهره مند شوند.
زمینه و هدف: اندازه گیری و مقایسه نیروی چنگش دست با دامنه طبیعی نیروی چنگش یک روش معتبر تشخیص شدت آسیب های متعدد دست است. همچنین مقایسه کردن نیروی چنگش افراد مناطق مختلف می تواند برخی حقایق نهفته ناشی از عوامل ژنتیک و محیطی را نمایان سازد. بنابراین مطالعه حاضر با هدف مقایسه نیروی چنگش قدرتی و سه نوع چنگش ظریف ( Tip, Key and Palmar ) افراد سالم ساکن در پنج شهر ایران، و نیز تعیین دامنه طبیعی نیروهای چنگش شهروندان این شهرها انجام شد .
روش کار: پژوهش حاضر یک مطالعه کاربردی و از نوع مقطعی است. جمعیت مورد مطالعه را 1008 نفر (526 مرد و 482 زن) از افراد سالم بزرگسال قومیت فارس پنج شهر ایران (مشهد، اصفهان، شیراز، کرمان و یزد) تشکیل دادند. برای اندازه گیری نیروی چنگش از توصیه های انجمن درمانگران دست آمریکا( ASHT )پیروی گردید. برای اندازه گیری نیروهای چنگش قدرتی از دینامومتر جامار و چنگش ظریف از پینچ گیج سیهان استفاده شد. همچنین تأثیر شاخص توده بدن ( BMI ) و ابعاد تن سنجی (طول دست، قد و وزن) بر نیروهای چنگش سنجیده شد.
نتایج: در مطالعه حاضر اختلاف معنی داری بین نیروهای چنگش قدرتی و ظریف افراد بزرگسال پنج شهر مورد بررسی به دست نیامد. همچنین دامنه طبیعی این نیروها در شهرهای مورد بررسی تعیین گردید. نتایج نشان داد که از بین پارامترهای مورد بررسی، قد و طول دست بیشترین تأثیر را بر نیروهای چنگش دارند .
نتیجه گیری: نتایج نشان داد که جمعیت های با قومیت یکسان، علیرغم سکونت در مناطق جغرافیایی متفاوت، دارای نیروی چنگش برابری هستند. همچنین اطلاعات دامنه طبیعی نیروی چنگش حاصل از این مطالعه، برای ارگونومیست ها جهت بهینه سازی برنامه های کاری و طراحی ابزارها و برای درمانگران در رسیدن به اهداف درمان، بررسی پاسخ بدن به درمانهای پزشکی و تشخیص صحّت عملکرد اندامهای فوقانی اهمیت دارند .
زمینه و هدف: در سال های اخیر بر اهمیت سبک زندگی سالم تأکید زیادی شده است.هدف این مطالعه ارزیابی سبک زندگی دانش آموزان مدارس متوسطه و پیش دانشگاهی شهر بندرعباس بود.
روش کار: نمونه گیری به روش چند مرحله ای انجام شد و طی آن 410 نفر دانش آموز از مدارس متوسطه و پیش دانشگاهی شهر بندرعباس انتخاب شدند.ابزار ارزیابی سبک زندگی پرسشنامه The Adolescent Health Promotion Scale بود که شامل 40 سؤال است و رفتارهای ارتقا دهنده سلامت را در شش حیطه شامل تغذیه، حمایت اجتماعی، مسئولیت فردی سلامت، ارزش گذاری سلامت، ورزش و کنترل تنش ارزیابی می کند.
نتایج: میانگین سن دانش آموزان مورد بررسی 5/16 سال با انحراف معیار 34/1 بود.8/49 درصد آنها پسر و 2/50 درصد دختر بودند.میانگین امتیاز کل پرسشنامه 89/64 از 100 بدست آمد.میانگین امتیاز رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت در ابعاد تغذیه، حمایت اجتماعی، مسؤولیت فردی سلامت، ارزش گذاری سلامت، ورزش و کنترل تنش به ترتیب 06/71، 00/63، 12/63، 11/82، 49/41 و 58/68 از 100 بود.
نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان داد در مجموع رفتارهای ارتقا دهنده سلامت توسط دانش آموزان از وضعیت مطلوبی برخوردار نیست و در این میان فعالیت فیزیکی منظم پایین ترین امتیاز را دارا است که نشان می دهد سبک زندگی غیر فعال (Sedentary Life Style) یک مشکل متداول و جدی در میان دانش آموزان است.
زمینه و هدف: بی تحرکی یکی از 10 علت عمده مرگ و ناتوانی است. هدف این مطالعه، بررسی تاثیر برنامه آموزش الکترونیکی بر میزان فعالیت بدنی زنان کارمند بود.
روش کار: در این مطالعه مداخلهای نیمه تجربی، تعداد 120 نفر در قالب 2 گروه مداخله و کنترل انتخاب شدند به روش نمونه گیری آسان، انتخاب شدن (تعداد=120) ابزارجمع آوری دادهها پرسشنامه جمعیت شناختی و پرسشنامه بین المللی فعالیت فیزیکی بود. پرسشنامه ها به صورت پیش آزمون و پس آزمون در دو گروه مداخله و شاهد با فاصله 2 ماه بعد از آخرین آموزش در گروه مداخله، تکمیل گردید. کارمندان زن در گروه مداخله، به صورت مجازی از طریق ایمیل و یا اتوماسیون اداری، پیام های کوتاه، فیلم های آموزشی، به مدت 16 هفته آموزشهایی را دریافت کردند. یافتههای پژوهش در پایان دادهها با آزمونهای مجذور کای، تست دقیق فیشر، تی مستقل و تی زوجی و با استفاده از نرم افزار17 SPSS مورد تجزیه وتحلیل قرارگرفتند.
نتایج: میانگین سنی بانوان در این مطالعه در گروه مداخله 41 و در گروه شاهد 39 سال بود. اکثر زنان در هر دو گروه متاهل بودند، 1 تا2 فرزند داشتند و از تحصیلات لیسانس برخوردار بودند. بعد از آموزش، نمره میانگین میزان فعالیت بدنی گروه مداخله در مقایسه با گروه شاهد، به طور معنیداری افزایش یافت (001/0> p ). نمره میانگین نمایه توده بدنی، بعد از آموزش در گروه مداخله در مقایسه با گروه شاهد تغییر معنیداری نشان نداد (119/0= p )، اما در مقایسه با خودش نسبت به قبل از آموزش به صورت معنیدار، کاهش نشان داد (001/0> p ).
نتیجه گیری: مداخلات آموزشی مبتنی بر وب، پیام کوتاه و مولتی مدیا، می تواند فعالیت بدنی را در کارکنان زن افزایش دهد و ممکن است از بیماریهای ناشی از کم تحرکی، پیشگیری نماید.
زمینه و هدف: بیماری مولتیپل اسکلروز (ام اس) یک بیماری مزمن و التهابی مخرب است که با ادامه زندگی منافاتی ندارد، اما می تواند در کیفیت زندگی بیماران بسیار موثر باشد. هدف از این پژوهش تعیین کیفیت زندگی بیماران مبتلا به ام اس و عوامل مرتبط با آن است.
روش کار : این مطالعه مقطعی بر رو ی 172 ب یمار مراجعه کننده به انجمن ام اس ایران (تهران) به مدت 10 ماه، طی نمونه گ ی ر ی در دسترس و به صورت مصاحبه ا ی انجام شد. ابزار جمع آور ی اطلاعات، پرسشنامه MSQOL-54 بود. داده ها با کارگ ی ر ی آزمون ها ی توص ی ف ی و تحل ی ل ی مانند مدل رگرس ی ون خط ی چندگانه تجز ی ه و تحل ی ل شد.
نتایج: میانگین سنی بیماران 6/9 ± 8/34 سال بود. تجزیه و تحلیل 14حیطه فرعی پرسشنامه کیفیت زندگی نشان داد که بیشترین امتیاز میانگین کیفیت زندگی مربوط به حیطه عملکرد اجتماعی(21 ± 7/71) و کمترین مربوط به حیطه محدودیت نقش به علت مشکلات جسمانی (4/39 ± 2/44 ) بود. نتایج مدل رگرسیون نشان داد که سن رابطه معکوسی معنی داری با حیطه ترکیبی سلامت جسمانی داشته است و تنها متغیر معنی دار بر حیطه ترکیبی سلامت روحی-روانی، متغیر مساحت محل مسکونی بود (001/0 > p ).
نتیجه گیری : مطالعه نشان میدهد که متغیرهای جمعیت شناختی، طبی و اقتصادی از عوامل مرتبط بر ابعاد کیفیت زندگی بیماران مولتیپل اسکلروز می باشند. شناسایی عوامل مرتبط بر کیفیت زندگی این بیماران می تواند در پیشگویی کیفیت زندگی آنان کمک کننده باشد. در طراحی برنامه های مداخله ای موثر در جهت افزایش کیفیت زندگی بیماران ام اس متغیرهای تأثیر گذار بر کیفیت زندگی باید مورد هدف باشند .
زم ی نه و هدف: موانع موجود و اعتقادات زنان درخانواده در زم ی نه مراقبت و ب ی مار ی ها ب ی مار ی ها ی دهان و دندان مهم بوده م ی باشد و بر اهداف، ارزش و رفتار بهداشت ی خانواده اثر گذار است. با توجه به نقش زنان در شکل گ ی ر ی رفتارها ی بهداشت ی در خانواده و تب یی ن تجارب آنان در زم ی نه ب ی مار ی ها ب ی مار ی ها ی دهان و دندان مطالعه حاضر با هدف تب یی ن عوامل مؤثر در ا ی جاد پوس ی دگ ی دندان از نگاه زنان انجام شد.
روش کار: ا ی ن بررس ی مطالعه ا ی ک ی ف ی با رو ی کرد گراندد تئور ی نظر ی ه ی زم ی نه ا ی بر رو ی 23 شرکت کننده شامل 18 زن، 3 دندانپزشک و 2 همسر با انتخاب نمونه ها به صورت هدفمند و نظر ی انجام شد. پس از کسب رضا ی ت آگاهانه، داده ها از طر ی ق مصاحبه ها ی عم ی ق ن ی مه ساختار ی افته (گروه ی و فرد ی ) جمع آور ی ، ضبط، دست نو ی س و با استفاده از روش اشتراوس و کورب ی ن و روش تحل ی ل مقا ی سه ا ی مداوم تجز ی ه و تحل ی ل گرد ی د. جهت حما ی ت از صحت و استحکام دادها، مع ی ار مقبول ی ت، تأ یی د پذ ی ر ی و انتقال پذ ی ر ی لحاظ شد.
نتا ی ج: از تجز ی ه و تحل ی ل مصاحبه ها 5 طبقه اصل ی "عوامل تخر ی ب کننده دندان"، " محافظت از دندان"، " عوامل مح ی ط ی و اجتماع ی "، "باورها ی مؤثر در سلامت دندان" و " تلاش برا ی باز ساز ی دندان" استخراج گرد ی د. مقوله و مفهوم مرکز ی "ارتقا ی آگاه ی در جهت حفظ دندان" دغدغه اصل ی مشارکت کنندگان در مطالعه بود.
نت ی جه گ ی ر ی : ارتقا ی آگاه ی زنان در جهت پ ی شگ ی ر ی از ب ی مار ی ها ب ی مار ی ها ی دهان نه تنها امر ی فرد ی بلکه اجتماع ی بوده و در ا ی ن مس ی ر نقش خانواده، دندانپزشک، باورها ی اجتماع ی و مذهب ی ، س ی استها س ی است ها و نظام اجرا یی پررنگ تر است. نتا ی ج ا ی ن مطالعه م ی تواند زم ی نه ساز طراح ی مدلها ی آموزش ی مناسب در ح ی طه سلامت دهان و دندان در زنان، چار چوب آموزش ی مناسب برا ی دندانپزشکان و س ی استگزاران س ی است گذاران باشد.
زمینه و هدف: آسیب های شغلی از عوامل مهم مرگ و میر و ناتوان ساز هزاران نفر در محیط کاری می باشد. بنابراین شناسای ی عوامل مؤثر بر آسیب های شغلی از اهمیت ب ه سزایی برخوردار است؛ هدف از این پژوهش تعیین قدرت پیش بینی کنندگی پیامدهای سلامت در کارکنان توسط حمایت ادراک شده از طرف سازمان، سرپرست و همکاران بود.
روش کار : پژوهش حاضر از نوع مطالعات همبستگی است. نمونه متشکل از 189 نفر از کارکنان شرکت ذوب آهن اصفهان در سال 91-1390 بود که به روش تصادفی طبقه ای انتخاب شده و به پرسش نامه های خصوصیات جمع ی ت شناخت ی ؛حمایت ادراک شده از سازمان، سرپرست و همکار ، ؛ نرخ گزارش دهی حوادث و ابعاد آن (علائم بیماری جسمی، علائم بیماری روانشناختی و حو ادث) پاسخ دادند. داده ها با استفاده از محاسبه ضریب همبستگی پیرسون و مانوا ( MANOVA ) تجزیه و تحلیل شدند .
نتایج: نتایج نشان داد متغیر حمایت سازمانی ادراک شده به ترتیب حدود 9%، 8% و 14% از واریانس نرخ گزارش دهی حوادث و دو بعد آن یعنی علائم بیماری جسمی و علائم بیماری روانشناختی را پیش بینی کرد ( 01/0 p< ). همچنین حمایت سرپرست ادراک شده حدود 11% از واریانس علائم بیماری روانشناختی و حمایت همکاران ادراک شده حدود 5% از واریانس علائم بیماری جسمی را بطور معنی داری پیش بینی کرد ( 05/0 p< ). رابطه معنی داری بین بعد حوادث و حمایت ادراک شده از سازمان، سرپرست و همکار مشاهده نشد ( 05/0 p> ).
نتیجه گیری : نتایج این پژوهش از اهمیت متغیرهای روانی- اجتماعی در پیش بینی پیامدهای سلامت در کارکنان حمایت می کند.
زمینه و هدف: این مطالعه تفاوت های جنسیتی کیفیت زندگی کلی و حیطه های آنرا در بین دانش آموزان مقطع ابتدایی شهر کاشان مورد توجه قرار داده است.
روش کار: یک مطالعه مقطعی، بر روی400 نفر از دانش آموز ان که به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند، اجرا شد. برای تجزیه و تحلیل تفاوت امتیازات کلی کیفیت زندگی در میان دختران و پسران بر حسب عوامل دموگرافیک از آنالیز واریانس دوطرفه استفاده شد . دادهها با استفاده از نرم افزار SPSS v.18 و نرمافزار LISREL8.8 تحلیل شدند.
نتایج : بین پسران و دختران تفاوت قابل توجهی در امتیاز کلی کیفیت زندگی در ارتباط با رتبه تولد ، پایه تحصیلی و نمایه توده بدنی مشاهده شد. به رغم نبود تفاوت معنی دار آماری ، دختران ادراک بالاتری در ارتباط با کیفیت زندگی کلی و حیطه هایش بجز کارکرد عاطفی نسبت به پسران داشتند.
نتیجهگیری: خانواده ها باید برای تامین و رفع مشکلات عاطفی دختران تلاش وافری نمایند. ضروریست تا آموزشهای لازم در زمینه سازوکارهای مقابله ای در خصوص کاهش تنش و اضطراب برای این نسل آینده ساز و مادران فردا که بانیان اصلی سلامت جامعه و خانواده می باشند توسط مشاوران و مربیان تربیتی صورت پذیرد.
زمینه و هدف: ویروس لنفوتروپیک سلول T انسانی( HTLV-I ) عامل دو بیماری مهم لوسمی ـ لنفومای سلول T بالغین (ATL) و بیماری پاراپارزی اسپاستیک تروپیکال ( HAM/TSP ) می باشد. راههای انتقال آن از مادر به فرزند، تماس جنسی و انتقال خون میباشد. تامین سلامت خون از وظایف اصلی سازمان انتقال خون میباشد. با توجه به اینکه مشهد در منطقه آندمیک آلودگی قرار دارد، بررسی پیوسته میزان شیوع آلودگی به این ویروس در اهداکنندگان و پایش مداوم تغییرات آن اهمیت دارد.
روش کار: در این مطالعه توصیفی- مقطعی کلیه اهداکنندگان پایگاه انتقال خون در شهر مشهد در سالهای 1388 و 1389 مورد مطالعه قرار گرفتند. اهداکنندگانی که به طریق الایزا و تایید با روش وسترن بلات از نظر آلودگی به HTLV-I سرم مثبت بودند به عنوان افراد آلوده و گروهی از اهداکنندگان سالم به عنوان گروه شاهد در نظر گرفته شدند. یافتهها وارد نرم افزار SPSS17 شد و آنالیز گردید.
نتایج: از تعداد 165860 اهداکننده خون، 432 نفر براساس پاسخ نهایی وسترن بلات، آلوده به ویروس HTLV-I بودند. شیوع کلی آلودگی در سالهای 88 و 89 به ترتیب 25/0% و 26/0% محاسبه شد. همچنین بین متغیرهای سن، جنس، وضعیت تاهل، دفعات اهدای خون و سطح تحصیلات با مثبت بودن سرم اختلاف معنی دار وجود داشت.
نتیجه گیری: بهبود روشهای انتخاب اهداکنندگان و غربالگری آزمایشگاهی باعث روند نزولی میزان شیوع آلودگی در اهداکنندگان شده است. با توجه به فراوانی کمتر آلودگی در اهداکنندگان مستمر، افراد با سن پایین تر و دارای تحصیلات بالاتر، انتخاب اهداکنندگان خون ازمیان این گروههای جمعیتی تاکید می شود.
زمینه و هدف: برنامه گسترش ایمن سازی یک راهبرد پذیرفته شده جهانی برای کنترل بیماریهای دوران کودکی از جمله پولیومیلیت میباشد. واکسن خوراکی فلج اطفال که حاوی ویروس زنده ضعیف شده پولیو است به عنوان مناسبترین و راحت ترین ابزار برای واکسیناسیون سراسری به شمار میرود. پولیو ویروس به گرما حساس است، از این رو واکسن خوراکی پولیو به حالت انجماد نگهداری شده و با کنترل زنجیره سرد به مراکز واکسیناسیون انتقال می یابد. پایداری واکسن در طول انتقال تا زمان مصرف از اهمیت بالایی برخوردار است. برای ارزیابی کیفیت واکسن و پایداری آن از تست ارزیابی توان (Potency) استفاده می شود. این مطالعه اولین مدرک قابل استناد از ارزیابی توان واکسن خوراکی پولیو نگهداری شده در خارج از زنجیره سرد در ایران میباشد.
روش کار: به منظور مطالعه اثرات دما برحسب درجه سانتیگراد و مدت زمان اثر دما بر حسب روز بر روی توان واکسن پولیو ، ویال های واکسن به مدت یک تا هفت روز (یا تا زمان افت قابل توجه توان) در دو دمای 24 درجه سانتیگراد (دمای اتاق) و 37 درجه سانتیگراد (دمای متوسط مناطق گرمسیری) قرار گرفتند. ارزیابی توان برابر روش کار استاندارد سازمان جهانی بهداشت (WHO) انجام شد.
نتایج: نتایج بدست آمده از این مطالعه نشان داد که در صورتی که ویال واکسن به مدت تنها یک روز در دمای 37 درجه قرار گیرد کیفیت خود را از دست می دهد، ولی قرار گرفتن در دمای اتاق در مناطق درجه حرارت به مدت چهار تا پنج روز بر کیفیت سروتایپهای 1 و 2 تاثیر چندانی نخواهد گذاشت ولی سروتایپ 3 از روز دوم کیفیت خود را از دست خواهد داد.
نتیجه گیری: اگر چه ویروس پولیو در قیاس با سایر ویروس ها به شرایط محیطی نسبتا مقاوم می باشد، ولی حساسیت آن به گرما باعث می شود واکسن خوراکی پولیو که حاوی ویروس زنده است با رعایت زنجیره سرد منتقل شود تا تیتر ویروس زنده موجود در واکسن و به طبع آن کارایی واکسن در حین نگهداری کاهش نیابد. نگهداری واکسن در دمای 4 درجه و پایین تر ارجح است، در غیر این صورت واکسن در دمای اتاق تا حدود پنج روز و در دمای 37 درجه فقط یک روز کارایی لازم را دارد و پس از آن قابل استفاده نیست.
زمینه و هدف: از آنجائیکه سلامت موضوعی همه جانبه بوده و عوامل زیادی بر آن موثر است شکل گیری ساختاری که بتواند این عوامل را در استان مدیریت نماید کاری دشوار ولی ممکن است. تحلیل وضعیت تولیت در نظام سلامت نشان داده است که بستر موثری برای عملیاتیسازی سیاست ها در استان ها فراهم نیست و لازم بود تا الگویی برای هماهنگی فرایند های سیاست گذاری و برنامه ریزی سلامت برای سطح استان ارایه شود.
روش کار: این مطالعه توصیفی و تحلیلی بوده و از روش طراحی سیستم استفاده شده است. اطلاعات لازم از مرور متون علمی منتشر شده در زمینه سامانه های سیاست گذاری سلامت، تحلیل محتوای اسناد مرتبط به ساختارهای برنامه ریزی و سیاست گذاری در دانشگاههای علوم پزشکی کشور و نظرخواهی کتبی از روسای دانشگاه های علوم پزشکی جمع آوری شده است. پس از تحلیل ذی نفعان کمیته راهبری تشکیل و اطلاعات طبقه بندی شده به آنها ارایه گردید و اصول و الزامات برای طراحی توافق شد. بر اساس این اصول «آیین نامه دبیرخانه سیاست گذاری سلامت استان» شامل اهداف، شیوه مدیریت، ساختار، فرایند- روال- استاندارد و منابع پیش نویس و طی چند جلسه بحث گروهی متمرکز با خبرگان منتخب در نظام سلامت تلفیق و تکمیل و بانظر کمیته راهبری نهایی شد.
نتایج: پراکندگی مراکز سیاست ساز و تصمیم گیر در دانشگاه علوم پزشکی، ضعف در پایش و ارزشیابی سیاست ها و برنامه های سلامت استان، ضعف هماهنگی سیاست های آموزشی، پژوهشی و ارائه خدمات سلامت در سطح دانشگاه، ضعف نظام تصمیم گیری و سیاست گذاری مبتنی بر شواهد در هر سه سطح دانشگاه، هیات امنا، کارگروه تخصصی سلامت و امنیت غذایی استان، ضعف و یا کمی حضور ذینفعان کلیدی دانشگاه در تدوین سیاست های دانشگاهی و سلامت از جمله مهمترین نقاط قابل بهبود نظام سیاست گذاری و برنامه ریزی سلامت در استان است. دبیرخانه سیاست گذاری سلامت استان با توجه به خلاء های موجود می تواند نقش میانجی، نظارتی و مراقبتی رئیس دانشگاه (قائم مقام وزیر بهداشت درمان و آموزش پزشکی در استان) را عملیاتی کرده و از حصول سه جریان مطمئن شود: رعایت استانداردهای مشارکت جمعی دانشگاهیان و مردم، مبتنی بر شواهد بودن سیاست ها و برنامه ها و پایش پیشرفت برنامه ها و سیاست های ارتقای شاخص های سلامت در بین دستگاه های اجرایی استان.
نتیجه گیری: واحد های متعدد سیاست گذاری و برنامه ریزی موثر بر سلامت در استان نیازمند «هماهنگی» است. ساختار پیشنهادی در این مطالعه نه تنها از ایجاد واحدهای موازی جلوگیری می کند بلکه سعی می نماید عملکرد واحدهای مشابه دیگر را نیز ارتقا دهد. استقرار ساختار در نمودار سازمانی و تشکیلاتی دانشگاه های علوم پزشکی و توانمندسازی کارشناسان آن به توسعه سیاست گذاری و برنامه ریزی یکپارچه کمک کرده و دستیابی به شاخص های برتر در سلامت استان و کل کشور را تسریع و تسهیل می کند.
زمینه و هدف: در بسیاری از مطالعات پزشکی، همراه با دادههای طولی که مرتباً تحت یک دوره زمانی معین اندازهگیری میشوند، اطلاعات مربوط به بقا، نیز جمع آوری می گردد. در چنین شرایطی استفاده از مدل هایی مثل مدل آمیخته خطی یا روش GEE برای داده های طولی ومدل کاکس برای داده های زمان تا رخداد، به دلیل عدم برقراری پیش فرض های لازم امکان پذیر نمی باشند. در مقابل، مدل های توأم جهت در نظر گرفتن 1- خطای اندازه گیری متغیر وابسته به زمان 2- داده های گمشده جزئی یکنوا بعد از رخداد پیشامد و3- رابطه توأم پاسخ های طولی وبقا به طور همزمان، معرفی می شوند. جهت بررسی بقا بیماران، مدل توأم مد نظر در این پژوهش طی فرآیندی پاسخ طولی(کراتیینین) را به صورت یک متغیر وابسته به زمان همراه با سایر متغیر های مستقل در مدل بقا قرار می دهد .
روش کار: این پژوهش شامل اطلاعات 417 نفر از مبتلایان به نارسایی مزمن کلیه تحت درمان با روش دیالیز صفاقی بود. بیماران از سال 1376 تا ابتدای سال 1388 به سه مرکز درمانی (شریعتی، مدرس و شفا) درشهر تهران مراجعه نمودند . در این مطالعه، داده های طولی و متغیرهای وابسته به زمان مورد استفاده قرار گرفته، لذا برای هر فرد متغیرهای مختلفی در زمان های معین اندازه گیری گردید. در ابتدا برخی اطلاعات از پرونده بالینی بیماران جمعآوری گردید، سپس با بکارگیری مدل توأم به تعیین عوامل مؤثر بر روی بقا بیماران دیالیز صفاقی پرداخته شد. یافتهها با آنالیز ابتدایی (کاکس تعمیم یافته) مقایسه گردید. جهت تحلیل دادهها از نرم افزار R استفاده وسطح معنیداری 05/0 در نظرگرفته شد.
نتایج: با بکار گیری مدل توأم، متغیر های جنسیت، سن، دیابت، فشار خون دیاستولیک، هموگلوبین، اوره ، LDL وکراتینین معنیدار میباشند؛ در مدل کاکس تعمیم یافته تنها متغیرهای سن وفشار خون دیاستولیک به عنوان عوامل موثر بر ریسک رخداد مرگ بیماران به شمار می آیند.
نتیجه گیری: مدل توأم، عوامل موثر بردو پاسخ را به طور همزمان مورد بررسی قرار میدهد. همچنین دادههای گمشده ای که به علت رخداد یک پیشامد بوجود آمده و متغیر های مستقل که با خطای اندازهگیری روبرو هستند را نیز مد نظر قرار میدهد. بنابراین در چنین مواردی استفاده از مدل های توأم که منجر به نتایج بهتر و بالا رفتن آگاهی در مورد بیماری می گردد ضروری می باشد.
زمینه و هدف: نقش ماموگرافی در تشخیص زودهنگام سرطان پستان در زنان شناخته شده و یکی از اقدامات مهم بخش سلامت ، ترغیب زنان به انجام دوره ای آن است. اقدمات آموزشی و اطلاع رسانی که تاکنون در این زمینه انجام شده ولی کمتر به موضوع به صرفه کردن انجام این آزمایش غربالگری توجه شده است. هدف این مطالعه بررسی تاثیر یک مداخله مبتنی بر الگوی بازاریابی اجتماعی برای ترغیب زنان روستایی شهرستان بجنورد به انجام ماموگرافی است.
روش کار: در این مطالعه نیمه تجربی ، دو روستای تابع شهرستان بجنورد که از نظر ویژگی های جمعیتی شبیه به هم بودند ، مشخص و به صورت تصادفی روستاهای مداخله و مقایسه نام گرفتند. کلیه زنان بالای 35 سال ساکن این دو روستا که بالغ بر 343 نفر بودند (151 نفر در گروه مداخله و 192 نفر در گروه مقایسه) شناسایی شدند. برای دستیابی به ایده اولیه مداخله و شناسایی دیدگاه ها و نظرات زنان گروه هدف درباره ماموگرافی ، پژوهش تکوینی شامل یک پیمایش کمی (با تکمیل پرسشنامه سنجش نگرش زنان بر اساس الگوی باور سلامت) و یک مطالعه کیفی (با برگزاری چهار جلسه بحث گروهی متمرکز) انجام شد. براساس نتایج پژوهش تکوینی، مداخله رفتاری با تکیه بر کاهش موانع اصلی مورد نظر مشارکت کنندگان طراحی شد و به مدت چهار هفته در گروه مداخله به اجرا درآمد . در پایان هفته اول پس از پایان مداخله ، تعداد موارد ماموگرافی زنان دو روستا مشخص و مقایسه شد .
نتایج: پیمایش کمی نشان داد که از بین سازه های الگوی باور سلامت ، میانگین امتیازات کسب شده از سؤالات وقت گیربودن ، هزینه بالا (از بین موانع درک شده) ؛ و نیز به یاد نداشتن انجام ماموگرافی ، و نگرانی از در معرض اشعه قرار گرفتن ، پایین تر از سایر موارد بود . در مطالعه کیفی نیز ، زنان بالا بودن هزینه انجام ماموگرافی و وقت گیر بودن ماموگرافی را از جمله عوامل اصلی در عدم استقبال از این آزمایش بیان کردند . پس از اجرای برنامه ، 1/48 درصد زنان واجد شرایط در گروه مداخله ، برای انجام ماموگرافی اقدام کردند در حالی که تغییری در تعداد موارد ماموگرافی در گروه مقایسه مشاهده نشد .
نتیجه گیری: مداخلات آموزشی برای ترغیب زنان به انجام ماموگرافی کافی نیست و باید به موانع و نگرانی های ذهنی افراد نیز توجه کرد . یکی از راهکارهای اثربخش برای ترویج ایده ، رفتار یا خدمات ، شناسایی دیدگاه ها و نظرات گروه هدف و طراحی مداخلات مخاطب محور بر مبنای این دیدگاه هاست . به این ترتیب، پذیرش ایده یا رفتار مقرون به صرفه خواهد بود و استقبال از آن افزایش خواهد یافت.
زمینه و هدف: در مقاله حاضر به محاسبه نرخ مشارکت سرمایه سلامت در رشد اقتصادی پرداخته شده است.
روش کار: در این پژوهش از روش شبکههای عصبی فازی و دادههای آماری کشورهای منطقه خاور میانه و شمال آفریقا (1996-2010) برای محاسبه نرخ مشارکت سرمایه سلامت در رشد اقتصادی استفاده شده است.
نتایج: در دوره زمانی مورد بررسی، نرخ مشارکت سرمایه سلامت در رشد اقتصادی کشورهای فوق بهطور متوسط 79/44 % بوده است.
نتیجه گیری: سرمایه گذاری در بخش آموزش و بهداشت، پیشنهاد سیاستی این پژوهش را تشکیل میدهد.
زمینه و هدف: عفونتهای مقاربتی یکی از شایعترین عفونتها در دنیا است که بیماریزایی قابل توجهی را ایجاد میکند. در سالهای اخیر در کشور ایران تعداد موارد بیماری افزایش نشان داده در نتیجه توسعه و اجرای برنامههای کنترل بیماریهای مقاربتی به عنوان یک اولویت در نظر گرفته میشود. در حالیکه نقش قدرت وابسته به جنس در سلامت جنسی در سال های اخیر قابل توجه است، اما در حوزه پیشگیری از بیماریهای مقاربتی توجه عملی به آن نشده است. این مطالعه به منظورتبیین مفهوم و ابعاد خدمات پیشگیری از بیماریهای مقاربتی حساس به جنسیت انجام شد.
روش کار: این مطالعه کیفی با روش تحلیل محتوا انجام گردید. مشارکت کنندگان در این پژوهش 37 نفر از مدیران و ارائه دهندگان خدمات بهداشت باروری- جنسی واجد شرایط پژوهش بودند که با روش هدفمند در ابتدا و سپس روش گلوله برفی انتخاب و مورد مصاحبه عمیق فردی قرار گرفتند. جهت جمع آوری اطلاعات از راهنمای سوال اولیه استفاده گردید. اطلاعات حاصل از 37 مصاحبه ضبط و تایپ گردید و با روش تحلیل محتوا، تجزیه و تحلیل گردید.
نتایج: تحلیل محتوای یافته ها دو طبقه اصلی 1) ساختار خدمات حساس به جنسیت در سه بعد مدیریت، تسهیلات و کارکنان، و 2) فرآیندهای حساس به جنسیت شامل فرایندهای مراقبتی و آموزشی را آشکار ساخت.
نتیجه گیری: ارائه خدمات پیشگیری از بیماریهای مقاربتی نیازمند مدیریت، تسهیلات و کارکنان حساس به جنسیت، و برنامهریزی برای مراقبتها و آموزشها ی حساس به جنسیت است.
زمینه و هدف : شناخت عوامل موثر بر وقوع متاستاز در بیماران اهمیت بالایی در فرآیند شناخت و درمان بیماری سرطان دارا می باشد. بروز متاستاز به عنوان عاملی برای شکننده تر شدن بیمار، سبب در معرض خطر قرار گرفتن بیشتر بیمار و کاهش طول عمر بیمار می شود. همچنین کیفیت زندگی وی را در ابعاد جسمی و روانی کاهش میدهد. هدف این مطالعه بررسی عوامل پیش آگهی دهنده بروز متاستاز در بیماران سرطان پستان توسط مدل رگرسیونی شرطی برای داده های بازگردنده است.
روشکار: داده های مورد استفاده در این مطالعه از پرونده بیمارستانی 246 زن مبتلا به سرطان پستان که برای عمل جراحی و درمان به بیمارستان فیاض بخش تهران مراجعه نمودند استخراج گردید. بیماران تا اریبهشت 1391 مورد پیگیری قرار گرفته و آخرین وضعیت آنان ثبت گردید. برآورد زمان بدون بقای متاستاز به روش کاپلان مایر برآورد گردید. برای تعیین عوامل پیش آگهی دهنده متاستاز مدل شرطی چندگانه به داده ها برازش شد. تحلیل داده ها در نرم افزار R انجام شد.
نتایج: 202 بیمار (1/82%) تا پایان مطالعه زنده ماندند و 44 بیمار (9/17%) فوت کردند. 54 بیمار متاستاز داشتند و 11 نفر (7/4%) دو متاستاز را تجربه کردند. بیشتر متاستازها در استخوان، کبد، ریه و مغز مشاهده شد. میانه بقای بدون متاستاز 64 ماه برآورد گردید. نرخ یکساله، دو ساله و سه ساله بقای بدون متاستاز به ترتیب 88، 1/80، 6/76درصد بود. تعداد گره های لنفی درگیر(016/0 p< ) و فاکتور رشد اپیدرمی انسانی( HER2 ) (048/0 p< ) پیش آگهی دهنده متاستاز تعیین شدند و متغیرهای سن، گیرنده استروژن، گیرنده پروستروژن، درجه بدخیمی تومور و اندازه تومور معنی دار نشدند(05/0 p> ) .
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که عامل پیشآگهی دهنده معنیدار تعداد گرههای لنفی درگیر بیشتر، به عنوان عاملی شناخته می شود که سبب افزایش مخاطره بروز متاستاز و کاهش بقای بیمار، در نتیجه فوت وی میشود. همچنین تشخیص و درمان بیماری در مراحل اولیه بیماری سبب افزایش بقای بیماران میگردد. بنابراین ایجاد زمینه برای غربالگریهای سرطان پستان و دادن آگاهی به زنان در مورد اهمیت معاینات دورهای و تشخیص زود هنگام بیماری می تواند عامل مهمی جهت درمان بیماری و پیشگیری از بروز متاستاز بیماران سرطان پستان می باشد.
مقدمه و هدف : شرایط محیطی و بوم شناختی به ویژه شرایط آب و هواشناختی، تاثیر بارز و پذیرفته شده ای بر شیوع و گسترش بیماری های انگلی دارد. این تاثیر پذیری در مورد بیماری مالاریا که از جهات مختلفی تحت تاثیر آب و هوا است، بسیار بالاتر است. بیماری مالاریا هم از لحاظ طول چرخه های تکاملی انگل پلاسمودیوم و هم فعالیت و تکثیر گونه های پشه ناقل بیماری، متاثر از شرایط آب و هوایی است. در این تحقیق سعی شد با بررسی روابط سری های زمانی اپیدمی مالاریا در ایران از سال 1352 تا 1385 با 5 عنصر اقلیم شناختی شامل: میانگین دما، مجموع بارش سالانه، تعداد روزهای با بارش بالای صفرمیلیمتر، نمایه توزیع رطوبت بارش و رطوبت نسبی، به صورت میانگین سالانه برای کل کشور در طی همان دوره آماری، وابستگی های اقلیمی رخداد این بیماری انگلی تا حدودی روشن گردد.
روش کار : در این راستا با استفاده از قابلیت های آمار ناحیه ای و عمومی نرم افزار سیستم اطلاعات جغرافیایی، میانگین های سالانه
عنصر اقلیمی برای کل کشور براساس 31 ایستگاه همدید مراکز استان، بدست آید . در نهایت برای بررسی ارتباط شاخص های اقلیمی با شاخص شیوع بیماری، از ضریب همبستگی پیرسون در سطح معنی داری 90/0(10/0= p ) استفاده شد و به دنبال آن مدل رگرسیون خطی چند متغیرهای برای برآورد شیوع بیماری بر اساس 5 عنصر اقلیمی مذکور ارایه گردید.
نتایج : بررسی شیوع بیماری مالاریا در ایران نشان داد که از سال 1352 تا 1381 تعداد موارد بیماری با شیب 0142/0 در سال روند کاهشی داشته است. همچنین مشاهده گردید، در چندین مورد شیوع بیماری با یک سال تاخیر نسبت به افزایش بارش، به آستانه اپیدمی رسیده است. همچنین مشاهده شد که عوامل رطوبتی آب و هوا در شیوع بیماری مالاریا نسبت به عوامل دمایی نقش مهم تری دارند.
نتیجه گیری: لازم است به منظور کارایی بیشتر برنامههای کنترلی مالاریا، در کنار سایر عوامل تاثیرگذار، ملاحظات اقلیم شناختی مناطق مالاریاخیز هم مدنظر قرار بگیرند.
زمینه و هدف : یک ابزار تشخیصی برای بیماری سندرم خستگی مزمن، پرسشنامه سندرم خستگی مزمن است که برای موارد تحقیقاتی و بررسی های بالینی بالینی ابداع شده تا بتوان بعنوان یک ابزار پایشگر، مبتلایان را با استفاده از آن مدیریت کرد. پرسشنامه سندرم خستگی مزمن بسیار جامع است و با استفاده از روش خود اظهاری، تمامی موارد داخلی و خارجی را با توجه به تعاریف موردی مرکز کنترل بیماری های امریکا تحت پوشش قرار می دهد. این ابزار همچنین سطوح فعالیت را در گذشته و حال ارزیابی می کند و علائم خستگی و ناخوشی را پس از فعالیت های معمول و روزانه، جهت اطمینان از این موارد، به خوبی ارزیابی می کند. هدف از این مطالعه ارزیابی پایایی و روایی تشخیصی پرسشنامه سندرم خستگی مزمن ( CFS ) Chronic Fatigue Syndrome Questionnaire است ( Bleijenberg 2009 ) .
روش کار : در بحث اعتبار محتوایی و روایی، پس از بررسی تحقیقات انجام گرفته، پرسشنامه سندرم خستگی مزمن تهیه شده توسط گروه روانشناسی دانشگاه دی پال انتخاب گردید و طی مکاتبه ای نسخه کاملی از پرسشنامه به همراه امتیاز بندی دریافت گردید. . پرسشنامه مورد نظر ترجمه شد، اعتبار محتوایی آن توسط 20 نفر از اساتید مربوطه بررسی گردید. از طرفی ترجمه مجدد از فارسی به انگلیسی برای مرجع تهیه کننده ارسال شد و با اصلاحاتی، اعتبار روایی آن نیز مورد تأیید قرار گرفت. سپس تعداد 30 پرستار برای تعیین پایایی پرسشنامه سندرم خستگی مزمن که در یک مرکز آموزشی و درمانی کار می کردند، انتخاب شدند. پرسشنامه تحت نظارت مدیریت مرکز و محقق و پس از توجیه کامل افراد شرکت کننده در پژوهش توسط محقق در بین آن ها توزیع و تکمیل گردید. این بررسی مجدداً پس از 15 روز انجام شد.
نتایج : این ابزار روایی و پایایی خوبی را از خود نشان داد. در بحث اعتبار محتوایی ترجمه فارسی این ابزار توسط 20 نفر از اساتید مرتبط داخلی بررسی گردید و اعتبار محتوایی آن با استفاده از نسبت و شاخص روایی محتوا CVR) و CVI ) مشخص شد و نتایج بهدست آمده (7/0 CVR= و 85/0 CVI= ) نشان دهنده اعتبار محتوایی خوبی است. با توجه به نتایج به دست آمده، در خصوص پایایی پرسشنامه CFS ، آلفای کرونباخ ارزیابی شده که نتایج، پایایی بسیار خوبی را برای پرسشنامه نشان داد. ضرایب پایایی دو مرحله آزمون ( ICC = Mixed & and Confidence Interval = 95% mouseover="function onmouseover()
{
msoCommentShow('_anchor_1','_com_1')
}" on
نتیجه گیری : این مطالعه پیشنهاد می کند که می توان از پرسشنامه CFS به عنوان یک ابزار مناسب و قابل اعتماد در تمام سطوح تحقیقاتی و بالینی استفاده نمود. استفاده از این ابزار می تواند در موارد زمینه ای و حتی معاینات در سطوح پیشرفته نیز مؤثر باشد، زیرا توانمندی و دقت کافی را در تشخیص افراد مبتلا به CFS دارد.
زمینه و هدف: توانایی کار نشان دهنده تعامل بین مشخصههای فردی، شرایط کاری، قابلیتهای عملکردی کارکنان، و همچنین وضعیت سلامت آنها میباشد. هدف از مطالعه حاضر تعیین روایی و پایایی نسخه فارسی پرسشنامه شاخص توانایی کار (WAI) Work Ability Index میباشد.
روش کار: در این مطالعه، به منظور تأیید ثبات زبانشناسی پرسشنامه از روش Backward Translation ترجمه معکوس استفاده گردید. سپس، مطالعه مقطعی در میان نمونه 645 نفری از کارگران برخی از صنایع صورت گرفت. پایایی پرسشنامه با استفاده از روش آزمون-آزمون مجدد و همچنین اعتبار ساختاری آن با استفاده از آزمون تحلیل عاملی بررسی شد. بعلاوه، اعتبار افتراقی این شاخص از مقایسه میانگین نمرات ابعاد توانایی کار در دو گروه از کارگران با مرخصیهای استعلاجی کم و زیاد مورد بدست آمد.
نتایج: در خصوص پایایی ، ملاحظه گردید که ضریب تکرارپذیری برای تمامی ابعاد پرسشنامه WAI در سطح قابل قبولی میباشد. تحلیل عاملی مؤلفههای مربوط به پرسشنامه نشان داد که برای هرکدام از مؤلفههای " توانایی کار در ارتباط با نیازهای شغلی " و "قابلیتهای فکری و ذهنی" تنها یک سؤال کافی است. همچنین، سوالهای مربوط به مؤلفه " بیماریهای تشخیص داده شده فعلی توسط پزشک " را میتوان در شش عامل خلاصه نمود. نتایج نشان داد تمامی مؤلفهها به جز مؤلفه "توانایی کار در ارتباط با نیازهای شغلی" از قدرت تمیز و افتراق برخوردار میباشند.
نتیجهگیری: با توجه به سطح قابل قبول روایی و پایایی بدست آمده برای پرسشنامه WAI ، استفاده از این پرسشنامه برای ارزیابی توانایی کاری کارگران در محیطهای کاری مختلف، خصوصا مشاغل صنعتی، پیشنهاد میگردد.
کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه دانشکده بهداشت و انستیتو تحقیقات بهداشتی می باشد.
طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق
© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0
Designed & Developed by : Yektaweb

