جستجو در مقالات منتشر شده



سمانه میراسماعیلی، علی محمد مصدق راد، ابراهیم جعفری پویان،
دوره 22، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: اعتباربخشی، یک مدل ارزشیابی خارج سازمانی، از مهم ترین برنامه های ارزشیابی خدمات سلامت در چند دهه اخیر بشمار می‌رود. نظام نوین اعتباربخشی خدمات سلامت در ایران فاقد استانداردهای لازم برای ارزشیابی خدمات سرپایی و درمانگاه‌های عمومی است. این مطالعه بنابراین، با استفاده از تجربیات سایر کشورها به طراحی مدلی برای اعتباربخشی درمانگاه‌های عمومی پرداخته است.
روش کار: پژوهش حاضر یک مطالعه مروری - کیفی بود که در دو گام انجام پذیرفت. در گام اول مدل‌ها، روش ها و استاندارد‌های اعتباربخشی درمانگاه‌های عمومی کشور‌های منتخب با مرور تطبیقی شناسایی شد. در گام دوم به روش کیفی و با روش پانل خبرگان مدل مفهومی اعتباربخشی این درمانگاه‌ها طراحی شد.
نتایج: مدل پیشنهادی برای اعتباربخشی درمانگاه‌ها با ثبت درخواست در سامانه و به روز رسانی اطلاعات آغاز می‌شود. پس از خودارزیابی درمانگاه و ارزیابی خارجی، زمان برای انجام اصلاحات در نظر گرفته می‌شود. محورهای کلیدی پیشنهادی برای اعتباربخشی درمانگاه‌ها در این مدل شامل مدیریت و رهبری، مدیریت اطلاعات، مدیریت فرآیندها، مدیریت منابع انسانی، حقوق گیرندگان خدمت و نتایج عملکردی می باشد. رتبه بندی درمانگاه‌های کشور در پنج سطح (عالی، خوب، متوسط، ضعیف و زیر استاندارد) قابل انجام خواهد بود.
نتیجه گیری: با توجه به محورها و فرایند شناسایی شده و عدم وجود یک رویکرد نظام مند، مدل اعتباربخشی پیشنهادی می‌تواند برای اولین بار یک شیوه علمی و کاربردی جهت گروه‌‌های ارزیاب داخل و خارج سازمان فراهم ساخته و ارزشیابی متناسب و معتبری از درمانگاه‌های سرپایی عمومی ایران ارائه کند.
 
 
روناک میلادی، زهرا نقیبی فر، محمدحسین زمانیان، آرمین نقی پور، ارشیا سخایی،
دوره 22، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: عفونت های ویروسی مختلف یکی از عوامل خطر رد پیوند کلیه در بیماران دریافت کننده­ی این عضو می باشد. این مطالعه با هدف بررسی فراوانی عفونت های ویروسی در دریافت کنندگان پیوند کلیه در ایران انجام شد.
روش  کار: مطالعه حاضر به صورت مرور سیستماتیک انجام شد. کلمات کلیدی در عنوان یا چکیده مقالات منتشر شده به زبان فارسی و انگلیسی پایش شد. جستجو در پایگاه های داده طی سال­های 1402-1392 انجام شد.
نتایج:  در مجموع 2822 نمونه مورد بررسی قرارگرفت. بیشترین و کمترین حجم نمونه در مقالات مورد بررسی به ترتیب 1615 و 50 بیمار بود. بیشترین فراوانی عفونت ویروسی مربوط به استان های گیلان، مشهد، رشت و اهواز با فراوانی مطلق و (نسبی) 54 (9/52 %)، 54 (9/21%)، 54 (49%) و 51 (8/41%) بود. فراوانی پلیوماویروس BK، سیتومگالوویروس (CMV) و ویروس هپاتیتC به­ترتیب شایع­ترین عفونت­های ویروسی در دریافت­کنندگان پیوند کلیه بودند.
نتیجه گیری: با توجه به نتایج بدست آمده و شیوع بالاتر عفونت پلیوماویروس BK و CMV در دریافت­کنندگان پیوندکلیه، غربالگری اهداکنندگان عضو از نظر این ویروس­ها در کشور حائز اهمیت است.
 
پریسا بریموندی، نرجس شکری، عبدالرحیم اسدالهی، مسعود کریمی، سید منصور کشفی،
دوره 22، شماره 3 - ( 1-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: اپیدمی کرونا و قرنطینه خانگی، شرکت در فعالیتهای بدنی سالمندان را تحت تأثیر قرار داده است؛ این در حالی است که سالمندان، به ویژه سالمندان مبتلا به فرتوتی جهت حفظ و یا بهبود وضعیت سلامتی خود به انجام تمرینات ورزشی منظم دارند. از اینرو هدف از پژوهش حاضر، بررسی تأثیر تمرینات حرکتی در منزل بر عملکرد شناختی و فعالیت‌های ابزاری زندگی روزمره زنان سالمند فرتوت میباشد.
روش کار: جامعه آماری در این پژوهش نیمهتجربی، زنان سالمند شهر شیراز بودند. 80 زن به روش مبتنی بر هدف و با توجه به معیارهای ورود، در پژوهش شرکت کردند و به صورت تصادفی به دو گروه 40 نفره آزمون و کنترل تقسیم شدند. گروه آزمون برنامه تمرینات ورزشی خود را در طی 8 هفته 3 جلسهای (یک ساعته) از طریق واتساپ دریافت نموده و انجام دادند. قبل از انجام مداخله و یک ماه بعد از آخرین جلسه مداخله شرکتکنندگان دو گروه پرسشنامههای جمعیتشناختی، شاخص آسیبپذیری تیلبورگ، آزمون کوتاه وضعیت شناختی و شاخص لاوتون را تکمیل کردند. برای تجزیه و تحلیل دادهها از آزمونهای تیمستقل و تی زوجی در نرمافزار 27 SPSS  استفاده شد.
نتایج: نتایج نشان داد که انجام تمرینات حرکتی بر روی فرتوتی (39/1= Cohen’s d) (001/0>p)، وضعیتشناختی (41/1= Cohen’s d) (040/0 =p) و انجام فعالیتهای ابزاری زندگی به طور مستقل (40/0= Cohen’s d) (007/0 =p) در زنان سالمند فرتوت تأثیر مثبتی داشت.
نتیجهگیری: یافتههای این مطالعه از اثر غالب پروتکل تمرینی اجرا شده در این پژوهش بر روی متغیرهای مذکور حمایت میکند؛ بنابراین توصیه میشود از این تمرینات ورزشی در دورههایی مانند قرنطینه کرونا در منزل استفاده شود.
 
مریم محمودی، مینا حاجی محمدی،
دوره 22، شماره 3 - ( 1-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: ارزیابی دریافت غذایی و وضعیت تغذیه‎ای بیماران دیالیزی می‎تواند چالش برانگیز باشد. ارزیابی دقیق و منظم بیماران، کفایت دریافت درشت مغذی‎ها و ریزمغذی‎ها را تضمین می‎کند و در نتیجه منجر به کاهش عوارض و مرگ و میر و بهبود کیفیت زندگی بیماران می‎شود.
روش کار: جستجوی علمی در پایگاه‎های داده‎های علمی و موتورهای جست‎وجو مانند Pubmed، Google Scholar، ScienceDirect و Scopus با کلیدواژه‎های دیالیز، دیالیزصفاقی، مرحله نهایی بیماری کلیوی، نارسایی کلیوی، بیماری مزمن کلیوی، نیازهای تغذیهای و ارزیابی تغذیه به زبان انگلیسی به منظور یافتن مطالعات منتشر شده بین سال‎های 2014 تا 2024 انجام شد. تعداد 18 مقاله یافت شد که بر اساس معیارهای ورود، مورد بررسی قرار گرفتند.
نتایج: اهداف تغذیه درمانی پزشکی برای کنترل مرحله نهایی بیماری کلیوی (ESRD) End-Stage Renal Disease شامل موارد زیر میباشد: پیشگیری از کمبود تغذیه‎‎ای و حفظ وضعیت مناسب تغذیه (در کودکان تامین رشد) از طریق کفایت دریافت پروتئین، انرژی، ویتامین و موادمعدنی، کنترل ادم و عدم تعادل الکترولیتی با کنترل دریافت سدیم، پتاسیم و مایعات، پیشگیری یا به تاخیر انداختن پیشرفت استئودیستروفی کلیوی از طریق کنترل کلسیم، فسفر، ویتامین D و هورمون پاراتیروئید، قادر ساختن بیمار به مصرف رژیم غذایی متعادل و متناسب با سبک زندگی بیمار در حدی که امکان پذیر باشد، هماهنگ کردن مراقبت از بیمار با خانواده، متخصصین تغذیه، پرستاران و پزشکان، ارائه آموزش اولیه تغذیه، مشاوره دوره‎‎ای و پایش طولانی مدت بیماران با هدف دریافت آموزش کافی برای توانایی کنترل رژیم غذایی خود.
نتیجه‎گیری: دیالیز، درمانی برای بقای بیماران مبتلا به مرحله نهایی بیماری کلیوی (ESRD) می‎باشد و مراقبت‎های تغذیه‎ای جزء جدایی ناپذیر روند درمان بیماران می‎باشند.
 
سراج الدین محمودیانی، پرنیان کرمی، فاطمه هاشمی،
دوره 22، شماره 3 - ( 1-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: با توجه به کاهش باروری در ایران و رسیدن آن به زیر سطح جانشینی، سیاست­گذاران به­دنبال افزایش نرخ باروری از طریق سیاست­های تشویقی هستند. از این­رو تحقیق درباب عوامل اقتصادی و اجتماعی مؤثر بر باروری و قصد فرزندآوری می­تواند به تدوین سیاست­های جمعیتی مناسب­تر کمک نماید.
روش­کار: در مطالعه حاضر از تکنیک پیمایش استفاده شد. برای گردآوری داده­ها از پرسشنامه استاندارد استفاده شد. جامعه­ آماری شامل زنان دارای همسر 15 تا 49 سال ساکن شهر شیراز بود. تعداد 384 نفر از زنان در آبان و آذر ماه 1402 پیمایش شدند. برای تحلیل داده­ها از نرم افزار SPSS 27 استفاده شد.
نتایج: یافته­ها نشان داد که در بین متغیرهای زمینه­ای مدت ازدواج، درآمد، تعلق طبقاتی، وضعیت مسکن و وضعیت اشتغال اثر معنی­دار بر احتمال قصد فرزند آوری زنان داشتند (05/0p<). حمایت اجتماعی ادراک شده و رضایت زناشویی به­طور معنی­داری احتمال قصد باروری زنان را افزایش دادند (05/0p<).
نتیجه­گیری: از آنجایی که شکل خانواده­ها متحول و از گسترده به هسته­ای تغییر شکل داده است لذا احتمال دارد زنان نتوانند حمایت اجتماعی غیررسمی را به اندازه گذشته از اطرافیان خود دریافت کنند بنابراین حمایت­های رسمی دولتی می­تواند این خلاء را پوشش دهد. همچنین شناسایی زوجین با تعارضات زناشویی و تلاش برای تقویت رضایت زناشویی و رفع تعارضات بین آنها، از طریق برنامه­های مشاوره­ای، می­تواند بر سطح باروری اثر مثبت داشته باشد.
 
کیمیا قنبری، مجید محمود علیلو، عباس بخشی پور رودسری،
دوره 22، شماره 3 - ( 1-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: سبک‌های دلبستگی (ایمن، اجتنابی و دوسوگرا) تفاوت‌های اساسی در بازنمایی‌های ذهنی عشق رمانتیک بزرگسالان می‌شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش پیش بینی کننده سبک های دلبستگی در طلاق عاطفی و رضایت زناشویی در زوجین مراجعه کننده به مراکز خدمات جامع سلامت شهرستان بندرعباس انجام گرفت.
روش‌ کار: مطالعه حاضر یک طرح توصیفی- تحلیلی از نوع همبستگی است. جامعه آماری زنان و مردان مراجعه کننده به مراکز بهداشت و پایگاه‌های سلامت شهر بندرعباس بود. با استفاده از روش نمونه­گیری در دسترس که محدود کننده تعمیم پذیری نتایج را رقم می­زند، 150 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش در این مطالعه مقیاس­های سبک دلبستگی هازن و شیور، طلاق عاطفی فیل و رضایت زناشویی انریچ بود. تجزیه و تحلیل داده‌ها با روش همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه با نرم افزار SPSS-23 انجام شد.
نتایج: نتایج نشان داد که بین سبک‌های دلبستگی و رضایت زناشویی همبستگی معناداری وجود داشت. بین سبک دلبستگی ایمن با طلاق عاطفی رابطه منفی معنادار وجود داشت (01/0 > p). بین سبک دلبستگی ناایمن (اضطرابی و دوسوگرا) با طلاق عاطفی رابطه مثبت معناداری وجود داشت. تحلیل رگرسیون چندگانه گام به گام و همزمان برای پیش­بینی رضایت زناشویی و طلاق عاطفی از طریق سبک‌های دلبستگی نشان داد که سبک‌های دلبستگی سهم معناداری در پیش­بینی رضایت زناشویی و طلاق عاطفی داشتند. از بین سبک‌های دلبستگی، سبک دلبستگی ایمن در پیش­بینی رضایت­زناشویی از توان بالاتری برخوردار بودند (01/0 > p).
نتیجه‌گیری: در نتیجه، به نظر می­رسد که سبک دلبستگی ایمن می­تواند از جمله عوامل پیش­بینی­کننده برای بروز نشانه­های نارضایتی زناشویی و طلاق عاطفی باشد.
 
سیده مرضیه فرید، رضا پور حسین، غلامعلی افروز،
دوره 22، شماره 3 - ( 1-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: خودکشی یکی از موضوعات تهدیدکننده برای سلامت عموم جامعه است، و سلامت معنوی و استحکام من از جمله عواملی است که می­تواند در کاهش آن مؤثر باشد. از این رو، پژوهش حاضر با هدف مدل­یابی علی سایکوپاتولوژی خودکشی بر اساس سلامت معنوی و استحکام من انجام شد.     
روش کار: پژوهش حاضر از نوع توصیفی- همبستگی بود. جامعه ­آماری شامل تمامی افراد با سابقه اقدام به خودکشی ثبت شده در سامانه مرکز پایش دانشگاه علوم پزشکی شیراز در نیمه اول سال 1402 بود. تعداد 210 نفر از جامعه مذکور به روش ­نمونه­گیری هدفمند انتخاب شدند و پرسشنامه انگیزه برای اقدام به خودکشی، مقیاس سلامت معنوی و مقیاس توانمندی ایگو را تکمیل کردند. داده­ها با استفاده از تحلیل مسیر معادلات ساختاری در نرم افزار SPSS 23 و Amos 24 تحلیل شدند.
نتایج: یافته ­ها نشان داد که اثر مستقیم سلامت معنوی (به صورت منفی)  بر سایکوپاتولوژی خودکشی معنادار است (05/0p<). همچنین، نتایج حاصل از بررسی نقش میانجی­گری استحکام من نیز نشان داد که استحکام من نقش میانجی­گری معنی­داری در رابطه بین سلامت معنوی با سایکوپاتولوژی خودکشی دارد (05/0p<).       
نتیجه­گیری: نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که سلامت معنوی به طور مستقیم، و استحکام من به صورت غیرمستقیم بر سایکوپاتولوژی خودکشی افراد نمونه موثر بوده است. بنابراین، پیشنهاد می­شود که مراکز بهداشت روان در بررسی سایکوپاتولوژی خودکشی افراد مستعد به خودکشی به سلامت معنوی و استحکام من آنها نیز توجه داشته باشند.   
 
سید علیرضا احمدی، محسن مومنی، مینا دانایی،
دوره 22، شماره 3 - ( 1-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: سرطان معده به دلیل شیوع و بروز بالا و میزان مرگ و میر قابل توجه در ایران از اهمیت ویژه ای برخوردار است. این مطالعه با هدف ارزیابی وضعیت عوامل خطر رفتاری سرطان معده در بزرگسالان مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی شهر کرمان در سال 1402 انجام شد.
روش کار: این مطالعه مقطعی از نوع توصیفی تحلیلی بر 410 نفر از افراد بزرگسال مراجعه­کننده به مراکز جامع سلامت شهر کرمان در سال 1402 و با استفاده از روش نمونه­گیری سهمیه ای انجام شد. در این مطالعه جهت جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه ای شامل اطلاعات جمعیت شناختی و عوامل خطر رفتاری مرتبط با سرطان معده استفاده گردید. همچنین جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های تی مستقل، آنالیز واریانس تک متغیره و آزمون همبستگی پیرسون استفاده گردید. سطح معنی داری کمتر از 05/0 درنظر گرفته شد.
نتایج: میانگین نمره کل عوامل خطر رفتاری ابتلا به سرطان معده 54/49 بود. میانگین نمره کل با افزایش سن، کاهش (007/0>p) و با افزایش نمایه توده بدنی افزایش (006/0>p) پیدا کرد. مردها به شکل معناداری میانگین بالاتری از زن‌ها داشتند (001/0>p). میانگین نمره کل براساس شغل تفاوت معنا داری داشت (001/0>p).
نتیجه‌گیری: یافته‌های این مطالعه، بر اهمیت توجه به عوامل خطر قابل تغییر سرطان معده به ویژه در افراد دارای خطربالاتر، تأکید دارد.
 
سیده محبوبه حسینی زارع، جعفر باباپور، مریم زارع، احمد سیر صدر، سید مهدی محسن زاده، بیژن خراسانی،
دوره 22، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: شیوع کووید-19 و اثر آن بر سلامتی روان باعث به وجود آمدن چالش بزرگی برای نظام‌های سلامت شد. نظام‌های سلامت علاوه بر وظایفی چون تشخیص سریع، کنترل و کاهش سرعت انتشار همه‌گیری کووید- 19 موظف به اتخاذ استراتژی‌هایی برای کاهش اثرات روانی حاصل از این بیماری بر جامعه بودند .هدف این مقاله بررسی و مرور سلامت روان جامعه در همه‌گیری کوید 19 و استراتژهای کشورهای مختلف برای مقابله با آن است.
روش کار: کلیه مقالات منتشر شده در زمینه تأثیر همه‌گیری کووید- 19 بر سلامت روان در بازه زمانی فوریه تا اکتبر 2020 در چهار پایگاه داده‌ای و یک موتور جستجوگر مورد بررسی قرار گرفت. 394 مقاله مرتبط با رعایت معیارهای ورود و خروج و استفاده از ابزار 15 نقطه‌ای Miton و همکاران انتخاب شدند. در نهایت، تعداد 25 مقاله مورد تحلیل قرار گرفت.
نتایج: بیشترین مشکل سلامت روان در مقالات مورد بررسی افسردگی، اضطراب و استرس بود. علاوه بر این زنان، افرادی که از قبل مشکلات سلامتی داشتند، جوانان 18 تا 29 سال، کارکنان خط مقدم نظام سلامت وافراد بدون درآمد به عنوان گروه‌های آسیب پذیر و پرخطر شناخته شدند.
نتیجه‌گیری: با وجود استراتژی‌های‌های گوناگون، اکثریت مردم از مشکلات سلامت روان ناشی از کووید- 19 رنج می‌بردند. در صورت بروز همه‌گیری همکاری متولیان نظام سلامت و رسانه‌ها در اطلاع‌رسانی صحیح و مؤثر و ارائه راه‌هایی برای پیشگیری از همه‌گیری می‌تواند زمینه ساز بهبود سلامت روان در جامعه باشد. توجه نظام های سلامت به زیرساخت‌های بهداشت روان و طراحی استراتژی‌های جامع برای مواجهه با بحران‌های آینده ضروری می‌باشد.
 
هادی کسب کار، مریم رسولیان،
دوره 22، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: دستیاران تخصصی پزشکی نقش حیاتی در نظام سلامت دارند. سلامت روان آنان تاثیر مستقیمی بر عملکرد و تعهد آن‌ها دارد. این مطالعه با هدف بررسی تجربه دستیاران پزشکی از احترام و شناسایی مصادیق بی‌احترامی در محیط بیمارستان انجام شد.
روش کار: این پژوهش به شیوه کیفی و با استفاده از مصاحبه‌های عمیق فردی و جلسات گروه متمرکز انجام شد. داده‌ها از طریق ضبط صدا و پیاده‌سازی مصاحبه‌ها جمع‌آوری و با روش تحلیل محتوای کیفی و نرم‌افزار MAXQDA تحلیل شدند.
نتایج: یافته‌ها نشان داد که دستیاران پزشکی با چالش های متعددی از جمله بی‌عدالتی، توهین، قلدری و فشار کاری بیش از حد              مواجه اند. مواردی نظیر خشونت کلامی، تحقیر، اجبار به انجام حجم بالا و کارهای خارج از وظیفه و نادیده‌گرفتن حقوق انسانی، از مصادیق بی‌احترامی عنوان شدند. این شرایط منجر به فرسودگی روانی، یأس، کاهش انگیزه و در برخی موارد مصرف داروهای روان‌پزشکی شده است.
نتیجه‌گیری: محیط کاری دستیاران در بسیاری از بیمارستان‌ها استرس‌زا و نامناسب است. بهبود این وضعیت مستلزم اصلاح ساختارهای مدیریتی، آموزشی و ترویج فرهنگ احترام در محیط‌های بالینی است. یافته‌ها نشان داد که محیط کار علاوه بر کاهش استرس و افزایش رضایت شغلی، به بهبود عملکرد حرفه‌ای دستیاران نیز کمک می‌کند.
 
مرضیه خونانی، داود شجاعی زاده، زهرا جلیلی،
دوره 22، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: میانجیان سلامت وظیفه انتقال پیام‌های مرتبط با سبک زندگی سالم را به جامعه هدفی بر عهده دارند که از طرف آنها در خانه‌های مشارکت مردم انتخاب شده‌اند. اجرای مداخلات آموزش محور، می‌تواند خود کارآمدی میانجیان سلامت در انجام رفتارهای ارتقاءدهنده سلامت را تقویت کند. هدف مطالعه، تعیین تأثیر مداخله آموزشی مبتنی بر نظریه خودکارآمدی بر سبک زندگی ارتقاءدهنده سلامت میانجیانِ است.
روش کار: مطالعه به‌صورت نیمه‌تجربی و مداخله‌ای با طراحی پیش‌آزمون-پس‌آزمون و گروه کنترل در سال ۱۴۰3۱۴۰2 انجام شد. جامعه آماری شامل میانجیان سلامت در خانه‌های مشارکت مردم وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران بود. با روش نمونه‌گیری تصادفی ساده، ۴ خانه مشارکت به عنوان گروه آزمون و مابقی به عنوان گروه کنترل انتخاب شدند. تعداد کل شرکت‌کنندگان ۷۴ نفر بود. برای گروه آزمون، ۴ جلسه آموزشی ۲ ساعته برگزار شد و مرور موضوعات، انجام تکالیف و پاسخگویی به سؤالات از طریق گروه آموزشی مجازی انجام شد. گردآوری اطلاعات با پرسشنامه‌های استاندار «خودکارآمدی» و «سبک زندگی ارتقاءدهنده سلامت» و تحلیل داده‌ها با 28 SPSS و آزمون‌های کای‌دو، تی، پیرسون و کولموگروف-اسمیرنوف صورت گرفت.
ﻧﺘﺎیﺞ: پس از مداخله، نمره سبک زندگی ارتقاءدهنده سلامت (از 00/21±40/30 به 71/24±31/168) و خودکارآمدی سلامت (از 21/10±57/68 به 84/11±57/84) در گروه آزمون به‌طور معنی‌داری افزایش یافت ( 001/0 (p< . بالاترین همبستگی معنی‌دار بین نمره کل سبک زندگی و خودکارآمدی مشاهده شد (741/0 (r=.
ﻧﺘﯿﺠﻪﮔﯿﺮی: یافته‌ها نشان می‌دهد که آموزش مبتنی بر نظریه خودکارآمدی می‌تواند موجب ارتقای رفتارهای مرتبط با سبک زندگی سالم در میانجیان سلامت شود و به‌عنوان راهبردی مؤثر در آموزش‌های سلامت‌محور مورد استفاده قرار گیرد.
 
جواد سیاه مشتهء، محمود زیوری رحمان، نیلوفر میکائیلی،
دوره 22، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: بیماران مبتلا به سرطان با تنش های روانی و جسمی متعددی مواجه هستند که  متغیرهای مختلفی از انواع روانشناختی، اجتماعی، اقتصادی و پزشکی در آن دخیل هستند. هدف پژوهش حاضر بررسی مدل مفهومیِ تأثیر طرحواره‌های ناسازگار اولیه بر راهبردهای مقابله‌ای با در نظر گرفتن نقش میانجی سواد سلامت در بیماران مبتلا به سرطان بود.
روش کار: این پژوهش توصیفی- همبستگی مبتنی بر روش مدلسازی معادلات ساختاری است. جامعه آماری شامل بیماران 20 تا 60 ساله مبتلا به سرطان مراجعه کننده به مراکز درمانی خصوصی شهر تهران از 1 اردیبهشت تا 30 شهریور سال 1403 بوده؛ که 665 نفر با روش نمونه­گیری در دسترس به­ عنوان نمونه انتخاب شده­­اند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه­های طرحواره های ناسازگار اولیه (1998)، سواد سلامت بزرگسالان (1401) و مقابله با شرایط پراسترس (1990) استفاده شده­ است. تحلیل داده ها در سطح معناداری 05/0 با روش مد­سازی معادلات ساختاری، در نرم­افزارهای SPSS25 و Amos24  انجام شد.
 نتایج: طرحواره های ناسازگار اولیه رابطه منفی معناداری  با سواد سلامت دارند(001/0 P<، 84/0-β =)، و با راهبردهای مقابله ای رابطه مثبت معنادار (001/0  P< ، 25/0β =) همچنین سواد سلامت با راهبردهای مقابله ای رابطه منفی معنادار داشت (001/0  P< ، 83/0-β =) و نقش میانجی معناداری در ارتباط میان طرحواره های ناسازگار اولیه و راهبردهای مقابله ایفا کرد (001/0>P،   25/0 β =). شاخص های برازش  مدل ( 916/0=GFI، 91/0=IFI، 909/0=CFI  و 078/0 RMSEA=) نشان دهنده انطباق مطلوب مدل با داده ها بود .
نتیجه­گیری: طرحواره‌های ناسازگار اولیه با تضعیف سواد سلامت و شکل‌گیری راهبردهای مقابله‌ای غیرسازگارانه در بیماران مبتلا به سرطان مرتبط هستند. ارتقای سواد سلامت می‌تواند به‌عنوان متغیرمیانجی در تعدیل اثرات منفی این طرحواره‌ها، نقش مهمی در بهبود راهبردهای مقابله‌ای ایفا کند. استفاده از مداخلات آموزشی برای افزایش سواد سلامت می‌تواند در فرآیند روان‌درمانی و توان‌بخشی این بیماران مفید واقع شود.
سید کاملیا داودزاده، سید جعفر موسوی، فرشاد امامی، سمیه برجعلی لو،
دوره 22، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: هدف این مطالعه طراحی الگو کیفی برای تبیین نقش رسانه‌ها در توسعه ورزش خانگی در دوران پاندمی ( همه گیری) ‌کووید ۱۹بود.
روش کار: پژوهش حاضر از پارادایم تفسیری و با رویکرد کیفی (روش نظریه داده بنیاد) اجرا شد. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه ساختاریافته با ۱۵ متخصص علوم ورزشی و رسانه (انتخاب شده به روش هدفمند و با تکنیک گلوله برفی) گردآوری و مصاحبه ها در قالب متن و صوت با استفاده از نرم‌افزار2024  MAXQDA  تحلیل شدند. جهت روایی تحقیق از دانش و تخصص مشارکت کنندگان و همچنین بازبینی کدگذاری توسط دو تن از اساتید متخصص حوزه تربیت‌بدنی و جهت پایایی از پایایی بازکدینگ استفاده شده است که ضریب پایایی بازکدینگ برابر با 82/0 محاسبه گردید.
نتایج: تحلیل مصاحبه‌ها منجر به استخراج ۴۰۵ واحد معنادار و طبقه بندی آنها درقالب ۳۲ کد نهایی شد. این کدها در پنج مقوله اصلی در غالب پارادایم نظام مند اشتراوس و کوربین و در راستای طراحی الگو شامل: شرایط علی (مانند محدودیت‌های زیرساختی و عوامل اجتماعی-فرهنگی)، زمینه‌ها (مانند هماهنگی رسانه با نهادهای ورزشی)، عوامل مداخله‌گر (نظیر چالش‌های فنی در تولید محتوا)، راهبردها (از جمله تعامل دیجیتال و توسعه پلتفرم‌ها)، و پیامدها (نظیر افزایش مشارکت در ورزش آنلاین و پایداری اقتصادی رسانه‌ها) شناسایی شدند. یافته‌های الگوی کیفی نشان داد که رسانه‌های دیجیتال، با توجه به تغییر رفتار کاربران، نقشی کلیدی در ترویج ورزش خانگی ایفا کرده‌اند.   
نتیجه‌گیری: توسعه ورزش‌های خانگی مستلزم سرمایه‌گذاری هدفمند در زیرساخت‌های رسانه‌ای، تولید محتوای متناسب با نیاز مخاطبان، و بهره‌گیری هوشمندانه از داده‌ها و تحلیل‌های دیجیتال است. همچنین تقویت همکاری رسانه‌ها با نهادهای ورزشی و بازنگری در استراتژی‌های رسانه‌ای با درنظر گرفتن محدودیت‌های فنی و اقتصادی، ضروری به نظر می‌رسد.
 
زینب خالدیان، جواد موذنی، لیلا نجفی، نسیم بدیعی، فاطمه یونسی،
دوره 22، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: ارائه مراقبت‌های با کیفیت در دوران زایمان و پس از آن، نقش مهمی در کاهش مرگ‌ومیر و عوارض مادری و نوزادی، افزایش رضایت دریافت‌کنندگان خدمت، و ارتقاء عملکرد مراکز درمانی دارد. این مطالعه با هدف ارزیابی کیفیت مراقبت‌های حین زایمان با استفاده از مدل کیفیت جامع در سلامت (CQMH) انجام شد.
روش کار: این پژوهش توصیفی در سال ۱۳۹۹ در بیمارستان ام‌البنین (س) مشهد روی ۳۲۴ مادر مراجعه ‌کننده برای زایمان انجام شد. نمونه‌گیری به روش تصادفی ساده انجام گرفت و داده‌ها از طریق پرسشنامه CQMH  در سه بعد کیفیت فنی، کیفیت خدمت و کیفیت مشتری جمع‌آوری و با نرم‌افزارSPSS27 تحلیل گردید.
نتایج: میانگین کل شاخص کیفیت 9/80  بود. کیفیت فنی (3/90) در سطح مطلوب، در حالی‌که کیفیت خدمت (5/79) و کیفیت مشتری (۷۳) در سطح متوسط ارزیابی شدند. در ابعاد کیفیت خدمت، مؤلفه‌های ارتباط، تداوم و پیشگیری کم‌ترین امتیاز را داشتند.
نتیجه‌گیری: با وجود وضعیت مطلوب کیفیت فنی، لازم است به بهبود تعامل کارکنان با مادران و توانمندسازی آنان در فرآیند زایمان توجه بیشتری شود.
 
مریم تاج محل، ابراهیم رحیمی،
دوره 22، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: تب کیو بیماری مشترک بین انسان و دام است و توسط کوکسیلا بورنتی ایجاد می­شود که به طور گسترده پراکنده شده است. حیوانات اهلی، حیات وحش و انسان را تحت تاثیر قرار می­دهد. این بیماری در دام­ها بدون علامت است و سقط جنین، مرده­زایی، ناباروری، ورم پستان و اندومتریت از پیامدهای بالینی آن است. شیر و لبنیات غیر پاستوریزه مهم­ترین منبع انتقال کوکسیلا بورنتی به انسان است. هدف از پژوهش حاضر، بررسی شیوع کوکسیلا بورنتی در پنیر سنتی و شیر خام گاو، گوسفند، بز و گاومیش عرضه­شده در شهرستان قم به روش Nested PCR است.
روش کار: در این مطالعه ابتدا تعداد 150 نمونه شامل 30 نمونه پنیر سنتی و 120 نمونه شیر خام گاو، گوسفند، بز و گاومیش از مراکز عرضه در شهرستان قم در تابستان 1403نمونه­گیری و در شرایط سترون جهت جلوگیری از آلودگی ثانویه به آزمایشگاه انتقال داده شد. نمونه­ها به روش Nested PCR جهت ردیابی آلودگی آزمایش شدند.
نتایج: از مجموع 120 نمونه شیر خام نشخوارکنندگان و 30 نمونه پنیر سنتی، تعداد 8 نمونه (33/5%) آلودگی به کوکسیلا بورنتی نشان داد. آلودگی در شیر گاو 3 نمونه (2%)، شیر گوسفند 1 نمونه (67/0%)، شیر خام بز 1 نمونه (67/0%)، شیر خام گاومیش منفی و در پنیر سنتی 3 نمونه (2%) بود.
نتیجه­گیری: با توجه به نتایج پژوهش حاضر، توصیه می­شود مصرف لبنیات به صورت خام خودداری شود تا ریسک بیماری­زایی و عفونت توسط کوکسیلا بورنتی کاهش یابد.
 
سحر حجتی فر، مجید موحد مجد، سراج الدین محمودیانی،
دوره 22، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: سواد سلامت در مواقع بیماری نقش مهمی در سلامت جامعه و جمعیت آن جامعه دارد. در زمان شیوع ویروس کرونا تاب­آوری و سلامت انسان­ها به خطر افتاد. سواد سلامت و ابعاد آن به عنوان یک عامل مهم در تقویت سلامتی انسان شناخته شده است. از این رو تحقیق در باب رابطه همه­ گیری کرونا با سواد سلامت می­تواند به تدوین سیاست­گذاری­هایی در افزایش سلامت افراد کمک کرد.
روش کار: در مطالعه حاضر از روش پیمایش استفاده شده است، برای گردآوری داده ­ها ز ابزار پرسشنامه استفاده شد. جامعه آماری پژوهش کلیه شهروندان شهر شیراز بود که از جامعه مذکور تعداد 400 نفر به شیوه نمونه­ گیری تصادفی پیمایش شدند. به منظور تجزیه و تحلیل داده­ ها از SPSS و LISRELاستفاده شد.
نتایج: نتایج نشان داد ابعاد خواندن، تصمیم­ گیری و رفتار سواد سلامت و همچنین جنسیت رابطه مثبت و معناداری با خودمراقبتی کرونا داشتند (05/0 P< ). همچنین بر اساس نتایج مدل معادلات ساختاری بعد تصمیم ­گیری و رفتار با 36/3 ضریب تاثیر، بیشترین توانایی پیش­بینی خودمراقبتی کرونا را دارد.
نتیجه­گیری: بر اساس نتایج این مطالعه، ابعاد خواندن، تصمیم­گیری و رفتار و جنسیت شرکت­کنندگان رابطه معنی­داری با خودمراقبتی کرونا دارند، ابعاد ارزیابی و دسترسی کمترین تأثیر را بر خودمراقبتی کرونا دارند. بنابراین، پزشکان، متخصصان و درمانگران می­توانند از یافته ­های این مطالعه جهت بهبود و افزایش خودمراقبتی در برابر شیوع احتمالی ویروس­های همه­ گیر در آینده بهره ببرند.
 
منصوره گنجعلی، لیلا نجفی، زینب خالدیان،
دوره 23، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: بازگشت مادران شاغل به محیط کار پس از مرخصی زایمان یکی از مراحل حیاتی و پیچیده در مسیر شغلی زنان است که بر توازن بین نقش‌های خانوادگی و حرفه‌ای آنان تاثیر می‌گذارد، بویژه در استان سیستان و بلوچستان که فقر فرهنگی و ساختار خانواده گسترده، برجسته است.
روش کار: این پژوهش کیفی با روش تحلیل محتوا در سال 1404 در دانشگاه علوم پزشکی زاهدان انجام شد. جامعه مطالعه شامل مادران شاغل پس از زایمان و مدیران حوزه سلامت بود. در این مطالعه تعداد 30 نفر شامل 20 مادر شاغل  پس از زایمان و 10 نفر مدیر با رضایت کامل وارد مطالعه شدند.  داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته جمع آوری و با تحلیل محتوای قراردادی تحلیل شدند.
نتایج: در پنج طبقه اصلی شامل "چالش‌های روانی، خانوادگی، سازمانی، فرهنگی و اجتماعی، و قانونی و حمایتی" استخراج شد. که شامل 13 زیرطبقه و 34 مضمون مختلف دسته‌بندی شدند. ضعف در حمایت‌های قانونی و سازمانی، کلیشه‌های فرهنگی، فشارهای روانی و تعارض نقش‌ها، از جمله مهم‌ترین موانع بازگشت موفق مادران به محیط کار محسوب می‌شوند.
نتیجه‌گیری: اصلاح سیاست‌های سازمانی، ارتقاء آگاهی حقوقی و فراهم‌کردن محیط کاری انعطاف‌پذیر و حمایت‌گر مانند اتاق شیردهی و تسهیلات دورکاری برای مادران شاغل ضروری است. این پژوهش با توجه به ویژگی‌های فرهنگی و اجتماعی خاص استان سیستان و بلوچستان، لازم است سیاست‌گذاران ضمن بازنگری و تقویت قوانین مرتبط با مرخصی زایمان و حمایت‌های بیمه‌ای، برنامه‌های آموزشی و فرهنگ‌سازی را برای تغییر نگرش‌های سنتی نسبت به نقش زنان اجرا کنند.
 
سیده هاجر حسینی، احمد کلاته ساداتی، سید علیرضا افشانی، بهنام هنرور،
دوره 23، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: دفاع از سلامت (Health Advocacy) یک مهارت و ویژگی قابل­یادگیری است که از طریق جامعه­ پذیری (اجتماعی­ شدن) حرفه­ای آموخته می­شود و در آن افراد حرفه‌ای سلامت (پزشکان) نقش‌های فعال‌تری در حمایت از حقوق بیماران ایفا می‌کنند. هدف از این تحقیق بررسی جامعه­پذیری حرفه­ای متخصصین اطفال برای دفاع از سلامت کودک   (Child Health Advocacy) است.
روش کار: مطالعه از نوع کیفی و اکتشافی است که در سال 1403 و در دانشگاه های علوم پزشکی کلان منطقه شش آموزش پزشکی کشور انجام شد. یافته­ های آن برای اولین­بار در بستر آموزش پزشکی ایران طی مفهوم­سازی از داده­ های مصاحبه نیمه­ ساختار­یافته­ تولید شده است. مشارکت­ کنندگان تحقیق را 18 پزشک و رزیدنت­ اطفال شاغل در دانشگاه­های علوم پزشکی کلان­منطقۀ شش آموزش پزشکی با مرکزیت دانشگاه علوم­پزشکی زنجان تشکیل دادند. حجم داده­ و تعداد مشارکت­کنندگان بر معیار اشباع داده و دسترسی به مشارکت­کنندگان بر روش هدفمند گلوله­برفی خطی و نمایی متکی بود. کدگذاری و مفهوم­سازی تحت تحلیل تماتیک استقرایی-قیاسی در محیط MAXQDA-20  انجام شد. استحکام و اعتمادپذیری یافته­ها با مقایسه تحلیلی محقق و بازبینی همتایان تأمین شد.
نتایج: تحقیق نشان داد که جامعه پذیری دفاع از سلامت کودک در سطوح مختلف خرد، میانه و کلان اتفاق می افتد. با استخراج 3 مضمون اصلی، 20 مضمون فرعی و 199 مضمون پایه مشخص شد که پزشکان در سطوح خُرد، میانه و کلان برای دفاع از سلامت کودک جامعه­پذیر می­شوند. مضامین اصلی برساخت­شده عبارتند از پزشک عامل (جامعه­پذیری در سطح خُرد یا فردی تحت محیط ارتباطی پزشک-کودک)، نهاد مدافع (جامعه­پذیری در سطح میانه یا سازمانی تحت محیط ارتباطی پزشک-کادر درمان-سازمان) و ساختارسازی پزشک مدافع (جامعه­پذیری در سطح کلان یا جمعی تحت محیط ارتباطی پزشک-ساختارها-جامعه) که جامعه‌پذیری متخصصین اطفال برای دفاع از سلامت کودک را نشان می­دهند.
نتیجه ­گیری: حمایت از سلامت کودک، در ترکیبی از تعامل بین عوامل ساختاری و عاملیت پزشک و در فرایند جامعه پذیری در آموزش پزشکی به وجود می آید. با تقویت وجوه مثبت و رفع وجوه منفیِ جامعه­پذیری حرفه­ای، می­توان به جامعه­پذیری پزشک مدافع کودک در سطوح خرد، میانه و کلان کمک کرد.
 
محمد بیدخوری، مهدی اکبرزاده، نوشین فهیم فر، باقر لاریجانی، ایرج نبی پور، افشین استوار، کورش هلاکویی نائینی،
دوره 23، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده

زمینه و هدف:  نمره ترابکولای استخوانیTBS)) Trabecular bone score  ابزاری نسبتاً جدید در ارزیابی کیفیت استخوان و شناسایی افراد در معرض خطر شکستگی‌های ناشی از استئوپروز می باشد. این مطالعه با هدف بررسی ارتباط پلی‌مورفیسم‌های تک نوکلئوتیدی Single Nucleotide Polymorphism (SNP)   ژن SOST  با TBS  در جمعیت سالمندان شهر بوشهر انجام شد.
روش کار:  مطالعه حاضر بر روی 071/1 نفر از زنان شرکت کننده در مطالعه کوهورت سلامت سالمندی بوشهر انجام شد. ارتباط بین SNP  های ژن  SOSTواقع بر 17q21.31 و TBS مهره‌های کمری  L1–L4 با استفاده از مدل خطی تعمیم‌یافته (GLM)  در سه مدل ژنتیکی جمعی، غالب و مغلوب انجام شد. برای هر فرد، امتیاز ژنتیکی (Genetic score) با استفاده از ضریب رگرسیونی  SNPsژن SOST و تعداد آلل‌های خطر در ژنوتیپ مربوطه محاسبه شد.
نتایج: در مدل جمعی، تطبیق‌یافته برای سن و شاخص توده بدنی ارتباط آماری معنی دار بین rs2023794-C و TBS مشاهده شد
(β = 0/ 03, P = 4/7×10⁻⁵, PFDR = 0/0003). همچنین، در مدل غالب نیز پس از تطبیق سن و شاخص توده بدنی، ارتباط بین آلل C این SNP و TBS از نظر آماری معنی دار بود (β = 0/033, P = 2/5×10⁻⁵, PFDR = 0/0003). افزون بر این، افزایش در امتیاز ژنتیکی بر اساس مدل‌های جمعی و غالب، با افزایش TBS همراه بود.

نتیجه‌گیری: یافته‌های این مطالعه ارتباط بین ژن SOST و امتیاز ژنتیکی حاصل از آن، با کیفیت استخوان در زنان سالمند را نشان داد. این ژن می‌تواند در شناسایی افراد در معرض خطر کاهش کیفیت استخوان و درمان هدفمند استئوپروز زنان سالمند مورد استفاده قرار گیرد.
 
فاطمه لیموپرور، حسین انصاری، مجید سرتیپی، زهرا عرب برزو،
دوره 23، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: خشونت خانگی یکی از آسیب‌های اجتماعی علیه زنان است که بر سلامت مادران و فرزندان اثرات منفی می­گذارد. این مطالعه به منظور بررسی شیوع مواجهه با خشونت خانگی در زنان مراجعهکننده به مراکز خدمات جامع سلامت در شهر زاهدان و ارتباط آن با وضعیت رشد جسمی کودکان انجام شد.
روش کار: این مطالعه مقطعی بر روی 454 نفر از زنان مراجعهکننده به مراکز خدمات جامع سلامت به همراه کودکانشان در زاهدان در سال 1403 انجام شد. نمونه گیری به روش چند مرحله ای بود. دادهها با استفاده از پرسشنامه استاندارد سنجش خشونت خانگی علیه زنان محسنی تبریزی با ضریب آلفای کرونباخ 85/0 جمعآوری گردید. داده ها با استفاده از آزمون های مجذور کای و رگرسیون لجستیک در نرم افزار Stata14 تحلیل شد.
نتایج: نتایج این مطالعه نشان داد شیوع کلی مواجهه با خشونت در زنان 43% می­باشد. خشونت خانگی با وضعیت نامناسب رشد جسمانی کودک ارتباط معنی داری نشان داد، نسبت شانس(OR) برابر با 06/2 می باشد، (3-39/1 :95% فاصله اطمینان ،06/2OR:). همچنین در رگرسیون لجستیک متغیرهای سن و اعتیاد پدر، سابقه خشونت در کودکی والدین در کنار مواجهه با خشونت خانگی مادر در مدل نهایی ارتباط خود را با اختلالات رفتاری نشان دادند (05/0P).
نتیجه گیری: یافته های این مطالعه اهمیت مواجهه با خشونت خانگی در زنان و تاثیر آن بر وضعیت رشد جسمی کودک را نشان می­دهد. نتایج این مطالعه می‌تواند به سیاست‌گذاران و برنامه‌ریزان اجتماعی کمک کند تا راهکارهای مؤثری برای کاهش خشونت خانگی و بهبود وضعیت رشد کودکان ارائه دهند.
 

صفحه 19 از 20     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه دانشکده بهداشت و انستیتو تحقیقات بهداشتی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb