شهرام رنجدوست، زهرا خندانی، محمد عظیمی، مرتضی گلشنی گهراز،
دوره 23، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف از پژوهش حاضر، تحلیل محتوای کیفی کتابهای آموزشی علوم تجربی دوره اول متوسطه از حیث انعکاس «مفاهیم و مفروضههای آموزش سلامت» به منظور ارتقای فرآیند پرورش سلامت جامع دانش آموزان و کیفیت زندگی با پیشگیری از آسیب های اجتماعی میباشد.
روش کار: روش پژوهش تحلیل کیفی و توصیفی محتوا از نوع و رویکرد قیاسی انجام شده است. واحد تحلیل نیز، صفحات (متون، پرسشها، تمرینها، تصاویر) میباشد. جامعه آماری این پژوهش شامل کتابهای درسی علوم تجربی دوره اول متوسطه در سال تحصیلی ۱۳۹۶–۱۳۹۷ است. نمونهگیری بهصورت هدفمند انجام شده و هر سه کتاب به عنوان نمونه مورد بررسی قرار گرفتند. جهت انجام این پژوهش از چک لیست تحلیل محتوا استفاده شد. به منظور حصول اطمینان از وجود روایی در چک لیست تحلیل محتوا، از روش روایی صوری، محتوایی و نظر متخصصان و جهت تأمین پایایی آن، از تکنیک اجرای مجدد استفاده گردید که نتیجه حاصله مبین ضریب همبستگی 89/0 میباشد.
نتایج: در مجموع ۶۹۸ مورد از مؤلفههای آموزش سلامت در سه کتاب تحلیل شد که بیشترین فراوانی مربوط به مؤلفه «آشنایی با کارکرد بدن و اعضای آن» با ۳۴۴ مورد بود. در مقابل، مؤلفههایی مانند «جرئتمندی و اعتماد به نفس»، «ارتباط سالم با دیگران»، «همدلی و همدردی»، «آگاهی درباره بیماریهایی مانند ایدز»، «سوء مصرف مواد مخدر» و «مشورت در زندگی» فاقد مصداق در محتوای بررسیشده بودند.
نتیجهگیری: بررسی دادهها نشان داد که مؤلفههای آموزش سلامت با میزانهای متفاوتی در محتوای کتابهای علوم تجربی دوره اول متوسطه توزیع شدهاند، و برخی از مؤلفهها در مقایسه با سایرین مصادیق کمتری داشتهاند یا اصلاً مشاهده نشدهاند، لذا باید سیاستگذاران آموزشی و نویسندگان کتاب های درسی به گنجاندن متعادل و متوازن مولفه های آموزش سلامت در کتب درسی علوم تجربی دوره اول متوسطه توجه لازم داشته باشند.
رقیه خسروی، سراج الدین محمودیانی، مریم رشیدی،
دوره 23، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه سلامت اجتماعی بهعنوان یکی از چهار محور اصلی سلامتی جایگاه ویژهای در رویکردهای توسعهای و انسانمحور پیدا کرده است لذا مطالعات نظری و برنامههای عملیاتی گستردهای در سطح دنیا در مورد آن صورت میپذیرد. پژوهش حاضر به بررسی رابطه سبک زندگی سلامتمحور با سلامت اجتماعی زنان نابارور مراجعه کننده به مرکز تحقیقات بهداشت باروری شیراز میپردازد.
روش کار: طرح کلی این پژوهش به صورت توصیفی همبستگی میباشد. تعداد 385 نفر از زنان نابارور مراجعهکننده به مراکز تحقیقات بهداشت باروری شهر شیراز به روش نمونهگیری در دسترس، از کلینیکهای درمان ناباروری سطح شهر شیراز انتخاب و ابزارهای پژوهش که شامل پرسشنامه های سلامت اجتماعی کییز (1998) و سبک زندگی سلامتمحور والکر و پلیرکی (1997) می شود را تکمیل نمودند. سپس اطلاعات گردآوری شده، با استفاده از نرمافزار SPSS 26 مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت.
نتایج: تجزیهوتحلیل دادهها نشان داد که سبک زندگی سلامتمحور با سلامت اجتماعی و ابعادش رابطه مثبت و معنیداری دارد و ابعاد سبک زندگی سلامتمحور، سلامت اجتماعی زنان نابارور را پیشبینی مینماید. بین سلامت اجتماعی و سن رابطه معنی داری وجود دارد. سلامت اجتماعی در میان زنان نابارور بر حسب تحصیلات و وضعیت اشتغال تفاوت معناداری دارد. همچنین، سلامت اجتماعی در میان زنان نابارور بر حسب تعداد سقطجنین و مدت ازدواج، تفاوت معناداری ندارد.
نتیجهگیری: باتوجهبه یافتههای پژوهش میتوان گفت که آموزش زنان نابارور در زمینه سبک زندگی سلامتمحور میتواند در افزایش سلامت اجتماعی آنان و در نتیجه، افزایش احتمال موفقیت درمان ناباروری اثرگذار باشد.
هاجر مرادی، سراج الدین محمودیانی، رقیه خسروی، پرنیان کرمی،
دوره 23، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: کاهش باروری در ایران سبب بازنگری در سیاستهای جمعیتی شده است. سیاستهای افزایش باروری در سالهای اخیر نتوانسته است سطح باروری را افزایش دهد. با توجه به اینکه افزایش سن ازدواج زنان سبب به تاخیر انداختن فرزندآوری شده است بنابر این برای حفظ سطح باروری نیازمند استفاده از فناوریهای جدید است. لذا مطالعه حاضر به منظور بررسی باور زنان نسبت به انجماد تخمک و رابطه آن با مشخصه های فردی انجام شده است.
روش کار: جامعه آماری شامل زنان دارای همسر واقع در سن باروری بود. برای این منظور تعداد 384 نفر از زنان دارای همسر واقع در سن فرزندآوری در شهر شیراز با پرسشنامه استاندارد پیمایش شدند. روش نمونه گیری ترکیبی از روشهای خوشه ای چند مرحلهای و تصادفی سیستماتیک بود. تحلیل داده ها با SPSS27 انجام شد.
نتایج: افزایش سن با افزایش باورهای مثبت نسبت به انجماد تخمک همبسته بود (133/0r=). افزایش باروری ایدهآل نیز با تقویت باورهای مثبت در این زمینه همراه بود (017/0r=). نتایج رگرسیون نشان داد که با افزایش باروری ایدهآل، باورها نسبت به انجماد تخمک بهطور معنیداری مثبتتر میشود (588/0b= ). باور زنان دارای تحصیلات دانشگاهی نسبت به انجماد تخمک بهطور معنیداری مثبتتر از زنان با تحصیلات غیردانشگاهی بود (105/1b= ). افزایش سن نیز به مثبتتر شدن باورها نسبت به انجماد تخمک انجامید (07/0b= ).
نتیجه گیری: افزایش سطح تحصیلات و بهبود موقعیت اقتصادی زنان میتواند مثبتتر شدن باور زنان نسبت به انجماد تخمک را به دنبال داشته باشد. باور مثبت نسبت به انجماد تخمک نیز میتواند به حفظ سطح باروری و حتی افزایش آن در آینده کمک کند.
آذر هوری، رویا صادقی، آذر طل، مهدی یاسری، یاسر تعدادی،
دوره 23، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: نوجوانی دورهای کلیدی برای سرمایهگذاریهای آموزشی است؛ دورهای که میتواند هم کیفیت زندگی فرد را ارتقا دهد و هم بار بیماریها و هزینههای آینده نظام سلامت را کاهش دهد. این پژوهش با هدف مقایسه اثربخشی آموزش مستقیم و آموزش همتا بر رفتارهای ارتقاءدهنده سلامت در دانشآموزان متوسطه اول شهر شوش در سال ۱۴۰۳ انجام شد.
روشکار: این مطالعه نیمهتجربی با طرح پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری سهماهه روی ۴۴۸ دانشآموز دختر متوسطه اول شهر شوش با نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای انجام شد. در گروه آموزش همتا، دانشآموزان پس از دریافت آموزش و ارزیابی کتبی و عملی بهعنوان همتای آموزشدهنده انتخاب شدند. ابزار پژوهش، پرسشنامه سبک زندگی ارتقادهنده سلامت والکر (HPLP-II) بود. مداخله در هشت جلسه ۶۰ تا ۹۰ دقیقهای ارائه شد. تحلیل دادهها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی در نرم افزار SPSS نسخه ۲۷ انجام شد و سطح معنیداری ۰۵/۰ در نظر گرفته شد.
نتایج: هر دو روش آموزش مستقیم و آموزش همتا بهطور معنادار موجب بهبود رفتارهای ارتقادهنده سلامت شدند. (05/0>p) آموزش مستقیم اثر بیشتری بر نمره کلی و ابعاد مسئولیتپذیری، فعالیت بدنی و مدیریت استرس داشت و این اثر تا سه ماه پایدار ماند، در حالی که آموزش همتا بیشترین تأثیر را بر روابط بینفردی و رشد معنوی نشان داد.
نتیجهگیری: هر دو روش آموزش مستقیم و آموزش همتا مؤثرند؛ آموزش مستقیم اثر پایدارتر بر ابعاد اصلی سلامت دارد و آموزش همتا بیشتر جنبههای ارتباطی و انگیزشی را تقویت میکند. ترکیب این دو روش نتایج بهتری برای ارتقای سلامت دانشآموزان فراهم میکند.
ویدا ساغری، حسین جلالی، نبی شریعتی فر، مونا بلندی،
دوره 23، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: فیلمهای خوراکی به عنوان یک راهکار نوین در نگهداری گوشت ( به منظور کاهش فساد و افزایش ماندگاری ) استفاده می شوند. هدف این مطالعه بررسی تاثیر فیلم خوراکی حاوی آب پنیر و فرم آزاد و پیکرینگ امولسیون اسانس زنیان بر ویژگیهای گوشت گاو در طول نگهداری در دمای یخچال بود.
روش کار: در مطالعه حاضر فیلم های خوراکی حاوی پروتئین آب پنیر و اسانس زنیان (به فرم های آزاد و پیکرینگ امولسیون) تهیه و ویژگی های فیزیکی، میکروبی، شیمیایی و نیز ارزیابی حسی بررسی شد.
نتایج: نتایج تست های فیزیکی نشان از تهیه خوب فیلم خوراکی داشت به طوری که میانگین قطر z نانولیپوزوم ها از 91/73 تا 53/110 نانومتر، شاخص چند پراکندگی از 451/0 تا 471/0 Mw/Mn،پتانسیل زتا از 12/5- میلی ولت تا 64/3- میلی ولت و راندمان کپسولاسیون از 61/49 تا 23/64% متغیر بود. همچنین، بهترین نتایج در آزمون های میکروبی، شیمیایی و حسی در تیمار حاوی پروتئین آب پنیر با نانو اسانس (پیکرینگ امولسیون) مشاهده شد (نسبت به نمونه های کنترل و اسانس آزاد).
نتیجه گیری: باتوجه به نتایج بدست آمده می توان نتیجه گیری کرد که فیلم های خوراکی حاوی پروتئین آب پنیر و نانو اسانس زنیان می تواند تکنیک مناسبی در نگه داری گوشت گاو در دمای یخچال باشد و باعث افزایش زمان نگه داری این محصولات می شود.
مهدی احمدی، فرزاد امیری، زهرا نقیبی فر، محمد مهدی منصوری، آرمین نقی پور،
دوره 23، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: مصرف بیرویه آنتیبیوتیکها منجر به افزایش مقاومت دارویی باکتریها در بیماران مبتلا به زخم پای دیابتی میشود. بنابراین استفاده از ترکیبات طبیعی بعنوان مکمل داروهای شیمیایی میتواند در مدیریت عفونت زخمهای دیابتی موثر باشد. هدف این مطالعه تعیین اثربخشی مرهم ساریژ (ترکیبات طبیعی) بر بهبود زخم پای دیابتی دچار عفونت بود.
روشکار: مطالعه ی حاضر بصورت کارآزمایی بالینی تصادفی تکمرکزی بر بیماران مبتلا به زخم پای دیابتی بستری در بخش عفونی بیمارستان امام رضا (ع)-کرمانشاه انجام شد. برای تمامی بیماران نمونه کشت میکروبی به روش Punch برای زخم آنها انجام شد. نمونهگیری بهروش در دسترس و تخصیص آنها به دو گروه بهصورت تصادفی انجام شد. برای گروه کنترل رژیم آنتیبیوتیکی سیستمیک و پانسمان با دارونما انجام شد. در گروه مداخله علاوه بر آنتیبیوتیک سیستمیک از ترکیبات گیاهی ساریژ بعنوان مکمل استفاده شد.
نتایج: در این مطالعه 30 نفر با میانگین سنی 15/6±93/58 سال مورد بررسی قرار گرفت. مدت بستری بیماران در بیمارستان در گروه کنترل 06/3 ± 40/17 روز و در گروه مداخله 52/3±87/16 روز بود. همچنین مدت بهبودی بیماران در گروه کنترل 17/4±87/34 روز و در گروه مداخله 06/2 ± 40/27 روز بود. مرهم ساریژ بر مدت زمان بهبودی زخم پای دیابتی بیماران تاثیرگذار بود (001/0=p). نتیجهی کشت باکتریها پس از ترخیص منفی شد. عوارض قرمزی، ترشح و احساس درد در ناحیه زخم در دو گروه یکسان بود.
نتیجه گیری: براساس نتایج مطالعه مرهم ساریژ میتواند به عنوان مکمل در کنار درمانهای استاندارد برای کاهش زمان درمان و بهبود زخم ناشی از دیابت استفاده شود.
زهرا اخوی ثمرین، شیرین احمدی، معرفت اله بیگدلی، شهرام طهماسبی،
دوره 23، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: قلدری در مدرسه همچنان یکی از چالشهای اصلی جامعه آموزشوپرورش است. پژوهش حاضر با هدف بررسی پیشبینی قلدری در مدرسه بر اساس جو عاطفی خانواده با میانجیگری حس تعلق به مدرسه در دانشآموزان انجام گرفت.
روش کار: روش پژوهش حاضر از نوع توصیفی ـ همبستگی با رویکرد معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشآموزان پسر دوره دوم متوسطه مدارس دولتی شهرستان اردبیل در سال تحصیلی ۱۴۰۲ بود. از میان این جامعه، نمونهای متشکل از ۲۰۰ نفر به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شد. شرکتکنندگان به پرسشنامههای استاندارد قلدری در مدرسه پاتچین و همکاران (۲۰۱۱؛ آلفای کرونباخ =94/0)، پرسشنامه جو عاطفی خانواده هیلبرن (۱۹۶۴؛ آلفای کرونباخ = 86/0) و پرسشنامه حس تعلق به مدرسه موتون و همکاران (۱۹۹۳؛ آلفای کرونباخ = 89/0) پاسخ دادند. دادهها با استفاده از شاخصهای آمار توصیفی و مدلیابی معادلات ساختاری از طریق نرمافزارهای SPSS-25 و SmartPLS-4 تحلیل شدند.
نتایج: نتایج مدل معادلات ساختاری نشان داد که جو عاطفی خانواده (61/-0=β،001/0>p) و حس تعلق به مدرسه (57/0-=β،001/0>p) اثرمستقیم و منفی بر قلدری در مدرسه دارند. جو عاطفی خانواده (17/0-=β،05/0>p) با میانجیگری حس تعلق به مدرسه بر قلدری در مدرسه اثرغیرمستقیم دارد. شاخصهای برازش مدل (93/0=NFI، 07/0= SRMR) نشان دهنده انطباق مطلوب مدل با داده ها بود.
نتیجه گیری: از لحاظ کاربردی در راستای نتایج به دست آمده، برگزاری کارگاههای آموزشی مبتنی بر روانشناسی تقویت روابط خانواده و آموزش رفتار اجتماعی مثبت در جهت ارتقای جو عاطفی خانواده و حس تعلق به مدرسه توسط روانشناسان و مشاوران مدارس پیشنهاد میشود.
افسانه مصلح، نجمه الملوک امینی، معصومه صحتی، مریم سروش، حورا عسکریان،
دوره 23، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
زمینه و هدف : منطقی کردن مصرف دارو از اولویت های سیاست های دارویی می باشد. سازمان جهانی بهداشت (WHO) برای ارزیابی نسخ، بررسی شاخص های تجویز دارو را توصیه می کند. اصلاح الگوهای تجویز دارو باعث نزدیک شدن به شاخص های WHO و در نتیجه مصرف منطقی دارو می گردد.
روش کار: در این مطالعه ده نسخه به صورت تصادفی از هر داروخانه در هرماه انتخاب و شاخص های WHO شامل میانگین اقلام، درصد نسخ دارای حداقل (یک قلم آنتی بیوتیک، یک قلم تزریقی و یک قلم کورتیکوستروئید تزریقی) در نسخ محاسبه گردید. حجم نمونه نسخ مورد بررسی در 8 سال پیاپی به تفکیک هر شبکه/ مرکز، در شهرری 4800، اسلامشهر 14520 و مرکز بهداشت جنوب تهران 5880 نسخه بود.
نتایج: در این مطالعه روند میانگین اقلام از کمترین مقدار2/5 تا بالاترین عدد 3/99 در نوسان بوده است و با میانگین پیشنهادیWHO یعنی 1/7 تفاوت زیادی دارد.
روند تغییرات درصد نسخ دارای حداقل یک قلم آنتی بیوتیک از کمترین مقدار، 33/36% تا بالاترین مقدار یعنی 63/93% در نوسان بوده است و با میانگین پیشنهادیWHO یعنی 20/3% تفاوت زیادی دارد.
روند تغییرات درصد نسخ دارای حداقل یک قلم تزریقی از کمترین مقدار یعنی 23/7% تا بالاترین مقدار 44/9% در نوسان بوده است و با میانگین پیشنهادیWHO یعنی 18/75% تفاوت زیادی دارد.
روند تغییرات درصد نسخ دارای حداقل یک قلم کورتیکوستروئید تزریقی از کمترین مقدار یعنی 10/8% تا بالاترین مقدار یعنی 25/75% در نوسان بوده است.
نتیجه گیری: منطقی کردن مصرف دارو باید جزو اولویتهای سیاستهای دارویی قرار گیرد. استفاده از الگوی نسخه نویسی اصولی بر اساس شاخص های WHO ، می تواند معیار مناسبی برای ارزیابی نسخ پزشکان در سطح مراقبت های بهداشتی اولیه (PHC) قرار گیرد.
مینا مولایی، زینب خالدیان، لیلا نجفی، شقایق وحدت، علی فخر موحدی،
دوره 23، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: حرفه پرستاری به عنوان یکی از ارکان حیاتی نظام سلامت، نقش مهمی در ارائه خدمات بهداشتی و درمانی ایفا میکند. در محیطهای درمانی، کار تیمی و مدیریت تعارض از عوامل کلیدی برای بهبود کیفیت مراقبت و کاهش تنشهای کاری محسوب میشوند. نگرش مثبت به کار تیمی میتواند مهارتهای مدیریت تعارض را تقویت کند و به افزایش رضایت شغلی پرستاران کمک نماید. هدف پژوهش بررسی نگرش کار تیمی و مدیریت تعارض در پرستاران بیمارستانهای دانشگاه آزاد اسلامی شهر تهران است تا بتوان با شناخت بهتر این رابطه، راهکارهای مؤثری برای بهبود همکاری تیمی و کاهش تعارضات در محیطهای درمانی ارائه کرد.
روش کار: این مطالعه کمی و توصیفی-تحلیلی با طرح مقطعی در سال ۱۴۰۴ در شهر تهران انجام شد.. پس از کسب مجوزهای لازم، پژوهشگر به سه بیمارستان دانشگاه آزاد در تهران مراجعه حضوری داشت و پرسشنامهها به صورت آنلاین بین پرستاران توزیع شد. دادهها پس از جمعآوری وارد نرمافزار SPSS شده و تحلیل آماری انجام گرفت.
نتایج: یافتهها نشان دادند که 63% پرستاران زن و 44% در گروه سنی ۳۰-۴۰ سال بودند. 85% دارای کارشناسی، 5/49% رسمی و پیمانی، و 5/37% در بیمارستان فرهنگیان فعالیت داشتند. همبستگی قوی بین کار تیمی و مدیریت تعارض (815/0= r) یافت شد. تفاوت معنادار مدیریت تعارض در گروههای سنی (03/0=p) و سابقه کاری (03/0=p) مشاهده گردید.
نتیجه گیری: یافتهها نشان دادند که عوامل دموگرافیک مانند سن، وضعیت تأهل و نوع استخدام نقش مهمی در مدیریت تعارض و کار تیمی پرستاران ایفا میکنند. بهویژه، تجربه و مهارتهای ارتباطی با افزایش سن و حمایتهای اجتماعی متأهلین، به بهبود تعاملات تیمی کمک میکند. همچنین، تفاوتهای فرهنگی و سازمانی در تأثیر جنسیت و محیط کاری بر مدیریت تعارض مؤثر است. لذا آموزشهای هدفمند و ایجاد ساختارهای حمایتی برای گروههای مختلف ضروری است.
محسن رفیع خواه، حامد مصلحی،
دوره 23، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: نقص در بازداری موجب پدیدایی مشکلات زیادی اعم از مشکلات تحصیلی، اجتماعی و شغلی میشود. همچنین ممکن است کارکردهای روانشناختی و عصب روانشناختی را نیز تحت تأثیر قرار دهد. این پژوهش با هدف بررسی نقش بازداری شناختی در بروز نشانههای اختلالات روانی مادران دارای فرزند با نقص توجه/بیش فعالی در سال 1403 انجام شد.
روش کار: در مجموع 93 مادر به شیوه در دسترس انتخاب شدند و پس از کسب رضایت آگاهانه، تحت آزمون استروپ رنگ- کلمه و پرسشنامه SCL-90-R قرار گرفتند. تحلیل دادهها با روش همبستگی پیرسون و تحلیل واریانس چند متغیره و توسط نسخه 26 نرمافزار SPSS انجام شد.
نتایج: نتایج همبستگی و تحلیل واریانس چندمتغیره نشان داد که عملکرد بازداری با خردهمقیاسهای افسردگی، اضطراب و ترس مرضی رابطهای قوی و معنادار (001/0< p) دارد. اندازه اثرهای بهدستآمده (بین 39/0 تا 67/0) نشاندهندۀ نقش مؤثر بازداری بهعنوان یک مکانیسم زیربنایی مهم در تبیین واریانس این علائم است. با این حال، رابطه معناداری بین بازداری و سایر خردهمقیاسهای SCL-90-R مشاهده نشد.
نتیجه گیری: عملکرد مطلوب متغیرهای عصب روانشناختی بهویژه کنترل بازداری میتواند نقش بسزایی در سلامت روان ایفا کند. از اینرو تدارک مداخلاتی مبتنی بر آموزش بازداری شناختی پیشنهاد میشود.