جستجو در مقالات منتشر شده


66 نتیجه برای میر

سید محمد مجتهدزاده، کورش هلاکویی نائینی، شهرزاد نعمت الهی، امیر حسین مزارعی،
دوره 15، شماره 1 - ( 3-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: با توجه به صیانت از نیروی کار و مسولیت در حفظ سلامت کارکنان صنایع، این مطالعه با هدف بررسی شیوع چاقی و افزایش وزن در پالایشگاه آبادان بعنوان بزرگترین پالایشگاه ایران بعمل آمد.

روش‌ کار: در این مطالعه 721 نفر از پرسنل پالایشگاه آبادان از فهرست پرونده های معاینات سلامت شغلی سالیانه انتخاب، و پس از تن‌سنجی و تکمیل پرسشنامه و اخذ نمونه خون، اطلاعات آنها از طریق پرسشنامه سبک زندگی Breslow و پرسشنامه استاندارد فعالیت فیزیکی Global Physical Activity Questionnaire (GPAQ) ثبت و در نهایت تجزیه و تحلیل گردید.

نتایج: متوسط نمایه توده بدنی در مردان و زنان به ترتیب2/28 و 5/27 بود. شاخص توده بدنی و شیوع چاقی در این مرکز صنعتی به ترتیب برابر با 8/29 % و 7/48% بود. شیوع افزایش‌وزن و چاقی در مردان به ترتیب 6/48% و 24/30% و در زنان به ترتیب50% و 15% بود که با سن، سطح قند خون، چربی خون، و فشارخون بالا دارای ارتباط معنی‌دار بود ( برای تمام موارد001/0 p < ) .

نتیجه گیری: در مجموع شیوع اضافه وزن و چاقی در کارکنان پالایشگاه آبادان بالاتر از میانگین کشوری و صنایع مشابه در نقاط دیگر جهان می باشد. توجه به برنامه های ترویج سبک زندگی سالم در مناطق صنعتی با تاکید بر گروه های پرخطر مانند افراد میانسال، با وضعیت اقتصادی-اجتماعی نامناسب، و شاغل در شیفت های غیر صبحکار می تواند بر بهبود وضعیت جسمانی و سلامتی کارکنان نقش موثری داشته باشد.


اسماعیل کاظمی، غلامرضا گرمارودی، الهام شکیبازاده، میرسعید یکانی نژاد،
دوره 15، شماره 4 - ( 12-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: سلامت روان نقش برجسته ای دررشد وتکامل اجتماعی و روانی دوره های مختلف زندگی به ویژه دوره ی نوجوانی ایفا می­کند. پرداختن به امر سلامت روان نوجوانان از اولویت های بهداشتی و پزشکی پیشگیری در جهان محسوب می شود. هدف از اجرای پژوهش، بررسی وضعیت سلامت روان پسران نوجوان و تعیین نقش عوامل زمینه ای و مهارتهای زندگی در پیش بینی سلامت روان دانش آموزان در سال 1395 و ارایه مدل مناسب بود.
روش کار: این مطالعه از نوع مقطعی- تحلیلی بود که بر روی 550 نفر از دانش‌آموزان پسر دوره دوم متوسطه شهرری انجام گرفت. نمونه ها با روش تصادفی خوشه ای وارد مطالعه شدند. از پرسشنامه های معتبر و استاندارد سلامت عمومی GHQ-28 و مهارت های زندگی استفاده و اطلاعات جمع‌آوری شده توسط نرم افزار SPSS 22 و با استفاده از آزمون همبستگی، مجذور کای و رگرسیون لجستیک، مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت.
نتایج: یافته های این مطالعه نشان داد 9/46%  از دانش‌آموزان مشکوک به اختلال روان و 1/53% آنان بدون اختلال هستند و بیشترین اختلال در عملکرد اجتماعی 56% بود. از نظر نمره کلی مهارت های زندگی، 3/35% مهارت کم، 5/32% دارای مهارت متوسط و 2/32%، دارای مهارت زیاد بودند. بین متغیرهای خودآگاهی، تصمیم گیری و سن با سلامت روان و ابعاد چهارگانه آن، ارتباط معنی دار آماری دیده شد.
نتیجه گیری: نتایج، نشانگر شیوع نسبتا متوسط اختلالات روان در میان دانش آموزان بود و نقش آموزش مهارت های زندگی را در تامین سلامت روان نوجوانان و جوانان را نمایان و برجسته ساخت.

 
بیرام بی بی بیات، بهرام محبی، آذر طل، رویا صادقی، میر سعید یکانی نژاد،
دوره 15، شماره 4 - ( 12-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: کیفیت زندگی به عنوان شاخصی تاثیرگذار در سلامت عمومی و همچنین بهداشت روان در نظر گرفته می شود. با افزایش طول عمر افراد، اهمیت رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت با در نظر گرفتن حفظ عملکرد افراد و بالا رفتن کیفیت زندگی آنان، به طور مستمر بیشتر نمایان می گردد. هدف از این مطالعه تعیین پیشگویی کننده های کیفیت زندگی در رابطین سلامت مراکز بهداشتی درمانی جنوب تهران بود.
روش کار: این مطالعه به صورت مقطعی-تحلیلی بر روی 200 نفر از رابطین سلامت مراکز بهداشتی درمانی جنوب تهران که به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند، انجام گرفت. ابزار گردآوری اطلاعات شامل پرسشنامه های روا و پایای رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت HPLPII و کیفیت زندگی (SF-36) و سازه های مدل بزنف به انضمام متغیرهای جمعیت شناختی بود. روایی و پایایی پرسشنامه سازه های مدل بزنف مورد سنجش قرار گرفت (88% : α). تحلیل داده ها با استفاده ازآزمون های توصیفی و رگرسیون خطی چندگانه در سطح معنی داری کمتر از 05/0 با استفاده از نرم افزار  SPSS نسخه 24 انجام گرفت.
نتایج: تحلیل رگرسیونی نشان داد که متغیر سن (003/0=p)، عوامل قادر کننده (02/0=p) و رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت کلی
(001/0>
p) قوی ترین عوامل پیشگویی کننده  برای کیفیت زندگی بودند.

نتیجه گیری: مطالعه حاضر کارایی مدل بزنف در پیشگویی رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت جهت داشتن کیفیت زندگی را تایید نمود .به کارگیری این مدل می تواند منجر به شناسایی عوامل تاثیر گذار بر کیفیت زندگی رابطین سلامت گردیده و در تدوین برنامه آموزشی مناسب موثر گردد.
 
منصوره امیری سیاوشانی، داوود شجاعی زاده، کمال اعظم،
دوره 16، شماره 1 - ( 3-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: رعایت اصول کنترل عفونت در دندانپزشکی اساس پیشگیری از انتقال بیماری های خطرناکی مانند ایدز و هپاتیت و جلوگیری از گسترش بیماری ها در جامعه می باشد و با توجه به اهمیت آموزش دانشجویان دندانپزشکی در زمینه رعایت اصول کنترل عفونت، این پژوهش با هدف تعیین تاثیر مداخله آموزشی برارتقای کنترل عفونت توسط دانشجویان دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی انجام گردید .
روش کار: پژوهش حاضر یک مطالعه مداخله ای از نوع قبل و بعد می باشد که تعداد نمونه ها 75 نفر از دانشجویان دندانپزشکی که به بخش اندو دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی جهت درمان اندو و تهیه رادیوگرافی از دندان حین درمان در سال تحصیلی
96-95 مراجعه می کردند می باشند که  به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و پس از تعیین حجم نمونه پرسشنامه محقق ساخته ای بر اساس مدل اعتقاد بهداشتی تهیه شد و از نظر روایی و پایایی بررسی گردید و در دو مرحله قبل و بعد از آموزش با فاصله زمانی 3 ماه توسط افراد مورد مطالعه تکمیل گردید . سه جلسه آموزشی در این مطالعه به مدت 15الی 30 دقیقه در طی مدت یک ماه به صورت آموزش گروهی و پرسش و پاسخ برگزار گردید پس از جمع آوری داده ها از نرم افزار
spss21 برای تجزیه تحلیل آنها استفاده شد. برای بررسی و مقایسه قبل و بعد  آگاهیها و سازه های مدل اعتقاد بهداشتی از آزمون های ناپارامتری کلموگروف اسمیرونوف و آزمون پارامتری تی زوجی و آزمون ناپارامتری ویل کاکسون استفاده شد. سطح معنی داری 05/0 در نظر گرفته شد.
نتایج: نتایج به دست آمده در این تحقیق نشان داد که میانگین و انحراف معیار نمرات آگاهی و عملکرد دانشجویان نسبت به کنترل عفونت قبل از آموزش به ترتیب از 23/2±48/11 و 93/0±48/5 به نمرات بعد از آموزش 57/0±75/14 و 91/0±36/9 ارتقا پیدا کرد که با انجام آزمون تی زوجی این اختلاف از جهت آماری معنی دار می باشد(001/0>p). مقایسه میانگین و انحراف معیار نمرات سایر ابعاد مدل اعتقاد بهداشتی در مورد کنترل عفونت دانشجویان دندانپزشکی نیز همین افزایش معنی دار را نشان داد .
نتیجه گیری: با توجه به نتایج حاصل شده می توان چنین استنتاج کرد که آموزش بر اساس مدل اعتقاد بهداشتی در ارتقا کنترل عفونت در دانشجویان دندانپزشکی  موثر بوده است. 
 
احمد علی نوربالا، حسین ملک افضلی، نسرین عابدی نیا، مرضیه اخباری، علیرضا مروجی، فاطمه واثقی، زهرا نخی، مامک شریعت، مریم میرزایی نیستانی، فاطمه سادات قریشی،
دوره 16، شماره 3 - ( 9-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: استرس در دوران بارداری می تواند یک اثر ماندگار در سلامت روان زنان پس از زایمان داشته باشد. آمارها نشان می دهد که حدود 18٪ زنان باردار در دوران بارداری افسردگی عمده یا جزئی دارند، اما بسیاری از آنها غربالگری و درمان نشده اند. فقدان درمان می تواند پیامدهای جدی برای مادر و فرزندش داشته باشد. این پژوهش با هدف  بررسی وضعیت سلامت روان و رضایت زناشویی مادران باردار درشهرستان کاشان در سال 1394 انجام گرفت.
روش کار: پژوهش حاضر یک مطالعه مقطعی-تحلیلی است. با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس 202 زن باردار از چهار مرکز بهداشتی درمانی شهری در شهرستان کاشان وارد مطالعه شدند. در جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه سلامت عمومی (General (Health Questionnaire 28، مصاحبه تشخیصی و پرسشنامه وضعیت زناشویی گلومبوک-راست (Golombok Rust Inventory of Marital State) استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده ازآمار توصیفی و تحلیل واریانس یک طرفه (ANOVA)، آزمون کای اسکور( 2χ)،  آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون لجستیک انجام گرفت.
نتایج: نتایج نشان داد که 7/26% از زنان باردار اختلالات روانی داشتند و بیشترین اختلال مربوط به جسمانی سازی و کمترین میزان مربوط به افسردگی بوده است. در حدود 80% رضایت زناشویی بسیار خوبی گزارش شد. همچنین نتایج نشان داد که میان افسردگی با سن، اضطراب، بی خوابی با طول مدت ازدواج، رضایت زناشویی با نوع زایمان و سلامت روان با رضایت زناشویی ارتباط معنی داری وجود دارد. علاوه بر آن رضایت زناشویی رابطه معنی دار و معکوس با تحصیلات داشت (05/0> (p.
نتیجه گیری: بنظر می رسد می بایستی یک مدل مراقبتی، درمانی روانشناختی برای مادران باردار با ریسک اختلالات روانی در دوران بارداری و پس از زایمان در سیستم سلامت و بهداشت ایران ادغام شود.
نیرومند رومیانی، بی بی سادات میر اسماعیلی، کمال اعظم، زهرا یوسفی، مسلم رومیانی،
دوره 16، شماره 3 - ( 9-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: اینترنت ابزاریست که بسیاری از نیازهای بشر را تامین می کند اما همین فناوری می تواند تاثیراتی بر زندگی افراد داشته باشد. این مطالعه با هدف بررسی نقش اینترنت بر ارزش های خانواده انجام گرفته است.
روش کار: این مطالعه مقطعی به صورت توصیفی- تحلیلی در سال 1394 در شهر تهران انجام شد. جامعه پژوهش شامل تمام دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی تهران بود که اطلاعات آن از 384  نفر به روش پیمایشی و با استفاده از تکنیک پرسشنامه جمع آوری گردید. در این مطالعه از پرسشنامه استاندارد یانگ (Young) نیز استفاده  و داده ها بوسیله نرم افزار SPSS نسخه 22 و آنالیز واریانس یکطرفه تحلیل گردیده است.
نتایج: یافته های به دست آمده حاکی از ارتباط مثبت و معنی دار بین وابستگی دانشجویان به اینترنت، فضای صمیمیت بین کاربران، آگاهی و اطلاع توسط خانواده و میزان استفاده دانشجویان از اینترنت وجود داشت (5/0>p). اما در خصوص متغیر "احساس گمنامی در اینترنت" هیچ رابطه معنی داری یافت نشد.
نتیجه گیری: استفاده مداوم از اینترنت و پذیرش مرجع و مجرای دستیابی اصلی برای کسب اطلاعات از اینترنت باعث تاثیرات منفی در زندگی و روابط و ارزش های موجود در چارچوب خانواده ها گردیده است. لذا لازم است که دانشجویان توجه بیشتری به استفاده مناسب و بهینه از آن داشته باشند. همچنین این نیاز را می طلبد که مداخله های رفتاری و شناختی با هدف تغییر الگوهای استفاده از اینترنت     انجام گردد.
 
محسن روشن پژوه، رکسانا میرکاظمی، مهرداد احترامی، هومان نارنجی ها، حسین ملک افضلی، حمیدرضا صرامی، مجید رضازاده، فاطمه عباسی، سعید نوروزی،
دوره 16، شماره 4 - ( 12-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: سوءمصرف مواد یکی از مشکلات دیرپای اجتماعی و سلامتی ایران محسوب می‌گردد. به منظور برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری برای پیشگیری، درمان و کاهش آسیب سوء مصرف مواد، دستیابی به اطلاعات دقیق، قابل اعتماد و روزآمد در ارتباط با این اختلال، ضروری است. هدف از این مطالعه، دستیابی به داده‌هایی دقیق در مورد شیوع و الگوی مصرف مواد در جمعیت تهران بود.
روش کار: پژوهش از نوع مقطعی و پیمایش خانوار بر روی حجم نمونه 6024 نفری از ساکنین 15 تا 64 ساله شهر تهران انجام گرفت. ابزار جمع‌آوری داده‌ها، فرم محقق ساخته‌ای بود که اطلاعات دموگرافیک و اطلاعات مربوط به مصرف انواع مواد در هفته، ماه و سال گذشته و در طول عمر را جمع‌آوری کرد.
نتایج: 5646 نفر در مطالعه شرکت نمودند. شیوع مصرف در طول عمر در استان تهران برای سیگار، 9/21% ، برای قلیان، 8/26%، برای مشروبات الکلی، 1/12% و برای مواد، 3/7% بود. این میزان در هفته گذشته برای سیگار، 9/12% ، برای قلیان 5/10%، برای مشروبات الکلی 8/1% و برای مواد، 2/2% بود.
نتیجه گیری: شیوع مصرف سیگار، قلیان، مشروبات الکلی و مواد در استان تهران بالا است. این آمار برای مصرف الکل، قلیان و سیگار در طول عمر، بالاتر از آمارهای کشوری و برای مصرف مواد در طول عمر، کمتر از شیوع در کشور است.
سمیرا کاظمی، حدیث خوشنواز، معصومه قربانی ده، سکینه ورمزیار، سلمان شیخی،
دوره 16، شماره 4 - ( 12-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: در صنعت لوازم خانگی به علت انجام عملیات کاری هم­چون جابجایی دستی قطعات توسط کارکنان، امکان بروز اختلالات اسکلتی-عضلانی و ابتلاء به خستگی عضلانی وجود دارد. لذا هدف مطالعه حاضر، بررسی خستگی عضلانی و ارتباط آن با شیوع اختلالات اسکلتی-عضلانی در بین کارکنان یک کارخانه تولید لوازم خانگی می­باشد.
روش کار: این مطالعه توصیفی- تحلیلی و مقطعی در سال 1395 در بین 150 نفر از کارکنان یک کارخانه تولید لوازم خانگی انجام گردید. داده­های مربوط به شیوع اختلالات اسکلتی-عضلانی و خستگی عضلانی به ترتیب توسط پرسشنامه­ نوردیک و روش MFA جمع­آوری و سپس با استفاده از آمار توصیفی و آزمون­ رگرسیون لجستیک داده­ها توصیف و تجزیه و تحلیل شدند.
نتایج: براساس نتایج بدست آمده شیوع اختلالات اسکلتیعضلانی در نواحی کمر، زانوها و گردن به ترتیب 3/33% ، 3/25% و 3/21% گزارش گردید. همچنین نتایج ارزیابی MFA  نشان داد که خطر ابتلاء به خستگی عضلانی در نواحی شانه، مچ دست و بازوها به ترتیب در 7/28، 28 و 7/26% از کارکنان در سطح بسیار بالای اقدام اصلاحی قرار دارد. تجزیه و تحلیل آماری ارتباط معنی داری بین خستگی عضلانی و شیوع اختلالات اسکلتی-عضلانی نشان نداد.
نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج ناراحتی در ناحیه کمر و میزان خطر خستگی در ناحیه شانه می­توان با انجام اقداماتی هم­چون افزایش ارتفاع پالت­ها، استفاده از میز با ارتفاع قابل تنظیم و چیدمان قطعات در حد دسترسی نرمال می­توان سطح خطر را کاهش داد.
امیرحسین کلانتری، اسماعیل آیتی، حمید رسولی پور،
دوره 16، شماره 4 - ( 12-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: تکلیف ثانویه رانندگان، به‌طور مشخص استفاده از تلفن همراه حین رانندگی عاملی است که سالانه باعث مصدومیت و کشته‌شدن هزاران کاربر راه می‌شود. هدف این پژوهش تعیین میزان حواس‌پرتی رانندگان در راه‌های درون‌شهری مشهد با تمرکز بر استفاده از تلفن همراه با استفاده از یک مطالعه‌ مشاهداتی است.
روش کار: یک مطالعه مقطعی پس از استخراج داده‌های مربوط به راه‌های درون‌شهری مشهد در طول 3 ماه و در 17 سایت بازرسی و 42 راه اصلی و فرعی بر روی تکلیف ثانویه رانندگان مشهدی انجام گرفت و نتایج با استفاده از آزمون مربع کای پیرسون تحلیل و بررسی شد.
نتایج: از 81960 راننده‌ مشاهده‌شده، 5674 مورد (9/6%) در حال حواس‌پرتی بودند (2/86% مرد). میزان استفاده از تلفن همراه 27/5% بود: مکالمه با دست (15/3%)، خواندن و نوشتن پیام (83/1%) و استفاده از هندزفری (28/0%). هم‌چنین، 75/1% رانندگان در حال انجام دیگر تکلیف ثانویه خطر‌ساز مانند تغذیه و کشیدن سیگار مشاهده شدند. نتایج نشان داد که زنان حواس‌پرت بیشتر از تلفن همراه استفاده می‌‌کنند و مردان سهم بیشتری از دیگر اشکال حواس‌پرتی را به خود اختصاص دادند. بیشترین استفاده از تلفن همراه مربوط به رانندگان مرد 26 تا 35 ساله بود و رانندگان زیر 26 سال گروه غالب را در خواندن و نوشتن پیام تشکیل ‌دادند.
 نتیجه‌گیری: اتخاذ راهکارهای آموزشی، توجیهی و محدود‌کننده می‌تواند سالیانه بخش زیادی از خسارات جانی، مالی و اجتماعی ناشی از حواس‌پرتی را کاهش داده و گامی بلند برای نزدیک شدن به یک جامعۀ ایمن توأم با آرامش بردارد. 
حمیرا سلیمان نژاد، حمید پورشریفی، جهانشا محمدزاده، کورش سایه میری،
دوره 17، شماره 1 - ( 3-1398 )
چکیده

زمینه و هدف: نگرش به خودکشی در نوجوانان یکی از مشکلات عمدۀ سلامت روانی محسوب می­شود. لذا انجام پژوهش‌هایی از این دست حائز اهمیت می‌باشد. از این رو هدف از پژوهش حاضر اثربخشی پروتکل یکپارچه‌نگر در کاهش نگرش منفی به حل مسأله به عنوان تعیین‌کننده گرایش به خودکشی در نوجونان و جوانان 15 تا 24 ساله می‌باشد.
روش‌ کار: در یک طرح نیمه آزمایشی به شیوه پیش‌آزمون- پس‌آزمون با گروه کنترل تعداد 40 نفر از نوجوانان و جوانان 15 تا 24 ساله شهر ایلام به روش نمونه‌گیری خوشه‌ای تصادفی انتخاب شدند. همه آن‌ها پرسشنامه‌های نگرش به خودکشی و نگرش منفی به حل مسأله را تکمیل کرده‌اند. پس از اجرا و جمع‌آوری اطلاعات، داده‌ها با روش تحلیل کواریانس چندمتغیری MANCOVA به کمک نرم‌افزار SPSSV19 تحلیل شده‌اند.
نتایج: نتایج آزمون تحلیل واریانس چندمتغیری نشان داد تفاوت معنی داری در نمرات دو گروه وجود دارد (01/0p<، 748/10 =F،              506/0= اثر لاندای ویلکز). در همه مؤلفه‌های نگرش منفی به حل مسأله بین دو گروه آزمایش و کنترل تفاوت معنی­داری مشاهده شد. آموزش مهارت‌های مبتنی بر رویکرد یکپارچه‌نگری بر نگرش منفی به حل مسأله افراد نمونه اثربخش بوده و نمرات پس‌آزمون گروه آزمایش در متغیرهای گرایش-اجتناب به مسائل و کنترل شخصی کاهش یافته و در متغیر اعتماد به حل مسائل افزایش یافته است.
نتیجه‌گیری: در نهایت می‌توان گفت آموزش مبتنی بر رویکرد التقاطی (یکپارچه‌نگری) در نگرش منفی به حل مسأله نوجوانان و جوانان 15 تا 24 ساله که گرایش به خودکشی داشته‌اند، مؤثر بود. از این رو آموزش برنامه‌هایی از قبیل حل‌مساله، تنظیم هیجان، ذهن‌آگاهی و مواردی از این قبیل به روانشناسان، والدین، نوجوانان، متخصصان حوزه سلامت و آسیب‌شناسی اجتماعی جهت کاهش و جلوگیری از خودکشی نوجوانان می‌تواند اثربخش واقع شود.
نیره نمازی، امیر منصور علوی نائینی، فیروزه مصطفوی دارانی، زهرا برومندفر،
دوره 17، شماره 2 - ( 6-1398 )
چکیده

زمینه و هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین مراحل تغییر رفتار و فرآیندهای شناختی و رفتاری (الگوی فرانظری) در استفاده از تغذیه سالم در زنان میانسال دارای اضافه وزن انجام شد.
روش کار: پژوهش حاضر از نوع مطالعات توصیفی-تحلیلی است. نمونه پژوهش را 281 نفر از زنان میانسال با اضافه وزن مراجعه کننده به مراکز جامع سلامت شهر اصفهان تشکیل دادند. جمع آوری داده ها با پرسشگری و با استفاده از پرسشنامه ویژگی های فردی، مراحل تغییر رفتار و فرآیندهای شناختی و رفتاری و پرسشنامه بسامد خوراک 168 آیتمی انجام شده است و سپس اطلاعات وارد نرم افزارN4  و SPSS18  شد و با استفاده از آزمون های توصیفی و تحلیلی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
نتایج: 7/57% افراد در مرحله ی غیر فعال و 3/42% افراد در مرحله فعال قرار داشتند. تفاوت معنی داری با توجه به مراحل مختلف تغییر و استفاده از تمامی فرآیندهای تغییر رفتار وجود داشت (001/0p=) و آزمون تعقیبی بنفرونی صعودی بودن میزان استفاده از فرآیندهای شناختی و رفتاری را در طی مراحل تغییر رفتار در زمینه استفاده از تغذیه سالم نشان داد (001/0p<).
نتیجه گیری: اختلاف میانگین فرآیندهای تغییر در طی مراحل تغییر رفتار نشان از تاثیر این فرآیندها بر روی رفتار تغذیه ایی افراد است که توصیه می شود جهت تهیه آموزش برنامه های تغذیه ایی از مراحل و فرآیند های تغییر رفتار استفاده شود.
میرمسعود فاطمی، محمد خرازی افرا،
دوره 17، شماره 4 - ( 12-1398 )
چکیده

زمینه و هدف: امروزه روش های مداخله در بیمارستان با هدف ایجاد ارتباط با پرستاران و آموزش و حمایت از آنان در میزان بهبودی بیماران موثر است. هدف این پژوهش عبارت از تعیین رابطه بین بار مراقبت از بیماران و مقابله با شرایط پراسترس در پرستاران بود.
روش کار: پژوهش حاضر از نوع توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری شامل 124 نفر پرستاران بخش مراقبت های ویژه و بخش های عمومی بود. از میان آنان بر اساس فرمول کوکران 93 نفر مورد مطالعه قرارگرفتند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه بار تحمل مراقبت از بیماران نواک و گست (1989) و پرسشنامه مقابله با استرس اندلر و پارکر (1990) بود. روش تجزیه و تحلیل داده ها در دو سطح توصیفی (میانگین، انحراف معیار) و آمار استنباطی شامل همبستگی و رگرسیون در سطح معنی داری 05/0 و با رعایت پیش فرض ها و با نرم افزار SPSS  نسخه 22 تجزیه و تحلیل شد.
نتایج: نتایج نشان داد که ارتباط مثبت و معنی داری بین حوزه تحمل مراقبت از بیمار و سبک مقابله مساله مدار وجود دارد (001/0<  p و 985/0=r)، به این معنا که هرچه پرستارانی که از سبک های مقابله مساله مدار استفاده می کنند از تحمل مراقبتی بیشتری برخوردار هستند. همچنین ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که ارتباط منفی و معنی دار بین حوزه تحمل مراقبت از بیمار و سبک مقابله هیجان مدار (001/0< p و 973/0-=r) وجود دارد، به این معنا که هرچه پرستارانی که از سبک های مقابله هیجان مدار بیشتر استفاده می کنند از تحمل مراقبتی کمتری برخوردار هستند. در حوزه تحمل مراقبت از بیمار و سبک مقابله اجتنابی نیز ملاحظه شد که ارتباط منفی و معنی­دار بین حوزه تحمل مراقبت از بیمار و سبک مقابله اجتنابی وجود دارد (001/0< p و 920/-0=r)، به این معنی که هرچه پرستارانی که از سبک­های مقابله اجتنابی بیشتر استفاده می کنند از تحمل مراقبتی کمتری برخوردار هستند.
نتیجه گیری: بر اساس یافته ها پرستارانی که از سبک های مقابله ای مساله مدار استفاده می نمایند تحمل مراقبتی بیشتری نسبت به پرستارانی که از سبک های هیجان مدار و اجتنبابی استفاده می کنند دارا می باشند.
زهرا منصورنژاد، مختار ملک پور، امیر قمرانی،
دوره 18، شماره 3 - ( 9-1399 )
چکیده

زمینه و هدف:  اختلالات ‌رفتاری‌ کودکان و نوجوانان یک مسئله‌ جدی سلامت‌ عمومی است و خانواده به عنوان یک عامل زمینه‌ای، ممکن ‌است نقش‌ مهمی در پیشگیری یا کاهش ‌مشکلات ‌رفتاری در دوران ‌کودکی و نوجوانی داشته ‌باشند. پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی‌آموزش‌حمایت ‌خودمختاری‌ والدینی ‌بر ‌رفتار ‌برونی ‌شده دانش‌آموزان انجام پذیرفت.
روش‌کار: جهت دستیابی به اهداف‌ پژوهش،‌ 30 نفر از دانش‌آموزانی‌که نمره بالا را در فهرست ‌رفتاری ‌کودک (CBCL)                 Child Behavior Check List  بدست آورده بودند، انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه ‌آزمایش (15 نفر) و کنترل‌ (15 نفر) قرار گرفتند.‌ مادران دانش آموزان‌ گروه‌ آزمایش در‌7 جلسه 90 دقیقه‌ای در برنامه مداخله‌ای‌ حمایت ‌خودمختاری ‌والدینی ‌شرکت و گروه‌ کنترل هیچ مداخله‌ای دریافت نکردند. مقیاس‌ فهرست‌ رفتاری ‌کودک ‌(CBCL) قبل‌ و ‌بعد از‌مداخله برای ‌دانش‌آموزان اجرا گردید. داده‌ها با استفاده از تحلیل‌ کوواریانس چند ‌متغیری MANCOVA مورد تجزیه و تحلیل قرار‌گرفت.
نتایج: نتایج‌ آزمون ‌تحلیل ‌واریانس‌ چند‌ متغیری ‌نشان ‌داد ‌تفاوت ‌معنی‌داری‌ در ‌نمرات‌ دو‌گروه ‌وجود‌ دارد (01/0p<،123/21 F=، 266/0=اثر لاندای‌ویلکز). در‌ متغیرهای پرخاشگری،‌ قانون‌ شکنی و رفتار ‌برونی‌شده بین دو ‌گروه آزمایش و کنترل تفاوت معنی‌داری ‌مشاهده ‌شد. ‌آموزش‌ مهارت‌های ‌حمایت ‌خود مختاری‌ والدینی ‌بر ‌پرخاشگری،‌ قانون‌شکنی ‌و ‌رفتار ‌برونی ‌شده ‌دانش‌آموزان اثربخش بوده و نمرات‌ پس‌آزمون گروه آزمایش‌کاهش یافته است.
نتیجه‌گیری: در ‌نهایت می‌توان گفت آموزش مهارت‌های‌ خودمختاری‌ والدینی به والدین در کاهش ‌رفتار‌برونی‌شده دانش‌آموزان موثر بوده است. از ‌این ‌رو ‌آموزش برنامه‌هایی از قبیل ارائه استدلال‌های معنی‌دار، استفاده از‌ زبان غیر کنترلی و ‌انتخابگری به والدین و معلمان جهت کاهش و جلوگیری از رفتارهای برونی شده دانش‌آموزان می‌تواند اثربخش واقع شود.
سعیده پاکدل ورجوی، آذر طل، رویا صادقی، میرسعید یکانی نژاد، بهرام محبی،
دوره 18، شماره 3 - ( 9-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: آموزش به بیمار جزء اساسی در کنترل دیابت است و استفاده از نظریه ها یا مدل های آموزشی جهت افزایش دانش سلامت در بیماران مبتلا به دیابت ضروری است. پژوهش حاضر با هدف تعیین تأثیر مداخله آموزشی بر بهبود عادات تغذیه ای بیماران مبتلا به دیابت نوع دو در شهرستان مراغه با استفاده از مدل فرانظری در سال طراحی و اجرا شد.
روش کار: مطالعه حاضر یک مداخله تصادفی شده با گروه کنترل بود که در  سال 97-96 روی 136 مراجعه‌کننده به مراکز بهداشتی درمانی شهرستان مراغه با تخصیص تصادفی به دو گروه مداخله و کنترل (هر گروه 68 نفر) انجام شد. ابزار گرد آوری اطلاعات، پرسشنامه سه قسمتی مشخصات دموگرافیک و پرسشنامه مرتبط با تعیین عادات روزمره تغذیه­ای بیماران مبتنی بر مدل فرانظری  بود.  برنامه آموزشی به مدت 4 جلسه آموزشی (60- 45 دقیقه ای) و هفته ای یکبار برگزار گردید. داده های گردآوری شده با استفاده از نرم افزار16  SPSS در سطح معنی داری کمتر از 05/0 با استفاده از آزمون های توصیفی و استنباطی نظیر ANCOVA مورد تجزیه و تحلیل و مقایسه قرار گرفت.
نتایج: قبل از مداخله، دو گروه مقایسه و کنترل از نظر متغیرهای دموگرافیک وعادات تغذیه ای، سازه های مدل فرانظری و HbA1c تفاوت معنی داری نداشتند (05/0<p). پس از مداخله آموزشی میانگین نمرات سؤالات مرتبط با  بر مدل فرانظری وHbA1c  از نظر آماری معنی­دار بود (01/0p<).
نتیجه­ گیری: نتایج مطالعه مبین آن بود که کاربرد مدل فرانظری  بر بهبود عادات تغذیه ای افراد دیابتی موثر است.
سارا شهبازی، مریم تاجور، زینب خالدیان، میرسعید یکانی نژاد، حسین درگاهی،
دوره 18، شماره 4 - ( 12-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: رتبه ایران در سال 2020، از نظر شاخص شادکامی در بین 153 کشور 118 و از لحاظ شاخص نابرابری جنسیتی دربین 189 کشور 113 گزارش شده است که نشان دهنده جایگاه نگران کننده کشور در این شاخصها است. مطالعه حاضر با هدف بررسی رابطه ی بین نابرابری جنسیتی و شادکامی در استان های ایران انجام شد.
روش کار: این مطالعه کمی از نوع اکولوژیک و بر اساس تحلیل داده های ثانویه در سطح 31 استان کشور انجام گرفت. داده ها شامل شاخص شادکامی، به عنوان متغیر وابسته، و نابرابری جنسیتی، به عنوان متغیر مستقل اصلی، از مطالعات انجام شده قبلی اخذ شده است. داده های سایر متغیرهای زمینه ای مستخرج از مطالعات ملی و سالنامه آماری کشور بود. آنالیز داده ها با استفاده از آمار توصیفی، ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی چندگانه انجام شد.
نتایج: بین نابرابری جنسیتی و شادکامی در سطح استانهای کشور رابطه آماری معنی داری مشاهده نشد. همچنین، از بین متغیرهای زمینه ای، هیچ کدام با شادکامی رابطه آماری معنی داری نشان ندادند اما میانگین سنی جمعیت با نابرابری جنسیتی رابطه معکوس معنی داری داشت (05/0>p)، بدین صورت که با افزایش میانگین سنی در جمعیت، نابرابری کمتری میان جامعه مشاهده شد.
نتیجه گیری: علیرغم فقدان ارتباط آماری معنی دار بین نابرابری جنسیتی و شادکامی در سطح استان، که می تواند به دلیل محدودیت حجم نمونه آماری (31 استان) و یا تاثیر بافتارهای فرهنگی بر میزان یا شیوه پاسخگویی باشد، پیشنهاد می شود این مطالعه با نمونه بزرگتر مثلا در سطح شهرستان تکرار گردد. همچنین این یافته، بدلیل بحث سقسطه اکولوژیکی، نمی تواند لزوما در سطح فردی نیز نتیجه یکسانی داشته باشد. از این رو آزمون فرضیه این مطالعه مجددا در سطح فردی در مطالعات بعدی پیشنهاد می شود.
صفورا ماواییان، فضل اله میردریکوند، مسعود صادقی،
دوره 19، شماره 2 - ( 6-1400 )
چکیده

زمینه و هدف: یکی از شایع­ترین سرطان­ها در کشور ایران، سرطان پستان می‌باشد. پژوهش حاضر با هدف اثربخشی درمان وجودگرا-انسان­مدار بر پذیرش خود و رضایت زناشویی زنان مبتلا به سرطان پستان انجام شد.
روش کار: این پژوهش نیمه تجربی با طرح پیش آزمون، پس از آزمون و پیگیری با گروه گواه بود. جامعه آماری زنان مبتلا به سرطان پستان مراجعه کننده به بیمارستان شهید رحیمی شهر خرم­آباد در سال 1399 بودند که از این میان در هر گروه (آزمایش و گواه) 15 نفر به صورت تصادفی اختصاص داده شدند، و به پرسشنامه پذیرش خود (USAQ) و پرسشنامه رضایت زناشویی (ENRICH) پاسخ دادند. سپس، گروه آزمایش طی 8 جلسه 90 دقیقه­ای تحت مداخله قرار گرفتند. پس از مداخله از هردو گروه پس آزمون گرفته شد و مجدد بعد از دو ماه هر دو گروه پیگیری شدند. روش تجزیه وتحلیل داده­ها، آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر بود.
نتایج: نتایج تحلیل واریانس با اندازه­گیری مکرر نشان داد اثر متقابل گروه و زمان معنادار بود. بنابراین متغیر پذیرش خود در سطح معناداری (77/5=F، 01/0>p) و متغیر رضایت زناشویی در سطح معناداری (97/13=F، 01/0>p)  افزایش داشت.
نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژهش، درمان وجودگرا- انسان­مدار بر پذیرش خود و رضایت زناشویی بیماران مبتلا به سرطان پستان اثر معنادار دارد. لذا پیشنهاد می‌شود علاوه بر مشکلات جسمانی این جمعیت، به مسائل روان‌شناختی آنها نیز توجه شود و در کنار دارودرمانی، درمان‌های روان‌شناختی و از جمله رویکرد وجودگرا- انسان­مدار، مدّ نظر قرار گیرد.
علی محمد مصدق راد، حسین درگاهی، مهدی عباسی، مینا میرزاییان راد،
دوره 19، شماره 4 - ( 12-1400 )
چکیده

زمینه و هدف: آسیب‌های شغلی یکی از مهم‌ترین چالش‌های مدیریت منابع انسانی سازمان‌ها است که اثرات منفی برای کارکنان و سازمان‌ها دارد. آگاهی از شیوع آسیب‌های شغلی، اولین قدم برای حذف یا کاهش آنها است. این پژوهش با هدف تعیین شیوع آسیب‌های شغلی در کارکنان مالی بیمارستان‌های دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد.
روش کار: این پژوهش پیمایش پرسشنامه‌ای توصیفی - تحلیلی به‌صورت مقطعی در سال 1398 در 13 بیمارستان دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد. برای انجام این پژوهش از یک پرسشنامه محقق ساخته معتبر استفاده شد. تعداد 162 پرسشنامه در بین کارکنان مالی بیمارستان‌ها به روش تصادفی منظم توزیع شد و 147 پرسشنامه کامل جمع‌آوری شد. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار آماری SPSS تحلیل شد.
نتایج: شیوع آسیب‌های شغلی جسمی و روحی - روانی در کارکنان مالی بیمارستان‌ها به ترتیب 6/52% و 2/50% بود. بیشتر آسیب‌های جسمی شغلی مربوط به سردرد، گردن درد، کمر درد و عارضه بینایی و بیشتر آسیب‌های روحی -روانی شغلی استرس و اضطراب بود. کارکنان زن و کارکنان مجرد به طور معنی‌دار آسیب‌های شغلی بیشتری تجربه کرده بودند. انجام کار به صورت نشسته، عدم کارکرد صحیح تجهیزات، عدم وجود امکانات ایمنی و بهداشتی، آموزش ناکافی و بی‌دقتی کارکنان از دلایل بروز آسیب‌های اسکلتی - عضلانی بود.
نتیجه‌گیری: حدود نیمی از کارکنان مالی بیمارستان‌ها دچار آسیب‌های شغلی شدند. آسیب‌های شغلی هزینه‌های مستقیم و غیرمستقیم برای کارکنان و بیمارستان داشته است. مدیران بیمارستان‌ها باید اقداماتی برای حذف یا کاهش آسیب‌های شغلی در ابعاد فردی، گروهی و سازمانی، برنامه‌ریزی و اجرا کنند.
 
آرزو امیرعلی، آمنه الیکایی، رکسانا منصور قناعی، ایدس بالد بون، عبدالله کریمی، تیم اکمنس، آندریاس لوتز یانسن، فاطمه فلاح، نوشین مرحمتی، نیلوفر پاشایی، شهریار جانبازی، احمدرضا شمشیری، حمیدرضا برادران، محمدحسین رستمی، مسعود آل بویه،
دوره 19، شماره 4 - ( 12-1400 )
چکیده

زمینه و هدف: این مطالعه با هدف بررسی سرواپیدمیولوژیک سابقه ابتلا به عفونت ویروس سندروم تنفسی حاد شدید                     (SARS-CoV-2) در کودکان بدون علائم بالینی شهر تهران انجام شده است.
روش کار: در این بررسی نمونه های خون کودکان زیر14سال شهر تهران از ابتدای پاییز 1399 تا ابتدای تابستان 1400 از نظر حضور آنتی­ بادی IgG علیه (SARS-CoV-2) ویروس سندروم تنفسی حاد شدید، با استفاده از کیت الایزای EUROIMMUN تحت بررسی قرار داده شدند. اطلاعات دموگرافیک و وضعیت ابتلا در شرکت کنندگان از طریق تکمیل پرسش نامه­ها گزارش و ارتباط بین متغیرها توسط آزمون آماری بررسی گردید.
نتایج: از میان 1142 نمونه جمع­آوری شده از کودکان فاقد علائم بالینی کووید-19، سابقه ابتلا به SARS-CoV-2 در 3/33% (1142/381) از آنها شناسایی گردید. تعداد نمونه های مثبت در دختران 1/34% و پسران 03/%33 به دست آمد. نتایج مطالعه حاضر نشان داد اختلاف معناداری بین سابقه ابتلا با سن، تعداد اعضای خانواده، بیماری زمینه ای، جنسیت و شغل خانواده وجود ندارد. بررسی نتایج توزیع فراوانی فصلی ابتلا در کودکان تحت بررسی موید کاهش معنادار ابتلا در فصل پاییز سال 1399در مقایسه با زمستان 1399 و بهار 1400 بود.
نتیجه گیری: ابتلا به SARS-CoV-2 در کودکان می تواند بدون بروز علائم بالینی باشد. همچنین میزان این ابتلا با افزایش سن ارتباط مستقیم دارد.
 
بنفشه تفقدی، بهرام محبی، رویا صادقی، آذر طل، میرسعید یکانی نژاد،
دوره 19، شماره 4 - ( 12-1400 )
چکیده

زمینه و هدف: بیماری های قلبی و عروقی شایع ترین علت مرگ ومیر در بیشتر کشورهای جهان و پرفشاری خون مهمترین علت از کارافتادگی به شمار می رود. مطالعه حاضر با هدف تعیین تاثیرمداخله ی آموزشی بر اساس مدل فرانظری بر میزان آگاهی تغذیه ای، ادراک بیماری، پیگیری رژیم غذایی و فشار خون، در زنان میانسال مبتلا به پرفشاری خون مبتنی بر کاربرد مدل فرانظری طراحی و اجرا شد.
روش کار: مطالعه حاضر یک پژوهش نیمه تجربی با جامعه آماری زنان میانسال (59-30) سال مبتلا به پرفشاری خون مراجعه کننده به مراکز و پایگاههای بهداشتی درمانی تحت پوشش منطقه 21 تهران در سال 1400-1399بود. تعداد 164 نفر(82نفر گروه کنترل و 82 نفر گروه مداخله) با تخصیص تصادفی به روش بلوک های چهار تایی تصادفی شده در دو گروه مداخله و کنترل قرار گرفتند. پرسشنامه چند وجهی برای هر دو گروه کنترل و مداخله تکمیل و فشار خون افراد اندازه گیری گردید. سپس مداخله آموزشی به مدت یک ماه در قالب محتوای مجازی به صورت تشکیل گروه واتس اپ و طراحی و تدوین 56 عدد پادکست و کلیپ آموزشی با حداکثر زمان چهار دقیقه مبتنی بر سازه های مدل فرانظری بر روی گروه مداخله اجرا و بعد از گذشت زمان یک و سپس شش ماه بعد از مداخله پرسش نامه برای ارزیابی مجدد به هر دو گروه داده شد و مجددا فشار خون افراد کنترل شد. برای تجزیه تحلیل داده ها از آمار توصیفی با استفاده از نرم افزار SPSS25 استفاده شد.
نتایج: قبل از مداخله در این مطالعه میانگین و انحراف معیار، فشارخون سیستولیک و دیاستولیک به ترتیب 49/0±35/1و41/0±84/1 میلیمتر جیوه بود. قبل از مداخله آموزشی دو گروه از نظر متغیر های زمینه ای و سازه های آگاهی تغذیه ای، ادراک بیماری، پیگیری رژیم غذایی، فشار خون سیستولیک و دیاستولیک، شاخص توده بدنی (BMI) و همچنین سازه های مدل فرانظری تفاوت معناداری نداشتند. یک ماه پس از مداخله در سازه های آگاهی تغذیه ای، ادراک بیماری، سازه خودکفایتی مدل فرانظری و فشار خون سیستولیک اختلاف معنا دار در بین دو گروه مشاهده و کنترل مشاهده گردید (001/0>p) و سپس بعد از 6 ماه درسازه های آگاهی تغذیه ای، ادراک بیماری (007/0>p)، پیگیری رژیم غذایی (001/0>p) و سازه های مراحل تغییر (001/0>p) و خودکفایتی (001/0=p) مدل فرانظری اختلاف معنادار مشاهده شد.
نتیجه گیری: نتایج مطالعه نشان داد که مداخله آموزشی توانست باعث افزایش آگاهی تغذیه ای، ادراک بیماری، افزایش حس خود کارآمدی و خودکفایتی افراد شده، همچنین پیگیری رژیم غذایی را در آنها تدام ببخشد.
 
علیرضا دلاوری، عباس وثوق مقدم، زهرا کاظمی اسفه، زهرابیگم سیدآقا میری،
دوره 20، شماره 1 - ( 3-1401 )
چکیده

زمینه و هدف: شبکه های بهداشت و درمان مبتنی بر اصول عدالت، فناوری مناسب، همکاری بین بخشی و مشارکت مردمی ایجاد شده است. سنجش رضایتمندی بیماران به عنوان یکی از معیارهای اساسی در تعیین کیفیت خدمات مراقبتی است. هدف از انجام این مطالعه مقایسه میزان رضایتمندی خدمت گیرندگان در پایگاه های سلامت دولتی و غیردولتی جنوب تهران در سال 1400 است.
روش کار: این پژوهش از نوع مقطعی توصیفی-تحلیلی می باشد. جهت جمع آوری اطلاعات از پرسش نامه محقق ساخته برای 400 نمونه، استفاده شد، بخش اول مشخصات دموگرافیک مراجعه کنندگان، وضعیت بیمه، محل جغرافیایی پایگاه، سیستم نوبت دهی و دفعات مراجعه و نوع پایگاه سلامت بود. بخش دوم شامل نوع و میزان رضایتمندی از خدمات ارائه شده بود.
نتایج: در پایگاه های دولتی بیشترین رضایتمندی مراجعین به ترتیب از خدمات واکسیناسیون، آموزش های پس از واکسیناسیون، زمان انتظار و فضای فیزیکی بود. در پایگاه های برونسپاری شده آموزش مراقبت های پس از واکسیناسیون، مراقبت کودک زیر یک سال، واکسیناسیون و نحوه پاسخگویی و مسئولیت پذیری به ترتیب بالاترین سطح رضایتمندی را کسب کردند. مراقبت جوانان و میانسالان در پایگاه های دولتی و مراقبت جوانان در پایگاه های برونسپاری شده از کمترین میزان رضایت برخوردار بوده اند.
نتیجه گیری: سنجش مستمر و مکرر رضایتمندی و طراحی مداخلات بهنگام براساس نتایج حاصل در راستای ارتقا کیفیت خدمات بهداشتی به جمعیت تحت پوشش خواهد بود.
 

صفحه 3 از 4     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه دانشکده بهداشت و انستیتو تحقیقات بهداشتی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb