143 نتیجه برای Il
زینب عزیزی میانایی، رویا صادقی، مامک شریعت، آذر طل، عباس رحیمی فروشانی، حسین جلاهی، یاسر تعدادی،
دوره 21، شماره 1 - ( 8-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: توجّه به کیفیت مراقبتهای پریناتال و شناسایی عوامل قابل اجتناب و غیرقابل اجتناب مادری و ارتقاء مهارتها و دانش مراقبین بهداشت و درمان مطابق جدیدترین یافتههای علمی برای انجام اقدامات پیشگیرانه و مداخلهای مناسب جهت شروع و به پایان رساندن یک بارداری موفق و مدیریت مناسب در نظام سلامت از اهمیت ویژهای برخوردار است. این مطالعه با هدف مقایسۀ پیامدهای نامطلوب بارداری در جمعیت زنان باردار و زایمان کرده با و بدون سابقه ابتلا به کووید-19 طراحی و اجرا شد.
روشکار: این مطالعۀ مقطعی توصیفی-تحلیلی به بررسی 4124 نفر از زنان باردار و زایمان کرده (با و بدون سابقۀ ابتلا به کووید-19) از تاریخ 01/12/1398 الی 29/12/1400، که اطّلاعاتشان در سامانۀ سیب دانشگاه علوم پزشکی بابل ثبت شده بود، پرداخته است. چک لیست اولیه طراحی، تدوین و به روش پنل خبرگان اعتبارسنجی شد. اطّلاعات بر اساس چک لیست جمعآوری و شیوع پیامدهای مادری و نوزادیِ مورد نظر در دو بخش مادران باردار، با و بدون سابقۀ ابتلا به کووید-19 تعیین و مقایسه شد. تجزیه و تحلیل داده ها توسط آزمونهای توصیفی از قبیل کای اسکوئر و تست دقیق فیشر با استفاده از نرم افزارهای 24 SPSS و STATA نسخه 22 انجام و پیامدهای نامطلوب و با فراوانی بالا پس از ابتلا به کووید-19 تعیین گردید.
یافتهها: نتایج نشان داد که پیامد عوارض مامایی و بیماریهای مادر (فشار خون، دیابت، حداقل یکی از موارد خونریزی حین بارداری، زایمان زودرس، زایمان دیررس و پارگی زودرس کیسۀ آب) در457 نفر (8/27%) و مسائل پزشکی و جراحی (وزن گیری نامناسب و حوادث ترومبوآمبولیک) در 206 نفر (5/12%) شایعترین پیامدها در مادران باردار با سابقۀ ابتلا به کووید -19بودهاند. همچنین تفاوت معنیدار آماری در دو گروه مادران باردار با و بدون سابقۀ ابتلا به کووید -19در مسائل پزشکی و جراحی (001/0p=) و عوارض مامایی و بیماریهای مادر (002/0p=) وجود داشت. در بخش ارتباط پیامدهای نامطلوب نوزادی در مادران باردار با و بدون سابقۀ ابتلا به کووید -19تفاوت معنیدار آماری بین دو گروه با و بدون سابقه ابتلا از نظر آپگار دقیقه یک و دقیقه پنج نوزاد (001/0˂p) و تغذیۀ انحصاری با شیر مادر (001/0p=) و وجود علائم کووید-19 در نوزاد بنا به تشخیص پزشک (001/0˂p) وجود داشت.
نتیجهگیری: به نظر می رسد کووید-19 در بارداری با افزایش خطر برخی از پیامدهای نامطلوب مادری و نوزادی مرتبط است. بنابراین در پیامدهای قابل مداخله از طریق آموزش بهداشت، ایجاد نگرش صحیح جهت مدیریت مطلوبتر، افزایش مهارت و توانمندی ارائهدهندگان و ارتقاء دانش گیرندگان خدمت با تدوین برنامههای آموزشی جذّاب و نوآور ضروری است.
حانیه صاحب الزمانی، محمود آزادی، جعفر طالبیان شریف،
دوره 21، شماره 1 - ( 8-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: نشانگان داون یکی از اختلالات کروموزومی است که بهعنوان شایعترین اختلال ژنتیکی شناخته میشود (1) و باعث مشکلات سلامتی و پزشکی از جمله مشکلات روحی، تنفسی و قلبی - عروقی در این کودکان میشود. والدین نیز در زندگی با این کودکان مسائل و چالشهای زیادی را تجربه میکنند (2). بههمین دلیل هدف این پژوهش، واکاوی نگرانیها و راهبردهای مدارا در والدین کودکان دچار نشانگان داون است.
روش کار: مطالعه حاضر با رویکرد پدیدارشناسی کلایزی (Colaizzi) انجام شده است و جامعه مورد پژوهش را والدین کودکان دارای نشانگان داون شهر مشهد در سال ۱۴۰۱ که تحت پوشش بهزیستی هستند تشکیل دادند و روش نمونهگیری هدفمند بوده و بعد از انجام ۱۳ مصاحبه پژوهشگر به اشباع نظری داده رسیده است.
نتایج: در تجزیهوتحلیلها 4 مضمون اصلی و 12 مضمون فرعی در بخش نگرانیهای والدین و 3 مضمون اصلی و 6 مضمون فرعی در بخش راهکارهای مدارا در والدین کودکان دچار نشانگان داون پیدا شد.
نتیجه گیری: از نتایج این پژوهش میتوان نتیجه گرفت که والدین کودکان دچار نشانگان داون نگرانیهای فراوانی در زمینه خانوادگی، آینده کودک، مشکلات اجتماعی و فرآیند درمان فرزند خود دارند، همچنین نتایج نشان داد افرادی که از راهبردهای مدارای معنوی استفاده میکنند بهتر میتوانند با مشکلات ناشی از زندگی با کودک خود برآیند.
صدیقه رستمی، حمزه اکبری، حسن عبدالله زاده،
دوره 21، شماره 1 - ( 8-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: رفتارهای خودمراقبتی شایعترین پاسخ رفتاری پیشگیریکننده از استرس ناشی از بحران ویروس کرونا در بیماران دیابتی است. لذا پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی آموزش مهارتهای مثبت اندیشی و آموزش فعالسازی رفتاری بر خودمراقبتی و استرس کرونا در بیماران دیابتی انجام گرفت.
روش کار: روش تحقیق در این پژوهش نیمهآزمایشی از نوع پیشآزمون- پسآزمون- پیگیری با گروههای آزمایش و کنترل بود. جامعه آماری شامل تمامی بیماران دیابتی مراجعه کننده به کلینیک دیابت ونوشه شهرستان قائمشهر در سال 1400-1399 بود. از بین آنها تعداد 45 بیمار مبتلا به دیابت بر اساس ملاکهای ورود و خروج و به شیوه نمونهگیری در دسترس گزینش شده و به صورت تصادفی در سه گروه (15 نفری) آموزش مهارتهای مثبتاندیشی، آموزش فعالسازی رفتاری و گروه کنترل گمارده شدند. گروه آزمایشی اول تحت آموزش مهارتهای مثبتاندیشی در 6 جلسه غیرحضوری 60 دقیقهای قرار گرفتند؛ گروه آزمایشی دوم فعالسازی رفتاری را در 8 جلسه غیرحضوری 70 دقیقهای آموزش دیدند؛ و گروه کنترل در فهرست انتظار بودند. ابزار پژوهش شامل مقیاس استرس کرونا (CSS-18) و مقیاس کوتاه فعالیتهای خودمراقبتی دیابت (SDSCA) بود. دادهها با استفاده از روش تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر و آزمون تعقیبی بنفرنی در نرمافزار SPSS22 تجزیه و تحلیل شدند.
نتایج: نتایج نشان داد بین گروههای آزمایش و گروه کنترل تفاوت معنیدار وجود داشت و هر دو مداخله مهارتهای مثبتاندیشی و آموزش فعالسازی رفتاری باعث کاهش استرس کرونا (73/15=F) و افزایش خودمراقبتی (17/16=F) بیماران دیابتی شده و تاثیر این مداخلات درمانی در مرحله پیگیری نیز پایدار بوده است (05/0p<). همچنین، نتایج آزمون تعقیبی بنفرنی حاکی از آن بود که میزان اثربخشی مداخله مهارتهای مثبتاندیشی بر بهبود استرس کرونا (02/9 =IJ) بیشتر از فعالسازی رفتاری بود؛ و میزان اثربخشی مداخله فعالسازی رفتاری بر بهبود خودمراقبتی (93/12 =IJ) بیشتر از مهارتهای مثبتاندیشی بود (05/0p<).
نتیجهگیری: با توجه به یافتههای پژوهش میتوان نتیجه گرفت که مداخلات مهارتهای مثبتاندیشی و آموزش فعالسازی رفتاری میتوانند برای بهبود خودمراقبتی و استرس کرونا در بیماران دیابتی کارآمد باشند، و توصیه میگردد که درمانگران و مشاوران در راستای بهبود خودمراقبتی و استرس کرونا بیماران مبتلا در کنار سایر مداخلات درمانی از این شیوه ها استفاده کنند.
حمیدرضا عاطفی فر، حسین آقاجانی مرساء، علیرضا محسنی تبریزی،
دوره 21، شماره 2 - ( 6-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: دخانیات، مواد مخدر، مصرف مشروبات الکلی، داشتن روابط جنسی ناایمن و رفتارهایی از این دست، رفتارهای پرخطری هستند که احتمال گرایش به آنها نگرانی عمده خانوادهها را بههمراه داشتهاست. والدین درصدد مقابله با رفتارهایپرخطر، بهوسیله استراتژی مراقبتی هستند. هدف این پژوهش گونهشناسی استراتژیهای مراقبت از رفتارهای پرخطر بر اساس شاخصهای اجتماعی-اقتصادی خانواده بود.
روشکار: این تحقیق جزء پژوهشهای کمی و از نوع توصیفی-همبستگی بودهاست. جامعهی آماری شامل کلیه خانوادههای شهری تبریز که 384 خانواده به روش خوشهای چند مرحلهای انتخاب شدند. دو ابزار اندازهگیری (چک لیست استراتژیهای مراقبت از رفتارهایپرخطر و پرسشنامه وضعیت اجتماعی-اقتصادی خانواده) جهت گردآوری اطلاعات استفاده شد. برای بررسی روابط متغیرها از آزمون آنالیز واریانس یک طرفه (F) و رگرسیون خطی استفاده گردید.
نتایج: میانگین استراتژیهای مراقبت از رفتارهایپرخطر براساس وضعیت اجتماعی-اقتصادی خانواده بطور معناداری متفاوت بود و طبقات اجتماعی-اقتصادی بالا نسبت به طبقات پایینتر استراتژی مناسبتر (کارآمد، فرایندی یا رویهای) را برای مراقبت از فرزندان در برابر رفتارهای پرخطر اتخاذ مینمایند.
نتیجهگیری: خانوادههای دارای شاخصهای اجتماعی-اقتصادی متوسط و پایین بهنسبت بیشتری استراتژیهای مراقبتی غیرموثر(ناکارآمد و دفعتی) را جهت مقابله با رفتارهایپرخطر بهکارمیبندند؛ بهمنظور ارتقای سلامت عمومی، اتخاذ سیاستهای فرهنگی-آموزشیِ پیشگیریمحور برای تبدیل استراتژیهای مراقبتی ناکارآمد به استراتژی فرایندی(رویهای) ضروری مینماید.
راضیه خلیلی نژاد مطلق، پرستو گلشیری،
دوره 21، شماره 3 - ( 9-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: سطوح اولیه خدمات بهداشتی برای تامین، حفظ و ارتقای سلامتی افراد سالم و سطوح بالاتر آن برای غربالگری و بازگرداندن سلامتی بیماران طراحی شده اند. اما یکی از چالش ها، فرهنگ نادرست برخی از ارائه دهندگان و دریافت کنندگان این خدمات می باشد. یکی از اصلاحات اخیر در نظام سلامت اجرای طرح تحول نظام سلامت با محوریت پزشک خانواده و نظام ارجاع است. این مطالعه به بررسی وضعیت نظام ارجاع در برنامه پزشک خانواده در کلانشهر اصفهان در سال 1397 می پردازد.
روش کار: این مطالعه کیفی از نوع تحلیل محتوای قراردادی میباشد، نمونهگیری بهصورت هدفمند و با روش گلوله برفی انجام و تا رسیدن به اشباع اطلاعاتی ادامه یافتند. تعداد 28 مصاحبه از مراقبین سلامت مرد و زن (14 نفر)، ماماها (10 نفر) و مدیران (4 نفر) صورت گرفت.
نتایج: این مطالعه با هدف تبیین راهکارهایی برای ارتقاء کیفیت نظام ارجاع و دیدگاه کارکنان شاغل در تیم سلامت انجام شد که در آن به نقاط قوت و ضعف و راهکارهایی برای ارتقا پرداخته شد.
نتیجه گیری: عملکرد نظام ارجاع در شهر اصفهان مطابق با اهداف بوده اما در بخش ویزیت بیماران ارجاع داده شده، ارائه بازخورد و ارجاع به آزمایشگاه نیازمند برنامه ریزی جهت رفع مشکلاتی هم چون کمبود نیروی انسانی، کمبود منابع و زیرساختهای غیر انسانی، کمبود ارائه دارو و عدم وجود امنیت شغلی تا رسیدن به اهداف تعیین شده می باشد.
جلال بیگ محمدی، مهدی زنگنه بایگی،
دوره 21، شماره 4 - ( 12-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: طرح تحول سلامت در روستاها با هدف دسترسی آسان روستائیان به پزشک، بهره مندی عادلانه روستائیان از امکانات عمومی و کمک به ساماندهی خدمات سرپایی بیماران روستا طراحی شده است. مطالعه حاضر به منظور تبیین تجارب پزشکان خانواده مراکز روستایی و مدیران پس از طرح تحول سلامت حوزه بهداشت در دانشگاه علوم پزشکی زاهدان انجام شد.
روش کار: این مطالعه از نوع کیفی به روش تحلیل محتوا است که در سال 1402 در حوزه بهداشت دانشگاه علوم پزشکی زاهدان انجام شد. جامعه مورد مطالعه پزشکان و مدیران و که بین سالهای 1394 تا 1401 در مناطق روستایی حوزه بهداشت دانشگاه علوم پزشکی زاهدان مشغول بکار بودند. نمونه گیری به صورت هدفمند انجام شد. مصاحبه نیمه ساختاریافته، بر اساس راهنمای مصاحبه بود؛ تحلیل محتوا به صورت تحلیل قراردادی انجام گرفت.
نتایج: تعداد 31 نفر شامل 20 مرد و 11 زن، 19 پزشک و 12 نفر مدیر وارد مطالعه شدند. داده های مطالعه حاضر پس از تحلیل در 6 طبقه اصلی (ارائه خدمات، سامانه یکپارچه بهداشت، منابع، مردم و دریافت کننده گان خدمات، پایش و نظارت، پیشنهادات )، 12 طبقه فرعی استخراج گردید.
نتیجه گیری: بر اساس نتایج پژوهش می توان نتیجه گرفت که آموزش مناسب، کیفیت خدمات، حمایت مالی، نیروی انسانی ماندگار و متخصص، به عنوان عواملی راهگشا جهت رفع چالش های موجود در طرح تحول سلامت می باشد. از سوی دیگر با توجه به اینکه یکی از ابزارهای نظام سلامت برای تحقق طرح تحول سلامت نیروی انسانی است، لذا توانایی و انعطاف پذیری پرسنل نقش مهمی را در سرعت ارایه خدمات و کیفیت خدمات ایفا می کنند.
سیده سحر قایم مقامی هزاوه، رسول نصیری، محمدرضا مسعودی نژاد، سعید متصدی زرندی، مرتضی تهامی پور،
دوره 21، شماره 4 - ( 12-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: تولید سیمان 7% از انتشار CO2 جهانی را منتشر می کند. برای کاهش انتشار 7/0 % سالانه تا سال 2030، صنایع سیمان می توانند مدل اقتصاد دایرهای را اتخاذ کنند. به همین منظور مطالعه حاضر به دنبال ارزیابی پایداری زیست محیطی صنعت سیمان صوفیان مبتنی بر مدل اقتصاد چرخشی می باشد.
روش کار: این پژوهش بر اساس مدل اقتصاد چرخشی بنیاد الن مک آرتور انجام شده است که در گام نخست اطلاعات مربوط به مصرف سوخت، الکتریسیته، آب، میزان پسماند تولیدی، گازهای منتشر شده و هزینهها از کارخانه سیمان صوفیان در سال ۱۴۰۰ جمعآوری شد؛ در گام بعدی، استراتژی ها و راهکارهایی توسط متخصصین و مرور ادبیات جهت حرکت به سمت اقتصاد چرخشی تعیین گردید؛ در نهایت شاخص خطی و چرخشی بودن در حالت موجود و آتی برای سیمان صوفیان محاسبه شد.
نتایج: نتایج نشان داد که صنعت سیمان صوفیان در حالت فعلی بر پایه اقتصاد خطی و وابستگی شدید به مواد خام اولیه فعالیت میکند؛ این در حالی ست که در حالت آتی و پس از به کار بردن پیشنهادات، شاخص خطی و چرخشی به ترتیب از 1 کمتر و از 1/0 بیشتر می شود که حاکی از حرکت سیمان صوفیان به سمت یک اقتصاد چرخشی می باشد.
نتیجه گیری: در حال حاضر صنعت سیمان صوفیان بر پایه یک اقتصاد کاملا خطی است که در صورت اجرای استراتژی ها مورد مطالعه میتواند به سمت یک اقتصاد چرخشی گام بردارد که موجب افزایش سود خالص کارخانه، حفظ منابع و کاهش انتشارات CO2 خواهد شد.
سراج الدین محمودیانی، مجید موحد مجد، حدیثه محمدی ها،
دوره 22، شماره 1 - ( 7-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: عادتهای غذایی سالم از از مهمترین تعیینکنندههای سلامت افراد در دنیای امروز است. بیتردید سواد غذایی و مؤلفههای آن از متغیرهای تأثیرگذار بر عادتهای غذایی است. این مطالعه بهدنبال بررسی رابطه دانش غذایی، مهارت غذایی، تابآوری و عادتهای غذایی سالم در بین جمعیت بزرگسال شهر شیراز بود.
روش کار: برای این منظور با استفاده از نمونهگیری خوشهای و پرسشنامه تعداد 384 نفر از جمعیت بزرگسال شهر شیراز با روش نمونهگیری خوشهای در سال 1402 پیمایش شد. سواد غذایی در برگیرندۀ مؤلفه های دانش، مهارت و تابآوری بود. مؤلفه های فوق با استفاده از پرسشنامه استاندارد و 14 گویه سنجش شد. مقیاس استفاده شده برای سنجش عادات غذایی سالم شامل 6 گویه بود. برای تحلیل داده ها از نرم افزار27 SPSS استفاده شد.
نتایج: دانش غذایی، مهارت غذایی، تابآوری و عادتهای غذایی سالم اکثریت نمونه در سطح متوسطی قرار دارد. تحلیل چندمتغیره نشان داد که افزایش سن به افزایش معنیدار عادتهای غذایی سالم میانجامد. عادتهای غذایی سالم در بین افراد دانشگاهی بهطور معنیداری بیشتر از افراد بیسواد بود. دانش غذایی و تابآوری بهترتیب بیشترین تأثیر معنیدار را بر عادتهای غذایی سالم داشتند.
نتیجه گیری: هدف این تحقیق بررسی رابطه مؤلفه های سواد غذایی و عادتهای غذایی سالم در بین جمعیت بزرگسال شهر شیراز بود. دانش غذایی و تابآوری اثر معنی دار بر عادتهای غذایی سالم داشتند. در مجموع میتوان نتیجه گرفت که باید اجرای دوره های آموزشی هدفمند، با تأکید ویژه بر ارتقای دانش و مهارت غذایی در دستور کار مسئولان ذیربط قرار گیرد. ارتقاء سواد غذایی میتواند افزایش عادتهای غذایی سالم و در نهایت افزایش سطح عمومی سلامت جامعه را به همراه داشته باشد.
سراج الدین محمودیانی، رقیه خسروی، جاناتان پارکر، نازنین آقایی،
دوره 22، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: علیرغم اهمیت بهداشت باروری و استفاده از روشهای پیشگیری از بارداری، اهمیت آنها در بهداشت و رفاه عمومی مردم هنوز بهطور کامل در کشورهای در حال توسعه درک نشده است. انتظار میرود تغییرات قابل توجّه در سیاست ایران در زمینه تنظیم خانواده، همراه با بروز کووید-19، بر روشهای پیشگیری از بارداری به کار گرفته شده در کشور تأثیر گذاشته باشد.
روشکار: این مطالعه مقطعی با استفاده از روش پیمایشی کمّی بر روی 1200 زن متأهل در سن باروری شهر شیراز در سال 1399 انجام شد. نمونهگیری ترکیبی از روشهای طبقهبندی چند مرحلهای و تصادفی سیستماتیک بود. دادهها با استفاده از پرسشنامه ساختاریافته و محققساخته جمعآوری شد. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرم افزار SPSS و با استفاده از آزمونهای مجذور کای و رگرسیون لجستیک چندگانه انجام شد.
نتایج: بر اساس یافتهها، پیشبینیکنندههای اصلی استفاده از روشهای پیشگیری از بارداری شامل سن زنان، باروری واقعی، باروری ایدهآل، سطح تحصیلات زوجها و وضعیت اشتغال زوجها بود. شانس استفاده از روشهای سنتی در پی همهگیری کووید-19 افزایش یافت.
نتیجهگیری: با توجه به گرایش قابل توجه زنان به استفاده از روشهای پیشگیری سنتی، بخصوص در دوران شیوع همهگیریها، آموزش مسائل مرتبط با این روشها به زنان ضرورت مییابد. از آنجایی که روشهای سنتی میتواند بارداری ناخواسته را به دنبال داشته باشد بنابراین آموزش روشهای پیشگیری برای زنان باید در سیاستهای جمعیتی گنجانده شود.
زینب ظاهری، محمد کاظم فخری، شعبان حیدری،
دوره 22، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی درمان شناختی رفتاری بر انعطافپذیری شناختی و کارکرد اجرایی بر روی مبتلایان صرع بود.
روش کار: روش پژوهش حاضر، نیمهآزمایشی با طرح پیش آزمون و پسآزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری کلیه دختران 7 تا 14 ساله مبتلا به صرع در استان مازندران بودند. نمونه آماری این پژوهش شامل 40 نفر، (20 نفرگروه آزمایش و20 نفر گروه کنترل) از دختران مبتلا به صرع بودند که به شیوه نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه جایگزین شدند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه انعطافپذیری شناختی دنیس، وندروال و جیلون(2010) و کارکرد اجرایی Coolidge بود. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرم افزار SPSS26 انجام شد.
نتایج: نتایج تحلیل کوواریانس چند متغییری مانکوا نشان داد که؛ برنامه آموزشی شناختی رفتاری بر انعطافپذیری شناختی و کارکرد اجرایی دختران مبتلا به صرع تاثیر مستقیم دارد. انعطافپذیری شناختی (44/5=(35/1)F) و کارکرد اجرایی (73/2=(35/1)F) در سطح 001/0 تفاوت معناداری وجود دارد (01/0> P).
نتیجهگیری: بنابراین نتیجه گرفته میشود که درمان شناختی رفتاری بر انعطافپذیری شناختی و کارکردهای اجرایی مبتلایان به صرع تاثیرگذار بوده و بیمارانی که تحت تاثیر درمان شناختی رفتاری قرار گرفته بودند، انعطافپذیری شناختی و کارکردهای اجرایی آنها بهبود یافته بود.
عابدین ایرانپور، نوذر نخعی، علی بهرام نژاد، علی کارآموزیان، طاهره یزدی نژاد،
دوره 22، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از مهمترین پیش بینی کننده های تمایل و اقدام به سوء مصرف مواد میزان تاب آوری افراد است. این پژوهش با هدف تعیین ارتباط بین تابآوری و سوءمصرف مواد (ATOD) در میان جوانان 18 تا 29 سال شهر کرمان در سال 1401 انجام شده است.
روش کار: این مطالعه مقطعی به روش نمونه گیری چند مرحله ای بر روی 407 نفر از جوانان 18 تا 29 سال شهر کرمان از بهار تا زمستان 1401 انجام شد. در هر منطقه شهرداری شهر کرمان پنج آرایشگاه زنانه و پنج آرایشگاه مردانه و همچنین چهار مرکز درمان نگهدارنده با متادون نیز در همان مناطق انتخاب و از آنها نمونهگیری بهعمل آمد. ابزار های اندازه گیری در این پژوهش، پرسشنامه های فرم کوتاهمقیاس تابآوری RS-14، مقیاس تجارب دوران کودکی ACE-8 ، پرسشنامه سنجش سوء مصرف مواد به انضمام متغیرهای زمینه ای بودند که از طریق مصاحبه حضوری تکمیل شدند.
نتایج: با افزایش سن، جنسیت مرد، سابقه خشونت خانگی و همچنین تحصیلات پایین میزان سوء مصرف مواد و احتمال مراجعه به مراکز درمان نگهدارنده با متادون افزایش مییابد و هرچه میزان تابآوری بالاتر باشد، شانس سوء مصرف مواد و مراجعه به این مراکز جهت درمان کاهش مییابد( 05/0 (p ≤ .
نتیجه گیری: این یافتهها اهمیت ایجاد برنامههای مؤثر بهمنظور افزایش تابآوری برای جوانان را نشان داده که با کاهش خطر سوءمصرف مواد همراه است و از نتایج حاصل از این پژوهش میتوان برای برنامهریزیهای مناسب بهمنظور تنظیم راهکارهای پشتیبانی از سلامت جوانان استفاده کرد.
پریسا بریموندی، نرجس شکری، عبدالرحیم اسدالهی، مسعود کریمی، سید منصور کشفی،
دوره 22، شماره 3 - ( 1-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: اپیدمی کرونا و قرنطینه خانگی، شرکت در فعالیتهای بدنی سالمندان را تحت تأثیر قرار داده است؛ این در حالی است که سالمندان، به ویژه سالمندان مبتلا به فرتوتی جهت حفظ و یا بهبود وضعیت سلامتی خود به انجام تمرینات ورزشی منظم دارند. از اینرو هدف از پژوهش حاضر، بررسی تأثیر تمرینات حرکتی در منزل بر عملکرد شناختی و فعالیتهای ابزاری زندگی روزمره زنان سالمند فرتوت میباشد.
روش کار: جامعه آماری در این پژوهش نیمهتجربی، زنان سالمند شهر شیراز بودند. 80 زن به روش مبتنی بر هدف و با توجه به معیارهای ورود، در پژوهش شرکت کردند و به صورت تصادفی به دو گروه 40 نفره آزمون و کنترل تقسیم شدند. گروه آزمون برنامه تمرینات ورزشی خود را در طی 8 هفته 3 جلسهای (یک ساعته) از طریق واتساپ دریافت نموده و انجام دادند. قبل از انجام مداخله و یک ماه بعد از آخرین جلسه مداخله شرکتکنندگان دو گروه پرسشنامههای جمعیتشناختی، شاخص آسیبپذیری تیلبورگ، آزمون کوتاه وضعیت شناختی و شاخص لاوتون را تکمیل کردند. برای تجزیه و تحلیل دادهها از آزمونهای تیمستقل و تی زوجی در نرمافزار 27 SPSS استفاده شد.
نتایج: نتایج نشان داد که انجام تمرینات حرکتی بر روی فرتوتی (39/1= Cohen’s d) (001/0>p)، وضعیتشناختی (41/1= Cohen’s d) (040/0 =p) و انجام فعالیتهای ابزاری زندگی به طور مستقل (40/0= Cohen’s d) (007/0 =p) در زنان سالمند فرتوت تأثیر مثبتی داشت.
نتیجهگیری: یافتههای این مطالعه از اثر غالب پروتکل تمرینی اجرا شده در این پژوهش بر روی متغیرهای مذکور حمایت میکند؛ بنابراین توصیه میشود از این تمرینات ورزشی در دورههایی مانند قرنطینه کرونا در منزل استفاده شود.
مریم محمودی، مینا حاجی محمدی،
دوره 22، شماره 3 - ( 1-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: ارزیابی دریافت غذایی و وضعیت تغذیهای بیماران دیالیزی میتواند چالش برانگیز باشد. ارزیابی دقیق و منظم بیماران، کفایت دریافت درشت مغذیها و ریزمغذیها را تضمین میکند و در نتیجه منجر به کاهش عوارض و مرگ و میر و بهبود کیفیت زندگی بیماران میشود.
روش کار: جستجوی علمی در پایگاههای دادههای علمی و موتورهای جستوجو مانند Pubmed، Google Scholar، ScienceDirect و Scopus با کلیدواژههای دیالیز، دیالیزصفاقی، مرحله نهایی بیماری کلیوی، نارسایی کلیوی، بیماری مزمن کلیوی، نیازهای تغذیهای و ارزیابی تغذیه به زبان انگلیسی به منظور یافتن مطالعات منتشر شده بین سالهای 2014 تا 2024 انجام شد. تعداد 18 مقاله یافت شد که بر اساس معیارهای ورود، مورد بررسی قرار گرفتند.
نتایج: اهداف تغذیه درمانی پزشکی برای کنترل مرحله نهایی بیماری کلیوی (ESRD) End-Stage Renal Disease شامل موارد زیر میباشد: پیشگیری از کمبود تغذیهای و حفظ وضعیت مناسب تغذیه (در کودکان تامین رشد) از طریق کفایت دریافت پروتئین، انرژی، ویتامین و موادمعدنی، کنترل ادم و عدم تعادل الکترولیتی با کنترل دریافت سدیم، پتاسیم و مایعات، پیشگیری یا به تاخیر انداختن پیشرفت استئودیستروفی کلیوی از طریق کنترل کلسیم، فسفر، ویتامین D و هورمون پاراتیروئید، قادر ساختن بیمار به مصرف رژیم غذایی متعادل و متناسب با سبک زندگی بیمار در حدی که امکان پذیر باشد، هماهنگ کردن مراقبت از بیمار با خانواده، متخصصین تغذیه، پرستاران و پزشکان، ارائه آموزش اولیه تغذیه، مشاوره دورهای و پایش طولانی مدت بیماران با هدف دریافت آموزش کافی برای توانایی کنترل رژیم غذایی خود.
نتیجهگیری: دیالیز، درمانی برای بقای بیماران مبتلا به مرحله نهایی بیماری کلیوی (ESRD) میباشد و مراقبتهای تغذیهای جزء جدایی ناپذیر روند درمان بیماران میباشند.
سراج الدین محمودیانی، پرنیان کرمی، فاطمه هاشمی،
دوره 22، شماره 3 - ( 1-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به کاهش باروری در ایران و رسیدن آن به زیر سطح جانشینی، سیاستگذاران بهدنبال افزایش نرخ باروری از طریق سیاستهای تشویقی هستند. از اینرو تحقیق درباب عوامل اقتصادی و اجتماعی مؤثر بر باروری و قصد فرزندآوری میتواند به تدوین سیاستهای جمعیتی مناسبتر کمک نماید.
روشکار: در مطالعه حاضر از تکنیک پیمایش استفاده شد. برای گردآوری دادهها از پرسشنامه استاندارد استفاده شد. جامعه آماری شامل زنان دارای همسر 15 تا 49 سال ساکن شهر شیراز بود. تعداد 384 نفر از زنان در آبان و آذر ماه 1402 پیمایش شدند. برای تحلیل دادهها از نرم افزار SPSS 27 استفاده شد.
نتایج: یافتهها نشان داد که در بین متغیرهای زمینهای مدت ازدواج، درآمد، تعلق طبقاتی، وضعیت مسکن و وضعیت اشتغال اثر معنیدار بر احتمال قصد فرزند آوری زنان داشتند (05/0p<). حمایت اجتماعی ادراک شده و رضایت زناشویی بهطور معنیداری احتمال قصد باروری زنان را افزایش دادند (05/0p<).
نتیجهگیری: از آنجایی که شکل خانوادهها متحول و از گسترده به هستهای تغییر شکل داده است لذا احتمال دارد زنان نتوانند حمایت اجتماعی غیررسمی را به اندازه گذشته از اطرافیان خود دریافت کنند بنابراین حمایتهای رسمی دولتی میتواند این خلاء را پوشش دهد. همچنین شناسایی زوجین با تعارضات زناشویی و تلاش برای تقویت رضایت زناشویی و رفع تعارضات بین آنها، از طریق برنامههای مشاورهای، میتواند بر سطح باروری اثر مثبت داشته باشد.
مریم تاج محل، ابراهیم رحیمی،
دوره 22، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: تب کیو بیماری مشترک بین انسان و دام است و توسط کوکسیلا بورنتی ایجاد میشود که به طور گسترده پراکنده شده است. حیوانات اهلی، حیات وحش و انسان را تحت تاثیر قرار میدهد. این بیماری در دامها بدون علامت است و سقط جنین، مردهزایی، ناباروری، ورم پستان و اندومتریت از پیامدهای بالینی آن است. شیر و لبنیات غیر پاستوریزه مهمترین منبع انتقال کوکسیلا بورنتی به انسان است. هدف از پژوهش حاضر، بررسی شیوع کوکسیلا بورنتی در پنیر سنتی و شیر خام گاو، گوسفند، بز و گاومیش عرضهشده در شهرستان قم به روش Nested PCR است.
روش کار: در این مطالعه ابتدا تعداد 150 نمونه شامل 30 نمونه پنیر سنتی و 120 نمونه شیر خام گاو، گوسفند، بز و گاومیش از مراکز عرضه در شهرستان قم در تابستان 1403نمونهگیری و در شرایط سترون جهت جلوگیری از آلودگی ثانویه به آزمایشگاه انتقال داده شد. نمونهها به روش Nested PCR جهت ردیابی آلودگی آزمایش شدند.
نتایج: از مجموع 120 نمونه شیر خام نشخوارکنندگان و 30 نمونه پنیر سنتی، تعداد 8 نمونه (33/5%) آلودگی به کوکسیلا بورنتی نشان داد. آلودگی در شیر گاو 3 نمونه (2%)، شیر گوسفند 1 نمونه (67/0%)، شیر خام بز 1 نمونه (67/0%)، شیر خام گاومیش منفی و در پنیر سنتی 3 نمونه (2%) بود.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج پژوهش حاضر، توصیه میشود مصرف لبنیات به صورت خام خودداری شود تا ریسک بیماریزایی و عفونت توسط کوکسیلا بورنتی کاهش یابد.
سیده هاجر حسینی، احمد کلاته ساداتی، سید علیرضا افشانی، بهنام هنرور،
دوره 23، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: دفاع از سلامت (Health Advocacy) یک مهارت و ویژگی قابلیادگیری است که از طریق جامعه پذیری (اجتماعی شدن) حرفهای آموخته میشود و در آن افراد حرفهای سلامت (پزشکان) نقشهای فعالتری در حمایت از حقوق بیماران ایفا میکنند. هدف از این تحقیق بررسی جامعهپذیری حرفهای متخصصین اطفال برای دفاع از سلامت کودک (Child Health Advocacy) است.
روش کار: مطالعه از نوع کیفی و اکتشافی است که در سال 1403 و در دانشگاه های علوم پزشکی کلان منطقه شش آموزش پزشکی کشور انجام شد. یافته های آن برای اولینبار در بستر آموزش پزشکی ایران طی مفهومسازی از داده های مصاحبه نیمه ساختاریافته تولید شده است. مشارکت کنندگان تحقیق را 18 پزشک و رزیدنت اطفال شاغل در دانشگاههای علوم پزشکی کلانمنطقۀ شش آموزش پزشکی با مرکزیت دانشگاه علومپزشکی زنجان تشکیل دادند. حجم داده و تعداد مشارکتکنندگان بر معیار اشباع داده و دسترسی به مشارکتکنندگان بر روش هدفمند گلولهبرفی خطی و نمایی متکی بود. کدگذاری و مفهومسازی تحت تحلیل تماتیک استقرایی-قیاسی در محیط MAXQDA-20 انجام شد. استحکام و اعتمادپذیری یافتهها با مقایسه تحلیلی محقق و بازبینی همتایان تأمین شد.
نتایج: تحقیق نشان داد که جامعه پذیری دفاع از سلامت کودک در سطوح مختلف خرد، میانه و کلان اتفاق می افتد. با استخراج 3 مضمون اصلی، 20 مضمون فرعی و 199 مضمون پایه مشخص شد که پزشکان در سطوح خُرد، میانه و کلان برای دفاع از سلامت کودک جامعهپذیر میشوند. مضامین اصلی برساختشده عبارتند از پزشک عامل (جامعهپذیری در سطح خُرد یا فردی تحت محیط ارتباطی پزشک-کودک)، نهاد مدافع (جامعهپذیری در سطح میانه یا سازمانی تحت محیط ارتباطی پزشک-کادر درمان-سازمان) و ساختارسازی پزشک مدافع (جامعهپذیری در سطح کلان یا جمعی تحت محیط ارتباطی پزشک-ساختارها-جامعه) که جامعهپذیری متخصصین اطفال برای دفاع از سلامت کودک را نشان میدهند.
نتیجه گیری: حمایت از سلامت کودک، در ترکیبی از تعامل بین عوامل ساختاری و عاملیت پزشک و در فرایند جامعه پذیری در آموزش پزشکی به وجود می آید. با تقویت وجوه مثبت و رفع وجوه منفیِ جامعهپذیری حرفهای، میتوان به جامعهپذیری پزشک مدافع کودک در سطوح خرد، میانه و کلان کمک کرد.
فاطمه لیموپرور، حسین انصاری، مجید سرتیپی، زهرا عرب برزو،
دوره 23، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: خشونت خانگی یکی از آسیبهای اجتماعی علیه زنان است که بر سلامت مادران و فرزندان اثرات منفی میگذارد. این مطالعه به منظور بررسی شیوع مواجهه با خشونت خانگی در زنان مراجعهکننده به مراکز خدمات جامع سلامت در شهر زاهدان و ارتباط آن با وضعیت رشد جسمی کودکان انجام شد.
روش کار: این مطالعه مقطعی بر روی 454 نفر از زنان مراجعهکننده به مراکز خدمات جامع سلامت به همراه کودکانشان در زاهدان در سال 1403 انجام شد. نمونه گیری به روش چند مرحله ای بود. دادهها با استفاده از پرسشنامه استاندارد سنجش خشونت خانگی علیه زنان محسنی تبریزی با ضریب آلفای کرونباخ 85/0 جمعآوری گردید. داده ها با استفاده از آزمون های مجذور کای و رگرسیون لجستیک در نرم افزار Stata14 تحلیل شد.
نتایج: نتایج این مطالعه نشان داد شیوع کلی مواجهه با خشونت در زنان 43% میباشد. خشونت خانگی با وضعیت نامناسب رشد جسمانی کودک ارتباط معنی داری نشان داد، نسبت شانس(OR) برابر با 06/2 می باشد، (3-39/1 :95% فاصله اطمینان ،06/2OR:). همچنین در رگرسیون لجستیک متغیرهای سن و اعتیاد پدر، سابقه خشونت در کودکی والدین در کنار مواجهه با خشونت خانگی مادر در مدل نهایی ارتباط خود را با اختلالات رفتاری نشان دادند (05/0P≤).
نتیجه گیری: یافته های این مطالعه اهمیت مواجهه با خشونت خانگی در زنان و تاثیر آن بر وضعیت رشد جسمی کودک را نشان میدهد. نتایج این مطالعه میتواند به سیاستگذاران و برنامهریزان اجتماعی کمک کند تا راهکارهای مؤثری برای کاهش خشونت خانگی و بهبود وضعیت رشد کودکان ارائه دهند.
رقیه خسروی، سراج الدین محمودیانی، مریم رشیدی،
دوره 23، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه سلامت اجتماعی بهعنوان یکی از چهار محور اصلی سلامتی جایگاه ویژهای در رویکردهای توسعهای و انسانمحور پیدا کرده است لذا مطالعات نظری و برنامههای عملیاتی گستردهای در سطح دنیا در مورد آن صورت میپذیرد. پژوهش حاضر به بررسی رابطه سبک زندگی سلامتمحور با سلامت اجتماعی زنان نابارور مراجعه کننده به مرکز تحقیقات بهداشت باروری شیراز میپردازد.
روش کار: طرح کلی این پژوهش به صورت توصیفی همبستگی میباشد. تعداد 385 نفر از زنان نابارور مراجعهکننده به مراکز تحقیقات بهداشت باروری شهر شیراز به روش نمونهگیری در دسترس، از کلینیکهای درمان ناباروری سطح شهر شیراز انتخاب و ابزارهای پژوهش که شامل پرسشنامه های سلامت اجتماعی کییز (1998) و سبک زندگی سلامتمحور والکر و پلیرکی (1997) می شود را تکمیل نمودند. سپس اطلاعات گردآوری شده، با استفاده از نرمافزار SPSS 26 مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت.
نتایج: تجزیهوتحلیل دادهها نشان داد که سبک زندگی سلامتمحور با سلامت اجتماعی و ابعادش رابطه مثبت و معنیداری دارد و ابعاد سبک زندگی سلامتمحور، سلامت اجتماعی زنان نابارور را پیشبینی مینماید. بین سلامت اجتماعی و سن رابطه معنی داری وجود دارد. سلامت اجتماعی در میان زنان نابارور بر حسب تحصیلات و وضعیت اشتغال تفاوت معناداری دارد. همچنین، سلامت اجتماعی در میان زنان نابارور بر حسب تعداد سقطجنین و مدت ازدواج، تفاوت معناداری ندارد.
نتیجهگیری: باتوجهبه یافتههای پژوهش میتوان گفت که آموزش زنان نابارور در زمینه سبک زندگی سلامتمحور میتواند در افزایش سلامت اجتماعی آنان و در نتیجه، افزایش احتمال موفقیت درمان ناباروری اثرگذار باشد.
ویدا ساغری، حسین جلالی، نبی شریعتی فر، مونا بلندی،
دوره 23، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: فیلمهای خوراکی به عنوان یک راهکار نوین در نگهداری گوشت ( به منظور کاهش فساد و افزایش ماندگاری ) استفاده می شوند. هدف این مطالعه بررسی تاثیر فیلم خوراکی حاوی آب پنیر و فرم آزاد و پیکرینگ امولسیون اسانس زنیان بر ویژگیهای گوشت گاو در طول نگهداری در دمای یخچال بود.
روش کار: در مطالعه حاضر فیلم های خوراکی حاوی پروتئین آب پنیر و اسانس زنیان (به فرم های آزاد و پیکرینگ امولسیون) تهیه و ویژگی های فیزیکی، میکروبی، شیمیایی و نیز ارزیابی حسی بررسی شد.
نتایج: نتایج تست های فیزیکی نشان از تهیه خوب فیلم خوراکی داشت به طوری که میانگین قطر z نانولیپوزوم ها از 91/73 تا 53/110 نانومتر، شاخص چند پراکندگی از 451/0 تا 471/0 Mw/Mn،پتانسیل زتا از 12/5- میلی ولت تا 64/3- میلی ولت و راندمان کپسولاسیون از 61/49 تا 23/64% متغیر بود. همچنین، بهترین نتایج در آزمون های میکروبی، شیمیایی و حسی در تیمار حاوی پروتئین آب پنیر با نانو اسانس (پیکرینگ امولسیون) مشاهده شد (نسبت به نمونه های کنترل و اسانس آزاد).
نتیجه گیری: باتوجه به نتایج بدست آمده می توان نتیجه گیری کرد که فیلم های خوراکی حاوی پروتئین آب پنیر و نانو اسانس زنیان می تواند تکنیک مناسبی در نگه داری گوشت گاو در دمای یخچال باشد و باعث افزایش زمان نگه داری این محصولات می شود.
زهرا اخوی ثمرین، شیرین احمدی، معرفت اله بیگدلی، شهرام طهماسبی،
دوره 23، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: قلدری در مدرسه همچنان یکی از چالشهای اصلی جامعه آموزشوپرورش است. پژوهش حاضر با هدف بررسی پیشبینی قلدری در مدرسه بر اساس جو عاطفی خانواده با میانجیگری حس تعلق به مدرسه در دانشآموزان انجام گرفت.
روش کار: روش پژوهش حاضر از نوع توصیفی ـ همبستگی با رویکرد معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشآموزان پسر دوره دوم متوسطه مدارس دولتی شهرستان اردبیل در سال تحصیلی ۱۴۰۲ بود. از میان این جامعه، نمونهای متشکل از ۲۰۰ نفر به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شد. شرکتکنندگان به پرسشنامههای استاندارد قلدری در مدرسه پاتچین و همکاران (۲۰۱۱؛ آلفای کرونباخ =94/0)، پرسشنامه جو عاطفی خانواده هیلبرن (۱۹۶۴؛ آلفای کرونباخ = 86/0) و پرسشنامه حس تعلق به مدرسه موتون و همکاران (۱۹۹۳؛ آلفای کرونباخ = 89/0) پاسخ دادند. دادهها با استفاده از شاخصهای آمار توصیفی و مدلیابی معادلات ساختاری از طریق نرمافزارهای SPSS-25 و SmartPLS-4 تحلیل شدند.
نتایج: نتایج مدل معادلات ساختاری نشان داد که جو عاطفی خانواده (61/-0=β،001/0>p) و حس تعلق به مدرسه (57/0-=β،001/0>p) اثرمستقیم و منفی بر قلدری در مدرسه دارند. جو عاطفی خانواده (17/0-=β،05/0>p) با میانجیگری حس تعلق به مدرسه بر قلدری در مدرسه اثرغیرمستقیم دارد. شاخصهای برازش مدل (93/0=NFI، 07/0= SRMR) نشان دهنده انطباق مطلوب مدل با داده ها بود.
نتیجه گیری: از لحاظ کاربردی در راستای نتایج به دست آمده، برگزاری کارگاههای آموزشی مبتنی بر روانشناسی تقویت روابط خانواده و آموزش رفتار اجتماعی مثبت در جهت ارتقای جو عاطفی خانواده و حس تعلق به مدرسه توسط روانشناسان و مشاوران مدارس پیشنهاد میشود.