جستجو در مقالات منتشر شده


143 نتیجه برای Il

احمد درستی، زهرا کرم سلطانی، ابوالقاسم جزایری، فریدون سیاسی، محمدرضا اشراقیان،
دوره 6، شماره 1 - ( 3-1387 )
چکیده

زمینه و هدف: غذا و تغذیه از جمله نیازهای اساسی جامعه بشری بوده و تامین غذای کافی و مناسب برای همه، در مقوله " امنیت غذایی" نهفته است. یکی از آسیب پذیرترین اقشار به هنگام نا امنی غذایی خانوار، کودکان هستند. ضمناً برخی معتقدند نا امنی غذایی خانوار از شیوع چاقی نمی کاهد بلکه ممکن است موجب افزایش آن نیز گردد. بنابراین، محققان بر ضرورت بررسی ابعاد گوناگون و اثرات امنیت غذایی بر سلامتی افراد و عوامل مؤثر بر بروز ناامنی غذایی و چاقی در کودکان تاکید دارند. این مطالعه به منظور تعیین ارتباط بین چاقی و امنیت غذایی در کودکان دبستانی یزد و برخی عوامل خانوادگی مرتبط با آنها در ماههای پایانی سال 1383 انجام گردید.
روش کار: در یک نمونه گیری خوشه ای دو مرحله ای در سطح شهر یزد در سال تحصیلی 84-1383 تعداد 3245 دانش آموز 11-6 ساله (1587 پسر و 1658 دختر) جهت تعیین شیوع چاقی انتخاب و مورد بررسی قرار گرفتند. از بین آنها، تعداد 187 دانش آموز 9 تا 11 ساله دارای BMI بزرگتر یا مساوی صدرک 95، به عنوان افراد چاق (مورد) و همین تعداد دانش آموز هم سن و هم جنس غیر چاق (BMI کوچکتر از صدک 85 و بزرگتر از صدک 15) به عنوان گروه شاهد در نظر گرفته شدند. پرسشنامه امنیت غذایی خانواده (USDA) جهت تعیین وضعیت ناامنی غذایی و پرسشنامه عمومی برای کودکان چاق و شاهد پرگردید.
نتایج: بر اساس یافته ها، شیوع چاقی در بین کل دانش آموزان 3/13% و شیوع ناامنی غذایی در بین دانش آموزان گروه مورد 5/30% بود. بین امنیت غذایی و چاقی در کودکان پدران دارای سطح تحصیلات سیکل، ارتباط معنی داری وجود داشت (048/0=p). همچنین بین امنیت غذایی و چاقی در سطوح شغل آزاد پدر نیز ارتباط در مرز معنی داری مشاهده گردید (059/0=p) . بین ناامنی غذایی و چاقی با وضعیت اقتصادی خانوار در سطوح پایین و متوسط ارتباط معنی داری مشاهده شد (046/0=p) . پس از ثابت کردن بعد خانوار، تحصیلات و شغل مادر ، بین امنیت غذایی و چاقی کودکان ارتباط آماری دیده نشد.
نتیجه گیری: تحصیلات و شغل پدر و وضعیت اقتصادی به عنوان عوامل مرتبط بین چاقی و ناامنی غذایی شناخته شدند. سایر عوامل ارتباط آماری معنی داری نشان ندادند. از آنجا که اطلاعات کافی و کاملی در زمینه عوامل مرتبط با امنیت غذایی در دسترس نمی باشد بهتر است این بررسی در جاهای دیگر نیز انجام گردد.


محمد حاج آقازاده، جبرئیل نسل سراجی، سیدمصطفی حسینی، جواد عدل،
دوره 6، شماره 1 - ( 3-1387 )
چکیده

زمینه و هدف: اختلالات اسکلتی - عضلانی مرتبط با کار شایع ترین بیماریها و آسیب های شغلی می باشند. هدف از این تحقیق مطالعه ریسک فاکتورهای اختلالات اسکلتی - عضلانی در کارگران ساختمان سازی با روش PATH بود.
روش کار: مطالعه از نوع توصیفی تحلیلی به روش مقطعی بود که در چهار کارگاه ساختمان سازی انجام گرفت. در مجموع 3100 مشاهده برای 89 کارگر در 14 شغل ساختمان سازی انجام گرفت. در این مطالعه توسط روش PATH درصد زمانی وضعیت تنه، پاها و دستها، فعالیت های حمل دستی، ابزارهای مورد استفاده و حمل دستی بار در وظایف مشاغل مورد مطالعه تعیین گردید.
نتایج: وضعیت های تنه، پاها و دستها و وزن ابزار و اشیاء حمل شده در بین مراحل کاری مورد مطالعه از نظر آماری تفاوت معنی داری را نشان دادند (0001/0p<). وضعیت خنثی تنه به میزان زیادی مشاهده شد. وضعیت خنثی پاها در بیشتر از 50 درصد و وضعیت خنثی دستها در بیشتر از 80 درصد از زمان کاری کارگران مشاهده شد. ابزارهای مورد استفاده با فراوانی های مختلفی در مشاغل ساختمان سازی استفاده می شوند. بیشترین گروه وزنی حمل شده مربوط به گروه کمتر از 5 کیلوگرم می باشد.
نتیجه گیری: نتایج این مطالعه می تواند در جلوگیری از اختلالات اسکلتی - عضلانی کارگران صنعت ساختمان سازی استفاده شود. نتایج مطالعه نشان داد کارگران ساختمان سازی درصد بیشتری از زمان کارشان را با وضعیتهای خنثی سپری می نمایند، اما انجام مداخلات ارگونومیکی در مشاغل مشخص شده ضروری به نظر می رسد.


سحر باقرزاده یزدچی، محمدرضا پورمند، محبوبه حاجی عبدالباقی، مصطفی حسینی، نادیا مردانی،
دوره 6، شماره 2 - ( 5-1387 )
چکیده

زمینه و هدف: استافیلوکوکوس اورئوس یکی از مهمترین عوامل بیماری زای انسانی می باشد و بعلت مقاومت روزافزون در برابر داروهای ضد باکتریایی ، بصورت یکی از نگرانیهای اصلی سلامت عمومی درآمده است. سویه های مقاوم به متیسیلین استافیلوکوکوس اورئوس به عنوان یک عامل بیماریزای مهم در سطح جامعه و بیمارستان مطرح می باشند. از اینرو ، بررسی ژنوتیپی این سویه ها در بیماران مبتلا به عفونت های استافیلوکوکوی جهت مسیریابی آلودگی ها و کنترل عفونت های بیمارستانی حائز اهمیت است.
روش کار: در این مطالعه، 103 ایزوله استافیلوکوکوس اورئوس از بیمارستان های دانشگاه علوم پزشکی تهران جمع آوری شدند و از نظر ژن hvr مورد بررسی مولکولی قرار گرفتند. بررسی تنوع الگوی های آنتی بیوتیکی با انجام آنتی بیوگرام به روش دیسک دیفیوژن برای 13 آنتی بیوتیک صورت گرفت.
نتایج: بررسی الگوهای حساسیت آنتی بیوتیکی 21 آنتی بیوتایپ مجزا را نشان داد. 64 ایزوله مقاوم به متی سیلین بودند (MRSA) و بر اساس نتایج واکنش زنجیره ای پلیمراز ناحیه بسیار متغیر hvr ، ده الگوی متفاوت از این ژنوتایپ شناسایی شد.
نتیجه گیری: تنوع بالای الگوهای ناحیه hvr مشاهده شده در این تحقیق را می توان به عنوان ابزاری مناسب در کنار سایر تکنیک های مولکولی در تایپینگ این میکروارگانیسم مورد استفاده قرار داد. ضمناً بررسی مداوم الگوهای مقاومت و خصوصیات ژنوتیپی این ارگانیسم به منظور کنترل عفونت های کسب شده از بیمارستان و جامعه توصیه می گردد.


محمد شاکر خطیبی، حسین گنجی دوست، بیتا آیتی، اسماعیل فاتحی فرد،
دوره 6، شماره 3 - ( 11-1387 )
چکیده

زمینه و هدف: اکریلونیتریل به عنوان ماده اولیه اصلی در تولید رزین ABS (اکریلونیتریل بوتادین استایرن) به طور وسیعی در صنعت پتروشیمی و دیگر فرآیندهای صنعتی و تجاری مورد استفاده قرار می گیرد. تجزیه زیستی این ترکیب به دلیل ویژگی های سمی آن به آسانی توسط میکروارگانیسم ها انجام نمی شود و در صورت عدم تصفیه مناسب، تخلیه پساب آلوده به اکریلونیتریل می تواند سبب بروز آلودگی شدید محیط زیست شود. هدف از انجام این تحقیق، جداسازی و شناسایی گونه باکتریایی تجزیه کننده اکریلونیتریل از لجن فعال سیستم تصفیه فاضلاب صنعت پتروشیمی و همچنین، بررسی سرعت کاهش غلظت یا حذف کامل آن در سیستم تصفیه زیستی توسط گونه جداسازی شده می باشد. به علاوه، تغییرات غلظت محصولات میانی و نهایی حاصل از تجزیه اکریلونیتریل نیز مورد مطالعه قرار گرفته است.
روش کار:
برای انجام این تحقیق، سه راکتور زیستی ناپیوسته هرکدام به حجم 250 میلی لیتر مورد استفاده قرار گرفت. جمعیت میکروبی مورد نیاز برای راه اندازی سیستم، از لجن فعال برگشتی حوض هوادهی سیستم تصفیه فاضلاب مجتمع پتروشیمی تبریز تامین گردید. به منظور تامین مواد معدنی و عناصر جزئی مورد نیاز میکروارگانیسم ها از محیط بافر فسفات (PBM) و جهت تامین کربن و نیتروژن مورد نیاز سیستم زیستی از اکریلونیتریل به عنوان آلاینده استفاده شد. همچنین، از محیط کشت R2A به منظور دستیابی به باکتری خالص و از رنگ آمیزی گرم، مشاهده میکروسکوپی و آزمون های بیوشیمیایی با بهره گیری از محیط های انتخابی از جمله اکسیداسیون یا تخمیر گلوکز (O-F glucose)، مک کانکی آگار (MacConkey agar)، آگار آهن حاوی سه قند لاکتوز، ساکارز و گلوکز(TSI)، ائوزین متیلن بلو(EMB)، سالمونلا شیگلا آگار (SS agar)، SIM، آزمون های احیاء نیترات، ذوب ژلاتین، تخمیر لاکتوز، اکسیداز و کاتالاز جهت شناسایی باکتری استفاده شد. در نهایت، بازده سیستم زیستی در تجزیه غلظت های اولیه مختلف اکریلونیتریل و محصولات میانی و نهایی حاصل از فرآیند تجزیه زیستی مورد مطالعه قرار گرفت.
نتایج: نتایج بدست آمده نشان دهنده میانگین حذف 46% و 98% اکریلونیتریل به ترتیب در مدت 46 و 70 ساعت پس از شروع واکنش در غلظت اولیه 500 میلی گرم بر لیتر بود. در غلظت اولیه 700 میلی گرم بر لیتر، متوسط حذف اکریلونیتریل در سیستم زیستی پس از گذشت 46 و 94 ساعت از شروع واکنش، به ترتیب برابر 50% و 6/98% بود، در صورتیکه با اعمال غلظت اولیه 1000 میلی گرم بر لیتر، میانگین حذف پس از 46 و 94 ساعت به ترتیب 30% و 40% بوده و با گذشت 118 ساعت از شروع واکنش، غلظت متوسط اکریلونیتریل در نمونه های برداشت شده 580 میلی گرم بر لیتر بود. نتایج مربوط به جداسازی و شناسایی گونه باکتریایی در شرایط بهینه عملکرد سیستم زیستی حکایت از نقش موثر باسیل گرم منفی متعلق به گروه گاما پروتئوباکتریا (Proteobacteria) تحت عنوان پسودوموناس پوتیدا (Pseudomonas putida) داشت.
نتیجه گیری: تجزیه اکریلونیتریل با استفاده از فرآیندهای زیستی امکانپذیر می باشد، حال آنکه کارآیی گونه های مختلف باکتریایی در تجزیه زیستی این ترکیب متفاوت است. باسیل گرم منفی پسودوموناس پوتیدا به راحتی به محیط دارای اکریلونیتریل تا غلظت 700 میلی گرم بر لیتر سازگار می شود و از کربن و نیتروژن حاصل از تجزیه آن به منظور رشد و ساختارسازی سلولی می تواند استفاده نماید. همچنین، این گونه علاوه بر استفاده مستقیم از اکریلونیتریل، از اکریلیک اسید و آمونیاک نیز به ترتیب به عنوان منبع تامین کربن و نیتروژن مورد نیاز استفاده می نماید. بنابراین، انتظار می رود گونه شناسایی شده نقش مهمی در تصفیه فاضلاب واحد ABS صنایع پتروشیمی ایفا نماید.
سیدمحمد علوی، علی الباجی،
دوره 7، شماره 1 - ( 6-1388 )
چکیده

زمینه وهدف: علیرغم بکار گیری استراتژی درمان کوتاه مدت تحت نظارت مستقیم(DOTS) در برنامه ملی مبارزه باسل در کشور هنوز سل بعنوان مشکل عمده بهداشت عمومی در ایران باقی مانده است.هدف از انجام این مطالعه بررسی نقش بیمارستان آموزشی در بهبود شاخص های برنامه ملی سل بود.
روش کار: در یک مطالعه مقطعی توصیفی-تحلیلی مبتنی بر داده های موجود بیمارستانی پرونده های بیماران مبتلا به سل درمان شده در بیمارستان آموزشی رازی ومرکز بهداشت خوزستان بازبینی شدند. تشخیص، درمان وپیگیری بیماران بر اساس دستورالعمل کشوری مبارزه با سل بود. بیماران بستری شده حداقل برای دوهفته اول درمان در گروه HTB و بیماران سرپائی در گروه OTB قرار گرفتند. شاخص‌های کنترل سل (شامل میزان های: بیماران خلط مثبت، بهبودی کامل، شکست درمان، غیبت ازدرمان و مرگ) وانجام مشاوره قبل از درمان در دوگروه مقایسه شدند. داده‌های مربوط به اطلاعات فردی ریسک فاکتور های بیماری ونتیجه درمان در نرم افزار SPSS 11.5 و با استفاده از آزمونهای کای دو ودقیق فیشر انالیز شدند.
نتایج: درمجموع 235بیمار منجمله 67بیمار بستری شده با تشخیص سل مورد بررسی قرار گرفتند. میانگین سن 38 سال بود . 122 نفر مرد(9/51%) و 42 نفر(9/17%) سابقه زندان داشتند که در بین آنها 20 نفر(6/47%) آلوده به ویروس نقص ایمنی انسانی(HIV) بودند.53 نفر(5/22%) معتاد تزریقی بودند.از 235 بیمار 120نفر(1/51%) سل ریه خلط مثبت بودند.میزان بهبود یافته، شکست درمان، قصوردرمان وفوت شده به ترتیب در گروهHTB (6/80%،9/8%،5/4%،9/5%) و در گروهOTB(6/66% ،3/17% ،1/10% ،9/5%) بود. مشاوره قبل از درمان در 75% گروه HTB و52% گروه OTB انجام شده بود.
نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد که بیمارستان آموزشی نقش مهمی درانجام مشاوره قبل از درمان و ارتقاء شاخص های کنترل سل نظیر تشخیص سل خلط مثبت و افزایش میزان بهبودی و احتمالا کاهش شکست وقصور درمان دارد.


مژگان بهزاد پور، حجت زراعتی، محمود محمودی، عباس رحیمی،
دوره 7، شماره 1 - ( 6-1388 )
چکیده

زمینه و هدف: سرطان معده همانند تمام سرطان‌های دیگر بر اثر رشد خارج از کنترل بافت‌های سرطانی به وجود می‌آید و با وجود اینکه روش‌های مختلف درمانی از قبیل جراحی، رادیوتراپی، و شیمی درمانی و چند روشِ درمانی توأم برای این بیماری وجود دارد، ولی باز هم عود بیماری و مرگ بر اثر بیماری امکان‌پذیر است. بر اساس نتایج گزارش کشوری ثبت موارد سرطان در ایران، مرگ به دلیل سرطان معده در رتبه اول مرگ و میرهای ناشی از انواع سرطان‌ها قرار دارد. این مطالعه با هدف تعیین بقای 2 ساله بعد از عود بیماران مبتلا به سرطان معده‌ی جراحی شده در مهمترین مرکز درمان سرطان ایران (انستیتو کانسر) و بررسی عوامل مؤثر بر آن طراحی و اجرا شده است.
روش کار: در این مطالعه 330 بیمار مبتلا به سرطان معده که در فاصله زمانی 1374 تا 1378 به انستیتو کانسر مجتمع بیمارستانی امام خمینی(ره) مراجعه کرده و تحت عمل جراحی قرار گرفته‌اند، مورد بررسی قرار گرفت. با استفاده از زمان عود بیماری و زمان مرگ بر اثر بیماری، طول عمر بعد از عود بیماران مورد نظر تعیین شد. چون طول عمر مورد نظر، زمان سپری شده بین دو پیشامد عود بیماری و مرگ بر اثر بیماری در نظر گرفته شده و هر دو پیشامد می‌توانند دچار ناتمامی شوند، داده‌های مورد استفاده دارای ویژگی ناتمامی دو سویه هستند. بعد از مشخص شدن طول عمر، اثر متغیرهای فردی مانند سن، جنس، و اطلاعاتی در مورد بیماری مانند محل درگیری، تشخیص پاتولوژی، متاستاز به گره‌های لنفاوی، متاستاز به کبد، متاستاز دوردست و مرحله بیماری (Stage) بر طول عمر بعد از عود بیماران با استفاده از مدل مخاطرات متناسب کاکس (Cox proportional hazards model) مبتنی بر ناتمامی دوسویه مورد ارزیابی قرار گرفت، و سطح معنی داری 05/0 در نظر گرفته شد.
نتایج: احتمال بقای دو ساله بعد از عود بیماران مبتلا به سرطان معده مورد بررسی 15%، و میانه طول عمر پس از عود 15/10 ماه بوده است. نتایج آزمون‌های یک متغیره، که برای بررسی اثر مجزای متغیرهای مختلف بر طول عمر بعد از عود بیماران انجام شد، نشان می‌دهد سن، جنس، محل درگیری، تشخیص آسیب شناسی، متاستاز به گره‌های لنفاوی، متاستاز به کبد و متاستاز دوردست اثر معنی‌داری بر طول عمر بعد از عود بیماران نداشته است. اما متغیر مرحله بیماری به طور معنی‌داری بر طول عمر بعد از عود بیماران موثر بوده‌ است. بررسی همزمان اثر متغیرهای مختلف بر احتمال بقای بعد از عود بیماران با استفاده از مدل مخاطرات متناسب کاکس برای داده‌های با ویژگی ناتمامی دو سویه نشان داد که متغیرهای سن، جنس و تشخیص آسیب شناسی به ترتیب بیشترین تأثیر را بر بقای بعد از عود بیماران دارند.
نتیجه گیری: بقای دو ساله بعد از عود مبتلایان به سرطان معده بسیار اندک است. بیمارانی که در مراحل انتهایی بیماری جهت درمان مراجعه میکنند به درمانهای بکار گرفته شده پاسخ مناسبی نمی دهند و با عود بیماری روبرو خواهند شد و متاسفانه طول عمر پس از عود آنان بسیار کوتاه و دارای میانه 15/10 ماه است.


ابوالقاسم پوررضا، رقیه خبیری، محمد عرب، علی اکبری ساری، عباس رحیمی، آذر طل،
دوره 7، شماره 2 - ( 7-1388 )
چکیده

زمینه و هدف: عوامل موثر بر رفتار افراد در هنگام مواجهه با بیماری بسیار متفاوت است که شامل عوامل فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و بویژه هزینه های درمانی می باشد. با توجه به هزینه های روزافزون درمانی، نقش اقدام بیماران در کنترل مالی هزینه های درمان، سیر بهبودی و نیز عدم اطلاع  کافی از رفتار افراد در اولین نقطه مواجهه با بیماری و به منظور سنجش تقاضای مردم در یک بستر تحقیقاتی مناسب، این مطالعه با هدف تحلیل رفتار درجستجوی درمان افراد در موارد بروز کسالت یا بیماری در ساکنان شهرتهران متشکل از کلیه اقشار و گروههای اجتماعی، اقتصادی وفرهنگی انجام شده است.
روش کار: در این مطالعه که از نوع  توصیفی - تحلیلی می باشد و به روش مقطعی انجام شده است 1882 نفر از افراد ساکن در خانوارهای شهر تهران به روش نمونه گیری خوشه ای دو مرحله ای انتخاب شدند و اطلاعات لازم با استفاده از پرسشنامه و مصاحبه جمع آوری گردید. جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات از آزمونهای آماری مجذور کای ، تست دقیق فیشر و رگرسیون لجستیک چندمتغیره در نرم افزار SPSS.13  استفاده شده است.
نتایج:  9/22% (431نفر) از افراد شرکت کننده در مطالعه ابتلا به یک یا دو مورد بیماری را در یک ماه گذشته گزارش کردند. آنالیزهای رگرسیون لجستیک چندمتغیره نشان داد که متغیرهای سن، جنس، وخامت بیماری،  میزان تحصیلات و تأهل ارتباط آماری معنی داری با احتمال اقدام به درمان اعم از خوددرمانی یا جستجوی درمان از مرکز درمانی داشته اند. همچنین در زمینه احتمال مراجعه به یک مرکز درمانی مشخص شد که متغیرهای سن، جنس، وخامت بیماری، میزان درآمد، میزان تحصیلات، بعد خانوار و شیوه پرداخت از بقیه متغیرهاموثرتر بوده و معنی دار در مدل باقی ماندند.
نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش، بالا بردن سطح آگاهی جامعه در مورد اثرات سوء مصرف دارو و خوددرمانی، آموزش پزشکان و داروسازان، اصلاح نظام بیمه و ترویج بیمه همگانی به عنوان راهکارهایی مناسب جهت بهبود الگوی مصرف خدمات سلامتی توصیه می شود.


سهند جرفی، نعمت الله جعفرزاده، روشنک رضائی کلانتری، یلدا هاشم پور، محمد مهدی مهربانی اردکانی،
دوره 7، شماره 3 - ( 7-1388 )
چکیده

زمینه و هدف: غلظت بالای مواد آلی و آمونیاک و ورود ترکیبات سمی منجر به عملکرد ضعیف سامانه های تصفیه شیرآبه مراکز دفن به هنگام کاربرد مستقیم تصفیه زیستی می گردد. هدف از این پژوهش تعیین عملکرد راکتور در تغذیه ناپیوسته در تصفیه زیستی شیرآبه دفن بهداشتی همراه با کاربرد پودر کربن فعال می باشد.

روش کار: شیرآبه خام قبل از مرحله تصفیه زیستی، از طریق فرآیندهای انعقاد و لخته سازی پیش تصفیه شده و آمونیاک موجود در آن به وسیله فرآیند عریان سازی با هوا در pH بالا حذف گردید. در این مطالعه،  شیرابه پیش تصفیه شده در یک حوضچه هوادهی به روش تغذیه ناپیوسته مورد تصفیه زیستی قرار گرفت. سه چرخه زمانی مختلف (40 ×1، 10 × 4 و 8 × 5) ساعت درحضور و عدم حضورg/L2پودر کربن فعال بررسی شد.

نتایج: نتایج نشان داد که کاربرد پودر کربن فعال به شکل قابل توجهی بازده حذف COD را بهبود بخشید. مقدار COD در راهبری به صورت تغذیه ناپیوسته با چرخه زمانی 8 × 5 ساعت در حضورg/L  2 پودر کربن فعال، از مقدار اولیه mg/L 3900 به mg/L 169 و در هنگام عدم کاربرد PAC به mg/L 622 کاهش یافت.

نتیجه گیری: با توجه به نتایج حاصل از این پژوهش و سایر مطالعات انجام شده توسط دیگران، میتوان اظهار داشت که راکتور تغذیه ناپیوسته دارای عملکرد بسیار خوبی در تصفیه شیرآبه پیش تصفیه شده می باشد.


شقایق رحیمی کمال، جبرائیل نسل سراجی، ایرج محمدفام،
دوره 7، شماره 4 - ( 12-1388 )
چکیده

زمینه و هدف: خطای انسانی اغلب در بروز حوادث، هم در عملکرد مستقیم و هم در طراحی های ضعیف، نقش مهمی بازی م یکند. تمرکز این کار بر پیش بینی احتمالات خطای انسانی در هنگام فرآیند تجمع در شرایط اضطراری در تأسیسات تقویت فشار گاز می باشد. برای Human Error Probability Index (HEPI) هدف از ارایه ی این مقاله توصیف مختصری از شاخص احتمال خطای انسانی یند گردهمایی و تجمع در شرایط اضطراری تاسیسات تقویت فشار گاز است.
روش کار: با توجه به کمبود منابع اطلاعاتی در زمینه خطای انسانی و بخصوص داده های خطای انسانی برای تجمع در شرایط اضطراری در تأسیسات تقویت فشار گاز، یک روش قضاوت کارشناسی به نام شاخص احتمال موفقیت به عنوان وسیله ای برای پیش بینی احتمالات خطای انسانی تهیه شده است. دو سناریوی تجمع با شدت های مختلف (نشت گاز و آتش سوزی و انفجار) با جزییات مورد مطالعه قرار گرفت. ٣٤ نمودار مرجع، داده هایی را برای وزن و نرخ دهی به شش عامل شکل دهی عملکرد فراهم نمودند و در نهایت این داده ها با استفاده از روش جهت محاسبه احتمال موفقیت برای ١٦ فعالیت تجمع از نقطه شروع تجمع Success Likelihood Index Methodology (SLIM) پردازش شدند. فعالیت های فوق به ترتیب در قالب ٤ Temporary Safe Refuge(TSR) تا آخرین فعالیت در پناهگاه موقت ایمن مرحله ی: آگاهی، ارزشیابی، خروج و بازیابی تقسیم بندی شده اند. ٦ عامل شکل دهی عملکرد که در این کار مورد توجه قرار گرفتند عبارتند از: استرس، پیچیدگی کار، آموزش، تجربه، عامل رویداد و عامل های شرایط جوی.
نتایج: احتمال خطای انسانی در مرحله خروج از بقیه مرحله ها بیشتر بود و پس از آن در مرحله ارزشیابی، بیشترین احتمالات دیده شد و کمترین احتمال خطا در مرحله ی آگاهی رخ داد. می تواند جهت محدود نمودن فرصت ها برای رخداد خطای انسانی و (HEPI) نتیجه گیری: کاربرد شاخص احتمال خطای انسانی کاهش شدت عواقب چنین خطاهایی از طریق تغییراتی در آموزش، طراحی، سامانه های ایمنی و دستورالعمل ها که در نتیجه آن قدرت تحمل خطا در طراحی ها و یا عملیات بیشتر شود، مورد استفاده قرار گیرد.
علیرضا مصداقی نیا، جعفر نوری، امیرحسین محوی، فروغ واعظی، کاظم ندافی، محمد انصاری زاده،
دوره 7، شماره 4 - ( 12-1388 )
چکیده

زمینه و هدف: این تحقیق با هدف بررسی امکان افزایش کارآیی سیستم تصفیه‌ی فاضلاب کارخانه‌ی صنایع لبنی پگاه فارس و ارایه‌ی راهکار مناسب جهت ارتقای آن در سال 1386-1385 انجام گرفت. سامانه‌ی مورد استفاده برای تصفیه‌ی فاضلاب این کارخانه از نوع بی‌هوازی- هوازی متوالی است که در آن از برکه‌های تثبیت بی‌هوازی و لجن فعال متعارف و هوادهی گسترده استفاده شده است. این تصفیه‌خانه به دلیل توسعه‌ی نامناسب و عدم راهبری صحیح، استانداردهای خروجی مورد نیاز جهت دفع به زمین‌های کشاورزی را تأمین نمی‌کرد.

روش کار: جهت رفع مشکلات فوق و بوی بد ناشی از آن، اصلاحاتی همچون تغییر در ورودی و خروجی برکه‌ها و تنظیم نسبت غذا به زیست یاخته (F/M) در فرآیند لجن فعال و تبدیل لجن فعال متعارف به لجن فعال با تغذیه‌ی مرحله‌ای، صورت گرفت و بازده تصفیه خانه قبل و بعد از انجام تغییرات مورد بررسی و آزمایش قرار گرفت.

نتایج: در نتیجه‌ی این تغییرات بازده حذف اکسیژن مورد نیاز شیمیایی(COD)، اکسیژن مورد نیاز زیست شیمیایی(BOD5)، مجموع ذرات جامد معلق(TSS)، مجموع ذرات جامد محلول (TDS) و مجموع کلی‌فرم‌ها و کلی‌فرم‌های مدفوعی به ترتیب از 42/82، 87/86، 18/64، 23/20، 56/54 و 87/50 به 34/97، 61/98، 4/90، 47/28، 09/90 و 95/89 درصد افزایش یافت.

نتیجه گیری: نتایج آزمایش‌های انجام گرفته نشان دهنده‌ی افزایش بازده تصفیه‌خانه بعد از اصلاح سامانه می‌باشد. همچنین مشاهده شد که کارآیی سامانه‌ی لجن فعال تغذیه‌ی مرحله‌ای و سامانه‌ی لجن فعال هوادهی گسترده در کاهش پارامترهای مورد بررسی در این تحقیق مشابه می‌باشد و استفاده از هوادهی گسترده در این تصفیه‌خانه، عملاً باعث اتلاف انرژی و هزینه می‌ شود.


مهدی فرزادکیا، سهند جرفی، مریم اصطبار،
دوره 8، شماره 1 - ( 3-1389 )
چکیده

زمینه و هدف: فرمالدیید یکی از مواد شیمیایی آلی است که کاربرد بسیار گسترده ای به عنوان ماده خام در بسیاری از صنایع دارد. پساب های خروجی صنایعی که حاوی غلظت های بالایی فرمالدیید می باشند، به دلیل خطرات احتمالی سرطان زایی و جهش زایی آن باید تصفیه شوند. هدف از این مطالعه تعیین کارآیی راکتور متوالی ناپیوسته بی هوازی بیوفیلمی Anaerobic sequence batch biofilm reactor(ASBBR) در تجزیه زیستی فرمالدیید می باشد.

روش کار: یک راکتور متوالی ناپیوسته بی هوازی بیوفیلمی در مقیاس آزمایشگاهی به حجم کل 6 لیتر در این مطالعه مورد استفاده قرار گرفت. کارآیی راکتور طی 9 مرحله از بار آلی ورودی معادل 54/0 الی  kgCOD/m3.d 09/7 بررسی شد.

نتایج: بهترین بازده حذف در بار آلی معادل kgCOD/m3.d 54/0 به میزان 94 درصد برای COD  و 99 درصد برای فرمالدیید و کمترین بازده در بار آلی kgCOD/m3.d 09/7  به مقدار 48 درصد برای COD  و 1/63 درصد برای فرمالدیید به دست آمد.

نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان می دهد که راکتور متوالی ناپیوسته بی هوازی بیوفیلمی می تواند به عنوان یک فناوری اجرایی، کارامد و قابل اعتماد برای تصفیه فاضلاب های صنعتی آلوده به فرمالدیید به کار گرفته شود.


معصومه سیمبر،
دوره 8، شماره 1 - ( 3-1389 )
چکیده

رمینه و هدف: رشد سریع جمعیت پس از سر شماری سال 1368 مورد توجه قرار گرفت و کنترل رشد و جمعیت برنامه تنظیم خانواده  به عنوان یک اولویت در نظر گرفته شد. استراتژی­ها ی این برنامه تنظیم خانواده به کاهش سریع جمعیت و شاخص­های باروری انجامید و میزان مصرف روش های پیشگیری از بارداری از 49 درصد در سال 1367 به 8/73 درصد در سال 1386 رسید.این مقاله با هدف مرور برنامه تنظیم خانواده در ایران در طول چهار دهه گذشته وبحث در خصوص دلایل این موفقیت میپردازد تا الگویی برای ترویج سایر جوانب بهداشت باروری باشد.

روش کار: مرور سیستماتیک از مقالات ایندکس شده در مدلاین و پایگاه اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی، سر شماری دموگرافیک و سلامت و مطالعات آگاهی، نگرش و عملکرد وزارت بهداشت، سر شماری های ملی جمعیت سازمان آمار.

نتایج: برنامه تنظیم خانواده در ایران از سال 1345 شروع شد و با موفقیت های محدودی روبرو بود. بعد از سرشماری سال 1365 کنترل جمعیت به عنوان سیاست عمومی کشور قرار داده شد و توسط رهبران جامعه مورد حمایت قرار گرفت. محیطی حامی برای برنامه توسط وسایل ارتباط جمعی ایجاد شد و با تشکیل بخش جمعیت و تنظیم خانواده در وزارت بهداشت  و افزایش سطح پوشش خدمات بهداشتی اولیه، آموزش کارکنان ماهر و ارائه خدمات مجانی، این خدمات باز سازی شد، برای تقویت فعالیت های جامعه از داوطلبان و سازمان های غیر دولتی استفاده شد. برای ایجاد مهارت های فردی علاوه بر آموزش تنظیم خانواده در مراکز بهداشتی، آموزش درمدارس، دانشگاه ها و محل های کار، ارتش و کلاس های قبل از ازدواج نیز انجام شد و مشارکت مردان با ارایه روش­های مردانه مانند وازکتومی  یا کاندوم ترویج شد.

نتیجه گیری:  اصول ترویج بهداشت مبین دستاوردهای برنامه تنظیم خانواده در ایران هستند. اصولی که برای موفقیت در ترویج سایر برنامه های بهداشت باروری می بایست در نظر گرفته شوند.


سیدمنصور رضوی، سهیلا دبیران، مهدی پناه خواهی، سارا آصفی، قمر ذاکر شهرک،
دوره 8، شماره 2 - ( 6-1389 )
چکیده

زمینه و هدف: امروزه مراکز آموزش مهارت های بالینی(Clinical Skills Centers)،درآموزش مهارت های عملی به دانشجویان پزشکی جایگاه مهمی پیدا کرده است. در اینگونه مراکز، دانشجویان با روشها و فنون مختلف آموزش داده می شوند.یکی از این روشها، روش آموزش ایستگاهی است. هدف ازاین مطالعه، تعیین تاثیر این شیوه آموزشی از طریق مقایسه نتایج خودارزیابی دانشجویان از مهارت های پایه جراحی، قبل و بعد از آموزش است.

روش  کار : تحقیق حاضر یک  مطالعه نیمه تجربی) (Quasi Experimental است که به بررسی میزان تاثیر یک دوره دو روزه آموزش مهارت های پایه جراحی بر افزایش مهارت های ذهنی و عملی کارآموزان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران می پردازد.

این مطالعه به روش خودارزیابی (Self assessment) در دانشجویان دوره کارآموزی پزشکی در سه گروه آموزش دهنده ی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران، در طی سالهای 87-1383 انجام گرفته است. .نمونه گیری به روش سرشماری و تعداد آن 268 نمونه ، شامل 268 پیش آزمون و 268 پس آزمون بوده است . برای مقایسه تاثیر آموزش در افزایش مهارت پایه جراحی دانشجویان ، از میانگین اختلاف نمرات خودارزیابی ، قبل و بعد از آموزش استفاده شده و داده ها با آزمونهای آماری آنالیز واریانس یک طرفه (ANOVA) ، آزمون t زوج و آزمون نا پارامتری ویلکاکسون مورد تحلیل قرار گرفته است .

نتایج :  نمرات خودارزیابی دانشجویان در 17 موضوع نظری و 10 مهارت پایه جراحی ، قبل و بعد از آموزش ، به طور معنی داری ارتقا داشتند، در حالی که نتایج کار گروه های آموزش دهنده  به طور جداگانه به طور معنی دار با یکدیگر اختلاف داشته اند (001/0p<) در این مطالعه ،  نتایج در سال های مختلف آموزشی با هم اختلاف معنی دار نداشته اند .

نتیجه گیری: آموزش مهارت ها به شیوه ی ایستگاهی برای ارتقای مهارت های عملی موثر است


وحیده مظاهری، کوروش هلاکویی نائینی، سوسن سیمانی، مسعود یونسیان، احمد فیاض، احسان مصطفوی، پیوند بیگلری،
دوره 8، شماره 3 - ( 7-1389 )
چکیده

زمینه و هدف: هاری بیماری ویروسی قابل انتقال از حیوانات خونگرم به انسان است. هاری با ایجاد انسفالیت حاد و کشنده در انسان و دیگر پستانداران یکی از علل ویروسی مرگ در کشورهای در حال توسعه می­باشد. بیماری عمدتاً از طریق گازگرفتگی و گاهی از طریق نسوج مخاطی، تنفس، جفت، وسایل آلوده و پیوند اعضا منتقل می­شود. هدف این بررسی، ترسیم نقشه­ی پراکندگی جغرافیایی گازگرفتگی، بیماری و مرگ از هاری در استان­های ساحلی دریای خزر بوده است.

روش کار: بررسی حاضر با جمع آوری داده­های موارد انسانی، دامی و حیوان گزیدگی از بخش تحقیقات و مرکز رفرانس هاری انستیتو پاستور و آزمایشگاه تشخیص هاری در پژوهشکده آمل طی سالهای 2002 تا 2007 انجام گرفت. داده­ها به کمک نرم افزار SPSS تحلیل و نقشه­های پراکندگی به وسیله برنامه Arc GIS 9.2 ترسیم شد.

نتایج: در این دوره 6 ساله، از 670743 مورد گازگرفتگی در کشور، 63890 مورد (5/9%)در گلستان،25767 مورد (8/3 %) در مازندران و 22874 مورد (4/3 %) در گیلان بوده است. بیشترین توزیع مکانی گازگرفتگی در گلستان ،شهرستان­های آق قلا، بندر ترکمن، آزاد شهر و کلاله و در مازندران، گلوگاه، بهشهر، رامسر و نکا و در گیلان شفت، ماسال، سیاهکل و فومن می­باشد. از 2312 مورد هاری دامی در کشور، 22/9% در گلستان،  4% در مازندران و 6/2% درگیلان گزارش گردید. بیشترین توزیع مکانی هاری دامی در گلستان شهرستان های گنبد کاووس، بندر ترکمن، گرگان و کلاله و در مازندران شهرستان­های بهشهر، نکا و چالوس و در گیلان شهرستان­های ماسال، فومن و رضوانشهر می­باشد. سگ مهمترین ناقل (3/91%) برای انسان و سایر حیوانات بوده است. طی این سالها41 مورد مرگ انسانی در اثر هاری در سراسرکشور گزارش گردیده که2 مورد مرگ از مازندران می­باشد.

نتیجه گیری: نتایج بررسی نشان می­دهد که برنامه­های کنترل و مراقبت بیشتری مورد نیاز است و می­تواند به برنامه­ریزی­های آینده در مراکز کنترل و مراقبت بهداشتی کمک نماید.


مرضیه جوادی، هدایت الله عسگری، مریم یعقوبی، حسین نوازهی،
دوره 8، شماره 3 - ( 7-1389 )
چکیده

زمینه و هدف: بیماری­های غیر واگیر که از آن به بیماری­های مزمن و یا بیماری­های مرتبط با سبک زندگی نیز یاد می­شود یکی از مشکلات جدی امروز اغلب کشورهاست. سازمان جهانی بهداشت در نشست­های سالانه­ی خود بارها این موضوع را طرح و نظرات و راهکارهای کارشناسی خود را به دنیا ارایه نموده است. در این مطالعه با استفاده از راهبرد­های تنظیمی توسط WHO که برنامه جامعی برای کنترل و مراقبت از بیمارهای غیرواگیر است به بررسی اقدامات انجام شده درحوزه­ی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در برنامه مراقبت و کنترل بیماری­های غیر واگیر پرداخته شده است.

روش کار: دراین مطالعه که یک پژوهش توصیفی تحلیلی است فعالیت های انجام شده درنظام  مراقبت بیماری­های غیر­واگیر در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در تعداد 21 واحد مبارزه با بیماری­های غیر واگیر شهر اصفهان و کلیه شهرستان­های استان به صورت خود ارزیابی و بررسی مستندات، مورد بررسی  قرار گرفت. کارشناسان و مسؤولان واحدهای مبارزه با بیماری­های غیر­واگیر(تعدا د 30نفر) وارد مطالعه گردیدند. ابزار مطالعه پرسشنامه محقق ساخته­ای بود که در6حیطه ( براساس اصول جهانی و راهبرد­های مبارزه با بیماری­های غیرواگیر (WHOتدوین و روایی و پایایی آن مورد تایید قرارگرفت. در تحلیل داده­ها از فراوانی، درصد، میانگین و T-Test  استفاده شد. داده­ها با استفاده از نرم افزار SPSS تحلیل شد.

نتایج: نمره کل خودارزیابی واحدهای مورد مطالعه دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در زمینه اقدامات انجام شده در برنامه مراقبت و کنترل بیماری­های غیر­واگیر 59/0 44/1 (میانگین 44/1 از4) است. دربین 6راهبرد  مورد مطالعه راهبرد "افزایش آگاهی عمومی درمورد بیماری­های غیرواگیر "بالاترین امتیاز وراهبرد "بهبود همکاری و مشارکت در پیشگیری و کنترل بیماری­های غیر واگیر "کمترین امتیاز حاصل شده است. مستندسازی اقدامات در حد ضعیفی صورت گرفته است (کمتراز50%). بین میانگین نمرات خود­ارزیابی بر حسب دو دسته اقدامات دارای مستندات و فاقد مستندات  تفاوت معناداری وجود نداشت (1/0=p).

نتیجه گیری: دانشگاه علوم پزشکی اصفهان از دانشگاههای پیشرو در سطح کشور است که اقدامات ارزشمندی در زمینه برنامه مراقبت و کنترل بیماری­های غیرواگیر انجام داده است. اما بر اساس مقیاس مورد استفاده این مطالعه نقاط ضعف متعددی در برنامه­ ها وجود دارد. یکی دیگر از نقاط ضعف دیگر عدم توجه و دقت در مستندسازی اقدامات انجام یافته است که مرحله بسیار مهمی برای هم افزایی فعالیتها و بهبود و تعالی عملکردی سازمان است.


عادل مظلومی، مصطفی حمزئیان زیارانی، اصغر دادخواه، مهدی جهانگیری، مریم مقصودی پور، پریسا محدثی، مهدی قاسمی،
دوره 8، شماره 4 - ( 12-1389 )
چکیده

زمینه و هدف : امروزه در بسیاری از محیط­های شغلی نظیر صنایع هسته­ای، نظامی و شیمیایی بروز یک خطای انسانی می­تواند به حادثه ­ای فاجعه ­بار منتهی شود. ویژگی­ عمومی سامانه ­های بزرگ فن آوری این است که مقادیر عظیمی از مواد بالقوه خطرناک در یک واحد متمرکز هستند و توسط چند کاربر ، کنترل می­شوند. اتاق کنترل به عنوان قلب تپنده یک سامانه می­باشد و هر گونه خطا در وظایف کاربرها می­تواند پیامدهای جبران ناپذیری را به همراه داشته باشد. بنابراین، مطالعه­ ی حاضر با هدف شناسایی و ارزیابی خطاهای انسانی در اتاق کنترل یکی از صنایع پتروشیمی با استفاده از روش Cognitive Reliability Error Analysis Method (CREAM) به انجام رسید.
روش ­کار: مطالعه حاضر، یک مطالعه مورد پژوهی توصیفی- تحلیلی می باشد که در اتاق کنترل یکی از صنایع پتروشیمی که دارای 39 نفر شاغل می­باشد، اجرا گردید. در ابتدا با روش تجزیه و تحلیل سلسله مراتبی (HTA) وظایف شغلی تحلیل گشته و سپس با استفاده از روش اولیه و گسترده CREAM، کنترل­های محتمل کاربر و خطاهای احتمالی شناختی برای وظایف شغلی تحلیل شده تعیین گردید.
نتایج:
بر اساس نتایج روش اولیه CREAM، برای وظایف اقدام، بردمن[HB1] و سرپرست نوبت کارنوبت کار، نوع سبک کنترلی لحظه­ ای و برای وظیفه نوبت کار ارشد اتاق کنترل، نوع سبک کنترلی تاکتیکی تعیین گردید و بر اساس نتایج روش گسترده CREAM، از تعداد کل خطا­های شناسایی شده، خطای اجرا (70­/­51 %)، خطای تفسیر (55­/­19%)، خطای برنامه­ ریزی (94­/­14%) و خطای مشاهده (81­/­13 %) بدست آمد.
نتیجه­ گیری: مطابق با روش اولیه CREAM عواملی CPCs مرتبط با کاهش اطمینان عملکرد شامل، انجام دو یا چند کار بطور همزمان، زمان انجام کار (ریتم سیرکادین) و کیفیت آموزشهای موجود و تجربیات کاری می باشد که باعث ایجاد سبک کنترلی لحظه­ ای می­گردد. و مطابق با روش گسترده CREAM بیشترین خطاهای شناختی شامل خطای اجرا و مهمترین فعالیت­های شناختی مرتبط با فرایند کنترلی در این اتاق کنترل، فعالیت ارتباط، اجرا، تشخیص، پایش و برنامه­ ریزی بوده که توجه به تهیه و تدوین دستور­العمل­های کاری، برگزاری دوره­ های آموزشی، برنامه نوبت کاری، بهینه سازی سامانه ارتباطی و ایجاد تغییرات لازم در نرم­افزار کنترلی ضروری می­باشد.
فریده گلبابایی، رضا کاظمی، بنفشه گلستان، مهران پورتالاری، سید جمال الدین شاه طاهری، مسعود ریسمان چیان،
دوره 8، شماره 4 - ( 12-1389 )
چکیده

زمینه و هدف:.با توجه به اثرات حاد و مزمن حلال های آلی، که نقاشان خودرو در مواجهه طولانی مدت با آنها هستند ، ارزیابی و کنترل آنها برای حفظ سلامت کارکنان از اهمیت خاصی برخوردار است . در این تحقیق قصد بر آن است به منظور ارزیابی صحیح میزان مواجهه وانتخاب راه کارهای صحیح کنترلی،مهمترین عوامل تاثیر گذار در انتشار آلودگی با تاکید برارزیابی مواجهه با بنزن ، تولوئن، زایلن و اتیل بنزن(BTEX)، شناسایی و تعیین گردد .

روش کار: در این تحقیق با مطالعه  دقیق فرایند رنگ آمیزی یک شرکت خودرو سازی ، عوامل احتمالی تاثیر گذار ، حلال های آلی موجود در رنگ و ایستگاه های انتشار حلال های آلی شناسایی شده و سپس با توجه به تعداد متغیرهای مورد بررسی و سطوح آنها و 5 نمونه به ازای هر ترکیب از متغییرها و نمونه های شاهد، 240 نمونه هوا تعیین شد.  نمونه ها بر اساس روش 1501 NIOSH جمع آوری ، آنالیز و تعیین مقدار گردید ، و در نهایت اطلاعات بدست آمده بوسیله نرم افزار   spss11.5 و آزمونهای رگرسیون چندگانه و آنالیزواریانس مورد تحلیل قرار گرفتند  .

نتایج: در بـین حلال های مورد مطالعـه، مواجـهه با بنزن در کلیه وظایف شغلی و مواجـهه با تولوئن در ایستگاه ها رنگ رویه و رنگ آسـتر بالاتر از حدود مجاز مواجـهه تشخیص داده شد( 05/0 p<). مواجـهه با اتیل بنزن و زایلن کـمتر از حـدود مجـاز بود ( 05/0 p<).مهمترین عوامل تاثیرگذار بر میانگین مواجهه با هر چهار حلال مورد مطالعه به ترتیب میزان اثرگذاری عبارت از : وظیفه شغلی ، نوع پیستوله و نوع رنگ مصرفی بوده است( 05/0 p<) .     

نتیجه گیری: از دلایل تاثیر متغیرهای وظیفه شغلی ،نوع پیستوله و رنگ بر میزان مواجهه با BTEX، متفاوت بودن بار کاری هر وظیفه شغلی ،کارایی متفاوت دو نوع پیستوله مورد استفاده و تفاوت در فرمولاسیون حلال های رنگ است. همچنین به دلیل وجود بنزن به صورت ناخالصی در حلال رنگ، میزان مواجهه با آن بیشتر از حد مجاز می باشد.  بنابراین توجه به عواملی تاثیر گذار در حین ارزیابی و کنترل جهت کسب نتایج مطمئن تر توصیه می شود.   


آویشا نوروزی لرکی، مینو خلخالی زاویه، عباس رحیمی، صدیقه سادات نعیمی، سید مهدی طباطبایی،
دوره 9، شماره 1 - ( 5-1390 )
چکیده

زمینه و هدف: پوشیدن کفش های پاشنه بلند ارتفاع مرکز ثقل را بیشتر کرده و خط ثقل بدن نیز از مرکز سطح اتکا دور می گردد؛ لذا می توان گفت تعادل بدن در معرض خطر قرار خواهد گرفت. در این پژوهش اثر چند ارتفاع پاشنه ی کفش بر روی ثبات ایستا و پویا در افراد جوان مورد بررسی قرارگرفته است.

روش کار: در این مطالعه شبه تجربی به روش اندازه گیری مکرر، در 36 دختر سالم شاخص های ثبات پویا به وسیله دستگاه ثبات سنج بایودکس و ثبات ایستا به وسیله آزمون Clinical Test of Sensory Interaction and Balance تغییر یافته ارزیابی شد. اندازه گیری ها به طور تصادفی در چهار وضعیت پابرهنه و پوشیدن کفش های پاشنه 3، 5 و 7 سانتیمتری انجام گرفت.

نتایج: میانگین شاخص ثبات ایستا در حالت های مختلف آزمون در مقایسه هر سه وضعیت کفشی با وضعیت پابرهنه تفاوت معنی دار آماری داشت و در حالتهای چشم بسته پاشنه 7 سانتی ناپایدارترین بود. از نظر ثبات پویا نیز پاشنه 7 سانتیمتری ناپایدارترین در بین وضعیت های آزمون بود.

نتیجه گیری: نتایج این مطالعه افزایش بی ثباتی با بالارفتن ارتفاع پاشنه را مورد تایید قرار می دهد. در مجموع می توان پاشنه 3 سانتیمتری را به عنوان پاشنه ی بهینه از نظر ثبات در هر دو شرایط ایستا و پویا معرفی نمود.


مهدی محبعلی، غلامحسین ادریسیان، محمدرضا شیرزادی، یاور حسینقلی زاده، محمدحسین پاشایی، اکبر گنجی، ذبیح الله زارعی، احمد کوشا، بهناز آخوندی، هما حجاران، حسین ملک افضلی،
دوره 9، شماره 2 - ( 8-1390 )
چکیده

زمینه و هدف: لیشمانیوز احشایی(کالاآزار) در صورت عدم تشخیص به موقع و درمان غیر اختصاصی تقریبا در تمام موارد منجر به مرگ بیمار می­شود. به منظور تشخیص سریع و زودهنگام ودرمان بموقع بیماران مبتلا به لیشمانیوز احشایی، نظام مراقبتی خاصی در مناطقی از شمال غرب ایران برقرارگردید تا تاثیر اقدامات انجام شده را در کاهش میزان بروز و مرگ و میر مشخص نماید.

روش کار: این مطالعه با در نظر گرفتن منطقه شاهد شروع شد و به مدت 6 سال به شکل فعال ادامه یافت، تمامی بچه­های زیر 12 سال شهرستان مشکین­شهر که دارای تب­های مداوم  بیش از 2 هفته، رنگ پریدگی و بزرگی شکم بودند (شهرستان مداخله) توسط بهورزان آموزش دیده، نمونه برداری شده ونمونه ­ها به آزمایشگاه کالاآزار مرکز بهداشت شهرستان مربوطه ارسال گردیدند و مورد آزمایش قرار می­گرفتند. افرادی که نتیجهDirect Agglutination Test (DAT) آنها مثبت (با عیارهای 1:3200 و بالاتر) و دارای علایم بالینی اشاره شده بودند، از نظر لیشمانیوز احشایی (کالاآزار) مثبت تلقی می­شدند و پس از انجام و تایید معاینات بالینی، تحت درمان با داروی گلوکانتیم قرار می­گرفتند. متعاقبا در روستاهای با موارد کالاآزار، بیماریابی فعال انجام می­گردید. جهت مقایسه نتایج، شهرستان اهر نیز به عنوان منطقه کنترل(شاهد) در نظر گرفته شد. در این شهرستان فقط بیماریابی غیر فعال (پاسیو) با استفاده از روش DAT انجام می­شد.

نتایج: میانگین بروز لیشمانیوز احشایی ازمیزان 88/1 در هر هزار نفر جمعیت بچه­های 12 سال و به پایین (قبل از شروع مطالعه) به میزان77/0 در هزار( پس از  انجام مداخله ) کاهش یافت. در حالی که در شهرستان شاهد از 11/0 در هزار (قبل از شروع مطالعه) به 23/0 در هزار( پس از  انجام مداخله) افزایش یافت (01/0p<). در مدت انجام این مطالعه میزان مرگ و میر ناشی از کالاآزار در بچه­های زیر 12 سال شهرستان تحت مداخله از 16/0 در هزار قبل از مداخله به 009/0 مورد در هزار پس از مداخله(به میزان حدود 17 برابر) کاهش یافت (01/0p<).

نتیجه گیری: با برقراری نظام مراقبت با روش سرولوژی DAT به جای پونکسیون مغز استخوان و ادغام آن در نظام خدمات اولیه بهداشتی، علاوه بر کاهش مرگ ومیر، می­توان میزان بروز را نیز در مناطق اندمیک بیماری به طور قابل ملاحظه­ای کاهش داد.


علی سلیمانی اسلامی، سعید دستگیری، علیرضا یعقوبی، بنفشه گلستان، شهین ایمانی، ناهید همتی، کورش هلاکویی نائینی،
دوره 9، شماره 3 - ( 12-1390 )
چکیده

زمینه و هدف: بروز تصلب شرایین و عوارض ناشی از آن در سنین پایین، سیر شدیدتر و پیشرونده­تری نسبت به بروز آن در افراد مسن دارد لذا با توجه به این تفاوت در سیر طبیعی بیماری در دو گروه افراد جوان و مسن مطالعه حاضر به منظور مقایسه عوامل خطر گرفتاری عروق کرونر قلبی در دو گروه افراد پایین و بالای 45 سال  انجام پذیرفت.

روش­ کار: تعداد 200 بیمار مبتلا به گرفتاری عروق کرونر قلبی زیر 45 سال  که شامل همه بیماران یاد شده از این گروه سنی در فاصله  سال­های 84 الی 86 می­شد و 400 بیمار مبتلا به همان بیماری با سن بالای 45 که از نظر سال و ماه بستری با گروه افراد زیر 45 سال همسان بودند به طریق نمونه­گیری تصادفی ساده انتخاب شدند و با استفاده از پرونده­های بیمارستانی اطلاعات سن، جنس، وضعیت تاهل، محل سکونت، سابقه مصرف سیگار، سابقه فشارخون بالا، سابقه دیابت، سابقه خانوادگی ابتلای زودرس به بیماری­های قلبی و عروقی به همراه اندازه قد، وزن، کلسترول، تری­گلیسرید،LDL  وHDL  کلسترول جمع­آوری گردید و داده­های مطالعه با استفاده از مدل رگرسیون لجستیک مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفت.

نتایج: در این مطالعـه سابقه مصـرف سیگار(54/2OR= ، 009/0=p )، کلستـرول بـالا (96/3OR= ، 006/0=p )، پایین بـودن HDL کلستـرول (53/5OR= ، 001/0>p ) و سابقـه خانـوادگی مثبت در ابتـلای زودرس به بیماری­هـای قلبـی و عـروقی(15/3OR= ، 009/0= p ) با گرفتاری عروق کرونر قلبی زیر 45 سال ارتباط معنی­داری داشتند.

نتیجه ­گیری: این مطالعه، مهمترین عوامل خطر مرتبط با گرفتاری عروق کرونر قلبی را در سنین پایین مصرف سیگار، سابقه خانوادگی ابتلای زودرس به  بیماری­های قلبی وعروقی، پایین بودن HDL کلسترول و بالابودن کلسترول به دست آورد.


کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه دانشکده بهداشت و انستیتو تحقیقات بهداشتی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb