700 نتیجه برای نوع مطالعه: پژوهشي
مرضیه خونانی، داود شجاعی زاده، زهرا جلیلی،
دوره 22، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: میانجیان سلامت وظیفه انتقال پیامهای مرتبط با سبک زندگی سالم را به جامعه هدفی بر عهده دارند که از طرف آنها در خانههای مشارکت مردم انتخاب شدهاند. اجرای مداخلات آموزش محور، میتواند خود کارآمدی میانجیان سلامت در انجام رفتارهای ارتقاءدهنده سلامت را تقویت کند. هدف مطالعه، تعیین تأثیر مداخله آموزشی مبتنی بر نظریه خودکارآمدی بر سبک زندگی ارتقاءدهنده سلامت میانجیانِ است.
روش کار: مطالعه بهصورت نیمهتجربی و مداخلهای با طراحی پیشآزمون-پسآزمون و گروه کنترل در سال ۱۴۰3–۱۴۰2 انجام شد. جامعه آماری شامل میانجیان سلامت در خانههای مشارکت مردم وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران بود. با روش نمونهگیری تصادفی ساده، ۴ خانه مشارکت به عنوان گروه آزمون و مابقی به عنوان گروه کنترل انتخاب شدند. تعداد کل شرکتکنندگان ۷۴ نفر بود. برای گروه آزمون، ۴ جلسه آموزشی ۲ ساعته برگزار شد و مرور موضوعات، انجام تکالیف و پاسخگویی به سؤالات از طریق گروه آموزشی مجازی انجام شد. گردآوری اطلاعات با پرسشنامههای استاندار «خودکارآمدی» و «سبک زندگی ارتقاءدهنده سلامت» و تحلیل دادهها با 28 SPSS و آزمونهای کایدو، تی، پیرسون و کولموگروف-اسمیرنوف صورت گرفت.
ﻧﺘﺎیﺞ: پس از مداخله، نمره سبک زندگی ارتقاءدهنده سلامت (از 00/21±40/30 به 71/24±31/168) و خودکارآمدی سلامت (از 21/10±57/68 به 84/11±57/84) در گروه آزمون بهطور معنیداری افزایش یافت ( 001/0 (p< . بالاترین همبستگی معنیدار بین نمره کل سبک زندگی و خودکارآمدی مشاهده شد (741/0 (r=.
ﻧﺘﯿﺠﻪﮔﯿﺮی: یافتهها نشان میدهد که آموزش مبتنی بر نظریه خودکارآمدی میتواند موجب ارتقای رفتارهای مرتبط با سبک زندگی سالم در میانجیان سلامت شود و بهعنوان راهبردی مؤثر در آموزشهای سلامتمحور مورد استفاده قرار گیرد.
جواد سیاه مشتهء، محمود زیوری رحمان، نیلوفر میکائیلی،
دوره 22، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماران مبتلا به سرطان با تنش های روانی و جسمی متعددی مواجه هستند که متغیرهای مختلفی از انواع روانشناختی، اجتماعی، اقتصادی و پزشکی در آن دخیل هستند. هدف پژوهش حاضر بررسی مدل مفهومیِ تأثیر طرحوارههای ناسازگار اولیه بر راهبردهای مقابلهای با در نظر گرفتن نقش میانجی سواد سلامت در بیماران مبتلا به سرطان بود.
روش کار: این پژوهش توصیفی- همبستگی مبتنی بر روش مدلسازی معادلات ساختاری است. جامعه آماری شامل بیماران 20 تا 60 ساله مبتلا به سرطان مراجعه کننده به مراکز درمانی خصوصی شهر تهران از 1 اردیبهشت تا 30 شهریور سال 1403 بوده؛ که 665 نفر با روش نمونهگیری در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدهاند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامههای طرحواره های ناسازگار اولیه (1998)، سواد سلامت بزرگسالان (1401) و مقابله با شرایط پراسترس (1990) استفاده شده است. تحلیل داده ها در سطح معناداری 05/0 با روش مدسازی معادلات ساختاری، در نرمافزارهای SPSS25 و Amos24 انجام شد.
نتایج: طرحواره های ناسازگار اولیه رابطه منفی معناداری با سواد سلامت دارند(001/0 P<، 84/0-β =)، و با راهبردهای مقابله ای رابطه مثبت معنادار (001/0 P< ، 25/0β =) همچنین سواد سلامت با راهبردهای مقابله ای رابطه منفی معنادار داشت (001/0 P< ، 83/0-β =) و نقش میانجی معناداری در ارتباط میان طرحواره های ناسازگار اولیه و راهبردهای مقابله ایفا کرد (001/0>P، 25/0 β =). شاخص های برازش مدل ( 916/0=GFI، 91/0=IFI، 909/0=CFI و 078/0 RMSEA=) نشان دهنده انطباق مطلوب مدل با داده ها بود .
نتیجهگیری: طرحوارههای ناسازگار اولیه با تضعیف سواد سلامت و شکلگیری راهبردهای مقابلهای غیرسازگارانه در بیماران مبتلا به سرطان مرتبط هستند. ارتقای سواد سلامت میتواند بهعنوان متغیرمیانجی در تعدیل اثرات منفی این طرحوارهها، نقش مهمی در بهبود راهبردهای مقابلهای ایفا کند. استفاده از مداخلات آموزشی برای افزایش سواد سلامت میتواند در فرآیند رواندرمانی و توانبخشی این بیماران مفید واقع شود.
سید کاملیا داودزاده، سید جعفر موسوی، فرشاد امامی، سمیه برجعلی لو،
دوره 22، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف این مطالعه طراحی الگو کیفی برای تبیین نقش رسانهها در توسعه ورزش خانگی در دوران پاندمی ( همه گیری) کووید ۱۹بود.
روش کار: پژوهش حاضر از پارادایم تفسیری و با رویکرد کیفی (روش نظریه داده بنیاد) اجرا شد. دادهها از طریق مصاحبههای نیمه ساختاریافته با ۱۵ متخصص علوم ورزشی و رسانه (انتخاب شده به روش هدفمند و با تکنیک گلوله برفی) گردآوری و مصاحبه ها در قالب متن و صوت با استفاده از نرمافزار2024 MAXQDA تحلیل شدند. جهت روایی تحقیق از دانش و تخصص مشارکت کنندگان و همچنین بازبینی کدگذاری توسط دو تن از اساتید متخصص حوزه تربیتبدنی و جهت پایایی از پایایی بازکدینگ استفاده شده است که ضریب پایایی بازکدینگ برابر با 82/0 محاسبه گردید.
نتایج: تحلیل مصاحبهها منجر به استخراج ۴۰۵ واحد معنادار و طبقه بندی آنها درقالب ۳۲ کد نهایی شد. این کدها در پنج مقوله اصلی در غالب پارادایم نظام مند اشتراوس و کوربین و در راستای طراحی الگو شامل: شرایط علی (مانند محدودیتهای زیرساختی و عوامل اجتماعی-فرهنگی)، زمینهها (مانند هماهنگی رسانه با نهادهای ورزشی)، عوامل مداخلهگر (نظیر چالشهای فنی در تولید محتوا)، راهبردها (از جمله تعامل دیجیتال و توسعه پلتفرمها)، و پیامدها (نظیر افزایش مشارکت در ورزش آنلاین و پایداری اقتصادی رسانهها) شناسایی شدند. یافتههای الگوی کیفی نشان داد که رسانههای دیجیتال، با توجه به تغییر رفتار کاربران، نقشی کلیدی در ترویج ورزش خانگی ایفا کردهاند.
نتیجهگیری: توسعه ورزشهای خانگی مستلزم سرمایهگذاری هدفمند در زیرساختهای رسانهای، تولید محتوای متناسب با نیاز مخاطبان، و بهرهگیری هوشمندانه از دادهها و تحلیلهای دیجیتال است. همچنین تقویت همکاری رسانهها با نهادهای ورزشی و بازنگری در استراتژیهای رسانهای با درنظر گرفتن محدودیتهای فنی و اقتصادی، ضروری به نظر میرسد.
زینب خالدیان، جواد موذنی، لیلا نجفی، نسیم بدیعی، فاطمه یونسی،
دوره 22، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: ارائه مراقبتهای با کیفیت در دوران زایمان و پس از آن، نقش مهمی در کاهش مرگومیر و عوارض مادری و نوزادی، افزایش رضایت دریافتکنندگان خدمت، و ارتقاء عملکرد مراکز درمانی دارد. این مطالعه با هدف ارزیابی کیفیت مراقبتهای حین زایمان با استفاده از مدل کیفیت جامع در سلامت (CQMH) انجام شد.
روش کار: این پژوهش توصیفی در سال ۱۳۹۹ در بیمارستان امالبنین (س) مشهد روی ۳۲۴ مادر مراجعه کننده برای زایمان انجام شد. نمونهگیری به روش تصادفی ساده انجام گرفت و دادهها از طریق پرسشنامه CQMH در سه بعد کیفیت فنی، کیفیت خدمت و کیفیت مشتری جمعآوری و با نرمافزارSPSS27 تحلیل گردید.
نتایج: میانگین کل شاخص کیفیت 9/80 بود. کیفیت فنی (3/90) در سطح مطلوب، در حالیکه کیفیت خدمت (5/79) و کیفیت مشتری (۷۳) در سطح متوسط ارزیابی شدند. در ابعاد کیفیت خدمت، مؤلفههای ارتباط، تداوم و پیشگیری کمترین امتیاز را داشتند.
نتیجهگیری: با وجود وضعیت مطلوب کیفیت فنی، لازم است به بهبود تعامل کارکنان با مادران و توانمندسازی آنان در فرآیند زایمان توجه بیشتری شود.
مریم تاج محل، ابراهیم رحیمی،
دوره 22، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: تب کیو بیماری مشترک بین انسان و دام است و توسط کوکسیلا بورنتی ایجاد میشود که به طور گسترده پراکنده شده است. حیوانات اهلی، حیات وحش و انسان را تحت تاثیر قرار میدهد. این بیماری در دامها بدون علامت است و سقط جنین، مردهزایی، ناباروری، ورم پستان و اندومتریت از پیامدهای بالینی آن است. شیر و لبنیات غیر پاستوریزه مهمترین منبع انتقال کوکسیلا بورنتی به انسان است. هدف از پژوهش حاضر، بررسی شیوع کوکسیلا بورنتی در پنیر سنتی و شیر خام گاو، گوسفند، بز و گاومیش عرضهشده در شهرستان قم به روش Nested PCR است.
روش کار: در این مطالعه ابتدا تعداد 150 نمونه شامل 30 نمونه پنیر سنتی و 120 نمونه شیر خام گاو، گوسفند، بز و گاومیش از مراکز عرضه در شهرستان قم در تابستان 1403نمونهگیری و در شرایط سترون جهت جلوگیری از آلودگی ثانویه به آزمایشگاه انتقال داده شد. نمونهها به روش Nested PCR جهت ردیابی آلودگی آزمایش شدند.
نتایج: از مجموع 120 نمونه شیر خام نشخوارکنندگان و 30 نمونه پنیر سنتی، تعداد 8 نمونه (33/5%) آلودگی به کوکسیلا بورنتی نشان داد. آلودگی در شیر گاو 3 نمونه (2%)، شیر گوسفند 1 نمونه (67/0%)، شیر خام بز 1 نمونه (67/0%)، شیر خام گاومیش منفی و در پنیر سنتی 3 نمونه (2%) بود.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج پژوهش حاضر، توصیه میشود مصرف لبنیات به صورت خام خودداری شود تا ریسک بیماریزایی و عفونت توسط کوکسیلا بورنتی کاهش یابد.
سحر حجتی فر، مجید موحد مجد، سراج الدین محمودیانی،
دوره 22، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: سواد سلامت در مواقع بیماری نقش مهمی در سلامت جامعه و جمعیت آن جامعه دارد. در زمان شیوع ویروس کرونا تابآوری و سلامت انسانها به خطر افتاد. سواد سلامت و ابعاد آن به عنوان یک عامل مهم در تقویت سلامتی انسان شناخته شده است. از این رو تحقیق در باب رابطه همه گیری کرونا با سواد سلامت میتواند به تدوین سیاستگذاریهایی در افزایش سلامت افراد کمک کرد.
روش کار: در مطالعه حاضر از روش پیمایش استفاده شده است، برای گردآوری داده ها ز ابزار پرسشنامه استفاده شد. جامعه آماری پژوهش کلیه شهروندان شهر شیراز بود که از جامعه مذکور تعداد 400 نفر به شیوه نمونه گیری تصادفی پیمایش شدند. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از SPSS و LISRELاستفاده شد.
نتایج: نتایج نشان داد ابعاد خواندن، تصمیم گیری و رفتار سواد سلامت و همچنین جنسیت رابطه مثبت و معناداری با خودمراقبتی کرونا داشتند (05/0 P< ). همچنین بر اساس نتایج مدل معادلات ساختاری بعد تصمیم گیری و رفتار با 36/3 ضریب تاثیر، بیشترین توانایی پیشبینی خودمراقبتی کرونا را دارد.
نتیجهگیری: بر اساس نتایج این مطالعه، ابعاد خواندن، تصمیمگیری و رفتار و جنسیت شرکتکنندگان رابطه معنیداری با خودمراقبتی کرونا دارند، ابعاد ارزیابی و دسترسی کمترین تأثیر را بر خودمراقبتی کرونا دارند. بنابراین، پزشکان، متخصصان و درمانگران میتوانند از یافته های این مطالعه جهت بهبود و افزایش خودمراقبتی در برابر شیوع احتمالی ویروسهای همه گیر در آینده بهره ببرند.
منصوره گنجعلی، لیلا نجفی، زینب خالدیان،
دوره 23، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: بازگشت مادران شاغل به محیط کار پس از مرخصی زایمان یکی از مراحل حیاتی و پیچیده در مسیر شغلی زنان است که بر توازن بین نقشهای خانوادگی و حرفهای آنان تاثیر میگذارد، بویژه در استان سیستان و بلوچستان که فقر فرهنگی و ساختار خانواده گسترده، برجسته است.
روش کار: این پژوهش کیفی با روش تحلیل محتوا در سال 1404 در دانشگاه علوم پزشکی زاهدان انجام شد. جامعه مطالعه شامل مادران شاغل پس از زایمان و مدیران حوزه سلامت بود. در این مطالعه تعداد 30 نفر شامل 20 مادر شاغل پس از زایمان و 10 نفر مدیر با رضایت کامل وارد مطالعه شدند. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته جمع آوری و با تحلیل محتوای قراردادی تحلیل شدند.
نتایج: در پنج طبقه اصلی شامل "چالشهای روانی، خانوادگی، سازمانی، فرهنگی و اجتماعی، و قانونی و حمایتی" استخراج شد. که شامل 13 زیرطبقه و 34 مضمون مختلف دستهبندی شدند. ضعف در حمایتهای قانونی و سازمانی، کلیشههای فرهنگی، فشارهای روانی و تعارض نقشها، از جمله مهمترین موانع بازگشت موفق مادران به محیط کار محسوب میشوند.
نتیجهگیری: اصلاح سیاستهای سازمانی، ارتقاء آگاهی حقوقی و فراهمکردن محیط کاری انعطافپذیر و حمایتگر مانند اتاق شیردهی و تسهیلات دورکاری برای مادران شاغل ضروری است. این پژوهش با توجه به ویژگیهای فرهنگی و اجتماعی خاص استان سیستان و بلوچستان، لازم است سیاستگذاران ضمن بازنگری و تقویت قوانین مرتبط با مرخصی زایمان و حمایتهای بیمهای، برنامههای آموزشی و فرهنگسازی را برای تغییر نگرشهای سنتی نسبت به نقش زنان اجرا کنند.
سیده هاجر حسینی، احمد کلاته ساداتی، سید علیرضا افشانی، بهنام هنرور،
دوره 23، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: دفاع از سلامت (Health Advocacy) یک مهارت و ویژگی قابلیادگیری است که از طریق جامعه پذیری (اجتماعی شدن) حرفهای آموخته میشود و در آن افراد حرفهای سلامت (پزشکان) نقشهای فعالتری در حمایت از حقوق بیماران ایفا میکنند. هدف از این تحقیق بررسی جامعهپذیری حرفهای متخصصین اطفال برای دفاع از سلامت کودک (Child Health Advocacy) است.
روش کار: مطالعه از نوع کیفی و اکتشافی است که در سال 1403 و در دانشگاه های علوم پزشکی کلان منطقه شش آموزش پزشکی کشور انجام شد. یافته های آن برای اولینبار در بستر آموزش پزشکی ایران طی مفهومسازی از داده های مصاحبه نیمه ساختاریافته تولید شده است. مشارکت کنندگان تحقیق را 18 پزشک و رزیدنت اطفال شاغل در دانشگاههای علوم پزشکی کلانمنطقۀ شش آموزش پزشکی با مرکزیت دانشگاه علومپزشکی زنجان تشکیل دادند. حجم داده و تعداد مشارکتکنندگان بر معیار اشباع داده و دسترسی به مشارکتکنندگان بر روش هدفمند گلولهبرفی خطی و نمایی متکی بود. کدگذاری و مفهومسازی تحت تحلیل تماتیک استقرایی-قیاسی در محیط MAXQDA-20 انجام شد. استحکام و اعتمادپذیری یافتهها با مقایسه تحلیلی محقق و بازبینی همتایان تأمین شد.
نتایج: تحقیق نشان داد که جامعه پذیری دفاع از سلامت کودک در سطوح مختلف خرد، میانه و کلان اتفاق می افتد. با استخراج 3 مضمون اصلی، 20 مضمون فرعی و 199 مضمون پایه مشخص شد که پزشکان در سطوح خُرد، میانه و کلان برای دفاع از سلامت کودک جامعهپذیر میشوند. مضامین اصلی برساختشده عبارتند از پزشک عامل (جامعهپذیری در سطح خُرد یا فردی تحت محیط ارتباطی پزشک-کودک)، نهاد مدافع (جامعهپذیری در سطح میانه یا سازمانی تحت محیط ارتباطی پزشک-کادر درمان-سازمان) و ساختارسازی پزشک مدافع (جامعهپذیری در سطح کلان یا جمعی تحت محیط ارتباطی پزشک-ساختارها-جامعه) که جامعهپذیری متخصصین اطفال برای دفاع از سلامت کودک را نشان میدهند.
نتیجه گیری: حمایت از سلامت کودک، در ترکیبی از تعامل بین عوامل ساختاری و عاملیت پزشک و در فرایند جامعه پذیری در آموزش پزشکی به وجود می آید. با تقویت وجوه مثبت و رفع وجوه منفیِ جامعهپذیری حرفهای، میتوان به جامعهپذیری پزشک مدافع کودک در سطوح خرد، میانه و کلان کمک کرد.
محمد بیدخوری، مهدی اکبرزاده، نوشین فهیم فر، باقر لاریجانی، ایرج نبی پور، افشین استوار، کورش هلاکویی نائینی،
دوره 23، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: نمره ترابکولای استخوانیTBS)) Trabecular bone score ابزاری نسبتاً جدید در ارزیابی کیفیت استخوان و شناسایی افراد در معرض خطر شکستگیهای ناشی از استئوپروز می باشد. این مطالعه با هدف بررسی ارتباط پلیمورفیسمهای تک نوکلئوتیدی Single Nucleotide Polymorphism (SNP) ژن SOST با TBS در جمعیت سالمندان شهر بوشهر انجام شد.
روش کار: مطالعه حاضر بر روی 071/1 نفر از زنان شرکت کننده در مطالعه کوهورت سلامت سالمندی بوشهر انجام شد. ارتباط بین SNP های ژن SOSTواقع بر 17q21.31 و TBS مهرههای کمری L1–L4 با استفاده از مدل خطی تعمیمیافته (GLM) در سه مدل ژنتیکی جمعی، غالب و مغلوب انجام شد. برای هر فرد، امتیاز ژنتیکی (Genetic score) با استفاده از ضریب رگرسیونی SNPsژن SOST و تعداد آللهای خطر در ژنوتیپ مربوطه محاسبه شد.
نتایج: در مدل جمعی، تطبیقیافته برای سن و شاخص توده بدنی ارتباط آماری معنی دار بین rs2023794-C و TBS مشاهده شد
(β = 0/ 03, P = 4/7×10⁻⁵, PFDR = 0/0003). همچنین، در مدل غالب نیز پس از تطبیق سن و شاخص توده بدنی، ارتباط بین آلل C این SNP و TBS از نظر آماری معنی دار بود (β = 0/033, P = 2/5×10⁻⁵, PFDR = 0/0003). افزون بر این، افزایش در امتیاز ژنتیکی بر اساس مدلهای جمعی و غالب، با افزایش TBS همراه بود.
نتیجهگیری: یافتههای این مطالعه ارتباط بین ژن SOST و امتیاز ژنتیکی حاصل از آن، با کیفیت استخوان در زنان سالمند را نشان داد. این ژن میتواند در شناسایی افراد در معرض خطر کاهش کیفیت استخوان و درمان هدفمند استئوپروز زنان سالمند مورد استفاده قرار گیرد.
فاطمه لیموپرور، حسین انصاری، مجید سرتیپی، زهرا عرب برزو،
دوره 23، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: خشونت خانگی یکی از آسیبهای اجتماعی علیه زنان است که بر سلامت مادران و فرزندان اثرات منفی میگذارد. این مطالعه به منظور بررسی شیوع مواجهه با خشونت خانگی در زنان مراجعهکننده به مراکز خدمات جامع سلامت در شهر زاهدان و ارتباط آن با وضعیت رشد جسمی کودکان انجام شد.
روش کار: این مطالعه مقطعی بر روی 454 نفر از زنان مراجعهکننده به مراکز خدمات جامع سلامت به همراه کودکانشان در زاهدان در سال 1403 انجام شد. نمونه گیری به روش چند مرحله ای بود. دادهها با استفاده از پرسشنامه استاندارد سنجش خشونت خانگی علیه زنان محسنی تبریزی با ضریب آلفای کرونباخ 85/0 جمعآوری گردید. داده ها با استفاده از آزمون های مجذور کای و رگرسیون لجستیک در نرم افزار Stata14 تحلیل شد.
نتایج: نتایج این مطالعه نشان داد شیوع کلی مواجهه با خشونت در زنان 43% میباشد. خشونت خانگی با وضعیت نامناسب رشد جسمانی کودک ارتباط معنی داری نشان داد، نسبت شانس(OR) برابر با 06/2 می باشد، (3-39/1 :95% فاصله اطمینان ،06/2OR:). همچنین در رگرسیون لجستیک متغیرهای سن و اعتیاد پدر، سابقه خشونت در کودکی والدین در کنار مواجهه با خشونت خانگی مادر در مدل نهایی ارتباط خود را با اختلالات رفتاری نشان دادند (05/0P≤).
نتیجه گیری: یافته های این مطالعه اهمیت مواجهه با خشونت خانگی در زنان و تاثیر آن بر وضعیت رشد جسمی کودک را نشان میدهد. نتایج این مطالعه میتواند به سیاستگذاران و برنامهریزان اجتماعی کمک کند تا راهکارهای مؤثری برای کاهش خشونت خانگی و بهبود وضعیت رشد کودکان ارائه دهند.
شهرام رنجدوست، زهرا خندانی، محمد عظیمی، مرتضی گلشنی گهراز،
دوره 23، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف از پژوهش حاضر، تحلیل محتوای کیفی کتابهای آموزشی علوم تجربی دوره اول متوسطه از حیث انعکاس «مفاهیم و مفروضههای آموزش سلامت» به منظور ارتقای فرآیند پرورش سلامت جامع دانش آموزان و کیفیت زندگی با پیشگیری از آسیب های اجتماعی میباشد.
روش کار: روش پژوهش تحلیل کیفی و توصیفی محتوا از نوع و رویکرد قیاسی انجام شده است. واحد تحلیل نیز، صفحات (متون، پرسشها، تمرینها، تصاویر) میباشد. جامعه آماری این پژوهش شامل کتابهای درسی علوم تجربی دوره اول متوسطه در سال تحصیلی ۱۳۹۶–۱۳۹۷ است. نمونهگیری بهصورت هدفمند انجام شده و هر سه کتاب به عنوان نمونه مورد بررسی قرار گرفتند. جهت انجام این پژوهش از چک لیست تحلیل محتوا استفاده شد. به منظور حصول اطمینان از وجود روایی در چک لیست تحلیل محتوا، از روش روایی صوری، محتوایی و نظر متخصصان و جهت تأمین پایایی آن، از تکنیک اجرای مجدد استفاده گردید که نتیجه حاصله مبین ضریب همبستگی 89/0 میباشد.
نتایج: در مجموع ۶۹۸ مورد از مؤلفههای آموزش سلامت در سه کتاب تحلیل شد که بیشترین فراوانی مربوط به مؤلفه «آشنایی با کارکرد بدن و اعضای آن» با ۳۴۴ مورد بود. در مقابل، مؤلفههایی مانند «جرئتمندی و اعتماد به نفس»، «ارتباط سالم با دیگران»، «همدلی و همدردی»، «آگاهی درباره بیماریهایی مانند ایدز»، «سوء مصرف مواد مخدر» و «مشورت در زندگی» فاقد مصداق در محتوای بررسیشده بودند.
نتیجهگیری: بررسی دادهها نشان داد که مؤلفههای آموزش سلامت با میزانهای متفاوتی در محتوای کتابهای علوم تجربی دوره اول متوسطه توزیع شدهاند، و برخی از مؤلفهها در مقایسه با سایرین مصادیق کمتری داشتهاند یا اصلاً مشاهده نشدهاند، لذا باید سیاستگذاران آموزشی و نویسندگان کتاب های درسی به گنجاندن متعادل و متوازن مولفه های آموزش سلامت در کتب درسی علوم تجربی دوره اول متوسطه توجه لازم داشته باشند.
رقیه خسروی، سراج الدین محمودیانی، مریم رشیدی،
دوره 23، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه سلامت اجتماعی بهعنوان یکی از چهار محور اصلی سلامتی جایگاه ویژهای در رویکردهای توسعهای و انسانمحور پیدا کرده است لذا مطالعات نظری و برنامههای عملیاتی گستردهای در سطح دنیا در مورد آن صورت میپذیرد. پژوهش حاضر به بررسی رابطه سبک زندگی سلامتمحور با سلامت اجتماعی زنان نابارور مراجعه کننده به مرکز تحقیقات بهداشت باروری شیراز میپردازد.
روش کار: طرح کلی این پژوهش به صورت توصیفی همبستگی میباشد. تعداد 385 نفر از زنان نابارور مراجعهکننده به مراکز تحقیقات بهداشت باروری شهر شیراز به روش نمونهگیری در دسترس، از کلینیکهای درمان ناباروری سطح شهر شیراز انتخاب و ابزارهای پژوهش که شامل پرسشنامه های سلامت اجتماعی کییز (1998) و سبک زندگی سلامتمحور والکر و پلیرکی (1997) می شود را تکمیل نمودند. سپس اطلاعات گردآوری شده، با استفاده از نرمافزار SPSS 26 مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت.
نتایج: تجزیهوتحلیل دادهها نشان داد که سبک زندگی سلامتمحور با سلامت اجتماعی و ابعادش رابطه مثبت و معنیداری دارد و ابعاد سبک زندگی سلامتمحور، سلامت اجتماعی زنان نابارور را پیشبینی مینماید. بین سلامت اجتماعی و سن رابطه معنی داری وجود دارد. سلامت اجتماعی در میان زنان نابارور بر حسب تحصیلات و وضعیت اشتغال تفاوت معناداری دارد. همچنین، سلامت اجتماعی در میان زنان نابارور بر حسب تعداد سقطجنین و مدت ازدواج، تفاوت معناداری ندارد.
نتیجهگیری: باتوجهبه یافتههای پژوهش میتوان گفت که آموزش زنان نابارور در زمینه سبک زندگی سلامتمحور میتواند در افزایش سلامت اجتماعی آنان و در نتیجه، افزایش احتمال موفقیت درمان ناباروری اثرگذار باشد.
هاجر مرادی، سراج الدین محمودیانی، رقیه خسروی، پرنیان کرمی،
دوره 23، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: کاهش باروری در ایران سبب بازنگری در سیاستهای جمعیتی شده است. سیاستهای افزایش باروری در سالهای اخیر نتوانسته است سطح باروری را افزایش دهد. با توجه به اینکه افزایش سن ازدواج زنان سبب به تاخیر انداختن فرزندآوری شده است بنابر این برای حفظ سطح باروری نیازمند استفاده از فناوریهای جدید است. لذا مطالعه حاضر به منظور بررسی باور زنان نسبت به انجماد تخمک و رابطه آن با مشخصه های فردی انجام شده است.
روش کار: جامعه آماری شامل زنان دارای همسر واقع در سن باروری بود. برای این منظور تعداد 384 نفر از زنان دارای همسر واقع در سن فرزندآوری در شهر شیراز با پرسشنامه استاندارد پیمایش شدند. روش نمونه گیری ترکیبی از روشهای خوشه ای چند مرحلهای و تصادفی سیستماتیک بود. تحلیل داده ها با SPSS27 انجام شد.
نتایج: افزایش سن با افزایش باورهای مثبت نسبت به انجماد تخمک همبسته بود (133/0r=). افزایش باروری ایدهآل نیز با تقویت باورهای مثبت در این زمینه همراه بود (017/0r=). نتایج رگرسیون نشان داد که با افزایش باروری ایدهآل، باورها نسبت به انجماد تخمک بهطور معنیداری مثبتتر میشود (588/0b= ). باور زنان دارای تحصیلات دانشگاهی نسبت به انجماد تخمک بهطور معنیداری مثبتتر از زنان با تحصیلات غیردانشگاهی بود (105/1b= ). افزایش سن نیز به مثبتتر شدن باورها نسبت به انجماد تخمک انجامید (07/0b= ).
نتیجه گیری: افزایش سطح تحصیلات و بهبود موقعیت اقتصادی زنان میتواند مثبتتر شدن باور زنان نسبت به انجماد تخمک را به دنبال داشته باشد. باور مثبت نسبت به انجماد تخمک نیز میتواند به حفظ سطح باروری و حتی افزایش آن در آینده کمک کند.
آذر هوری، رویا صادقی، آذر طل، مهدی یاسری، یاسر تعدادی،
دوره 23، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: نوجوانی دورهای کلیدی برای سرمایهگذاریهای آموزشی است؛ دورهای که میتواند هم کیفیت زندگی فرد را ارتقا دهد و هم بار بیماریها و هزینههای آینده نظام سلامت را کاهش دهد. این پژوهش با هدف مقایسه اثربخشی آموزش مستقیم و آموزش همتا بر رفتارهای ارتقاءدهنده سلامت در دانشآموزان متوسطه اول شهر شوش در سال ۱۴۰۳ انجام شد.
روشکار: این مطالعه نیمهتجربی با طرح پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری سهماهه روی ۴۴۸ دانشآموز دختر متوسطه اول شهر شوش با نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای انجام شد. در گروه آموزش همتا، دانشآموزان پس از دریافت آموزش و ارزیابی کتبی و عملی بهعنوان همتای آموزشدهنده انتخاب شدند. ابزار پژوهش، پرسشنامه سبک زندگی ارتقادهنده سلامت والکر (HPLP-II) بود. مداخله در هشت جلسه ۶۰ تا ۹۰ دقیقهای ارائه شد. تحلیل دادهها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی در نرم افزار SPSS نسخه ۲۷ انجام شد و سطح معنیداری ۰۵/۰ در نظر گرفته شد.
نتایج: هر دو روش آموزش مستقیم و آموزش همتا بهطور معنادار موجب بهبود رفتارهای ارتقادهنده سلامت شدند. (05/0>p) آموزش مستقیم اثر بیشتری بر نمره کلی و ابعاد مسئولیتپذیری، فعالیت بدنی و مدیریت استرس داشت و این اثر تا سه ماه پایدار ماند، در حالی که آموزش همتا بیشترین تأثیر را بر روابط بینفردی و رشد معنوی نشان داد.
نتیجهگیری: هر دو روش آموزش مستقیم و آموزش همتا مؤثرند؛ آموزش مستقیم اثر پایدارتر بر ابعاد اصلی سلامت دارد و آموزش همتا بیشتر جنبههای ارتباطی و انگیزشی را تقویت میکند. ترکیب این دو روش نتایج بهتری برای ارتقای سلامت دانشآموزان فراهم میکند.
ویدا ساغری، حسین جلالی، نبی شریعتی فر، مونا بلندی،
دوره 23، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: فیلمهای خوراکی به عنوان یک راهکار نوین در نگهداری گوشت ( به منظور کاهش فساد و افزایش ماندگاری ) استفاده می شوند. هدف این مطالعه بررسی تاثیر فیلم خوراکی حاوی آب پنیر و فرم آزاد و پیکرینگ امولسیون اسانس زنیان بر ویژگیهای گوشت گاو در طول نگهداری در دمای یخچال بود.
روش کار: در مطالعه حاضر فیلم های خوراکی حاوی پروتئین آب پنیر و اسانس زنیان (به فرم های آزاد و پیکرینگ امولسیون) تهیه و ویژگی های فیزیکی، میکروبی، شیمیایی و نیز ارزیابی حسی بررسی شد.
نتایج: نتایج تست های فیزیکی نشان از تهیه خوب فیلم خوراکی داشت به طوری که میانگین قطر z نانولیپوزوم ها از 91/73 تا 53/110 نانومتر، شاخص چند پراکندگی از 451/0 تا 471/0 Mw/Mn،پتانسیل زتا از 12/5- میلی ولت تا 64/3- میلی ولت و راندمان کپسولاسیون از 61/49 تا 23/64% متغیر بود. همچنین، بهترین نتایج در آزمون های میکروبی، شیمیایی و حسی در تیمار حاوی پروتئین آب پنیر با نانو اسانس (پیکرینگ امولسیون) مشاهده شد (نسبت به نمونه های کنترل و اسانس آزاد).
نتیجه گیری: باتوجه به نتایج بدست آمده می توان نتیجه گیری کرد که فیلم های خوراکی حاوی پروتئین آب پنیر و نانو اسانس زنیان می تواند تکنیک مناسبی در نگه داری گوشت گاو در دمای یخچال باشد و باعث افزایش زمان نگه داری این محصولات می شود.
مهدی احمدی، فرزاد امیری، زهرا نقیبی فر، محمد مهدی منصوری، آرمین نقی پور،
دوره 23، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: مصرف بیرویه آنتیبیوتیکها منجر به افزایش مقاومت دارویی باکتریها در بیماران مبتلا به زخم پای دیابتی میشود. بنابراین استفاده از ترکیبات طبیعی بعنوان مکمل داروهای شیمیایی میتواند در مدیریت عفونت زخمهای دیابتی موثر باشد. هدف این مطالعه تعیین اثربخشی مرهم ساریژ (ترکیبات طبیعی) بر بهبود زخم پای دیابتی دچار عفونت بود.
روشکار: مطالعه ی حاضر بصورت کارآزمایی بالینی تصادفی تکمرکزی بر بیماران مبتلا به زخم پای دیابتی بستری در بخش عفونی بیمارستان امام رضا (ع)-کرمانشاه انجام شد. برای تمامی بیماران نمونه کشت میکروبی به روش Punch برای زخم آنها انجام شد. نمونهگیری بهروش در دسترس و تخصیص آنها به دو گروه بهصورت تصادفی انجام شد. برای گروه کنترل رژیم آنتیبیوتیکی سیستمیک و پانسمان با دارونما انجام شد. در گروه مداخله علاوه بر آنتیبیوتیک سیستمیک از ترکیبات گیاهی ساریژ بعنوان مکمل استفاده شد.
نتایج: در این مطالعه 30 نفر با میانگین سنی 15/6±93/58 سال مورد بررسی قرار گرفت. مدت بستری بیماران در بیمارستان در گروه کنترل 06/3 ± 40/17 روز و در گروه مداخله 52/3±87/16 روز بود. همچنین مدت بهبودی بیماران در گروه کنترل 17/4±87/34 روز و در گروه مداخله 06/2 ± 40/27 روز بود. مرهم ساریژ بر مدت زمان بهبودی زخم پای دیابتی بیماران تاثیرگذار بود (001/0=p). نتیجهی کشت باکتریها پس از ترخیص منفی شد. عوارض قرمزی، ترشح و احساس درد در ناحیه زخم در دو گروه یکسان بود.
نتیجه گیری: براساس نتایج مطالعه مرهم ساریژ میتواند به عنوان مکمل در کنار درمانهای استاندارد برای کاهش زمان درمان و بهبود زخم ناشی از دیابت استفاده شود.
زهرا اخوی ثمرین، شیرین احمدی، معرفت اله بیگدلی، شهرام طهماسبی،
دوره 23، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: قلدری در مدرسه همچنان یکی از چالشهای اصلی جامعه آموزشوپرورش است. پژوهش حاضر با هدف بررسی پیشبینی قلدری در مدرسه بر اساس جو عاطفی خانواده با میانجیگری حس تعلق به مدرسه در دانشآموزان انجام گرفت.
روش کار: روش پژوهش حاضر از نوع توصیفی ـ همبستگی با رویکرد معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشآموزان پسر دوره دوم متوسطه مدارس دولتی شهرستان اردبیل در سال تحصیلی ۱۴۰۲ بود. از میان این جامعه، نمونهای متشکل از ۲۰۰ نفر به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شد. شرکتکنندگان به پرسشنامههای استاندارد قلدری در مدرسه پاتچین و همکاران (۲۰۱۱؛ آلفای کرونباخ =94/0)، پرسشنامه جو عاطفی خانواده هیلبرن (۱۹۶۴؛ آلفای کرونباخ = 86/0) و پرسشنامه حس تعلق به مدرسه موتون و همکاران (۱۹۹۳؛ آلفای کرونباخ = 89/0) پاسخ دادند. دادهها با استفاده از شاخصهای آمار توصیفی و مدلیابی معادلات ساختاری از طریق نرمافزارهای SPSS-25 و SmartPLS-4 تحلیل شدند.
نتایج: نتایج مدل معادلات ساختاری نشان داد که جو عاطفی خانواده (61/-0=β،001/0>p) و حس تعلق به مدرسه (57/0-=β،001/0>p) اثرمستقیم و منفی بر قلدری در مدرسه دارند. جو عاطفی خانواده (17/0-=β،05/0>p) با میانجیگری حس تعلق به مدرسه بر قلدری در مدرسه اثرغیرمستقیم دارد. شاخصهای برازش مدل (93/0=NFI، 07/0= SRMR) نشان دهنده انطباق مطلوب مدل با داده ها بود.
نتیجه گیری: از لحاظ کاربردی در راستای نتایج به دست آمده، برگزاری کارگاههای آموزشی مبتنی بر روانشناسی تقویت روابط خانواده و آموزش رفتار اجتماعی مثبت در جهت ارتقای جو عاطفی خانواده و حس تعلق به مدرسه توسط روانشناسان و مشاوران مدارس پیشنهاد میشود.
افسانه مصلح، نجمه الملوک امینی، معصومه صحتی، مریم سروش، حورا عسکریان،
دوره 23، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
زمینه و هدف : منطقی کردن مصرف دارو از اولویت های سیاست های دارویی می باشد. سازمان جهانی بهداشت (WHO) برای ارزیابی نسخ، بررسی شاخص های تجویز دارو را توصیه می کند. اصلاح الگوهای تجویز دارو باعث نزدیک شدن به شاخص های WHO و در نتیجه مصرف منطقی دارو می گردد.
روش کار: در این مطالعه ده نسخه به صورت تصادفی از هر داروخانه در هرماه انتخاب و شاخص های WHO شامل میانگین اقلام، درصد نسخ دارای حداقل (یک قلم آنتی بیوتیک، یک قلم تزریقی و یک قلم کورتیکوستروئید تزریقی) در نسخ محاسبه گردید. حجم نمونه نسخ مورد بررسی در 8 سال پیاپی به تفکیک هر شبکه/ مرکز، در شهرری 4800، اسلامشهر 14520 و مرکز بهداشت جنوب تهران 5880 نسخه بود.
نتایج: در این مطالعه روند میانگین اقلام از کمترین مقدار2/5 تا بالاترین عدد 3/99 در نوسان بوده است و با میانگین پیشنهادیWHO یعنی 1/7 تفاوت زیادی دارد.
روند تغییرات درصد نسخ دارای حداقل یک قلم آنتی بیوتیک از کمترین مقدار، 33/36% تا بالاترین مقدار یعنی 63/93% در نوسان بوده است و با میانگین پیشنهادیWHO یعنی 20/3% تفاوت زیادی دارد.
روند تغییرات درصد نسخ دارای حداقل یک قلم تزریقی از کمترین مقدار یعنی 23/7% تا بالاترین مقدار 44/9% در نوسان بوده است و با میانگین پیشنهادیWHO یعنی 18/75% تفاوت زیادی دارد.
روند تغییرات درصد نسخ دارای حداقل یک قلم کورتیکوستروئید تزریقی از کمترین مقدار یعنی 10/8% تا بالاترین مقدار یعنی 25/75% در نوسان بوده است.
نتیجه گیری: منطقی کردن مصرف دارو باید جزو اولویتهای سیاستهای دارویی قرار گیرد. استفاده از الگوی نسخه نویسی اصولی بر اساس شاخص های WHO ، می تواند معیار مناسبی برای ارزیابی نسخ پزشکان در سطح مراقبت های بهداشتی اولیه (PHC) قرار گیرد.
مینا مولایی، زینب خالدیان، لیلا نجفی، شقایق وحدت، علی فخر موحدی،
دوره 23، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: حرفه پرستاری به عنوان یکی از ارکان حیاتی نظام سلامت، نقش مهمی در ارائه خدمات بهداشتی و درمانی ایفا میکند. در محیطهای درمانی، کار تیمی و مدیریت تعارض از عوامل کلیدی برای بهبود کیفیت مراقبت و کاهش تنشهای کاری محسوب میشوند. نگرش مثبت به کار تیمی میتواند مهارتهای مدیریت تعارض را تقویت کند و به افزایش رضایت شغلی پرستاران کمک نماید. هدف پژوهش بررسی نگرش کار تیمی و مدیریت تعارض در پرستاران بیمارستانهای دانشگاه آزاد اسلامی شهر تهران است تا بتوان با شناخت بهتر این رابطه، راهکارهای مؤثری برای بهبود همکاری تیمی و کاهش تعارضات در محیطهای درمانی ارائه کرد.
روش کار: این مطالعه کمی و توصیفی-تحلیلی با طرح مقطعی در سال ۱۴۰۴ در شهر تهران انجام شد.. پس از کسب مجوزهای لازم، پژوهشگر به سه بیمارستان دانشگاه آزاد در تهران مراجعه حضوری داشت و پرسشنامهها به صورت آنلاین بین پرستاران توزیع شد. دادهها پس از جمعآوری وارد نرمافزار SPSS شده و تحلیل آماری انجام گرفت.
نتایج: یافتهها نشان دادند که 63% پرستاران زن و 44% در گروه سنی ۳۰-۴۰ سال بودند. 85% دارای کارشناسی، 5/49% رسمی و پیمانی، و 5/37% در بیمارستان فرهنگیان فعالیت داشتند. همبستگی قوی بین کار تیمی و مدیریت تعارض (815/0= r) یافت شد. تفاوت معنادار مدیریت تعارض در گروههای سنی (03/0=p) و سابقه کاری (03/0=p) مشاهده گردید.
نتیجه گیری: یافتهها نشان دادند که عوامل دموگرافیک مانند سن، وضعیت تأهل و نوع استخدام نقش مهمی در مدیریت تعارض و کار تیمی پرستاران ایفا میکنند. بهویژه، تجربه و مهارتهای ارتباطی با افزایش سن و حمایتهای اجتماعی متأهلین، به بهبود تعاملات تیمی کمک میکند. همچنین، تفاوتهای فرهنگی و سازمانی در تأثیر جنسیت و محیط کاری بر مدیریت تعارض مؤثر است. لذا آموزشهای هدفمند و ایجاد ساختارهای حمایتی برای گروههای مختلف ضروری است.
محسن رفیع خواه، حامد مصلحی،
دوره 23، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: نقص در بازداری موجب پدیدایی مشکلات زیادی اعم از مشکلات تحصیلی، اجتماعی و شغلی میشود. همچنین ممکن است کارکردهای روانشناختی و عصب روانشناختی را نیز تحت تأثیر قرار دهد. این پژوهش با هدف بررسی نقش بازداری شناختی در بروز نشانههای اختلالات روانی مادران دارای فرزند با نقص توجه/بیش فعالی در سال 1403 انجام شد.
روش کار: در مجموع 93 مادر به شیوه در دسترس انتخاب شدند و پس از کسب رضایت آگاهانه، تحت آزمون استروپ رنگ- کلمه و پرسشنامه SCL-90-R قرار گرفتند. تحلیل دادهها با روش همبستگی پیرسون و تحلیل واریانس چند متغیره و توسط نسخه 26 نرمافزار SPSS انجام شد.
نتایج: نتایج همبستگی و تحلیل واریانس چندمتغیره نشان داد که عملکرد بازداری با خردهمقیاسهای افسردگی، اضطراب و ترس مرضی رابطهای قوی و معنادار (001/0< p) دارد. اندازه اثرهای بهدستآمده (بین 39/0 تا 67/0) نشاندهندۀ نقش مؤثر بازداری بهعنوان یک مکانیسم زیربنایی مهم در تبیین واریانس این علائم است. با این حال، رابطه معناداری بین بازداری و سایر خردهمقیاسهای SCL-90-R مشاهده نشد.
نتیجه گیری: عملکرد مطلوب متغیرهای عصب روانشناختی بهویژه کنترل بازداری میتواند نقش بسزایی در سلامت روان ایفا کند. از اینرو تدارک مداخلاتی مبتنی بر آموزش بازداری شناختی پیشنهاد میشود.