159 نتیجه برای مو
معصومه مجدپور، محسن شمس، سعادت پرهیزکار، علی موسوی زاده، زهرا رحیمی،
دوره 15، شماره 3 - ( 9-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: آموزش مسایل جنسی یکی از نیازهای آموزشی نوجوانان است و مادران می توانند نقش کلیدی در آموزش این مسایل به دختران خود داشته باشند. این مطالعه با هدف طراحی، اجرا و ارزیابی یک برنامه مهارت آموزی برای مادران با هدف آموزش مسایل جنسی به دختران نوجوان خود در شهر ماهشهر انجام شده است.
روشکار: این کارآزمایی میدانی از شهریور تا اسفند 1393 بر روی 140 نفر مادر دارای دختر نوجوان 12 تا 18 ساله انجام شد. برای جمع آوری دادههای مورد نیاز از دو پرسشنامه محقق ساخته روا و پایا شده استفاده شد. پرسشنامه اول با پرسش از دختران نوجوان مهارت های ارتباطی مادران را می سنجید و پرسشنامه دوم با پرسش از مادران سطح آگاهی و نگرش آنان درباره مسایل جنسی و مهارت های ارتباطی آنها را ارزیابی می کرد. براساس نتایج حاصل از تحلیل داده ها، مداخله آموزشی برای مادران به صورت سه جلسه آموزش حضوری طراحی و اجرا شد و داده های قبل و سه ماه بعد از مداخله با هم مقایسه گردید.
نتایج: مقایسه قبل و سه ماه بعد از مداخله نشان داد که تفاوت معناداری در میانگین امتیازات آگاهی و (01/0>p) و نگرش (01/0>p) مادران ایجاد شد ولی مهارتهای ارتباطی تفاوت معناداری نداشت (37/0=p).
نتیجه گیری: نتایج نشان داد که مداخله آموزشی طراحی شده بر بهبود آگاهی و نگرش موثر بود، ولی ارتقاء مهارت های ارتباطی به عنوان عامل مهم در مهارت آموزی مادران برای آموزش مسایل جنسی به دختران خود، نیاز به جلسات آموزشی پیوسته، منظم و همراه با تجربه و تمرین دارد.
پیام صفایی، افسانه مهاجر، غلامرضا جاهد خانیکی،
دوره 15، شماره 4 - ( 12-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: مطالعه نگرش به عنوان ممتازترین مفهوم روانشناسی اجتماعی جایگاه ویژه ای در پژوهش ها دارد و بدون شک داشتن نگرش مثبت لازمه موفقیت در هر رشته تحصیلی است. هدف از این مطالعه شناخت عوامل مختلف مرتبط با نگرش دانشجویان رشته بهداشت و ایمنی مواد غذایی نسبت به رشته تحصیلی و آینده شغلی شان است که در صورت نیاز اقداماتی را در جهت اصلاح این رشته بکار گرفت.
روش کار: این پژوهش از دسته مطالعات کاربردی به صورت توصیفی-مقطعی در سال 1395 انجام شد. جامعه مورد مطالعه را 77 نفر از دانشجویان رشته بهداشت و ایمنی مواد غذایی در 7 دانشگاه علوم پزشکی کشور تشکیل دادند. نمونه گیری از طریق سرشماری صورت گرفت و ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه ای مشتمل بر24 سوال بود. داده ها پس از جمع آوری با استفاده از نرم افزار آماری SPSSنسخه 24 و آزمون های توصیفی میانگین و انحراف معیار مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
نتایج: با توجه به اطلاعات بدست آمده میانگین و انحراف معیار نگرش دانشجویان به رشته تحصیلی به ترتیب 0/35 و 4/12بدست آمد که نشان دهنده نگرش مثبت می باشد. میانگین و انحراف معیار نگرش نسبت به آینده شغلی نیز05/23 و 86/10حساب شد که کمتر ازامتیاز قابل قبول بود. در این مطالعه بین نگرش دانشجویان و وضعیت اشتغال ارتباط معنی داری مشاهده شد) 036/0(p=.
نتیجه گیری: نتایج حاصل نشان می دهد که بیشتر دانشجویان رشته بهداشت و ایمنی مواد غذایی مورد مطالعه نسبت به رشته تحصیلی خود نگرش مثبتی داشتند در حالی که نگرش آن ها نسبت به آینده شغلی پایین تر از حد قابل قبول بود که نشانگر فقدان نگرش مطلوب دانشجویان می باشد. بنابراین تقویت برنامه های آموزشی،ارائه مشاوره و حمایت از دانشجویان می تواند نقش مفید و موثری در بهبود و تقویت نگرش آن ها داشته باشد.
آسیه مولایی فرد، محمدحسین حقیقی زاده، هاشم محمدیان،
دوره 16، شماره 1 - ( 3-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ غفلت از ارﺗﻘﺎی ﺳﻼﻣﺖ دانش آموزان بر آن ﺷﺪﻳﻢ ﺗﺎ ﺑﺎ اﻧﺠﺎم اﻳﻦ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺑﻪ ارزﻳﺎﺑﻲ پیشبینی کنندههای سبک زندگی ارتقادهندهی سلامت آنان از ﻃﺮﻳﻖ ﺗﺤﻠﻴﻞ ﻣﺴﻴﺮ ﺑـﺮ اﺳـﺎس الگوی اطلاعات، انگیزش و مهارت رفتاری بپردازیم.
روش کار: یک مطالعه مقطعی از نوع توصیفی - تحلیلی بر روی 400 نفر از دانش آموزان شهرستان اندیمشک صورت گرفت. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران به دست آمد. روش نمونهگیری، طبقهبندی تصادفی شده بود. در این مطالعه اطلاعات دﻣﻮﮔﺮاﻓﻴـکی، اﻃﻼﻋــﺎت ﻣﺮﺑــﻮط ﺑــﻪ سازههای الگوی اطلاعات، انگیزش و مهارت رفتاری و میزان پیروی دانش آموزان از سبک زندگی سالم در 4 حوزهی تغذیه، فعالیت جسمانی، کنترل استرس و مسئولیتپذیری جمعآوری شدند. ﻫﻤﺒﺴﺘﮕﻲ ﺑﻴﻦ ﻛﻞ سازهها با استفاده از نرمافزارهای آماری 23 SPSS ﻣـﻮرد تجزیه و تحلیل ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺖ. سپس رواﺑﻂ ﺑﻴﻦ ﻣﺘﻐﻴﺮﻫـﺎ در ﻗﺎﻟﺐ ﺗﺤﻠﻴـﻞ مسیر توسط نرمافزار8/8 Lisrelسنجیده شد.
ﻧﺘﺎﻳﺞ: الگوی اطلاعات، انگیزش و مهارت رفتاری توانست، 71% از واریانس رفتار پیروی از سبک زندگی دانش آموزان را تبیین نماید. میانگین نمره سبک زندگی ارتقادهنده سلامت در این مطالعه 41/60 به دست آمد. کلیه سازههای الگو ارﺗﺒﺎط معنیداری ﺑﺎ سبک زندگی ﻧﻮﺟﻮانان داﺷﺘﻨﺪ. بهطور کلی متغیرهای مهارت رفتاری با 75%، انگیزش با 66% و دانش با 50% بیشترین نقش را بر روی سبک زندگی آنان داشتند.
نتیجهگیری: یافتههای ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﻧﺸﺎن داد ﻛﻪ این الگو، ﻛﺎرﺑﺮد ﻣﻨﺎﺳﺒﻲ ﺑﺮای ﺗﺒﻴﻴﻦ و پیشبینی ﻛﻨﻨﺪﮔﻲ سبک زندگی سالم دانش آموزان داشت. براین اﺳﺎس، ﺑﻪ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﻳﺰان ﺳﻼﻣﺖ بهکارگیری الگوی اطلاعات، انگیزش و مهارت رفتاری، بهمنظور ارﺗﻘﺎی سبک زندگی ﻧﻮﺟﻮانان در اﻳـﻦ ﺟﻤﻌﻴـﺖ ﭘﻴـﺸﻨﻬﺎد میشود.
حسنا جانجانی، محمد مهر علیان، زهرا شمسی زاده، زهره سادات سنگ سفیدی، مریم خشیج،
دوره 16، شماره 1 - ( 3-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: توجه به بهداشت و ایمنی مواد غذایی، توفیق شگرفی در جهان به همراه دارد. اخیرا به دلایلی چون تولید انبوه، پردازش مواد غذایی، جهانی شدن تجارت مواد غذایی و صنعتی شدن شیوع بیماریهای مرتبط با آب و غذای آلوده رو به افزایش است. لذا بررسی آگاهی و عملکرد افراد یک ضرورت بوده و این پژوهش با هدف بررسی آگاهی و عملکرد مردم شهر کرمانشاه در ارتباط با بهداشت و ایمنی مواد غذایی انجام شد.
روش کار: پژوهش یک مطالعه مقطعی در سال 1396-1395 بود که جمع آوری دادهها از طریق پرسشنامه انجام گرفت. نمونه مورد بررسی 252 نفر از ساکنین شهر کرمانشاه بودند که به صورت تصادفی با نمونه برداری خوشهای انتخاب شدند. اطلاعات بدست آمده با نرم افزارSPSS 17 و آزمونX2 و اسپیرمن مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
نتایج: اغلب افراد مورد مطالعه از آگاهی و یا عملکرد مناسبی در مورد برخی فاکتورهای مرتبط با مسمومیت غذایی برخوردار نبودند. 54% افراد، به غلط تصور میکردند غذاهایی که بطور کامل پخته میشوند هم دارای میکروب هستند. همچنین، 3/68 % افراد، عملکرد بهداشتی مناسبی در خصوص مصرف میوه و سبزی تازه نداشتند، بطوریکه فقط به پاک کردن آن قبل از مصرف اکتفا میکردند. در نهایت میانگین امتیاز آگاهی و عملکرد به ترتیب 27/2±62/11 و 59/1±69/17 بدست آمد.
نتیجه گیری: باتوجه به ارتباط معنی دار بین آگاهی و عملکرد افراد در خصوص ایمنی و بهداشت مواد غذایی، لزوم اجرای برنامههای آموزشی مناسب جهت افزایش بیشتر آگاهی و متعاقباً افزایش بهبود عملکرد توسط ارگانهای زیربط میتواند ارتقاء دهنده وضع موجود باشد.
کورش هلاکویی نائینی، محمد علی منصور نیا، فرزاد خدامرادی، زهرا حسین خانی، مهدی رنجبران، زهره فروزان فر، یوسف علی محمدی، سولماز فرخ زاد،
دوره 16، شماره 2 - ( 6-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماری دیابت یکی از مشکلات مهم سلامتی بوده و در جهان از شیوع بالایی برخوردار است. با توجه به شیوع بالای سندروم متابولیک در این افراد و تاثیر بالقوه اجزای سندروم متالبولیک بر میزان (Hemoglobin Alc) در این بیماران، مطالعه حاضر با هدف تاثیر اجزای سندروم متابولیک بر میزان HbA1C در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو انجام گرفت.
روش کار: در مطالعه حاضر که به صورت کوهورت گذشته نگر انجام شد، تعداد 157 نفر از مبتلایان به دیابت نوع دو که در سال 93 مراجعات متوالی و منظم به مرکز منتخب کنترل دیابت شهرستان قزوین داشتند و اطلاعات مربوط به اجزای سندرم متابولیک و میزان HbA1C آنها به طور کامل ثبت شده بود مورد استفاده قرار گرفت. برای آنالیز از رگرسیون خطی چندگانه استفاده شد. تمام آنالیزها با در نظر گرفتن 05/0 :α به عنوان سطح معنی داری صورت پذیرفت.
نتایج: در مدل رگرسیون تاثیر سن، (High density cholesterol) و (Fasting Blood Sugar) (قند خون) بر HbA1C از نظر آماری معنی دار بدست آمد و تاثیر سایر متغیرها بر HbA1C غیر معنی دار بدست آمد.مقدار ضریب تعیین برای متغیر های وارد شده جهت پیش گویی HbA1C، 45%: R2 بدست آمد.
نتیجه گیری: با توجه به ارتباط معنی دار برخی اجزای سندروم متابولیک همانند HDL-C و قتد خون ناشتا بر HbA1C لازم است تمهیدات لازم جهت کاهش HbA1C در بیماران مبتلا به دیابت انجام گیرد.
محسن روشن پژوه، رکسانا میرکاظمی، مهرداد احترامی، هومان نارنجی ها، حسین ملک افضلی، حمیدرضا صرامی، مجید رضازاده، فاطمه عباسی، سعید نوروزی،
دوره 16، شماره 4 - ( 12-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: سوءمصرف مواد یکی از مشکلات دیرپای اجتماعی و سلامتی ایران محسوب میگردد. به منظور برنامهریزی و سیاستگذاری برای پیشگیری، درمان و کاهش آسیب سوء مصرف مواد، دستیابی به اطلاعات دقیق، قابل اعتماد و روزآمد در ارتباط با این اختلال، ضروری است. هدف از این مطالعه، دستیابی به دادههایی دقیق در مورد شیوع و الگوی مصرف مواد در جمعیت تهران بود.
روش کار: پژوهش از نوع مقطعی و پیمایش خانوار بر روی حجم نمونه 6024 نفری از ساکنین 15 تا 64 ساله شهر تهران انجام گرفت. ابزار جمعآوری دادهها، فرم محقق ساختهای بود که اطلاعات دموگرافیک و اطلاعات مربوط به مصرف انواع مواد در هفته، ماه و سال گذشته و در طول عمر را جمعآوری کرد.
نتایج: 5646 نفر در مطالعه شرکت نمودند. شیوع مصرف در طول عمر در استان تهران برای سیگار، 9/21% ، برای قلیان، 8/26%، برای مشروبات الکلی، 1/12% و برای مواد، 3/7% بود. این میزان در هفته گذشته برای سیگار، 9/12% ، برای قلیان 5/10%، برای مشروبات الکلی 8/1% و برای مواد، 2/2% بود.
نتیجه گیری: شیوع مصرف سیگار، قلیان، مشروبات الکلی و مواد در استان تهران بالا است. این آمار برای مصرف الکل، قلیان و سیگار در طول عمر، بالاتر از آمارهای کشوری و برای مصرف مواد در طول عمر، کمتر از شیوع در کشور است.
نیره نمازی، امیر منصور علوی نائینی، فیروزه مصطفوی دارانی، زهرا برومندفر،
دوره 17، شماره 2 - ( 6-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین مراحل تغییر رفتار و فرآیندهای شناختی و رفتاری (الگوی فرانظری) در استفاده از تغذیه سالم در زنان میانسال دارای اضافه وزن انجام شد.
روش کار: پژوهش حاضر از نوع مطالعات توصیفی-تحلیلی است. نمونه پژوهش را 281 نفر از زنان میانسال با اضافه وزن مراجعه کننده به مراکز جامع سلامت شهر اصفهان تشکیل دادند. جمع آوری داده ها با پرسشگری و با استفاده از پرسشنامه ویژگی های فردی، مراحل تغییر رفتار و فرآیندهای شناختی و رفتاری و پرسشنامه بسامد خوراک 168 آیتمی انجام شده است و سپس اطلاعات وارد نرم افزارN4 و SPSS18 شد و با استفاده از آزمون های توصیفی و تحلیلی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
نتایج: 7/57% افراد در مرحله ی غیر فعال و 3/42% افراد در مرحله فعال قرار داشتند. تفاوت معنی داری با توجه به مراحل مختلف تغییر و استفاده از تمامی فرآیندهای تغییر رفتار وجود داشت (001/0p=) و آزمون تعقیبی بنفرونی صعودی بودن میزان استفاده از فرآیندهای شناختی و رفتاری را در طی مراحل تغییر رفتار در زمینه استفاده از تغذیه سالم نشان داد (001/0p<).
نتیجه گیری: اختلاف میانگین فرآیندهای تغییر در طی مراحل تغییر رفتار نشان از تاثیر این فرآیندها بر روی رفتار تغذیه ایی افراد است که توصیه می شود جهت تهیه آموزش برنامه های تغذیه ایی از مراحل و فرآیند های تغییر رفتار استفاده شود.
افضل اکبری بلوطبنگان، سیاوش طالع پسند، علی محمد رضایی، اسحق رحیمیان بوگر،
دوره 17، شماره 2 - ( 6-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: در سالهای اخیر رفتارهای قلدری در میان نوجوانان مدارس رو به افزایش بوده و نگرانیهایی را برای روانشناسان، معلمان و خانوادههای آنها در سراسر جهان به همراه داشته است. لذا استفاده از روشهای کنترل قلدری در مدارس حائز اهمیت است. از این رو هدف از پژوهش حاضر تاثیر برنامه آموزش کنترل قلدری بر رفتارهای ارتقاءدهنده سلامت نوجوانان قُلدر شهر تهران بود.
روش کار: جامعه آماری دانشآموزان 12 تا 17 ساله مدارس دولتی شهر تهران را شامل می شود. تعداد 40 نفر (20 نفر گروه کنترل و 20 نفر گروه آزمایش) به روش تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. با بهرهگیری از یک طرح آزمایشی پیشآزمون-پسآزمون و پیگیری یکماهه با گروه کنترل ابتدا پرسشنامههای قلدری هارتر و رفتارهای ارتقاءدهنده سلامت بر روی هر دو گروه اجرا شد و سپس کاربندی آزمایشی آموزش کنترل قلدری در 8 جلسه بر روی گروه آزمایش اجرا و بعد از اتمام جلسات پسآزمون برای هر دو گروه ارائه شد. پس از آن پیگیری یکماهه به اجرا درآمد. برای تحلیل دادهها از روش تحلیل واریانس چندمتغیری اندازهگیری مکرر به کمک نرمافزار SPSSV22 استفاده شد.
نتایج: یافتهها نشان داد که برنامه آموزشی کنترل قلدری به شیوه شناختی-رفتاری بر رفتارهای ارتقای سلامت بین دو گروه در سه مرحله ارزیابی تفاوت معنیداری ایجاد کرده است (05/0>p).
نتیجهگیری: بر اساس نتایج حاصل از این پژوهش میتوان گفت آموزش کنترل قلدری بر رفتارهای ارتقاءدهنده سلامت نوجوانان 12 تا 17 ساله اثربخش بوده و میتوان از این آموزش جهت ارتقای سلامت آنها استفاده کرد و آگاهی والدین، معلمان، مدیران و سایر متخصصان از این آموزشها میتواند اثربخش باشد.
ندا کریمی، شهرزاد سعادت قرین، آذر طل، رویا صادقی، مهدی یاسری، بهرام محبی،
دوره 17، شماره 3 - ( 9-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: انتخاب رفتارهای سالم در نوجوانی از اهمیت زیادی برخوردار است زیرا این رفتارها در این دوران یایه ریزی می شود. از طرف دیگر، توجه به سلامت دختران از اهمیت ویژهای برخوردار است زیرا این رفتارها را به نسل بعدی نیز منتقل می کنند. از این رو هدف این مطالعه شناسایی نقش تعیین کنندگی سواد سلامت و متغیرهای زمینه ای در رفتارهای ارتقاءدهنده سلامت در بین دانش آموزان دختر مقطع دوم متوسطه شهر تهران بود.
روش کار: این مطالعه از نوع مقطعی، توصیفی-تحلیلی و بر روی ۳۷۰ نفر به روش نمونه گیری خوشه ای در سال ۱۳۹۷ انجام شد. داده ها با استفاده ﺍﺯ پرسشنامه های دموگرافیک، ﺳﻮﺍﺩ ﺳﻼﻣﺖ ﻧﻮﺟﻮﺍﻧﺎﻥHELMA و رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت (HPLPII) جمع آوری گردید. ﺑﺮﺍﻯ ﺗﺠﺰﻳﻪ ﻭﺗﺤﻠﻴﻞ ﺩﺍﺩﻩ ﻫﺎ ﺍﺯ ﻧﺮﻡ ﺍﻓﺰﺍﺭ SPSS 25 استفاده شد.
نتایج: نتایج تحلیل رگرسیون چندمتغیره نشان داد سواد سلامت (۳۹/۰=β و ۰۰۱/۰>p)، علاقه به موضوعات سلامت (۳۵/۱=β و ۰۰۱/۰>p)، مطالعه مجله و روزنامه (۷۶/۰=β و ۰۰۷/۰=p) تحصیلات پدر(۰۰۲/۰=p)، شاخص توده بدنی(۰۲۲/۰=p)، رشته تحصیلی (۰۰۱/۰>p)، اولین منبع اطلاعات سلامت (۰۰۱/۰>p) و محل زندگی (۰۲۳/۰=p) ارتباط مستقیم و معنیداری با رفتارهای ارتقاءدهنده سلامت داشتند. بین سن (۶۹/۱-=β و ۰۰۱/۰>p) و ارزیابی وضعیت سلامت (۶۷/۱-=β و ۰۱/۰>p) با رفتارهای ارتقاءدهنده سلامت ارتباط معکوس و معنیدار بود.
نتیجه گیری: با توجه به اینکه میانگین نمره سواد سلامت در طبقه بندی "نه چندان کافی" و نمره رﻓﺘﺎرﻫﺎی ارتقاءدهنده سلامت دختران دانش آموز در ﺳﻄﺢ ﻣﺘﻮﺳﻂ بود، لزوم تدوین برنامه های آموزشی جهت افزایش سواد سلامت در طراحی و اجرای مداخلاتی جهت ارتقاء این دسته از رفتارهای مرتبط با سلامت در دانش آموزان باید مد نظر قرارگیرد.
مریم جمشیدی مقدم، غلامرضا جاهد خانیکی، عباس رحیمی فروشانی، نبی شریعتی فر،
دوره 17، شماره 3 - ( 9-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: غذا و تغذیه می تواند مهمترین موضوع مورد بحث دنیای امروز را تشکیل دهد و بیماریهای ناشی از غذا، یک مشکل بهداشت عمومی جدی می باشد. دست اندرکاران غذایی که در آشپزخانه ها کار می کنند نقش مهمی در انتقال بیماریهای قابل انتقال از طریق غذا ایفا می کنند. بیماریهای ناشی از غذا، بویژه آنها که بوسیله باکتری ها، ویروسها، انگلها و قارچها ایجاد می شوند قابل پیشگیری هستند و آموزش در مداخله مناسب غذا، یک کلید برای پیشگیری است.
روش کار: مطالعه ای مقطعی در 10 بیمارستان وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال 1396 انجام گرفت. در این مطالعه 136 نفر از دست اندرکاران غذای شاغل در بخش آشپزخانه بیمارستانها توسط پرسشنامه، از نظر میزان آگاهی، نحوه نگرش و عملکرد، ارزیابی شدند.
نتایج: نتایج نشان داد که 8/08% از گروه مورد مطالعه از آگاهی خوبی در خصوص بهداشت و ایمنی مواد غذایی برخوردار بودند (امتیاز بالاتر از 75%). همچنین 16/7% از آنها امتیاز کامل نگرش را کسب کردند. بیمارستانها از نظر عملکرد در سطح مطلوبی بودند. همچنین نتایج نشان داد که میان متغیرهای میزان تحصیلات و گذراندن دوره آموزشی بهداشت و ایمنی مواد غذایی توسط دست اندرکاران غذا و میزان آگاهی آنها رابطه معنی داری وجود دارد (05/0p<).
نتیجه گیری : به نظر میرسد آگاهی کافی در خصوص مباحث بهداشت و ایمنی مواد غذایی در بین کارکنان دست اندرکار تهیه و توزیع غذا در بیشتر بیمارستانها وجود ندارد؛ و انجام مداخله آموزشی و برگزاری دوره های آموزشی در زمینه موضوعات مورد ضعف و همچنین حساس سازی بیشتر پرسنل پیشنهاد می گردد.
لیلا الله قلی، اعظم رحمانی، رضا قانعی قشلاق، آرزو فلاحی، معصومه هاشمیان، حامد فلاحی، بابک نعمت شهربابکی،
دوره 17، شماره 3 - ( 9-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: فرسودگی شغلی در بین آموزش دهندگان سلامت رو به افزایش بوده و پیامدهای ناگوار جسمی، روانی و اجتماعی را به همراه دارد. هدف از مطالعه حاضر تبیین علل فرسودگی شغلی از دیدگاه آموزش دهندگان سلامت و شناسایی نیازهای آنان برای کاهش آن بود.
روش کار: این مطالعه کیفی در پایگاههای خدمات جامع سلامت شهر سنندج در غرب ایران در سال 1396 انجام گرفت. با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند 15 آموزش دهنده سلامت وارد مطالعه شدند. داده ها از طریق مصاحبه های فردی و بحث گروهی نیمه ساختار یافته، مشاهده و یاداشت در عرصه جمع آوری و با استفاده از رویکرد تحلیل محتوای قرار دادی تجزیه و تحلیل گردید. جهت حمایت از صحت و استحکام دادهها، معیار مقبولیت، تأیید پذیری و انتقال پذیری لحاظ شد.
نتایج: دلایل فرسودگی شغلی در 5 طبقه شامل "مسائل مربوط به پایگاههای خدمات جامع سلامت"، "چالشهای فردی کارمندان"، "ضعف مدیریتی"، "چالشهای سیستم اجرایی" و "مسائل مربوط به مراجعه کنندهگان" قرار گرفت. مشارکت کنندگان جهت کاهش فرسودگی شغلی به تقویت مهارتهای فردی، ارزشیابی اثربخش و حمایتهای مدیریتی، فراهم نمودن امکانات تفریحی و رفاهی، کاهش فشار شغلی و تقویت روابط درون بخشی و برون بخشی تأکید داشتند.
نتیجه گیری: نتایج مطالعه نشان داد که عوامل متعددی در ایجاد فرسودگی شغلی آموزش دهندگان سلامت نقش دارند. بهبود در شیوه مدیریت و قوانین و امکانات رفاهی نه تنها سبب کاهش فرسودگی شغلی می گردد بلکه موجب افزایش کارایی برنامه های آموزش سلامت خواهد شد.
انسیه بابایی، فرشته بخشیان، آرام کریمیان، سید رضا سعادت مهر،
دوره 17، شماره 3 - ( 9-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به شکل گیری هویت در دوره نوجوانی و اهمیت این موضوع در این دوره و عوامل بسیاری که در این زمینه نقش مهمی را ایفا می کنند، پژوهش حاضر با هدف تعیین عوامل مرتبط با هویت یابی دانش آموزان دوره متوسطه استان مازندران انجام شد.
روش کار: این مطالعه از نوع مقطعی، توصیفی- تحلیلی می باشد. نمونه پژوهش شامل 394 نفر از دانش آموزان دوره متوسطه استان مازندران بود که با روش خوشه ای نسبتی تصادفی انتخاب شدند. برای جمع آوری دادهها، پرسشنامه حالات هویت بنیون و آدامز (EOM-EIS-2)، پرسشنامه عوامل موثر در هویت یابی و پرسشنامه جمعیت شناختی مورد استفاده قرار گرفت. به منظور تحلیل دادهها از شاخص همبستگی اسپیرمن و رگرسیون خطی استفاده شد.
نتایج: بر اساس یافته های پژوهش، 8/51% از نمونهها دختران و 2/48% پسران بوده اند. نتایج تحلیل رگرسیون نشان می دهد که عوامل مورد بررسی (خانواده، شخصیت، مدرسه، جامعه و فرهنگ و رسانه) توانستند 7/22% از واریانس هویت آشفته، 2/11% از واریانس هویت زود شکل گرفته، 5/10% از واریانس هویت به تعویق افتاده و 2/21% از واریانس هویت پیشرفته را تبیین کنند.
نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش، برگزاری دوره های آموزشی برای والدین و دانش آموزان، تجهیز و غنی سازی مدارس و در نظر گرفتن فعالیت های فوق برنامه جهت کمک به هویت یابی آسان دانشآموزان پیشنهاد می گردد.
رحمن پناهی، لیلا دهقانکار، محیا شفایی، علی رزاق پور،
دوره 17، شماره 4 - ( 12-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: سواد سلامت با بالابردن فهم، درک و ارزیابی مزایای رفتارهای تشخیصی و پیشگیرانه میتواند یکی از مهمترین عوامل تاثیرگذار در اتخاذ رفتارهای پیشگیریکننده از پوکی استخوان باشد. این مطالعه با هدف تعیین مهارتهای مؤثر سواد سلامت در پیشگویی اتخاد رفتارهای پیشگیریکننده از پوکی استخوان در دانشآموزان انجام گردید.
روش کار: پژوهش حاضر از نوع توصیفی- مقطعی است. تعداد 375 نفر از دانشآموزان دبیرستانهای دخترانه شهر قزوین بهروش نمونهگیری چندمرحلهای انتخاب شدند. دادهها با استفاده از پرسشنامه استاندارد سواد سلامت نوجوانان و پرسشنامه سنجش رفتارهای پیشگیریکننده از پوکی استخوان گردآوری و با استفاده از نرم افزار23 SPSS و با بهکارگیری آمارهای توصیفی و ضریب همبستگی اسپیرمن و آزمون رگرسیون چندگانه، تحلیل شدند.
نتایج: در میان ابعاد هشتگانه سواد سلامت، بیشترین میانگین نمره به دو بعد درک و ارتباط و کمترین میانگین نمره به دو بعد استفاده از اطلاعات سلامت و محاسبه، اختصاص داشت. میانگین و انحراف معیار نمره کلی سواد سلامت و اتخاذ رفتارهای پیشگیریکننده از پوکی استخوان به ترتیب 58/12±84/70 از 100 و 60/5± 43/22 از 36 بود. آزمون رگرسیون چندگانه نشان داد که ابعاد سواد سلامت، 4/38% از تغییرات اتخاذ رفتار پیشگیریکننده از پوکی استخوان را پیشگویی کردند (384/0=R2). از میان ابعاد مورد بررسی، فقط بعد استفاده از اطلاعات سلامت (001/0=p ،044/0=β) بهطور معنیدار پیشگوییکننده اتخاذ رفتار بود.
نتیجهگیری: نظر به نتایج مطالعه لازم است در طراحی برنامههای آموزشی جهت پیشگیری از پوکی استخوان، به نقش سواد سلامت بهطور کلی و خصوصا تاثیر بعد استفاده از اطلاعات سلامت در میان نوجوانان توجه ویژهای مبذول گردد.
محمد مهدی سلطان دلال، مهدیه پور مرادیان، شیدا اسدپور،
دوره 17، شماره 4 - ( 12-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: سالمونلا یکی از عوامل مهم در بیماریهای منتقله از غذا می باشد، که سبب گاستروانتریت انسانی میشود. ﻣﻄﺎﻟﻌه ﺣﺎﺿﺮ ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮر ارزیﺎﺑﯽ ﮐﯿﻔﯿﺖ ﺑﻬﺪاﺷﺘﯽ خامههای ﺳـﻨﺘﯽ ﻣـﺼﺮﻓﯽ از ﻧﻈﺮ آﻟﻮدﮔﯽ ﺑﺎﮐﺘﺮیﺎیﯽ اﻧﺠﺎم گرفته است.
روش کار: در این مطالعه مقطعی توصیفی، 250 نمونه خامه غیر پاستوریزه و50 نمونه خامه پاستوریزه از مناطق عرضه در جنوب شهر تهران جمع آوری گردید. پس از رقیق سازی در محیط بافر فسفات و تهیه سریال رقت برای غنی سازی سالمونلا به محیط راپاپورت واسیلیادیس طبق دستورالعمل CDC منتقل و پس از 24 ساعت انکوباسیون در 37 درجه سانتی گراد، یک لوپ در محیط های کشت هکتون آگار و بیسموت سولفیت آگار تلقیح شد. روز بعد کلنیهای مشکوک از نظر فنوتیپی مورد بررسی اولیه و بوسیله پلاک API-20E مورد تایید نهایی قرار گرفتند.آنتی بیوگرام طبق دستورالعمل CLSI انجام شد.
نتایج: 15 نمونه (6%)از 250 نمونه خامه سنتی مورد مطالعه به سالمونلا آلوده بودند. از 7 سروتایپ شناسایی شده،بیشترین سروتایپ سالمونلا متعلق به سروتایپ اینفنتیس با 7 مورد (3/33%) بود.همچنین باکتریهای کلیفرم مانند اشریشیاکلی، انتروباکتر، کلبسیلا و سیتروباکتر جدا گردید. بیشترین مقاومت انتی بیوتیکی ناشی از نالیدیکسیک اسید، تتراسایکلین و تریمتوپریم به ترتیب با 3/93%،3/73% و 7/66% بود. بررسی های میکروبی خامه های پاستوریزه نشانگر عدم آلودگی به سالمونلا در تمامی نمونه های خامه بوده است.
نتیجه گیری: نتایج حاصله موید نیاز به کنترل و نظارت بیشتر خامه های عرضه شده در سطح شهر توسط اداره نظارت بر مواد غذایی می باشد. موید کنترل کیفی و نظارت بیشتر اداره بهداشت مواد غذایی بر خامههای تولیدی بصورت سنتی در سطح شهر تهران میباشد. همچنین آموزش جامعه به مصرف خامه پاستوریزه می تواند در کاهش بیماری های منتقله از غذا نقش بسزایی داشته باشد.
محمد مهدی سلطان دلال، سیده معصومه ابریشمچیان لنگرودی، مهدیه پورمرادیان، شیدا اسدپور،
دوره 18، شماره 1 - ( 3-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماری های منتقله از راه غذا (FBD) foodborne diseases امروزه یکی از بزرگترین نگرانی ها در جهان میباشد. همچنین استفاده بی رویه و نادرست از آنتی بیوتیک ها باعث ایجاد مقاومت در بین باکتریهای فراوانی گشته است، که یکی از آنها استافیلوکوکوس اورئوس مقاوم به متی سیلین Methicillin-resistant Staphylococcus aureus (MRSA) ، به صورت یک تهدید جدی برای سلامت عمومی مطرح گردیده است. مطالعه حاضر با هدف تعیین میزان استافیلوکوکوس اورئوس های مقاوم به متی سیلین MRSA ازمواد غذایی در تهران صورت گرفت.
روش کار: در این مطالعه توصیفی 560 نمونه غذایی طی ماه های تیر97 لغایت خرداد 1398از سه منطقه جنوب تهران، شهر ری و اسلام شهر جمع آوری و از نظر وجود استافیلوکوکوس اورئوس طبق استاندارد ملی ایران به شماره 1194 مورد بررسی قرار گرفتند. همچنین الگوی حساسیت آنتی بیوتیکی سویه های استافیلوکوکوس اورئوس بدست آمده با روش دیسک دیفیوژن تست Disk) (Diffusion Test مورد بررسی قرار گرفت.
نتایج: از 560 نمونه غذایی،49 نمونه به استافیلوکوکوس اورئوس آلوده بودند) 7/8%). نتایج بدست آمده نشان می دهد بیشترین آلودگی ها مربوط به شیرینی تر، بستنی سنتی و مواد پروتینی خام بوده است. از نظر الگوی مقاومت آنتی بیوتیکی در بین 49 سویه استافیلوکوکوس اورئوس جدا شده، میزان مقاومت به متی سیلین 4 سویه (2/8%) بوده است.
نتیجه گیری: با توجه به اهمیت استافیلوکوکوس اورئوس در مسمومیت های غذایی و امکان انتقال سویه های مقاوم به آنتی بیوتیک ها، مخصوصا متی سیلین از راه مواد غذایی مختلف وجود دارد. بنابراین باید به اهمیت مصرف صحیح و درست آنتی بیوتیک ها تاکید نمود.
محمد عظیمی، علی اقبالی،
دوره 18، شماره 1 - ( 3-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: انسان به عنوان مخلوق خداوند و اشرف مخلوقات، حقوقی دارد که یکی از این حقوق، حق سالم زیستن است و این نوع سبک زندگی جز در سایه آموزش های مفید میسر نمی شود. در همین راستا، آموزش جامع سلامت در مدارس برای سلامت نسل آینده کشور، یکی از ارکان مهم تلقی می شود. بنابراین هدف این پژوهش تحلیل محتوای مولفه های بهداشت و ارتقای سلامت کتب دوره دوم ابتدایی بر اساس مفروضه های سلامت با تاکید بر آموزش برای افزایش کیفیت بهداشت مدارس ابتدایی است.
روش کار: در این مطالعه توصیفی از روش تحلیل محتوا استفاده شده است. جامعه آماری این پژوهش همه کتابهای پایه دوم ابتدایی سال تحصیلی 1396 ـ 1395 (5 جلد کتاب) بود. نمونه آماری برابر با جامعه آماری است. ابزار پژوهش )آنتروپی شانون (Entropy Shanon بود که پردازش داده ها را در بحث تحلیل محتوا با نگاه جدید و به صورت کمی و کیفی مطرح می کند.
نتایج : نتایج تحلیل محتوای آنتروپی شانون نشان داد که بررسی کل 5 کتاب پایه دوم ابتدایی مولفه ی مربوط به سلامت روانی با 236 مورد بیشترین فراوانی را به خود اختصاص داده، و کمترین مقدار مربوط به معلولیت با 10 فراوانی است. بیشترین ضریب اهمیت در بین مولفه های سلامت در کتب پایه دوم ابتدایی مربوط به مولفه های سلامت تغذیه مجموعا با مقدار (21/0) و کمترین ضریب اهمیت به پیشگیری از رفتار های پرخطر مجموعا با مقدار (019/0) می باشد.
نتیجه گیری: یافته های حاصل از فراوانی نشان می دهند که میزان توجه به هر یک از مولفه های آموزش بهداشت و ارتقای سلامت متفاوت است؛ بنابراین می توان نتیجه گرفت که در محتوای کتب دوره دوم ابتدایی به برخی از مولفه های آموزش بهداشت کمتر توجه است، در حالی که آموزش بهداشت و به تبع آن ارتقای سلامت مهم ترین عامل پیشرفت و ضامن بقای جامعه است. طراحی، اجرا و اداره برنامه های توسعه در بعد بهداشت، بیش از هر عامل دیگری زیربنای مفاهیم پایه ای چون سلامت است.
زهرا جمشیدی، بهرام محبی، الهام شکیبازاده، آذر طل، مهدی یاسری،
دوره 19، شماره 1 - ( 3-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: مبتلایان به دیابت برای پایداری رفتارهای خود مراقبتی نیازمند حمایت مداوم هستند. استفاده از نیروهای حمایتی برای بهبـود سطح خود مدیـریتی دیابت احساس می شود. این مطالعه با هدف مقایسه اثربخشی مداخله آموزشی مجازی مستقیم و غیرمستقیم بر ارتقای رفتارهای خود مدیریتی و کنترل دیابت در زنان مبتلا به دیابت نوع دو طراحی و در سال 1399 اجرا شد.
روش کار: مطالعه کارآزمایی بالینی حاضر بر روی 100 زن مبتلا به دیابت نوع دو تحت پوشش سه مرکز بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی تهران که با تخصیص تصادفی به دو گروه آموزش مستقیم و غیرمستقیم (هر گروه 50 نفر) تقسیم شدند، اجرا شد. پرسشنامه، ابزار استاندارد خودمدیریتی دیابت بود. کلیه آموزشها براساس آخرین نسخه (DSME ) Diabetes Self-Management Education ارائه شد. جلسات براساس مدل خودمدیریتی دانشگاه استنفورد شامل شش جلسه 90 دقیقه ای در طول سه هفته تشکیل گردید. داده ها با استفاده از نرم افزار آماریSPSS 16 و آزمونهایی نظیر آنالیز کوواریانس تجزیه و تحلیل شد.
نتایج: نمره خودمدیریتی در گروه آموزش مستقیم و غیرمستقیم به ترتیب در پیگیری سه و شش ماه بعد و نمره HbA1c دو گروه سه و شش ماه بعد محاسبه شد که این اختلافهای آماری معنیداری بود (05/0 >p) این درحالی است که بین دوگروه در نمره خودمدیریتی وHbA1c درپیش آزمون اول و دوم اختلاف آماری معنی داری یافت نشد(05/0 <p).
نتیجه گیری: آموزش خودمدیریتی دیابت (DSME) به عنوان مداخله آموزشی در زمینه ارتقای رفتارهای خودمدیریتی و کنترل دیابت میتواند هم در گروه آموزش مستقیم که توسط محقق و هم در گروه آموزش غیرمستقیم که توسط رابطین آموزش دیده اجرا شد، اثربخش بوده و منجر به تحقق هدف نهایی یعنی کنترل دیابت گردد. پیشنهاد می گردد مسئولان و سیاستگزاران حوزه سلامت به استفاده از نیروهای داوطلب آموزش دیده توجه ویژه مبذول دارند.
مهدی شهرکی، سیمین قادری،
دوره 19، شماره 1 - ( 3-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: مخارج سلامت عمومی و کیفیت حکمرانی ازجمله عوامل مؤثر بر وضعیت سلامت جامعه است؛ از این رو هدف این مطالعه بررسی اثرات متقابل حکمرانی خوب و مخارج سلامت عمومی بر وضعیت سلامت کودکان در کشورهای با درامد متوسط به بالا است.
روش کار: مطالعه توصیفی- تحلیلی و کاربردی حاضر با روش رگرسیون پانلدیتا با اثرات ثابت و رگرسیون کوانتایل پانلدیتا برای سالهای 2017-2000 در سال 1399 انجام شد. جامعه آماری کشورهای با درآمد متوسط به بالابود و دادههای سری زمانی سالانه مطالعه از پایگاه دادهای بانک جهانی استخراج شدند. مدل و آزمونهای موردنیاز تحقیق در نرمافزار Stata 16 برآورد شدند.
نتایج: ضریب متغیر حکمرانی خوب و شاخص اثرات متقابل حکمرانی خوب و مخارج سلامت عمومی برای متغیر وابسته مرگومیر کودکان زیر پنج سال به ترتیب برابر با 002/0- و 003/0- و برای متغیر وابسته مرگومیر نوزادان به ترتیب برابر با 002/0- و 002/0- بود همچنین ضریب شاخص اثرات متقابل حکمرانی خوب و مخارج سلامت عمومی در کوانتایل های 25/0، 50/0 و 75/0 برای متغیر وابسته مرگومیر کودکان زیر پنج سال به ترتیب برابر با 033/0، 047/0- و 048/0- بود و برای متغیر وابسته مرگومیر نوزادان به ترتیب برابر با 044/0، 048/0- و 049/0- بود.
نتیجهگیری: بهبود شاخصهای حکمرانی موجب افزایش کارایی مخارج سلامت عمومی و بهبود وضعیت سلامت کودکان میشود بنابراین بهبود شاخصهای حکمرانی خوب، افزایش مخارج سلامت عمومی و سرمایهگذاری دولتها در بخشهای زیرساخت سلامت، افزایش تولید ناخالص داخلی و نرخ اشتغال زنان جهت بهبود وضعیت سلامت بهخصوص در کشورهای با مرگومیر کودکان بیشتر پیشنهاد میگردد.
منیره محمدی نژاد مطلق، سیاوش طالع پسند، اسحق رحیمیان بوگر،
دوره 19، شماره 2 - ( 6-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: پژوهش حاضر باهدف بررسی اثربخشی آموزش حافظه کاری هیجانی بر توانایی مهار عواطف و تنظیم شناختی هیجان در افراد آسیبدیده از خیانت صورت گرفت.
روش کار: از میان تمام زنان خیانت دیده که در بازه زمانی مهر تا دیماه سال 1398 به اورژانس اجتماعی شهر سبزوار مراجعه کردند، تعداد 42 نفر با روش تصادفی انتخاب و به دو گروه (21 نفر آزمایش و 21 نفر کنترل) تخصیص داده شدند. مداخله بهصورت یکسو کور انجام شد. شرکتکنندگان پرسشنامه مهار عواطفwilliams ، (27) و پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان Garnefski (29) را در مراحل پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری تکمیل کردند. آموزش طی 20 جلسه با استفاده از نرمافزار آموزش حافظه کاری هیجانیSchweizer (32) اجرا شد. دادهها با تحلیل واریانس چند متغیری با اندازهگیری مکرر تحلیل شدند.
نتایج: نتایج نشان داد که آموزش حافظه کاری هیجانی بر توانایی مهار عواطف و تنظیم شناختی هیجان زنان آسیبدیده از خیانت اثربخش است.
نتیجه گیری: یک راهبرد درمانی مکمل برای کنترل عواطف و تنظیم شناختی هیجان در زنان آسیبدیده استفاده از آموزشهای مبتنی بر حافظه کاری هیجانی است. تلویحات کاربردی یافتهها موردبحث قرار گرفت.
مریم نورآوران فیض آبادی، کورش هلاکویی نائینی، عباس رحیمی فروشانی، علی تقی پور،
دوره 19، شماره 4 - ( 12-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماریهای قلبی عروقیCVD)) عامل بیشترین مرگومیر در جهان است و در سال 3/17میلیون نفر در اثر ابتلا به این بیماری جان خود را از دست میدهند که بیش از 75% از این مرگها در کشورهای کم و متوسط درآمد رخ میدهد. گرچه مطالعات گستردهای در تعیین عوامل خطر این بیماریها صورت گرفته اما مطالعات محدودی جهت بررسی این عوامل با روش چند سطحی صورت گرفته است. هدف از این مطالعه تعیین عوامل خطر بیماری قلبی عروقی با استفاده از رویکرد چندسطحی و مقایسه عملکرد رگرسیون لجستیک چند سطحی و معمولی در تعیین عوامل خطر بیماری قلبی عروقی در کارکنان دانشگاه علوم پزشکی مشهد با توجه به ساختار سلسله مراتبی داده ها می باشد.
روش کار: مطالعه حاضر به صورت موردی- شاهدی با 1091نمونه از مطالعه همگروهی آینده نگر" PERSIAN cohort study in Mashhad University of Medical Sciences" در سال 1397 طراحی شد. گروه مورد152 نفر از افراد مبتلا به بیماری قلبی عروقی با تشخیص قطعی می باشند و 939 نفر از میان کارکنان، افرادی که تا آن زمان هم چنان به بیماری قلبی عروقی دچار نشدهاند به عنوان شاهد (Control) وارد مطالعه شده اند که هر دو گروه به صورت نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شده اند. بعد از جمعآوری اطلاعات، دادهها وارد نرمافزار Stata شد و مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت. جهت توصیف متغیرها از فراوانی و درصد و در تحلیل از آنالیز رگرسیون لجستیک تک سطحی و دو سطحی در سطــح 05/0= α استفاده شده است.
نتایج: آنالیز چندگانه نشان داد که متغیرهای پرفشاری خون، مصرف سیگار، قند خون ناشتا و کلسترول جزو عوامل خطر بیماری های قلبی عروقی محسوب شده و ارتباط معنی داری با این بیماری دارند. در مدل رگرسیون لجستیک دو سطحی، نسبت شانس ابتلا به بیماری قلبی عروقی در افراد مبتلا به پرفشاری خون 93/3 برابر افراد با فشار خون نرمال با فاصله اطمینان (28/6- 64/2) به دست آمد. خطر مذکور در افراد مصرف کننده سیگار (09/3-11/1)85/1برابر غیرسیگاری ها بود. همچنین، در افرادی که قندخون ناشتا آنها بالابود (دیابت ناشناخته/دیابت کنترل نشده) نسبت شانس ابتلا به بیماریهای قلبی-عروقی (18/6- 18/1) 7/2 برابر افراد نرمال به دست آمد. متغیرهای نمایه توده بدنی، ابتلا به دیابت (کنترل شده یا نشده)، تری گلیسیرید از نظر آماری معنیدار نبودند.
نتیجه گیری: در این مطالعه نشان داده شد که انتخاب مدل آماری میتواند بر نتایج به دست آمده از یک مجموعه داده تاثیرگذار باشد. همچنین نتایج این مطالعه نشان دهنده شیوع بالای برخی عوامل خطرساز بیماری قلبی عروقی در کارکنان می باشد. نکته بسیار مهم در مطالعه فوق پایین بودن فعالیت فیزیکی کارکنان و بالتبع آن افزایش اضافه وزن و چاقی خواهد بود.