زمینه و هدف: ارایه فواصل اطمینان برای پارامترهای مجهول در مطالعات مختلف معمولا بر اساس پذیرش پیش فرض هایی است که از آن جمله می توان به ضرورت بزرگ بودن حجم نمونه (به اندازه کافی) اشاره داشت. هدف از انجام این تحقیق، بررسی چگونگی به کارگیری روش بوت استرپ (Bootstrap) در مدل رگرسیون لجستیک (Logistic Regression) و نشان دادن ضرورت بکارگیری روش بوت استرپ در مدل های رگرسیونی لجستیک در مواردی است که اطلاعات کافی در اختیار محقق نباشد.
روش کار: برای این منظور اطلاعات مربوط به 150 بیمار را که در فاصله سال های 1378 تا 1380 در انستیتو کانسر مجتمع بیمارستانی امام خمینی تهران به علت ابتلا به سرطان سینه مورد عمل جراحی قرار گرفته اند استخراج کردیم، سپس نمونه تصادفی 50 تایی از بین 150 بیمار استخراج گردید.
نتایج: با استفاده از روش معمول رگرسیون لجستیک، مدل مناسب و معنی داری بر اطلاعات اولیه برازش شد و برای هر یک از ضرایب مدل، فاصله اطمینان و خطای معیار محاسبه گردید. نتایج حاصل از کاربرد روش معمول و استفاده از روش بوت استرپ در نمونه های متفاوت نشان می دهد که کاربرد روش بوت استرپ در مواردی که با حجم نمونه ناکافی مواجه هستیم و شرایط مناسب برای استفاده از روش معمول رگرسیون لجستیک فراهم نیست، ضروری بوده و نتایج به دست آمده با افزایش تکرارهای بوت استرپ، به نتایج حاصل از داده های کامل نزدیک می شود.
نتیجه گیری: این امر، هم در مورد برآورد ضرایب مدل و هم در مورد فاصله اطمینان و خطای مربوط به ضرایب، صادق است.
زمینه و هدف: سرطان پستان شایع ترین علت مرگ ناشی از سرطان در زنان جهان و ایران به شمار می رود. تفاوت بروز این سرطان در نواحی مختلف جهان، نیاز به انجام مطالعات در نقاط مختلف را برای روشنتر شدن نقش عوامل موثر مطرح می کند. مطالعه حاضر با هدف بررسی عوامل خطر سرطان پستان در زنان استان مازندران انجام شده است.
روش کار: در بهار و تابستان 1383، مطالعه مورد - شاهدی در استان مازندران بر اساس سیستم ثبت سرطان ایستگاه تحقیقات بهداشتی بابل انجام شد. 250 نمونه مبتلا به سرطان پستان تایید شده با بیوپسی و 500 شاهد همسان شده فردی برای فاکتور سن با فاصله 3 سال، در همسایگی موردها بررسی شدند. برای آنالیز داده ها نسبت های شانس خام و تعدیل شده با حدود اطمینان %95 مربوطه با استفاده از مدل لجستیک شرطی محاسبه شدند.
نتایج: در این مطالعه 250 نمونه بروز مبتلا به سرطان پستان و 500 شاهد همسان شده بررسی شدند. سن در گروه مورد دارای میانگین 48.7 با انحراف معیار 11.37±، میانه 48 و حداقل 22 و حداکثر 80 سال و در گروه شاهد دارای میانگین 48.0 با انحراف معیار 11.46±، میانه 47.5، حداقل ?? و حداکثر 77 سال بود. در تحلیل چند متغیره، فاکتورهای زیر به عنوان عوامل خطر ابتلا به سرطان پستان مشخص شدند: سطح تحصیلات دانشگاهی (نسبت به بی سواد) %95 CI: 1.73 - 20.09) و (OR=5.89، سابقه یائسگی %95 CI: 2.29 - 6.91) و (OR=3.98، سابقه سقط تحریکی %95 CIL 1.09 - 2.22) و (OR=1.56 و BMI بالاتر %95 CI: 1.01 - 1.03) و (OR=1.02). همچنین مدت طولانی تر شیردهی به عنوان عامل محافظت کننده %95 CI: 0.990-0.999) و (OR=0.995 نشان داده شد.
نتیجه گیری: عوامل موثری که قابلیت تغییر دارند می توانند مورد توجه مداخلات مبتنی بر جامعه و برنامه ریزی مداخلات پیشگیری سرطان پستان قرار گیرند. در این راستا آگاه سازی جامعه در خصوص نقش BMI بالا و انجام سقط تحریکی در افزایش شانس سرطان پستان، یا نقش موثر شیردهی در محافظت زنان از این سرطان می تواند در استان مازندران مورد توجه باشد.
زمینه و هدف: محدودیتهای روشهای مطالعاتی سنتی مثل مطالعه مورد - شاهد در برآورد اثر متقابل ژن - محیط منجر به ایجاد برخی روشهای غیر سنتی شده است. این مطالعه اثر متقابل سابقه خانوادگی درجه اول سرطان پستان را با فاکتورهای باروری و قاعدگی برآورد کرده و همچنین کارآیی آماری و توان دو روش مورد - شاهد و فقط - مورد را در این زمینه مقایسه نموده است.
روش کار: بر اساس مطالعه مورد - شاهد همسان شده ای در سال 1383 در استان مازندران، 250 زن مبتلا به سرطان پستان (تایید شده با بیوپسی) و 250 شاهد همسان شده از نظر سن (با فاصله 3± سال) از همسایگان مصاحبه شدند. سابقه خانوادگی سرطان پستان در خواهر و یا مادر به عنوان فاکتور نماینده ژنتیکی در نظر گفته شد و فاکتورهای سن اولین زایمان، تعداد بارداری، سابقه شیردهی، سن اولین قاعدگی و سابقه قاعدگی نامنظم به عنوان فاکتورهای محیطی لحاظ شدند. با استفاده از نرم افزار STATA 8.0 اثرات اصلی و متقابل در مطالعه مورد - شاهد با آنالیز رگرسیون لجستیک شرطی برآورد شدند و مدل رگرسیون لجستیک برای برآورد اثرات متقابل در آنالیز فقط - مورد، پس از بررسی فرض استقلال، استفاده شد. همچنین توان دو مطالعه مورد نظر برای برآورد اثر متقابل توسط نرم افزار QUANTO 0.5 محاسبه شد.
نتایج: فاکتور سن در اولین زایمان واجد فرض استقلال نبود (P=0.02) و لذا برای آنالیز فقط - مورد لحاظ نشد. هیچیک از اثرات متقابل، ارتباط معنی داری (در سطح اطمینان 95%) را در آنالیز مطالعه مورد - شاهد نشان ندادند، لیکن در آنالیز فقط - مورد اثرات متقابل منفی معنی دار آماری برای متغیرهای تعداد بارداری و سابقه شیردهی و اثر متقابل مثبت معنی دار برای متغیر سن اولین قاعدگی با سابقه فامیلی نشان داده شدند. تمام برآوردهای دامنه اطمینان 95% نسبت شانس در آنالیز فقط - مورد کوچکتر از آنالیز مورد - شاهد بودند. همچنین توان مطالعه فقط - مورد برای برآورد اثر متقابل ژن - محیط بیش از مطالعه مورد - شاهد بود. (از 1.08% تا 2.23% برابر).
نتیجه گیری: به شرط صادق بودن فرض استقلال، مطالعه فقط - مورد نسبت به مطالعه مورد - شاهد دارای کارآیی آماری و توان بیشتری برای تعیین اثر متقابل ژن - محیط در سرطان پستان است. در بررسی فرض استقلال بر اساس داده های گروه شاهد نیز باید به خطر پایه بیماری و مقدار اثرات متقابل و اصلی و همچنین مبنای تئوریک دو فاکتور ژن و محیط در ارتباط با سایر متغیرهای همراه توجه نمود. بررسی یک موتاسیون ژنتیکی که فرد از آن مطلع نیست، مطمئن ترین حالت در یک مطالعه فقط - مورد است، هر چند که نقش یک متغیر همراه سوم همیشه باید مد نظر باشد.
زمینه و هدف: رگرسیون لجستیک ابزاری تحلیلی است که بطور وسیعی در تحقیقات پزشکی و اپیدمیولوژیک کاربرد دارد. در بسیاری از مطالعات با مجموعه داده هایی مواجه می شویم که بخشی از آنها گزارش نشده اند یا به عبارت دیگر گمشده می باشند. ساده ترین روش برای تجزیه و تحلیل چنین داده هایی صرف نظر کردن از موردهای دارای مقادیر گمشده و ادامه آنالیز با داده های کامل می باشد که این روش، در عمل کارآمد نیست.
روش کار: در این مطالعه روشی برای آنالیز مدلهای رگرسیون لجستیک وقتی که مقادیر متغیر کمکی Z به طور کامل مشاهده شده و مقادیر متغیر کمکی X برای برخی از افراد تحت مطالعه گمشده باشند ارایه شده است. وقتی مقادیر X به طور تصادفی گمشده (MAR) باشند، مدل تابع درست نمایی ارایه شده برای کل داده های مشاهده شده موجود، همانند زمانی که داده ها کامل و بدون گمشدگی اند، عمل می کند.
نتایج: با بکار بردن این تابع درستنمایی، برآورد پارامترها هم به روش ماکزیمم درستنمایی و هم به روش بیزی با استفاده از تکنیک زنجیره های مارکوف مونت کارلویی (MCMC) انجام و مقادیر بدست آمده مقایسه گردیده اند. داده های این مطالعه مربوط به اطلاعات سمع ریه به دست آمده از طرح سلامت و بیماری در شهر تهران می باشد.
نتیجه گیری: برآوردهای حاصل از مدل ارایه شده در این مطالعه و آنالیز آن به روش بیزی نسبت به سایر روشهای برآورد، مقادیر نزدیکتری به برآوردهای مدل استاندارد برای داده های کامل داشتند.
زمینه و هدف: با توجه به افزایش روزافزون هزینه های بهداشتی و درمانی، مساله بهره وری و استفاده بهینه از منابع موجود، امروزه پدیده مشتری گرایی بیش از پیش مهم جلوه می کند. یکی از روشهای ارزشیابی عملکرد و کیفیت خدمات بیمارستانی، ارزیابی رضایتمندی مشتریان یا بیماران بستری به عنوان استفاده کنندگان اصلی خدمات است که از اهمیت بالایی برخوردار می باشد. این مطالعه به صورت مقطعی، توصیفی.و تحلیلی است وبا هدف تعیین عوامل موثر بر رضایت بیماران انجام شده است.
روش کار: جامعه پژوهشی تعداد 400 بیمار بستری است که به طور تصادفی انتخاب شده و به هنگام ترخیص در مصاحبه شرکت نموده اند. در این مطالعه، با استفاده از آنالیزهای تک متغیره که تاثیر یک عامل را بر میزان رضایتمندی بیماران، مورد مطالعه قرار میدهد، به بررسی عوامل موثر بر رضایتمندی بیماران پرداخته شد.
نتایج: نتایج نشان داد که از بین 13 متغیر مورد پژوهش، 9 متغیر مهم (سن، تحصیلات، تاهل، شغل، بیمارستانهای مختلف، نوع بیمارستان(تخصصی، غیر تخصصی)، بخش بستری، هزینه پرداختی و شیوه پرداخت)، ارتباط آماری معنی داری با رضایتمندی بیماران دارند که پس از انجام رگرسیون لجستیک گام به گام، مشخص گردید که 5 متغیر (تاهل، تحصیلات، نوع بیمارستان، بخش بستری و هزینه پرداختی)، تاثیر قویتری بر رضایت بیمار دارند.
نتیجه گیری: استفاده از یافته های پژوهشی در جهت شناخت ضعف ها و نارسایی های موجود و اتخاذ تصمیم مناسب جهت بهینه سازی خدمات بیمارستانی و در نهایت جلب رضایت مشتریان به مدیران ارشد نظام سلامت و مسولین بیمارستانها توصیه می گردد.
زمینه و هدف: تست پاپ اسمیر، از بهترین روشهای غربالگری بیماریهای دهانه رحم به ویژه ضایعات بدخیم آن می باشد. مساله مهم، تهیه نمونه با کیفیت مناسب است. کیفیت نامناسب نمونه پاپ اسمیر، در برخی موارد پاتولوژیست پزشک و بیمار را سردرگم میکند. لذا تلاش در جهت تعیین بهترین وسیله نمونه گیری پاپ اسمیر، از سالها پیش آغاز شده و کماکان ادامه دارد. این تحقیق، مطالعه ای مقایسه ای بین سه روش نمونه گیری پاپ اسمیر می باشد. هدف از این مطالعه، مقایسه روش های تهیه نمونه پاپ اسمیر و ارایه بهترین روش بر اساس کیفیت مناسب تعریف شده برای نمونه است.
روش کار: طی یک مطالعه مقطعی از 600 خانم مراجعه کننده به یک کلینیک خصوصی زنان (کاشان) که واجد شرایط نمونه گیری بودند، تست پاپ اسمیر به سه روش (سواب- اسپچولا)، (سیتوبرس- اسپچولا) و (اسپچولا به تنهایی) اخذ شد. هر روش به صورت تصادفی و به ترتیب پذیرش افراد، روی 200 نفر اعمال گردید. تفسیر لامها به صورت همگون، توسط پاتولوژیست و به طریق ناآگاه (Blind) انجام شد. در نهایت، کیفیت اسمیر به صورت مناسب و نامناسب اعلام گردید.
نتایج: از میان 200 مورد نمونه گیری به روش (سواب- اسپچولا)، 150 مورد (75 درصد) اسمیر با کیفیت مناسب و 50 مورد (25 درصد) اسمیر با کیفیت نا مناسب حاصل شد. از میان 200 مورد نمونه گیری به روش (سیتوبرس- اسپچولا)، 188 مورد (94 درصد) اسمیر با کیفیت مناسب و 12 مورد (6 درصد) اسمیر با کیفیت نامناسب به دست آمد و بالاخره این که از میان 200 مورد نمونه گیری به روش (اسپچولا به تنهایی)، 176 مورد (88 درصد) اسمیر با کیفیت نامناسب و 24 مورد (12 درصد) اسمیر با کیفیت نامناسب حاصل گشت. تفاوت بین نسبت کیفیت پاپ اسمیر در دو روش نمونه گیری سواب اسپچولا و اسپچولا (P=0.0013)، سواب اسپچولا و سیتوبرس اسپچولا (P<0.0001) و اسپچولا (P<0.036) معنی دار بود.
نتیجه گیری: نتایج این تحقیق نشان داد که (سیتوبرس) در مقایسه با سایر روش ها، بالاترین میزان اسمیر با کیفیت مناسب را در اختیار می گذارند. بنابراین لازم است تا مزایای استفاده از سیتوبرس، همراه با نحوه کاربرد آن، هر چه بیشتر در سطح سیستم بهداشتی درمانی کشور بیان شود تا علاوه بر غربالگری مطلوبتر بیماری های سرویکس، جوانب اقتصادی و فرهنگی مساله نیز ملحوظ گردد.
زمینه و هدف: امروزه در اغلب کشورها، بهداشت جامعه و چگونگی ارایه مراقبت های بهداشتی یک مساله اساسی به شمار می رود. بیمارستان مهمترین نهاد در زمینه ارایه خدمات بهداشتی و درمانی می باشد که نیازمند نیروی انسانی ماهر، تجهیزات ضروری و تسهیلات مناسب می باشد. اورژانس و بخش فوریت های پزشکی که وظیفه امداد رسانی و درمان سریع کلیه بیماران اورژانسی، مصدومان سوانح را بر عهده دارد، یکی از ارکان ضروری و اجتناب ناپذیر بیمارستان ها به حساب می آید. این مطالعه بررسی وضعیت ساختار، فرایندها و فعالیت های بخش اورژانس بیمارستان های آموزشی دانشگاه علوم پزشکی تهران می باشد. در این مطالعه ساختار عبارتست از مدیریت، نیروی انسانی، فضا، تسهیلات و تجهیزات، فرایندها شامل فرایندهای آموزشی بخش اورژانس و دستورالعمل های مختلف موجود در آن و فعالیت ها نیز شامل مجموعه وظایف بخش های اورژانس، در قبال پذیرش بیماران، انجام تریاژ و .. می باشد.
روش کار: این مطالعه به صورت مقطعی (Cross-sectional) انجام گرفته است. در بخش توصیفی به بررسی مشخصات دموگرافیک سرپرستاران اورژانس و در بخش تحلیلی به بررسی رابطه بین متغیرهای وابسته با یکدیگر و همچنین رابطه متغیرهای مستقل با متغیرهای وابسته پرداخته است. جامعه آماری شامل بخش اورژانس بیمارستان های آموزشی دانشگاه علوم پزشکی تهران و حجم نمونه نیز تعداد 12 بیمارستان می باشد. داده ها از طریق مشاهده، مصاحبه، پرسشنامه، مصاحبه با سرپرستاران بخش های اورژانس و نیز براساس دفاتر و اسناد موجود جمع آوری و با استفاده از نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل شده است.
نتایج: اکثر بخش های اورژانس بیمارستان ها از نظر شاخص مدیریت، فعالیت، فضا، تسهیلات و تجهیزات در وضعیت مطلوب و از نظر شاخص نیروی انسانی، فرایندهای آموزشی و دستورالعمل ها در وضعیت نامطلوب بسر می برند.
نتیجه گیری: بین مدیریت بخش اورژانس و شاخص فضا تسهیلات و تجهیزات رابطه مستقیم و معنادار از لحاظ آماری وجود دارد (p<0.05) و با بهبود مدیریت بخش اورژانس، در شاخص فضا، تسهیلات و تجهیزات نیز بهبود دیده می شود. همچنین بین نیروی انسانی بخش اورژانس و شاخص فعالیت ها نیز رابطه معنادار و مستقیم وجود دارد (p<0.05)، بدین معنا که با بهبود شاخص نیروی انسانی در بخش های اورژانس، عملکرد این بخش ها نیز بهبود می یابد.
زمینه و هدف: کروم شش ظرفیتی یک عامل مخاطره آمیز شغلی است که مواجهه با آن از سوی بسیاری از سازمان ها سرطانزا شناخته شده است. شدت خطر، کثرت شاغلین در معرض و پایین بودن تراکم مجاز موجب می گردد تا استفاده از دقیق ترین شیوه های نمونه برداری، تجزیه شیمیایی، و تکنیک های کنترل ضرورت یابد. بدیهی است جهت توسعه، ارزیابی و مقایسه روش های مختلف نمونه برداری، تجزیه شیمیایی و تکنیک های کنترل و همچنین بررسی عوامل موثر در تعیین تراکم آلودگی هوا به کروم، در اختیار داشتن تولید کننده میست بسیار کمک کننده است.
روش کار: با اقتباس از یک وان آبکاری کروم سخت که قسمت اعظم آن CrO3 است منبعی از تولید میست طراحی و ساخته شد. به منظور کنترل شرایط نمونه برداری محفظه ای از جنس پلکسی گلاس در بالای تولید میست نصب گردید. بر روی دیواره محفظه در مجموع 60 منفذ در سه ردیف با فاصله معین جهت نمونه برداری همزمان پیش بینی شد. با استفاده از 48 سری نمونه برداری همزمان توسط چهار نمونه بردار روبسته (Closed face filter cassette) منطبق با روش NIOSH 7600 در جایگاه های مختلف، یکنواختی تراکم درون محفظه نمونه برداری، اثر ارتفاع نمونه بردارها از سطح محلول درون وان، و فاصله هدها از هم مورد بررسی قرار گرفت.
نتایج: نتایج آنالیز واریانس (ANOVA) روی داده های نمونه برداری همزمان، گویای عدم اختلاف معنی دار آماری بین تراکم میست کروم در جایگاه های مختلف بود (P=0.802). محاسبه ضریب تغییرات تراکم (CV) در جایگاه های مختلف طی نمونه برداری های همزمان در ارتفاع های متفاوت حاکی از کمتر بودن دامنه تغییرات این ضریب در ارتفاع 50 سانتیمتر می باشد (1.04±1.89 در مقایسه با 2.12±2.2 و 1.60±(1.89. این مقایسه برای نمونه برداری هایی با فاصله کمتر از 7.5 و 15-7.5 سانتیمتر گویای پایین تر بودن دامنه تغییرات ضریب مذکور در فاصله کمتر از 7.5 سانتیمتر بود (0.92±1.65 در برابر 1.77±(1.07.
نتیجه گیری: با توجه به نتایج حداکثر یکنواختی در تولید میست در ارتفاع پنجاه سانتیمتر از سطح محلول و نمونه بردارهایی با فاصله کمتر از هفت و نیم سانتیمتر از هم، قابل ابتیاع است.
زمینه و هدف: یکی از مهمترین بیماری های انگلی که از نظر صدمات انسانی و پی آمدهای اقتصادی بسیار حایز اهمیت می باشد، لیشمانیوز است که طیف وسیعی از تظاهرات کلینیکی را از آسیب های پوستی تا ناراحتی های احشایی منجر به مرگ، در بر می گیرد. کالاآزار در ایران از نوع مدیترانه ای است که غالبا در کودکان زیر 10 سال مشاهده می گردد. در حال حاضر شایع ترین کانون های بیماری در ایران در بخش هایی از استان های اردبیل، فارس، آذربایجان شرقی، بوشهر و قم وجود دارد. این مطالعه بمنظور تعیین ناقلین بیماری کالاآزار در بخش ماهورمیلاتی، شهرستان ممسنی واقع در استان با استفاده از دو روش میکروسکپیک و Semi Nested-PCR فارس انجام شده است.
روش کار: این مطالعه جز مطالعات علوم پایه و از نوع مطالعات بنیادی کاربردی می باشد که به روش مقطعی در طی سالهای 84-1383 انجام شده است. نمونه گیری از پشه خاکی ها بوسیله تله های چسبان، تله های نوری و آسپیراتور انجام شد. پشه خاکی های ماده پاروس و خالی از گونه های مشکوک به انتقال بیماری پس از تعیین هویت، در فرایند استخراج DNA و جستجو برای تشخیص انگل لیشمانیا در تکنیک Semi Nested-PCR با استفاده از پرایمرهای اختصاصی (LIN R4-LIN17-LIN19) kDNA قرار گرفتند. تعدادی از نمونه ها نیز بمنظور مشاهده آلودگی لپتومونایی تشریح گردیدند.
نتایج: در مجموع 12688 پشه خاکی متشکل از 25 گونه صید گردید که از این میان گونه فلبوتوموس (پارافلبوتوموس) الکساندری با 2200 نمونه صید شده (17.34%) دومین گونه غالب منطقه بود. تعداد 120 نمونه ماده از این گونه، 50 نمونه از هر یک از دو گونه فلبوتوموس (ف.) پاپاتاسی و ف. سرژانتی و نیز 24 نمونه از گونه ماژور مورد بررسی آلودگی به لیشمانیا با استفاده از روش Semi Nested-PCR قرار گرفت که تنها در 5 مورد (4.17%) از نمونه های ف. الکساندری آلودگی به گونه لیشمانیا اینفانتوم مشاهده گردید. از میان نمونه های تشریح شده نیز 2 مورد آلودگی لپتومونایی در این گونه مشاهده گردید اندکس آنتروپوفیلیک این گونه با استفاده از روش 32.5 ELISA درصد تشخیص داده شد.
نتیجه گیری: با توجه به افزایش چشمگیر موارد بیماری در سالیان اخیر در ساکنین این بخش، آلودگی بسیار بالای سگ ها و روباه، مشاهده آلودگی لپتومونایی در نمونه های تشریح شده گونه فلبوتوموس الکساندری، تعیین هویت گونه انگل جدا شده به عنوان ل. اینفاتوم با استفاده از روش مولکولی Semi Nested-PCR اختصاصی، این منطقه به عنوان یک کانون اندمیک جدید کالاآزار در جنوب کشور معرفی شده و به نظر می رسد گونه ف. الکساندری بعنوان ناقل بیماری در این کانون و دومین ناقل قطعی (Proven Vector) کالاآزار در ایران باشد.
زمینه و هدف: مجتمع پتروشیمی رازی یکی از عظیم ترین کارخانه های تولید کودهای ازته، فسفاته و مواد شیمیایی می باشد که در زمینی به مساحت 100 هکتار، در منطقه بندر امام خمینی واقع شده است و دارای 17 واحد تولیدی می باشد. واحد آمونیاک (1) یکی از واحدهای این مجتمع بوده و دارای ظرفیت تولید سالانه 1000 تن آمونیاک در سال می باشد، که در این تحقیق به عنوان یک واحد نمونه، جهت بررسی امکان سنجی کمینه سازی مواد زاید مورد مطالعه قرار گرفته است.
روش کار: این تحقیق از مهر ماه 1382 آغاز و در اردیبهشت 1384 خاتمه یافت و طی 20 ماه مطالعه، بیش از 20 بار به محل واحد مورد مطالعه مراجعه و اطلاعات مورد نیاز گردآوری شد. به منظور تامین اهداف تحقیق مذکور، اقدام به تعیین کمیت و کیفیت مواد زاید مایع صنعتی، علل، دوره تولید و نحوه مدیریت فعلی آنها در واحد مورد مطالعه گردید. سپس این مواد براساس روش پیشنهادی برنامه محیط زیست سازمان ملل (UNEP) طبقه بندی و در نهایت راهکارهایی جهت کمینه سازی این زایدات ارایه گردید.
نتایج: نتایج حاصله از این تحقیق نشان داد که در این واحد، سالانه 305509.38 مترمکعب، مایع زاید صنعتی تولید می شود که 62.35%، آنرا آب های خنک کننده تشکیل می دهد. مهمترین علت تولید زایدات مایع در این واحد، مسایل فرایندی بوده است و 95.35% از این زایدات بطور دا یمی تولید می گردد. طبقه بندی این زایدات براساس روش UNEP نشان داد که، 18.2% این مواد خطرناک و 81.98% آنها غیر خطرناک بوده اند. در حال حاضر 85.65% از زایدات مایع این واحد، تخلیه به محیط و 14.35% از آن بازیافت می شود. راهکارهای که جهت کمینه سازی زایدات مایع صنعتی در این واحد ارایه گردید شامل 95% بازیافت و استفاده مجدد، 4.79% اصلاح فرایند تولید و 0.01% کاهش حجم می باشد.
نتیجه گیری: راهکارهای که جهت کمینه سازی زایدات مایع صنعتی در این واحد ارایه گردید شامل 95% بازیافت و استفاده مجدد، 4.79% اصلاح فرآیند تولید و 0.01% کاهش حجم می باشد. با اعمال روش های کمینه سازی می توان، از تخلیه مقادیر قابل توجهی مواد زاید از این صنعت به محیط زیست و هدر رفتن مواد خام، جلوگیری نمود و کارایی برنامه کمینه سازی مواد زاید را اثبات کرد.
زمینه و هدف: توکسوپلاسما گوندی از تک یاخته های ایجاد کننده بیماری در انسان و بسیاری از حیوانات خونگرم است. ابتلا به عفونت در زنان باردار سبب ایجاد عوارض شدید مغزی و عصبی در جنین می شود. همچنین فعال شدن عفونت در افراد مبتلا به نقص ایمنی، باعث توکسوپلاسموز منتشر می گردد. تشخیص سریع عفونت در مرحله حاد، درمان سریع و بهبود بیماری را به دنبال دارد. در این رابطه تشخیص انگل و اجزای آن، تعریف بهتری از عفونت حاد بدست می دهد.
روش کار: در این بررسی، 20 نمونه سرم از افراد مبتلا به توکسوپلاسموز حاد جمع آوری شد. آنتی ژن محلول توکسوپلاسما با استفاده از روش سونیکاسیون از تاکی زوئیت های سویه RH استخراج شد. تعدادی خرگوش با این آنتی ژن ایمن شدند. آنتی بادی پلی کلونال با استفاده از روش های رسوب سرم در نمک و کروماتوگرافی تبادل یونی از سرم خرگوش ها استخراج شد. آزمون ایمنوبلاتینگ با استفاده از این آنتی بادی برای تشخیص آنتی ژن توکسوپلاسما راه اندازی شد. آزمون PCR با استفاده از یک جفت پرایمر از ژن B1 تک یاخته برای تشخیص وجود DNA در آن در این نمونه سرم ها انجام شد.
نتایج: در یک نمونه از این بیست سرم نوار قوی 30 کیلو دالتونی آنتی ژن با روش ایمنوبلاتینگ مشاهده شد. در این سرم قطعه 570pb حاصل از تکثیر DNA در انگل با روش PCR نیز مشاهده گردید. این نتایج مثبت در هر دو آزمون مربوط به فردی بود که در محیط آزمایشگاه با سویه تقریبا بیماریزای C56 به صورت اتفاقی آلوده شده بود و در فاز حاد بیماری قرار داشت.
نتیجه گیری: نتایج حاصل از این بررسی نشان داد که توکسوپلاسموز در مرحله حاد با روش های ایمنوبلاتینگ و PCR قابل تشخیص است که این امر در تشخیص و درمان توکسوپلاسموز مادرزادی و در مبتلایان به نقص سیستم ایمنی نقش حیاتی دارد.
زمینه و هدف: کروم شش ظرفیتی یکی از عوامل شغلی سرطانزا در انسان است که انتشار آن در هوا سلامت بسیاری از کارگران را به خطر انداخته است. کثرت افراد در معرض و جدیت خطر موجب گردیده است تا طی سال های اخیر بطور قابل ملاحظه ای از آستانه مجاز مواجهه با آن کاسته شود و همزمان روش های متعددی جهت تعیین مقدار سریعتر و دقیقتر آن توسعه یابد. نظر به نقش غیرقابل انکار ابزارهای نمونه برداری و عوامل موثر بر آن در تعیین دقیق تراکم آلودگی، هدف از این تحقیق مقایسه عملکرد نسبی نمونه بردارهای مختلف و بررسی برخی عوامل موثر شامل ارتفاع نمونه برداری، غلظت محلول درون وان، و مدت نمونه برداری بوده است.
روش کار: به منظور تولید میست از یک مولد و محفظه نمونه برداری با قابلیت اثبات شده تولید اتمسفر یکنواخت میست کروم موجود در آزمایشگاه بهداشت حرفه ای دانشکده بهداشت استفاده شد. بررسی عملکرد چهار نمونه بردار ذرات قابل تنفس IOM) و CIS) و ذرات کل (روبسته و روباز) نیز از طریق نمونه برداری همزمان انجام پذیرفت. نمونه ها منطبق با روش استاندارد NIOSH 7600 توسط فیلترهای پلی وینیل کلراید (PVC) با دبی 20.1 لیتر بر دقیقه، جمع آوری و تجزیه و تحلیل شدند. همچنین اثر متغیرهای دیگری شامل: ارتفاع نمونه برداری (ارتفاع های 30 و 50 سانتی متر از سطح محلول وان)، مدت زمان نمونه برداری (مدت 30 و 90 دقیقه) و غلظت وان آبکاری (125 و 250 گرم در لیتر)، بر عملکرد نمونه بردارهای فوق مورد ارزیابی قرار گرفت. اینکار از طریق 20 سری نمونه برداری همزمان، در دامنه وسیعی از تراکم بین 2 تا 2725 میکروگرم بر متر مکعب صورت پذیرفت.
نتایج: نتایج حاصل از تحلیل بلوکی تصادفی کامل، گویای اختلاف معنی دار آماری در عملکرد نمونه بردارهای مختلف با یکدیگر بوده است (P<0.001). اختلاف آماری مذکور بین نمونه بردارها در مدت ها، ارتفاع ها، و غلظت های مختلف نیز وجود داشته است. آزمون مقایسه ای چندگانه شفه نشان داد که اختلاف موجود مابین نمونه بردارها مربوط به عملکرد متفاوت نمونه بردار IOM بوده است. ضمنا نمونه بردار IOM دارای بیشترین دقت بوده است.
نتیجه گیری: کارایی نمونه بردارهای ذرات کل و ذرات قابل تنفس در ارزیابی تراکم میست کروم شش ظرفیتی هم ارز نمی باشند و ضمنا علیرغم وجود اختلاف معنی دار آماری بین دو سطح (P<0.05)، عامل های ارتفاع نمونه برداری (4.095.56 در برابر 8.6884.8 میکروگرم بر مترمکعب)، غلظت محلول درون وان (2.734.96 در مقابل 11.887.85 میکروگرم بر مترمکعب)، و مدت نمونه برداری (6.886.34 در مقایسه با 5.908.90 میکروگرم بر مترمکعب)، این عوامل فاقد اثر تعیین کننده ای بر روی تراکم بدست آمده از نمونه بردارها بوده اند (P>0.05). همچنین نمونه بردار CIS بدلیل آسیب پذیری در نتیجه خاصیت اسیدی میست کروم، وسیله مناسبی جهت نمونه برداری از میست کرومیک اسید نمی باشد.
زمینه و هدف: در کشورمان در سال های اخیر به علت افزایش بی رویه تولید موتورسیکلت و پایین بودن نسبی قیمت آن بسیاری از خانواده ها و افراد به ویژه جوانان به آسانی می توانند نسبت به خرید و استفاده از آن اقدام نمایند. بنابراین استفاده از موتور سیکلت جهت رفت و آمدهای درون شهری افزایش چشمگیری یافته است. گرچه آمار دقیقی از بروز سوانح و حوادث ترافیکی مرتبط با موتورسواران در کشور موجود نیست. شواهد موجود حاکی از افزایش این نوع سوانح به ویژه در جوانان می باشد. بر این اساس محققین تصمیم گرفتند تا با توجه به اهمیت این مساله با انجام یک مطالعه مورد شاهدی عوامل خطر سوانح ترافیکی مرتبط به موتورسواران راتعیین نمایند.
روش کار: مطالعه حاضر بصورت مورد شاهدی انجام شد. در این طرح در گروه مورد واحد مطالعه هر موتورسوار صدمه دیده یا فوت شده در اثر سوانح رانندگی مرتبط با موتورسیکلت بود و به ازای هر مورد یک موتورسوار که در همان روز هفته از مکان رخداد تصادف عبور می کرد به عنوان شاهد به مطالعه وارد شد. حجم نمونه لازم برای هر گروه 198 نفر تعیین شد. در آنالیز تحلیلی برای تعیین ارتباط متغیرهای کیفی از آزمون کای دو و در صورت لزوم از شاخص OR و حدود اطمینان آن استفاده شد. در گروه مورد آدرس محل سکونت موتورسواران مجروح یا فوت شده در اثر سوانح رانندگی مرتبط با موتورسیکلت از طریق پرونده های آنها در مراکز پلیس راهنمایی و رانندگی استخراج شده و با مراجعه به محل سکونت آنها اطلاعات لازم جمع آوری شد. در گروه شاهد با هماهنگی مدیریت پلیس راهنمایی و رانندگی کاشان با همکاری افسران راهنمایی و رانندگی اطلاعات لازم جمع آوری شد.
نتایج: وقوع سوانح ترافیکی مرتبط با موتورسواران در رانندگان جوان (زیر 20 سال)، افراد همسردار، کارگران، رانندگان دارای تحصیلات ابتدایی، رانندگان بدون گواهینامه موتورسیکلت، رانندگان بدون گواهینامه اتومبیل، رانندگانی که از کلاه ایمنی استفاده نمی کنند، رانندگان دارای سابقه جریمه توسط پلیس، رانندگان دارای سابقه تصادف با موتورسیکلت، رانندگانی که حجم موتورسیکلت آنها 125cc و بیشتر بوده است، رانندگانی که خود مالک موتورسیکلت نبوده اند، رانندگانی که مدت بیشتری در یک شبانه روز رانندگی می کنند، رانندگانی که با سرعت بیشتری رانندگی می کنند بیشتر است. همچنین وقوع این سوانح در هوای ابری بیشتر است. پس از حذف اثر متغیرهای مخدوش کننده با استفاده از مدل رگرسیون لجستیک ارتباط معنی دار بین وضعیت تاهل، تحصیلات، دارا بودن گواهینامه موتورسیکلت و اتومبیل، عادت رانندگی در شب، مدت رانندگی در یک شبانه روز، سابقه تصادف با موتورسیکلت و وضعیت مالکیت موتورسیکلت و وقوع سانحه ترافیکی مشاهده می شود.
نتیجه گیری: با توجه به گسترش روز افزون تولید موتورسیکلت در کشور و رشد سریع استفاده از این وسیله نقلیه در نقاط مختلف کشور به ویژه مناطق گرمسیر و به تبع آن افزایش بار ترافیکی آن در معابر عمومی به ویژه معابر درون شهری، از نتایج این مطالعه می توان در طراحی بهتر برنامه های پیشگیری کننده از سوانح ترافیکی مرتبط با موتورسواران و ارتقای ایمنی معابر عمومی استفاده نمود.
زمینه و هدف: بیماری دیابت نوع2 شایع ترین بیماری متابولیکی بوده که عوامل محیطی و ژنتیکی در بروز آن نقش دارند. علت این بیماری عدم کارایی ترشح و عمل انسولین می باشد ودر واقع چنین به نظر می رسد که دیابت نوع2 آخرین مرحله سیر مقاومت به انسولین است. مقاومت به انسولین یک وضعیت پاتولوژیک است که سلول های هدف به ویژه سلول های بافت چربی و عضلانی نسبت به مقدار نرمال انسولین خون کاهش پاسخ دارند. در میان ژنهای کاندید، پروتئین تیروزین فسفاتاز- (PTP1B) B1 که مهار کننده مسیر سیگنالینگ انسولین و لپتین می باشد، یکی از ژنهای مهم میباشد. هدف این تحقیق بررسی ارتباط پلی مورفیسم 3'UTR(1484insG) از ژن PTP1B با بیماری دیابت نوع2،مقاومت به انسولین و فاکتورهای بیوشیمیایی مرتبط با آن و چاقی می باشد .
روش کار : مطالعه بر روی 264 فرد با گلوکز ناشتای نرمال و 71 فرد مبتلا به دیابت نوع2 ازیک جمعیت شهری تهران انجام شد، ابتدا اطلاعات تن سنجی و دموگرافیک کلیه داوطلبین گردآوری شده و سپس تست تحمل گلوکز با 75گرم گلوکز خوراکی بر روی تمامی افراد غیردیابتی انجام پذیرفت . پس از اخذ نمونه و انجام آزمایشات بیوشیمیایی، بر اساس معیار سازمان بهداشت جهانی(WHO)، افراد غیر دیابتی و دیابتی نوع2 شناسایی شدند. میزان مقاومت به انسولین بر اساس معیار HOMA-IR محاسبه گردید.. برای شناسایی این پلی مورفیسم( 3'UTR(1484insG) ) تکنیک PCR-RFLP انجام شد
نتایج : در این مطالعه فراوانی اللی پلی مورفیسم 1484insG در بین افراد غیردیابتی و بیماران دیابتی نوع2، به ترتیب 8/3% و 3/6% می باشد (192/0 p =). در این تحقیق افراد غیر دیابتیک دارای این پلی مورفیسم مقادیر بالاتری را در مورد فاکتورهای شاخص توده بدنی (01/0 p =)، کلسترول (07/0 p =)، فشار خون دیاستولیک (002/0 p =) و شاخص HOMA-IR(04/0 p =) در مقایسه با افراد با الل طبیعی، نشان داده اند. شیوع مقاومت به انسولین (357/2
نتیجه گیری : افرادی که ناقل 3'UTR(1484insG) از ژن PTP1B هستند، افراد هیپرانسولینمیک می باشند و افزایش معنی داری در بعضی فاکتورهای بیوشیمیایی مرتبط با سندروم متابولیک نشان می دهند. نتایج این مطالعه شواهدی را فراهم می سازد که پلی مورفیسم 3'UTR(1484insG) در جمعیت ایرانی با مقاومت به انسولین ارتباط دارد و احتمال دارد که در سوق دادن افراد به سمت بیماری دیابت نوع2 و سندرم متابولیک نقش داشته باشد. جهت شناسایی نقش بیشتر این پلی مورفیسم، بررسی آن در یک جمعیت بزرگتر کمک شایان توجهی خواهد نمود.
زمینه و هدف : لیشمانیازیس جلدی بیماری آندمیک در بسیاری از کشورها از جمله ایران می باشد.استفاده از ترکیبات آنتیموان پنج ظرفیتی برای درمان این بیماری عوارض جانبی برای بیماران به همراه دارد. این مطالعه به منظورتعیین تاثیرعصاره الکلی این گیاه بر روی زخم های تجربی حاصل از لیشمانیا ماژوردر موشهای BALB/c طی سال1385 صورت گرفت .
روش کار : در این مطالعه تجربی از غلظتهای مختلف 20% ، 40%و80% عصاره الکلی گیاه بربریس ولگاریس ( زرشک) بصورت پماد استفاده شد. 90 سر موشBALB/c که از لحاظ سن و جنس یکسان بودند تحت تلقیح زیرجلدی در پایه دم با 1/0 میلی لیتر از پروماستیگوتهای زنده و فعال لیشمانیا ماژور، سوش استاندارد MRHO/IR/75/ER قرارگرفتند وپس از 35-30 روز زخم سالک در آنها کاملا ظاهر شد، در5 گروه شامل گروههای مورد با غلظت های20% ،40% و80% و شاهد 1و2تقسیم شدند. درمان به شکل موضعی،3 باردر روز به مدت 30 روزانجام گرفت.هر هفته قطر زخم و وزن موشها در همه گروهها اندازه گیری شدند وتعداد انگل در زخم موشها پس از تهیه اسمیر و رنگ آمیزی در زیر میکروسکوپ بررسی شدند. نتایج درفرمهای اطلاعاتی یادداشت و با استفاده از آزمون های T.Test ، Fisher Exact Test ،واریانس یک طرفه ( همراه با آزمون توکی ) مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت .
نتایج : در غلظت 20% پس از پایان دوره درمان میانگین قطر زخم کاهش داشت، بطوری که بهبود کامل زخم در این گروه در 5 سر موش (7/27% ) مشاهده گردید (001/0P< ) . همزمان با کاهش قطر زخم، میانگین وزن موشها افزایش داشت(001/0P< ) ، همچنین بار انگلی به میزان 80% کاهش داشت، بطوریکه در 12 سر موش محو کامل جسم لیشمن مشاهده شد (001/0P< ). در غلظت40% پس از پایان دوره درمان میانگین قطرزخم کاهش داشت بطوریکه بهبود کامل زخم در 2 سر موش (1/11% ) مشاهده گردید (001/0P< ) . همزمان با کاهش قطر زخم، میانگین وزن موشها افزایش داشت.کاهش بار انگلی به میزان 3/64% مشاهده شد، بطوریکه در 9 سر موش محو کامل جسم لیشمن مشاهده شد. در گروه های شاهددر مقایسه با گروههای 20% و 40% میانگین قطر زخم افزایش و میا نگین وزن موشها کاهش داشت (001/0P< ) . همچنین در میانگین تعداد انگل، افزایش انگل (4/71% ) مشاهده گردید (001/0P< ).
نتیجه گیری : با توجه به نتایج مشاهده می شود که غلظت 20% عصاره دارای اثر بخشی بیشتری هم در کاهش قطر زخم و هم در کاهش تعداد انگل می باشد، بنابراین می توان استفاده از این گیاه دارویی را در غلظت 20% جهت بررسی روی موارد انسانی پیشنهاد نمود.
روش کار : در آزمایش های انجام شده از نفتالن و آنتراسن به عنوان تنها منبع کربن برای جداسازی باکتری های تجزیه کننده ترکیبات PAHs استفاده گردید. محیط کشت اصلی در این آزمایش ONR7a می باشد. باکتری های تجزیه کننده PAHs جدا شده ، به عنوان میکروارگانیسم منتخب برای بررسی اثر میزان نمک بر تجزیه این ترکیبات مورد استفاده قرار گرفت.
نتایج : سودوموناس تنها باکتری تجزیه کننده PAHs جدا شده از آب و رسوبات دریاچه می باشد. بیشترین تعداد باکتری های تجزیه کننده نفتالن و آنتراسن در ایستگاه رودخانه خشک ، بترتیب با میانگین 227 و 167 در هر میلی لیتر آب و 290 و 193 در هر گرم رسوب بدست آمد. میانگین تعداد باکتری های تجزیه کننده نفتالن و آنتراسن به ترتیب در ایستگاه رودخانه پل فسا 107 و 73 درهر میلی لیتر آب و 157 و 127 در هر گرم رسوب ، در ایستگاه رودخانه نظر آباد 27 و 17 در هر میلی لیترآب و 43 و 20 در هر گرم رسوب ، در ایستگاه وسط دریاچه 63 و 33 در هر میلی لیتر آب و 123 و 73 در هر گرم رسوب و در ایستگاه غرب دریاچه 30 و 13 در هر میلی لیتر آب و 43 و 17 در هر گرم رسوب به دست آمد.
نتیجه گیری : با توجه به جداسازی باکتری های تجزیه کننده ترکیبات PAHs از دریاچه ، کاملاً محرز است که بخشی از فرآیند پالایش بر عهده باکتری هاست. باکتری شاخص در این مورد سودوموناس است که در غلظت 6% نمک قادر است PAHs را به صورت بهینه تجزیه کند.
کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه دانشکده بهداشت و انستیتو تحقیقات بهداشتی می باشد.
طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق
© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0
Designed & Developed by : Yektaweb

