جستجو در مقالات منتشر شده


159 نتیجه برای مو

مهدی ناطق پور، ابوالفضل میاهی پور، غلامحسین ادریسیان، عفت سوری، افسانه متولی حقی،
دوره 6، شماره 1 - ( 3-1387 )
چکیده

زمینه و هدف: با توجه به اهمیت بالقوه داورهای گیاهی بومی که بتواند تاثیر قابل قبولی بر روی انگل های مالاریا داشته باشند، اثر الکلی عصاره گل در بر روی پلاسمودیوم برگئی به طور تجربی در موش سفید کوچک آزمایشگاهی مورد بررسی قرار گرفت و با اثر کلروکین مقایسه شد.
روش کار: در این مطالعه تعداد 80 عدد موش به 8 گروه 10 تایی تقسیم شدند، که 7 گروه از آن با پلاسمودیوم برگئی آلوده گردیدند و با عصاره الکلی گل در و کلروکین با روش Rane test تحت درمان قرار گرفتند. در این روش پس از مشاهده انگل در خون محیطی موشهای آلوده شده، به جز گروههای شاهد و دریافت کننده پلاسبو (دارونما)، با غلظت های 300،100،20 و 450 میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن از عصاره و غلظت mg/kg20 کلروکین تحت درمان قرار گرفتند. موثرترین غلظت در بین غلظت های مورد استفاده مشخص گردید. درمان به صورت زیر جلدی و در هر مرحله تا 4 روز ادامه داشت. میزان پارازتیمی در روزهای چهار و هفت نسبت بهمیزان پارازتیمی روز قبل از درمان تعیین شده تا میزان کاهش پارازتیمی در گروههای درمان شده با عصاره با گروههای شاهد و دریافت کننده دارونما مشخص شود. گروه 8 در این مطالعه بدون هیچگونه تزریقی از انگل و دارو بوده، صرفاً جهت کنترل مرگ و میر تصادفی موشها در حیوانخانه نگهداری می شد.
نتایج:
آنالیز داده های خام با استفاده از نرم افزار SPSS و آزمون T-test انجام گردیده و موثرترین غلظت در بین غلظت های مورد استفاده مشخص شد. بررسی نشان می دهد غلظت mg/kg450 از عصاره گیاهی به نحو معنی داری باعث کاهش میزان پارازتیمی در موشهای آلوده شده است (05/0p<) . تاثیر کلروکین بر انگلهای تحت مطالعه قاطع و بیشتر از غلظت های متفاوت الکلی گل در بود.
نتیجه گیری: مطالعه نشان می دهد تاثیر عصاره الکلی گل در بر روی پلاسمودیوم برگئی مورد توجه است.


سیدعلی کشاورز، مسعود رمضانی پور، محمود جلالی، محمدرضا اشراقیان، هاله صدرزاده یگانه،
دوره 6، شماره 2 - ( 5-1387 )
چکیده

زمینه و هدف: استفاده از نمایه توده بدن برای مشخص نمودن وزن بدن، یکی از روشهای مورد قبول درتعیین افراد چاق است بالای 30 چاقی محسوب میشودکه یک عامل خطربرای بسیاری از بیماریهاست، که پاتوژنزآنها همراه باافز ایش رادیکالها ی آزاد مشتق از اکسیژن می باشد. این مطالعه از نوع کارآزمایی بالینی است و به منظور بررسی اثر کاهش وزن بر آنت ی اکس یدانهای آنزیم ی و ارتباط آن انجام شده است. (Cu, Zn, Fe, Mg, Se) باعناصر
روش کار:
با اخذ رضایتنامه کتبی برای گردآوری داده ها، از پرسشنامه های اطلاعات عمومی و تن سنجی و 24 ساعت یادآمد خوراک 3 500- روز قبل وبعد از مداخله برای برآورد مقدار ریزمغذی دریافتی از غذا و توص یه رژی م غذ ایی با انرژ ی محدود به مقدار 1000 19 سال انجام شد . - کیلوکالری کمتر ازانرژی مصرفی قبل از مداخله برای کاهش وزن حدود 10 % روی 30 نفراز زنان چاق سالم 50 از نمونه ها گرفته و به روش آنز یم ی و RBC 10 میلی لیتر خون قبل و بعد از مداخله برای اندازه گیری آنتی اکسیدانهای آنزیمی در کیت آزمایش شدند. داشت (P<0/ بعد از کاهش وزن ، افز ایش معن ی داری درسطح ( 01 (CAT) و کاتالاز (GR)
نتایج: میانگینهای گلوتا تیون ردوکتاز وجود نداشت . از نظر ارتباط و همبستگی (GPX) و گلوتاتیون پراکسیداز (SOD) وتغییرمعنی داری درمیانگینهای سوپراکسید دیسموتاز دریافتی از غذا فقط همبستگ ی خط ی منف ی ب ین روی (Cu, Zn, Fe, Mg, Se) با عناصرکم مقدار GR و SOD, GPX, CAT بین وجود داشت. P<0/ و 05 r= -0/ افراد مورد بررسی قبل از مداخله با 395 (GPX) دریافتی روزانه با
نتیجه گیری: کاهش وزن حدود 10 % می تواند گام موثری در بالا بردن آنزیمهای آنتی اکسیدانی، برای به حداقل رساندن صدمه رادیکالهای آزاد جهت کاهش آسیب استرس اکسیداتیو درزنان چاق داشته باشد و توجه به ریز مغذیهای رژیم غذایی نیز که در فعالیت این آنزیمها در بدن موثرند لازم است.
حمیدرضا جوشقانی، علیرضا احمدی،
دوره 6، شماره 3 - ( 11-1387 )
چکیده

زمینه و هدف: ترکیبات ارگانوفسفات سبب مهار فعالیت آنزیم کولین استراز می گردند. همچنین مجاورت با این سموم سبب تغییراتی در سطح آنزیم های آنتی اکسیدان و پراکسیداسیون لیپیدها می گردد. هدف از این مطالعه بررسی هم زمان تغییرات سطح آنزیم کولین استراز و سطح توتال آنتی اکسیدان سرم و فعالیت برخی از آنزیم های آنتی اکسیدان گلبول های قرمز به منظور یافتن ارتباط احتمالی این متغیرها با یکدیگر بود.
روش کار : این تحقیق یک مطالعه کوهورت بود که بر روی کارکنان یک کارخانه تولید سموم گیاهی انجام گردید. در مرحله اول 81 نفر از پرسنل نمونه خون دادند. سه ماه بعد نمونه گیری تکرار شد که 63 نفر از افرادی که درمرحله اول خون داده بودند مجدداً نمونه دادند. جهت سنجش SOD,GPX گلبولهای قرمز و توتال آنتی اکسیدان ازکیت راندوکس و برای اندازه گیری SOD سرم ازکیت IBL به روش ELISA استفاده شد. سنجش MDA به روش شیمیایی با استفاده از تیوباربیتوریک اسید انجام گردید. سطح اطمینان برای کلیه آزمون ها 95% در نظر گرفته شد.
یافته ها: بر اساس آزمون t زوجی SOD سرم و گلبول های قرمز، MDA سرم، GPX گلبول های قرمز و سرم به طور محسوس افزایش یافته بودند (05/0 p< ). همچنین کاهش سطح توتال آنتی اکسیدان سرم معنی دار بود (05/0 p< ). بین کاهش سطح کولین استراز و تغییرات متغیرهای مورد پ‍‍‍ژوهش رابطه معنی دار آماری مشاهده نشد.
نتیجه گیری: از نتایج این مطالعه مشخص می گردد که مواجهه مستمر با سموم آفات نباتی در افزایش پراکسیداسیون چربی ها و کاهش میزان توتال آنتی اکسیدان سرم نقش دارد. لذا پیشنهاد می گردد که علاوه بر تشدید سیستم های محافظتی فیزیکی، با استفاده از مکمل­های غذایی در حفاظت افراد در برابر عوامل مضر محیط کار برنامه ریزی کاربردی صورت گیرد.
محمد سلطان دلال، پرستوالسادات فاضلی فرد، سیدمصطفی حسینی، فاطمه صابرپور، فرحناز فخاریان، اکرم السادات طباطبائی، سعید واحدی، ابوالفضل نجاریان،
دوره 6، شماره 3 - ( 11-1387 )
چکیده

زمینه وهدف: غذا های آماده برای مصرف، با توجه به آماده شدن وپختن آنها از قبل ونگهداری نسبتاً طولانی در یخچال میتوانند زمینه مناسبی برای بیماریهای منتقله از غذا باشند.هدف از این تحقیق، بررسی تاثیر ماندگاری این فرآورده ها در یخچال مراکز عرضه می باشد.
روش کار:
در طی ده ماه تعداد 100نمونه شامل 46 نمونه خوراک جگر و54 نمونه خوراک سوسیس پخته شده از اغذیه فروشی های جنوب تهران به صورت تصادفی نمونه برداری وطبق دستورالعمل اداره کل مواد غذایی- آرایشی بهداشتی کشور مورد بررسی قرار گرفت. پس از انتقال نمونه ها ، آنالیز میکروبی در روزهای اول، سوم، پنجم و هفتم نگهداری در یخچال انجام شد.
نتایج: با توجه به آزمایشهای میکروبی انجام شده، 35 نمونه (8/64%) از خوراک سوسیس و34 نمونه(9/73%) از خوراک جگر در روز اول، 44 نمونه(5/81%) خوراک سوسیس و42 نمونه (3/91%) خوراک جگر در روز سوم ، 47 نمونه(1/87%) خوراک سوسیس و44نمونه (6/95%) خوراک جگردر روز پنجم و50 نمونه (3/92%) خوراک سوسیس در روز هفتم غیر قابل مصرف بودند (0001/0 p<) تفت دادن غذا قبل از مصرف نیز اثرکامل در رفع آلودگی میکروبی نداشته است(05/0 p<). افزایش شمارش کلی میکروارگانیسم ها نسبت به حد مجاز استاندارد ، مهمترین عامل بازدارندگی مصرف نمونه های غذایی بوده است.
نتیجه گیری:
نتایج ما نشان می دهد که نگهداری غذاهای از قبل آماده شده در یخچال سبب افزایش بار میکروبی مواد غذایی پخته شده در طی زمان می شود .
مجتبی کمالی نیا، جبرائیل نسل سراجی، علیرضا چوبینه، سیدمصطفی حسینی،
دوره 6، شماره 3 - ( 11-1387 )
چکیده

زمینه و هدف: امروزه رشد فزاینده ی صنعت ، تغییر آنها و عرضه ی فن آوری جدید باعث بروز اختلالات اسکلتی- عضلانی (MSDs) Musculoskeletal Disorders در محیط های صنعتی شده که یکی از عوامل شایع آسیب های شغلی و ناتوانی در کشورهای صنعتی و کشورهای در حال توسعه است. این پژوهش با اهداف الف) تعیین شیوع علایم اختلالات اسکلتی _عضلانی در اندامهای فوقانی ب) تعیین فشار وضعیتی وارده بر اندامهای فوقانی با روش LUBAج) تعیین عوامل خطر ارگونومیک و فردی موثر در وقوع علایم اختلالات اسکلتی _عضلانی افراد مونتاژ کار کارخانجات مخابراتی ایران درشهر شیراز انجام شده است.
روش کار:
در این مطالعه مقطعی،193 مونتاژکار از8 واحد خط مونتاژ شاغل در کارخانجات مخابراتی ایران درشهر شیراز که به طور تصادفی انتخاب شده بودند بررسی شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه ی نوردیک و پرسشنامه ارزیابی ارگونومیکی LUBA به صورت مصاحبه در محل کار گرد آوری شدند. برای تعیین اثر عوامل موثر بر وقوع اختلالات اسکلتی- عضلانی از آزمون کای دو و برای تعیین اثر عوامل موثر برشاخص فشار وضعیتی از آزمون های آنالیز واریانس یکطرفه، کروسکال والیس و برای تعیین عوامل خطر از آنالیز رگرسیون لجستیک چند گانه استفاده شد.
نتایج: طی 12 ماه گذشته، بیشترین شیوع در ناحیه کمر، (9/67%) گزارش شد. آزمون های آماری نشان دادند که بین درد نواحی فوقانی بدن افراد مورد مطالعه با متغیرهای سن، جنس، شغل، مدت زمان کار در روز و حرکت چرخشی در نواحی فوقانی و شرایط محیط کار رابطه معنی داری وجود دارد(01/0p<). نتایج ارزیابی با LUBA نشان داد که درصد بالایی از کارکنان مونتاژ مورد مطالعه دارای شاخص فشار وضعیتی بالای 5 هستند (64/89 % ). با بررسی نتایج درد در اندامهای فوقانی و شاخص فشار وضعیتی مشخص گردید بین درد در اندامهای فوقانی و شاخص فشار وضعیتی رابطه معنی داری وجود دارد(05/0p<). همچنین بین واحد شغل و ایجاد فشار وضعیتی رابطه معنی داری وجود دارد(05/0p<).
نتیجه گیری:
شیوع اختلالات اسکلتی-عضلانی در مونتاژکاران مورد مطالعه بالاست. در بین عوامل موثر در بروز اختلالات اسکلتی-عضلانی، فشار وضعیتی وارده بر اندام ها و طراحی نامناسب محیط کار اصلی ترین عوامل مرتبط با اختلالات اسکلتی-عضلانی هستند. هرگونه برنامه ی مداخله ای جهت پیشگیری از اختلالات اسکلتی- عضلانی در میان مونتاژکاران باید بر کاهش فشارهای وضعیتی متمرکز شود.
محمد شاکر خطیبی، حسین گنجی دوست، بیتا آیتی، اسماعیل فاتحی فرد،
دوره 6، شماره 3 - ( 11-1387 )
چکیده

زمینه و هدف: اکریلونیتریل به عنوان ماده اولیه اصلی در تولید رزین ABS (اکریلونیتریل بوتادین استایرن) به طور وسیعی در صنعت پتروشیمی و دیگر فرآیندهای صنعتی و تجاری مورد استفاده قرار می گیرد. تجزیه زیستی این ترکیب به دلیل ویژگی های سمی آن به آسانی توسط میکروارگانیسم ها انجام نمی شود و در صورت عدم تصفیه مناسب، تخلیه پساب آلوده به اکریلونیتریل می تواند سبب بروز آلودگی شدید محیط زیست شود. هدف از انجام این تحقیق، جداسازی و شناسایی گونه باکتریایی تجزیه کننده اکریلونیتریل از لجن فعال سیستم تصفیه فاضلاب صنعت پتروشیمی و همچنین، بررسی سرعت کاهش غلظت یا حذف کامل آن در سیستم تصفیه زیستی توسط گونه جداسازی شده می باشد. به علاوه، تغییرات غلظت محصولات میانی و نهایی حاصل از تجزیه اکریلونیتریل نیز مورد مطالعه قرار گرفته است.
روش کار:
برای انجام این تحقیق، سه راکتور زیستی ناپیوسته هرکدام به حجم 250 میلی لیتر مورد استفاده قرار گرفت. جمعیت میکروبی مورد نیاز برای راه اندازی سیستم، از لجن فعال برگشتی حوض هوادهی سیستم تصفیه فاضلاب مجتمع پتروشیمی تبریز تامین گردید. به منظور تامین مواد معدنی و عناصر جزئی مورد نیاز میکروارگانیسم ها از محیط بافر فسفات (PBM) و جهت تامین کربن و نیتروژن مورد نیاز سیستم زیستی از اکریلونیتریل به عنوان آلاینده استفاده شد. همچنین، از محیط کشت R2A به منظور دستیابی به باکتری خالص و از رنگ آمیزی گرم، مشاهده میکروسکوپی و آزمون های بیوشیمیایی با بهره گیری از محیط های انتخابی از جمله اکسیداسیون یا تخمیر گلوکز (O-F glucose)، مک کانکی آگار (MacConkey agar)، آگار آهن حاوی سه قند لاکتوز، ساکارز و گلوکز(TSI)، ائوزین متیلن بلو(EMB)، سالمونلا شیگلا آگار (SS agar)، SIM، آزمون های احیاء نیترات، ذوب ژلاتین، تخمیر لاکتوز، اکسیداز و کاتالاز جهت شناسایی باکتری استفاده شد. در نهایت، بازده سیستم زیستی در تجزیه غلظت های اولیه مختلف اکریلونیتریل و محصولات میانی و نهایی حاصل از فرآیند تجزیه زیستی مورد مطالعه قرار گرفت.
نتایج: نتایج بدست آمده نشان دهنده میانگین حذف 46% و 98% اکریلونیتریل به ترتیب در مدت 46 و 70 ساعت پس از شروع واکنش در غلظت اولیه 500 میلی گرم بر لیتر بود. در غلظت اولیه 700 میلی گرم بر لیتر، متوسط حذف اکریلونیتریل در سیستم زیستی پس از گذشت 46 و 94 ساعت از شروع واکنش، به ترتیب برابر 50% و 6/98% بود، در صورتیکه با اعمال غلظت اولیه 1000 میلی گرم بر لیتر، میانگین حذف پس از 46 و 94 ساعت به ترتیب 30% و 40% بوده و با گذشت 118 ساعت از شروع واکنش، غلظت متوسط اکریلونیتریل در نمونه های برداشت شده 580 میلی گرم بر لیتر بود. نتایج مربوط به جداسازی و شناسایی گونه باکتریایی در شرایط بهینه عملکرد سیستم زیستی حکایت از نقش موثر باسیل گرم منفی متعلق به گروه گاما پروتئوباکتریا (Proteobacteria) تحت عنوان پسودوموناس پوتیدا (Pseudomonas putida) داشت.
نتیجه گیری: تجزیه اکریلونیتریل با استفاده از فرآیندهای زیستی امکانپذیر می باشد، حال آنکه کارآیی گونه های مختلف باکتریایی در تجزیه زیستی این ترکیب متفاوت است. باسیل گرم منفی پسودوموناس پوتیدا به راحتی به محیط دارای اکریلونیتریل تا غلظت 700 میلی گرم بر لیتر سازگار می شود و از کربن و نیتروژن حاصل از تجزیه آن به منظور رشد و ساختارسازی سلولی می تواند استفاده نماید. همچنین، این گونه علاوه بر استفاده مستقیم از اکریلونیتریل، از اکریلیک اسید و آمونیاک نیز به ترتیب به عنوان منبع تامین کربن و نیتروژن مورد نیاز استفاده می نماید. بنابراین، انتظار می رود گونه شناسایی شده نقش مهمی در تصفیه فاضلاب واحد ABS صنایع پتروشیمی ایفا نماید.
غلامرضا مولوی، الله بهداشت منصوریان، محمود محمودی، رشید پورشجاعی، میترا صالحی،
دوره 7، شماره 1 - ( 6-1388 )
چکیده

زمینه و هدف : نقش حلزونهای آّب شیرین بعنوان میزبان واسط در انتقال آلودگی های انگلی انسان و دام کاملا" شناخته شده است . هر چند بیماریهای انگلی منتقله از طریق حلزون در دنیا از تنوع بیشتری بر خوردار می باشد لیکن در کشور ایران شیستوزومیازیس اداری و فاسیولیازیس از جمله عفونت های انگلی هستند که اهمیت بهداشتی آنها از سالیان گذشته مورد توجه قرار داشته است. اکثر نقاط دنیا دارای زیستگاه مناسب برای این گروه از شکمپایان مهم در بهداشت عمومی و دامپزشکی می باشند و بر حسب اینکه مخزن آلودگی یا دیگر زمینه‌های لازم در برقراری چرخه زندگی انگل همچون شرایط آب و هوائی مساعد" آداب و رسوم و رفتار های خاص اجتماعی فرهنگی نیر فراهم باشند می توان وقوع این بیماریها را در پیرامون زندگی خود مشاهده نمود . به همین دلائل است که پایش مستمر مطالعات مالاکولوژی در مناطقی از کشور که سابقه وقوع یا شیوع عفونت های منتقله از طریق حلزون وجود داشته است حائز اهمیت بهداشتی فراوان است. استان خوزستان به عنوان مکان انجام این مطالعه تنها منطقه آندمیک شیستوزومیازیس اداری در کشور ایران شناخته شده است.
روش کار : در این مطالعه نمونه برداری از 30 نقطه واقع در اراضی زیر کشت نیشکر کشت و صنعت کارون انتخاب گردیده و صید حلزون در آن نقاط انجام شده است. حلزونها پس از جمع آوری به آزمایشگاه منتقل و بررسی های تشخیصی در مورد هر یک آنها صورت گرفته است. در اکثر موارد, تشخیص با استفاده از کلیدهای معتبر از روی صدف حلزون صورت گرفته و در مواردی نیز شناسائی بر اساس تشریح اندام های داخلی حلزون نهائی شده است.
نتایج:در مجموع از نقاط تعیین شده تعداد 3825 عدد حلزون از گونه های مختلف به دست آمده است . نقاط صید شامل کانال سیمانی، زهکش روباز ،جوی آب و مانداب می باشند. حلزونهای صید شده بر حسب جنس وگونه در این بررسی شامل: فایزا آکوتا Physa acuta29% - ژیریلوس اوفراتیکوس euphraticus Gyraulus 19% - ملانوئیدس توبرکولاتا tuberculata Melanoides 16%-
بلامیا بنگالنسیس bengalensis Bellamya 14%- ملانوپسیس دوریه doriae Melanopsis 12% - لیمنه ژدروزیانا Lymnaea gedrosiana 7% و لیمنه ترونکاتولا L.truncatula 2% می باشند.
نتیجه گیری : با توجه به سابقه حضور حلزون بولینوس ترونکاتوس در استان خوزستان خصوصا درمناطق مورد مطالعه و همچنین فراهم بودن شرایط زیست و تکثیر آن در این محدوده جغرافیائی از کشور که دارای زمین های وسیع زیر کشت نیشکر می باشد " انتظار مشاهده وفور این حلزون در نقاط بررسی شده بسیار بالا می نمود. پاک دیدن این نقاط از حلزون بولینوس ترونکاتوس را بدون شک می توان به اصلاح سیستم های آبیاری در این مجموعه تازه تاسیس در مقایسه با سیستم های مشابه در گذشته مرتبط دانست.از سوی دیگر حضور حلزون های دیگری که فراوانی نسبی آنها در مقاله پیش رو ارائه شده است را نیزمی توان به شرایط مساعد اکولوژیک و بیولوژیک استان خوزستان در استقرار جمعیت این موجودات نسبت داد.


کورش امینی، سید یوسف مجتهدی، مهدی موسائی فرد،
دوره 7، شماره 2 - ( 7-1388 )
چکیده

زمینه و هدف:  نوجوانی، دوره انتقال از کودکی به بزرگسالی و زمان شکل‌گیری بلوغ است، این دوره یکی از سریعترین دوره‌های رشد محسوب می‌گردد. در نوجوانی تغییرات جسمی ایجاد شده نیازهای تغذیه‌ای را تحت تاثیر قرار می‌دهد، و این در حالی است که تغییر در سبک زندگی فرد در  نوجوانی می‌تواند عادات و انتخاب‌های تغذیه‌ای او را تحت تاثیر قرار دهد. بنابر این تغذیه سالم در این دوران  برای حمایت از رشد و تکامل و پیشگیری از مشکلات احتمالی آتی، دارای اهمیت بسیار است. از طرف دیگر در ایران نیز متاسفانه هم اکنون نوعی روند رو به تزاید در شیوع چاقی، کم خونی و بیماریهای مزمن مرتبط با تغذیه و عادات غذایی بوجود آمده است. لذا با توجه به اینکه در استان زنجان مطالعه‌ای در این خصوص صورت نگرفته بود، مطالعه حاضر به منظور توصیف مصرف چهار گروه اصلی غذایی (سبزیجات، میوه ، فرآورده‌‌های لبنی وگوشت) توسط دانش آموزان دبیرستانی استان زنجان صورت گرفت.
روش کار: مطالعه توصیفی- مقطعی حاضر روی 1500 دانش آموز دبیرستانی استان زنجان که به شکل تصادفی خوشه‌ای انتخاب شده بودند در سال1384 انجام و در آن الگوهای مصرف مواد غذایی در طول یک هفته منتهی به پژوهش مورد بررسی قرار گرفت.
نتایج: براساس یافته‌های پژوهش بیش از 16 درصد دانش‌آموزان در طول یک هفته منتهی به بررسی میوه و 8/6 درصد آنها از سبزیجات مصرف نکرده وبیش از10 درصدآنان گزارش کرده بودند که از گوشت و فرآورده‌های گوشتی استفاده ننموده‌اند. حدود 95 درصد نمونه‌ها بیان داشتند که حداقل روزی یکبار از شیر و فرآورده‌های آن استفاده نموده‌اند و تنها 7/8 درصد آنها از میوه‌جات و 27 درصد آنها از سبزیجات حداقل 3 بار در روز مصرف داشته‌اند. در ضمن در این مطالعه، عوامل تعیین کننده و مرتبط با الگوی مصرف مواد غذایی مذکور نیز مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
نتیجه‌گیری: تعداد قابل توجهی از نوجوانان استان زنجان از گروه‌های مختلف مواد غذایی کمتر از حد توصیه شده و کافی استفاده می‌کنند. لذا ارایه آموزه‌های بهداشتی روش ارزشمندی است که می‌تواند مصرف مواد غذایی مناسب و کافی را  افزایش داده و ممکن است بعنوان یکی از راهکارهای اصلی در اصلاح و بهبود الگوهای تغذیه‌ای ناکارآمد، مفید و کمک کننده باشد.


محمدعلی ززولی، سیمین ناصری، امیر حسین محوی، علیرضا مصداقی نیا،
دوره 7، شماره 3 - ( 7-1388 )
چکیده

زمینه و هدف : مواد آلی طبیعی  که بر اساس کربن آلی اندازه‌گیری می‌شوند، بواسطه واکنش با کلر موجب تشکیل فرآورده های فرعی گندزدایی ((DBPs (Disinfection By-Products ) می‌گردند که سرطان‌زایی بعضی از این فرآورده های فرعی گندزدایی به اثبات رسیده است. فرآیند‌های متداول تصفیه آب قادر به حذف کامل مواد آلی طبیعی در آب نمی‌باشند. در نتیجه علاوه بر تشکیل فرآورده‌های فرعی گندزدایی، با ورود به شبکه توزیع آب موجب رشد مجدد میکروارگانیسم‌ها و ایجاد طعم و بو نامطبوع و مشکلات ویژه می‌گردند. لذا هدف از این مطالعه تعیین غلظت کربن آلی و پتانسیل تشکیل فرآورده‌های جانبی گندزدایی در شبکه توزیع آب شرب تهران در برخی‌ مواقع سال می‌باشد.

روش کار:  عمل نمونه برداری در طی شش ماه متوالی (شهریور تا بهمن سال 1385 ) و هر ماه یک نمونه طبق روش استاندارد از چهار نقطه از ‌شبکه ‌توزیع آب شرب تهران انجام گردید. به علت بروز مشکلات امکان نمونه‌برداری در ما‌ه‌های گرم سال نبوده‌ است. نمونه‌ها از نظر pH ، UV254(جذب نور فرابنفش درطول موج 254 نانومتر) ، EC ، DOC و SUVA  مورد آنالیز قرار گرفتند.DOC و UV254 به ترتیب توسط دستگاه TOC آنالایزر و اسپکتروفتومتر اندازه گیری شدند.SUVA از نسبت UV254  وDOC محاسبه شد.

نتایج : نتایج اندازه‌گیری غلظت کر‌بن آ‌لی محلول در چهار نقطه از ‌شبکه ‌توزیع آب شرب تهران نشان داد ‌که غلظت آنها در تمام نمونه ‌کمتر از 7/0 میلی‌گرم در‌لیتر بوده است. حداقل و ‌حداکثر غلظت کر‌بن آ‌لی محلو‌ل به ‌ترتیب 12/0و 687/0 میلی‌گرم در‌لیتر بود. همچنین میانگین غلظت14/0 ± 3/0 میلی‌گرم در‌لیتر بود. میانگین مقدار پارامترSUVA حدود7/0 ± 3/1 بود. غلظت کر‌بن آ‌لی محلول در ‌شبکه ‌توزیع از تغییرات‌ زمانی‌ خاصی‌ پیروی نمی‌نمایند.

نتیجه‌گیری: از نتایج می توان استنباط نمود که تصفیه‌خانه‌های آب تهران قادر به حذف کامل مواد آلی نمی‌باشند. مقدار پارامترSUVA دلالت بر آن دارد ‌که تصفیه‌خانه‌های تهران قادر هستند ‌که بخش اعظم مواد آب‌گریز را حذف نمایند.‌ بنابراین احتمال تشکیل هالواستیک اسیدها بیش از تری‌هالومتانها می‌باشد.


مهدی خوبدل، منصوره شایقی، سیدمحمدعلی سیدی رشتی، سیاوش تیرگری،
دوره 7، شماره 3 - ( 7-1388 )
چکیده

زمینه و هدف: برخی گونه‌های حائز اهمیت پزشکی از مگس‌ها در خانواده موسیده و فانیده وجود دارند که جزء مگس‌های سینانتروپیک (اهلی) بوده و می توانند ناقل مکانیکی بسیاری از عوامل بیماریزا به انسان باشند. شناخت و تعیین گونه‌های مگس‌ها برای آگاهی از وضعیت موجود و برنامه ریزی کنترل آنها ضروری است. با توجه به اینکه گونه‌های مگس‌های موسیده و فانیده تاکنون بطور کامل در تهران مشخص نگردیده است، لذا مطالعه حاضر برای این منظور طراحی شد.

روش کار: بررسی حاضر یک نوع مطالعه توصیفی- مقطعی و تاکسونومیک می باشد که در  دو نوبت در طی سال‌های 76-1375 و 81-1379 به مدت سه سال در شهر تهران و اطراف آن به انجام رسیده است. صید مگس‌ها در مناطق مورد مطالعه، با استفاده از توری دستی حشره‌‌گیری انجام گرفت. همچنین برای تعیین فون مگس‌ها در زیستگاه ‌های مختلف، 4 بیوتوپ شامل لاشه حیوانات ، فضولات حیوانی (دامی و پرندگان) و انسانی، زباله‌ها و مواد آلی در حال فساد و اماکن داخلی انسانی انتخاب گردید. برای صید مگس‌های فعال در این محیط ها از توری بزرگ حشره گیری (با دهانه دایره ای شکل و به قطر 95 سانتی متر) استفاده شد.

نتایج: در مطالعه حاضر جمعاً تعداد 2418 نمونه از مگس های بالغ شامل 8 خانواده Muscidae, Fanniidae, Calliphoridae Sarcophagidae,  Tachinidae, Syrphidae, Conopidae, و Anthomyiidae صید گردید که از این میان تعداد 1279 نمونه صید شده اختصاصاً از خانواده موسیده و فانیده بود. از دو خانواده اخیر، 4 جنس و 5 گونه حائز اهمیت پزشکی صید گردید.

نتیجه گیری: بر اساس مستندات علمی موجود، دو گونه موسینا استابولانس و فانیا اسکالاریس برای اولین بار از ایران گزارش می شوند. البته موسینا استابولانس یک گونه با انتشار جهانی است و وجود آن در ایران محتمل بوده است.


ابوالقاسم پوررضا، آتنا برات، مصطفی حسینی، علی اکبری ساری، حبیب عقباتی،
دوره 7، شماره 4 - ( 12-1388 )
چکیده

زمینه و هدف: مطالعات قبلی نشان داده‌ا‌ند که وضعیت اقتصادی-اجتماعی افراد با خطر ناتوانی و مرگ‌و‌میر ناشی از بیماری‌های قلبی-عروقی ارتباط تنگاتنگی دارد. مطالعه حاضر به‌ منظور تعیین عوامل اقتصادی- اجتماعی مؤثر بر بیماری انسداد عروق کرونر در افراد کمتر از 45 سال در بیمارستان قلب شهید رجایی صورت گرفت.

روش کار: در این مطالعه مورد-شاهدی 100بیمار زیر 45 سال مبتلا به انسداد عروق کرونر بستری شده در بیمارستان قلب شهید رجایی تهران طی نیمه دوم سال1386 و نیمه اول سال 1387 با 100 شاهد همسان شده از نظر سن و جنس از میان همراهان بیماران مادرزادی سرپایی یا بستری در همان بیمارستان مقایسه شدند. جهت برآورد خطر عواملی چون سطح تحصیلات، وضعیت اشتغال، گروه درآمدی، انزوای اجتماعی، حمایت اجتماعی، استرس، فعالیت فیزیکی، وضعیت تغذیه، استعمال دخانیات و موارد مشابه از شانس نسبی و حدود اطمینان 95% استفاده گردید. جهت مقایسه میانگین‌ها از آزمون تی- تست و برای برآورد میزان اثرات متغیرهای مؤثر مورد بررسی در حضور یکدیگر از رگرسیون لجستیک چندگانه استفاده شد.

نتایج: میانگین سنی بیماران 2/41 سال و 85% آنها مرد بودند. استعمال دخانیات با برتری نسبی(Odds Ratio) 2/7(2/14-7/3=CI 95%) با افزایش خطر انسداد عروق کرونر همراه بود. هم‌چنین معلوم شد که تحصیلات دیپلم و بالاتر با برتری نسبی 9/3(9/7-9/1=CI 95%) و مصرف حداقل 7 وعده میوه و سبزی در هفته با برتری نسبی 7/2(4/7-01/1=CI 95%) نقش حفاظتی را به دنبال دارند. نوع شغل، درجه شغلی و میزان فعالیت فیزیکی رابطه معنی‌داری را با بیماری مورد بررسی نشان دادند. میانگین شاخص توده بدنی نیز در هر دو گروه متفاوت بود. ارتباط معنی‌داری بین میزان استرس، حمایت اجتماعی، انزوای اجتماعی و گروه درآمدی با بیماری انسداد عروق کرونر مشاهده نگردید.

نتیجه‌گیری: استعمال دخانیات، سطح تحصیلات و مصرف میوه‌ها و سبزیجات به‌عنوان مهم‌ترین عوامل اقتصادی- اجتماعی بیماری انسداد عروق کرونر معرفی شدند. لذا سیاستگذاری و برنامه‌ریزی در سطوح بالای سازمانی، جهت بهبود وضعیت اقتصادی-اجتماعی افراد جامعه خصوصاً افراد کمتر از 45 سال ضروری به‌نظر می‌رسد.


علی کشتکاران، فاطمه محبتی، سید پوریا هدایتی، آمنه روشن فرد،
دوره 7، شماره 4 - ( 12-1388 )
چکیده

زمینه و هدف: مهم ترین اصل برای سازمانها ، بقا و توسعه است. امروزه برای بقا در صحنه رقابت، خلاقیت و نوآوری یک امر مهم و حیاتی می باشد. یکی از عوامل مؤثر در ایجاد نوآوری، سبک تفکر مدیران سازمان ها است. هدف از این مطالعه تعیین رابطه این دو متغیر در میان مدیران ارشد ومیانی بیمارستان های آموزشی دانشگاه علوم پزشکی شیراز در سال1387 بود.

روش کار: نوع مطالعه مقطعی از نوع توصیفی - تحلیلی بود. محیط پژوهش 12 بیمارستان آموزشی و تعداد نمونه برابر کل جامعه آماری ( 84 نفر مدیر ارشد و میانی) بود. روش نمونه گیری براساس سرشماری صورت گرفت. ابزار مورد استفاده  جهت اطلاعات، پرسشنامه های استاندارد سبک تفکر و نوآوری سازمانی بود. با انجام یک مطالعه آزمایشی ضریب آلفای کرونباخ برای پرسشنامه سبک تفکر و نوآوری سازمانی به ترتیب برابر 83/0 و 72/0 به دست آمد. داده های حاصل از این دو پرسشنامه با استفاده از ضریب همبستگی اسپیرمن مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

نتایج: ارتباط ضعیف معنی داری بین سبک تفکر و نوآوری سازمانی مشاهده شد و سبک تفکر عمل گرایی بیشترین رابطه را با نوآوری سازمانی داشت.

نتیجه گیری: برای ایجاد نوآوری، سبک تفکر، نقشی محوری و بنیادین دارد. هیچ یک از سبک های تفکر بر دیگری رجحان و برتری ندارد و در هر شرایطی یکی از آنها بهترین نتایج را به دست خواهد داد.


آرزو فلاحی، محمد علی مروتی شریف آباد، احمد حائریان، محمد حسن لطفی،
دوره 7، شماره 4 - ( 12-1388 )
چکیده

زمینه و هدف: سازه های خودکارآمدی و موازنه تصمیم گیری درالگوی فرانظریه ای نقش موثری در رفتار خود مراقبتی دهان و دندان دارند. مطالعه حاضر با هدف تعیین میزان تأثیر آموزش بر رفتار تمیزکردن بین دندانها بر اساس الگوی فرانظریه ای در دانش آموزان مقطع پیش دانشگاهی شهر یزد انجام شد.
روش کار: پژوهش حاضر مطالعه ای مداخله ای است. از طریق محاسبات آماری ٣٦١ دانش آموز مقطع پیش دانشگاهی به طریق ۴۸ % وارد تحقیق شدند. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه ای بود / ۵۱ % و شاهد ( ۱۷۶ نفر) ۸ / تصادفی در دو گروه مداخله ( ۱۸۵ نفر) ۲ که روایی و پایایی آن تأییدشده و شامل مشخصات دموگرافیک، سوالات خودکارآمدی، موازنه تصمیم گیری (فواید درک شده و موانع درک شده) بود. برنامه آموزشی بر اساس خودکارآمدی، فواید درک شده و موانع درک شده الگوی فرانظریه ای طراحی وارزشیابی از SPSS سازه های الگو و شاخص لثه ای که توسط دندانپزشک تعیین شد سه ماه بعد از مداخله انجام گرفت. اطلاعات از طریق نرم افزار تجزیه و تحلیل گردید. Correlation و Paird ,T-test ,ANOVA ,Fisher ,T-test با استفاده از آزمونهای آماری ۱۷ سال بود. متعاقب اجرای برنامه آموزشی افزایش معناداری در /۵۳±./
نتایج: میانگین سنی دانش آموزان شرکت کننده در این مطالعه ۵۵ و بهبود در شاخص لثه ای (p<۰/ کاهش درموانع درک شده ( ۰۰۱ ،(p<۰/ و فواید درک شده( ۰۰۱ (p<۰/ میانگین نمره خودکارآمدی( ۰۰۱ نسبت به قبل از مداخله در گروه مورد بدست آمد. بعد از مداخله میانگین نمره خودکار آمدی، موانع درک شده و شاخص لثه (p=۰/۰۱) حاصل شد. (p=۰/ ای در گروه شاهد نسبت به مداخله معنادارنشد اما تأثیر مثبت و معناداری در فواید درک شده ( ۰۱
نتیجه گیری: یافته ها حاکی از آن بود که مداخله آموزشی روی شاخص لثه ای، خودکارآمدی و فواید درک شده تاثیر داشته است واز آنجا که سازه خودکارآمدی پیش بینی کننده مهمی در رفتار خودمراقبتی دهان و دندان می باشد پیشنهاد می شود از الگوی فرا نظریه ای برای مداخلات آموزشی جهت تقویت خودکارآمدی ونیز افزایش فواید و کاهش موانع استفاده گردد.
شقایق رحیمی کمال، جبرائیل نسل سراجی، ایرج محمدفام،
دوره 7، شماره 4 - ( 12-1388 )
چکیده

زمینه و هدف: خطای انسانی اغلب در بروز حوادث، هم در عملکرد مستقیم و هم در طراحی های ضعیف، نقش مهمی بازی م یکند. تمرکز این کار بر پیش بینی احتمالات خطای انسانی در هنگام فرآیند تجمع در شرایط اضطراری در تأسیسات تقویت فشار گاز می باشد. برای Human Error Probability Index (HEPI) هدف از ارایه ی این مقاله توصیف مختصری از شاخص احتمال خطای انسانی یند گردهمایی و تجمع در شرایط اضطراری تاسیسات تقویت فشار گاز است.
روش کار: با توجه به کمبود منابع اطلاعاتی در زمینه خطای انسانی و بخصوص داده های خطای انسانی برای تجمع در شرایط اضطراری در تأسیسات تقویت فشار گاز، یک روش قضاوت کارشناسی به نام شاخص احتمال موفقیت به عنوان وسیله ای برای پیش بینی احتمالات خطای انسانی تهیه شده است. دو سناریوی تجمع با شدت های مختلف (نشت گاز و آتش سوزی و انفجار) با جزییات مورد مطالعه قرار گرفت. ٣٤ نمودار مرجع، داده هایی را برای وزن و نرخ دهی به شش عامل شکل دهی عملکرد فراهم نمودند و در نهایت این داده ها با استفاده از روش جهت محاسبه احتمال موفقیت برای ١٦ فعالیت تجمع از نقطه شروع تجمع Success Likelihood Index Methodology (SLIM) پردازش شدند. فعالیت های فوق به ترتیب در قالب ٤ Temporary Safe Refuge(TSR) تا آخرین فعالیت در پناهگاه موقت ایمن مرحله ی: آگاهی، ارزشیابی، خروج و بازیابی تقسیم بندی شده اند. ٦ عامل شکل دهی عملکرد که در این کار مورد توجه قرار گرفتند عبارتند از: استرس، پیچیدگی کار، آموزش، تجربه، عامل رویداد و عامل های شرایط جوی.
نتایج: احتمال خطای انسانی در مرحله خروج از بقیه مرحله ها بیشتر بود و پس از آن در مرحله ارزشیابی، بیشترین احتمالات دیده شد و کمترین احتمال خطا در مرحله ی آگاهی رخ داد. می تواند جهت محدود نمودن فرصت ها برای رخداد خطای انسانی و (HEPI) نتیجه گیری: کاربرد شاخص احتمال خطای انسانی کاهش شدت عواقب چنین خطاهایی از طریق تغییراتی در آموزش، طراحی، سامانه های ایمنی و دستورالعمل ها که در نتیجه آن قدرت تحمل خطا در طراحی ها و یا عملیات بیشتر شود، مورد استفاده قرار گیرد.
مصطفی فرح بخش،
دوره 8، شماره 1 - ( 3-1389 )
چکیده

زمینه و اهداف : پایش و ارزشیابی از اجزای اساسی هر برنامه ی سلامت هستند . نمودارهای کنترل/ روند عملکرد فرایند را در طول زمان به وضوح نشان داده و مدیران و کارکنان را قادر می سازد تا با تشخیص نوسانات عام و خاص / یک ارزشیابی منطقی و درست از عملکرد فرایند بعمل آورند.این مطالعه برای طراحی روش به کارگیری نمودارهای کنترل در نظام مراقبتهای اولیه بهداشتی اجرا گردید.

روش کار: این مطالعه در دو مرحله انجام یافت. در مرحله اول میانگین تاخیر در دریافت خدمات بهداشتی در فواصل هفته / ماه و فصل به صورت گذشته نگر مقایسه شد . در مرحله دوم با توجه به نوع فرایندهای سلامت و ویژگیهای نمودارهای کنترل و سهولت استفاده از آنها نمودارهای کاربردی در نظام مراقبتهای اولیه بهداشتی معرفی شدند.

نتایج  : بیش از 95 درصد میانگین های هر هفته در فرایندهای مطالعه شده  در مقادیر پایین تر از حد بالایی قرار داشتند. در فرایندهای مطالعه شده در 100 درصد موارد میانگین ماهانه و فصلی تاخیر در دریافت خدمت موردنظر در محدوده نمودار کنترل قرار داشت.

نتیجه گیری: پیامدهای سلامت از ارائه خدمات درست تحقق می یابند. بایستی با نشانگرهای اختصاصی و ساده پوشش و عملکرد خدمات بهداشتی پیگیری و مدیریت شوند. با توجه به موارد سنجش شایع در نظام مراقبتهای اولیه بهداشتی پیشنهاد می گردد سه نمودار R ـ X  نمودار nP  و نمودار C برای پایش فرایندها به کار گرفته شوند. نمودارهای کنترل این امکان را به ارایه دهندگان خدمات سلامت می دهند که با جمع آوری داده های ساده و کاربردی عملکرد فرایندهای سلامت را تعیین و مدیریت نمایند. از ویژگیهای این نمودارها می توان به مطالعه طولی داده ها / روشهای محاسباتی ساده و کاربردی بودن آنها اشاره کرد.


سیدمنصور رضوی، سهیلا دبیران، مهدی پناه خواهی، سارا آصفی، قمر ذاکر شهرک،
دوره 8، شماره 2 - ( 6-1389 )
چکیده

زمینه و هدف: امروزه مراکز آموزش مهارت های بالینی(Clinical Skills Centers)،درآموزش مهارت های عملی به دانشجویان پزشکی جایگاه مهمی پیدا کرده است. در اینگونه مراکز، دانشجویان با روشها و فنون مختلف آموزش داده می شوند.یکی از این روشها، روش آموزش ایستگاهی است. هدف ازاین مطالعه، تعیین تاثیر این شیوه آموزشی از طریق مقایسه نتایج خودارزیابی دانشجویان از مهارت های پایه جراحی، قبل و بعد از آموزش است.

روش  کار : تحقیق حاضر یک  مطالعه نیمه تجربی) (Quasi Experimental است که به بررسی میزان تاثیر یک دوره دو روزه آموزش مهارت های پایه جراحی بر افزایش مهارت های ذهنی و عملی کارآموزان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران می پردازد.

این مطالعه به روش خودارزیابی (Self assessment) در دانشجویان دوره کارآموزی پزشکی در سه گروه آموزش دهنده ی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران، در طی سالهای 87-1383 انجام گرفته است. .نمونه گیری به روش سرشماری و تعداد آن 268 نمونه ، شامل 268 پیش آزمون و 268 پس آزمون بوده است . برای مقایسه تاثیر آموزش در افزایش مهارت پایه جراحی دانشجویان ، از میانگین اختلاف نمرات خودارزیابی ، قبل و بعد از آموزش استفاده شده و داده ها با آزمونهای آماری آنالیز واریانس یک طرفه (ANOVA) ، آزمون t زوج و آزمون نا پارامتری ویلکاکسون مورد تحلیل قرار گرفته است .

نتایج :  نمرات خودارزیابی دانشجویان در 17 موضوع نظری و 10 مهارت پایه جراحی ، قبل و بعد از آموزش ، به طور معنی داری ارتقا داشتند، در حالی که نتایج کار گروه های آموزش دهنده  به طور جداگانه به طور معنی دار با یکدیگر اختلاف داشته اند (001/0p<) در این مطالعه ،  نتایج در سال های مختلف آموزشی با هم اختلاف معنی دار نداشته اند .

نتیجه گیری: آموزش مهارت ها به شیوه ی ایستگاهی برای ارتقای مهارت های عملی موثر است


زهره زارعی قانع، عباس میرشفیعی، علیرضا رضوی، عبدالفتاح صراف نژاد، نسترن عالیزاده، محمد رضا خرمی زاده،
دوره 8، شماره 2 - ( 6-1389 )
چکیده

زمینه و هدف: مولتیپل اسکلروزیس(MS) از بیماریهای التهابی شایع سیستم عصبی مرکزی در انسان است و در بیماران مشکلات فراوانی ایجاد می کند.۴-آمینو پیریدین (4-AP)دارویی وسیع الطیف در مهار کانال K می باشد. این دارو در بیماران مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس برای کاهش علائم خستگی و بی حالی استفاده میشده است. با توجه به گزارشاتی که در مورد اثرات دیگر این دارو ارائه شده است در این مقاله بر آن هستیم که با استفاده ازمدل سلولی بیماری MS شناخت بهتری از مکانیزم عمل آن برای نیل به اهداف زیرمعرفی نماییم:       1-تاثیر این ماده برروی پرولیفراسیون وسایتوتوکسیسیته برسلولهای عصبی مدل. 2- تاثیراین ماده بر فعالیت آنزیم MMP-9در این سلولها بررسی میگردد.

روش کار: لولهای U373-MG بعنوان مدل سلولی سیستم عصبی(آستروسایتوما)بیماری M‏S کشت داده شده وبا ماده  4-APدر غلظتهای مختلف تیمارشدند. سپس اثر سایتوتوکسیک (ایجاد مرگ سلولی) و پرولیفراتیو ماده4-AP با استفاده از روش کالریمتریکMTT بررسی گردید و همچنین تاثیر این ماده برروی فعالیت MMP-9 در سلولهای تیمارشده با روش زایموگرافی ارزیابی گردید.

نتایج: نتایج نشان میدهد که این دارو در غلظتهای 1/0 . 1 اثرات سایتوتوکسیک ناچیز داشته ولی در همین غلظتها اثرات ممانعتی آن بر فعالیت  بسیار چشمگیر میباشد(01/0 (p<. علاوه برآن بررسی نقش احتمالی پرولیفراتیو نشاندهنده پایداری اثرات دارو بر سلولهای تیمار شده میباشد.

نتیجه گیری: بطور کلی نتایج این پژوهش نشاندهده تاثیر واضح داروی  بر عملکرد سلولی و پایداری این اثرات در غلظتهای با سایتوتوکسیسیته ناچیز بوده که میتواند روشنگر کاربردهای درمانی آتی آن باشد.


الهه توسلی، اکبر حسن زاده، رضا غیاثوند، آذر طل، داوود شجاعی زاده،
دوره 8، شماره 3 - ( 7-1389 )
چکیده

زمینه و هدف: امروزه بیماری­های قلبی- عروقی علت اصلی ناتوانی و مرگ و میر در بسیاری از کشورها به شمار می­رود. نظر به اهمیت آموزش به منظور ارتقای رفتارهای تغذیه­ای پیشگیری کننده از بیماری­های  قلبی- عروقی، این پژوهش با هدف تعیین تأثیر برنامه آموزشی مبتنی بر الگوی اعتقاد بهداشتی بر آگاهی، نگرش  و عملکرد زنان خانه دار اصفهان در خصوص ارتقای رفتارهای پیشگیری کننده از بیماری­های قلبی - عروقی انجام شد.

روش کار: پژوهش حاضر یک مطالعه  نیمه تجربی است، این مطالعه روی 68 زن خانه دار که به صورت تصادفی در 2 گروه آزمون (34 نفر) و شاهد (34 نفر) قرار گرفتند انجام شد، ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسشنامه خودساخته مبتنی بر الگوی اعتقاد بهداشتی و پرسشنامه FFQ (بسامد مصرف مواد غذایی) بود، پرسشنامه الگوی اعتقاد بهداشتی در سه زمان قبل، بلافاصله و دو ماه بعد از آموزش تکمیل گردید و پرسشنامه FFQ در دو زمان قبل و 2 ماه بعد توسط زنان تکمیل گردید، بعد از انجام پیش آزمون، مداخله آموزشی در طی 6 جلسه آموزشی به مدت 6 هفته برای گروه آزمون انجام گرفت، در نهایت اطلاعات حاصل جمع آوری و  توسط نرم افزار  SPSS  با استفاده از آزمون­های آماری تی مستقل و آنالیز واریانس با تکرار مشاهدات مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

نتایج: دو گروه از نظر متغیرهای دموگرافیکی تفاوت معنی­دار با هم نداشتند. قبل از مداخله تفاوت معنی­داری بین میانگین نمرات سازه­های مختلف این الگو در دو گروه مشاهده نشد ( آگاهی (855/0 p=)، حساسیت درک شده (628/0 p=)، شدت درک شده (259/0 p= منافع درک­ شده (695/0 p=)، موانع درک شده (693/0 p=)، خودکارآمدی درک شده(292/0 p=) بعد از مداخله تفاوت معنی­داری در  میانگین نمرات آگاهی، حساسیت درک شده، شدت درک شده، منافع درک شده و موانع درک شده و عملکرد بین دو گروه آزمون و شاهد مشاهده شد (001/0p<).

نتیجه گیری: با توجه به یافته­های پژوهش چنین استنباط می­شود که مداخله حاضر تأثیر مثبتی روی الگوی تغذیه زنان خانه­دار داشته است و مداخله در افزایش و بهبود میزان آگاهی، نگرش و عملکرد زنان مؤثر بوده است.


فاطمه کارگر، سیدجماالدین شاه طاهری، فریده گلبابایی، ابوالفضل برخورداری، عباس رحیمی فروشانی،
دوره 8، شماره 3 - ( 7-1389 )
چکیده

زمینه وهدف: سرب از جمله فلزات سمی است که در صنایع مختلف مورد استفاده قرار می­گیرد و لذا امکان مواجهه­های شغلی و محیطی با این عنصربه انحاء مختلف وجود دارد. با توجه به سمیت بسیار بالایی که این فلز از خود نشان داده است، بروز آسیب­های جدی در شاغلین شایع است. از آنجایی که سرامیک سازی یکی از صنایع بومی در کشور تلقی می­شود، در این مطالعه ارزیابی مواجهه شغلی لعاب­کاران با فلزسرب در یک صنعت سرامیک سازی مورد نظر قرار گرفت.

روش ­کار: برای انجام این مطالعه، پس از انجام هماهنگی­های لازم با یک کارخانه سرامیک سازی، 55 نفرلعاب کار(39 لعاب کارکاشی و16لعاب کارسفال) بعنوان گروه مواجهه انتخاب شدند. پرسشنامه­ای شامل مشخصات فردی لعاب کاران ومحیط کار آنها درحین نمونه­برداری تکمیل گردید تا میانگین غلظت فلز سرب با متغیرهای نوبت کاری، نوع شغل، نوع سامانه تهویه و ساعات اضافه­کاری مقایسه شود. برای نمونه برداری ذرات از پمپ نمونه برداری ساخت شرکتSKC وصافیهای استرسلولزی باپورسایز 8/0 میکرون و قطر 37 میلی متر استفاده شدند. دبی پمپ طبق روش NIOSH 7300   l/min,2 تنظیم شد. بعدازنمونه برداری، هرصافی شامل ذرات فلزات به آزمایشگاه منتقل و درمخلوط 4به 1 اسیدنیتریک و پرکلریک هضم شدند (روشNIOSH 7300). سپس آنالیز با استفاده از دستگاه  ICP-AESانجام گرفت. برای حذف میزان خطا و آلودگی­های احتمالی در هنگام نمونه برداری یا انتقال، تعدادی نمونه به عنوان شاهد از کارمندان بخش اداری نیز برگزیده و بطورمشابه آماده سازی شدند. همچنین تست اسپیرومتری ازلعاب­کاران وگروه شاهد بعمل آمد.

نتایج: نتایج این مطالعه نشان داد که میانگین غلظت فلز سرب بالاترازحد مجاز می­باشد( mg/m 17/0). آزمون t مستقل نشان داد که  بین میزان سرب هوای منطقه تنفسی و متغیرهای کیفی نوبت کاری (صبح و بعد ازظهر) و سامانه تهویه (دارد-ندارد) دربین لعاب­کاران ارتباط معنی­داری وجود دارد همچنین نتایج آزمون آنالیز واریانس یکطرفه نشان داد که میزان سرب هوای منطقه تنفسی با متغیر تعداد ساعات اضافه­کاری ارتباط معنی­دار دارد.

نتیجه گیری: غلظت سرب در صنعت سرامیک سازی در هوای منطقه تنفسی بیش از حد مجاز است و با توجه به بیماریزایی بالای این فلز، لازم است تدابیر حافظتی فردی، شغلی و محیطی توسط متولیان این صنعت مد نظر قرار گیرد. همچنین پایش­های بالینی در بدو استخدام، معاینات دوره­ای و انجام تست اسپیرومتری دربرنامه سلامت کارگران از اهم تدابیری است که باید مورد توجه قرار گیرد .


فریده گلبابایی، رضا کاظمی، بنفشه گلستان، مهران پورتالاری، سید جمال الدین شاه طاهری، مسعود ریسمان چیان،
دوره 8، شماره 4 - ( 12-1389 )
چکیده

زمینه و هدف:.با توجه به اثرات حاد و مزمن حلال های آلی، که نقاشان خودرو در مواجهه طولانی مدت با آنها هستند ، ارزیابی و کنترل آنها برای حفظ سلامت کارکنان از اهمیت خاصی برخوردار است . در این تحقیق قصد بر آن است به منظور ارزیابی صحیح میزان مواجهه وانتخاب راه کارهای صحیح کنترلی،مهمترین عوامل تاثیر گذار در انتشار آلودگی با تاکید برارزیابی مواجهه با بنزن ، تولوئن، زایلن و اتیل بنزن(BTEX)، شناسایی و تعیین گردد .

روش کار: در این تحقیق با مطالعه  دقیق فرایند رنگ آمیزی یک شرکت خودرو سازی ، عوامل احتمالی تاثیر گذار ، حلال های آلی موجود در رنگ و ایستگاه های انتشار حلال های آلی شناسایی شده و سپس با توجه به تعداد متغیرهای مورد بررسی و سطوح آنها و 5 نمونه به ازای هر ترکیب از متغییرها و نمونه های شاهد، 240 نمونه هوا تعیین شد.  نمونه ها بر اساس روش 1501 NIOSH جمع آوری ، آنالیز و تعیین مقدار گردید ، و در نهایت اطلاعات بدست آمده بوسیله نرم افزار   spss11.5 و آزمونهای رگرسیون چندگانه و آنالیزواریانس مورد تحلیل قرار گرفتند  .

نتایج: در بـین حلال های مورد مطالعـه، مواجـهه با بنزن در کلیه وظایف شغلی و مواجـهه با تولوئن در ایستگاه ها رنگ رویه و رنگ آسـتر بالاتر از حدود مجاز مواجـهه تشخیص داده شد( 05/0 p<). مواجـهه با اتیل بنزن و زایلن کـمتر از حـدود مجـاز بود ( 05/0 p<).مهمترین عوامل تاثیرگذار بر میانگین مواجهه با هر چهار حلال مورد مطالعه به ترتیب میزان اثرگذاری عبارت از : وظیفه شغلی ، نوع پیستوله و نوع رنگ مصرفی بوده است( 05/0 p<) .     

نتیجه گیری: از دلایل تاثیر متغیرهای وظیفه شغلی ،نوع پیستوله و رنگ بر میزان مواجهه با BTEX، متفاوت بودن بار کاری هر وظیفه شغلی ،کارایی متفاوت دو نوع پیستوله مورد استفاده و تفاوت در فرمولاسیون حلال های رنگ است. همچنین به دلیل وجود بنزن به صورت ناخالصی در حلال رنگ، میزان مواجهه با آن بیشتر از حد مجاز می باشد.  بنابراین توجه به عواملی تاثیر گذار در حین ارزیابی و کنترل جهت کسب نتایج مطمئن تر توصیه می شود.   


کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه دانشکده بهداشت و انستیتو تحقیقات بهداشتی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb