159 نتیجه برای مو
محمد زارع، کاظم ندافی،
دوره 8، شماره 4 - ( 12-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: خواص ویژه و منحصر به فرد نانوذرات، خطرات احتمالی منحصر به فردی نیز به دنبال خواهد داشت. به علاوه این مواد در شرایط مختلف ممکن است سمیت های مختلفی داشته باشند، لذا در این تحقیق به بررسی سمیت نانوذراتTiO
2 و Fe-doped TiO
2 (Fe:TiO
2) در دوحالت تماس یافته با فنل و بدون تماس با فنل پرداخته شده است.
روش کار: ابتدا محلول استوک نانومواد مورد بررسی ساخته شده و با فنل مواجهه داده شد. پس از تهیه غلظت های مختلف از محلول استوک، دافنیا مگنا با نانومواد مواجهه یافته و مواجهه نیافته با فنل تماس داده شد. میزان مرگ دافنی ها با استفاده از مدل پروبیت در نرم افزار SPSS 16 تجزیه و تحلیل شد و LC50 ، NOEC و غلظتی که در آن 100% مرگ و میر رخ می دهد در زمانهای 12 تا 96 ساعت پس از تماس محاسبه گردید.
نتایج: طبق نتایج به دست آمده، LC50 48 ساعته TiO2 و Fe:TiO2 در حالت بدون مواجهه با فنل به ترتیب 2705 و بیش از mg/l 15000و در حالت تماس با فنل، به ترتیب 414 وmg/l 1258 محاسبه شد. NOEC 48 ساعته در مورد نانوذرات TiO2 مواجهه یافته و مواجهه نیافته با فنل به ترتیب 41و mg/l 1253و در مورد Fe:TiO2 به ترتیب 789 و بیش از mg/l15000 بدست آمد. همچنین غلظت 100% مرگ و میر 48 ساعته در مورد نانوذرات TiO2 مواجهه یافته و مواجهه نیافته با فنل به ترتیب بیش از 1090و بیش از mg/l 1253و در مورد Fe:TiO2 به ترتیب بیش از 2108 و بیش از mg/l15000 بدست آمد.
نتیجه گیری: با توجه به LC50 48 ساعته این مطالعه نشان داد که سمیت نانو Fe:TiO2 و نانوTiO2 به علت مواجهه با فنل به ترتیب بیش از 12 برابر و 5/6 برابر افزایش می یابد. اما به طور کلی با توجه به شاخص LC50 در حالتهای مختلف می توان گفت سمیت نانوFe:TiO2 که از خواص کاتالیستی بهتری نیز برخوردار می باشد، در مقایسه با نانوTiO2 کمتر می باشد. بنابراین در کاربردهای مختلف باید استفاده از آن به جای TiO2 خالص مورد بررسی قرار گیرد زیرا این ماده خطر کمتری را برای محیط زیست در بر خواهد داشت.
پروانه تیموری، آرزو فلاحی، نادر اسماعیل نسب،
دوره 9، شماره 1 - ( 5-1390 )
چکیده
زمینه وهدف: علیرغم وجود شواهدی مبنی برکاهش میزان فعالیت جسمانی درطی نوجوانی در کشورهای غربی، کاهش آن در نوجوانان کشورمان طی مطالعات رد یابی تایید نشده است. هدف از این پژوهش، بررسی تغییرات رفتار فعالیت جسمانی، عوامل روانشناختی (شامل فواید، مانع و خودکارآمدی درک شده) و تاثیرات بین فردی مرتبط با رفتار ورزشی طی گذار از مقطع راهنمایی به متوسطه در شهر سنندج بود.
روش کار: اطلاعات این مطالعه درسال 1385، در جریان یک مطالعه مقطعی و با پیگیری دانش آموزان در سال 1388 جمع آوری شد. جمعیت مورد مطالعه شامل844 دانش آموز دختر و پسر مقطع دبیرستان (51% پسرو 49% دختر) با میانگین سنی 73/1± 42/16بود. سازه های فواید، موانع وخود کارآمدی درک شده، تاثیرات بین فردی درک شده، و نیز رفتار فعالیت جسمانی با استفاده از پرسشنامه های خود گزارشی اندازه گیری و توسط نرم افزار SPSS نسخه 16 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
نتایج: تجزیه وتحلیل داده ها تفاوتهای معنی داری بر حسب جنس برای فعالیت جسمانی و بیشتر متغیرهای روانشناختی و تاثیرات بین فردی مرتبط با فعالیت های ورزشی نشان داد. در هر دو مرحله دختران از پسران فعالیت فیزیکی کمتری داشتند. درزمان اول متوسط فعالیت جسمانی دختران(82/ 31 دقیقه) و پسران( 75/53 دقیقه) و در زمان پیگیری (07/23 دقیقه) و (7/44 دقیقه) بود( 001/0p< (دختران در مقایسه با پسران موانع درک شده بیشتر و فواید و خودکارآمدی درک شده کمتری برای انجام فعالیت فیزیکی از زمان شروع تا پیگیری داشتند. تست ضرایب همبستگی عوامل روانشناختی، تاثیرات بین فردی و فعالیت بدنی ازشروع مطالعه تا پیگیری بیانگر ثبات نسبی بیشترتاثیرات بین فردی خانوادگی برای دختران در مقایسه با پسران بود.
نتیجه گیری: نتایج این بررسی شواهدی برای کاهش فعالیت فیزیکی در دانش آموزان پسر و دختر و نیز تفاوتهای جنسی در متغیرهای شناختی و تاثیرات بین فردی ارایه می کند.
علیرضا حیدری، علیرضا میراحمدی زاده، علی کشتکاران، مهدی جوانبخت، کورش اعتماد، منصوره لطفی،
دوره 9، شماره 1 - ( 5-1390 )
چکیده
زمینه وهدف: ایدز یک بیماری کشنده است که هیچ درمان یا واکسنی برای پیشگیری از آن وجود ندارد
. استفاده از مواد مخدر تزریقی و رفتارهای جنسی محافظت نشده عوامل مؤثر در انتقال ویروس این بیماری هستند. هدف از انجام مطالعه تعیین تغییرات رفتارهای پرخطر تزریقی و جنسی مرتبط با HIV در معتادان مراجعه کننده به مراکزدرمان نگهدارنده با متادون( MMT) Methadone Maintenance Treatment شیراز بود
. روش کار: این مطالعه به صورت مقایسهی قبل و بعد از مداخله MMT بدون گروه کنترل در 7 مرکز درمان نگهدارنده با متادون شیراز در سال 1388انجام شد. نمونهها معتادان مراجعه کننده به مراکز درمان نگهدارنده با متادون بودند که به روش سرشماری انتخاب شدند. 694 معتاد مراجعه کننده به این مراکز در مطالعه شرکت کردند.روش جمع آوری داده های مصاحبه با استفاده از پرسشنامه بود. آنالیز داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS.15 و آزمون Wilcoxon انجام شد.
نتایج: میانگین سنی معتادان دریافت کننده متادون 5/9 ± 5/36 سال بود. اکثر مراجعه کنندگان مرد(1/92%) و مجرد (1/43%) بودند.3/37/% شرکت کنندگان در مطالعه معتاد تزریقی بودند. در یک هفته قبل از مراجعه به مرکز 3/23% معتادان حداقل یک تزریق مشترک داشتند این مقدار به 2/9% در یک هفته ی بعد از مراجعه کاهش یافت. در یک ماه قبل از مراجعه به مرکز 2/25% معتادان حداقل یک تماس جنسی محافظت نشده داشتند که این آماره به 21% در یک ماه بعد از مراجعه کاهش یافت.میانگین تعداد تزریقهای مشترک و تماسهای جنسی محافظت نشده در بعد از مراجعه به مرکز نسبت به قبل از آن به طور معنی داری کاهش یافت(001/0>p ) .
نتیجه گیری: با توجه به تأثیر زیاد مراکز MMT در کاهش رفتارهای پرخطر، گسترش کمی و کیفی این مراکز در بعد منطقهای و ملی و تشویق معتادان به استفاده از خدمات جهت تحت پوشش قرار دادن افراد پرخطر تزریقی و جنسی به منظور پیشگیری از HIV ضروری می باشد.
زهره رهائی، هاشم حشمتی، سید محمد مهدی هزاوه ای، اکبر حسن زاده،
دوره 9، شماره 1 - ( 5-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: این پژوهش با هدف تعیین ارتباط بین رفتار آموزشی رابطان و رفتارهای پیشگیری کننده خانواده ها بر اساس مدل بزنف اجرا شد.
روش کار: در این پژوهش توصیفی کلیه رابطان (60 نفر) مناطق آندمیک شهر یزد که به روش سرشماری انتخاب شدند، پرسشنامه محقق ساخته را طی مصاحبه تکمیل نمودند. از خانواده های تحت پوشش هر رابط نیز دو خانواده به طور تصادفی انتخاب شده و پرسشنامه توسط سرپرست خانواده (120 نفر) طی مصاحبه تکمیل شد. روایی و پایایی پرسشنامه مورد تأیید بود. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی انجام شد.
نتایج: آگاهی رابطان و نگرش آنها با نمره آگاهی خانواده ها ارتباط مستقیم داشت. قصد رفتار رابطان با رفتار خانواده ها همبستگی مستقیم داشت. همچنین بین عوامل قادر کننده رابطان با آگاهی، قصد، عوامل قادرکننده و رفتار خانواده ها و رفتار آموزشی رابطان با آگاهی، نگرش و رفتار خانواده ها همبستگی مستقیم مشاهده شد.
نتیجه گیری: با توجه به نقش رابطان در پیشگیری و بیماریابی و درمان بموقع لیشمانیوزها و از آنجا که دادن آگاهی به تنهایی نمی تواند رفتار آموزشی در رابطان ایجاد کند، فراهم کردن آموزش مؤثر، نگرش و عوامل قادرکننده برای رابطان، تأثیر قابل ملاحظه ای بر رفتار خانواده ها و کنترل لیشمانیوزها خواهد داشت.
فرشته فرزیان پور، سحرناز نجات، آذین رحیمی، بهاره ملک افضلی،
دوره 9، شماره 2 - ( 8-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: تجربیات بینالمللی و ملی حاکی از آن است که فرآیند ارزیابی درونی، به ویژه در سطح گروه آموزشی، میتواند به عنوان یکی از ساز و کارهای مؤثر در تضمین کیفیت دانشگاه، نقش به سزایی ایفا کند. اهداف پژوهش حاضر عبارتند از: 1)تعیین کیفیت عوامل تشکیل دهنده گروه آموزشی اپیدمیولوژی و آمار زیستی و 2)تعیین نقاط قوت، ضعف، فرصتها و تهدیدها جهت بهینهسازی فعالیتها در گروه مورد مطالعه
روش کار: این مطالعه با مشارکت مدیر گروه، اعضای هیات علمی، تعدادی از دانشجویان ( شامل دستیاران، دانشجویان دورههای دکتری و کارشناسی ارشد) و دانش آموختگان گروه انجام شد. وزنهای اولیه 9 عامل تحت مطالعه ابتدا با نظر سنجی از کلیه اعضای علمی گروه تعیین گردید، سپس با آزمونهای مناسب دادههای پرت شناسایی و حذف گردیدند و وزنهای نهایی استخراج شدند. در این ارزیابی عوامل 9 گانهی: 1-رسالتها و اهداف؛ 2-ساختار سازمانی و مدیریت؛ 3-هیأت علمی؛ 4-دانشجویان؛ 5-فرآیند تدریس و یادگیری؛ 6-دورههای آموزشی و برنامه درسی؛ 7-دانشآموختگان؛ 8-امکانات و تجهیزات آموزشی و پژوهشی و 9-پژوهش اعضای هیات علمی در گروه مذکور مورد بررسی قرار گرفت. ابزارهای اندازهگیری در این بررسی شامل مصاحبه، مشاهده و پرسش نامه خودایفا بود که شامل 7 پرسشنامه و 2 چک لیست بود. نتایج با نرم افزار ارزیابی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
نتایج: میانگین امتیازات 9 عامل مورد مطالعه 8/59 % که حد اقل آن مربوط به عامل اهداف و رسالت برابر با 37% و حداکثر آن مربوط به عامل دانش آموختگان برابر با 6/72 % به دست آمد .
نتیجه گیری: حیطه دانش آموختگان یکی از کلیدی ترین عوامل مورد بررسی در ارزیابی درونی امتیاز بسیار خوبی را کسب نمود، در حالی که امتیاز پایین تر در حیطه اهداف و رسالت نیاز برای برنامه ریزی در این حیطه را مطرح میسازد.
فریبا کیانی، حسین سماواتیان، سیامک پور عبدیان، زهرا منصور نژاد، عفت جعفری،
دوره 9، شماره 2 - ( 8-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: آموزشهای ایمنی از نظر جهانی به عنوان مهمترین وسیله کاهش هزینههای مادی و انسانی حوادث و بیماری های شغلی شناخته شده است. لذا بررسی آسیب شناسی این نوع آموزش ها از اهمیت ویژه ای برخوردار است. در این پژوهش، از پرسش نامه نگرش سنج ایمنی بمنظور فرآیند آسیب شناسی استفاده شد. این پرسشنامه متشکل از 13 بعد بود: وجدان کاری، سرنوشت گرایی، رهبری تبادلی ویژه ایمنی، هوشیاری ایمنی، گران باری نقش، فشارکاری، ادراک از ایمنی شغل، ادراک از اقدامات ایمنی سرپرست، ادراک از اقدامات ایمنی همکاران، ادراک از اقدامات مدیریت، ادراک از برنامهها و سیاستهای ایمنی، تعارضهای بین فردی در کار و دلبستگی شغلی.
روش کار: 204 نفر (101 نفرگروه مداخله و 103 نفر گروه کنترل) پرسش نامه نگرش سنج ایمنی را قبل از یک دوره آموزش ایمنی 4 ساعته در شرکت ذوب آهن اصفهان تکمیل کردند. تنها اعضای گروه مداخله در این دوره آموزشی شرکت کردند. این پرسش نامه تقریباً 30 روز بعد از آموزش دوباره بر اعضای هر دو گروه اجرا شد. نتایج گروه مداخله و کنترل با استفاده از آمارههای توصیفی و کوواریانس مورد مقایسه قرار گرفتند.
نتایج: نتایج نشان داد که در مقایسه با گروه کنترل، آموزشهای ایمنی اثر مثبت معنیداری بر تغییر نگرش کلی کارکنان نسبت به مسایل ایمنی دارد. همچنین این آموزش به طور معناداری تنها بر ابعاد هوشیاری ایمنی، رهبری، ادراک از اقدامات ایمنی سرپرست و ادراک از اقدامات ایمنی مدیریت مؤثر بود.
نتیجه گیری: سنجشی از نگرش ایمنی و ابعادش میتواند برای شناسایی نواحی از آموزش که نیاز به توجه بیشتر و طراحی بهتر دارد، استفاده شود.
کاوه بهمن پور، رونما نوری، حیدر ندریان، بهزاد صالحی،
دوره 9، شماره 2 - ( 8-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: بهداشت ضعیف دهان و دندان میتواند اثرات نامطلوبی بر عملکرد کودکان در مدرسه و موفقیتشان در سراسر زندگی داشته باشد. مشخص نمودن عوامل مرتبط با رفتارهای بهداشت و دندان میتواند به عنوان راهنمایی برای طرح ریزی برنامههای آموزشی برای دانشآموزان و انجام مداخلههای صحیح و مناسب جهت ارتقای انجام این رفتارها در آنها عمل کند. لذا این مطالعه با هدف تعیین عوامل مرتبط با رفتارهای بهداشت دهان و دندان در دانشآموزان دبیرستانی شهرستان مریوان براساس الگوی ارتقای سلامت پندر (
Health Promotion Model (HPM در سال 1389 طراحی و اجرا گردید.
روش کار: این مطالعـه بر روی 403 نفر از دانشآموزان مقاطع دوم و سوم دبیرستان شهرستان مریوان که طی نمونهگیری تصادفی-خوشهای چندمرحلهای در سال تحصیلی 89-1388 بدست آمدند، انجام شد. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامهای استاندارد مبتنی بر سازههای مدل ارتقای سلامت پندر بود که مشتمل بر سازههای خودکارآمدی و منافع و موانع درک شده، تعهد به طرح عمل، احساسات مرتبط با رفتار، تأثیرگذارندههای بین فردی و وضعیتی همراه با رفتارهای بهداشت دهان و دندان بود و بصورت خودایفاء تکمیل گردید. جهت تجزیه وتحلیل دادهها از آزمونهای ANOVA، T-test، Pearson Correlation Coefficientو Linear Regression استفاده شد.
نتایج: رفتارهای بهداشت دهان و دندان در دوجنس تفاوت معنیدار داشت به طوری که دختران وضعیت بهتری نسبت به پسران داشتند (01/0> p). همبستگی مثبت و معنیداری بین رفتارهای بهداشت دهان و دندان و دیگر متغیرهای الگوی ارتقای سلامت (01/0> p) وجود داشت. درمجموع متغیرهای مدل ارتقای سلامت 2/42% از واریانس رفتارهای بهداشت دهان و دندان را پیش بینی نمودند و از میان این عوامل، تعهد به طرح عمل و خودکارآمدی درک شده قویترین پیش بینی کنندهها بودند (223/0≥β).
نتیجه گیری: کارشناسان بهداشـت مدارس می بایست برنامـههای مداخلهای مرحـله به مرحـله بر اساس مدل HPM طرحریـزی نمایند که در آن ارتقـای خودکـارآمدی درک شده، تعهد به طرح عمل و تأثیرگذارنده های بین فـردی از اولویتهای برنامـه باشند. بایـد هنگـام برنامهریزی جهت ارتقای بهداشت دهان و دندان در دانشآمـوزان، راهبردهایی را جهت غلبه بر موانـع انجام رفتـارهای بهداشـت دهـان و دندان پیشنهـاد داد تا اینکه منافع انجام این رفتارها را برای آنهـا بازگـو نمود. نتایج نشـان دهنده آن است که میتوان این الگو را در شهر مریوان به عنوان چارچوبی جـهت برنامهریزی مداخلات در جهـت پیش بینی، بهبود و ارتقای رفتـارهای بهداشت دهان و دندان دانشآموزان بکارگرفت.
سید منصور کشفی، علی خانی جیحونی،
دوره 9، شماره 3 - ( 12-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: اختلال رشد کودک ناشی از ناآگاهی تغذیهای، عدم مراقبت و پایش رشد مناسب میباشد. این مطالعه به منظور بررسی تأثیر آموزش پایش رشد تنظیم شده براساس الگوی پرسید به مادران در پیشگیری از اختلال رشد کودکان 12-6 ماهه انجام شد.
روش کار: این پژوهش نیمهتجربی، بر روی 120 نفر (60 نفر گروه مداخله و 60 نفر گروه شاهد) از مادران تحت پوشش مراکز بهداشتی درمانی شیراز که دارای کودک تک قلو و تغذیه انحصاری با شیر مادر بودند، انجام شد. روش جمعآوری اطلاعات، مشتمل بر پرسشنامهای که شامل مشخصات جمعیتشناختی، سؤالات سنجش اجزای الگوی پرسید (آگاهی، نگرش، عوامل قادرکننده و عوامل تقویت کننده و عملکرد مادران) و سنجش وزن کودکان بود. مداخلهی آموزشی طی 6 جلسه آموزش به مدت 55 تا 60 دقیقه انجام شد و پرسشنامه مذکور قبل و 4 ماه بعد از مداخلهی آموزشی توسط گروه مداخله تکمیل گردید.
نتایج: پس از انجام مداخلهی آموزشی در گروه مداخله، میانگین امتیاز آگاهی (001/0>p) و میانگین امتیاز نگرش (001/0>p) افزایش معنیداری نشان داده است. نتایج این پژوهش نشان میدهد که عوامل قادرکننده (استفاده از منابع آموزشی، تشکیل کلاسهای آموزشی)، عوامـل تقویتکننده و میانگین امتیاز عملکرد مـادران و همچنین میانگین وزن کودکـان در گروه مداخلـه نسبت به گروه شاهد افزایش معنـیداری داشته است (001/0>p).
نتیجه گیری: نتایج فوق نشاندهنده تأثیر مثبت برنامه مداخلهی آموزشی پایش رشد براساس تمام سازههای الگوی پرسید در پیشگیری از اختلال رشد کودکان در جامعهی مداخله مطالعه میباشد.
آذر طل، غلامرضا شریفی راد، احمدعلی اسلامی، فاطمه الحانی، محمدرضا مهاجری تهرانی، داوود شجاعی زاده،
دوره 9، شماره 4 - ( 12-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماران دیابتی با توجه به ماهیت مزمن بیماری خود، نیازمند توجه مداوم با اتخاذ رفتارهای خودمدیریتی و خود مراقبتی می باشند. در این میان توجه به منحصر به فرد بودن هر بیمار و طرح مراقبتی او در بستر جامعه ضروری است. یکی از ابزارهای مفید در راستای حمایت همه جانبه از بیماران دیابتی نوع 2، ارتقاء رفتارهای خودمدیریتی آنهاست. این پژوهش با هدف تعیین میزان اتخاذ رفتارهای خودمدیریتی و عوامل موثر بر آن در بیماران دیابتی نوع 2 انجام یافته است.
روش کار: این پژوهش یک مطالعه مقطعی است که در سال 1390در بازه زمانی 6 ماهه انجام یافته است. جامعه مورد مطالعه بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 مراجعه کننده به یکی از مراکز دیابت شهر اصفهان، حجم نمونه350 نفر و نمونه گیری به روش مستمر(متوالی) بوده است. میزان اتخاذ رفتارهای خودمدیریتی بیماران با استفاده از ابزار استاندارد خودمدیریتی بر اساس مقیاس پنج درجه ای لیکرت اندازه گیری گردید. داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 5/11 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
نتایج: 350 بیمار دیابتی نوع 2 در این مطالعه شرکت نمودند. میزان پاسخ دهی 88 درصد بود (398/350). سن اکثریت شرکت کنندگان در مطالعه بین60-50 سال بود (42/8±52/55) و 3/54 درصد آنها مطابق با معیار سازمان جهانی بهداشت در محدوده مرزی کنترل متابولیک قرار داشتند (30/1±72/7). حیطه های خود نظام یافتگی( 36/6±6/33) و تبعیت از رژیم پیشنهادی درمانی( 9/2±46/11) به ترتیب بیشترین و کمترین میانگین نمره را به خود اختصاص دادند. امتیاز کلی خودمدیریتی در سه سطح مناسب، متوسط و نامناسب با عوامل دموگرافیک مانند جنس، سن، وضعیت تاهل، سطح تحصیلات و خصوصیات مرتبط با سلامت و بیماری مانند سابقه بیماری دیابت، مدت زمان ابتلا به دیابت، وجود بیماریهای همراه، عوارض دیابت، وضعیت سلامتی عمومی، نوع درمان، درآمد خانواده و HbA1C مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته های مطالعه نشان داد که تمامی عوامل یاد شده فوق به جز سابقه بیماری با اتخاذ رفتارهای خودمدیریتی ارتباط معنی داری داشتند(001/0p<). مضاف بر این، هر بعد از این ابزار استاندارد با بیشتر متغیرهای فردی و عوامل مرتبط با بیماری ارتباط معنی دار داشتند(001/0p<).
نتیجه گیری: به نظر می رسد بتوان با اجرای مداخلات توانمندسازی مبتنی بر رفتارهای خودمدیریتی در سطوح فردی و اجتماعی در بیماریهای مزمن، در ارتقاء سلامت فردی و اجتماعی گامهای مثبتی در راستای اعتلاء سلامت جامعه برداشته شود.
بهاره حاجی زاده، فاطمه صداقت، بهرام رشیدخانی، سهیلا میرزاییان، سید مجید معاشری، آناهیتا هوشیار راد، مصطفی میرقطبی،
دوره 10، شماره 1 - ( 4-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: مطالعه حاضر به منظور بررسی رابطه عوامل تغذیهای با سرطان سلولهای سنگفرشی مری squamous-cell) carcinoma) در استان کردستان انجام شد.
روش کار: در این مطالعه مورد- شاهدی، 47 بیمار مبتلا به سرطان سلولهای سنگفرشی مری (مورد) و 96 بیمار فاقد سرطان مری (شاهد) شرکت کردند. اطلاعات تغذیهای از طریق یک پرسشنامه معتبر نیمه کمی مورد ارزیابی قرار گرفت. برای تخمین نسبت برتری (Odds Ratio) و فاصله اطمینان 95 درصد از رگرسیون لجستیک استفاده شد.
نتایج: میانگین نمای توده بدنی (3/25 در برابر 4/20) و سطح تحصیلات در گروه شاهد بالاتر بود. حال آنکه سابقه علائم رفلاکس و مصرف سیگار در گروه مورد بالاتر بود. در سهک (Tertile) سوم مصرف میوهها اثر محافظتی علیه سرطان سلولهای سنگفرشی مری مشاهده شد ( نسبت برتری 13/0 با فاصله اطمینان 95 درصد: 04/0 تا 45/0 و 001/0=p). در گروه میوهها، برای موز، کیوی و پرتغال ارتباط معکوسی مشاهده شد (pروند به ترتیب 03/0 ،02/0 و 01/0). اثر مصرف سبزیها روی سرطان سلولهای سنگفرشی مری معنیدار نبود، ( نسبت برتری 66/0 با فاصله اطمینان 95درصد : 23/0 تا 87/1) گرچه در سهک سوم مصرف سبزیها کاهش خطر این نوع سرطان مشاهده شد. در مورد بقیه مواد غذایی رابطه معنیداری مشاهده نشد.
نتیجه گیری: نتایج مطالعه حاضر ارتباط معکوس منحصراً بین مصرف میوهها و سرطان سلولهای سنگفرشی مری را نشان داد.
داود پورمرزی، شهناز ریماز، عفت السادات مرقاتی خویی، مسعود سلیمانی دودران، علی اصغر موسوی مهربان، سارا صفری،
دوره 10، شماره 1 - ( 4-1391 )
چکیده
زمینه وهدف: دسترسی به اطلاعات و خدمات بهداشت باروری از حقوق جوانان است. در بهداشت باروری فقدان محتوای جامع آموزشی و عدم توجه به نیازهای گروه هدف اثر بخشی برنامههای آموزشی را میکاهد. هدف این پژوهش گزارش نیازهای آموزشی مرتبط با بهداشت باروری جوانان قبل از ازدواج میباشد.
روش کار: در یک مطالعه توصیفی تحلیلی450 نفر از همسران شرکتکننده در برنامه آموزشی قبل از ازدواج در تهران به روش نمونه گیری طبقهای تصادفی شده انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها، "پرسشنامه خودایفا" بود که میزان نیاز به آموزش بهداشت باروری را با مقیاس پنج درجهای لیکرت مورد بررسی قرار میداد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از نرم افزارSPSS15 و آمار توصیفی و آزمونها آماری تی تست، آنالیز واریانس یک طرفه و کای دو استفاده شد.
نتایج: میزان نیاز به آموزش حیطه بهداشت باروری بیش از متوسط (نمره 3) بود، زنان به طور معنیداری بیش از مردان احساس نیاز میکردند (05/0p<). بیشترین میزان نیاز به آموزش در هر دو گروه جنسی مربوط به زمینه آموزشی سلامت در روابط جنسی بود. تفاوت میزان نیاز در گروه های متغیرهای اجتماعی-دموگرافیک در زنان و مردان معنیدار نبود.
نتیجه گیری: بنظر میرسد محتوای موجود برای آموزش در کلاسهای مشاوره قبل ازازدواج کافی نیست. لازم است اطلاعات جامعی در حیطه بهداشت باروری با تاکید بیشتر در زمینه روابط جنسی وارد محتوای آموزشی موجود شود تا همسران زندگی زناشویی با کیفیت و سالم تری را آغاز نمایند.
بهنام لشگرآرا، سید محمود تقوی شهری، آق بابک ماهری، رویا صادقی،
دوره 10، شماره 1 - ( 4-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: اینترنت در حال حاضر ب
ه عنوان ابزاری مناسب جهت انتقال دانش، آگاهیها در فرآیند آموزشی و تازه های علمی و پژوهشی مطرح است. اینترنت همچنین ارتباطات مهم وحیاتی را بین میلیونها نفردر دنیا فراهم میکند و نیز انواع برنامه های تفریحی و سرگرمی را برای پرکردن اوقات فراغت آنها فراهم میکند. با این حال وابستگی زیاد به اینترنت نیز خطر اعتیاد به آن را به همراه دارد .این پژوهش به منظور بررسی ارتباط اعتیاد به اینترنت و سلامت عمومی انجام شده است.
روشکار: این مطالعه به صورت مقطعی در سال 1389 در نمونهای شامل 125 دختر و 110 پسر از دانشجویان ساکن خوابگاههای دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد. نمونهگیری از دانشجویان به صورت طبقهای تصادفی بود. جمع آوری اطلاعات با استفاده از پرسشنامههای استاندارد " اعتیاد به اینترنت یانگ، 1998" و " سلامت عمومی گلدبرگ، 1987" انجام شد. در تحلیل دادهها از آزمونهای آماری کولموگروف-اسمیرنوف، من-ویتنی یو، ضریب همبستگی اسپیرمن، کای-دو و نیز رگرسیون استفاده شد.
نتایج: بر اساس یافتههای این مطالعه 34 درصد از دانشجویان براساس طبقه بندی Youngمعتاد به اینترنت بودند. سلامت عمومی دانشجویان معتاد به اینترنت در کل و در زیر مقیاسهای اضطراب و افسردگی نسبت به دانشجویان عادی در معرض خطر بیشتری بود (001/0p<) اما درخصوص زیر مقیاسهای عملکرد جسمانی و کارکردهای اجتماعی تفاوت معناداری نداشتند.
نتیجه گیری: اعتیاد به اینترنت در بین دانشجویان خوابگاه یکی از مسائل مهم می باشد که نیاز به برنامه ریزیهای آموزشی، مشاوره ای و رفتاری جهت کاهش این مسئله در بین دانشجویان آسیب پذیر دارد.
مهسا قوی پور، احمد ساعدی صومعه علیا، محمود جلالی، گیتی ستوده، محمدرضا اشراقیان،
دوره 10، شماره 2 - ( 8-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: گوجه فرنگی و محصولات آن غنی ترین منبع لیکوپن (قوی ترین آنتی اکسیدان در بین کاروتنوییدها و یک فاکتور ضد التهابی) میباشند. اثر حفاظتی گوجه فرنگی و محصولات آن بر روی سیستم دفاعی آنتی اکسیدانی و کاهش خطر ابتلا به بیماریهای التهابی، احتمالا به دلیل تاثیر هم افزایی سایر کاروتنوییدها در کنار لیکوپن در این مواد غذایی می باشد. لیکوپن به عنوان یک عامل ضد التهاب از بیان سیتوکین های التهابی جلوگیری میکند. از آنجا که چاقی یک وضعیت مزمن التهابی بوده که در آن افزایش انباشت چربی در بدن با افزایش سطوح پارامترهای التهابی ارتباط دارد، مصرف مواد غذایی حاوی لیکوپن می تواند با کاهش التهاب در افراد دارای اضافه وزن یا چاقی همراه باشد.
روش کار: در یک کارآزمایی بالینی 106 دختر دارای اضافه وزن یا چاقی از میان دانشجویان ساکن خوابگاههای دانشگاه علوم پزشکی تهران انتخاب و به طور تصادفی به دو گروه تحت مداخله (تعداد=53) و کنترل (تعداد=53) تقسیم شده و به ترتیب 330 میلی لیتر در روز آب گوجه فرنگی یا آب به مدت 20 روز دریافت کردند. غلظتهای سرمی اینترلوکین-6، اینترلوکین-8، فاکتور نکروز دهنده تومور-آلفا و پروتیین واکنش پذیر-C با حساسیت بالا، در ابتدای مطالعه و روز بیستم به وسیله آزمون الیزا آنالیز و بین دو گروه مقایسه شدند.
نتایج: غلظتهای سرمی IL-8 و TNF-α در روز بیستم در گروه دریافت کننده آب گوجه فرنگی نسبت به ابتدای مطالعه و در مقایسه با گروه کنترل به طور معنیداری کاهش یافت. آنالیز زیر گروهها نشان داد که این تاثیر تنها در افراد دارای اضافه وزن دیده می شود. در بین افراد چاق، غلظت سرمی اینترلوکین-6 در گروه مداخله در مقایسه با گروه کنترل کاهش یافت اما تغییری در اینترلوکین-8 و فاکتور نکروز دهنده تومور-آلفا مشاهده نشد.
نتیجه گیری: آب گوجه فرنگی التهاب را در افراد دارای اضافه وزن و چاقی کاهش میدهد. بنابراین افزایش دریافت گوجه فرنگی میتواند نقش مهمی در کاهش خطر بیماریهای التهابی از قبیل: بیماریهای قلبی عروقی و دیابت که با چاقی ارتباط دارند داشته باشد.
فریده گلبابایی، علی فقیهی زرندی، احمدرضا شکری، محمدرضا بانشی، پدرام ابراهیم نژاد، اصغر صدیق زاده،
دوره 10، شماره 2 - ( 8-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: بیوآیروسل ها از مهمترین عوامل ایجاد عفونتهای بعد از عمل جراحی در بیمارستانها هستند. از مهمترین راهکارهای پیشگیری از انتقال بیوآیروسل ها دراتاقهای عمل استفاده ازماسک های جراحی می باشد هدف از این مطالعه بررسی کارایی پالایش ذرات زیر میکرونی در ماسک های جراحی داخلی و وارداتی است.
روش کار: دراین مطالعه مقطعی 5 نوع از ماسک های جراحی پرمصرف دراتاق های عمل بیمارستانهای کشور، اعم ازداخلی ووارداتی خریداری شد. نمونه ها به صورت مجزاتوسط دستگاه اندازه گیری پالایش ذرات زیر میکرونی براساس استانداردISIRI 6138 وDOP آمریکا مورد آزمون قرار گرفت. میزان کارایی وافت فشارهوا درآنها تعیین شد ونتایج بوسیله آزمونهای آماری تجزیه تحلیل گردید.
نتایج: نتایج نشان داد که میزان کارایی پالایش ذرات در ماسکهای جراحی داخلی (07/10± )130/56 درصد و در ماسکهای وارداتی (062/7±) 90/31 درصد بود. میزان پالایش ذرات ماسک های داخلی بیشتر از ماسک های وارداتی بود (001/0 > p). همچنین ماسک داخلی A بالاترین کارایی پالایش ذرات (15/6± 55/66 درصد) و ماسک وارداتی B-Chinaکمترین میزان پالایش (44/4 ± 83/27 درصد) را داشت (001/0 >p). افت فشار هوا در ماسک های مورد مطالعه نیز اندازه گیری شد. بالاترین افت فشار را ماسک داخلی A (58/2±35 پاسکال) و پایین ترین افت فشار را ماسک داخلی Z (82/1±11 پاسکال) داشت. با توجه به تاثیر کارایی و افت فشار، بر کیفیت ماسک، فاکتور کیفیت ماسک های مورد مطالعه محاسبه شد. نتایج نشان داد ماسک داخلیZ دارای بالاترین فاکتور کیفیت(068/0) و کمترین آن متعلق به ماسک وارداتی B-China (016/0) بود.
نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد که ماسک های جراحی تولید داخل، کیفیت بهتری نسبت به ماسک های وارداتی دارند بااین حال بازهم میزان کیفیت مورد تاییداستانداردها را فراهم نمیکنند. استفاده از فیلتر باخصوصیات فیزیکی مناسب وهمچنین اطمینان ازانجام تستهای خاص برروی ماسک های جراحی، قبل ازخرید و استفاده، میتواند به کاهش بیماریها وعفونت های مرتبط بیانجامد.
شایسته شیرزادی، داود شجاعی زاده، محمدحسین تقدیسی، آغا فاطمه حسینی،
دوره 10، شماره 2 - ( 8-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: بلوغ فرایند رشدی مهم و مرحله ای از زندگی می باشد. دختران نیازهای مراقبتی بهداشتی متعددی دارند و باید در مورد موضوعات خاص خودشان مورد توجه قرار گیرند. این پژوهش با هدف تعیین تاثیر آموزش بر اساس الگوی اعتقاد بهداشتی بر ارتقای بهداشت بلوغ جسمی دختران نوجوان ساکن مراکز شبانه روزی بهزیستی شهر تهران انجام شد.
روش کار: پژوهش حاضر یک مطالعه مداخله ای نیمه تجربی (یک گروهی) می باشد، این مطالعه روی دختران 19-12سال ساکن مراکز شبانه روزی بهزیستی شهر تهران انجام شد، همه افراد واجد شرایط(61 نفر) وارد مطالعه شدند. ابزارگردآوری اطلاعات پرسشنامه مبتنی برالگوی اعتقاد بهداشتی و چک لیست عملکرد جسمی دوران عادت ماهیانه بود که قبل و یک ماه پس از آموزش تکمیل گردید. مداخله ی آموزشی به مدت 3ماه انجام گرفت، اطلاعات حاصل جمع آوری و توسط نرم افزار SPSS16 با استفاده از آزمون آماری ویلکاکسون مقایسه شدند.
نتایج: بعد از مداخله آموزشی بین اجزای الگوی اعتقاد بهداشتی (منافع درک شده، موانع درک شده ، حساسیت و شدت درک شده) و عملکرد افراد درمقایسه با قبل از مداخله از لحاظ آماری تغیرات معنی داری وجود داشت(05/0p<).
نتیجه گیری: مداخله آموزشی سبب بهبود ادراکات و عملکرد دختران گردید. لذا شایسته است از این الگو جهت برنامه ریزی آموزش مسائل دوران بلوغ بهره گرفته شود.
داوود پورمرزی، شهناز ریماز، عفت السادات مرقاتی خویی،
دوره 10، شماره 3 - ( 11-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: برنامههای آموزشی برای ارتقاء سلامت روان همسران در زندگی مشترک ضروری است. برگزاری هر برنامه آموزشی نیازمند شناخت دقیق نیازهای گروه هدف است. هدف این پژوهش گزارش برخی از نیازهای آموزشی مرتبط با سلامت روان جوانان داوطلب ازدواج می
باشد.
روش کار: در یک مطالعه مقطعی توصیفی تحلیلی450 نفر از همسران شرکت کننده در برنامه آموزشی قبل از ازدواج در تهران به روش نمونهگیری طبقهای تصادفی شده انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها، "پرسشنامه خود ایفا" بود که میزان نیاز به آموزش در حیطه سلامت روان را با مقیاس پنج درجهای لیکرت مورد بررسی قرار میداد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از نرم افزارSPSS15 و آمار توصیفی و آزمونها آماری تی تست، آنالیز واریانس یک طرفه و کای دو استفاده شد.
نتایج: سطح نیاز به آموزش در حیطه سلامت روان بیش از متوسط (نمره3) بود، زنان به طور معنیداری بیشتر از مردان احساس نیاز میکردند (001/0=p). بیشترین سطح نیاز به آموزش در هر دو جنس مربوط به موضوع روشهای زنده نگهداشتن عشق در زندگی مشترک بود. تفاوت سطح نیاز به آموزش در گروههای متغیرهای اجتماعی-دموگرافیک در زنان معنیدار نبود ولی این اندازه در مردان کارگر به طورمعنیداری بیش از مردان با شغل آزاد بود (018/0=p).
نتیجه گیری: براساس یافتهها جوانان در حین ازدواج به آموزش در زمینه سلامت روان احساس نیاز میکنند. لازم است برنامههای آموزشی با توجه به اولویتهای ابراز شده برای ارتقاء سلامت روان در زندگی مشترک برای جوانان طراحی و اجرا گردد.
شهناز ریماز، شکرالله محسنی، عفت السادات مرقاتی خویی، مریم دستورپور، فاطمه اکبری،
دوره 10، شماره 3 - ( 11-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: عود بعد از درمان سوء مصرف مواد از مشکلات شایع نظام کنترل و پیشگیری از اعتیاد است.٨٠ درصد از معتادان، کمتر از ٦ ماه مجددا به مصرف مواد روی میآورند. هدف این مطالعه تعیین عوامل موثر بر عود سوء مصرف مواد در معتادان مراجعه کننده به دو مرکز ترک اعتیاد شهر تهران میباشد.
روش کار: این مطالعه مورد- شاهدی بر روی 160 نفر مورد عود و 160 نفر شاهد انجام شد. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامهای محقق ساخته بود. از آزمونهای کای دو، نسبت برتری (OR) و رگرسیون لجستیک برای تجزیه و تحلیل داده ها استفاده شد.
نتایج: در این مطالعه، نسبت برتری برای بررسی ارتباط عود سوء مصرف مواد با سیگاری بودن بعد از ترک 14/7 (244/13- 855/3CI :)، مشغولیت ذهنی نسبت به مصرف مواد 76/6 (678/11 – 915/3 CI :)، معاشرت با دوستان معتاد 38/6 (398/10 – 921/3CI :)، ضعف و بیحالی 93/3 (305/6 -446/2 CI :) و مشاجرات خانوادگی 04/2 (385/3- 227/1CI:) بود. در افراد مصرف کننده تریاک و شیره نسبت به کراک و شیشه شانس کمتری (208/0. OR= ,336/0 - 128/0. CI :) برای عود سوء مصرف داشتند.
نتیجه گیری: نتایج مطالعه ارتباط بین متغیرهای فردی، اجتماعی، روانی و طبی و عود سوء مصرف را نشان میدهد. نتایج این مطالعه پیشنهاد میکند که مشاوره و رویکردهای درمانی در خانواده، پایش و مراقبت طولانی مدت از درمان شدگان، و برنامههای حفاظتی و مراقبتی در درمانهای اعتیاد ادغام شود تا از اثر عواملی مانند مشاجره خانوادگی، فشار همسانان، بر عود اعتیاد بکاهد.
فاطمه حیدرپور، کاظم محمد، سوسن حیدرپور، فرید نجفی، کورش هلاکویی نائینی،
دوره 10، شماره 3 - ( 11-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: زمان مورد نیاز برای حاملگی خواسته (TTP) Time to pregnancyنامیده میشود. عوامل موثر بر TTP به دلیل تفاوت در شیوه زندگی و موقعیت جغرافیایی ممکن است در کشورها و مکانهای مختلف متفاوت باشد. لذا این مطالعه با هدف تعیین عوامل مؤثر بر طول مدت زمان تا بارداری (TTP) در شهرستان کرمانشاه سال 1390 انجام شد.
روش کار: در این مطالعه مورد- شاهدی 174 مادر با TTP بیشتر از 12 ماه و 587 مادر با TTP مساوی و کمتر از 12 ماه به ترتیب به عنوان گروه مورد و شاهد انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه بود تجزیه و تحلیل با استفاده ازنرم افزار SPSS16 انجام شد و 05/0>p به عنوان سطح معنادار آماری در نظرگرفته شد.
نتایج: نتایج آنالیز چند متغیره نشان داد سواد زن (دیپلم و بالاتر) (984/0-741/0= 95%CI، 854 /0=OR)، افزایش دفعات نزدیکی در هفته (839/0- 631/0=95% CI، 728/0= OR)، عدم قرارگیری در معرض دود مواد دخانی (965/0-380/0=95%CI ، 606 /0= OR) و داشتن گروه خونی A نسبت به O (01/1-405/0=95% CI، 639/0= OR) و نداشتن سابقه بیماری زن (774/0-350/0=95%CI،520/0=(OR به طور معناداری شانس زمان تا باردار شدن را کاهش و BMIبیش از25 کیلوگرم بر متر مربع (312/3-489/1=95% CI، 221/2=OR)، قاعدگی نامنظم (441/6-127/2=95%CI،701/3=OR) و عدم انجام فعالیتهای ورزشی زن (918/2-263/1=95%CI، 920/1=OR) و داشتن سلبقه بیماری واریکوسل در مرد (739/17-600/2=95%CI،792/6= (ORشانس زمان تا بارداری را افزایش میدهند.
نتیجه گیری: براساس نتایج این مطالعه، عواملی از قبیل BMI بالا و عدم انجام فعالیتهای ورزشی زن شانسTTP را افزایش و عواملی از قبیل افزایش تعداد نزدیکی در هفته شانس آنرا کاهش دادند. زوجینی که بدنبال حاملگی هستند و بدنبال مداخلات پزشکی میروند معمولا عوامل مرتبط با TTPرا مد نظر قرار نمیدهند. توصیه میشود مراقبین بهداشتی از این زوجین حمایت کنند و به آنان آموزش و مشاوره لازم را بدهند.
یوسف محمدیان، سید جمال الدین شاه طاهری، علی اکبر صبور یراقی، حسین کاکویی، محمد حاج آقازاده،
دوره 10، شماره 4 - ( 12-1391 )
چکیده
زمینه و هدف : در این مطالعه سمیت سلولی کربن نانوتیوب تک جداره و چند جداره و کریزوتایل بر روی سلولهای اپیتلیال ریه انسان با استفاده از شاخص های سم شناسی : No Observable Adverse Effect Concentration (NOAEC) و Inhibitory Concentration 50 (IC50) و Total Lethal Concentration (TLC) مقایسه شد.
روش کار: سلولهای اپیتلیال ریه انسان در مواجهه با غلظت های مختلف ( 1 تا 1500 میکروگرم بر میلی لیتر) کربن نانوتیوبها وکریزوتایل به مدت 6 و24 ساعت قرار داده شدند و با استفاده از آزمون MTT سمیت سلولی بررسی شد. مقادیر شاخص های IC50، NOAEC و TLC با استفاده از آنالیز پروبیت بدست آمد.
نتایج : نتایج مطالعه نشان داد بین سمیت سلولی و غلظت مواجهه برای هر سه ماده از لحاظ آماری همبستگی معنی داری وجود دارد (001/0p<). کربن نانوتیوب چند جداره کمترین مقدار شاخص NOAEC و IC50 را در مقایسه با کربن نانوتیوب تک جداره و کریزوتایل داشت. میزان شاخص TLC کربن نانوتیوب تک جداره کمتر از کربن نانوتیوب چند جداره و کریزوتایل بود.
نتیجه گیری : سمیت سلولی کربن نانوتیوب چند جداره در غلظت های کم نسبت به کربن نانوتیوب تک جداره و کریزوتایل بیشتر می باشد و با توجه به اینکه مواجهه با این مواد عمدتا در غلظت های کم صورت می پذیرد، بنابرین سمیت سلولی کربن نانوتیوب چند جداره از اهمیت بالایی برخوردار است و باید مدنظر افرادی که در مواجهه با این ذرات هستند قرار بگیرد. با توجه به بررسی ها ی صورت گرفته می توان نتیجه گیری کرد که کربن نانوتیوب ها همانند الیاف کریزوتایل سمیت سلولی قابل ملاحظه ای بر سلولهای اپیتلیال ریه انسان دارند.
آرزو فلاحی، فضل ا... غفرانی پور، فضل ا... احمدی، بهشته ملک افضلی، ابراهیم حاجی زاده،
دوره 10، شماره 4 - ( 12-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماری های دهان و دندان فعالیت های فرد را در مدرسه، محل کار و یا در منزل محدود کرده و موجب از دست رفتن میلیونها ساعت کاری و تحصیلی در سراسر جهان می گردند. با توجه به اهمیت دوره نوجوانی جهت شکل گیری رفتارهای بهداشتی و تبیین تجارب آنان در زمینه بیماریهای دهان و دندان مطالعه حاضر با هدف تبیین عوامل مؤثر در ایجاد پوسیدگی دندان از نگاه دانش آموزان انجام شد.
روش کار: این مطالعه با رویکرد کیفی در 18 دانش آموز مقطع راهنمایی شهر تهران از طریق مصاحبه های نیمه ساختار یافته با استفاده از نمونه گیری مبتنی بر هدف انجام گرفت. پس از کسب رضایت آگاهانه، دادها جمع آوری، ضبط، دست نویس و به روش تحلیل محتوا مرسوم تجزیه و تحلیل گردید. جهت حمایت از صحت و استحکام دادها، معیار مقبولیت، تأیید پذیری و انتقال پذیری لحاظ شد.
نتایج: از تجزیه و تحلیل مصاحبه ها طبقات تعاملات خانوادگی در سلامت دندان، جایگاه مدرسه در مراقبت دهان و دندان، نقش دندانپزشک در مراقبت از دندان و تأثیر آموزش در مراقبت از دندان به عنوان عوامل مؤثر در مراقبت استخراج و درون مایه عوامل تأثیر گذار در مراقبت دهان و دندان در داده های مطالعه از تأکید بیشتری برخودار شد.