49 نتیجه برای زنان
سجاد مرادی، لیلا خرمی نژاد، فاطمه زارع، سیما علی اکبر، ژیلا مقبولی، خدیجه میرزایی،
دوره 14، شماره 4 - ( 12-1395 )
چکیده
مقدمه:در مطالعات امروزی نقش فعالیت بدنی در پیشگیری از بیماریهای غیرواگیر امری ثابت شده است. هدف از انجام این پژوهش بررسی ارتباط فعالیت جسمانی با میزان تراکم معدنی استخوان بر اساس مدت زمان شروع یائسگی می باشد.
روش کار: در این پژوهش مقطعی 254 خانم یائسه در سنین 46 تا 78 سال مورد بررسی قرار گرفتند. ارزیابی های تن سنجی با استفاده از روش BIA تعیین گردید. اندازهگیری تراکم معدنی استخوان به روش DEXA و فعالیت بدنی با پرسشنامه بین المللی فعالیت بدنی (IPAQ) بررسی شد.
نتایج: توزیع سطوح فعالیت بدنی در زنان یائسه به ترتیب 7/39% غیرفعال، 6/47% با فعالیت متوسط و 5/12% با فعالیت بالا بود. همچنین نتایج بدست آمده بیانگر ارتباط مثبت میزان فعالیت بدنی در سنین اولیه یائسگی (55 سال سن و کمتر) با تراکم معدنی استخوان (03/0p=) و (05/0p=) T-score در ناحیه ستون مهرهها میباشد. این در حالی است که این ارتباط در ناحیه لگن مشاهده نشد (05/0> p).
نتیجه گیری: به نظر می رسد که می توان از سطوح فعالیت بدنی زنان در سنین اولیه یائسگی به عنوان یک عامل پیش بینی کننده میزان تراکم معدنی استخوان در ناحیه ستون مهره ها استفاده کرد.
بهجت مرزبانی، پروانه تیموری، بیژن نوری،
دوره 15، شماره 1 - ( 3-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: بروز سرطان پستان در زنان طی دهههای آتی در کشورما به شدت در حال افزایش است. هدف از این مطالعه تعیین عوامل خطر سرطان پستان در زنان زیر 50 سال در طی سالهای 1392 تا 1394 در کرمانشاه میباشد.
روش کار: این مطالعه مورد- شاهدی در بیمارستان امام رضا و مطب خصوصی پزشکان فوق تخصص آنکولوژی کرمانشاه (سه مطب) و با شرکت 202 بیمار مبتلا به سرطان پستان و 398 خانم غیرمبتلا به این بیماری انجام شد. گروه مورد از طریق بخشهای آنکولوژی، پرتودرمانی، شیمیدرمانی بیمارستان امام رضا و گروه شاهد از بین مراجعین سرپایی در درمانگاههای تخصصی و فوق تخصصی(سونوگرافی، درمانگاه سرپایی چشم و زنان، ENT و نازایی) همین مرکز و مطبها انتخاب شدند. گروهها از نظر متغیر سن همسانسازی شدند. جمعآوری دادهها با استفاده از پرسشنامه استاندارد گیل و از طریق مصاحبهحضوری و اطلاعات موجود در پرونده بیماران انجام گرفت. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار Stataنسخه 12 و با بکارگیری نسبتشانس و حدود اطمینان 95% و نیز مدل رگرسیونلجستیک شرطی انجام گرفت.
نتایج: متغیرهای سابقه فامیلی سرطان پستان در بستگان درجهدو، سن اولین زایمان 18 تا 35 سالگی و سابقه توده خوشخیم در پستان به عنوان عوامل خطر مهم برای ابتلای به سرطان پستان در زنان زیر 50 سال شناخته شدند.
نتیجه گیری: لزوم انجام مطالعات مشابه با درنظرگرفتن سایر عوامل خطر تاثیرگذار بر سرطان پستان همچنین آموزش در مورد خودآزمایی پستان و اهمیت انجام معاینات دورهای در زنان توصیه میگردد.
مصطفی ملکی، علی موسوی زاده، سعادت پرهیزکار، محسن شمس،
دوره 15، شماره 2 - ( 6-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: 48% از زایمان ها در ایران به روش سزارین انجام می شود که بسیار بالاتر از مقدار توصیه شده سازمان بهداشت جهانی است. این مطالعه با هدف بررسی تاثیر مداخله مبتنی بر الگوی بازاریابی اجتماعی در کاهش قصد سزارین زنان باردار شکم اول انجام شد.
روش کار: مطالعه حاضر از نوع کارآزمایی در عرصه بود که گروه هدف آن 39 نفر از زنان باردار شکم اولی بود که قصد سزارین داشتند و در شروع مطالعه در ماه حاملگی سوم و چهارم بودند. برای دستیابی به اجزای آمیزه بازاریابی اجتماعی پژوهش تکوینی انجام شد. بر اساس نتایج حاصل از آن مداخله طراحی و در زنان گروه هدف پیش آزمون و اصلاحات لازم انجام شد. مداخله به مدت یک ماه اجرا شد و اثربخشی آن حداقل یک ماه بعد بر اساس آزمون نسبت یک دامنه ارزیابی شد.
نتایج: میانگین سنی زنان باردار 82/25 سال بود. 5/38% از زنان مورد مطالعه دارای تحصیلات دیپلم و پایین تر و 5/61% دارای تحصیلات دانشگاهی بودند. یک ماه بعد از اجرای مداخله قصد 30 نفر از زنان باردار به طور معنی دار تغییر کرد (01/0p=).
نتیجه گیری: الگوی مخاطب محور بازاریابی اجتماعی یک چارچوب علمی و اثربخش را در طراحی، اجرا و ارزشیابی مداخلات کاهش قصد سزارین فراهم می کند.
زهرا کریمیان، فاطمه عطوف، راضیه معصومی، محمدعلی بشارت، عفت السادات مرقاتی خویی،
دوره 15، شماره 2 - ( 6-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: از آنجایی که دانش و نوع نگرش به مسائل جنسی از جمله عوامل کلیدی بر رفتار جنسی هستند، لذا هدف اصلی این مطالعه پیمایشی، تعیین پایه های شکل گیری رفتارهای جنسی زنان شهرستان کاشان می باشد.
روش کار: این مطالعه پیمایشی از نوع مقطعی می باشد که 500 نفر از زنان سنین باروری مراجعه کننده به کلیه مراکز بهداشتی درمانی شهر کاشان به صورت تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل مقیاس بومی دانش و نگرش جنسی Sexual knowledge and attitude scale بود. جهت تجزیه تحلیل داده ها از آمار توصیفی، آزمون همبستگی و مدل رگرسیون استفاده شد.
نتایج: اکثریت واحدهای پژوهش در رده سنی 26 تا 35 سال (9/51%) و دارای تحصیلات دبیرستان (9/39%) بوده و ). بر اساس مدل رگرسیون نمره دانش با تحصیلات و وضعیت اقتصادی و نمره نگرش جنسی نیز با سن و تحصیلات رابطه داشت.
نتیجه گیری: علی رغم اینکه واحدهای پژوهش جوان و تحصیل کرده بودند و نمره دانش و نگرش آنها بالا بدست آمد، ولی همچنان در مواردی مانند احساس شرم موقع نزدیکی، اضطراب موقع نزدیکی، آغازگری مرد در روابط جنسی و فرزندآوری به عنوان هدف اصلی روابط جنسی دیدگاه های غلطی داشتند که ضرورت طراحی برنامه آموزشی مناسب که اصلاح کننده دیدگاه ها و نگرش های نادرست زنان می باشد، وجود دارد.
زهرا رضایی نسب، محمد تقی شیخی، فاطمه جمیلی کهنه شهری،
دوره 15، شماره 4 - ( 12-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: خودسوزی مرگ یک زندگی است؛ زندگی زنانی که پس از سالها صبر و انتظار در تلخی های زندگی، جز خودسوزی طریق دیگری را برای رهایی ندیده اند. هدف از انجام این پژوهش تعیین الگوی اپیدمیولوژیک اقدام به خودسوزی زنان در بین سال های 1390-1395 در شهر ایلام است.
روش کار: این تحقیق، یک مطالعه توصیفی است که در آن پرونده های زنانی که در شهر ایلام اقدام به خودسوزی کرده بودند در مدت 5 سال مورد بررسی قرار گرفت. اطلاعات لازم جمع آوری و با استفاده از روش آماری توصیفی در نرم افزار22 SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
نتایج: در مجموع این 5 سال، 129 مورد اقدام به خودسوزی کرده بودند. میانگین سنی افراد مورد مطالعه 24 سال در دامنه سنی 11 تا 95 سال بود. 5/53% از زنان اقدام کننده در بین گروه سنی20-35 سال بودند. میانگین سطح سوختگی در کل افراد70% و در محدوده 15 تا100% سوختگی سطح بدن بود. 6/73% افراد متاهل، 5/77% خانه دار بودند. بیشترین موارد خودسوزی در فصول پاییز و بهار اتفاق افتاد. اغلب افراد اقدام کننده در فاصله زمانی بعدازظهر خودسوزی کرده اند. شایعترین و مهمترین عامل در زنان ایلامی نامعلوم گزارش شده است 38%. مسئله بیماری روحی-روانی و افسردگی2/30% در رتبه دوم و اختلافات خانوادگی و بخصوص اختلاف با همسر1/17% در رتبه بعد قرار دارد.
نتیجه گیری: خودسوزی، مرگ غیر معمول یک زندگی است. زنان جوان و متاهل در جریان رویدادهایی که در خانواده ها و جامعه اتفاق می افتد بیشتر دچار فشار و آشفتگی می شوند؛ افسردگی از مهم ترین رفتارهای منجر به خودکشی است؛ که آن را می توان پیامد مقوله هایی از جمله خشونت و آزار همسر و اطرافیان، فقر مالی، تنگ دستی و محرومیت دانست. بنظر می رسد گسترش حمایت های اجتماعی و جامع در برابر خشونت های خانوادگی علیه زنان، آموزش روش های کنترل خشم و عصبانیت و کاهش استرس، اطلاع رسانی در زمینه مراکز حمایتی می تواند به عنوان راهکارهایی جهت کاهش خودسوزی ارائه شود.
آذر طل، بهرام محبی، الهام شکیبازاده، مهدی یاسری، مریم صبوری،
دوره 16، شماره 2 - ( 6-1397 )
چکیده
زمینه وهدف: مفهوم توانمندی در علوم مرتبط با سلامت بر مسؤولیت پذیری فردی و توانایی افراد بر حفظ سلامتی خود متمرکز است. پژوهش حاضر باهدف تعیین عوامل موثر بر توانمندی دریافت مراقبت سلامت در زنان سنین باروری در سال 1396 طراحی و اجرا شد.
روش کار: این مطالعه مقطعی با مشارکت 549 نفر از زنان سنین باروری مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی جنوب تهران با نمونهگیری خوشه ای و چند مرحله ای انجام شد. ابزار این مطالعه پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک و ابزار سنجش توانمندی دریافت مراقبت سلامت و خرده مقیاسهای آن بود که به روش خود ایفا تکمیل گردید. تحلیل داده ها از آزمونهای توصیفی و تحلیلی و تحلیل رگرسیون چند متغیره استفاده شد.
نتایج: سطح تحصیلات همسر، اشتغال زنان، بعد خانوار، قومیت، داشتن سابقه بیماری مزمن و وضعیت اقتصادی پیش گوییکننده خرده مقیاس درجه کنترل بود. سطح تحصیلات همسر "زیر دیپلم و دیپلم"، بعد خانوار "3-2 " و "4-3 " فرزند و وضعیت اقتصادی "میزان درآمد کاملا کفاف زندگی را می دهد"، خرده مقیاس قدرت تعامل را پیشگویی کردند. متغیر های سطح تحصیلات همسر "زیر دیپلم و دیپلم"، بعد خانوار "با 3-2 و 4-3 فرزند"، شاغل بودن زنان و داشتن بیماری مزمن خرده مقیاس درجه تصمیم گیری را تبیین می نمود.
نتیجه گیری: به نظر میرسد شرایط فردی، خانوادگی و اقتصادی–اجتماعی خانواده در توانمندی زنان در دریافت خدمات سلامتی موثر است. لزوم رویکرد خانواده محور در دریافت خدمات سلامت باروری ضروری به نظر می رسد.
احمد علی نوربالا، حسین ملک افضلی، نسرین عابدی نیا، مرضیه اخباری، علیرضا مروجی، فاطمه واثقی، زهرا نخی، مامک شریعت، مریم میرزایی نیستانی، فاطمه سادات قریشی،
دوره 16، شماره 3 - ( 9-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: استرس در دوران بارداری می تواند یک اثر ماندگار در سلامت روان زنان پس از زایمان داشته باشد. آمارها نشان می دهد که حدود 18٪ زنان باردار در دوران بارداری افسردگی عمده یا جزئی دارند، اما بسیاری از آنها غربالگری و درمان نشده اند. فقدان درمان می تواند پیامدهای جدی برای مادر و فرزندش داشته باشد. این پژوهش با هدف بررسی وضعیت سلامت روان و رضایت زناشویی مادران باردار درشهرستان کاشان در سال 1394 انجام گرفت.
روش کار: پژوهش حاضر یک مطالعه مقطعی-تحلیلی است. با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس 202 زن باردار از چهار مرکز بهداشتی درمانی شهری در شهرستان کاشان وارد مطالعه شدند. در جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه سلامت عمومی (General (Health Questionnaire 28، مصاحبه تشخیصی و پرسشنامه وضعیت زناشویی گلومبوک-راست (Golombok Rust Inventory of Marital State) استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده ازآمار توصیفی و تحلیل واریانس یک طرفه (ANOVA)، آزمون کای اسکور( 2χ)، آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون لجستیک انجام گرفت.
نتایج: نتایج نشان داد که 7/26% از زنان باردار اختلالات روانی داشتند و بیشترین اختلال مربوط به جسمانی سازی و کمترین میزان مربوط به افسردگی بوده است. در حدود 80% رضایت زناشویی بسیار خوبی گزارش شد. همچنین نتایج نشان داد که میان افسردگی با سن، اضطراب، بی خوابی با طول مدت ازدواج، رضایت زناشویی با نوع زایمان و سلامت روان با رضایت زناشویی ارتباط معنی داری وجود دارد. علاوه بر آن رضایت زناشویی رابطه معنی دار و معکوس با تحصیلات داشت (05/0> (p.
نتیجه گیری: بنظر می رسد می بایستی یک مدل مراقبتی، درمانی روانشناختی برای مادران باردار با ریسک اختلالات روانی در دوران بارداری و پس از زایمان در سیستم سلامت و بهداشت ایران ادغام شود.
ثریا قبادیان، فهیمه کاظمی، پروانه نظر علی،
دوره 17، شماره 1 - ( 3-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: ارکسین، هورمون مؤثر بر اضافه وزن و چاقی و نیز تنظیمگر متابولیسم گلوکز است. هدف از تحقیق حاضر، تأثیر یک دوره تمرین تناوبی شدید (HIIT) بر سطوح پلاسمایی ارکسین-A (OXA) و مقاومت به انسولین زنان دارای اضافه وزن بود.
روش کار: در یک مطالعه نیمه تجربی، 24 زن دارای اضافه وزن (دامنه سنی: 20 تا 25 سال، شاخص توده بدن (BMI): 25 تا 30 کیلوگرم بر متر مربع) به دو گروه کنترل (12 نفر) و تمرین (12 نفر) تقسیم شدند. گروه تمرین، HIIT منتخب شامل 6 حرکت را به مدت 6 هفته به صورت 3 جلسه در هفته انجام دادند. مارکرهای خونی، 24 ساعت پس از آزمون جمعآوری و اندازهگیری شد. دادهها با استفاده از آزمونهای آماری تی همبسته و تی مستقل مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و سطح معنیداری 05/0p< در نظر گرفته شد.
نتایج: در مرحله پس آزمون نسبت به پیش آزمون، تفاوت معنیداری بین وزن،BMI ، سطوح پلاسمایی گلوکز و انسولین و مقاومت به انسولین گروه کنترل و تمرین یافت نشد (05/0<p). همچنین، بین سطوح پلاسمایی گلوکز، انسولین، OXA و مقاومت به انسولین دو گروه کنترل و تمرین پس از 6 هفته تفاوت معنیداری وجود نداشت (05/0<p).
نتیجهگیری: یافتههای تحقیق حاضر نشان داد که دوره 6 هفتهای HIIT، بر OXA پلاسما و مقاومت به انسولین زنان دارای اضافه وزن اثر ندارد.
نیره نمازی، امیر منصور علوی نائینی، فیروزه مصطفوی دارانی، زهرا برومندفر،
دوره 17، شماره 2 - ( 6-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین مراحل تغییر رفتار و فرآیندهای شناختی و رفتاری (الگوی فرانظری) در استفاده از تغذیه سالم در زنان میانسال دارای اضافه وزن انجام شد.
روش کار: پژوهش حاضر از نوع مطالعات توصیفی-تحلیلی است. نمونه پژوهش را 281 نفر از زنان میانسال با اضافه وزن مراجعه کننده به مراکز جامع سلامت شهر اصفهان تشکیل دادند. جمع آوری داده ها با پرسشگری و با استفاده از پرسشنامه ویژگی های فردی، مراحل تغییر رفتار و فرآیندهای شناختی و رفتاری و پرسشنامه بسامد خوراک 168 آیتمی انجام شده است و سپس اطلاعات وارد نرم افزارN4 و SPSS18 شد و با استفاده از آزمون های توصیفی و تحلیلی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
نتایج: 7/57% افراد در مرحله ی غیر فعال و 3/42% افراد در مرحله فعال قرار داشتند. تفاوت معنی داری با توجه به مراحل مختلف تغییر و استفاده از تمامی فرآیندهای تغییر رفتار وجود داشت (001/0p=) و آزمون تعقیبی بنفرونی صعودی بودن میزان استفاده از فرآیندهای شناختی و رفتاری را در طی مراحل تغییر رفتار در زمینه استفاده از تغذیه سالم نشان داد (001/0p<).
نتیجه گیری: اختلاف میانگین فرآیندهای تغییر در طی مراحل تغییر رفتار نشان از تاثیر این فرآیندها بر روی رفتار تغذیه ایی افراد است که توصیه می شود جهت تهیه آموزش برنامه های تغذیه ایی از مراحل و فرآیند های تغییر رفتار استفاده شود.
سید مهدی سیدزاده ثانی، احمد سعید عبدالهی،
دوره 17، شماره 4 - ( 12-1398 )
چکیده
زمینه وهدف: احتمال مورد خشونت قرارگرفتن یک فرد در خانواده به مراتب بیشتر از بیرون خانواده اسـت. هـدف ایـن تحقیـق بررسی خشونت خانوادگی به ویژه خشونت علیه زنان در بین خانوادههای استان هرات افغانستان است.
روش کار: این پژوهش براساس روش نمونـهگیـری در دسترس به تعداد 130 نفر از قربانیان زن مراجعه کننده به مراکز حمایتی این افراد در شهر هرات و بـا اسـتفاده از پرسشنامه محقق ساخته انجام شده است.
نتایج: در بین مراجعان به مراکز حمایتی، خشونت روانی با 42% و خشونت جنسی و فیزیکی هر یک با 29% بیشترین فراوانی را داشته و در رتبه آخر نیز خشونت اقتصادی با 26% قرار میگیرد. سن 4/65% قربانیان زیر 30 بوده و زنان بالای 40 سال نیز مراجعهای نداشتهاند. 4/65% در 5 سال نخست ازدواج بودهاند و تنها 10%، عمر ازدواج بالای 10 سال داشتهاند. حدود 60% مراجعان بیسواد بودهاند و تنها 8/13% لیسانس داشتهاند. 3/72% قربانیان خانهدار بوده و تنها حدود 21% قربانیان دارای شغل آزاد و یا اداری بودهاند. بیش از 2/70% قربانیان نیز در کمترین سطح درآمدی قرار داشتهاند. حدود 6/76% با رضایت ازدواج کردهاند. از سوی دیگر، 5/88% همسران قربانیان زیر40 سال بودهاند. 7/57% بیسواد و 2/29% دیپلمه بودهاند. به لحاظ شغل نوعا کارمند نیستند (کارگر 8/13، کشاورز 3/22 و آزاد 8/40) 4/95% ازدواج اولشان بوده و 7/97% تک همسر هستند. 8/83% ایشان نیز معتاد نبود و 6/76% با رضایت ازدواج کردهاند.
نتیجه گیری: در بین مراجعان بیشترین فراوانی با خشونت روانی بوده است. مراجعه کنندگان نوعا زیر 40 سال و با سابقه ازدواج زیر 5 سال بودهاند. تصویر قربانی در این پژوهش، زن جوان بیسوادی است که به لحاظ مالی در مضیقه شدید بوده و دارای همسری جوان و دارای شغل آزاد و با تحصیلات کم است که برای بار نخست ازدواج کرده و جز قربانی همسر دیگری نداشته و اعتیادی هم به مواد مخدر ندارد.
مسعود صادقی، زهرا مرادی،
دوره 18، شماره 2 - ( 6-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماری آرﺗﺮیﺖ روﻣﺎﺗﻮﺋﯿﺪ شایﻊﺗﺮیﻦ و ﻣﻬﻢﺗﺮیﻦ ﺑﯿﻤﺎری اﻟﺘﻬﺎﺑﯽ ﻣﻔﺎﺻﻞ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺮ اﺛﺮ ﺗﻌﺎﻣﻞ ﻋﻮاﻣﻞ ژﻧﺘﯿﮑﯽ، ایﻤﻨﯽﺷﻨﺎﺧﺘﯽ، رواﻧﯽ و اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺑﻪ وﺟﻮد ﻣﯽآیﺪ و ﺑﺎ دردﻫﺎی ﻣﺰﻣﻦ ﻫﻤﺮاه است. هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر ادراک درد و ناتوانی عملکردی زنان مبتلا به آرتریت روماتوئیدِ شهر خرمآباد بود.
روش کار: پژوهش نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون و پسآزمون با گروه آزمایش و گواه میباشد. جامعه آماری کلیه زنان مبتلا به آرتریت روماتوئید استان لرستان بود. روش نمونهگیری به صورت در دسترس از بین این زنان 40 نفر انتخاب و به روش تصادفی در دو گروه آزمایشی و گواه (هر گروه 20 نفر) جایگزین شدند. در شرایط یکسان و همزمان، پیشآزمون با پرسشنامههای ادراک درد و ناتوانی عملکردی در هر دو گروه به عمل آمد. سپس مداخله درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد به مدت 8 جلسه 90 دقیقهای بر روی گروه آزمایشی اجرا شد ولی گروه گواه مداخلهای دریافت نکرد. پس از اتمام جلسات مجدداً از هر دو گروه پسآزمون گرفته شد.
نتایج: نتایج تحلیل کواریانس چند متغیره و تک متغیره نشان دادکه مداخله درمان مبتنی بر پذرش و تعهد بر کاهش ادراک درد و ناتوانی عملکردی بیماران تاثیر معنی دار داشته است (001/0>p).
نتیجه گیری: با توجه به نتایج این مطالعه میتوان گفت درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد باعث کاهش ادراک درد و ناتوانی عملکردی در زنان مبتلا به آرتریت روماتوئید شده است. لذا در کنار درمان پزشکی میتوان از این درمان جهت کاهش ادراک درد و ناتوانی عملکردی این بیماران استفاده کرد.
محبوبه عسکری، اسماعیل جهانبخش، اصغر محمدی،
دوره 18، شماره 2 - ( 6-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: فردگرایی عبارت است از گرایش ذهنی و رفتاری که به خود مختاری فرد منجر میشود بهگونهای که فرد اهداف و خواستههای فردی برایش مهمتر هستند تا اهداف و خواستههای دیگران و بیشتر خود را مسئول موفقیت و شکست خود میداند. هدف اصلی تحقیق، تعیین رابطه بین سبک زندگی و فردگرایی در زنان شهر شیراز بود.
روش کار: این مطالعه مقطعی و از نوع همبستگی بود که در سال 1398 و در میان 564 نفر از زنان مجرد 25 تا 49 ساله در شهر شیراز که با ترکیبی از روش نمونهگیری طبقهای متناسب و هدفمند انتخابشده بودند، انجام گردید. ابزار گردآوری اطلاعات شامل پرسشنامه فردگرایی افقی و عمودی Triandis و دیگران بود. تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار آماری SPSS 25 در دو سطح توصیفی و تحلیلی با آزمون ضریب همبستگی پیرسون انجام شد.
نتایج: میزان فردگرایی پاسخگویان حدود 69% بود. بررسی ابعاد فردگرایی نشان داد که تمایل پاسخگویان به فردگرایی در بعد تقدّم فعالیتهای فردی افراد (15/78%) از دو بعد دیگر بیشتر است. نمره سبک زندگی پاسخگویان 4/63% بود. بر اساس نتایج ضریب همبستگی پیرسون بین سبک زندگی زنان شهر شیراز و فردگرایی آنها رابطه معنیداری و معکوسی وجود داشت، به این معنی که با بهتر بودن سبک زندگی فردگرایی زنان کاهش مییابد.
نتیجهگیری: بین سبک زندگی و میزان فردگرایی زنان شهر شیراز رابطه معکوس وجود داشت؛ بنابراین بهبود سبک زندگی با محور قرار دادن خانواده و توجه به ابعاد حمایتی آن میتواند بر کاهش میزان فردگرایی این قشر اثر مثبت داشته باشد.
بهزاد دماری، علیرضا حیدری، حبیب الله مسعودی فرید، آرزو ذکایی،
دوره 18، شماره 3 - ( 9-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: روسپیگری یکی از این آسیب های اجتماعی است که شرایط نگران کننده ای دارد. بسـیار زیـادی از زنـانی کـه در این ورطـه گرفتـار هسـتند قربـانی شــرایط نامسـاعد اجتمـاعی می باشند. هدف این مطالعه تبیین اهداف، الگوی خدمت، چالشها و راهکارهای پیشنهادی برنامه کشوری بازپروری زنان آسیب دیده اجتماعی در سازمان بهزیستی بود.
روش کار: یک مطالعه کیفی در سال 1395 انجام شد. شرکت کنندگان در مطالعه شامل مدیران و کارشناسان ادارات کل سازمان بهزیستی در 31 استان کشور،21 عضو از میانجیان مردمی و سازمانهای همکار و ذینفع و 5 نفر از مدیران ارشد ستادی و کارشناسان ارشد معاونت اجتماعی سازمان بهزیستی کل کشور بودند. دادهها با استفاده از تحلیل اسناد و مصاحبه های عمیق فردی و بحث های گروهی متمرکز جمع آوری گردید و با روش تحلیل محتوا آنالیز شد.
نتایج: چالش های برنامه شامل عدم پذیرش زنان آسیب دیده توسط جامعه، مسائل هویتی فرزندانی که حاصل تجربه روابط نامشروع اند، امکان اشتغال ضعیف و احتمال سوء استفاده جنسی از این زنان توسط کارفرمایان، اختلالات روانی زنان آسیب دیده، ارتباطات بین بخشی ضعیف در سازمان بهزیستی و کمبود نیروی انسانی می باشد. راهکارهای پیشنهادی شامل افزایش اعتبارات مالی، ایجاد بانک اطلاعاتی بصورت کشوری، و آگاه سازی و حساس سازی مردم، تصویب و اصلاح برخی از قوانین قضایی می باشد.
نتیجه گیری: علیرغم خدمات ارائه شده، این برنامه با چالشهایی در سطح دولت و مردم مواجه است. به منظور بهبود وضعیت موجود، به کارگیری راهکارهای پیشنهادی به همراه بازنگری و اصلاح فرآیندهای مرتبط ضرورت دارد.
زهرا جمشیدی، بهرام محبی، الهام شکیبازاده، آذر طل، مهدی یاسری،
دوره 19، شماره 1 - ( 3-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: مبتلایان به دیابت برای پایداری رفتارهای خود مراقبتی نیازمند حمایت مداوم هستند. استفاده از نیروهای حمایتی برای بهبـود سطح خود مدیـریتی دیابت احساس می شود. این مطالعه با هدف مقایسه اثربخشی مداخله آموزشی مجازی مستقیم و غیرمستقیم بر ارتقای رفتارهای خود مدیریتی و کنترل دیابت در زنان مبتلا به دیابت نوع دو طراحی و در سال 1399 اجرا شد.
روش کار: مطالعه کارآزمایی بالینی حاضر بر روی 100 زن مبتلا به دیابت نوع دو تحت پوشش سه مرکز بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی تهران که با تخصیص تصادفی به دو گروه آموزش مستقیم و غیرمستقیم (هر گروه 50 نفر) تقسیم شدند، اجرا شد. پرسشنامه، ابزار استاندارد خودمدیریتی دیابت بود. کلیه آموزشها براساس آخرین نسخه (DSME ) Diabetes Self-Management Education ارائه شد. جلسات براساس مدل خودمدیریتی دانشگاه استنفورد شامل شش جلسه 90 دقیقه ای در طول سه هفته تشکیل گردید. داده ها با استفاده از نرم افزار آماریSPSS 16 و آزمونهایی نظیر آنالیز کوواریانس تجزیه و تحلیل شد.
نتایج: نمره خودمدیریتی در گروه آموزش مستقیم و غیرمستقیم به ترتیب در پیگیری سه و شش ماه بعد و نمره HbA1c دو گروه سه و شش ماه بعد محاسبه شد که این اختلافهای آماری معنیداری بود (05/0 >p) این درحالی است که بین دوگروه در نمره خودمدیریتی وHbA1c درپیش آزمون اول و دوم اختلاف آماری معنی داری یافت نشد(05/0 <p).
نتیجه گیری: آموزش خودمدیریتی دیابت (DSME) به عنوان مداخله آموزشی در زمینه ارتقای رفتارهای خودمدیریتی و کنترل دیابت میتواند هم در گروه آموزش مستقیم که توسط محقق و هم در گروه آموزش غیرمستقیم که توسط رابطین آموزش دیده اجرا شد، اثربخش بوده و منجر به تحقق هدف نهایی یعنی کنترل دیابت گردد. پیشنهاد می گردد مسئولان و سیاستگزاران حوزه سلامت به استفاده از نیروهای داوطلب آموزش دیده توجه ویژه مبذول دارند.
منیره محمدی نژاد مطلق، سیاوش طالع پسند، اسحق رحیمیان بوگر،
دوره 19، شماره 2 - ( 6-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: پژوهش حاضر باهدف بررسی اثربخشی آموزش حافظه کاری هیجانی بر توانایی مهار عواطف و تنظیم شناختی هیجان در افراد آسیبدیده از خیانت صورت گرفت.
روش کار: از میان تمام زنان خیانت دیده که در بازه زمانی مهر تا دیماه سال 1398 به اورژانس اجتماعی شهر سبزوار مراجعه کردند، تعداد 42 نفر با روش تصادفی انتخاب و به دو گروه (21 نفر آزمایش و 21 نفر کنترل) تخصیص داده شدند. مداخله بهصورت یکسو کور انجام شد. شرکتکنندگان پرسشنامه مهار عواطفwilliams ، (27) و پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان Garnefski (29) را در مراحل پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری تکمیل کردند. آموزش طی 20 جلسه با استفاده از نرمافزار آموزش حافظه کاری هیجانیSchweizer (32) اجرا شد. دادهها با تحلیل واریانس چند متغیری با اندازهگیری مکرر تحلیل شدند.
نتایج: نتایج نشان داد که آموزش حافظه کاری هیجانی بر توانایی مهار عواطف و تنظیم شناختی هیجان زنان آسیبدیده از خیانت اثربخش است.
نتیجه گیری: یک راهبرد درمانی مکمل برای کنترل عواطف و تنظیم شناختی هیجان در زنان آسیبدیده استفاده از آموزشهای مبتنی بر حافظه کاری هیجانی است. تلویحات کاربردی یافتهها موردبحث قرار گرفت.
بنفشه تفقدی، بهرام محبی، رویا صادقی، آذر طل، میرسعید یکانی نژاد،
دوره 19، شماره 4 - ( 12-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماری های قلبی و عروقی شایع ترین علت مرگ ومیر در بیشتر کشورهای جهان و پرفشاری خون مهمترین علت از کارافتادگی به شمار می رود. مطالعه حاضر با هدف تعیین تاثیرمداخله ی آموزشی بر اساس مدل فرانظری بر میزان آگاهی تغذیه ای، ادراک بیماری، پیگیری رژیم غذایی و فشار خون، در زنان میانسال مبتلا به پرفشاری خون مبتنی بر کاربرد مدل فرانظری طراحی و اجرا شد.
روش کار: مطالعه حاضر یک پژوهش نیمه تجربی با جامعه آماری زنان میانسال (59-30) سال مبتلا به پرفشاری خون مراجعه کننده به مراکز و پایگاههای بهداشتی درمانی تحت پوشش منطقه 21 تهران در سال 1400-1399بود. تعداد 164 نفر(82نفر گروه کنترل و 82 نفر گروه مداخله) با تخصیص تصادفی به روش بلوک های چهار تایی تصادفی شده در دو گروه مداخله و کنترل قرار گرفتند. پرسشنامه چند وجهی برای هر دو گروه کنترل و مداخله تکمیل و فشار خون افراد اندازه گیری گردید. سپس مداخله آموزشی به مدت یک ماه در قالب محتوای مجازی به صورت تشکیل گروه واتس اپ و طراحی و تدوین 56 عدد پادکست و کلیپ آموزشی با حداکثر زمان چهار دقیقه مبتنی بر سازه های مدل فرانظری بر روی گروه مداخله اجرا و بعد از گذشت زمان یک و سپس شش ماه بعد از مداخله پرسش نامه برای ارزیابی مجدد به هر دو گروه داده شد و مجددا فشار خون افراد کنترل شد. برای تجزیه تحلیل داده ها از آمار توصیفی با استفاده از نرم افزار SPSS25 استفاده شد.
نتایج: قبل از مداخله در این مطالعه میانگین و انحراف معیار، فشارخون سیستولیک و دیاستولیک به ترتیب 49/0±35/1و41/0±84/1 میلیمتر جیوه بود. قبل از مداخله آموزشی دو گروه از نظر متغیر های زمینه ای و سازه های آگاهی تغذیه ای، ادراک بیماری، پیگیری رژیم غذایی، فشار خون سیستولیک و دیاستولیک، شاخص توده بدنی (BMI) و همچنین سازه های مدل فرانظری تفاوت معناداری نداشتند. یک ماه پس از مداخله در سازه های آگاهی تغذیه ای، ادراک بیماری، سازه خودکفایتی مدل فرانظری و فشار خون سیستولیک اختلاف معنا دار در بین دو گروه مشاهده و کنترل مشاهده گردید (001/0>p) و سپس بعد از 6 ماه درسازه های آگاهی تغذیه ای، ادراک بیماری (007/0>p)، پیگیری رژیم غذایی (001/0>p) و سازه های مراحل تغییر (001/0>p) و خودکفایتی (001/0=p) مدل فرانظری اختلاف معنادار مشاهده شد.
نتیجه گیری: نتایج مطالعه نشان داد که مداخله آموزشی توانست باعث افزایش آگاهی تغذیه ای، ادراک بیماری، افزایش حس خود کارآمدی و خودکفایتی افراد شده، همچنین پیگیری رژیم غذایی را در آنها تدام ببخشد.
سیمزر صالحی، محمد نوریان، لیلا فتحی،
دوره 20، شماره 2 - ( 6-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: زنان سرپرست خانوار که نقش تأمینکننده معیشت را بر عهده دارند، یکی از مهمترین اقشار آسیبپذیر جامعه بوده و لزوم توانمند نمودن آنان ضروری به نظر میرسد. لذا پژوهش حاضر با هدف مطالعه نظاممند و طراحی الگوی نیازهای آموزشی زنان سرپرست خانواده انجام گرفت.
روش کار: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی، از نظر روش کیفی از نوع سنتزپژوهی بود که با استفاده از تحلیل محتوا و فراترکیب انجام گرفت. جامعه آماری شامل تمامی آثار منتشر شده به زبان فارسی یا انگلیسی در این حوزه از سال 2012 تا 2021 در چهار پایگاه اطلاعاتی معتبر اریکٍ (ERIC)، ساینس دایرکت (Science Direct)، پاب مد (PubMed) و گوگل اسکولار (Google Scholar) بود. ابتدا با استفاده از کلیدواژههای "آموزش زنان سرپرست خانوار، توانمندسازی زنان، زنان سرپرست خانوار، مهارتهای زنان سرپرست خانوار" و بر اساس معیار ورود، 140 مقاله علمی شناسایی و سپس با توجه به معیار خروج، تعداد 93 مقاله کنار گذاشته و در نهایت 47 مقاله برای تحلیل نهایی انتخاب شدند. برای تجزیه وتحلیل کیفی مقالات از روشهای کدگذاری خط به خط و نرم افزار (MAXQDA 18) استفاده شد.
نتایج: بر اساس نتایج به دست آمده، نیازهای آموزشی زنان سرپرست خانوار به عنوان مضمون اصلی دارای چهار مضمون "دانشها و مهارتهای گرایش جنسی مطلوب"، "دانشها و مهارتهای تربیت فرزندان"، "دانشها و مهارتهای اشتغال" و "توسعه و توانمندی فردی و اجتماعی" بود. با استفاده از روش فراترکیب 22 طبقه از چهار مضمون اصلی استخراج شده و مدل آموزش زنان سرپرست خانوار، طراحی گردید.
نتیجه گیری: با توجه به آنکه نیازهای آموزشی زنان سرپرست خانوار مشخص شده است، توصیه میشود دورههای آموزشی مطابق با نیازهای آموزشی زنان سرپرست خانوار طراحی گردد.
زهرا مختاری نیا، فروزنده جعفرزاده پور، تهمینه شاوردی،
دوره 20، شماره 2 - ( 6-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: سیاستهای جمعیتی با هدف ایجاد زندگی بهتر برای افراد جامعه و نیز حفظ منافع ملی طراحی و اجرا میشوند. اما اینکه اجرای این سیاستها نیل هدف موصوف را موجب شده یا پیامدهای دیگری دارد که زندگی و حیات شهروندان و بالاخص افراد آسیب پذیر را تحت تاثیر قرار میدهد، نیازمند بررسیهای دقیق است. این سیاستها تأثیرات و پیامدهای بسیار عمیقی بر خانواده و سلامت اعضای آن، بالأخص زنان داشته است. هدف این پژوهش درک تفاسیر زنان دارای تجربه بارداری ناخواسته در مناطق جنوب شهر تهران از سیاستهای افزایش جمعیت و پیامدهای آن بر زنان و زندگی خانوادگی آنان میباشد.
روش کار: مطالعه حاضر از روش کیفی نوع توصیفی میباشد. دادهها از طریق مصاحبه عمیق نیمه ساختار یافته با 23 نفر از زنان متاهل مراجعه کننده به مراکز جامع سلامت شبکه بهداشت جنوب تهران مناطق ١9،١7،١٦ که سابقه بارداری ناخواسته داشتند، به دست آمد. نمونه گیری هدفمند تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت و تحلیل دادهها بر مبنای نظریه داده بنیاد انجام شد.
نتایج: از مجموع 850 کد باز، 452 مفهوم، 47 خرده مقوله و 15 مقوله اصلی از دادههای اولیه استخراج گردید. در نهایت پدیده تحمیل هزینههای مرتبط با بارداری ناخواسته بهعنوان پدیده اصلی که بقیه مقولات را پوشش میداد، انتخاب گردید.
نتیجه گیری: مهمترین عوامل به وجود آوردن نارضایتی از مداخله جویی دولتی در مشارکت کنندگان، تحمیل هزینههای مرتبط با بارداری ناخواسته و نگهداری و پرورش فرزند ناخواسته است. شرایط مداخله گر این پدیده «فقر و گرانی» میباشد. استراتژیهای مشارکت کنندگان عبارت بود از: سرکوب خواستهها، حسرت و تلاش برای بهبود شرایط، و کاهش رابطه جنسی میباشد.
سراج الدین محمودیانی، منظر عابدی،
دوره 20، شماره 3 - ( 9-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: خشونت خانگی علیه زنان بهعنوان یک مشخصۀ اجتماعی میتواند رفتارهای باروری زنان را متأثر سازد. مطالعه حاضر به بررسی رابطه خشونت خانگی علیه زنان و قصد فرزندآوری آنها پرداخته است.
روشکار: مطالعه حاضر از نوع پیمایش و با استفاده از پرسشنامه در سال 1401 انجام شده است. جامعه آماری زنان همسردار 15 تا 49 ساله ساکن شهر صدرا بوده است. تعداد نمونه 379 نفر برآورد شد. نمونه گیری با روش خوشهای چندمرحلهای انجام شد. خشونت خانگی علیه زنان با استفاده از 26 گویه مورد سنجش قرار گرفت. گویهها در قالب طیف لیکرت بودند که با جمع نمرات در تمام گویهها نمره خشونت خانگی پاسخگو بدست آمد. برای تحلیل دادهها از نرم افزار20 SPSS، آمارهای توصیفی و رگرسیون لجتسک دووجهی استفاده شده است.
نتایج: نتایج نشان داد که بیشترین نوع خشونت خانگی علیه زنان بهترتیب به خشونت روانی، خشونت جسمی، خشونت اقتصادی و خشونت جنسی اختصاص دارد. مدت ازدواج و تحصیلات زنان بر قصد فرزندآوری آنها اثر آماری معنیدار دارند. افزایش میزان خشونت خانگی علیه زنان به کاهش قصد فرزندآوری آنها میانجامد.
نتیجهگیری: کاهش خشونت خانگی علیه زنان میتواند قصد فرزندآوری را افزایش دهد. بنابراین کاهش خشونت خانگی علیه زنان باید در دستور کار تصمیمگیران ذیربط قرار گیرد.
سید صمد بهشتی، حمید صداقت، خیری حمیدپور،
دوره 20، شماره 4 - ( 12-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: سلامت اجتماعی افراد جامعه از پدیده هایی است که میتواند در توسعه جامعه نقش اساسی ایفا کند. خدمات کمیته امداد امام خمینی(ره) به عنوان یک نهاد حمایتی که در بدو انقلاب به منظور کمک به فقرا و توانمندسازی آنها برای رهایی از فقر تاسیس شده است تا چه اندازه توانسته بر سلامت اجتماعی زنان سرپرست خانوار تحت پوشش اثر گذار باشد؟ برای پاسخگویی به این سوال، این پژوهش با روش کمی و شیوه پیمایشی انجام شده است.
روش کار: 221 نفر از زنان سرپرست خانوار تحت پوشش کمیته امداد شهر شیراز به شیوه نمونهگیری خوشهای چند مرحلهای با ابزار پرسشنامه، مورد بررسی قرار گرفتند.
نتایج: یافته های این تحقیق نشان داد سطح سلامت اجتماعی زنان سرپرست خانوار تحت پوشش و تمامی ابعاد آن از سطح متوسط طیف بالاتر هست.
نتیجه گیری: خدمات آموزشی، بهداشتی و مالی ارایه شده از سوی این کمیته هرچند ممکن هست در ابعاد مختلفی از زندگی مددجویان اثر گذار بوده باشد اما نتوانسته است بر سلامت اجتماعی مددجویان اثر معناداری بگذارد. از اینرو لازم هست این کمیته در نحوه و نیز محتوای خدمات ارایه شده، در راستای ارتقای سطح سلامت اجتماعی زنان سرپرست خانوار تحت پوشش تجدید نظر بنماید.