جستجو در مقالات منتشر شده


49 نتیجه برای زنان

سید مهدی سیدزاده ثانی، احمد سعید عبدالهی،
دوره 17، شماره 4 - ( 12-1398 )
چکیده

زمینه وهدف: احتمال مورد خشونت قرارگرفتن یک فرد در خانواده به مراتب بیشتر از بیرون خانواده اسـت. هـدف ایـن تحقیـق بررسی خشونت خانوادگی به ویژه خشونت علیه زنان در بین خانواده­های استان هرات افغانستان است.
روش کار: این پژوهش براساس روش نمونـه­گیـری در دسترس به تعداد 130 نفر از قربانیان زن مراجعه کننده به مراکز حمایتی این افراد در شهر هرات و بـا اسـتفاده از پرسشنامه محقق ساخته انجام شده است.
نتایج: در بین مراجعان به مراکز حمایتی، خشونت روانی با 42% و خشونت جنسی و فیزیکی هر یک با 29% بیشترین فراوانی را داشته و در رتبه آخر نیز خشونت اقتصادی با 26% قرار می­گیرد. سن 4/65% قربانیان زیر 30 بوده و زنان بالای 40 سال نیز مراجعه­ای نداشته­اند. 4/65% در 5 سال نخست ازدواج بوده­اند و تنها 10%، عمر ازدواج بالای 10 سال داشته­اند. حدود 60% مراجعان بیسواد بوده­اند و تنها 8/13% لیسانس داشته­اند. 3/72% قربانیان خانه­دار بوده و تنها حدود 21% قربانیان دارای شغل آزاد و یا اداری بوده­اند. بیش از 2/70% قربانیان نیز در کمترین سطح درآمدی قرار داشته­اند. حدود 6/76% با رضایت ازدواج کرده­اند. از سوی دیگر، 5/88% همسران قربانیان زیر40 سال بوده­اند. 7/57% بیسواد و 2/29% دیپلمه بوده­اند. به لحاظ شغل نوعا کارمند نیستند (کارگر 8/13، کشاورز 3/22 و آزاد 8/40) 4/95% ازدواج اولشان بوده  و 7/97% تک همسر هستند. 8/83% ایشان نیز معتاد نبود و 6/76% با رضایت ازدواج کرده­اند.
نتیجه­ گیری: در بین مراجعان بیشترین فراوانی با خشونت روانی بوده است. مراجعه کنندگان نوعا زیر 40 سال و با سابقه ازدواج زیر 5 سال بوده­اند. تصویر قربانی در این پژوهش، زن جوان بیسوادی است که به لحاظ مالی در مضیقه شدید بوده و دارای همسری جوان و دارای شغل آزاد و با تحصیلات کم است که برای بار نخست ازدواج کرده و جز قربانی همسر دیگری نداشته و اعتیادی هم به مواد مخدر ندارد.
مسعود صادقی، زهرا مرادی،
دوره 18، شماره 2 - ( 6-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: بیماری آرﺗﺮیﺖ روﻣﺎﺗﻮﺋﯿﺪ شایﻊﺗﺮیﻦ و ﻣﻬﻢﺗﺮیﻦ ﺑﯿﻤﺎری اﻟﺘﻬﺎﺑﯽ ﻣﻔﺎﺻﻞ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺮ اﺛﺮ ﺗﻌﺎﻣﻞ ﻋﻮاﻣﻞ ژﻧﺘﯿﮑﯽ، ایﻤﻨﯽﺷﻨﺎﺧﺘﯽ، رواﻧﯽ و اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺑﻪ وﺟﻮد ﻣﯽآیﺪ و ﺑﺎ دردﻫﺎی ﻣﺰﻣﻦ ﻫﻤﺮاه است. هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر ادراک درد و ناتوانی عملکردی زنان مبتلا به آرتریت روماتوئیدِ شهر خرم­آباد بود.
روش کار: پژوهش نیمه­آزمایشی با طرح پیش­آزمون و پس­آزمون با گروه آزمایش و گواه می­باشد. جامعه آماری کلیه زنان مبتلا به آرتریت روماتوئید استان لرستان بود. روش نمونه­گیری به صورت در دسترس از بین این زنان 40 نفر انتخاب و به روش تصادفی در دو گروه آزمایشی و گواه (هر گروه 20 نفر) جایگزین شدند. در شرایط یکسان و همزمان، پیش­آزمون با پرسشنامه­های ادراک درد و ناتوانی عملکردی در هر دو گروه به عمل آمد. سپس مداخله درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد به مدت 8 جلسه 90 دقیقه­ای بر روی گروه آزمایشی اجرا شد ولی گروه گواه مداخله­ای دریافت نکرد. پس از اتمام جلسات مجدداً از هر دو گروه پس­آزمون گرفته شد.
نتایج: نتایج تحلیل کواریانس چند متغیره و تک متغیره نشان دادکه مداخله درمان مبتنی بر پذرش و تعهد بر کاهش ادراک درد و ناتوانی عملکردی بیماران تاثیر معنی دار داشته است (001/0>p).
نتیجه­ گیری: با توجه به نتایج این مطالعه می­توان گفت درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد باعث کاهش ادراک درد و ناتوانی عملکردی در زنان مبتلا به آرتریت روماتوئید شده است. لذا در کنار درمان پزشکی می­­توان از این درمان جهت کاهش ادراک درد و ناتوانی عملکردی این بیماران استفاده کرد.
محبوبه عسکری، اسماعیل جهانبخش، اصغر محمدی،
دوره 18، شماره 2 - ( 6-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: فردگرایی عبارت است از گرایش ذهنی و رفتاری که به خود مختاری فرد منجر می­شود به­گونه­ای که فرد اهداف و خواسته­های فردی برایش مهم­تر هستند تا اهداف و خواسته‏های دیگران و بیشتر خود را مسئول موفقیت و شکست خود می­داند. هدف اصلی تحقیق، تعیین رابطه بین سبک زندگی و فردگرایی در زنان شهر شیراز بود.
روش کار: این مطالعه مقطعی و از نوع همبستگی بود که در سال 1398 و در میان 564 نفر از زنان مجرد 25 تا 49 ساله در شهر شیراز که با ترکیبی از روش نمونه‌گیری طبقه‌ای متناسب و هدفمند انتخاب‌شده بودند، انجام گردید. ابزار گردآوری اطلاعات شامل پرسشنامه فردگرایی افقی و عمودی Triandis و دیگران بود. تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار آماری SPSS 25 در دو سطح توصیفی و تحلیلی با آزمون‌ ضریب همبستگی پیرسون انجام شد.
نتایج: میزان فردگرایی پاسخگویان حدود 69% بود. بررسی ابعاد فردگرایی نشان داد که تمایل پاسخگویان به فردگرایی در بعد تقدّم فعالیت‌های فردی افراد (15/78%) از دو بعد دیگر بیشتر است. نمره سبک زندگی پاسخگویان 4/63% بود. بر اساس نتایج ضریب همبستگی پیرسون بین سبک زندگی زنان شهر شیراز و فردگرایی آن‌ها رابطه معنی‌داری و معکوسی وجود داشت، به این معنی که با بهتر بودن سبک زندگی فردگرایی زنان کاهش می‌یابد.
نتیجه‌گیری: بین سبک زندگی و میزان فردگرایی زنان شهر شیراز رابطه معکوس وجود داشت؛ بنابراین بهبود سبک زندگی با محور قرار دادن خانواده و توجه به ابعاد حمایتی آن می‌تواند بر کاهش میزان فردگرایی این قشر اثر مثبت داشته باشد.
بهزاد دماری، علیرضا حیدری، حبیب الله مسعودی فرید، آرزو ذکایی،
دوره 18، شماره 3 - ( 9-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: روسپیگری یکی از این آسیب های اجتماعی است که شرایط نگران کننده ای دارد. بسـیار زیـادی از زنـانی کـه در این ورطـه گرفتـار هسـتند قربـانی شــرایط نامسـاعد اجتمـاعی می باشند. هدف این مطالعه تبیین اهداف، الگوی خدمت، چالش­ها و راهکارهای پیشنهادی برنامه کشوری بازپروری زنان آسیب دیده اجتماعی در سازمان بهزیستی بود.
روش کار: یک مطالعه کیفی در سال 1395 انجام شد. شرکت کنندگان در مطالعه شامل مدیران و کارشناسان ادارات کل سازمان بهزیستی در 31 استان کشور،21 عضو از میانجیان مردمی و سازمان‌های همکار و ذینفع و 5 نفر از مدیران ارشد ستادی و کارشناسان ارشد معاونت اجتماعی سازمان بهزیستی کل کشور بودند. داده‏ها با استفاده از تحلیل اسناد و مصاحبه های عمیق فردی و بحث های گروهی متمرکز جمع آوری گردید و با روش تحلیل محتوا آنالیز شد.
نتایج: چالش های برنامه شامل عدم پذیرش زنان آسیب دیده توسط جامعه، مسائل هویتی فرزندانی که حاصل تجربه روابط نامشروع  اند، امکان اشتغال ضعیف و احتمال سوء استفاده جنسی از این زنان توسط کارفرمایان، اختلالات روانی زنان آسیب دیده، ارتباطات بین بخشی ضعیف در سازمان بهزیستی و کمبود نیروی انسانی می باشد. راهکارهای پیشنهادی شامل افزایش اعتبارات مالی، ایجاد بانک اطلاعاتی بصورت کشوری، و آگاه سازی و حساس سازی مردم، تصویب  و اصلاح برخی از  قوانین قضایی می باشد.
نتیجه گیری: علیرغم خدمات ارائه شده، این برنامه با چالش­هایی در سطح دولت و مردم مواجه است. به منظور بهبود وضعیت موجود، به کارگیری راهکارهای پیشنهادی به همراه بازنگری و اصلاح فرآیندهای مرتبط ضرورت دارد.     
زهرا جمشیدی، بهرام محبی، الهام شکیبازاده، آذر طل، مهدی یاسری،
دوره 19، شماره 1 - ( 3-1400 )
چکیده

زمینه و هدف: مبتلایان به دیابت برای پایداری رفتارهای خود مراقبتی نیازمند حمایت مداوم هستند. استفاده از نیروهای حمایتی برای بهبـود سطح خود مدیـریتی دیابت احساس می شود. این مطالعه با هدف مقایسه اثربخشی مداخله آموزشی مجازی مستقیم و غیرمستقیم بر ارتقای رفتارهای خود مدیریتی و کنترل دیابت در زنان مبتلا به دیابت نوع دو طراحی و در سال 1399 اجرا شد.
روش کار: مطالعه کارآزمایی بالینی حاضر بر روی 100 زن مبتلا به دیابت نوع دو تحت پوشش سه مرکز بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی تهران که با تخصیص تصادفی به دو گروه آموزش مستقیم و غیرمستقیم (هر گروه 50 نفر) تقسیم شدند، اجرا شد. پرسشنامه، ابزار استاندارد خودمدیریتی دیابت بود. کلیه آموزش‌ها براساس آخرین نسخه (DSME ) Diabetes Self-Management Education ارائه شد. جلسات براساس مدل خودمدیریتی دانشگاه استنفورد شامل شش جلسه 90 دقیقه ای در طول سه هفته تشکیل گردید. داده ها با استفاده از نرم افزار آماریSPSS 16 و آزمون‌هایی نظیر آنالیز کوواریانس تجزیه و تحلیل شد.
نتایج: نمره خودمدیریتی در گروه آموزش مستقیم و غیرمستقیم به ترتیب در پیگیری سه و شش ماه بعد و نمره HbA1c دو گروه سه و شش ماه بعد محاسبه شد که این اختلافهای آماری معنی‌داری بود  (05/0 >p) این درحالی است که بین دوگروه در نمره خودمدیریتی وHbA1c درپیش آزمون اول و دوم اختلاف آماری معنی داری یافت نشد(05/0 <p).
نتیجه گیری: آموزش خودمدیریتی دیابت (DSME) به عنوان مداخله آموزشی در زمینه ارتقای رفتارهای خودمدیریتی و کنترل دیابت می‌تواند هم در گروه آموزش مستقیم که توسط محقق و هم در گروه آموزش غیرمستقیم که توسط رابطین آموزش دیده اجرا شد، اثربخش بوده و منجر به تحقق هدف نهایی یعنی کنترل دیابت گردد. پیشنهاد می گردد مسئولان و سیاستگزاران حوزه سلامت به استفاده از نیروهای داوطلب آموزش دیده توجه ویژه مبذول دارند.
منیره محمدی نژاد مطلق، سیاوش طالع پسند، اسحق رحیمیان بوگر،
دوره 19، شماره 2 - ( 6-1400 )
چکیده

زمینه و هدف: پژوهش حاضر باهدف بررسی اثربخشی آموزش حافظه کاری هیجانی بر توانایی مهار عواطف و تنظیم شناختی هیجان در افراد آسیب‌دیده از خیانت صورت گرفت.
روش کار: از میان تمام زنان خیانت دیده که در بازه زمانی مهر تا دی‌ماه سال 1398 به اورژانس اجتماعی شهر سبزوار مراجعه کردند، تعداد 42 نفر با روش تصادفی انتخاب و به دو گروه (21 نفر آزمایش و 21 نفر کنترل) تخصیص داده شدند. مداخله به‌صورت یک‌سو کور انجام شد. شرکت‌کنندگان پرسشنامه مهار عواطفwilliams ، (27) و پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان Garnefski (29) را در مراحل پیش‌آزمون، پس‌آزمون و پیگیری تکمیل کردند. آموزش طی 20 جلسه با استفاده از نرم‌افزار آموزش حافظه کاری هیجانیSchweizer  (32) اجرا شد. داده‌ها با تحلیل واریانس چند متغیری با اندازه‌گیری مکرر تحلیل شدند.
نتایج: نتایج نشان داد که آموزش حافظه کاری هیجانی بر توانایی مهار عواطف و تنظیم شناختی هیجان زنان آسیب‌دیده از خیانت اثربخش است.
نتیجه گیری: یک راهبرد درمانی مکمل برای کنترل عواطف و تنظیم شناختی هیجان در زنان آسیب‌دیده استفاده از آموزش‌های مبتنی بر حافظه کاری هیجانی است. تلویحات کاربردی یافته‌ها موردبحث قرار گرفت.
بنفشه تفقدی، بهرام محبی، رویا صادقی، آذر طل، میرسعید یکانی نژاد،
دوره 19، شماره 4 - ( 12-1400 )
چکیده

زمینه و هدف: بیماری های قلبی و عروقی شایع ترین علت مرگ ومیر در بیشتر کشورهای جهان و پرفشاری خون مهمترین علت از کارافتادگی به شمار می رود. مطالعه حاضر با هدف تعیین تاثیرمداخله ی آموزشی بر اساس مدل فرانظری بر میزان آگاهی تغذیه ای، ادراک بیماری، پیگیری رژیم غذایی و فشار خون، در زنان میانسال مبتلا به پرفشاری خون مبتنی بر کاربرد مدل فرانظری طراحی و اجرا شد.
روش کار: مطالعه حاضر یک پژوهش نیمه تجربی با جامعه آماری زنان میانسال (59-30) سال مبتلا به پرفشاری خون مراجعه کننده به مراکز و پایگاههای بهداشتی درمانی تحت پوشش منطقه 21 تهران در سال 1400-1399بود. تعداد 164 نفر(82نفر گروه کنترل و 82 نفر گروه مداخله) با تخصیص تصادفی به روش بلوک های چهار تایی تصادفی شده در دو گروه مداخله و کنترل قرار گرفتند. پرسشنامه چند وجهی برای هر دو گروه کنترل و مداخله تکمیل و فشار خون افراد اندازه گیری گردید. سپس مداخله آموزشی به مدت یک ماه در قالب محتوای مجازی به صورت تشکیل گروه واتس اپ و طراحی و تدوین 56 عدد پادکست و کلیپ آموزشی با حداکثر زمان چهار دقیقه مبتنی بر سازه های مدل فرانظری بر روی گروه مداخله اجرا و بعد از گذشت زمان یک و سپس شش ماه بعد از مداخله پرسش نامه برای ارزیابی مجدد به هر دو گروه داده شد و مجددا فشار خون افراد کنترل شد. برای تجزیه تحلیل داده ها از آمار توصیفی با استفاده از نرم افزار SPSS25 استفاده شد.
نتایج: قبل از مداخله در این مطالعه میانگین و انحراف معیار، فشارخون سیستولیک و دیاستولیک به ترتیب 49/0±35/1و41/0±84/1 میلیمتر جیوه بود. قبل از مداخله آموزشی دو گروه از نظر متغیر های زمینه ای و سازه های آگاهی تغذیه ای، ادراک بیماری، پیگیری رژیم غذایی، فشار خون سیستولیک و دیاستولیک، شاخص توده بدنی (BMI) و همچنین سازه های مدل فرانظری تفاوت معناداری نداشتند. یک ماه پس از مداخله در سازه های آگاهی تغذیه ای، ادراک بیماری، سازه خودکفایتی مدل فرانظری و فشار خون سیستولیک اختلاف معنا دار در بین دو گروه مشاهده و کنترل مشاهده گردید (001/0>p) و سپس بعد از 6 ماه درسازه های آگاهی تغذیه ای، ادراک بیماری (007/0>p)، پیگیری رژیم غذایی (001/0>p) و سازه های مراحل تغییر (001/0>p) و خودکفایتی (001/0=p) مدل فرانظری اختلاف معنادار مشاهده شد.
نتیجه گیری: نتایج مطالعه نشان داد که مداخله آموزشی توانست باعث افزایش آگاهی تغذیه ای، ادراک بیماری، افزایش حس خود کارآمدی و خودکفایتی افراد شده، همچنین پیگیری رژیم غذایی را در آنها تدام ببخشد.
 
سیمزر صالحی، محمد نوریان، لیلا فتحی،
دوره 20، شماره 2 - ( 6-1401 )
چکیده

زمینه و هدف: زنان سرپرست خانوار که نقش تأمین­کننده معیشت را بر عهده دارند، یکی از مهمترین اقشار آسیب­پذیر جامعه بوده و لزوم توانمند نمودن آنان ضروری به نظر می­رسد. لذا پژوهش حاضر با هدف مطالعه نظام‌مند و طراحی الگوی نیازهای آموزشی زنان سرپرست خانواده انجام گرفت.
روش کار: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی، از نظر روش کیفی از نوع سنتزپژوهی بود که با استفاده از تحلیل محتوا و فراترکیب انجام گرفت. جامعه آماری شامل تمامی آثار منتشر شده به زبان فارسی یا انگلیسی در این حوزه از سال 2012 تا 2021 در چهار پایگاه اطلاعاتی معتبر اریکٍ (ERIC)، ساینس دایرکت (Science Direct)، پاب مد (PubMed) و گوگل اسکولار (Google  Scholar) بود. ابتدا با استفاده از کلیدواژه­های "آموزش زنان سرپرست خانوار، توانمندسازی زنان، زنان سرپرست خانوار، مهارت‌های زنان سرپرست خانوار" و بر اساس معیار ورود، 140 مقاله علمی شناسایی و سپس با توجه به معیار خروج، تعداد 93 مقاله کنار گذاشته و در نهایت 47 مقاله برای تحلیل نهایی انتخاب شدند. برای تجزیه وتحلیل کیفی مقالات از روش­های کدگذاری خط به خط و نرم افزار (MAXQDA 18) استفاده شد.  
نتایج: بر اساس نتایج به دست آمده، نیازهای آموزشی زنان سرپرست خانوار به عنوان مضمون اصلی دارای چهار مضمون "دانش­ها و مهارت­های گرایش جنسی مطلوب"، "دانش­ها و مهارت­های تربیت فرزندان"، "دانش­ها و مهارت­های اشتغال" و "توسعه و توانمندی فردی و اجتماعی" بود. با استفاده از روش فراترکیب 22 طبقه از چهار مضمون اصلی استخراج شده و مدل آموزش زنان سرپرست خانوار، طراحی گردید.  
نتیجه­ گیری: با توجه به آنکه نیازهای آموزشی زنان سرپرست خانوار مشخص شده است، توصیه می­شود دوره­های آموزشی مطابق با نیازهای آموزشی زنان سرپرست خانوار طراحی گردد.  
 
زهرا مختاری نیا، فروزنده جعفرزاده پور، تهمینه شاوردی،
دوره 20، شماره 2 - ( 6-1401 )
چکیده

زمینه و هدف: سیاست‌های جمعیتی با هدف ایجاد زندگی بهتر برای افراد جامعه و نیز حفظ منافع ملی طراحی و اجرا می‌شوند. اما اینکه اجرای این سیاست‌ها نیل هدف موصوف را موجب شده یا پیامدهای دیگری دارد که زندگی و حیات شهروندان و بالاخص افراد آسیب پذیر را تحت تاثیر قرار می‌دهد، نیازمند بررسی‌های دقیق است. این سیاست‌ها تأثیرات و پیامدهای بسیار عمیقی بر خانواده و سلامت اعضای آن، بالأخص زنان داشته است. هدف این پژوهش درک تفاسیر زنان دارای تجربه بارداری ناخواسته در مناطق جنوب شهر تهران از سیاست‌های افزایش جمعیت و پیامدهای آن بر زنان و زندگی خانوادگی آنان می‌باشد.
روش کار: مطالعه حاضر از روش کیفی نوع توصیفی می‌باشد. داده‌ها از طریق مصاحبه عمیق نیمه ساختار یافته با 23 نفر از زنان متاهل مراجعه کننده به مراکز جامع سلامت شبکه بهداشت جنوب تهران مناطق ١9،١7،١٦ که سابقه بارداری ناخواسته داشتند، به دست آمد. نمونه گیری هدفمند تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت و تحلیل داده‌ها بر مبنای نظریه داده بنیاد انجام شد.
نتایج: از مجموع 850 کد باز، 452 مفهوم، 47 خرده مقوله و 15 مقوله اصلی از داده‌های اولیه استخراج گردید. در نهایت پدیده تحمیل هزینه­های مرتبط با بارداری ناخواسته به‌عنوان پدیده اصلی که بقیه مقولات را پوشش می‌داد، انتخاب گردید.
نتیجه گیری: مهم‌ترین عوامل به وجود آوردن نارضایتی از مداخله جویی دولتی در مشارکت کنندگان، تحمیل هزینه‌های مرتبط با بارداری ناخواسته و نگهداری و پرورش فرزند ناخواسته است. شرایط مداخله گر این پدیده «فقر و گرانی» می‌باشد. استراتژی‌های مشارکت کنندگان عبارت بود از: سرکوب خواسته‌ها، حسرت و تلاش برای بهبود شرایط، و کاهش رابطه جنسی می‌باشد.
 
سراج الدین محمودیانی، منظر عابدی،
دوره 20، شماره 3 - ( 9-1401 )
چکیده

زمینه و هدف: خشونت خانگی علیه زنان به­عنوان یک مشخصۀ اجتماعی می­تواند رفتارهای باروری زنان را متأثر سازد. مطالعه حاضر به بررسی رابطه خشونت خانگی علیه زنان و قصد فرزندآوری آن­ها پرداخته است.
روش­کار: مطالعه حاضر از نوع پیمایش و با استفاده از پرسشنامه در سال 1401 انجام شده است. جامعه آماری زنان همسردار 15 تا 49 ساله ساکن شهر صدرا بوده است. تعداد نمونه 379 نفر برآورد شد. نمونه ­گیری با روش خوشه­ای چندمرحله­ای انجام شد. خشونت خانگی علیه زنان با استفاده از 26 گویه مورد سنجش قرار گرفت. گویه­ها در قالب طیف لیکرت بودند که با جمع نمرات در تمام گویه­ها نمره خشونت خانگی پاسخگو بدست آمد. برای تحلیل داده­ها از نرم افزار20  SPSS، آمارهای توصیفی و رگرسیون لجتسک دووجهی استفاده شده است.
نتایج: نتایج نشان داد که بیشترین نوع خشونت خانگی علیه زنان به­ترتیب به خشونت روانی، خشونت جسمی، خشونت اقتصادی و خشونت جنسی اختصاص دارد. مدت ازدواج و تحصیلات زنان بر قصد فرزندآوری آن­ها اثر آماری معنی­دار دارند. افزایش میزان خشونت خانگی علیه زنان به کاهش قصد فرزندآوری آن­ها می­انجامد.
نتیجه­گیری: کاهش خشونت خانگی علیه زنان می­تواند قصد فرزندآوری را افزایش دهد. بنابراین کاهش خشونت خانگی علیه زنان باید در دستور کار تصمیم­گیران ذی­ربط قرار گیرد.
 
سید صمد بهشتی، حمید صداقت، خیری حمیدپور،
دوره 20، شماره 4 - ( 12-1401 )
چکیده

زمینه و هدف: سلامت اجتماعی افراد جامعه از پدیده هایی است که می­تواند در توسعه جامعه نقش اساسی ایفا کند. خدمات کمیته امداد امام خمینی(ره) به عنوان یک نهاد حمایتی که در بدو انقلاب به منظور کمک به فقرا و توانمندسازی آنها برای رهایی از فقر تاسیس شده است تا چه اندازه توانسته بر سلامت اجتماعی زنان سرپرست خانوار تحت پوشش اثر گذار باشد؟ برای پاسخگویی به این سوال، این پژوهش با روش کمی و شیوه پیمایشی انجام شده است.
روش کار: 221 نفر از زنان سرپرست خانوار تحت پوشش کمیته امداد شهر شیراز به شیوه نمونه­گیری خوشه­ای چند مرحله­ای با ابزار پرسشنامه­، مورد بررسی قرار گرفتند.
نتایج: یافته های این تحقیق نشان داد سطح سلامت اجتماعی زنان سرپرست خانوار تحت پوشش و تمامی ابعاد آن از سطح متوسط طیف بالاتر هست.
نتیجه گیری: خدمات آموزشی، بهداشتی و مالی ارایه شده از سوی این کمیته هرچند ممکن هست در ابعاد مختلفی از زندگی مددجویان اثر گذار بوده باشد اما نتوانسته است بر سلامت اجتماعی مددجویان اثر معناداری بگذارد. از اینرو لازم هست این کمیته در نحوه و نیز محتوای خدمات ارایه شده، در راستای ارتقای سطح سلامت اجتماعی  زنان سرپرست خانوار تحت پوشش تجدید نظر بنماید.
 
زینب عزیزی میانایی، رویا صادقی، مامک شریعت، آذر طل، عباس رحیمی فروشانی، حسین جلاهی، یاسر تعدادی،
دوره 21، شماره 1 - ( 8-1402 )
چکیده

زمینه و هدف: توجّه به کیفیت مراقبت­های پریناتال و شناسایی عوامل قابل اجتناب و غیرقابل اجتناب مادری و ارتقاء مهارت­ها و دانش مراقبین بهداشت و درمان مطابق جدیدترین یافته­های علمی برای انجام اقدامات پیشگیرانه و مداخله­ای مناسب جهت شروع و به پایان رساندن یک بارداری موفق و مدیریت مناسب در نظام سلامت از اهمیت ویژه­ای برخوردار است. این مطالعه با هدف مقایسۀ پیامدهای نامطلوب بارداری در جمعیت زنان باردار و زایمان کرده با و بدون سابقه ابتلا به کووید-19 طراحی و اجرا شد.
روش­کار:  این مطالعۀ مقطعی توصیفی-تحلیلی به بررسی 4124 نفر از زنان  باردار و زایمان کرده (با و بدون سابقۀ ابتلا به کووید-19) از تاریخ 01/12/1398 الی 29/12/1400، که  اطّلاعات­شان در سامانۀ سیب دانشگاه علوم پزشکی بابل ثبت شده بود، پرداخته است. چک لیست اولیه طراحی، تدوین و به روش پنل خبرگان اعتبارسنجی شد. اطّلاعات بر اساس چک لیست جمع­آوری و شیوع پیامدهای مادری و نوزادیِ مورد نظر در دو بخش مادران باردار، با و بدون سابقۀ ابتلا به کووید-19 تعیین و مقایسه شد. تجزیه و تحلیل داده ها توسط آزمون­های توصیفی از قبیل کای اسکوئر و تست دقیق فیشر با استفاده از نرم افزارهای 24 SPSS  و  STATA نسخه 22 انجام و پیامدهای نامطلوب و با فراوانی بالا پس از ابتلا به کووید-19 تعیین گردید.
یافتهها: نتایج نشان داد که پیامد عوارض مامایی و بیماری­های مادر (فشار خون، دیابت، حداقل یکی از موارد خونریزی حین بارداری، زایمان زودرس، زایمان دیررس و پارگی زودرس کیسۀ آب) در457 نفر (8/27%) و مسائل پزشکی و جراحی (وزن گیری نامناسب و حوادث ترومبوآمبولیک) در 206 نفر (5/12%) شایع­ترین پیامدها در مادران باردار با سابقۀ ابتلا به کووید -19بوده­اند. همچنین تفاوت معنی­دار آماری در دو گروه مادران باردار با و بدون سابقۀ ابتلا به کووید -19در مسائل پزشکی و جراحی (001/0p=) و عوارض مامایی و بیماری­های مادر (002/0p=) وجود داشت. در بخش ارتباط پیامدهای نامطلوب نوزادی در مادران باردار با و بدون سابقۀ ابتلا به کووید -19تفاوت معنی­دار آماری بین دو گروه با و بدون سابقه ابتلا از نظر آپگار دقیقه یک و دقیقه پنج نوزاد (001/0˂p) و تغذیۀ انحصاری با شیر مادر (001/0p=) و وجود علائم کووید-19 در نوزاد بنا به تشخیص پزشک (001/0˂p) وجود داشت.  
نتیجه­گیری:  به نظر می رسد کووید-19 در بارداری با افزایش خطر برخی از پیامدهای نامطلوب مادری و نوزادی مرتبط است. بنابراین در پیامدهای قابل مداخله از طریق آموزش بهداشت، ایجاد نگرش صحیح جهت مدیریت مطلوب­تر، افزایش مهارت و توانمندی ارائه­دهندگان و ارتقاء دانش گیرندگان خدمت با تدوین برنامه­های آموزشی جذّاب و نوآور ضروری است.
 
حسین ایزدی راد، فرشته نارویی، پریسا محمدی،
دوره 21، شماره 4 - ( 12-1402 )
چکیده

زمینه و هدف: زنان مراجعه کننده به مراکز بهداشتی یکی از مهمترین گروه های در معرض خطر بیماری می باشند. جهت داشتن سطح بالای سلامت نیازمند دارا بودن سواد سلامت می باشند. لذا هدف از انجام این تحقیق، پیش بینی کننده های جمعیت شناختی سواد سلامت در زنان مراجعه کننده به مراکز خدمات جامع سلامت شهر زاهدان بود.
روش کار: در این مطالعه توصیفی-تحلیلی، تعداد 400 زن به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای، از مراکز بهداشتی  شهر زاهدان  سال 1401 انتخاب و مورد بررسی قرار گرفتند. برای جمع آوری داده ها از فرم کوتاه پرسشنامه استاندارد  HELIAجهت سنجش سواد سلامت استفاده شد. داده ها به کمک نرم افزار SPSS-22 و آزمون هایANOVA  و همبستگی کندال و رگرسیون چندگانه مورد تحلیل قرار گرفت.
نتایج: افراد مورد مطالعه دارای بازه سنی 18 تا 60 سال بوده است. بیشترین اطلاعات مربوط به سلامت و بیماری در زنان مورد مطالعه از طریق پرسیدن از پزشک و کارکنان بهداشتی درمانی (حدود 52/25%) گزارش شد میانگین سواد سلامت کل زنان 23/34±69/91، خواندن 29/80±72/17، دسترسی 91/ ±27 34/73 ، فهم 29/43±71/41، ارزیابی 25/51±62/10، و حیطه تصمیم گیری و رفتار 20/27±71/49 بدست آمد. همچنین قویترین پیش بینی کننده سواد سلامت، تحصیلات می باشد، به طوری که با افزایش سطح تحصیلات، 0/53 واحد سواد سلامت فرد افزایش می یابد. همچنین متغیر های تحصبلات، میزان درآمد، سن و قومیت 55% از سطح سواد سلامت را پیش بینی می کنند.
نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد نمره سواد سلامت با سن، سطح تحصیلات، وضعیت تاهل، شغل، وضعیت اقتصادی و قومیت ارتباط دارد. به طوری که سطح تحصیلات قوی پیش بینی کننده سطح سواد سلامت می باشد. بنابراین با توجه به شواهد بسیار در زمینه اهمیت سواد سلامت و عوامل مرتبط با آن و عواقب آن و با توجه به پایین بودن سطح سواد سلامت زنان در این مطالعه این افراد جهت کسب، پردازش و درک اطلاعات اولیه خدمات بهداشتی و درمانی جهت تصمیم گیری مناسب نیاز به دریافت اطلاعات ساده و قابل فهم و زمان بیشتر جهت برقراری ارتباط و درک اطلاعات سلامت دارند.
 
سراج الدین محمودیانی، رقیه خسروی، جاناتان پارکر، نازنین آقایی،
دوره 22، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: علی‌رغم اهمیت بهداشت باروری و استفاده از روش‌های پیشگیری از بارداری، اهمیت آنها در بهداشت و رفاه عمومی مردم هنوز به‌طور کامل در کشورهای در حال توسعه درک نشده است. انتظار می‌رود تغییرات قابل توجّه در سیاست ایران در زمینه تنظیم خانواده، همراه با بروز کووید-19، بر روشهای پیشگیری از بارداری به کار گرفته شده در کشور تأثیر گذاشته باشد.
روش­کار: این مطالعه مقطعی با استفاده از روش پیمایشی کمّی بر روی 1200 زن متأهل در سن باروری شهر شیراز در سال 1399 انجام شد. نمونهگیری ترکیبی از روشهای طبقهبندی چند مرحلهای و تصادفی سیستماتیک بود. دادهها با استفاده از پرسشنامه ساختاریافته و محقق­ساخته جمعآوری شد. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرم افزار SPSS و با استفاده از آزمونهای مجذور کای و رگرسیون لجستیک چندگانه انجام شد.
نتایج: بر اساس یافته‌ها، پیش‌بینی‌کننده‌های اصلی استفاده از روش‌های پیشگیری از بارداری شامل سن زنان، باروری واقعی، باروری ایده‌آل، سطح تحصیلات زوج‌ها و وضعیت اشتغال زوج‌ها بود. شانس استفاده از روش‌های سنتی در پی همه‌گیری کووید-19 افزایش یافت.
نتیجه­گیری: با توجه به گرایش قابل توجه زنان به استفاده از روش‌های پیشگیری سنتی، بخصوص در دوران شیوع همه­گیری­ها، آموزش مسائل مرتبط با این روش­ها به زنان ضرورت می­یابد. از آنجایی که روش­های سنتی می­تواند بارداری ناخواسته را به دنبال داشته باشد بنابراین آموزش روش­های پیشگیری برای زنان باید در سیاست­های جمعیتی گنجانده شود.
 
پریسا بریموندی، نرجس شکری، عبدالرحیم اسدالهی، مسعود کریمی، سید منصور کشفی،
دوره 22، شماره 3 - ( 1-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: اپیدمی کرونا و قرنطینه خانگی، شرکت در فعالیتهای بدنی سالمندان را تحت تأثیر قرار داده است؛ این در حالی است که سالمندان، به ویژه سالمندان مبتلا به فرتوتی جهت حفظ و یا بهبود وضعیت سلامتی خود به انجام تمرینات ورزشی منظم دارند. از اینرو هدف از پژوهش حاضر، بررسی تأثیر تمرینات حرکتی در منزل بر عملکرد شناختی و فعالیت‌های ابزاری زندگی روزمره زنان سالمند فرتوت میباشد.
روش کار: جامعه آماری در این پژوهش نیمهتجربی، زنان سالمند شهر شیراز بودند. 80 زن به روش مبتنی بر هدف و با توجه به معیارهای ورود، در پژوهش شرکت کردند و به صورت تصادفی به دو گروه 40 نفره آزمون و کنترل تقسیم شدند. گروه آزمون برنامه تمرینات ورزشی خود را در طی 8 هفته 3 جلسهای (یک ساعته) از طریق واتساپ دریافت نموده و انجام دادند. قبل از انجام مداخله و یک ماه بعد از آخرین جلسه مداخله شرکتکنندگان دو گروه پرسشنامههای جمعیتشناختی، شاخص آسیبپذیری تیلبورگ، آزمون کوتاه وضعیت شناختی و شاخص لاوتون را تکمیل کردند. برای تجزیه و تحلیل دادهها از آزمونهای تیمستقل و تی زوجی در نرمافزار 27 SPSS  استفاده شد.
نتایج: نتایج نشان داد که انجام تمرینات حرکتی بر روی فرتوتی (39/1= Cohen’s d) (001/0>p)، وضعیتشناختی (41/1= Cohen’s d) (040/0 =p) و انجام فعالیتهای ابزاری زندگی به طور مستقل (40/0= Cohen’s d) (007/0 =p) در زنان سالمند فرتوت تأثیر مثبتی داشت.
نتیجهگیری: یافتههای این مطالعه از اثر غالب پروتکل تمرینی اجرا شده در این پژوهش بر روی متغیرهای مذکور حمایت میکند؛ بنابراین توصیه میشود از این تمرینات ورزشی در دورههایی مانند قرنطینه کرونا در منزل استفاده شود.
 
سراج الدین محمودیانی، پرنیان کرمی، فاطمه هاشمی،
دوره 22، شماره 3 - ( 1-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: با توجه به کاهش باروری در ایران و رسیدن آن به زیر سطح جانشینی، سیاست­گذاران به­دنبال افزایش نرخ باروری از طریق سیاست­های تشویقی هستند. از این­رو تحقیق درباب عوامل اقتصادی و اجتماعی مؤثر بر باروری و قصد فرزندآوری می­تواند به تدوین سیاست­های جمعیتی مناسب­تر کمک نماید.
روش­کار: در مطالعه حاضر از تکنیک پیمایش استفاده شد. برای گردآوری داده­ها از پرسشنامه استاندارد استفاده شد. جامعه­ آماری شامل زنان دارای همسر 15 تا 49 سال ساکن شهر شیراز بود. تعداد 384 نفر از زنان در آبان و آذر ماه 1402 پیمایش شدند. برای تحلیل داده­ها از نرم افزار SPSS 27 استفاده شد.
نتایج: یافته­ها نشان داد که در بین متغیرهای زمینه­ای مدت ازدواج، درآمد، تعلق طبقاتی، وضعیت مسکن و وضعیت اشتغال اثر معنی­دار بر احتمال قصد فرزند آوری زنان داشتند (05/0p<). حمایت اجتماعی ادراک شده و رضایت زناشویی به­طور معنی­داری احتمال قصد باروری زنان را افزایش دادند (05/0p<).
نتیجه­گیری: از آنجایی که شکل خانواده­ها متحول و از گسترده به هسته­ای تغییر شکل داده است لذا احتمال دارد زنان نتوانند حمایت اجتماعی غیررسمی را به اندازه گذشته از اطرافیان خود دریافت کنند بنابراین حمایت­های رسمی دولتی می­تواند این خلاء را پوشش دهد. همچنین شناسایی زوجین با تعارضات زناشویی و تلاش برای تقویت رضایت زناشویی و رفع تعارضات بین آنها، از طریق برنامه­های مشاوره­ای، می­تواند بر سطح باروری اثر مثبت داشته باشد.
 
رقیه خسروی، سراج الدین محمودیانی، مریم رشیدی،
دوره 23، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: امروزه سلامت اجتماعی به‌عنوان یکی از چهار محور اصلی سلامتی جایگاه ویژه‌ای در رویکردهای توسعه‌ای و انسان‌محور پیدا کرده است لذا مطالعات نظری و برنامه‌های عملیاتی گسترده‌ای در سطح دنیا در مورد آن صورت می‌پذیرد. پژوهش حاضر به بررسی رابطه سبک زندگی سلامت‌محور با سلامت اجتماعی زنان نابارور مراجعه ‌کننده به مرکز تحقیقات بهداشت باروری شیراز می‌پردازد.
روش کار: طرح کلی این پژوهش به ‌صورت توصیفی همبستگی می‌باشد. تعداد 385 نفر از زنان نابارور مراجعه‌کننده به مراکز تحقیقات بهداشت باروری شهر شیراز به روش نمونه‌گیری در دسترس، از کلینیک‌های درمان ناباروری سطح شهر شیراز انتخاب و ابزارهای پژوهش که شامل پرسش‌نامه های سلامت اجتماعی کییز (1998) و سبک زندگی سلامت‌محور والکر و پلیرکی (1997) می شود را تکمیل نمودند. سپس اطلاعات گردآوری شده، با استفاده از نرم‌افزار SPSS 26 مورد تجزیه و‌تحلیل قرار گرفت.
نتایج: تجزیه‌و‌تحلیل داده‌ها نشان داد که سبک زندگی سلامت‌محور با سلامت اجتماعی و ابعادش رابطه مثبت و معنی‌داری دارد و ابعاد سبک زندگی سلامت‌محور، سلامت اجتماعی زنان نابارور را پیش‌بینی می‌نماید. بین سلامت اجتماعی و سن رابطه معنی داری وجود دارد. سلامت اجتماعی در میان زنان نابارور بر حسب تحصیلات و وضعیت اشتغال تفاوت معناداری دارد. همچنین، سلامت اجتماعی در میان زنان نابارور بر حسب تعداد سقط‌جنین و مدت ازدواج، تفاوت معناداری ندارد.
نتیجه‌گیری: باتوجه‌به یافته‌های پژوهش می‌توان گفت که آموزش زنان نابارور در زمینه سبک زندگی سلامت‌محور می‌تواند در افزایش سلامت اجتماعی آنان و در نتیجه، افزایش احتمال موفقیت درمان ناباروری اثرگذار باشد.
 
محمد بیدخوری، مهدی اکبرزاده، نوشین فهیم فر، باقر لاریجانی، ایرج نبی پور، افشین استوار، کورش هلاکویی نائینی،
دوره 23، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده

زمینه و هدف:  نمره ترابکولای استخوانیTBS)) Trabecular bone score  ابزاری نسبتاً جدید در ارزیابی کیفیت استخوان و شناسایی افراد در معرض خطر شکستگی‌های ناشی از استئوپروز می باشد. این مطالعه با هدف بررسی ارتباط پلی‌مورفیسم‌های تک نوکلئوتیدی Single Nucleotide Polymorphism (SNP)   ژن SOST  با TBS  در جمعیت سالمندان شهر بوشهر انجام شد.
روش کار:  مطالعه حاضر بر روی 071/1 نفر از زنان شرکت کننده در مطالعه کوهورت سلامت سالمندی بوشهر انجام شد. ارتباط بین SNP  های ژن  SOSTواقع بر 17q21.31 و TBS مهره‌های کمری  L1–L4 با استفاده از مدل خطی تعمیم‌یافته (GLM)  در سه مدل ژنتیکی جمعی، غالب و مغلوب انجام شد. برای هر فرد، امتیاز ژنتیکی (Genetic score) با استفاده از ضریب رگرسیونی  SNPsژن SOST و تعداد آلل‌های خطر در ژنوتیپ مربوطه محاسبه شد.
نتایج: در مدل جمعی، تطبیق‌یافته برای سن و شاخص توده بدنی ارتباط آماری معنی دار بین rs2023794-C و TBS مشاهده شد
(β = 0/ 03, P = 4/7×10⁻⁵, PFDR = 0/0003). همچنین، در مدل غالب نیز پس از تطبیق سن و شاخص توده بدنی، ارتباط بین آلل C این SNP و TBS از نظر آماری معنی دار بود (β = 0/033, P = 2/5×10⁻⁵, PFDR = 0/0003). افزون بر این، افزایش در امتیاز ژنتیکی بر اساس مدل‌های جمعی و غالب، با افزایش TBS همراه بود.

نتیجه‌گیری: یافته‌های این مطالعه ارتباط بین ژن SOST و امتیاز ژنتیکی حاصل از آن، با کیفیت استخوان در زنان سالمند را نشان داد. این ژن می‌تواند در شناسایی افراد در معرض خطر کاهش کیفیت استخوان و درمان هدفمند استئوپروز زنان سالمند مورد استفاده قرار گیرد.
 
فاطمه لیموپرور، حسین انصاری، مجید سرتیپی، زهرا عرب برزو،
دوره 23، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: خشونت خانگی یکی از آسیب‌های اجتماعی علیه زنان است که بر سلامت مادران و فرزندان اثرات منفی می­گذارد. این مطالعه به منظور بررسی شیوع مواجهه با خشونت خانگی در زنان مراجعهکننده به مراکز خدمات جامع سلامت در شهر زاهدان و ارتباط آن با وضعیت رشد جسمی کودکان انجام شد.
روش کار: این مطالعه مقطعی بر روی 454 نفر از زنان مراجعهکننده به مراکز خدمات جامع سلامت به همراه کودکانشان در زاهدان در سال 1403 انجام شد. نمونه گیری به روش چند مرحله ای بود. دادهها با استفاده از پرسشنامه استاندارد سنجش خشونت خانگی علیه زنان محسنی تبریزی با ضریب آلفای کرونباخ 85/0 جمعآوری گردید. داده ها با استفاده از آزمون های مجذور کای و رگرسیون لجستیک در نرم افزار Stata14 تحلیل شد.
نتایج: نتایج این مطالعه نشان داد شیوع کلی مواجهه با خشونت در زنان 43% می­باشد. خشونت خانگی با وضعیت نامناسب رشد جسمانی کودک ارتباط معنی داری نشان داد، نسبت شانس(OR) برابر با 06/2 می باشد، (3-39/1 :95% فاصله اطمینان ،06/2OR:). همچنین در رگرسیون لجستیک متغیرهای سن و اعتیاد پدر، سابقه خشونت در کودکی والدین در کنار مواجهه با خشونت خانگی مادر در مدل نهایی ارتباط خود را با اختلالات رفتاری نشان دادند (05/0P).
نتیجه گیری: یافته های این مطالعه اهمیت مواجهه با خشونت خانگی در زنان و تاثیر آن بر وضعیت رشد جسمی کودک را نشان می­دهد. نتایج این مطالعه می‌تواند به سیاست‌گذاران و برنامه‌ریزان اجتماعی کمک کند تا راهکارهای مؤثری برای کاهش خشونت خانگی و بهبود وضعیت رشد کودکان ارائه دهند.
 
هاجر مرادی، سراج الدین محمودیانی، رقیه خسروی، پرنیان کرمی،
دوره 23، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: کاهش باروری در ایران سبب بازنگری در سیاست­های جمعیتی شده است. سیاست­های افزایش باروری در سال­های اخیر نتوانسته است سطح باروری را افزایش دهد. با توجه به اینکه افزایش سن ازدواج زنان سبب به تاخیر انداختن فرزندآوری شده است بنابر این برای حفظ سطح باروری نیازمند استفاده از فناوری­های جدید است. لذا مطالعه حاضر به منظور بررسی باور زنان نسبت به انجماد تخمک و رابطه آن با مشخصه­ های فردی انجام شده است.
روش­ کار: جامعه آماری شامل زنان دارای همسر واقع در سن باروری بود. برای این منظور تعداد 384 نفر از زنان دارای همسر واقع در سن فرزندآوری در شهر شیراز با پرسشنامه استاندارد پیمایش شدند. روش نمونه ­گیری ترکیبی از روش­های خوشه­ ای چند مرحله‌ای و تصادفی سیستماتیک بود. تحلیل داده ­ها با SPSS27 انجام شد.
نتایج: افزایش سن با افزایش باورهای مثبت نسبت به انجماد تخمک همبسته بود (133/0r=). افزایش باروری ایده‌آل نیز با تقویت باورهای مثبت در این زمینه همراه بود (017/0r=). نتایج رگرسیون نشان داد که با افزایش باروری ایده‌آل، باورها نسبت به انجماد تخمک به‌طور معنی­داری مثبت‌تر می‌شود (588/0b= ). باور زنان دارای تحصیلات دانشگاهی نسبت به انجماد تخمک به‌طور معنی­داری مثبت‌تر از زنان با تحصیلات غیردانشگاهی بود (105/1b= ). افزایش سن نیز به مثبت‌تر شدن باورها نسبت به انجماد تخمک انجامید (07/0b= ).
نتیجه­ گیری: افزایش سطح تحصیلات و بهبود موقعیت اقتصادی زنان می­تواند مثبت­تر شدن باور زنان نسبت به انجماد تخمک را به ­دنبال داشته باشد. باور مثبت نسبت به انجماد تخمک نیز می­تواند به حفظ سطح باروری و حتی افزایش آن در آینده کمک کند.
 

صفحه 2 از 3     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه دانشکده بهداشت و انستیتو تحقیقات بهداشتی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb