روش کار: بررسی حاضر یک نوع مطالعه توصیفی- مقطعی و تاکسونومیک می باشد که در دو نوبت در طی سالهای 76-1375 و 81-1379 به مدت سه سال در شهر تهران و اطراف آن به انجام رسیده است. صید مگسها در مناطق مورد مطالعه، با استفاده از توری دستی حشرهگیری انجام گرفت. همچنین برای تعیین فون مگسها در زیستگاه های مختلف، 4 بیوتوپ شامل لاشه حیوانات ، فضولات حیوانی (دامی و پرندگان) و انسانی، زبالهها و مواد آلی در حال فساد و اماکن داخلی انسانی انتخاب گردید. برای صید مگسهای فعال در این محیط ها از توری بزرگ حشره گیری (با دهانه دایره ای شکل و به قطر 95 سانتی متر) استفاده شد.
نتایج: در مطالعه حاضر جمعاً تعداد 2418 نمونه از مگس های بالغ شامل 8 خانواده Muscidae, Fanniidae, Calliphoridae Sarcophagidae, Tachinidae, Syrphidae, Conopidae, و Anthomyiidae صید گردید که از این میان تعداد 1279 نمونه صید شده اختصاصاً از خانواده موسیده و فانیده بود. از دو خانواده اخیر، 4 جنس و 5 گونه حائز اهمیت پزشکی صید گردید.
نتیجه گیری: بر اساس مستندات علمی موجود، دو گونه موسینا استابولانس و فانیا اسکالاریس برای اولین بار از ایران گزارش می شوند. البته موسینا استابولانس یک گونه با انتشار جهانی است و وجود آن در ایران محتمل بوده است.
روش کار: این مطالعه به روش توصیفی - تحلیلی و به صورت مقطعی در سال 1387 انجام گرفت که 220 نفر از مدیران بخشهای مختلف بیمارستانهای تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی تهران در این مطالعه شرکت نمودند. به منظور جمع آوری اطلاعات مورد نیاز در این پژوهش از پرسشنامه استاندارد لوتانز که مشتمل بر 70 سؤال در چهار قسمت میباشد، استفاده شد.
نتایج: یافته های پژوهش نشان داد2/68 درصد از مدیران زن، 8/72درصد متأهل و7/47درصد دارای سابقه کار بین10تا20سال بودند 4/93 درصد مدیران طی 2 سال اخیر با تنش شدید مواجه شده بودند. همچنین محیط کار با میزان 5/84 درصد پرفشار کارترین محیط برای مدیران بوده و زیادبودن حجم کار و انتطارات مسئولین بالاتر بیشترین شدت تنش زایی را برای آنها داشتهاند و بیشترین تأثیر تنش بر عملکرد مدیران نیز از بین رفتن تمرکز فکری آنها جهت تصمیم گیری مؤثر بوده است. بین عوامل خانوادگی تنش زا و وضعیت تأهل رابطه معنی داری وجود داشت (05/0p =)، همچنین بین مدرک تحصیلی و عوامل تنش زا رابطه معنی داری مشاهده شد (01/0p =) و تأثیر تنش بر عملکرد نیز با سابقه کار رابطه معکوس و معنی داری داشت (01/0p =) و (17/0- r =).
نتیجه گیری: از آنجا که در رتبه بندی عوامل چهارگانه تنش زا، عوامل مربوط به محیط کار و از جمله زیاد بودن حجم کار در رأس قرار داشتند بنابراین پیشنهاد می گردد مسؤولان دانشگاه و مدیران ارشد بیمارستانها تمهیداتی بیندیشند تا عوامل تنش زا در محیط کار تا اندازه ای کاهش یابد و از طریق اعمال مدیریت منابع انسانی صحیح و حمایت های اجتماعی از پرسنل و بهبود شرایط کار و اصلاح محیط کار از طریق برنامه ریزی اصولی و افزایش امکانات، تا حدی عوامل تنش زا در محیط کار را کاهش دهند. همچنین ضرورت طراحی مجدد مشاغل و تفویض اختیار بیشتر به زیردستان و استفاده از برنامه های مدیریت زمان می تواند تا حد زیادی از میزان تنش مدیران در محیط کار بکاهد.
روش کار: در طی یک پژوهش مقطعی تحلیلی 1037 نفر از مادران شهر اراک از طریق پرسشنامه و مصاحبه سازمان یافته مورد بررسی قرار گرفتند و در نهایت داده ها با استفاده از آزمونهای آماری تجزیه تحلیل شدند.
نتایج: در این پژوهش شایعترین فرم سوءرفتار به ترتیب عبارت بودند از سوء رفتار عاطفی (6/64 %)، کلامی (1/57 %)، مالی (3/32 %) و جسمی (8/26%). برخی از روشهای مقابله ای موثر از نظر مادران شامل صحبت و گفتگو پس از آرامش (93%)، کمک و راهنمایی خواستن از بزرگان فامیل (81%)و برخی از روشهای غیر کارآمد شامل قهر به مدت طولانی (51%) و مقابله به مثل (46%) بوده است. همچنین ارتباط معنی داری بین بروز سوء رفتار و میزان تحصیلات، شغل، درآمد همسر، سابقه بیماری عصبی در زن یا شوهر، اعتیاد همسر و تعداد فرزندان مشاهده شد (05/0 > p ).
نتیجه گیری: یافته های این مطالعه نشان داد که تعداد زیادی از زنان مورد مطالعه تحت تاثیر انواعی از سوء رفتار قرار داشتند به نظر می رسد با افزایش آگاهی زنان متاهل و دختران در خصوص روشهای مقابله ای موثر با سوء رفتار بتوان گامی در جهت کاهش این معضل برداشت.
روش کار: نوع مطالعه در "ارزشیابی اثربخشی" به صورت "مطالعه قبل و بعد" بوده که در جمعیت زنان سنین باروری استان های بوشهر و گلستان انجام شده است. حجم نمونه در هر استان شامل600 نفر بود که به صورت نمونه گیری چند مرحله ای (طبقه ای و خوشه ای) انتخاب شدند. نوع مطالعه در "ارزشیابی فرآیند" به صورت مطالعه توصیفی بوده که میزان آهن نمونه آرد نانوایی ها و نمونه نان های مصرفی جمعیت مورد بررسی گرفته است.
نتایج: نتایج "ارزشیابی اثر بخشی" برنامه نشان داد که روند تغییر شاخص های کم خونی/ فقر آهن در هر دو استان بوشهر و گلستان مشابه یکدیگر است. میزان شیوع فقر آهن در زنان استان های بوشهر و گلستان نسبت به قبل از مداخله غنی سازی آرد با آهن کاهش یافته است، بطوریکه میزان شیوع فقر آهن در زنان استان بوشهر از2/22% به 7/15% (002/0p =) و در زنان استان گلستان از 7/26% به 6/14%(001/0p <) رسیده است. با این وجود میزان شیوع کم خونی نسبت به قبل از مداخله افزایش یافته و میزان شیوع کم خونی فقر آهن در زنان استان های بوشهر و گلستان نسبت به قبل از مداخله از نظر آماری تفاوت معنی دار نکرده است. همچنین نتایج "ارزشیابی فرآیند" برنامه در استان بوشهر نشان داد که پوشش آرد غنی شده 90% و پوشش نان غنی شده 7/98% است. در استان گلستان نیز پوشش آرد غنی شده 1/94% و پوشش نان غنی شده 95% می باشد.
نتیجه گیری: اجرای برنامه غنی سازی آرد با آهن در استان های پایلوت در کشور منجر به بهبود میزان شیوع فقر آهن و افزایش ذخایر آهن بدن در زنان شده ولی تاثیری بر میزان شیوع کم خونی نداشته است. به نظر می رسد در شرایطی که فقر آهن فقط یکی از علل کم خونی محسوب می شود، مداخلاتی مانند غنی سازی آرد با آهن به تنهایی نمی تواند تاثیر چندانی بر شیوع کم خونی داشته باشد.
روش کار: در این مطالعه مورد-شاهدی 100بیمار زیر 45 سال مبتلا به انسداد عروق کرونر بستری شده در بیمارستان قلب شهید رجایی تهران طی نیمه دوم سال1386 و نیمه اول سال 1387 با 100 شاهد همسان شده از نظر سن و جنس از میان همراهان بیماران مادرزادی سرپایی یا بستری در همان بیمارستان مقایسه شدند. جهت برآورد خطر عواملی چون سطح تحصیلات، وضعیت اشتغال، گروه درآمدی، انزوای اجتماعی، حمایت اجتماعی، استرس، فعالیت فیزیکی، وضعیت تغذیه، استعمال دخانیات و موارد مشابه از شانس نسبی و حدود اطمینان 95% استفاده گردید. جهت مقایسه میانگینها از آزمون تی- تست و برای برآورد میزان اثرات متغیرهای مؤثر مورد بررسی در حضور یکدیگر از رگرسیون لجستیک چندگانه استفاده شد.
نتایج: میانگین سنی بیماران 2/41 سال و 85% آنها مرد بودند. استعمال دخانیات با برتری نسبی(Odds Ratio) 2/7(2/14-7/3=CI 95%) با افزایش خطر انسداد عروق کرونر همراه بود. همچنین معلوم شد که تحصیلات دیپلم و بالاتر با برتری نسبی 9/3(9/7-9/1=CI 95%) و مصرف حداقل 7 وعده میوه و سبزی در هفته با برتری نسبی 7/2(4/7-01/1=CI 95%) نقش حفاظتی را به دنبال دارند. نوع شغل، درجه شغلی و میزان فعالیت فیزیکی رابطه معنیداری را با بیماری مورد بررسی نشان دادند. میانگین شاخص توده بدنی نیز در هر دو گروه متفاوت بود. ارتباط معنیداری بین میزان استرس، حمایت اجتماعی، انزوای اجتماعی و گروه درآمدی با بیماری انسداد عروق کرونر مشاهده نگردید.
نتیجهگیری: استعمال دخانیات، سطح تحصیلات و مصرف میوهها و سبزیجات بهعنوان مهمترین عوامل اقتصادی- اجتماعی بیماری انسداد عروق کرونر معرفی شدند. لذا سیاستگذاری و برنامهریزی در سطوح بالای سازمانی، جهت بهبود وضعیت اقتصادی-اجتماعی افراد جامعه خصوصاً افراد کمتر از 45 سال ضروری بهنظر میرسد.
روش کار: نوع مطالعه مقطعی از نوع توصیفی - تحلیلی بود. محیط پژوهش 12 بیمارستان آموزشی و تعداد نمونه برابر کل جامعه آماری ( 84 نفر مدیر ارشد و میانی) بود. روش نمونه گیری براساس سرشماری صورت گرفت. ابزار مورد استفاده جهت اطلاعات، پرسشنامه های استاندارد سبک تفکر و نوآوری سازمانی بود. با انجام یک مطالعه آزمایشی ضریب آلفای کرونباخ برای پرسشنامه سبک تفکر و نوآوری سازمانی به ترتیب برابر 83/0 و 72/0 به دست آمد. داده های حاصل از این دو پرسشنامه با استفاده از ضریب همبستگی اسپیرمن مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
نتایج: ارتباط ضعیف معنی داری بین سبک تفکر و نوآوری سازمانی مشاهده شد و سبک تفکر عمل گرایی بیشترین رابطه را با نوآوری سازمانی داشت.
نتیجه گیری: برای ایجاد نوآوری، سبک تفکر، نقشی محوری و بنیادین دارد. هیچ یک از سبک های تفکر بر دیگری رجحان و برتری ندارد و در هر شرایطی یکی از آنها بهترین نتایج را به دست خواهد داد.
روش کار: جهت رفع مشکلات فوق و بوی بد ناشی از آن، اصلاحاتی همچون تغییر در ورودی و خروجی برکهها و تنظیم نسبت غذا به زیست یاخته (F/M) در فرآیند لجن فعال و تبدیل لجن فعال متعارف به لجن فعال با تغذیهی مرحلهای، صورت گرفت و بازده تصفیه خانه قبل و بعد از انجام تغییرات مورد بررسی و آزمایش قرار گرفت.
نتایج: در نتیجهی این تغییرات بازده حذف اکسیژن مورد نیاز شیمیایی(COD)، اکسیژن مورد نیاز زیست شیمیایی(BOD5)، مجموع ذرات جامد معلق(TSS)، مجموع ذرات جامد محلول (TDS) و مجموع کلیفرمها و کلیفرمهای مدفوعی به ترتیب از 42/82، 87/86، 18/64، 23/20، 56/54 و 87/50 به 34/97، 61/98، 4/90، 47/28، 09/90 و 95/89 درصد افزایش یافت.
نتیجه گیری: نتایج آزمایشهای انجام گرفته نشان دهندهی افزایش بازده تصفیهخانه بعد از اصلاح سامانه میباشد. همچنین مشاهده شد که کارآیی سامانهی لجن فعال تغذیهی مرحلهای و سامانهی لجن فعال هوادهی گسترده در کاهش پارامترهای مورد بررسی در این تحقیق مشابه میباشد و استفاده از هوادهی گسترده در این تصفیهخانه، عملاً باعث اتلاف انرژی و هزینه می شود.
روش کار: در این مقاله کارآیی فنی بیمارستان های دانشگاه علوم پزشکی تهران از روش تحلیل فراگیر داده ها طی سال های 1385-1375 مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است. برای این منظور از فرم پوششی نهاده - مدار روش تحلیل فراگیر داده ها با فرض بازدهی متغیر نسبت به مقیاس استفاده شده و از چهار ستانده یعنی پذیرش سرپایی، روز- بستری، تخت روزاشغالی وتعداد عمل جراحی و چهار نهاده یعنی تعداد تخت، کادر پرستاری، کادر پزشکی و سایر پرسنل برای بررسی استفاده گردید. جهت تحلیل داده ها از نرم افزار استفاده گردیده است.لازم به ذکر است که اطلاعات بوسیله فرم های طراحی شده توسط نویسنده از بیمارستان های مورد مطالعه گردآوری شده است.
نتایج: نتایج حاصل از روش تحلیل فراگیر داده ها نشان می دهد1- ظرفیت ارتقای کارآیی فنی در بیمارستان های مورد بررسی به میزان 3 درصد( میانگین کارآیی فنی بیمارستان ها 972/0 می باشد)وجود دارد2- بازدهی ثابت نسبت به مقیاس بر فرآیند تولید حاکم می باشد. به عبارت دیگر تولید بیمارستان های مذکور در وضعیت بهینه می باشد 3- علاوه بر آن وجود عوامل تولید مازاد به ویژه کادر پرستاری در بیمارستان های دانشگاه مشهود است.
نتیجه گیری: حذف نیروی انسانی مازاد در قالب یک برنامه ریزی جامع و بر اساس نتایج روش تحلیل فراگیر داده ها نقش عمده ای در کاهش هزینه های بیمارستان و بخش بهداشت و درمان ایفا می نماید. نهایتاٌ پیشنهاد می شود که اثرات عواملی از قبیل کیفیت ارائه خدمات و رضایت مندی بیماران بر کارآیی فنی بیمارستان های مذکور مورد ارزیابی قرار گیرد.
روش کار: به دلیل سابقه آلودگی در مسیر رودخانه ی کر، پنج ایستگاه به ترتیب خروجی سد درودزن، پل پتروشیمی، پل خان، پل دوشاخ و ورودی دریاچه بختگان انتخاب گردیدند. براساس روش استاندارد متد، نمونه های آب و رسوب در دو گروه تهیه و بررسی شدند. گروه اول از نظر اندازه گیری مقدار کادمیم توسط اسپکترومتر جذب اتمی و عوامل فیزیکی - شیمیایی و زیستی و گروه دوم به منظور جداسازی و شناسایی باکتری های مقاوم/متحمل به کادمیم و تعیین طیف مقاومت. با تهیه کشت های خالص و اختصاصی، هر باکتری شناسایی و باکتری های منتخب با بکار گیری غلظت های کادمیم ارزیابی گردیدند.
نتایج: آلودگی به کادمیم در ایستگاه های دو و سه به طور معنی داری بیش از سایر ایستگاه ها بود(001/0 (p< ) هم چنین میزان این فلز در رسوبات تمام ایستگاه ها بیش از آب بوده (001/0 (p<و نسبت به استانداردهای موجود قابل توجه بوده است. کاهش نسبت BOD/COD در دو ایستگاه آخروافزایش فسفات درچهار ایستگاه آخرمشاهده شد. درمقایسه با گروه شاهد، شمارش باکتری ها در حضور یک میلی مولار کادمیم به صورت معنی دارکاهش یافت (001/0 (p<. حداکثر مقاومت به کادمیم درETs P.aeruginosaو Bacillus ABs مشاهده شد که MIC آن ها به ترتیب شش و چهار وMBC به ترتیب هفت و پنج میلی مولاربه دست آمد. شمارش باکتری های قابل کشت و مقاوم به کادمیم در ایستگاه سه وپنج بیش ازسایرایستگاه ها می باشد(001/0 (p<. مقاوم ترین باکتری ها گرم منفی بوده و ازرسوبات شناسایی شدند.
نتیجه گیری: آلودگی به کادمیم خصوصآ در ایستگاه های دو و سه مربوط به فعالیت های انسانی می باشد. هم چنین علیرغم حساس بودن بسیاری از باکتری های این تحقیق به کادمیم، برخی از آن ها طیفی از مقاومت- تحمل را از خود نشان دادند. یافته های تحقیق حاضر نشان می دهد که برخلاف آب که محیطی ناپایداراست، رسوب شرایط مناسبی را برای تشکیل زیست لایه (بیوفیلم) باکتریایی و مقابله با استرس کادمیم فراهم می نماید اگرچه این مساله مورد اتفاق نظر پژوهشگران نمی باشد. مقاوم ترین باکتری ها از آلوده ترین ایستگاه ها شناسایی شدند این مساله می تواند به القاء بیان ژن های مقاومت در حضور کادمیم مرتبط باشد. با توجه به مشکلات ناشی از تخلیه پساب ها به رودخانه، این باکتری های مقاوم برای کاربری در صافی های زیستی و اصلاح زیستی فاضلاب ها حایز اهمیت می باشند.
روش کار: این مطالعه در دو مرحله انجام یافت. در مرحله اول میانگین تاخیر در دریافت خدمات بهداشتی در فواصل هفته / ماه و فصل به صورت گذشته نگر مقایسه شد . در مرحله دوم با توجه به نوع فرایندهای سلامت و ویژگیهای نمودارهای کنترل و سهولت استفاده از آنها نمودارهای کاربردی در نظام مراقبتهای اولیه بهداشتی معرفی شدند.
نتایج : بیش از 95 درصد میانگین های هر هفته در فرایندهای مطالعه شده در مقادیر پایین تر از حد بالایی قرار داشتند. در فرایندهای مطالعه شده در 100 درصد موارد میانگین ماهانه و فصلی تاخیر در دریافت خدمت موردنظر در محدوده نمودار کنترل قرار داشت.
نتیجه گیری: پیامدهای سلامت از ارائه خدمات درست تحقق می یابند. بایستی با نشانگرهای اختصاصی و ساده پوشش و عملکرد خدمات بهداشتی پیگیری و مدیریت شوند. با توجه به موارد سنجش شایع در نظام مراقبتهای اولیه بهداشتی پیشنهاد می گردد سه نمودار R ـ X نمودار nP و نمودار C برای پایش فرایندها به کار گرفته شوند. نمودارهای کنترل این امکان را به ارایه دهندگان خدمات سلامت می دهند که با جمع آوری داده های ساده و کاربردی عملکرد فرایندهای سلامت را تعیین و مدیریت نمایند. از ویژگیهای این نمودارها می توان به مطالعه طولی داده ها / روشهای محاسباتی ساده و کاربردی بودن آنها اشاره کرد.
روش کار: نوع مطالعه مقطعی توصیفی- تحلیلی است که بر روی 704 زن 65-20 ساله ی ساکن اسلام شهرانجام شد. داده ها از طریق مصاحبه ی حضوری جمع آوری گردید. اندازه گیری وزن، قد، دور کمر و دور باسن نیز انجام شد. نسبت دور کمر به دور باسن بیشتر از 846/0 به عنوان چاقی مرکزی در نظر گرفته شد. وضعیت چاقی عمومی با استفاده از نمایه توده بدن تعیین گردید.
نتایج: یافته های بررسی نشان داد که 35% زنان مبتلا به چاقی مرکزی خود را کم وزن یا دارای وزن طبیعی می دانستند و بقیه خود را چاق یا مبتلا به اضافه وزن تصور می کردند . حدود 45% زنان مبتلا به چاقی مرکزی نیز تصور می کردند که همسرانشان آنان را کم وزن یا طبیعی می دانند. زنان مبتلا به چاقی مرکزی که تصور نادرستی از وضعیت چاقی خود داشتند، تصور می کردند که همسرانشان نیز در مورد وضعیت چاقی آنان همین نظر را دارند.
نتیجه گیری: به طور کلی تصور نادرست از وضعیت چاقی در درصد بالایی از زنان وجود دارد. با توجه به نقش چاقی مرکزی در بروزبیماری های متابولیک، اختلالات سیکل ماهانه و افزایش سطح اندروژن ها ی سرم نیاز به آموزش تغذیه جهت پیشگیری و کنترل چاقی مرکزی در این زنان وجود دارد.
روش کار: این پژوهش بر اساس الگوی کارآموزی MPH دانشکده بهداشت دانشگاه علوم پزشکی تهران و مدل کارولینای شمالی انجام شده است . در این مدل فرآیند ارزیابی جامعه در 8 مرحله انجام که هفت مرحلهی اول شامل شناسایی و اولویت بندی مشکلات و مرحلهی هشتم شامل تدوین برنامه های عملیاتی برای حل مشکلات دارای اولویت میباشد.
نتایج: در این مطالعه، در مجموع 60 مشکل مختلف به دست آمد. که به ترتیب بی توجهی مسئولین، ناامنی و بیکاری، فقر، فاضلاب، قطعی آب، آسفالته نبودن معابر و قطعی برق، عدم روشنایی معابر، نبود فضای سبز و کثیف بودن معابر به عنوان مشکلات اصلی محله اولویت بندی شدند .
نتیجه گیری: اکثر مشکلات بدست آمده در این مطالعه ، مسایل غیر از مشکلات بهداشتی مربوط به حوزه بهداشت و درمان بوده که این مشکلات طیف وسیع و متنوعی از مسائل در زمینه های اجتماعی ، فرهنگی ، اقتصادی را در بر می گیرد.
روش کار: یک راکتور متوالی ناپیوسته بی هوازی بیوفیلمی در مقیاس آزمایشگاهی به حجم کل 6 لیتر در این مطالعه مورد استفاده قرار گرفت. کارآیی راکتور طی 9 مرحله از بار آلی ورودی معادل 54/0 الی kgCOD/m3.d 09/7 بررسی شد.
نتایج: بهترین بازده حذف در بار آلی معادل kgCOD/m3.d 54/0 به میزان 94 درصد برای COD و 99 درصد برای فرمالدیید و کمترین بازده در بار آلی kgCOD/m3.d 09/7 به مقدار 48 درصد برای COD و 1/63 درصد برای فرمالدیید به دست آمد.
نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان می دهد که راکتور متوالی ناپیوسته بی هوازی بیوفیلمی می تواند به عنوان یک فناوری اجرایی، کارامد و قابل اعتماد برای تصفیه فاضلاب های صنعتی آلوده به فرمالدیید به کار گرفته شود.
روش کار: مطالعه حاضر یک پژوهش از نوع موردی محسوب می شود که در شرکت متانول زاگرس عسلویه و بخش های مرتبط با آن اجرا شده است. برای جمع آوری داده های لازم و تکمیل برگه های SHERPA از روش مشاهده، مصاحبه با متخصصین فرآیند، اپراتورهای اتاق کنترل، بررسی اسناد و مدارک فنی استفاده شده است.
نتایج: تجزیه وتحلیل برگه های کار SHERPA نشان داد که تعداد کل خطاهای انسانی شناسایی شده در وظایف شغلی مورد بحث 222 خطا می باشد که از این تعداد 62/48% خطا از نوع عملکردی, 97/31% خطا از نوع بازدیدی, 75/6% خطا از نوع بازیابی, 9/0% خطای انتخابی, و 7/11% خطا مربوط به تبادل اطلاعات بوده است.
نتیجه گیری: در نهایت می توان این نتیجه را استنباط نمود که این روش در صنایع مختلف بخصوص صنایع شیمیایی قابل اجرا بوده و در شناسایی خطاهای انسانی که می تواند خطرات و حوادثی را در پی داشته باشد، بسیار مفید و موثر می باشد.
روش کار: پس از تحلیل وظایف، با استفاده از چک لیست ارگونومیک طراحی شده، برای 268 کارگر شاخص های ارگونومیک محاسبه و در نهایت عوامل خطر شناسایی گردیدند. جهت تعیین میزان شیوع اختلالات اسکلتی- عضلانی از پرسشنامه ی نوردیک استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمونt-test و آزمون نسبت ها انجام گرفت.
نتایج: درد کمر و زانو به ترتیب با 4/38 و2/36 درصد در بین کارگران از بیشترین شیوع برخوردار بود. رابطه ی معنی داری بین شاخص محاسبه شده و اختلالات در نواحی مختلف بدن مشاهده شد (001/0p<). محاسبه نسبت برتری نیز نشان داد که شرایط ارگونومیک با نسبت برتری برابر با (24/5-61/1) 9/2 تا (61/34-60/2) 49/9 (در اندامهای مختلف بدن) عاملی تأثیر گذار در افزایش شیوع اختلالات اسکلتی- عضلانی بوده است. 46/32 درصد از کارکنان در شرایط نامطلوب از نظر ارگونومیک قرار داشتند.
نتیجه گیری: چک لیست تهیه شده ابزاری مناسب و کم هزینه برای ارزیابی ارگونومیک شناخته شد. همچنین نتایج نشان داد عمده ی مشکلات ارگونومیک در این کارگاه ها ناشی از شرایط عمومی نامطلوب، سازماندهی نادرست کار و ایستگاه کاری نامناسب می باشد.
روش کار: مرور سیستماتیک از مقالات ایندکس شده در مدلاین و پایگاه اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی، سر شماری دموگرافیک و سلامت و مطالعات آگاهی، نگرش و عملکرد وزارت بهداشت، سر شماری های ملی جمعیت سازمان آمار.
نتایج: برنامه تنظیم خانواده در ایران از سال 1345 شروع شد و با موفقیت های محدودی روبرو بود. بعد از سرشماری سال 1365 کنترل جمعیت به عنوان سیاست عمومی کشور قرار داده شد و توسط رهبران جامعه مورد حمایت قرار گرفت. محیطی حامی برای برنامه توسط وسایل ارتباط جمعی ایجاد شد و با تشکیل بخش جمعیت و تنظیم خانواده در وزارت بهداشت و افزایش سطح پوشش خدمات بهداشتی اولیه، آموزش کارکنان ماهر و ارائه خدمات مجانی، این خدمات باز سازی شد، برای تقویت فعالیت های جامعه از داوطلبان و سازمان های غیر دولتی استفاده شد. برای ایجاد مهارت های فردی علاوه بر آموزش تنظیم خانواده در مراکز بهداشتی، آموزش درمدارس، دانشگاه ها و محل های کار، ارتش و کلاس های قبل از ازدواج نیز انجام شد و مشارکت مردان با ارایه روشهای مردانه مانند وازکتومی یا کاندوم ترویج شد.
نتیجه گیری: اصول ترویج بهداشت مبین دستاوردهای برنامه تنظیم خانواده در ایران هستند. اصولی که برای موفقیت در ترویج سایر برنامه های بهداشت باروری می بایست در نظر گرفته شوند.
روش کار : این داده های مطالعه آینده نگر از طریق مرکز ثبت سرطان بابل که زیر نظر دانشکده ی بهداشت و انستیتو تحقیقات بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی تهران قرار داشت، جمع آوری شده است. طی این مطالعه که بین سالهای 1369 تا 1370 انجام شد، سعی شد موارد سرطان های دستگاه گوارش شناسایی شوند. مجموعا اطلاعات 484 بیمار به همراه مشخصه های فردی(مانند ، سن ، جنس، سابقه خانوادگی، وضعیت تاهل، وضعیت سیگار کشیدن، شغل، نژاد، وضعیت سواد، محل سکونت، نوع سرطان، وضعیت اقامت) به مطالعه وارد شدند و برای یک دوره 15 ساله تا سال 1385 پیگیری شدند. برای بررسی عوامل مؤثر بر بقای بیماران از رگرسیون کاکس و مدل های پارامتری نمایی، وایبل، لگ نرمال و لگ لجستیک استفاده شد و معیار مقایسه کارایی مدلها، ملاک آکایکه(Akaike) و بررسی مانده ها بود . کلیه محاسبات با نرم افزار SAS و STATA انجام و سطح معنی داری 05/0 در نظر گرفته شد .
نتایج : نتایج حاصل نشان داد که 66 درصد از بیماران مرد و 34 درصد زن بودند میانگین سنی در بیماران مرد 59 سال و در زنان 55 سال بود.از تعداد 484 بیمار، 359 نفر(2/74 درصد) مبتلا به سرطان مری و 110 نفر (7/22 درصد) مبتلا به سرطان معده و 15 نفر(1/3 درصد) مبتلا به سرطان کولون بودند. احتمال بقای یک، سه و پنج ساله بیماران به ترتیب 24% ، 16% و 15% می باشد. طبق ملاک آکایکه و نیز غیر یکنوا بودن میزان خطر، مدل پارامتری لگ لجستیک در آنالیز یک متغیری و نیز در آنالیز چند متغیری از مدل کاکس و دیگر مدل های پارامتری کارایی بهتری داشت.
نتیجه گیری: نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که سابقه خانوادگی سرطان و جنسیت بیماران می تواند به عنوان عوامل خطر قوی در ایجاد سرطان دستگاه گوارش مد نظر قرار گیرد. با توجه به اینکه فرض خطرات متناسب در مورد داده های مورد مطالعه رد می شود و نیز با توجه به مقایسه های انجام شده، مدل لگ نرمال و مدل لگ لجستیک هم در تحلیل چند متغیری و هم در تحلیل تک متغیری نتایج تقریبا مشابهی داشتند. اما بر اساس معیار آکایکه و نیز بررسی نمودار مانده ها، مدل لگ لجستیک در میان مدل های پارامتری بهترین برازش را دارد و می تواند به عنوان جایگزین مدل کاکس در تعیین عوامل موثر بر بقای بیماران مبتلا به سرطان دستگاه گوارش به کار رود.
کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه دانشکده بهداشت و انستیتو تحقیقات بهداشتی می باشد.
طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق
© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0
Designed & Developed by : Yektaweb

