30 نتیجه برای عملکرد
بهادر حاجی محمدی، محمدحسن احرامپوش، سپیده خلعتبری لیماکی، آسیه امیری، سکینه گرایلو، مطهره السادات حسینی،
دوره 12، شماره 3 - ( 10-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: مسمومیت غذایی زمانی اتفاق میافتد که شرایط و عملیاتی که غذا را از آلودگی به میکروب ها و سموم شیمیایی محافظت مینمایند به درستی انجام نشود. در جامعه ایرانی، زنان نقش بسیار مهمی در تهیه و آماده سازی غذا در خانوار بر عهده دارند. این تحقیق با هدف بررسی آگاهی، نگرش و عملکرد زنان ساکن در شهر یزد پیرامون مسمومیت غذایی انجام شد.
روش کار: این پژوهش یک مطالعه مقطعی بود که جمع آوری داده ها در آن از طریق پرسشنامه انجام شد. نمونه مورد بررسی 266 نفر از زنان ساکن در شهر یزد بودند که به صورت تصادفی با مراجعه به منازل آنها انتخاب شدند. تجزیه و تحلیل داده ها با نرم افزار SPSS نسخه 18 انجام شد. حداقل و حداکثر امتیاز قابل اکتساب به ترتیب برای آگاهی صفر و 15، نگرش 15 و45 و عملکرد صفر و20 بود .
نتایج: میانگین امتیاز آگاهی، نگرش و عملکرد به ترتیب ( 54/2 ± 13/11)، (52/4 ± 98/39) و (96/1 ± 73/17) بود. با این حال 2/63% از زنان مورد مطالعه آگاهی از ایمنی غذاهای پخته نگهداری شده در یخچال نداشتند و 4/41% دارای این نگرش غلط بودند که صِرف پاک کردن میوه و سبزی، آنها را برای خوردن ایمن و بی خطر می کند. همچنین 8/68% بانوان دارای عملکرد غیر بهداشتی در مورد مصرف تخم مرغ نیم پخته بودند.
نتیجهگیری: زنان مورد مطالعه ساکن در شهر یزد در مورد برخی از عوامل ایجاد کننده مسمومیت غذایی از جمله سالمونلا، همچنین دمای مناسب پخت و نگهداری مواد غذایی از آگاهی خوبی برخوردار نبودند. بنابراین لازم است برنامه های آموزشی مناسبی جهت افزایش آگاهی و بهبود عملکردشان در این خصوص در نظر گرفته شود.
سهیلا نظرپور، معصومه سیمبر، فهیمه رمضانی تهرانی، حمید علوی مجد،
دوره 13، شماره 1 - ( 3-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: عملکرد جنسی میتواند تحت تأثیر عوامل مختلفی قرار گیرد. هدف از مطالعه، بررسی همبستگی ورزش و عملکرد جنسی در زنان یائسه میباشد.
روش کار: بررسی حاضر یک مطالعه توصیفی – تحلیلی مبتنی بر جامعه میباشد که بر روی 405 زن یائسه 40 تا 65 ساله انجام گرفت. نمونهگیری به صورت تصادفی چندمرحلهای طبقاتی بود. دادهها از طریق مصاحبه و با استفاده از پرسشنامه FSFI و یک پرسشنامه محقق ساخته بدست آمد و با بکارگیری آزمونهای توصیفی و تحلیلی مانند مدل رگرسیون خطی چندگانه و رگرسیون لجستیک تحلیل شد.
نتایج: شایعترین نوع ورزش، پیادهروی (8/79%) بود. 61% از زنان یائسه دارای اختلال عملکرد جنسی بودند. نمره حیطه درد در افرادی که ورزش میکردند، بهطور معنیداری کمتر (نامطلوبتر) بود (013/0= p ). نمره کلی FSFI و نمرات حیطههای لغزندهسازی و درد در گروهی که سایر ورزشها به جز پیادهروی را انجام میدادند، نسبت به گروهی که ورزش نمیکردند و یا فقط پیادهروی میکردند، بهطور معنیداری کمتر بود. دفعات ورزش در هفته با نمره حیطه لغزندهسازی (014/0= ,p 18/0= r ) و ارگاسم (045/0= ,p 15/0= r ) همبستگی معنیدار مثبت داشت. اما در بررسی عوامل پیشگویی کننده نمره کلی FSFI و نمر ات حیطهها، نتایج رگرسیون چندگانه معنیدار نبود. رگرسیون لجستیک نشان داد با افزایش یکبار به تعداد دفعات ورزش در هفته، شانس کاهش تمایلات جنسی 2/80 % کم میشود.
نتیجه گیری: به نظر میرسد در زنان یائسه تحت مطالعه، انجام ورزش میتواند راهی برای جبران مشکلات کاهش روابط و تمایلات جنسی و نارضایتیهای ناشی از آن باشد. آنچه که میتواند در بهبود عملکرد جنسی زنان یائسه اثرات مثبتی داشته باشد، انجام ورزش به تعداد هفتگی بیشتر است.
بهزاد دماری، عباس وثوق مقدم، احمد حاجبی، محمدحسین سالاریان زاده، حبیب امامی،
دوره 13، شماره 3 - ( 9-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس به عنوان پایتخت انرژی کشور، نیازمند نیروی ساالم و مولد است. برای ارتقای عادلانه شاخص های سلامت منطقه ضروری است از وضعیت کارکردهای نظام سلامت اطلاع پیدا کرد.
روش کار: این مطالعه مقطعی است که به روش کیفی و با استفاده از پرسش نامه ارزیابی خدمات اساسی سلامت عمومی و پرسشنامه محقق ساخت ارزیابی نقاط قوت، ضعف، فرصت و تهدید کارکردهای نظام سلامت منطقه (تحلیل SWOT) انجام گرفت. نمایندگان ذی نفعان منطقه پس از توجیه و آموزش روش کار، به پرسش های ارزیابی خدمات اساسی سلامت عمومی به صورت فردی امتیازدهی کردند. پرسشنامه های SWOT به روش فردی تکمیل و با بحث گروهی در یک فرم جمع بندی شد. نتایج گروه ها تحلیل محتوای شده و موضوعات اصلی احصا شد.
نتایج: ارزیابی وضعیت خدمات اساسی سلامت عمومی نشان داد که میانگین امتیاز کسب شده از 100 نمره استاندارد حدود 8/37 است. کارکرد اطلاعات بیشترین نقاط ضعف را دارد. ارائه خدمات بهداشتی به مردم از طریق شبکه های بهداشت و درمان دولتی از مهمترین نقاط قوت است. محیط خارجی دور در تمامی زیر حیطه ها تهدیدات فراوانی برای سلامت منطقه دارند.
نتیجه گیری: موقعیت سازمانی نظام سلامت منطقه در حوزه ضعف و تهدید برآورد می شود. از علل ریشه ای آن کارکردهای ضعیف نظام سلامت عمومی در منطقه است. لازم است وزارت های نفت و بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، برای یکپارچه سازی راهبری خدمات سلامت در منطقه تصمیم بگیرند.
محمد رضا توکلی، سعید کریمی، مرضیه جوادی، علیرضا جباری،
دوره 14، شماره 1 - ( 3-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: در سال 1374 دستورالعمل اداره نظام نوین امور بیمارستان ها (کارانه) ابلاغ گردید. مطابق این طرح درصدی از درآمدهای اختصاصی بیمارستان تحت عنوان کارانه به کارکنان آن اختصاص می یابد و پس از کسر دیگر هزینه ها، الباقی مبلغ برای خودگردانی در اختیار بیمارستان قرار میگیرد. بر اساس این طرح هیأت نظارت شامل دو قسمت اصلی هیأت نظارت عالی و هیأت نظارت مراکز (بیمارستانها) می باشد. بنابراین هدف اصلی این پژوهش بررسی عملکرد هیأت نظارت طرح نظام نوین اداره امور بیمارستان ها در مراکز آموزشی درمانی منتخب شهر اصفهان در سال1393 می باشد.
روش کار: روش تحقیق به شیوه کیفی می باشد. از مصاحبه نیمه ساختار یافته برای گردآوری داده ها استفاده شد. نمونه گیری به روش هدفمند انجام شد و تعداد 11 نفر مورد مصاحبه قرار گرفتند. از روش تجزیه و تحلیل موضوعی برای تحلیل داده ها استفاده گردید.
نتایج: در این پژوهش، براساس تحلیل موضوعی انجام شده، درون مایه اصلی ضعف در عوامل ساختاری و زیربنایی (تدوین برنامه) و ضعف در عوامل ساختاری و زیربنایی (مرحله اجرا) هیأت نظارت طرح نظام نوین اداره امور بیمارستان ها استخراج شد.
نتیجه گیری: بارزترین یافته های این پژوهش شامل نقاط ضعفی در عوامل ساختاری و زیربنایی (در تدوین برنامه) و ضعف عوامل ساختاری و زیربنایی (در اجرای برنامه) بود. این یافته ها به سیاست گذاران بخش سلامت کمک می کند تا بتوانند با در نظر گرفتن نقاط ضعف، راهبردهای مناسبی در جهت کاهش آنها در طرح کارانه جدید طراحی نمایند.
شیرین رضایی، عباس رحیمی فروشانی، محمد عرب، ابراهیم جعفری پویان،
دوره 14، شماره 2 - ( 6-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: از نیمه اردیبهشت ماه سال 1393برنامه تحول نظام سلامت در هفت برنامه، اجرایی گردیده و هدف آن ارتقای سطح سلامت مردم، کاهش پرداخت از جیب، توسعه و ارتقای شاخصهای سلامت جامعه است. هدف این مقاله تعیین اثراین طرح بر شاخص های عملکردی بیمارستان های دانشگاهی استان همدان می باشد.
روش کار: در این مطالعه توصیفی- تحلیلی طولی داده های مربوط به شاخصهای عملکردی بیمارستان های دانشگاه علوم پزشکی همدان به روش سری زمانی منقطع در بازه زمانی 15 ماهه (هفت ماه قبل و هفت ماه بعد از اجرای طرح و یک ماه فاصله زمانی برای استقرار طرح) جمعآوری و با کمک نرم افزار SPSS تحلیلهای توصیفی و تحلیلی انجام گردید.
نتایج: تغییراتی در همه شاخصهای منتخب بعد از اجرای طرح تحول سلامت رخ داد که بیشترین تغییر در تعداد اعمال جراحی اورژانسی و انتخابی و کمترین در نسبت تخت فعال به ثابت بوده است. البته با مقایسه وضعیت شاخصها بین ماههای متناظر، تعداد کمی از این تغییرات معنی دار بود (نسبت گردش تخت و تعداد اعمال جراحی اورژانسی).
نتیجهگیری: براساس یافتههای این پژوهش تمام شاخصهای منتخب به نسبتی بعد از اجرای طرح تحول سلامت تغییر پیدا کردند که به نوعی نشان دهنده اثر این طرح بر عملکرد بیمارستان ها بوده است. البته باید در کنار این تغییرات به سایر پیامدهای آن همچون افزایش حجم کاری بیمارستان ها و تقاضای القایی احتمالی نیز توجه نمود و در کل اثرات طرح را با احتیاط و در بلند مدت مورد قضاوت قرار داد.
ناهید مستوفی، غلامرضا گرمارودی، احمدرضا شمشیری، الهام شکیبازاده،
دوره 14، شماره 3 - ( 9-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: تربیت جنسی یک مقوله بسیار مهم تربیتی در نوجوانان است و مادران مهمترین منبع قابل اعتماد جهت ارائه اطلاعات به نوجوانان می باشند. بنابر این لازم است از دانش، نگرش و عملکرد مناسب برخوردار بوده تا قادر باشند آموزشهای مورد نیاز نوجوانان خود را به آنها ارائه دهند. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر آموزش گروهی بر آگاهی، نگرش و عملکرد مادران در تربیت جنسی دختران نوجوان آنان، در سال 1394 انجام گردید.
روش کار: این پژوهش، یک کارآزمایی شاهد دار تصادفی در دو گروه مداخله و شاهد می باشد. 30 مادر که دختر نوجوان داشتند، جهت هر یک از گروههای مداخله و شاهد انتخاب شدند. ابتدا آگاهی، نگرش و عملکرد مادران در تربیت جنسی دختران نوجوانشان، توسط پرسشنامه های طراحی شده ای که اعتبار و پایایی آنها سنجیده شده بود، مورد بررسی قرار گرفت. بر اساس نتایج اندازه گیری پایه، مداخله آموزشی برای گروه مداخله در قالب سه جلسه آموزش گروهی به مدت 60-45 دقیقه در هر جلسه انجام گردید. اساس برنامه ریزی آموزشی در این پژوهش مبتنی بر یادگیری فعال بود. گروه شاهد تنها پمفلت آموزشی دریافت کردند. به فاصله سه ماه بعد از مداخله آموزشی، متغیرهای پیامد مجددا" اندازه گیری شدند، سپس داده های جمع آوری شده در دو گروه مداخله و شاهد، در مرحله قبل و 3 ماه بعد از مداخله آموزشی کدبندی و مورد تحلیل قرار گرفتند. در نهایت داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS نسخه 22 و آزمونهای توصیفی و تحلیلی شامل آزمونهای مجذور کای دو، فیشر و تی مستقل آنالیز گردیدند.
نتایج: یافته های پژوهش نشان داد که ارتباط معنی داری بین دو گروه مداخله و شاهد در خصوص متغیرهای مطالعه قبل از مداخله وجود نداشت (0/05 (p> لیکن در گروه مداخله، قبل و سه ماه بعد از آموزش، سطح آگاهی، نگرش، عملکرد تفاوت معنی داری داشتند
(0/001 >p). در گروه کنترل، بین میانگین نمرات، قبل و بعد از مداخله، تفاوت آماری معنی داری وجود نداشت (p>0/05).
نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان داد آموزش گروهی می تواند تغییرات قابل توجهی در سطح آگاهی، نگرش و عملکرد مادرانی که دختر نوجوان دارند، ایجاد کند.
سعید ابراهیمی، ابوالقاسم پوررضا، فرشته فرزیان پور، عباس رحیمی فروشانی،
دوره 15، شماره 2 - ( 6-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: منابع انسانی هر سازمان، سرمایه های اصلی آن است و تنها دارایی منحصر به فردی می باشد که در گذر زمان نه تنها دچار استهلاک نمیگردد، بلکه ارزش افزوده بیشتری را نیز ایجاد مینماید. سازمان تامین اجتماعی به عنوان یک سازمان بیمهگر اجتماعی، نیاز ضروری به ارزیابی مدیریت منابع انسانی خود را احساس مینماید. در همین راستا، به نظر میرسد که به کارگیری مدل تعالی (EFQM) European Foundation for Quality Management جهت ارزیابی تعالی مدیریت منابع انسانی این سازمان بسیار ضروری میباشد.
روش کار: این پژوهش یک مطالعه توصیفی و از نظر نتایج، کاربردی بود که در اداره کل تامین اجتماعی شهر تهران انجام شد. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه استاندارد ارزیابی عملکرد براساس مدل تعالی سازمان EFQM بود که پایایی آن با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ 989/0 به دست آمد تعداد 388 پرسشنامه توزیع شد که 311 پرسشنامه تکمیل و به محقق بازگرداننده شد. نرخ بازگشت 81% بود. تجزیه و تحلیل یافتههای پژوهش با نرم افزارSPSS16 صورت گرفت.
نتایج: مدیران منابع انسانی سازمان تامین اجتماعی در این پژوهش امتیاز 72/459 را کسب کردند. که بعد توانمندسازها دارای امتیاز 34/261و بعد نتایج دارای امتیاز 38/198 میباشد در بعد توانمند سازها، معیار خط مشی و راهبرد دارای بیشترین امتیاز (12/56) و معیار فرآیندها دارای کمترین امتیاز (28/51) میباشد در بعد نتایج، معیار نتایج جامعه دارای بیشترین امتیاز (27/50) و معیار نتایج مشتریان دارای کمترین امتیاز (18/51) می باشد.
نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان میدهد که ارزیابی در قالب مدل توصیف شده، ابزار مناسبی برای شناسایی وضعیت عملکرد و نقاط قوت و قابل بهبود مدیریت منابع انسانی سازمان تامین اجتماعی تهران است بدیهی است که اجرای بهتر برنامه ها و دستیابی به تعالی، با همکاری مستمر، امکان پذیر می شود.
علی محمد مصدق راد، سید شهاب الدین شاه ابراهیمی، مهدی غضنفری،
دوره 16، شماره 1 - ( 3-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: اعتباربخشی یکی از روشهای ارزشیابی خارجی بیمارستانها است. این پژوهش با هدف بررسی رابطه بین اعتباربخشی و عملکرد بیمارستانهای استان تهران انجام شد. علاوهبراین، مهمترین محورهای اعتباربخشی موثر بر عملکرد بیمارستانها شناسایی و رتبهبندی شدند.
روش کار: این پژوهش توصیفی و همبستگی بهصورت مقطعی با استفاده از دادههای عملکردی 121 بیمارستان در سال 1393 و 123 بیمارستان در سال 1394 در استان تهران انجام شد. اطلاعات مرتبط با امتیاز اعتباربخشی و 9 شاخص عملکردی بیمارستانها در سالهای 1393 و 1394 جمعآوری شد. از روش آنتروپی شانون برای سنجش وزن شاخصهای عملکردی بیمارستانها و از روش انتخاب ویژگی دادهکاوی برای تعیین ارتباط بین امتیاز اعتباربخشی و شاخصهای عملکردی بیمارستانها استفاده شد. سپس، محورهای اعتباربخشی بیمارستانی بر اساس میزان اهمیت رتبهبندی شدند. دادهها با استفاده از نرمافزار IBM SPSS Modeler تحلیل شدند.
نتایج: میانگین امتیاز اعتباربخشی بیمارستانهای استان تهران در سالهای ۱۳۹۳ و ۱۳۹۴ به ترتیب 98/61 و 56/69 از 100 امتیاز بود. کلیه شاخصهای عملکردی به غیر از شاخص تعداد مراجعین سرپایی بیمارستان در سال 1394 نسبت به سال قبل افزایش داشته است. این اختلاف از نظر آماری معنی دار نبود. ارتباطی بین امتیاز اعتباربخشی بیمارستانها و شاخصهای عملکردی آنها مشاهده نشد. با این وجود، محورهای مدیریت و رهبری، اورژانس و مدیریت تدارکات اعتباربخشی به ترتیب بیشترین و محورهای تغذیه، بهداشت محیط و فیزیوتراپی کمترین تأثیر را بر عملکرد بیمارستانها داشتند.
نتیجهگیری: رابطهای بین اعتباربخشی و عملکرد بیمارستانهای استان تهران وجود نداشت. بنابراین، ارتقای سیستم اعتباربخشی بیمارستانها شامل استانداردها، روش و ارزیابان اعتباربخشی و تعهد مدیران بیمارستانها برای استفاده از سیستمهای مدیریت کیفیت برای بهبود شاخصهای عملکردی ضروری است.
حسنا جانجانی، محمد مهر علیان، زهرا شمسی زاده، زهره سادات سنگ سفیدی، مریم خشیج،
دوره 16، شماره 1 - ( 3-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: توجه به بهداشت و ایمنی مواد غذایی، توفیق شگرفی در جهان به همراه دارد. اخیرا به دلایلی چون تولید انبوه، پردازش مواد غذایی، جهانی شدن تجارت مواد غذایی و صنعتی شدن شیوع بیماریهای مرتبط با آب و غذای آلوده رو به افزایش است. لذا بررسی آگاهی و عملکرد افراد یک ضرورت بوده و این پژوهش با هدف بررسی آگاهی و عملکرد مردم شهر کرمانشاه در ارتباط با بهداشت و ایمنی مواد غذایی انجام شد.
روش کار: پژوهش یک مطالعه مقطعی در سال 1396-1395 بود که جمع آوری دادهها از طریق پرسشنامه انجام گرفت. نمونه مورد بررسی 252 نفر از ساکنین شهر کرمانشاه بودند که به صورت تصادفی با نمونه برداری خوشهای انتخاب شدند. اطلاعات بدست آمده با نرم افزارSPSS 17 و آزمونX2 و اسپیرمن مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
نتایج: اغلب افراد مورد مطالعه از آگاهی و یا عملکرد مناسبی در مورد برخی فاکتورهای مرتبط با مسمومیت غذایی برخوردار نبودند. 54% افراد، به غلط تصور میکردند غذاهایی که بطور کامل پخته میشوند هم دارای میکروب هستند. همچنین، 3/68 % افراد، عملکرد بهداشتی مناسبی در خصوص مصرف میوه و سبزی تازه نداشتند، بطوریکه فقط به پاک کردن آن قبل از مصرف اکتفا میکردند. در نهایت میانگین امتیاز آگاهی و عملکرد به ترتیب 27/2±62/11 و 59/1±69/17 بدست آمد.
نتیجه گیری: باتوجه به ارتباط معنی دار بین آگاهی و عملکرد افراد در خصوص ایمنی و بهداشت مواد غذایی، لزوم اجرای برنامههای آموزشی مناسب جهت افزایش بیشتر آگاهی و متعاقباً افزایش بهبود عملکرد توسط ارگانهای زیربط میتواند ارتقاء دهنده وضع موجود باشد.
حسین درگاهی، علیرضا دررودی، مهرزاد رضایی آبگلی،
دوره 16، شماره 3 - ( 9-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: کلیه بیمارستانها نیازمند پایش و ارزیابی مداوم هستند. نمودار گرافیکی پابن لاسو، با ترکیب شاخصهای عملکردی بیمارستانها میتواند کارایی بیمارستانها را مورد ارزیابی دهد. لذا هدف این مطالعه تعیین تاثیر طرح تحول نظام سلامت بر شاخصهای عملکردی بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال 1395 با استفاده از مدل پابن لاسو میباشد.
روش کار: مطالعه توصیفی تحلیلی حاضر به صورت مقطعی انجام گرفت. تعداد 8 بیمارستان عمومی و تک تخصصی دانشگاه علوم پزشکی تهران جامعه پژوهش را تشکیل دادند. دادههای ورودی و شاخصهای عملکردی با اخذ مجوز از معاونت درمان دانشگاه دریافت گردید. تحلیل دادهها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی شامل آزمونهای کای اسکوئر و تی زوج دو نمونهای و وضعیت عملکرد بیمارستانها با بهره برداری از مدل گرافیکی پابن لاسو انجام شد.
نتایج: بعد از اجرای طرح تحول نظام سلامت در ایران تعداد بیمارستانهای بیشتری در مقایسه با قبل از اجرای طرح مزبور در منطقه 3 و 4 قرار گرفتهاند که در نتیجه وضعیت کارایی مطلوبتری را نشان میدهد. که این تفاوت با آزمون کای اسکوئر اختلاف معنیداری نشان داد.
نتیجهگیری: بر اساس نمودار پابن لاسو شاخصهای عملکردی بیمارستانها بعد از اجرای طرح تحول سلامت بهبود بیشتری یافته است. استفاده از تجربیات و عملکرد مدیریتی موفق در راه ارتقای شاخصهای عملکردی بیمارستانها بعد از اجرای این طرح میتواند الگوی مدیران سایر بیمارستانهای کشور قرار گیرد.
محمد خمرنیا، آرزو علینژاد رنجبر، مهدیه بخشی،
دوره 17، شماره 2 - ( 6-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: اﻋﺘﺒﺎرﺑﺨﺸﻲ ﻳﻜﻲ از اقدامات ﻣﻬﻢ در ارزﺷﻴﺎﺑﻲ ﺧﺪﻣﺎت ﺑﻬﺪاﺷﺘﻲ و درﻣـﺎﻧﻲ ﻣـﻲﺑﺎﺷـﺪ. اﻣﺮوزه ﻣﻮﺿﻮع اﻋﺘﺒﺎرﺑﺨﺸﻲ ﺑﺎ ﻫﺪف اﻳﺠﺎد و ارﺗﻘﺎی ﻓﺮﻫﻨﮓ اﻳﻤﻨﻲ و ﻛﻴﻔﻴﺖ ﻣﺮاﻗﺒﺖ از ﺑﻴﻤﺎر ﺟﺎﻳﮕﺎه ویژه ای ﻳﺎﻓﺘﻪ اﺳﺖ. لذا پژوهش حاضر با هدف تعیین تاثیر اعتباربخشی بر شاخص های کلیدی و عملکردی بیمارستان های دولتی شهر زاهدان قبل و بعد از اجرای آن انجام گردید.
روش کار: این مطالعه مقطعی به صورت توصیفی-تحلیلی و با هدف کاربردی در سال 1396 در بیمارستان های دولتی دانشگاه علوم پزشکی زاهدان (خاتم الانبیا و علی ابن ابیطالب) صورت گرفت. کلیه شاخص های کلیدی عملکرد بیمارستان دو سال قبل از اجرای اعتباربخشی (سال های١۳۹2-١۳۹1) و دو سال بعد از اجرای اعتباربخشی (سال های ١۳۹5-١۳۹4) در بیمارستان های مذکور بررسی شد. جهت جمع آوری داده ها از فرم طراحی شده مرتبط با اهداف مطالعه استفاده شد. برای ترسیم اطلاعات از آماره توصیفی، جداول و نمودارهای توصیفی استفاده شد.
نتایج: بر اساس نتایج مطالعه مدت اقامت بیماران پس از اجرای طرح اعتباربخشی در بیمارستان ها تاحدودی بهبود یافته و با کاهش ٥/۰روز به ٤ روز در سال ١۳۹٥رسیده است. میزان سزارین از ۲/٤۹% در سال ١۳۹١به ۸/٥۶ در سال ١۳۹٥رسیده است. درصد اشغال تخت به بالای ۹۰% در سال ١۳۹٥رسیده است. فاصله چرخش تخت ۳١/١% کاهش یافته و ترخیص با میل شخصی در سال ١۳۹٥ با کاهش ۹% نسبت به سال ١۳۹٤همراه بوده است. همچنین شاخص ترخیص با میل شخصی از اورژانس با کاهش ۷% همراه بوده است. قابل ذکر است که قبل و بعد از اعتبار بخشی تغییری در شاخص مرگ و میر خالص مشاهد نشد.
نتیجه گیری: اعتبار بخشی تاثیر نسبی مطلوبی بر شاخصهای عملکردی بیمارستان ها داشته است. البته ممکن است اجرای طرح تحول نظام سلامت نیز در این تاثیرگذاری نقش داشته باشد. در مجموع اجرای اعتباربخشی در بیمارستان های کشور می تواند موجب کاهش مشکلات در این بخش و ارائه خدمات با کیفیت بیشتر به مراجعین شود. همچنین برای اجرای بهتر این برنامه تاکید بر شاخص های مرگ و میر و میزان سزارین می تواند منجر به ارتقای عملکرد بیمارستان ها شود.
مریم جمشیدی مقدم، غلامرضا جاهد خانیکی، عباس رحیمی فروشانی، نبی شریعتی فر،
دوره 17، شماره 3 - ( 9-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: غذا و تغذیه می تواند مهمترین موضوع مورد بحث دنیای امروز را تشکیل دهد و بیماریهای ناشی از غذا، یک مشکل بهداشت عمومی جدی می باشد. دست اندرکاران غذایی که در آشپزخانه ها کار می کنند نقش مهمی در انتقال بیماریهای قابل انتقال از طریق غذا ایفا می کنند. بیماریهای ناشی از غذا، بویژه آنها که بوسیله باکتری ها، ویروسها، انگلها و قارچها ایجاد می شوند قابل پیشگیری هستند و آموزش در مداخله مناسب غذا، یک کلید برای پیشگیری است.
روش کار: مطالعه ای مقطعی در 10 بیمارستان وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال 1396 انجام گرفت. در این مطالعه 136 نفر از دست اندرکاران غذای شاغل در بخش آشپزخانه بیمارستانها توسط پرسشنامه، از نظر میزان آگاهی، نحوه نگرش و عملکرد، ارزیابی شدند.
نتایج: نتایج نشان داد که 8/08% از گروه مورد مطالعه از آگاهی خوبی در خصوص بهداشت و ایمنی مواد غذایی برخوردار بودند (امتیاز بالاتر از 75%). همچنین 16/7% از آنها امتیاز کامل نگرش را کسب کردند. بیمارستانها از نظر عملکرد در سطح مطلوبی بودند. همچنین نتایج نشان داد که میان متغیرهای میزان تحصیلات و گذراندن دوره آموزشی بهداشت و ایمنی مواد غذایی توسط دست اندرکاران غذا و میزان آگاهی آنها رابطه معنی داری وجود دارد (05/0p<).
نتیجه گیری : به نظر میرسد آگاهی کافی در خصوص مباحث بهداشت و ایمنی مواد غذایی در بین کارکنان دست اندرکار تهیه و توزیع غذا در بیشتر بیمارستانها وجود ندارد؛ و انجام مداخله آموزشی و برگزاری دوره های آموزشی در زمینه موضوعات مورد ضعف و همچنین حساس سازی بیشتر پرسنل پیشنهاد می گردد.
حجت رحمانی، فرشید نصراله بیگی، سمیه نیاکان، قاسم رجبی واسو کلایی،
دوره 17، شماره 3 - ( 9-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: منابع انسانی به میزان بسیار زیادی در موفقیت هر سازمانی نقش دارند. در نظام سلامت نیز، پرستاران از نقش گسترده ای در ارائه خدمات با کیفیت برخوردار هستند. با این وجود، در فرآیند ارائه با کیفیت و اثر بخش خدمات بهداشتی درمانی، ادراک عدالت از سیستم ارزیابی عملکرد و رفتار شهروندی یکی از ابزار های قوی در مدیریت عملکرد می باشند. هدف از این مطالعه، تعیین رابطه بین ادراک عدالت از سیستم ارزیابی عملکرد و رفتار شهروندی پرستاران بیمارستان های دانشگاه علوم پزشکی تهران بود.
روش کار: در این مطالعه مقطعی، داده ها از طریق 2 پرسشنامه (ادراک عدالت از سیستم ارزیابی عملکرد، رفتار شهروندی و اطلاعات دموگرافیک) جمع آوری شدند. محققین داده های این مطالعه را از طریق 346 پرستار شاغل در بیمارستان های دانشگاه علوم پزشکی تهران جمع آوری نمودند. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار تحلیلی24 SPSS ویرایش استفاده شد.
نتایج: نتایج مطالعه نشان داد، مولفه های ادراک عدالت از سیستم ارزیابی عملکرد (70/2) و رفتار شهروندی(66/2) دارای وضعیت متوسط می باشند. با توجه به تحلیل همبستگی، رابطه مثبت و قوی بین ارزیابی عملکرد و رفتار شهروندی وجود دارد. این مطالعه نشان داد ارزیابی عملکرد می تواند رفتار شهروندی را پیش بینی نماید(9/30% واریانس).
نتیجه گیری: ادراک عدالت از سیستم ارزیابی عملکرد می تواند تاثیر مثبتی بر عزت نفس، رضایت شغلی، تعهد کارکنان، ساخت اعتماد سازمانی، افزایش بهره وری و بهبود مشارکت داشته باشد.
وحید کاظمی زاده، ناصر بهپور،
دوره 18، شماره 2 - ( 6-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: در پژوهشهای پیشین مشخص گردیده است که عوامل زیادی بر عملکرد ورزشکاران اثرگذار است. محرومیت از خواب یکی از این عوامل است. بر اساس مدارک آزمایشگاهی یک تعداد مسیرهای محتمل برای ارتباط بین مدت محرومیت از خواب و کیفیت زندگی ورزشکاران پیشنهاد شده است. هدف مطالعه حاضر اثر محرومیت از خواب بر کیفیت زندگی در دانشجویان فعال رشته علوم ورزشی میباشد.
روش کار: پژوهش به صورت تجربی میباشد. تعداد 20 دانشجوی پسر رشته علوم ورزشی به صورت داوطلب انتخاب و با شیوه انتخاب تصادفی ساده در طرح درون گروهی با موازنه تقابل در دو موقعیت مورد بررسی قرار گرفتند. شرکتکنندگان در دو موقعیت 1) پس از 12 ساعت ناشتایی و 8 ساعت خواب کافی، و 2) بعد از 12 ساعت ناشتایی و 30 ساعت بیخوابی کامل در محل خوابگاه دانشجویی با شرایط کنترل شده مورد بررسی قرار گرفتند. کیفیت زندگی آزمودنیها با استفاده از پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان جهانی بهداشت (WHOQOL_BREF) قبل و بعد از اعمال متغیر مستقل ارزیابی شد. تغییرات در متغیر وابسته ناشی از مداخله با آزمون تی وابسته در سطح معنی داری 05/0>p و با استفاده از نرم افزار22 SPSS آنالیز شد.
نتایج: یافتههای پژوهش حاضر نشان داد که 30 ساعت محرومیت از خواب سبب کاهش معنی دار میزان مقیاس کیفیت زندگی، درک سلامت جسمی، سلامت روان، روابط اجتماعی، سلامت محیط و سلامت عمومی کلی دانشجویان در شرایط محرومیت از خواب نسبت به شرایط کنترل شد و این کاهش از نظر آماری نیز معنی دار میباشد (012/0p=).
نتیجهگیری: با توجه به نتایج پژوهش حاضر، مشخص گردید 30 ساعت محرومیت از خواب موجب تغییر معنی داری در کیفیت زندگی دانشجویان پسر فعال داشت. ورزشکاران به دلیل نیازهای ورزشی که کیفیت و کمیت خواب را مورد تاثیر قرار میدهد در مقابل با افراد غیر فعال به خواب بیشتری نیاز دارند. لذا به مربیان و ورزشکاران توصیه میگردد با شناخت عواملی که باعث محرومیت از خواب میشوند، از بیخواب شدن ورزشکاران خود در هنگام تمرین و مسابقات جلوگیری کنند تا از اثر منفی محرومیت از خواب بر عملکردهای ورزشی مصون باشند.
مسعود صادقی، زهرا مرادی،
دوره 18، شماره 2 - ( 6-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماری آرﺗﺮیﺖ روﻣﺎﺗﻮﺋﯿﺪ شایﻊﺗﺮیﻦ و ﻣﻬﻢﺗﺮیﻦ ﺑﯿﻤﺎری اﻟﺘﻬﺎﺑﯽ ﻣﻔﺎﺻﻞ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺮ اﺛﺮ ﺗﻌﺎﻣﻞ ﻋﻮاﻣﻞ ژﻧﺘﯿﮑﯽ، ایﻤﻨﯽﺷﻨﺎﺧﺘﯽ، رواﻧﯽ و اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺑﻪ وﺟﻮد ﻣﯽآیﺪ و ﺑﺎ دردﻫﺎی ﻣﺰﻣﻦ ﻫﻤﺮاه است. هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر ادراک درد و ناتوانی عملکردی زنان مبتلا به آرتریت روماتوئیدِ شهر خرمآباد بود.
روش کار: پژوهش نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون و پسآزمون با گروه آزمایش و گواه میباشد. جامعه آماری کلیه زنان مبتلا به آرتریت روماتوئید استان لرستان بود. روش نمونهگیری به صورت در دسترس از بین این زنان 40 نفر انتخاب و به روش تصادفی در دو گروه آزمایشی و گواه (هر گروه 20 نفر) جایگزین شدند. در شرایط یکسان و همزمان، پیشآزمون با پرسشنامههای ادراک درد و ناتوانی عملکردی در هر دو گروه به عمل آمد. سپس مداخله درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد به مدت 8 جلسه 90 دقیقهای بر روی گروه آزمایشی اجرا شد ولی گروه گواه مداخلهای دریافت نکرد. پس از اتمام جلسات مجدداً از هر دو گروه پسآزمون گرفته شد.
نتایج: نتایج تحلیل کواریانس چند متغیره و تک متغیره نشان دادکه مداخله درمان مبتنی بر پذرش و تعهد بر کاهش ادراک درد و ناتوانی عملکردی بیماران تاثیر معنی دار داشته است (001/0>p).
نتیجه گیری: با توجه به نتایج این مطالعه میتوان گفت درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد باعث کاهش ادراک درد و ناتوانی عملکردی در زنان مبتلا به آرتریت روماتوئید شده است. لذا در کنار درمان پزشکی میتوان از این درمان جهت کاهش ادراک درد و ناتوانی عملکردی این بیماران استفاده کرد.
زینب زارعی، آذر طل، رویا صادقی، کمال اعظم، مریم صبوری،
دوره 19، شماره 3 - ( 12-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: عملکرد مادران در مورد تغذیه انحصاری با شیر مادر تابعی از سطح آگاهی و نحوه نگرش آنان به این موضوع میباشد. این مطالعه با هدف تعیین تاثیر مداخله مبتنی بر مدل فرانظری برآگاهی، نگرش و عملکرد جهت شیردهی انحصاری در مادران سه ماهه سوم بارداری مراجعه کننده به بیمارستان های دانشگاه علوم پزشکی گلستان سال 1399-1400 طراحی و اجرا گردید.
روش کار: این مطالعه از نوع مداخلهای نیمه تجربی با دوگروه مداخله و کنترل بر 120 مادر باردار در سه ماهه سوم بارداری که به صورت تخصیص تصادفی با روش بلوک های چهارتایی تصادفی شده در دو گروه 60 نفری مداخله و کنترل انجام شد. پرسشنامه شامل مشخصات دموگرافیک، اطلاعات مامایی و پرسشنامه محقق ساخته بر اساس مدل فرانظری بود. برنامه آموزشی به دلیل پاندمی کرونا ، زمینه و هدف: عملکرد مادران در مورد تغذیه انحصاری با شیر مادر تابعی از سطح آگاهی و نحوه نگرش آنان به این موضوع میباشد. این مطالعه با هدف تعیین تاثیر مداخله مبتنی بر مدل فرانظری برآگاهی، نگرش و عملکرد جهت شیردهی انحصاری در مادران سه ماهه سوم بارداری مراجعه کننده به بیمارستان های دانشگاه علوم پزشکی گلستان سال 1399-1400 طراحی و اجرا گردید.
روش کار: این مطالعه از نوع مداخلهای نیمه تجربی با دوگروه مداخله و کنترل بر 120 مادر باردار در سه ماهه سوم بارداری که به صورت تخصیص تصادفی با روش بلوک های چهارتایی تصادفی شده در دو گروه 60 نفری مداخله و کنترل انجام شد. پرسشنامه شامل مشخصات دموگرافیک، اطلاعات مامایی و پرسشنامه محقق ساخته بر اساس مدل فرانظری بود. برنامه آموزشی به دلیل پاندمی کرونا ، بخشی به صورت حضوری به مدت5 جلسه آموزشی (30 دقیقهای) سه بار در هفته و با رعایت پروتکل های بهداشتی و بقیه به صورت مجازی از طریق پیام رسان واتساپ و تلگرام به صورت (پادکست، فیلم آموزشی، پمفلت و پوسترالکترونیکی) برگزار گردید. داده ها یک و شش ماه بعد از مداخله با استفاده از نرم افزار SPSS16 با استفاده از آزمون های توصیفی و استنباطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
نتایج: قبل از مداخله، میانگین نمرات در حیطه آگاهی، نگرش، عملکرد و سازه های مدل فرانظری در دو گروه مداخله و کنترل تفاوت معنیدار آماری با یکدیگر نداشتند اما بعد از مداخله آموزشی میانگین آگاهی، نگرش، عملکرد و سازههای مراحل تغییر، منافع درک شده و موانع درک شده در موازنه تصمیم گیری و خودکارآمدی یک و شش ماه بعد از مداخله تفاوت معناداری داشت (۰۰۱/۰>p).
نتیجه گیری: به نظر می رسد تغییر برنامه شیردهی در مادران باردار بر اساس مدل فرانظری قادر باشد آگاهی، نگرش و عملکرد آنان را در شیردهی انحصاری بهبود ببخشد.
بخشی به صورت حضوری به مدت5 جلسه آموزشی (30 دقیقهای) سه بار در هفته و با رعایت پروتکل های بهداشتی و بقیه به صورت مجازی از طریق پیام رسان واتساپ و تلگرام به صورت (پادکست، فیلم آموزشی، پمفلت و پوسترالکترونیکی) برگزار گردید. داده ها یک و شش ماه بعد از مداخله با استفاده از نرم افزار SPSS16 با استفاده از آزمون های توصیفی و استنباطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
نتایج: قبل از مداخله، میانگین نمرات در حیطه آگاهی، نگرش، عملکرد و سازه های مدل فرانظری در دو گروه مداخله و کنترل تفاوت معنیدار آماری با یکدیگر نداشتند اما بعد از مداخله آموزشی میانگین آگاهی، نگرش، عملکرد و سازههای مراحل تغییر، منافع درک شده و موانع درک شده در موازنه تصمیم گیری و خودکارآمدی یک و شش ماه بعد از مداخله تفاوت معناداری داشت (۰۰۱/۰>p).
نتیجه گیری: به نظر می رسد تغییر برنامه شیردهی در مادران باردار بر اساس مدل فرانظری قادر باشد آگاهی، نگرش و عملکرد آنان را در شیردهی انحصاری بهبود ببخشد.
یاسمن طباطبایی رنجبر، شهره عالیان سماک خواه، فهیمه توریان،
دوره 20، شماره 2 - ( 6-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: مطالعه حاضر از نوع مقطعی است که به مدت سه ماه، از مهر ماه تا آذر ماه سال 1400 در بین 170 نفر از دست اندرکاران تهیه و توزیع غذا، با هدف بررسی میزان آگاهی، نگرش و عملکرد در ارتباط با ایمنی و بهداشت مواد غذایی در رستورانهای بین راهی جاده هراز انجام شد.
روش کار: ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسشنامهای که شامل دو بخش سؤالات جمعیتشناختی محققساخته (سن، جنسیت، تحصیلات، نوع شغل در رستوران، سابقه کار، محل سکونت، سابقه شرکت در دورههای آموزشی) و بخش مربوط به سؤالات سنجش آگاهی، نگرش و عملکرد که استاندارد سازمان بهداشت جهانی بود.
نتایج: 1/97% افراد دارای سطح آگاهی خوب و از نظر نگرش 100% افراد دارای نگرش مثبت و عملکرد 100% افراد خوب بود. همچنین بین سطح آگاهی با سن، سطح تحصیلات و سابقه شرکت در دورههای آموزشی رابطـه آماری معنیداری وجود داشت.
نتیجه گیری: بیشترین میزان آگاهی در سن 40-25 سال و افراد دارای تحصـیلات دانشگاهی و همچنین افراد دارای سابقه شرکت در دورههای آموزشی دیده شد. سطح آگاهی در کلید شماره چهار (نگهداری غذا در دمای ایمن) و از نظر نگرش و عملکرد کلید شماره 3 (پخت کامل غذا) کمترین میانگین را داشتند. همچنین از آنجایی که 4/82 % از افراد سابقه شرکت در دورههای آموزشی را نداشتند، لزوم اجرای دورههای آموزشی مناسب و ایجاد انگیزه جهت افزایش بیشتر آگاهی و متعاقباً افزایش و بهبود نگرش و عملکرد توسط ارگانهای زیربط میتواند ارتقاء دهنده وضع موجود باشد.
مریم تاجور، ام البنین آتش بهار، فیروزه دادرس، حانیه سادات سجادی،
دوره 21، شماره 1 - ( 8-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: ارزیابی عملکرد راهی مفید جهت کسب اطلاعات برای تصمیمگیری و مدیریت سازمانهای بهداشتی درمانی میباشد. هدف مطالعه حاضر، ارزیابی عملکرد خانههای بهداشت شهرستان کرمان در دوران دنیاگیری کووید- 19می باشد.
روشکار: این مطالعه مقطعی به شیوه توصیفی-تحلیلی در سال 1400 انجام شد. جامعه پژوهش شامل 57 خانه بهداشت شهرستان کرمان بود که به صورت سرشماری وارد مطالعه شدند. ابزار جمعآوری دادهها، چکلیست ارزیابی عملکرد خانههای بهداشت معاونت بهداشتی وزارت بهداشت بود که برای نظارت بر عملکرد خانههای بهداشت در دوران همه گیری کووید-19 تدوین شده بود. تحلیل دادهها توسط نرمافزار SPSS 26 و با استفاده از آمار توصیفی شامل میانگین و انحراف معیار و آمار تحلیلی شامل تیمستقل، آنالیز واریانس یکطرفه، همبستگی پیرسون و اسپیرمن انجام شد.
نتایج: میانگین نمره عملکرد خانههای بهداشت مشارکت کننده در پژوهش (تعداد=55) در مدیریت همه گیری کووید-19، معادل 37/96 از حداکثر 136به دست آمد. در گویههای نصب کروکی روستا به دیوار خانه بهداشت (3/92%) و غربالگری و پیگیری افراد مثبت و اطلاعرسانی به تیم مراقبت جهت رهگیری و جداسازی افراد در تماس نزدیک (6/84%) بیشترین و تزریق دوز سوم (8/78%) و دوز دوم واکسن کووید (75%) کمترین امتیاز را کسب کردهاند. از بین ویژگیهای مورد بررسی بهورزان و خانههای بهداشت، متغیر بومی بودن بهورزان با نمره عملکرد ارتباط مثبت معنیداری از لحاظ آماری داشت (01/0=p). همچنین خانه های بهداشت با بهورز بیشتر عملکرد بهتری از خانه های تک بهورز داشتند (05/0=p).
نتیجهگیری: ارزیابی عملکرد واحدهای بهداشتی درمانی در مواقع بروز بحرانها از جمله بروز اپیدمی بیماریهای واگیر امکان شناسایی گلوگاههای نیازمند بهبود و ایجاد آمادگی هر چه بیشتر در آینده را میسر خواهد نمود. بر اساس یافتههای پژوهش حاضر، گسترش پوشش واکسیناسیون کووید-19، مشخص و به روزرسانی وضعیت بروز بیماری، عملکرد تیمهای مراقبت در منزل و پیشرفت برنامه عملیاتی بیشترین موارد نیازمند بهبود بودند.
حامد مصلحی، ریحانه فیاض، زهرا ولیدآبادی، ایمان زاغیان،
دوره 21، شماره 3 - ( 9-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: پژوهش حاضر باهدف دستیابی به درک عمیق از اهمیت (خدمات مورد انتظار) و عملکرد (خدمات محقق شده) جهت تعیین شاخصهای اولویتدار سلامت روان صورت گرفته است تا در طراحی مداخلات مؤثرتر و با کیفیتتر کمک کرده و برنامههای سلامت روان جامعه با پر کردن شکافهای احتمالی کارآمدتر شوند.
روش کار: پژوهش حاضر از نوع مطالعات ترکیبی میباشد. جامعه آماری این مطالعه را تمام مجریان حوزه سلامت روان کشور تشکیل دادند که کل جامعه به عنوان نمونه در نظر گرفته شد و از این بین 998 نفر از سراسر کشور مشارکت داشتند. در بخش کمی با استفاده از مدل تحلیل عملکرد-اهمیت (Importance-Performance Analysis (IPA، اهمیت – عملکرد برنامههای در حال اجرا سلامت روان در نظام مراقبتهای بهداشتی اولیه و در بخش کیفی نیز توضیحات تکمیلی به شیوه تحلیل مضمون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
نتایج: بین وضعیت مطلوب و وضعیت فعلی در نظام سلامت روان شکاف وجود دارد، به گونهای که برنامههای پیشگیری از همسر آزاری و مراقبت از بدرفتاری با کودک نیاز به تمرکز و تقویت بیشتر دارد. استمرار برنامههای مهارتهای زندگی و مهارتهای فرزندپروری همچنین برنامههای اصول خود مراقبتی در سلامت روان و مصرف مواد، تشخیص و مراقبت اختلالات روانپزشکی و نوجوان سالم من مطلوب و لازم است ولی در برنامه پیشگیری از خودکشی افراط شده و تعدیل هزینه و زمان در آن ضروری است. علاوه بر این، برنامههای مداخلات روانی- اجتماعی در بلایا و حوادث، کاهش آسیب مصرف مواد، تقویت بنیان خانواده و خانواده توانا اهمیت پایینی در تدوین استراتژی دارند.
نتیجه گیری: اقدامات اصلاحی بر اساس اولویتبندی حاصل شده میتواند در دستور کار مدیران سیستمهای بهداشتی- درمانی در سطوح اولیه برای بهبود کیفیت خدمات قرار گیرد.
محمد امین میرزایی، مجید سرتیپی، مهدی محمدی،
دوره 21، شماره 4 - ( 12-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: پیوند کلیه درمان انتخابی در بیشتر بیماران با بیماری کلیوی است. پیوند کلیه یک فرآیند جراحی است که در آن یک کلیهی سالم با کارکرد خوب جایگزین کلیه کسی که مشکل و نارسایی شدید دارد، میشود. مطالعه حاضر با هدف برآورد احتمال بقا کلیه پیوندی در بیماران مبتلا به نارسایی مزمن کلیه در شهر زاهدان انجام شد.
روش کار: این مطاله از نوع همگروهی گذشته نگر به روش آنالیز بقا بوده که به صورت توصیفی تحلیلی در سال 1401 انجام شد. حجم نمونه لازم 211 بیمار برآورد شد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS.VER22 و با استفاده از آزمونهای توصیفی و روش کاپلان مایر و مدل خطرات متناسب کاکس بقا محاسبه شد.
نتایج: به طور کلی نتایج این مطالعه نشان داد که 45 نفر (21/3%) از مراجعین ریجکت داشتند. در مدل رگرسیون لجستیک چندگانه مدت زمان بقا پیوند کلیه، متغیرهای وضعیت دهنده، وضعیت تأهل، فشار خون و دیابت در مدل باقی مانده اند (0/05>p). در بیماران کلیوی با بقا پیوند شهر زاهدان متغیرهای متغیرهای وضعیت دهنده،فشارخون بالا و دیابت در مدل نهایی رگرسیون کاکس چند گانه باقی مانده اند.
نتیجه گیری: بر اساس نتایج می توان گفت احتمال بقای بیماران کلیه مستقل از نوع اهدا کننده و مشخصات دریافت کننده بود که این مساله نشان دهنده تکامل در مدیریت پیوند کلیه در طی چند سال گذشته می باشد. انجام دیالیز قبل پیوند کلیه نیز بر احتمال بقای تاثیر دارد که می توان این عوامل با در نظر گرفتن آنها به افزایش احتمال بقا پیوند کلیه کمک کرد.