30 نتیجه برای عملکرد
محمد خمرنیا، آرزو علینژاد رنجبر، مهدیه بخشی،
دوره 17، شماره 2 - ( 6-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: اﻋﺘﺒﺎرﺑﺨﺸﻲ ﻳﻜﻲ از اقدامات ﻣﻬﻢ در ارزﺷﻴﺎﺑﻲ ﺧﺪﻣﺎت ﺑﻬﺪاﺷﺘﻲ و درﻣـﺎﻧﻲ ﻣـﻲﺑﺎﺷـﺪ. اﻣﺮوزه ﻣﻮﺿﻮع اﻋﺘﺒﺎرﺑﺨﺸﻲ ﺑﺎ ﻫﺪف اﻳﺠﺎد و ارﺗﻘﺎی ﻓﺮﻫﻨﮓ اﻳﻤﻨﻲ و ﻛﻴﻔﻴﺖ ﻣﺮاﻗﺒﺖ از ﺑﻴﻤﺎر ﺟﺎﻳﮕﺎه ویژه ای ﻳﺎﻓﺘﻪ اﺳﺖ. لذا پژوهش حاضر با هدف تعیین تاثیر اعتباربخشی بر شاخص های کلیدی و عملکردی بیمارستان های دولتی شهر زاهدان قبل و بعد از اجرای آن انجام گردید.
روش کار: این مطالعه مقطعی به صورت توصیفی-تحلیلی و با هدف کاربردی در سال 1396 در بیمارستان های دولتی دانشگاه علوم پزشکی زاهدان (خاتم الانبیا و علی ابن ابیطالب) صورت گرفت. کلیه شاخص های کلیدی عملکرد بیمارستان دو سال قبل از اجرای اعتباربخشی (سال های١۳۹2-١۳۹1) و دو سال بعد از اجرای اعتباربخشی (سال های ١۳۹5-١۳۹4) در بیمارستان های مذکور بررسی شد. جهت جمع آوری داده ها از فرم طراحی شده مرتبط با اهداف مطالعه استفاده شد. برای ترسیم اطلاعات از آماره توصیفی، جداول و نمودارهای توصیفی استفاده شد.
نتایج: بر اساس نتایج مطالعه مدت اقامت بیماران پس از اجرای طرح اعتباربخشی در بیمارستان ها تاحدودی بهبود یافته و با کاهش ٥/۰روز به ٤ روز در سال ١۳۹٥رسیده است. میزان سزارین از ۲/٤۹% در سال ١۳۹١به ۸/٥۶ در سال ١۳۹٥رسیده است. درصد اشغال تخت به بالای ۹۰% در سال ١۳۹٥رسیده است. فاصله چرخش تخت ۳١/١% کاهش یافته و ترخیص با میل شخصی در سال ١۳۹٥ با کاهش ۹% نسبت به سال ١۳۹٤همراه بوده است. همچنین شاخص ترخیص با میل شخصی از اورژانس با کاهش ۷% همراه بوده است. قابل ذکر است که قبل و بعد از اعتبار بخشی تغییری در شاخص مرگ و میر خالص مشاهد نشد.
نتیجه گیری: اعتبار بخشی تاثیر نسبی مطلوبی بر شاخصهای عملکردی بیمارستان ها داشته است. البته ممکن است اجرای طرح تحول نظام سلامت نیز در این تاثیرگذاری نقش داشته باشد. در مجموع اجرای اعتباربخشی در بیمارستان های کشور می تواند موجب کاهش مشکلات در این بخش و ارائه خدمات با کیفیت بیشتر به مراجعین شود. همچنین برای اجرای بهتر این برنامه تاکید بر شاخص های مرگ و میر و میزان سزارین می تواند منجر به ارتقای عملکرد بیمارستان ها شود.
مریم جمشیدی مقدم، غلامرضا جاهد خانیکی، عباس رحیمی فروشانی، نبی شریعتی فر،
دوره 17، شماره 3 - ( 9-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: غذا و تغذیه می تواند مهمترین موضوع مورد بحث دنیای امروز را تشکیل دهد و بیماریهای ناشی از غذا، یک مشکل بهداشت عمومی جدی می باشد. دست اندرکاران غذایی که در آشپزخانه ها کار می کنند نقش مهمی در انتقال بیماریهای قابل انتقال از طریق غذا ایفا می کنند. بیماریهای ناشی از غذا، بویژه آنها که بوسیله باکتری ها، ویروسها، انگلها و قارچها ایجاد می شوند قابل پیشگیری هستند و آموزش در مداخله مناسب غذا، یک کلید برای پیشگیری است.
روش کار: مطالعه ای مقطعی در 10 بیمارستان وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال 1396 انجام گرفت. در این مطالعه 136 نفر از دست اندرکاران غذای شاغل در بخش آشپزخانه بیمارستانها توسط پرسشنامه، از نظر میزان آگاهی، نحوه نگرش و عملکرد، ارزیابی شدند.
نتایج: نتایج نشان داد که 8/08% از گروه مورد مطالعه از آگاهی خوبی در خصوص بهداشت و ایمنی مواد غذایی برخوردار بودند (امتیاز بالاتر از 75%). همچنین 16/7% از آنها امتیاز کامل نگرش را کسب کردند. بیمارستانها از نظر عملکرد در سطح مطلوبی بودند. همچنین نتایج نشان داد که میان متغیرهای میزان تحصیلات و گذراندن دوره آموزشی بهداشت و ایمنی مواد غذایی توسط دست اندرکاران غذا و میزان آگاهی آنها رابطه معنی داری وجود دارد (05/0p<).
نتیجه گیری : به نظر میرسد آگاهی کافی در خصوص مباحث بهداشت و ایمنی مواد غذایی در بین کارکنان دست اندرکار تهیه و توزیع غذا در بیشتر بیمارستانها وجود ندارد؛ و انجام مداخله آموزشی و برگزاری دوره های آموزشی در زمینه موضوعات مورد ضعف و همچنین حساس سازی بیشتر پرسنل پیشنهاد می گردد.
حجت رحمانی، فرشید نصراله بیگی، سمیه نیاکان، قاسم رجبی واسو کلایی،
دوره 17، شماره 3 - ( 9-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: منابع انسانی به میزان بسیار زیادی در موفقیت هر سازمانی نقش دارند. در نظام سلامت نیز، پرستاران از نقش گسترده ای در ارائه خدمات با کیفیت برخوردار هستند. با این وجود، در فرآیند ارائه با کیفیت و اثر بخش خدمات بهداشتی درمانی، ادراک عدالت از سیستم ارزیابی عملکرد و رفتار شهروندی یکی از ابزار های قوی در مدیریت عملکرد می باشند. هدف از این مطالعه، تعیین رابطه بین ادراک عدالت از سیستم ارزیابی عملکرد و رفتار شهروندی پرستاران بیمارستان های دانشگاه علوم پزشکی تهران بود.
روش کار: در این مطالعه مقطعی، داده ها از طریق 2 پرسشنامه (ادراک عدالت از سیستم ارزیابی عملکرد، رفتار شهروندی و اطلاعات دموگرافیک) جمع آوری شدند. محققین داده های این مطالعه را از طریق 346 پرستار شاغل در بیمارستان های دانشگاه علوم پزشکی تهران جمع آوری نمودند. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار تحلیلی24 SPSS ویرایش استفاده شد.
نتایج: نتایج مطالعه نشان داد، مولفه های ادراک عدالت از سیستم ارزیابی عملکرد (70/2) و رفتار شهروندی(66/2) دارای وضعیت متوسط می باشند. با توجه به تحلیل همبستگی، رابطه مثبت و قوی بین ارزیابی عملکرد و رفتار شهروندی وجود دارد. این مطالعه نشان داد ارزیابی عملکرد می تواند رفتار شهروندی را پیش بینی نماید(9/30% واریانس).
نتیجه گیری: ادراک عدالت از سیستم ارزیابی عملکرد می تواند تاثیر مثبتی بر عزت نفس، رضایت شغلی، تعهد کارکنان، ساخت اعتماد سازمانی، افزایش بهره وری و بهبود مشارکت داشته باشد.
وحید کاظمی زاده، ناصر بهپور،
دوره 18، شماره 2 - ( 6-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: در پژوهشهای پیشین مشخص گردیده است که عوامل زیادی بر عملکرد ورزشکاران اثرگذار است. محرومیت از خواب یکی از این عوامل است. بر اساس مدارک آزمایشگاهی یک تعداد مسیرهای محتمل برای ارتباط بین مدت محرومیت از خواب و کیفیت زندگی ورزشکاران پیشنهاد شده است. هدف مطالعه حاضر اثر محرومیت از خواب بر کیفیت زندگی در دانشجویان فعال رشته علوم ورزشی میباشد.
روش کار: پژوهش به صورت تجربی میباشد. تعداد 20 دانشجوی پسر رشته علوم ورزشی به صورت داوطلب انتخاب و با شیوه انتخاب تصادفی ساده در طرح درون گروهی با موازنه تقابل در دو موقعیت مورد بررسی قرار گرفتند. شرکتکنندگان در دو موقعیت 1) پس از 12 ساعت ناشتایی و 8 ساعت خواب کافی، و 2) بعد از 12 ساعت ناشتایی و 30 ساعت بیخوابی کامل در محل خوابگاه دانشجویی با شرایط کنترل شده مورد بررسی قرار گرفتند. کیفیت زندگی آزمودنیها با استفاده از پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان جهانی بهداشت (WHOQOL_BREF) قبل و بعد از اعمال متغیر مستقل ارزیابی شد. تغییرات در متغیر وابسته ناشی از مداخله با آزمون تی وابسته در سطح معنی داری 05/0>p و با استفاده از نرم افزار22 SPSS آنالیز شد.
نتایج: یافتههای پژوهش حاضر نشان داد که 30 ساعت محرومیت از خواب سبب کاهش معنی دار میزان مقیاس کیفیت زندگی، درک سلامت جسمی، سلامت روان، روابط اجتماعی، سلامت محیط و سلامت عمومی کلی دانشجویان در شرایط محرومیت از خواب نسبت به شرایط کنترل شد و این کاهش از نظر آماری نیز معنی دار میباشد (012/0p=).
نتیجهگیری: با توجه به نتایج پژوهش حاضر، مشخص گردید 30 ساعت محرومیت از خواب موجب تغییر معنی داری در کیفیت زندگی دانشجویان پسر فعال داشت. ورزشکاران به دلیل نیازهای ورزشی که کیفیت و کمیت خواب را مورد تاثیر قرار میدهد در مقابل با افراد غیر فعال به خواب بیشتری نیاز دارند. لذا به مربیان و ورزشکاران توصیه میگردد با شناخت عواملی که باعث محرومیت از خواب میشوند، از بیخواب شدن ورزشکاران خود در هنگام تمرین و مسابقات جلوگیری کنند تا از اثر منفی محرومیت از خواب بر عملکردهای ورزشی مصون باشند.
مسعود صادقی، زهرا مرادی،
دوره 18، شماره 2 - ( 6-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماری آرﺗﺮیﺖ روﻣﺎﺗﻮﺋﯿﺪ شایﻊﺗﺮیﻦ و ﻣﻬﻢﺗﺮیﻦ ﺑﯿﻤﺎری اﻟﺘﻬﺎﺑﯽ ﻣﻔﺎﺻﻞ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺮ اﺛﺮ ﺗﻌﺎﻣﻞ ﻋﻮاﻣﻞ ژﻧﺘﯿﮑﯽ، ایﻤﻨﯽﺷﻨﺎﺧﺘﯽ، رواﻧﯽ و اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺑﻪ وﺟﻮد ﻣﯽآیﺪ و ﺑﺎ دردﻫﺎی ﻣﺰﻣﻦ ﻫﻤﺮاه است. هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر ادراک درد و ناتوانی عملکردی زنان مبتلا به آرتریت روماتوئیدِ شهر خرمآباد بود.
روش کار: پژوهش نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون و پسآزمون با گروه آزمایش و گواه میباشد. جامعه آماری کلیه زنان مبتلا به آرتریت روماتوئید استان لرستان بود. روش نمونهگیری به صورت در دسترس از بین این زنان 40 نفر انتخاب و به روش تصادفی در دو گروه آزمایشی و گواه (هر گروه 20 نفر) جایگزین شدند. در شرایط یکسان و همزمان، پیشآزمون با پرسشنامههای ادراک درد و ناتوانی عملکردی در هر دو گروه به عمل آمد. سپس مداخله درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد به مدت 8 جلسه 90 دقیقهای بر روی گروه آزمایشی اجرا شد ولی گروه گواه مداخلهای دریافت نکرد. پس از اتمام جلسات مجدداً از هر دو گروه پسآزمون گرفته شد.
نتایج: نتایج تحلیل کواریانس چند متغیره و تک متغیره نشان دادکه مداخله درمان مبتنی بر پذرش و تعهد بر کاهش ادراک درد و ناتوانی عملکردی بیماران تاثیر معنی دار داشته است (001/0>p).
نتیجه گیری: با توجه به نتایج این مطالعه میتوان گفت درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد باعث کاهش ادراک درد و ناتوانی عملکردی در زنان مبتلا به آرتریت روماتوئید شده است. لذا در کنار درمان پزشکی میتوان از این درمان جهت کاهش ادراک درد و ناتوانی عملکردی این بیماران استفاده کرد.
زینب زارعی، آذر طل، رویا صادقی، کمال اعظم، مریم صبوری،
دوره 19، شماره 3 - ( 12-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: عملکرد مادران در مورد تغذیه انحصاری با شیر مادر تابعی از سطح آگاهی و نحوه نگرش آنان به این موضوع میباشد. این مطالعه با هدف تعیین تاثیر مداخله مبتنی بر مدل فرانظری برآگاهی، نگرش و عملکرد جهت شیردهی انحصاری در مادران سه ماهه سوم بارداری مراجعه کننده به بیمارستان های دانشگاه علوم پزشکی گلستان سال 1399-1400 طراحی و اجرا گردید.
روش کار: این مطالعه از نوع مداخلهای نیمه تجربی با دوگروه مداخله و کنترل بر 120 مادر باردار در سه ماهه سوم بارداری که به صورت تخصیص تصادفی با روش بلوک های چهارتایی تصادفی شده در دو گروه 60 نفری مداخله و کنترل انجام شد. پرسشنامه شامل مشخصات دموگرافیک، اطلاعات مامایی و پرسشنامه محقق ساخته بر اساس مدل فرانظری بود. برنامه آموزشی به دلیل پاندمی کرونا ، زمینه و هدف: عملکرد مادران در مورد تغذیه انحصاری با شیر مادر تابعی از سطح آگاهی و نحوه نگرش آنان به این موضوع میباشد. این مطالعه با هدف تعیین تاثیر مداخله مبتنی بر مدل فرانظری برآگاهی، نگرش و عملکرد جهت شیردهی انحصاری در مادران سه ماهه سوم بارداری مراجعه کننده به بیمارستان های دانشگاه علوم پزشکی گلستان سال 1399-1400 طراحی و اجرا گردید.
روش کار: این مطالعه از نوع مداخلهای نیمه تجربی با دوگروه مداخله و کنترل بر 120 مادر باردار در سه ماهه سوم بارداری که به صورت تخصیص تصادفی با روش بلوک های چهارتایی تصادفی شده در دو گروه 60 نفری مداخله و کنترل انجام شد. پرسشنامه شامل مشخصات دموگرافیک، اطلاعات مامایی و پرسشنامه محقق ساخته بر اساس مدل فرانظری بود. برنامه آموزشی به دلیل پاندمی کرونا ، بخشی به صورت حضوری به مدت5 جلسه آموزشی (30 دقیقهای) سه بار در هفته و با رعایت پروتکل های بهداشتی و بقیه به صورت مجازی از طریق پیام رسان واتساپ و تلگرام به صورت (پادکست، فیلم آموزشی، پمفلت و پوسترالکترونیکی) برگزار گردید. داده ها یک و شش ماه بعد از مداخله با استفاده از نرم افزار SPSS16 با استفاده از آزمون های توصیفی و استنباطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
نتایج: قبل از مداخله، میانگین نمرات در حیطه آگاهی، نگرش، عملکرد و سازه های مدل فرانظری در دو گروه مداخله و کنترل تفاوت معنیدار آماری با یکدیگر نداشتند اما بعد از مداخله آموزشی میانگین آگاهی، نگرش، عملکرد و سازههای مراحل تغییر، منافع درک شده و موانع درک شده در موازنه تصمیم گیری و خودکارآمدی یک و شش ماه بعد از مداخله تفاوت معناداری داشت (۰۰۱/۰>p).
نتیجه گیری: به نظر می رسد تغییر برنامه شیردهی در مادران باردار بر اساس مدل فرانظری قادر باشد آگاهی، نگرش و عملکرد آنان را در شیردهی انحصاری بهبود ببخشد.
بخشی به صورت حضوری به مدت5 جلسه آموزشی (30 دقیقهای) سه بار در هفته و با رعایت پروتکل های بهداشتی و بقیه به صورت مجازی از طریق پیام رسان واتساپ و تلگرام به صورت (پادکست، فیلم آموزشی، پمفلت و پوسترالکترونیکی) برگزار گردید. داده ها یک و شش ماه بعد از مداخله با استفاده از نرم افزار SPSS16 با استفاده از آزمون های توصیفی و استنباطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
نتایج: قبل از مداخله، میانگین نمرات در حیطه آگاهی، نگرش، عملکرد و سازه های مدل فرانظری در دو گروه مداخله و کنترل تفاوت معنیدار آماری با یکدیگر نداشتند اما بعد از مداخله آموزشی میانگین آگاهی، نگرش، عملکرد و سازههای مراحل تغییر، منافع درک شده و موانع درک شده در موازنه تصمیم گیری و خودکارآمدی یک و شش ماه بعد از مداخله تفاوت معناداری داشت (۰۰۱/۰>p).
نتیجه گیری: به نظر می رسد تغییر برنامه شیردهی در مادران باردار بر اساس مدل فرانظری قادر باشد آگاهی، نگرش و عملکرد آنان را در شیردهی انحصاری بهبود ببخشد.
یاسمن طباطبایی رنجبر، شهره عالیان سماک خواه، فهیمه توریان،
دوره 20، شماره 2 - ( 6-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: مطالعه حاضر از نوع مقطعی است که به مدت سه ماه، از مهر ماه تا آذر ماه سال 1400 در بین 170 نفر از دست اندرکاران تهیه و توزیع غذا، با هدف بررسی میزان آگاهی، نگرش و عملکرد در ارتباط با ایمنی و بهداشت مواد غذایی در رستورانهای بین راهی جاده هراز انجام شد.
روش کار: ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسشنامهای که شامل دو بخش سؤالات جمعیتشناختی محققساخته (سن، جنسیت، تحصیلات، نوع شغل در رستوران، سابقه کار، محل سکونت، سابقه شرکت در دورههای آموزشی) و بخش مربوط به سؤالات سنجش آگاهی، نگرش و عملکرد که استاندارد سازمان بهداشت جهانی بود.
نتایج: 1/97% افراد دارای سطح آگاهی خوب و از نظر نگرش 100% افراد دارای نگرش مثبت و عملکرد 100% افراد خوب بود. همچنین بین سطح آگاهی با سن، سطح تحصیلات و سابقه شرکت در دورههای آموزشی رابطـه آماری معنیداری وجود داشت.
نتیجه گیری: بیشترین میزان آگاهی در سن 40-25 سال و افراد دارای تحصـیلات دانشگاهی و همچنین افراد دارای سابقه شرکت در دورههای آموزشی دیده شد. سطح آگاهی در کلید شماره چهار (نگهداری غذا در دمای ایمن) و از نظر نگرش و عملکرد کلید شماره 3 (پخت کامل غذا) کمترین میانگین را داشتند. همچنین از آنجایی که 4/82 % از افراد سابقه شرکت در دورههای آموزشی را نداشتند، لزوم اجرای دورههای آموزشی مناسب و ایجاد انگیزه جهت افزایش بیشتر آگاهی و متعاقباً افزایش و بهبود نگرش و عملکرد توسط ارگانهای زیربط میتواند ارتقاء دهنده وضع موجود باشد.
مریم تاجور، ام البنین آتش بهار، فیروزه دادرس، حانیه سادات سجادی،
دوره 21، شماره 1 - ( 8-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: ارزیابی عملکرد راهی مفید جهت کسب اطلاعات برای تصمیمگیری و مدیریت سازمانهای بهداشتی درمانی میباشد. هدف مطالعه حاضر، ارزیابی عملکرد خانههای بهداشت شهرستان کرمان در دوران دنیاگیری کووید- 19می باشد.
روشکار: این مطالعه مقطعی به شیوه توصیفی-تحلیلی در سال 1400 انجام شد. جامعه پژوهش شامل 57 خانه بهداشت شهرستان کرمان بود که به صورت سرشماری وارد مطالعه شدند. ابزار جمعآوری دادهها، چکلیست ارزیابی عملکرد خانههای بهداشت معاونت بهداشتی وزارت بهداشت بود که برای نظارت بر عملکرد خانههای بهداشت در دوران همه گیری کووید-19 تدوین شده بود. تحلیل دادهها توسط نرمافزار SPSS 26 و با استفاده از آمار توصیفی شامل میانگین و انحراف معیار و آمار تحلیلی شامل تیمستقل، آنالیز واریانس یکطرفه، همبستگی پیرسون و اسپیرمن انجام شد.
نتایج: میانگین نمره عملکرد خانههای بهداشت مشارکت کننده در پژوهش (تعداد=55) در مدیریت همه گیری کووید-19، معادل 37/96 از حداکثر 136به دست آمد. در گویههای نصب کروکی روستا به دیوار خانه بهداشت (3/92%) و غربالگری و پیگیری افراد مثبت و اطلاعرسانی به تیم مراقبت جهت رهگیری و جداسازی افراد در تماس نزدیک (6/84%) بیشترین و تزریق دوز سوم (8/78%) و دوز دوم واکسن کووید (75%) کمترین امتیاز را کسب کردهاند. از بین ویژگیهای مورد بررسی بهورزان و خانههای بهداشت، متغیر بومی بودن بهورزان با نمره عملکرد ارتباط مثبت معنیداری از لحاظ آماری داشت (01/0=p). همچنین خانه های بهداشت با بهورز بیشتر عملکرد بهتری از خانه های تک بهورز داشتند (05/0=p).
نتیجهگیری: ارزیابی عملکرد واحدهای بهداشتی درمانی در مواقع بروز بحرانها از جمله بروز اپیدمی بیماریهای واگیر امکان شناسایی گلوگاههای نیازمند بهبود و ایجاد آمادگی هر چه بیشتر در آینده را میسر خواهد نمود. بر اساس یافتههای پژوهش حاضر، گسترش پوشش واکسیناسیون کووید-19، مشخص و به روزرسانی وضعیت بروز بیماری، عملکرد تیمهای مراقبت در منزل و پیشرفت برنامه عملیاتی بیشترین موارد نیازمند بهبود بودند.
حامد مصلحی، ریحانه فیاض، زهرا ولیدآبادی، ایمان زاغیان،
دوره 21، شماره 3 - ( 9-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: پژوهش حاضر باهدف دستیابی به درک عمیق از اهمیت (خدمات مورد انتظار) و عملکرد (خدمات محقق شده) جهت تعیین شاخصهای اولویتدار سلامت روان صورت گرفته است تا در طراحی مداخلات مؤثرتر و با کیفیتتر کمک کرده و برنامههای سلامت روان جامعه با پر کردن شکافهای احتمالی کارآمدتر شوند.
روش کار: پژوهش حاضر از نوع مطالعات ترکیبی میباشد. جامعه آماری این مطالعه را تمام مجریان حوزه سلامت روان کشور تشکیل دادند که کل جامعه به عنوان نمونه در نظر گرفته شد و از این بین 998 نفر از سراسر کشور مشارکت داشتند. در بخش کمی با استفاده از مدل تحلیل عملکرد-اهمیت (Importance-Performance Analysis (IPA، اهمیت – عملکرد برنامههای در حال اجرا سلامت روان در نظام مراقبتهای بهداشتی اولیه و در بخش کیفی نیز توضیحات تکمیلی به شیوه تحلیل مضمون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
نتایج: بین وضعیت مطلوب و وضعیت فعلی در نظام سلامت روان شکاف وجود دارد، به گونهای که برنامههای پیشگیری از همسر آزاری و مراقبت از بدرفتاری با کودک نیاز به تمرکز و تقویت بیشتر دارد. استمرار برنامههای مهارتهای زندگی و مهارتهای فرزندپروری همچنین برنامههای اصول خود مراقبتی در سلامت روان و مصرف مواد، تشخیص و مراقبت اختلالات روانپزشکی و نوجوان سالم من مطلوب و لازم است ولی در برنامه پیشگیری از خودکشی افراط شده و تعدیل هزینه و زمان در آن ضروری است. علاوه بر این، برنامههای مداخلات روانی- اجتماعی در بلایا و حوادث، کاهش آسیب مصرف مواد، تقویت بنیان خانواده و خانواده توانا اهمیت پایینی در تدوین استراتژی دارند.
نتیجه گیری: اقدامات اصلاحی بر اساس اولویتبندی حاصل شده میتواند در دستور کار مدیران سیستمهای بهداشتی- درمانی در سطوح اولیه برای بهبود کیفیت خدمات قرار گیرد.
محمد امین میرزایی، مجید سرتیپی، مهدی محمدی،
دوره 21، شماره 4 - ( 12-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: پیوند کلیه درمان انتخابی در بیشتر بیماران با بیماری کلیوی است. پیوند کلیه یک فرآیند جراحی است که در آن یک کلیهی سالم با کارکرد خوب جایگزین کلیه کسی که مشکل و نارسایی شدید دارد، میشود. مطالعه حاضر با هدف برآورد احتمال بقا کلیه پیوندی در بیماران مبتلا به نارسایی مزمن کلیه در شهر زاهدان انجام شد.
روش کار: این مطاله از نوع همگروهی گذشته نگر به روش آنالیز بقا بوده که به صورت توصیفی تحلیلی در سال 1401 انجام شد. حجم نمونه لازم 211 بیمار برآورد شد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS.VER22 و با استفاده از آزمونهای توصیفی و روش کاپلان مایر و مدل خطرات متناسب کاکس بقا محاسبه شد.
نتایج: به طور کلی نتایج این مطالعه نشان داد که 45 نفر (21/3%) از مراجعین ریجکت داشتند. در مدل رگرسیون لجستیک چندگانه مدت زمان بقا پیوند کلیه، متغیرهای وضعیت دهنده، وضعیت تأهل، فشار خون و دیابت در مدل باقی مانده اند (0/05>p). در بیماران کلیوی با بقا پیوند شهر زاهدان متغیرهای متغیرهای وضعیت دهنده،فشارخون بالا و دیابت در مدل نهایی رگرسیون کاکس چند گانه باقی مانده اند.
نتیجه گیری: بر اساس نتایج می توان گفت احتمال بقای بیماران کلیه مستقل از نوع اهدا کننده و مشخصات دریافت کننده بود که این مساله نشان دهنده تکامل در مدیریت پیوند کلیه در طی چند سال گذشته می باشد. انجام دیالیز قبل پیوند کلیه نیز بر احتمال بقای تاثیر دارد که می توان این عوامل با در نظر گرفتن آنها به افزایش احتمال بقا پیوند کلیه کمک کرد.