24 نتیجه برای سرطان
سودابه بساک نژاد، مهتاب رحیمی، ساسان رزمجو،
دوره 18، شماره 1 - ( 3-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: والدین مبتلا به سرطان به دلیل شروع مشکلات جسمانی، تجربه افسردگی و عدم در دسترس بودن هیجانی، ارتباطات خانوادگی پس از ابتلا در خانواده آنان تغییر میکند. هدف از این پژوهش مقایسه جهت گیری منفی به مشکل، نا امیدی و استرس ادراک شده در دختران نوجوان با و بدون مادر مبتلا به سرطان پستان بود.
روش کار: پژوهش حاضر از نوع مقطعی بود. جامعه آماری شامل کلیه دختران نوجوان بین 13 تا 18 سال بودند که از ابتدای سال 96 به مدت 6 ماه بهعنوان همراه مادر مبتلا به سرطان مراجعه کننده به بخش آنکولوژی بیمارستان آموزشی گلستان اهواز بودند. به روش نمونهگیری در دسترس 57 دختر نوجوان برای گروه واجد والد مبتلا ( 65/4 ± 31/16) و 57 نوجوان دختر نیز به روش تصادفی مرحله ای برای گروه فاقد والد مبتلا( 27/3 ± 02/16) انتخاب و به پرسشنامه جهتگیری منفی نسبت به مشکل چاد و داگاس، مقیاس ناامیدی بک و همکاران و مقیاس استرس ادراک شده کوهن و همکاران پاسخ دادند. تحلیل دادهها به منظور مقایسه متغیرها دردو گروه از روش تحلیل واریانس چندمتغیری و تک متغیری در سطح معنی داری 05/0 و با رعایت پیش فرض ها با کمک SPSS نسخه 22 تجزیه و تحلیل شد.
نتایج: یافتهها نشان داد که تفاوت معنیداری در متغیرهای جهتگیری منفی نسبت به مشکل و نومیدی بین دو گروه وجود داشت (05/0 p<؛ 21/4 F=). اما در متغیر استرس ادراک شده تفاوت معنیداری بین دو گروه والد سرطانی مشاهده نشد(90/0 p = ؛ 015/0F= ).
نتیجهگیری: فرزندان بیماران سرطانی دارا ی مشکلات روانشناختی بوده و بنابر این نیازمند راهنمایی و حمایت هستند. با بهبود شرایط روانشناختی فرزندان نحوه ارتباط آنان با مادر بهتر شده و آرامش بیشتری در بیماران ایجاد میشود.
صفورا ماواییان، فضل اله میردریکوند، مسعود صادقی،
دوره 19، شماره 2 - ( 6-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از شایعترین سرطانها در کشور ایران، سرطان پستان میباشد. پژوهش حاضر با هدف اثربخشی درمان وجودگرا-انسانمدار بر پذیرش خود و رضایت زناشویی زنان مبتلا به سرطان پستان انجام شد.
روش کار: این پژوهش نیمه تجربی با طرح پیش آزمون، پس از آزمون و پیگیری با گروه گواه بود. جامعه آماری زنان مبتلا به سرطان پستان مراجعه کننده به بیمارستان شهید رحیمی شهر خرمآباد در سال 1399 بودند که از این میان در هر گروه (آزمایش و گواه) 15 نفر به صورت تصادفی اختصاص داده شدند، و به پرسشنامه پذیرش خود (USAQ) و پرسشنامه رضایت زناشویی (ENRICH) پاسخ دادند. سپس، گروه آزمایش طی 8 جلسه 90 دقیقهای تحت مداخله قرار گرفتند. پس از مداخله از هردو گروه پس آزمون گرفته شد و مجدد بعد از دو ماه هر دو گروه پیگیری شدند. روش تجزیه وتحلیل دادهها، آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر بود.
نتایج: نتایج تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر نشان داد اثر متقابل گروه و زمان معنادار بود. بنابراین متغیر پذیرش خود در سطح معناداری (77/5=F، 01/0>p) و متغیر رضایت زناشویی در سطح معناداری (97/13=F، 01/0>p) افزایش داشت.
نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژهش، درمان وجودگرا- انسانمدار بر پذیرش خود و رضایت زناشویی بیماران مبتلا به سرطان پستان اثر معنادار دارد. لذا پیشنهاد میشود علاوه بر مشکلات جسمانی این جمعیت، به مسائل روانشناختی آنها نیز توجه شود و در کنار دارودرمانی، درمانهای روانشناختی و از جمله رویکرد وجودگرا- انسانمدار، مدّ نظر قرار گیرد.
سید علیرضا احمدی، محسن مومنی، مینا دانایی،
دوره 22، شماره 3 - ( 1-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان معده به دلیل شیوع و بروز بالا و میزان مرگ و میر قابل توجه در ایران از اهمیت ویژه ای برخوردار است. این مطالعه با هدف ارزیابی وضعیت عوامل خطر رفتاری سرطان معده در بزرگسالان مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی شهر کرمان در سال 1402 انجام شد.
روش کار: این مطالعه مقطعی از نوع توصیفی تحلیلی بر 410 نفر از افراد بزرگسال مراجعهکننده به مراکز جامع سلامت شهر کرمان در سال 1402 و با استفاده از روش نمونهگیری سهمیه ای انجام شد. در این مطالعه جهت جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه ای شامل اطلاعات جمعیت شناختی و عوامل خطر رفتاری مرتبط با سرطان معده استفاده گردید. همچنین جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های تی مستقل، آنالیز واریانس تک متغیره و آزمون همبستگی پیرسون استفاده گردید. سطح معنی داری کمتر از 05/0 درنظر گرفته شد.
نتایج: میانگین نمره کل عوامل خطر رفتاری ابتلا به سرطان معده 54/49 بود. میانگین نمره کل با افزایش سن، کاهش (007/0>p) و با افزایش نمایه توده بدنی افزایش (006/0>p) پیدا کرد. مردها به شکل معناداری میانگین بالاتری از زنها داشتند (001/0>p). میانگین نمره کل براساس شغل تفاوت معنا داری داشت (001/0>p).
نتیجهگیری: یافتههای این مطالعه، بر اهمیت توجه به عوامل خطر قابل تغییر سرطان معده به ویژه در افراد دارای خطربالاتر، تأکید دارد.
جواد سیاه مشتهء، محمود زیوری رحمان، نیلوفر میکائیلی،
دوره 22، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماران مبتلا به سرطان با تنش های روانی و جسمی متعددی مواجه هستند که متغیرهای مختلفی از انواع روانشناختی، اجتماعی، اقتصادی و پزشکی در آن دخیل هستند. هدف پژوهش حاضر بررسی مدل مفهومیِ تأثیر طرحوارههای ناسازگار اولیه بر راهبردهای مقابلهای با در نظر گرفتن نقش میانجی سواد سلامت در بیماران مبتلا به سرطان بود.
روش کار: این پژوهش توصیفی- همبستگی مبتنی بر روش مدلسازی معادلات ساختاری است. جامعه آماری شامل بیماران 20 تا 60 ساله مبتلا به سرطان مراجعه کننده به مراکز درمانی خصوصی شهر تهران از 1 اردیبهشت تا 30 شهریور سال 1403 بوده؛ که 665 نفر با روش نمونهگیری در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدهاند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامههای طرحواره های ناسازگار اولیه (1998)، سواد سلامت بزرگسالان (1401) و مقابله با شرایط پراسترس (1990) استفاده شده است. تحلیل داده ها در سطح معناداری 05/0 با روش مدسازی معادلات ساختاری، در نرمافزارهای SPSS25 و Amos24 انجام شد.
نتایج: طرحواره های ناسازگار اولیه رابطه منفی معناداری با سواد سلامت دارند(001/0 P<، 84/0-β =)، و با راهبردهای مقابله ای رابطه مثبت معنادار (001/0 P< ، 25/0β =) همچنین سواد سلامت با راهبردهای مقابله ای رابطه منفی معنادار داشت (001/0 P< ، 83/0-β =) و نقش میانجی معناداری در ارتباط میان طرحواره های ناسازگار اولیه و راهبردهای مقابله ایفا کرد (001/0>P، 25/0 β =). شاخص های برازش مدل ( 916/0=GFI، 91/0=IFI، 909/0=CFI و 078/0 RMSEA=) نشان دهنده انطباق مطلوب مدل با داده ها بود .
نتیجهگیری: طرحوارههای ناسازگار اولیه با تضعیف سواد سلامت و شکلگیری راهبردهای مقابلهای غیرسازگارانه در بیماران مبتلا به سرطان مرتبط هستند. ارتقای سواد سلامت میتواند بهعنوان متغیرمیانجی در تعدیل اثرات منفی این طرحوارهها، نقش مهمی در بهبود راهبردهای مقابلهای ایفا کند. استفاده از مداخلات آموزشی برای افزایش سواد سلامت میتواند در فرآیند رواندرمانی و توانبخشی این بیماران مفید واقع شود.