جستجو در مقالات منتشر شده


108 نتیجه برای سلامت

محمد عظیمی، یوسف ادیب، حسین مطلبی،
دوره 15، شماره 1 - ( 3-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: برنامه درسی آموزش بهداشت و ارتقای سلامت در ارتقای آگاهی و توسعه فرهنگ بهداشتی دانش آموزان اهمیت بسیاری دارد. هدف تحقیق این است تا یک برنامه آموزشی را که بتواند کلیه نیازهای ضروری آموزش بهداشت را در خود جای دهد تدوین نماید. 

روش کار: در این تحقیق از روش تحلیل محتوا "آنتروپی شانون" می باشد که پردازش داده ها را در  بحث تحلیل محتوا  با نگاه جدید و به صورت کمی و کیفی مطرح می کند. آنتروپی در نظریه اطلاعات، شاخصی است برای اندازه گیری عدم اطمینان که به وسیله، یک توزیع احتمال بیان می شود. محتوای طرح از نظر پاسخگو (متن کلیه کتب دوره ششم ابتدایی) و دوازده مؤلفه اصلی و 58 مولفه فرعی آموزش بهداشت و ارتقای سلامت  مورد بررسی قرار گرفت.

نتایج: نتایج تحلیل محتوای آنتروپی شانون نشان داد که بررسی کل 8 کتاب پایه ششم ابتدایی مولفه ی مربوط به سلامت روانی با 732 و  تحرک بدنی 735 مورد بیشترین فراوانی را به خود اختصاص داده و کمترین مقدار مربوط به کنترل و پیشگیری از بیماری ها با 6فراوانی است.

نتیجه گیری: در محتوای کتاب های درسی رسمی به برخی مؤلفه های آموزش سلامت کمتر و یا اصلاً توجهی نشده است، در حالی که سلامت مهم ترین عامل پیشرفت و ضامن بقای جامعه است. به طوری که طراحی، اجرا و اداره برنامه های توسعه در بعد بهداشت، بیش از هر عامل دیگری زیربنای مفاهیم پایه ای چون سلامت است.


علی صفری مرادآبادی، تیمور آقاملایی، علی رمضانخانی، سکینه دادی پور،
دوره 15، شماره 2 - ( 6-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: سواد سلامت به ظرفیت کسب، پردازش، درک اطلاعات اساسی و خدمات مورد نیاز جهت تصمیم گیری های مناسب در زمینه سلامت اطلاق می گردد. با توجه به اهمیت بالای سواد سلامت در دوران بارداری و تاثیر مستقیم آن بر روی جنین، مطالعه حاضر با هدف تعیین وضعیت سواد سلامت زنان باردار مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی شهر بندرعباس در سال1394 انجام شد.
روش کار: مطالعه حاضر توصیفی تحلیلی از نوع مقطعی بود و بر روی 250 زن باردار مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی شهر بندرعباس به  روش نمونه گیری ترکیبی از خوشه ای و تصادفی ساده با استفاده از پرسشنامه سواد سلامت عملکردی بالغین صورت گرفت. داده های جمع آوری شده به کمک نرم افزار آماری SPSS16و با استفاده از آزمون های آماری استنباطی تی مستقل و آنالیز واریانس یک طرفه، آزمون تعقیبی توکی و رگرسیون خطی مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت.
نتایج :میانگین سنی مادران باردار 45/7±61/31 بود. 2/27% سواد سلامت ناکافی، 8/20% مرزی و 52% سواد کافی داشتند. سواد سلامت با  تحصیلات (001/0>p)، سن (001/0>p)، شغل (001/0>p) و نحوه مراقبت­های دوران بارداری (001/0>p) ارتباط معنی­دار داشت.
نتیجه گیری: یافته­ها نشان داد سواد سلامت مادران در حد ناکافی و مرزی بود. لذا تجدید نظر مواد آموزشی به زبان ساده و ارائه آموزش شفاهی و تصویری به زنان باردار، علاوه بر مواد آموزشی مکتوب که به صورت پوستر، پمفلت و بروشور در اختیار آنها داده شده است و همچنین ارتقاء مهارت­های ارتباطی بین کارکنان بهداشتی و مادران توصیه می شود.
 
لیدا ورمزیار، سهیل سبحان اردکانی،
دوره 15، شماره 2 - ( 6-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: با توجه به احتمال وجود برخی فلزات سمی در ادویه­جات، این پژوهش با هدف تعیین مخاطره غیرسرطانی پودر کاری، زردچوبه و هل فله‌ای و بسته‌بندی شده مصرفی شهر همدان بر اساس قابلیت خطرآفرینی سرب و کادمیوم در سال 1394 انجام یافت.
روش کار: در این مطالعه توصیفی، 9 نمونه از ادویه­جات فله­ای و 9 نمونه از ادویه­جات بسته­بندی تهیه شد. پس از آماده­سازی نمونه­ها به روش هضم اسیدی در آزمایشگاه، محتوی عناصر مورد مطالعه توسط دستگاه جذب اتمی در سه تکرار خوانده شد. پردازش آماری نتایج نیز با استفاده از آزمون‌های شاپیرو-ویلک، تی تک‌نمونه­ای، تحلیل واریانس یک­طرفه، تی مستقل و همبستگی پیرسون و توسط نرم­افزار SPSS انجام یافت.
نتایج: بیشینه میانگین غلظت عناصر سرب و کادمیوم بر حسب میلی‌گرم در کیلوگرم به­ترتیب برابر با 95/0±48/5 و 20/0±13/0 و میانگین غلظت عنصر سرب در نمونه‌های زردچوبه بزرگ‌تر از رهنمود­  WHO بود. از طرفی شاخص سلامت  (Health Index) سرب با میانگین 1-10×51/1 و 2-10×25/3 و کادمیوم با میانگین 2-10×04/1 و 3-10×22/2 به‌ترتیب برای کودکان و بزرگ­سالان، کوچک­تر از یک و کم‌تر از آستانه خطر بود.
نتیجه­گیری: نتایج محاسبه شاخص HI نشان داد که مصرف ادویه­جات مورد مطالعه برای مصرف­کنندگان فاقد مخاطره است، ولی با توجه به تجاوز میانگین غلظت عنصر سرب در نمونه‌های زردچوبه از حد استاندارد، و ویژگی‌های تجزیه­ناپذیری و تجمع­زیستی فلزات سنگین، در صورت عدم کنترل مصرف ادویه­جات، ابتلای مصرف­کنندگان به مشکلات بهداشتی در طولانی­مدت دور از انتظار نخواهد بود. لذا بررسی کیفی ادویه­جات در بازار مصرف کشور به‌منظور حفظ سلامت مصرف‌کنندگان ضروری است.
 
اسماعیل کاظمی، غلامرضا گرمارودی، الهام شکیبازاده، میرسعید یکانی نژاد،
دوره 15، شماره 4 - ( 12-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: سلامت روان نقش برجسته ای دررشد وتکامل اجتماعی و روانی دوره های مختلف زندگی به ویژه دوره ی نوجوانی ایفا می­کند. پرداختن به امر سلامت روان نوجوانان از اولویت های بهداشتی و پزشکی پیشگیری در جهان محسوب می شود. هدف از اجرای پژوهش، بررسی وضعیت سلامت روان پسران نوجوان و تعیین نقش عوامل زمینه ای و مهارتهای زندگی در پیش بینی سلامت روان دانش آموزان در سال 1395 و ارایه مدل مناسب بود.
روش کار: این مطالعه از نوع مقطعی- تحلیلی بود که بر روی 550 نفر از دانش‌آموزان پسر دوره دوم متوسطه شهرری انجام گرفت. نمونه ها با روش تصادفی خوشه ای وارد مطالعه شدند. از پرسشنامه های معتبر و استاندارد سلامت عمومی GHQ-28 و مهارت های زندگی استفاده و اطلاعات جمع‌آوری شده توسط نرم افزار SPSS 22 و با استفاده از آزمون همبستگی، مجذور کای و رگرسیون لجستیک، مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت.
نتایج: یافته های این مطالعه نشان داد 9/46%  از دانش‌آموزان مشکوک به اختلال روان و 1/53% آنان بدون اختلال هستند و بیشترین اختلال در عملکرد اجتماعی 56% بود. از نظر نمره کلی مهارت های زندگی، 3/35% مهارت کم، 5/32% دارای مهارت متوسط و 2/32%، دارای مهارت زیاد بودند. بین متغیرهای خودآگاهی، تصمیم گیری و سن با سلامت روان و ابعاد چهارگانه آن، ارتباط معنی دار آماری دیده شد.
نتیجه گیری: نتایج، نشانگر شیوع نسبتا متوسط اختلالات روان در میان دانش آموزان بود و نقش آموزش مهارت های زندگی را در تامین سلامت روان نوجوانان و جوانان را نمایان و برجسته ساخت.

 
بیرام بی بی بیات، بهرام محبی، آذر طل، رویا صادقی، میر سعید یکانی نژاد،
دوره 15، شماره 4 - ( 12-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: کیفیت زندگی به عنوان شاخصی تاثیرگذار در سلامت عمومی و همچنین بهداشت روان در نظر گرفته می شود. با افزایش طول عمر افراد، اهمیت رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت با در نظر گرفتن حفظ عملکرد افراد و بالا رفتن کیفیت زندگی آنان، به طور مستمر بیشتر نمایان می گردد. هدف از این مطالعه تعیین پیشگویی کننده های کیفیت زندگی در رابطین سلامت مراکز بهداشتی درمانی جنوب تهران بود.
روش کار: این مطالعه به صورت مقطعی-تحلیلی بر روی 200 نفر از رابطین سلامت مراکز بهداشتی درمانی جنوب تهران که به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند، انجام گرفت. ابزار گردآوری اطلاعات شامل پرسشنامه های روا و پایای رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت HPLPII و کیفیت زندگی (SF-36) و سازه های مدل بزنف به انضمام متغیرهای جمعیت شناختی بود. روایی و پایایی پرسشنامه سازه های مدل بزنف مورد سنجش قرار گرفت (88% : α). تحلیل داده ها با استفاده ازآزمون های توصیفی و رگرسیون خطی چندگانه در سطح معنی داری کمتر از 05/0 با استفاده از نرم افزار  SPSS نسخه 24 انجام گرفت.
نتایج: تحلیل رگرسیونی نشان داد که متغیر سن (003/0=p)، عوامل قادر کننده (02/0=p) و رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت کلی
(001/0>
p) قوی ترین عوامل پیشگویی کننده  برای کیفیت زندگی بودند.

نتیجه گیری: مطالعه حاضر کارایی مدل بزنف در پیشگویی رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت جهت داشتن کیفیت زندگی را تایید نمود .به کارگیری این مدل می تواند منجر به شناسایی عوامل تاثیر گذار بر کیفیت زندگی رابطین سلامت گردیده و در تدوین برنامه آموزشی مناسب موثر گردد.
 
آسیه مولایی فرد، محمدحسین حقیقی زاده، هاشم محمدیان،
دوره 16، شماره 1 - ( 3-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ غفلت از ارﺗﻘﺎی ﺳﻼﻣﺖ دانش آموزان بر آن ﺷﺪﻳﻢ ﺗﺎ ﺑﺎ اﻧﺠﺎم اﻳﻦ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺑﻪ ارزﻳﺎﺑﻲ پیش‌بینی کننده‌های سبک زندگی ارتقادهنده‌ی سلامت آنان از ﻃﺮﻳﻖ ﺗﺤﻠﻴﻞ ﻣﺴﻴﺮ ﺑـﺮ اﺳـﺎس الگوی اطلاعات، انگیزش و مهارت رفتاری بپردازیم.
روش کار: یک مطالعه مقطعی از نوع توصیفی - تحلیلی بر روی 400 نفر از دانش آموزان شهرستان اندیمشک صورت گرفت. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران به دست آمد. روش نمونه‌گیری، طبقه‌بندی تصادفی شده بود. در این مطالعه اطلاعات دﻣﻮﮔﺮاﻓﻴـکی، اﻃﻼﻋــﺎت ﻣﺮﺑــﻮط ﺑــﻪ سازه‌های الگوی اطلاعات، انگیزش و مهارت رفتاری و میزان پیروی دانش آموزان از سبک زندگی سالم در 4 حوزه‌ی تغذیه، فعالیت جسمانی، کنترل استرس و مسئولیت‌پذیری جمع‌آوری شدند. ﻫﻤﺒﺴﺘﮕﻲ ﺑﻴﻦ ﻛﻞ سازه‌ها با استفاده از نرم‌افزارهای آماری 23 SPSS ﻣـﻮرد تجزیه‌ و تحلیل ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺖ. سپس رواﺑﻂ ﺑﻴﻦ ﻣﺘﻐﻴﺮﻫـﺎ در ﻗﺎﻟﺐ ﺗﺤﻠﻴـﻞ مسیر توسط نرم‌افزار8/8   Lisrelسنجیده شد.
ﻧﺘﺎﻳﺞ: الگوی اطلاعات، انگیزش و مهارت رفتاری توانست، 71% از واریانس رفتار پیروی از سبک زندگی دانش آموزان را تبیین نماید. میانگین نمره سبک زندگی ارتقادهنده‌ سلامت در این مطالعه 41/60 به دست آمد. کلیه‌ سازه‌های الگو ارﺗﺒﺎط معنی‌داری ﺑﺎ سبک زندگی ﻧﻮﺟﻮانان داﺷﺘﻨﺪ. به‌طور کلی متغیرهای مهارت رفتاری  با 75%، انگیزش با 66% و دانش با 50% بیشترین نقش را بر روی سبک زندگی آنان داشتند.
نتیجه‌گیری: یافته‌های ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﻧﺸﺎن داد ﻛﻪ این الگو، ﻛﺎرﺑﺮد ﻣﻨﺎﺳﺒﻲ ﺑﺮای ﺗﺒﻴﻴﻦ و پیش‌بینی ﻛﻨﻨﺪﮔﻲ سبک زندگی سالم دانش آموزان داشت. براین اﺳﺎس، ﺑﻪ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﻳﺰان ﺳﻼﻣﺖ به‌کارگیری الگوی اطلاعات، انگیزش و مهارت رفتاری، به‌منظور ارﺗﻘﺎی سبک زندگی ﻧﻮﺟﻮانان در اﻳـﻦ ﺟﻤﻌﻴـﺖ ﭘﻴـﺸﻨﻬﺎد می‌شود.
 
مریم یعقوبی، مرضیه جوادی، سعید کریمی، وحید پیراسته،
دوره 16، شماره 2 - ( 6-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: طرح تحول سلامت از مهمترین طرح های اصلاحی کشور است که با نقدهایی روبروست. یکی از مباحث مهم، هزینه های این طرح است. این مقاله به تحلیل هزینه زایمان طبیعی و سزارین قبل و بعد از طرح تحول نظام سلامت پرداخته است.
روش کار: این مطالعه یک تحقیق کاربردی است که با استفاده از داده های نرم افزار حسابداری بیماران انجام شد. 60 پرونده زایمان طبیعی 60 پرونده سزارین به طور تصادفی از سیستم نرم افزاری حسابداری یک بیمارستان بزرگ اصفهان در قبل و بعد از اردیبهشت 93 انتخاب (مجموعا 120پرونده) شد. اطلاعات هر پرونده (سهم پرداختی بیمه، سهم پرداختی بیمارستان و سهم پرداختی بیمار) به جز هزینه­های هتلینگ و لوازم و دیگر هزینه­های دوره بستری، استخراج شد. داده­های مربوط به دریافتی درمانگران در واحد حسابداری و بر مبنای تعرفه سالیانه خدمات و قیمت k در هر خدمت برای جراح و متخصص بیهوشی محاسبه شد. میانگین و درصد تغییرات اقلام هزینه در نرم افزار excel محاسبه شد.  
نتایج: زایمان طبیعی193% و زایمان سزارین 226%، دریافتی درمانگران (جراح ومتخصص بیهوشی) در زایمان طبیعی 257% و در سزارین130% نسبت به قبل از طرح تحول سلامت افزایش قیمت داشته اند. تغییرات سهم پرداختی ها بیانگر شیفت شدن بخشی از هزینه­ها از سوی بیمار به سمت بیمه ها و صندوق یارانه سلامت است.
نتیجه گیری: طرح تحول در این دو خدمت کاهش دهنده واقعی پرداخت از جیب بیمار نبوده است. افزایش هزینه خدمات توجه بیشتر به مدیریت هزینه را می طلبد. گرانتر ارائه شدن خدمات در نهایت به سود بیمار و نظام سلامت نبوده و برنامه ریزی های حوزه طرح تحول سلامت باید از دیدگاه اقتصادی بیشتر مورد مداقه قرار گیرد.
 
آذر طل، بهرام محبی، الهام شکیبازاده، مهدی یاسری، مریم صبوری،
دوره 16، شماره 2 - ( 6-1397 )
چکیده

زمینه وهدف: مفهوم توانمندی در علوم مرتبط با سلامت بر مسؤولیت‌ پذیری فردی و توانایی افراد بر حفظ سلامتی خود متمرکز است. پژوهش حاضر باهدف تعیین عوامل موثر بر توانمندی دریافت مراقبت سلامت در زنان سنین باروری در سال 1396 طراحی و اجرا شد.        
روش کار: این مطالعه مقطعی با مشارکت 549 نفر از زنان سنین باروری مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی جنوب تهران با نمونه­گیری خوشه ای و چند مرحله ای انجام شد. ابزار این مطالعه پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک و ابزار سنجش توانمندی دریافت مراقبت سلامت و خرده مقیاس­های آن بود که به روش خود ایفا تکمیل گردید. تحلیل داده ها از آزمون­های توصیفی و تحلیلی و تحلیل رگرسیون چند متغیره استفاده شد.
نتایج: سطح تحصیلات همسر، اشتغال زنان، بعد خانوار، قومیت، داشتن سابقه بیماری مزمن و وضعیت اقتصادی پیش گویی‌کننده خرده مقیاس درجه کنترل بود. سطح تحصیلات همسر "زیر دیپلم و دیپلم"، بعد خانوار "3-2 " و "4-3 " فرزند و وضعیت اقتصادی "میزان درآمد کاملا کفاف زندگی را می دهد"، خرده مقیاس قدرت تعامل را پیشگویی کردند. متغیر های سطح تحصیلات همسر "زیر دیپلم و دیپلم"، بعد خانوار "با 3-2 و 4-3 فرزند"، شاغل بودن زنان و داشتن بیماری مزمن خرده مقیاس درجه تصمیم گیری را تبیین می نمود.
نتیجه گیری: به نظر می­رسد شرایط فردی، خانوادگی و اقتصادیاجتماعی خانواده در توانمندی زنان در دریافت خدمات سلامتی موثر است. لزوم رویکرد خانواده محور در دریافت خدمات سلامت باروری ضروری به نظر می رسد.
 
جعفر یحیوی دیزج، سارا امام قلی پور، ابوالقاسم پوررضا، فاروق نعمانی، سمیه معلمی،
دوره 16، شماره 3 - ( 9-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: سالمندی جمعیت یکی از مهم­ترین چالش­های اقتصادی، اجتماعی و بهداشتی در قرن بیست­ و یکم به شمار می­رود. افزایش نرخ جمعیت سالمند احتمال خطر ابتلای خانوارهای دارای سالمند به هزینه های کمرشکن سلامت را افزایش میدهد. هدف از این مطالعه تعیین تاثیر سالمندی جمعیت خانوار، بر دچار شدن خانوارها  به هزینه­های کمرشکن سلامت در ایران می باشد.
روش کار: در این پژوهش، از داده­های هزینه-درآمد خانوارهای کشور، در دوره مطالعاتی 1394-1386 و تکنیک رگرسیونی(Lagit) استفاده می شود. به منظور تحلیل داده­ها در این مطالعه از نرم افزارهای کاربردی Excel  وSTATA استفاده شده است.
نتایج: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که افزایش تعداد سالمندان در خانوارها، احتمال ابتلای خانوار به هزینه های کمرشکن را افزایش می­دهد. علاوه بر این خانوارهای بدون منزل شخصی، پرجمعیت، روستایی، بدون درآمد، دارای سرپرست زن، غیر متاهل، دارای سرپرست غیرشاغل و خانوارهای دهک های پایین درآمدی، با احتمال بیشتری در معرض ابتلا به هزینه های کمرشکن سلامت قرار می گیرند. همچنین عدم تأثیرگذاری پوشش بیمه­ها بر احتمال مواجه شدن خانوارها با هزینه­های کمرشکن سلامت، حاکی از عدم کارایی بیمه ها  در جلو گیری از  دچار شدن خانوارها به هزینه های کمرشکن می باشد.
نتیجه گیری: با توجه به نتایج مطالعه‌ حاضر و سالمند شدن جمعیت ایران، لازم است دولت در راستای تامین مالی عادلانه و کاهش بار اقتصادی ناشی از هزینه های سلامت به خانوارهای دارای سالمند، از طریق تعریف بسته های حمایتی ویژه سالمندان، در جهت جلوگیری از دچار شدن این خانوارها، به هزینه های کمرشکن اقدام نماید. 
 
حسین درگاهی، علیرضا دررودی، مهرزاد رضایی آبگلی،
دوره 16، شماره 3 - ( 9-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: کلیه بیمارستان‌ها نیازمند پایش و ارزیابی مداوم هستند. نمودار گرافیکی پابن لاسو، با ترکیب شاخص‌های عملکردی بیمارستان‌ها می‌‌تواند کارایی بیمارستان‌ها را مورد ارزیابی دهد. لذا هدف این مطالعه تعیین تاثیر طرح تحول نظام سلامت بر شاخص‌های عملکردی بیمارستان‌های دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال 1395 با استفاده از مدل پابن لاسو می‌باشد.
روش کار: مطالعه توصیفی تحلیلی حاضر به صورت مقطعی انجام گرفت. تعداد 8 بیمارستان عمومی و تک تخصصی دانشگاه علوم پزشکی تهران جامعه پژوهش را تشکیل دادند. داده‌های ورودی و شاخص‌های عملکردی با اخذ مجوز از معاونت درمان دانشگاه دریافت گردید. تحلیل داده‌ها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی شامل آزمون‌های کای اسکوئر و تی زوج دو نمونه‌ای و وضعیت عملکرد بیمارستان‌ها با بهره برداری از مدل گرافیکی پابن لاسو انجام شد.
نتایج: بعد از اجرای طرح تحول نظام سلامت در ایران تعداد بیمارستان‌های بیشتری در مقایسه با قبل از اجرای طرح مزبور در منطقه 3 و 4 قرار گرفته‌اند که در نتیجه وضعیت کارایی مطلوب‌تری را نشان می‌دهد. که این تفاوت با آزمون کای اسکوئر اختلاف معنی‌داری نشان داد.
نتیجه‌گیری: بر اساس نمودار پابن لاسو شاخص‌های عملکردی بیمارستان‌ها بعد از اجرای طرح تحول سلامت بهبود بیشتری یافته است. استفاده از تجربیات و عملکرد مدیریتی موفق در راه ارتقای شاخص‌های عملکردی بیمارستان‌ها بعد از اجرای این طرح می‌تواند الگوی مدیران سایر بیمارستان‌های کشور قرار گیرد.
 
احمد علی نوربالا، حسین ملک افضلی، نسرین عابدی نیا، مرضیه اخباری، علیرضا مروجی، فاطمه واثقی، زهرا نخی، مامک شریعت، مریم میرزایی نیستانی، فاطمه سادات قریشی،
دوره 16، شماره 3 - ( 9-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: استرس در دوران بارداری می تواند یک اثر ماندگار در سلامت روان زنان پس از زایمان داشته باشد. آمارها نشان می دهد که حدود 18٪ زنان باردار در دوران بارداری افسردگی عمده یا جزئی دارند، اما بسیاری از آنها غربالگری و درمان نشده اند. فقدان درمان می تواند پیامدهای جدی برای مادر و فرزندش داشته باشد. این پژوهش با هدف  بررسی وضعیت سلامت روان و رضایت زناشویی مادران باردار درشهرستان کاشان در سال 1394 انجام گرفت.
روش کار: پژوهش حاضر یک مطالعه مقطعی-تحلیلی است. با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس 202 زن باردار از چهار مرکز بهداشتی درمانی شهری در شهرستان کاشان وارد مطالعه شدند. در جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه سلامت عمومی (General (Health Questionnaire 28، مصاحبه تشخیصی و پرسشنامه وضعیت زناشویی گلومبوک-راست (Golombok Rust Inventory of Marital State) استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده ازآمار توصیفی و تحلیل واریانس یک طرفه (ANOVA)، آزمون کای اسکور( 2χ)،  آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون لجستیک انجام گرفت.
نتایج: نتایج نشان داد که 7/26% از زنان باردار اختلالات روانی داشتند و بیشترین اختلال مربوط به جسمانی سازی و کمترین میزان مربوط به افسردگی بوده است. در حدود 80% رضایت زناشویی بسیار خوبی گزارش شد. همچنین نتایج نشان داد که میان افسردگی با سن، اضطراب، بی خوابی با طول مدت ازدواج، رضایت زناشویی با نوع زایمان و سلامت روان با رضایت زناشویی ارتباط معنی داری وجود دارد. علاوه بر آن رضایت زناشویی رابطه معنی دار و معکوس با تحصیلات داشت (05/0> (p.
نتیجه گیری: بنظر می رسد می بایستی یک مدل مراقبتی، درمانی روانشناختی برای مادران باردار با ریسک اختلالات روانی در دوران بارداری و پس از زایمان در سیستم سلامت و بهداشت ایران ادغام شود.
افضل اکبری بلوطبنگان، سیاوش طالع پسند، علی محمد رضایی، اسحق رحیمیان بوگر،
دوره 17، شماره 2 - ( 6-1398 )
چکیده

زمینه و هدف: در سال‌های اخیر رفتارهای قلدری در میان نوجوانان مدارس رو به افزایش بوده و نگرانی‌هایی را برای روان‌شناسان، معلمان و خانواده‌های آن‌ها در سراسر جهان به همراه داشته است. لذا استفاده از روش‌های کنترل قلدری در مدارس حائز اهمیت است. از این رو هدف از پژوهش حاضر تاثیر برنامه آموزش کنترل قلدری بر رفتارهای ارتقاء‌دهنده سلامت نوجوانان قُلدر شهر تهران بود.
روش کار: جامعه آماری دانش‌آموزان 12 تا 17 ساله مدارس دولتی شهر تهران را شامل می شود. تعداد 40 نفر (20 نفر گروه کنترل و 20 نفر گروه آزمایش) به روش تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. با بهره‌گیری از یک طرح آزمایشی پیش‌آزمون-پس‌آزمون و پیگیری یک‌ماهه با گروه کنترل ابتدا پرسشنامه‌های قلدری هارتر و رفتارهای ارتقاء‌دهنده سلامت بر روی هر دو گروه اجرا شد و سپس کاربندی آزمایشی آموزش کنترل قلدری در 8 جلسه بر روی گروه آزمایش اجرا و بعد از اتمام جلسات پس‌آزمون برای هر دو گروه ارائه شد. پس از آن پیگیری یک‌ماهه به اجرا درآمد. برای تحلیل داده‌ها از روش تحلیل واریانس چندمتغیری اندازه‌گیری مکرر به کمک نرم‌افزار SPSSV22 استفاده شد.
نتایج: یافته‌ها نشان داد که برنامه آموزشی کنترل قلدری به شیوه شناختی-رفتاری بر رفتارهای ارتقای سلامت بین دو گروه در سه مرحله ارزیابی تفاوت معنی‌داری ایجاد کرده است (05/0>p).
نتیجه‌گیری: بر اساس نتایج حاصل از این پژوهش می‌توان گفت آموزش کنترل قلدری بر رفتارهای ارتقاء‌دهنده سلامت نوجوانان 12 تا 17 ساله اثربخش بوده و می‌توان از این آموزش جهت ارتقای سلامت آن‌ها استفاده کرد و آگاهی والدین، معلمان، مدیران و سایر متخصصان از این آموزش‌ها می‌تواند اثربخش باشد.
ندا کریمی، شهرزاد سعادت قرین، آذر طل، رویا صادقی، مهدی یاسری، بهرام محبی،
دوره 17، شماره 3 - ( 9-1398 )
چکیده

زمینه و هدف: انتخاب رفتارهای سالم در نوجوانی از اهمیت زیادی برخوردار است زیرا این رفتارها در این دوران یایه ریزی می شود. از طرف دیگر، توجه به سلامت دختران از اهمیت ویژه­ای برخوردار است زیرا این رفتارها را به نسل بعدی نیز منتقل می کنند. از این رو هدف این مطالعه شناسایی نقش تعیین کنندگی سواد سلامت و متغیرهای زمینه ای در رفتارهای ارتقاءدهنده سلامت در بین دانش آموزان دختر مقطع دوم متوسطه شهر تهران بود.
روش کار: این مطالعه از نوع  مقطعی، توصیفی-تحلیلی و بر روی ۳۷۰ نفر به روش نمونه گیری خوشه ای در سال ۱۳۹۷ انجام شد. داده ها با استفاده ﺍﺯ پرسشنامه های دموگرافیک، ﺳﻮﺍﺩ ﺳﻼﻣﺖ ﻧﻮﺟﻮﺍﻧﺎﻥHELMA  و رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت (HPLPII) جمع آوری گردید. ﺑﺮﺍﻯ ﺗﺠﺰﻳﻪ ﻭﺗﺤﻠﻴﻞ ﺩﺍﺩﻩ ﻫﺎ ﺍﺯ ﻧﺮﻡ ﺍﻓﺰﺍﺭ SPSS 25  استفاده شد.
نتایج: نتایج تحلیل رگرسیون چندمتغیره نشان داد سواد سلامت (۳۹/۰=β و ۰۰۱/۰>p)، علاقه به موضوعات سلامت (۳۵/۱=β و ۰۰۱/۰>p)، مطالعه مجله و روزنامه (۷۶/۰=β و ۰۰۷/۰=p) تحصیلات پدر(۰۰۲/۰=p)، شاخص توده بدنی(۰۲۲/۰=p)، رشته تحصیلی (۰۰۱/۰>p)، اولین منبع اطلاعات سلامت (۰۰۱/۰>p) و محل زندگی (۰۲۳/۰=p) ارتباط مستقیم و معنی­داری با رفتارهای ارتقاءدهنده سلامت داشتند. بین سن (۶۹/۱-=β و ۰۰۱/۰>p) و ارزیابی وضعیت سلامت (۶۷/۱-=β و ۰۱/۰>p) با رفتارهای ارتقاءدهنده سلامت ارتباط معکوس و معنی­دار بود.
نتیجه گیری: با توجه به اینکه میانگین نمره سواد سلامت در طبقه بندی "نه چندان کافی" و نمره رﻓﺘﺎرﻫﺎی ارتقاءدهنده سلامت دختران دانش آموز در ﺳﻄﺢ ﻣﺘﻮﺳﻂ بود، لزوم تدوین برنامه های آموزشی جهت افزایش سواد سلامت  در طراحی و اجرای مداخلاتی جهت ارتقاء این دسته از رفتارهای مرتبط با سلامت در دانش آموزان باید مد نظر قرارگیرد.
لیلا الله قلی، اعظم رحمانی، رضا قانعی قشلاق، آرزو فلاحی، معصومه هاشمیان، حامد فلاحی، بابک نعمت شهربابکی،
دوره 17، شماره 3 - ( 9-1398 )
چکیده

زمینه و هدف: فرسودگی شغلی در بین آموزش دهندگان سلامت رو به افزایش بوده و پیامدهای ناگوار جسمی، روانی و اجتماعی را به همراه دارد. هدف از مطالعه حاضر تبیین علل فرسودگی شغلی از دیدگاه آموزش دهندگان سلامت و شناسایی نیازهای آنان برای کاهش آن بود.
روش کار: این مطالعه کیفی در پایگاههای خدمات جامع سلامت شهر سنندج در غرب ایران در سال 1396 انجام گرفت. با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند 15 آموزش دهنده سلامت وارد مطالعه شدند. داده ها از طریق مصاحبه های فردی و بحث گروهی نیمه ساختار یافته، مشاهده و یاداشت در عرصه جمع آوری و با استفاده از رویکرد تحلیل محتوای قرار دادی تجزیه و تحلیل گردید. جهت حمایت از صحت و استحکام دادهها، معیار مقبولیت، تأیید پذیری و انتقال پذیری لحاظ شد.
نتایج: دلایل فرسودگی شغلی در 5 طبقه شامل "مسائل مربوط به پایگاههای خدمات جامع سلامت"، "چالشهای فردی کارمندان"، "ضعف مدیریتی"، "چالشهای سیستم اجرایی" و "مسائل مربوط به مراجعه کننده‌گان" قرار گرفت. مشارکت کنندگان جهت کاهش فرسودگی شغلی به تقویت مهارتهای فردی، ارزشیابی اثربخش و حمایتهای مدیریتی، فراهم نمودن امکانات تفریحی و رفاهی، کاهش فشار شغلی و تقویت روابط درون بخشی و برون بخشی تأکید داشتند.  
نتیجه گیری: نتایج مطالعه نشان داد که عوامل متعددی در ایجاد فرسودگی شغلی آموزش دهندگان سلامت نقش دارند. بهبود در شیوه مدیریت و قوانین و امکانات رفاهی نه تنها سبب کاهش فرسودگی شغلی می گردد بلکه موجب افزایش کارایی برنامه های آموزش سلامت خواهد شد. 
لیلا دهقانکار، مرضیه حاجی کریم بابا، رحمن پناهی،
دوره 17، شماره 3 - ( 9-1398 )
چکیده

زمینه و هدف: نظر به نقش محوری سواد سلامت در تعیین نابرابری­های سلامتی و رشد قابل ملاحظه جمعیت دانشجویی، این مطالعه با هدف تعیین سواد سلامت و عوامل مرتبط با آن در دانشجویان انجام گردید.
روش­ کار: پژوهش حاضر مقطعی، توصیفی- تحلیلی می­باشد. 375 نفر از دانشجویان دختر دانشگاه بین­المللی امام خمینی شهر قزوین در سال تحصیلی 1398 به ­روش نمونه­گیری تصادفی طبقه­ای وارد مطالعه شدند. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه مشخصات دموگرافیک و زمینه­ای و پرسشنامه سنجش سواد سلامت بزرگسالان ایرانی بود. پس از گردآوری، داده­ها وارد نرم­افزارSPSS 23  شدند و با استفاده از آزمون­های توصیفی و رگرسیون لجستیک، مورد آنالیز قرار گرفتند.
نتایج: نتایج نشان داد 17 نفر (5/4%) سواد سلامت ناکافی، 112 نفر (9/29%) سواد سلامت نه­چندان کافی، 188 نفر (1/50%) سواد سلامت کافی و 58 نفر (5/15%) سواد سلامت عالی داشتند. همچنین میانگین (انحراف معیار) نمره سواد سلامت (49/12) 80/70 بود. نتایج آزمون رگرسیون لجستیک نشان داد سواد سلامت با انجام فعالیت جسمانی رابطه معنی­دار داشت (039/0=p) به­طوری ­که شانس داشتن سواد سلامت مطلوب در دانشجویان دارای فعالیت جسمانی در بیشتر روزها، 097/2 برابر دانشجویان دارای فعالیت جسمانی به­صورت هر روزه بود. همچنین سواد سلامت با اشتغال رابطه معنی­دار داشت (042/0=p)، به­طوری ­که شانس داشتن سواد سلامت مطلوب در دانشجویان دارای اشتغال، 534/0 برابر دانشجویان بدون اشتغال بود.
نتیجه­گیری: نظر به پایین­بودن سواد سلامت در بین دانشجویان با فعالیت جسمانی کمتر و دارای اشتغال، پیشنهاد می­شود در طراحی برنامه­های آموزشی جهت ارتقای سواد سلامت دانشجویان، به دانشجویان فوق توجه بیشتری مبذول گردد.


رحمن پناهی، لیلا دهقانکار، محیا شفایی، علی رزاق پور،
دوره 17، شماره 4 - ( 12-1398 )
چکیده

زمینه و هدف: سواد سلامت با بالابردن فهم، درک و ارزیابی مزایای رفتارهای تشخیصی و پیشگیرانه می­تواند یکی از مهمترین عوامل تاثیرگذار در اتخاذ رفتارهای پیشگیری­کننده از پوکی استخوان باشد. این مطالعه با هدف تعیین مهارت­های مؤثر سواد سلامت در پیشگویی اتخاد رفتارهای پیشگیری­کننده از پوکی استخوان در دانش­آموزان انجام گردید.
روش کار: پژوهش حاضر از نوع توصیفی- مقطعی است. تعداد 375 نفر از دانش­آموزان دبیرستان­های دخترانه شهر قزوین به­روش نمونه­گیری چندمرحله­ای انتخاب شدند. داده­ها با استفاده از پرسشنامه استاندارد سواد سلامت نوجوانان و پرسشنامه سنجش رفتارهای پیشگیری­کننده از پوکی استخوان گردآوری و با استفاده از نرم افزار23  SPSS  و با به­کارگیری آمارهای توصیفی و ضریب همبستگی اسپیرمن و آزمون رگرسیون چندگانه، تحلیل شدند.
نتایج: در میان ابعاد هشت­گانه سواد سلامت، بیشترین میانگین نمره به دو بعد درک و ارتباط و کمترین میانگین نمره به دو بعد استفاده از اطلاعات سلامت و محاسبه، اختصاص داشت. میانگین و انحراف معیار نمره کلی سواد سلامت و اتخاذ رفتارهای پیشگیری­کننده از پوکی استخوان به ترتیب 58/12±84/70 از 100 و 60/5± 43/22 از 36 بود. آزمون رگرسیون چندگانه نشان داد که ابعاد سواد سلامت، 4/38% از تغییرات اتخاذ رفتار پیشگیری­کننده از پوکی استخوان را پیشگویی کردند (384/0=R2). از میان ابعاد مورد بررسی، فقط بعد استفاده از اطلاعات سلامت (001/0=p ،044/0=β) به­طور معنی‌دار پیشگویی­کننده اتخاذ رفتار بود.
نتیجه­گیری: نظر به نتایج مطالعه لازم است در طراحی برنامه‌های آموزشی جهت پیشگیری از پوکی استخوان، به نقش سواد سلامت به­طور کلی و خصوصا تاثیر بعد استفاده از اطلاعات سلامت در میان نوجوانان توجه ویژه‌ای مبذول گردد. 
مریم تاجور، علی محمد مصدق راد، مهدی یاسری، ماریا محمدی،
دوره 17، شماره 4 - ( 12-1398 )
چکیده

زمینه و هدف:افزایش جمعیت سالمندان با افزایش تقاضا برای دریافت خدمات سلامت همراه است. بنابراین دانش و درک بهره مندی از خدمات سلامت در سالمندان برای تخصیص منابع و برنامه ریزی های حوزه سلامت ضروری است. این مطالعه با هدف بررسی وضعیت بهره مندی سالمندان کشور از خدمات بستری سلامت و عوامل مرتبط با آن انجام گرفت.
روش کار: پژوهش حاضر بر اساس آنالیز ثانویه داده های "مطالعه ملی بهره مندی از خدمات سلامت" در سال 1394، در گروه سالمندان 60 سال و بالاتر در سطح کشور با حجم نمونه معادل 8205 نفر انجام شد. نمونه ها با روش طبقه بندی تصادفی از استانها، شهرها و روستاهای کشور انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها، یک پرسشنامه بود که اطلاعات مربوط به نیاز افراد به خدمات بستری در یک سال گذشته و مراجعه و دریافت خدمات را توسط آنها گردآوری می کرد. در این مطالعه، از آنالیز رگرسیون لجستیک چند سطحی برای بررسی عوامل مرتبط با بهره مندی از خدمات بستری استفاده شد.
نتایج: از 8205 سالمند شرکت کننده در مطالعه، 1411 نفر (17% ) در یکسال گذشته حداقل یکبار به خدمات بستری نیاز پیدا کرده بودند که 93% (1317 نفر) از این افراد برای دریافت خدمات مراجعه کرده و 97% از مراجعین (1288 نفر) از خدمات بستری بهره مند شده بودند. سالمندان فاقد بیمه مکمل (001/0=p) و افراد مسن تر (03/0=p) با وجود داشتن نیاز بیشتر به خدمات بستری بطور معنی داری نسبت به سایرین از این خدمات کمتر بهره مند شده بودند. بیشترین نارضایتی در شهرها مربوط به رفتار پرستاران و پرسنل غیر پزشک و در روستاییان، مربوط به مدت انتظار برای دریافت خدمت بود. مهمترین علل عدم مراجعه سالمندان برای بستری، هزینه بالای خدمات بستری و عدم پوشش مناسب بیمه سلامت آنها بود.
نتیجه گیری: سالمندان فاقد بیمه و مسن تر باید در اولویت مداخلات سیاستگذاری برای بهره مندی بیشتر از خدمات بستری سلامت قرار گیرند. علل عدم بهره مندی از خدمات بستری و همچنین علل نارضایتی نیز باید مورد توجه جدی ارائه کنندگان خدمات سلامت و مدیران این حوزه قرار گیرد. 
 
امین باقری کراچی، حسین افلاکی فرد، ملیحه کرمی،
دوره 17، شماره 4 - ( 12-1398 )
چکیده

زمینه و هدف: این تحقیق به ارزیابی معلمان از بهداشت محیط مدارس و رابطه آن با سلامت روان و شادکامی آنان پرداخته است.
روش کار: روش تحقیق توصیفی پیمایشی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری معلمان ابتدایی شهر داراب به تعداد ٢٥٤ نفر بودکه یک نمونه
١٦٠ نفری از میان آنها به روش نمونه گیری طبقه ای انتخاب شد. برای اندازه گیری شادکامی از پرسشنامه آکسفورد، برای اندازه گیری سلامت
روان از پرسشنامه گیلدبرگ و برای ارزیابی معلمان از بهداشت محیط از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد. روایی و پایایی این پرسشنامه ها
توسط محقق گزارش گردید.
٣٧ % متوسط و ٥% نامطلوب ارزیابی نموده اند، بین ارزیابی / ٥٧ % معلمان بهداشت محیط مدارس را مطلوب، ٧٣ / نتایج: نتایج نشان داد که ٢٣
معلمان مرد و زن، معلمان بومی و غیر بومی، معلمان با رشته تحصیلی آموزش ابتدایی و سایر رشته ها، معلمان مدارس دخترانه و پسرانه، معلمان
دارای اطلاعات قبلی از بهداشت و سایر معلم ها، معلمان با استخدام رسمی و سایر معلم ها، معلمان مدارس مروج بهداشت و سایر معلم ها، از
بین ارزیابی معلمان از بهداشت محیط مدارس با شادکامی و سلامت روان ،(p< ٠/ بهداشت محیط مدارس تفاوت معنی داری وجود دارد ( ٠٥
١٠ % از / ١٩ % از تغییرات شادکامی و ٢ / ارزیابی معلمان از بهداشت محیط مدارس می تواند ٨ .(p<٠/ همبستگی معنی داری وجود دارد ( ٠٠٠١
تغییرات سلامت روان آنان را پیش بینی کند.
علی محمد مصدق راد، علی اکبری ساری، پریسا رحیمی تبار،
دوره 17، شماره 4 - ( 12-1398 )
چکیده

زمینه و هدف: حاکمیت یا حکمرانی خوب نظام سلامت منجر به عملکرد بهتر نظام سلامت و در نهایت، دستیابی به نتایج سلامتی بهتر برای مردم جامعه می‌شود. حاکمیت نظام سلامت ایران با چالش‌هایی مواجه است. این پژوهش با هدف توسعه یک الگوی مناسب برای حاکمیت نظام سلامت ایران انجام شده است.
روش کار: این مطالعه توصیفی- تحلیلی در سال 1395 با روش دلفی انجام شد. در این پژوهش، ابتدا مدل مناسب حاکمیت نظام سلامت ایران در شش بُعد ساختار سازمانی؛ ارتباطات و همکاری بین‌بخشی؛ قانونگذاری؛ سیاستگذاری و برنامه‌ریزی استراتژیک؛ تولیت؛ و نظارت و ارزشیابی با استفاده از روش مرور تطبیقی طراحی شد. سپس، با استفاده از روش دلفی از نظرات 25 نفر از خبرگان و متخصصین سیاستگذاری و مدیریت نظام سلامت در دو مرحله، برای توسعه و اعتبارسنجی مدل پیشنهادی استفاده شد.
نتایج: کاهش و ادغام برخی از معاونت‌ها و اداره‌های وزارت بهداشت، توسعه ارتباطات بیشتر با سازمان‌های مرتبط خارج از وزارت بهداشت، تعیین اصول راهنمای تدوین قوانین و مقررات بخش سلامت، استفاده بیشتر از شواهد پژوهشی در سیاستگذاری سلامت، تدوین برنامه راهبردی نظام سلامت، تقویت تولیت اثربخش نظام سلامت و تدوین استانداردهای سیستمی جامع برای ارزشیابی و اعتباربخشی سازمان‌های بهداشتی و درمانی، برای تقویت سیستم حاکمیت نظام سلامت ایران ضروری است.
نتیجه‌گیری: الگوی فعلی حاکمیت نظام سلامت ایران در دستیابی به اهداف نظام سلامت با چالش‌هایی مواجه است. تقویت ابعاد حاکمیت نظام سلامت زمینه را برای دستیابی به اهداف پایدار نظام سلامت فراهم می‌کند که در نهایت، منجر به ارتقای سلامتی مردم جامعه می‌شود.
 
محمد عظیمی، علی اقبالی،
دوره 18، شماره 1 - ( 3-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: انسان به عنوان مخلوق خداوند و اشرف مخلوقات، حقوقی دارد که یکی از این حقوق، حق سالم زیستن است و این نوع سبک زندگی جز در سایه آموزش های مفید میسر نمی شود. در همین راستا، آموزش جامع سلامت در مدارس برای سلامت نسل آینده کشور، یکی از ارکان مهم تلقی می شود.  بنابراین هدف این پژوهش تحلیل محتوای مولفه های بهداشت و ارتقای سلامت  کتب دوره دوم ابتدایی بر اساس مفروضه های سلامت با تاکید بر آموزش برای افزایش کیفیت بهداشت مدارس ابتدایی است.
روش کار: در این مطالعه توصیفی از روش تحلیل محتوا استفاده شده است. جامعه آماری این پژوهش همه کتاب‌های پایه دوم ابتدایی سال تحصیلی  1396 ـ 1395 (5 جلد کتاب) بود. نمونه آماری برابر با جامعه آماری است. ابزار پژوهش )آنتروپی شانون   (Entropy Shanon بود که پردازش داده ها را در  بحث تحلیل محتوا با نگاه جدید و به صورت کمی و کیفی مطرح می کند.
نتایج : نتایج تحلیل محتوای آنتروپی شانون نشان داد که بررسی کل 5 کتاب پایه دوم ابتدایی مولفه ی مربوط به سلامت روانی با 236  مورد بیشترین فراوانی را به خود اختصاص داده، و کمترین مقدار مربوط به معلولیت با  10 فراوانی است. بیشترین ضریب اهمیت در بین مولفه های  سلامت در کتب پایه دوم  ابتدایی مربوط به مولفه های سلامت تغذیه مجموعا  با مقدار (21/0) و کمترین ضریب اهمیت به پیشگیری از رفتار های پرخطر  مجموعا  با  مقدار (019/0) می باشد.
نتیجه گیری: یافته های حاصل از فراوانی نشان می دهند که میزان توجه به هر یک از مولفه های آموزش بهداشت و ارتقای سلامت متفاوت است؛ بنابراین می توان نتیجه گرفت که در محتوای  کتب دوره دوم ابتدایی به برخی از مولفه های آموزش بهداشت کمتر توجه  است، در حالی که آموزش بهداشت و به تبع آن ارتقای سلامت  مهم ترین عامل پیشرفت و ضامن بقای جامعه است. طراحی، اجرا و اداره برنامه های توسعه در بعد بهداشت، بیش از هر عامل دیگری زیربنای مفاهیم پایه ای چون سلامت است.

صفحه 3 از 6     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه دانشکده بهداشت و انستیتو تحقیقات بهداشتی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb