جستجو در مقالات منتشر شده


56 نتیجه برای راد

علی محمد مصدق راد، ابراهیم جعفری پویان، محمود زمندی،
دوره 14، شماره 4 - ( 12-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: ارزشیابی اقتصادی مداخلات بهداشتی برای تخصیص بهینه منابع در بخش سلامت ضروری است. هدف این پژوهش مرور انتقادی مطالعات تحلیل هزینه - منفعت مداخلات بهداشتی در 40 سال گذشته است.

روش­ کار: مطالعه حاضر با جستجو در هفت پایگاه اطلاعاتیWeb of science  Science Direct, Scopus, PubMed, Springer, Link Cochrane Database of Systematic Reviews, و SID با استفاده از کلید واژه­های مناسب برای یافتن مقالات تحلیل هزینه-منفعت مداخلات بهداشتی منتشر شده در سال‌های 1975 تا 2015 میلادی انجام شد. مقالات بدست آمده پس از ارزشیابی کیفیت با استفاده از یک ابزار معتبر، تحلیل شدند.

نتایج: تعداد 33 مطالعه تحلیل هزینه-منفعت مداخلات بهداشتی در فاصله زمانی تعیین شده بدست آمد. به ترتیب 39، 37، 21 و 3 درصد از مطالعات در قاره­های آسیا، آمریکا، اروپا و آفریقا انجام شده بود. بیشتر مطالعات (79%) درباره مداخلات مرتبط با واکسن، آموزش، تغذیه سالم و استفاده از فن آوری‌های بهداشتی بود. مداخلات مختلف واکسیناسیون، آزمایش‌های تشخیصی و غربالگری، تغذیه مناسب، بهداشت دهان و دندان، آموزش سلامت روان و استفاده از تجهیزات ایمنی هنگام رانندگی دارای منافع بالینی و اقتصادی بسیار زیاد هستند.

نتیجه­گیری: مطالعات تحلیل هزینه - منفعت مداخلات بهداشتی در حال افزایش است. این مداخلات می‌توانند موجب استفاده بهینه از منابع محدود بخش سلامت به منظور ارتقای سلامت مردم شوند.


ابوالفضل فراهانی، معصومه حسینی، راضیه مرادی،
دوره 15، شماره 1 - ( 3-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: این پژوهش به منظور شناسایی موانع پیش روی بانوان در انجام فعالیت­های ورزشی استان البرز انجام شده است.

روش کار: این مطالعه از نوع توصیفی و از شاخه تحقیقات میدانی بوده است. جامعه آماری تحقیق را کلیه زنان شاغل استان البرز تشکیل می­دهند که به صورت تقریبی 100000 نفر می باشد. نمونه تحقیق بصورت تصادفی و با استفاده از جدول مورگان 384 نفر بدست آمد. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه استانداردی بوده که از طریق 31 گویه 5 ارزشی سنجیده شده و پایایی آن با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ 90% تعیین گردید. عوامل بازدارنده مشارکت ورزشی در شش حوزه: 1) فرهنگی و اجتماعی، 2) اقتصادی، 3) نیروی متخصص، 4) نگرش خانواده، 5) تجهیزات و امکانات، 6) تبلیغات و رسانه­ها بررسی شد. از طریق نرم­افزار SPSS در ابتدا اطلاعات جمعیت شناختی آزمودنی­ها (سن و رشته تحصیلی) با استفاده از آمار توصیفی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و در ادامه به منظور اولویت بندی عوامل پرسشنامه و مقایسه اولویت­بندی در گروه­های سنی مختلف از آزمون­های ناپارامتری فریدمن و کروسکال والیس استفاده شد.

نتایج: زندگی سازمانی با فشارهای روانی، استرس و خستگی ناشی از کار همراه است. اما زنان در سازمان­ها برای مشارکت در بسیاری از زمینه­ها به ویژه در برنامه ها و فعالیتهای ورزشی با محدودیت­هایی مواجه­اند. به عبارت دیگر، عدم تحرک جسمانی دختران و بانوان یعنی محروم شدن بخش مهم جامعه از سلامت و بهداشت جسمانی و روانی، شادابی و کارایی لازم که بی­شک لطمه­های جبران­ناپذیری را برای کل جامعه به دنبال خواهد داشت.

نتیجه گیری: نشان داد که عوامل بازدارنده­ی اقتصادی و تجهیزات و امکانات جزء مهم­ترین عوامل بازدارنده مشارکت در فعالیت­های ورزشی زنان شاغل استان البرز می­باشد و عامل مربوط به نگرش خانواده در اولویت آخر قرار دارد.


علی صفری مرادآبادی، تیمور آقاملایی، علی رمضانخانی، سکینه دادی پور،
دوره 15، شماره 2 - ( 6-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: سواد سلامت به ظرفیت کسب، پردازش، درک اطلاعات اساسی و خدمات مورد نیاز جهت تصمیم گیری های مناسب در زمینه سلامت اطلاق می گردد. با توجه به اهمیت بالای سواد سلامت در دوران بارداری و تاثیر مستقیم آن بر روی جنین، مطالعه حاضر با هدف تعیین وضعیت سواد سلامت زنان باردار مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی شهر بندرعباس در سال1394 انجام شد.
روش کار: مطالعه حاضر توصیفی تحلیلی از نوع مقطعی بود و بر روی 250 زن باردار مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی شهر بندرعباس به  روش نمونه گیری ترکیبی از خوشه ای و تصادفی ساده با استفاده از پرسشنامه سواد سلامت عملکردی بالغین صورت گرفت. داده های جمع آوری شده به کمک نرم افزار آماری SPSS16و با استفاده از آزمون های آماری استنباطی تی مستقل و آنالیز واریانس یک طرفه، آزمون تعقیبی توکی و رگرسیون خطی مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت.
نتایج :میانگین سنی مادران باردار 45/7±61/31 بود. 2/27% سواد سلامت ناکافی، 8/20% مرزی و 52% سواد کافی داشتند. سواد سلامت با  تحصیلات (001/0>p)، سن (001/0>p)، شغل (001/0>p) و نحوه مراقبت­های دوران بارداری (001/0>p) ارتباط معنی­دار داشت.
نتیجه گیری: یافته­ها نشان داد سواد سلامت مادران در حد ناکافی و مرزی بود. لذا تجدید نظر مواد آموزشی به زبان ساده و ارائه آموزش شفاهی و تصویری به زنان باردار، علاوه بر مواد آموزشی مکتوب که به صورت پوستر، پمفلت و بروشور در اختیار آنها داده شده است و همچنین ارتقاء مهارت­های ارتباطی بین کارکنان بهداشتی و مادران توصیه می شود.
 
معصومه دشتیان، حسن افتخار اردبیلی، کامبیز کریم زاده شیرازی، مصطفی شهمرادی، کمال اعظم،
دوره 15، شماره 2 - ( 6-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: خودمراقبتی توسط بیماران مبتلا به دیابت، نقش حیاتی در کنترل این بیماری و پیشگیری از عوارض ناشی از آن ایفا می کند. انجام فعالیت های فیزیکی و پایبندی به درمان دارویی از جمله ی این رفتارها در بیماران دیابتی است. فعالیت فیزیکی به کنترل قند خون، کاهش فشار خون، کاهش چربی و بهبود عملکرد قلبی تنفسی می انجامد و تبعیت از درمان دارویی نیز نقش حیاتی در کنترل مشکلات و عوارض ناشی از بیماری ایفا می کند لذا هدف از این پژوهش تعیین و پیش بینی مهم ترین عوامل موثر بر میزان فعالیت فیزیکی و تبعیت دارویی در بین بیماران دیابتی نوع دو بر اساس نظریه رفتار برنامه ریزی شده می باشد
روش کار: مطالعه ی مقطعی حاضر در سال 1395 بر روی 160 نفر از بیماران دیابتی نوع دو که به مراکز بهداشتی درمانی شهر یاسوج مراجعه کرده بودند، صورت گرفته است. اطلاعات شرکت کنندگان در پژوهش با روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی و با استفاده از پرسشنامه های تبعیت دارویی، فعالیت جسمانی و نظریه رفتار برنامه ریزی شده، جمع آوری گردید و در نهایت داده ها  با شاخص های آمار توصیفی، ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی چندگانه  با استفاده از نرم افزار SPSS ویرایش 20،  مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند و برای تمام آزمون ها مقادیر کمتر از  0/05 معنی دار در نظر گرفته شد.
نتایج: میزان فعالیت فیزیکی در 45 % بیماران در سطح پایین، در 43 % آنها در سطح متوسط و تنها در 12 % بیماران در سطح خوب قرار داشت و در خصوص میزان تبعیت دارویی بیماران در وضع بهتری قرار داشتند و در 76 % آنها این میزان در سطح  خوبی قرار داشت.  در بین        سازه های بررسی شده، کنترل رفتاری درک شده رابطه ی معنی داری با هر دو متغیر وابسته یعنی میزان فعالیت فیزیکی و میزان تبعیت دارویی نشان داد و نتایج حاصل از رگرسیون چندگانه، همین سازه را به عنوان پیش گویی کننده ی میزان فعالیت فیزیکی و تبعیت دارویی در بین بیماران دیابتی نوع دو نشان داد.
نتیجه گیری: معنی دار شدن سازه ی کنترل رفتاری درک شده نسبت به سایر سازه ها در تبیین میزان تبعیت دارویی و میزان فعالیت فیزیکی، اهمیت تقویت جزء خود مراقبتی را در برنامه های سلامت گوشزد می کند و حمایت از برنامه هایی را که در آنها رویکرد خود مراقبتی مدنظر قرار گرفته است، بیشتر می کند.
 
علی محمد مصدق راد، انسیه اشرفی،
دوره 15، شماره 4 - ( 12-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: اجرای مدیریت کیفیت موجب ارتقای اثربخشی و کارایی سازمان‌های بهداشتی درمانی می<span style="font-size: 11pt;" dir="LTR" times="" new="" "b="" lotus";"="" major-bidi;="" "times="" roman";="">شود. هدف این پژوهش بررسی تأثیر یک مدل مدیریت کیفیت بر کارایی بخش مراقبت‌های ویژه تنفسی بیمارستان بوده است.

روش کار: پژوهش حاضر یک مطالعه اقدام پژوهی مشارکتی بوده که در سال 1392 در بخش مراقبت‌های ویژه تنفسی در بیمارستان لبافی‌نژاد تهران انجام شد. یک تیم بهبود کیفیت برای اجرای سامانه مدیریت کیفیت و ارتقای فرآیندهای کاری تشکیل شد. تیم بهبود کیفیت بر اساس مدل ده مرحله‌ای مدیریت کیفیت مصدق‌راد به شناسایی و استانداردسازی فرایندهای کاری بخش، تعیین اهداف برای فرایندهای کاری و ارتقای کیفیت فرایندها پرداختند. اطلاعات مربوط به شاخص‌های کارایی بخش مراقبت‌های ویژه تنفسی (درصد اشغال تخت، متوسط اقامت بیماران، گردش تخت و فاصله‌ی گردش تخت) در دو مقطع قبل و بعد از اجرای مداخلات مدیریت کیفیت جمع‌آوری و با هم مقایسه شد.

نتایج: اجرای مدیریت کیفیت منجر به افزایش 8/2% میزان اشغال تخت و 2/19% گردش تخت و کاهش 1/14% متوسط اقامت بیماران و 6/35% فاصله‌ گردش تخت بخش مراقبت‌های ویژه تنفسی بیمارستان شد.

نتیجه‌گیری: اجرای مدیریت کیفیت منجر به ارتقای کارایی بخش مراقبت‌های ویژه تنفسی شد. به کارگیری درست یک سامانه مناسب مدیریت کیفیت و تعهد مدیران و کارکنان می‌تواند منجر به بهبود کارایی بیمارستان‌ها شود.


علی محمد مصدق راد، سید شهاب الدین شاه ابراهیمی، مهدی غضنفری،
دوره 16، شماره 1 - ( 3-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: اعتباربخشی یکی از روش‌های ارزشیابی خارجی بیمارستان‌ها است. این پژوهش با هدف بررسی رابطه بین اعتباربخشی و عملکرد بیمارستان‌های استان تهران انجام شد. علاوه‌براین، مهم‌ترین محورهای اعتباربخشی موثر بر عملکرد بیمارستان‌ها شناسایی و رتبه‌بندی شدند.
روش کار: این پژوهش توصیفی و همبستگی به‌صورت مقطعی با استفاده از داده‌های عملکردی 121 بیمارستان در سال 1393 و 123 بیمارستان در سال 1394 در استان تهران انجام شد. اطلاعات مرتبط با امتیاز اعتباربخشی و 9 شاخص عملکردی بیمارستان‌ها در سال‌های 1393 و 1394 جمع‌آوری شد. از روش آنتروپی شانون برای سنجش وزن شاخص‌های عملکردی بیمارستان‌ها و از روش انتخاب ویژگی داده‌کاوی برای تعیین ارتباط بین امتیاز اعتباربخشی و شاخص‌های عملکردی بیمارستان‌ها استفاده شد. سپس، محورهای اعتباربخشی بیمارستانی بر اساس میزان اهمیت رتبه‌بندی شدند. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار IBM SPSS Modeler تحلیل شدند.
نتایج: میانگین امتیاز اعتباربخشی بیمارستان‌های استان تهران در سال‌های ۱۳۹۳ و ۱۳۹۴ به ترتیب 98/61  و 56/69 از 100 امتیاز بود. کلیه شاخص‌های عملکردی به غیر از شاخص تعداد مراجعین سرپایی بیمارستان در سال 1394 نسبت به سال قبل افزایش داشته است. این اختلاف از نظر آماری معنی دار نبود. ارتباطی بین امتیاز اعتباربخشی بیمارستان‌ها و شاخص‌های عملکردی آنها مشاهده نشد. با این وجود، محورهای مدیریت و رهبری، اورژانس و مدیریت تدارکات اعتباربخشی به ترتیب بیشترین و محورهای تغذیه، بهداشت محیط و فیزیوتراپی کمترین تأثیر را بر عملکرد بیمارستان‌ها داشتند.
نتیجه‌گیری: رابطه‌ای بین اعتباربخشی و عملکرد بیمارستان‌های استان تهران وجود نداشت. بنابراین، ارتقای سیستم اعتباربخشی بیمارستان‌ها شامل استانداردها، روش و ارزیابان اعتباربخشی و تعهد مدیران بیمارستان‌ها برای استفاده از سیستم‌های مدیریت کیفیت برای بهبود شاخص‌های عملکردی ضروری است.
 
کورش هلاکویی نائینی، محمد علی منصور نیا، فرزاد خدامرادی، زهرا حسین خانی، مهدی رنجبران، زهره فروزان فر، یوسف علی محمدی، سولماز فرخ زاد،
دوره 16، شماره 2 - ( 6-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: بیماری دیابت یکی از مشکلات مهم سلامتی بوده و در جهان از شیوع بالایی برخوردار است. با توجه به  شیوع بالای سندروم متابولیک در این افراد و تاثیر بالقوه اجزای سندروم متالبولیک بر میزان (Hemoglobin Alc) در این بیماران، مطالعه حاضر با هدف تاثیر اجزای سندروم متابولیک بر میزان HbA1C در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو  انجام گرفت.
روش کار: در مطالعه حاضر که به صورت کوهورت گذشته نگر انجام شد، تعداد 157 نفر از مبتلایان به دیابت نوع دو که در سال 93 مراجعات متوالی و منظم به مرکز منتخب کنترل دیابت شهرستان قزوین داشتند و اطلاعات مربوط به اجزای سندرم متابولیک و میزان  HbA1C آنها به طور کامل ثبت شده بود مورد استفاده قرار گرفت. برای آنالیز از رگرسیون خطی چندگانه استفاده شد. تمام آنالیزها با در نظر گرفتن 05/0 :α به عنوان سطح معنی داری صورت پذیرفت.
نتایج: در مدل رگرسیون تاثیر سن، (High density cholesterol) و (Fasting Blood Sugar) (قند خون) بر HbA1C از نظر آماری معنی دار بدست آمد و تاثیر سایر متغیرها بر HbA1C غیر معنی دار بدست آمد.مقدار ضریب تعیین برای متغیر های وارد شده جهت پیش گویی HbA1C، 45%:  R2  بدست آمد.
نتیجه گیری: با توجه به ارتباط معنی دار برخی اجزای سندروم متابولیک همانند HDL-C و قتد خون ناشتا بر HbA1C لازم است تمهیدات لازم جهت کاهش HbA1C  در بیماران مبتلا به دیابت انجام گیرد.
 
مهدیه کیکاوس ایرانق، هادی پاشاپور، اعظم جعفری، خدیجه کشاورزیان، محمود خدامرادی، عباسعلی درستی، اصغر محمدپور اصل،
دوره 16، شماره 3 - ( 9-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: تدوین برنامه‌ مناسب برای پیشرفت، ارتقاء و حل مشکلات یک جامعه با شناخت واقعی از مشکلات آن جامعه میسر است. ارزیابی سلامت جامعه فرآیندی است که در طی آن پژوهشگران و اعضای جامعه با جمع‌آوری و تحلیل داده‌ها و تعیین نقاط قوت و ضعف، منابع و نیازهای جامعه، درکی درست از وضعیت نظام مراقبت سلامت، دلواپسی‌های جامعه به دست می‌آورند. شهر باسمنج در 10 کیلومتری شهر تبریز و در آستانه الحاق به این کلان‌شهر قرار دارد. این مقاله نتیجه ارزیابی جامعه این شهر است.
روش کار: این مطالعه بر اساس مدل 8 مرحله‌ای کارولینای شمالی در پاییز 1396 انجام شد. در این مدل فرآیند ارزیابی سلامت جامعه در ۸ مرحله انجام یافت. هفت مرحله‌ اول شامل شناسایی و اولویت‌بندی مشکلات شهر باسمنج و مرحله‌ی هشتم شامل تدوین برنامه‌های عملیاتی برای حل مشکل دارای اولویت منطقه می‌شد.
نتایج: در پایان مرحله اول این مطالعه نزدیک به 100 مشکل مختلف شناسایی شد و در مرحله بعد بر اساس اصول طبقه‌بندی Hanlon به ترتیب اعتیاد جوانان، مشکلات زباله شهری، سگ‌های ولگرد، آلودگی زیست‌محیطی کارخانه کلر پارس، کم‌عرض بودن خیابان اصلی، دامداری‌های داخل شهر، ازدواج سن پایین دختران، مشکل فاضلاب شهر، بیکاری جوانان و خود درمانی و مصرف بالای آنتی‌بیوتیک در مردم در لیست مشکلات اولویت‌دار منطقه قرار گرفت و از بین آن‌ها مشکل زباله‌های شهری بررسی اجمالی شد. عواملی چون عدم وجود برنامه‌های مدون کاهش و تفکیک زباله، آگاهی کم مردم در خصوص جمع‌آوری زباله، نبود سیستم مناسب فاضلاب شهری، عدم مشارکت مردم و بخش خصوصی در برنامه‌های جمع‌آوری و دفع زباله‌های شهری در ایجاد آن مؤثر شناسایی شدند.
نتیجه‌گیری: در این مطالعه طیف وسیعی از مشکلات اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی شناسایی شد. هرچند اولویت انتخابی برای بررسی بیشتر به مشکل زباله‌های شهری اختصاص یافت اما رفع تک‌تک این مشکلات نیازمند همفکری و مساعدت کلیه ارگان‌ها و سازمان‌های دولتی و مردمی می‌باشد.
علی احمد رفیعی راد، علی اکبر حق دوست، حمید شریفی،
دوره 16، شماره 4 - ( 12-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: استفاده از کاندوم در روابط آزاد جنسی یک ابزار اصلی است و هر دو شریک جنسی را از ابتلا به بیماری­های آمیزشی محافظت می­کند. لذا ضرورت دارد به صورت پیوسته، موضوع بررسی شود. پژوهش حاضر به بررسی وضعیت و دلایل استفاده و عدم استفاده جوانان ایرانی از کاندوم در روابط آزاد جنسی و مسایل فرهنگی مرتبط پرداخته است.
روش کار: مطالعه حاضر یک پیمایش ملی بوده است که به صورت مقطعی در سال 1393 از طریق نمونه­گیری خوشه­ای چند مرحله­ای در  13 استان کشور انجام شده است. ابزار مطالعه پرسشنامه و جامعه آماری جوانان 19تا29 ساله ایرانی بوده­اند.
نتایج: از میان نمونه آماری 3246 نفری مورد مطالعه 49% زن و 51% مرد بوده­اند. در میان نمونه 5/19% تجربه روابط آزاد جنسی داشته­اند (7/31% مردان و 9/6% زنان). از میان افراد دارای روابط آزاد 7/21% «هر بار»، 4/15% «تقریباً هر بار» 3/35% «بعضی اوقات» از کاندوم استفاده کرده­اند و 6/27% «هرگز» استفاده نکرده­اند. دلایل عدم استفاده منظم از کاندوم در دسترس نبودن، دوست نداشتن و گرانی کاندوم، لازم نبودن و استفاده از وسایل دیگر بوده است.
نتیجه­گیری: بخش عمده­ای از دلایل عدم استفاده از کاندوم ریشه های فرهنگی داشته و یا وابسته به ذایقه و ترجیحات فرهنگی بوده و لذا اصلاح آن نیازمند سیاستگذاری فرهنگی متناسب است.
علی محمد مصدق راد، ابوالقاسم پوررضا، فاطمه یعقوبی فرد،
دوره 16، شماره 4 - ( 12-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: حوادث ناشی از سوختگی منجر به ایجاد صدمات جدی و مرگ زودرس می‌شوند. درمان و مراقبت‌های سوختگی بسیار پر هزینه هستند. هدف این پژوهش محاسبه بار اقتصادی درمان و مراقبت بیماران سوختگی در بیمارستان بود.
روش کار: این مطالعه به صورت مقطعی-توصیفی در بیمارستان طالقانی اهواز در سال 1394 انجام شد. برای انجام این مطالعه از یک پرسشنامه‌ با روایی و پایایی بالا استفاده شد. تعداد 315 نفر از بیماران سوختگی در این مطالعه شرکت کردند. داده‌ها در روز ترخیص از طریق مصاحبه با بیمار یا همراه وی و بررسی پرونده پزشکی او جمع‌آوری شد. داده‌ها توسط نرم افزار SPSS و آزمون‌های آماری متناسب با نوع متغیرها تحلیل شدند.
نتایج: میانگین هزینه درمان و مراقبت هر بیمار سوختگی در بیمارستان 117071803ریال و برای هر روز بستری در بیمارستان  8501946 ریال بود. هزینه‌های مستقیم درمانی، هزینه‌های مستقیم غیر درمانی و هزینه‌های غیر مستقیم به ترتیب 1/94، 4/1 و 5/4 درصد کل هزینه درمان و مراقبت بیماران سوختگی در بیمارستان را تشکیل دادند. هزینه‌های جراحی، داروها و خدمات تشخیصی به ترتیب بیشترین هزینه مستقیم درمانی را شامل می‌شدند. سهم پرداخت از جیب بیمار از هزینه‌های مستقیم 7/7% بود.
نتیجه‌گیری: هزینه درمان و مراقبت بیماران سوختگی در بیمارستان بسیار بالا است که به بیماران، خانواده‌ها، بیمه‌های سلامت و دولت تحمیل می‌شود. هزینه‌های جراحی و دارو بیشترین هزینه بیماران را تشکیل می‌دهد. دولت و سازمان‌های بیمه باید با حمایت‌های مالی فرایند درمان و مراقبت بیماران سوختگی را تسهیل کنند.
مریم تاجور، علی محمد مصدق راد، مهدی یاسری، ماریا محمدی،
دوره 17، شماره 4 - ( 12-1398 )
چکیده

زمینه و هدف:افزایش جمعیت سالمندان با افزایش تقاضا برای دریافت خدمات سلامت همراه است. بنابراین دانش و درک بهره مندی از خدمات سلامت در سالمندان برای تخصیص منابع و برنامه ریزی های حوزه سلامت ضروری است. این مطالعه با هدف بررسی وضعیت بهره مندی سالمندان کشور از خدمات بستری سلامت و عوامل مرتبط با آن انجام گرفت.
روش کار: پژوهش حاضر بر اساس آنالیز ثانویه داده های "مطالعه ملی بهره مندی از خدمات سلامت" در سال 1394، در گروه سالمندان 60 سال و بالاتر در سطح کشور با حجم نمونه معادل 8205 نفر انجام شد. نمونه ها با روش طبقه بندی تصادفی از استانها، شهرها و روستاهای کشور انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها، یک پرسشنامه بود که اطلاعات مربوط به نیاز افراد به خدمات بستری در یک سال گذشته و مراجعه و دریافت خدمات را توسط آنها گردآوری می کرد. در این مطالعه، از آنالیز رگرسیون لجستیک چند سطحی برای بررسی عوامل مرتبط با بهره مندی از خدمات بستری استفاده شد.
نتایج: از 8205 سالمند شرکت کننده در مطالعه، 1411 نفر (17% ) در یکسال گذشته حداقل یکبار به خدمات بستری نیاز پیدا کرده بودند که 93% (1317 نفر) از این افراد برای دریافت خدمات مراجعه کرده و 97% از مراجعین (1288 نفر) از خدمات بستری بهره مند شده بودند. سالمندان فاقد بیمه مکمل (001/0=p) و افراد مسن تر (03/0=p) با وجود داشتن نیاز بیشتر به خدمات بستری بطور معنی داری نسبت به سایرین از این خدمات کمتر بهره مند شده بودند. بیشترین نارضایتی در شهرها مربوط به رفتار پرستاران و پرسنل غیر پزشک و در روستاییان، مربوط به مدت انتظار برای دریافت خدمت بود. مهمترین علل عدم مراجعه سالمندان برای بستری، هزینه بالای خدمات بستری و عدم پوشش مناسب بیمه سلامت آنها بود.
نتیجه گیری: سالمندان فاقد بیمه و مسن تر باید در اولویت مداخلات سیاستگذاری برای بهره مندی بیشتر از خدمات بستری سلامت قرار گیرند. علل عدم بهره مندی از خدمات بستری و همچنین علل نارضایتی نیز باید مورد توجه جدی ارائه کنندگان خدمات سلامت و مدیران این حوزه قرار گیرد. 
 
علی محمد مصدق راد، علی اکبری ساری، پریسا رحیمی تبار،
دوره 17، شماره 4 - ( 12-1398 )
چکیده

زمینه و هدف: حاکمیت یا حکمرانی خوب نظام سلامت منجر به عملکرد بهتر نظام سلامت و در نهایت، دستیابی به نتایج سلامتی بهتر برای مردم جامعه می‌شود. حاکمیت نظام سلامت ایران با چالش‌هایی مواجه است. این پژوهش با هدف توسعه یک الگوی مناسب برای حاکمیت نظام سلامت ایران انجام شده است.
روش کار: این مطالعه توصیفی- تحلیلی در سال 1395 با روش دلفی انجام شد. در این پژوهش، ابتدا مدل مناسب حاکمیت نظام سلامت ایران در شش بُعد ساختار سازمانی؛ ارتباطات و همکاری بین‌بخشی؛ قانونگذاری؛ سیاستگذاری و برنامه‌ریزی استراتژیک؛ تولیت؛ و نظارت و ارزشیابی با استفاده از روش مرور تطبیقی طراحی شد. سپس، با استفاده از روش دلفی از نظرات 25 نفر از خبرگان و متخصصین سیاستگذاری و مدیریت نظام سلامت در دو مرحله، برای توسعه و اعتبارسنجی مدل پیشنهادی استفاده شد.
نتایج: کاهش و ادغام برخی از معاونت‌ها و اداره‌های وزارت بهداشت، توسعه ارتباطات بیشتر با سازمان‌های مرتبط خارج از وزارت بهداشت، تعیین اصول راهنمای تدوین قوانین و مقررات بخش سلامت، استفاده بیشتر از شواهد پژوهشی در سیاستگذاری سلامت، تدوین برنامه راهبردی نظام سلامت، تقویت تولیت اثربخش نظام سلامت و تدوین استانداردهای سیستمی جامع برای ارزشیابی و اعتباربخشی سازمان‌های بهداشتی و درمانی، برای تقویت سیستم حاکمیت نظام سلامت ایران ضروری است.
نتیجه‌گیری: الگوی فعلی حاکمیت نظام سلامت ایران در دستیابی به اهداف نظام سلامت با چالش‌هایی مواجه است. تقویت ابعاد حاکمیت نظام سلامت زمینه را برای دستیابی به اهداف پایدار نظام سلامت فراهم می‌کند که در نهایت، منجر به ارتقای سلامتی مردم جامعه می‌شود.
 
محمد مهدی سلطان دلال، مهدیه پور مرادیان، شیدا اسدپور،
دوره 17، شماره 4 - ( 12-1398 )
چکیده

زمینه و هدف: سالمونلا یکی از عوامل مهم در بیماری‌های منتقله از غذا می باشد، که سبب گاستروانتریت انسانی می‌شود. ﻣﻄﺎﻟﻌه ﺣﺎﺿﺮ ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮر ارزیﺎﺑﯽ ﮐﯿﻔﯿﺖ ﺑﻬﺪاﺷﺘﯽ خامه‌های ﺳـﻨﺘﯽ ﻣـﺼﺮﻓﯽ از ﻧﻈﺮ آﻟﻮدﮔﯽ ﺑﺎﮐﺘﺮیﺎیﯽ اﻧﺠﺎم گرفته است.           
روش کار: در این مطالعه مقطعی توصیفی، 250 نمونه خامه غیر پاستوریزه و50 نمونه خامه پاستوریزه از مناطق عرضه در جنوب شهر تهران جمع آوری گردید. پس از رقیق سازی در محیط بافر فسفات و تهیه سریال رقت برای غنی سازی سالمونلا به محیط راپاپورت واسیلیادیس طبق دستورالعمل CDC منتقل و پس از 24 ساعت انکوباسیون در 37 درجه سانتی گراد، یک لوپ در محیط های کشت هکتون آگار و بیسموت سولفیت آگار تلقیح شد. روز بعد کلنی‌های مشکوک از نظر فنوتیپی مورد بررسی اولیه و بوسیله پلاک API-20E مورد تایید نهایی قرار گرفتند.آنتی بیوگرام طبق دستورالعمل CLSI انجام شد.
نتایج: 15 نمونه (6%)از 250 نمونه خامه سنتی مورد مطالعه به سالمونلا آلوده بودند. از 7 سروتایپ شناسایی شده،بیشترین سروتایپ سالمونلا متعلق به سروتایپ اینفنتیس با 7 مورد (3/33%) بود.همچنین باکتری‌های کلیفرم مانند اشریشیاکلی، انتروباکتر، کلبسیلا و سیتروباکتر جدا گردید. بیشترین مقاومت انتی بیوتیکی ناشی از نالیدیکسیک اسید، تتراسایکلین و تری‌متوپریم به ترتیب با 3/93%،3/73% و 7/66% بود. بررسی های میکروبی خامه های پاستوریزه نشانگر عدم آلودگی به سالمونلا در تمامی نمونه های خامه بوده است.
نتیجه گیری: نتایج حاصله موید نیاز به کنترل و نظارت بیشتر خامه های عرضه شده در سطح شهر توسط اداره نظارت بر مواد غذایی می باشد. موید کنترل کیفی و نظارت بیشتر اداره بهداشت مواد غذایی بر خامه‌های تولیدی بصورت سنتی در سطح شهر تهران می‌باشد. همچنین آموزش جامعه به مصرف خامه پاستوریزه می تواند در کاهش بیماری های منتقله از غذا نقش بسزایی داشته باشد.
علی محمد مصدق راد، محمود زمندی، ابراهیم جعفری پویان،
دوره 18، شماره 1 - ( 3-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: ارزشیابی اقتصادی مداخلات بهداشتی با مقایسه هزینه­ها و منافع مداخلات بهداشتی منجر به تخصیص بهینه منابع و افزایش کارایی تخصیصی نظام سلامت و با بهبود عدالت و افزایش دسترسی به خدمات سلامت، منجر به افزایش  اثربخشی نظام سلامت می‌شود. هدف این پژوهش ارزشیابی انتقادی مطالعات منتشر شده تحلیل هزینه اثربخشی مداخلات بهداشتی در جهان است.
روش­کار: این پژوهش با روش مرور انتقادی انجام شد. کلیه مقالات مرتبط با تحلیل هزینه- اثربخشی مداخلات بهداشتی منتشر شده از سال 1975تا 2018 میلادی در هفت پایگاه الکترونیکیCochrane Database of Systematic Review، Web of science، Scopus، PubMed، Science Direct، Springer Link  و SID و موتور جستجویGoogle scholar  با استفاده از کلید واژه­های مناسب جمع‌آوری و ارزشیابی کیفیتی شدند. تعداد 173 مطالعه تحلیل هزینه-اثربخشی مداخلات بهداشتی شرایط ورود به این پژوهش را داشتند.
نتایج: مطالعات هزینه-اثربخشی مداخلات بهداشتی در شش گروه مداخلات واکسیناسیون، آموزش، تغذیه‌، پیشگیری از بیماری‌های مقاربتی، پیشگیری از بیمارهای زنان و زایمان و کنترل بیماری‌های دارای ناقل انجام و منجر به شناسایی مداخلات بهداشتی هزینه-اثربخش شدند. با وجود این، مطالعات تحلیل هزینه-اثربخشی به‌ویژه در کشورهای در حال توسعه با محدودیت‌های پژوهشی متعددی مواجه هستند. پژوهشگران مطالعات ارزشیابی اقتصادی باید دقت بیشتری به ویژه در انتخاب درست دیدگاه و افق زمانی ارزشیابی اقتصادی، روش پژوهش، حجم نمونه، نحوه محاسبه هزینه‌ها و نتایج مداخله بهداشتی، ابزار مورد استفاده برای سنجش اثربخشی، روش و ساختار مدل مورد استفاد برای تحلیل هزینه-اثربخشی و تحلیل حساسیت و اعتبار یافته‌های مطالعه به‌عمل آورند.
نتیجه­گیری: مطالعات هزینه-اثربخشی و هزینه- مطلوبیت مداخلات بهداشتی به ویژه مداخلات واکسیناسیون بیماری‌ها در دو دهه گذشته افزایش چشمگیری داشتند. دستورالعمل‌ها و راهنماهای ارزشیابی اقتصادی باید بازنگری شوند و آموزش‌های لازم در اختیار پژوهشگران قرار گیرد تا کیفیت این مطالعات افزایش یابد.
محمد مهدی سلطان دلال، سیده معصومه ابریشمچیان لنگرودی، مهدیه پورمرادیان، شیدا اسدپور،
دوره 18، شماره 1 - ( 3-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: بیماری های منتقله از راه غذا (FBD) foodborne diseases امروزه یکی از بزرگترین نگرانی ها در جهان می­باشد. همچنین استفاده بی رویه و نادرست از آنتی بیوتیک ها باعث ایجاد مقاومت در بین باکتری­های فراوانی گشته است، که یکی از آنها استافیلوکوکوس اورئوس مقاوم به متی سیلین Methicillin-resistant Staphylococcus aureus (MRSA) ، به صورت یک تهدید جدی برای سلامت عمومی مطرح گردیده است. مطالعه حاضر با هدف تعیین میزان استافیلوکوکوس اورئوس های مقاوم به    متی سیلین MRSA ازمواد غذایی در تهران صورت گرفت.
روش کار: در این مطالعه توصیفی 560 نمونه  غذایی طی ماه های تیر97 لغایت خرداد 1398از سه منطقه جنوب تهران، شهر ری و اسلام شهر جمع آوری و از نظر وجود استافیلوکوکوس اورئوس طبق استاندارد ملی ایران به شماره 1194 مورد بررسی قرار گرفتند. همچنین الگوی حساسیت آنتی بیوتیکی سویه های استافیلوکوکوس اورئوس بدست آمده با روش دیسک دیفیوژن تست  Disk) (Diffusion Test مورد بررسی قرار گرفت.
نتایج: از 560 نمونه غذایی،49  نمونه به استافیلوکوکوس اورئوس آلوده بودند) 7/8%). نتایج بدست آمده نشان می دهد بیشترین   آلودگی ها مربوط به شیرینی تر، بستنی سنتی و مواد پروتینی خام بوده است. از نظر الگوی مقاومت آنتی بیوتیکی در بین 49 سویه استافیلوکوکوس اورئوس جدا شده،  میزان مقاومت به متی سیلین 4 سویه (2/8%) بوده است.
نتیجه گیری: با توجه به اهمیت استافیلوکوکوس اورئوس در مسمومیت های غذایی و امکان انتقال سویه های مقاوم به آنتی بیوتیک ها، مخصوصا متی سیلین از راه مواد غذایی مختلف وجود دارد. بنابراین باید به اهمیت مصرف صحیح و درست آنتی بیوتیک ها تاکید نمود.
سید صمد بهشتی، رامین مرادی، راضیه خلیلی دره بنگ،
دوره 18، شماره 2 - ( 6-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: یکی از ابعاد سلامت، سلامت اجتماعی است. سلامت اجتماعی به نوعی نشان دهنده خدشه ناپذیری ابعاد هویتی افراد در جامعه هست. از بین عواملی که بر سلامت اجتماعی اثر می‌گذارند، احساس امنیت اجتماعی در ابعاد عینی و ذهنی جایگاه قابل ملاحظه‌ای داشته و تاثیر بنیادین بر کارآمدی افراد در جامعه دارد. هدف از انجام این پژوهش، استخراج  رابطه بین دو متغیر امنیت اجتماعی و سلامت اجتماعی به صورت تجربی بود. 
روش کار: این پژوهش با روش کمی، به شیوه پیمایشی و با استفاده از ابزار پرسشنامه در بین نمونه­ای 400 نفری از ساکنین شهر لنده از استان کهگیلویه و بویر احمد در سال 1398 انجام شد.
نتایج کار: یافته‌های پژوهش نشان دادند که بین احساس امنیت اجتماعی و سلامت اجتماعی رابطه معنی داری  در اکثر ابعاد این دو متغیر مشاهده شد (05/0> p). مدل‌سازی معادلات ساختاری بین این دو متغیر نیز نشان داد که احساس امنیت اجتماعی با وزن رگرسیونی برابر 54/0 بر سلامت اجتماعی اثر بود و این متغیر به تنهایی 29% تغییرات سلامت اجتماعی را تبیین کرد در حالی که جنسیت افراد در این رابطه اثری نداشت.
نتیجه گیری: احساس امنیت اجتماعی اثر قابل توجهی بر سلامت اجتماعی و کارآیی افراد در جامعه دارد. بنابراین این چنانچه جامعه‌ای بتواند از مولفه‌های هویتی شهروندان خود در ابعاد مختلف قومی، دینی، زبانی و ملی صیانت کند و سطح مدارا و تحمل اجتماعی آنها را بالا ببرد، آنگاه انتظار می‌رود شرایط مناسب‌تری را برای افزایش سلامت اجتماعی افراد در آن جامعه به وجود آید.
مسعود صادقی، زهرا مرادی،
دوره 18، شماره 2 - ( 6-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: بیماری آرﺗﺮیﺖ روﻣﺎﺗﻮﺋﯿﺪ شایﻊﺗﺮیﻦ و ﻣﻬﻢﺗﺮیﻦ ﺑﯿﻤﺎری اﻟﺘﻬﺎﺑﯽ ﻣﻔﺎﺻﻞ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺮ اﺛﺮ ﺗﻌﺎﻣﻞ ﻋﻮاﻣﻞ ژﻧﺘﯿﮑﯽ، ایﻤﻨﯽﺷﻨﺎﺧﺘﯽ، رواﻧﯽ و اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺑﻪ وﺟﻮد ﻣﯽآیﺪ و ﺑﺎ دردﻫﺎی ﻣﺰﻣﻦ ﻫﻤﺮاه است. هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر ادراک درد و ناتوانی عملکردی زنان مبتلا به آرتریت روماتوئیدِ شهر خرم­آباد بود.
روش کار: پژوهش نیمه­آزمایشی با طرح پیش­آزمون و پس­آزمون با گروه آزمایش و گواه می­باشد. جامعه آماری کلیه زنان مبتلا به آرتریت روماتوئید استان لرستان بود. روش نمونه­گیری به صورت در دسترس از بین این زنان 40 نفر انتخاب و به روش تصادفی در دو گروه آزمایشی و گواه (هر گروه 20 نفر) جایگزین شدند. در شرایط یکسان و همزمان، پیش­آزمون با پرسشنامه­های ادراک درد و ناتوانی عملکردی در هر دو گروه به عمل آمد. سپس مداخله درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد به مدت 8 جلسه 90 دقیقه­ای بر روی گروه آزمایشی اجرا شد ولی گروه گواه مداخله­ای دریافت نکرد. پس از اتمام جلسات مجدداً از هر دو گروه پس­آزمون گرفته شد.
نتایج: نتایج تحلیل کواریانس چند متغیره و تک متغیره نشان دادکه مداخله درمان مبتنی بر پذرش و تعهد بر کاهش ادراک درد و ناتوانی عملکردی بیماران تاثیر معنی دار داشته است (001/0>p).
نتیجه­ گیری: با توجه به نتایج این مطالعه می­توان گفت درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد باعث کاهش ادراک درد و ناتوانی عملکردی در زنان مبتلا به آرتریت روماتوئید شده است. لذا در کنار درمان پزشکی می­­توان از این درمان جهت کاهش ادراک درد و ناتوانی عملکردی این بیماران استفاده کرد.
علی محمد مصدق راد، مهدیه حیدری، سجاد رامندی، محیا عباسی،
دوره 18، شماره 4 - ( 12-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: تأمین مالی نظام سلامت فرآیند جمع­آوری، انباشت و مدیریت منابع مالی و خرید خدمات سلامت است. تأمین مالی نقش مهمی در دستیابی به اهداف نظام­ سلامت دارد. این مطالعه با هدف تحلیل استراتژیک نظام تأمین مالی سلامت ایران و ارائه استراتژی‌های تقویت آن انجام شد.
روش کار: این پژوهش با روش مرور حیطه­ای انجام شد. کلیه مطالعات مرتبط با نقاط قوت و ضعف و فرصت­ها و تهدیدهای تأمین مالی نظام سلامت ایران در پایگاه­های اطلاعاتی «PubMed»، «Scopus»، «Science Direct»، «Embase»، «ProQuest»، «SID» و «Magiran» و «بانک اطلاعاتی پایان­نامه­های علوم پزشکی کشور» و دو موتور جستجوی «Google» و «Google scholar» با کلیدواژه‌های مناسب جستجو شد. در نهایت، 29 مطالعه انتخاب و با کمک نرم‌افزار MAXQDA و روش تحلیل چهارچوبی تحلیل شدند.
نتایج: افزایش پوشش جمعیتی بیمه­های سلامت، کاهش پرداخت از جیب مردم پس از اجرای طرح تحول سلامت و افزایش تعرفه­های خدمات سلامت از نقاط قوت و تأمین­مالی نزولی، پرداخت از جیب بالا و تعدد صندوق­های بیمه سلامت از نقاط ضعف نظام تأمین مالی سلامت ایران هستند. قوانین حمایتی، مشارکت مالی سازمان­های غیردولتی، افزایش مراکز ارائه خدمات و توسعه فناوری­های جدید از فرصت­های مهم و تحریم سیاسی، بحران­های مالی و افزایش انتظارات مصرف­کنندگان خدمات سلامت از تهدیدهای تأمین مالی نظام سلامت هستند. افزایش منابع مالی سلامت از طریق پیش‌پرداخت‌ها، یکسان‌سازی ساختاری و سیاستی بیمه‌های سلامت­، اصلاح تعرفه­ خدمات سلامت، افزایش کارایی نظام سلامت و بهبود کیفیت خدمات سلامت برای تقویت نظام تأمین مالی سلامت کشور ضروری هستند.
نتیجه­گیری: الگوی تأمین مالی نظام سلامت ایران با چالش‌های متعددی مواجه است و از تاب‌آوری لازم برخوردار نیست. سیاستگذاران و مدیران ارشد نظام سلامت باید با بکارگیری استراتژی­های پیشنهادی به تقویت نظام تأمین مالی سلامت کشور بپردازند.
علی محمد مصدق راد، مهدیه حیدری، محیا عباسی، مهدی عباسی،
دوره 19، شماره 1 - ( 3-1400 )
چکیده

زمینه و هدف: روش مرور واقع‌گرایانه (Realist Review)  برای مرور و ترکیب شواهد مرتبط با مداخلات پیچیده نظام سلامت معرفی شد. این روش با تبیین روابط علّیتی بین مداخله و نتایج حاصله، به تفسیر نتایج مداخلات می‌پردازد. این مطالعه با هدف تبیین روش‌ مرور واقع‌گرایانه در نظام سلامت انجام شد.
روش کار: این پژوهش به روش مرور حیطه‌ای انجام شد. مقالات مرتبط با روش‌شناسی مرور واقع‌گرایانه در حوزه سلامت در بازه زمانی سال‌های 1990 تا 2020 میلادی در پایگاه‌های داده الکترونیکی Pubmed، Scopus، Science Direct، Embase و موتورهای جستجوگر Google Scholar و Google جمع‌آوری شد. در نهایت، 49 مقاله انتخاب و با روش تحلیل روایتی بررسی شدند.
نتایج: مرور واقع‌گرایانه یک رویکرد تئوری محور برای ترکیب شواهد مرتبط با اجرای مداخلات پیچیده اجتماعی در قالب روابط علیتی بین برنامه مداخله، زمینه، مکانیسم و پیامد است که به تبیین و توضیح چگونگی و چرایی موفقیت یا شکست این مداخلات می‌پردازد. یک پروتکل اجرایی برای انجام مرور واقع‌گرایانه معرفی شد که شامل سه مرحله تبیین، توسعه و اصلاح تئوری برنامه مداخله و هفت گام تعیین سوالات پژوهش، تبیین تئوری اولیه برنامه مداخله، توسعه استراتژی‌های جستجو، جمع‌آوری، ارزشیابی و انتخاب شواهد، ترکیب شواهد، اصلاح تئوری برنامه مداخله و ارائه پیشنهاد است. همچنین، ساختار نگارش مقاله مرور واقع‌گرایانه و چک لیست ارزشیابی مطالعات مرور واقع‌گرایانه بیان شدند.
نتیجه‌گیری: مرور واقع‌گرایانه روش مناسبی برای ارزشیابی مداخلات پیچیده نظام سلامت است که توضیحی از نحوه ارتباط یک مداخله سلامت با نتایج بدست آمده ارائه می‌دهد. مرور واقع‌گرایانه توضیح می‌دهد که یک مداخله بهداشتی و درمانی برای چه کسانی، در چه شرایطی، چگونه و چرا کار می‌کند؟
علی محمد مصدق راد، رحیم خدایاری، مهدی عباسی، فرشته کریمی،
دوره 19، شماره 2 - ( 6-1400 )
چکیده

زمینه و هدف: نظام تأمین مالی سلامت فرآیند جمع­آوری، تجمیع و مدیریت منابع مالی به‌منظور خرید خدمات سلامت است. تأمین مالی پایدار نظام سلامت ایران یک ضرورت برای دستیابی به پوشش همگانی سلامت است. هدف این مطالعه شناسایی و تبیین راهکارهای تأمین مالی پایدار برای نظام سلامت ایران بود.
روش کار: این پژوهش با روش مرورحیطه‌ای انجام شد. کلیه مطالعات مرتبط با راهکارهای تأمین مالی پایدار نظام سلامت ایران در پایگاه‌های اطلاعاتی «PubMed»، «Web Of Science»، «Scopus»، «Embase»، «Magiran»، «Iranmedex» و «SID» و دو موتور جستجوی «Google» و «Google scholar» در بازه زمانی اول فروردین 1381 تا پایان شهریور 1399 با کلیدواژه‌های مناسب جستجو شد. در نهایت، 47 مطالعه انتخاب و با کمک نرم افزار MAXQDA و روش تحلیل چهارچوبی تحلیل شدند.
نتایج: تعداد 40 راهکار در مطالعات مورد بررسی برای تقویت پایداری نظام تأمین مالی سلامت ایران پیشنهاد شده بود که در سه دسته­ جمع­آوری منابع مالی، تجمیع منابع مالی و خرید خدمات سلامت گروه­بندی شدند. افزایش سهم سلامت از تولید ناخالص داخلی، گسترش درآمدهای مالیاتی، استفاده از روش‌های پیش پرداخت سلامت، تقویت مشارکت عمومی- خصوصی، افزایش کارایی نظام سلامت، کاهش هزینه‌های نظام سلامت، تجمیع صندوق­های بیمه‌ای، رفع همپوشانی بیمه­ای، تعیین بستههای حمایتی مبتنی بر نیاز خدمت سلامت، تعرفه­گذاری مبتنی بر ارزش خدمات سلامت و بکارگیری روش‌های پرداخت ثابت و مبتنی بر عملکرد به ارائه‌کنندگان خدمات سلامت، پر تکرارترین راه‌کارهای تأمین مالی پایدار نظام سلامت ایران بودند.
نتیجه‌گیری: نظام تأمین مالی سلامت ایران باید به‌گونه‌ای تقویت شود که منابع مالی کافی را جمع‌آوری، تجمیع و مدیریت کند و از آن برای خرید خدمات و کالاهای سلامت برای مردم  استفاده کند که موجب تضمین پوشش همگانی سلامت شود و در نهایت، منجر به ارتقای سلامتی مردم جامعه شود.

صفحه 2 از 3     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه دانشکده بهداشت و انستیتو تحقیقات بهداشتی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb