جستجو در مقالات منتشر شده


کاربران عمومی فقط به فهرست مقالات منتشر شده دسترسی دارند.
274 نتیجه برای موضوع مقاله:

یوسف محمدیان، سید جمال الدین شاه طاهری، علی اکبر صبور یراقی، حسین کاکویی، محمد حاج آقازاده،
دوره 10، شماره 4 - ( 12-1391 )
چکیده

زمینه و هدف : در این مطالعه سمیت سلولی کربن نانوتیوب تک جداره و چند جداره و کریزوتایل بر روی سلولهای اپیتلیال ریه انسان با استفاده از شاخص های سم شناسی :  No Observable  Adverse  Effect Concentration (NOAEC) و Inhibitory  Concentration 50 (IC50) و Total  Lethal Concentration (TLC) مقایسه شد.

روش کار: سلولهای اپیتلیال ریه انسان در مواجهه با غلظت های مختلف ( 1 تا 1500 میکروگرم بر میلی لیتر) کربن نانوتیوبها وکریزوتایل  به مدت 6 و24 ساعت قرار داده شدند و با استفاده از آزمون MTT سمیت سلولی بررسی شد. مقادیر شاخص های IC50، NOAEC و TLC با استفاده از آنالیز پروبیت بدست آمد.

نتایج : نتایج مطالعه نشان داد بین سمیت سلولی و غلظت مواجهه برای هر سه ماده از لحاظ آماری همبستگی معنی داری وجود دارد (001/0p<).  کربن نانوتیوب چند جداره کمترین مقدار شاخص NOAEC و IC50 را در مقایسه با کربن نانوتیوب تک جداره و کریزوتایل داشت. میزان شاخص TLC  کربن نانوتیوب  تک جداره کمتر از کربن نانوتیوب چند جداره و کریزوتایل بود.

نتیجه گیری : سمیت سلولی کربن نانوتیوب چند جداره در غلظت های کم نسبت به کربن نانوتیوب تک جداره و کریزوتایل بیشتر می باشد و با توجه به اینکه مواجهه با این مواد عمدتا در غلظت های کم صورت می پذیرد، بنابرین سمیت سلولی کربن نانوتیوب چند جداره از اهمیت بالایی برخوردار است و باید مدنظر افرادی که در مواجهه با این ذرات  هستند قرار بگیرد.  با توجه به بررسی ها ی صورت گرفته می توان نتیجه گیری کرد که کربن نانوتیوب ها همانند الیاف کریزوتایل سمیت سلولی قابل ملاحظه ای بر سلولهای اپیتلیال ریه انسان دارند.


زهره سادات میرسعیدی، حسن افتخار اردبیلی، کرامت ا... نوری جلیانی،
دوره 10، شماره 4 - ( 12-1391 )
چکیده

زمینه و هدف: مهمترین عامل تعیین­کننده کیفیت زندگی سالمندان سلامتی است، مطالعات نشان داده که سلامتی با افزایش سن کاهش می­یابد. از آنجا که سالمندان به علت مشکلات فراوان مستعد آسیب می­باشند، نیازمند توجه و رعایت برنامه خود مراقبتی موثر در ارتقاء سلامت می­باشند. مطالعه حاضر با هدف بررسی کیفیت زندگی سالمندان مرکز بهداشت جنوب تهران و تاثیر بکارگیری برنامه خود مراقبتی بر آن صورت پذیرفته است.
روش ­کار: مطالعه از نوع مداخله­ای با گروه شاهد می­باشد. تعداد افراد مورد مطالعه 132 نفر بودند که در دو گروه تجربی (نفر52) و شاهد (80نفر) قرارگرفتند و به صورت نمونه­گیری خوشه­ای تصادفی از 5 مرکز بهداشتی درمانی انتخاب شدند. سپس برنامه آموزشی خود مراقبتی در طول سه ماه اجرا شد گردآوری داده­ها به روش مصاحبه ساختاری و ابزار آن پرسشنامه خصوصیات دموگرافیک و ابزار بررسی کیفیت زندگی از نوع فرم کوتاه بود. کیفیت زندگی با استفاده از پرسشنامه کوتاه در دو مرحله قبل و دوماه بعد از آموزش در دوگروه اندازه­گیری شد. سپس داده ­ها با کمک آزمون­های آماری توصیفی و تحلیلی مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج: دراین مطالعه ابعاد کیفیت زندگی در گروه تجربی پس از مداخله آموزشی افزایش یافت و میانگین مجموع نمرات بعد فیزیکی از50/25±75/52 در قبل از مداخله به 96/18±11/66 پس از مداخله افزایش یافت. همچنین میانگین مجموع نمرات بعد روانی از 46/24±61/53 در قبل از مداخله به 07/15±85/70 پس ازمداخله افزایش یافت ولی نمرات ابعاد کیفیت زندگی گروه شاهد پس از مطالعه نسبت به قبل ازمطالعه تفاوت معنی­داری نداشت.
نتیجه گیری: نتایج حاکی از تاثیرمثبت برنامه خود مراقبتی بر کیفیت زندگی سالمندان است.
نسیم بهرامی، معصومه سیمبر، محمدعلی سلیمانی،
دوره 10، شماره 4 - ( 12-1391 )
چکیده

زمینه و هدف: تبدیل شدن به فرد بالغی که از نظر جنسی سالم باشد یکی از فعالیت­های تکاملی کلیدی در نوجوانان است. سلامت جنسی شامل تکامل جنسی و بهداشت باروری و همچنین توانایی ایجاد و حفظ روابط درست بین فردی، ارزش قائل بودن برای بدن خویش، تعامل محترمانه با هر دو جنس به روش صحیح و اظهار تمایل، عشق و صمیمیت بر اساس ارزش­های پایدار فردی و اجتماعی است.
روش کار: در این مطالعه با استفاده از کلمات کلیدی نوجوانی، رفتار جنسی، روابط جنسی، رفتار پرخطر و بهداشت جنسی و همسالان مطالعات مرتبط از سال 1370 تا 1390 در IranMedex، Irandoc، Medlib، SID و google scholar مورد بررسی قرار گرفت.
نتایج: عوامل و چالش­های مرتبط با بهداشت جنسی نوجوانان را می­توان در چهار طبقه ­اصلی( دوازده زیر طبقه) شامل اعتقادات مذهبی و معنویت(خویشتنداری جنسی)؛ فقدان آموزش­های جنسی(باورها و دانسته­های غلط در مورد عملکرد جنسی، نگرش نوجوان نسبت به رفتارهای پرخطر و روابط جنسی، منابع اطلاعاتی نوجوانان، مهارت "نه گفتن")، جامعه و مسائل نوجوانان( تفاوتهای جنسیتی، ارتباط با همسالان، نظارت و کنترل توسط خانواده­ها، چالش­های ارتباطی نوجوان با والدین، عوامل اجتماعی اقتصادی و مراکز ارائه خدمات بهداشت باروری به نوجوانان) و پیامدهای رفتار جنسی در نوجوانان( احتمال ابتلا به بیماری­های مقاربتی) عنوان کرد.
نتیجه­ گیری: در برخی حیطه ­ها از جمله روابط والدین با فرزندان، تفاوت­های جنسیتی و بررسی میزان دانش، نگرش و رفتارهای جنسی و نیز تأثیر همسالان مطالعات خوبی در ایران انجام شده است اما در زمینه­ هایی از قبیل تأثیر معنویت و اعتقادات مذهبی، خویشتنداری، شیوع بیماری­های مقاربتی و ایدز، بررسی مهارت­های زندگی در نوجوانان و نیز انجام راهکارهای مداخله­ای برای ارتقای سلامت جنسی نوجوانان جای خالی زیادی وجود دارد.
بهزاد دماری، عباس ناصحی، عباس وثوق مقدم،
دوره 11، شماره 1 - ( 5-1392 )
چکیده

  زمینه و هدف: براساس تعریف سازمان جهانی بهداشت در سال 1948، سلامت اجتماعی یکی از ابعاد سلامت محسوب می شود، از دو بعد جسمی و روانی سلامت تاثیر پذیرفته و بر آنها اثر متقابل دارد. کمیت و کیفیت تعامل فرد با اجتماع به منظور ارتقای رفاه آحاد جامعه یکی از تعاریف سلامت اجتماعی است. نتیجه نهایی این تعامل ارتقای سرمایه اجتماعی، امنیت اجتماعی، کاهش فقر و بی عدالتی است و نقطه مقابل آن افزایش آسیب­های اجتماعی می باشد. در این مقاله با مرور وضعیت سلامت اجتماعی جامعه ایرانی و تحلیل عوامل موثر بر آن، راهبردهای بهبود ارایه و نقش وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی پیشنهاد شده است.

  روش کار: این مطالعه توصیفی و تحلیلی بوده و بر اساس تعریف اجماع شده در سطح کشور مدل مفهومی سلامت اجتماعی تدوین و مبنای توصیف و تحلیل قرار گرفت. برای تحلیل وضعیت از داده­های ثانوی استفاده شد که از طریق مرور تحقیقات و اسناد موجود به دست آمد، هم در مرحله تحلیل و هم برای پیشنهاد مداخلات از روش بحث گروهی متمرکز اعضای کمیته راهبری (حاصل تحلیل ذینفعان) و مرور بهترین شواهد و تجربیات بین المللی استفاده شد.

  نتایج: شواهد نشان می­دهد که رشد آسیب­های اجتماعی طی سال­های اخیر به طور متوسط هر سال 15 درصد بوده است، البته به دلیل نبود نظام دیده­بانی شاخص­های سلامت اجتماعی به طور دقیق نمی­توان روند صعودی یا نزولی وضعیت سلامت اجتماعی جامعه را در دو دهه گذشته ترسیم کرد. مصوبات و مداخلات متعددی برای کاهش آسیب­های اجتماعی و ارتقای سلامت اجتماعی توسط سازمان­ها در جریان است اما ناکافی بودن حساسیت مسوولان، ارزشیابی نشدن مداخلات فعلی، پوشش و بهره­مندی ناکافی گروه­های جمعیتی از مداخلات سطح یک پیشگیری، انتخاب نامناسب مداخلات اساسی، تخصیص اغلب منابع موجود به مداخلات سطح سوم پیشگیری (خدمات بعد از آسیب دیدن افراد)، ضعف نظام استقرار عملیات و همکاری بین بخشی در اجرای مداخلات، پراکندگی منابع مالی مرتبط به سلامت اجتماعی و ناکافی بودن حساسیت و مهارت مردم در رویارویی با خطرات در کمین (آسیب های اجتماعی) مانع از تاثیر این اقدامات در بهبود شاخص های سلامت اجتماعی است، به این علل باید تغییرات کلان اقتصادی، سیاسی، بین المللی و فن آوری را هم اضافه کرد.

  نتیجه گیری: ارتقای سلامت اجتماعی بدون همکاری بخش­های مختلف رخ نمی­دهد و بهبود وضعیت فعلی نیز در حیطه وظایف و اختیارات وزارت بهداشت نیست به همین دلیل ‌ جهت­گیری پیشنهادی (شامل چشم انداز، اهداف راهبردی و مداخلات) برای سلامت اجتماعی قسمتی توسط وزارت بهداشت و قسمت دیگر از طریق جلب حمایت، توسط سایر بخش­ها باید انجام شود، برای استقرار این جهت­گیری و دستیابی به اهداف آن لازم است برنامه پیشنهادی ابتدا در شورای سیاست­گذاری وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی مصوب شده و پس از تصویب شورای عالی سلامت و امنیت غذایی کشور و شورای اجتماعی کشور بر تفاهم نامه­های همکاری بین بخشی در زمینه ارتقای سلامت اجتماعی نظارت شود.

 


شهناز ریماز، عفت السادات مرقاتی خویی، فاطمه زارعی، ندا شمسعلی زاده،
دوره 11، شماره 1 - ( 5-1392 )
چکیده

  زمینه و هدف: درک زنان از پدیده یائسگی متفاوت است. در کنار تغییرات زیست شناختی، زنان، یائسگی را در قالب بسترهای فرهنگی و اجتماعی شان تجربه می­کنند. در این مقاله، یافته های یک مطالعه کیفی گزارش می شود که هدف آن تبیین چگونگی درک زنان از پدیده یائسگی در بستر فرهنگی ایرانی است.

  روش­کار: برای جمع آوری اطلاعات، زنان سنین 40 سال و بالاتر از دانشگاه علوم پزشکی تهران در 4 بحث های گروهی متمرکز و 6 مصاحبه عمیق فردی، شرکت کردند. برای تجزیه و تحلیل از رویکرد موضوعی و محتوا استفاده شد. جلسات متمرکز گروهی به صورت نیمه ساختاری و تحلیل محتوایی از طریق کدگذاری آزاد و ترکیبی جهت کاهش داده ها، خروج مفاهیم و طبقه ها استفاده شد.

  نتایج: یافته ها در چهار حیطه اصلی، نقش جنسیت، تغییر در جامعه پذیری، ادراکات و منابع حمایتی دسته بندی شدند.

  نتیجه گیری: ادراک زنان شرکت کننده از یائسگی در قالب بسترهای فرهنگی خاص خود زنان شکل می گیرد و نیز یائسگی عاملی مؤثر در تغییرات مسیر زندگی زنان شناسایی می شود. از دست دادن زنانگی و تغییرات در نقش اجتماعی زنان، مفاهیم تغییر هویت و نقش جنسیتی در روند جامعه پذیری و تعاملات اجتماعی می باشند. درک و باورهای نادرست، و نادیده گرفتن زنانگی بعد از یائسگی در روایات زنان مشهود بود. به منظور دستیابی به نیازهای سلامت و رفاه زنان و ارائه خدمات در سال های گذر از یائسگی، حساسیت های جنسیتی و فرهنگی – اجتماعی باید مد نظر باشند.


محمدمهدی صداقت، ابوالحسن ندیم، افسون گودرزی، کورش هلاکویی نائینی، مهدی ناطق پور، حسین لدنی، کیومرث خمیس آبادی،
دوره 11، شماره 1 - ( 5-1392 )
چکیده

  زمینه و هدف: در ایران بیماری مالاریا از گذشته ‌ های دور وجود داشته است و زیان­های اقتصادی، اجتماعی و انسانی فراوانی به کشور تحمیل کرده است . در طی سالیان گذشته، در نتیجه اجرای عملیات مبارزه با مالاریا، بسیاری از نقاط کشور از مالاریا پاک شده است و در حال حاضر تنها در قسمت­هایی از جنوب شرقی کشور بیماری شیوع دارد. در این مقاله، جمع بندی مطالعات حشره شناسی مالاریا انجام گرفته از 1314 تا پایان سال1387 در مناطق مختلف کشور است که امید است نتایج به دست آمده، راهگشای مشکلات مالاریا در جهت برنامه های حذف باشد.

  روش کار: کلیه مقالات، کتاب­ها و پایان نامه­ها مورد بازنگری و بررسی قرار گرفت علاوه بر این مقالات از بانک­های اطلاعاتی و موتورهای جستجوگر( نظیر Iranmedex ، SID و PubMed ) نیز استخراج و تجزیه و تحلیل گردید .

  نتایج: در این مطالعه 71 مورد پایان ‎ نامه کارشناسی ارشد، 6 مورد پایان نامه دکتری، 66 مقاله خارجی، 97 مقاله فارسی و 3 جلد کتاب مورد بررسی دقیق قرار گرفت.

  نتیجه گیری : نتایج این مطالعه نشان داد که متعاقب اجرای برنامه ریشه کنی، کنترل یا حذف مالاریا، روند بیماری کاهش داشته و موارد منحصر به بخش محدودی از جنوب شرق کشور شده است. تسهیلات سیستم مراقبت، ‌ تشخیص و درمان و نگرش، آگاهی و رفتار ساکنین مناطق در فاصله سال­های 1387-1314 بهبود پیدا کرده است. در این راستا، به رسالت مسئولان بهداشتی کشور در خصوص انجام پایش برنامه کنترل، مدیریت مقاومت و اجلاس­های بین مرزی در کشورهای همجوار (افغانستان، پاکستان) تاکید می­گردد. این مطالعه افزایش نظارت بر جنبه عملیاتی، پایش و ارزشیابی به خصوص در راستای حذف مالاریا تاکید می­نماید.


مریم زمانیان، محمدرضا پاک سرشت، کورش هلاکویی نائینی، بابک عشرتی، عباس رحیمی فروشانی، مریم قادرپناهی،
دوره 11، شماره 1 - ( 5-1392 )
چکیده

  زمینه و هدف: مصرف بالای میوه و سبزی به عنوان یکی از کلیدی ترین اجزای تغذیه­ی سالم و نیز یکی از عوامل مهم پیشگیری از بیماری های مزمن معرفی شده است. این مطالعه با هدف بررسی میزان مصرف میوه وسبزی در شهر اراک و ارتباط آن با عوامل جمعیتی و اجتماعی- اقتصادی صورت گرفت.

  روش­کار: در این مطالعه مقطعی 660 نفر از جمعیت 70- 18 ساله شهر اراک با روش نمونه­گیری خوشه­ای دو مرحله­ای انتخاب شدند و ابتدا برای پرسشنامه­ی اطلاعات جمعیت شناختی و اجتماعی- اقتصادی و سپس پرسش نامه 56 موردی نیمه کمی بسامد مصرف میوه و سبزی مورد مصاحبه حضوری قرار گرفتند. پس از انجام آنالیزهای تک متغیره، ارتباط بین متغیرهای معنی­دار شده با رگرسیون خطی چندگانه نیز بررسی شد.

  نتایج: در این مطالعه، بیش از60 درصد افراد، کمتر از حداقل میزان توصیه شده ( 5 واحد یا 400 گرم در روز) ، میوه و سبزی مصرف می­کردند . مصرف کل میوه و سبزی با سن، رابطه­ی معنی­دار و معکوس (04/0 p= و02/0 β= - ) و با وضعیت اقتصادی رابطه­ای معنی­دار و مستقیم (001/ 0 p< و10/0 β= ) نشان داد . همچنین سطح تحصیلات پدر خانواده (005/0 p= و38/0 β= برای سطح تحصیلات دیپلم و03/0 p= و36/0 β= برای سطح تحصیلات دانشگاهی) و نیز میزان فعالیت فیزیکی فرد (001/0 p= و03/0 β= به ازای هر یک ساعت ) عواملی مرتبط با میزان مصرف میوه بودند. جنسیت نیز تنها با میزان مصرف سبزی در ارتباط بود به طوری که زنان مصرف بالاتری داشتند (03/0 p= و23/0 β= ).

  نتیجه­گیری: یافته­های این مطالعه حاکی از دریافت پایین میوه و سبزی در جمعیت مورد بررسی می­باشد. در این مطالعه، سن، میزان فعالیت فیزیکی و وضعیت اقتصادی و همچنین تحصیلات پدر خانواده از جمله عواملی بودند که به طور معنی­داری با دریافت میوه و سبزی مرتبط بودند.


مهدی ناطق پور، غلامحسین ادریسیان، ابوالحسن ندیم، کامران اکبرزاده، لیلا فریور، سلما تیموری، محمد مهدی صداقت، حسین لدنی، افسانه متولی حقی،
دوره 11، شماره 2 - ( 8-1392 )
چکیده

  زمینه و هدف: مطالعه اختصاصی بر روی مالاریا و عوامل زمینه­ساز آن در ایران با تاسیس انستیتو مالاریالوژی در دانشگاه تهران وارد مرحله علمی و تحقیقاتی نوینی گردید که پس از تغییر نام انستیتوی مذکور به دانشکده­ی بهداشت و انستیتو تحقیقات بهداشتی و افزایش محققان و دانشجویان بر حجم این مطالعات و تحقیقات افزوده شد. سه جنبه انگل شناسی، اپیدمیولوژی و حشره شناسی از شاخص ترین عناوین مطالعات و تحقیقات در زمینه مالاریا می­باشد. آگاهی از تاریخچه مطالعات مذکور می­تواند تلاش­های خستگی ناپذیر پیشکسوتان اینگونه مطالعات و تحقیقات را نمودار و افق­های جدیدی را درپیش روی آیندگان قرار دهد. در این مطالعه وضعیت مقالات منتشر شده، پایان نامه­ها و آموزش­های اختصاصی ارایه شده در زمینه انگل شناسی مالاریا در نیم قرن گذشته در ایران تا آن مقدار که امکان دسترسی به آنها وجود داشت مورد بررسی قرار گرفته­اند.

  روش کار: این مطالعه به صورت گذشته­نگر با جمع­آوری اطلاعات لازم از سال1330 تا 1388 از منابع الکترونیک داخلی و خارجی، پایان نامه­ها و مقالات موجود در کتابخانه­های دانشگاهی و مصاحبه با افراد صاحب نظر در زمینه­های ذی­ربط انجام پذیرفته است. اطلاعات جمع آوری شده پس از دسته بندی و حذف موارد تکراری به صورت یک مجموعه تلخیص تاریخی ارایه می­شود.

  نتایج: در این بررسی 143 مقاله به زبان­های انگلیسی و فارسی که توسط محققان ایرانی در زمینه مالاریا بویژه انگل شناسی منتشر شده است جمع آوری و فهرست بندی شدند. تعداد پایان نامه­های در دسترس، بالغ بر35پایان نامه در مقاطع کارشناسی ارشد، MPH و PhD بوده­اند. دوره­های آموزش اختصاصی در زمینه انگل شناسی مالاریا بویژه تشخیص میکروسکوپی مالاریا چهل و چهار دوره شمارش شدند.

  نتیجه گیری: گرچه دسترسی به تمام مقالات منتشر شده توسط محققان ایرانی و پایان نامه­های نگاشته شده توسط دانشجویان در زمینه انگل شناسی مالاریا امکان پذیر نبود، تعداد بدست آمده بیانگر درک صحیح محققان ایرانی در مورد اهمیت انگل شناسی مالاریا و تلاش در جهت شفاف سازی جنبه­های مختلف آن در ایران بوده است. با توجه به تمرکز اکثر آموزش­های اختصاصی در زمینه انگل شناسی مالاریا در دانشکده­ی بهداشت دانشگاه علوم پزشکی تهران، اطلاعات به دست آمده در این زمینه دقیق­تر و حاکی از انجام آموزش تشخیص مالاریا و موضوعات ذی­ربط برای میکروسکوپیست­ها، کارشناسان مبارزه با بیماری­ها، کاردان ها و کارشناسان آزمایشگاهی بوده است.


مریم ناظمی پور، محمود محمودی، حجت زراعتی، عباس رحیمی فروشانی،
دوره 11، شماره 2 - ( 8-1392 )
چکیده

  زمینه و هدف : در بسیاری از مطالعات تشخیصی از جمله بررسی بقای بیماران مبتلا به سرطان معده که هر فرد بعد از عمل جراحی با بیشتر از یک رخداد مواجه است و رخداد یکی سبب پوشانده شدن رخداد دیگری می­شود، بحث رقابت جویی خطرات مطرح خواهد بود که برای بررسی اثر هر متغیر کمکی بر رخداد هر حادثه و برآورد تابع مخاطره، از مدل­هایی چون کاکس و Fine و Gray استفاده می­شود. حال اگر پیش فرض­های دو مدل برقرار نباشد، بکارگیری آنها نادرست خواهد بود. یکی از راه­های برطرف کردن چنین مشکلی استفاده از مدل­هایی با انعطاف بیشتر است.

  روش­کار : در این مطالعه خصوصیات جمعیت شناختی، بالینی و درمانی330 بیمار مبتلا به سرطان معده که طی سال­های 1374 تا 1378 به انستیتو کانسر مجتمع بیمارستانی امام خمینی مراجعه کرده و تحت عمل جراحی قرارگرفتند، به همراه متغیرهای، نوع و زمان تا اولین رخداد حادثه (عود بیماری/ مرگ) برای هر بیمار جمع­آوری و بررسی شد . با استفاده از این اطلاعات نمودار تابع تجمعی بروز عود بیماری( CIF )، توسط سه مدل کاکس، Fine و Gray و مدل ا نعطاف پذیر و با استفاده از نرم افزار R(2.14.0 ) رسم و با نمودار تابع تجمعی بروز عود مشاهده شده برای بیماران، مقایسه و کارآیی آنها بررسی گردید .

  نتایج: فرض متناسب بودن خطرات، تقریباً برای همه ی متغیرها به ازای هر حادثه برقرار می­باشد. نمودار تابع تجمعی بروز برای حادثه مورد نظر(عود)، نشان داد که مدل کاکس در برآورد آن دچار بیش برآوردی شده و نیز نمودارهای دو مدل دیگر بسیار شبیه به هم و علاوه بر آن شبیه به نمودار مشاهده شده می باشند. با این تفاوت که نمودار تابع تجمعی بروز مربوط به مدل انعطاف پذیر، هموارتر می­باشد طوریکه در پیش بینی خطر می­تواند دقت بیشتری داشته باشد.

  نتیجه­گیری : با وجود رخدادهای رقیب، مدل کاکس چندان مناسب چنین وضعیتی نبوده و به نظرمی­رسد مدل انعطاف پذیر نه تنها جایگزین مناسبی برای مدل Fine و Gray می­باشد بلکه در صورت عدم برقراری فرض متناسب بودن، نسبت به آن برتر نیز خواهد بود.


فریده دهقان منشادی، زینب قنبری، زهرا جباری، الهه سادات میری،
دوره 11، شماره 2 - ( 8-1392 )
چکیده

  زمینه وهدف : بی اختیاری ادراری یکی از انواع اختلالات کف لگن و عارضه­ای بهداشتی است که کیفیت زندگی فرد مبتلا را تحت الشعاع قرار می­دهد . بارداری و زایمان طبیعی به عنوان مهمترین عوامل خطرزای آن مطرح شده اند ولی کمتر به سایر اختلالات همراه آن از جمله بی­اختیاری آنال و ارتباط این اختلالات با سطح عملکر د عضلات کف لگن پرداخته شده است. هدف این پژوهش بررسی وضعیت سایر اختلالات کف لگن همراه با بی اختیاری ادراری و عوامل خطرزای آنها در زنان بود.

  روش کار : در مجموع 256 نفر (166زن مبتلا به بی­اختیاری ادراری و90 زن بدون این عارضه به ترتیب با دامنه سنی 70-26 و 64-20 سال) با روش نمونه گیری غیرتصادفی متوالی در این مطالعه مقطعی توصیفی- تحلیلی شرکت کردند. پس از اخذ اطلاعات جمعیت شناختی و تکمیل پرسشنامه مربوط به اختلالات همراه، بررسی بالینی شامل ارزیابی میزان سفتی واژن ، قدرت و استقامت عضلات کف لگن و اندازه گیری طول جسم پرینه انجام شد. از نرم افزار آماری SPSS 16 و آزمون­های کولموگروف – اسمیرنف، تی مستقل ،مجذور کای وپیرسون برای تحلیل داده­ها استفاده و مقادیر 05/0 p< به عنوان سطح معنی­دار پذیرفته شد .

  نتایج: میانگین سن، تعداد زایمان ، شاخص توده بدنی، شیوع بی­اختیاری مقعدی و یبوست در گروه زنان مبتلا به بی اختیاری ادراری بیش از گروه زنان بدون این عارضه بود ولی سن اولین زایمان در گروه بیماران کمتر از گروه زنان بدون بی­اختیاری ادراری بود ( 05/0 p< ). میزان سفتی واژن، قدرت و استقامت عضلات کف لگن در بیماران از گروه زنان بدون بی­اختیاری ادراری کمتر بود ( 05/0 p< ).

  نتیجه­گیری: با توجه به شیوع بالای سایر اختلالات کف لگن از جمله یبوست در زنان مبتلا به بی­اختیاری ادراری، ضمن توصیه بر انجام مطالعات اپیدمیولوژیک و سبب شناسی، بر اتخاذ نگرش چند تخصصی در ارایه خدمات بهداشتی – درمانی به این بیماران تاکید می­شود..


عفت السادات مرقاتی خویی، ناریا ابوالقاسمی، محمد حسین تقدیسی،
دوره 11، شماره 2 - ( 8-1392 )
چکیده

  زمینه و هدف: سلامت جنسی کودکان مبحث دشواری ‌ است که اغلب به روش تفهیمی با آن برخورد نمی ‌ شود . اهمیت تربیت جنسی کودکان در دنیا پذیرفته شده است. هدف از ا ی ن مقاله توصیف مفهوم سلامت جنسی کودکان از دیدگاه خانواده، شناسایی ارزش ‌ ها و هنجارهای تربیت جنسی کودکان و ت عیین اولویت ‌ های تربیت جنسی از دیدگاه این والدین است.

  روش کار: ا ی ن مطالعه از نوع ک ی ف ی است. نمونه ‌ ها به روش هدفمند از والدین دانش ‌ آموزا ن منطقه پنج آموزش و پرورش شهر تهران انتخاب شدند. اطلاعات با استفاده از تکنیک مصاحبه ‌ های گروهی و بحث متمرکز جمع آور ی شد. داده ها به ‌ روش موضوع ی و محتوایی تجز ی ه و تحل ی ل شد.

  نتایج : ی افته ها در سه ح ی طه اصل ی دسته بند ی شدند: 1) مدیریت خانواده 2) نقش مدرسه 3) چارچوب مذهب و سنت

  نتیجه گیری : اکثریت شرکت ‌ کنندگان درتوص ی ف مفهوم سلامت جنسی کودکان بروز رفتار جنسی را شاخص سلامت نمی ‌ دانستند . در مدیریت رفتارهای جنسی کودکانشان سیاست ‌ های خانوادگی خود را اجرا می ‌ کردند در بیشتر خانواده ‌ ها به علت تعارض بروز رفتار جنسی کودک با ارزش ‌ های سنتی خانواده، فرهنگ اغماض و سکوت در مدیریت رفتارهای کودکان به هنجار تبدیل شده است. در شناسایی اولویت ‌ های تربیت جنسی کودکان بیش ترین کمبود در بعد تعامل پیش ب رنده بین خانه و مدرسه است. بدین معنا که تعارض ارزش ‌ ها، نرم و اختلاف سلایق این دو نهاد به چالش گذاش ته نشده است که خود باعث اعمال ارزش ‌ های داخلی در سیستم تربیتی کودکان می ‌ شود . آماده ‌ سازی والدین برای اقدامات مناسب در تربیت جنسی کودکان مهم ‌ ترین اولویت این والدین است.


محسن محمدی، عادل مظلومی، جبرائیل نسل سراجی، حجت زراعتی،
دوره 11، شماره 2 - ( 8-1392 )
چکیده

  زمینه و هدف: یکی از مهمترین مشکلات کار در بخش­های ویژه، بالا بودن بار کاری است. بار کاری زیاد منجر به افزایش خطاهای انسانی، کاهش کیفیت و ایمنی ارائه مراقبت و کاهش کیفیت زندگی کاری پرستار می­شود. هدف از این مطالعه ارائه ابزار مناسب، معتبر و پایاست که ضمن ارزیابی بار کار ذهنی پرستاران بخش­های ویژه بتواند عوامل ایجاد کننده که بصورت موقعیتی باعث بوجود آمدن بار کاری می­شود را شناسایی کند.

  روش­کار: این مطالعه در 2 مرحله انجام گرفت: 1-تعیین اعتبار صوری و پایایی روش NASA-TLX (جهت ارزیابی بار کار) بوسیله روش Backward Translation و روش آلفای کرونباخ. 2- مرحله طراحی پرسشنامه شناسایی موانع و عوامل تسهیل کننده عملکرد از طریق مصاحبه و انجام مطالعه پایلوت .

  نتایج: اعتبار صوری و پایایی روش NASA-TLX مورد تایید قرار گرفت (897/0= α ). پرسشنامه شناسایی موانع و عوامل تسهیل کننده عملکرد پرستاران در بخش­های ویژه در10 حیطه و 53 سوال و با مناسبت 97 درصد و شفافیت 96 درصد ارائه گردید . در مجموع 90 درصد پرستاران جامعیت کلی پرسشنامه را بسیار جامع و جامع ارزیابی نمودند.

  نتیجه­گیری: با توجه به نتایج بدست آمده، می­توان از روش NASA-TLX و پرسشنامه موانع و عوامل تسهیل کننده عملکرد جهت ارزیابی بار کاری پرستاران بخش­های ویژه استفاده نمود.


بهزاد دماری، عباس وثوق مقدم، شیرین بنکدار اصفهانی،
دوره 11، شماره 3 - ( 10-1392 )
چکیده

زمینه و هدف: همکاری بین بخشی و مشارکت مردم دو راهبرد اصلی در برقراری عدالت در سلامت است. مطابق قانون برنامه چهارم توسعه، شورای عالی سلامت و امنیت غذایی کشور(شورای عالی) به عنوان سیاستی برای توسعه همکاری بین بخشی شکل گرفت. بررسی دیدگاه‌های اعضای کمیسیون دایمی این شورای عالی می تواند مسیر روشنی را پیش روی مسؤولان ارشد وزارت بهداشت، برای ارتقای سلامت مردم گذارد. روش کار: مطالعه توصیفی و کیفی بود. اطلاعات از طریق مصاحبه ساختارمند با اعضای کمیسیون دایمی شورای عالی و تحلیل محتوای اسناد مرتبط به خاستگاه و عملکرد آن از بدو تاسیس گردآوری شد. مصاحبه ها با تعیین قلمروهای اصلی تحلیل و جمع بندی شده اند. نتایج: اغلب اعضای کمیسیون دایمی اثر بخشی شورای عالی را کم و خیلی کم می دانند. تعیین اولویت های سلامت و سپس تکالیف یا انتظارات از هر دستگاه به عنوان اولین گام پیشنهاد شد. الزام دستگاه ها در معرفی یک نماینده دائم و ثابت، ایجاد کارگروه‌های کارشناسی برای پخته شدن موضوعات، تشکیل جلسات منظم در دبیرخانه و اطلاع رسانی مستمر به اعضا، تقویت ساختار متناظر در استان ها و تفویض اختیار به آنان و وصل شدن شورا به کمیته علمی ثابت از نخبگان سلامت از جمله راهکارهای پیشنهادی بود. نتیجه گیری: عملکرد شورای عالی با اثربخشی مورد انتظار قانون گذار فاصله دارد. استقرار دبیرخانه این شورا با نیروی کارشناسی و نظام کاری ویژه «همکاری بین بخشی» تا حد زیادی ضعف ها را پوشش می دهد. تعریف نقش ها و انتظارات دوره‌ای از دستگاه ها، توانمندسازی رابطان سلامت وزارت خانه ها و سازمان ها و تشویق دستگاه هایی که مشارکت موثر داشته اند، همکاری را مستحکم تر و مداوم تر می‌کند.
زهرا نیکوسرشت، شهناز ریماز، محسن اسدی لاری، سحرناز نجات، عفت السادات مرقاتی خویی، سید عباس متولیان، نرگس ساعی پور،
دوره 11، شماره 3 - ( 10-1392 )
چکیده

زمینه و هدف: کیفیت زندگی بیماران مبتلا به HIV/AIDS تحت تاثیر بیماری و تجربه آنان از طرد، انگ و تبعیض می‌باشد که می‌تواند منجر به مشکلات جسمانی، روانی و اجتماعی گردد. لذا بررسی کیفیت زندگی آنها کمک شایانی در ارایه خدمات سلامت و خدمات اجتماعی به این بیماران می‌نماید. هدف این مطالعه، تعیین کیفیت زندگی بیماران HIV/AIDS مراجعه کننده به یک مرکز اصلی مراقبت از این بیماران در ایران می باشد. روش کار: در این مطالعه مقطعی 300 زن و مرد مبتلا به HIV/AIDS مراجعه کننده به مرکز مشاوره بیماری های رفتاری بیمارستان امام خمینی تهران، از طریق نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای اندازه‌گیری کیفت زندگی، پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان جهانی بهداشت ویژه HIV مورد استفاده قرار گرفت. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمونهای T-test ، One-Way ANOVA و Multiple regression استفاده شد. نتایج: میانگین سن شرکت کنندگان 5/7 ± 3/34سال بود. بیشتر شرکت کنندگان مرد (55%)، و بدون علامت بالینی (7/51%) بودند. در بین دامنه های کیفیت زندگی، بیشترین میانگین امتیازات مربوط به دامنه سطح استقلال (1/3±13/4)، و کمترین میانگین مربوط به دامنه های محیط (8/2 ± 5/12) و روانی (1/3± 5/12) بود. جوانتر ها، زنان و شاغلان در برخی حیطه ها کیفیت زندگی بهتری داشتند (05/0 > p). نتیجه گیری: نتایج نشان داد کیفیت زندگی مبتلایان به HIV/AIDS در دامنه های روانی و محیط، بیش از سایر دامنه ها تحت تاثیر این بیماری قرار دارند. لذا مداخلات دقیق‌تری برای بهبود کیفیت زندگی به ویژه در این دو حیطه برای این بیماران پیشنهاد می شود.
زهرا حسینخانی، سحرناز نجات، رضا مجدزاده، منوچهر مهرام، علی افلاطونی،
دوره 11، شماره 3 - ( 10-1392 )
چکیده

زمینه و هدف: کودکآزاری مشکل اجتماعی است که زندگی کودکان راتحت تاثیر قرار میدهد. هدف این مطالعه طراحی پرسشنامه فارسی کودکآزاری با روایی و پایایی مناسب بود تا میزان کودکآزاری را در جامعه برآورد کند. روش کار: روایی پرسشنامه پس از بررسی متون و تهیه نسخه اولیه، با محاسبه مناسبت و شفافیت، پایایی نیز با آلفای کرون باخ و تکرارپذیری با ضریب همبستگی درون خوشهای (ICC) پس از آزمونTest-retest به فاصله دو هفته اندازه گیری شد. نتایج: میانگین شفافیت( Clarity) و مناسبت (Relevancy) پرسشنامه به ترتیب 36/80 و 5/92 و دامنه مناسبت سوالها بین 14/90 – 2/97 بود. میانگینICC و آلفای کرونباخ به ترتیب 95/0 و 92/0 بدست آمد. نتیجه گیری: پرسشنامه مذکور دارای روایی و پایایی مطلوبی بوده و در مطالعات کودک آزاری در ایران قابل استفاده میباشد.
مریم معینی، عمران محمد رزاقی، محمود محمودی، طاهره پاشایی،
دوره 11، شماره 3 - ( 10-1392 )
چکیده

  زمینه و هدف: این پژوهش با هدف تعیین عوامل مرتبط با زمان عود و بنابراین افزایش میزان ماندگاری در درمان در بیماران تحت درمان نگه‌دارنده با متادون با استفاده از مدل‌های بقا، در مرکز ملی مطالعات اعتیاد انجام گرفته است.

  روش کار: در این مطالعه 198 بیمار وابسته به مصرف اپیوییدها که همگی از سال 1385 در مرکز ملی مطالعات اعتیاد (اینکاس) تحت درمان نگهدارنده با متادون قرار داشتند وارد مطالعه شدند. بیماران در بین سال‌های 1385 تا 1389 مورد پیگیری قرار گرفتند. برای تحلیل عوامل موثر بر زمان عود از مدل نیمه‌پارامتری مخاطرات متناسب کاکس استفاده شد.

  نتایج: مطالعه نشان داد 86 نفر از بیماران تحت درمان در طول درمان عود و بازگشت به مصرف مجدد مواد داشته‌اند. شرط تناسب خطرات برای کلیه متغیرهای توضیحی برقرار بود. تخمین مدل کاکس نشان داد با افزایش مصرف متادون به میزان یک میلی‌گرم، مخاطره (Hazard) 15/0 کمتر شده و طول دوره ماندگاری در درمان افزایش یافته است (001/0> p ). برای بیماران که بنا به اظهار خود مبتلا به بیماری‌های روانی بوه‌اند، نسبت به بیمارانی که سلامت روانی داشتند، نسبت مخاطره (Hazard Ratio) 29/2 برابر بود (001/0> p ). همچنین نسبت مخاطره برای افرادی که به طور همزمان چند ماده مصرف می‌کردند نسبت به معتادان تک مصرفه ، 8/4 محاسبه شد (001/0> p ). برای بیمارانی که در گذشته سابقه ترک داشته‌اند ، در مقایسه با افرادی که سابقه درمان قبلی نداشتند، این نسبت برابر 9/1 بود (05/0> p ). سایر متغیرهای توضیحی وارد شده در مدل از جمله متغیرهای اجتماعی و جمعیت‌شناختی اثر معنی‌داری بر نسبت مخاطره نداشتند.

  نتیجه‌گیری: اگر چه با افزایش مصرف متادون، زمان عود در بیماران افزایش یافته، اما بیماران مبتلا به بیماری‌های روانی، بیمارانی چند مصرفه، همچنین افرادی که در گذشته سابقه درمان داشته‌اند، باید از خدمات درمانی و مشاوره‌ای بیشتری در مراکز ترک اعتیاد بهره ‌مند شوند.


نجمه الملوک امینی، داوود شجاعی زاده، محسن صفاری،
دوره 11، شماره 3 - ( 10-1392 )
چکیده

 

  زمینه و هدف: بی تحرکی یکی از 10 علت عمده مرگ و ناتوانی است. هدف این مطالعه، بررسی تاثیر برنامه آموزش الکترونیکی بر میزان فعالیت بدنی زنان کارمند بود.

  روش کار: در این مطالعه مداخله­ای نیمه تجربی، تعداد 120 نفر در قالب 2 گروه مداخله و کنترل انتخاب شدند به روش نمونه گیری آسان، انتخاب شدن (تعداد=120) ابزارجمع آوری داده­ها پرسشنامه جمعیت شناختی و پرسشنامه بین المللی فعالیت فیزیکی بود. پرسشنامه ها به صورت پیش آزمون و پس آزمون در دو گروه مداخله و شاهد با فاصله 2 ماه بعد از آخرین آموزش در گروه مداخله، تکمیل گردید. کارمندان زن در گروه مداخله، به صورت مجازی از طریق ایمیل و یا اتوماسیون اداری، پیام های کوتاه، فیلم های آموزشی، به مدت 16 هفته آموزش­هایی را دریافت کردند. یافته­های پژوهش در پایان داده­ها با آزمون­های مجذور کای، تست دقیق فیشر، تی مستقل و تی زوجی و با استفاده از نرم افزار17 SPSS مورد تجزیه وتحلیل قرارگرفتند.

  نتایج: میانگین سنی بانوان در این مطالعه در گروه مداخله 41 و در گروه شاهد 39 سال بود. اکثر زنان در هر دو گروه متاهل بودند، 1 تا2 فرزند داشتند و از تحصیلات لیسانس برخوردار بودند. بعد از آموزش، نمره میانگین میزان فعالیت بدنی گروه مداخله در مقایسه با گروه شاهد، به طور معنی­داری افزایش یافت (001/0> p ). نمره میانگین نمایه توده بدنی، بعد از آموزش در گروه مداخله در مقایسه با گروه شاهد تغییر معنی­داری نشان نداد (119/0= p )، اما در مقایسه با خودش نسبت به قبل از آموزش به صورت معنی­دار، کاهش نشان داد (001/0> p ).

  نتیجه گیری: مداخلات آموزشی مبتنی بر وب، پیام کوتاه و مولتی مدیا، می تواند فعالیت بدنی را در کارکنان زن افزایش ­دهد و ممکن است از بیماری­های ناشی از کم تحرکی، پیشگیری ­نماید.


 


کاظم محمد، شهناز ریماز، مریم دستورپور، معصومه صادقی، سید رضا مجدزاده،
دوره 11، شماره 4 - ( 12-1392 )
چکیده

  زمینه و هدف: بیماری مولتیپل اسکلروز (ام اس) یک بیماری مزمن و التهابی مخرب است که با ادامه زندگی منافاتی ندارد، اما می تواند در کیفیت زندگی بیماران بسیار موثر باشد. هدف از این پژوهش تعیین کیفیت زندگی بیماران مبتلا به ام اس و عوامل مرتبط با آن است.

  روش کار : این مطالعه مقطعی بر رو ی 172 ب یمار مراجعه کننده به انجمن ام اس ایران (تهران) به مدت 10 ماه، طی نمونه گ ی ر ی در دسترس و به صورت مصاحبه ­ ا ی انجام شد. ابزار جمع آور ی اطلاعات، پرسشنامه MSQOL-54 بود. داده ­ ها با کارگ ی ر ی آزمون ­ ها ی توص ی ف ی و تحل ی ل ی مانند مدل رگرس ی ون خط ی چندگانه تجز ی ه و تحل ی ل شد.

  نتایج: میانگین سنی بیماران 6/9 ± 8/34 سال بود. تجزیه و تحلیل 14حیطه فرعی پرسشنامه کیفیت زندگی نشان داد که بیشترین امتیاز میانگین کیفیت زندگی مربوط به حیطه عملکرد اجتماعی(21 ± 7/71) و کمترین مربوط به حیطه محدودیت نقش به علت مشکلات جسمانی (4/39 ± 2/44 ) بود. نتایج مدل رگرسیون نشان داد که سن رابطه معکوسی معنی داری با حیطه ترکیبی سلامت جسمانی داشته است و تنها متغیر معنی دار بر حیطه ترکیبی سلامت روحی-روانی، متغیر مساحت محل مسکونی بود (001/0 > p ).

  نتیجه گیری : مطالعه نشان میدهد که متغیرهای جمعیت شناختی، طبی و اقتصادی از عوامل مرتبط بر ابعاد کیفیت زندگی بیماران مولتیپل اسکلروز می ­ باشند. شناسایی عوامل مرتبط بر کیفیت زندگی این بیماران می تواند در پیشگویی کیفیت زندگی آنان کمک کننده باشد. در طراحی برنامه ­ های مداخله ­ ای موثر در جهت افزایش کیفیت زندگی بیماران ام اس متغیرهای تأثیر گذار بر کیفیت زندگی باید مورد هدف باشند .


هاشم محمدیان، سید غلامعباس موسوی، حسن افتخار اردبیلی،
دوره 11، شماره 4 - ( 12-1392 )
چکیده

  زمینه و هدف: این مطالعه تفاوت های جنسیتی کیفیت زندگی کلی و حیطه های آنرا در بین دانش آموزان مقطع ابتدایی شهر کاشان مورد توجه قرار داده است.

  روش کار: یک مطالعه مقطعی، بر روی400 نفر از دانش آموز ان که به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند، اجرا شد. برای تجزیه و تحلیل تفاوت امتیازات کلی کیفیت زندگی در میان دختران و پسران بر حسب عوامل دموگرافیک از آنالیز واریانس دوطرفه استفاده شد . داده‌ها با استفاده از نرم افزار SPSS v.18 و نرم‌افزار LISREL8.8 تحلیل شدند.

  نتایج : بین پسران و دختران تفاوت قابل توجهی در امتیاز کلی کیفیت زندگی در ارتباط با رتبه تولد ، پایه تحصیلی و نمایه توده بدنی مشاهده شد. به رغم نبود تفاوت معنی دار آماری ، دختران ادراک بالاتری در ارتباط با کیفیت زندگی کلی و حیطه هایش بجز کارکرد عاطفی نسبت به پسران داشتند.

  نتیجه‌گیری: خانواده ها باید برای تامین و رفع مشکلات عاطفی دختران تلاش وافری نمایند. ضروریست تا آموزشهای لازم در زمینه سازوکارهای مقابله ای در خصوص کاهش تنش و اضطراب برای این نسل آینده ساز و مادران فردا که بانیان اصلی سلامت جامعه و خانواده می باشند توسط مشاوران و مربیان تربیتی صورت پذیرد.


محمد فرهمند، سید محسن زهرایی، محمود محمودی، سوسن محمودی، حمیده طبابایی، زهرا شوکتی اشکیکی، یعقوب ملایی کندلوسی، مریم یوسفی، رخشنده ناطق، شهره شاه محمودی صادقی،
دوره 11، شماره 4 - ( 12-1392 )
چکیده

  زمینه و هدف: برنامه گسترش ایمن سازی یک راهبرد پذیرفته شده جهانی برای کنترل بیماری­های دوران کودکی از جمله پولیومیلیت می­باشد. واکسن خوراکی فلج اطفال که حاوی ویروس زنده ضعیف شده پولیو است به عنوان مناسب­ترین و راحت ترین ابزار برای واکسیناسیون سراسری به شمار می­رود. پولیو ویروس به گرما حساس است، از این رو واکسن خوراکی پولیو به حالت انجماد نگه­داری شده و با کنترل زنجیره سرد به مراکز واکسیناسیون انتقال می یابد. پایداری واکسن در طول انتقال تا زمان مصرف از اهمیت بالایی برخوردار است. برای ارزیابی کیفیت واکسن و پایداری آن از تست ارزیابی توان (Potency)‌ استفاده می ­ شود. این مطالعه اولین مدرک قابل استناد از ارزیابی توان واکسن خوراکی پولیو نگه­داری شده در خارج از زنجیره سرد در ایران می­باشد.

روش کار: به منظور مطالعه اثرات دما برحسب درجه سانتیگراد و مدت زمان اثر دما بر حسب روز بر روی توان واکسن پولیو ، ویال های واکسن به مدت یک تا هفت روز (یا تا زمان افت قابل توجه توان) در دو دمای 24 درجه سانتیگراد (دمای اتاق) و 37 درجه سانتیگراد (دمای متوسط مناطق گرمسیری) قرار گرفتند. ارزیابی توان برابر روش کار استاندارد سازمان جهانی بهداشت (WHO) انجام شد.

نتایج: نتایج بدست آمده از این مطالعه نشان داد که در صورتی که ویال واکسن به مدت تنها یک روز در دمای 37 درجه قرار گیرد کیفیت خود را از دست می دهد، ولی قرار گرفتن در دمای اتاق در مناطق درجه حرارت به مدت چهار تا پنج روز بر کیفیت سروتایپهای 1 و 2 تاثیر چندانی نخواهد گذاشت ولی سروتایپ 3 از روز دوم کیفیت خود را از دست خواهد داد.

نتیجه گیری: اگر چه ویروس پولیو در قیاس با سایر ویروس ها به شرایط محیطی نسبتا مقاوم می باشد، ولی حساسیت آن به گرما باعث می شود واکسن خوراکی پولیو که حاوی ویروس زنده است با رعایت زنجیره سرد منتقل شود تا تیتر ویروس زنده موجود در واکسن و به طبع آن کارایی واکسن در حین نگهداری کاهش نیابد. نگهداری واکسن در دمای 4 درجه و پایین تر ارجح است، در غیر این صورت واکسن در دمای اتاق تا حدود پنج روز و در دمای 37 درجه فقط یک روز کارایی لازم را دارد و پس از آن قابل استفاده نیست.



صفحه 6 از 14     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه دانشکده بهداشت و انستیتو تحقیقات بهداشتی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb