کاربران عمومی فقط به فهرست مقالات منتشر شده دسترسی دارند.
274 نتیجه برای موضوع مقاله:
فریده گلبابایی، رضا کاظمی، بنفشه گلستان، مهران پورتالاری، سید جمال الدین شاه طاهری، مسعود ریسمان چیان،
دوره 8، شماره 4 - ( 12-1389 )
چکیده
زمینه و هدف:.با توجه به اثرات حاد و مزمن حلال های آلی، که نقاشان خودرو در مواجهه طولانی مدت با آنها هستند ، ارزیابی و کنترل آنها برای حفظ سلامت کارکنان از اهمیت خاصی برخوردار است . در این تحقیق قصد بر آن است به منظور ارزیابی صحیح میزان مواجهه وانتخاب راه کارهای صحیح کنترلی،مهمترین عوامل تاثیر گذار در انتشار آلودگی با تاکید برارزیابی مواجهه با بنزن ، تولوئن، زایلن و اتیل بنزن(BTEX)، شناسایی و تعیین گردد .
روش کار: در این تحقیق با مطالعه دقیق فرایند رنگ آمیزی یک شرکت خودرو سازی ، عوامل احتمالی تاثیر گذار ، حلال های آلی موجود در رنگ و ایستگاه های انتشار حلال های آلی شناسایی شده و سپس با توجه به تعداد متغیرهای مورد بررسی و سطوح آنها و 5 نمونه به ازای هر ترکیب از متغییرها و نمونه های شاهد، 240 نمونه هوا تعیین شد. نمونه ها بر اساس روش 1501 NIOSH جمع آوری ، آنالیز و تعیین مقدار گردید ، و در نهایت اطلاعات بدست آمده بوسیله نرم افزار spss11.5 و آزمونهای رگرسیون چندگانه و آنالیزواریانس مورد تحلیل قرار گرفتند .
نتایج: در بـین حلال های مورد مطالعـه، مواجـهه با بنزن در کلیه وظایف شغلی و مواجـهه با تولوئن در ایستگاه ها رنگ رویه و رنگ آسـتر بالاتر از حدود مجاز مواجـهه تشخیص داده شد( 05/0 p<). مواجـهه با اتیل بنزن و زایلن کـمتر از حـدود مجـاز بود ( 05/0 p<).مهمترین عوامل تاثیرگذار بر میانگین مواجهه با هر چهار حلال مورد مطالعه به ترتیب میزان اثرگذاری عبارت از : وظیفه شغلی ، نوع پیستوله و نوع رنگ مصرفی بوده است( 05/0 p<) .
نتیجه گیری: از دلایل تاثیر متغیرهای وظیفه شغلی ،نوع پیستوله و رنگ بر میزان مواجهه با BTEX، متفاوت بودن بار کاری هر وظیفه شغلی ،کارایی متفاوت دو نوع پیستوله مورد استفاده و تفاوت در فرمولاسیون حلال های رنگ است. همچنین به دلیل وجود بنزن به صورت ناخالصی در حلال رنگ، میزان مواجهه با آن بیشتر از حد مجاز می باشد. بنابراین توجه به عواملی تاثیر گذار در حین ارزیابی و کنترل جهت کسب نتایج مطمئن تر توصیه می شود.
هما کاشانی، محمود محمودی، حجت زراعتی، عباس رحیمی، آرش جلالی،
دوره 8، شماره 4 - ( 12-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: در بسیاری از مطالعات، بقای بیماران مبتلا به سرطان معده یعنی زمان تا وقوع مرگ این بیماران، مورد بررسی قرار گرفته است.
این در حالی است که با وجود درمانپذیری سرطان معده در مراحل ابتدایی توسط عمل جراحی، احتمال عود بیماری پس از این روش درمان وجود دارد. بنابراین به منظور دستیابی به براورد دقیقتر بقای بیماران لازم است هر دو رخداد عود بیماری و مرگ مورد بررسی قرار گیرند. هدف این مطالعه استفاده از روش رقابت جویی خطرات به منظور براورد توابع تجمعی بروز عود بیماری و مرگ و در نتیجه براورد بقای بیماران پس از عمل جراحی می باشد.
روش کار: این پژوهش شامل اطلاعات 330 بیمار مبتلا به سرطان معده است که از ابتدای سال 1374 تا فروردین 1378، به انستیتوکانسر ایران مراجعه کرده و تحت عمل جراحی قرار گرفتهاند. به منظور دستیابی به بقای 5 ساله، این بیماران حداقل به مدت 5 سال مورد پیگیری قرار گرفتهاند. برخی خصوصیات دموگرافیک، بالینی و درمانی بیماران، همچنین نوع و زمان اولین رخداد (عود بیماری و یا مرگ) پس از جراحی از پروندهی بالینی آنان جمع آوری گردید. براورد توابع تجمعی بروز عود بیماری و مرگ با استفاده از روش پارامتری مستقیم انجام شد. مدل رگرسیون پارامتری جهت تطبیق اثر برخی متغیرهای کمکی به کار برده شد. از نرم افزار R جهت تحلیل داده ها استفاده گردید و سطح معنی داری 05/0 در نظر گرفته شد. یافتهها با نتایج حاصل از عدم در نظر گرفتن رخدادهای رقیب مقایسه گردیدند.
نتایج: میانه مدت زمان پیگیری در این مطالعه 9/37 ماه بود. 13% بیماران عود بیماری و 9/60% مرگ را به عنوان اولین رخداد پس از جراحی تجربه کردند. توابع تجمعی بروز عود بیماری و مرگ 5 سال پس از عمل جراحی و با در نظر گرفتن اثر متغیرهای کمکی به ترتیب 0/11% و 6/68% براورد گردیدند. متغیرهای سن، مرحلهی بیماری و دریافت درمان تکمیلی رابطهی معنیداری با تابع تجمعی بروز مرگ نشان دادند در حالی که تنها دریافت درمان تکمیلی ارتباط آماری معنیداری با تابع تجمعی بروز عود داشت. مشاهده گردید افزایش سن و پیشرفته شدن مرحلهی بیماری احتمال تجمعی بروز مرگ پس از عمل جراحی را افزایش میدهند. همچنین دریافت درمان تکمیلی احتمال تجمعی بروز عود بیماری پس از جراحی را کاهش در حالی که احتمال تجمعی بروز مرگ را افزایش میدهد. بقای بیماران پس از گذشت 5 سال از عمل جراحی (با لحاظ کردن اثر متغیرهای کمکی) 4/20% بدست آمد.
نتیجه گیری: استفاده از روش رقابت جویی خطرات در تحلیل دادههای بقا به دلیل قابلیت در نظر گرفتن رخدادهای رقیب و در نتیجه دستیابی به براورد دقیقتر بقای بیماران توصیه میگردد. دستیابی به نتایج دقیقتر با استفاده از این روش با توجه به براوردهای کوچک تر واریانس پارامترهای مدل و فواصل اطمینان باریک بدست آمده برای براورد توابع تجمعی بروز رخدادهای رقیب قابل ملاحظه میباشد. متأسفانه نتایج بدست آمده حاکی از آن است که نرخ بقای بیماران مبتلا به سرطان معده در ایران پایین است.
مریم بهفر، محمدعلی احسانی، پیمان سلامتی، کوروش هلاکوئی نائینی، روح انگیز جمشیدی، پوپک درخشنده پیکر،
دوره 8، شماره 4 - ( 12-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: تالاسمی بعنوان یک بیماری هتروژن، یکی از شایعترین بیماری های تک ژنی در دنیا محسوب میشود. هدف از این مطالعه بررسی ارتباط بین شاخص های خونی وشدت جهش های ژن بتاگلوبین در ناقلین بتاتالاسمی می باشد.
روش کار: در این تحقیق مقطعی، 30 جهش ژن بتاگلوبین در 1206 فرد ناقل بتا تالاسمی غیر منصوب مورد بررسی قرار گرفت. همچنین شاخص های خونی آنها که شاملCBC والکتروفورزمی باشد نیز تهیه گردید. سپس بااستفاده ازبرنامه نرم افزاری SPSS و آزمون آماری T-test ارتباط بین یافته های ژنتیکی و نتایج شاخص های خونی آنان مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
نتایج: دراین مطالعه ارتباط بین شدت جهش های ژن بتاگلوبین) نوع ضعیف،β+ و نوع شدید،β○)، در ناقلان بتاتالاسمی و میانگین شاخص های خونی آنان، مورد بررسی قرارگرفت. نتایج نشان دهنده این بود که جهش هایβ+ از نظر آماری از میانگین MCV و MCH بالا تری نسبت به جهش های○ برخوردار بود. بدین وسیله می توان باصرف زمان وهزینه کمتربه نتیجه مطلوبی درراستای ارتباط آماری معنی دار بین طیف خاصی از شاخص های خونی با برخی از جهش ها دست یافت.
نتیجهگیری: نتایج تایید کننده ارتباط معنی دار دو شاخص خونی، با ا نواع خاصی از جهش های ژن بتاگلوبین در ناقلان بتا تالاسمی می باشد.
عادل مظلومی، مصطفی حمزئیان زیارانی، اصغر دادخواه، مهدی جهانگیری، مریم مقصودی پور، پریسا محدثی، مهدی قاسمی،
دوره 8، شماره 4 - ( 12-1389 )
چکیده
زمینه و هدف : امروزه در بسیاری از محیطهای شغلی نظیر صنایع هستهای، نظامی و شیمیایی بروز یک خطای انسانی میتواند به حادثه ای فاجعه بار منتهی شود. ویژگی عمومی سامانه های بزرگ فن آوری این است که مقادیر عظیمی از مواد بالقوه خطرناک در یک واحد متمرکز هستند و توسط چند کاربر ، کنترل میشوند. اتاق کنترل به عنوان قلب تپنده یک سامانه میباشد و هر گونه خطا در وظایف کاربرها میتواند پیامدهای جبران ناپذیری را به همراه داشته باشد. بنابراین، مطالعه ی حاضر با هدف شناسایی و ارزیابی خطاهای انسانی در اتاق کنترل یکی از صنایع پتروشیمی با استفاده از روش Cognitive Reliability Error Analysis Method (CREAM) به انجام رسید.
روش کار: مطالعه حاضر، یک مطالعه مورد پژوهی توصیفی- تحلیلی می باشد که در اتاق کنترل یکی از صنایع پتروشیمی که دارای 39 نفر شاغل میباشد، اجرا گردید. در ابتدا با روش تجزیه و تحلیل سلسله مراتبی (HTA) وظایف شغلی تحلیل گشته و سپس با استفاده از روش اولیه و گسترده CREAM، کنترلهای محتمل کاربر و خطاهای احتمالی شناختی برای وظایف شغلی تحلیل شده تعیین گردید.
نتایج: بر اساس نتایج روش اولیه CREAM، برای وظایف اقدام، بردمن[HB1] و سرپرست نوبت کارنوبت کار، نوع سبک کنترلی لحظه ای و برای وظیفه نوبت کار ارشد اتاق کنترل، نوع سبک کنترلی تاکتیکی تعیین گردید و بر اساس نتایج روش گسترده CREAM، از تعداد کل خطاهای شناسایی شده، خطای اجرا (70/51 %)، خطای تفسیر (55/19%)، خطای برنامه ریزی (94/14%) و خطای مشاهده (81/13 %) بدست آمد.
نتیجه گیری: مطابق با روش اولیه CREAM عواملی CPCs مرتبط با کاهش اطمینان عملکرد شامل، انجام دو یا چند کار بطور همزمان، زمان انجام کار (ریتم سیرکادین) و کیفیت آموزشهای موجود و تجربیات کاری می باشد که باعث ایجاد سبک کنترلی لحظه ای میگردد. و مطابق با روش گسترده CREAM بیشترین خطاهای شناختی شامل خطای اجرا و مهمترین فعالیتهای شناختی مرتبط با فرایند کنترلی در این اتاق کنترل، فعالیت ارتباط، اجرا، تشخیص، پایش و برنامه ریزی بوده که توجه به تهیه و تدوین دستورالعملهای کاری، برگزاری دوره های آموزشی، برنامه نوبت کاری، بهینه سازی سامانه ارتباطی و ایجاد تغییرات لازم در نرمافزار کنترلی ضروری میباشد.
هاشم محمدیان، حسن افتخار اردبیلی، عباس رحیمی فروشانی، محمدحسین تقدیسی، داود شجاعی زاده،
دوره 8، شماره 4 - ( 12-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به کم توجهی به مقوله ارتقای سلامت نوجوانان به علت تلقی ناشی از سالم بودن آنان در بیشتر کشورهای جهان، بر آن شدیم تا باانجام این مطالعه به ارزیابی پیشگویی کننده های کیفیت زندگی دختران نوجوان از طریق تحلیل مسیر بر اساس مدل ارتقای سلامت پندر دست یابیم.
روش کار: مدل ارتقای سلامت پندر چهارچوب این مطالعه را تشکیل داد. این مطالعه مقطعی، بر روی500 نمونه دختر نوجوان (پایه ی9 الی 11) با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای تصادفی از بین 20 دبیرستان دخترانه در4 منطقه شهرستان کاشان، اجرا شد. معیارهای ورود به مطالعه عبارت بودند از داشتن پایه 9 الی 11 و رضایت نامه کتبی از سوی اولیا ، مربیان و از سوی دختران نوجوان. پرسشنامه های استاندارد: موانع درک شده ، خودکارآمدی درک شده ، عواطف درک شده ، حمایت اجتماعی درک شده، سبک زندگی مروج سلامت و کیفیت زندگی بین دختران نوجوان توزیع وازطریق مصاحبه توسط کارشناسان دوره دیده جمع آوری شد. سپس، دادهها از طریق روش آماری تحلیل مسیربا استفاده از نرم افزارهای SPSS 18 و LISREL8.8 تجزیه و تحلیل شدند.
نتایج: کلیه ی سازه های مدل ارتقای سلامت و سبک زندگی مروج سلامت ارتباط معنی داری با کیفیت زندگی دختران نوجوان داشتند. سازه خودکارآمدی و عواطف درک شده به ترتیب بیشترین قدرت پیشگویی کنندگی (01/0 p<)70/0 = β( و(01/0 p<) 21/0 = β ) کیفیت زندگی را داشتند. سبک زندگی مروج سلامت به عنوان میانجی [HB1]39% از کیفیت زندگی دختران نوجوان را تبیین کرد . 73% از تغییر میزان کیفیت زندگی توسط دختران نوجوان این مدل برازش یافت.
نتیجهگیری: یافته های مطالعه نشان داد که مدل ارتقای سلامت ، کاربرد مناسبی برای تبیین و پیشگویی کنندگی کیفیت زندگی دختران نوجوان را دارد. بر این اساس ، به برنامه ریزان سلامت بکارگیری مدل ارتقای سلامت پندر بمنظور ارتقای کیفیت زندگی در این جمعیت پیشنهاد می شود.
جواد عدل، مهدی جهانگیری، مسعود ریسمانچیان، حسین ماری اوریاد، علی کریمی، محمدرضا قادری،
دوره 9، شماره 1 - ( 5-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: جو ایمنی پدیده ای روانشناختی و زیر مجموعه فرهنگ ایمنی است که ادراکات مشترک کارکنان در مورد چگونگی مدیریت ایمنی در محیط کار در یک مقطع زمانی خاص را توصیف می کند. این ادراکات شاخصی را برای تعیین اولویت ایمنی در سازمان با توجه به دیگر اولویتها مثل تولید و کیفیت فراهم می آورد. هدف این مطالعه ارزیابی و رسم نمایهی جو ایمنی و استفاده از نتایج آن در بهبود ایمنی بوده است .
روش کار: در این مطالعه از ابزار کاربردی ارایه شده توسط دانشگاه Loughborough برای ارزیابی جو ایمنی در یکی از صنایع فولاد کشور استفاده شد. اطلاعات لازم از طریق پرسشنامه ، بحث متمرکز گروهی، مصاحبه و مشاهدات هدفمند جمع آوری گردیده و امتیاز جو ایمنی در 17 حیطه تعیین گردید.
نتایج: نمایهی ترسیمی امتیاز جو ایمنی را 2±89/4 نشان داد . بیشترین و کمترین امتیاز به ترتیب مربوط به حیطه اولویت فردی و نیاز به ایمنی (8/0±6/8) و حوادث و رخدادها ( 00/0 ± 1) بود. انجام آزمون های آماری آنالیز واریانس یک طرفه و t ارتباط معنی داری را بین تحصیلات و سابقه کار با حیطه های نگرشی جو ایمنی نشان نداد (05/0p> ) و این ارتباط در مورد سن فقط با حیطه های تعهد مدیریت (03/0 p = ) و اولویت فردی (02/0 p = ) و در مورد وضعیت استخدامی فقط با حیطه محیط کار معنی دار بود (04/0 p = ).
نتیجه گیری: ارزیابی جوایمنی می تواند به عنوان شاخصی پیشگیرانه برای ارزیابی عملکرد ایمنی به کار رفته و از نتایج به دست آمده از آن در بهبود وضعیت ایمنی سازمان استفاده گردد.
مهدی جهانگیری، جواد عدل، سید جمال الدین شاه طاهری، حسین کاکوئی، عباس رحیمی فروشانی، علیمراد رشیدی، امیر قربانعلی،
دوره 9، شماره 1 - ( 5-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: بررسی انطباق کارتریج ماسک های تنفسی با استانداردهای مورد پذیرش، جهت حصول اطمینان از کارایی آنها در حفاظت از دستگاه تنفسی از اهمیت ویژه ای برخوردار است .این مطالعه با هدف بررسی میزان انطباق کارایی کارتریج ماسک های تنفسی ویژه بخارهای آلی موجود در شرکت های مختلف پتروشیمی با استاندارد EN 14387:2004 انجام شد.
روش کار: در فاز اول این مطالعه انواع کارتریج های ماسک های تنفسی موجود در صنایع پتروشیمی شناسایی شد و مشخصات آنها از طریق مکاتبه با سازندگان و مطالعه ی مستندات آنها استخراج گردید. در مرحله بعد تعداد 3 نمونه از هر نوع کارتریج با استاندارد فوق الذکر انتخاب و با دستگاهی که به منظور اندازه گیری زمان عبور، طراحی و ساخته شد، مورد آزمون قرار گرفتند.
نتایج: این مطالعه نشان داد که کمترین و بیشترین طول عمر کارتریج های مورد بررسی به ترتیب 29 و 142 دقیقه می باشد. از بین 10 نوع کارتریج مورد بررسی، طول عمر یک نوع از کارتریج ها از حداقل تعیین شده در استاندارد (70 دقیقه) کمتر بود.
نتیجه گیری: با توجه به وجود یک نوع کارتریج غیر استاندارد در بین نمونه های مورد مطالعه، ضروری است برنامه ای جهت حصول اطمینان از انطباق کارایی کارتریج ها با استاندارد های مربوطه از سوی نهاد های مسوول نظیر سازمان استاندارد و تحقیقات صنعتی و مرکز تحقیقات حفاظت و بهداشت کار کشور تدوین واجرا گردد.
علیرضا دیدارلو، داوود شجاعی زاده، حسن افتخار اردبیلی، شمس الدین نیکنامی، ابراهیم حاجی زاده، محمد علیزاده،
دوره 9، شماره 2 - ( 8-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: نتایج بسیاری از مطالعات نشان میدهد که تنها راه کنترل بیماری دیابت
و پیشگیری از عوارض ناتوان کننده آن، انجام مستمر رفتارهای خود مراقبتی است. هدف این مطالعه تعیین و شناسایی عوامل موثر بر رفتارخود مراقبتی زنان دیابتی بر اساس نظریه عمل منطقی توسعه یافته می باشد.
روش کار: در این مطالعه مقطعی تعداد 352 نفر از زنان دیابتی مراجعه کننده به کلینیک دیابت شمال استان آذربایجان غربی(شهرخوی) و واجد معیارهای ورودی مطالعه به روش غیر تصادفی به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. ابزارهای مناسب برای سنجش متغیرهای مورد نظر(آگاهی از دیابت، اعتقادات فردی، فشارها و هنجارهای اجتماعی، خودکارآمدی درک شده، قصد رفتاری و رفتار خود مراقبتی) با کمک مطالعات موجود انجام شده با چارچوب نظریه عمل منطقی و خودکارآمدی طراحی و روائی و پایائی آنها تعیین شدند. برای تحلیل دادهها از نرم افزارSPSS نسخه 16 استفاده شد.
نتایج: براساس نتایج مطالعه، مدل پیشنهادی 6/41 درصد واریانس قصد رفتاری و2/26 درصد واریانس رفتار خود مراقبتی را در زنان مبتلا به دیابت نوع 2 را پیشگویی و تبیین کرد. در بین سازههای مدل، خودکارآمدی درک شده قویترین و موثرترین عامل برای قصد به انجام رفتار خود مراقبتی شناخته شد که هم به صورت مستقیم و هم غیرمستقیم رفتار خود مراقبتی را تحت تاثیر قرار داد. عوامل نگرشها، فشارهای اجتماعی یا نرمهای انتزاعی، آگاهی و فواصل زمانی ویزیت بیمار توسط گروه درمانی نیز پس از خودکارآمدی بیشترین قدرت پیشگویی خود مراقبتی را داشتند.
نتیجه گیری: مدل پیشنهادی در مطالعه حاضر به خوبی توانست رفتارخود مراقبتی را پیشگویی نماید و بنابراین میتواند اساسی برای مداخلات آموزشی باشد که با هدف ارتقای خود مراقبتی و نهایتا به منظور کنترل دیابت انجام میپذیرد.
سیما زائری، صبا اصغرزاده، شیوا خوشنویس، مهرنوش محمدی، کورش هلاکویی نائینی،
دوره 9، شماره 2 - ( 8-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: ارزیابی جامعه فرآیندی است که در طی آن با مشارکت فعال اعضای جامعه تصویر واضحی از داراییها، نقاط قوت و نیازهای جامعه مورد بررسی بدست آمده و این نیازها اولویت بندی و نهایتا راهکارها و برنامههای مناسب جهت رفع مشکلات تدوین میشود. این پژوهش در محلهی آذربایجان شهر تهران وبا هدف شناسایی و اولویت بندی مشکلات ونیازهای آن وبا مشارکت مردم انجام شده است.
روش کار: در این مطالعه اعضای جامعه درارتباط با نیازها و مشکلاتشان مورد بررسی قرار گرفتند. این پژوهش بر اساس مدل کارولینای شمالی انجام شده است. در این مدل فرایند ارزیابی جامعه در ۸ مرحله انجام که هفت مرحلهی اول شامل شناسایی و اولویت بندی مشکلات و مرحلهی هشتم شامل تدوین برنامههای عملیاتی برای حل مشکلات دارای اولویت میباشد.
نتایج: در این مطالعه در مجموع 40 مشکل مختلف به دست آمد که در 5 گروه به شرح ذیل مشخص گردیدند:
بهداشت محیط، مشکلات اجتماعی، حقوق شهروندی و خدمات شهری، مشکلات بهداشت وسلامت، مشکلات آموزشی و فرهنگی و به ترتیب پخش و استفاده از مواد مخدر، کمبود مرکز مشاوره خانواده، کمبود پارک و فضای سبز و زمین بازی برای کودکان محله، عدم نظارت پیمانکاران شهرداری در خصوص نظافت شهری، عدم تهیه خدمات بهداشت روان به عنوان مشکلات اصلی محله اولویتبندی شدند.
نتیجه گیری: مشکلات بدست آمده در این مطالعه، طیف وسیع و متنوعی از مسائل در زمینه های، بهداشتی اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی را در بر میگیرد و منحصر به مشکلات بهداشتی نیست .ارزیابی جامعه فرصت لازم برای انجام مشارکت فعالانه را در اختیار اعضای جامعه قرار میدهد و همچنین اطلاعات کافی برای انجام تصمیم گیریهای درست در اختیار میگذارد. که مجموع این عوامل، ارزیابی جامعه را به عنوان روش قابل قبولی برای تعیین مشکلات و انتخاب اولویتهای جامعه معرفی مینماید.
فرشته فرزیان پور، سحرناز نجات، آذین رحیمی، بهاره ملک افضلی،
دوره 9، شماره 2 - ( 8-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: تجربیات بینالمللی و ملی حاکی از آن است که فرآیند ارزیابی درونی، به ویژه در سطح گروه آموزشی، میتواند به عنوان یکی از ساز و کارهای مؤثر در تضمین کیفیت دانشگاه، نقش به سزایی ایفا کند. اهداف پژوهش حاضر عبارتند از: 1)تعیین کیفیت عوامل تشکیل دهنده گروه آموزشی اپیدمیولوژی و آمار زیستی و 2)تعیین نقاط قوت، ضعف، فرصتها و تهدیدها جهت بهینهسازی فعالیتها در گروه مورد مطالعه
روش کار: این مطالعه با مشارکت مدیر گروه، اعضای هیات علمی، تعدادی از دانشجویان ( شامل دستیاران، دانشجویان دورههای دکتری و کارشناسی ارشد) و دانش آموختگان گروه انجام شد. وزنهای اولیه 9 عامل تحت مطالعه ابتدا با نظر سنجی از کلیه اعضای علمی گروه تعیین گردید، سپس با آزمونهای مناسب دادههای پرت شناسایی و حذف گردیدند و وزنهای نهایی استخراج شدند. در این ارزیابی عوامل 9 گانهی: 1-رسالتها و اهداف؛ 2-ساختار سازمانی و مدیریت؛ 3-هیأت علمی؛ 4-دانشجویان؛ 5-فرآیند تدریس و یادگیری؛ 6-دورههای آموزشی و برنامه درسی؛ 7-دانشآموختگان؛ 8-امکانات و تجهیزات آموزشی و پژوهشی و 9-پژوهش اعضای هیات علمی در گروه مذکور مورد بررسی قرار گرفت. ابزارهای اندازهگیری در این بررسی شامل مصاحبه، مشاهده و پرسش نامه خودایفا بود که شامل 7 پرسشنامه و 2 چک لیست بود. نتایج با نرم افزار ارزیابی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
نتایج: میانگین امتیازات 9 عامل مورد مطالعه 8/59 % که حد اقل آن مربوط به عامل اهداف و رسالت برابر با 37% و حداکثر آن مربوط به عامل دانش آموختگان برابر با 6/72 % به دست آمد .
نتیجه گیری: حیطه دانش آموختگان یکی از کلیدی ترین عوامل مورد بررسی در ارزیابی درونی امتیاز بسیار خوبی را کسب نمود، در حالی که امتیاز پایین تر در حیطه اهداف و رسالت نیاز برای برنامه ریزی در این حیطه را مطرح میسازد.
رضا مجدزاده، آرش رشیدیان، محسن شمس، داوود شجاعی زاده، علی منتظری،
دوره 9، شماره 2 - ( 8-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: بازاریابی اجتماعی، استفاده از فنون بازاریابی تجاری برای افزایش قابلیت پذیرش یک عقیده یا عمل در گروه هدف است. در این مطالعه، تاثیر یک مداخله مبتنی بر بازاریابی اجتماعی بر رفتارهای خطرناک رانندگی در بین رانندگان تاکسی شهر تهران بررسی شده است.
روش کار: در این مطالعهی نیمه تجربی، با انجام دو پژوهش کمی و کیفی بر روی رانندگان تاکسی دو منطقه تهران (گروه مداخله و کنترل)، اجزای آمیزه بازاریابی شامل محصول برنامه (پیام یادآور افزایش تمرکز بر اجتناب از عدم رعایت فاصله طولی و رانندگی نکردن بین خطوط)، قیمت، مکان و ترویج تعیین شد. با نصب برچسب پیام در مقابل دید راننده، ارائه پمفلت و انتقال پیام از طریق سرپرستان خطوط در گروه مداخله، برنامه 8 هفته اجرا شد و 6 هفته بعد، وضعیت رفتارهای هدف در دو گروه مقایسه شد.
نتایج: کاهش معنیدار موارد مشاهده دو رفتار هدف در گروه مداخله نسبت به گروه کنترل و افزایش معنیدار نسبت شانس اجتناب از این دو رفتار توسط گروه مداخله، بعد از اجرای برنامه نشان از تاثیر مداخله طراحی شده داشت.
نتیجه گیری: تعیین گروه هدف اختصاصی، طراحی مداخله متناسب با نیازها و خواسته های مخاطب و توجه به عوامل موثر بر بازار رفتاری، اساس الگوی بازاریابی اجتماعی است. رعایت این اصول در طراحی مداخلات رفتاری میتواند کاهش رفتارهای خطرناک رانندگی را به دنبال داشته باشد.
مهدی محبعلی، غلامحسین ادریسیان، محمدرضا شیرزادی، یاور حسینقلی زاده، محمدحسین پاشایی، اکبر گنجی، ذبیح الله زارعی، احمد کوشا، بهناز آخوندی، هما حجاران، حسین ملک افضلی،
دوره 9، شماره 2 - ( 8-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: لیشمانیوز احشایی(کالاآزار) در صورت عدم تشخیص به موقع و درمان غیر اختصاصی تقریبا در تمام موارد منجر به مرگ بیمار میشود. به منظور تشخیص سریع و زودهنگام ودرمان بموقع بیماران مبتلا به لیشمانیوز احشایی، نظام مراقبتی خاصی در مناطقی از شمال غرب ایران برقرارگردید تا تاثیر اقدامات انجام شده را در کاهش میزان بروز و مرگ و میر مشخص نماید.
روش کار: این مطالعه با در نظر گرفتن منطقه شاهد شروع شد و به مدت 6 سال به شکل فعال ادامه یافت، تمامی بچههای زیر 12 سال شهرستان مشکینشهر که دارای تبهای مداوم بیش از 2 هفته، رنگ پریدگی و بزرگی شکم بودند (شهرستان مداخله) توسط بهورزان آموزش دیده، نمونه برداری شده ونمونه ها به آزمایشگاه کالاآزار مرکز بهداشت شهرستان مربوطه ارسال گردیدند و مورد آزمایش قرار میگرفتند. افرادی که نتیجهDirect Agglutination Test (DAT) آنها مثبت (با عیارهای 1:3200 و بالاتر) و دارای علایم بالینی اشاره شده بودند، از نظر لیشمانیوز احشایی (کالاآزار) مثبت تلقی میشدند و پس از انجام و تایید معاینات بالینی، تحت درمان با داروی گلوکانتیم قرار میگرفتند. متعاقبا در روستاهای با موارد کالاآزار، بیماریابی فعال انجام میگردید. جهت مقایسه نتایج، شهرستان اهر نیز به عنوان منطقه کنترل(شاهد) در نظر گرفته شد. در این شهرستان فقط بیماریابی غیر فعال (پاسیو) با استفاده از روش DAT انجام میشد.
نتایج: میانگین بروز لیشمانیوز احشایی ازمیزان 88/1 در هر هزار نفر جمعیت بچههای 12 سال و به پایین (قبل از شروع مطالعه) به میزان77/0 در هزار( پس از انجام مداخله ) کاهش یافت. در حالی که در شهرستان شاهد از 11/0 در هزار (قبل از شروع مطالعه) به 23/0 در هزار( پس از انجام مداخله) افزایش یافت (01/0p<). در مدت انجام این مطالعه میزان مرگ و میر ناشی از کالاآزار در بچههای زیر 12 سال شهرستان تحت مداخله از 16/0 در هزار قبل از مداخله به 009/0 مورد در هزار پس از مداخله(به میزان حدود 17 برابر) کاهش یافت (01/0p<).
نتیجه گیری: با برقراری نظام مراقبت با روش سرولوژی DAT به جای پونکسیون مغز استخوان و ادغام آن در نظام خدمات اولیه بهداشتی، علاوه بر کاهش مرگ ومیر، میتوان میزان بروز را نیز در مناطق اندمیک بیماری به طور قابل ملاحظهای کاهش داد.
علی ملک شاهی مقدم، احمد ساعدی صومعه علیا، محمود جلالی، فرشته سجودی،
دوره 9، شماره 3 - ( 12-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: اسیدهای چرب امگا-3 از طریق ساز و کارهای خاصی میتوانند التهاب را کاهش دهند. در این مطالعه تأثیر مکمل یاری اسیدهای چرب امگا-3 بر غلظت CRP، TNF-αو اینترلوکین-2 در سرم بیماران دیابتی نوع 2 بررسی گردید.
روش کار: پژوهش حاضر با روش کارآزمایی بالینی تصادفی دو سوکور بر روی 57 بیمار مبتلا به دیابت نوع 2 صورت گرفت .افراد به صورت تصادفی به دو گروه دریافت کننده امگا-3 (2714 میلیگرم: 1548 میلیگرم EPA، 828 میلیگرم DHA و 338 میلیگرم سایر انواع اسیدهای چرب امگا-3) و دریافت کننده دارونما (قرص روغن آفتابگردان: 2100 میلیگرم) تقسیم شدند و به مدت 8 هفته این مکملها را مصرف نمودند.
نتایج: TNF-αدر گروه امگا-3 در مقایسه با گروه دارونما، پس از انجام مطالعه به شکل معنیداری کاهش یافت (01/0>p). IL-2 نیز در پایان مطالعه در گروه مداخله در مقایسه با گروه شاهد با کاهش معنیداری روبرو گشت (001/0>p). میان دو گروه امگا-3 و دارونما، چه در ابتدا و چه در انتهای کارآزمایی بالینی، در خصوص CRP تفاوت معنیداری وجود نداشت.
نتیجه گیری: با توجه به کاهش دو بیومارکر التهابی IL-2 و TNF-α در نتیجه مکمل یاری اسیدهای چرب امگا-3، استفاده از این مکملها یا از منابع غذایی سرشار از اسیدهای چرب مزبور از قبیل انواع ماهیها جهت کاهش التهاب ناشی از دیابت توصیه میگردد.
مهدی خوبدل، منصوره شایقی، خرم روز علمدار، نورایر پیازک، سحر بذرافکن،
دوره 9، شماره 3 - ( 12-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: ککها از مهمترین انگـلهای خارجی بدن انسان و سایر حیوانات اهـلی هستند. این حشرات علاوه بر گزشهای دردناک، ناقل بسیاری از بیماریها نظیر تیفوس آندمیک، طاعـون و تولارمی به انسان میباشند. با توجه به اینکه اطلاعـات کمی از فـون ککها در محیطهای روستایی و دامپروری ایران وجود دارد، مطالعـه حاضر در جهـت شناسایی گونههای ککها در محیطهای روستایی و دامداریهای شهرستان بویراحمد طراحی شد.
روش کار: این مطالعه به صورت توصیفی- مقطعی و به مدت 6 ماه از فروردین تا پایان شهریور سال 1386 در 30 روستا از این شهرستان به انجام رسید. برای جمعآوری ککها از روشهای رایج صید از قبیل تله نوری، تله کاغذی و غیره استفاده شد. نمونههای جمعآوری شده در داخل الکل 70 درصد کنسرو شد و پس از شفافسازی و آبگیری در آزمایشگاه با استفاده از کلیدهای تشخیص معتبر، مورد شناسایی قرار گرفت..
نتایج: در این بررسی در مجموع تعداد 2435 کک (54 درصد نر و 46 درصد ماده) شامل 2 خانواده پولیسیده و سراتوفیلیده 4 جنس و 7 گونه صید گردید. گونههای صید شده شامل گزنوپسیلا باکستونی (7/24 درصد)، کتنوسفالیدس کانیس (4/21 درصد)، کتنوسفالیدس فلیس (5/18 درصد)، گزنوپسیلا آستیا (5/14 درصد)، گزنوپسیلا نوتالی (6/7 درصد)، پولکس ایریتانس (2/7 درصد) و نزوپسیلوس فاسیاتوس (1/6 درصد) بودند. همچنین وفور به مکان برای اماکن انسانی و اماکن دامی " میانگین± خطای معیار" به ترتیب 06/0±7/0 و 2/0±4/3 تعیین شد.
نتیجه گیری: در مجموع وفور و تنوع گونههای کک در اماکن انسانی و بویژه اماکن حیوانی مناطق روستایی شهرستان بویراحمد بالا است. با توجه به اهمیت پزشکی این حشرات، حضور و وفور آنها در مناطق روستایی میبایست جدی تلقی شده و اقدامات کنترلی بعمل آید.
میترا حریری، سید ابوالقاسم جزایری، محمود جلالی، عباس رحیمی، ابراهیم عبدالهیان،
دوره 9، شماره 3 - ( 12-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: شواهد نشان دادهاند که افزایش واسطههای التهابی و کاهش اسیدهای چرب غیر اشباع در سرم خون، ممکن است با برخی اختلالات تکاملی، عصبی از جمله بیش فعالی- نقص توجه همراه باشد. هدف از مطالعه حاضر تعیین تأثیر اسیدهای چرب امگا-3 بر روی میزان بیشفعالی- نقص توجه و واسطههای التهابی سرم خون کودکان بیش فعال، کمتوجه میباشد.
روش کار: پژوهش حاضر با روشکارآزمایی بالینی تصادفی دو سو کور بر روی 103 کودک مبتلا به اختلال بیش فعالی، کمتوجهی انجام شده است. کودکان به صورت تصادفی به دو گروه مداخله و کنترل تقسیم شدند. گروه مداخله مکمل اسیدهای چرب امگا-3 و گروه کنترل کپسولهای دارونمای تهیه شده کاملاً مشابه با کپسولهای امگا-3 را دریافت میکردند. مدت مداخله 8 هفته بود و مقیاس شدت بیش فعالی- نقص توجه، تست کانرز 10 سؤالی والدین بوده که قبل و بعد از مداخله انجام شد و میزان سرمی پروتئین واکنشگر C و اینترلوکین 6 قبل و بعد از مداخله اندازهگیری شد.
نتایج: بعد از 8 هفته مداخله، کاهش معنیداری در میزان سرمی پروتئین واکنشگر C و اینترلوکین 6 و مقیاس درجهبندی کانرز دیده شد.
نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان میدهد که اسیدهای چرب امگا-3 باعث کاهش معناداری در میزان بیش فعالی- نقص توجه و میزان پروتئین واکنشگرC و اینترلوکین 6 سرم خون کودکان مبتلا به اختلال بیش فعالی- نقص توجه خواهد شد.
آذر حدادی، مهرناز رسولی نژاد، سعید جمالی، سید احمد سید علی نقی، کوشا پایداری، محمد علی بویر، اسفندیار شجاعی، علیرضا سلیمانی، سیروس فرجی، سعید کلانتری، سمانه بایرامی، مصطفی حسینی،
دوره 9، شماره 3 - ( 12-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: بررسی میزان پایبندی (Adherence) به پروفیلاکسی با داروهای ضد رتروویروسی به دنبال مواجههی شغلی و غیرشغلی با HIV در افراد مراجعهکننده به مرکز مشاوره
ی بیماریهای رفتاری بیمارستان امام خمینی(ره) طی سال
های 1387 لغایت 1388.
روش کار: در این مطالعهی توصیفی و طولی، پس از نمونهگیری و انتخاب بیماران و ثبت اطلاعات آنها، میزان پایبندی براساس گزارش خود بیماران و در مورد هر یک از داروها (زیدوودین، لامی وودین و افاویرنز) مورد محاسبه قرار گرفت. بیماران در این مطالعه به صورت ماهانه و به مدت 4 ماه مورد پیگیری قرار گرفتند و در صورت پایبندی کمتر از 95 درصد علت عدم مصرف داروهای ضد رتروویروسی از آنها پرسیده شد و ثبت گردید.
نتایج: در این مطالعه 89 بیمار بررسی شدند که 55 نفر (8/61 درصد) مرد و 34 نفر (2/38 درصد) زن بودند که متوسط سن آنها
39/8 ± 16/30 بود. 47 نفر (8/52 درصد) مجرد و 42 نفر (1/47 درصد) نیز متأهل بودند. 27 نفر (3/30 درصد) پزشک و 35 نفر
(3/39 درصد) پرستار و 27 نفر (3/30 درصد) خارج از سیستم پزشکی بودند. 36 نفر (5/40 درصد) درمان را قطع نمودند که از این تعداد، 24 نفر (27 درصد) به طور صحیح (پس از مشخص شدن سرولوژی منفی فرد منبع) و 12 نفر (4/13 درصد) به طور اشتباه درمان را قطع کرده بودند. در این مطالعه مجموعا 53 نفر (6/59 درصد) درمان را به طور کامل دریافت نموده بودند. در مطالعهی حاضر، ارتباط معنیداری بین سن و متاهل بودن با پایبندی به درمان مشاهده گردید (05/0>p).
نتیجهگیری: قطع درمان به علت منفی شدن آزمایش فرد منبع در مطالعهی ما بیشتر از مطالعات قبلی بوده است که نشانهی در دسترستر بودن فرد منبع در مطالعه ی ما میباشد .
علی سلیمانی اسلامی، سعید دستگیری، علیرضا یعقوبی، بنفشه گلستان، شهین ایمانی، ناهید همتی، کورش هلاکویی نائینی،
دوره 9، شماره 3 - ( 12-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: بروز تصلب شرایین و عوارض ناشی از آن در سنین پایین، سیر شدیدتر و پیشروندهتری نسبت به بروز آن در افراد مسن دارد لذا با توجه به این تفاوت در سیر طبیعی بیماری در دو گروه افراد جوان و مسن مطالعه حاضر به منظور مقایسه عوامل خطر گرفتاری عروق کرونر قلبی در دو گروه افراد پایین و بالای 45 سال انجام پذیرفت.
روش کار: تعداد 200 بیمار مبتلا به گرفتاری عروق کرونر قلبی زیر 45 سال که شامل همه بیماران یاد شده از این گروه سنی در فاصله سالهای 84 الی 86 میشد و 400 بیمار مبتلا به همان بیماری با سن بالای 45 که از نظر سال و ماه بستری با گروه افراد زیر 45 سال همسان بودند به طریق نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب شدند و با استفاده از پروندههای بیمارستانی اطلاعات سن، جنس، وضعیت تاهل، محل سکونت، سابقه مصرف سیگار، سابقه فشارخون بالا، سابقه دیابت، سابقه خانوادگی ابتلای زودرس به بیماریهای قلبی و عروقی به همراه اندازه قد، وزن، کلسترول، تریگلیسرید،LDL وHDL کلسترول جمعآوری گردید و دادههای مطالعه با استفاده از مدل رگرسیون لجستیک مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفت.
نتایج: در این مطالعـه سابقه مصـرف سیگار(54/2OR= ، 009/0=p )، کلستـرول بـالا (96/3OR= ، 006/0=p )، پایین بـودن HDL کلستـرول (53/5OR= ، 001/0>p ) و سابقـه خانـوادگی مثبت در ابتـلای زودرس به بیماریهـای قلبـی و عـروقی(15/3OR= ، 009/0= p ) با گرفتاری عروق کرونر قلبی زیر 45 سال ارتباط معنیداری داشتند.
نتیجه گیری: این مطالعه، مهمترین عوامل خطر مرتبط با گرفتاری عروق کرونر قلبی را در سنین پایین مصرف سیگار، سابقه خانوادگی ابتلای زودرس به بیماریهای قلبی وعروقی، پایین بودن HDL کلسترول و بالابودن کلسترول به دست آورد.
مجید میرمحمدخانی، کورش هلاکویی نائینی،
دوره 9، شماره 4 - ( 12-1390 )
چکیده
گم شدن داده ها دراکثر مطالعات اپیدمیولوژیک امری اجتناب ناپذیر است و با مکانیسم ها و دلایل مختلفی رخ می دهد. به دلیل ماهیت فراگیر آن، بسیاری از روش شناسان از مشکل داده های گم شده به عنوان یکی از مهمترین معضلات طراحی و تحلیلی در پژوهش یاد می کنند. اگرچه در اکثر مطالعات، تحلیل بر اساس موارد کامل انجام می شود، اما این رویکرد ممکن است منجر به برآوردها و استنتاج هایی گردد که به دلیل سوگرایی ناشی از داده های گم شده دور از واقعیت باشد. این در حالی است که با ترمیم داده های گم شده ممکن است بتوان به نتایج دقیق تری دست یافت. روش های معمولی و ساده مانند جای گذاری منفرد، دارای ضعف هایی هستند که استفاده از آنها را در عمل بسیار محدود می کند. اما نشان داده شده که روش های جدید جای گذاری در کنار پیچیدگی نسبی خود، اگر درست و بجا استفاده شوند، می توانند در بسیاری ازموارد باعث تقلیل چشمگیر سوگیری گردند. در مقاله حاضر کاربرد جای گذاری چندگانه به عنوان یک شیوه مدرن در برخورد با مشکل فقدان داده ها در تحقیقات پزشکی و سلامت به طور خلاصه بررسی شده است.
طاهره پاشایی، عباس رحیمی، آسو اردلان، فرشته مجلسی،
دوره 9، شماره 4 - ( 12-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: ختنه زنان شامل همه روشهای برداشت جزئی یا کلی از بخش خارجی دستگاه تناسلی زنان بدون دلایل خاص پزشکی می باشد سازمان جهانی بهداشت برآورد کرده است که حدود 100 تا 140 میلیون زن و دختر با عوارض ناشی از آن زندگی میکنند. ختنه توسط زنان سنتی انجام می شود و سنت و فشار اجتماعی از مهمترین انگیزه ها برای انجام عمل ختنه می باشد. این عمل نه تنها ارزشی برای سلامت ندارد بلکه دارای عوارض کوتاه مدت و بلندمدت بر زنان می باشد. هدف این مطالعه تعیین شیوع ختنه و عوامل موثربر آن در زنان مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی روانسر بود.
روش کار: این مطالعه به روش مقطعی(توصیفی -تحلیلی) است 348 زن مراجعه کننده به 5 مرکز بهداشتی شهرستان روانسر وارد مطالعه شدند. از پرسشنامه ساختار یافته برای تعیین شیوع و فاکتورهای موثر بر انجام ختنه استفاده شد و بعد از جمع آوری داده ها با استفاده از نرم افزارSPSS 16 تجزیه و تحلیل گردید.
نتایج: میزان شیوع ختنه در میان زنان بررسی شده، 7/55 درصد بود. میانگین سنی ختنه2/9 با انحراف معیار 2/14سال بود که شیوع ختنه با افزایش سن افزایش می یافت. تقربیا همه شرکت کنندگان توسط ماماهای محلی مورد ختنه قرار گرفته اند. همچنین2/96 درصد مادران و 6/87 درصد خواهران این زنان نیز ختنه شده بودند. میزان ختنه با تحصیلات زن(001/0p<) و تحصیلات مادر)006p= /) و سن (001/0p<) و سطح آگاهی و نگرش زنان نسبت به ختنه(001/0p<) ارتباط معنی دار نشان داد.
نتیجه گیری: ختنه در میان زنان شهرستان روانسر شیوع دارد و برای حذف آن نیاز به مشارکت رهبران مذهبی و متولیان امر سلامت و همچنین افزایش آگاهیهای مردم در خصوص ختنه و عوارض ناشی از آن می باشد. تحقیقات نشان داده است که اگر جوامعی که در ان ختنه انجام می شود خودشان تصمیم به ممنوعیت آن بگیرند این عمل به سرعت حذف می شود.
ناریا ابوالقاسمی، عفت السادات مرقاتی خویی،
دوره 9، شماره 4 - ( 12-1390 )
چکیده
زمینه وهدف: متغیرهای جمعیتشناختی، فیزیکی، اجتماعی و روانی پدیده شیردهی و مداومت تغذیه با شیر مادر را پیچیده میسازد. با وجود گستردگی برنامههای آموزشی و ترویج تغذیه با شیر مادر، هنوز این سؤال که چرا برنامهها پیشرفت چشمگیری نداشته بیجواب مانده است. شیردهی پدیدهای در آمیخته با فرهنگ و بستر نظریه های بومی است بنابراین شناسایی عوامل موثر آن از دیدگاه عوامل کلیدی میتواند در پاسخ به سؤالات سیستم بهداشتی ضروری باشد.
روش کار: در این مطالعه کیفی با استفاده از مصاحبه گروهی دادهها از 35 نفر از پرسنل بهداشت و درمان در طول مدت 4 روز به کمک یک راهنمای مصاحبه با سری سوالات باز جمعآوری شد. نمونهها به روش هدفمند از پرسنل بهداشتی درمانی شرکت کننده در کارگاه ترویج تغذیه با شیر مادر انتخاب شدند.
نتایج: تعیینکنندههای ترویج تغذیه با شیر مادر در دو حیطه اصلی: 1- ادراکات مردمی از پدیده شیردهی2- روش های ترویج، دستهبندی شد. مفاهیم اصلی که ساختار این دو حیطه و چگونگی ارتباط آنها را توصیف میکنند عبارتند از: ادراکات مردمی که با اعتقادات، دموگرافی، پایه های نظری بومی و متغیرهای اجتماعی توصیف شد و روشهای ترویج که با عملکرد در بستر فرهنگی- اجتماعی، سیاستها، تعاملات و مهارتها توصیف شد.
نتیجهگیری: از دیدگاه شرکت کنندگان ادراکات مردمی به علت ساختار مبتنی بر کج فهمیها میتواند یکی از مهمترین تعیینکنندهها در موفقیت یا شکست ترویج شیر مادر باشد. یافتههای این مطالعه تأیید میکند که ادراکات مردمی عمیقاً تحت تأثیر دموگرافی، نظریههای بومی و متغیرهای اجتماعی است. این یافتهها در حیطه روشهای ترویج، موانع تأثیرگذار در ترویج شیر مادر را در بستر فرهنگی اجتماعی توصیف میکند. این بستر بر روی اعتقادات، باورها و نظریههای بومی ساخته شده است. شرکتکنندگان عوامل کمککننده در این بستر برای ترویج یا منع شیردهی را تعیین کردند، این تعیینکننده ها بر اثرات سیاستگذاری در حوزه شیردهی، عملکرد کارکنان بهداشتی مبتنی بر مهارتهای آنها در ترویج و برقراری ارتباط صحیح و مؤثر با مادران تأکید دارد. یافته های ما باورهای غلط، بیماریهای مادر و کودک، سزارین، شاغل بودن مادر را از عوامل بازدارنده ترویج تغذیه با شیر مادر در جامعه دانسته و پزشکان اطفال و متخصصین زنان، کارکنان بهداشت و درمان را از عوامل کلیدی تأثیرگذار بر این بستر میداند. در جهت دیگر مطالعات، یافتههای این مطالعه پیشنهاد میکند که امر شیردهی و مداومت در تغذیه با شیر مادر پدیده ای مبتنی بر تنوع فرهنگ ها و ساختار اجتماعی است که علاوه بر اجرای برنامههای ارتقا شیردهی نیاز به استخراج متغیرها و تعیینکنندههای بومی دارد.