جستجو در مقالات منتشر شده


24 نتیجه برای افتخار

فرشته زمانی علویجه، حسن افتخار اردبیلی، نصراله بشردوست، طیبه مرعشی، ابوالحسن نقیبی،
دوره 2، شماره 2 - ( 2-1383 )
چکیده

هدف اصلی این بررسی، تعیین رفتار زنان هنگام شکست در اجرای برنامه تنظیم خانواده بود. در این مطالعه که به روش مقطعی انجام شد، کلیه زنان باردار 49-15 ساله تحت پوشش و ساکن در روستاهای دارای خانه بهداشت فعال شهرستان نجف آباد (62 روستا) مورد بررسی قرار گرفتند. تعداد این زنان 788 نفر بود. اطلاعات از طریق مصاحبه حضوری با مادران باردار و پرونده خانوار، گردآوری و در پرسشنامه ثبت گردید و سپس با آزمون های آماری T و X² مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. براساس نتایج بدست آمده رفتارهای مخاطره آمیز، در بارداری های ناخواسته یا ناشی از شکست برنامه تنظیم خانواده در مقایسه با حاملگی های خواسته 44.3 بار بیشتر رخ داده است. 105 نفر (31.72%) از زنان با حاملگی ناخواسته، اقدام یا اقداماتی ناموفق را در جهت ختم بارداری انجام داده اند. این اقدامات به روش های مختلفی صورت گرفته است. 35% از روش های فیزیکی شامل وارد نمودن ضربه، بلند کردن اجسام سنگین و یا استفاده از اجسام غیر طبی واژینال، 28.6% از روش های تزریقی و 9.5% از روش های خوراکی: شامل خوردن داروهای گیاهی و شیمیایی و بقیه تواما از دو یا چند روش استفاده نموده اند. رفتار زنان 91% از حاملگی های خواسته و 45% از حاملگی های ناخواسته کاملا مطلوب بوده است. ارتباط بین چگونگی رفتار خواسته یا ناخواسته بودن بارداری معنی دار بود (P=0.001). همچنین بین سواد و رفتار زنان نسبت به حاملگی ارتباط معنی داری وجود داشت (P=0.001). باتوجه به یافته های پژوهش بیش از یک سوم زنان هنگام مواجهه با بارداری ناخواسته یا شکست در تنظیم خانواده، اقدامات مخاطره آمیزی را انجام داده اند، این اقدامات قطعا سلامت جسمی و روانی آنها و خانواده شان را تحت تاثیر قرار می دهد. بنابراین بایستی به نقش پیگیری و استفاده از فنون مشاوره و حمایت زنان واجد شرایط بیش از پیش اهمیت داده جامعه را از عوارض حاملگی های ناخواسته آگاه نمود.


علی محمدی، حسن افتخار اردبیلی، فیض الله اکبری حقیقی، محمود محمودی، ابوالقاسم پوررضا،
دوره 2، شماره 2 - ( 2-1383 )
چکیده

سنجش کیفیت خدمات پیش شرط اساسی برای بهبود کیفیت است. انتظارات و ادراک بیماران از کیفیت خدمات در انتخاب بیمارستان، وفاداری آنها به سازمان و قصد خرید مجدد نقش مهمی دارد. تا نیازهای کیفیت مشخص نگردند خدمات اصلاح نمی شود. مطالعات نشان می دهند مشتریان به لحاظ تماس نزدیک با ارائه دهنگان خدمت و مشارکت در فرایند خدمت در موقعیت مناسبی برای سنجش کیفیت خدمات هستند. لذا این مطالعه بمنظور سنجش کیفیت خدمات براساس انتظارات و ادراک بیماران در بیمارستان های زنجان صورت گرفت. تحقیق بصورت مقطعی (Cross-sectional) انجام پذیرفت و ابزار سروکوال SERVQUAL استفاده شد. برای بررسی پایایی و قابلیت اطمینان ابزار از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شده است. از لحاظ پایایی و همبستگی درونی عبارات پرسشنامه در شش بعد کیفیت خدمات ضریب آلفا 0.94 بود. توانایی پزشکان و کارکنان بیمارستان در ایجاد اعتماد و اطمینان در مشتری و داشتن مهارت و صلاحیت حرفه ای کافی مهمترین بعد کیفیت خدمات ارزیابی شد (SQ=-1.30) تفاوت بین میانگین انتظارات و ادراک در همه ابعاد از نظر آماری معنی دار بود. حادترین مساله پیش روی بیمارستان ها توانایی پزشکان و کارکنان بیمارستان برای ایجاد اطمینان، جلب اعتماد بیماران و تواضع و مهارت حرفه ای کافی آنهاست. توصیه می شود که پزشکان بطور کامل شرایط بیماری را به بیماران شرح دهند و پزشکان و کارکنان در ارائه خدمات درمانی شئونات انسانی را رعایت نمایند و به دانش روز مجهز باشند.


حمیده سلیم زاده، حسن افتخار، نازیلا اساسی، مجتبی سالاری فر، احمدرضا درستی،
دوره 2، شماره 4 - ( 4-1383 )
چکیده

باتوجه به اینکه انتخاب و حفظ رفتارهای تغذیه ای سالم، یکی از عوامل مهم در پیشگیری از بیماری های قلبی و عروقی می باشد، این پژوهش بمنظور بررسی عوامل خطر تغذیه ای و ارتباط آنها با بیماری ایسکمی قلبی انجام شد. مطالعات بصورت مورد-شاهدی، در پاییز 1382 و در مرکز قلب تهران و بیمارستان قلب شهید رجایی تهران انجام گردید. تعداد 100 نفر بیمار ایسکمی قلبی و 100 نفر از افراد سالم، به تایید متخصص قلب بعنوان شاهد وارد مطالعه شدند. اطلاعات تغذیه ای از طریق پرسشنامه تکرر مواد غذایی گردآوری شد و برخی عوامل خطرساز مهم مثل فشار خون، هایپرلیپیدمی (چربی خون بالا)، دیابت، شاخص توده بدنی و فعالیت فیزیکی نیز بررسی شدند. بیماری ایسکمی قلب با مصرف چربی، روغن های جامد و هیدروژنه رابطه مستقیم و با مصرف میوه و سبزی رابطه معکوس داشت (P<0.001) عوامل خطر تغذیه ای در گروه بیماران مصرف کم ماهی و استفاده زیاد از غذاهای سرخ شده بود، که بترتیب خطر بیماری را 13.96 و 54.65 بار افزایش می دادند. داشتن رژیم غذایی پرچرب و کم فیبر در گروه بیماران، خطر بیماری قلبی را در حدود 20 برابر افزایش داد. عوامل خطر تغذیه ای عمده در این مطالعه عبارت بودند از: مصرف کم میوه، سبزی و ماهی و مصرف کمتر روغن های مایع، درحالیکه روغن های هیدروژنه که حاوی اسیدهای چرب نامطلوبند، منبع اصلی چربی در رژیم غذایی بیماران بودند. بنابراین اجرای برنامه های آموزشی جامعه محور برای ارتقای تغذیه سالم و بهداشتی ضروری بنظر می رسد.


تیمور آقاملایی، حسن افتخار، کاظم محمد، علیرضا سبحانی، داود شجاعی زاده، منوچهر نخجوانی، فضل ا... غفرانی پور،
دوره 3، شماره 4 - ( 4-1384 )
چکیده

دیابت یک بیماری مزمن در تمام دوران زندگی است و کنترل آن نیاز به تغییرات اساسی در سبک زندگی بیماران دارد.هدف این مطالعه تعیین تأثیر مداخله آموزشی بر آگاهی،رفتار، هموگلوبینA1c و کیفیت زندگی مرتبط با سلامت در بیماران مبتلا به دیابت بود. جمعیت مورد مطالعه شامل بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 تحت پوشش درمانگاه دیابت بندر عباس بود. 80 بیمار به طور تصادفی انتخاب شدند و به طور تصادفی به دو گروه مداخله و کنترل تقسیم شدند و به هر گروه 40 نفر اختصاص یافت. آگاهی و رفتار بیماران با استفاده از پرسشنامه ، هموگلوبین A1c با روش کالریمتری و کیفیت زندگی مرتبط با سلامت با استفاده از پرسشنامه WHOQOL-BREF تعیین گردید. جلسات آموزش گروهی برای گروه مداخله برگزار شد و چها ماه بعد مورد ارزیابی قرار گرفت.گروه کنترل نیزپرسشنامه ها را در اولین ملاقات و 4 ماه بعد از آن تکمیل نمودند. گروه مداخله افزایش معنی داری در میانگین آگاهی از 7/6 به 8/15 (000/0 = p) ، سلامت فیزیکی از 7/64 به 2/77 (000/0= p) و سلامت روانی از 56 به 4/71 و کاهش معنی داری در میانگین هموگلوبین A1c از 4/9 به 2/8 (000/0 = p) و همچنین افزایش معنی داری از نظر کنترل شخصی قند خون ، کنترل وزن، ورزش و رعایت رژیم غذایی داشت.گروه کنترل هیچ تغییر معنی داری در متغیر های اندازه گیری شده بجز آگاهی نداشت. کاهش در میانگین هموگلوبینA1c و بهبودی در بعد فیزیکی و روانی کیفیت زندگی گروه مداخله به طور عمده ناشی از تغییر در رفتار آنها است.نتایج این پژوهش از نظر بالینی برای بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 سودمند است و کمکی برای پزشک در کنترل بهتر دیابت است. ضمنأ روش آموزشی مورد استفاده ، ارزان ، مناسب برای مراقبتهای کلنیکی اولیه و قابل اجرا است.


لیدا مقدم بنائم، حسن افتخار اردبیلی، فرشته مجلسی، عباس رحیمی، علیرضا امینی منش،
دوره 5، شماره 2 - ( 2-1386 )
چکیده

زمینه و هدف: این مطالعه به منظور بررسی تاثیر بارداریهای ناخواسته بر وقوع آپگار پایین( کمتر از 8) نوزادان در دقیقه پنجم پس از تولد، در 1800 مادر باردار که برای مراقبت های دوران بارداری به مراکز بهداشتی درمانی شهری و روستایی و خانه های بهداشت شهرستان ری مراجعه کرده بودند انجام گرفت.

روش کار: در این مطالعه، 1800 مادر باردار در دو گروه بارداریهای خواسته و ناخواسته که هر گروه شامل 900نفر بود، مورد بررسی قرار گرفتند . برای ورود به مطالعه , سن بارداری بایستی کمتر از 28 هفته می بود. هر دو گروه تا زمان زایمان تحت مراقبت و پیگیری قرار گرفتند. پس از زایمان , با مشاهده کارت تولد نوزاد, نمره آپگار در دقیقه پنجم پس از تولد, ثبت گردید. جهت بررسی دقیق تر اثر عوامل مختلف بر احتمال وقوع آپگار پایین در نوزادان شامل زایمان طبیعی یا سزارین , زایمان زودرس, کم وزنی زمان تولد, ناهنجاریهای مادرزادی, محل تولد ( بیمارستان و مراکز بهداشتی , یا منزل) ،از مدل رگرسیون چند گانه لجستیک استفاده گردید.

نتایج: در میان 900 نوزاد حاصل ازحاملگی های ناخواسته،15 مورد( 7/1%) نمره آپگار پائین ( زیر 8) و در میان نوزادان حاصل از حاملگی های خواسته، 4 مورد( 4/0%) نمره آپگار زیر 8 داشتند. تفاوت بین دو گروه معنی دار بود (011/0 =P) و خطر منتسب وقوع آپگار زیر 8 در حاملگی های ناخواسته ،54/0 با فاصله اطمینان 95% بین 132/0 تا 813/0 بود. با استفاده از مدل رگرسیون چند گانه لجستیک وپس از در نظر گرفتن تاثیر عوامل مختلف موثر بر آپگار پایین نوزادان ،حاملگی ناخواسته باز هم بر وقوع آپگار پایین نوزادان تأثیر داشت و این احتمال را بیش از 3 برابر افزایش می داد.

نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان می دهد که در صورت جلوگیری از بارداریهای ناخواسته, بین 2/13 تا 3/81 % از موارد نمره آپگار پائین در نوزادان قابل پیشگیری است. البته با توجه به عدم وجود مطالعات مشابه در این زمینه در ایران ، بهتر است مطالعات وسیع تری جهت تایید و یا رد این نتایج انجام شود.


محسن فیروزبخت، حسن افتخاری اربیلی، فرشته مجلسی، عباس رحیمی، مسعود انصاری دزفولی، منصور اسماعیل زاده،
دوره 5، شماره 4 - ( 12-1386 )
چکیده

زمینه و هدف : نقص شنوایی از شایع ترین ناهنجاری های بدوتولد می باشد که متاسفانه درکشورما تاکنون مطالعه جامعی درخصوص شیوع  ناشنوایی وکم شنوایی در شدت های مختلف صورت نگرفته است. با توجه و آگاهی از شیوع یک معلولیت، ابزار بسیار مفیدی برای تعیین بار آن در جامعه  می باشد. در طراحی برنامه های مداخله ای جایگاه ویژه ای دارد، طرح فوق پیشنهاد و پس از تصویب اجرا گردید.

روش کار : در این تحقیق, ما به بررسی شیوع کم شنوایی در نوزادان مراکز استانهای کشور و همچنین نقش عوامل خطرسازی که توسط کمیته مشترک شنوایی نوزادان ( JCIH ) پیشنهاد شده است, پرداختیم. در این تحقیق, تعداد 76500 نوزاد متولد شده در مراکزاستانهای کشور که در طرح غربالگری شنوایی سازمان بهزیستی کشور تحت آزمون شنوایی قرارگرفته بودند با استفاده از فرمهای جداگانه ای که به همین منظورطراحی  و توسط شنوایی شناس های آموزش دیده پر شد، مورد بررسی قرار گرفتند.

نتایج: شیوع کم شنوایی در شدت های مختلف پس ازآستانه گیری ، برحسب میزان افت شنوایی به صورت کم شنوایی متوسط (db 65-40)، کم شنوایی شدید (db 90-65 ) و کم شنوایی عمیق (بیش ازdb 90) تفکیک وثبت گردید. از کل نوزادان مورد بررسی ،362 مورد کم شنوا تشخیص داده  شدند. بنابراین , شیوع  کم شنوایی در مراکز استانهای کشوربرابر 7/4  درهزار می باشد که از این تعداد, 168 مورد دارای      کم شنوایی متوسط ( 2/2 در هزار) ، 114  مورد دارای کم شنوایی شدید ( 5/1 در هزار) و 80 مورد دارای کم شنوایی عمیق ( 1/1 در هزار) بودند. میزان شیوع در استانها از 3-2 در هزار( استانهای همدان و مازندران) تا 8-7 در هزار (یزد و چهارمحال و بختیاری) متغیرمی باشد. شیوع کم شنوایی در نوزادان با سابقه خانوادگی کم شنوایی حسی- عصبی برابر 16 در هزار، در نوزادان  با  سابقه  تعویض خون برابر 18 در هزار، در نوزادان با  سابقه بستری درNICU 15 در هزار،  در نوزادان  با  ناهنجاری های رانیوفاشیال برابر17 در هزار و درنوزادان با سابقه وزن زیر 1500 گرم در بدو تولد برابر 19 در هزار بوده است. از مجموع نوزادان مورد بررسی، 39376 پسر و 37124  دختر بودند که از این تعداد 193 نوزاد  پسر( 5 در هزار) و 169 نوزاد دختر (6/4  در هزار) کم شنوا تشخیص داده شدند.

نتیجه گیری : نتایج بدست آمده برمعقول بودن غربال گری شنوایی نوزادان  در کشور حکایت دارد. با توجه به تفاوت نسبت کم شنوایی در گروه پرخطر به گروه بدون عوامل خطرساز, شنوایی مستمر در این گروه از نوزادان مورد تاکید است.


لیلی صالحی، حسن افتخار اردبیلی، کاظم محمد، محمد تقدیسی، ابوالقاسم جزایری، داود شجاعی زاده، آرش رشیدیان،
دوره 6، شماره 2 - ( 5-1387 )
چکیده

زمینه و هدف: افزایش امید به زندگی و کاهش میزان باروری باعث افزایش تعداد افراد سالمند در سراسر جهان شده، به گونه ای که پیر شدن جمعیت به یکی از مهمترین چالش های بهداشت عمومی در قرن کنونی تبدیل گشته است.بررسی مطالعات قبلی انجام گرفته در سایر کشورها حاکی از این است که شناسایی عوامل موثر بر فاکتورها شیوه زندگی و نیازهای آموزشی گروه مداخله به طراحی برنامه های ارتقای سلامت موثر کمک می نماید. این مطالعه در سال 1386 با هدف تعیین آمادگی سالمندان جهت اتخاذ شیوه زندگی سالم و درک عوامل موثر بران در شهر تهران انجام گرفت.
روش کار: این پژوهش کیفی با استفاده از بحث گروهی متمرکز بر روی 60 نفر از سالمندان کانون های سالمندی انجام گرفت، روش نمونه گیری به صورت هدفدار بوده و از روش تجزیه و تحلیل کیفی جهت تحلیل داده استفاده شد.
نتایج: نتایج به دست آمده حاکی از این است که افراد مختلف، تعابیر گوناگونی از معنای سلامت داشتند و علل متفاوتی را برای سلامتی جسم و روح مهم می دانستند. از موانع گوناگونی بر سر راه پیروی از برنامه غذایی سالم نام برده شد و تقریباً همه شرکت کنندگان در مطالعه، از نظر آمادگی مصرف میوه وسبزی در مرحله قبل از تامل قرار داشتند. از نظر فعالیت فیزیکی اکثریت واحدهای پژوهش در مراحل آمادگی و عمل واقع بودند در این مطالعه، از منافع و موانع گوناگونی جهت انجام منظم فعالیت فیزیکی منظم نام برده شد.
نتیجه گیری: تصحیح شیوه زندگی تحت تاثیر عوامل فراوانی قرار دارد. نتایج این مطالعه به تدوین راهبردهای آموزشی مناسب در خصوص شیوه زندگی سالم کمک فراوانی می کند.


سید مصطفی حسینی، بیتا قوامی، حمیده سلیم زاده، حسن افتخار اردبیلی،
دوره 7، شماره 1 - ( 6-1388 )
چکیده

زمینه و هدف: حاملگی ناخواسته یک مشکل جهانی است که نقش مهمی در سلامت نوزاد و وقوع کم وزنی حین تولد دارد. در ایران در سالهای اخیر علیرغم موفقیت برنامه تنظیم خانواده شیوع حاملگی های ناخواسته بالاست که تاثیر زیادی بر سلامت مادر و نوزاد دارد. این مطالعه با هدف بررسی ارتباط بین ناخواستگی حاملگی و وقوع کم وزنی حین تولد انجام شد. همچنین سایر عوامل خطر دخیل در کم وزنی نوزاد نیز مورد بررسی قرار گرفت.

روش کار: در این مطالعه اثرات بارداری ناخواسته بر مادر خانواده  و نوزاد به صورت کوهورت آینده نگر در شهرستان شمیران طی سال 84-83 به صورت تحلیلی و مشاهده ای انجام گرفت. تمامی زنان باردار متاهل سنین 49-15 سال این شهرستان که جهت مراقبت های قبل از زایمان مراجعه کرده اند در مطالعه شرکت داشتند. مادران در گروه حاملگی ناخواسته تحت عنوان گروه مواجهه و مادران در گروه حاملگی خواسته با عنوان گروه شاهد وارد مطالعه شدند و تا پایان بارداری تحت مراقبت و پیگیری فعال در مراکز بهداشتی درمانی قرار داشتند. پس از جمع آوری داده ها از نرم افزار  SPSS 11.5برای تجزیه و تحلیل داده ها استفاده شد و تستهای آماری T-test, χ2  در تجزیه و تحلیل مورد استفاده شد. جهت بررسی دقیق تر اثر عوامل مختلف بر احتمال وقوع LBW در نوزادان از مدل رگرسیون لجستیک استفاده شد.

نتایج: نتایج آنالیز تک متغیره نشان داد که از نظر تعداد افراد خانوار، میانگین سن مادر،میانگین سن ازدواج، میانگین تعداد حاملگی قبلی، اقدام به سقط، تمایل به سقط، تعداد دفعات مراجعه مادر جهت مراقبت های دوران پره ناتال،  فشارخون بالا، دیابت دو گروه مورد مقایسه قرار گرفتند و طبق آنالیز های آماری تفاوتهای مشاهده شده در مورد متغیرهای ذکر شده از نظر آماری معنی دار بود  (001/0p<). میانگین آپگار در گروه مواجهه 6/8 و در گروه شاهد 9/8 بود که از نظر آماری تفاوت معنی داربوده است(001/0p<). همچنین ناخواستگی حاملگی  ارتباط معنی داری بر افزایش وقوع کم وزنی نوزادان داشت (001/0p<). میانگین وزن نوزاد در هنگام تولد در مطالعه در گروه مواجهه 98/2 کیلوگرم و در گروه شاهد حدود 14/3 کیلو گرم بود که از نظر آماری معنی دار بوده است(001/0p<). نتایج حاصل از مدل رگرسیون لجستیک نشان داد که متغیر های دیابت، افزایش فشار خون و ناخواستگی حاملگی به عنوان عوامل خطر تاثیر معنی دار خود را بر LBW حفظ کردند و که نسبت شانس تطبیق داده شده  برای این متغیرها به ترتیب 55/3، 81/2 و 2/22 محاسبه گردید (001/0p<).

نتیجه گیری: با توجه به اهمیت وزن تولد در سلامت نوزادان باید اقدامات اساسی در جهت پیشگیری از وقوع حاملگیهای ناخواسته و تولد نوزادان کم وزن صورت گیرد.


هاشم محمدیان، حسن افتخار اردبیلی، عباس رحیمی فروشانی، محمدحسین تقدیسی، داود شجاعی زاده،
دوره 8، شماره 4 - ( 12-1389 )
چکیده

زمینه و هدف: با توجه به کم توجهی به مقوله ارتقای سلامت نوجوانان به علت تلقی ناشی از سالم بودن آنان در بیشتر کشورهای جهان، بر آن شدیم تا باانجام این مطالعه به ارزیابی پیشگویی کننده های کیفیت زندگی دختران نوجوان از طریق تحلیل مسیر بر اساس مدل ارتقای سلامت پندر دست یابیم.
روش کار: مدل ارتقای سلامت پندر چهارچوب این مطالعه را تشکیل داد. این مطالعه مقطعی، بر روی500 نمونه دختر نوجوان (پایه ی9 الی 11) با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای تصادفی از بین 20 دبیرستان دخترانه در4 منطقه شهرستان کاشان، اجرا شد. معیارهای ورود به مطالعه عبارت بودند از داشتن پایه 9 الی 11 و رضایت نامه کتبی از سوی اولیا ، مربیان و از سوی دختران نوجوان. پرسشنامه های استاندارد: موانع درک شده ، خودکارآمدی درک شده ، عواطف درک شده ، حمایت اجتماعی درک شده، سبک زندگی مروج سلامت و کیفیت زندگی بین دختران نوجوان توزیع وازطریق مصاحبه توسط کارشناسان دوره دیده جمع آوری شد. سپس، داده‌ها از طریق روش آماری تحلیل مسیربا استفاده از نرم افزارهای SPSS 18 و LISREL8.8 تجزیه و تحلیل شدند.
نتایج: کلیه ی سازه های مدل ارتقای سلامت و سبک زندگی مروج سلامت ارتباط معنی داری با کیفیت زندگی دختران نوجوان داشتند. سازه خودکارآمدی و عواطف درک شده به ترتیب بیشترین قدرت پیشگویی کنندگی (01/0 p<)70/0 = β( و(01/0 p<) 21/0 = β ) کیفیت زندگی را داشتند. سبک زندگی مروج سلامت به عنوان میانجی [HB1]39% از کیفیت زندگی دختران نوجوان را تبیین کرد . 73% از تغییر میزان کیفیت زندگی توسط دختران نوجوان این مدل برازش یافت.
نتیجه‌گیری: یافته های مطالعه نشان داد که مدل ارتقای سلامت ، کاربرد مناسبی برای تبیین و پیشگویی کنندگی کیفیت زندگی دختران نوجوان را دارد. بر این اساس ، به برنامه ریزان سلامت بکارگیری مدل ارتقای سلامت پندر بمنظور ارتقای کیفیت زندگی در این جمعیت پیشنهاد می شود.
پرویز اولیاء، فرح السادات بحرینی، منیر برادران افتخاری، مصطفی قانعی، آمنه ستاره فروزان، مهدی فراهانی،
دوره 9، شماره 2 - ( 8-1390 )
چکیده

زمینه و هدف: تعیین اولویت­های تحقیقاتی یکی از موضوعات مهم در نظام تحقیقات سلامت می­باشد؛ به خصوص در کشورهای در حال توسعه  که توانایی اختصاص منابع مالی برای هر طرح پژوهشی وجود ندارد. به همین دلیل ما تصمیم گرفتیم اولویت­های تحقیقاتی کشور را تعیین نماییم

روش ­کار: این مطالعه با همکاری تمام دانشگاه­های علوم پزشکی کشور و سایر ذی­نفعان با استفاده از راهبرد پژوهش درضرورت­های بهداشت ملی ((ENHR  Essential National Health Researchوبا روش نیاز سنجی در سطح دانشگاه­ها انجام گردید و سپس اولویت­های کشوری بر اساس آنها تعیین شد.

نتایج: تعداد عنوان جمع آوری شده از دانشگاه ها 6723 عنوان که 17% از عناوین تحقیقاتی مرتبط با علوم پایه  ، 78% کاربردی وفقط 5% مرتبط با تحقیقات توسعه­ای بود. همچنین تجزیه وتحلیل اطلاعات نشان داد که بر اساس نوع مطالعه تقریبا" نیمی از اولویت­های تحقیقاتی توصیفی( 3/46%)، 36% تحلیلی  و6/17 % مداخله­ای بودند. به منظور دسته بندی اولویت­های جمع آوری شده ، نه محور بیماری­های واگیردار، بیماری­های غیر واگیر، تحقیقات نظام سلامت (HSR)، دارو و صنعت، علوم پایه، طب سنتی و گیاهان دارویی ، بهداشت محیط، تغذیه و دندانپزشکی تعیین گردید.

نتیجه­ گیری: در سال­های قبل تعیین اولویت­های تحقیقاتی از بالا و توسط تعداد محدودی از صاحبنظران و پژوهشگران تعیین می شد درحالیکه در این روش اولویت­ها از سطوح پایین تعیین و بتدریج به سطح ملی رسیده است.


علیرضا دیدارلو، داوود شجاعی زاده، حسن افتخار اردبیلی، شمس الدین نیکنامی، ابراهیم حاجی زاده، محمد علیزاده،
دوره 9، شماره 2 - ( 8-1390 )
چکیده

زمینه و هدف: نتایج بسیاری از مطالعات نشان می­دهد که تنها راه کنترل بیماری دیابت و پیشگیری از عوارض ناتوان کننده آن، انجام مستمر رفتارهای خود مراقبتی است. هدف این مطالعه تعیین و شناسایی عوامل موثر بر رفتارخود مراقبتی زنان دیابتی بر اساس نظریه عمل منطقی توسعه یافته می باشد.

روش کار: در این مطالعه مقطعی تعداد 352 نفر از زنان دیابتی مراجعه کننده به کلینیک دیابت شمال استان آذربایجان غربی(شهرخوی) و واجد معیارهای ورودی مطالعه به روش غیر تصادفی به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. ابزارهای مناسب برای سنجش متغیرهای مورد نظر(آگاهی از دیابت، اعتقادات فردی، فشارها و هنجارهای اجتماعی، خودکارآمدی درک شده، قصد رفتاری و رفتار خود مراقبتی) با کمک مطالعات موجود انجام شده با چارچوب نظریه عمل منطقی و خودکارآمدی طراحی و روائی و پایائی آنها تعیین شدند. برای تحلیل داده­ها از نرم افزارSPSS نسخه 16 استفاده شد.

نتایج: براساس نتایج مطالعه، مدل پیشنهادی 6/41 درصد واریانس قصد رفتاری و2/26 درصد واریانس رفتار خود مراقبتی را در زنان مبتلا به دیابت نوع 2 را پیشگویی و تبیین کرد. در بین سازه­های مدل، خودکارآمدی درک شده قوی­ترین و موثرترین عامل برای قصد به انجام رفتار خود مراقبتی شناخته شد که هم به صورت مستقیم و هم غیرمستقیم  رفتار خود مراقبتی را تحت تاثیر قرار داد. عوامل نگرش­ها، فشارهای اجتماعی یا نرم­های انتزاعی، آگاهی و فواصل زمانی ویزیت بیمار توسط گروه درمانی نیز پس از خودکارآمدی بیشترین قدرت پیش­گویی خود مراقبتی را داشتند.

نتیجه گیری: مدل پیشنهادی در مطالعه حاضر به خوبی توانست رفتارخود مراقبتی را پیشگویی نماید و بنابراین می­تواند اساسی برای مداخلات آموزشی باشد که با هدف ارتقای خود مراقبتی و نهایتا به منظور کنترل دیابت انجام می­پذیرد.


محمدحسن افتخاری، نیاز محمدزاده هنرور، عبدالرضا رجایی فرد، علی اکبر اوجی،
دوره 9، شماره 4 - ( 12-1390 )
چکیده

زمینه و هدف: با توجه به نقش استرس اکسیداتیودر پاتوژنز دیابت و اهمیت آنتی اکسیدان ها در رویکرد درمانی و جلوگیری از گسترش عوارض این بیماری و در نظر گرفتن خواص آنتی دیابتیک ایزوفلاون های سویا در این مطالعه اثرجنیستئین، به عنوان یکی از ایزوفلاون موجود در سویا بر سطح گلوکز، پروفایل لیپدی و فعالیت آنزیم پاراکسناز در موشهای دیابتی مورد بررسی قرار گرفت.

روش کار: 36 موش صحرایی نر نژاد Sprague-Dawley به صورت تصادفی به سه گروه تقسیم و با تزریق وریدی یک دوز 60 میلی گرمی استرپتوزوتوسین به ازاء هر کیلو گرم وزن بدن که در 05/0 مول به ازاء هر لیتر بافر سیترات حل شده بود در دو گروه از موشها دیابت القاء گردید و سطح گلوکز بالای 250 میلی گرم به ازاء دسی لیتر معیار دیابت در نظر گرفته شد. تغذیه موشها در طی 3 هفته مطالعه از غذای استاندارد پایه انجام شد که تنها در یک گروه از موشهای دیابتیک ایزوفلاون جنیستئین با درجه خلوص 95 درصد در میزان 600 میلی گرم به هر کیلو گرم غذا اضافه گردید. به منظور تعیین مقدار قند خون، شاخص های لیپیدی و فعالیت آنزیم پاراکسناز در حالت ناشتا از ورید دمی قبل از شروع مطالعه و در انتهای مطالعه نمونه خون تهیه گردید. با استفاده تست آماری ANOVA یک طرفه شاخص های بیوشیمیایی اندازه گیری شده در سه گروه مورد مقایسه و تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

نتایج: مکمل یاری با جنیستئین تاثیر معنی داری بر سطح گلوکز خون ناشتا نداشت، اما کاهش معنی­داری در سطح تری گلیسیرید و کلسترول، LDL وHDL در گروه مکمل یاری شده دیده شد. جنیستئین تاثیر معنی داری بر عملکرد آنزیم پاراکسناز نداشت.

نتیجه گیری: جنیستئین می تواند نقش مفیدی در تصحیح آشفتگی ایجاد شده در پروفایل لیپیدی ناشی از دیابت ایفاء نماید.


زهره سادات میرسعیدی، حسن افتخار اردبیلی، کرامت ا... نوری جلیانی،
دوره 10، شماره 4 - ( 12-1391 )
چکیده

زمینه و هدف: مهمترین عامل تعیین­کننده کیفیت زندگی سالمندان سلامتی است، مطالعات نشان داده که سلامتی با افزایش سن کاهش می­یابد. از آنجا که سالمندان به علت مشکلات فراوان مستعد آسیب می­باشند، نیازمند توجه و رعایت برنامه خود مراقبتی موثر در ارتقاء سلامت می­باشند. مطالعه حاضر با هدف بررسی کیفیت زندگی سالمندان مرکز بهداشت جنوب تهران و تاثیر بکارگیری برنامه خود مراقبتی بر آن صورت پذیرفته است.
روش ­کار: مطالعه از نوع مداخله­ای با گروه شاهد می­باشد. تعداد افراد مورد مطالعه 132 نفر بودند که در دو گروه تجربی (نفر52) و شاهد (80نفر) قرارگرفتند و به صورت نمونه­گیری خوشه­ای تصادفی از 5 مرکز بهداشتی درمانی انتخاب شدند. سپس برنامه آموزشی خود مراقبتی در طول سه ماه اجرا شد گردآوری داده­ها به روش مصاحبه ساختاری و ابزار آن پرسشنامه خصوصیات دموگرافیک و ابزار بررسی کیفیت زندگی از نوع فرم کوتاه بود. کیفیت زندگی با استفاده از پرسشنامه کوتاه در دو مرحله قبل و دوماه بعد از آموزش در دوگروه اندازه­گیری شد. سپس داده ­ها با کمک آزمون­های آماری توصیفی و تحلیلی مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج: دراین مطالعه ابعاد کیفیت زندگی در گروه تجربی پس از مداخله آموزشی افزایش یافت و میانگین مجموع نمرات بعد فیزیکی از50/25±75/52 در قبل از مداخله به 96/18±11/66 پس از مداخله افزایش یافت. همچنین میانگین مجموع نمرات بعد روانی از 46/24±61/53 در قبل از مداخله به 07/15±85/70 پس ازمداخله افزایش یافت ولی نمرات ابعاد کیفیت زندگی گروه شاهد پس از مطالعه نسبت به قبل ازمطالعه تفاوت معنی­داری نداشت.
نتیجه گیری: نتایج حاکی از تاثیرمثبت برنامه خود مراقبتی بر کیفیت زندگی سالمندان است.
هاشم محمدیان، سید غلامعباس موسوی، حسن افتخار اردبیلی،
دوره 11، شماره 4 - ( 12-1392 )
چکیده

  زمینه و هدف: این مطالعه تفاوت های جنسیتی کیفیت زندگی کلی و حیطه های آنرا در بین دانش آموزان مقطع ابتدایی شهر کاشان مورد توجه قرار داده است.

  روش کار: یک مطالعه مقطعی، بر روی400 نفر از دانش آموز ان که به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند، اجرا شد. برای تجزیه و تحلیل تفاوت امتیازات کلی کیفیت زندگی در میان دختران و پسران بر حسب عوامل دموگرافیک از آنالیز واریانس دوطرفه استفاده شد . داده‌ها با استفاده از نرم افزار SPSS v.18 و نرم‌افزار LISREL8.8 تحلیل شدند.

  نتایج : بین پسران و دختران تفاوت قابل توجهی در امتیاز کلی کیفیت زندگی در ارتباط با رتبه تولد ، پایه تحصیلی و نمایه توده بدنی مشاهده شد. به رغم نبود تفاوت معنی دار آماری ، دختران ادراک بالاتری در ارتباط با کیفیت زندگی کلی و حیطه هایش بجز کارکرد عاطفی نسبت به پسران داشتند.

  نتیجه‌گیری: خانواده ها باید برای تامین و رفع مشکلات عاطفی دختران تلاش وافری نمایند. ضروریست تا آموزشهای لازم در زمینه سازوکارهای مقابله ای در خصوص کاهش تنش و اضطراب برای این نسل آینده ساز و مادران فردا که بانیان اصلی سلامت جامعه و خانواده می باشند توسط مشاوران و مربیان تربیتی صورت پذیرد.


حسن افتخار اردبیلی، فرهاد لشکربلوکی، سید ابوالقاسم جزایری، محمد آریایی، منصوره مینایی،
دوره 12، شماره 2 - ( 7-1393 )
چکیده

  زمینه و هدف: روند سالمندی جمعیت بویژه در کشورهای در حال توسعه رو به افزایش است. هدف این مطالعه تعیین وضعیت تغذیه سالمندان شهر گرگان و برخی عوامل مرتبط با آن بود.

  روش کار: مطالعه مقطعی و توصیفی- تحلیلی حاضر به روش خوشه ای 2 مرحله ای با مراجعه به درب منازل سالمندان شهری انجام شد. با پرسشنامه ارزیابی مختصر تغذیه و تن سنجی اطلاعات 541 سالمند جمع آوری و آزمون های کای دو، تی مستقل و آنوا برای تحلیل داده ها استفاده شد.

  نتایج: شیوع سوء تغذیه 8/4 ٪ و خطر ابتلا به سوء تغذیه 7/44 ٪ بود. 9/51 ٪ سالمندان به علت وجود بیماری یا شرایط ویژه از رژیم غذایی پیروی می­کردند. فراوانی سوء تغذیه و خطر ابتلا به آن در زنان بیش از مردان بود و این تفاوت در دو جنس از نظر آماری معنی­دار بود (0001/0 p= ). نمایه توده بدنی، اندازه­های میانه دور بازو و دور ماهیچه پا در مبتلایان به سوء تغذیه، کمتر از سالمندان با وضعیت تغذیه خوب گزارش شد، این تفاوت از نظر آماری معنی داری بود.

  نتیجه گیری: سالمندان مواجه با مشکلات اقتصادی-اجتماعی، روحی، دندانی، زندگی بدون خانواده و نیز زنان بیش از سایرین در خطر ابتلا به سوء تغذیه قرار دارند. اجرای برنامه­های حمایتی و آموزش تغذیه در این گروه اهمیت بیشتری دارد.


هاشم محمدیان، سید غلامعباس موسوی، حسن افتخار اردبیلی، جعفر کرد زنگنه،
دوره 12، شماره 4 - ( 12-1393 )
چکیده

  زمینه و هدف: با توجه به تأثیر رفتار فردی بر سلامت، مطالعه حاضر با هدف بررسی سبک زندگی و عوامل مؤثر برآن در دانشجویان دانشگاه های دولتی و آزاد شهر کاشان انجام شد.

  روش کار: یک مطالعه مقطعی بر روی 520 دانشجوی غیر علوم پزشکی کاشانی در سال تحصیلی 93-1392 با روش نمونه گیری در دسترس انجام شد. داده های پرسشنامه حاوی سؤالات جمعیت شناختی و سؤالات مربوط به پرسشنامه استاندارد رفتارهای ارتقا دهنده سلامتی پندر بودند. ابتدا از طریق آزمون کولموگروف – اسمیرنف به بررسی نرمال بودن توزیع داده ها پرداخته شد. از آزمون آماری تی تست مستقل و از آزمون آماری من ویتنی جهت مقایسه میانگین مقیاس ها در دو جامعه استفاده شد.

  نتایج: میانگین سنی دانشجویان 5/2 ± 75/21 سال بود. نمره کلی سبک زندگی دانشجویان 38/0 ± 43/2 بود. نمره کلی سبک زندگی به همراه نمره های تغذیه ، رشد معنوی ، مسئولیت در قبال سلامت و کنترل تنش دانشجویان حادثه دیده نسبت به دانشجویان حادثه ندیده کمتر گزارش شد .بین جنسیت دانشجویان با نمره فعالیت جسمانی تفاوت معنی داری مشاهده شد( 000/0 p = ) . دانشجویان متاهل و مجرد به لحاظ وضعیت تغذیه ای تفاوت معنی داری داشتند( 032/0 p = ) . دانشجویان شاغل و غیر شاغل از نظر رشد معنوی اختلاف معنی داری داشتند( 014/0 p = ) .

  نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که تجربه حوادث تنش زا زمینه را برای بروز رفتارهای مخاطره آمیز در دانشجویان فراهم آورد. لذا ، دانشگاهها می بایست برنامه هایی جهت ارتقای سطح سلامت و سبک زندگی دانشجویان حادثه دیده طراحی نمایند .


الهام قیسوندی، حسن افتخار اردبیلی، کمال اعظم، محمدرضا وفا، مجتبی آزادبخت، توحید بابازاده، شادی فتحی زاده،
دوره 13، شماره 2 - ( 6-1394 )
چکیده

  مقدمه و هدف: شیر و فرآورده های لبنی بیشتر از50% کلسیم مورد نیاز بدن را در رژیم غذایی روزانه تامین می­کنند. به منظور ارتقای سلامت نوجوانان و پیشگیری از اثرات مخرب بیماری پوکی استخوان در بزرگسالی نیاز به اتخاذ تدابیر لازم برای افزایش مصرف شیر در بین نوجوانان می باشد. لذا این پژوهش با بهره گیری از نظریه رفتار برنامه ریزی شده به طراحی و اجرای یک برنامه آموزشی به منظور ارتقای مصرف شیر و لبنیات در بین دانش آموزان کلاس هشتم شهرستان کامیاران پرداخته شده است.

  روش کار: در این مطالعه نیمه تجربی که در سال 1393 صورت گرفت 168 دانش آموز کلاس هشتم شرکت کردند که بر اساس نمونه گیری خوشه­ای، به صورت تصادفی از بین 6 مدرسه، 2 مدرسه انتخاب گردید که یک مدرسه به عنوان گروه مداخله و مدرسه دیگر به عنوان گروه شاهد در نظر گرفته شد. دانش آموزان گروه مداخله طی 4 جلسه آموزشی، یک پمفلت و پوستر مرتبط با موضوع را دریافت نمودند. سنجش ها شامل سازه های نظریه رفتار برنامه ریزی شده، یادآمد 24 ساعته و بسامد دریافت شیر و لبنیات در طی 3 روز گذشته بود. کلیه شرکت کنندگان پرسشنامه ها را قبل از مداخله و 3 ماه بعد از مداخله تکمیل کردند. داده ها با استفاده از نرم افزار 18 SPSS و بر اساس آزمون های آماری کای دو، تی مستقل و تی زوجی مورد تحلیل قرار گرفتند.

  نتایج: میانگین نمره قصد رفتاری، نگرش ،کنترل رفتاری درک شده و هنجارهای انتزاعی پس از مداخله آموزشی در گروه آزمون به طور معنی داری افزایش یافت ) 001/0 p< ) .همچنین دریافت روزانه شیر و لبنیات 36/0 واحد در روز در گروه مداخله افزایش یافت( 001/0 p< ) .

  نتیجه گیری : با توجه به اثر بخشی و کم هزینه بودن این مداخله، به نظر می­رسد گسترش این برنامه می تواند به افزایش مصرف شیر و لبنیات در دانش آموزان منجر شود.


سودابه یارمحمدی، حسن افتخار اردبیلی، محمود محمودی، سید ابوالقاسم جزایری، مریم چمری،
دوره 13، شماره 2 - ( 6-1394 )
چکیده

  زمینه و هدف: دختران نوجوان، مادران آینده هستند.مفاهیم تغذیه ای آموخته بوسیله آنها به دوران بزرگسالی منتقل می شود و نقش مهمی در سلامت خانواده و کودکان دارد. مطالعه حاضر با هدف تاثیر برنامه آموزشی بررفتارهای تغذیه ای دانش آموزان دختر دوره راهنمایی بر اساس مدل بزنف انجام گرفت.

  روش کار: این پژوهش یک مطالعه مداخله ای بود . نمونه مورد بررسی160نفر از دانش آموزان دختر مقطع راهنمایی در شهر کرمانشاه بودند که بصورت روش خوشه ای دو مرحله ای انتخاب و بصورت تصادفی در دو گروه مداخله و شاهد تقسیم شدند. جمع آوری داده­ها در این پژوهش پرسش نامه بود. و 4 جلسه 60 دقیقه­ای آموزش در مورد تغذیه سالم و اهمیت آن به روش سخنرانی، پرسش و پاسخ، بحث گروهی و در اختیار قرار دادن پمفلت آموزشی در گروه مداخله، توسط پژوهشگر اجرا گردید. و تجزیه و تحلیل داده ها با نرم­افزار spss نسخه 18 و با آزمون های آماری کای دو ،فیشر، t مستقل، t زوجی انجام شد.

  نتایج : میانگین امتیاز آگاهی و اجزای مربوط به مدل بزنف بین دو گروه مداخله و شاهد در خصوص رفتارهای تغذیه­ای بعد از آموزش ارتباط معنی داری وجود داشت. مهم ترین هنجارهای انتزاعی بعد از مداخله آموزشی برای گروه مورد پدر و مادر بود.

  نتیجه گیری : مداخله آموزشی در چارچوب الگوی بزنف در فرصت سه ماهه، تغییرات مطلوبی را در برخی از رفتارهای نامطلوب تغذیه­ای به وجود آورد و نقش دست اندرکاران بهداشت و مداخلات آموزشی در این زمینه به ویژه در چارچوب الگوی آموزشی مورد تاکید قرار گرفت.


جلال عبدی، حسن افتخار، محمود محمودی، داوود شجاعی زاده، رویا صادقی،
دوره 14، شماره 1 - ( 3-1395 )
چکیده

زمینه وهدف: این مطالعه با هدف ارزشیابی تاثیر مداخله مبتنی بر فن آوری های نوین ارتباطی و نظریه شناختی-اجتماعی بر سبک زندگی کارمندان دولتی شهر همدان در سال 1393 اجرا گردید.

روش کار: این مطالعه مداخله ای از نوع کارآزمایی کنترل شده می باشد که در دو گروه: مداخله از طریق تلفن، مداخله از طریق اینترنت و مقایسه با کنترل، مجموعا در بین 435 کارمند دارای اضافه وزن یا چاقی انجام شد. مداخله آموزشی تحت عنوان"برنامه سبک زندگی" به مدت 6 ماه انجام، سپس مشارکت کنندگان 6 ماه و 9 ماه بعد از مداخله از نظر سبک زندگی و تغییر در سازه های نظریه شناختی-اجتماعی مورد بررسی قرار گرفتند. داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS 20مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت.

نتایج: مداخله منجر به ارتقای وضعیت سبک زندگی در هر دو گروه مورد مداخله از وضعیت "خوب" به خیلی خوب" گردید(001/0p=). مداخله در گروه تلفن منجر به افزایش میانگین امتیازات مشارکت کنندگان در سازه های خود کارآمدی، محیط، انتظارت پیامد و ارزش­های پیامدگردید. در گروه اینترنت میانگین امتیازات سازه های خودکارآمدی و ارزش­های پیامد افزایش یافت (05/0p<).

نتیجه­ گیری: یافته­ های مطالعه حاضر موثر بودن مداخله سبک زندگی مبتنی بر نظریه شناختی-اجتماعی و فن آوری های نوین ارتباطی را اثبات نمود.


معصومه دشتیان، حسن افتخار اردبیلی، کامبیز کریم زاده شیرازی، مصطفی شهمرادی، کمال اعظم،
دوره 15، شماره 2 - ( 6-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: خودمراقبتی توسط بیماران مبتلا به دیابت، نقش حیاتی در کنترل این بیماری و پیشگیری از عوارض ناشی از آن ایفا می کند. انجام فعالیت های فیزیکی و پایبندی به درمان دارویی از جمله ی این رفتارها در بیماران دیابتی است. فعالیت فیزیکی به کنترل قند خون، کاهش فشار خون، کاهش چربی و بهبود عملکرد قلبی تنفسی می انجامد و تبعیت از درمان دارویی نیز نقش حیاتی در کنترل مشکلات و عوارض ناشی از بیماری ایفا می کند لذا هدف از این پژوهش تعیین و پیش بینی مهم ترین عوامل موثر بر میزان فعالیت فیزیکی و تبعیت دارویی در بین بیماران دیابتی نوع دو بر اساس نظریه رفتار برنامه ریزی شده می باشد
روش کار: مطالعه ی مقطعی حاضر در سال 1395 بر روی 160 نفر از بیماران دیابتی نوع دو که به مراکز بهداشتی درمانی شهر یاسوج مراجعه کرده بودند، صورت گرفته است. اطلاعات شرکت کنندگان در پژوهش با روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی و با استفاده از پرسشنامه های تبعیت دارویی، فعالیت جسمانی و نظریه رفتار برنامه ریزی شده، جمع آوری گردید و در نهایت داده ها  با شاخص های آمار توصیفی، ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی چندگانه  با استفاده از نرم افزار SPSS ویرایش 20،  مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند و برای تمام آزمون ها مقادیر کمتر از  0/05 معنی دار در نظر گرفته شد.
نتایج: میزان فعالیت فیزیکی در 45 % بیماران در سطح پایین، در 43 % آنها در سطح متوسط و تنها در 12 % بیماران در سطح خوب قرار داشت و در خصوص میزان تبعیت دارویی بیماران در وضع بهتری قرار داشتند و در 76 % آنها این میزان در سطح  خوبی قرار داشت.  در بین        سازه های بررسی شده، کنترل رفتاری درک شده رابطه ی معنی داری با هر دو متغیر وابسته یعنی میزان فعالیت فیزیکی و میزان تبعیت دارویی نشان داد و نتایج حاصل از رگرسیون چندگانه، همین سازه را به عنوان پیش گویی کننده ی میزان فعالیت فیزیکی و تبعیت دارویی در بین بیماران دیابتی نوع دو نشان داد.
نتیجه گیری: معنی دار شدن سازه ی کنترل رفتاری درک شده نسبت به سایر سازه ها در تبیین میزان تبعیت دارویی و میزان فعالیت فیزیکی، اهمیت تقویت جزء خود مراقبتی را در برنامه های سلامت گوشزد می کند و حمایت از برنامه هایی را که در آنها رویکرد خود مراقبتی مدنظر قرار گرفته است، بیشتر می کند.
 

صفحه 1 از 2    
اولین
قبلی
1
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه دانشکده بهداشت و انستیتو تحقیقات بهداشتی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb