جستجو در مقالات منتشر شده


کاربران عمومی فقط به فهرست مقالات منتشر شده دسترسی دارند.
35 نتیجه برای موضوع مقاله:

مهناز مایل افشار، مهدی معمارپور، لیلا ریاحی،
دوره 15، شماره 3 - ( 9-1396 )
چکیده

زمینه وهدف: دارو رایج­ترین کالای درمانی­مصرفی در واحدهای ارائه کننده خدمات سلامت و اجرای صحیح دستورات ­دارویی، بخش مهمی از فرآیند درمان و مراقبت است. بروز اشتباهات­دارویی می­تواند باعث بروز مشکلات جدی در سلامت بیماران وحتی در برخی موارد منجربه مرگ آنها شود. هدف از مطالعه بررسی رابطه استقرار استاندارهای ایمنی بیمار بانوع خطای دارویی گزارش شده در یک بیمارستان دولتی شهر تهران بمنظور کاهش بروز خطاهای دارویی و بهبود کیفیت درمان می باشد.
روش کار: این مطالعه به بررسی استقرار استانداردهای ایمنی دارو در30 بخش یک بیمارستان­دولتی در شهرتهران پرداخته و ارتباط آن با نوع خطای دارویی گزارش شده توسط کادردرمانی را طی سال‌های 1391تا1395بررسی نموده ­است. بدین منظور از دو چک‌لیست مجزا با عناوین"بررسی استقرار ایمنی­دارو"و"کیفیت خطای دارویی گزارش شده" استفاده گردید. داده‌های پژوهش با استفاده از نرم‌افزارآماریspss و آزمون‌های آمار استنباطی شامل مربع کای(کای دو)و ضریب همسبتگی کرامروفی تجزیه وتحلیل گردید.
نتایج: نتایج مطالعه نشان داد، استانداردهای ایمنی دارو، بجز مولفه بیمارصحیح در پنج مولفه ازشش مولفه موجود این بیمارستان مستقر گردیده و استقرار ایمنی­ بیمار با نوع خطای دارویی گزارش شده در بخش‌های بیمارستان رابطه معنی‌داری دارد.
نتیجه­گیری: از آنجایی که فرایند دارودرمانی یکی از اقدامات رایج پرستاری در بخش‌های مراقبت­ویژه­قلبی محسوب می­شود، افزایش شناخت و آگاهی درخصوص علل خطاهای دارویی در بخش‌ها، بمنظور پیشگیری و کاهش بروز این­گونه خطاها، از سوی پرستاران لازم و ضروری قلمداد می­گردد. براین اساس، پیشنهاداتی نیز بمنظور کاهش میزان خطاهای دارویی در بیمارستان موردمطالعه ارائه گردیده است. 
فرزانه سادات محمدی، فاطمه نوربخش، سحر هنرمند جهرمی،
دوره 15، شماره 3 - ( 9-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: در چند دهه اخیر از داروی کوتریموکسازول که ترکیب دارویی سولفومتوکسازول و تری متوپریم است در درمان عفونت­های مختلف باکتریایی استفاده می شود، ولی بدلیل استفاده گسترده از این داروها سویه های مقاوم به آنتی بیوتیک در سراسر دنیا به وجود آمده است. یکی از دلایل مقاومت به کوتریموکسازول مربوط به ژن های  drf است که موجب مقاومت به تری متوپریم می گردد درحالی که مقاومت به سولفومتوکسازول مربوط به وجود ژن های  Sulمی باشد. مطالعه حاضر با هدف بررسی مقاومت دارویی و وجود ژن های کد کننده مقاومت در باکتری های گرم منفی مقاوم به کوتریموکسازول جدا شده از نمونه های بالینی انجام گرفت.
روش کار: نمونه های بالینی از بیماران بستری در بیمارستان پارس جمع آوری شد و باکتری های گرم منفی توسط آزمایش های بیوشیمیایی تایید شدند، سپس تست تعیین حساسیت نسبت به 5 آنتی بیوتیک انجام شد. ازباکتری های مقاوم به کوتریموکسازول DNA استخراج شد و PCR با استفاده از پرایمرهای اختصاصی برای ژن هایSul1, Sul2, Sul3, drf7  انجام گردید.
نتایج: در باکتری­های مقاوم به کوتریموکسازول، 26درصد از ایزوله ها دارای ژن  sul1،74 درصد دارای ژن  sul2 ،2 درصد دارای ژن Sul3 و 16% دارای ژن drf7  بودند. همچنین این ایزوله ها نسبت به آنتی بیوتیک های جنتامیسین، سفتریاکسون، سیپروفلوکساسین و کلیستین به ترتیب 51، 74، 65 و 3% مقاومت داشتند.
نتیجه گیری: در باکتری های گرم منفی مقاوم به کوتریموکسازول نقش ژن  Sul2 در ایجاد مقاومت به سولفونامید بیشتر مشاهده شد. در این تحقیق برای مقاومت به تری متوپریم فقط ژن drf7 مورد مطالعه قرار گرفت که مطالعات دیگری باید بر روی سایر ژن های drf انجام شود تا اهمیت هر یک از ژنها در میزان مقاومت به کوتریموکسازول مشخص گردد.  
شبنم هاشمی بخشی، زهرا جلیلی، محمود محمودی مجدآبادی فراهانی،
دوره 16، شماره 1 - ( 3-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: امروزه لزوم آگاهی دادن به کودکان و نوجوانان در سنین مختلف، درباره مسائل جنسی، بیشتر از زمان های گذشته احساس می شود. آموزش و مراقبت جنسی؛ مانند هر آموزش اصیل دیگر؛ باید به جا و به موقع انجام گیرد. از طرف دیگر، این آموزش بایستی بر اساس برنامه نظام مند و مدل های آموزشی صورت پذیرد تا نتایج مطلوب حاصل گردد. پژوهش حاضر با هدف تعیین تأثیر مداخله آموزشی براساس مدل بزنف بر مهارت مادران در خصوص مراقبت جنسی از کودکانشان، تهران 96 1395 انجام گردید.
روش کار: در این مطالعه که به صورت مداخله ای- نیمه تجربی با گروه غیر مداخله انجام شد 96 مادر دارای کودک پیش دبستانی
( 6-5 ساله) از پیش دبستانی های شهر تهران انتخاب و مورد بررسی قرار گرفتند. مادران به صورت تصادفی، به دوگروه مداخله و گروه غیر مداخله تقسیم شدند.ابزار بررسی پرسشنامه ای محقق ساخته بر اساس مدل بزنف شامل  دو بخش (سوالات دموگرافیک) و سازه های (نگرش، هنجارهای انتزاعی، عوامل قادرکننده، قصد رفتاری و رفتار) بود که روایی و پایایی آن مورد تایید قرار گرفت. پس از انجام پیش آزمون بر اساس نیازهای آموزشی، برنامه و محتوای آموزشی مبتنی بر مدل بزنف تهیه و در گروه  مداخله به اجرا در آمد. تجزیه و تحلیل داده ها با کمک نرم افزار
SPSS 23 و آزمون های پارامتری t و آزمون ناپارامتری من-ویتنی وآزمون کای-دو صورت گرفت.

نتایج: میانگین نمره نگرش، هنجارهای انتزاعی، قصد رفتاری و رفتار در هر دو گروه قبل از مداخله اختلاف معنی داری نداشت. اما نتایج بعد از آموزش اختلاف معنی داری را در میانگین نمره نگرش، هنجارهای انتزاعی، قصد رفتاری و رفتار نشان داد (001/0>p). عوامل قادر کننده در هر دو گروه قبل و بعد از مداخله تفاوت معنی داری را نشان نداد.
نتیجه گیری: نتایج این مطالعه بیانگر آن است که مداخله آموزشی بر اساس مدل بزنف بر مهارت مادران در خصوص مراقبت جنسی از کودکانشان می­تواند بر نگرش، هنجارهای انتزاعی، قصد رفتاری و رفتار مادران تأثیرگذار باشد.
ساجده ودودی، سوگند قاسم زاده، سیده منور یزدی،
دوره 16، شماره 3 - ( 9-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: پژوهش حاضر با هدف طراحی و بررسی اثربخشی برنامه بهبود بخشی روابط والد-کودک به منظور کاهش مشکلات برونی سازی شده در کودکان سندرم داون انجام شد. در این پژوهش ابتدا برنامه بهبود بخشی روابط والد-کودک طراحی، سپس به ارزیابی اثربخشی برنامه از طریق پژوهش شبه آزمایشی با انتساب نمونه تصادفی با پیش آزمون، پس آزمون، پیگیری پرداخته شد.
روش کار: در این طرح والدین به همراه فرزندانشان به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. جامعه پژوهش حاضر همه دانش آموزان سندرم داون در حال تحصیل در سال 95-96 مدارس استثنایی شهر تهران به همراه والدینشان بود و در نهایت 36 مادر از بین 56 مادر دارای فرزند سندرم داون با مصاحبه تشخیصی و ملاک های ورود و خروج پژوهش غربال شدند، و به پرسشنامهCBCL  و پرسشنامه مقیاس رابطه والد-کودک هم در مرحله پیش آزمون، پس آزمون، پیگیری پاسخ دادند. تحلیل داده ها به روش تحلیل کوواریانس چند متغیره از نوع اندازه­گیری های مکرر بود.
نتایج: یافته ها نشان داد که میانگین پس آزمون در دو گروه کنترل و آزمایش با یکدیگر تفاوت معنی داری داشته و میانگین نمرات گروه آزمایش به صورت معنی داری کمتر از گروه کنترل بوده که این امر حاکی از تاثیر مثبت مداخله خانواده محور بوده است.
نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد که برنامه بهبود بخشی روابط والد-کودک باعث کاهش خرده مقیاس های تعارض و وابستگی و افزایش خرده مقیاس نزدیکی در روابط والد-کودک گردید و همچنین منجر به کاهش مشکلات رفتاری در کودکان سندرم داون شد.
لیلا افضلی، سوگند قاسم زاده، مریم هاشمی بخشی،
دوره 17، شماره 3 - ( 9-1398 )
چکیده

زمینه وهدف: این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی مداخلات خانواده­محور بر نشانگان بالینی و مهارت­های اجتماعی کودکان بیش­فعال انجام شده است. پژوهش حاضر از نوع شبه­آزمایشی با مراحل پیش­آزمون-پس­آزمون بود. برای این منظور پژوهش تعداد 28 نفر از دانش­آموزان دارای اختلال بیش­فعالی مراجعه‌کننده به یک مرکز خدمات روان‌شناسی و مشاوره  به همراه پدران و مادرانشان با استفاده از روش نمونه‌گیری در دسترس، به عنوان نمونۀ اصلی پژوهش انتخاب شدند و سپس در دو گروه مساوی چهارده ‌نفری قرار گرفتند. گروه آزمایشی در برنامۀ خانواده درمانی قرار گرفتند و گروه کنترل هیچ مداخله­ای دریافت نکردند.
روش کار: ابزارهای پژوهش، پرسشنامه مهارت­های اجتماعی نوجوانان ایندربیتزن و فوستر(۱۹۹۲) و پرسشنامه کانرز والدین(1999) بودند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل کوواریانس چند متغیره استفاده شد.
نتایج: نتایج نشان داد که مداخلات خانواده­محور منجر به افزایش مهارت­های اجتماعی و کاهش نشانه­های بالینی کودکان دارای اختلال بیش فعالی می­شود.
نتیجه گیری: بنابراین می­توان نتیجه گرفت که مداخله پژوهش حاضر برای افزایش مهارت اجتماعی و کاهش نشانه­های بالینی کودکان مبتلا به اختلال کاستی توجه و بیش­فعالی مفید است.
لیلا الله قلی، اعظم رحمانی، رضا قانعی قشلاق، آرزو فلاحی، معصومه هاشمیان، حامد فلاحی، بابک نعمت شهربابکی،
دوره 17، شماره 3 - ( 9-1398 )
چکیده

زمینه و هدف: فرسودگی شغلی در بین آموزش دهندگان سلامت رو به افزایش بوده و پیامدهای ناگوار جسمی، روانی و اجتماعی را به همراه دارد. هدف از مطالعه حاضر تبیین علل فرسودگی شغلی از دیدگاه آموزش دهندگان سلامت و شناسایی نیازهای آنان برای کاهش آن بود.
روش کار: این مطالعه کیفی در پایگاههای خدمات جامع سلامت شهر سنندج در غرب ایران در سال 1396 انجام گرفت. با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند 15 آموزش دهنده سلامت وارد مطالعه شدند. داده ها از طریق مصاحبه های فردی و بحث گروهی نیمه ساختار یافته، مشاهده و یاداشت در عرصه جمع آوری و با استفاده از رویکرد تحلیل محتوای قرار دادی تجزیه و تحلیل گردید. جهت حمایت از صحت و استحکام دادهها، معیار مقبولیت، تأیید پذیری و انتقال پذیری لحاظ شد.
نتایج: دلایل فرسودگی شغلی در 5 طبقه شامل "مسائل مربوط به پایگاههای خدمات جامع سلامت"، "چالشهای فردی کارمندان"، "ضعف مدیریتی"، "چالشهای سیستم اجرایی" و "مسائل مربوط به مراجعه کننده‌گان" قرار گرفت. مشارکت کنندگان جهت کاهش فرسودگی شغلی به تقویت مهارتهای فردی، ارزشیابی اثربخش و حمایتهای مدیریتی، فراهم نمودن امکانات تفریحی و رفاهی، کاهش فشار شغلی و تقویت روابط درون بخشی و برون بخشی تأکید داشتند.  
نتیجه گیری: نتایج مطالعه نشان داد که عوامل متعددی در ایجاد فرسودگی شغلی آموزش دهندگان سلامت نقش دارند. بهبود در شیوه مدیریت و قوانین و امکانات رفاهی نه تنها سبب کاهش فرسودگی شغلی می گردد بلکه موجب افزایش کارایی برنامه های آموزش سلامت خواهد شد. 
اکرم دهقانی، آمنه دشتستان نژاد، زهرا بت شکن، شیوا اخوان،
دوره 18، شماره 1 - ( 3-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: یکی از مشکلات متداول در بین زنان متاهل مشکلات مربوط به کارکرد جنسی است. در بین مراجع کنندگان به مرکز مشاوره مشکلات جنسی درصد بالایی را به خود اختصاص می­دهد. بررسی عوامل موثر بر کارکرد جنسی می­تواند راهبردهای مناسبی برای برطرف کردن این مشکلات ایجاد کند. بنابراین در  پژوهش حاضر به بررسی تأثیر متغیرهای پذیرش و عمل و نشخوار فکری بر کارکرد جنسی زنان از طریق تحمل پریشانی پرداخته شده است.
روش کار: جامعه پژوهش شامل زنان مراجعه‌کننده به کلینیک‌های شهر اصفهان در سال 1397 بودند که به‌صورت در دسترس انتخاب و به پرسشنامه‌های تجــارب جنــسی آریزونا(ASEX) ، پرسشنامه تحمل پریشانی سیمونز و گاهر (2005)، پرسشنامه پذیرش و عمل ویرایش بوند و همکاران (2011) و پرسشنامه نشخوار فکری قربانی، واتسون و هریس (2008) پاسخ دادند. یافته‌های پژوهشی به‌وسیله نرم‌افزار smart PLS و با روش معادلات ساختاری مورد تجزیه ‌و تحلیل قرار گرفت.
نتایج: یافته‌های پژوهشی نشان داد متغیر تحمل پریشانی می‌تواند بین متغیرهای کارکرد جنسی و تعهد و پذیرش و نشخوار فکری نقش متغیر میانجی را ایفا نماید (P<0/05). همچنین یافته‌های پژوهشی نشان داد تعهد و پذیرش و نشخوار فکری با کارکرد جنسی و تحمل پریشانی رابطه دارد (p<0/01) و تحمل پریشانی بر کارکرد جنسی زنان تأثیر دارد (p<0/01).
نتیجه گیری: با توجه به نتایج می­توان بیان نمود کارکرد جنسی از عوامل گوناگونی تأثیر می­پذیرد که در این میان می­توان به پذیرش و عمل، نشخوار فکری و تحمل پریشانی اشاره نمود.
سوگند قاسم زاده، میترا حسن زاده، ساجده ودودی، زهرا علوی، مینو مطبوع ریاحی،
دوره 18، شماره 3 - ( 9-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: پژوهش حاضر با هدف بهبود نشانگان کودک مبتلا به اختلال وسواسی جبری، روابط بین والدین و کودک، و رضایتمندی زوجیت والدین با کمک مداخله‌ شناختی رفتاری خانواده محور انجام شد.
روش کار: ﭘﮋﻭﻫﺶ حاضر، ﻣﻄﺎﻟﻌﻪﺍﯼ ﻧﻴﻤﻪﺗﺠﺮﺑﻲ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺑﺎ انتخاب ﺗﺼﺎﺩﻓﻲ ﺁﺯﻣﻮﺩﻧﻲ ﻫﺎ ﺩﺭ دو ﮔﺮﻭﻩ ﺁﺯﻣﺎﻳﺶ ﻭ کنترل، ﺑﻪ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﭘﻴﺶﺁﺯﻣﻮﻥ ﭘﺲﺁﺯﻣﻮﻥ ﺍﺳﺖ. جامعه پژوهش حاضر، کلیۀ دانش‌آموزان 9 تا 12 ساله شاغل به تحصیل در سال تحصیلی 1394-1395 شهر تهران بودند که به دلیل مشکلات وسواسی جبری به مرکز خدمات روانشناسی و مشاوره مراجعه کرده بودند و از میان آنان 28 نفر انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. مادران پرسش‌نامه‌های "مقیاس اضطراب اسپنس" (فرم والد)، "پرسش‌نامه ارتباط والد- فرزند" و "پرسش‌نامه رضایتمندی همسران افروز "(فرم کوتاه) و کودکان مقیاس اضطراب اسپنس(فرم کودک) را در دو نوبت پیش‌آزمون و پس‌آزمون تکمیل کردند.برنامه مداخله به طور کلی در 22 جلسه؛ 8 جلسه گروهی برای مادران، 8 جلسه بازی درمانی انفرادی برای کودک و 2 جلسه اختصاصی برای هر خانواده به شیوه شناختی رفتاری برگزار شد.
نتایج: تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل کواریانس چند متغیره نشان داد که برنامه مداخله شناختی رفتاری خانواده محور در بهبود رضایتمندی زوجیت و تعامل والد کودک و همچنین کاهش اضطراب کودک موثر بوده است (01/0p<).
نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد که برنامه مداخله شناختی رفتاری خانواده محور منجر به بهبود روابط والدین و کودک مبتلا به اختلال وسواسی جبری و رضایتمندی زوجیت و کاهش اضطراب این کودکان و والدین می‌گردد.
مونا محمدحسینی، بیتا نصرالهی، رضا قریان جهرمی،
دوره 18، شماره 4 - ( 12-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: مرور نظام‌مند پژوهش‌ها حاکی از این است که در درمان اضطراب افراد متغیرهای مختلفی تاثیر میگذارد و روش‌های درمانی متعددی اثربخش هستند، اما نقش طرحواره ‌درمانی بر کمال‌گرایی افراد مضطرب مغفول مانده است، لذا هدف از پژوهش حاضر اثربخشی درمان اضطراب به روش طرحواره‌ درمانی بر کمال‌گرایی است. پژوهش حاضر کاربردی و از نوع نیمه‌ آزمایشی با طرح پیش‌آزمون و پس‌آزمون با گروه کنترل می باشد.
روش کار: از بین کلیه زنان 20 تا 30 سال دارای اضطراب مراجعه‌کننده به کلینیک حضور نو واقع در شهر تهران تعداد 30 نفر به روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شده و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) تخصیص داده شدند. همه آن‌ ها قبل از اجرای مداخله پرسشنامه کمال‌گرایی تری-شورت و همکاران را تکمیل کرده‌اند. پس از آن، گروه آزمایش تحت آموزش طرحواره‌ درمانی قرار گرفت. در نهایت هر دو گروه پس‌آزمون را دریافت کرده‌اند. پس از جمع‌آوری اطلاعات، داده‌ها با استفاده از روش تحلیل کوواریانس چندمتغیری به کمک نرم‌افزار SPSS 19 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
نتایج: بین دو گروه در دو مؤلفه کمال‌گرایی مثبت (019/0>p و 275/6=F) و کمال‌گرایی منفی (006/0>p و 136/9=F) تفاوت معنی‌داری وجود دارد. با مشاهده یافته‌های توصیفی می‌توان گفت گروه آزمایش پس از کسب مداخله طرحواره‌درمانی توانسته است نمرات پایین‌تری را در پس‌آزمون مؤلفه‌های کمال‌گرایی نسبت به گروه کنترل کسب کند.
نتیجه‌گیری: استفاده از روش طرحواره‌درمانی در درمان اضطراب باعث کاهش کمال‌گرایی افراد شده و از این رو آگاهی از این آموزش می‌تواند در جهت بهبود متغیرهای کمال‌گرایی مثبت و منفی به روان­شناسان، مشاوران، دانشجویان و سایر متخصصان کمک نماید.
کبری شریفیان، محمدجعفر تارخ، سید علیرضا هاشمی گلپایگانی،
دوره 19، شماره 3 - ( 12-1400 )
چکیده

زمینه و هدف: یکی از فرآیندهای پیچیده در وزارت بهداشت فرآیند ثبت ملزومات دارویی است. اکنون فرآیند ثبت به صورت پراکنده در سامانه های مختلف انجام می شود و این موجب ارائه خدمات موازی، اتلاف زمان و ھزینه می شود. لذا ارائه یک سامانه یکپارچه در قالب سرویس ها موجب بهبود در ارائه خدمات می شود. هدف تحقیق حاضر شناسایی مجموعه فعالیت هایی است که بتوان آنها را به صورت یک سرویس یا خدمت در نظر گرفت تا توسط آنها سامانه یکپارچه را ایجاد نمود.
روش کار: این پژوهش کاربردی است. ابتدا فعالیت های ثبت 20 محصول مختلف گردآوری شد، سپس برای شناسایی سرویس ها یا خدمات سامانه یکپارچه ثبت ملزومات داروئی، ابتدا الگوریتم بهینه سازی چند هدفه گرگ خاکستری                                              Gray Wolf Algorithm  (GWO) پیشنهاد شد. سپس مقادیر پارامترهای الگوریتم با روش مدلسازی تحلیل نیازهای هدف محور Goal-Based Requirements Analysis Method (GBRAM)، استخراج و الگوریتم پیاده سازی شد. در ادامه بهترین سرویس ها با فرآیند تحلیل سلسله مراتبی Analysis Hierarchical Process (AHP) استخراج شد.
نتایج : با پیاده سازی الگوریتم پیشنهادی 7 سرویس استعلام کلاس محصول، ثبت مدارک، بررسی مدارک بر حسب  نوع مجوز و کلاس محصول، صدور مجوز، آزمایشگاه، مطالعات بالینی و سرویس پرداخت شناسایی شد. سپس این سرویس ها با دقت 3/97 مورد تایید کارشناسان وزارت بهداشت و درمان قرار گرفتند. چارچوب پیشنهادی ارائه شده برای ثبت ملزومات دارویی اثربخش است و می تواند تا  90% موجب سهولت فرآیند، 80% کاهش زمان فرآیند و 65% کاهش هزینه فرآیند شود.
نتیجه گیری: ایجاد سیستم یکپارچه به عنوان یکی از چالش های مهم وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی می باشد. این هدف زمانی محقق می شود که سرویس­ها یا خدمات را شناسایی و یک سامانه یکپارچه را با ترکیب این سرویس­ها ایجاد شود.
 
فریبا گلستانی، زهرا عابدی، زهرا عزیزی، رضا غلام نیا،
دوره 20، شماره 1 - ( 3-1401 )
چکیده

زمینه و هدف: به دلیل ویژگی‌های طراحی، تاسیسات و وجود مواد نفتی به شکل خام یا محصولات پالایش شده از نفت خام، صنعت پالایش مستعد حوادث بزرگی مانند حریق و انفجار می‎باشد که خسارات و تلفات زیادی را درپی دارد. از طرفی با توجه به پیشرفت تکنولوژیهای هوشمند و پهپادها (پرنده‌های هدایت پذیر از دور) و استفاده گسترده از این تکنولوژی‌ها در صنایع مختلف، بکارگیری این فناوری‌های نوین در صنعت نفت و گاز نیز اجتناب‌ناپذیر است. به این منظور این پژوهش با هدف مدیریت بحران ناشی از حریق در پالایشگاه‌ها با استفاده از فناوری پهپاد مطالعه موردی در پالایشگاه نفت لاوان انجام شد.
روش‌کار: نحوه جمع‌آوری داده‌ها در پژوهش حاضر کیفی و کتابخانه‌ای می‌باشد. با ترکیب کلید واژه‌هایی چون پالایشگاه، حریق و انفجار و پهپاد مطالب جمع‌آوری و با جزییات بیشتری مورد مطالعه و بررسی قرار گرفت. جهت تکمیل خلاهای مطالعات و بررسی‌های کتابخانه‌ای از ابزار مصاحبه نیز استفاده شد. مصاحبه شامل ده سوال پیرامون عنوان پژوهش و از نظر میزان سازمان یافتگی نیمه ساختار یافته بود. به دلیل کیفی بودن نحوه جمع‌آوری داده‌ها افرادی انتخاب شدند که مطلع و با تجربه در ارتباط با موضوع مورد بررسی باشند. مصاحبه با 15 نفر از کارکنان پالایشگاه مورد مطالعه انجام شد. در ادامه برای تجزیه و تحلیل یافته‌ها از شیوه ابتدایی و اولیه مدل‌ قوت(Strength) ، ضعف (Weaknes)، فرصت (Opportunity)، تهدید  (Threat)(SWOT) برای شناخت تهدیدها و فرصت‌های خارجی و نقاط قوت و ضعف داخلی مورد مطالعه استفاده شد.
نتایج: یافته‌های پژوهش راهبردهای قوت/ فرصت (SO)، قوت/تهدید (ST)، ضعف/قوت (WO)، ضعف/تهدید (WT) (شکل1) که نتیجه تجزیه و تحلیل تهدیدها و فرصت‌های خارجی و نقاط قوت و ضعف داخلی می‌باشد.
نتیجه‌گیری: بکارگیری پهپاد‌‌ها با هدف پایش (پیدا کردن محل و منبع آتش‌سوزی)، شناسایی(تعیین مکان دقیق آتش و گستره آن)، مقابله و مهار (امداد و نجات، حفظ ایمنی آتش نشانان، اطفا) در صنعت نفت کنونی ایران ملزم به تغییر در ظرفیت و سطوح تکنولوژی و استعدادهای تجهیزاتی و نیروی انسانی آن بوده و ایجاد این تغییرات نیازمند حمایت‌های مدیران و کارکنان این صنعت در جهت استفاده از فناوری نوین پهپاد و عملیاتی شدن موضوع می‌باشد.
 
سیمزر صالحی، محمد نوریان، لیلا فتحی،
دوره 20، شماره 2 - ( 6-1401 )
چکیده

زمینه و هدف: زنان سرپرست خانوار که نقش تأمین­کننده معیشت را بر عهده دارند، یکی از مهمترین اقشار آسیب­پذیر جامعه بوده و لزوم توانمند نمودن آنان ضروری به نظر می­رسد. لذا پژوهش حاضر با هدف مطالعه نظام‌مند و طراحی الگوی نیازهای آموزشی زنان سرپرست خانواده انجام گرفت.
روش کار: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی، از نظر روش کیفی از نوع سنتزپژوهی بود که با استفاده از تحلیل محتوا و فراترکیب انجام گرفت. جامعه آماری شامل تمامی آثار منتشر شده به زبان فارسی یا انگلیسی در این حوزه از سال 2012 تا 2021 در چهار پایگاه اطلاعاتی معتبر اریکٍ (ERIC)، ساینس دایرکت (Science Direct)، پاب مد (PubMed) و گوگل اسکولار (Google  Scholar) بود. ابتدا با استفاده از کلیدواژه­های "آموزش زنان سرپرست خانوار، توانمندسازی زنان، زنان سرپرست خانوار، مهارت‌های زنان سرپرست خانوار" و بر اساس معیار ورود، 140 مقاله علمی شناسایی و سپس با توجه به معیار خروج، تعداد 93 مقاله کنار گذاشته و در نهایت 47 مقاله برای تحلیل نهایی انتخاب شدند. برای تجزیه وتحلیل کیفی مقالات از روش­های کدگذاری خط به خط و نرم افزار (MAXQDA 18) استفاده شد.  
نتایج: بر اساس نتایج به دست آمده، نیازهای آموزشی زنان سرپرست خانوار به عنوان مضمون اصلی دارای چهار مضمون "دانش­ها و مهارت­های گرایش جنسی مطلوب"، "دانش­ها و مهارت­های تربیت فرزندان"، "دانش­ها و مهارت­های اشتغال" و "توسعه و توانمندی فردی و اجتماعی" بود. با استفاده از روش فراترکیب 22 طبقه از چهار مضمون اصلی استخراج شده و مدل آموزش زنان سرپرست خانوار، طراحی گردید.  
نتیجه­ گیری: با توجه به آنکه نیازهای آموزشی زنان سرپرست خانوار مشخص شده است، توصیه می­شود دوره­های آموزشی مطابق با نیازهای آموزشی زنان سرپرست خانوار طراحی گردد.  
 
زهرا مختاری نیا، فروزنده جعفرزاده پور، تهمینه شاوردی،
دوره 20، شماره 2 - ( 6-1401 )
چکیده

زمینه و هدف: سیاست‌های جمعیتی با هدف ایجاد زندگی بهتر برای افراد جامعه و نیز حفظ منافع ملی طراحی و اجرا می‌شوند. اما اینکه اجرای این سیاست‌ها نیل هدف موصوف را موجب شده یا پیامدهای دیگری دارد که زندگی و حیات شهروندان و بالاخص افراد آسیب پذیر را تحت تاثیر قرار می‌دهد، نیازمند بررسی‌های دقیق است. این سیاست‌ها تأثیرات و پیامدهای بسیار عمیقی بر خانواده و سلامت اعضای آن، بالأخص زنان داشته است. هدف این پژوهش درک تفاسیر زنان دارای تجربه بارداری ناخواسته در مناطق جنوب شهر تهران از سیاست‌های افزایش جمعیت و پیامدهای آن بر زنان و زندگی خانوادگی آنان می‌باشد.
روش کار: مطالعه حاضر از روش کیفی نوع توصیفی می‌باشد. داده‌ها از طریق مصاحبه عمیق نیمه ساختار یافته با 23 نفر از زنان متاهل مراجعه کننده به مراکز جامع سلامت شبکه بهداشت جنوب تهران مناطق ١9،١7،١٦ که سابقه بارداری ناخواسته داشتند، به دست آمد. نمونه گیری هدفمند تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت و تحلیل داده‌ها بر مبنای نظریه داده بنیاد انجام شد.
نتایج: از مجموع 850 کد باز، 452 مفهوم، 47 خرده مقوله و 15 مقوله اصلی از داده‌های اولیه استخراج گردید. در نهایت پدیده تحمیل هزینه­های مرتبط با بارداری ناخواسته به‌عنوان پدیده اصلی که بقیه مقولات را پوشش می‌داد، انتخاب گردید.
نتیجه گیری: مهم‌ترین عوامل به وجود آوردن نارضایتی از مداخله جویی دولتی در مشارکت کنندگان، تحمیل هزینه‌های مرتبط با بارداری ناخواسته و نگهداری و پرورش فرزند ناخواسته است. شرایط مداخله گر این پدیده «فقر و گرانی» می‌باشد. استراتژی‌های مشارکت کنندگان عبارت بود از: سرکوب خواسته‌ها، حسرت و تلاش برای بهبود شرایط، و کاهش رابطه جنسی می‌باشد.
 
شایسته وحدانی، مهدی رضایی، منصور علی مهدی، محمد مهدی شریعت باقری،
دوره 20، شماره 4 - ( 12-1401 )
چکیده

زمینه و هدف: برنامه واکسیناسیون همگانی یکی از شیوه­ای کنترل بیماری کووید-19 است. موفقیت‌آمیز بودن واکسیناسیون، نیازمند پذیرش واکسن‌ کرونا توسط جامعه است. هدف پژوهش حاضر، پیش­بینی پذیرش واکسن کرونا بر اساس اضطراب‌ کرونا، خوش­بینی و نشخوار فکری در دانشجویان بود.
روش­ کار: پژوهش حاضر، توصیفی و از نوع مطالعات همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه­ دانشجویان علوم پزشکی دانشگاه آزاد تهران در سال 1401-1400 بود که تعداد 509 نفر از آن­ها، به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. شرکت‌کنندگان به پرسشنامه­ها‌ی پذیرش واکسن ‌کرونا (KAPC)، اضطراب‌کرونا ویروس (CDAS)، جهت­گیری زندگی (LOT) و نشخوار فکری (RRSپاسخ دادند. داده‌ها نیز بوسیله­ ی آزمون­های همبستگی پیرسون، همبستگی سهمی و رگرسیون استاندارد تجزیه و تحلیل شدند.
نتایج: نتایج نشان داد که متغیرهای اضطراب‌کرونا (مولفه­های اضطراب روانی و جسمانی)، خوش­بینی (مولفه­های انتظار پیامد مثبت و امید به آینده) و اعتماد به ایمنی واکسن، پذیرش واکسن کرونا را به طور مثبت پیش‌بینی کردند. همچنین متغیر نشخوار فکری (دو مولفه نشانه­های افسردگی و در فکر فرورفتن) پذیرش واکسن کرونا را به طور منفی پیش‌بینی کرد. ولی مولفه تأملِ نشخوار فکری، سن و جنسیت، پذیرش واکسن‌کرونا را به طور معناداری پیش‌بینی نکردند.
نتیجه‌گیری: برای افزایش میزان پذیرش واکسن کرونا، توجه به نقش پیش‌بینی­کننده‌ی عوامل روان­شناختی مانند اضطراب‌کرونا، خوش­بینی، اعتماد و نشخوار فکری می‌تواند کمک کننده باشد.
 
نونا حسینی، نصرت الله شادنوش، زهرا عابدی،
دوره 21، شماره 1 - ( 8-1402 )
چکیده

زمینه و هدف: پروبیوتیک یا همان محصولاتی که در تولید آنها از میکروارگانیزم های مفید بکاربرده می شود، سالیان اخیر توجه جامعه جهانی و به ویژه بخش سلامت و درمان را به خود جذب کرده اند. چرا که محصولات پروبیوتیک می توانند در درمان و ایمنی با سلامت  بدن انسان کمک ویژه­ای نمایند. و داروهای موجود در بازار عوارض جانبی متعددی را به همراه دارند. بدین ترتیب با توجه به اهمیت این محصولات هدف از انجام این پژوهش تبیین پیشران های توسعه کسب وکارهای صنعت پروبیوتیک در ایران می باشد.
روش کار: در پژوهش حاضر با استفاده از بررسی نقطه نظر خبرگان صنعت پروبیوتیک ایران که شامل متخصصین علوم تغذیه و پزشکی و فعالین کسب وکارهای پروبیوتیک می شود به جمع آوری مهمترین پیشران های توسعه کسب وکارهای صنعت پروبیوتیک در ایران با استفاده از روش تحلیل مضمون و بررسی اثر متغیرهای بدست آمده با بهره گیری از روش مدلسازی معادلات ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی پرداخته شده است.
نتایج: نتیجه گردآوری و تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که محیط کلان و محیط خرد ارتباط مستقیمی با توسعه صنعت پروبیوتیک دارند. تاثیر محیط کلان با ضرایب 05/0> 033/0= p، 13/3= T در سطح اطمینان 95%، بر توسعه صنعت پروبیوتیک معنادار واقع شد. همچنین محیط خرد نیز با ضرایب 05/0> 001/0= p، 13/2= T در سطح اطمینان 95% بر توسعه صنعت پروبیوتیک تاثیر گذار است.
نتیجه گیری: بدین ترتیب با توجه به بررسی­های انجام شده می توان بیان داشت که توسعه صنعت پروبیوتیک از دو بخش محیط کلان و محیط خرد، تحت تاثیر قرار می گیرند. در بخش محیط کلان نیروهای سیاسی همچون دولت ها می توانند زمینه را برای توسعه این صنعت فراهم نمایند و در بخش خرد، کسب وکارها و فعالین نیز می توانند تاثیر گذار باشند.
 
سیده مریم پور موسوی، ضحی حاجیها، محمد معرفت، ایمان زاغیان، حامد مصلحی،
دوره 21، شماره 4 - ( 12-1402 )
چکیده

زمینه و هدف: هدف از پژوهش حاضر مروری نظام مند و انتقادی به بسته های خدمات موجود در دفتر سلامت روانی اجتماعی و اعتیاد وزارت بهداشت در حوزه مواد، الکل و دخانیات بوده که در حال حاضر در نظام مراقبت های بهداشتی اولیه مورد استفاده است. این پژوهش با روش مرور و ارزیابی نقادانه، انجام شد.
روش کار: در ابتدا 1362 صفحه اطلاعات در قالب 47 فایل از سوی دفتر سلامت روانی، اجتماعی و اعتیاد جهت بررسی به پژوهشگران ارسال شد. فایل های ارسالی طبقه بندی، موارد اضافی، نامرتبط و تکراری حذف و نهایتاً 840 صفحه در 29 فایل مطالعه و مورد بررسی دقیق گرفت. سپس جهت نقد بر بسته ها از 7 متخصص حیطه اعتیاد استفاده شد. از روش تحلیل محتوا جهت استخراج نقدهای متخصصین استفاده گردید.
نتایج: بررسی های انجام شده نشان داد که اطلاعات جامعی در مورد اعتیاد به مواد مخدر، الکل و دخانیات به مراجعه کنندگان ارائه می شود. اما، در طی نگاه نقادانه و مروری بر بسته های موجود 4 نقد اصلی استخراج شد. نقد به منابع، اپیدمولوژی، عدم تناسب فرهنگ ایرانی-اسلامی و مسائل فنی-تخصصی 4 حیطه نقد اصلی وارده بر بسته های موجود بود. تعداد فایل ها و تنوع مداخلات، اشکالات ویرایشی و نگارشی، مداخلات و بحث هایی با منابع درون متنی نامناسب، منابع بعضاً قدیمی و مربوط به سال های 2013 و 2014، مداخلات قدیمی، عدم همخوانی مناسب با فرهنگ جامعه اسلامی ایران و ترجمه مستقیم بخش هایی از متون اصلی و اسناد مجامع بین المللی برخی از ایرادات وارده بر این خدمات بود.
نتیجه گیری: علی رغم تلاش های دفتر سلامت روانی، اجتماعی و اعتیاد جهت پوشش نیازهای اکثر افراد مراجعه کننده به نظام مراقبت های اولیه، به نظر می رسد تعداد بالای مداخلات و اطلاعات اضافی موجب سردرگمی پزشک، مراقب سلامت روان، مراقب سلامت خانواده، بهورز و دیگر افراد مرتبط خواهد شد. در نهایت پیشنهاد می شود برخی از بسته ها در یکدیگر ادغام شوند و مسائل تکراری حذف گردد و بخش های اختصاصی به آن اضافه شود و برخی از بسته ها نیز بر اساس موارد پیشنهادی مورد بازبینی اساسی قرار گیرند و بر تدوین بسته­های به روز و متناسب با فرهنگ جامعه ایرانی تاکید شود. 
 
ایمان زاغیان، سیده مریم پورموسوی، زهرا جنتی، حامد مصلحی،
دوره 22، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: نوجوانی دوره­ای از تغییرات سریع بیولوژیکی، شناختی و عصبی است. هدف از پژوهش حاضر نقدی فرهنگی بر بسته آموزشی دفتر سلامت روانی، اجتماعی و اعتیاد در حوزه­ی ارتباطات درون­خانوادگی و برون­خانوادگی نوجوانان اجرا شده در قالب خدمات سلامت روان شبکه بهداشت بر اساس فرهنگ ایرانی - اسلامی بوده است.
روش کار: این تحقیق به روش پژوهش کیفی و با روش تحلیل مضمون انجام شده است. جامعه آماری در پژوهش حاضر، کلیه­ محتواهای سلامت روان شبکه بهداشت است. در این پژوهش با استفاده از نمونه­ گیری هدفمند محتواهای مربوط به ارتباط با نوجوان در شبکه­ بهداشت مورد بررسی قرار گرفت. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از ابزار تحلیل قالب مضمون­ها، شبکه مضامین و تحلیل مقایسه­ای استفاده شد.
نتایج: پس از تجزیه و تحلیل داده­ها، 30 مضمون اولیه و 4 مضمون ثانویه و 2 مضمون فراگیر از متن استخراج شد. احترام به والدین، هنجارهای اجتماعی، هنجارهای اخلاقی و عدم سنخیت فرهنگی و به عنوان مضامین ثانویه و ارزش­ها، هنجارها به عنوان مضامین فراگیر استخراج شده است.
نتیجه گیری: لذا نتایج این مطالعه، ضرورت بازبینی و بازنویسی محتوای مربوط به برنامه تقویت بنیان خانواده برای والدین و نوجوانان را روشن می­سازد.
 
حامد مصلحی، سیده مریم پورموسوی، زینب زاکانی، ریحانه فیاض،
دوره 22، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: اثربخشی روان درمانی با توجه به تحقیقات انجام شده اثبات شده است، اما تعداد بیمارانی که رو به وخامت می‌روند یا بهبود نمی‌یابند هنوز مشکل‌ساز است. از طرفی، برخی از درمانگران به طور کلی موفقتر از دیگران هستند، اکثر درمانگران هم موفقیت و هم شکست درمانی را در موارد مختلف تجربه کرده اند. هدف از این مطالعه تعیین عوامل اثربخش در روان درمانی از منظر درمانگران و مراجعان بود.
روش کار: این پژوهش را می توان بر مبنای هدف از نوع پژوهش های کاربردی و از منظر ماهیت، کیفی به شمار آورد. جامعه آماری این پژوهش 1- درمانگران (روانپزشکان، روانشناسان و مشاوران) دارای مجوز سازمان نظام روانشناسی و مشاوره با تجربه درمانگری 5 سال به بالا و 2- مراجعینی که حداقل در یک دوره روان درمانی شرکت کرده اند را شامل می شود. روش نمونه گیری به صورت هدفمند صورت گرفت. بر اساس این روش، حجم نمونه مبتنی بر اشباع نظری بوده و لذا فرآیند مصاحبه تا حصول اطمینان از اشباع داده های مرتبط با موضوع تحقیق و نبود داده جدید ادامه یافت و مصاحبه‌ها در درمانگران در نفر بیست و یکم و در مراجعان در نفر پانزدهم به پایان رسید. برای گردآوری اطلاعات از روش مصاحبه استفاده گردید که داده ها با استفاده از روش تحلیل محتوا بر مبنای رویکرد قیاسی مورد تحلیل قرار گرفتند.
نتایج: یافته های این تحقیق نشان داد که عوامل احتمالی موثر در درمان اثربخش به سه حیطه درمانگر (نگرش، صلاحیت، شخصیت، بلوغ، توانایی و ویژگی ظاهری)، مراجع (ویژگی‌های جمعیت شناختی، علت و نحوه مراجعه، بینش) و عوامل محیطی (مسائل اقتصادی، اجتماعی-سیاسی، موقعیت مرکز روانشناختی، مسائل حمایتی و رویدادهای زندگی مراجع و درمانگر) تقسیم‌بندی می شود.
نتیجه گیری: یافته های پژوهش حاضر، اهمیت الگوی عوامل اثربخش را به سیاست گذاران، متولیان، اساتید و درمانگران حوزه سلامت روان نشان می‌دهد. ضمن اینکه احراز این مولفه ها می تواند کارآمدی درمانگران را در دستیابی به اهداف آنها افزایش دهد و همچنین به مراجعان کمک کند تا در انتخاب درمانگر چگونه عمل کنند.
 
مرضیه خونانی، داود شجاعی زاده، زهرا جلیلی،
دوره 22، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: میانجیان سلامت وظیفه انتقال پیام‌های مرتبط با سبک زندگی سالم را به جامعه هدفی بر عهده دارند که از طرف آنها در خانه‌های مشارکت مردم انتخاب شده‌اند. اجرای مداخلات آموزش محور، می‌تواند خود کارآمدی میانجیان سلامت در انجام رفتارهای ارتقاءدهنده سلامت را تقویت کند. هدف مطالعه، تعیین تأثیر مداخله آموزشی مبتنی بر نظریه خودکارآمدی بر سبک زندگی ارتقاءدهنده سلامت میانجیانِ است.
روش کار: مطالعه به‌صورت نیمه‌تجربی و مداخله‌ای با طراحی پیش‌آزمون-پس‌آزمون و گروه کنترل در سال ۱۴۰3۱۴۰2 انجام شد. جامعه آماری شامل میانجیان سلامت در خانه‌های مشارکت مردم وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران بود. با روش نمونه‌گیری تصادفی ساده، ۴ خانه مشارکت به عنوان گروه آزمون و مابقی به عنوان گروه کنترل انتخاب شدند. تعداد کل شرکت‌کنندگان ۷۴ نفر بود. برای گروه آزمون، ۴ جلسه آموزشی ۲ ساعته برگزار شد و مرور موضوعات، انجام تکالیف و پاسخگویی به سؤالات از طریق گروه آموزشی مجازی انجام شد. گردآوری اطلاعات با پرسشنامه‌های استاندار «خودکارآمدی» و «سبک زندگی ارتقاءدهنده سلامت» و تحلیل داده‌ها با 28 SPSS و آزمون‌های کای‌دو، تی، پیرسون و کولموگروف-اسمیرنوف صورت گرفت.
ﻧﺘﺎیﺞ: پس از مداخله، نمره سبک زندگی ارتقاءدهنده سلامت (از 00/21±40/30 به 71/24±31/168) و خودکارآمدی سلامت (از 21/10±57/68 به 84/11±57/84) در گروه آزمون به‌طور معنی‌داری افزایش یافت ( 001/0 (p< . بالاترین همبستگی معنی‌دار بین نمره کل سبک زندگی و خودکارآمدی مشاهده شد (741/0 (r=.
ﻧﺘﯿﺠﻪﮔﯿﺮی: یافته‌ها نشان می‌دهد که آموزش مبتنی بر نظریه خودکارآمدی می‌تواند موجب ارتقای رفتارهای مرتبط با سبک زندگی سالم در میانجیان سلامت شود و به‌عنوان راهبردی مؤثر در آموزش‌های سلامت‌محور مورد استفاده قرار گیرد.
 
سید کاملیا داودزاده، سید جعفر موسوی، فرشاد امامی، سمیه برجعلی لو،
دوره 22، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: هدف این مطالعه طراحی الگو کیفی برای تبیین نقش رسانه‌ها در توسعه ورزش خانگی در دوران پاندمی ( همه گیری) ‌کووید ۱۹بود.
روش کار: پژوهش حاضر از پارادایم تفسیری و با رویکرد کیفی (روش نظریه داده بنیاد) اجرا شد. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه ساختاریافته با ۱۵ متخصص علوم ورزشی و رسانه (انتخاب شده به روش هدفمند و با تکنیک گلوله برفی) گردآوری و مصاحبه ها در قالب متن و صوت با استفاده از نرم‌افزار2024  MAXQDA  تحلیل شدند. جهت روایی تحقیق از دانش و تخصص مشارکت کنندگان و همچنین بازبینی کدگذاری توسط دو تن از اساتید متخصص حوزه تربیت‌بدنی و جهت پایایی از پایایی بازکدینگ استفاده شده است که ضریب پایایی بازکدینگ برابر با 82/0 محاسبه گردید.
نتایج: تحلیل مصاحبه‌ها منجر به استخراج ۴۰۵ واحد معنادار و طبقه بندی آنها درقالب ۳۲ کد نهایی شد. این کدها در پنج مقوله اصلی در غالب پارادایم نظام مند اشتراوس و کوربین و در راستای طراحی الگو شامل: شرایط علی (مانند محدودیت‌های زیرساختی و عوامل اجتماعی-فرهنگی)، زمینه‌ها (مانند هماهنگی رسانه با نهادهای ورزشی)، عوامل مداخله‌گر (نظیر چالش‌های فنی در تولید محتوا)، راهبردها (از جمله تعامل دیجیتال و توسعه پلتفرم‌ها)، و پیامدها (نظیر افزایش مشارکت در ورزش آنلاین و پایداری اقتصادی رسانه‌ها) شناسایی شدند. یافته‌های الگوی کیفی نشان داد که رسانه‌های دیجیتال، با توجه به تغییر رفتار کاربران، نقشی کلیدی در ترویج ورزش خانگی ایفا کرده‌اند.   
نتیجه‌گیری: توسعه ورزش‌های خانگی مستلزم سرمایه‌گذاری هدفمند در زیرساخت‌های رسانه‌ای، تولید محتوای متناسب با نیاز مخاطبان، و بهره‌گیری هوشمندانه از داده‌ها و تحلیل‌های دیجیتال است. همچنین تقویت همکاری رسانه‌ها با نهادهای ورزشی و بازنگری در استراتژی‌های رسانه‌ای با درنظر گرفتن محدودیت‌های فنی و اقتصادی، ضروری به نظر می‌رسد.
 

صفحه 1 از 2    
اولین
قبلی
1
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه دانشکده بهداشت و انستیتو تحقیقات بهداشتی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb