700 نتیجه برای نوع مطالعه: پژوهشي
حامد پرواز، سید صمد بهشتی، رامین مرادی،
دوره 22، شماره 1 - ( 7-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: این تحقیق با هدف پاسخگویی به این سوال مطرح شده است که آیا هوش فرهنگی به عنوان سازهای که قابلیت انطباق افراد با محیطها و فرهنگهای جدید را میسنجد میتواند بر عملکرد اجتماعی افراد و برقراری ارتباط سالم با دیگران و یا به تعبیری سلامت اجتماعی آنها اثر بگذارد یا خیر.
روش کار: این تحقیق در بین شهروندان بالای ۱۵ سال شهر یاسوج با روش کمی و شیوه پیمایشی و با استفاده از ابزار پرسشنامه در نمونه ای ۳۸۰ نفری که به شیوه تصادفی چند مرحله ای انتخاب شدهاند انجام شده است.
نتایج: یافتههای این تحقیق نشان داد سطح هوش فرهنگی و سلامت اجتماعی جامعه مورد مطالعه، از سطح متوسط بالاتر است. نسبت سلامت اجتماعی و هوش فرهنگی مردان و زنان تفاوت معناداری ندارد. هوش فرهنگی و سلامت اجتماعی در بین متاهلین در مقایسه با مجردها میانگین بالاتری دارد. هرچند بین سن و سلامت اجتماعی رابطه وجود ندارد اما رابطه آن با هوش فرهنگی مثبت هست. آزمون فرضیهها نشان داد ابعاد مختلف هوش فرهنگی با سلامت اجتماعی ارتباطی مستقیم و مثبت دارند و هوش فرهنگی با ضریب رگرسیون استانداردی برابر با 372/0 میتواند نزدیک به 14% از تغییرات سلامت اجتماعی را تبیین کند. ضمن اینکه سن اثر مداخله ای بر رابطه این دو متغیر ندارد.
نتیجه گیری: در مجموع نتیجهای که میتوان از این تحقیق گرفت این است که افراد به واسطه داشتن هوش فرهنگی بهتر میتوانند سایر افراد ودیدگاهشان را بیشتر درک کرده، تحمل کنند و همین امر عملکرد آنها را در جامعه و در تعامل با دیگران بهبود می بخشد و بر سلامت اجتماعی آنها اثر مثبتی میگذارد.
مهرنوش آهنگرانی، محمد جعفر تارخ،
دوره 22، شماره 1 - ( 7-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: در سالهای اخیر، یادگیری ماشین و الگوریتمهای تکاملی توجه پژوهشگران و متخصصین در حوزههای مختلف، به ویژه حوزه سلامت را به جنبههای کاربردی آنها در پردازش مجموعه دادههای کلان برای ارائه بینشهای مفید به خود جلب کردهاند. از طرف دیگر، تشخیص سریع و دقیق بیماری دیابت یکی از مهمترین مسائل در پزشکی است و افزایش نرخ ابتلا به این بیماری برای جوامع جهانی نگرانیهای بسیاری را به همراه داشته است. مطالعه حاضر با هدف ایجاد یک مدل تشخیصی مبتنی بر الگوریتمهای تکاملی و یادگیری ماشین جهت تشخیص بیماری دیابت انجام شد.
روش کار: این پژوهش یک چارچوب مبتنی بر تشخیص هوشمند بیماری دیابت را ارائه میدهد. روش پیشنهادی شامل دو مرحله اصلی است: مرحله اول شامل رویکرد طبقهبندی با استفاده از الگوریتمهای K-نزدیکترین همسایه و جنگل تصادفی است. مرحله دوم شامل رویکرد ترکیبی انتخاب ویژگی و طبقهبندی به منظور بهبود نتایج مرحله اول است که در آن از الگوریتمهای بهینهساز گرگ خاکستری، بهینهساز نهنگ و بهینهساز ازدحام ذرات جهت انتخاب ویژگی استفاده شده است. در این تحقیق از مجموعه داده دیابت هندی پیما استفاده شده است. تجزیه و تحلیل مقایسهای بین رویکردهای مختلف از طریق شاخصهای ارزیابی دقت، صحت و فراخوانی و امتیاز F1 انجام شده است.
نتایج: پس از مقایسه های تطبیقی بین مدلهای پیشنهادی، مدل جنگل تصادفی مبتنی بر بهینهساز گرگ خاکستری با صحت پیشبینی 81/38% به عنوان مدل نهایی انتخاب و معرفی شد.
نتیجه گیری: نتایج حاصل از این پژوهش نشان میدهد که استفاده از الگوریتمهای تکاملی در کنار مدلهای یادگیری ماشینی، میتواند کارایی و صحت تشخیص بیماری دیابت و عوارض ناشی از آن را در بیشتر مواقع افزایش دهد.
الهام فتح الهی، محمد جعفری،
دوره 22، شماره 1 - ( 7-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: در سالهای اخیر، روابط متقابل بین محیطزیست، انرژی و سلامت به دلیل تأثیر قابلتوجهی که بر سلامت انسان دارند، توجه فزایندهای را به خود جلب کرده است. این مطالعه بر آن است تا به بررسی تأثیر متقابل و پیچیده محیط، اقتصاد، توسعه، انرژی و نتایج سلامت در ایران بپردازد.
روش کار: در این تحقیق از آزمون هم انباشتگی حداقل مربعات کاملاً اصلاح شده بر روی داده سالانه کشور ایران از سال 1360 تا 1400 استفاده میشود. در این راستا متغیرهای مصرف انرژی تجدیدپذیر، هزینههای بهداشتی، آلودگی هوا، نرخ باسوادی زنان، نرخ تورم، ضریب جینی، تولید ناخالص داخلی سرانه، توسعه مالی و مصرف سوخت فسیلی بر امید به زندگی در بدو تولد درنظر گرفته میشود.
نتایج: نتایج تخمین مدل تحقیق نشان داد که توسعه مالی به طور مثبت و با مقدار 0/037 بر امید زندگی تأثیر میگذارد. این مطالعه همچنین نشان میدهد که انتشار CO2 و مصرف سوخت فسیلی به ترتیب 0/015 و 1/02 سبب کاهش امید زندگی میشود. مصرف انرژی تجدید پذیر و مخارج سلامت نیز به ترتیب با ضریب مثبت 0/025 و 0/035سبب بهبود امید زندگی در ایران شده است.
نتیجهگیری: برای افزایش نتایج سلامت لازم است اقداماتی برای افزایش هزینههای سلامت، افزایش استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر، کاهش استفاده از سوختهای فسیلی و تقویت توسعه مالی در بلندمدت جهت دسترسی آسانتر به درمانهای پزشکی، اجتناب از بیماریها، سبک زندگی سالمتر و کیفیت محیطی، انجام شود. از طرف دیگر از حیث سیاستگذاری، برنامهریزی در جهت بهبود شاخصهای اقتصادی میتواند زمینه را برای تقاضای کالاهای بهداشتی و آموزشی و بهبود وضعیت بهداشـتی جامعـه فراهم نماید.
سراج الدین محمودیانی، مجید موحد مجد، حدیثه محمدی ها،
دوره 22، شماره 1 - ( 7-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: عادتهای غذایی سالم از از مهمترین تعیینکنندههای سلامت افراد در دنیای امروز است. بیتردید سواد غذایی و مؤلفههای آن از متغیرهای تأثیرگذار بر عادتهای غذایی است. این مطالعه بهدنبال بررسی رابطه دانش غذایی، مهارت غذایی، تابآوری و عادتهای غذایی سالم در بین جمعیت بزرگسال شهر شیراز بود.
روش کار: برای این منظور با استفاده از نمونهگیری خوشهای و پرسشنامه تعداد 384 نفر از جمعیت بزرگسال شهر شیراز با روش نمونهگیری خوشهای در سال 1402 پیمایش شد. سواد غذایی در برگیرندۀ مؤلفه های دانش، مهارت و تابآوری بود. مؤلفه های فوق با استفاده از پرسشنامه استاندارد و 14 گویه سنجش شد. مقیاس استفاده شده برای سنجش عادات غذایی سالم شامل 6 گویه بود. برای تحلیل داده ها از نرم افزار27 SPSS استفاده شد.
نتایج: دانش غذایی، مهارت غذایی، تابآوری و عادتهای غذایی سالم اکثریت نمونه در سطح متوسطی قرار دارد. تحلیل چندمتغیره نشان داد که افزایش سن به افزایش معنیدار عادتهای غذایی سالم میانجامد. عادتهای غذایی سالم در بین افراد دانشگاهی بهطور معنیداری بیشتر از افراد بیسواد بود. دانش غذایی و تابآوری بهترتیب بیشترین تأثیر معنیدار را بر عادتهای غذایی سالم داشتند.
نتیجه گیری: هدف این تحقیق بررسی رابطه مؤلفه های سواد غذایی و عادتهای غذایی سالم در بین جمعیت بزرگسال شهر شیراز بود. دانش غذایی و تابآوری اثر معنی دار بر عادتهای غذایی سالم داشتند. در مجموع میتوان نتیجه گرفت که باید اجرای دوره های آموزشی هدفمند، با تأکید ویژه بر ارتقای دانش و مهارت غذایی در دستور کار مسئولان ذیربط قرار گیرد. ارتقاء سواد غذایی میتواند افزایش عادتهای غذایی سالم و در نهایت افزایش سطح عمومی سلامت جامعه را به همراه داشته باشد.
آرام حلیمی، گل جمال جرجانی، لیلا شریفی علی آبادی، محمد رضا طاهریان، هانیه یگانه، متین شکرگزار، غلامرضا ابراهیمی، محمد حسین پناهی،
دوره 22، شماره 1 - ( 7-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: این مطالعه با هدف ارزیابی و اولویتبندی نیازهای سلامت جامعه تحت پوشش مرکز سلامت امامزاده قاسم واقع در شمال شهرستان تهران، انجام شده است.
روش کار: این مطالعه بر اساس مدل کارولینا شمالی برای ارزیابی جامع سلامت جامعه انجام شد. ارزیابی شامل تحلیل دادههای ثانویه و مصاحبههای مستقیم بود. اطلاعات عمومی و امکانات موجود در سطح منطقه از منابع ثانویه استخراج میشوند، در حالی که دیدگاهها و نظرات درباره نیازهای جامعه از طریق مصاحبه با افراد قشرهای مختلف ساکن در منطقه جمعآوری شد. فرآیند اولویتبندی از یک سیستم امتیازدهی بر اساس شدت، گستردگی و قابلحل بودن مشکل دارای اولویت، استفاده شد.
نتایج: مطالعه نشان میدهد که مسائل فاضلاب، مشکلات ساخت و ساز، و مدیریت پسماند به عنوان اولین نگرانیهای سلامت در این منطقه می باشد. تحلیل مقایسهای با ارزیابیهای سلامت در سایر مناطق ایران، چالشهای منحصر به فردی که این جامعه با آن روبرو است، را تأکید میکند.
نتیجهگیری: با ارزیابی سلامت این منطقه، مشخص شد که نیازهای فوری جامعه تحت پوشش خود به مداخلات هدفمندی نیاز دارد. راهحلهای پیشنهادی شامل تدابیر قانونی، آموزش عمومی و مداخلات شهرداری برای حل مشکلات فاضلاب، ساخت و ساز و مدیریت پسماند هستند. که این راهحلها در قالب یک برنامه عملیاتی مدون پیشنهاد شده است.
موسی لایقی قلعه سوخته، احمد کلاته ساداتی، حسین افراسیابی، سارا صادقیه،
دوره 22، شماره 1 - ( 7-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: توسعه روستا، در گرو توجه به موضوع سلامت و دسترسی به آن در میان روستائیان میباشد. هدف اصلی این پژوهش واکاوی درک و تجربه دسترسی به خدمات سلامت در میان روستاییان در بخش فلارد لردگان است.
روش کار: روش پژوهش کیفی است که با راهبرد نظریه زمینهای انجام شده است. دادهها به روش مصاحبهی نیمهساختاریافته جمعآوری شد و با 20 نفر به اشباع رسید. دستنوشته دادهها به روش کدگذاری باز، محوری و انتخابی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و در نهایت یک الگوی زمینهای نیز ارائه شد.
نتایج: از مهمترین یافته ها از درک و تجربه روستائیان میتوان گفت افرادی که در روستا زندگی میکنند همیشه در برخورد با زندگی شهری خود را مقایسه میکنند و به امکانات و خدمات بیشتر و بهتر شهرها اشاره میکنند و نوعی عدم دسترسی و نبود امکانات مساوی در اذهان متصور است. بر اساس یافته های پژوهش میتوان به سه مقوله اصلی؛ دسترسی و پوشش ناقص، احساس نابرابری، در حاشیهبودگی اشاره کرد، که مهمترین مشکلاتی است که ساکنین روستاهای بخش فلارد را تهدید میکند. مقوله اصلی تحقیق حاضر تحت عنوان ادراک نابرابری از دسترسی است.
نتیجه گیری: توسعه روستاها در گرو توجه به موضوع سلامت و دسترسی به خدمات مرتبط با آن است. با وجود تلاش های باارزش دولتها در 4 دهه اخیر در رابطه با توسعه بهداشت روستاها موضوع دسترسی نیازمند توجه جدی است. سالمندی روستاییان، در کنار احساس محرومیت نسبی در دسترسی به خدمات سلامت مهمترین موضوعاتی است که سیاستگذارن سلامت بایستی توجه جدی به آن داشته باشند.
عدیل حمیدوند، بهنام بهاری، محمد عظیمی،
دوره 22، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: روح و جسم آدمی از شریف ترین موضوعاتی است که می طلبد آدمی مطالعات و تاملاتی نسبت به آن داشته باشد در این خصوص قرآن کریم و عترت، علاوه بر هدف اساسی خودشان که هدایت بشریت به سوی رستگاری می باشد، مسائلی را که در جهت بهبود کیفیت زندگی دنیوی او ضروری است را نیز تبیین نموده است. در این تحقیق نیز درباره ابعاد مختلف سلامت جسمی بحث می شود. بنابراین پژوهش حاضر در نظر دارد مولفه های سلامت جسمی از منظر قرآن و روایات را مورد بررسی قرار دهد.
روش کار: پژوهش حاضر یک پژوهش کاربردی است که در دو مرحله به منظور دستیابی به یافته ها انجام پذیرفت. گام اول: با استفاده از روش پژوهش کیفی از نوع توصیفی و تحلیلی انجام گردیده است. در این مطالعه برای استخراج و تدوین مطالب از روش سه سوسازی (زاویه بندی) استفاده گردید؛ یعنی مطالعه با استناد به مبانی برخاسته از آیات قرآن و روایات معصومین(ع) و نیز بهره گیری از پژوهش های مربوط و مبانی نظری انجام شد. گام دوم: به منظور بررسی فراوانی و ضریب اهمیت مولفه های سلامت جسمی در قرآن، در این پژوهش از روش تحلیل محتوا استفاده شده است. محتوای طرح از نظر پاسخگو (متن قرآن کریم) و نوزده مؤلفه اصلی در حیطه سلامت جسمی مورد بررسی قرار گرفت.
نتایج: بررسی مولفه های سلامت جسمی از منظر قرآن نشان میدهد که از بررسی مولفه های سلامت جسمی از منظر قرآن امر به خوردن چیزهای پاکیزه و حلال با فراوانی مطلق 9، فرستادن آب برای نوشیدن و سیراب کردن انسان با فراوانی مطلق 13، حرام و ممنوع بودن گوشت مردار با فراوانی مطلق 4، ممنوعیت خوردن گوشت خوک با فراوانی مطلق 4، ممنوع بودن خوردن خون با فراوانی مطلق4، قرار دادن شیر حیوانات اهلی برای تغذیه با فراوانی مطلق 4، رویانیدن انواع میوهها و گیاهان برای تغذیه با فراوانی مطلق 47، حلال و جایز بودن استفاده از گوشت حیوانات اهلی حلال گوشت با فراوانی مطلق 14، حلال بودن ماهی از آبزیان (غذاهای دریایی) با فراوانی مطلق 3، شفابخشی و تغذیه قرار دادن عسل با فراوانی مطلق 1، استفاده از پوست حیوانات برای پوشش اندام بدن انسان با فراوانی مطلق 2، مرکب قرار دادن حیوانات با فراوانی مطلق3، دستور نگاه به غذا با فراوانی مطلق1، نزول لباس برای پوشش اندام انسان با فراوانی مطلق5، تحریم شراب با فراوانی مطلق4، شیر مادر برای تغذیه کودک با فراوانی مطلق4، وضوگرفتن، تیمم کردن و غسل کردن با فراوانی مطلق2، روزه گرفتن با فراوانی مطلق13، بهداشت فردی با فراوانی می باشند که در بین این مولفه ها، مضمون رویانیدن انواع میوهها و گیاهان برای تغذیه با فراوانی مطلق 47، بیشترین فراوانی را به خود اختصاص داده است.
نتیجه گیری: یافته های حاصل نشان داده است که در بین مولفه های سلامت جسمی از منظر قرآن، بیشترین ضریب اهمیت مربوط به رویانیدن انواع میوهها و گیاهان برای تغذیه (055/0) و کمترین ضریب اهمیت به شفابخشی و تغذیه قرار دادن عسل با مقدار (034/0) است.
سراج الدین محمودیانی، رقیه خسروی، جاناتان پارکر، نازنین آقایی،
دوره 22، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: علیرغم اهمیت بهداشت باروری و استفاده از روشهای پیشگیری از بارداری، اهمیت آنها در بهداشت و رفاه عمومی مردم هنوز بهطور کامل در کشورهای در حال توسعه درک نشده است. انتظار میرود تغییرات قابل توجّه در سیاست ایران در زمینه تنظیم خانواده، همراه با بروز کووید-19، بر روشهای پیشگیری از بارداری به کار گرفته شده در کشور تأثیر گذاشته باشد.
روشکار: این مطالعه مقطعی با استفاده از روش پیمایشی کمّی بر روی 1200 زن متأهل در سن باروری شهر شیراز در سال 1399 انجام شد. نمونهگیری ترکیبی از روشهای طبقهبندی چند مرحلهای و تصادفی سیستماتیک بود. دادهها با استفاده از پرسشنامه ساختاریافته و محققساخته جمعآوری شد. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرم افزار SPSS و با استفاده از آزمونهای مجذور کای و رگرسیون لجستیک چندگانه انجام شد.
نتایج: بر اساس یافتهها، پیشبینیکنندههای اصلی استفاده از روشهای پیشگیری از بارداری شامل سن زنان، باروری واقعی، باروری ایدهآل، سطح تحصیلات زوجها و وضعیت اشتغال زوجها بود. شانس استفاده از روشهای سنتی در پی همهگیری کووید-19 افزایش یافت.
نتیجهگیری: با توجه به گرایش قابل توجه زنان به استفاده از روشهای پیشگیری سنتی، بخصوص در دوران شیوع همهگیریها، آموزش مسائل مرتبط با این روشها به زنان ضرورت مییابد. از آنجایی که روشهای سنتی میتواند بارداری ناخواسته را به دنبال داشته باشد بنابراین آموزش روشهای پیشگیری برای زنان باید در سیاستهای جمعیتی گنجانده شود.
حامد مصلحی، سیده مریم پورموسوی، زینب زاکانی، ریحانه فیاض،
دوره 22، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: اثربخشی روان درمانی با توجه به تحقیقات انجام شده اثبات شده است، اما تعداد بیمارانی که رو به وخامت میروند یا بهبود نمییابند هنوز مشکلساز است. از طرفی، برخی از درمانگران به طور کلی موفقتر از دیگران هستند، اکثر درمانگران هم موفقیت و هم شکست درمانی را در موارد مختلف تجربه کرده اند. هدف از این مطالعه تعیین عوامل اثربخش در روان درمانی از منظر درمانگران و مراجعان بود.
روش کار: این پژوهش را می توان بر مبنای هدف از نوع پژوهش های کاربردی و از منظر ماهیت، کیفی به شمار آورد. جامعه آماری این پژوهش 1- درمانگران (روانپزشکان، روانشناسان و مشاوران) دارای مجوز سازمان نظام روانشناسی و مشاوره با تجربه درمانگری 5 سال به بالا و 2- مراجعینی که حداقل در یک دوره روان درمانی شرکت کرده اند را شامل می شود. روش نمونه گیری به صورت هدفمند صورت گرفت. بر اساس این روش، حجم نمونه مبتنی بر اشباع نظری بوده و لذا فرآیند مصاحبه تا حصول اطمینان از اشباع داده های مرتبط با موضوع تحقیق و نبود داده جدید ادامه یافت و مصاحبهها در درمانگران در نفر بیست و یکم و در مراجعان در نفر پانزدهم به پایان رسید. برای گردآوری اطلاعات از روش مصاحبه استفاده گردید که داده ها با استفاده از روش تحلیل محتوا بر مبنای رویکرد قیاسی مورد تحلیل قرار گرفتند.
نتایج: یافته های این تحقیق نشان داد که عوامل احتمالی موثر در درمان اثربخش به سه حیطه درمانگر (نگرش، صلاحیت، شخصیت، بلوغ، توانایی و ویژگی ظاهری)، مراجع (ویژگیهای جمعیت شناختی، علت و نحوه مراجعه، بینش) و عوامل محیطی (مسائل اقتصادی، اجتماعی-سیاسی، موقعیت مرکز روانشناختی، مسائل حمایتی و رویدادهای زندگی مراجع و درمانگر) تقسیمبندی می شود.
نتیجه گیری: یافته های پژوهش حاضر، اهمیت الگوی عوامل اثربخش را به سیاست گذاران، متولیان، اساتید و درمانگران حوزه سلامت روان نشان میدهد. ضمن اینکه احراز این مولفه ها می تواند کارآمدی درمانگران را در دستیابی به اهداف آنها افزایش دهد و همچنین به مراجعان کمک کند تا در انتخاب درمانگر چگونه عمل کنند.
سمانه میراسماعیلی، علی محمد مصدق راد، ابراهیم جعفری پویان،
دوره 22، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: اعتباربخشی، یک مدل ارزشیابی خارج سازمانی، از مهم ترین برنامه های ارزشیابی خدمات سلامت در چند دهه اخیر بشمار میرود. نظام نوین اعتباربخشی خدمات سلامت در ایران فاقد استانداردهای لازم برای ارزشیابی خدمات سرپایی و درمانگاههای عمومی است. این مطالعه بنابراین، با استفاده از تجربیات سایر کشورها به طراحی مدلی برای اعتباربخشی درمانگاههای عمومی پرداخته است.
روش کار: پژوهش حاضر یک مطالعه مروری - کیفی بود که در دو گام انجام پذیرفت. در گام اول مدلها، روش ها و استانداردهای اعتباربخشی درمانگاههای عمومی کشورهای منتخب با مرور تطبیقی شناسایی شد. در گام دوم به روش کیفی و با روش پانل خبرگان مدل مفهومی اعتباربخشی این درمانگاهها طراحی شد.
نتایج: مدل پیشنهادی برای اعتباربخشی درمانگاهها با ثبت درخواست در سامانه و به روز رسانی اطلاعات آغاز میشود. پس از خودارزیابی درمانگاه و ارزیابی خارجی، زمان برای انجام اصلاحات در نظر گرفته میشود. محورهای کلیدی پیشنهادی برای اعتباربخشی درمانگاهها در این مدل شامل مدیریت و رهبری، مدیریت اطلاعات، مدیریت فرآیندها، مدیریت منابع انسانی، حقوق گیرندگان خدمت و نتایج عملکردی می باشد. رتبه بندی درمانگاههای کشور در پنج سطح (عالی، خوب، متوسط، ضعیف و زیر استاندارد) قابل انجام خواهد بود.
نتیجه گیری: با توجه به محورها و فرایند شناسایی شده و عدم وجود یک رویکرد نظام مند، مدل اعتباربخشی پیشنهادی میتواند برای اولین بار یک شیوه علمی و کاربردی جهت گروههای ارزیاب داخل و خارج سازمان فراهم ساخته و ارزشیابی متناسب و معتبری از درمانگاههای سرپایی عمومی ایران ارائه کند.
روناک میلادی، زهرا نقیبی فر، محمدحسین زمانیان، آرمین نقی پور، ارشیا سخایی،
دوره 22، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: عفونت های ویروسی مختلف یکی از عوامل خطر رد پیوند کلیه در بیماران دریافت کنندهی این عضو می باشد. این مطالعه با هدف بررسی فراوانی عفونت های ویروسی در دریافت کنندگان پیوند کلیه در ایران انجام شد.
روش کار: مطالعه حاضر به صورت مرور سیستماتیک انجام شد. کلمات کلیدی در عنوان یا چکیده مقالات منتشر شده به زبان فارسی و انگلیسی پایش شد. جستجو در پایگاه های داده طی سالهای 1402-1392 انجام شد.
نتایج: در مجموع 2822 نمونه مورد بررسی قرارگرفت. بیشترین و کمترین حجم نمونه در مقالات مورد بررسی به ترتیب 1615 و 50 بیمار بود. بیشترین فراوانی عفونت ویروسی مربوط به استان های گیلان، مشهد، رشت و اهواز با فراوانی مطلق و (نسبی) 54 (9/52 %)، 54 (9/21%)، 54 (49%) و 51 (8/41%) بود. فراوانی پلیوماویروس BK، سیتومگالوویروس (CMV) و ویروس هپاتیتC بهترتیب شایعترین عفونتهای ویروسی در دریافتکنندگان پیوند کلیه بودند.
نتیجه گیری: با توجه به نتایج بدست آمده و شیوع بالاتر عفونت پلیوماویروس BK و CMV در دریافتکنندگان پیوندکلیه، غربالگری اهداکنندگان عضو از نظر این ویروسها در کشور حائز اهمیت است.
عابدین ایرانپور، نوذر نخعی، علی بهرام نژاد، علی کارآموزیان، طاهره یزدی نژاد،
دوره 22، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از مهمترین پیش بینی کننده های تمایل و اقدام به سوء مصرف مواد میزان تاب آوری افراد است. این پژوهش با هدف تعیین ارتباط بین تابآوری و سوءمصرف مواد (ATOD) در میان جوانان 18 تا 29 سال شهر کرمان در سال 1401 انجام شده است.
روش کار: این مطالعه مقطعی به روش نمونه گیری چند مرحله ای بر روی 407 نفر از جوانان 18 تا 29 سال شهر کرمان از بهار تا زمستان 1401 انجام شد. در هر منطقه شهرداری شهر کرمان پنج آرایشگاه زنانه و پنج آرایشگاه مردانه و همچنین چهار مرکز درمان نگهدارنده با متادون نیز در همان مناطق انتخاب و از آنها نمونهگیری بهعمل آمد. ابزار های اندازه گیری در این پژوهش، پرسشنامه های فرم کوتاهمقیاس تابآوری RS-14، مقیاس تجارب دوران کودکی ACE-8 ، پرسشنامه سنجش سوء مصرف مواد به انضمام متغیرهای زمینه ای بودند که از طریق مصاحبه حضوری تکمیل شدند.
نتایج: با افزایش سن، جنسیت مرد، سابقه خشونت خانگی و همچنین تحصیلات پایین میزان سوء مصرف مواد و احتمال مراجعه به مراکز درمان نگهدارنده با متادون افزایش مییابد و هرچه میزان تابآوری بالاتر باشد، شانس سوء مصرف مواد و مراجعه به این مراکز جهت درمان کاهش مییابد( 05/0 (p ≤ .
نتیجه گیری: این یافتهها اهمیت ایجاد برنامههای مؤثر بهمنظور افزایش تابآوری برای جوانان را نشان داده که با کاهش خطر سوءمصرف مواد همراه است و از نتایج حاصل از این پژوهش میتوان برای برنامهریزیهای مناسب بهمنظور تنظیم راهکارهای پشتیبانی از سلامت جوانان استفاده کرد.
پریسا بریموندی، نرجس شکری، عبدالرحیم اسدالهی، مسعود کریمی، سید منصور کشفی،
دوره 22، شماره 3 - ( 1-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: اپیدمی کرونا و قرنطینه خانگی، شرکت در فعالیتهای بدنی سالمندان را تحت تأثیر قرار داده است؛ این در حالی است که سالمندان، به ویژه سالمندان مبتلا به فرتوتی جهت حفظ و یا بهبود وضعیت سلامتی خود به انجام تمرینات ورزشی منظم دارند. از اینرو هدف از پژوهش حاضر، بررسی تأثیر تمرینات حرکتی در منزل بر عملکرد شناختی و فعالیتهای ابزاری زندگی روزمره زنان سالمند فرتوت میباشد.
روش کار: جامعه آماری در این پژوهش نیمهتجربی، زنان سالمند شهر شیراز بودند. 80 زن به روش مبتنی بر هدف و با توجه به معیارهای ورود، در پژوهش شرکت کردند و به صورت تصادفی به دو گروه 40 نفره آزمون و کنترل تقسیم شدند. گروه آزمون برنامه تمرینات ورزشی خود را در طی 8 هفته 3 جلسهای (یک ساعته) از طریق واتساپ دریافت نموده و انجام دادند. قبل از انجام مداخله و یک ماه بعد از آخرین جلسه مداخله شرکتکنندگان دو گروه پرسشنامههای جمعیتشناختی، شاخص آسیبپذیری تیلبورگ، آزمون کوتاه وضعیت شناختی و شاخص لاوتون را تکمیل کردند. برای تجزیه و تحلیل دادهها از آزمونهای تیمستقل و تی زوجی در نرمافزار 27 SPSS استفاده شد.
نتایج: نتایج نشان داد که انجام تمرینات حرکتی بر روی فرتوتی (39/1= Cohen’s d) (001/0>p)، وضعیتشناختی (41/1= Cohen’s d) (040/0 =p) و انجام فعالیتهای ابزاری زندگی به طور مستقل (40/0= Cohen’s d) (007/0 =p) در زنان سالمند فرتوت تأثیر مثبتی داشت.
نتیجهگیری: یافتههای این مطالعه از اثر غالب پروتکل تمرینی اجرا شده در این پژوهش بر روی متغیرهای مذکور حمایت میکند؛ بنابراین توصیه میشود از این تمرینات ورزشی در دورههایی مانند قرنطینه کرونا در منزل استفاده شود.
مریم محمودی، مینا حاجی محمدی،
دوره 22، شماره 3 - ( 1-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: ارزیابی دریافت غذایی و وضعیت تغذیهای بیماران دیالیزی میتواند چالش برانگیز باشد. ارزیابی دقیق و منظم بیماران، کفایت دریافت درشت مغذیها و ریزمغذیها را تضمین میکند و در نتیجه منجر به کاهش عوارض و مرگ و میر و بهبود کیفیت زندگی بیماران میشود.
روش کار: جستجوی علمی در پایگاههای دادههای علمی و موتورهای جستوجو مانند Pubmed، Google Scholar، ScienceDirect و Scopus با کلیدواژههای دیالیز، دیالیزصفاقی، مرحله نهایی بیماری کلیوی، نارسایی کلیوی، بیماری مزمن کلیوی، نیازهای تغذیهای و ارزیابی تغذیه به زبان انگلیسی به منظور یافتن مطالعات منتشر شده بین سالهای 2014 تا 2024 انجام شد. تعداد 18 مقاله یافت شد که بر اساس معیارهای ورود، مورد بررسی قرار گرفتند.
نتایج: اهداف تغذیه درمانی پزشکی برای کنترل مرحله نهایی بیماری کلیوی (ESRD) End-Stage Renal Disease شامل موارد زیر میباشد: پیشگیری از کمبود تغذیهای و حفظ وضعیت مناسب تغذیه (در کودکان تامین رشد) از طریق کفایت دریافت پروتئین، انرژی، ویتامین و موادمعدنی، کنترل ادم و عدم تعادل الکترولیتی با کنترل دریافت سدیم، پتاسیم و مایعات، پیشگیری یا به تاخیر انداختن پیشرفت استئودیستروفی کلیوی از طریق کنترل کلسیم، فسفر، ویتامین D و هورمون پاراتیروئید، قادر ساختن بیمار به مصرف رژیم غذایی متعادل و متناسب با سبک زندگی بیمار در حدی که امکان پذیر باشد، هماهنگ کردن مراقبت از بیمار با خانواده، متخصصین تغذیه، پرستاران و پزشکان، ارائه آموزش اولیه تغذیه، مشاوره دورهای و پایش طولانی مدت بیماران با هدف دریافت آموزش کافی برای توانایی کنترل رژیم غذایی خود.
نتیجهگیری: دیالیز، درمانی برای بقای بیماران مبتلا به مرحله نهایی بیماری کلیوی (ESRD) میباشد و مراقبتهای تغذیهای جزء جدایی ناپذیر روند درمان بیماران میباشند.
سراج الدین محمودیانی، پرنیان کرمی، فاطمه هاشمی،
دوره 22، شماره 3 - ( 1-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به کاهش باروری در ایران و رسیدن آن به زیر سطح جانشینی، سیاستگذاران بهدنبال افزایش نرخ باروری از طریق سیاستهای تشویقی هستند. از اینرو تحقیق درباب عوامل اقتصادی و اجتماعی مؤثر بر باروری و قصد فرزندآوری میتواند به تدوین سیاستهای جمعیتی مناسبتر کمک نماید.
روشکار: در مطالعه حاضر از تکنیک پیمایش استفاده شد. برای گردآوری دادهها از پرسشنامه استاندارد استفاده شد. جامعه آماری شامل زنان دارای همسر 15 تا 49 سال ساکن شهر شیراز بود. تعداد 384 نفر از زنان در آبان و آذر ماه 1402 پیمایش شدند. برای تحلیل دادهها از نرم افزار SPSS 27 استفاده شد.
نتایج: یافتهها نشان داد که در بین متغیرهای زمینهای مدت ازدواج، درآمد، تعلق طبقاتی، وضعیت مسکن و وضعیت اشتغال اثر معنیدار بر احتمال قصد فرزند آوری زنان داشتند (05/0p<). حمایت اجتماعی ادراک شده و رضایت زناشویی بهطور معنیداری احتمال قصد باروری زنان را افزایش دادند (05/0p<).
نتیجهگیری: از آنجایی که شکل خانوادهها متحول و از گسترده به هستهای تغییر شکل داده است لذا احتمال دارد زنان نتوانند حمایت اجتماعی غیررسمی را به اندازه گذشته از اطرافیان خود دریافت کنند بنابراین حمایتهای رسمی دولتی میتواند این خلاء را پوشش دهد. همچنین شناسایی زوجین با تعارضات زناشویی و تلاش برای تقویت رضایت زناشویی و رفع تعارضات بین آنها، از طریق برنامههای مشاورهای، میتواند بر سطح باروری اثر مثبت داشته باشد.
کیمیا قنبری، مجید محمود علیلو، عباس بخشی پور رودسری،
دوره 22، شماره 3 - ( 1-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: سبکهای دلبستگی (ایمن، اجتنابی و دوسوگرا) تفاوتهای اساسی در بازنماییهای ذهنی عشق رمانتیک بزرگسالان میشود. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش پیش بینی کننده سبک های دلبستگی در طلاق عاطفی و رضایت زناشویی در زوجین مراجعه کننده به مراکز خدمات جامع سلامت شهرستان بندرعباس انجام گرفت.
روش کار: مطالعه حاضر یک طرح توصیفی- تحلیلی از نوع همبستگی است. جامعه آماری زنان و مردان مراجعه کننده به مراکز بهداشت و پایگاههای سلامت شهر بندرعباس بود. با استفاده از روش نمونهگیری در دسترس که محدود کننده تعمیم پذیری نتایج را رقم میزند، 150 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش در این مطالعه مقیاسهای سبک دلبستگی هازن و شیور، طلاق عاطفی فیل و رضایت زناشویی انریچ بود. تجزیه و تحلیل دادهها با روش همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه با نرم افزار SPSS-23 انجام شد.
نتایج: نتایج نشان داد که بین سبکهای دلبستگی و رضایت زناشویی همبستگی معناداری وجود داشت. بین سبک دلبستگی ایمن با طلاق عاطفی رابطه منفی معنادار وجود داشت (01/0 > p). بین سبک دلبستگی ناایمن (اضطرابی و دوسوگرا) با طلاق عاطفی رابطه مثبت معناداری وجود داشت. تحلیل رگرسیون چندگانه گام به گام و همزمان برای پیشبینی رضایت زناشویی و طلاق عاطفی از طریق سبکهای دلبستگی نشان داد که سبکهای دلبستگی سهم معناداری در پیشبینی رضایت زناشویی و طلاق عاطفی داشتند. از بین سبکهای دلبستگی، سبک دلبستگی ایمن در پیشبینی رضایتزناشویی از توان بالاتری برخوردار بودند (01/0 > p).
نتیجهگیری: در نتیجه، به نظر میرسد که سبک دلبستگی ایمن میتواند از جمله عوامل پیشبینیکننده برای بروز نشانههای نارضایتی زناشویی و طلاق عاطفی باشد.
سیده مرضیه فرید، رضا پور حسین، غلامعلی افروز،
دوره 22، شماره 3 - ( 1-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: خودکشی یکی از موضوعات تهدیدکننده برای سلامت عموم جامعه است، و سلامت معنوی و استحکام من از جمله عواملی است که میتواند در کاهش آن مؤثر باشد. از این رو، پژوهش حاضر با هدف مدلیابی علی سایکوپاتولوژی خودکشی بر اساس سلامت معنوی و استحکام من انجام شد.
روش کار: پژوهش حاضر از نوع توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری شامل تمامی افراد با سابقه اقدام به خودکشی ثبت شده در سامانه مرکز پایش دانشگاه علوم پزشکی شیراز در نیمه اول سال 1402 بود. تعداد 210 نفر از جامعه مذکور به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند و پرسشنامه انگیزه برای اقدام به خودکشی، مقیاس سلامت معنوی و مقیاس توانمندی ایگو را تکمیل کردند. دادهها با استفاده از تحلیل مسیر معادلات ساختاری در نرم افزار SPSS 23 و Amos 24 تحلیل شدند.
نتایج: یافته ها نشان داد که اثر مستقیم سلامت معنوی (به صورت منفی) بر سایکوپاتولوژی خودکشی معنادار است (05/0p<). همچنین، نتایج حاصل از بررسی نقش میانجیگری استحکام من نیز نشان داد که استحکام من نقش میانجیگری معنیداری در رابطه بین سلامت معنوی با سایکوپاتولوژی خودکشی دارد (05/0p<).
نتیجهگیری: نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که سلامت معنوی به طور مستقیم، و استحکام من به صورت غیرمستقیم بر سایکوپاتولوژی خودکشی افراد نمونه موثر بوده است. بنابراین، پیشنهاد میشود که مراکز بهداشت روان در بررسی سایکوپاتولوژی خودکشی افراد مستعد به خودکشی به سلامت معنوی و استحکام من آنها نیز توجه داشته باشند.
سید علیرضا احمدی، محسن مومنی، مینا دانایی،
دوره 22، شماره 3 - ( 1-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان معده به دلیل شیوع و بروز بالا و میزان مرگ و میر قابل توجه در ایران از اهمیت ویژه ای برخوردار است. این مطالعه با هدف ارزیابی وضعیت عوامل خطر رفتاری سرطان معده در بزرگسالان مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی شهر کرمان در سال 1402 انجام شد.
روش کار: این مطالعه مقطعی از نوع توصیفی تحلیلی بر 410 نفر از افراد بزرگسال مراجعهکننده به مراکز جامع سلامت شهر کرمان در سال 1402 و با استفاده از روش نمونهگیری سهمیه ای انجام شد. در این مطالعه جهت جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه ای شامل اطلاعات جمعیت شناختی و عوامل خطر رفتاری مرتبط با سرطان معده استفاده گردید. همچنین جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های تی مستقل، آنالیز واریانس تک متغیره و آزمون همبستگی پیرسون استفاده گردید. سطح معنی داری کمتر از 05/0 درنظر گرفته شد.
نتایج: میانگین نمره کل عوامل خطر رفتاری ابتلا به سرطان معده 54/49 بود. میانگین نمره کل با افزایش سن، کاهش (007/0>p) و با افزایش نمایه توده بدنی افزایش (006/0>p) پیدا کرد. مردها به شکل معناداری میانگین بالاتری از زنها داشتند (001/0>p). میانگین نمره کل براساس شغل تفاوت معنا داری داشت (001/0>p).
نتیجهگیری: یافتههای این مطالعه، بر اهمیت توجه به عوامل خطر قابل تغییر سرطان معده به ویژه در افراد دارای خطربالاتر، تأکید دارد.
سیده محبوبه حسینی زارع، جعفر باباپور، مریم زارع، احمد سیر صدر، سید مهدی محسن زاده، بیژن خراسانی،
دوره 22، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: شیوع کووید-19 و اثر آن بر سلامتی روان باعث به وجود آمدن چالش بزرگی برای نظامهای سلامت شد. نظامهای سلامت علاوه بر وظایفی چون تشخیص سریع، کنترل و کاهش سرعت انتشار همهگیری کووید- 19 موظف به اتخاذ استراتژیهایی برای کاهش اثرات روانی حاصل از این بیماری بر جامعه بودند .هدف این مقاله بررسی و مرور سلامت روان جامعه در همهگیری کوید 19 و استراتژهای کشورهای مختلف برای مقابله با آن است.
روش کار: کلیه مقالات منتشر شده در زمینه تأثیر همهگیری کووید- 19 بر سلامت روان در بازه زمانی فوریه تا اکتبر 2020 در چهار پایگاه دادهای و یک موتور جستجوگر مورد بررسی قرار گرفت. 394 مقاله مرتبط با رعایت معیارهای ورود و خروج و استفاده از ابزار 15 نقطهای Miton و همکاران انتخاب شدند. در نهایت، تعداد 25 مقاله مورد تحلیل قرار گرفت.
نتایج: بیشترین مشکل سلامت روان در مقالات مورد بررسی افسردگی، اضطراب و استرس بود. علاوه بر این زنان، افرادی که از قبل مشکلات سلامتی داشتند، جوانان 18 تا 29 سال، کارکنان خط مقدم نظام سلامت وافراد بدون درآمد به عنوان گروههای آسیب پذیر و پرخطر شناخته شدند.
نتیجهگیری: با وجود استراتژیهایهای گوناگون، اکثریت مردم از مشکلات سلامت روان ناشی از کووید- 19 رنج میبردند. در صورت بروز همهگیری همکاری متولیان نظام سلامت و رسانهها در اطلاعرسانی صحیح و مؤثر و ارائه راههایی برای پیشگیری از همهگیری میتواند زمینه ساز بهبود سلامت روان در جامعه باشد. توجه نظام های سلامت به زیرساختهای بهداشت روان و طراحی استراتژیهای جامع برای مواجهه با بحرانهای آینده ضروری میباشد.
هادی کسب کار، مریم رسولیان،
دوره 22، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: دستیاران تخصصی پزشکی نقش حیاتی در نظام سلامت دارند. سلامت روان آنان تاثیر مستقیمی بر عملکرد و تعهد آنها دارد. این مطالعه با هدف بررسی تجربه دستیاران پزشکی از احترام و شناسایی مصادیق بیاحترامی در محیط بیمارستان انجام شد.
روش کار: این پژوهش به شیوه کیفی و با استفاده از مصاحبههای عمیق فردی و جلسات گروه متمرکز انجام شد. دادهها از طریق ضبط صدا و پیادهسازی مصاحبهها جمعآوری و با روش تحلیل محتوای کیفی و نرمافزار MAXQDA تحلیل شدند.
نتایج: یافتهها نشان داد که دستیاران پزشکی با چالش های متعددی از جمله بیعدالتی، توهین، قلدری و فشار کاری بیش از حد مواجه اند. مواردی نظیر خشونت کلامی، تحقیر، اجبار به انجام حجم بالا و کارهای خارج از وظیفه و نادیدهگرفتن حقوق انسانی، از مصادیق بیاحترامی عنوان شدند. این شرایط منجر به فرسودگی روانی، یأس، کاهش انگیزه و در برخی موارد مصرف داروهای روانپزشکی شده است.
نتیجهگیری: محیط کاری دستیاران در بسیاری از بیمارستانها استرسزا و نامناسب است. بهبود این وضعیت مستلزم اصلاح ساختارهای مدیریتی، آموزشی و ترویج فرهنگ احترام در محیطهای بالینی است. یافتهها نشان داد که محیط کار علاوه بر کاهش استرس و افزایش رضایت شغلی، به بهبود عملکرد حرفهای دستیاران نیز کمک میکند.