جستجو در مقالات منتشر شده


کاربران عمومی فقط به فهرست مقالات منتشر شده دسترسی دارند.
22 نتیجه برای موضوع مقاله:

سهند جرفی، نعمت الله جعفرزاده، روشنک رضائی کلانتری، یلدا هاشم پور، محمد مهدی مهربانی اردکانی،
دوره 7، شماره 3 - ( 7-1388 )
چکیده

زمینه و هدف: غلظت بالای مواد آلی و آمونیاک و ورود ترکیبات سمی منجر به عملکرد ضعیف سامانه های تصفیه شیرآبه مراکز دفن به هنگام کاربرد مستقیم تصفیه زیستی می گردد. هدف از این پژوهش تعیین عملکرد راکتور در تغذیه ناپیوسته در تصفیه زیستی شیرآبه دفن بهداشتی همراه با کاربرد پودر کربن فعال می باشد.

روش کار: شیرآبه خام قبل از مرحله تصفیه زیستی، از طریق فرآیندهای انعقاد و لخته سازی پیش تصفیه شده و آمونیاک موجود در آن به وسیله فرآیند عریان سازی با هوا در pH بالا حذف گردید. در این مطالعه،  شیرابه پیش تصفیه شده در یک حوضچه هوادهی به روش تغذیه ناپیوسته مورد تصفیه زیستی قرار گرفت. سه چرخه زمانی مختلف (40 ×1، 10 × 4 و 8 × 5) ساعت درحضور و عدم حضورg/L2پودر کربن فعال بررسی شد.

نتایج: نتایج نشان داد که کاربرد پودر کربن فعال به شکل قابل توجهی بازده حذف COD را بهبود بخشید. مقدار COD در راهبری به صورت تغذیه ناپیوسته با چرخه زمانی 8 × 5 ساعت در حضورg/L  2 پودر کربن فعال، از مقدار اولیه mg/L 3900 به mg/L 169 و در هنگام عدم کاربرد PAC به mg/L 622 کاهش یافت.

نتیجه گیری: با توجه به نتایج حاصل از این پژوهش و سایر مطالعات انجام شده توسط دیگران، میتوان اظهار داشت که راکتور تغذیه ناپیوسته دارای عملکرد بسیار خوبی در تصفیه شیرآبه پیش تصفیه شده می باشد.


مهدی فرزادکیا، سهند جرفی، مریم اصطبار،
دوره 8، شماره 1 - ( 3-1389 )
چکیده

زمینه و هدف: فرمالدیید یکی از مواد شیمیایی آلی است که کاربرد بسیار گسترده ای به عنوان ماده خام در بسیاری از صنایع دارد. پساب های خروجی صنایعی که حاوی غلظت های بالایی فرمالدیید می باشند، به دلیل خطرات احتمالی سرطان زایی و جهش زایی آن باید تصفیه شوند. هدف از این مطالعه تعیین کارآیی راکتور متوالی ناپیوسته بی هوازی بیوفیلمی Anaerobic sequence batch biofilm reactor(ASBBR) در تجزیه زیستی فرمالدیید می باشد.

روش کار: یک راکتور متوالی ناپیوسته بی هوازی بیوفیلمی در مقیاس آزمایشگاهی به حجم کل 6 لیتر در این مطالعه مورد استفاده قرار گرفت. کارآیی راکتور طی 9 مرحله از بار آلی ورودی معادل 54/0 الی  kgCOD/m3.d 09/7 بررسی شد.

نتایج: بهترین بازده حذف در بار آلی معادل kgCOD/m3.d 54/0 به میزان 94 درصد برای COD  و 99 درصد برای فرمالدیید و کمترین بازده در بار آلی kgCOD/m3.d 09/7  به مقدار 48 درصد برای COD  و 1/63 درصد برای فرمالدیید به دست آمد.

نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان می دهد که راکتور متوالی ناپیوسته بی هوازی بیوفیلمی می تواند به عنوان یک فناوری اجرایی، کارامد و قابل اعتماد برای تصفیه فاضلاب های صنعتی آلوده به فرمالدیید به کار گرفته شود.


زهره رهائی، هاشم حشمتی، سید محمد مهدی هزاوه ای، اکبر حسن زاده،
دوره 9، شماره 1 - ( 5-1390 )
چکیده

زمینه و هدف: این پژوهش با هدف تعیین ارتباط بین رفتار آموزشی رابطان و رفتارهای پیشگیری کننده خانواده ها بر اساس مدل بزنف اجرا شد.

روش کار: در این پژوهش توصیفی کلیه رابطان (60 نفر) مناطق آندمیک شهر یزد که به روش سرشماری انتخاب شدند، پرسشنامه محقق ساخته را طی مصاحبه تکمیل نمودند. از خانواده های تحت پوشش هر رابط نیز دو خانواده به طور تصادفی انتخاب شده و پرسشنامه توسط سرپرست خانواده (120 نفر) طی مصاحبه تکمیل شد. روایی و پایایی پرسشنامه مورد تأیید بود. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی انجام شد.

نتایج: آگاهی رابطان و نگرش آنها با نمره آگاهی خانواده ها ارتباط مستقیم داشت. قصد رفتار رابطان با رفتار خانواده ها همبستگی مستقیم داشت. همچنین بین عوامل قادر کننده رابطان با آگاهی، قصد، عوامل قادرکننده و رفتار خانواده ها و رفتار آموزشی رابطان با آگاهی، نگرش و رفتار خانواده ها همبستگی مستقیم مشاهده شد.

 نتیجه گیری: با توجه به نقش رابطان در  پیشگیری و بیماریابی و درمان بموقع لیشمانیوزها و از آنجا که دادن آگاهی به تنهایی نمی تواند رفتار آموزشی در رابطان ایجاد کند،  فراهم کردن آموزش مؤثر، نگرش و عوامل قادرکننده برای رابطان، تأثیر قابل ملاحظه ای بر رفتار خانواده ها و کنترل لیشمانیوزها خواهد داشت.


فرشید رادفر، محمد جواد حضوری، صدیقه سادات طوافیان،
دوره 9، شماره 1 - ( 5-1390 )
چکیده

زمینه و هدف : این مطالعه با هدف تعیین و مقایسه نگرش کارمندان و عملکرد مدیران در خصوص مدیریت تعارض در بیمارستانهای وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شده است.

روش کار: در این مطالعه مقطعی تعداد 330 نفرشامل 300 نفر پرستار و 30 نفر مدیر بیمارستان بطور تصادفی انتخاب شدند. جمع آوری داده ها از طریق پرسشنامه محقق ساخته مشتمل بر 30 سؤال، انجام گرفت. جهت پردازش داده‌‌ها از نرم افزار SPSS استفاده شد.

نتایج : این پژوهش نشان داد که 178 نفر از کارمندان(59%) و 14 نفر از مدیران (47%) بر این باورند که از سبک اجتناب در مدیریت تعارض استفاده نمی شود. 177 نفر از کارمندان (59%) معتقدند که مدیرانشان از سبک سازش بهره نمی گیرند و 13 نفراز مدیران (43%)ادعا میکنند که از سبک سازش در مدیریت تعارض استفاده می شوند.. 120نفر از کارمندان(40%) و 4 نفر از مدیران(13%) معتقد بودند که مدیران از سبک مصالحه بهره می جویندو درهر دو گروه  179 نفر از کارمندان (60%) و 18 نفر از مدیران(60%) معتقد بودند که سبک حل مسئله در مدیران برای حل تعارضات سازمانی وجود ندارد.

نتیجه گیری : این پژوهش نشان داد مدیرانی که دارای نگرشهای اجتناب، حل مسئله و اجباربودند به نظر کارمندان در عمل نیز از همان شیوه ها بهره می جستند ولی مدیرانی که دارای سبک سازش و مصالحه بودند عملاً  از این شیوه بهره نمی گرفتند.


پروانه تیموری، آرزو فلاحی، نادر اسماعیل نسب،
دوره 9، شماره 1 - ( 5-1390 )
چکیده

زمینه وهدف: علیرغم وجود شواهدی مبنی برکاهش میزان فعالیت جسمانی درطی نوجوانی در کشورهای غربی، کاهش آن در نوجوانان کشورمان طی مطالعات رد یابی تایید نشده است. هدف از این پژوهش، بررسی تغییرات رفتار فعالیت جسمانی، عوامل روانشناختی (شامل فواید، مانع و خودکارآمدی درک شده) و تاثیرات بین فردی مرتبط با رفتار ورزشی طی گذار از مقطع راهنمایی به متوسطه در شهر سنندج بود.

روش کار:  اطلاعات این مطالعه درسال 1385،  در جریان یک مطالعه مقطعی و با پیگیری دانش آموزان در سال 1388 جمع آوری شد.  جمعیت مورد مطالعه شامل844 دانش آموز دختر و پسر مقطع دبیرستان (51% پسرو 49% دختر) با میانگین سنی 73/1± 42/16بود. سازه های فواید، موانع وخود کارآمدی درک شده، تاثیرات بین فردی درک شده، و نیز رفتار فعالیت جسمانی با استفاده از پرسشنامه های خود گزارشی اندازه گیری و توسط نرم افزار SPSS نسخه 16 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

نتایج: تجزیه وتحلیل داده ها تفاوتهای معنی داری بر حسب جنس برای فعالیت جسمانی و بیشتر متغیرهای روانشناختی و تاثیرات بین فردی مرتبط با فعالیت های ورزشی نشان داد. در هر دو مرحله دختران از پسران فعالیت فیزیکی کمتری داشتند. درزمان اول متوسط فعالیت جسمانی دختران(82/ 31 دقیقه) و پسران( 75/53 دقیقه) و در زمان پیگیری (07/23 دقیقه) و (7/44 دقیقه) بود( 001/0p< (دختران در مقایسه با پسران موانع درک شده بیشتر و فواید و خودکارآمدی درک شده کمتری برای انجام فعالیت فیزیکی از  زمان شروع تا پیگیری داشتند. تست ضرایب همبستگی عوامل روانشناختی، تاثیرات بین فردی و فعالیت بدنی ازشروع مطالعه تا پیگیری بیانگر ثبات نسبی بیشترتاثیرات بین فردی خانوادگی برای دختران در مقایسه با پسران بود.

نتیجه گیری: نتایج این بررسی شواهدی برای کاهش فعالیت فیزیکی در دانش آموزان پسر و دختر و نیز تفاوتهای جنسی در متغیرهای شناختی و تاثیرات بین فردی ارایه می کند.


علیرضا دیدارلو، داوود شجاعی زاده، حسن افتخار اردبیلی، شمس الدین نیکنامی، ابراهیم حاجی زاده، محمد علیزاده،
دوره 9، شماره 2 - ( 8-1390 )
چکیده

زمینه و هدف: نتایج بسیاری از مطالعات نشان می­دهد که تنها راه کنترل بیماری دیابت و پیشگیری از عوارض ناتوان کننده آن، انجام مستمر رفتارهای خود مراقبتی است. هدف این مطالعه تعیین و شناسایی عوامل موثر بر رفتارخود مراقبتی زنان دیابتی بر اساس نظریه عمل منطقی توسعه یافته می باشد.

روش کار: در این مطالعه مقطعی تعداد 352 نفر از زنان دیابتی مراجعه کننده به کلینیک دیابت شمال استان آذربایجان غربی(شهرخوی) و واجد معیارهای ورودی مطالعه به روش غیر تصادفی به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. ابزارهای مناسب برای سنجش متغیرهای مورد نظر(آگاهی از دیابت، اعتقادات فردی، فشارها و هنجارهای اجتماعی، خودکارآمدی درک شده، قصد رفتاری و رفتار خود مراقبتی) با کمک مطالعات موجود انجام شده با چارچوب نظریه عمل منطقی و خودکارآمدی طراحی و روائی و پایائی آنها تعیین شدند. برای تحلیل داده­ها از نرم افزارSPSS نسخه 16 استفاده شد.

نتایج: براساس نتایج مطالعه، مدل پیشنهادی 6/41 درصد واریانس قصد رفتاری و2/26 درصد واریانس رفتار خود مراقبتی را در زنان مبتلا به دیابت نوع 2 را پیشگویی و تبیین کرد. در بین سازه­های مدل، خودکارآمدی درک شده قوی­ترین و موثرترین عامل برای قصد به انجام رفتار خود مراقبتی شناخته شد که هم به صورت مستقیم و هم غیرمستقیم  رفتار خود مراقبتی را تحت تاثیر قرار داد. عوامل نگرش­ها، فشارهای اجتماعی یا نرم­های انتزاعی، آگاهی و فواصل زمانی ویزیت بیمار توسط گروه درمانی نیز پس از خودکارآمدی بیشترین قدرت پیش­گویی خود مراقبتی را داشتند.

نتیجه گیری: مدل پیشنهادی در مطالعه حاضر به خوبی توانست رفتارخود مراقبتی را پیشگویی نماید و بنابراین می­تواند اساسی برای مداخلات آموزشی باشد که با هدف ارتقای خود مراقبتی و نهایتا به منظور کنترل دیابت انجام می­پذیرد.


آذر طل، غلامرضا شریفی راد، احمدعلی اسلامی، فاطمه الحانی، محمدرضا مهاجری تهرانی، داوود شجاعی زاده،
دوره 9، شماره 4 - ( 12-1390 )
چکیده

زمینه و هدف: بیماران دیابتی با توجه به ماهیت مزمن بیماری خود، نیازمند توجه مداوم با اتخاذ رفتارهای خودمدیریتی و خود مراقبتی می باشند. در این میان توجه به منحصر به فرد بودن هر بیمار و طرح مراقبتی او در بستر جامعه ضروری است. یکی از ابزارهای مفید در راستای حمایت همه جانبه از بیماران دیابتی نوع 2، ارتقاء رفتارهای خودمدیریتی آنهاست. این پژوهش با هدف تعیین میزان اتخاذ رفتارهای خودمدیریتی و عوامل موثر بر آن در بیماران دیابتی نوع 2 انجام یافته است.

روش کار: این پژوهش یک مطالعه مقطعی است که در سال 1390در بازه زمانی 6 ماهه انجام یافته است. جامعه مورد مطالعه بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 مراجعه کننده به یکی از مراکز دیابت شهر اصفهان، حجم نمونه350 نفر و نمونه گیری به روش مستمر(متوالی) بوده است. میزان اتخاذ رفتارهای خودمدیریتی بیماران با استفاده از ابزار استاندارد خودمدیریتی بر اساس مقیاس پنج درجه ای لیکرت اندازه گیری گردید. داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 5/11 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

نتایج: 350 بیمار دیابتی نوع 2 در این مطالعه شرکت نمودند. میزان پاسخ دهی 88 درصد بود (398/350). سن اکثریت شرکت کنندگان در مطالعه بین60-50 سال بود (42/8±52/55) و 3/54 درصد آنها مطابق با معیار سازمان جهانی بهداشت در محدوده مرزی کنترل متابولیک قرار داشتند (30/1±72/7). حیطه های خود نظام یافتگی( 36/6±6/33) و تبعیت از رژیم پیشنهادی درمانی( 9/2±46/11) به ترتیب بیشترین و کمترین میانگین نمره را به خود اختصاص دادند. امتیاز کلی خودمدیریتی در سه سطح مناسب، متوسط و نامناسب با عوامل دموگرافیک مانند جنس، سن، وضعیت تاهل، سطح تحصیلات و خصوصیات مرتبط با سلامت و بیماری مانند سابقه بیماری دیابت، مدت زمان ابتلا به دیابت، وجود بیماریهای همراه، عوارض دیابت، وضعیت سلامتی عمومی، نوع درمان، درآمد خانواده و HbA1C مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته های مطالعه نشان داد که تمامی عوامل یاد شده فوق به جز سابقه بیماری با اتخاذ رفتارهای خودمدیریتی ارتباط معنی داری داشتند(001/0p<). مضاف بر این، هر بعد از این ابزار استاندارد با بیشتر متغیرهای فردی و عوامل مرتبط با بیماری ارتباط معنی دار داشتند(001/0p<).

نتیجه گیری: به نظر می رسد بتوان با اجرای مداخلات توانمندسازی مبتنی بر رفتارهای خودمدیریتی در سطوح فردی و اجتماعی در بیماریهای مزمن، در ارتقاء سلامت فردی و اجتماعی گامهای مثبتی در راستای اعتلاء سلامت جامعه برداشته شود.


منصور حلیمی، مهدی دلاوری، اشرف تخت اردشیر،
دوره 10، شماره 3 - ( 11-1391 )
چکیده

زمینه و هدف: مالاریا به عنوان یک بیماری منتقل شده از طریق پشه تا حدود زیادی وابسته به شرایط اقلیمی می­باشد. درجه حرارت،  بارش و رطوبت نسبی از عوامل اقلیمی تاثیرگذار بر توزیع جغرافیایی این بیماری به حساب می­آیند. این عوامل اقلیمی هم در رشد و تکثیر پشه آنوفل و هم در فعالیت انگل پلاسمودیوم نقش تعیین کننده­ای دارند. هدف این تحقیق ارزیابی مناطق مختلف ایران از لحاظ فراهم بودن شرایط اقلیمی مناسب برای شیوع بیماری مالاریا می­باشد.

روش کار: در این راستا از 3 عامل اقلیمی میانگین ماهانه دما، بارش دوره فعالیت و نسبت اختلاط رطوبت هوا برای 31 ایستگاه  همدید مراکز استان­ها در دوره آماری 1975 تا 2005 (میانگین 30 ساله) استفاده شد. برای پهنه بندی کشور از لحاظ مخاطره­ی اقلیمی شیوع بیماری مالاریا ابتدا با تعریف و اجرای فیلترهای اطلاعاتی در ابزار جبر نقشه نرم افزار GIS  ایستگاه های مورد بررسی براساس درجه تناسب شرایط اقلیمی برای فعالیت و تکثیر پشه آنوفل و انگل پلاسمودیوم در 4 طبقه ریسک اقلیمی قرار گرفتند. سپس از طریق  برهم نهی لایه­های اطلاعاتی مربوط به نواحی مساعد برای فعالیت پشه و انگل، نواحی مساعد برای بروز بیماری مالاریا براساس شرایط اقلیمی شناسایی گردید. در نهایت با استفاده از مدل درون یاب اسپیلاین داده­های ایستگاهی به کل کشور تعمیم داده شده و نواحی مختلف کشور از لحاظ ریسک اقلیمی شیوع مالاریا پهنه بندی شد.

نتایج: نقشه­های پهنه بندی ریسک اقلیمی مالاریا در ایران نشان داد که نواحی جنوبی کشور شامل استان­های هرمزگان، بوشهر، خوزستان و نواحی جنوبی سیستان و بلوچستان مانند چابهار و نیک شهر و نیز نواحی شمالی کشور شامل استان­های مازندران و گیلان دارای بالاترین پتانسیل اقلیمی شیوع بیماری مالاریا می­باشند. در حالی که نواحی شمال غرب کشور شامل استان های آذربایجان غربی و شرقی، اردبیل و کردستان دارای پایین­ترین پتانسیل اقلیمی شیوع بیماری مالاریا هستند. همچنین مشاهده شد که بخش زیادی از جمعیت کشور در پهنه با مخاطره متوسط به بالا ساکن می­باشند.

نتیجه گیری: نتایج حاصل می­تواند در شناسایی مناطق مختلف کشور از لحاظ پتانسل اقلیمی شیوع مالاریا در برنامه­های کنترل و مبارزه با مالاریا بسیار مفید واقع گردد. اما باید خاطر نشان گردد که تحقیق حاضر بروز بیماری مالاریا در نواحی مختلف کشور را صرفا بر اساس عوامل اقلیم شناختی بررسی می­کند، در حالی که دخالت عوامل اقتصادی- اجتماعی و فرهنگی و مسائل مربوط به مهاجرین افغانی و پاکستانی و نیز کمیت و کیفیت اجرای برنامه­های کنترل مالاریا در منطق مختلف کشور موجب عدم انطباق کامل پهنه بندی ارائه شده با واقعیت موجود می­گردد.


سهند جرفی، عباس رضایی، نعمت اله جعفرزاده حقیقی فرد، قاسم علی محبعلی،
دوره 10، شماره 4 - ( 12-1391 )
چکیده

زمینه و هدف: مشکلات فرایند فنتون متداول شامل ضرورت راهبری در pH پایین و تولید مقادیر قابل توجهی لجن مازاد، کاربرد عوامل شلاته کننده به منظور بهبود دامنه عملکردی pH و نانواکسیدهای آهن به منظور کاهش لجن تولیدی را مدنظر محققان قرار داده است. هدف اصلی این تحقیق حذف پایرن از خاک های آلوده با کاربرد فرایند فنتون اصلاح شده در pH خنثی بود.

روش کار: مقادیر متغیر پراکسید هیدروژن (mM 500 - 0)، نانو اکسید آهن (mM 60 - 5)، زمان واکنش 24 - 5/0 ساعت، عوامل شلاته کننده سدیم پیرو فسفات، اتیلن دی آمین تترا استیک اسید، سدیم سیترات، اسید هیومیک و اسید فولویک در pH خنثی برای غلظت های mg/kg 500- 100 بررسی شدند.

نتایج: بازده حذف پایرن با غلظت اولیه mg/kg 100 در غلظت پراکسید هیدروژن mM 300، نانواکسیدهای آهن mM 30، pH معادل 3 و زمان واکنش 6 ساعت 99 درصد بود. غلظت پایرن با اعمال شرایط بهینه و کابرد عامل شلاته کننده سدیم پیروفسفات در pH خنثی از 100 به mg/kg 7 کاهش یافت.

نتیجه گیری: اکسیداسیون فنتون اصلاح شده مبتنی بر نانواکسیدهای آهن در شرایط بهینه تعریف شده در این پژوهش قابلیت های بسیار مناسبی برای اصلاح یا پیش تصفیه شیمیایی خاک های آلوده به پایرن در pH خنثی دارد.


آرزو فلاحی، فضل ا... غفرانی پور، فضل ا... احمدی، بهشته ملک افضلی، ابراهیم حاجی زاده،
دوره 10، شماره 4 - ( 12-1391 )
چکیده

زمینه و هدف: بیماری های دهان و دندان فعالیت های فرد را در مدرسه، محل کار و یا در منزل محدود کرده و موجب از دست رفتن میلیونها ساعت کاری و تحصیلی در سراسر جهان می گردند. با توجه به اهمیت دوره نوجوانی جهت شکل گیری رفتارهای بهداشتی و تبیین تجارب آنان در زمینه بیماریهای دهان و دندان مطالعه حاضر با هدف تبیین عوامل مؤثر در ایجاد پوسیدگی دندان از نگاه دانش آموزان انجام شد.

روش کار: این مطالعه با رویکرد کیفی در 18 دانش آموز مقطع راهنمایی شهر تهران از طریق مصاحبه های نیمه ساختار یافته با استفاده از نمونه گیری مبتنی بر هدف انجام گرفت. پس از کسب رضایت آگاهانه، دادها جمع آوری، ضبط، دست نویس و به روش تحلیل محتوا مرسوم تجزیه و تحلیل گردید. جهت حمایت از صحت و استحکام دادها، معیار مقبولیت، تأیید پذیری و انتقال پذیری لحاظ شد.   

نتایج: از تجزیه و تحلیل مصاحبه ها طبقات تعاملات خانوادگی در سلامت دندان، جایگاه مدرسه در مراقبت دهان و دندان، نقش دندانپزشک در مراقبت از دندان و تأثیر آموزش در مراقبت از دندان به عنوان عوامل مؤثر در مراقبت استخراج و درون مایه عوامل تأثیر گذار در مراقبت دهان و دندان در داده های مطالعه از تأکید بیشتری برخودار شد.

نتیجه گیری: استفاده از تجربیات دانش آموزان در این مطالعه می تواند در گسترش جو حمایت و اعتماد متقابل دانش آموزان و دندانپزشکان، ارایه خدمات بیشتر در مدارس از طریق سازمانهای ذی نفع، تدوین و اصلاح برنامه های آموزشی و توجه بیشتر به نقش حیاتی والدین کمک نموده و نهایتاً نتایج این مطالعه می تواند زمینه ساز مداخلات آموزشی ارزشمند در حیطه سلامت دهان و دندان باشد.


صدیقه سادات طوافیان، تیمور آقامولایی،
دوره 11، شماره 3 - ( 10-1392 )
چکیده

  زمینه و هدف: در سال های اخیر بر اهمیت سبک زندگی سالم تأکید زیادی شده است.هدف این مطالعه ارزیابی سبک زندگی دانش آموزان مدارس متوسطه و پیش دانشگاهی شهر بندرعباس بود.

  روش کار: نمونه گیری به روش چند مرحله ای انجام شد و طی آن 410 نفر دانش آموز از مدارس متوسطه و پیش دانشگاهی شهر بندرعباس انتخاب شدند.ابزار ارزیابی سبک زندگی پرسشنامه The Adolescent Health Promotion Scale بود که شامل 40 سؤال است و رفتارهای ارتقا دهنده سلامت را در شش حیطه شامل تغذیه، حمایت اجتماعی، مسئولیت فردی سلامت، ارزش گذاری سلامت، ورزش و کنترل تنش ارزیابی می کند.

  نتایج: میانگین سن دانش آموزان مورد بررسی 5/16 سال با انحراف معیار 34/1 بود.8/49 درصد آنها پسر و 2/50 درصد دختر بودند.میانگین امتیاز کل پرسشنامه 89/64 از 100 بدست آمد.میانگین امتیاز رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت در ابعاد تغذیه، حمایت اجتماعی، مسؤولیت فردی سلامت، ارزش گذاری سلامت، ورزش و کنترل تنش به ترتیب 06/71، 00/63، 12/63، 11/82، 49/41 و 58/68 از 100 بود.

  نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان داد در مجموع رفتارهای ارتقا دهنده سلامت توسط دانش آموزان از وضعیت مطلوبی برخوردار نیست و در این میان فعالیت فیزیکی منظم پایین ترین امتیاز را دارا است که نشان می دهد سبک زندگی غیر فعال (Sedentary Life Style) یک مشکل متداول و جدی در میان دانش آموزان است.


منصور حلیمی، منوچهر فرج زاده، مهدی دلاوری، هادی باقری،
دوره 12، شماره 1 - ( 2-1393 )
چکیده

  مقدمه و هدف : شرایط محیطی و بوم شناختی به ویژه شرایط آب و هواشناختی، تاثیر بارز و پذیرفته شده ای بر شیوع و گسترش بیماری های انگلی دارد. این تاثیر پذیری در مورد بیماری مالاریا که از جهات مختلفی تحت تاثیر آب و هوا است، بسیار بالاتر است. بیماری مالاریا هم از لحاظ طول چرخه های تکاملی انگل پلاسمودیوم و هم فعالیت و تکثیر گونه های پشه ناقل بیماری، متاثر از شرایط آب و هوایی است. در این تحقیق سعی شد با بررسی روابط سری های زمانی اپیدمی مالاریا در ایران از سال 1352 تا 1385 با 5 عنصر اقلیم شناختی شامل: میانگین دما، مجموع بارش سالانه، تعداد روزهای با بارش بالای صفرمیلیمتر، نمایه توزیع رطوبت بارش و رطوبت نسبی، به صورت میانگین سالانه برای کل کشور در طی همان دوره آماری، وابستگی های اقلیمی رخداد این بیماری انگلی تا حدودی روشن گردد.

  روش کار : در این راستا با استفاده از قابلیت های آمار ناحیه ای و عمومی نرم افزار سیستم اطلاعات جغرافیایی، میانگین های سالانه
عنصر اقلیمی برای کل کشور براساس 31 ایستگاه همدید مراکز استان، بدست آید . در نهایت برای بررسی ارتباط شاخص های اقلیمی با شاخص شیوع بیماری، از ضریب همبستگی پیرسون در سطح معنی داری 90/0(10/0= p ) استفاده شد و به دنبال آن مدل رگرسیون خطی چند متغیره­ای برای برآورد شیوع بیماری بر اساس 5 عنصر اقلیمی مذکور ارایه گردید.

  نتایج : بررسی شیوع بیماری مالاریا در ایران نشان داد که از سال 1352 تا 1381 تعداد موارد بیماری با شیب 0142/0 در سال روند کاهشی داشته است. همچنین مشاهده گردید، در چندین مورد شیوع بیماری با یک سال تاخیر نسبت به افزایش بارش، به آستانه اپیدمی رسیده است. همچنین مشاهده شد که عوامل رطوبتی آب و هوا در شیوع بیماری مالاریا نسبت به عوامل دمایی نقش مهم تری دارند.

  نتیجه گیری: لازم است به منظور کارایی بیشتر برنامه­های کنترلی مالاریا، در کنار سایر عوامل تاثیرگذار، ملاحظات اقلیم شناختی مناطق مالاریاخیز هم مدنظر قرار بگیرند.


مهدی میرحیدری، صدیقه السادات طوافیان، علی منتظری، حمیرا فلاحی،
دوره 12، شماره 2 - ( 7-1393 )
چکیده

  زمینه و هدف: شایع­ترین راه انتقال HIV در جهان، تماس­های جنسی محافظت نشده با افراد آلوده است. این مطالعه با هدف تعیین تاثیر مداخله آموزشی بر اساس الگوی اعتقاد بهداشتی بر رفتارهای پرخطر جنسی در معتادان دارای سابقه اعتیاد استان قم آزمون شد.

  روش کار: مطالعه حاضر مطالعه نیمه تجربی شاهد دار، شامل 128 مرد شرکت کننده در گروه­های خودیاری استان قم در سال 1391 می­باشد که با روش نمونه­گیری در دسترس وارد مطالعه شدند. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه­ای محقق ساخته بود که روایی و پایایی آن تائید شد و قبل و 3 ماه بعد از مداخله آموزشی تکمیل شد. داده­ها با آزمون های آماری کای دو، کولموگرف-اسمیرنف، تی زوجی و ویلکاکسون با سطح معنی داری 05/0> p ، جهت تجزیه و تحلیل داده ها در نظر گرفته شد.

  نتایج: قبل از مداخله، دو گروه از نظر مشخصات دموگرافیک و میانگین نمرات سازه­های الگوی باور بهداشتی یکسان بودند(05/0< p ). نتایج مطالعه نشان داد بعد از مداخله میانگین نمرات سازه ­ های الگو ، در گروه آزمون نسبت به قبل از مداخله بطور معنی داری افزایش یافت (001/0> p ). ولی در گروه شاهد این اختلاف معنی دار نبود . میانگین نمرات قصد رفتاری استفاده از کاندوم در بعد از مداخله، تفاوت معنی دار ی را در گروه آزمون نسبت به قبل از آن داشت (001/0= p ). در حالی که در گروه شاهد این تفاوت معنی دار نبود (02/0= p ).

  نتیجه­گیری: مداخله آموزشی مبتنی بر الگوی اعتقاد بهداشتی می­تواند موجب افزایش شدت، حساسیت، منافع و خودکارآمدی درک شده و کاهش موانع درک شده افراد با سابقه مصرف مواد مخدر شده و نهایتاً قصد رفتار استفاده از کاندوم را در آنان ایجاد نماید


زهره رهایی، فضل ا... غفرانی پور، محمدعلی مروتی شریف آباد، عیسی محمدی،
دوره 12، شماره 3 - ( 10-1393 )
چکیده

  زمینه و هدف: سرطان سومین عامل مرگ در ایران است که سالانه باعث فوت بیش از 30000 نفر می شود. تئوری انگیزش محافظت یک چارچوب مفید برای پیشگویی و مداخله در رفتارهای مرتبط با پیشگیری و کشف زودرس سرطان است. با توجه به فقدان نسخه فارسی روا و پایا پرسشنامه نظریه انگیزش محافظت در زمینه کشف زودرس علائم سرطان، این مطالعه با هدف روان سنجی این پرسشنامه در مردم شهر یزد انجام شد.

  روش کار: در این مطالعه مقطعی پس از طراحی پرسشنامه با بهره گیری از الگوهای مشابه، روایی آن به روشهای روایی صوری و محتوایی و پایایی آن به روش همسانی درونی و بازآزمایی تعیین شد. نهایتاً ابزار مذکور با استفاده از نرم افزار ایموس نسخه 21 مورد تحلیل عامل تأییدی قرار گرفت.

  نتایج: مقدار CVR برای تمامی آیتم های پرسشنامه برابر یک و مقدار CVI بین 1-97/0 بدست آمد. ICC و ضریب آلفای کرونباخ برای سازه های پرسشنامه به ترتیب بین 98/0-71/0 و 93/0-65/0 متغیر بود. هم چنین نتایج تحلیل عامل تأییدی نشان داد که ابزار مورد نظر در جامعه ایران برازش دارد.

  نتیجه گیری: نسخه فارسی پرسشنامه نظریه انگیزش محافظت در زمینه کشف زودرس علائم سرطان دارای روایی و پایایی مناسب بوده و قابل استفاده در پژوهشهای مشابه است.


داریوش یاراحمدی، منصور حلیمی، زهرا زارعی چقابلکی، حسن جمس،
دوره 15، شماره 1 - ( 3-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: هدف این پژوهش، بررسی تأثیر الگوی پیوند از دور النینو/نوسان جنوبی(انسو)، بر رخدادهای سالانه بیماری لیشمانیوز جلدی در ایران می‌باشد.

روش کار: در این راستا داده‌های مربوط به الگوی نوسان جنوبی از سایت مرکز پیش بینی اقلیمی NOAA برای دوره آماری 1356 تا 1390 اخذ گردید. داده‌های مربوط به رخداد بیماری نیز از گزارش سازمان بهداشت جهانی برگرفته، فراهم گردید. برای ارزیابی تأثیرپذیری میزان رخدادهای سالانه بیماری لیشمانیوز جلدی کشور، از تغییرپذیری اقلیمی ناشی از الگوی پیوند از دور انسو، ابتدا فازهای مختلف این شاخص پیوند از دور تفکیک گردید و سپس به تحلیل فراوانی رخداد بیماری در این فازها، اقدام شد. در نهایت به مقایسه رخدادهای بیماری در فازهای مختلف انسو با استفاده از آزمون پارامتریک تی-استیودنت مستقل پرداخته شد.

نتایج: نتایج گویای آن بود که به طور متوسط در سال‌هایی که شاخص انسو در حالت خنثی قرار داشته، رخدادهای کمتری نسبت به سال‌های همراه با حاکمیت النینو یا لانینا ثبت شده است. بیشترین رخدادها در سال‌هایی مشاهده گردید که در آن سال‌ها یک لانینای متوسط حاکم بوده است. در سال‌های با حاکمیت لانینا میزان رخدادهای جدید لیشمانیوز جلدی در ایران، به طور متوسط 15 تا 20درصد(میانگین رخداد سالانه کل دوره آماری) بیشتر از سال‌های خنثی بوده است در حالی که میزان رخدادهای بیماری در سال های همراه با النینو تفاوت معنی داری با سال های خنثی نداشته است.

نتیجه گیری: در این تحقیق مشاهده گردید، که به طور کلی درسال های با فاز خنثی شاخص انسو، میانگین تعداد رکوردهای لشمانیوز جلدی کمتر از سال‌های همراه با حاکمیت النینو یا لانینا ثبت شده است منتها تفاوت بین تعداد رخدادهای سال های خنثی با سال های با حاکمیت النینو، مشاهده نگردید.


لیلا دهقانکار، مرضیه حاجی کریم بابا، رحمن پناهی،
دوره 17، شماره 3 - ( 9-1398 )
چکیده

زمینه و هدف: نظر به نقش محوری سواد سلامت در تعیین نابرابری­های سلامتی و رشد قابل ملاحظه جمعیت دانشجویی، این مطالعه با هدف تعیین سواد سلامت و عوامل مرتبط با آن در دانشجویان انجام گردید.
روش­ کار: پژوهش حاضر مقطعی، توصیفی- تحلیلی می­باشد. 375 نفر از دانشجویان دختر دانشگاه بین­المللی امام خمینی شهر قزوین در سال تحصیلی 1398 به ­روش نمونه­گیری تصادفی طبقه­ای وارد مطالعه شدند. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه مشخصات دموگرافیک و زمینه­ای و پرسشنامه سنجش سواد سلامت بزرگسالان ایرانی بود. پس از گردآوری، داده­ها وارد نرم­افزارSPSS 23  شدند و با استفاده از آزمون­های توصیفی و رگرسیون لجستیک، مورد آنالیز قرار گرفتند.
نتایج: نتایج نشان داد 17 نفر (5/4%) سواد سلامت ناکافی، 112 نفر (9/29%) سواد سلامت نه­چندان کافی، 188 نفر (1/50%) سواد سلامت کافی و 58 نفر (5/15%) سواد سلامت عالی داشتند. همچنین میانگین (انحراف معیار) نمره سواد سلامت (49/12) 80/70 بود. نتایج آزمون رگرسیون لجستیک نشان داد سواد سلامت با انجام فعالیت جسمانی رابطه معنی­دار داشت (039/0=p) به­طوری ­که شانس داشتن سواد سلامت مطلوب در دانشجویان دارای فعالیت جسمانی در بیشتر روزها، 097/2 برابر دانشجویان دارای فعالیت جسمانی به­صورت هر روزه بود. همچنین سواد سلامت با اشتغال رابطه معنی­دار داشت (042/0=p)، به­طوری ­که شانس داشتن سواد سلامت مطلوب در دانشجویان دارای اشتغال، 534/0 برابر دانشجویان بدون اشتغال بود.
نتیجه­گیری: نظر به پایین­بودن سواد سلامت در بین دانشجویان با فعالیت جسمانی کمتر و دارای اشتغال، پیشنهاد می­شود در طراحی برنامه­های آموزشی جهت ارتقای سواد سلامت دانشجویان، به دانشجویان فوق توجه بیشتری مبذول گردد.


رحمن پناهی، لیلا دهقانکار، محیا شفایی، علی رزاق پور،
دوره 17، شماره 4 - ( 12-1398 )
چکیده

زمینه و هدف: سواد سلامت با بالابردن فهم، درک و ارزیابی مزایای رفتارهای تشخیصی و پیشگیرانه می­تواند یکی از مهمترین عوامل تاثیرگذار در اتخاذ رفتارهای پیشگیری­کننده از پوکی استخوان باشد. این مطالعه با هدف تعیین مهارت­های مؤثر سواد سلامت در پیشگویی اتخاد رفتارهای پیشگیری­کننده از پوکی استخوان در دانش­آموزان انجام گردید.
روش کار: پژوهش حاضر از نوع توصیفی- مقطعی است. تعداد 375 نفر از دانش­آموزان دبیرستان­های دخترانه شهر قزوین به­روش نمونه­گیری چندمرحله­ای انتخاب شدند. داده­ها با استفاده از پرسشنامه استاندارد سواد سلامت نوجوانان و پرسشنامه سنجش رفتارهای پیشگیری­کننده از پوکی استخوان گردآوری و با استفاده از نرم افزار23  SPSS  و با به­کارگیری آمارهای توصیفی و ضریب همبستگی اسپیرمن و آزمون رگرسیون چندگانه، تحلیل شدند.
نتایج: در میان ابعاد هشت­گانه سواد سلامت، بیشترین میانگین نمره به دو بعد درک و ارتباط و کمترین میانگین نمره به دو بعد استفاده از اطلاعات سلامت و محاسبه، اختصاص داشت. میانگین و انحراف معیار نمره کلی سواد سلامت و اتخاذ رفتارهای پیشگیری­کننده از پوکی استخوان به ترتیب 58/12±84/70 از 100 و 60/5± 43/22 از 36 بود. آزمون رگرسیون چندگانه نشان داد که ابعاد سواد سلامت، 4/38% از تغییرات اتخاذ رفتار پیشگیری­کننده از پوکی استخوان را پیشگویی کردند (384/0=R2). از میان ابعاد مورد بررسی، فقط بعد استفاده از اطلاعات سلامت (001/0=p ،044/0=β) به­طور معنی‌دار پیشگویی­کننده اتخاذ رفتار بود.
نتیجه­گیری: نظر به نتایج مطالعه لازم است در طراحی برنامه‌های آموزشی جهت پیشگیری از پوکی استخوان، به نقش سواد سلامت به­طور کلی و خصوصا تاثیر بعد استفاده از اطلاعات سلامت در میان نوجوانان توجه ویژه‌ای مبذول گردد. 
مهدی خوشگو، مجتبی خادم الحسینی، رحمن پناهی، فرزاد شیدفر، پروین حسن زاده،
دوره 18، شماره 3 - ( 9-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: با توجه به اهمیت الگوی غذایی کودکان در نشاط و تندرستی جامعه آینده و نیز تاثیر افسردگی مادران در ایجاد اختلال در انجام وظایفی مانند تنظیم عادات و رفتارهای غذایی کودکان، این مطالعه با هدف تعیین ارتباط میان افسردگی مادر و الگوی غذایی کودکان طراحی و اجرا شد.
روش کار: در یک مطالعه توصیفی-تحلیلی از نوع مقطعی، 313 نفر از کودکان مشغول به تحصیل در دبستان های شهر تهران در نیمسال اول سال تحصیلی 98-97 از طریق نمونه­گیری خوشه­ای طبقه­بندی­شده انتخاب و مورد بررسی قرار گرفتند. داده‌ها با استفاده از پرسشنامه­های اطلاعات دموگرافیکی و زمینه­ای مربوط به مادر و کودک، پرسشنامه استاندارد بک جهت سنجش وضعیت افسردگی مادر و پرسشنامه بسامد خوراک  جهت بررسی الگوی غذایی کودکان، گردآوری شد. داده­ها پس از جمع­آوری وارد نرم­افزارهایSPSS 22  وStata 13   شده و ابتدا با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی، الگوهای غذایی غالب کودکان تعیین گردید. سپس با استفاده از آمارهای توصیفی، آزمون های من­ویتنی، کروسکال والیس و ضریب همبستگی پیرسون و اسپیرمن، مورد تحلیل قرار گرفتند.
نتایج: فراوانی افسردگی در بین مادران، 3/31% (98 نفر) بود. الگوی غذایی گیاهی میانگین امتیاز بیشتری را داشت و الگوی غذایی غالب در بین کودکان بود. طبق نتایج بین شاخص­های توده بدنی، قد کودک و دور کمر کودک با برخی از الگوهای غذایی همبستگی مستقیم و معنی دار وجود داشت (05/0>p). همچنین بین افسردگی مادران و الگوهای غذایی کودکان ارتباط معنی داری یافت نشد.
نتیجه­ گیری: بر اساس یافته‌های این پژوهش افسردگی مادران با الگوی غذایی کودکان ارتباط معنی‌دار ندارد. پیشنهاد میشود مطالعات مشابه با حجم نمونه بزرگتر اجرا گردد.
سوگند قاسم زاده، زهرا نقش، محمد غلامی فشارکی، الهام شفیعی،
دوره 19، شماره 2 - ( 6-1400 )
چکیده

زمینه و هدف: سندرم پیش از قاعدگی تجربه برخی علائم جسمی و روانی در روزهای آخر چرخه قاعدگی است که در عملکرد تحصیلی، اجتماعی و خانوادگی تداخل ایجاد می‌کند. با توجه به مشکلات نوجوانان در این دوره این مطالعه با هدف تعیین اثربخشی برنامه یکپارچه درمان فراتشخیصی بر اضطراب، افسردگی و تنیدگی نوجوانان دختر مبتلا به سندرم پیش از قاعدگی و کیفیت زندگی مادران آنها انجام پذیرفته است.
روش کار: این مطالعه تجربی بر روی 26 دختر نوجوان مبتلا به سندرم پیش از قاعدگی که در سال 1399 به دو مرکز درمانی واقع در شهر تهران مراجعه کرده‌اند، انجام شده است. بیماران به طور تصادفی در 2 گروه مداخله (12 نفر، 6 جلسه 90 دقیقه‌ای هفتگی) و کنترل (14نفر) تقسیم گردیدند. در این مطالعه پرسش‌شوندگان به پرسشنامه‌های کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی، مقیاس افسردگی، اضطراب و تنیدگی، پرسشنامه غربالگری علایم قبل از قاعدگی و پرسشنامه افسردگی بک، قبل، بعد و یک ماه پس از مطالعه پاسخ دادند. در این مطالعه از آزمون ANOVA تکراری و جهت تحلیل از نرم‌افزار21  SPSS استفاده و سطح معنی دار 5% در نظر گرفته شد.
نتایج: یافته‌ها نشان داد که گروه مداخله نسبت به گروه کنترل کاهش معنی‌داری را از نظر میانگین سه متغیر افسردگی، اضطراب و تنیدگی از خود نمایش دادند (05/0p<). این کاهش باعث افزایش معنی‌دار کیفیت زندگی مادران شده بود.
نتیجه‌گیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که برنامه یکپارچه درمان فراتشخیصی روشی موثر برای کاهش مشکلات روانی دختران نوجوان و افزایش کیفیت زندگی مادران آنها خواهد بود.
حامد مصلحی، سیده مریم پورموسوی، زینب زاکانی، ریحانه فیاض،
دوره 22، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: اثربخشی روان درمانی با توجه به تحقیقات انجام شده اثبات شده است، اما تعداد بیمارانی که رو به وخامت می‌روند یا بهبود نمی‌یابند هنوز مشکل‌ساز است. از طرفی، برخی از درمانگران به طور کلی موفقتر از دیگران هستند، اکثر درمانگران هم موفقیت و هم شکست درمانی را در موارد مختلف تجربه کرده اند. هدف از این مطالعه تعیین عوامل اثربخش در روان درمانی از منظر درمانگران و مراجعان بود.
روش کار: این پژوهش را می توان بر مبنای هدف از نوع پژوهش های کاربردی و از منظر ماهیت، کیفی به شمار آورد. جامعه آماری این پژوهش 1- درمانگران (روانپزشکان، روانشناسان و مشاوران) دارای مجوز سازمان نظام روانشناسی و مشاوره با تجربه درمانگری 5 سال به بالا و 2- مراجعینی که حداقل در یک دوره روان درمانی شرکت کرده اند را شامل می شود. روش نمونه گیری به صورت هدفمند صورت گرفت. بر اساس این روش، حجم نمونه مبتنی بر اشباع نظری بوده و لذا فرآیند مصاحبه تا حصول اطمینان از اشباع داده های مرتبط با موضوع تحقیق و نبود داده جدید ادامه یافت و مصاحبه‌ها در درمانگران در نفر بیست و یکم و در مراجعان در نفر پانزدهم به پایان رسید. برای گردآوری اطلاعات از روش مصاحبه استفاده گردید که داده ها با استفاده از روش تحلیل محتوا بر مبنای رویکرد قیاسی مورد تحلیل قرار گرفتند.
نتایج: یافته های این تحقیق نشان داد که عوامل احتمالی موثر در درمان اثربخش به سه حیطه درمانگر (نگرش، صلاحیت، شخصیت، بلوغ، توانایی و ویژگی ظاهری)، مراجع (ویژگی‌های جمعیت شناختی، علت و نحوه مراجعه، بینش) و عوامل محیطی (مسائل اقتصادی، اجتماعی-سیاسی، موقعیت مرکز روانشناختی، مسائل حمایتی و رویدادهای زندگی مراجع و درمانگر) تقسیم‌بندی می شود.
نتیجه گیری: یافته های پژوهش حاضر، اهمیت الگوی عوامل اثربخش را به سیاست گذاران، متولیان، اساتید و درمانگران حوزه سلامت روان نشان می‌دهد. ضمن اینکه احراز این مولفه ها می تواند کارآمدی درمانگران را در دستیابی به اهداف آنها افزایش دهد و همچنین به مراجعان کمک کند تا در انتخاب درمانگر چگونه عمل کنند.
 

صفحه 1 از 2    
اولین
قبلی
1
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه دانشکده بهداشت و انستیتو تحقیقات بهداشتی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb