جستجو در مقالات منتشر شده


کاربران عمومی فقط به فهرست مقالات منتشر شده دسترسی دارند.
31 نتیجه برای موضوع مقاله:

معصومه دژمان، مروئه وامقی، فاطمه دژمان، پیام روشنفکر، حسن رفیعی، آمنه ستاره فروزان، مجید رضازاده، پریسا فاضلی،
دوره 12، شماره 3 - ( 10-1393 )
چکیده

  زمینه و هدف: کودکانی که در خیابان کار و زندگی می کنند از جمله گروه های در معرض خطر ابتلا به ایدز در سراسر جهان هستند. جمعیت قابل توجه کودکان خیابانی و ضعف برنامه های موجود برای این گروه از تهدیدهای وضعیت ایدز در ایران به شمار می رود . در این مقاله وضعیت مصرف مواد در کودکان خیابانی بررسی شده است.

  روش کار: این مقاله بخشی از پژوهشی گسترده تر از نوع ارزیابی سریع و پاسخ ( RAR ) در خصوص کودکان خیابانی می باشد که طی سال 92- 1391در شهر تهران انجام گرفت. داده های پژوهش با استفاده از پرسشنامه و به شیوه پرسشگری از 289 کودک خیابانی که به روش نمونه گیری مبتنی بر زمان و مکان انتخاب شدند جمع آوری شده است.

  نتایج: نتایج این مطالعه نشان داد که از مجموع کودکان خیابانی 6/25% سابقه مصرف سیگار و/یا مواد مخدر و/یا الکل داشته اند. بیشتر این مصرف کنندگان پسر و در رده سنی 18-15 سال بوده اند. شیوع مصرف سیگار و/ یا قلیان در شش ماه قبل از مطالعه در کل کودکان 1/12%، الکل و یا مشروب11%، مصرف مواد مخدر 9/6% بوده است. طبق یافته های این مطالعه مصرف الکل و مواد مخدر رابطه معناداری با سن، نوع کار و سابقه ترک خانه دارد. بیشترین فراوانی دلیل مصرف مواد در کودکان مربوط به کنجکاوی (6/56%) و در مراتب بعدی لذت (6/39%)، تفریح (8/35%) بوده است.

  نتیجه گیری: با توجه به بالا بودن معنی داری رابطه مصرف مواد مخدر با مصرف سیگار، الکل، جنسیت، سن، و ترک خانه توصیه
می­شود برنامه­های پیشگیری از مصرف مواد، از سنین پایین تر برای همه کودکان با تاکید بیشتری در مورد پسران آغاز گردد. همچنین مداخلات خانواده ها از نوع نارانان (برای مصرف مواد) و الانان (برای مصرف الکل) و تلاش برای بهبود شرایط زندگی کودکان به منظور پیشگیری از ترک خانه راهبرد اصلی برای کاهش مصرف مواد خواهد بود.


منیره خادم، سید جمال الدین شاهطاهری، فریده گلبابایی، عباس رحیمی فروشانی، محمدرضا گنجعلی زاده، فرنوش فریدبد،
دوره 12، شماره 4 - ( 12-1393 )
چکیده

  زمینه و هدف: هدف از این مطالعه تغلیظ و تخلیص نمونه های ادرار، مو و ناخن با استفاده از روش استخراج فاز جامد توسط جاذب کرموزورب 102 به منظور ارزیابی مواجهه­ی کارگران یک صنعت فلزی با نیکل و سرب می باشد.

  روش کار: در این مطالعه استخراج با استفاده فاز جامد توسط کرموزورب 102 جهت آماده سازی، تغلیظ و تخلیص نمونه های بیولوژیک ادرار، مو و ناخن کارگران شاغل در صنایع فلزی استفاده گردید. متغیر های مؤثر بر پاسخ روش بهینه سازی شدند. سپس دقت، صحت و تکرار پذیری روز به روز و در طول یک روز آن با استفاده از نمونه هایی با غلظت پایین، متوسط و بالای فلزات مورد نظر تأیید گردید. پس از استخراج سرب و نیکل از نمونه های واقعی کارگران، غلظت آنها توسط روش ولتامتری تعیین شد.

  نتایج: به دنبال بهینه سازی روش، سرب و نیکل با راندمان بیشتر از 94% از روی جاذب کرموزورب 102 بازیافت شدند. اگرچه غلظت نیکل و سرب در نمونه­های مو زیر حد تشخیص روش آنالیزی بود، در نمونه های ادرار و ناخن بالاتر از حدود مجاز مربوطه بودند.

  نتیجه گیری: استخراج فاز جامد روشی سریع و ساده برای پیش تغلیظ و جداسازی آنالیت ها از نمونه های بیولوژیک بوده و با توجه به غلظت پایین آنالیت و وجود عوامل مداخله کننده ی موجود در این گونه نمونه ها، می تواند در آماده سازی آنها مؤثر واقع گردد. این مطالعه کاربرد روش مذکور در ارزیابی های شغلی و تعیین مواجهه ی کارگران را مورد تأیید قرار داد.


مسعود کیماسی، اوژن کریمی، حسین راستیان اردستانی،
دوره 12، شماره 4 - ( 12-1393 )
چکیده

  زمینه وهدف : هدف از این پژوهش، ارزیابی ادراکات مراجعان از کیفیت خدمات در آزمایشگاههای تشخیص طبی می باشد.

  روش کار : در این تحقیق با استفاده از مدل سروایمپرف، ابعاد کیفیت خدمات از نظر عملکرد (وضعیت موجود) واهمیت (وزن) هر یک از ابعاد، بوسیله ابزار پرسشنامه از 328 نفر از مراجعان آزمایشگاه های تشخیص طبی تهران با روش نمونه ‌ گیری طبقه ‌ ای-تصادفی مورد ارزیابی قرار گرفت.

  نتایج : در ارزیابی وضعیت(عملکرد) ابعاد کیفیت، ادراکات مراجعان از کیفیت خدمات و ابعاد آن بالاتر از حد متوسط بوده است و بعد، قابلیت اعتماد با میانگین49/3 بیشتر از سایر ابعاد و بعد همدلی با میانگین73/2 کمتر از سایر ابعاد مطلوب ارزیابی شده ‌ اند. در ارزیابی اهمیت(وزن) ابعاد کیفیت، ادراکات مراجعان در بعد اطمینان خاطر با میانگین45/4 بیشتر از سایر ابعاد و در بعد عوامل ملموس با میانگین 98/3کمتر از سایر ابعاد دارای اهمیت می باشند.

  نتیجه گیری : نتیجه اینکه مشتریان از ابعاد مختلف کیفیت خدمات درک یکسانی ندارند و اهمیتی یکسان نیز به آن نمی ‌ دهند. لذا در برنامه ‌ های ارتقاء کیفیت خدمات این تفاوتها را باید در نظر داشت و اولویت ها را بر اساس آنها تعیین نمود . همچنین به نظر می ‌ رسد بعد اطمینان خاطر در ادراک کیفیت خدمات بهداشتی درمانی از نظر مراجعان از سایر ابعاد کیفیت خدمات اهمیت بیشتری دارد.


زهرا کریمیان، فاطمه عطوف، راضیه معصومی، محمدعلی بشارت، عفت السادات مرقاتی خویی،
دوره 15، شماره 2 - ( 6-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: از آنجایی که دانش و نوع نگرش به مسائل جنسی از جمله عوامل کلیدی بر رفتار جنسی هستند، لذا هدف اصلی این مطالعه پیمایشی، تعیین پایه های شکل گیری رفتارهای جنسی زنان شهرستان کاشان می باشد.

روش کار: این مطالعه پیمایشی از نوع مقطعی می باشد که 500 نفر از زنان سنین باروری مراجعه کننده به کلیه مراکز بهداشتی درمانی شهر کاشان به صورت تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل مقیاس بومی دانش و نگرش جنسی Sexual knowledge and attitude scale بود. جهت تجزیه تحلیل داده ها از آمار توصیفی، آزمون همبستگی و مدل رگرسیون استفاده شد.

نتایج: اکثریت واحدهای پژوهش در رده سنی 26 تا 35 سال (9/51%) و دارای تحصیلات دبیرستان (9/39%) بوده و ). بر اساس مدل رگرسیون نمره دانش با تحصیلات و وضعیت اقتصادی و نمره نگرش جنسی نیز با سن و تحصیلات رابطه داشت.

نتیجه گیری: علی رغم اینکه واحدهای پژوهش جوان و تحصیل کرده بودند و نمره دانش و نگرش آنها بالا بدست آمد، ولی همچنان در مواردی مانند احساس شرم موقع نزدیکی، اضطراب موقع نزدیکی، آغازگری مرد در روابط جنسی و فرزندآوری به عنوان هدف اصلی روابط جنسی دیدگاه های غلطی داشتند که ضرورت طراحی برنامه آموزشی مناسب که اصلاح کننده دیدگاه ها و نگرش های نادرست زنان می باشد، وجود دارد.


بهارک بیاتی، غلامعلی افروز، آنیتا باغداساریانس، سوگند قاسم زاده، اسدالله رجب،
دوره 15، شماره 3 - ( 9-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: خانواده‌های دارای فرزند مبتلا به دیابت با مشکلات و چالش‌های مختلفی از جمله کاهش کیفیت زندگی و مشکلات رفتاری و آشفتگی‌های روانی فرزند مبتلا مواجه هستند. این مطالعه با هدف بررسی تأثیر ارتقای کیفیت زندگی  والدین دارای فرزند مبتلا به دیابت بر نشانه‌های بالینی فرزندشان صورت گرفته است.
روش کار: این پژوهش یک مطالعه نیمه تجربی و با بهره‌گیری از طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل است . نمونه آماری بالغ بر 32 کودک مبتلا به دیابت و والدین آنها بود که طی دو مرحله و به روش نمونه‌گیری در دسترس از انجمن دیابت ایران انتخاب شده و بصورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایش طی 10 جلسه 2 ساعته تحت آموزش برنامه ارتقای کیفیت زندگی قرار گرفتند.
به منظور گردآوری داده‌ها از پرسشنامه نشانه‌های بالینی کودک( Child Symptom Inventory-CSI-4) استفاده شد. تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS و به روش تحلیل کواریانس چندمتغیره صورت پذیرفت.
نتایج: یافته‌ها نشان داد که میانگین پس آزمون نمرات در نشانه‌های عاطفی-رفتاری در دو گروه آزمایش و کنترل با یکدیگر تفاوت معنی دار داشته (01/0>p و 53/20=, F19/23, F=01/21F=) و میانگین نمرات گروه آزمایش به‌ صورت معنی داری کمتر از گروه کنترل بوده که این امر حاکی از تأثیر مثبت برنامه جامع ارتقای کیفیت زندگی بر نشانه­های عاطفی-رفتاری در فرزندان بوده است.
نتیجه‌گیری: این مطالعه نشان داد آموزش برنامه ارتقای کیفیت زندگی بطور معنی‌داری بر نشانه‌های بالینی کودکان مبتلا به دیابت تأثیر داشته و آن‌ها را کاهش داده است و لذا به منظور ارتقای کیفیت زندگی و کاهش آشفتگی‌های روانی در خانواده های دارای فرزند مبتلا به دیابت توصیه می‌شود.
 
ساجده ودودی، سوگند قاسم زاده، سیده منور یزدی،
دوره 16، شماره 3 - ( 9-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: پژوهش حاضر با هدف طراحی و بررسی اثربخشی برنامه بهبود بخشی روابط والد-کودک به منظور کاهش مشکلات برونی سازی شده در کودکان سندرم داون انجام شد. در این پژوهش ابتدا برنامه بهبود بخشی روابط والد-کودک طراحی، سپس به ارزیابی اثربخشی برنامه از طریق پژوهش شبه آزمایشی با انتساب نمونه تصادفی با پیش آزمون، پس آزمون، پیگیری پرداخته شد.
روش کار: در این طرح والدین به همراه فرزندانشان به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. جامعه پژوهش حاضر همه دانش آموزان سندرم داون در حال تحصیل در سال 95-96 مدارس استثنایی شهر تهران به همراه والدینشان بود و در نهایت 36 مادر از بین 56 مادر دارای فرزند سندرم داون با مصاحبه تشخیصی و ملاک های ورود و خروج پژوهش غربال شدند، و به پرسشنامهCBCL  و پرسشنامه مقیاس رابطه والد-کودک هم در مرحله پیش آزمون، پس آزمون، پیگیری پاسخ دادند. تحلیل داده ها به روش تحلیل کوواریانس چند متغیره از نوع اندازه­گیری های مکرر بود.
نتایج: یافته ها نشان داد که میانگین پس آزمون در دو گروه کنترل و آزمایش با یکدیگر تفاوت معنی داری داشته و میانگین نمرات گروه آزمایش به صورت معنی داری کمتر از گروه کنترل بوده که این امر حاکی از تاثیر مثبت مداخله خانواده محور بوده است.
نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد که برنامه بهبود بخشی روابط والد-کودک باعث کاهش خرده مقیاس های تعارض و وابستگی و افزایش خرده مقیاس نزدیکی در روابط والد-کودک گردید و همچنین منجر به کاهش مشکلات رفتاری در کودکان سندرم داون شد.
لیلا افضلی، سوگند قاسم زاده، مریم هاشمی بخشی،
دوره 17، شماره 3 - ( 9-1398 )
چکیده

زمینه وهدف: این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی مداخلات خانواده­محور بر نشانگان بالینی و مهارت­های اجتماعی کودکان بیش­فعال انجام شده است. پژوهش حاضر از نوع شبه­آزمایشی با مراحل پیش­آزمون-پس­آزمون بود. برای این منظور پژوهش تعداد 28 نفر از دانش­آموزان دارای اختلال بیش­فعالی مراجعه‌کننده به یک مرکز خدمات روان‌شناسی و مشاوره  به همراه پدران و مادرانشان با استفاده از روش نمونه‌گیری در دسترس، به عنوان نمونۀ اصلی پژوهش انتخاب شدند و سپس در دو گروه مساوی چهارده ‌نفری قرار گرفتند. گروه آزمایشی در برنامۀ خانواده درمانی قرار گرفتند و گروه کنترل هیچ مداخله­ای دریافت نکردند.
روش کار: ابزارهای پژوهش، پرسشنامه مهارت­های اجتماعی نوجوانان ایندربیتزن و فوستر(۱۹۹۲) و پرسشنامه کانرز والدین(1999) بودند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل کوواریانس چند متغیره استفاده شد.
نتایج: نتایج نشان داد که مداخلات خانواده­محور منجر به افزایش مهارت­های اجتماعی و کاهش نشانه­های بالینی کودکان دارای اختلال بیش فعالی می­شود.
نتیجه گیری: بنابراین می­توان نتیجه گرفت که مداخله پژوهش حاضر برای افزایش مهارت اجتماعی و کاهش نشانه­های بالینی کودکان مبتلا به اختلال کاستی توجه و بیش­فعالی مفید است.
مسعود صادقی، زهرا مرادی،
دوره 18، شماره 2 - ( 6-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: بیماری آرﺗﺮیﺖ روﻣﺎﺗﻮﺋﯿﺪ شایﻊﺗﺮیﻦ و ﻣﻬﻢﺗﺮیﻦ ﺑﯿﻤﺎری اﻟﺘﻬﺎﺑﯽ ﻣﻔﺎﺻﻞ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺮ اﺛﺮ ﺗﻌﺎﻣﻞ ﻋﻮاﻣﻞ ژﻧﺘﯿﮑﯽ، ایﻤﻨﯽﺷﻨﺎﺧﺘﯽ، رواﻧﯽ و اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺑﻪ وﺟﻮد ﻣﯽآیﺪ و ﺑﺎ دردﻫﺎی ﻣﺰﻣﻦ ﻫﻤﺮاه است. هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر ادراک درد و ناتوانی عملکردی زنان مبتلا به آرتریت روماتوئیدِ شهر خرم­آباد بود.
روش کار: پژوهش نیمه­آزمایشی با طرح پیش­آزمون و پس­آزمون با گروه آزمایش و گواه می­باشد. جامعه آماری کلیه زنان مبتلا به آرتریت روماتوئید استان لرستان بود. روش نمونه­گیری به صورت در دسترس از بین این زنان 40 نفر انتخاب و به روش تصادفی در دو گروه آزمایشی و گواه (هر گروه 20 نفر) جایگزین شدند. در شرایط یکسان و همزمان، پیش­آزمون با پرسشنامه­های ادراک درد و ناتوانی عملکردی در هر دو گروه به عمل آمد. سپس مداخله درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد به مدت 8 جلسه 90 دقیقه­ای بر روی گروه آزمایشی اجرا شد ولی گروه گواه مداخله­ای دریافت نکرد. پس از اتمام جلسات مجدداً از هر دو گروه پس­آزمون گرفته شد.
نتایج: نتایج تحلیل کواریانس چند متغیره و تک متغیره نشان دادکه مداخله درمان مبتنی بر پذرش و تعهد بر کاهش ادراک درد و ناتوانی عملکردی بیماران تاثیر معنی دار داشته است (001/0>p).
نتیجه­ گیری: با توجه به نتایج این مطالعه می­توان گفت درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد باعث کاهش ادراک درد و ناتوانی عملکردی در زنان مبتلا به آرتریت روماتوئید شده است. لذا در کنار درمان پزشکی می­­توان از این درمان جهت کاهش ادراک درد و ناتوانی عملکردی این بیماران استفاده کرد.
سوگند قاسم زاده، میترا حسن زاده، ساجده ودودی، زهرا علوی، مینو مطبوع ریاحی،
دوره 18، شماره 3 - ( 9-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: پژوهش حاضر با هدف بهبود نشانگان کودک مبتلا به اختلال وسواسی جبری، روابط بین والدین و کودک، و رضایتمندی زوجیت والدین با کمک مداخله‌ شناختی رفتاری خانواده محور انجام شد.
روش کار: ﭘﮋﻭﻫﺶ حاضر، ﻣﻄﺎﻟﻌﻪﺍﯼ ﻧﻴﻤﻪﺗﺠﺮﺑﻲ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺑﺎ انتخاب ﺗﺼﺎﺩﻓﻲ ﺁﺯﻣﻮﺩﻧﻲ ﻫﺎ ﺩﺭ دو ﮔﺮﻭﻩ ﺁﺯﻣﺎﻳﺶ ﻭ کنترل، ﺑﻪ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﭘﻴﺶﺁﺯﻣﻮﻥ ﭘﺲﺁﺯﻣﻮﻥ ﺍﺳﺖ. جامعه پژوهش حاضر، کلیۀ دانش‌آموزان 9 تا 12 ساله شاغل به تحصیل در سال تحصیلی 1394-1395 شهر تهران بودند که به دلیل مشکلات وسواسی جبری به مرکز خدمات روانشناسی و مشاوره مراجعه کرده بودند و از میان آنان 28 نفر انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. مادران پرسش‌نامه‌های "مقیاس اضطراب اسپنس" (فرم والد)، "پرسش‌نامه ارتباط والد- فرزند" و "پرسش‌نامه رضایتمندی همسران افروز "(فرم کوتاه) و کودکان مقیاس اضطراب اسپنس(فرم کودک) را در دو نوبت پیش‌آزمون و پس‌آزمون تکمیل کردند.برنامه مداخله به طور کلی در 22 جلسه؛ 8 جلسه گروهی برای مادران، 8 جلسه بازی درمانی انفرادی برای کودک و 2 جلسه اختصاصی برای هر خانواده به شیوه شناختی رفتاری برگزار شد.
نتایج: تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل کواریانس چند متغیره نشان داد که برنامه مداخله شناختی رفتاری خانواده محور در بهبود رضایتمندی زوجیت و تعامل والد کودک و همچنین کاهش اضطراب کودک موثر بوده است (01/0p<).
نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد که برنامه مداخله شناختی رفتاری خانواده محور منجر به بهبود روابط والدین و کودک مبتلا به اختلال وسواسی جبری و رضایتمندی زوجیت و کاهش اضطراب این کودکان و والدین می‌گردد.
مریم سامانی، احمد گلچین، حسینعلی علیخانی، احمد بایبوردی،
دوره 18، شماره 3 - ( 9-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: فلزات سنگین موجود در گرد و غبارهای اتمسفری قادرند از طریق بلع، تنفس و تماس پوستی وارد بدن انسان شده و موجب بیماری­های گوناگون شوند. تحقیق حاضر با هدف تعیین غلظت فلز سرب در گرد و غبارهای اتمسفری و ارزیابی ریسک سلامت آن­، طی زمستان 1397 تا پاییز 1398در مناطق 9، 10، 11 و 12 شهرداری تهران انجام شد.
روش­کار: دو نقطه در غرب و شرق منطقه 9 و یک نقطه در شرق مناطق 11،10 و 12 (نقاط غرب مناطق 10، 11 و 12 هم مرز با شرق منطقه مجاور بود) تعیین و گرد و غبارهای اتمسفری بصورت ماهانه در طی یک سال جمع­آوری شدند. یک آزمایش فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با سه تکرار انجام شد. فاکتورهای آزمایش شامل مکان نمونه­برداری و زمان (فصل­های) نمونه­برداری بود. غلظت سرب بعد از عصاره­گیری با اسید­کلریدریک و اسید نیتریک غلیظ (با نسبت 3:1) تعیین شد.
نتایج: نتایج نشان داد کمترین غلظت فلز سرب در فصل زمستان و در نقطه 9W (تهرانسر) برابر 1/177 و بیشترین غلظت سرب در فصل پاییز و در نقطه 11E (خیابان وحدت اسلامی) 46/987 میلی­گرم بر کیلوگرم بود. نتایج نشان داد بلعیدن گرد و غبارهای اتمسفری اصلی­ترین راه قرار گرفتن در معرض سرب بود و بیش از 90% از شاخص­خطر  بیماری­های غیر­سرطانی فلزات سرب، مربوط به  HQ(معادله خطر) بلع بود.
نتیجه گیری: در فصل زمستان  مقدار HQ و HI (شاخص تجمعی خطر بیماری­های غیر­سرطانی) برای سرب و برای افراد بالغ و کودکان کمتر از حد مجاز بود و خطری سلامت افراد را تهدید نمی­کرد اما در بهار، تابستان و پاییز مقدار شاخص خطر سرب برای کودکان بالاتر از حد مجاز بود و ریسک ابتلا به بیماری­های غیرسرطانی در کودکان در تمام مناطق نمونه برداری بالا بود. 
سوگند قاسم زاده، زهرا نقش، محمد غلامی فشارکی، الهام شفیعی،
دوره 19، شماره 2 - ( 6-1400 )
چکیده

زمینه و هدف: سندرم پیش از قاعدگی تجربه برخی علائم جسمی و روانی در روزهای آخر چرخه قاعدگی است که در عملکرد تحصیلی، اجتماعی و خانوادگی تداخل ایجاد می‌کند. با توجه به مشکلات نوجوانان در این دوره این مطالعه با هدف تعیین اثربخشی برنامه یکپارچه درمان فراتشخیصی بر اضطراب، افسردگی و تنیدگی نوجوانان دختر مبتلا به سندرم پیش از قاعدگی و کیفیت زندگی مادران آنها انجام پذیرفته است.
روش کار: این مطالعه تجربی بر روی 26 دختر نوجوان مبتلا به سندرم پیش از قاعدگی که در سال 1399 به دو مرکز درمانی واقع در شهر تهران مراجعه کرده‌اند، انجام شده است. بیماران به طور تصادفی در 2 گروه مداخله (12 نفر، 6 جلسه 90 دقیقه‌ای هفتگی) و کنترل (14نفر) تقسیم گردیدند. در این مطالعه پرسش‌شوندگان به پرسشنامه‌های کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی، مقیاس افسردگی، اضطراب و تنیدگی، پرسشنامه غربالگری علایم قبل از قاعدگی و پرسشنامه افسردگی بک، قبل، بعد و یک ماه پس از مطالعه پاسخ دادند. در این مطالعه از آزمون ANOVA تکراری و جهت تحلیل از نرم‌افزار21  SPSS استفاده و سطح معنی دار 5% در نظر گرفته شد.
نتایج: یافته‌ها نشان داد که گروه مداخله نسبت به گروه کنترل کاهش معنی‌داری را از نظر میانگین سه متغیر افسردگی، اضطراب و تنیدگی از خود نمایش دادند (05/0p<). این کاهش باعث افزایش معنی‌دار کیفیت زندگی مادران شده بود.
نتیجه‌گیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که برنامه یکپارچه درمان فراتشخیصی روشی موثر برای کاهش مشکلات روانی دختران نوجوان و افزایش کیفیت زندگی مادران آنها خواهد بود.
بنفشه آل یاران، زهرا دلاوری، فاطمه فیاض، حامد مصلحی،
دوره 21، شماره 2 - ( 6-1402 )
چکیده

زمینه و هدف: سلامت اجتماعی از اساسی‌ترین معیارهای بهزیستی اجتماعی و عامل موثر در ارتقای کیفیت زندگی هر جامعه‌ای است. در کشور ایران، دفتر سلامت روانی، اجتماعی و اعتیاد، وظیفه اصلی برنامه‌ریزی، اجرا، نظارت و ارزشیابی برنامه‌های سلامت اجتماعی را عهده‌دار است. بنابراین هدف از پژوهش حاضر، نقد و ارزیابی محتواهای ارائه شده، درراستای بازنگری متون حاضر بود.
روش کار: روش استفاده شده جهت نیل به هدف مذکور، روش پژوهش واسازی می‌باشد. محیط پژوهشی مطالعه‌ حاضر، تمامی محتواهای حوزه سلامت اجتماعی ارائه شده توسط دفتر سلامت روانی، اجتماعی و اعتیاد بود که جهت دستیابی به داده‌های دقیق، کل جامعه آماری به‌عنوان نمونه در نظر گرفته شد.
نتایج: به­ طورکلی، نتایج حاصل­از پژوهش نقد بر غربال نامناسب، متناسب سازی فرهنگی، تک بعد نگری، متناسب سازی نقش و مسئولیت، ارجحیت درمان بر پیشگیری، بهنگام سازی، جامعیت و کفایت مطالب بنیادی و جامعیت و کفایت پیشنهادات کاربردی را روشن می‌سازد.
نتیجه‌گیری: از نتایج پژوهش حاضر چنین استنباط می‌شود که بازنگری در محتواهای حوزه سلامت اجتماعی دفتر سلامت روانی، اجتماعی و اعتیاد ، در زمینه‌های سیر ارائه خدمات و محتوای مطالب نگاشته شده، ضروری است.
 
حمیدرضا عاطفی فر، حسین آقاجانی مرساء، علیرضا محسنی تبریزی،
دوره 21، شماره 2 - ( 6-1402 )
چکیده

زمینه و هدف: دخانیات، مواد مخدر، مصرف مشروبات الکلی، داشتن روابط جنسی ناایمن و رفتارهایی از این دست، رفتارهای پرخطری هستند که احتمال گرایش به آن­ها نگرانی عمده خانواده­ها را به­همراه داشته­است. والدین درصدد مقابله با رفتارهای­پرخطر، به­وسیله استراتژی مراقبتی هستند. هدف این پژوهش گونه­شناسی استراتژی­های مراقبت از رفتارهای پرخطر بر اساس شاخص­های اجتماعی-اقتصادی خانواده بود.
روش­کار: این تحقیق جزء پژوهش­های کمی و از نوع توصیفی-همبستگی بوده­است. جامعه­ی آماری شامل کلیه خانواده­های شهری تبریز که 384 خانواده به روش خوشه­ای چند مرحله­ای انتخاب شدند. دو ابزار اندازه­گیری (چک لیست استراتژی­های مراقبت از رفتارهای­پرخطر و پرسشنامه وضعیت اجتماعی-اقتصادی خانواده) جهت گردآوری اطلاعات استفاده­ شد. برای بررسی  روابط متغیرها از آزمون آنالیز واریانس یک طرفه (F) و رگرسیون خطی استفاده گردید.
نتایج: میانگین استراتژی­های مراقبت از رفتارهای­پرخطر براساس وضعیت اجتماعی-اقتصادی خانواده بطور معناداری متفاوت بود و طبقات اجتماعی-اقتصادی بالا نسبت به  طبقات پایین‌تر استراتژی مناسب­تر (کارآمد، فرایندی یا رویه­ای) را برای مراقبت از فرزندان در برابر رفتارهای پرخطر اتخاذ می­نمایند.
نتیجه­گیری: خانواده­های دارای شاخص­های اجتماعی-اقتصادی متوسط و پایین به­نسبت بیشتری استراتژی­های مراقبتی غیرموثر(ناکارآمد و دفعتی) را جهت مقابله با رفتارهای­پرخطر به­کارمی­بندند؛ به­منظور ارتقای سلامت عمومی، اتخاذ سیاست­های فرهنگی-آموزشیِ پیشگیری­محور برای تبدیل استراتژی­های مراقبتی ناکارآمد به استراتژی فرایندی(رویه­ای) ضروری می­نماید.
 
حامد مصلحی، ریحانه فیاض، زهرا ولیدآبادی، ایمان زاغیان،
دوره 21، شماره 3 - ( 9-1402 )
چکیده

زمینه و هدف: پژوهش حاضر باهدف دستیابی به درک عمیق از اهمیت (خدمات مورد انتظار) و عملکرد (خدمات محقق شده) جهت تعیین شاخص‌های اولویت‌دار سلامت روان صورت گرفته است تا در طراحی مداخلات مؤثرتر و با کیفیت­تر کمک کرده و برنامه­های سلامت روان جامعه با پر کردن شکاف­های احتمالی کارآمدتر شوند.
روش کار: پژوهش حاضر از نوع مطالعات ترکیبی می­باشد. جامعه آماری این مطالعه را تمام مجریان حوزه سلامت روان کشور تشکیل دادند که کل جامعه به عنوان نمونه در نظر گرفته شد و از این بین 998 نفر از سراسر کشور مشارکت داشتند. در بخش کمی با استفاده از مدل تحلیل عملکرد-اهمیت (Importance-Performance Analysis (IPA، اهمیت عملکرد برنامه­های در حال اجرا سلامت روان در نظام مراقبت­های بهداشتی اولیه و در بخش کیفی نیز توضیحات تکمیلی به شیوه تحلیل مضمون مورد تجزیه ‌و تحلیل قرار گرفت.
نتایج: بین وضعیت مطلوب و وضعیت فعلی در نظام سلامت روان شکاف وجود دارد، به ‌گونه‌ای که برنامه­های پیشگیری از همسر آزاری و مراقبت از بدرفتاری با کودک نیاز به تمرکز و تقویت بیشتر دارد. استمرار برنامه­های مهارت­های زندگی و مهارت­های فرزندپروری همچنین برنامه­های اصول خود مراقبتی در سلامت روان و مصرف مواد، تشخیص و مراقبت اختلالات روان‌پزشکی و نوجوان سالم من مطلوب و لازم است ولی در برنامه پیشگیری از خودکشی افراط شده و تعدیل هزینه و زمان در آن ضروری است. علاوه بر این، برنامه­های مداخلات روانی- اجتماعی در بلایا و حوادث، کاهش آسیب مصرف مواد، تقویت بنیان خانواده و خانواده توانا اهمیت پایینی در تدوین استراتژی دارند.
نتیجه­ گیری: اقدامات اصلاحی بر اساس اولویت­بندی حاصل ‌شده می‌تواند در دستور کار مدیران سیستم­های بهداشتی- درمانی در سطوح اولیه برای بهبود کیفیت خدمات قرار گیرد.
 
سیده مریم پور موسوی، ضحی حاجیها، محمد معرفت، ایمان زاغیان، حامد مصلحی،
دوره 21، شماره 4 - ( 12-1402 )
چکیده

زمینه و هدف: هدف از پژوهش حاضر مروری نظام مند و انتقادی به بسته های خدمات موجود در دفتر سلامت روانی اجتماعی و اعتیاد وزارت بهداشت در حوزه مواد، الکل و دخانیات بوده که در حال حاضر در نظام مراقبت های بهداشتی اولیه مورد استفاده است. این پژوهش با روش مرور و ارزیابی نقادانه، انجام شد.
روش کار: در ابتدا 1362 صفحه اطلاعات در قالب 47 فایل از سوی دفتر سلامت روانی، اجتماعی و اعتیاد جهت بررسی به پژوهشگران ارسال شد. فایل های ارسالی طبقه بندی، موارد اضافی، نامرتبط و تکراری حذف و نهایتاً 840 صفحه در 29 فایل مطالعه و مورد بررسی دقیق گرفت. سپس جهت نقد بر بسته ها از 7 متخصص حیطه اعتیاد استفاده شد. از روش تحلیل محتوا جهت استخراج نقدهای متخصصین استفاده گردید.
نتایج: بررسی های انجام شده نشان داد که اطلاعات جامعی در مورد اعتیاد به مواد مخدر، الکل و دخانیات به مراجعه کنندگان ارائه می شود. اما، در طی نگاه نقادانه و مروری بر بسته های موجود 4 نقد اصلی استخراج شد. نقد به منابع، اپیدمولوژی، عدم تناسب فرهنگ ایرانی-اسلامی و مسائل فنی-تخصصی 4 حیطه نقد اصلی وارده بر بسته های موجود بود. تعداد فایل ها و تنوع مداخلات، اشکالات ویرایشی و نگارشی، مداخلات و بحث هایی با منابع درون متنی نامناسب، منابع بعضاً قدیمی و مربوط به سال های 2013 و 2014، مداخلات قدیمی، عدم همخوانی مناسب با فرهنگ جامعه اسلامی ایران و ترجمه مستقیم بخش هایی از متون اصلی و اسناد مجامع بین المللی برخی از ایرادات وارده بر این خدمات بود.
نتیجه گیری: علی رغم تلاش های دفتر سلامت روانی، اجتماعی و اعتیاد جهت پوشش نیازهای اکثر افراد مراجعه کننده به نظام مراقبت های اولیه، به نظر می رسد تعداد بالای مداخلات و اطلاعات اضافی موجب سردرگمی پزشک، مراقب سلامت روان، مراقب سلامت خانواده، بهورز و دیگر افراد مرتبط خواهد شد. در نهایت پیشنهاد می شود برخی از بسته ها در یکدیگر ادغام شوند و مسائل تکراری حذف گردد و بخش های اختصاصی به آن اضافه شود و برخی از بسته ها نیز بر اساس موارد پیشنهادی مورد بازبینی اساسی قرار گیرند و بر تدوین بسته­های به روز و متناسب با فرهنگ جامعه ایرانی تاکید شود. 
 
حامد مصلحی، سیده مریم پورموسوی، زینب زاکانی، ریحانه فیاض،
دوره 22، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: اثربخشی روان درمانی با توجه به تحقیقات انجام شده اثبات شده است، اما تعداد بیمارانی که رو به وخامت می‌روند یا بهبود نمی‌یابند هنوز مشکل‌ساز است. از طرفی، برخی از درمانگران به طور کلی موفقتر از دیگران هستند، اکثر درمانگران هم موفقیت و هم شکست درمانی را در موارد مختلف تجربه کرده اند. هدف از این مطالعه تعیین عوامل اثربخش در روان درمانی از منظر درمانگران و مراجعان بود.
روش کار: این پژوهش را می توان بر مبنای هدف از نوع پژوهش های کاربردی و از منظر ماهیت، کیفی به شمار آورد. جامعه آماری این پژوهش 1- درمانگران (روانپزشکان، روانشناسان و مشاوران) دارای مجوز سازمان نظام روانشناسی و مشاوره با تجربه درمانگری 5 سال به بالا و 2- مراجعینی که حداقل در یک دوره روان درمانی شرکت کرده اند را شامل می شود. روش نمونه گیری به صورت هدفمند صورت گرفت. بر اساس این روش، حجم نمونه مبتنی بر اشباع نظری بوده و لذا فرآیند مصاحبه تا حصول اطمینان از اشباع داده های مرتبط با موضوع تحقیق و نبود داده جدید ادامه یافت و مصاحبه‌ها در درمانگران در نفر بیست و یکم و در مراجعان در نفر پانزدهم به پایان رسید. برای گردآوری اطلاعات از روش مصاحبه استفاده گردید که داده ها با استفاده از روش تحلیل محتوا بر مبنای رویکرد قیاسی مورد تحلیل قرار گرفتند.
نتایج: یافته های این تحقیق نشان داد که عوامل احتمالی موثر در درمان اثربخش به سه حیطه درمانگر (نگرش، صلاحیت، شخصیت، بلوغ، توانایی و ویژگی ظاهری)، مراجع (ویژگی‌های جمعیت شناختی، علت و نحوه مراجعه، بینش) و عوامل محیطی (مسائل اقتصادی، اجتماعی-سیاسی، موقعیت مرکز روانشناختی، مسائل حمایتی و رویدادهای زندگی مراجع و درمانگر) تقسیم‌بندی می شود.
نتیجه گیری: یافته های پژوهش حاضر، اهمیت الگوی عوامل اثربخش را به سیاست گذاران، متولیان، اساتید و درمانگران حوزه سلامت روان نشان می‌دهد. ضمن اینکه احراز این مولفه ها می تواند کارآمدی درمانگران را در دستیابی به اهداف آنها افزایش دهد و همچنین به مراجعان کمک کند تا در انتخاب درمانگر چگونه عمل کنند.
 
سراج الدین محمودیانی، رقیه خسروی، جاناتان پارکر، نازنین آقایی،
دوره 22، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: علی‌رغم اهمیت بهداشت باروری و استفاده از روش‌های پیشگیری از بارداری، اهمیت آنها در بهداشت و رفاه عمومی مردم هنوز به‌طور کامل در کشورهای در حال توسعه درک نشده است. انتظار می‌رود تغییرات قابل توجّه در سیاست ایران در زمینه تنظیم خانواده، همراه با بروز کووید-19، بر روشهای پیشگیری از بارداری به کار گرفته شده در کشور تأثیر گذاشته باشد.
روش­کار: این مطالعه مقطعی با استفاده از روش پیمایشی کمّی بر روی 1200 زن متأهل در سن باروری شهر شیراز در سال 1399 انجام شد. نمونهگیری ترکیبی از روشهای طبقهبندی چند مرحلهای و تصادفی سیستماتیک بود. دادهها با استفاده از پرسشنامه ساختاریافته و محقق­ساخته جمعآوری شد. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرم افزار SPSS و با استفاده از آزمونهای مجذور کای و رگرسیون لجستیک چندگانه انجام شد.
نتایج: بر اساس یافته‌ها، پیش‌بینی‌کننده‌های اصلی استفاده از روش‌های پیشگیری از بارداری شامل سن زنان، باروری واقعی، باروری ایده‌آل، سطح تحصیلات زوج‌ها و وضعیت اشتغال زوج‌ها بود. شانس استفاده از روش‌های سنتی در پی همه‌گیری کووید-19 افزایش یافت.
نتیجه­گیری: با توجه به گرایش قابل توجه زنان به استفاده از روش‌های پیشگیری سنتی، بخصوص در دوران شیوع همه­گیری­ها، آموزش مسائل مرتبط با این روش­ها به زنان ضرورت می­یابد. از آنجایی که روش­های سنتی می­تواند بارداری ناخواسته را به دنبال داشته باشد بنابراین آموزش روش­های پیشگیری برای زنان باید در سیاست­های جمعیتی گنجانده شود.
 
ایمان زاغیان، سیده مریم پورموسوی، زهرا جنتی، حامد مصلحی،
دوره 22، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: نوجوانی دوره­ای از تغییرات سریع بیولوژیکی، شناختی و عصبی است. هدف از پژوهش حاضر نقدی فرهنگی بر بسته آموزشی دفتر سلامت روانی، اجتماعی و اعتیاد در حوزه­ی ارتباطات درون­خانوادگی و برون­خانوادگی نوجوانان اجرا شده در قالب خدمات سلامت روان شبکه بهداشت بر اساس فرهنگ ایرانی - اسلامی بوده است.
روش کار: این تحقیق به روش پژوهش کیفی و با روش تحلیل مضمون انجام شده است. جامعه آماری در پژوهش حاضر، کلیه­ محتواهای سلامت روان شبکه بهداشت است. در این پژوهش با استفاده از نمونه­ گیری هدفمند محتواهای مربوط به ارتباط با نوجوان در شبکه­ بهداشت مورد بررسی قرار گرفت. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از ابزار تحلیل قالب مضمون­ها، شبکه مضامین و تحلیل مقایسه­ای استفاده شد.
نتایج: پس از تجزیه و تحلیل داده­ها، 30 مضمون اولیه و 4 مضمون ثانویه و 2 مضمون فراگیر از متن استخراج شد. احترام به والدین، هنجارهای اجتماعی، هنجارهای اخلاقی و عدم سنخیت فرهنگی و به عنوان مضامین ثانویه و ارزش­ها، هنجارها به عنوان مضامین فراگیر استخراج شده است.
نتیجه گیری: لذا نتایج این مطالعه، ضرورت بازبینی و بازنویسی محتوای مربوط به برنامه تقویت بنیان خانواده برای والدین و نوجوانان را روشن می­سازد.
 
سیده مرضیه فرید، رضا پور حسین، غلامعلی افروز،
دوره 22، شماره 3 - ( 1-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: خودکشی یکی از موضوعات تهدیدکننده برای سلامت عموم جامعه است، و سلامت معنوی و استحکام من از جمله عواملی است که می­تواند در کاهش آن مؤثر باشد. از این رو، پژوهش حاضر با هدف مدل­یابی علی سایکوپاتولوژی خودکشی بر اساس سلامت معنوی و استحکام من انجام شد.     
روش کار: پژوهش حاضر از نوع توصیفی- همبستگی بود. جامعه ­آماری شامل تمامی افراد با سابقه اقدام به خودکشی ثبت شده در سامانه مرکز پایش دانشگاه علوم پزشکی شیراز در نیمه اول سال 1402 بود. تعداد 210 نفر از جامعه مذکور به روش ­نمونه­گیری هدفمند انتخاب شدند و پرسشنامه انگیزه برای اقدام به خودکشی، مقیاس سلامت معنوی و مقیاس توانمندی ایگو را تکمیل کردند. داده­ها با استفاده از تحلیل مسیر معادلات ساختاری در نرم افزار SPSS 23 و Amos 24 تحلیل شدند.
نتایج: یافته ­ها نشان داد که اثر مستقیم سلامت معنوی (به صورت منفی)  بر سایکوپاتولوژی خودکشی معنادار است (05/0p<). همچنین، نتایج حاصل از بررسی نقش میانجی­گری استحکام من نیز نشان داد که استحکام من نقش میانجی­گری معنی­داری در رابطه بین سلامت معنوی با سایکوپاتولوژی خودکشی دارد (05/0p<).       
نتیجه­گیری: نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که سلامت معنوی به طور مستقیم، و استحکام من به صورت غیرمستقیم بر سایکوپاتولوژی خودکشی افراد نمونه موثر بوده است. بنابراین، پیشنهاد می­شود که مراکز بهداشت روان در بررسی سایکوپاتولوژی خودکشی افراد مستعد به خودکشی به سلامت معنوی و استحکام من آنها نیز توجه داشته باشند.   
 
محسن رفیع خواه، حامد مصلحی،
دوره 23، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: نقص در بازداری موجب پدیدایی مشکلات زیادی اعم از مشکلات تحصیلی، اجتماعی و شغلی می­شود. همچنین ممکن است کارکردهای روان‌شناختی و عصب روان‌شناختی را نیز تحت تأثیر قرار دهد. این پژوهش با هدف بررسی نقش بازداری شناختی در بروز نشانه‌های اختلالات روانی مادران دارای فرزند با نقص توجه/بیش فعالی در سال 1403 انجام شد.
روش کار: در مجموع 93 مادر به شیوه در دسترس انتخاب شدند و پس از کسب رضایت آگاهانه، تحت آزمون استروپ رنگ- کلمه و پرسشنامه SCL-90-R قرار گرفتند. تحلیل داده­ها با روش همبستگی پیرسون و تحلیل واریانس چند متغیره و توسط نسخه 26 نرم‌افزار SPSS انجام شد.
نتایج: نتایج همبستگی و تحلیل واریانس چندمتغیره نشان داد که عملکرد بازداری با خرده‌مقیاس‌های افسردگی، اضطراب و ترس مرضی رابطه‌ای قوی و معنادار (001/0< p) دارد. اندازه اثرهای به‌دست‌آمده (بین 39/0 تا 67/0) نشان‌دهندۀ نقش مؤثر بازداری به‌عنوان یک مکانیسم زیربنایی مهم در تبیین واریانس این علائم است. با این حال، رابطه معناداری بین بازداری و سایر خرده‌مقیاس‌های SCL-90-R  مشاهده نشد.
نتیجه­ گیری: عملکرد مطلوب متغیرهای عصب­ روان‌شناختی به‌ویژه کنترل بازداری می­تواند نقش بسزایی در سلامت روان ایفا کند. از این‌رو تدارک مداخلاتی مبتنی بر آموزش بازداری شناختی پیشنهاد می­شود. 
 

صفحه 1 از 2    
اولین
قبلی
1
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه دانشکده بهداشت و انستیتو تحقیقات بهداشتی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb