روش کار: مطالعات ارزیابی اثرات بهداشت محیطی احداث شهرک صنعتی جوین، پس از جمع آوری و تجزیه و تحلیل اطلاعات با هدف بررسی آثار مثبت و منفی حاصل از احداث شهرک و ارائه راهکارهای مدیریتی کاهش اثرات سوء بهداشت محیطی با بهره گیری از روش ماتریس لئوپولد با انجام تغییرات در آن انجام شده است. در این مطالعه ابتدا وضعیت موجود بهداشت محیط منطقه مورد بررسی قرار گرفته است و سپس با تعیین گزینه های ارزیابی با توجه به نوع آلاینده های پیش بینی شده جهت شهرک مذکور به تفکیک فاز ساختمانی و بهرهبرداری ، اثرات احداث شهرک صنعتی جوین بر مؤلفه های بهداشت محیطی در سه محدوده بلافصل، تحت اثرات مستقیم و تحت اثرات غیرمستقیم و در دو فاصله زمانی کوتاه مدت و بلند مدت مورد بررسی قرار گرفته است.
نتایج: نتایج و دستاوردهای این مطالعه در دو گزینه عدم اجرا (اجرای پروژه بدون ملاحظات بهداشت محیطی) و گزینه اجرا (اجرای پروژه با اعمال روشهای کاهش اثرات سوء) به تفکیک فاز ساختمانی و بهره برداری بررسی و ارائه گردیده است که برآیند اثرات در گزینه عدم اجرای پروژه (791-) برآورد شده است و اجرای پروژه مردود اعلام میگردد و پس از تقلیل اثرات سوء گزینه اجرا با برآیند (252+) مورد پذیرش قرار گرفته است.
نتیجه گیری :با توجه به توسعه صنایع و افزایش جمعیت، و نیز اهمیت ارزیابی اثرات بهداشت محیطی در کاهش بیماریها هم اکنون و همزمان با فعالیت های امکان سنجی و پیش امکان سنجی پروژه های عمرانی، مطالعات ارزیابی اثرات بهداشت محیطی به عنوان یک پدیده مطالعاتی جدید در کشور و به عنوان یک مطالعه همگون ما بین وزارت بهداشت وسازمان حفاظت محیط زیست طراحی و برنامه ریزی گردد.
روش کار : این داده های مطالعه آینده نگر از طریق مرکز ثبت سرطان بابل که زیر نظر دانشکده ی بهداشت و انستیتو تحقیقات بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی تهران قرار داشت، جمع آوری شده است. طی این مطالعه که بین سالهای 1369 تا 1370 انجام شد، سعی شد موارد سرطان های دستگاه گوارش شناسایی شوند. مجموعا اطلاعات 484 بیمار به همراه مشخصه های فردی(مانند ، سن ، جنس، سابقه خانوادگی، وضعیت تاهل، وضعیت سیگار کشیدن، شغل، نژاد، وضعیت سواد، محل سکونت، نوع سرطان، وضعیت اقامت) به مطالعه وارد شدند و برای یک دوره 15 ساله تا سال 1385 پیگیری شدند. برای بررسی عوامل مؤثر بر بقای بیماران از رگرسیون کاکس و مدل های پارامتری نمایی، وایبل، لگ نرمال و لگ لجستیک استفاده شد و معیار مقایسه کارایی مدلها، ملاک آکایکه(Akaike) و بررسی مانده ها بود . کلیه محاسبات با نرم افزار SAS و STATA انجام و سطح معنی داری 05/0 در نظر گرفته شد .
نتایج : نتایج حاصل نشان داد که 66 درصد از بیماران مرد و 34 درصد زن بودند میانگین سنی در بیماران مرد 59 سال و در زنان 55 سال بود.از تعداد 484 بیمار، 359 نفر(2/74 درصد) مبتلا به سرطان مری و 110 نفر (7/22 درصد) مبتلا به سرطان معده و 15 نفر(1/3 درصد) مبتلا به سرطان کولون بودند. احتمال بقای یک، سه و پنج ساله بیماران به ترتیب 24% ، 16% و 15% می باشد. طبق ملاک آکایکه و نیز غیر یکنوا بودن میزان خطر، مدل پارامتری لگ لجستیک در آنالیز یک متغیری و نیز در آنالیز چند متغیری از مدل کاکس و دیگر مدل های پارامتری کارایی بهتری داشت.
نتیجه گیری: نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که سابقه خانوادگی سرطان و جنسیت بیماران می تواند به عنوان عوامل خطر قوی در ایجاد سرطان دستگاه گوارش مد نظر قرار گیرد. با توجه به اینکه فرض خطرات متناسب در مورد داده های مورد مطالعه رد می شود و نیز با توجه به مقایسه های انجام شده، مدل لگ نرمال و مدل لگ لجستیک هم در تحلیل چند متغیری و هم در تحلیل تک متغیری نتایج تقریبا مشابهی داشتند. اما بر اساس معیار آکایکه و نیز بررسی نمودار مانده ها، مدل لگ لجستیک در میان مدل های پارامتری بهترین برازش را دارد و می تواند به عنوان جایگزین مدل کاکس در تعیین عوامل موثر بر بقای بیماران مبتلا به سرطان دستگاه گوارش به کار رود.
روش کار: این پژوهش شامل اطلاعات 330 بیمار مبتلا به سرطان معده است که از ابتدای سال 1374 تا فروردین 1378، به انستیتوکانسر ایران مراجعه کرده و تحت عمل جراحی قرار گرفتهاند. به منظور دستیابی به بقای 5 ساله، این بیماران حداقل به مدت 5 سال مورد پیگیری قرار گرفتهاند. برخی خصوصیات دموگرافیک، بالینی و درمانی بیماران، همچنین نوع و زمان اولین رخداد (عود بیماری و یا مرگ) پس از جراحی از پروندهی بالینی آنان جمع آوری گردید. براورد توابع تجمعی بروز عود بیماری و مرگ با استفاده از روش پارامتری مستقیم انجام شد. مدل رگرسیون پارامتری جهت تطبیق اثر برخی متغیرهای کمکی به کار برده شد. از نرم افزار R جهت تحلیل داده ها استفاده گردید و سطح معنی داری 05/0 در نظر گرفته شد. یافتهها با نتایج حاصل از عدم در نظر گرفتن رخدادهای رقیب مقایسه گردیدند.
نتایج: میانه مدت زمان پیگیری در این مطالعه 9/37 ماه بود. 13% بیماران عود بیماری و 9/60% مرگ را به عنوان اولین رخداد پس از جراحی تجربه کردند. توابع تجمعی بروز عود بیماری و مرگ 5 سال پس از عمل جراحی و با در نظر گرفتن اثر متغیرهای کمکی به ترتیب 0/11% و 6/68% براورد گردیدند. متغیرهای سن، مرحلهی بیماری و دریافت درمان تکمیلی رابطهی معنیداری با تابع تجمعی بروز مرگ نشان دادند در حالی که تنها دریافت درمان تکمیلی ارتباط آماری معنیداری با تابع تجمعی بروز عود داشت. مشاهده گردید افزایش سن و پیشرفته شدن مرحلهی بیماری احتمال تجمعی بروز مرگ پس از عمل جراحی را افزایش میدهند. همچنین دریافت درمان تکمیلی احتمال تجمعی بروز عود بیماری پس از جراحی را کاهش در حالی که احتمال تجمعی بروز مرگ را افزایش میدهد. بقای بیماران پس از گذشت 5 سال از عمل جراحی (با لحاظ کردن اثر متغیرهای کمکی) 4/20% بدست آمد.
نتیجه گیری: استفاده از روش رقابت جویی خطرات در تحلیل دادههای بقا به دلیل قابلیت در نظر گرفتن رخدادهای رقیب و در نتیجه دستیابی به براورد دقیقتر بقای بیماران توصیه میگردد. دستیابی به نتایج دقیقتر با استفاده از این روش با توجه به براوردهای کوچک تر واریانس پارامترهای مدل و فواصل اطمینان باریک بدست آمده برای براورد توابع تجمعی بروز رخدادهای رقیب قابل ملاحظه میباشد. متأسفانه نتایج بدست آمده حاکی از آن است که نرخ بقای بیماران مبتلا به سرطان معده در ایران پایین است.
روش کار: نمونههای مدفوع بیماران فلج شل حاد طبق دستورالعمل استاندارد سازمان بهداشت جهانی جعآوری شده و مورد آزمایش قرار گرفتند.
نتایج: در طی سالهای 2000- 1995، 2180 نمونه مدفوع از بیماران مبتلا به فلج شل حاد دریافت شد. کوکساکی ویروس B و اکو
ویـروسهای 6، 11، 7 و 13 بیشترین فراوانی را در بیماران فلج شل حاد داشتند و به ترتیب 7/23 درصد، 4/14 درصد، 7/12درصد، 11درصد و 2/10 درصد، انتروویروسهای جداشده از این بیماران را تشکیل دادند. چهار مورد اکوویروس 20 در این بیماران شناسایی شد که در دو مورد آن بیمار فوت کرده و یک مورد دچار فلج دایمی شده است. تاکنون موارد مرگ و میر و فلج باقیمانده (باقیماندن فلج پس از 60 روز) از اکووویروس 20 گزارش نشده است.
نتیجه گیری: با توجه به اینکه حدود 10 سال است که ویروس وحشی پولیو در کشور ما ریشه کن شده ولی تعداد موارد فلج شل حاد نه تنها کم نشده بلکه افزایش نیز یافته است، بهتر است مطالعاتی جهت بررسی فراوانی و تعیین سروتایپ NPEVs در سالهای پس از ریشه کنی ویروس وحشی پولیو (2000 به بعد) نیز در کشور ما انجام شود و ارتباط سروتایپهای شناسایی شده و فلج باقیمانده تعیین گردد.
زمینه و هدف : در بسیاری از مطالعات تشخیصی از جمله بررسی بقای بیماران مبتلا به سرطان معده که هر فرد بعد از عمل جراحی با بیشتر از یک رخداد مواجه است و رخداد یکی سبب پوشانده شدن رخداد دیگری میشود، بحث رقابت جویی خطرات مطرح خواهد بود که برای بررسی اثر هر متغیر کمکی بر رخداد هر حادثه و برآورد تابع مخاطره، از مدلهایی چون کاکس و Fine و Gray استفاده میشود. حال اگر پیش فرضهای دو مدل برقرار نباشد، بکارگیری آنها نادرست خواهد بود. یکی از راههای برطرف کردن چنین مشکلی استفاده از مدلهایی با انعطاف بیشتر است.
روشکار : در این مطالعه خصوصیات جمعیت شناختی، بالینی و درمانی330 بیمار مبتلا به سرطان معده که طی سالهای 1374 تا 1378 به انستیتو کانسر مجتمع بیمارستانی امام خمینی مراجعه کرده و تحت عمل جراحی قرارگرفتند، به همراه متغیرهای، نوع و زمان تا اولین رخداد حادثه (عود بیماری/ مرگ) برای هر بیمار جمعآوری و بررسی شد . با استفاده از این اطلاعات نمودار تابع تجمعی بروز عود بیماری( CIF )، توسط سه مدل کاکس، Fine و Gray و مدل ا نعطاف پذیر و با استفاده از نرم افزار R(2.14.0 ) رسم و با نمودار تابع تجمعی بروز عود مشاهده شده برای بیماران، مقایسه و کارآیی آنها بررسی گردید .
نتایج: فرض متناسب بودن خطرات، تقریباً برای همه ی متغیرها به ازای هر حادثه برقرار میباشد. نمودار تابع تجمعی بروز برای حادثه مورد نظر(عود)، نشان داد که مدل کاکس در برآورد آن دچار بیش برآوردی شده و نیز نمودارهای دو مدل دیگر بسیار شبیه به هم و علاوه بر آن شبیه به نمودار مشاهده شده می باشند. با این تفاوت که نمودار تابع تجمعی بروز مربوط به مدل انعطاف پذیر، هموارتر میباشد طوریکه در پیش بینی خطر میتواند دقت بیشتری داشته باشد.
نتیجهگیری : با وجود رخدادهای رقیب، مدل کاکس چندان مناسب چنین وضعیتی نبوده و به نظرمیرسد مدل انعطاف پذیر نه تنها جایگزین مناسبی برای مدل Fine و Gray میباشد بلکه در صورت عدم برقراری فرض متناسب بودن، نسبت به آن برتر نیز خواهد بود.
زمینه و هدف: این پژوهش با هدف تعیین عوامل مرتبط با زمان عود و بنابراین افزایش میزان ماندگاری در درمان در بیماران تحت درمان نگهدارنده با متادون با استفاده از مدلهای بقا، در مرکز ملی مطالعات اعتیاد انجام گرفته است.
روش کار: در این مطالعه 198 بیمار وابسته به مصرف اپیوییدها که همگی از سال 1385 در مرکز ملی مطالعات اعتیاد (اینکاس) تحت درمان نگهدارنده با متادون قرار داشتند وارد مطالعه شدند. بیماران در بین سالهای 1385 تا 1389 مورد پیگیری قرار گرفتند. برای تحلیل عوامل موثر بر زمان عود از مدل نیمهپارامتری مخاطرات متناسب کاکس استفاده شد.
نتایج: مطالعه نشان داد 86 نفر از بیماران تحت درمان در طول درمان عود و بازگشت به مصرف مجدد مواد داشتهاند. شرط تناسب خطرات برای کلیه متغیرهای توضیحی برقرار بود. تخمین مدل کاکس نشان داد با افزایش مصرف متادون به میزان یک میلیگرم، مخاطره (Hazard) 15/0 کمتر شده و طول دوره ماندگاری در درمان افزایش یافته است (001/0> p ). برای بیماران که بنا به اظهار خود مبتلا به بیماریهای روانی بوهاند، نسبت به بیمارانی که سلامت روانی داشتند، نسبت مخاطره (Hazard Ratio) 29/2 برابر بود (001/0> p ). همچنین نسبت مخاطره برای افرادی که به طور همزمان چند ماده مصرف میکردند نسبت به معتادان تک مصرفه ، 8/4 محاسبه شد (001/0> p ). برای بیمارانی که در گذشته سابقه ترک داشتهاند ، در مقایسه با افرادی که سابقه درمان قبلی نداشتند، این نسبت برابر 9/1 بود (05/0> p ). سایر متغیرهای توضیحی وارد شده در مدل از جمله متغیرهای اجتماعی و جمعیتشناختی اثر معنیداری بر نسبت مخاطره نداشتند.
نتیجهگیری: اگر چه با افزایش مصرف متادون، زمان عود در بیماران افزایش یافته، اما بیماران مبتلا به بیماریهای روانی، بیمارانی چند مصرفه، همچنین افرادی که در گذشته سابقه درمان داشتهاند، باید از خدمات درمانی و مشاورهای بیشتری در مراکز ترک اعتیاد بهره مند شوند.
زمینه و هدف: برنامه گسترش ایمن سازی یک راهبرد پذیرفته شده جهانی برای کنترل بیماریهای دوران کودکی از جمله پولیومیلیت میباشد. واکسن خوراکی فلج اطفال که حاوی ویروس زنده ضعیف شده پولیو است به عنوان مناسبترین و راحت ترین ابزار برای واکسیناسیون سراسری به شمار میرود. پولیو ویروس به گرما حساس است، از این رو واکسن خوراکی پولیو به حالت انجماد نگهداری شده و با کنترل زنجیره سرد به مراکز واکسیناسیون انتقال می یابد. پایداری واکسن در طول انتقال تا زمان مصرف از اهمیت بالایی برخوردار است. برای ارزیابی کیفیت واکسن و پایداری آن از تست ارزیابی توان (Potency) استفاده می شود. این مطالعه اولین مدرک قابل استناد از ارزیابی توان واکسن خوراکی پولیو نگهداری شده در خارج از زنجیره سرد در ایران میباشد.
روش کار: به منظور مطالعه اثرات دما برحسب درجه سانتیگراد و مدت زمان اثر دما بر حسب روز بر روی توان واکسن پولیو ، ویال های واکسن به مدت یک تا هفت روز (یا تا زمان افت قابل توجه توان) در دو دمای 24 درجه سانتیگراد (دمای اتاق) و 37 درجه سانتیگراد (دمای متوسط مناطق گرمسیری) قرار گرفتند. ارزیابی توان برابر روش کار استاندارد سازمان جهانی بهداشت (WHO) انجام شد.
نتایج: نتایج بدست آمده از این مطالعه نشان داد که در صورتی که ویال واکسن به مدت تنها یک روز در دمای 37 درجه قرار گیرد کیفیت خود را از دست می دهد، ولی قرار گرفتن در دمای اتاق در مناطق درجه حرارت به مدت چهار تا پنج روز بر کیفیت سروتایپهای 1 و 2 تاثیر چندانی نخواهد گذاشت ولی سروتایپ 3 از روز دوم کیفیت خود را از دست خواهد داد.
نتیجه گیری: اگر چه ویروس پولیو در قیاس با سایر ویروس ها به شرایط محیطی نسبتا مقاوم می باشد، ولی حساسیت آن به گرما باعث می شود واکسن خوراکی پولیو که حاوی ویروس زنده است با رعایت زنجیره سرد منتقل شود تا تیتر ویروس زنده موجود در واکسن و به طبع آن کارایی واکسن در حین نگهداری کاهش نیابد. نگهداری واکسن در دمای 4 درجه و پایین تر ارجح است، در غیر این صورت واکسن در دمای اتاق تا حدود پنج روز و در دمای 37 درجه فقط یک روز کارایی لازم را دارد و پس از آن قابل استفاده نیست.
زمینه و هدف: در بسیاری از مطالعات پزشکی، همراه با دادههای طولی که مرتباً تحت یک دوره زمانی معین اندازهگیری میشوند، اطلاعات مربوط به بقا، نیز جمع آوری می گردد. در چنین شرایطی استفاده از مدل هایی مثل مدل آمیخته خطی یا روش GEE برای داده های طولی ومدل کاکس برای داده های زمان تا رخداد، به دلیل عدم برقراری پیش فرض های لازم امکان پذیر نمی باشند. در مقابل، مدل های توأم جهت در نظر گرفتن 1- خطای اندازه گیری متغیر وابسته به زمان 2- داده های گمشده جزئی یکنوا بعد از رخداد پیشامد و3- رابطه توأم پاسخ های طولی وبقا به طور همزمان، معرفی می شوند. جهت بررسی بقا بیماران، مدل توأم مد نظر در این پژوهش طی فرآیندی پاسخ طولی(کراتیینین) را به صورت یک متغیر وابسته به زمان همراه با سایر متغیر های مستقل در مدل بقا قرار می دهد .
روش کار: این پژوهش شامل اطلاعات 417 نفر از مبتلایان به نارسایی مزمن کلیه تحت درمان با روش دیالیز صفاقی بود. بیماران از سال 1376 تا ابتدای سال 1388 به سه مرکز درمانی (شریعتی، مدرس و شفا) درشهر تهران مراجعه نمودند . در این مطالعه، داده های طولی و متغیرهای وابسته به زمان مورد استفاده قرار گرفته، لذا برای هر فرد متغیرهای مختلفی در زمان های معین اندازه گیری گردید. در ابتدا برخی اطلاعات از پرونده بالینی بیماران جمعآوری گردید، سپس با بکارگیری مدل توأم به تعیین عوامل مؤثر بر روی بقا بیماران دیالیز صفاقی پرداخته شد. یافتهها با آنالیز ابتدایی (کاکس تعمیم یافته) مقایسه گردید. جهت تحلیل دادهها از نرم افزار R استفاده وسطح معنیداری 05/0 در نظرگرفته شد.
نتایج: با بکار گیری مدل توأم، متغیر های جنسیت، سن، دیابت، فشار خون دیاستولیک، هموگلوبین، اوره ، LDL وکراتینین معنیدار میباشند؛ در مدل کاکس تعمیم یافته تنها متغیرهای سن وفشار خون دیاستولیک به عنوان عوامل موثر بر ریسک رخداد مرگ بیماران به شمار می آیند.
نتیجه گیری: مدل توأم، عوامل موثر بردو پاسخ را به طور همزمان مورد بررسی قرار میدهد. همچنین دادههای گمشده ای که به علت رخداد یک پیشامد بوجود آمده و متغیر های مستقل که با خطای اندازهگیری روبرو هستند را نیز مد نظر قرار میدهد. بنابراین در چنین مواردی استفاده از مدل های توأم که منجر به نتایج بهتر و بالا رفتن آگاهی در مورد بیماری می گردد ضروری می باشد.
زمینه و هدف : یک ابزار تشخیصی برای بیماری سندرم خستگی مزمن، پرسشنامه سندرم خستگی مزمن است که برای موارد تحقیقاتی و بررسی های بالینی بالینی ابداع شده تا بتوان بعنوان یک ابزار پایشگر، مبتلایان را با استفاده از آن مدیریت کرد. پرسشنامه سندرم خستگی مزمن بسیار جامع است و با استفاده از روش خود اظهاری، تمامی موارد داخلی و خارجی را با توجه به تعاریف موردی مرکز کنترل بیماری های امریکا تحت پوشش قرار می دهد. این ابزار همچنین سطوح فعالیت را در گذشته و حال ارزیابی می کند و علائم خستگی و ناخوشی را پس از فعالیت های معمول و روزانه، جهت اطمینان از این موارد، به خوبی ارزیابی می کند. هدف از این مطالعه ارزیابی پایایی و روایی تشخیصی پرسشنامه سندرم خستگی مزمن ( CFS ) Chronic Fatigue Syndrome Questionnaire است ( Bleijenberg 2009 ) .
روش کار : در بحث اعتبار محتوایی و روایی، پس از بررسی تحقیقات انجام گرفته، پرسشنامه سندرم خستگی مزمن تهیه شده توسط گروه روانشناسی دانشگاه دی پال انتخاب گردید و طی مکاتبه ای نسخه کاملی از پرسشنامه به همراه امتیاز بندی دریافت گردید. . پرسشنامه مورد نظر ترجمه شد، اعتبار محتوایی آن توسط 20 نفر از اساتید مربوطه بررسی گردید. از طرفی ترجمه مجدد از فارسی به انگلیسی برای مرجع تهیه کننده ارسال شد و با اصلاحاتی، اعتبار روایی آن نیز مورد تأیید قرار گرفت. سپس تعداد 30 پرستار برای تعیین پایایی پرسشنامه سندرم خستگی مزمن که در یک مرکز آموزشی و درمانی کار می کردند، انتخاب شدند. پرسشنامه تحت نظارت مدیریت مرکز و محقق و پس از توجیه کامل افراد شرکت کننده در پژوهش توسط محقق در بین آن ها توزیع و تکمیل گردید. این بررسی مجدداً پس از 15 روز انجام شد.
نتایج : این ابزار روایی و پایایی خوبی را از خود نشان داد. در بحث اعتبار محتوایی ترجمه فارسی این ابزار توسط 20 نفر از اساتید مرتبط داخلی بررسی گردید و اعتبار محتوایی آن با استفاده از نسبت و شاخص روایی محتوا CVR) و CVI ) مشخص شد و نتایج بهدست آمده (7/0 CVR= و 85/0 CVI= ) نشان دهنده اعتبار محتوایی خوبی است. با توجه به نتایج به دست آمده، در خصوص پایایی پرسشنامه CFS ، آلفای کرونباخ ارزیابی شده که نتایج، پایایی بسیار خوبی را برای پرسشنامه نشان داد. ضرایب پایایی دو مرحله آزمون ( ICC = Mixed & and Confidence Interval = 95% mouseover="function onmouseover()
{
msoCommentShow('_anchor_1','_com_1')
}" on
نتیجه گیری : این مطالعه پیشنهاد می کند که می توان از پرسشنامه CFS به عنوان یک ابزار مناسب و قابل اعتماد در تمام سطوح تحقیقاتی و بالینی استفاده نمود. استفاده از این ابزار می تواند در موارد زمینه ای و حتی معاینات در سطوح پیشرفته نیز مؤثر باشد، زیرا توانمندی و دقت کافی را در تشخیص افراد مبتلا به CFS دارد.
زمینه و هدف: دختران نوجوان، مادران آینده هستند.مفاهیم تغذیه ای آموخته بوسیله آنها به دوران بزرگسالی منتقل می شود و نقش مهمی در سلامت خانواده و کودکان دارد. مطالعه حاضر با هدف تاثیر برنامه آموزشی بررفتارهای تغذیه ای دانش آموزان دختر دوره راهنمایی بر اساس مدل بزنف انجام گرفت.
روش کار: این پژوهش یک مطالعه مداخله ای بود . نمونه مورد بررسی160نفر از دانش آموزان دختر مقطع راهنمایی در شهر کرمانشاه بودند که بصورت روش خوشه ای دو مرحله ای انتخاب و بصورت تصادفی در دو گروه مداخله و شاهد تقسیم شدند. جمع آوری دادهها در این پژوهش پرسش نامه بود. و 4 جلسه 60 دقیقهای آموزش در مورد تغذیه سالم و اهمیت آن به روش سخنرانی، پرسش و پاسخ، بحث گروهی و در اختیار قرار دادن پمفلت آموزشی در گروه مداخله، توسط پژوهشگر اجرا گردید. و تجزیه و تحلیل داده ها با نرمافزار spss نسخه 18 و با آزمون های آماری کای دو ،فیشر، t مستقل، t زوجی انجام شد.
نتایج : میانگین امتیاز آگاهی و اجزای مربوط به مدل بزنف بین دو گروه مداخله و شاهد در خصوص رفتارهای تغذیهای بعد از آموزش ارتباط معنی داری وجود داشت. مهم ترین هنجارهای انتزاعی بعد از مداخله آموزشی برای گروه مورد پدر و مادر بود.
نتیجه گیری : مداخله آموزشی در چارچوب الگوی بزنف در فرصت سه ماهه، تغییرات مطلوبی را در برخی از رفتارهای نامطلوب تغذیهای به وجود آورد و نقش دست اندرکاران بهداشت و مداخلات آموزشی در این زمینه به ویژه در چارچوب الگوی آموزشی مورد تاکید قرار گرفت.
زمینه و هدف: غلبه بر موانع زندگی با دیابت به عنوان یک زیر ساخت منطقی در راستای توانمندسازی بیماران در مدیریت زندگی با دیابت و شناخت عوامل مؤثر بر این موانع به شمار می آید. این مطالعه با هدف تعیین تاثیر مدخله آموزشی مبتنی بر مدل بزنف بر موانع زندگی با دیابت در بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 و عوامل مؤثر بر آن طراحی و اجرا شد.
روش کار: این پژوهش یک مداخله نیمه تجربی با گروه شاهد میباشد. نمونه ها شامل 90نفر از بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 تحت پوشش مراکز بهداشتی درمانی جنوب تهران در سال 1393 انجام شد که بعد از انجام پیش آزمون به دو گروه مداخله و شاهد با تخصیص تصادفی انتخاب شدند در دوگروه مداخله و مقایسه تحت بررسی قرار گرفتند. با توجه به اطلاعات گردآوری شده پیش آزمون یک مداخله آموزشی فقط برای گروه مداخله طی یک ماه و در قالب شش جلسه آموزشی اجرا شد. در این جلسات بر مبنای سازه های مدل بزنف در خصوص بیماری دیابت و انواع عوارض قلبی عروقی، روش های تغذیه سالم، تحرک فیزیکی، روشهای خود پایشی کنترل قند خون، ارتباط با کارمندان بهداشتی و پزشک، اطلاعات و دستورالعمل های لازم داده شد.
نتایج: یافتههای پژوهش نشان داد که بین میانگین نمرۀ مربوط به متغیرهای اجزای مدل بزنف (اعتقادات، نگرش و نرم های انتزاعی و عوامل قادر کننده) و مولفه های موانع زندگی با دیابت( تشخیصی، درمانی، خودپایشی، ارتباط با افراد حرفه ای ) در دو گروه مداخله و شاهد در قبل و بعد از مداخله آموزشی اختلاف معنی داری وجود دارد. )0001/0 (p<
نتیجه گیری: نتایج این مطالعه لزوم آموزش مناسب و تئوری محور به بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 برای کاهش موانع زندگی با دیابت را نشان داد و مدل بزنف میتواند به عنوان یکی از تئوریهای مناسب برای کاهش موانع زندگی با دیابت در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو استفاده شود.
زمینه وهدف: این مطالعه با هدف ارزشیابی تاثیر مداخله مبتنی بر فن آوری های نوین ارتباطی و نظریه شناختی-اجتماعی بر سبک زندگی کارمندان دولتی شهر همدان در سال 1393 اجرا گردید.
روش کار: این مطالعه مداخله ای از نوع کارآزمایی کنترل شده می باشد که در دو گروه: مداخله از طریق تلفن، مداخله از طریق اینترنت و مقایسه با کنترل، مجموعا در بین 435 کارمند دارای اضافه وزن یا چاقی انجام شد. مداخله آموزشی تحت عنوان"برنامه سبک زندگی" به مدت 6 ماه انجام، سپس مشارکت کنندگان 6 ماه و 9 ماه بعد از مداخله از نظر سبک زندگی و تغییر در سازه های نظریه شناختی-اجتماعی مورد بررسی قرار گرفتند. داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS 20مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت.
نتایج: مداخله منجر به ارتقای وضعیت سبک زندگی در هر دو گروه مورد مداخله از وضعیت "خوب" به خیلی خوب" گردید(001/0p=). مداخله در گروه تلفن منجر به افزایش میانگین امتیازات مشارکت کنندگان در سازه های خود کارآمدی، محیط، انتظارت پیامد و ارزشهای پیامدگردید. در گروه اینترنت میانگین امتیازات سازه های خودکارآمدی و ارزشهای پیامد افزایش یافت (05/0p<).
نتیجه گیری: یافته های مطالعه حاضر موثر بودن مداخله سبک زندگی مبتنی بر نظریه شناختی-اجتماعی و فن آوری های نوین ارتباطی را اثبات نمود.
زمینه و هدف: امروزه اولویت بندی مشکلات و توزیع منابع براساس نیازهای اساسی اعضا جامعه، مشخص می گردد. به دنبال ارزیابی جامعه که براساس الگوی تدوین شده در دانشکده بهداشت دانشگاه علوم پزشکی تهران، در روستای گلحصار صورت پذیرفته است، "سو مصرف مواد مخدر" به عنوان اولویت اول مردم مشخص گردید. مطالعه حاضر به منظور برآورد اندازه جمعیت سوء مصرف کنندگان مواد مخدر با استفاده از روش بسط شبکه ای، پرداخته است.
روش کار: این مطالعه مقطعی به روش نمونه گیری هدفمند بر روی 320 نفر از افراد 15 تا 65 ساله جامعه انجام شد. روش مطالعه شامل دو بخش برآورد شبکه ی اجتماعی افراد جامعه با استفاده از 32 زیرگروه جمعیتی و رویکرد فراوانی روش بسط شبکه ای و سپس تخمین تعداد افراد جمعیتهای پنهان انجام گردید. جهت تطبیق خطاهای رایج در این روش از ضرایب تصحیح مربوطه استفاده شد.
نتایج: متوسط شبکه اجتماعی افراد برابر با 68/16±79/160 بدست آمد (30/194_78/ 128CI: 95% ). فراوانی مواد مخدر سیگار و قلیان و موادالکلی و تریاک و شیشه و کراک و هروئین و مواد مخدر تزریقی و اکستازی با 43/103، 25/88، 9/96، 46/76، 37/69، 03/30، 48/36 ،20/7، 23/4 نفر به ازای هر هزار نفر برآورد شد. درصد مردان سوء مصرف کننده مواد مخدر، بیش از زنان بود.
نتیجه گیری:اندازه جمعیت سوء مصرف کننده مواد مخدر در این روستا بیش از سایر مطالعات مشابه مشخص گردید. در نتیجه در راستای رفع این معضل نیاز است که تدوین و اجرای برنامه عملیاتی متناسب توسط مسئولین و برنامه ریزان و با همکاری اعضا جامعه صورت پذیرد.
زمینه و هدف: سرطان معده یکی از شایعترین سرطانهای دستگاه گوارش در کشور است که استان آذربایجان شرقی از این لحاظ رتبه دوم در میان استانهای کشور را داراست. در این مطالعه امکان استفاده از مدلهای شفایافته را در تحلیل بقا این بیماران بررسی کرده و به شناسایی عوامل مؤثر بر میزان بقای طولانیمدت و بقای کوتاهمدت بیماران با استفاده از مدل کاکس شفایافته آمیخته پرداختیم.
روش کار: در این مطالعه از اطلاعات 184 بیمار مبتلابه سرطان معده در شهرهای استان آذربایجان شرقی که در طی سالهای 88 تا 89 به مراکز درمانی مراجعه نمودند و به مدت 5 سال پیگیری شدند، استفاده کردیم.
نتایج: در این مطالعه میانه زمان بقا بیماران 33/8 (فاصله اطمینان 95%: 9/5 تا 6/10) ماه بود. برازش هر دو مدل تک متغیره و نهایی کاکس شفایافته نشان داد که در قسمت بقای کوتاهمدت عامل شیمیدرمانی معنیدار شده است (نسبت مخاطره= ۰٫۴۹ و فاصله اطمینان 95%: 34/0 تاp<)
نتیجهگیری: اگر جامعه مورد بررسی شامل دو گروه ایمن و مستعد برای پیشامد مورد نظر باشد، مدلهای شفایافته آمیخته میتوانند برای تحلیل مجزای بقا بلندمدت و کوتاهمدت بیماران مبتلابه سرطان معده مورد استفاده قرار گیرند و به شناسایی متغیرهایی که همزمان بر این دو قسمت مؤثرند بپردازند.
کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه دانشکده بهداشت و انستیتو تحقیقات بهداشتی می باشد.
طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق
© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0
Designed & Developed by : Yektaweb

