جستجو در مقالات منتشر شده


53 نتیجه برای محمودی

بتول احمدی، سیمین ناصری، معصومه علی محمدیان، محسن شمس، زینب رنجبر، مامک شریعت، عزیزه ابراهیم پور، ابوالقاسم پوررضا، محمود محمودی، مسعود یونسیان،
دوره 6، شماره 2 - ( 5-1387 )
چکیده

زمینه و هدف: خشونت خانگی علیه زنان علاوه بر جنبه های انسانی و حقوق بشری، یک مشکل عمده سلامتی به حساب می آید و عواقب جسمی، روانی و اجتماعی آن می تواند سلامت زنان ، خانواده و جامعه را به خطر اندازد. این پدیده اختصاص به یک منطقه جغرافیایی و یا طبقه خاص اجتماعی ندارد و در همه جوامع و تمام لایه های اجتماعی قابل ردیابی است، هرچند میزان شیوع، نوع، شدت، عواقب و عوامل خطر آن متفاوت است. در این مقاله عوامل زمینه ساز بروز خشونت خانگی علیه زنان در ایران و راهکارهای پیشگیری از آن از دیدگاه زنان و مردان تهرانی و صاحبنظران ارائه شده است.
روش کار: در این پژوهش کیفی، ابتدا جلسات بحث گروهی متمرکز با حضور 50 زوج از مناطق مختلف شهر تهران در 8 گروه و در ط ی دو روز انجام شد. از جنسیت، سطح سواد و سابقه خشونت خانگی به عنوان ملاک های تقسیم افراد به گروه های هشت گانه استفاده گردی د و نتایج حاصل از بحث ها دسته بندی و تحلیل شد. سپس با تشکیل نشست کارشناسی با حضور 50 نفر از صاحبنظران و متخصصا ن علمی و اجرایی رشته های مختلف از بخش های دانشگاهی و تحقیقاتی, سازمان های سیاست گذاری و اجرایی زیرمجموعه سه قوه مققنه , قضاییه و مجریه و مراکز زنان در سه گروه آموزش عمومی و اطلاع رسانی به جامعه، نقش نظام بهداشتی و نظام قضایی کشور به بحث و تب ادل نظر پرداخته و نتایج در نشست عمومی نهایی شد.
نتایج: عوامل زمینه ساز از نظر زوج ها و صاحبنظران در چهار گروه عوامل فرهنگی اجتماعی، عوامل اقتصادی، عوامل قانونی وحقوقی، و عوامل پزشکی، و راهکارهای پیشگیری و کنترل در سه دسته راهکارهای آموزشی، قانونی و حمایتی ارائه گردید.
نتیجه گیری: آموزش و اطلاع رسانی مناسب برای زوجین وجامعه ، تأکید برمسئولیت نظام سلامت و توانمندسازی پرسنل و پزشکان برای کمک به آسیب دیدگان و زنان در معرض خشونت ، شفاف سازی ، اصلاح و رفع خلأهای قانونی و تقویت ضمانت اجرایی قوانین، تاسیس مرکز ملی پژوهش و برنامه ریزی، احداث مراکز امن برای زنان آسیب دیده از راهکارهای ضروری است.
محسن محمودی، مهدی محبعلی، حسین ایراندوست، سیدحسین حجازی، حمید عبدلی، لیلا شیرانی بیدآبادی، فریبرز معطر، سرور چاره دار، نیلوفر شارقی، امیراحمد اخوان،
دوره 6، شماره 3 - ( 11-1387 )
چکیده

زمینه و هدف : با توجه به اهمیت روز افزون لیشمانیوز در کشور ایران و آلودگی بیش از 17 استان از 30 استان بررسی های بیشتر روی روش های مختلف پیشگیری و درمان بیماری ضروری به نظر می رسد. امروزه داروهای متعددی در درمان لیشمانیوز جلدی بکار گرفته شده است. ولی با توجه به عوارض عدیده ناشی از مصرف این داروها و نیز مقاومت دارویی بخصوص در رابطه با داروهای شیمیایی، توجه بیشتر محققین را به داروها با منشاء طبیعی معطوف ساخته است. نظریه اثرات متعدد ترمیمی، درمانی و ضد میکروبی محصولات زنبور عسل، ترکیبات و مشتقات آن، در این تحقیق پروپولیس یا بره موم که حاصل فعالیت زنبور عسل بر روی گیاهان و عصاره و صمغ آنها می باشد پیشنهاد گردید.
روش کار :
این مطالعه از انواع مطالعات تجربی (Experimental) بوده که در آن 4 گروه موش کوچک سفید آزمایشگاهی نژاد Balb/c مورد مطالعه قرار گرفت که شامل گروههای: دریافت کننده انگل و دارو بصورت موضعی، دریافت کننده انگل و پایه دارو ( الکل اتیلیک 70%) به صورت موضعی، دریافت کننده انگل و درمان استاندارد با گلوکانتیم بصورت صفاقی و نهایتاً گروه دریافت کننده انگل (بدون هیچ مداخله ای) می باشد. آلوده کردن موشها با تلقیح 1/0 میلی لیتر سوسپانسیون که حاوی حدود 2 میلیون پروماستیگوت لیشمانیا ماژور سویه ایرانی (MRHO/IR/75/ER) بوده در قاعده دم موشها صورت گرفت. در گروه درمان دوره درمان موضعی 30 روز و سیستمیک با گلوکانتیم 14 روز (بصورت داخل صفاقی) بوده که داروی موضعی (لوسیون) مورد مطالعه روزی دوبار بر روی زخم مالیده شد و زخم ها به فاصله 2 هفته یکبار اندازه گیری شد. نتایج بدست آمده با استفاده از آزمون آماری Anova و مقایسه میانگین ها با آزمون آماری LSD مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
نتایج :
نتایج حاصل از بررسی نشان می دهد در شروع بررسی هیچ گونه اختلاف معنی داری در بین گروهها مشاهده نشد (01/0p>). این آزمون اختلاف معنی داری را بین میانگین قطر زخمها پس از درمان گروههای تحت درمان با عصاره بره موم و دیگر گروههای سه گانه شاهد نشان می دهد (001/0 p<). در این بررسی نشان داده شد که لوسیون الکلی بره موم بر روی بهبود زخم لیشمانیوز روستایی تأثیر قابل ملاحظه ای داشته است.
نتیجه گیری : با توجه به نتایج حاصل از این مطالعه و مقایسه با نتایج مطالعات گذشته نشان می دهد که بره موم در بهبودی زخم سالک تأثیر خوبی داشته است.پیشنهاد می شود این مطالعه با محصولات دیگر زنبور عسل و در پایه هایی دیگر بر روی موشهای Balb/c انجام شود.
مسعود یونسیان، محمد جواد دستورانی، جعفر نوری، امیر حسین محوی، علی اصغر نشاط، ساناز سادات محمودیان،
دوره 7، شماره 1 - ( 6-1388 )
چکیده

زمینه وهدف: فرآیند ارزیابی اثرات بهداشت محیطی احداث شهرک صنعتی جوین در وهله اول برای کمک به برنامه ریزی صحیح توسعه پایدار و سپس وسعت بخشیدن به پروژه های توسعه موجود بدون افزایش بیماری های منطقه  پایه ریزی شده است و هدف از انجام آن پرهیز از هر گونه اشتباهات پر هزینه در برنامه ریزی های توسعه و کنترل آلودگی و حفظ منابع و در مجموع یک شیوه مدیریت برای بهداشت محیط است.

روش کار: مطالعات ارزیابی اثرات بهداشت محیطی احداث شهرک صنعتی جوین، پس از جمع آوری و تجزیه و تحلیل اطلاعات با هدف بررسی آثار مثبت و منفی حاصل از احداث شهرک و ارائه راهکارهای مدیریتی کاهش اثرات سوء بهداشت محیطی با بهره گیری از روش ماتریس لئوپولد با انجام تغییرات در آن انجام شده است. در این مطالعه ابتدا وضعیت موجود بهداشت محیط منطقه مورد بررسی قرار گرفته است و سپس با تعیین گزینه های ارزیابی با توجه به نوع آلاینده های پیش بینی شده جهت شهرک مذکور به تفکیک فاز ساختمانی و      بهره­برداری ، اثرات احداث شهرک صنعتی جوین بر مؤلفه های بهداشت محیطی در سه محدوده بلافصل، تحت اثرات مستقیم و تحت اثرات غیرمستقیم و در دو فاصله زمانی کوتاه مدت و بلند مدت مورد بررسی قرار گرفته است.

نتایج: نتایج و دستاوردهای این مطالعه در دو گزینه عدم اجرا (اجرای پروژه بدون ملاحظات بهداشت محیطی) و گزینه اجرا (اجرای پروژه با اعمال روشهای کاهش اثرات سوء) به تفکیک فاز ساختمانی و بهره برداری بررسی و ارائه گردیده است که برآیند اثرات در گزینه عدم اجرای پروژه (791-) برآورد شده است و اجرای پروژه مردود اعلام میگردد و پس از تقلیل اثرات سوء گزینه اجرا با برآیند (252+) مورد پذیرش قرار گرفته است.

نتیجه گیری :با توجه به توسعه صنایع و افزایش جمعیت، و نیز اهمیت ارزیابی اثرات بهداشت محیطی در کاهش بیماریها  هم اکنون و همزمان با فعالیت های امکان سنجی و پیش امکان سنجی پروژه های عمرانی، مطالعات ارزیابی اثرات بهداشت محیطی به عنوان یک پدیده مطالعاتی جدید در کشور و به عنوان یک مطالعه همگون ما بین وزارت بهداشت وسازمان حفاظت محیط زیست طراحی و برنامه ریزی گردد. 


مژگان بهزاد پور، حجت زراعتی، محمود محمودی، عباس رحیمی،
دوره 7، شماره 1 - ( 6-1388 )
چکیده

زمینه و هدف: سرطان معده همانند تمام سرطان‌های دیگر بر اثر رشد خارج از کنترل بافت‌های سرطانی به وجود می‌آید و با وجود اینکه روش‌های مختلف درمانی از قبیل جراحی، رادیوتراپی، و شیمی درمانی و چند روشِ درمانی توأم برای این بیماری وجود دارد، ولی باز هم عود بیماری و مرگ بر اثر بیماری امکان‌پذیر است. بر اساس نتایج گزارش کشوری ثبت موارد سرطان در ایران، مرگ به دلیل سرطان معده در رتبه اول مرگ و میرهای ناشی از انواع سرطان‌ها قرار دارد. این مطالعه با هدف تعیین بقای 2 ساله بعد از عود بیماران مبتلا به سرطان معده‌ی جراحی شده در مهمترین مرکز درمان سرطان ایران (انستیتو کانسر) و بررسی عوامل مؤثر بر آن طراحی و اجرا شده است.
روش کار: در این مطالعه 330 بیمار مبتلا به سرطان معده که در فاصله زمانی 1374 تا 1378 به انستیتو کانسر مجتمع بیمارستانی امام خمینی(ره) مراجعه کرده و تحت عمل جراحی قرار گرفته‌اند، مورد بررسی قرار گرفت. با استفاده از زمان عود بیماری و زمان مرگ بر اثر بیماری، طول عمر بعد از عود بیماران مورد نظر تعیین شد. چون طول عمر مورد نظر، زمان سپری شده بین دو پیشامد عود بیماری و مرگ بر اثر بیماری در نظر گرفته شده و هر دو پیشامد می‌توانند دچار ناتمامی شوند، داده‌های مورد استفاده دارای ویژگی ناتمامی دو سویه هستند. بعد از مشخص شدن طول عمر، اثر متغیرهای فردی مانند سن، جنس، و اطلاعاتی در مورد بیماری مانند محل درگیری، تشخیص پاتولوژی، متاستاز به گره‌های لنفاوی، متاستاز به کبد، متاستاز دوردست و مرحله بیماری (Stage) بر طول عمر بعد از عود بیماران با استفاده از مدل مخاطرات متناسب کاکس (Cox proportional hazards model) مبتنی بر ناتمامی دوسویه مورد ارزیابی قرار گرفت، و سطح معنی داری 05/0 در نظر گرفته شد.
نتایج: احتمال بقای دو ساله بعد از عود بیماران مبتلا به سرطان معده مورد بررسی 15%، و میانه طول عمر پس از عود 15/10 ماه بوده است. نتایج آزمون‌های یک متغیره، که برای بررسی اثر مجزای متغیرهای مختلف بر طول عمر بعد از عود بیماران انجام شد، نشان می‌دهد سن، جنس، محل درگیری، تشخیص آسیب شناسی، متاستاز به گره‌های لنفاوی، متاستاز به کبد و متاستاز دوردست اثر معنی‌داری بر طول عمر بعد از عود بیماران نداشته است. اما متغیر مرحله بیماری به طور معنی‌داری بر طول عمر بعد از عود بیماران موثر بوده‌ است. بررسی همزمان اثر متغیرهای مختلف بر احتمال بقای بعد از عود بیماران با استفاده از مدل مخاطرات متناسب کاکس برای داده‌های با ویژگی ناتمامی دو سویه نشان داد که متغیرهای سن، جنس و تشخیص آسیب شناسی به ترتیب بیشترین تأثیر را بر بقای بعد از عود بیماران دارند.
نتیجه گیری: بقای دو ساله بعد از عود مبتلایان به سرطان معده بسیار اندک است. بیمارانی که در مراحل انتهایی بیماری جهت درمان مراجعه میکنند به درمانهای بکار گرفته شده پاسخ مناسبی نمی دهند و با عود بیماری روبرو خواهند شد و متاسفانه طول عمر پس از عود آنان بسیار کوتاه و دارای میانه 15/10 ماه است.


غلامرضا مولوی، الله بهداشت منصوریان، محمود محمودی، رشید پورشجاعی، میترا صالحی،
دوره 7، شماره 1 - ( 6-1388 )
چکیده

زمینه و هدف : نقش حلزونهای آّب شیرین بعنوان میزبان واسط در انتقال آلودگی های انگلی انسان و دام کاملا" شناخته شده است . هر چند بیماریهای انگلی منتقله از طریق حلزون در دنیا از تنوع بیشتری بر خوردار می باشد لیکن در کشور ایران شیستوزومیازیس اداری و فاسیولیازیس از جمله عفونت های انگلی هستند که اهمیت بهداشتی آنها از سالیان گذشته مورد توجه قرار داشته است. اکثر نقاط دنیا دارای زیستگاه مناسب برای این گروه از شکمپایان مهم در بهداشت عمومی و دامپزشکی می باشند و بر حسب اینکه مخزن آلودگی یا دیگر زمینه‌های لازم در برقراری چرخه زندگی انگل همچون شرایط آب و هوائی مساعد" آداب و رسوم و رفتار های خاص اجتماعی فرهنگی نیر فراهم باشند می توان وقوع این بیماریها را در پیرامون زندگی خود مشاهده نمود . به همین دلائل است که پایش مستمر مطالعات مالاکولوژی در مناطقی از کشور که سابقه وقوع یا شیوع عفونت های منتقله از طریق حلزون وجود داشته است حائز اهمیت بهداشتی فراوان است. استان خوزستان به عنوان مکان انجام این مطالعه تنها منطقه آندمیک شیستوزومیازیس اداری در کشور ایران شناخته شده است.
روش کار : در این مطالعه نمونه برداری از 30 نقطه واقع در اراضی زیر کشت نیشکر کشت و صنعت کارون انتخاب گردیده و صید حلزون در آن نقاط انجام شده است. حلزونها پس از جمع آوری به آزمایشگاه منتقل و بررسی های تشخیصی در مورد هر یک آنها صورت گرفته است. در اکثر موارد, تشخیص با استفاده از کلیدهای معتبر از روی صدف حلزون صورت گرفته و در مواردی نیز شناسائی بر اساس تشریح اندام های داخلی حلزون نهائی شده است.
نتایج:در مجموع از نقاط تعیین شده تعداد 3825 عدد حلزون از گونه های مختلف به دست آمده است . نقاط صید شامل کانال سیمانی، زهکش روباز ،جوی آب و مانداب می باشند. حلزونهای صید شده بر حسب جنس وگونه در این بررسی شامل: فایزا آکوتا Physa acuta29% - ژیریلوس اوفراتیکوس euphraticus Gyraulus 19% - ملانوئیدس توبرکولاتا tuberculata Melanoides 16%-
بلامیا بنگالنسیس bengalensis Bellamya 14%- ملانوپسیس دوریه doriae Melanopsis 12% - لیمنه ژدروزیانا Lymnaea gedrosiana 7% و لیمنه ترونکاتولا L.truncatula 2% می باشند.
نتیجه گیری : با توجه به سابقه حضور حلزون بولینوس ترونکاتوس در استان خوزستان خصوصا درمناطق مورد مطالعه و همچنین فراهم بودن شرایط زیست و تکثیر آن در این محدوده جغرافیائی از کشور که دارای زمین های وسیع زیر کشت نیشکر می باشد " انتظار مشاهده وفور این حلزون در نقاط بررسی شده بسیار بالا می نمود. پاک دیدن این نقاط از حلزون بولینوس ترونکاتوس را بدون شک می توان به اصلاح سیستم های آبیاری در این مجموعه تازه تاسیس در مقایسه با سیستم های مشابه در گذشته مرتبط دانست.از سوی دیگر حضور حلزون های دیگری که فراوانی نسبی آنها در مقاله پیش رو ارائه شده است را نیزمی توان به شرایط مساعد اکولوژیک و بیولوژیک استان خوزستان در استقرار جمعیت این موجودات نسبت داد.


محمود رضا قدیمی، محمود محمودی، کاظم محمد، حجت زراعتی، مصطفی حسینی، محمود شیخ فتح الهی،
دوره 8، شماره 2 - ( 6-1389 )
چکیده

زمینه و هدف: در ایران بیشترین عضو درگیر سرطان، دستگاه گوارش است و بیشترین منطقه بروز این سرطان از حاشیه دریای‌خزر گزارش می‌شود. مطالعه حاضر با هدف بررسی عوامل موثر برطول عمر بیماران مبتلا به سرطان دستگاه گوارش با استفاده از مدل های پارامتری و مدل کاکس و مقایسه ی کارایی آنها انجام شد.

روش کار : این داده های مطالعه آینده نگر از طریق مرکز ثبت سرطان بابل که زیر نظر دانشکده ی بهداشت و انستیتو تحقیقات بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی تهران قرار داشت، جمع آوری شده است.  طی این مطالعه که بین سال‌های 1369 تا 1370 انجام شد، سعی شد موارد سرطان‌ های دستگاه گوارش شناسایی شوند. مجموعا اطلاعات 484 بیمار  به همراه مشخصه های فردی(مانند ، سن ، جنس، سابقه خانوادگی، وضعیت تاهل، وضعیت سیگار کشیدن، شغل، نژاد، وضعیت سواد، محل سکونت، نوع سرطان، وضعیت اقامت) به مطالعه وارد شدند و برای یک دوره 15 ساله تا سال 1385 پیگیری شدند. برای بررسی عوامل مؤثر بر بقای بیماران از رگرسیون کاکس و مدل های پارامتری نمایی، وایبل، لگ نرمال و لگ لجستیک استفاده شد و معیار مقایسه کارایی مدلها، ملاک آکایکه(Akaike) و  بررسی مانده ها بود . کلیه محاسبات با نرم افزار SAS و STATA  انجام و سطح معنی داری  05/0  در نظر گرفته شد .

نتایج : نتایج حاصل نشان داد که  66 درصد از بیماران مرد و 34 درصد زن بودند  میانگین سنی در بیماران مرد 59 سال و در زنان 55 سال بود.از تعداد 484 بیمار، 359 نفر(2/74 درصد) مبتلا به سرطان مری و 110 نفر (7/22 درصد) مبتلا به سرطان معده و 15 نفر(1/3 درصد) مبتلا به سرطان کولون بودند. احتمال بقای یک، سه و پنج ساله بیماران به ترتیب 24% ، 16% و 15% می باشد. طبق ملاک آکایکه و نیز غیر یکنوا بودن میزان خطر، مدل پارامتری لگ لجستیک در آنالیز یک متغیری و نیز در آنالیز چند متغیری از مدل کاکس و دیگر مدل های پارامتری کارایی بهتری داشت. 

نتیجه گیری:  نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که سابقه خانوادگی سرطان و جنسیت بیماران می تواند به عنوان عوامل خطر قوی در ایجاد سرطان دستگاه گوارش مد نظر قرار گیرد. با توجه به اینکه فرض خطرات متناسب در مورد داده های مورد مطالعه رد می شود و نیز با توجه به مقایسه های انجام شده، مدل لگ نرمال و مدل لگ لجستیک هم در تحلیل چند متغیری و هم در تحلیل تک متغیری نتایج تقریبا مشابهی داشتند. اما بر اساس معیار آکایکه و نیز بررسی نمودار مانده ها، مدل لگ لجستیک در میان مدل های پارامتری بهترین برازش را دارد و می تواند به عنوان جایگزین مدل کاکس در تعیین عوامل موثر بر بقای بیماران مبتلا به سرطان دستگاه گوارش به کار رود.


هما کاشانی، محمود محمودی، حجت زراعتی، عباس رحیمی، آرش جلالی،
دوره 8، شماره 4 - ( 12-1389 )
چکیده

زمینه و هدف: در بسیاری از مطالعات، بقای بیماران مبتلا به سرطان معده یعنی زمان تا وقوع مرگ این بیماران، مورد بررسی قرار گرفته ‌است. این در حالی است که با وجود درمان‌پذیری سرطان معده در مراحل ابتدایی توسط عمل جراحی، احتمال عود بیماری پس از این روش درمان وجود دارد. بنابراین به منظور دست‌یابی به براورد دقیق‌تر بقای بیماران لازم است هر دو رخداد عود بیماری و مرگ مورد بررسی قرار گیرند. هدف این مطالعه استفاده از روش رقابت جویی خطرات به منظور براورد توابع تجمعی بروز عود بیماری و مرگ و در نتیجه براورد بقای بیماران پس از عمل جراحی می باشد.

روش کار: این پژوهش شامل اطلاعات 330 بیمار مبتلا به سرطان معده است که از ابتدای سال 1374 تا فروردین 1378، به انستیتوکانسر ایران مراجعه کرده و تحت عمل جراحی قرار گرفته‌اند. به منظور دست‌یابی به بقای 5 ساله، این بیماران حداقل به مدت 5 سال مورد پی‌گیری قرار گرفته‌اند. برخی خصوصیات دموگرافیک، بالینی و درمانی بیماران، همچنین نوع و زمان اولین رخداد (عود بیماری و یا مرگ) پس از جراحی از پرونده‌ی بالینی آنان جمع آوری گردید. براورد توابع تجمعی بروز عود بیماری و مرگ با استفاده از روش پارامتری مستقیم انجام شد. مدل رگرسیون پارامتری جهت تطبیق اثر برخی متغیرهای کمکی به کار برده شد. از نرم افزار R جهت تحلیل داده ها استفاده گردید و سطح معنی داری 05/0 در نظر گرفته شد. یافته‌ها با نتایج حاصل از عدم در نظر گرفتن رخدادهای رقیب مقایسه گردیدند.

نتایج: میانه مدت زمان پی‌گیری در این مطالعه 9/37 ماه بود. 13% بیماران عود بیماری و 9/60% مرگ را به عنوان اولین رخداد پس از جراحی تجربه کردند. توابع تجمعی بروز عود بیماری و مرگ 5 سال پس از عمل جراحی و با در نظر گرفتن اثر متغیرهای کمکی به ترتیب 0/11% و 6/68% براورد گردیدند. متغیرهای سن، مرحله‌ی بیماری و دریافت درمان تکمیلی رابطه‌ی معنی‌داری با تابع تجمعی بروز مرگ نشان دادند در حالی که تنها دریافت درمان تکمیلی ارتباط آماری معنی‌داری با تابع تجمعی بروز عود داشت. مشاهده گردید افزایش سن و پیشرفته شدن مرحله‌ی بیماری احتمال تجمعی بروز مرگ پس از عمل جراحی را افزایش می‌دهند. همچنین دریافت درمان تکمیلی احتمال تجمعی بروز عود بیماری پس از جراحی را کاهش در حالی که احتمال تجمعی بروز مرگ را افزایش می‌دهد. بقای بیماران پس از گذشت 5 سال از عمل جراحی (با لحاظ کردن اثر متغیرهای کمکی) 4/20% بدست آمد.

نتیجه گیری: استفاده از روش رقابت جویی خطرات در تحلیل داده‌های بقا به دلیل قابلیت در نظر گرفتن رخدادهای رقیب و در نتیجه دست‌یابی به براورد دقیق‌تر بقای بیماران توصیه می‌گردد. دست‌یابی به نتایج دقیق‌تر با استفاده از این روش با توجه به براوردهای کوچک تر واریانس‌ پارامترهای مدل و فواصل اطمینان باریک بدست آمده برای براورد توابع تجمعی بروز رخدادهای رقیب قابل ملاحظه می‌باشد. متأسفانه نتایج بدست آمده حاکی از آن است که نرخ بقای بیماران مبتلا به سرطان معده در ایران پایین است.


شهره شاه محمودی، سید محسن زهرایی، محمد مهدی گویا، طه موسوی، سید مسعود حسینی، مرجان استوار اسفند آبادی، محمود محمودی، حمیده طباطبایی، سیده مریم یوسفی، یعقوب ملایی کندلوسی، سحر عباسی، رخشنده ناطق،
دوره 10، شماره 1 - ( 4-1391 )
چکیده

زمینه و هدف: آزمایشگاه فلج اطفال ایران به عنوان یک آزمایشگاه کشوری و عضوی از مجموعه آزمایشگاه­های پولیوی سازمان جهانی بهداشت دریافت کننده نمونه بیماران مبتلا به فلج شل حاد از سراسر ایران است تا ویروس پولیو را در این نمونه ها شناسایی نماید. علاوه بر ویروس پولیو، این آزمایشگاه انتروویروس­های غیرپولیویی Non Polio Enteroviruses (NPEVs) را نیز در این نمونه ها شناسایی    می کند. از آنجا که NPEVs در سالهای اخیر به عنوان یکی از مهمترین عوامل ایجاد کننده فلج شل حاد پس از ویروس وحشی پولیو در نظر گرفته شده اند، در این مطالعه فراوانی سروتایپ های  مختلف NPEVs که در سالهای پیش از  ریشه کنی ویروس پولیوی وحشی (2000-1995) در ایران از بیماران فلج شل حاد جدا شده اند مورد بررسی قرار گرفت.

روش­ کار: نمونه­های مدفوع بیماران فلج شل حاد طبق دستورالعمل استاندارد سازمان بهداشت جهانی جع­آوری شده و مورد آزمایش قرار گرفتند.

نتایج: در طی سال­های 2000- 1995، 2180 نمونه مدفوع از بیماران مبتلا به فلج شل حاد دریافت شد. کوکساکی ویروس B و اکو
ویـروس­های 6، 11، 7 و 13 بیشترین فراوانی را در بیماران فلج شل حاد داشتند و به ترتیب 7/23 درصد، 4/14 درصد، 7/12درصد، 11درصد و 2/10 درصد، انتروویروس­های جداشده از این بیماران را تشکیل دادند. چهار مورد اکوویروس 20 در این بیماران شناسایی شد که در دو مورد آن بیمار فوت کرده و یک مورد دچار فلج دایمی شده است. تاکنون موارد مرگ و میر و فلج باقیمانده (باقیماندن فلج پس از 60 روز) از اکووویروس 20 گزارش نشده است.

نتیجه­ گیری:  با توجه به اینکه حدود 10 سال است که ویروس وحشی پولیو در کشور ما ریشه کن شده ولی تعداد موارد فلج شل حاد نه تنها کم نشده بلکه افزایش نیز یافته است، بهتر است مطالعاتی جهت بررسی فراوانی و تعیین سروتایپ NPEVs‌ در سال­های پس از ریشه کنی ویروس وحشی پولیو (2000 به بعد) نیز در کشور ما انجام شود و ارتباط سروتایپ­های  شناسایی شده و فلج باقیمانده تعیین گردد.


فاطمه واشقانی، فرشته مجلسی، محمود محمودی، داود شجاعی زاده،
دوره 10، شماره 2 - ( 8-1391 )
چکیده

زمینه و هدف: سرطان دهانه رحم دومین سرطان شایع زنان با بروز بیش از500000 مورد در سال است اما به دلیل مرحله پیش سرطانی طولانی، وجود روش­های غربال­گری مناسب و درمان موثر ضایعات، قابل پیشگیری می باشد. ازآنجا که کمبود آگاهی، موانع اجتماعی و فرهنگی به عنوان مانعی جهت شرکت در برنامه­های غربال­گری است و با توجه به نقش معلمان به عنوان یک منبع آگاهی رسان، لذا این پژوهش با هدف بررسی تاثیر مداخله آموزشی از طریق الگوی باور سلامتی بر آگاهی و نگرش دبیران در زمینه تست پاپ اسمیر انجام گرفت. روش­کار: این پژوهش، مداخله­ای شاهد دار از نوع قبل و بعد بوده که بر روی 72 نفر از آموزگاران زن که از طریق نمونه گیری آسان به دو گروه مداخله و شاهد تخصیص یافته بودند انجام گرفت. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه بوده که قبل از آموزش و یک ماه بعد از آموزش بین دوگروه آزمون شد. روش آموزشی شامل سخنرانی، پرسش و پاسخ بود و نتایج با کمک نرم افزار SPSS 11.5 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج: 2/47% گروه مداخله و 8/45% گروه شاهد در رده سنی 50-40 سال، 2/47% گروه مداخله و 50% گروه شاهد دارای تحصیلات کارشناسی و 1/86% آنها متاهل بودند. 2/67% گروه مداخله و 2/74% گروه شاهد سابقه انجام پاپ اسمیر را گزارش کردند و آگاهی هر دو گروه در زمینه بیماری در حد متوسط بود و تفاوت معنی­داری بین آگاهی، نگرش و سازه های مدل باور سلامتی قبل و بعد از آموزش در بین دو گروه و در داخل گروه مداخله وجود داشت (05/0>p). نتیجه گیری: به کارگیری پاپ اسمیر در جامعه مورد پژوهش کمتر از هدف برنامه مردم سالم 2010 بوده بنابراین لزوم آموزش کافی و ارتقای آگاهی محرز می باشد.
مریم ناظمی پور، محمود محمودی، حجت زراعتی، عباس رحیمی فروشانی،
دوره 11، شماره 2 - ( 8-1392 )
چکیده

  زمینه و هدف : در بسیاری از مطالعات تشخیصی از جمله بررسی بقای بیماران مبتلا به سرطان معده که هر فرد بعد از عمل جراحی با بیشتر از یک رخداد مواجه است و رخداد یکی سبب پوشانده شدن رخداد دیگری می­شود، بحث رقابت جویی خطرات مطرح خواهد بود که برای بررسی اثر هر متغیر کمکی بر رخداد هر حادثه و برآورد تابع مخاطره، از مدل­هایی چون کاکس و Fine و Gray استفاده می­شود. حال اگر پیش فرض­های دو مدل برقرار نباشد، بکارگیری آنها نادرست خواهد بود. یکی از راه­های برطرف کردن چنین مشکلی استفاده از مدل­هایی با انعطاف بیشتر است.

  روش­کار : در این مطالعه خصوصیات جمعیت شناختی، بالینی و درمانی330 بیمار مبتلا به سرطان معده که طی سال­های 1374 تا 1378 به انستیتو کانسر مجتمع بیمارستانی امام خمینی مراجعه کرده و تحت عمل جراحی قرارگرفتند، به همراه متغیرهای، نوع و زمان تا اولین رخداد حادثه (عود بیماری/ مرگ) برای هر بیمار جمع­آوری و بررسی شد . با استفاده از این اطلاعات نمودار تابع تجمعی بروز عود بیماری( CIF )، توسط سه مدل کاکس، Fine و Gray و مدل ا نعطاف پذیر و با استفاده از نرم افزار R(2.14.0 ) رسم و با نمودار تابع تجمعی بروز عود مشاهده شده برای بیماران، مقایسه و کارآیی آنها بررسی گردید .

  نتایج: فرض متناسب بودن خطرات، تقریباً برای همه ی متغیرها به ازای هر حادثه برقرار می­باشد. نمودار تابع تجمعی بروز برای حادثه مورد نظر(عود)، نشان داد که مدل کاکس در برآورد آن دچار بیش برآوردی شده و نیز نمودارهای دو مدل دیگر بسیار شبیه به هم و علاوه بر آن شبیه به نمودار مشاهده شده می باشند. با این تفاوت که نمودار تابع تجمعی بروز مربوط به مدل انعطاف پذیر، هموارتر می­باشد طوریکه در پیش بینی خطر می­تواند دقت بیشتری داشته باشد.

  نتیجه­گیری : با وجود رخدادهای رقیب، مدل کاکس چندان مناسب چنین وضعیتی نبوده و به نظرمی­رسد مدل انعطاف پذیر نه تنها جایگزین مناسبی برای مدل Fine و Gray می­باشد بلکه در صورت عدم برقراری فرض متناسب بودن، نسبت به آن برتر نیز خواهد بود.


مریم معینی، عمران محمد رزاقی، محمود محمودی، طاهره پاشایی،
دوره 11، شماره 3 - ( 10-1392 )
چکیده

  زمینه و هدف: این پژوهش با هدف تعیین عوامل مرتبط با زمان عود و بنابراین افزایش میزان ماندگاری در درمان در بیماران تحت درمان نگه‌دارنده با متادون با استفاده از مدل‌های بقا، در مرکز ملی مطالعات اعتیاد انجام گرفته است.

  روش کار: در این مطالعه 198 بیمار وابسته به مصرف اپیوییدها که همگی از سال 1385 در مرکز ملی مطالعات اعتیاد (اینکاس) تحت درمان نگهدارنده با متادون قرار داشتند وارد مطالعه شدند. بیماران در بین سال‌های 1385 تا 1389 مورد پیگیری قرار گرفتند. برای تحلیل عوامل موثر بر زمان عود از مدل نیمه‌پارامتری مخاطرات متناسب کاکس استفاده شد.

  نتایج: مطالعه نشان داد 86 نفر از بیماران تحت درمان در طول درمان عود و بازگشت به مصرف مجدد مواد داشته‌اند. شرط تناسب خطرات برای کلیه متغیرهای توضیحی برقرار بود. تخمین مدل کاکس نشان داد با افزایش مصرف متادون به میزان یک میلی‌گرم، مخاطره (Hazard) 15/0 کمتر شده و طول دوره ماندگاری در درمان افزایش یافته است (001/0> p ). برای بیماران که بنا به اظهار خود مبتلا به بیماری‌های روانی بوه‌اند، نسبت به بیمارانی که سلامت روانی داشتند، نسبت مخاطره (Hazard Ratio) 29/2 برابر بود (001/0> p ). همچنین نسبت مخاطره برای افرادی که به طور همزمان چند ماده مصرف می‌کردند نسبت به معتادان تک مصرفه ، 8/4 محاسبه شد (001/0> p ). برای بیمارانی که در گذشته سابقه ترک داشته‌اند ، در مقایسه با افرادی که سابقه درمان قبلی نداشتند، این نسبت برابر 9/1 بود (05/0> p ). سایر متغیرهای توضیحی وارد شده در مدل از جمله متغیرهای اجتماعی و جمعیت‌شناختی اثر معنی‌داری بر نسبت مخاطره نداشتند.

  نتیجه‌گیری: اگر چه با افزایش مصرف متادون، زمان عود در بیماران افزایش یافته، اما بیماران مبتلا به بیماری‌های روانی، بیمارانی چند مصرفه، همچنین افرادی که در گذشته سابقه درمان داشته‌اند، باید از خدمات درمانی و مشاوره‌ای بیشتری در مراکز ترک اعتیاد بهره ‌مند شوند.


محمد فرهمند، سید محسن زهرایی، محمود محمودی، سوسن محمودی، حمیده طبابایی، زهرا شوکتی اشکیکی، یعقوب ملایی کندلوسی، مریم یوسفی، رخشنده ناطق، شهره شاه محمودی صادقی،
دوره 11، شماره 4 - ( 12-1392 )
چکیده

  زمینه و هدف: برنامه گسترش ایمن سازی یک راهبرد پذیرفته شده جهانی برای کنترل بیماری­های دوران کودکی از جمله پولیومیلیت می­باشد. واکسن خوراکی فلج اطفال که حاوی ویروس زنده ضعیف شده پولیو است به عنوان مناسب­ترین و راحت ترین ابزار برای واکسیناسیون سراسری به شمار می­رود. پولیو ویروس به گرما حساس است، از این رو واکسن خوراکی پولیو به حالت انجماد نگه­داری شده و با کنترل زنجیره سرد به مراکز واکسیناسیون انتقال می یابد. پایداری واکسن در طول انتقال تا زمان مصرف از اهمیت بالایی برخوردار است. برای ارزیابی کیفیت واکسن و پایداری آن از تست ارزیابی توان (Potency)‌ استفاده می ­ شود. این مطالعه اولین مدرک قابل استناد از ارزیابی توان واکسن خوراکی پولیو نگه­داری شده در خارج از زنجیره سرد در ایران می­باشد.

روش کار: به منظور مطالعه اثرات دما برحسب درجه سانتیگراد و مدت زمان اثر دما بر حسب روز بر روی توان واکسن پولیو ، ویال های واکسن به مدت یک تا هفت روز (یا تا زمان افت قابل توجه توان) در دو دمای 24 درجه سانتیگراد (دمای اتاق) و 37 درجه سانتیگراد (دمای متوسط مناطق گرمسیری) قرار گرفتند. ارزیابی توان برابر روش کار استاندارد سازمان جهانی بهداشت (WHO) انجام شد.

نتایج: نتایج بدست آمده از این مطالعه نشان داد که در صورتی که ویال واکسن به مدت تنها یک روز در دمای 37 درجه قرار گیرد کیفیت خود را از دست می دهد، ولی قرار گرفتن در دمای اتاق در مناطق درجه حرارت به مدت چهار تا پنج روز بر کیفیت سروتایپهای 1 و 2 تاثیر چندانی نخواهد گذاشت ولی سروتایپ 3 از روز دوم کیفیت خود را از دست خواهد داد.

نتیجه گیری: اگر چه ویروس پولیو در قیاس با سایر ویروس ها به شرایط محیطی نسبتا مقاوم می باشد، ولی حساسیت آن به گرما باعث می شود واکسن خوراکی پولیو که حاوی ویروس زنده است با رعایت زنجیره سرد منتقل شود تا تیتر ویروس زنده موجود در واکسن و به طبع آن کارایی واکسن در حین نگهداری کاهش نیابد. نگهداری واکسن در دمای 4 درجه و پایین تر ارجح است، در غیر این صورت واکسن در دمای اتاق تا حدود پنج روز و در دمای 37 درجه فقط یک روز کارایی لازم را دارد و پس از آن قابل استفاده نیست.


الهام مدرسه، محمود محمودی، سید مصطفی حسینی، حجت زراعتی، ایرج نجفی،
دوره 11، شماره 4 - ( 12-1392 )
چکیده

  زمینه و هدف: در بسیاری از مطالعات پزشکی، همراه با داده­های طولی که مرتباً تحت یک دوره زمانی معین اندازه­گیری می­شوند، اطلاعات مربوط به بقا، نیز جمع آوری می گردد. در چنین شرایطی استفاده از مدل هایی مثل مدل آمیخته خطی یا روش GEE برای داده های طولی ومدل کاکس برای داده های زمان تا رخداد، به دلیل عدم برقراری پیش فرض های لازم امکان پذیر نمی باشند. در مقابل، مدل های توأم جهت در نظر گرفتن 1- خطای اندازه گیری متغیر وابسته به زمان 2- داده های گمشده جزئی یکنوا بعد از رخداد پیشامد و3- رابطه توأم پاسخ های طولی وبقا به طور همزمان، معرفی می شوند. جهت بررسی بقا بیماران، مدل توأم مد نظر در این پژوهش طی فرآیندی پاسخ طولی(کراتیینین) را به صورت یک متغیر وابسته به زمان همراه با سایر متغیر های مستقل در مدل بقا قرار می دهد .

  روش کار: این پژوهش شامل اطلاعات 417 نفر از مبتلایان به نارسایی مزمن کلیه تحت درمان با روش دیالیز صفاقی بود. بیماران از سال 1376 تا ابتدای سال 1388 به سه مرکز درمانی (شریعتی، مدرس و شفا) درشهر تهران مراجعه نمودند . در این مطالعه، داده های طولی و متغیرهای وابسته به زمان مورد استفاده قرار گرفته، لذا برای هر فرد متغیرهای مختلفی در زمان های معین اندازه گیری گردید. در ابتدا برخی اطلاعات از پرونده بالینی بیماران جمع­آوری گردید، سپس با بکارگیری مدل توأم به تعیین عوامل مؤثر بر روی بقا بیماران دیالیز صفاقی پرداخته شد. یافته­ها با آنالیز ابتدایی (کاکس تعمیم یافته) مقایسه گردید. جهت تحلیل داده­ها از نرم افزار R استفاده وسطح معنی­داری 05/0 در نظرگرفته شد.

  نتایج: با بکار گیری مدل توأم، متغیر های جنسیت، سن، دیابت، فشار خون دیاستولیک، هموگلوبین، اوره ، LDL وکراتینین معنی­دار می­باشند؛ در مدل کاکس تعمیم یافته تنها متغیرهای سن وفشار خون دیاستولیک به عنوان عوامل موثر بر ریسک رخداد مرگ بیماران به شمار می آیند.

  نتیجه گیری: مدل توأم، عوامل موثر بردو پاسخ را به طور همزمان مورد بررسی قرار می­دهد. همچنین داده­های گمشده ای که به علت رخداد یک پیشامد بوجود آمده و متغیر های مستقل که با خطای اندازه­گیری روبرو هستند را نیز مد نظر قرار می­دهد. بنابراین در چنین مواردی استفاده از مدل های توأم که منجر به نتایج بهتر و بالا رفتن آگاهی در مورد بیماری می گردد ضروری می باشد.


محسن حدادی، سید ابوالفضل ذاکریان، محمود محمودی، جبرائیل نسل سراجی، زهره پارسا یکتا، ابوالفضل علی یاری،
دوره 12، شماره 1 - ( 2-1393 )
چکیده

  زمینه و هدف : یک ابزار تشخیصی برای بیماری سندرم خستگی مزمن، پرسشنامه سندرم خستگی مزمن است که برای موارد تحقیقاتی و بررسی ­ های بالینی بالینی ابداع شده تا بتوان بعنوان یک ابزار پایشگر، مبتلایان را با استفاده از آن مدیریت کرد. پرسشنامه سندرم خستگی مزمن بسیار جامع است و با استفاده از روش خود اظهاری، تمامی موارد داخلی و خارجی را با توجه به تعاریف موردی مرکز کنترل بیماری های امریکا تحت پوشش قرار می دهد. این ابزار همچنین سطوح فعالیت را در گذشته و حال ارزیابی می کند و علائم خستگی و ناخوشی را پس از فعالیت های معمول و روزانه، جهت اطمینان از این موارد، به خوبی ارزیابی می کند. هدف از این مطالعه ارزیابی پایایی و روایی تشخیصی پرسشنامه سندرم خستگی مزمن ( CFS ) Chronic Fatigue Syndrome Questionnaire است ( Bleijenberg 2009 ) .

  روش کار : در بحث اعتبار محتوایی و روایی، پس از بررسی تحقیقات انجام گرفته، پرسشنامه سندرم خستگی مزمن تهیه شده توسط گروه روانشناسی دانشگاه دی پال انتخاب گردید و طی مکاتبه ای نسخه کاملی از پرسشنامه به همراه امتیاز بندی دریافت گردید. . پرسشنامه مورد نظر ترجمه شد، اعتبار محتوایی آن توسط 20 نفر از اساتید مربوطه بررسی گردید. از طرفی ترجمه مجدد از فارسی به انگلیسی برای مرجع تهیه کننده ارسال شد و با اصلاحاتی، اعتبار روایی آن نیز مورد تأیید قرار گرفت. سپس تعداد 30 پرستار برای تعیین پایایی پرسشنامه سندرم خستگی مزمن که در یک مرکز آموزشی و درمانی کار می کردند، انتخاب شدند. پرسشنامه تحت نظارت مدیریت مرکز و محقق و پس از توجیه کامل افراد شرکت کننده در پژوهش توسط محقق در بین آن ها توزیع و تکمیل گردید. این بررسی مجدداً پس از 15 روز انجام شد.

  نتایج : این ابزار روایی و پایایی خوبی را از خود نشان داد. در بحث اعتبار محتوایی ترجمه فارسی این ابزار توسط 20 نفر از اساتید مرتبط داخلی بررسی گردید و اعتبار محتوایی آن با استفاده از نسبت و شاخص روایی محتوا CVR) و CVI ) مشخص شد و نتایج بهدست آمده (7/0 CVR= و 85/0 CVI= ) نشان دهنده اعتبار محتوایی خوبی است. با توجه به نتایج به دست آمده، در خصوص پایایی پرسشنامه CFS ، آلفای کرونباخ ارزیابی شده که نتایج، پایایی بسیار خوبی را برای پرسشنامه نشان داد. ضرایب پایایی دو مرحله آزمون ( ICC = Mixed & and Confidence Interval = 95% mouseover="function onmouseover() { msoCommentShow('_anchor_1','_com_1') }" onmouseout="function onmouseout() { msoCommentHide('_com_1') }" href="#_msocom_1">[H1] ) نیز ارتباط معنی دار سؤالات را به خوبی نشان داد. از طرفی ضریب همبستگی داخلی به دست آمده برای 8 معیار CFS ، همبستگی داخلی بالایی را نشان داد.

  نتیجه گیری : این مطالعه پیشنهاد می کند که می توان از پرسشنامه CFS به عنوان یک ابزار مناسب و قابل اعتماد در تمام سطوح تحقیقاتی و بالینی استفاده نمود. استفاده از این ابزار می تواند در موارد زمینه ای و حتی معاینات در سطوح پیشرفته نیز مؤثر باشد، زیرا توانمندی و دقت کافی را در تشخیص افراد مبتلا به CFS دارد.


سودابه یارمحمدی، حسن افتخار اردبیلی، محمود محمودی، سید ابوالقاسم جزایری، مریم چمری،
دوره 13، شماره 2 - ( 6-1394 )
چکیده

  زمینه و هدف: دختران نوجوان، مادران آینده هستند.مفاهیم تغذیه ای آموخته بوسیله آنها به دوران بزرگسالی منتقل می شود و نقش مهمی در سلامت خانواده و کودکان دارد. مطالعه حاضر با هدف تاثیر برنامه آموزشی بررفتارهای تغذیه ای دانش آموزان دختر دوره راهنمایی بر اساس مدل بزنف انجام گرفت.

  روش کار: این پژوهش یک مطالعه مداخله ای بود . نمونه مورد بررسی160نفر از دانش آموزان دختر مقطع راهنمایی در شهر کرمانشاه بودند که بصورت روش خوشه ای دو مرحله ای انتخاب و بصورت تصادفی در دو گروه مداخله و شاهد تقسیم شدند. جمع آوری داده­ها در این پژوهش پرسش نامه بود. و 4 جلسه 60 دقیقه­ای آموزش در مورد تغذیه سالم و اهمیت آن به روش سخنرانی، پرسش و پاسخ، بحث گروهی و در اختیار قرار دادن پمفلت آموزشی در گروه مداخله، توسط پژوهشگر اجرا گردید. و تجزیه و تحلیل داده ها با نرم­افزار spss نسخه 18 و با آزمون های آماری کای دو ،فیشر، t مستقل، t زوجی انجام شد.

  نتایج : میانگین امتیاز آگاهی و اجزای مربوط به مدل بزنف بین دو گروه مداخله و شاهد در خصوص رفتارهای تغذیه­ای بعد از آموزش ارتباط معنی داری وجود داشت. مهم ترین هنجارهای انتزاعی بعد از مداخله آموزشی برای گروه مورد پدر و مادر بود.

  نتیجه گیری : مداخله آموزشی در چارچوب الگوی بزنف در فرصت سه ماهه، تغییرات مطلوبی را در برخی از رفتارهای نامطلوب تغذیه­ای به وجود آورد و نقش دست اندرکاران بهداشت و مداخلات آموزشی در این زمینه به ویژه در چارچوب الگوی آموزشی مورد تاکید قرار گرفت.


میترا فقیهی، آذر طل، بهرام محبی، رویا صادقی، محمود محمودی مجدآبادی،
دوره 13، شماره 3 - ( 9-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: غلبه بر موانع زندگی با دیابت به عنوان یک زیر ساخت منطقی در راستای توانمندسازی بیماران در مدیریت زندگی با دیابت و شناخت عوامل مؤثر بر این موانع به شمار می آید. این مطالعه با هدف تعیین تاثیر مدخله آموزشی مبتنی بر مدل بزنف بر موانع زندگی با دیابت در بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 و عوامل مؤثر بر آن طراحی و اجرا شد.

روش کار: این پژوهش یک مداخله نیمه تجربی با گروه شاهد می­باشد. نمونه ها شامل 90نفر از بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 تحت پوشش مراکز بهداشتی درمانی جنوب تهران در سال 1393 انجام شد که بعد از انجام پیش آزمون به دو گروه مداخله و شاهد با تخصیص تصادفی انتخاب شدند در دوگروه مداخله و مقایسه تحت بررسی قرار گرفتند. با توجه به اطلاعات گردآوری شده پیش آزمون یک مداخله آموزشی فقط برای گروه مداخله طی یک ماه و در قالب شش جلسه آموزشی اجرا شد. در این جلسات بر مبنای سازه های مدل بزنف در خصوص بیماری دیابت و انواع عوارض قلبی عروقی، روش های تغذیه سالم، تحرک فیزیکی، روش­های خود پایشی کنترل قند خون، ارتباط با کارمندان بهداشتی و پزشک، اطلاعات و دستورالعمل های لازم داده شد.

نتایج: یافته­های پژوهش نشان داد که بین میانگین نمرۀ مربوط به متغیرهای اجزای مدل بزنف (اعتقادات، نگرش و نرم های انتزاعی و عوامل قادر کننده) و مولفه های موانع زندگی با دیابت( تشخیصی، درمانی، خودپایشی، ارتباط با افراد حرفه ای ) در دو گروه مداخله و شاهد در قبل و بعد از مداخله آموزشی اختلاف معنی داری وجود دارد. )0001/0 (p<

نتیجه گیری: نتایج این مطالعه لزوم آموزش مناسب و تئوری محور به بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 برای کاهش موانع زندگی با دیابت را نشان داد و مدل بزنف می­تواند به عنوان یکی از تئوری­های مناسب برای کاهش موانع زندگی با دیابت در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو استفاده شود.


جلال عبدی، حسن افتخار، محمود محمودی، داوود شجاعی زاده، رویا صادقی،
دوره 14، شماره 1 - ( 3-1395 )
چکیده

زمینه وهدف: این مطالعه با هدف ارزشیابی تاثیر مداخله مبتنی بر فن آوری های نوین ارتباطی و نظریه شناختی-اجتماعی بر سبک زندگی کارمندان دولتی شهر همدان در سال 1393 اجرا گردید.

روش کار: این مطالعه مداخله ای از نوع کارآزمایی کنترل شده می باشد که در دو گروه: مداخله از طریق تلفن، مداخله از طریق اینترنت و مقایسه با کنترل، مجموعا در بین 435 کارمند دارای اضافه وزن یا چاقی انجام شد. مداخله آموزشی تحت عنوان"برنامه سبک زندگی" به مدت 6 ماه انجام، سپس مشارکت کنندگان 6 ماه و 9 ماه بعد از مداخله از نظر سبک زندگی و تغییر در سازه های نظریه شناختی-اجتماعی مورد بررسی قرار گرفتند. داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS 20مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت.

نتایج: مداخله منجر به ارتقای وضعیت سبک زندگی در هر دو گروه مورد مداخله از وضعیت "خوب" به خیلی خوب" گردید(001/0p=). مداخله در گروه تلفن منجر به افزایش میانگین امتیازات مشارکت کنندگان در سازه های خود کارآمدی، محیط، انتظارت پیامد و ارزش­های پیامدگردید. در گروه اینترنت میانگین امتیازات سازه های خودکارآمدی و ارزش­های پیامد افزایش یافت (05/0p<).

نتیجه­ گیری: یافته­ های مطالعه حاضر موثر بودن مداخله سبک زندگی مبتنی بر نظریه شناختی-اجتماعی و فن آوری های نوین ارتباطی را اثبات نمود.


زهرا لطفی، انسیه غیرتی، فاطمه تاجیک، زهره توکلی، محمود محمودی، کورش هلاکویی نائینی،
دوره 14، شماره 3 - ( 9-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: امروزه اولویت بندی مشکلات و توزیع منابع براساس نیازهای اساسی اعضا جامعه، مشخص می گردد. به دنبال ارزیابی جامعه که براساس الگوی تدوین شده در دانشکده بهداشت دانشگاه علوم پزشکی تهران، در روستای گلحصار صورت پذیرفته است، "سو مصرف مواد مخدر" به عنوان اولویت اول مردم مشخص گردید. مطالعه حاضر به منظور برآورد اندازه جمعیت سوء مصرف کنندگان مواد مخدر با استفاده از روش بسط شبکه ای، پرداخته است.

روش کار: این مطالعه مقطعی به روش نمونه گیری هدفمند بر روی 320 نفر از افراد 15 تا 65 ساله جامعه انجام شد. روش مطالعه شامل دو بخش برآورد شبکه ی اجتماعی افراد جامعه با استفاده از 32 زیرگروه جمعیتی و رویکرد فراوانی روش بسط شبکه ای و سپس تخمین تعداد افراد جمعیت­های پنهان انجام گردید. جهت تطبیق خطاهای رایج در این روش از ضرایب تصحیح مربوطه استفاده شد.

نتایج: متوسط شبکه اجتماعی افراد برابر با 68/16±79/160 بدست آمد (30/194_78/ 128CI: 95% ). فراوانی مواد مخدر سیگار و قلیان و موادالکلی و تریاک و شیشه و کراک و هروئین و مواد مخدر تزریقی و اکستازی با 43/103، 25/88، 9/96، 46/76، 37/69، 03/30، 48/36 ،20/7، 23/4 نفر به ازای هر هزار نفر برآورد شد. درصد مردان سوء مصرف کننده مواد مخدر، بیش از زنان بود.

نتیجه گیری:اندازه جمعیت سوء مصرف کننده مواد مخدر در این روستا بیش از سایر مطالعات مشابه مشخص گردید. در نتیجه در راستای رفع این معضل نیاز است که  تدوین و اجرای برنامه عملیاتی متناسب توسط مسئولین و برنامه ریزان و با همکاری اعضا جامعه  صورت پذیرد.


فیروز محمودی، فرزانه صادقی، معصومه جمال امیدی،
دوره 15، شماره 3 - ( 9-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: هوش معنوی یکی از ابعاد روان شناختی می باشد که در تنظیم هیجان نقش اساسی دارد. در این پژوهش نقش نگرش معنوی در پیش­بینی راهبردهای تنظیم شناختی هیجانی در دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی تبریز بررسی شد.
روش کار: روش این پژوهش از نوع توصیفی مقطعی بود و در سال 1393 از بین دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی تبریز، 250 نفر به روش نمونه­گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. پرسشنامه­ی راهبردهای شناختی تنظیم هیجان و هوش معنوی، روی گروه نمونه اجرا شد. یافته­های پژوهش با استفاده از آزمون ضریب­همبستگی پیرسون و همبستگی کانونی تحلیل گردید.
نتایج: نتایج نشان داد که بین ابعاد نگرش ­معنوی و تنظیم شناختی هیجانی رابطه­ی مثبت و معنی دار وجود دارد و نتایج تحلیل کانونی نشان داد که از 2 ریشه کانونی، ریشه کانونی 1 از لحاظ آماری معنی دار (90/0=f ،03/0=p) بوده و 7% از تغییرات تنظیم شناختی هیجانی را تبیین می کند، ولی ریشه دوم رابطه معنی داری با تنظیم شناختی هیجانی ندارد.
نتیجه گیری: هر اندازه فرد دارای باورهای مذهبی بیشتری باشد، به تبع آن معنایی که به خود و جهان اطرافش می­دهد، توأم با احساس ارزشمندی و هدفمندی است که می­تواند هیجانات و شناخت های شخص را کنترل و تنظیم نماید.
الهه زارعان، مهدی یاسری، محمود محمودی، رسول انتظار مهدی،
دوره 15، شماره 4 - ( 12-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: سرطان معده یکی از شایع‌ترین سرطان‌های دستگاه گوارش در کشور است که استان آذربایجان شرقی از این لحاظ رتبه دوم در میان استان‌های کشور را داراست. در این مطالعه امکان استفاده از مدل‌های شفایافته را در تحلیل بقا این بیماران بررسی کرده و به شناسایی عوامل مؤثر بر میزان بقای طولانی‌مدت و بقای کوتاه‌مدت بیماران با استفاده از مدل کاکس شفایافته آمیخته پرداختیم.

روش کار: در این مطالعه از اطلاعات 184 بیمار مبتلابه سرطان معده در شهرهای استان آذربایجان شرقی که در طی سال‌های 88 تا 89 به مراکز درمانی مراجعه نمودند و به مدت 5 سال پیگیری شدند، استفاده کردیم.

نتایج: در این مطالعه میانه زمان بقا بیماران 33/8 (فاصله اطمینان 95%: 9/5 تا 6/10) ماه بود. برازش هر دو مدل تک متغیره و نهایی کاکس شفایافته نشان داد که در قسمت بقای کوتاه‌مدت عامل شیمی‌درمانی معنی‌دار شده است (نسبت مخاطره= ۰٫۴۹ و فاصله اطمینان 95%: 34/0 تاp<)

نتیجه‌گیری: اگر جامعه مورد بررسی شامل دو گروه ایمن و مستعد برای پیشامد مورد نظر باشد، مدل‌های شفایافته آمیخته می‌توانند برای تحلیل مجزای بقا بلندمدت و کوتاه‌مدت بیماران مبتلابه سرطان معده مورد استفاده قرار گیرند و به شناسایی متغیرهایی که هم‌زمان بر این دو قسمت مؤثرند بپردازند.



صفحه 2 از 3     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه دانشکده بهداشت و انستیتو تحقیقات بهداشتی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb