نیترات بعنوان آخرین مرحله اکسیداسیون ترکیبات نیتروژن دار محسوب می شود (Bouchard et al 1992) که عامل بیماری متهموگلوبینمیا در نوزادان می باشد (Grauni et al 1981) و احتمال تشکیل ترکیبات سرطانزای نیتروزآمین از آن به عنوان یکی از شاخص های شیمیایی آلودگی آب به فاضلاب ها و پسمانده های جامد مورد توجه است (WHO guidelines 1998). باتوجه به نقش فاضلاب در آلودگی منابع زیرزمینی و از جمله آلودگی این قبیل منابع به ترکیبات نیترات و نیتریت، در زمستان سال 1377 از میان 300 واحد بزرگ صنعتی غرب تهران (حدفاصل تهران-کرج)، تعداد 100 واحد انتخاب و از منابع آبهای زیرزمینی آنها به منظور سنجش میزان نیترات و نیتریت نمونه برداری بعمل آمد. نتایج حاصل که براساس آخرین چاپ کتاب روش های استاندارد (ویژگی های فیزیکی شیمیایی آب، 1376) برای آزمون های آب و فاضلاب انجام گرفت، حاکی از آن است که میانگین غلظت نیترات در آبخوان منطقه 51.96 میلی گرم در لیتر با انحراف معیار 20.157 میلی گرم در لیتر از حداکثر 85.49 تا حداقل 5.9 میلی گرم در لیتر و میانگین مقدار نیتریت 16.18 میکروگرم در لیتر با انحراف معیار 43.06 میکروگرم در لیتر از حداقل 0.29 تا حداکثر 314.22 میکروگرم در لیتر متغیر است. مقایسه داده های بدست آمده با یافته های سایر محققان در تعیین مقدار نیترات و نیتریت در چاه های مورد بررسی مقادیر اندازه گیری شده نیترات و نیتریت بیش از رهنمود سازمان جهانی بهداشت (Mara M 1989 WHO) و آخرین استاندارد ملی کشور است. محاسبات آماری به منظور تعیین ارتباط بین فاصله محل تخلیه فاضلاب ها و عمق آب با محتوی نیترات و نیتریت چاههای آب مورد بررسی نشان داد که ارتباط معنی دار آماری بین مقادیر نیترات با عمق آب برقرار بوده (R=0.44 و P=0.034) و با افزایش عمق آب، غلظت نیترات آنها کاهش می یابد، درحالی که بین فاصله چاه های جاذب با غلظت نیترات در چاه آب مورد بررسی (P=0.26) و نیتریت آب (P=0.82) رابطه معنی داری برقرار نیست. رسم منحنی هم غلظت نیترات در منطقه غرب تهران و مقایسه آن با منحنی های مشابه رسم شده در سال 1373 نشان می دهد که در این سال در تمامی مناطق غرب غلظت نیترات آبهای زیرزمینی از 20 میلی گرم در لیتر فراتر نبوده است (ایماندل، ایرانشاهی 1373)، درحالی که در سال 1377، آبهای زیرزمینی حاوی مقادیر 20 تا 80 میلی گرم در لیتر نیترات و حتی مناطق با محتوی بیش از 80 میلی گرم در لیتر نیترات نیز شناسایی گردیده اند. که موید روند رو به فزونی آلودگی آبخوان منطقه غرب تهران در اثر تخلیه بی ظابطه فاضلاب های شهری و صنعتی به لایه های آبدار این منطقه می باشد.
در عملیاتی که روی آب و خاک در منطقه کازرون طی دو سال از 1378 الی 1380 به عمل آمد، مجموعا 354 نمونه آب و خاک از رودخانه ها و دریاچه پریشان تهیه گردید که 10 مورد آمیب آکانتاموبا و 3 مورد نگلریا جداسازی شد این موارد مثبت براساس نمونه گیری های متعدد که در فصول مختلف سال و در شرایط اکولوژیک متفاوت بعمل آمد، حاصل گردید. نمونه های آبی با روش های فیلتراسیون و عبور از صافی ها برای جداسازی میکروارگانیسم ها و با کمک سانتریفوژ آماده شد و سدیمان های حاصله با مشاهده در زیر میکروسکوپ با بزرگنمایی 10 و 40 و کشت در محیط های آگار غیر مغذی که توسط اشرشیاکلی تقویت می گردید مورد بررسی قرار گرفتند. ضمن این بررسی یک مورد کراتیت آمیبی ناشی از آکانتاموبا در بین بیماران چشمی نیز جدا و مورد شناسایی قرار گرفت، بیمار دختری 22 ساله و ساکن شهرستان کازرون می باشد که جهت درمان به پزشک معالج معرفی شد.
آب های زیرزمینی از منابع ارزشمند تهیه آب برای شرب، کشاورزی و صنعت می باشد. باتوجه به تغییرات کیفی آبهای زیرزمینی که می تواند در اثر فعالیت های انسان صورت گیرد بررسی و مطالعه این منابع به منظور حفظ کیفیت آنها ضروری است. اگرچه شهرستان لنجان اصفهان صنعتی و کشاورزی است لیکن بررسی آب های زیرزمینی این منطقه تاکنون انجام نشده است. آب های زیرزمینی شهرستان لنجان اصفهان از نظر پارامترهای شیمیایی از جمله آنیون ها، کاتیون ها و فلزات سنگین در چهار فصل در نمونه آب شانزده حلقه چاه بررسی شد، میانگین سالانه آنها محاسبه و نتایج حاصل مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. بطور کلی نتایج حاصل از انجام این پروژه نشان می دهد که آب های زیرزمینی شهرستان لنجان جزء آبهای سخت محسوب می گردند. آب چاه های شماره 1، 2، 3، 14 از نظر اکثر پارامترهای شیمیایی مورد مطالعه از جمله TDS و COD و BOD و EC و SO4 دارای آلودگی بسیار زیاد می باشند. به نظر می رسد که آب این چاه ها مخصوصا چاه شماره 3 شدیدا تحت تاثیر لاگون های دفع فاضلاب ذوب آهن و همچنین زهکش زرین شهر باشد، آب چاه های شماره 4 و 5 که در پایین دست صنایع دفاع قرار گرفته اند دارای COD نسبتا زیاد می باشند. باتوجه به شیب سطح زمین که از طرف صنایع دفاع به طرف چاه های فوق می باشد ممکن است آب این چاه ها از طریق فاضلاب صنایع دفاع آلوده شده باشد. بطور کلی می توان نتیجه گیری نمود که آلودگی شدید آب های زیرزمینی در اطراف صنایع وجود دارد و انجام مطالعات وسیع تر برای تعیین نوع ترکیبات آلی و معدنی و منشا دقیق این آلودگی ها در آب چاه های فوق الذکر ضروری به نظر می رسد.
هدف اصلی این بررسی، تعیین رفتار زنان هنگام شکست در اجرای برنامه تنظیم خانواده بود. در این مطالعه که به روش مقطعی انجام شد، کلیه زنان باردار 49-15 ساله تحت پوشش و ساکن در روستاهای دارای خانه بهداشت فعال شهرستان نجف آباد (62 روستا) مورد بررسی قرار گرفتند. تعداد این زنان 788 نفر بود. اطلاعات از طریق مصاحبه حضوری با مادران باردار و پرونده خانوار، گردآوری و در پرسشنامه ثبت گردید و سپس با آزمون های آماری T و X² مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. براساس نتایج بدست آمده رفتارهای مخاطره آمیز، در بارداری های ناخواسته یا ناشی از شکست برنامه تنظیم خانواده در مقایسه با حاملگی های خواسته 44.3 بار بیشتر رخ داده است. 105 نفر (31.72%) از زنان با حاملگی ناخواسته، اقدام یا اقداماتی ناموفق را در جهت ختم بارداری انجام داده اند. این اقدامات به روش های مختلفی صورت گرفته است. 35% از روش های فیزیکی شامل وارد نمودن ضربه، بلند کردن اجسام سنگین و یا استفاده از اجسام غیر طبی واژینال، 28.6% از روش های تزریقی و 9.5% از روش های خوراکی: شامل خوردن داروهای گیاهی و شیمیایی و بقیه تواما از دو یا چند روش استفاده نموده اند. رفتار زنان 91% از حاملگی های خواسته و 45% از حاملگی های ناخواسته کاملا مطلوب بوده است. ارتباط بین چگونگی رفتار خواسته یا ناخواسته بودن بارداری معنی دار بود (P=0.001). همچنین بین سواد و رفتار زنان نسبت به حاملگی ارتباط معنی داری وجود داشت (P=0.001). باتوجه به یافته های پژوهش بیش از یک سوم زنان هنگام مواجهه با بارداری ناخواسته یا شکست در تنظیم خانواده، اقدامات مخاطره آمیزی را انجام داده اند، این اقدامات قطعا سلامت جسمی و روانی آنها و خانواده شان را تحت تاثیر قرار می دهد. بنابراین بایستی به نقش پیگیری و استفاده از فنون مشاوره و حمایت زنان واجد شرایط بیش از پیش اهمیت داده جامعه را از عوارض حاملگی های ناخواسته آگاه نمود.
تعداد کثیری از تصفیه خانه های آب و فاضلاب با ظرفیت های مختلف، در اتحادیه اروپا و آمریکای شمالی پرتوتابی با فرابنفش را بعنوان مرحله اصلی گندزدایی انتخاب نموده اند و بنظر می رسد روند رو به افزایش کاربرد این روش منحصر بفرد با کسب تجارب حاصله و همچنین اثبات مزیت های آن در برابر روش های شیمیایی گندزدایی کماکان بعنوان یک فن آوری برتر ادامه داشته باشد. از آنجا که پرتوتابی فرابنفش تنها روشی است که در زمان حاضر ادعا می شود هیچگونه مشکلی را از لحاظ سلامت کاربران، مصرف کننده و محیط زیست ندارد و حتی در حالت دزهای بالا پرتو موجب تنزل کیفیت آب و فاضلاب نمی شود، آشنایی با روش صحیح طراحی مرحله گندزدایی با UV جهت تامین اهداف مختلف از تصفیه آب و پساب برای مسئولین تصفیه خانه ها ضروری خواهد بود. رهنمودهای اخیر طراحی در این زمینه براساس تست نمودن سیستم فرابنفش تحت بارهای هیدرولیکی مختلف (برحسب لیتر بر دقیقه برای هر لامپ UV) می باشد تا در نهایت بتوان آن بار هیدرولیکی را که مطابق با تحویل میزان دز میکروب کشی مورد تقاضا باشد، جهت طراحی سیستم انتخاب نمود. سایر فاکتورهای طراحی مشتمل بر کیفیت آب، ویژگی لامپ ها و پوشش های کوارتزی بکار گرفته شده می باشد. در روش جدید فرض می شود کاهش بده لامپ بر اثر گذشت زمان تا 50% است و شدت نور اسمی لامپ ها نیز حداکثر 20% بر اثر کثیف شدن پوشش های کوارتزی کاهش می یابد. در مقاله حاضر اطلاعات مورد نیاز که می باید با انجام تست پایلوت در محل تصفیه خانه جمع آوری شود و نحوه استفاده از آنها در طراحی تشریح شده است. مزیت روش توصیه شده این است که نوسانات مهمترین پارامترهای قابل تغییر مدنظر قرار می گیرد، ضمن اینکه همزمان می توان تعداد لامپ های مورد نیاز را برای یک موقعیت خاص باتوجه به سخت ترین مقررات و بدترین شرایط قابل مواجهه محاسبه نمود.
عوامل متعددی چون کمبود منابع آب آشامیدنی و هزینه بالای طرح های تامین آب در اجتماعات کوچک باعث شده سامانه های ساده وارزان قیمت جهت تامین آب آشامیدنی این مناطق مورد توجه قرار گیرد. در این بین سامانه های در نقطه مصرف امروزه در اکثر نقاط دنیا مورد توجه قرار گرفته است .صافی های سفالی به عنوان یک سامانه در نقطه مصرف توانسته جایگاه مناسبی را به عنوان یک روش ساده و مطمئن جهت تامین آب به خود اختصاص دهد با توجه به اهمیت این صافی ها در این تحقیق قابلیت کاربرد سفالهای سنتی ایران به عنوان صافی جهت تصفیه اب آشامیدنی مورد مطالعه قرار گرفته است. با استفاده از لوله های سفالی ساخته شده از خاک رس با خلوص 90% و قرار دادن این لوله ها در پایلوت و عبور آب از جداره های این لوله ها تعدادی از پارامترهای کیفی آب قبل و بعد از عبور آب از جداره لوله های سفالی اندازه گیری شد. با محاسبه راندمان حذف این پارامترها توسط لوله ها مشخص شد که صافی های سفالی مورد استفاده توانایی حذف بالای آلاینده های شاخص میکروبی (کلیفرمها، و کلیفرمهای گرماپای) و کدورت آب را داشته و میتوانند 70% رنگ آب ورودی را حذف کنند. اما این سامانه نمی تواند جامدات محلول ، هدایت الکتریکی، سختی و یون نیترات آب را حذف کند. همچنین با انجام آزمونهای آماری من- ویتنی یو تست و آزمون T-TEST ثابت شد که ضخامت لوله سفالی و سری شدن لوله ها تاثیری بر میزان حذف ناخالصیهای مورد آزمایش ندارد. این تحقیق نشان داد که صافی های سفالی جهت تصفیه آب خانگی در نقاطی که آب آلودگی میکربی یا کدورت بالایی دارد می تواند مورد استفاده قرار گیرد.
زمینه و هدف: متاسفانه با وجود اینکه در آغاز هزاره سوم هستیم هنوز کمبود ویتامین D در زنان سنین باروری کشورهای در حال توسعه و کودکان آنها یک مشکل شایع و جدی است. در مورد وضعیت ویتامین D زنان شیرده شهر اسلام آباد غرب اطلاعاتی در دسترس نیست اما به نظر می رسد مانند سایر گروههای فیزیولوژیکی در نقاط مختلف کشور کمبود ویتامین D در آنجا نیز شایع باشد. هدف از این مطالعه تعیین وضعیت ویتامین D زنان شیرده شهرستان اسلام آباد و تعیین وابستگی با آن متغیرهای مستقل کیفی تعداد حاملگی، کل مدت شیردهی، مدت زمان مواجهه با نور آفتاب و وضعیت سواد می باشد.
روش کار: در مجموع 155 زن شیرده تحت پوشش سه مرکز و پنج پایگاه ارایه دهنده خدمات بهداشتی شهری اسلام آباد غرب که سن شیرخوار آنها کمتر از یکسال بود از طریق نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند و از آنها در مورد متغیرهای مطالعه سوال شد و از آنها نمونه خون ناشتا گرفته شد و غلظت 25- هیدروکسی ویتامین D سرم آنها با روش کمی لومینسانس اندازه گیری شد. در این مطالعه 25- هیدروکسی ویتامین D مساوی و بیشتر از ng/ml 10 به عنوان طبیعی و کمتر از ng/ml 10 تا ng/ml 6 به عنوان کمبود متوسط و کمتر از ng/ml 6 به عنوان کمبود شدید در نظر گرفته شد.
نتایج: یافته های مطالعه نشان داد که (13 نفر) 8.4 درصد زنان مورد بررسی وضعیت ویتامین D طبیعی، (29 نفر) 18.7 درصد کمبود متوسط و (113 نفر) 72.9 درصد کمبود شدید داشتند. همچنین بین وضعیت ویتامین D با تعداد حاملگی و کل مدت شیردهی وابستگی منفی معنی دار دیده شد.
نتیجه گیری: بر اساس یافته های این مطالعه کمبود ویتامین D در زنان مورد بررسی یک مشکل بهداشتی است ک بایستی مورد توجه دست اندرکاران بهداشت عمومی قرار گیرد.
زمینه و هدف : مواجهه با کروم شش ظرفیتی طی فرایند آبکاری کروم همواره با عوارضی مانند زخم های پوستی، سوراخ شدن تیغه بینی، سرطان ریه و آسیب کلیوی همراه است. در این مطالعه امکان استفاده از پایش های بیولوژیک به منظور بررسی میزان مواجهه کارگران آبکار با کروم شش ظرفیتی مورد تحقیق قرار گرفت. بدین منظور، میانگین تراکم کروم شش ظرفیتی در هوای تنفسی، میانگین غلظت کروم ، بتا دو میکروگلبولین ((2M وآنزیم ان استیل بتا دی گلوکز آمینیداز (NAG) در ادرار پایان شیفت کارگران آبکاری و ارتباط میان میزان مواجهه و مقادیر شاخص های بیولوژیکی بررسی شد.
روش کار: در این مطالعه 45 کارگر آبکار کروم(گروه مواجهه یافته)و40 کارگر آبکار روی(گروه مواجهه نیافته)شاغل در آبکاریهای شهر اصفهان مورد بررسی قرار گرفتند.نمونه های مورد نظر از هوای منطقه تنفسی و ادرار کارگران در پایان شیفت کاری تهیه شد. تعیین تراکم کروم شش ظرفیتی در هوای تنفسی با.استفاده از روشNIOSH7600،تعیین غلظت کروم ادراری با استفاده از دستگاه جذب اتمی مجهزبه کوره گرافیتی و تعیین مقدار بتا دومیکروگلبولین و آنزیم ان استیل بتا دی گلوکزآمینیداز توسط کیتهای تجاری مربوطه انجام پذیرفت.
نتایج: با توجه به نتایج، میانگین هندسی تراکم کروم شش ظرفیتی در هوای تنفسی آبکاران کروم(μg/m3 577/14) بطور معنی داری بیش از میانگین این فاکتور در آبکاران روی (μg/m3 862/0) بوده است (001/0(p<. همچنین میانگین غلظت کروم ادرار در کارگران آبکاری کروم (μg/g creatinine 198/9) بیش از میانگین غلظت کروم در ادرار آبکاران روی (μg/g creatinine 811/1) بود (001/0p<). بعلاوه اختلاف موجود بین میانگین غلظت آنزیمNAG در ادرار پایان شیفت آبکاران کروم (IU/g creatinine607/12) و آبکاران روی ( IU/g creatinine824/6) از اختلاف معنی دار آماری برخوردار بوده است. (001/0(p< در حالیکه میان میانگین بتا دو میکروگلبولین ادراری در گروه های مواجهه یافته و نیافته ، اختلاف معنیداری آماری مشاهده نشد(05/0(p<. ارزیابی ارتباط میان تراکم کروم شش ظرفیتی در هوای تنفسی و غلظت کروم در ادرار پایان شیفت آبکاران کروم (838/0 = r) , (001/0(p< و غلظت آنزیمNAG(304/0=r ( , (001/0(p< گویای همبستگی مثبت و معنی داری بین آنها بوده است.
نتیجه گیری: با توجه به عدم تفاوت معنیدار آماری بین میانگین غلظت بتا دو میکروگلبولین در ادرار پایان شیفت آبکاران کروم و میانگین این فاکتور در آبکاران روی میتوان اظهار داشت که بتا دو میکروگلبولین اندیکارتور حساسی به منظور بررسی میزان مواجهه کارگران آبکار با کروم شش ظرفیتی نبوده و در مقابل با توجه به تفاوت معنی دار بین میانگین غلظت کروم و غلظت آنزیم NAG در ادرار پایان شیفت دو گروه مذکور، و همبستگی آنها با میزان مواجهه کارگران آبکار این مارکرها را میتوان اندیکاتوری حساس تر, قابل اعتمادتر و اختصاصی تر در بررسی میزان مواجهه افراد و نیز بررسی آسیبهای اولیه کلیوی ناشی از مواجهه شغلی با کروم شش ظرفیتی دانست.
روش کار: به دلیل سابقه آلودگی در مسیر رودخانه ی کر، پنج ایستگاه به ترتیب خروجی سد درودزن، پل پتروشیمی، پل خان، پل دوشاخ و ورودی دریاچه بختگان انتخاب گردیدند. براساس روش استاندارد متد، نمونه های آب و رسوب در دو گروه تهیه و بررسی شدند. گروه اول از نظر اندازه گیری مقدار کادمیم توسط اسپکترومتر جذب اتمی و عوامل فیزیکی - شیمیایی و زیستی و گروه دوم به منظور جداسازی و شناسایی باکتری های مقاوم/متحمل به کادمیم و تعیین طیف مقاومت. با تهیه کشت های خالص و اختصاصی، هر باکتری شناسایی و باکتری های منتخب با بکار گیری غلظت های کادمیم ارزیابی گردیدند.
نتایج: آلودگی به کادمیم در ایستگاه های دو و سه به طور معنی داری بیش از سایر ایستگاه ها بود(001/0 (p< ) هم چنین میزان این فلز در رسوبات تمام ایستگاه ها بیش از آب بوده (001/0 (p<و نسبت به استانداردهای موجود قابل توجه بوده است. کاهش نسبت BOD/COD در دو ایستگاه آخروافزایش فسفات درچهار ایستگاه آخرمشاهده شد. درمقایسه با گروه شاهد، شمارش باکتری ها در حضور یک میلی مولار کادمیم به صورت معنی دارکاهش یافت (001/0 (p<. حداکثر مقاومت به کادمیم درETs P.aeruginosaو Bacillus ABs مشاهده شد که MIC آن ها به ترتیب شش و چهار وMBC به ترتیب هفت و پنج میلی مولاربه دست آمد. شمارش باکتری های قابل کشت و مقاوم به کادمیم در ایستگاه سه وپنج بیش ازسایرایستگاه ها می باشد(001/0 (p<. مقاوم ترین باکتری ها گرم منفی بوده و ازرسوبات شناسایی شدند.
نتیجه گیری: آلودگی به کادمیم خصوصآ در ایستگاه های دو و سه مربوط به فعالیت های انسانی می باشد. هم چنین علیرغم حساس بودن بسیاری از باکتری های این تحقیق به کادمیم، برخی از آن ها طیفی از مقاومت- تحمل را از خود نشان دادند. یافته های تحقیق حاضر نشان می دهد که برخلاف آب که محیطی ناپایداراست، رسوب شرایط مناسبی را برای تشکیل زیست لایه (بیوفیلم) باکتریایی و مقابله با استرس کادمیم فراهم می نماید اگرچه این مساله مورد اتفاق نظر پژوهشگران نمی باشد. مقاوم ترین باکتری ها از آلوده ترین ایستگاه ها شناسایی شدند این مساله می تواند به القاء بیان ژن های مقاومت در حضور کادمیم مرتبط باشد. با توجه به مشکلات ناشی از تخلیه پساب ها به رودخانه، این باکتری های مقاوم برای کاربری در صافی های زیستی و اصلاح زیستی فاضلاب ها حایز اهمیت می باشند.
روش کار: 50 نمونه آب از مناطق مختلف شهر تبریز، بهگونهای تهیه شد که کل شهر را پوشش دهد. نمونهها بهصورت تصادفی و تحت شرایط استاندارد تهیه و از نظر شاخص HPC، کلیفرم، کلر باقیمانده، کدورت، دما و pH مورد آزمایش قرار گرفتند. برای کشت باکتریهای هتروتروف، از محیطهای کشت R2A و نوترینت آگار استفاده شده و آزمایش HPC بهروش پخش بشقابی انجام گرفت. آنالیز آماری نتایج بدستآمده، از طریق آزمونهای آماری رگرسیون و test Tصورت گرفت.
نتایج: در 50% نمونههای برداشته شده از مناطق مختلف شهر، باکتریهای هتروتروف مشاهده گردید. بر اساس نتایج شمارش باکتری، تعداد باکتریهای هتروتروف در شش منطقه بالای cfu/mL 500 گزارش شد. نتایج نشان داد که شاخص HPC در شبکه آب شهر تبریز بر اساس محیط نوترینت آگار برابر cfu/mL 340 ± 184 و بر اساس محیط R2Aبرابر cfu/mL 315 ± 154 بوده ضمن اینکه، در محیط کشت نوترینت آگار رشد بهتری مشاهده شد. بر اساس نتایج آنالیز آماری، ارتباط معنیداری بینHPC و کلر باقیمانده در هر دو محیط کشت وجود داشت (برای نوترینت آگار 05/0 p < و 347/0- = R، برای R2A، 05/0 p < و 312/0-= R). همچنین، بین دو شاخص HPC و pH ، ارتباط معنیداری وجود داشت طوریکه، با افزایش pH ، HPC نیز افزایش مییافت (01/0 p <). در نهایت، رابطه بین نتایج HPC در دو محیط نوترینت آگار و R2A کاملا معنیدار بود (01/0 p <؛ 95/0= R).
نتیجهگیری: حضور باکتریهای هتروتروف در 50% از نمونههای مورد مطالعه نشاندهنده آن است که این باکتریها در مناطق مختلف شبکه آب آشامیدنی شهر تبریز حضور دارند لذا، پایش 6 ماهه یا حداقل یک ساله شاخص HPC در کنار باکتریهای کلیفرم و مقایسه نتایج پایش دورههای زمانی مختلف میتواند به شناسایی وضعیت شبکه توزیع آب و اصلاح وضعیت مناطق مشکلدار و اطمینان بیشتر از کیفیت آب آشامیدنی کمک نماید.
مقدمه و هدف : شرایط محیطی و بوم شناختی به ویژه شرایط آب و هواشناختی، تاثیر بارز و پذیرفته شده ای بر شیوع و گسترش بیماری های انگلی دارد. این تاثیر پذیری در مورد بیماری مالاریا که از جهات مختلفی تحت تاثیر آب و هوا است، بسیار بالاتر است. بیماری مالاریا هم از لحاظ طول چرخه های تکاملی انگل پلاسمودیوم و هم فعالیت و تکثیر گونه های پشه ناقل بیماری، متاثر از شرایط آب و هوایی است. در این تحقیق سعی شد با بررسی روابط سری های زمانی اپیدمی مالاریا در ایران از سال 1352 تا 1385 با 5 عنصر اقلیم شناختی شامل: میانگین دما، مجموع بارش سالانه، تعداد روزهای با بارش بالای صفرمیلیمتر، نمایه توزیع رطوبت بارش و رطوبت نسبی، به صورت میانگین سالانه برای کل کشور در طی همان دوره آماری، وابستگی های اقلیمی رخداد این بیماری انگلی تا حدودی روشن گردد.
روش کار : در این راستا با استفاده از قابلیت های آمار ناحیه ای و عمومی نرم افزار سیستم اطلاعات جغرافیایی، میانگین های سالانه
عنصر اقلیمی برای کل کشور براساس 31 ایستگاه همدید مراکز استان، بدست آید . در نهایت برای بررسی ارتباط شاخص های اقلیمی با شاخص شیوع بیماری، از ضریب همبستگی پیرسون در سطح معنی داری 90/0(10/0= p ) استفاده شد و به دنبال آن مدل رگرسیون خطی چند متغیرهای برای برآورد شیوع بیماری بر اساس 5 عنصر اقلیمی مذکور ارایه گردید.
نتایج : بررسی شیوع بیماری مالاریا در ایران نشان داد که از سال 1352 تا 1381 تعداد موارد بیماری با شیب 0142/0 در سال روند کاهشی داشته است. همچنین مشاهده گردید، در چندین مورد شیوع بیماری با یک سال تاخیر نسبت به افزایش بارش، به آستانه اپیدمی رسیده است. همچنین مشاهده شد که عوامل رطوبتی آب و هوا در شیوع بیماری مالاریا نسبت به عوامل دمایی نقش مهم تری دارند.
نتیجه گیری: لازم است به منظور کارایی بیشتر برنامههای کنترلی مالاریا، در کنار سایر عوامل تاثیرگذار، ملاحظات اقلیم شناختی مناطق مالاریاخیز هم مدنظر قرار بگیرند.
زمینه و هدف: غنیشدگی فلزات سنگین در خاک سطحی اکوسیستم شهری میتواند سبب ایجاد خطر اکولوژیک شود. در این پژوهش، بررسی مقدماتی به منظور ارزیابی پتانسیل خطر اکولوژیک آلودگی سرب و کادمیوم در خاک بوستان های شهری اسدآباد انجام شده است.
روش کار: نمونه های خاک از بوستانهای شهری اسدآباد برداشت شد و غلظت فلزات سنگین با استفاده از روش جذب اتمی تعیین شد. همچنین بر اساس غلظت کادمیوم و سرب، فاکتور آلودگی( CF )، درجه آلودگی( Cdeg ) و وضعیت پتانسیل خطر اکولوژیک ( RI ) خاک بوستان های شهری محاسبه شد.
نتایج: یافتههای اولیه نشان دادند که بوستان های شهری شهر اسدآباد دارای درجه آلودگی کم هستند. همچنین ارزیابی پتانسیل خطر اکولوژیک بالقوه ( RI ) نشان داد که میزان تجمعی فلزات سنگین خاک خطر اکولوژیک قابل توجهی ندارد. همچنین کادمیوم نسبت به سرب خطر اکولوژیک بیشتری را ایجاد می کند.
نتیجه گیری: این یافتهها نشان میدهد که با آن که خاک بوستانهای شهری ممکن است به سبب غنیشدگی برخی فلزات سنگین آلوده باشند لیکن به طور کلی در حال حاضر خطر اکولوژیک آنها کم و ناچیز است . نتایج حاضر برای برنامه ریزی، ارزیابی خطر و تصمیم گیری توسط مدیران محیط زیستی این منطقه بسیار مناسب است.
زمینه و هدف: با توجه به صیانت از نیروی کار و مسولیت در حفظ سلامت کارکنان صنایع، این مطالعه با هدف بررسی شیوع چاقی و افزایش وزن در پالایشگاه آبادان بعنوان بزرگترین پالایشگاه ایران بعمل آمد.
روش کار: در این مطالعه 721 نفر از پرسنل پالایشگاه آبادان از فهرست پرونده های معاینات سلامت شغلی سالیانه انتخاب، و پس از تنسنجی و تکمیل پرسشنامه و اخذ نمونه خون، اطلاعات آنها از طریق پرسشنامه سبک زندگی Breslow و پرسشنامه استاندارد فعالیت فیزیکی Global Physical Activity Questionnaire (GPAQ) ثبت و در نهایت تجزیه و تحلیل گردید.
نتایج: متوسط نمایه توده بدنی در مردان و زنان به ترتیب2/28 و 5/27 بود. شاخص توده بدنی و شیوع چاقی در این مرکز صنعتی به ترتیب برابر با 8/29 % و 7/48% بود. شیوع افزایشوزن و چاقی در مردان به ترتیب 6/48% و 24/30% و در زنان به ترتیب50% و 15% بود که با سن، سطح قند خون، چربی خون، و فشارخون بالا دارای ارتباط معنیدار بود ( برای تمام موارد001/0 p < ) .
نتیجه گیری: در مجموع شیوع اضافه وزن و چاقی در کارکنان پالایشگاه آبادان بالاتر از میانگین کشوری و صنایع مشابه در نقاط دیگر جهان می باشد. توجه به برنامه های ترویج سبک زندگی سالم در مناطق صنعتی با تاکید بر گروه های پرخطر مانند افراد میانسال، با وضعیت اقتصادی-اجتماعی نامناسب، و شاغل در شیفت های غیر صبحکار می تواند بر بهبود وضعیت جسمانی و سلامتی کارکنان نقش موثری داشته باشد.
سموم کشاورزی جمله مهمترین صنایع کشاورزی هدف این روش کار: ، غلظت اولیه سم ایمیداکلوپراید، دوز جاذب و زمان تماس مورد مطالعه قرارگرفت. هم چنین بازیافت نانو جاذب نیز تا 4 مرتبه انجام شد.
در این تحقیق بهترین راندمان 85 9843/0=R2) است. بنابراین مدل ایزوترم لانگمویر برای پیشبینی رفتار جذب سم ایمیدوکلوپراید توسط نانوجاذب از محیط آبی معرفی میگردد و هم چنین سینتیک واکنش تطابق خوبی با معادلات شبه درجه دوم از خود نشانداد.
حذف سم ایمیداکلوپراید از آب آلوده با استفاده از نانوذرات مغناطیسی سیلیکا اصلاح شده کارآمد و قابل بازیافت میباشد.
| صفحه 1 از 1 |
کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه دانشکده بهداشت و انستیتو تحقیقات بهداشتی می باشد.
طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق
© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0
Designed & Developed by : Yektaweb

