10 نتیجه برای اختلالات اسکلتی
علیرضا چوبینه، محمدعلی لحمی، مصطفی حسینی، رضا خانی جزنی، هوشنگ شاهنواز،
دوره 2، شماره 3 - ( 3-1383 )
چکیده
شرایط کار در صنعت قالیبافی باعث شده اختلالات اسکلتی-عضلانی (MSDs) از جمله مشکلات شغلی شایع در این حرفه می باشد. بعلت گستردگی این صنعت در کشور، بهبود شرایط کار و پیشگیری از وقوع MSDs می تواند تاثیر مهمی در اقتصاد، تولید و افزایش درآمد ملی داشته باشد. تحقیق حاضر با هدف تعیین شیوع اختلالات اسکلتی-عضلانی در اندام های گوناگون بدن قالیبافان، ارزیابی پوسچر کار قالیبافان و ایستگاه های کار قالیبافی، تعیین ریسک فاکتورهای ارگونومیک و فردی موثر در وقوع اختلالات اسکلتی-عضلانی و ارائه دستورالعمل های کیفی طراحی ایستگاه کار قالیبافی انجام گرفته است. در این مطالعه، با انجام یک بررسی فعال بر روی 1439 بافنده که بطور تصادفی از 9 استان کشور انتخاب شدند، شیوع علایم اختلالات اسکلتی-عضلانی و ریسک فاکتورهای موثر در وقوع آنها مورد مطالعه قرار گرفت. جمع آوری داده ها با روش مصاحبه و مشاهده با استفاده از پرسشنامه و چک لیست انجام پذیرفت. برای تعیین ریسک فاکتورهای موثر در وقوع اختلالات اسکلتی-عضلانی از آزمون های کای دو و آنالیز رگرسیون لوژستیک چندگانه استفاده شد. نتایج مشخص ساخت که شیوع علایم اختلالات اسکلتی-عضلانی در جامعه مورد مطالعه بالا بوده و بیش از شیوع آن در جمعیت عمومی کشور است (P<0.0001). آزمون رگرسیون لوژستیک مشخص ساخت عوامل ارگونومیک موثر در وقوع علایم اختلالات اسکلتی-عضلانی عبارتند از نوع دار، پوسچر کار، ساعات کار روزانه، نوع نشستنگاه و نوع بافت و همچنین عوامل فردی موثر شامل سن، جنس، وضعیت تاهل و سابقه کار می باشد. باتوجه به نتایج بدست آمده، دستورالعمل های کیفی طراحی ایستگاه کار ارائه گردید و براساس آن ایستگاه کار قالیبافی قابل تنظیم، طراحی و ساخته شد. آزمایش های اولیه بر روی دار و ایستگاه کار نشان داد که طراحی جدید تا حد زیادی پوسچر کار را بهبود بخشیده است و برای بافندگان قابل قبول می باشد. نتیجه گیری کمی در این زمینه به تحقیقات بیشتری نیاز دارد.
جبرائیل نسل سراجی، سید علی موسوی، سید جمال الدین شاه طاهری، محمد پور مهابادیان،
دوره 3، شماره 4 - ( 4-1384 )
چکیده
در این تحقیق، هدف بررسی ریسک فاکتورهای ایجاد کننده اختلالات اسکلتی_عضلانی اندامهای فوقانی( شامل اعمال نیروی بیش از حد، وضعیت بدنــی نامناسب، فقدان زمان بازگشت کافی، تکرار زیاد فعالیتها در دقیقه، عوامل تأثیر گذار و اضافی) به وسیله روش اکرا بوده است. تلفیقی از چهار روش جمع آوری اطلاعات شامل روش مشاهده ای (برای آنالیز مشاغل و وظایف دارای حرکات تکراری)، روش مصاحبه (برای پرسش در مورد اختلالات اسکلتی_عضلانی اندامهای فوقانی)، روش پرسشنامه اسکلتی_عضلانی نوردیک (NMQ)، و روش شاخص فعالیتهای تکراری شغلی (OCRA) استفاده شده است. در این تحقیق ملاحظه گردید که 86/0% از وظایف کاری دارای ریسک پایین، 93/87% از وظایف کاری دارای ریسک متوسط و 21/11% از وظایف کاری دارای ریسک بالا میباشند. میانگین شاخص مواجهه در چهار شغل مقدمات ریسندگی، ریسندگی، مقدمات بافندگی و بافندگی با هم اختلاف معنی داری دارد. (003/0=p) همچنین شغل بافندگی دارای بالاترین ریسک خطر بروز اختلالات اسکلتی_عضلانی اندام فوقانی میباشد. میانگین شاخص مواجهه مربوط به دست راست ودست چپ نیز اختلاف معنی داری نشان داد (001/0p<). خطرناکترین وظیفه برای دست راست، مرتب کردن رولهای بسته بندی شده در داخل کامیون وخطرناکترین وظیفه برای دست چپ، کار با دستگاه بافندگی جدید میباشد. بین اختلالات بخشهای مختلف اندام فوقانی با سن، اختلاف معنی داری به دست آمد(05/0p<). روش اکرا می تواند برای ارزیابی و بررسی ریسک فاکتورهای ایجاد کننده اختلالات اسکلتی - عضلانی اندامهای فوقانی در وظایف تکراری در کارخانه نساجی به کاررود . شغل بافندگی به علت داشتن همه ریسک فاکتورهای مورد بررسی خطرناکترین شغل بوده و دست راست به علت به کارگیری بیشتر نسبت به دست چپ در معرض اختلالات اسکلتی - عضلانی قرار دارد . مچ دست به علت این که بیشتر از سایر بخشهای اندام فوقانی در معرض ریسک فاکتورهای مورد بررسی قرار دارد ، بیشترین درصد اختلالات را به خود اختصاص داده است.
حسن طوسی ، کورش هلاکویی نایینی ، محمود محمودی ،
دوره 4، شماره 2 - ( 2-1385 )
چکیده
زمینه و هدف: طراحی، ارایه و بکارگیری مدلی مناسب جهت ارزیابی مخاطرات شغلی موثر بر دستگاه اسکلتی - عضلانی و یافته های ذهنی (subjective) درد با استفاده از ابزار QEC و پرسشنامه Body mapping در واحدهای صنعتی شهر بابل در سال 1382. در حال حاضر اختلالات اسکلتی - عضلانی ناشی از کار (WMSDs)، شایعترین بیماری شغلی مطرح در کشور هستند و از آنجا که این اختلالات نقش بسزایی در ناتوان سازی (از کار افتادگی) منابع انسانی دارند و این منابع ارزشمند ترین دارایی های صنایع کشور محسوب می گردند. لذا ارزیابی صنایع کشور با هدف ارایه مدل مناسبی جهت شناسایی و ارزیابی مخاطرات شغلی (Risk factors) موجود در وظیفه های کاری مختلف، نیز تشخیص مفاصل بحرانی شاغلین امری است که ضرورت آن بیش از پیش احساس میگردد. صنایع شهرستان بابل، نسبت به سایر شهرهای استان مازندران، از حجم بالاتری برخوردار است و این در حالی است که هر ساله آمار بیماریهای شغلی این شهرستان صفر اعلام می گردد. این موضوع نیز ضرورت به کارگیری ابزاری برای آشکارسازی آمار واقعی بیماریهای شغلی این منطقه را به شدت مطرح می سازد.
روش کار: ابزار QEC، در حقیقت روشی است با کاربری آسان که برای ارزیابی سریع مواجهه (Quick Exposure Check) QEC با عوامل زیان آور شغلی موثر بر دستگاه اسکلتی - عضلانی طراحی شده است. سرعت و سهولت کاربرد این روش جدید در ارزیابی شغلی (job Analysis) از خصیصه های ممتاز آن محسوب می شود. پرسشنامه Body mapping نیز ابزار سودمندی است که بکمک آن به سادگی و سهولت میتوان یافته های Subjective درد را در مفاصل شاغلین مورد مطالعه به روش (Visual Analogue Scale) VAS تعیین نمود. تلاش ما در این پژوهش کاربرد ابتکاری و توامان این دو ابزار و ارایه مدلی مناسب جهت بررسی مواجهات شغلی در واحدهای صنعتی شهرستان بابل است.
نتایج و نتیجه گیری: اول اینکه آمار بیماریهای شغلی خصوصا اختلالات اسکلتی - عضلانی ناشی از کار، در صنایع شهرستان بابل صفر نیست و میزان آن احتمالا به شکل مخاطره آمیزی بالا است دیگر اینکه بکارگیری توامان ابزار QEC و پرسشنامه Body mapping به لحاظ سرعت و سهولت کاربرد آن در ارزیابی مخاطرات شغلی و نشان دادن سیمای واقعی صنایع کشور و تعیین سطح مداخلات ارگونومیک (Action Level) و بررسی میزان اثر بخشی آنها به عنوان مدلی مناسب در ارزیابی مواجهات شغلی موثر بر دستگاه اسکلتی - عضلانی از کارایی بسیار بالایی برخوردار است. سوم اینکه ارتباط معنی دار بین یافته های Subjective درد و ایستگاه های واجد وظیفه های کاری بحرانی با ضریب اسپیرمن بالای 0.25 حکایت از سودمندی این مدل به عنوان ابزاری دقیق و قابل اعتماد در معاینات دوره ای شاغلین پس از استخدام دارد.
محمد حاج آقازاده، جبرئیل نسل سراجی، سیدمصطفی حسینی، جواد عدل،
دوره 6، شماره 1 - ( 3-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: اختلالات اسکلتی - عضلانی مرتبط با کار شایع ترین بیماریها و آسیب های شغلی می باشند. هدف از این تحقیق مطالعه ریسک فاکتورهای اختلالات اسکلتی - عضلانی در کارگران ساختمان سازی با روش PATH بود.
روش کار: مطالعه از نوع توصیفی تحلیلی به روش مقطعی بود که در چهار کارگاه ساختمان سازی انجام گرفت. در مجموع 3100 مشاهده برای 89 کارگر در 14 شغل ساختمان سازی انجام گرفت. در این مطالعه توسط روش PATH درصد زمانی وضعیت تنه، پاها و دستها، فعالیت های حمل دستی، ابزارهای مورد استفاده و حمل دستی بار در وظایف مشاغل مورد مطالعه تعیین گردید.
نتایج: وضعیت های تنه، پاها و دستها و وزن ابزار و اشیاء حمل شده در بین مراحل کاری مورد مطالعه از نظر آماری تفاوت معنی داری را نشان دادند (0001/0p<). وضعیت خنثی تنه به میزان زیادی مشاهده شد. وضعیت خنثی پاها در بیشتر از 50 درصد و وضعیت خنثی دستها در بیشتر از 80 درصد از زمان کاری کارگران مشاهده شد. ابزارهای مورد استفاده با فراوانی های مختلفی در مشاغل ساختمان سازی استفاده می شوند. بیشترین گروه وزنی حمل شده مربوط به گروه کمتر از 5 کیلوگرم می باشد.
نتیجه گیری: نتایج این مطالعه می تواند در جلوگیری از اختلالات اسکلتی - عضلانی کارگران صنعت ساختمان سازی استفاده شود. نتایج مطالعه نشان داد کارگران ساختمان سازی درصد بیشتری از زمان کارشان را با وضعیتهای خنثی سپری می نمایند، اما انجام مداخلات ارگونومیکی در مشاغل مشخص شده ضروری به نظر می رسد.
علی صالحی سهل آبادی، جبرائیل نسل سراجی، حجت زراعتی، سیداکبر شریفیان،
دوره 6، شماره 3 - ( 11-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از بارزترین بیماری ها و عوارض ناشی از کار،اختلالات اسکلتی-عضلانی می باشد که در اکثر صنایع سالانه موجب تحمیل هزینه های درمانی-غرامتی بالا و آسیب های عضوی نیروی انسانی و از دست رفتن زمان کار می شود.
این مطالعه با هدف بررسی و تعیین وضعیت انحناهای ستون فقرات گردنی ،پشتی و کمری با میزان شیوع اختلالات اسکلتی-عضلانی پشت درکارگران مونتاژ شرکت خودروسازی بهمن موتور انجام پذیرفت.
روش کار: این مطالعه بصورت مقطعی و از نوع مطالعات توصیفی-تحلیلی می باشد. در بخش توصیفی به بررسی مشخصات دموگرافیک افراد تحت مطالعه و در بخش تحلیلی به بررسی رابطه بین متغیرهای وابسته با یکدیگر و همچنین رابطه متغیرهای مستقل با متغیر های وابسته پرداخته است.جامعه آماری شامل160نفر کارگران مرد مونتاژ کار در شرکت بهمن موتور که در دو قسمت مونتاژ سواری و مونتاژ وانت مشغولند، است. داده ها از طریق پرسشنامه نوردیک، اندازه گیری با خط کش قابل انعطاف، متر نواری و ترازو جمع آوری و با استفاده از نرم افزار SPSS تجزیه وتحلیل شده است.
نتایج: میزان شیوع اختلالات اسکلتی- عضلانی در جامعه مورد مطالعه بالابود (58/1 4/69%). بیشترین میزان شیوع اختلالات اسکلتی -عضلانی مربوط به ناحیه کمر با تعداد 83 نفر(9/51%)و کمترین آن مربوط به ناحیه ران و باسن با تعداد 9 نفر(6/5%) بود. بین شیوع اختلالات اسکلتی- عضلانی پشت و متغیرهای مستقل طرح اعم از سن ،سابقه کار و وضعیت تاهل ارتباط معنی دار وجود داشت (05/0p<). بین انحناههای گردنی،پشتی،کمری و شاخص دلماکس با میزان شیوع اختلالات اسکلتی-عضلانی پشت رابطه ای یافت نشد.
نتیجه گیری: بررسی نشان داد که متغیرهای سن و سابقه کاری، قد و وضعیت تاهل با اختلالات اسکلتی_عضلانی رابطه دارند در حالی که بین میزان انحناهای ستون فقرات بجز انحنای گردنی آن هم در گروه مونتاژ سواری ،با اختلالات اسکلتی_عضلانی رابطه وجود ندارد. پس این گونه می توان نتیجه گرفت که مسائل ژنتیکی و محیطی بر روی مبتلا شدن به اختلالات اسکلتی_عضلانی تاثیر می گذاردلذا در مورد مسائل ژنتیکی نمی توان دخالت نمود اما در مسائل محیطی می توان دستکاری نمود. ازجمله این موارد به استخدام افرادی با سن کمتر و خصوصیات آنتروپومتریک متناسب با کار اشاره نمود.
مجتبی کمالی نیا، جبرائیل نسل سراجی، علیرضا چوبینه، سیدمصطفی حسینی،
دوره 6، شماره 3 - ( 11-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه رشد فزاینده ی صنعت ، تغییر آنها و عرضه ی فن آوری جدید باعث بروز اختلالات اسکلتی- عضلانی (MSDs) Musculoskeletal Disorders در محیط های صنعتی شده که یکی از عوامل شایع آسیب های شغلی و ناتوانی در کشورهای صنعتی و کشورهای در حال توسعه است. این پژوهش با اهداف الف) تعیین شیوع علایم اختلالات اسکلتی _عضلانی در اندامهای فوقانی ب) تعیین فشار وضعیتی وارده بر اندامهای فوقانی با روش LUBAج) تعیین عوامل خطر ارگونومیک و فردی موثر در وقوع علایم اختلالات اسکلتی _عضلانی افراد مونتاژ کار کارخانجات مخابراتی ایران درشهر شیراز انجام شده است.
روش کار: در این مطالعه مقطعی،193 مونتاژکار از8 واحد خط مونتاژ شاغل در کارخانجات مخابراتی ایران درشهر شیراز که به طور تصادفی انتخاب شده بودند بررسی شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه ی نوردیک و پرسشنامه ارزیابی ارگونومیکی LUBA به صورت مصاحبه در محل کار گرد آوری شدند. برای تعیین اثر عوامل موثر بر وقوع اختلالات اسکلتی- عضلانی از آزمون کای دو و برای تعیین اثر عوامل موثر برشاخص فشار وضعیتی از آزمون های آنالیز واریانس یکطرفه، کروسکال والیس و برای تعیین عوامل خطر از آنالیز رگرسیون لجستیک چند گانه استفاده شد.
نتایج: طی 12 ماه گذشته، بیشترین شیوع در ناحیه کمر، (9/67%) گزارش شد. آزمون های آماری نشان دادند که بین درد نواحی فوقانی بدن افراد مورد مطالعه با متغیرهای سن، جنس، شغل، مدت زمان کار در روز و حرکت چرخشی در نواحی فوقانی و شرایط محیط کار رابطه معنی داری وجود دارد(01/0p<). نتایج ارزیابی با LUBA نشان داد که درصد بالایی از کارکنان مونتاژ مورد مطالعه دارای شاخص فشار وضعیتی بالای 5 هستند (64/89 % ).
با بررسی نتایج درد در اندامهای فوقانی و شاخص فشار وضعیتی مشخص گردید بین درد در اندامهای فوقانی و شاخص فشار وضعیتی رابطه معنی داری وجود دارد(05/0p<). همچنین بین واحد شغل و ایجاد فشار وضعیتی رابطه معنی داری وجود دارد(05/0p<).
نتیجه گیری: شیوع اختلالات اسکلتی-عضلانی در مونتاژکاران مورد مطالعه بالاست. در بین عوامل موثر در بروز اختلالات اسکلتی-عضلانی، فشار وضعیتی وارده بر اندام ها و طراحی نامناسب محیط کار اصلی ترین عوامل مرتبط با اختلالات اسکلتی-عضلانی هستند. هرگونه برنامه ی مداخله ای جهت پیشگیری از اختلالات اسکلتی- عضلانی در میان مونتاژکاران باید بر کاهش فشارهای وضعیتی متمرکز شود.
فرهاد قمری، ابوالفضل محمدبیگی، رضا تاجیک،
دوره 7، شماره 1 - ( 6-1388 )
چکیده
زمینه وهدف: عدم توازن بین نیازهای شغلی و توانائیهای فرد منجر به اختلالات اسکلتی عضلانی شغلی می شود(Abdoli Eramaki 2000). اختلالات اسکلتی عضلانی یکی از بزرگترین مشکلات بهداشت شغلی در کشورهای در حال توسعه می باشد که ناشی ازعوامل خطرساز وضعیتهای بدنی نامناسب کاری ، اعمال نیروی زیاد، حرکات تکراری، ارتعاش، طولانی بودن زمان انجام کار وعوامل روانی بوده و موجب بروز دردهای خفیف کمر تا معلولیتهای شدید می شود(Kuorinka and Forcier 1995) این پژوهش با هدف تعیین شیوع علایم اختلالات اسکلتی - عضلانی در اندامهای گوناگون بدن کارگران نانوایی ها ، ارزیابی وضعیت بدنی کار آنهاو تعیین عوامل خطرساز ارگونومیک و فردی موثر در وقوع اختلالات اسکلتی - عضلانی کارگران نانوایی های شهر اراک انجام شده است.
روش کار: در این مطالعه مقطعی- تحلیلی، 233 کارگر شاغل در نانوایی های شهر اراک که طور تصادفی انتخاب شدندو شیوع علایم اختلالات اسکلتی - عضلانی و عوامل خطرساز موثر در وقوع آنها با تاکید بر وضعیت بدنی کاری به روش تجزیه وتحلیل وضعیتهای بدنی هنگام کار OWASو استفاده از پرسشنامه نوردیک مورد مطالعه قرار گرفت.
نتایج: بیشترین شیوع اختلالات به ترتیب در نواحی زانو 2/61%، کمر 8/55% و پا 9/53 ،شانه 6/44% کارگران بدست آمد. میزان شیوع آسیب در نواحی شانه وکمر در شاطرها و آرنج وکمر و ران در چونه گیرها بیش از سایر مشاغل بوده است واز لحاظ آماری اختلاف معنی داری بین نوع شغل و آسیبهای فوق الذکر وجود دارد( 05/0>p). آنالیز OWAS جهت توزیع فراوانی فازهای کاری کارگران شاغل در نانوایی های شهر اراک ،نشان داد که5/58% وضعیت بدنی طبیعی (گروه1 OWAS)، 7/34% وضعیت بدنی استرس زا(گروه2 OWAS)، 4% وضعیت بدنی مضر(گروه3 OWAS) و 5/2% وضعیت بدنی بسیار مضر(گروه 4 (OWAS داشته اند .همچنین ارتباط معنی داری بین ناراحتی گردن، آرنج ،شانه وزانو با سابقه کاری بدست آمد( 05/0>p ).
نتیجه گیری: با توجه به اینکه2/42 درصد وضعیتهای بدنی مربوط به کار این کارگران ،استرس زا تا خیلی مضر هستند ونیز شیوع بالای اختلالات اسکلتی عضلانی ) MSDs) در نواحی مختلف بدن آنها نیاز به مداخله های ارگونومیکی به منظور تصحیح پستهای کاری ضروری به نظر می رسد.
لیلا غیبی، جبرائیل نسل سراجی، حجت زراعتی، غلامرضا پوریعقوب،
دوره 7، شماره 3 - ( 7-1388 )
چکیده
زمینه وهدف : نگاهی به آمار و برون دادهای منتشره در زمینه شیوع اختلالات اسکلتی عضلانی در کشورهای مختلف جهان و ایران، اهمیت و ضرورت پرداختن به بررسی وضعیت ارگونومیک مشاغل را نمایانتر می کند. این اختلالات در اثر مواجهه طولانی مدت با عوامل ایجاد کننده آنها بتدریج در یک فرایند طولانی یا بر اثر وارد شدن ضربه بر بخشی از دستگاه اسکلتی عضلانی ایجاد شوند. از آنجا که درصد زیادی از نیروی کار در کارگاههای سد سازی و ساخت وساز مشغول بکار بوده و این کارگران بیشتر زمان کار خود را با وضعیت های بدنی نامناسب متعدد سپری می کنند لذا پرداختن به بررسی وضعیت ارگونومیک مشاغل این صنعت حائز اهمیت است.
روش کار: این پژوهش یک مطالعه توصیفی تحلیلی - مقطعی است که در سال 1387 انجام شد. نمونه پژوهش، کارگران یک کارگاه سد سازی در شهرستان تکاب (110نفر مرد) ومشاغل مختلف موجود در این کارگاه (25شغل)و ابزار پژوهش پرسشنامه نوردیک و چک لیست (NIOSH-CPWR) National Institute of Occupational Health-Center to Protect Workers Rights و نمونه گیری به روش تصادفی ساده بود درنهایت برای آنالیز داده ها ازنرم افزار SPSS استفاده گردید.
نتایج : میانگین سابقه کار کارگران 86/86 6/36 ماه بود.بررسی ها نشان داد که بیشترین شیوع اختلالات اسکلتی عضلانی در ناحیه کمر (5/55%) بوده و بین شیوع اختلالات با شغل، ساعات ایستاده و نشسته در حین کار، سابقه کار، سن، مصرف سیگار، تحصیلات، وزن، وضعیت نشیمن گاه و ایستاده بودن، فشار تولید، داشتن وضعیت های بدنی نامطلوب وسطوح کار و پیاده روی رابطه معنی دار وجود داشت. مهمترین دلیل ایجاد اختلالات اسکلتی عضلانی نیز داشتن وضعیت های بدنی نامطلوب در حین کار بود.
نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نیز مشابه سایر تحقیقات در این زمینه ،نشان داد که بررسی وضعیت ارگونومیکی مشاغل می تواند اطلاعات ارزشمندی در زمینه اتخاذ تدابیر پیشگیری، برنامه های آموزشی، انجام معاینات کارگری در اختیار کارفرمایان و مسوولان ایمنی و بهداشت قرار دهد.
رقیه عابدینی، علیرضا چوبینه، جعفر حسن زاده،
دوره 10، شماره 3 - ( 11-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: (WMSDs) Work-related Musculoskeletal Disorders از مشکلات بهداشتی مهم در پرستاران می باشد. از جمله دلایل مهم WMSDs در کارکنان پرستاری وظایف جابجایی بیمار ( بلند کردن، انتقال و تغییر وضعیت بدنی بیماران) می باشد. مطالعه حاضر با هدف ارزیابی خطر ابتلا به اختلالات اسکلتی-عضلانی ناشی از جابجایی بیمار در کارکنان حرفهی پرستاری در بیمارستانهای وابسته به دانشگاه علوم پزشکی شیراز به روش Movement and assistance of hospital patient(MAPO) انجام شده است.
روش کار: در این مطالعه مقطعی 400 پرستار شاغل در 75 بخش از 11 بیمارستان مورد بررسی قرار گرفتند. دادهها با استفاده از پرسشنامههای ویژگیهای دموگرافیک، نوردیک و چک لیست MAPO گردآوری شدند. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرم افزار SPSS16 انجام گرفت.
نتایج: میانگین سن و سابقه کار افراد مورد مطالعه به ترتیب 44/6±78/30 و 75/5±92/6 سال بدست آمد. شیوع 12 ماهه WMSDs 2/88% گزارش شد. ارزیابی به روش MAPO نشان داد که بیش از 83 درصد از افراد در معرض خطر اختلالات بوده و در 5/20 درصد آنها خطر بالا میباشد. نتایج نشان داد که وقوع علائم اسکلتی-عضلانی در کارکنان پرستاری مورد مطالعه با امتیاز شاخص MAPO دارای ارتباط معنیدار است (028/0>p).
نتیجه گیری: وقوع اختلالات اسکلتی-عضلانی با شاخص MAPO ارتباط دارد. بنابراین، MAPO شیوهای کارآمد جهت شناسایی و ارزیابی خطر WMSDs ناشی از جابجایی بیماران در کارکنان پرستاری میباشد. جهت بهبود شرایط، فاکتورهایی مانند ابزار کمکی جابجایی، عوامل محیطی و آموزش میبایست مد نظر قرار گیرند.
سمیرا کاظمی، حدیث خوشنواز، معصومه قربانی ده، سکینه ورمزیار، سلمان شیخی،
دوره 16، شماره 4 - ( 12-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: در صنعت لوازم خانگی به علت انجام عملیات کاری همچون جابجایی دستی قطعات توسط کارکنان، امکان بروز اختلالات اسکلتی-عضلانی و ابتلاء به خستگی عضلانی وجود دارد. لذا هدف مطالعه حاضر، بررسی خستگی عضلانی و ارتباط آن با شیوع اختلالات اسکلتی-عضلانی در بین کارکنان یک کارخانه تولید لوازم خانگی میباشد.
روش کار: این مطالعه توصیفی- تحلیلی و مقطعی در سال 1395 در بین 150 نفر از کارکنان یک کارخانه تولید لوازم خانگی انجام گردید. دادههای مربوط به شیوع اختلالات اسکلتی-عضلانی و خستگی عضلانی به ترتیب توسط پرسشنامه نوردیک و روش MFA جمعآوری و سپس با استفاده از آمار توصیفی و آزمون رگرسیون لجستیک دادهها توصیف و تجزیه و تحلیل شدند.
نتایج: براساس نتایج بدست آمده شیوع اختلالات اسکلتی–عضلانی در نواحی کمر، زانوها و گردن به ترتیب 3/33% ، 3/25% و 3/21% گزارش گردید. همچنین نتایج ارزیابی MFA نشان داد که خطر ابتلاء به خستگی عضلانی در نواحی شانه، مچ دست و بازوها به ترتیب در 7/28، 28 و 7/26% از کارکنان در سطح بسیار بالای اقدام اصلاحی قرار دارد. تجزیه و تحلیل آماری ارتباط معنی داری بین خستگی عضلانی و شیوع اختلالات اسکلتی-عضلانی نشان نداد.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج ناراحتی در ناحیه کمر و میزان خطر خستگی در ناحیه شانه میتوان با انجام اقداماتی همچون افزایش ارتفاع پالتها، استفاده از میز با ارتفاع قابل تنظیم و چیدمان قطعات در حد دسترسی نرمال میتوان سطح خطر را کاهش داد.