جستجو در مقالات منتشر شده


20 نتیجه برای الگو

رحیم تقی زاده اصل رحیم، کاظم محمد ، سیدرضا مجدزاده ،
دوره 3، شماره 2 - ( 2-1384 )
چکیده

به منظور بررسی الگوی فصلی بیماری سل در ایران این مطالعه اکولوژیک طراحی و بر روی اطلاعات موجود و ثبت شده بیماران انجام شد. تمامی اطلاعات پس از آماده سازی، به روش Cosinor Analysis مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. موارد سل ثبت شده در کشور طی 5 سال به تفکیک دانشگاه مورد بررسی قرار گرفت که شامل 59756 مورد بیمار مسلول بود. بیماری سل به طور کلی الگوی فصلی داشته و نقطه اوج فراوانی نسبت به میانگین 11.73% (Amplitude) و برآورد نقطه اوج فصلی حدود 24 خرداد ماه بود (p<0.000). رابطه بین جنس و الگوی فصلی سل معنی دار بود (p<0.000) و نقطه اوج برای زن و مرد به ترتیب 13.35% و 10.5% به دست آمد و برآورد زمانی نقطه اوج 29 خرداد برای زنان و 19 خرداد برای مردان بود. همچنین بروز سل ریوی اسمیر مثبت الگوی فصلی دارد (p<0.000). آنالیز واریانس نشانگر ارتباط بین فراوانی موارد سل و دمای هوا بود (p<0.02) که تفاوت معنی دار در گروه دمای بین درجه 10-20 و 20-30 درجه سانتی گراد وجود داشت (p<0.051). بر اساس این یافته ها و تجزیه و تحلیل حاصل نتیجه می گیریم که بروز بیماری سل الگوی فصلی دارد و در مطالعات جمعیتی به ویژه به منظور بررسی الگوی فصلی بیماری سل در ایران این مطالعه اکولوژیک طراحی و بر روی اطلاعات موجود و ثبت شده بیماران انواع مقطعی باید به این الگو توجه نمود.


فیروزه حسینی اصفهانی، ابوالقاسم جزایری، پروین میرمیران، یدالله محرابی، فریدون عزیزی،
دوره 6، شماره 1 - ( 3-1387 )
چکیده

زمینه و هدف: هدف از این مطالعه تعیین الگوهای غذایی در بین بزرگسالان 75-18 سال منطقه 13 تهران و شناخت ارتباط آن با عوامل اجتماعی - جمعیت شناختی و شیوه زندگی می باشد.
روش کار: این مطالعه مقطعی بر روی 343 مرد و 453 زن 65-18 سال ( زیر گروه جمعیت شرکت کننده در مطالعه قند و لیپید تهران) انجام شد. دریافت مواد غذایی با استفاده از پرسشنامه بسامد خوراک ارزیابی شد. الگوهای غذایی به روش تحلیل عاملی بر پایه 24 گروه از پیش تعریف شدهف بر مبنای تشابه مواد مغذی آنها مشخص شدند. سه الگوی غذایی غربی، سالم و سنتی شناسایی شد. امتیاز هر فرد برای هر الگوی غذایی با محاسبه ترکیب خطی مقادیر استاندارد شده گروههای غذایی ضرب در ضریب حاصل از آنالیز تحلیل عاملی بدست آمد. خصوصیات جمعیت شناختی و شیوه زندگی با استفاده از پرسشنامه از پیش آزمون شده جمع آوری گردید. تجزیه و تحلیل رگرسیون خطی چند گانه بصورت جداگانه برای مردان و زنان به منظور تحلیل روابط انجام شد.
نتایج: میانگین سنی مردان و زنان به ترتیب 1340 و 1236 بود. الگوی غذایی غربی (با مصرف بالای غلات تصفیه شده، گوشتهای فرآوری شده، میان وعده های شور و شورها، انواع سس های چرب و نوشیدنی های شیرین صنعتی، شیرینی ها و با مصرف کم مرغ و ماهی)، سالم (با مصرف بالای گوشتهای کم چرب قرمز و سفید، حبوبات، سبزیها و میوه ها، لبنیات و روغنهای مایع و زیتون با مصرف کم شیرینی ها) و سنتی (با مصرف بالای غلات کامل، سیب زمینی، روغنهای جامد، مربا و کمپوت ، امعاء و احشاء) تعریف شد. الگوی غذایی غربی بیشترین سهم واریانس را به خود اختصاص داد و میانگین امتیاز الگوی غذایی سالم در زنان پس از تعدیل اثر سن و انرژی دریافتی بالاتر از مردان بود(05/0p<) . درصد افراد متاهل در چارک چهارم امتیاز الگوی غذایی سالم نسبت به سایر چارکها بالاتر بود (01/0p<) . مردان متاهل تابعیت کمتری از الگوی غذایی غربی داشتند (25/0-β ، 01/0p<) . تابعیت از الگوهای غذایی غربی با افزایش سن در مردان (46/0-= β) و زنان (43/0-= β)، 001/0p< ، رابطه معکوس داشت.
نتیجه گیری: در مجموع یافته های مطالعه سه الگوی غذایی سالم، غربی و سنتی را در جامعه بزرگسال منطقه 13 تهران شناسایی و تعریف کرد. افراد جوانتر و غیر متاهل تابعیت بیشتری از الگوی غذایی غربی و زنان امتیاز بالاتری در الگوی غذایی سالم داشتند.


محمدعلی مروتی شریف آباد، حیدر ندریان، آرزو فلاحی، مریم محمدی،
دوره 7، شماره 3 - ( 7-1388 )
چکیده

زمینه و هدف: بر اساس گزارش  سازمان بهداشت جهانی 100-150 میلیون نفر در سراسر جهان از آسم رنج می برند و تعداد آن هنوز هم در حال افزایش است. بیماری آسم میزان شیوع بالایی دارد و نیازمند خود مدیریتی همیشگی توسط بیمار جهت کنترل علایم، حفظ عملکرد طبیعی ریه و حفظ سطح فعالیت طبیعی می باشد. الگوی برنامه ریزی آموزش بهداشت گرین، یک فرآیند سیستماتیک را جهت برنامه ریزی، اجرا و ارزشیابی برنامه های ارتقاء سلامت برای یک جمعیت هدف بدست می دهد. این فرآیند برای محدوده وسیعی از موضوعات ارتقاء سلامت بکار گرفته شده است که خودمدیریتی بیماران مبتلا به آسم نیز از این موضوعات مستثنی نیست، لذا هدف از این مطالعه، تعیین عوامل پیش بینی کننده  رفتارهای خود مدیریتی در بیماران مبتلا به آسم بر اساس الگوی فوق در شهر یزد می باشد.

روش کار: یک مطالعه تحلیلی به روش مقطعی بر روی 94 نفر از بیماران آسمی مراجعه کننده به درمانگاه بیمارستان شهید صدوقی یزد که طی نمونه گیری آسان بدست آمدند، طراحی شد. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه مبتنی بر الگوی برنامه ریزی آموزش بهداشت گرین و مشتمل بر متغیر های عوامل مستعد کننده، قادر کننده، تقویت کننده و رفتارهای خود مدیریتی بود. پایایی و روایی پرسشنامه مورد تأیید قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی انجام گرفت.

نتایج: آزمودنیها به ترتیب 6/68 ، 3/67 ، 2/61 و5/49 درصد نمره های  قابل اکتساب عوامل مستعد کننده، عوامل تقویت کننده،عوامل قادرکننده و رفتارهای خودمدیریتی را بدست آوردند. همبستگی مثبت و معنی داری بین رفتار خود مدیریتی و متغیرهای الگوی گرین مشاهده شد(01/0p<). درمجموع متغیرهای الگو6/34% از واریانس خودمدیریتی را پیش بینی نمودند و از میان این متغیرها عوامل مستعد کننده قویترین پیش بینی کننده(480/0= β ) بود.

نتیجه گیری: با توجه به توان بالاتر عوامل مستعد کننده در پیش بینی رفتار خود مدیریتی و نتایج بدست آمده، ارائه یک برنامه آموزشی خود مدیریتی برای بیماران مبتلا به آسم و خانواده های آنها که تأکید بیشتری روی عوامل مستعد کننده مشتمل بر آگاهی و نگرش داشته باشد،پیشنهاد می شود. نتایج نشان دهنده آن است که با در نظر گرفتن شرایط فرهنگی جامعه ایران و با توجه به اینکه الگوی گرین در اصل یک مدل جهت برنامه ریزی است، می توان این الگو را در ایران به عنوان چارچوبی جهت برنامه ریزی مداخلات در جهت بهبود و ارتقاء رفتارهای خود مدیریتی بیماران مبتلا آسم به کار گرفت.        


آرزو فلاحی، محمد علی مروتی شریف آباد، احمد حائریان، محمد حسن لطفی،
دوره 7، شماره 4 - ( 12-1388 )
چکیده

زمینه و هدف: سازه های خودکارآمدی و موازنه تصمیم گیری درالگوی فرانظریه ای نقش موثری در رفتار خود مراقبتی دهان و دندان دارند. مطالعه حاضر با هدف تعیین میزان تأثیر آموزش بر رفتار تمیزکردن بین دندانها بر اساس الگوی فرانظریه ای در دانش آموزان مقطع پیش دانشگاهی شهر یزد انجام شد.
روش کار: پژوهش حاضر مطالعه ای مداخله ای است. از طریق محاسبات آماری ٣٦١ دانش آموز مقطع پیش دانشگاهی به طریق ۴۸ % وارد تحقیق شدند. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه ای بود / ۵۱ % و شاهد ( ۱۷۶ نفر) ۸ / تصادفی در دو گروه مداخله ( ۱۸۵ نفر) ۲ که روایی و پایایی آن تأییدشده و شامل مشخصات دموگرافیک، سوالات خودکارآمدی، موازنه تصمیم گیری (فواید درک شده و موانع درک شده) بود. برنامه آموزشی بر اساس خودکارآمدی، فواید درک شده و موانع درک شده الگوی فرانظریه ای طراحی وارزشیابی از SPSS سازه های الگو و شاخص لثه ای که توسط دندانپزشک تعیین شد سه ماه بعد از مداخله انجام گرفت. اطلاعات از طریق نرم افزار تجزیه و تحلیل گردید. Correlation و Paird ,T-test ,ANOVA ,Fisher ,T-test با استفاده از آزمونهای آماری ۱۷ سال بود. متعاقب اجرای برنامه آموزشی افزایش معناداری در /۵۳±./
نتایج: میانگین سنی دانش آموزان شرکت کننده در این مطالعه ۵۵ و بهبود در شاخص لثه ای (p<۰/ کاهش درموانع درک شده ( ۰۰۱ ،(p<۰/ و فواید درک شده( ۰۰۱ (p<۰/ میانگین نمره خودکارآمدی( ۰۰۱ نسبت به قبل از مداخله در گروه مورد بدست آمد. بعد از مداخله میانگین نمره خودکار آمدی، موانع درک شده و شاخص لثه (p=۰/۰۱) حاصل شد. (p=۰/ ای در گروه شاهد نسبت به مداخله معنادارنشد اما تأثیر مثبت و معناداری در فواید درک شده ( ۰۱
نتیجه گیری: یافته ها حاکی از آن بود که مداخله آموزشی روی شاخص لثه ای، خودکارآمدی و فواید درک شده تاثیر داشته است واز آنجا که سازه خودکارآمدی پیش بینی کننده مهمی در رفتار خودمراقبتی دهان و دندان می باشد پیشنهاد می شود از الگوی فرا نظریه ای برای مداخلات آموزشی جهت تقویت خودکارآمدی ونیز افزایش فواید و کاهش موانع استفاده گردد.
الهه توسلی، اکبر حسن زاده، رضا غیاثوند، آذر طل، داوود شجاعی زاده،
دوره 8، شماره 3 - ( 7-1389 )
چکیده

زمینه و هدف: امروزه بیماری­های قلبی- عروقی علت اصلی ناتوانی و مرگ و میر در بسیاری از کشورها به شمار می­رود. نظر به اهمیت آموزش به منظور ارتقای رفتارهای تغذیه­ای پیشگیری کننده از بیماری­های  قلبی- عروقی، این پژوهش با هدف تعیین تأثیر برنامه آموزشی مبتنی بر الگوی اعتقاد بهداشتی بر آگاهی، نگرش  و عملکرد زنان خانه دار اصفهان در خصوص ارتقای رفتارهای پیشگیری کننده از بیماری­های قلبی - عروقی انجام شد.

روش کار: پژوهش حاضر یک مطالعه  نیمه تجربی است، این مطالعه روی 68 زن خانه دار که به صورت تصادفی در 2 گروه آزمون (34 نفر) و شاهد (34 نفر) قرار گرفتند انجام شد، ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسشنامه خودساخته مبتنی بر الگوی اعتقاد بهداشتی و پرسشنامه FFQ (بسامد مصرف مواد غذایی) بود، پرسشنامه الگوی اعتقاد بهداشتی در سه زمان قبل، بلافاصله و دو ماه بعد از آموزش تکمیل گردید و پرسشنامه FFQ در دو زمان قبل و 2 ماه بعد توسط زنان تکمیل گردید، بعد از انجام پیش آزمون، مداخله آموزشی در طی 6 جلسه آموزشی به مدت 6 هفته برای گروه آزمون انجام گرفت، در نهایت اطلاعات حاصل جمع آوری و  توسط نرم افزار  SPSS  با استفاده از آزمون­های آماری تی مستقل و آنالیز واریانس با تکرار مشاهدات مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

نتایج: دو گروه از نظر متغیرهای دموگرافیکی تفاوت معنی­دار با هم نداشتند. قبل از مداخله تفاوت معنی­داری بین میانگین نمرات سازه­های مختلف این الگو در دو گروه مشاهده نشد ( آگاهی (855/0 p=)، حساسیت درک شده (628/0 p=)، شدت درک شده (259/0 p= منافع درک­ شده (695/0 p=)، موانع درک شده (693/0 p=)، خودکارآمدی درک شده(292/0 p=) بعد از مداخله تفاوت معنی­داری در  میانگین نمرات آگاهی، حساسیت درک شده، شدت درک شده، منافع درک شده و موانع درک شده و عملکرد بین دو گروه آزمون و شاهد مشاهده شد (001/0p<).

نتیجه گیری: با توجه به یافته­های پژوهش چنین استنباط می­شود که مداخله حاضر تأثیر مثبتی روی الگوی تغذیه زنان خانه­دار داشته است و مداخله در افزایش و بهبود میزان آگاهی، نگرش و عملکرد زنان مؤثر بوده است.


سید منصور کشفی، علی خانی جیحونی،
دوره 9، شماره 3 - ( 12-1390 )
چکیده

زمینه و هدف: اختلال رشد کودک ناشی از ناآگاهی تغذیه­ای، عدم مراقبت و پایش رشد مناسب می­باشد. این مطالعه به منظور بررسی تأثیر آموزش پایش رشد تنظیم شده براساس الگوی پرسید به مادران در پیشگیری از اختلال رشد کودکان 12-6 ماهه انجام شد.

روش­ کار: این پژوهش نیمه­تجربی، بر روی 120 نفر (60 نفر گروه مداخله و 60 نفر گروه شاهد) از مادران تحت پوشش مراکز بهداشتی درمانی شیراز که دارای کودک تک قلو و تغذیه انحصاری با شیر مادر بودند، انجام شد. روش جمع­آوری اطلاعات، مشتمل بر پرسشنامه­ای که شامل مشخصات جمعیت­شناختی، سؤالات سنجش اجزای الگوی پرسید (آگاهی، نگرش، عوامل قادرکننده و عوامل تقویت کننده و عملکرد مادران) و سنجش وزن کودکان بود. مداخله­ی آموزشی طی 6 جلسه آموزش به مدت 55 تا 60 دقیقه انجام شد و پرسشنامه مذکور قبل و 4 ماه بعد از مداخله­ی آموزشی توسط گروه مداخله تکمیل گردید.

نتایج: پس از انجام مداخله­ی آموزشی در گروه مداخله، میانگین امتیاز آگاهی (001/0>p) و میانگین امتیاز نگرش (001/0>p) افزایش معنی­داری نشان داده است. نتایج این پژوهش نشان می­دهد که عوامل قادرکننده (استفاده از منابع آموزشی، تشکیل کلاس­های آموزشی)، عوامـل تقویت­کننده و میانگین امتیاز عملکرد مـادران و همچنین میانگین وزن کودکـان در گروه مداخلـه نسبت به گروه شاهد افزایش معنـی­داری داشته است (001/0>p).

نتیجه ­گیری: نتایج فوق نشان­دهنده تأثیر مثبت برنامه مداخله­ی آموزشی پایش رشد براساس تمام سازه­های الگوی پرسید در پیشگیری از اختلال رشد کودکان در جامعه­ی مداخله مطالعه می­باشد.


آذر طل، غلامرضا شریفی راد، احمدعلی اسلامی، فاطمه الحانی، محمدرضا مهاجری تهرانی، داوود شجاعی زاده،
دوره 9، شماره 4 - ( 12-1390 )
چکیده

زمینه و هدف: بیماران دیابتی با توجه به ماهیت مزمن بیماری خود، نیازمند توجه مداوم با اتخاذ رفتارهای خودمدیریتی و خود مراقبتی می باشند. در این میان توجه به منحصر به فرد بودن هر بیمار و طرح مراقبتی او در بستر جامعه ضروری است. یکی از ابزارهای مفید در راستای حمایت همه جانبه از بیماران دیابتی نوع 2، ارتقاء رفتارهای خودمدیریتی آنهاست. این پژوهش با هدف تعیین میزان اتخاذ رفتارهای خودمدیریتی و عوامل موثر بر آن در بیماران دیابتی نوع 2 انجام یافته است.

روش کار: این پژوهش یک مطالعه مقطعی است که در سال 1390در بازه زمانی 6 ماهه انجام یافته است. جامعه مورد مطالعه بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 مراجعه کننده به یکی از مراکز دیابت شهر اصفهان، حجم نمونه350 نفر و نمونه گیری به روش مستمر(متوالی) بوده است. میزان اتخاذ رفتارهای خودمدیریتی بیماران با استفاده از ابزار استاندارد خودمدیریتی بر اساس مقیاس پنج درجه ای لیکرت اندازه گیری گردید. داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 5/11 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

نتایج: 350 بیمار دیابتی نوع 2 در این مطالعه شرکت نمودند. میزان پاسخ دهی 88 درصد بود (398/350). سن اکثریت شرکت کنندگان در مطالعه بین60-50 سال بود (42/8±52/55) و 3/54 درصد آنها مطابق با معیار سازمان جهانی بهداشت در محدوده مرزی کنترل متابولیک قرار داشتند (30/1±72/7). حیطه های خود نظام یافتگی( 36/6±6/33) و تبعیت از رژیم پیشنهادی درمانی( 9/2±46/11) به ترتیب بیشترین و کمترین میانگین نمره را به خود اختصاص دادند. امتیاز کلی خودمدیریتی در سه سطح مناسب، متوسط و نامناسب با عوامل دموگرافیک مانند جنس، سن، وضعیت تاهل، سطح تحصیلات و خصوصیات مرتبط با سلامت و بیماری مانند سابقه بیماری دیابت، مدت زمان ابتلا به دیابت، وجود بیماریهای همراه، عوارض دیابت، وضعیت سلامتی عمومی، نوع درمان، درآمد خانواده و HbA1C مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته های مطالعه نشان داد که تمامی عوامل یاد شده فوق به جز سابقه بیماری با اتخاذ رفتارهای خودمدیریتی ارتباط معنی داری داشتند(001/0p<). مضاف بر این، هر بعد از این ابزار استاندارد با بیشتر متغیرهای فردی و عوامل مرتبط با بیماری ارتباط معنی دار داشتند(001/0p<).

نتیجه گیری: به نظر می رسد بتوان با اجرای مداخلات توانمندسازی مبتنی بر رفتارهای خودمدیریتی در سطوح فردی و اجتماعی در بیماریهای مزمن، در ارتقاء سلامت فردی و اجتماعی گامهای مثبتی در راستای اعتلاء سلامت جامعه برداشته شود.


شایسته شیرزادی، داود شجاعی زاده، محمدحسین تقدیسی، آغا فاطمه حسینی،
دوره 10، شماره 2 - ( 8-1391 )
چکیده

زمینه و هدف: بلوغ فرایند رشدی مهم و مرحله ای از زندگی می باشد. دختران نیازهای مراقبتی بهداشتی متعددی دارند و باید در مورد موضوعات خاص خودشان مورد توجه قرار گیرند. این پژوهش با هدف تعیین تاثیر آموزش بر اساس الگوی اعتقاد بهداشتی بر ارتقای بهداشت بلوغ جسمی دختران نوجوان ساکن مراکز شبانه روزی بهزیستی شهر تهران انجام شد.
روش کار: پژوهش حاضر یک مطالعه مداخله ای نیمه تجربی (یک گروهی) می باشد، این مطالعه روی دختران 19-12سال ساکن مراکز شبانه روزی بهزیستی شهر تهران انجام شد، همه افراد واجد شرایط(61 نفر) وارد مطالعه شدند. ابزارگردآوری اطلاعات پرسشنامه مبتنی برالگوی اعتقاد بهداشتی و چک لیست عملکرد جسمی دوران عادت ماهیانه بود که قبل و یک ماه پس از آموزش تکمیل گردید. مداخله ی آموزشی به مدت 3ماه انجام گرفت، اطلاعات حاصل جمع آوری و توسط نرم افزار SPSS16 با استفاده از آزمون آماری ویلکاکسون مقایسه شدند.
نتایج: بعد از مداخله آموزشی بین اجزای الگوی اعتقاد بهداشتی (منافع درک شده، موانع درک شده ، حساسیت و شدت درک شده) و عملکرد افراد درمقایسه با قبل از مداخله از لحاظ آماری تغیرات معنی داری وجود داشت(05/0p<).
نتیجه گیری:
مداخله آموزشی سبب بهبود ادراکات و عملکرد دختران گردید. لذا شایسته است از این الگو جهت برنامه ریزی آموزش مسائل دوران بلوغ بهره گرفته شود.
مهدی میرحیدری، صدیقه السادات طوافیان، علی منتظری، حمیرا فلاحی،
دوره 12، شماره 2 - ( 7-1393 )
چکیده

  زمینه و هدف: شایع­ترین راه انتقال HIV در جهان، تماس­های جنسی محافظت نشده با افراد آلوده است. این مطالعه با هدف تعیین تاثیر مداخله آموزشی بر اساس الگوی اعتقاد بهداشتی بر رفتارهای پرخطر جنسی در معتادان دارای سابقه اعتیاد استان قم آزمون شد.

  روش کار: مطالعه حاضر مطالعه نیمه تجربی شاهد دار، شامل 128 مرد شرکت کننده در گروه­های خودیاری استان قم در سال 1391 می­باشد که با روش نمونه­گیری در دسترس وارد مطالعه شدند. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه­ای محقق ساخته بود که روایی و پایایی آن تائید شد و قبل و 3 ماه بعد از مداخله آموزشی تکمیل شد. داده­ها با آزمون های آماری کای دو، کولموگرف-اسمیرنف، تی زوجی و ویلکاکسون با سطح معنی داری 05/0> p ، جهت تجزیه و تحلیل داده ها در نظر گرفته شد.

  نتایج: قبل از مداخله، دو گروه از نظر مشخصات دموگرافیک و میانگین نمرات سازه­های الگوی باور بهداشتی یکسان بودند(05/0< p ). نتایج مطالعه نشان داد بعد از مداخله میانگین نمرات سازه ­ های الگو ، در گروه آزمون نسبت به قبل از مداخله بطور معنی داری افزایش یافت (001/0> p ). ولی در گروه شاهد این اختلاف معنی دار نبود . میانگین نمرات قصد رفتاری استفاده از کاندوم در بعد از مداخله، تفاوت معنی دار ی را در گروه آزمون نسبت به قبل از آن داشت (001/0= p ). در حالی که در گروه شاهد این تفاوت معنی دار نبود (02/0= p ).

  نتیجه­گیری: مداخله آموزشی مبتنی بر الگوی اعتقاد بهداشتی می­تواند موجب افزایش شدت، حساسیت، منافع و خودکارآمدی درک شده و کاهش موانع درک شده افراد با سابقه مصرف مواد مخدر شده و نهایتاً قصد رفتار استفاده از کاندوم را در آنان ایجاد نماید


دادخدا صادقی تجدانو، آرزو فلاحی، بابک نعمت شهر بابکی،
دوره 14، شماره 2 - ( 6-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: فعالیت جسمی روشی کم هزینه و بدون عارضه جهت پیشگیری از بیماری پوکی استخوان است. هدف از مطالعه حاضر بررسی اثرات تعاملی سازه­های فواید، موانع، حساسیت و شدت درک شده بر خودکارآمدی رفتار ورزشی جهت پیشگیری از پوکی استخوان بر اساس الگوی اعتقاد بهداشتی در زنان کارمند شهر کرمانشاه بود.

روش کار: این مطالعه توصیفی-تحلیلی در سال 1394 بر روی 595 زن شاغل در سازمانهای دولتی و خصوصی شهر کرمانشاه  انجام شد. معیارهای ورود زنان شامل بازه سنی 30 سالگی تا قبل از یائسگی و نداشتن سابقه پوکی استخوان بود. ابزار جمع آوری داده­ها از طریق پرسشنامه­ای  شامل دو بخش متغیرهای جمعیت شناختی و  سوالات الگوی باور سلامت بود .اطلاعات وارد نرم افزار آماری SPSS و LISREL  شده و با آزمون­های آماری مناسب تجزیه و تحلیل گردید.

نتایج: تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که شدت درک شده و موانع درک شده  دارای اثرات مستقیم و غیر مستقیم بر خودکار آمدی رفتار ورزشی می­باشند. خودکارآمدی بالاترین ضریب همبستگی را با فواید درک شده داشت (319/0r=). همچنین موانع درک شده با شدت درک شده همبستگی معکوس معنی دار و فواید درک شده با شدت درک شده همبستگی مستقیم معنی دار داشت.

نتیجه­گیری: نتایج مطالعه نشان داد که زنان حساسیت و شدت درک شده بالایی نسبت به بیماری پوکی استخوان ندارند. میزان بالای موانع درک شده و خودکارآمدی پایین ضرورت اجرای برنامه های مداخله ای و افزایش رفتارهای پیشگیری کننده را نمایان می سازد.


افسانه بهروزپور، محسن شمس، معصومه موسوی، رحیم استوار، مصطفی ملکی،
دوره 14، شماره 3 - ( 9-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: خوددرمانی، به عنوان یک رفتار مخاطره آمیز سلامت شایع در ایران، باعث هزینه­های مادی و غیرمادی زیادی برای ایرانیان می­شود. این مطالعه با هدف تعیین وضعیت خود درمانی در زنان ساکن شهر یاسوج و عوامل مؤثر بر آن انجام شد.

روش کار: این مطالعه مقطعی بر روی ۱۹۲ نفر از زنان تحت پوشش مراکز بهداشتی درمانی شهری شهر یاسوج انجام شد و شرکت کنندگان با روش نمونه گیری تصادفی ساده از بین پرونده­های تحت پوشش هر مرکز انتخاب شدند. برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه استاندارد سازه های الگوی باورسلامت استفاده شد. داده ها با استفاده از نرم افزار آماریSPSS 16 تجزیه و تحلیل شدند.

نتایج: شایع ترین بیماری برای خود درمانی سرماخوردگی گزارش شد. داروهای سرماخوردگی از گروه داروهای بدون نیاز به نسخه پزشک و داروهای آنتی بیوتیک از گروه داروهای نیازمند نسخه پزشک، بیشترین مصرف جهت خود درمانی را داشتند. نتایج بررسی سازه­های الگوی باور سلامت نشان داد که سازه حساسیت درک شده با میانگین امتیاز 46/3 ± 63/17 اصلی ترین سازه مرتبط با خود درمانی در زنان بود.

نتیجه گیری: بعد از مشخص شدن علل خود درمانی و ارتباط آن با سازه­های الگوی باور سلامت، طراحی و اجرای برنامه­های آموزشی به منظور افزایش درک خطر مصرف خودسرانه دارو در بین اقشار مختلف جامعه به خصوص زنان ضروری به نظرمی­رسد.


الهام رشیدیان، غلامرضا گرمارودی، آرش رشیدیان، مهدی یاسری،
دوره 15، شماره 1 - ( 3-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: مصرف خودسرانه آنتی بیوتیک موجب شده که مقاومت به آنتی بیوتیک ها یکی از معضلات بهداشتی محسوب گردد. مطالعه حاضر با هدف تاثیر آموزش بر اساس مدل اعتقاد بهداشتی به منظور پیشگیری از مصرف خود سرانه آنتی بیوتیک ها در زنان مراجعه کننده به واحدهای بهداشتی درمانی مرکز بهداشت جنوب تهران انجام گرفت.

روش کار: این پژوهش یک مطالعه کارآزمایی شاهددار تصادفی بود که بر روی 396 نفر انجام شد. 10 مرکز با تخصیص تصادفی در گروه مداخله و کنترل قرار گرفتند. داده ها از طریق پرسشنامه جمع آوری شد. مداخلات آموزشی با برگزاری کلاس آموزشی، توزیع پمفلت، نصب تراکت و ارسال اس ام اس انجام گردید. آموزش بر اساس سازه های الگوی بهداشتی در خصوص عوارض مصرف خودسرانه آنتی بیوتیک انجام شد. قبل و پس از انجام مداخله، پرسشنامه تکمیل و داده ها آنالیز شدند. تمامی آنالیز ها توسط نرم افزار آمار SPSS و با آزمون های آماری مناسب انجام شد.

نتایج: آنالیزها نشان داد که مقایسه بین میانگین نمره اجزای الگوی اعتقاد بهداشتی(آگاهی، حساسیت درک شده، شدت درک شده، منافع درک شده، موانع درک شده) و عملکرد در دو گروه مداخله و شاهد در قبل و بعد از مداخله آموزشی اختلاف معنی­دار آماری وجود دارد)99/0<p)

نتیجه گیری: با توجه به افزایش آگاهی و کاهش عملکرد خود گزارش شده در گروه مداخله،  به نظر می رسد الگوی اعتقاد بهداشتی، الگوی مناسبی برای کاهش میزان مصرف خودسرانه آنتی بیوتیک ها می باشد.


آسیه مولایی فرد، محمدحسین حقیقی زاده، هاشم محمدیان،
دوره 16، شماره 1 - ( 3-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ غفلت از ارﺗﻘﺎی ﺳﻼﻣﺖ دانش آموزان بر آن ﺷﺪﻳﻢ ﺗﺎ ﺑﺎ اﻧﺠﺎم اﻳﻦ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺑﻪ ارزﻳﺎﺑﻲ پیش‌بینی کننده‌های سبک زندگی ارتقادهنده‌ی سلامت آنان از ﻃﺮﻳﻖ ﺗﺤﻠﻴﻞ ﻣﺴﻴﺮ ﺑـﺮ اﺳـﺎس الگوی اطلاعات، انگیزش و مهارت رفتاری بپردازیم.
روش کار: یک مطالعه مقطعی از نوع توصیفی - تحلیلی بر روی 400 نفر از دانش آموزان شهرستان اندیمشک صورت گرفت. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران به دست آمد. روش نمونه‌گیری، طبقه‌بندی تصادفی شده بود. در این مطالعه اطلاعات دﻣﻮﮔﺮاﻓﻴـکی، اﻃﻼﻋــﺎت ﻣﺮﺑــﻮط ﺑــﻪ سازه‌های الگوی اطلاعات، انگیزش و مهارت رفتاری و میزان پیروی دانش آموزان از سبک زندگی سالم در 4 حوزه‌ی تغذیه، فعالیت جسمانی، کنترل استرس و مسئولیت‌پذیری جمع‌آوری شدند. ﻫﻤﺒﺴﺘﮕﻲ ﺑﻴﻦ ﻛﻞ سازه‌ها با استفاده از نرم‌افزارهای آماری 23 SPSS ﻣـﻮرد تجزیه‌ و تحلیل ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺖ. سپس رواﺑﻂ ﺑﻴﻦ ﻣﺘﻐﻴﺮﻫـﺎ در ﻗﺎﻟﺐ ﺗﺤﻠﻴـﻞ مسیر توسط نرم‌افزار8/8   Lisrelسنجیده شد.
ﻧﺘﺎﻳﺞ: الگوی اطلاعات، انگیزش و مهارت رفتاری توانست، 71% از واریانس رفتار پیروی از سبک زندگی دانش آموزان را تبیین نماید. میانگین نمره سبک زندگی ارتقادهنده‌ سلامت در این مطالعه 41/60 به دست آمد. کلیه‌ سازه‌های الگو ارﺗﺒﺎط معنی‌داری ﺑﺎ سبک زندگی ﻧﻮﺟﻮانان داﺷﺘﻨﺪ. به‌طور کلی متغیرهای مهارت رفتاری  با 75%، انگیزش با 66% و دانش با 50% بیشترین نقش را بر روی سبک زندگی آنان داشتند.
نتیجه‌گیری: یافته‌های ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﻧﺸﺎن داد ﻛﻪ این الگو، ﻛﺎرﺑﺮد ﻣﻨﺎﺳﺒﻲ ﺑﺮای ﺗﺒﻴﻴﻦ و پیش‌بینی ﻛﻨﻨﺪﮔﻲ سبک زندگی سالم دانش آموزان داشت. براین اﺳﺎس، ﺑﻪ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﻳﺰان ﺳﻼﻣﺖ به‌کارگیری الگوی اطلاعات، انگیزش و مهارت رفتاری، به‌منظور ارﺗﻘﺎی سبک زندگی ﻧﻮﺟﻮانان در اﻳـﻦ ﺟﻤﻌﻴـﺖ ﭘﻴـﺸﻨﻬﺎد می‌شود.
 
نیره نمازی، امیر منصور علوی نائینی، فیروزه مصطفوی دارانی، زهرا برومندفر،
دوره 17، شماره 2 - ( 6-1398 )
چکیده

زمینه و هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین مراحل تغییر رفتار و فرآیندهای شناختی و رفتاری (الگوی فرانظری) در استفاده از تغذیه سالم در زنان میانسال دارای اضافه وزن انجام شد.
روش کار: پژوهش حاضر از نوع مطالعات توصیفی-تحلیلی است. نمونه پژوهش را 281 نفر از زنان میانسال با اضافه وزن مراجعه کننده به مراکز جامع سلامت شهر اصفهان تشکیل دادند. جمع آوری داده ها با پرسشگری و با استفاده از پرسشنامه ویژگی های فردی، مراحل تغییر رفتار و فرآیندهای شناختی و رفتاری و پرسشنامه بسامد خوراک 168 آیتمی انجام شده است و سپس اطلاعات وارد نرم افزارN4  و SPSS18  شد و با استفاده از آزمون های توصیفی و تحلیلی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
نتایج: 7/57% افراد در مرحله ی غیر فعال و 3/42% افراد در مرحله فعال قرار داشتند. تفاوت معنی داری با توجه به مراحل مختلف تغییر و استفاده از تمامی فرآیندهای تغییر رفتار وجود داشت (001/0p=) و آزمون تعقیبی بنفرونی صعودی بودن میزان استفاده از فرآیندهای شناختی و رفتاری را در طی مراحل تغییر رفتار در زمینه استفاده از تغذیه سالم نشان داد (001/0p<).
نتیجه گیری: اختلاف میانگین فرآیندهای تغییر در طی مراحل تغییر رفتار نشان از تاثیر این فرآیندها بر روی رفتار تغذیه ایی افراد است که توصیه می شود جهت تهیه آموزش برنامه های تغذیه ایی از مراحل و فرآیند های تغییر رفتار استفاده شود.
سجاد دری کفرانی، عاطفه ذوالفقارنسب، فاطمه ترابی،
دوره 17، شماره 2 - ( 6-1398 )
چکیده

زمینه و هدف: همگام با­ گسترش نظام­های سلامت، اهمیت مراقبت­های بهداشتی اولیه به­ عنوان اساس یک نظام سلامت کارآمد بیشتر نمایان شده و بهبود کیفیت خدمات ارائه شده در این ­سطح اهمیت بیشتری می­یابد. در این راستا پژوهش حاضر سعی دارد تا الگوهای مورد ­­استفاده جهت بهبود کیفیت مراقبت­های اولیه بهداشتی را گرد­آوری نماید.
روش کار: این پژوهش در قالب مرور ­سیستماتیک انجام شده است. جست ­و ­جوی پیشرفته در پایگاه­های اطلاعاتی                   Web of Science, Scopus, Embase, PubMed, Cochrane, SID, Magiran, IranDoc, Google Scholar و در فیلدهای عنوان، چکیده و واژه­های کلیدی انجام­شد. معیارهای ورود مطالعه عبارت بودند از: داشتن نگرش جامع، تمرکز بر روی خدمات اولیه بهداشتی، زبان انگلیسی یا فارسی، منتشر شده در فاصله سال های 2018-2006. ارزیابی کیفیت مطالعات با­ استفاده از چک ­لیست     Joanna Briggs Institute (JBI) انجام شد. دو پژوهشگر مستقل کار انتخاب مطالعات، استخراج داده­ها و ارزیابی کیفیت مطالعات را انجام دادند و موارد اختلاف توسط پژوهشگر سوم برطرف شد.
نتایج: پس از غربالگری و بررسی معیارهای ورود 10095 مطالعه یافت شد، نهایتا11 مطالعه وارد پژوهش شد. کیفیت 4 مطالعه متوسط ارزیابی شده و مابقی از کیفیت بالایی برخوردار بودند. 2 مورد از مطالعات الگوهایی را برای بهبود کیفیت مراقبت های بهداشتی اولیه سلامت ارائه داده، 3 مورد اثربخشی ابزارهای بهبود کیفیت را ارزیابی کرده و 5 مورد نیز چارچوب های مفهومی را ارائه کرده بودند.
نتیجه گیری: در مجموع 8 نوع سیستم برای ارزیابی و بهبود کیفیت خدمات بهداشتی اولیه استخراج شد. مطالعات انجام شده پیرامون­مراقبت­های اولیه بهداشتی در سطوح مختلف مراقبت­فردی، حرفه­ای، کاربردی و سیاست­گذاری ملی مورد استفاده قرار­گرفته­است و مدل­ها، ابزارها و چارچوب­های کاربردی را ارائه ­نموده که هریک با توجه به محدودیت­ها و امکانات ذکر ­شده می­تواند بصورت جداگانه و یا ترکیبی برای موقعیت­های مختلف مورد استفاده قرار گیرد و پیامدهای سلامت را بهبود بخشد.
مهدی خوشگو، مجتبی خادم الحسینی، رحمن پناهی، فرزاد شیدفر، پروین حسن زاده،
دوره 18، شماره 3 - ( 9-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: با توجه به اهمیت الگوی غذایی کودکان در نشاط و تندرستی جامعه آینده و نیز تاثیر افسردگی مادران در ایجاد اختلال در انجام وظایفی مانند تنظیم عادات و رفتارهای غذایی کودکان، این مطالعه با هدف تعیین ارتباط میان افسردگی مادر و الگوی غذایی کودکان طراحی و اجرا شد.
روش کار: در یک مطالعه توصیفی-تحلیلی از نوع مقطعی، 313 نفر از کودکان مشغول به تحصیل در دبستان های شهر تهران در نیمسال اول سال تحصیلی 98-97 از طریق نمونه­گیری خوشه­ای طبقه­بندی­شده انتخاب و مورد بررسی قرار گرفتند. داده‌ها با استفاده از پرسشنامه­های اطلاعات دموگرافیکی و زمینه­ای مربوط به مادر و کودک، پرسشنامه استاندارد بک جهت سنجش وضعیت افسردگی مادر و پرسشنامه بسامد خوراک  جهت بررسی الگوی غذایی کودکان، گردآوری شد. داده­ها پس از جمع­آوری وارد نرم­افزارهایSPSS 22  وStata 13   شده و ابتدا با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی، الگوهای غذایی غالب کودکان تعیین گردید. سپس با استفاده از آمارهای توصیفی، آزمون های من­ویتنی، کروسکال والیس و ضریب همبستگی پیرسون و اسپیرمن، مورد تحلیل قرار گرفتند.
نتایج: فراوانی افسردگی در بین مادران، 3/31% (98 نفر) بود. الگوی غذایی گیاهی میانگین امتیاز بیشتری را داشت و الگوی غذایی غالب در بین کودکان بود. طبق نتایج بین شاخص­های توده بدنی، قد کودک و دور کمر کودک با برخی از الگوهای غذایی همبستگی مستقیم و معنی دار وجود داشت (05/0>p). همچنین بین افسردگی مادران و الگوهای غذایی کودکان ارتباط معنی داری یافت نشد.
نتیجه­ گیری: بر اساس یافته‌های این پژوهش افسردگی مادران با الگوی غذایی کودکان ارتباط معنی‌دار ندارد. پیشنهاد میشود مطالعات مشابه با حجم نمونه بزرگتر اجرا گردد.
کبری شریفیان، محمدجعفر تارخ، سید علیرضا هاشمی گلپایگانی،
دوره 19، شماره 3 - ( 12-1400 )
چکیده

زمینه و هدف: یکی از فرآیندهای پیچیده در وزارت بهداشت فرآیند ثبت ملزومات دارویی است. اکنون فرآیند ثبت به صورت پراکنده در سامانه های مختلف انجام می شود و این موجب ارائه خدمات موازی، اتلاف زمان و ھزینه می شود. لذا ارائه یک سامانه یکپارچه در قالب سرویس ها موجب بهبود در ارائه خدمات می شود. هدف تحقیق حاضر شناسایی مجموعه فعالیت هایی است که بتوان آنها را به صورت یک سرویس یا خدمت در نظر گرفت تا توسط آنها سامانه یکپارچه را ایجاد نمود.
روش کار: این پژوهش کاربردی است. ابتدا فعالیت های ثبت 20 محصول مختلف گردآوری شد، سپس برای شناسایی سرویس ها یا خدمات سامانه یکپارچه ثبت ملزومات داروئی، ابتدا الگوریتم بهینه سازی چند هدفه گرگ خاکستری                                              Gray Wolf Algorithm  (GWO) پیشنهاد شد. سپس مقادیر پارامترهای الگوریتم با روش مدلسازی تحلیل نیازهای هدف محور Goal-Based Requirements Analysis Method (GBRAM)، استخراج و الگوریتم پیاده سازی شد. در ادامه بهترین سرویس ها با فرآیند تحلیل سلسله مراتبی Analysis Hierarchical Process (AHP) استخراج شد.
نتایج : با پیاده سازی الگوریتم پیشنهادی 7 سرویس استعلام کلاس محصول، ثبت مدارک، بررسی مدارک بر حسب  نوع مجوز و کلاس محصول، صدور مجوز، آزمایشگاه، مطالعات بالینی و سرویس پرداخت شناسایی شد. سپس این سرویس ها با دقت 3/97 مورد تایید کارشناسان وزارت بهداشت و درمان قرار گرفتند. چارچوب پیشنهادی ارائه شده برای ثبت ملزومات دارویی اثربخش است و می تواند تا  90% موجب سهولت فرآیند، 80% کاهش زمان فرآیند و 65% کاهش هزینه فرآیند شود.
نتیجه گیری: ایجاد سیستم یکپارچه به عنوان یکی از چالش های مهم وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی می باشد. این هدف زمانی محقق می شود که سرویس­ها یا خدمات را شناسایی و یک سامانه یکپارچه را با ترکیب این سرویس­ها ایجاد شود.
 
فرحناز محمدی شاهبلاغی، طاهره رمضانی، داریوش پناهی زاده، شعله هزاریان، رضا فدای وطن،
دوره 19، شماره 4 - ( 12-1400 )
چکیده

زمینه و هدف: ارائه خدمات سلامتی به سالمندان از جمله مسئولیت­های مهم ﻧﻈﺎﻡﻫﺎﻱ ﻣﺮﺍﻗﺒﺖ ﺑﻬﺪﺍﺷﺘﻲ هر کشوری است. سازمان تأمین اجتماعی در جهت بهبود ارائه خدمات سلامت به جمعیت سالمندان تحت پوشش خود، این پژوهش را با هدف طراحی، اجرا و ارزشیابی الگوی مراقبت سرپایی به سالمندان تحت پوشش سازمان تأمین اجتماعی استان تهران به اجرا در آورد.
روش کار: پژوهش حاضر از نوع ترکیبی متوالی-اکتشافی است. در این مطالعه، الگوی اولیه با استفاده از روش مرور یکپارچه و الگوی نهایی با اجرای تکنیک دلفی و بحث گروهی با متخصصان، تدوین و اعتباربخشی شد. سپس برنامه آموزشی برای تیم سلامت تدوین و اجرا شد. ارزیابی اثربخشی این برنامه آموزشی با پرسشنامه محقق­ساخته دانش و نگرش نسبت به اجرای الگوی تدوین­شده، با آزمون قبل و بعد انجام شد. در ادامه، الگوی تدوین­شده در درمانگاه­ خاندان حکیم اجرا شد. برای سنجش اثربخشی اجرای الگو، از تحلیل محتوای کیفیِ مصاحبه با سالمندان و تحلیل محتوای کیفیِ نظرات تیم سلامت استفاده شد.
نتایج: الگوی مراقبت سرپایی سالمندان دربرگیرنده فرآیند بالینی سازمان­یافته متشکل از 6 مرحله بود. میانگین سن اعضای تیم سلامت 11/15±7/45 سال بود. اختلاف میانگین نمرات کل رضایت تیم سلامت قبل و بعد از شرکت­ در برنامه آموزشی معنی­دار بود (05/0p≤). همچنین طبقات اصلی حاصل از مصاحبه با سالمندان شامل "ارزیابی عملکرد شناختی، خلق و خو و رفتار"، "ارزیابی جسمی"، "بها دادن به سلامت و شأن سالمند" و "رضایت سالمند و همراهان" بود. نتایج حاصل از تحلیل نظرات تیم سلامت، بیانگر رضایت آنها از اجرای الگو بود.
نتیجه­گیری: الگوی معرفی­شده، می­تواند موجب شناخت سریع مشکلات سلامتی و مداخله به­موقع در سالمندان شود. چرا که با اجرای آن، امکان پیشگیری در سطوح مختلف فراهم می‌شود و از بروز بیماری‌ها و عوارض آنها جلوگیری به عمل خواهد آمد. نتایج این مطالعه می‌تواند ارائه­کنندگان خدمات را در ارائه بهتر مراقبت و خدمات سلامت به سالمندان یاری نماید.
 
زهرا طاهری خرامه، طاهره رمضانی،
دوره 22، شماره 1 - ( 7-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: برنامه مراقبت‌های ادغام‌یافته و جامع سالمندیِ وزارت بهداشت، به منظور حفظ و ارتقاء سلامت سالمندان طراحی شده و در حال اجرا است. برای تعیین اینکه چگونه این برنامه نیاز به اصلاح یا بهبود فرایند دارد؛ یک ارزیابی جامع، ضروری به نظر می‌رسد. با وجود گذشت یک دهه از اجرای این برنامه، تاکنون پژوهشی در مورد ارزشیابی آن انجام نشده است؛ لذا این پژوهش با هدف ارزشیابی برنامه مراقبت‌های ادغام‌یافته و جامع سالمندیِ وزارت بهداشت مبتنی­بر الگوی CIPP (زمینه، درونداد، فرآیند و برونداد) در استان قم انجام شد.
روش کار: پژوهش حاضر از نوع توصیفی-تحلیلی مقطعی است. جامعه آماری، شامل کلیه کارکنان مراکز بهداشتی استان قم بود. ابزار گردآوری داده­ها، پرسشنامه دوبخشی شامل مشخصات دموگرافیک و پرسشنامه محقق­ساخته ارزشیابی برنامه جاری مراقبت سالمندان براساس چهار حیطه الگوی ارزشیابی CIPP بود. افراد دارای معیارهای ورود به مطالعه، به روش نمونه­گیری سرشماری وارد مطالعه شدند. پس از تکمیل پرسشنامه­ها، داده­ها توسط نرم­افزار SPSS 24  مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
نتایج: میانگین و انحراف معیار سن شرکت­­کنندگان 98/6±92/34 سال و 140 نفر (3/84 %) زن بودند. در حیطه زمینه، میانگین نمره گویه «نیاز گروه هدف به برنامه» 01/1±71/3 و «شناسایی پتانسیل‌های سایر سازمان‌های تأثیرگذار در اجرای برنامه» 99/0±21/2 بود. در حیطه درونداد، میانگین نمره گویه «مشخص شدن مخاطبان برنامه» 95/0±70/3 و «بودجه و اعتبار لازم برای برنامه» 95/0 ± 23/2 بود. در حیطه فرآیند، میانگین نمره گویه «ارزیابی برنامه توسط مسئولان و پرسنل مجری» 90/0±16/3 و «ثبت و نگهداری مشکلات پیش‌آمده در حین برنامه» 85/0±69/2 بود. در حیطه برونداد، میانگین نمره گویه «رضایت از علاقه به کار و تعهد و وجدان کاری» 81/0 ± 65/3 و «انجام مطالعه موردی در این زمینه» 01/1 ± 64/2 بود. در ارزشیابی کلی برنامه، میانگین نمره گویه «ضرورت برنامه» 89/0 ± 88/2 و «کیفیت ارائه برنامه» 80/0 ± 12/2 بود.
نتیجه­گیری: در پژوهش حاضر، ارزﺷﻴﺎﺑﻲ برنامه مراقبت­های ادغام­یافته و جامع سالمندی وزارت بهداشت با استفاده از الگوی CIPP، منجر به شناسایی ﻧﻘﺎط ﻗﻮت و ﺿﻌﻒ این برنامه با توجه به نقطه نظرات کارکنان مراکز بهداشتی استان قم گردید. بنابراین، سیاستگذاران و مسئولین امر می­توانند با استفاده از این یافته­ها، ﻣﻮﺟﺒﺎت ارﺗﻘﺎء هرچه بیشتر این برنامه را ﻓﺮاﻫﻢ آورند.
 
مهرنوش آهنگرانی، محمد جعفر تارخ،
دوره 22، شماره 1 - ( 7-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: در سال­های اخیر، یادگیری ماشین و الگوریتم­های تکاملی توجه پژوهشگران و متخصصین در حوزه­­های مختلف، به ویژه حوزه سلامت را به جنبه­های کاربردی آنها در پردازش مجموعه داده­های کلان برای ارائه بینش­های مفید به خود جلب کرده­اند. از طرف دیگر، تشخیص سریع و دقیق بیماری دیابت یکی از مهم‌ترین مسائل در پزشکی است و افزایش نرخ ابتلا به این بیماری برای جوامع جهانی نگرانی‌های بسیاری را به همراه داشته است. مطالعه حاضر با هدف ایجاد یک مدل تشخیصی مبتنی بر الگوریتم­های تکاملی و یادگیری ماشین جهت تشخیص بیماری دیابت انجام شد.
روش کار: این پژوهش یک چارچوب مبتنی بر تشخیص هوشمند بیماری دیابت را ارائه می­دهد. روش پیشنهادی شامل دو مرحله اصلی است: مرحله اول شامل رویکرد طبقه­بندی با استفاده از الگوریتم­های K-نزدیک­ترین همسایه و جنگل تصادفی است. مرحله دوم شامل رویکرد ترکیبی انتخاب ویژگی و طبقه­بندی به منظور بهبود نتایج مرحله اول است که در آن از الگوریتم­های بهینه­ساز گرگ خاکستری، بهینه­ساز نهنگ و بهینه­ساز ازدحام ذرات جهت انتخاب ویژگی استفاده شده است. در این تحقیق از مجموعه داده‌ دیابت هندی پیما استفاده شده است. تجزیه و تحلیل مقایسه­ای بین رویکردهای مختلف از طریق شاخص­های ارزیابی دقت، صحت و فراخوانی و امتیاز F1 انجام شده است.
نتایج: پس از مقایسه­ های تطبیقی بین مدل­های پیشنهادی، مدل جنگل تصادفی مبتنی بر بهینه­ساز گرگ خاکستری با صحت پیش­بینی 81/38%  به عنوان مدل نهایی انتخاب و معرفی شد.
نتیجه گیری: نتایج حاصل از این پژوهش نشان می­دهد که استفاده از الگوریتم­های تکاملی در کنار مدل­های یادگیری ماشینی، می­تواند کارایی و صحت تشخیص بیماری دیابت و عوارض ناشی از آن را در بیش­تر مواقع افزایش دهد.
 

صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه دانشکده بهداشت و انستیتو تحقیقات بهداشتی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb