جستجو در مقالات منتشر شده


7 نتیجه برای باکتری

سالاری محمدحسین*، شریفی محمدرضا، گلزاری سیدمحمد، صدرآبادی علی اصغر، کفیلیان محمدحسن،
دوره 4، شماره 1 - ( 1-1385 )
چکیده

زمینه و هدف: با توجه به افزایش جمعیت جهان نه فقط به تولید مواد غذایی زیادتری نیاز می باشد بلکه توجه ویژه به مفید بودن و بهداشت آن نیز ضرورت دارد. منظور از این مطالعه بررسی میزان آلودگی شیر و فرآورده های لبنی تولید شده در واحدهای صنعتی استان یزد به میکروب های زنده، هوازی مزوفیل (Total bacteria) کلی فرم، استافیلوکوک اورئوس، کپک و مخمر بوده است.

روش کار: در این مطالعه مجموعا 198 نمونه مختلف شامل شیر (%24.2)، ماست (%21.2)، خامه (%12.1)، پنیر (%18.2)، بستنی (%12.1) و پودرهای لبنی (%12.1) از کارخانجات استان یزد گردآوری و از نظر میکروب های کلی فرم، استافیلوکوک اورئوس، کپک و مخمر به روش کشت و انجام تست های بیوشیمیایی مورد شناسایی و شمارش قرار گرفته اند. سپس ضمن مقایسه نتایج با حد مجاز استاندارد با استفاده از برنامه SPSS و آزمون آماری ?2 اطلاعات به دست آمده تجزیه و تحلیل شده است.

نتایج: بر اساس نتایج این مطالعه از مجموع نمونه ها، 136 مورد (%68.7) مطلوب، 48 مورد (%24.2) قابل قبول و 14 مورد (%7.1) غیر قابل قبول بودند. حداکثر و حداقل سطح پذیرش مطلوب به ترتیب مربوط به شیر (%81.3) و پنیر (%36.1) می باشد. ضمنا نتایج تست آماری ?2 اختلاف معنی داری را بین میزان آلودگی و نوع فرآورده لبنی نشان داد p<0.005)، (df=5, ?2 =17.75.

نتیجه گیری: به نظر می رسد علی رغم کوشش هایی که در مورد پیشگیری از آلودگی مواد غذایی به عمل می آید هنوز این موضوع به عنوان تهدیدی برای سلامت مردم مطرح است.


کیارش قزوینی، معصومه ملک جعفریان، محمد آموزگار،
دوره 5، شماره 4 - ( 12-1386 )
چکیده

زمینه و هدف: عفونتهای سوختگی بعنوان یک عفونت بیمارستانی، عامل مهمی در مرگ و میر بیماران و ناتوانیهای بعد از سوختگی محسوب می شود. از آنجایی که اطلاع از باکتری های شایع ایجاد کننده عفونت و الگوی مقاومت آنها نقش مهمی در پیشگیری و درمان سریع عفونتهای سوختگی دارد این مطالعه به منظور بررسی عفونتهای زخم سوختگی در بخش سوختگی بیمارستان دانشگاهی امام رضا(ع) شهر مشهد و تعیین الگوی مقاومت باکتری های جداشده نسبت به آنتی بیوتیکها طراحی و اجرا گردید.
روش کار: در این بررسی از 126 بیمار بستری در بخش سوختگی بیمارستان دانشگاهی امام رضا (ع) تعداد 344 نمونه گرفته شد و پس از شناسایی گونه باکتریهای موجود در نمونه ها، حساسیت این باکتری ها در برابر 14 آنتی بیوتیک مورد استفاده در بخش سوختگی با استفاده از روش Agar diffusion مورد بررسی قرار گرفت .
نتایج: نتایج نشان می دهد که 7/27 % از نمونه های گرفته شده در اولین پانسمان استریل بودند و به تدریج با افزایش آلودگی در هفته سوم فقط 5 % زخم ها استریل بودند. در این مطالعه بیشترین آلودگی مربوط به باکتری پسودوموناس آئروژینوزا (7/31%) می باشد. دربین آنتی بیوتیکهای مورد بررسی بیشترین مقاومت در مقابل آموکسی سیلین دیده شد و بیشترین حساسیت نسبت به سیپروفلوکساسین و ایمی پنم مشاهده شد.
نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نشان می دهد که بخصوص در مورد باسیلهای گرم منفی و استافیلوکوکوس اورئوس احتمال آلودگی بالایی وجود دارد که بکارگیری روشهای جدی پیشگیری از عفونت را ضرورتی انکار ناپذیر می نماید و در همین راستا برای درمان این عفونتها نیز بایستی در انتخاب داروی مناسب، آنتی بیوتیکهایی از قبیل سیپروفلوکساسین و ایمی پنم مدنظر باشد.
فرشید کفیل زاده، صدیقه ابوالاحرار، محمد کارگر، مریم قدسی،
دوره 8، شماره 1 - ( 3-1389 )
چکیده

زمینه و هدف: افزایش فعالیت های صنعتی و کشاورزی همراه با افزایش جمعیت موجب گسترش طیف وسیعی از آلاینده ها در محیط زیست و پیکر انسان و سایر جانداران گردیده است. کادمیم به عنوان یک فلز سنگین و سمی از راه­های متعددی به چرخه­های زیستی وارد و موجب بیماری های گوناگون در جانداران وانسان می گردد. تعیین مقدار کادمیم و عوامل فیزیکی -شیمیایی و زیستی در نمونه های آب و رسوب و سه مرحله غربال گری شامل بررسی ارتباط سمیت زایی این فلز با شمارش باکتری های قابل کشت در نمونه ها و هم چنین تعیین دامنه مقاومت این باکتری های بومی از طریق  MIC, MBCدر پژوهش حاضر مد نظر بوده است.

روش کار: به دلیل سابقه آلودگی در مسیر رودخانه ی کر، پنج ایستگاه به ترتیب خروجی سد درودزن، پل پتروشیمی، پل خان، پل دوشاخ و ورودی دریاچه بختگان انتخاب گردیدند. براساس روش استاندارد متد، نمونه های آب و رسوب در دو گروه تهیه و بررسی شدند. گروه اول از نظر اندازه گیری مقدار کادمیم توسط اسپکترومتر جذب اتمی و عوامل فیزیکی - شیمیایی و زیستی و گروه دوم به منظور جداسازی و شناسایی باکتری های مقاوم/متحمل به کادمیم و تعیین طیف مقاومت. با تهیه کشت های خالص و اختصاصی، هر باکتری شناسایی و باکتری های منتخب با بکار گیری غلظت های کادمیم ارزیابی گردیدند.

نتایج: آلودگی به کادمیم در ایستگاه های دو و سه به طور معنی داری بیش از سایر ایستگاه ها بود(001/0 (p< ) هم چنین میزان این فلز در رسوبات تمام ایستگاه ها بیش از آب بوده (001/0 (p<و نسبت به استانداردهای موجود قابل توجه بوده است. کاهش نسبت BOD/COD در دو ایستگاه آخروافزایش فسفات درچهار ایستگاه آخرمشاهده شد. درمقایسه با گروه شاهد، شمارش باکتری ها در حضور یک میلی مولار کادمیم به صورت معنی دارکاهش یافت (001/0 (p<. حداکثر مقاومت به کادمیم درETs P.aeruginosaو  Bacillus ABs  مشاهده شد که MIC آن ها به ترتیب شش و چهار وMBC به ترتیب هفت و پنج میلی مولاربه دست آمد. شمارش باکتری های قابل کشت و مقاوم به کادمیم در ایستگاه سه وپنج بیش ازسایرایستگاه ها می باشد(001/0 (p<. مقاوم ترین باکتری ها گرم منفی بوده و ازرسوبات شناسایی شدند.

نتیجه گیری: آلودگی به کادمیم خصوصآ در ایستگاه های دو و سه مربوط به فعالیت های انسانی می باشد. هم چنین علیرغم حساس بودن بسیاری از باکتری های این تحقیق به کادمیم، برخی از آن ها طیفی از مقاومت- تحمل را از خود نشان دادند. یافته های تحقیق حاضر نشان می دهد که برخلاف آب که محیطی ناپایداراست، رسوب شرایط مناسبی را برای تشکیل زیست لایه (بیوفیلم) باکتریایی و مقابله با استرس کادمیم فراهم می نماید اگرچه این  مساله مورد اتفاق نظر  پژوهشگران نمی باشد. مقاوم ترین باکتری ها از آلوده ترین ایستگاه ها شناسایی شدند این  مساله می تواند به القاء بیان ژن های مقاومت در حضور کادمیم مرتبط باشد. با توجه به مشکلات ناشی از تخلیه پساب ها به رودخانه، این باکتری های مقاوم برای کاربری در صافی های زیستی و اصلاح زیستی فاضلاب ها حایز اهمیت می باشند.


محمد مسافری، محمد شاکر خطیبی، اکرم مهری بادلو،
دوره 8، شماره 4 - ( 12-1389 )
چکیده

زمینه و هدف: امروزه باکتری‌های هتروتروف به‌صورت شاخص شمارش بشقابی هتروتروف (HPC) به‌عنوان مکمل شاخص کلیفرم در کنترل کیفی آب مورد توجه قرار گرفته است. سازمان حفاظت محیط زیست آمریکا حداکثر مجاز تعداد باکتری‌های هتروتروف را در شبکه‌های توزیع cfu/mL 500 تعیین کرده است. نظر به اینکه تعیین باکتری‌های هتروتروف در آب آشامیدنی شهر تبریز جزء آزمایش‌های معمول نبوده و اطلاعات منتشر شده‌ای در این زمینه وجود ندارد لذا در این مطالعه، شاخص HPC در آب آشامیدنی شهر تبریز مورد بررسی قرار گرفته و مقادیر آن تعیین شده است.

روش کار: 50 نمونه آب از مناطق مختلف شهر تبریز، به‌گونه‌ای تهیه شد که کل شهر را پوشش دهد. نمونه‌ها  به‌صورت تصادفی و تحت شرایط استاندارد تهیه و از نظر شاخص HPC، کلیفرم، کلر باقی‌مانده، کدورت، دما و pH  مورد آزمایش قرار گرفتند. برای کشت باکتری‌های هتروتروف، از محیط‌های کشت R2A و نوترینت آگار استفاده شده و آزمایش HPC به‌روش پخش بشقابی انجام گرفت. آنالیز آماری نتایج بدست‌آمده، از طریق آزمون‌های آماری رگرسیون و  test  Tصورت گرفت.

نتایج: در 50% نمونه‌های برداشته شده از مناطق مختلف شهر، باکتری‌های هتروتروف مشاهده گردید. بر اساس نتایج شمارش باکتری، تعداد باکتری‌های هتروتروف در شش منطقه بالای cfu/mL  500 گزارش شد. نتایج نشان داد که شاخص HPC در شبکه آب شهر تبریز بر اساس محیط نوترینت آگار برابر cfu/mL 340 ± 184 و بر اساس محیط  R2Aبرابر cfu/mL 315 ± 154 بوده ضمن اینکه، در محیط کشت نوترینت آگار رشد بهتری مشاهده شد. بر اساس نتایج آنالیز آماری، ارتباط معنی‌داری بینHPC  و کلر باقی‌مانده در هر دو محیط کشت وجود داشت (برای نوترینت آگار 05/0 p < و 347/0- =  R، برای R2A، 05/0 p < و 312/0-=  R). همچنین، بین دو شاخص HPC  و pH ، ارتباط معنی‌داری وجود داشت طوری‌که، با افزایش pH  ، HPC نیز افزایش می‌یافت (01/0 p <). در نهایت، رابطه بین نتایج HPC  در دو محیط نوترینت آگار و R2A  کاملا معنی‌دار بود (01/0 p <؛ 95/0= R).

نتیجه‌گیری: حضور باکتری‌های هتروتروف در 50% از نمونه‌های مورد مطالعه نشان‌دهنده آن است که این باکتری‌ها در مناطق مختلف شبکه آب آشامیدنی شهر تبریز حضور دارند لذا، پایش 6 ماهه یا حداقل یک ساله شاخص HPC در کنار باکتری‌های کلیفرم و مقایسه نتایج پایش دوره‌های زمانی مختلف می‌تواند به شناسایی وضعیت شبکه توزیع آب و اصلاح وضعیت مناطق مشکل‌دار و اطمینان بیشتر از کیفیت آب آشامیدنی کمک نماید.


سوان آوادیس یانس، مجتبی صلوتی، محمد مهدی سلطان دلال، روناک بختیاری،
دوره 10، شماره 1 - ( 4-1391 )
چکیده

زمینه و هدف: نانوذرات آهن کاربرد وسیعی در علم پزشکی به خصوص در ساخت شناسه گرهای زیستی فلورسانس، درمان تومورهای سرطانی به روش Hyperthermi، عامل کنتراست در تصویر برداری M‏RI دارند. روش‌های تولید فیزیکی و شیمیایی این نانوذرات، همراه با آلودگی‌های زیست محیطی هستند. در این میان، باکتری‌ قادر به سنتز مقدار قابل توجهی نانوذرات آهن هستند، طوری که کاملا مطابق با اصول شیمی سبز می باشد. هدف از این تحقیق، جداسازی باکتری های مگنتوتاکتیک تولید کننده نانوذرات آهن از خاک معدن آهن ارجین استان زنجان می باشد.

روش کار: از خاک معدن، رقت متوالی تهیه شد و روی محیط کشت جامد ترکیبی که مخصوص جداسازی باکتری های مگنتوتاکتیک بود تلقیح شد و بعد از یک هفته گرماگذاری در 30 درجه سانتی گراد از کلنی ها برداشت شد و به محیط مایع مخصوص منتقل شد و بعد از 3 هفته گرماگذاری، با رنگ آمیزی گرم و کریستالوگرافی اشعه ایکس (XRD) و میکروسکوپ الکترونی SEM مورد مطالعه قرار گرفت.

نتایج: آنالیز گراف XRD وجود نانوذرات آهن و عکس‌های میکروسکوپ الکترونی SEM شکل باکتری ها و تجمعات خارج سلولی نانوذرات آهن تولیدی توسط باکتری‌ها را اثبات کرد.

نتیجه گیری: باکتری های جدا شده از معدن آهن ارجین زنجان قادر به تولید نانوذرات آهن هستند.


اسماعیل فتاحی، ناصر استوار، حامی کابوسی،
دوره 15، شماره 1 - ( 3-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: کلروپیریفوس یک سم ارگانوفسفره است که در کشاورزی برای مبارزه با آفات مورد استفاده قرار می گیرد. کلروپیریفوس سمی نسبتا پایدار و یک آلاینده محیطی است و اثرات مخربی بر سلامت انسان می گذارد. لذا این مطالعه به منظور جداسازی و شناسایی باکتری های تجزیه کننده کلروپیریفوس در خاک انجام شد.

روش کار: در این مطالعه آزمایشگاهی، از خاک مزارع برنج با سابقه آلودگی سم نمونه برداری شد. سپس برای جداسازی باکتری های تجزیه کننده سم از محیط کشت حداقل نمکی(Msb) حاوی 100 میلی گرم بر لیتر کلروپیریفوس به عنوان منبع کربن و انرژی استفاده شد. کلنی ها با رنگ آمیزی گرم، و آزمایش های بیوشیمیایی و با روش PCR، تعیین توالی و شناسایی گردیدند.

نتایج: در این مطالعه 4 سویه باکتریایی تجزیه کننده سم کلروپیریفوس در خاک جداسازی شدند. این 4 سویه شامل Bacillus licheniformis strain IARI-M-12، strain MS42 Bacillus pumilus ، Bacillus cereus strain ESB15  و strain SJ113 Delftia tsuruhatensis بودند. در ادامه اثر دما و pH بررسی شد. باکتری های باسیلوس جدا شده در دمای 35 درجه و pH 7 بیشترین رشد را در محیط کشت Msb حاوی سم کلروپیریفوس نشان دادند.

نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان می دهد که باکتری های موجود در خاک مزارع قادر به تجزیه سم آلی کلروپیریفوس هستند. لذا استفاده از این باکتری ها می تواند مشکلات زیست محیطی ناشی از سم کلروپیریفوس را در اکوسیستم کاهش دهد.


مهدی احمدی، فرزاد امیری، زهرا نقیبی فر، محمد مهدی منصوری، آرمین نقی پور،
دوره 23، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: مصرف بی‌رویه آنتی‌بیوتیک‌ها منجر به افزایش مقاومت دارویی باکتری‌ها در بیماران مبتلا به زخم پای دیابتی می‌شود. بنابراین استفاده از ترکیبات طبیعی بعنوان مکمل داروهای شیمیایی می­تواند در مدیریت عفونت زخمهای دیابتی موثر باشد. هدف این مطالعه تعیین اثربخشی مرهم ساریژ (ترکیبات طبیعی) بر  بهبود زخم پای دیابتی دچار عفونت بود.
روش‌کار: مطالعه ­ی حاضر بصورت کارآزمایی بالینی تصادفی تک‌مرکزی بر بیماران مبتلا به زخم پای دیابتی بستری در بخش عفونی بیمارستان امام رضا (ع)-کرمانشاه انجام شد. برای تمامی بیماران نمونه کشت میکروبی به روش Punch برای زخم آن­ها انجام شد. نمونه‌گیری به‌روش در دسترس و تخصیص آن‌ها به دو گروه به‎صورت تصادفی انجام شد. برای گروه کنترل رژیم آنتی­بیوتیکی سیستمیک و پانسمان با دارونما انجام شد. در گروه مداخله علاوه بر آنتی­بیوتیک سیستمیک از ترکیبات گیاهی ساریژ بعنوان مکمل استفاده شد.
نتایج: در این مطالعه 30 نفر با میانگین سنی 15/6±93/58 سال مورد بررسی قرار گرفت. مدت بستری بیماران در بیمارستان در گروه کنترل 06/3 ± 40/17 روز و در گروه مداخله 52/3±87/16 روز بود. هم‌چنین مدت بهبودی بیماران در گروه کنترل 17/4±87/34 روز و در گروه مداخله 06/2 ± 40/27 روز بود. مرهم ساریژ بر مدت زمان بهبودی زخم پای دیابتی بیماران تاثیرگذار بود (001/0=p). نتیجه‌ی کشت باکتری­ها پس از ترخیص منفی شد. عوارض قرمزی، ترشح و احساس درد در ناحیه زخم در دو گروه یکسان بود.
نتیجه ­گیری: براساس نتایج مطالعه مرهم ساریژ می‌تواند به عنوان مکمل در کنار درمان‌های استاندارد برای کاهش زمان درمان و بهبود زخم ناشی از دیابت استفاده شود.
 

صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه دانشکده بهداشت و انستیتو تحقیقات بهداشتی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb