16 نتیجه برای تغذیه
اکبر فتوحی، شاهرخ ایزدی، مهشید ناصحی، کورش هلاکویی نائینی، سیدرضا مجدزاده،
دوره 1، شماره 3 - ( 3-1382 )
چکیده
سوء تغذیه و اختلال رشد شاخص گویایی از وضعیت بهداشتی جامعه است و براساس مطالعه ای که بر روی شاخص های تن سنجی کودکان زیر پنج سال ایرانی انجام شده است، از این لحاظ استان هرمزگان از ضعیفترین استان های کشور است، بطوری که 23.8% کودکان زیر پنج سال این استان دچار کم وزنی متوسط و شدید هستند. مطالعه حاضر با روش مورد شاهدی به بررسی علل سوء تغذیه در کودکان 6 تا 30 ماهه مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی شهرستان بندرعباس پرداخته است. در این مطالعه 158 کودک (مورد) با شاخص وزن برای سن زیر 1- انحراف معیار از میانگین استاندارد NCHS/WHO و 258 کودک (شاهد) دارای شاخص وزن برای سن بالای 1- انحراف معیار، مورد بررسی قرار گرفته اند. هیچ فاکتوری بین دو گروه یکسان نشده است، با این حال توزیع جنسی دو گروه به هم شبیه بوده و تنها سن گروه مورد، بطور متوسط 2.62 ماه بیشتر از گروه شاهد بوده است (P=0.000). از بین فاکتورهای مورد بررسی، سنوات تحصیلی مادر و پدر رابطه معنی داری با اختلال رشد کودکان نشان داده است (P=0.005)، بطوری که در گروه مورد، متوسط تحصیلات مادر و پدر پایین تر از گروه شاهد بود. وضعیت اشتغال مادر در دو گروه شبیه هم بوده است، درحالی که وضعیت اشتغال پدر در دو گروه که بعنوان شاخصی از وضعیت اقتصادی اجتماعی آنها است متفاوت بوده است (P=0.083). در این مطالعه بین بعد خانوار، رتبه تولد کودک، فاصله سنی کودک مورد مطالعه از کودک قبلی، سن شروع تغذیه کمکی، نوع تغذیه کمکی، سابقه واکسیناسیون، سابقه مصرف سیگار توسط پدر و مادر و سابقه استفاده از مهدکودک با سوء تغذیه ارتباطی مشاهده نشده، اما گروه مورد بطور متوسط 1.7 بار بیشتر از گروه شاهد سابقه بیماری اخیر داشته است (CI95%: 1.07-2.57 و OF=1.66). دفعات توزین ثبت شده کودکان در کارت رشد آنان در 6 ماه گذشته، در دو گروه مقایسه شد و بعد از حذف اثر سن، میانگین دفعات توزین در کودکان گروه مورد 0.64 بار کمتر از کودکان شاهد بوده است (P=0.000). این امر بیانگر پایش ضعیفتر کودکان دچار سوء تغذیه می باشد. در تفسیر نتایج این مطالعه باید طیف محدود سنی مطالعه شده (6 تا 30 ماه) که عمدتا در دوران شیرخوارگی می باشد مورد توجه قرار گیرد. در مجموع تحصیلات و شغل پدر و مادر به عنوان شاخصی از وضعیت اقتصادی اجتماعی، وجود سابقه بیماری های اخیر در کودک و پایش وضعیت رشد کودک رابطه معنی داری با اختلال رشد کودکان مورد مطالعه داشته است که این نتایج دلالت بر اهمیت عوامل غیر تغذیه ای در مبارزه با سوء تغذیه کودکان دارد.
امیرمنصور علوی نائینی، ابوالقاسم جزایری، کیخسرو کیقبادی، سیدمجید هاشمی، یداله نیکیان،
دوره 1، شماره 3 - ( 3-1382 )
چکیده
این مطالعه با هدف بررسی و مقایسه وضع تغذیه دختران دانش آموز 10 ساله و تعیین برخی عوامل موثر بر آن در مدارس ناحیه 1 و 2 شهر کرمان انجام گرفت. در هر ناحیه آموزش و پرورش تعداد 294 نفر و در کل 588 نفر دختر دانش آموز 10 ساله در سال چهارم ابتدایی بطور تصادفی انتخاب شدند. با احتمال ریزش 35% از نمونه ها تعداد کل به 905 نفر ارتقاء یافت. با مراجعه تیم بررسی به مدرسه محل تحصیل و با روش نمونه گیری خوشه ای طبقه بندی شده منظم، حجم نمونه در هر مدرسه تعیین شد. بررسی های تن سنجی (شامل قد و وزن) نمونه گیری مدفوع (برای آزمایش انگل) و تکمیل پرسشنامه ویژگی های اقتصادی، اجتماعی آنان توسط مصاحبه با مادر و همچنین در یک پنجم نمونه ها، نمونه گیری خون (برای آزمایش، Hb و Hct) انجام گرفت. وضع تغذیه براساس نماگرهای وزن برای سن، قد برای سن و نمایه توده بدن سنجیده شده و با داده های استاندارد منحنی های مرکز ملی آمارهای بهداشتی (NCHS) مقایسه گردید. مرز کم خونی براساس Hb زیر 11g/dl یا Hct زیر 33% مشخص شده است. یافته ها نشان داد که در ناحیه یک و دو بترتیب، 4.3% و 5.8% مبتلا به کم خونی و 15% و 13% مبتلا به انواع انگل های روده ای بودند که افراد دو ناحیه از لحاظ ابتلا به انگل و کم خونی تفاوت معنی داری نداشتند. میانگین هموگلوبین ناحیه یک و دو بترتیب، 13.64 و 13.05 گرم بر دسی لیتر و میانگین هماتوکریت 4% و 37.8% که در ناحیه یک، هردو متغیر بطور معنی داری بیشتر از ناحیه دو بدست آمد. میانگین وزن، قد و BMI افراد در ناحیه یک و دو بطور معنی داری از میانگین استانداردهای مربوطه کمتر و میانگین وزن در ناحیه یک از ناحیه دو بطور معنی داری کمتر بود. بررسی های تن سنجی براساس طبقه بندی صدک برحسب وضعیت وزن برای سن نشان داد که در ناحیه یک، 13.1% و در ناحیه دو 12.4% از سوء تغذیه شدید رنج می برند و براساس امتیاز Z، در ناحیه یک و دو بترتیب، 8.6% و 9% افراد دچار سوء تغذیه شدید و 1.3% و 1.8% مبتلا به چاقی بودند. در نماگر قد برای سن، براساس طبقه بندی صدک 14.4% در ناحیه یک و 15.3% در ناحیه دو از سوء تغذیه شدید رنج می برند درحالی که براساس امتیاز Z، در ناحیه یک 11.9% و در ناحیه دو، 11.7% مبتلا به سوء تغذیه شدید می باشند. براساس نمایه BMI با ملاک صدک در ناحیه یک و دو بترتیب، 21.3% و 21.6% از سوء تغذیه شدید رنج می برند که در موارد بالا آزمون آماری X² تفاوت معنی داری را بین درصدهای دو ناحیه نشان نداد. در مجموع، نتایج نشان می دهد که 1) در ناحیه یک وابستگی بین ابتلا به انگل در سال قبل با قد برای سن و BMI و همچنین بین سن مادر با وضع قد برای سن ارتباط معنی دار دیده می شود 2) و در ناحیه دو، بین شغل و سواد مادر و درآمد خانوار با وزن برای سن و نیز بین درآمد خانوار، هزینه خوراک از درآمد، وضع ابتلا به انگل درحال حاضر با وضع قد برای سن و بین ناهنجاری موثر بر دریافت غذا با وضع BMI ارتباط معنی دار دیده می شود. نتیجه اینکه وضع متغیرهای اقتصادی، اجتماعی و ابتلا به انگل در هردو ناحیه نامساعد بوده و مشکل سوء تغذیه حال، گذشته و حال و گذشته به صورت شدید در درصدهای بالا دیده می شود که چشم انداز نامطلوبی را برای مادران آینده به تصویر می کشد.
محبوبه تسلیمی طالقانی، سیدابوالقاسم جزایری، سیدعلی کشاورز، هاله صدرزاده یگانه، عباس رحیمی،
دوره 2، شماره 4 - ( 4-1383 )
چکیده
بسیاری از بررسی ها و مطالعات نشان می دهند که آگاهی و عملکرد تغذیه ای دختران نوجوان ناکافی است. مطالعات اندکی در زمینه تاثیر آموزش تغذیه بر آگاهی، نگرش و عملکرد این گروه آسیب پذیر انجام گرفته است. با این وجود، کارایی روش های مختلف در این مطالعات مقایسه نشده است. مطالعه حاضر با هدف مقایسه تاثیر دو روش آموزش تغذیه (جزوه آموزشی و بحث گروهی) بر آگاهی، نگرش و عملکرد تغذیه ای دانش آموزان دختر سال اول راهنمایی منطقه 8 آموزش و پرورش شهر تهران در سال تحصیلی 83-1382 انجام گرفت. در این مطالعه، 300 نفر دانش آموز به شکل سه گروه 100 نفری (آموزش از راه جزوه، آموزش از راه بحث گروهی و کنترل) از 11 مدرسه به طور تصادفی ساده انتخاب شدند. با استفاده از آزمون اولیه و ثانویه، قبل و چهار هفته بعد از اجرای آموزش که از طریق تکمیل سه پرسشنامه آگاهی، نگرش و عملکرد صورت گرفت، اطلاعات جمع آوری شد. آموزش بصورت ارائه جزوه و جلسات بحث گروهی طی 4 جلسه یک ساعت و نیمه در دو گروه اجرا و به گروه کنترل نیز آموزشی داده نشد. نتایج بررسی نشان داد، قبل از اجرای آموزش، سطح نمرات آگاهی، نگرش و عملکرد در سه گروه، تفاوت آماری معنی داری با یکدیگر نداشت. پس از اجرای آموزش، سطح نمرات آگاهی، نگرش و عملکرد در دو گروه تحت آموزش نسبت به قبل از آن دارای ارتقای معنی دار بود (P<0.001). میزان افزایش ایجاد شده در نمرات آگاهی و نگرش در بین گروه ها با یکدیگر دارای تفاوت آماری معنی دار بود (P<0.001) و افزایش در سطح نمرات عملکرد در بین گروه ها با یکدیگر تفاوت قابل ملاحظه ای نداشت (P=0.900) و بطورکلی مشخص گردید که هر دو روش جزوه و بحث گروهی، موجب افزایش سطح نمرات آگاهی و نگرش در گروه های تحت آموزش نسبت به قبل و نسبت به گروه کنترل و افزایش سطح عملکرد در گروه های تحت آموزش نسبت به قبل از اجرای آموزش گردید و روش بحث گروهی بدلیل مشارکت بیشتر دانش آموزان نسبت به روش جزوه آموزشی اثربخشی بیشتری در ارتقای سطح آگاهی داشت.
مریم شکوهی، سیدعلی کشاورز، سیدرضا مجدزاده، فریدون سیاسی،
دوره 5، شماره 4 - ( 12-1386 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان پستان شایعترین سرطان در زنان میباشد. میزان بروز آن دائم در حال افزایش است و با وجود پیشرفت در روشهای درمانی مرگ و میر ناشی از آن هنوز هم بالاست.
روش کار: در این مطالعه موردی - شاهدی 110 بیمارمبتلا به سرطان پستان(بین20 تا 60 سال)با 110 شاهدی که از نظر سن و جنس با هم همسان شده بودند مورد مقایسه قرار گرفتند.موردها زنانی بودند که حداکثر یکسال از تشخیص سرطان پستانشان می گذشت و گروه کنترل زنانی بودند که هیچ سابقه ای از سرطان، بیماریهای زنان، هورمونی یا گوارشی نداشتند. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه های عمومی وپرسشنامه تکرر غذای(FFQ) نیمه کمی استفاده شد. نسبت برتری(Odds Ratio) محاسبه گردید و روشهای آماری رگرسیون لجستیک و منتل - هنزل مورد استفاده قرار گرفتند.
نتایج: نسبت برتری (با 95 درصد فاصله اطمینان)برای چربی تام، اسیدهای چرب اشباع، اسیدهای چرب با یک پیوند دوگانه، اسیدهای چرب با چند پیوند دوگانه، کلسترول، پروتئین و کربوهیدرات به ترتیب 97/1(67/3-062/1)، 19/1(14/2-64/0)، 2/2(13/4-17/1)، 11/4(65/7-2/2)، 45/0(83/0-25/0)، 87/0(89/1-4/0)و91/0(87/1-44/0)بود.
نتیجه گیری: سالها طول می کشد تا عوامل رژیمی که در سبب شناسی سرطان پستان دخالت دارند نتایج بیماریزا را بر روی بافتها به جا بگذارند با وجود این، تکرر مصرف چربی در طول یکسال گذشته روش خوبی برای محاسبهعادات غذایی فرد می باشد .مطالعه حاضر نشان می دهد که چربی تام دریافتی و انواع چربی دریافتی با سرطان پستان ارتباط دارند، چنانچه چربی تام (Total fat)، اسیدهای چرب غیر اشباع با یک پیوند دوگانه (MUFA)، اسیدهای چرب غیر اشباع با چند پیوند دوگانه (PUFA) ، حتی پس از تطبیق انرژی ارتباط مثبت و معنی داری را با سرطان پستان نشان دادند. در حالیکه کلسترول ارتباط معکوس معنی داری را با سرطان پستان نشان داد.
کورش امینی، سید یوسف مجتهدی، مهدی موسائی فرد،
دوره 7، شماره 2 - ( 7-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: نوجوانی، دوره انتقال از کودکی به بزرگسالی و زمان شکلگیری بلوغ است، این دوره یکی از سریعترین دورههای رشد محسوب میگردد. در نوجوانی تغییرات جسمی ایجاد شده نیازهای تغذیهای را تحت تاثیر قرار میدهد، و این در حالی است که تغییر در سبک زندگی فرد در نوجوانی میتواند عادات و انتخابهای تغذیهای او را تحت تاثیر قرار دهد. بنابر این تغذیه سالم در این دوران برای حمایت از رشد و تکامل و پیشگیری از مشکلات احتمالی آتی، دارای اهمیت بسیار است. از طرف دیگر در ایران نیز متاسفانه هم اکنون نوعی روند رو به تزاید در شیوع چاقی، کم خونی و بیماریهای مزمن مرتبط با تغذیه و عادات غذایی بوجود آمده است. لذا با توجه به اینکه در استان زنجان مطالعهای در این خصوص صورت نگرفته بود، مطالعه حاضر به منظور توصیف مصرف چهار گروه اصلی غذایی (سبزیجات، میوه ، فرآوردههای لبنی وگوشت) توسط دانش آموزان دبیرستانی استان زنجان صورت گرفت.
روش کار: مطالعه توصیفی- مقطعی حاضر روی 1500 دانش آموز دبیرستانی استان زنجان که به شکل تصادفی خوشهای انتخاب شده بودند در سال1384 انجام و در آن الگوهای مصرف مواد غذایی در طول یک هفته منتهی به پژوهش مورد بررسی قرار گرفت.
نتایج: براساس یافتههای پژوهش بیش از 16 درصد دانشآموزان در طول یک هفته منتهی به بررسی میوه و 8/6 درصد آنها از سبزیجات مصرف نکرده وبیش از10 درصدآنان گزارش کرده بودند که از گوشت و فرآوردههای گوشتی استفاده ننمودهاند. حدود 95 درصد نمونهها بیان داشتند که حداقل روزی یکبار از شیر و فرآوردههای آن استفاده نمودهاند و تنها 7/8 درصد آنها از میوهجات و 27 درصد آنها از سبزیجات حداقل 3 بار در روز مصرف داشتهاند. در ضمن در این مطالعه، عوامل تعیین کننده و مرتبط با الگوی مصرف مواد غذایی مذکور نیز مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
نتیجهگیری: تعداد قابل توجهی از نوجوانان استان زنجان از گروههای مختلف مواد غذایی کمتر از حد توصیه شده و کافی استفاده میکنند. لذا ارایه آموزههای بهداشتی روش ارزشمندی است که میتواند مصرف مواد غذایی مناسب و کافی را افزایش داده و ممکن است بعنوان یکی از راهکارهای اصلی در اصلاح و بهبود الگوهای تغذیهای ناکارآمد، مفید و کمک کننده باشد.
سهند جرفی، نعمت الله جعفرزاده، روشنک رضائی کلانتری، یلدا هاشم پور، محمد مهدی مهربانی اردکانی،
دوره 7، شماره 3 - ( 7-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: غلظت بالای مواد آلی و آمونیاک و ورود ترکیبات سمی منجر به عملکرد ضعیف سامانه های تصفیه شیرآبه مراکز دفن به هنگام کاربرد مستقیم تصفیه زیستی می گردد. هدف از این پژوهش تعیین عملکرد راکتور در تغذیه ناپیوسته در تصفیه زیستی شیرآبه دفن بهداشتی همراه با کاربرد پودر کربن فعال می باشد.
روش کار: شیرآبه خام قبل از مرحله تصفیه زیستی، از طریق فرآیندهای انعقاد و لخته سازی پیش تصفیه شده و آمونیاک موجود در آن به وسیله فرآیند عریان سازی با هوا در pH بالا حذف گردید. در این مطالعه، شیرابه پیش تصفیه شده در یک حوضچه هوادهی به روش تغذیه ناپیوسته مورد تصفیه زیستی قرار گرفت. سه چرخه زمانی مختلف (40 ×1، 10 × 4 و 8 × 5) ساعت درحضور و عدم حضورg/L2پودر کربن فعال بررسی شد.
نتایج: نتایج نشان داد که کاربرد پودر کربن فعال به شکل قابل توجهی بازده حذف COD را بهبود بخشید. مقدار COD در راهبری به صورت تغذیه ناپیوسته با چرخه زمانی 8 × 5 ساعت در حضورg/L 2 پودر کربن فعال، از مقدار اولیه mg/L 3900 به mg/L 169 و در هنگام عدم کاربرد PAC به mg/L 622 کاهش یافت.
نتیجه گیری: با توجه به نتایج حاصل از این پژوهش و سایر مطالعات انجام شده توسط دیگران، میتوان اظهار داشت که راکتور تغذیه ناپیوسته دارای عملکرد بسیار خوبی در تصفیه شیرآبه پیش تصفیه شده می باشد.
الهه توسلی، اکبر حسن زاده، رضا غیاثوند، آذر طل، داوود شجاعی زاده،
دوره 8، شماره 3 - ( 7-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه بیماریهای قلبی- عروقی علت اصلی ناتوانی و مرگ و میر در بسیاری از کشورها به شمار میرود. نظر به اهمیت آموزش به منظور ارتقای رفتارهای تغذیهای پیشگیری کننده از بیماریهای قلبی- عروقی، این پژوهش با هدف تعیین تأثیر برنامه آموزشی مبتنی بر الگوی اعتقاد بهداشتی بر آگاهی، نگرش و عملکرد زنان خانه دار اصفهان در خصوص ارتقای رفتارهای پیشگیری کننده از بیماریهای قلبی - عروقی انجام شد.
روش کار: پژوهش حاضر یک مطالعه نیمه تجربی است، این مطالعه روی 68 زن خانه دار که به صورت تصادفی در 2 گروه آزمون (34 نفر) و شاهد (34 نفر) قرار گرفتند انجام شد، ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسشنامه خودساخته مبتنی بر الگوی اعتقاد بهداشتی و پرسشنامه FFQ (بسامد مصرف مواد غذایی) بود، پرسشنامه الگوی اعتقاد بهداشتی در سه زمان قبل، بلافاصله و دو ماه بعد از آموزش تکمیل گردید و پرسشنامه FFQ در دو زمان قبل و 2 ماه بعد توسط زنان تکمیل گردید، بعد از انجام پیش آزمون، مداخله آموزشی در طی 6 جلسه آموزشی به مدت 6 هفته برای گروه آزمون انجام گرفت، در نهایت اطلاعات حاصل جمع آوری و توسط نرم افزار SPSS با استفاده از آزمونهای آماری تی مستقل و آنالیز واریانس با تکرار مشاهدات مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
نتایج: دو گروه از نظر متغیرهای دموگرافیکی تفاوت معنیدار با هم نداشتند. قبل از مداخله تفاوت معنیداری بین میانگین نمرات سازههای مختلف این الگو در دو گروه مشاهده نشد ( آگاهی (855/0 p=)، حساسیت درک شده (628/0 p=)، شدت درک شده (259/0 p=)، منافع درک شده (695/0 p=)، موانع درک شده (693/0 p=)، خودکارآمدی درک شده(292/0 p=) بعد از مداخله تفاوت معنیداری در میانگین نمرات آگاهی، حساسیت درک شده، شدت درک شده، منافع درک شده و موانع درک شده و عملکرد بین دو گروه آزمون و شاهد مشاهده شد (001/0p<).
نتیجه گیری: با توجه به یافتههای پژوهش چنین استنباط میشود که مداخله حاضر تأثیر مثبتی روی الگوی تغذیه زنان خانهدار داشته است و مداخله در افزایش و بهبود میزان آگاهی، نگرش و عملکرد زنان مؤثر بوده است.
ناریا ابوالقاسمی، عفت السادات مرقاتی خویی،
دوره 9، شماره 4 - ( 12-1390 )
چکیده
زمینه وهدف: متغیرهای جمعیتشناختی، فیزیکی، اجتماعی و روانی پدیده شیردهی و مداومت تغذیه با شیر مادر را پیچیده میسازد. با وجود گستردگی برنامههای آموزشی و ترویج تغذیه با شیر مادر، هنوز این سؤال که چرا برنامهها پیشرفت چشمگیری نداشته بیجواب مانده است. شیردهی پدیدهای در آمیخته با فرهنگ و بستر نظریه های بومی است بنابراین شناسایی عوامل موثر آن از دیدگاه عوامل کلیدی میتواند در پاسخ به سؤالات سیستم بهداشتی ضروری باشد.
روش کار: در این مطالعه کیفی با استفاده از مصاحبه گروهی دادهها از 35 نفر از پرسنل بهداشت و درمان در طول مدت 4 روز به کمک یک راهنمای مصاحبه با سری سوالات باز جمعآوری شد. نمونهها به روش هدفمند از پرسنل بهداشتی درمانی شرکت کننده در کارگاه ترویج تغذیه با شیر مادر انتخاب شدند.
نتایج: تعیینکنندههای ترویج تغذیه با شیر مادر در دو حیطه اصلی: 1- ادراکات مردمی از پدیده شیردهی2- روش های ترویج، دستهبندی شد. مفاهیم اصلی که ساختار این دو حیطه و چگونگی ارتباط آنها را توصیف میکنند عبارتند از: ادراکات مردمی که با اعتقادات، دموگرافی، پایه های نظری بومی و متغیرهای اجتماعی توصیف شد و روشهای ترویج که با عملکرد در بستر فرهنگی- اجتماعی، سیاستها، تعاملات و مهارتها توصیف شد.
نتیجهگیری: از دیدگاه شرکت کنندگان ادراکات مردمی به علت ساختار مبتنی بر کج فهمیها میتواند یکی از مهمترین تعیینکنندهها در موفقیت یا شکست ترویج شیر مادر باشد. یافتههای این مطالعه تأیید میکند که ادراکات مردمی عمیقاً تحت تأثیر دموگرافی، نظریههای بومی و متغیرهای اجتماعی است. این یافتهها در حیطه روشهای ترویج، موانع تأثیرگذار در ترویج شیر مادر را در بستر فرهنگی اجتماعی توصیف میکند. این بستر بر روی اعتقادات، باورها و نظریههای بومی ساخته شده است. شرکتکنندگان عوامل کمککننده در این بستر برای ترویج یا منع شیردهی را تعیین کردند، این تعیینکننده ها بر اثرات سیاستگذاری در حوزه شیردهی، عملکرد کارکنان بهداشتی مبتنی بر مهارتهای آنها در ترویج و برقراری ارتباط صحیح و مؤثر با مادران تأکید دارد. یافته های ما باورهای غلط، بیماریهای مادر و کودک، سزارین، شاغل بودن مادر را از عوامل بازدارنده ترویج تغذیه با شیر مادر در جامعه دانسته و پزشکان اطفال و متخصصین زنان، کارکنان بهداشت و درمان را از عوامل کلیدی تأثیرگذار بر این بستر میداند. در جهت دیگر مطالعات، یافتههای این مطالعه پیشنهاد میکند که امر شیردهی و مداومت در تغذیه با شیر مادر پدیده ای مبتنی بر تنوع فرهنگ ها و ساختار اجتماعی است که علاوه بر اجرای برنامههای ارتقا شیردهی نیاز به استخراج متغیرها و تعیینکنندههای بومی دارد.
بهاره حاجی زاده، فاطمه صداقت، بهرام رشیدخانی، سهیلا میرزاییان، سید مجید معاشری، آناهیتا هوشیار راد، مصطفی میرقطبی،
دوره 10، شماره 1 - ( 4-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: مطالعه حاضر به منظور بررسی رابطه عوامل تغذیهای با سرطان سلولهای سنگفرشی مری squamous-cell) carcinoma) در استان کردستان انجام شد.
روش کار: در این مطالعه مورد- شاهدی، 47 بیمار مبتلا به سرطان سلولهای سنگفرشی مری (مورد) و 96 بیمار فاقد سرطان مری (شاهد) شرکت کردند. اطلاعات تغذیهای از طریق یک پرسشنامه معتبر نیمه کمی مورد ارزیابی قرار گرفت. برای تخمین نسبت برتری (Odds Ratio) و فاصله اطمینان 95 درصد از رگرسیون لجستیک استفاده شد.
نتایج: میانگین نمای توده بدنی (3/25 در برابر 4/20) و سطح تحصیلات در گروه شاهد بالاتر بود. حال آنکه سابقه علائم رفلاکس و مصرف سیگار در گروه مورد بالاتر بود. در سهک (Tertile) سوم مصرف میوهها اثر محافظتی علیه سرطان سلولهای سنگفرشی مری مشاهده شد ( نسبت برتری 13/0 با فاصله اطمینان 95 درصد: 04/0 تا 45/0 و 001/0=p). در گروه میوهها، برای موز، کیوی و پرتغال ارتباط معکوسی مشاهده شد (pروند به ترتیب 03/0 ،02/0 و 01/0). اثر مصرف سبزیها روی سرطان سلولهای سنگفرشی مری معنیدار نبود، ( نسبت برتری 66/0 با فاصله اطمینان 95درصد : 23/0 تا 87/1) گرچه در سهک سوم مصرف سبزیها کاهش خطر این نوع سرطان مشاهده شد. در مورد بقیه مواد غذایی رابطه معنیداری مشاهده نشد.
نتیجه گیری: نتایج مطالعه حاضر ارتباط معکوس منحصراً بین مصرف میوهها و سرطان سلولهای سنگفرشی مری را نشان داد.
حسن افتخار اردبیلی، فرهاد لشکربلوکی، سید ابوالقاسم جزایری، محمد آریایی، منصوره مینایی،
دوره 12، شماره 2 - ( 7-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: روند سالمندی جمعیت بویژه در کشورهای در حال توسعه رو به افزایش است. هدف این مطالعه تعیین وضعیت تغذیه سالمندان شهر گرگان و برخی عوامل مرتبط با آن بود.
روش کار: مطالعه مقطعی و توصیفی- تحلیلی حاضر به روش خوشه ای 2 مرحله ای با مراجعه به درب منازل سالمندان شهری انجام شد. با پرسشنامه ارزیابی مختصر تغذیه و تن سنجی اطلاعات 541 سالمند جمع آوری و آزمون های کای دو، تی مستقل و آنوا برای تحلیل داده ها استفاده شد.
نتایج: شیوع سوء تغذیه 8/4 ٪ و خطر ابتلا به سوء تغذیه 7/44 ٪ بود. 9/51 ٪ سالمندان به علت وجود بیماری یا شرایط ویژه از رژیم غذایی پیروی میکردند. فراوانی سوء تغذیه و خطر ابتلا به آن در زنان بیش از مردان بود و این تفاوت در دو جنس از نظر آماری معنیدار بود (0001/0 p= ). نمایه توده بدنی، اندازههای میانه دور بازو و دور ماهیچه پا در مبتلایان به سوء تغذیه، کمتر از سالمندان با وضعیت تغذیه خوب گزارش شد، این تفاوت از نظر آماری معنی داری بود.
نتیجه گیری: سالمندان مواجه با مشکلات اقتصادی-اجتماعی، روحی، دندانی، زندگی بدون خانواده و نیز زنان بیش از سایرین در خطر ابتلا به سوء تغذیه قرار دارند. اجرای برنامههای حمایتی و آموزش تغذیه در این گروه اهمیت بیشتری دارد.
مریم کروشاوی، مریم بهروز، بهرام رشیدخانی، نفیسه بهادری، آزیتا حکمت دوست،
دوره 12، شماره 3 - ( 10-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: نقش کیفیت تغذیه ای رژیم غذایی در بروز و سیر بیماری مالتیپل اسکلروزیس (MS) همچنان نامعلوم است. هدف این مطالعه تعیین رابطه بین شاخص کیفیت تغذیه ای (INQ) مواد مغذی و بیماری MS بود.
روش کار: برای شرکت در این مطالعه مورد - شاهدی، 70 بیمار دارای تشخیص قطعی MS در یک سال اخیر و 140 شاهد بیمارستانی همسان شده از نظر فراوانی از میان بیماران 50-20 ساله مراجعه کننده به بیمارستان های سینا و لولاگر تهران انتخاب شدند. دریافت های غذایی افراد با استفاده از یک پرسشنامه بسامد خوراک نیمه کمی معتبر و قابل اطمینان ارزیابی شد. سپس، INQ مواد مغذی برای هر یک از شرکت کنندگان محاسبه و آنالیز رگرسیون لجستیک جهت محاسبه نسبت های شانس ابتلا به MS در ارتباط با INQ هر یک از مواد مغذی به کار برده شد.
نتایج: پس از تعدیل اثر مخدوشگرهای احتمالی، افرادی که INQ بالاتری از مواد مغذی اسید آلفا لینولنیک، ویتامین های A ، D ، K ، B1 ، B2 ، B5 ، B6 ، فولات، B12 و C و املاح کلسیم، فسفر، روی و پتاسیم داشتند، نسبت به افرادی که INQ پایین تری از این مواد مغذی داشتند، از شانس کمتری برای ابتلا به MS برخوردار بودند ( p<0/05 ) .
نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان دهنده ارتباط معکوس INQ بسیاری از مواد مغذی با خطر ابتلا به MS بود. بنابراین، به نظر می رسد که بهبود کلی کیفیت تغذیه ای رژیم غذایی می تواند رویکردی مناسب جهت پیشگیری از ابتلا به این بیماری باشد.
سودابه یارمحمدی، حسن افتخار اردبیلی، محمود محمودی، سید ابوالقاسم جزایری، مریم چمری،
دوره 13، شماره 2 - ( 6-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: دختران نوجوان، مادران آینده هستند.مفاهیم تغذیه ای آموخته بوسیله آنها به دوران بزرگسالی منتقل می شود و نقش مهمی در سلامت خانواده و کودکان دارد. مطالعه حاضر با هدف تاثیر برنامه آموزشی بررفتارهای تغذیه ای دانش آموزان دختر دوره راهنمایی بر اساس مدل بزنف انجام گرفت.
روش کار: این پژوهش یک مطالعه مداخله ای بود . نمونه مورد بررسی160نفر از دانش آموزان دختر مقطع راهنمایی در شهر کرمانشاه بودند که بصورت روش خوشه ای دو مرحله ای انتخاب و بصورت تصادفی در دو گروه مداخله و شاهد تقسیم شدند. جمع آوری دادهها در این پژوهش پرسش نامه بود. و 4 جلسه 60 دقیقهای آموزش در مورد تغذیه سالم و اهمیت آن به روش سخنرانی، پرسش و پاسخ، بحث گروهی و در اختیار قرار دادن پمفلت آموزشی در گروه مداخله، توسط پژوهشگر اجرا گردید. و تجزیه و تحلیل داده ها با نرمافزار spss نسخه 18 و با آزمون های آماری کای دو ،فیشر، t مستقل، t زوجی انجام شد.
نتایج : میانگین امتیاز آگاهی و اجزای مربوط به مدل بزنف بین دو گروه مداخله و شاهد در خصوص رفتارهای تغذیهای بعد از آموزش ارتباط معنی داری وجود داشت. مهم ترین هنجارهای انتزاعی بعد از مداخله آموزشی برای گروه مورد پدر و مادر بود.
نتیجه گیری : مداخله آموزشی در چارچوب الگوی بزنف در فرصت سه ماهه، تغییرات مطلوبی را در برخی از رفتارهای نامطلوب تغذیهای به وجود آورد و نقش دست اندرکاران بهداشت و مداخلات آموزشی در این زمینه به ویژه در چارچوب الگوی آموزشی مورد تاکید قرار گرفت.
نیره نمازی، امیر منصور علوی نائینی، فیروزه مصطفوی دارانی، زهرا برومندفر،
دوره 17، شماره 2 - ( 6-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین مراحل تغییر رفتار و فرآیندهای شناختی و رفتاری (الگوی فرانظری) در استفاده از تغذیه سالم در زنان میانسال دارای اضافه وزن انجام شد.
روش کار: پژوهش حاضر از نوع مطالعات توصیفی-تحلیلی است. نمونه پژوهش را 281 نفر از زنان میانسال با اضافه وزن مراجعه کننده به مراکز جامع سلامت شهر اصفهان تشکیل دادند. جمع آوری داده ها با پرسشگری و با استفاده از پرسشنامه ویژگی های فردی، مراحل تغییر رفتار و فرآیندهای شناختی و رفتاری و پرسشنامه بسامد خوراک 168 آیتمی انجام شده است و سپس اطلاعات وارد نرم افزارN4 و SPSS18 شد و با استفاده از آزمون های توصیفی و تحلیلی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
نتایج: 7/57% افراد در مرحله ی غیر فعال و 3/42% افراد در مرحله فعال قرار داشتند. تفاوت معنی داری با توجه به مراحل مختلف تغییر و استفاده از تمامی فرآیندهای تغییر رفتار وجود داشت (001/0p=) و آزمون تعقیبی بنفرونی صعودی بودن میزان استفاده از فرآیندهای شناختی و رفتاری را در طی مراحل تغییر رفتار در زمینه استفاده از تغذیه سالم نشان داد (001/0p<).
نتیجه گیری: اختلاف میانگین فرآیندهای تغییر در طی مراحل تغییر رفتار نشان از تاثیر این فرآیندها بر روی رفتار تغذیه ایی افراد است که توصیه می شود جهت تهیه آموزش برنامه های تغذیه ایی از مراحل و فرآیند های تغییر رفتار استفاده شود.
سعیده پاکدل ورجوی، آذر طل، رویا صادقی، میرسعید یکانی نژاد، بهرام محبی،
دوره 18، شماره 3 - ( 9-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: آموزش به بیمار جزء اساسی در کنترل دیابت است و استفاده از نظریه ها یا مدل های آموزشی جهت افزایش دانش سلامت در بیماران مبتلا به دیابت ضروری است. پژوهش حاضر با هدف تعیین تأثیر مداخله آموزشی بر بهبود عادات تغذیه ای بیماران مبتلا به دیابت نوع دو در شهرستان مراغه با استفاده از مدل فرانظری در سال طراحی و اجرا شد.
روش کار: مطالعه حاضر یک مداخله تصادفی شده با گروه کنترل بود که در سال 97-96 روی 136 مراجعهکننده به مراکز بهداشتی درمانی شهرستان مراغه با تخصیص تصادفی به دو گروه مداخله و کنترل (هر گروه 68 نفر) انجام شد. ابزار گرد آوری اطلاعات، پرسشنامه سه قسمتی مشخصات دموگرافیک و پرسشنامه مرتبط با تعیین عادات روزمره تغذیهای بیماران مبتنی بر مدل فرانظری بود. برنامه آموزشی به مدت 4 جلسه آموزشی (60- 45 دقیقه ای) و هفته ای یکبار برگزار گردید. داده های گردآوری شده با استفاده از نرم افزار16 SPSS در سطح معنی داری کمتر از 05/0 با استفاده از آزمون های توصیفی و استنباطی نظیر ANCOVA مورد تجزیه و تحلیل و مقایسه قرار گرفت.
نتایج: قبل از مداخله، دو گروه مقایسه و کنترل از نظر متغیرهای دموگرافیک وعادات تغذیه ای، سازه های مدل فرانظری و HbA1c تفاوت معنی داری نداشتند (05/0<p). پس از مداخله آموزشی میانگین نمرات سؤالات مرتبط با بر مدل فرانظری وHbA1c از نظر آماری معنیدار بود (01/0p<).
نتیجه گیری: نتایج مطالعه مبین آن بود که کاربرد مدل فرانظری بر بهبود عادات تغذیه ای افراد دیابتی موثر است.
زهرا توکلی، بهرام محبی، رویا صادقی، آذر طل، میرسعید یکانی نژاد، مسعود علی مردی،
دوره 20، شماره 1 - ( 3-1401 )
چکیده
زمینه وهدف: فعالیت بدنی و تغذیه، مباحث مهمی درسلامت نوجوانان میباشند. هدف این مطالعه تعیین عوامل پیشگویی کننده آگاهی و رفتارهای تغذیهای و فعالیت بدنی در دانشآموزان دختر پنجم ابتدایی بود.
روشکار: این مطالعه از نوع مقطعی، توصیفی-تحلیلی، روی480 دانشآموز دختر پنجم ابتدایی در شهرستان قدس، در سال 1399-1400 به روش نمونهگیری تصادفی خوشهای انجام شد. اطلاعات با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته، دو قسمتی سوالات زمینهای وسوالات آگاهی و رفتار تغذیهای و فعالیت بدنی، بهصورت مجازی از طریق پیامرسان شاد جمعآوری شد. از نسبت و شاخص روایی محتوا برای روایی و از شاخص همبستگی درون خوشه ای برای پایایی پرسشنامه استفاده شد. در تجزیه و تحلیل دادهها از آزمونهای آماری توصیفی، ضریب همبستگی پیرسون، و تحلیل رگرسیون چندگانه با استفاده از نرمافزار27 SPSS انجام شد.
نتایج: نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه حاکی از تأثیر متغیرهای آگاهی تغذیهای بر رفتار تغذیهای(001/0>p، 159/0= β) و آگاهی فعالیت بدنی بر رفتار تغذیهای بود(008/0=p، 120/0=β) در صورتی که متغیر آگاهی فعالیت بدنی بر رفتار فعالیت بدنی موثر نبود و همچنین متغیر آگاهی تغذیهای نیز بر رفتار فعالیت بدنی تاثیری نداشت.
نتیجهگیری: افزایش آگاهی در زمینه تغذیه و فعالیت بدنی، رفتار تغذیهای دانشآموزان را بهبود میدهد ولی این افزایش آگاهی روی رفتار فعالیت بدنی تاثیری ندارد، به نظر میرسد سبک زندگی بیتحرک و وجود پاندمی COVID-19 به میزان چشمگیری باعث کاهش فعالیت بدنی شده است. با افزایش آگاهی، تا حدودی میتوان رفتار تغذیهای و فعالیت بدنی را بهبود بخشید.
مریم محمودی، مینا حاجی محمدی،
دوره 22، شماره 3 - ( 1-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: ارزیابی دریافت غذایی و وضعیت تغذیهای بیماران دیالیزی میتواند چالش برانگیز باشد. ارزیابی دقیق و منظم بیماران، کفایت دریافت درشت مغذیها و ریزمغذیها را تضمین میکند و در نتیجه منجر به کاهش عوارض و مرگ و میر و بهبود کیفیت زندگی بیماران میشود.
روش کار: جستجوی علمی در پایگاههای دادههای علمی و موتورهای جستوجو مانند Pubmed، Google Scholar، ScienceDirect و Scopus با کلیدواژههای دیالیز، دیالیزصفاقی، مرحله نهایی بیماری کلیوی، نارسایی کلیوی، بیماری مزمن کلیوی، نیازهای تغذیهای و ارزیابی تغذیه به زبان انگلیسی به منظور یافتن مطالعات منتشر شده بین سالهای 2014 تا 2024 انجام شد. تعداد 18 مقاله یافت شد که بر اساس معیارهای ورود، مورد بررسی قرار گرفتند.
نتایج: اهداف تغذیه درمانی پزشکی برای کنترل مرحله نهایی بیماری کلیوی (ESRD) End-Stage Renal Disease شامل موارد زیر میباشد: پیشگیری از کمبود تغذیهای و حفظ وضعیت مناسب تغذیه (در کودکان تامین رشد) از طریق کفایت دریافت پروتئین، انرژی، ویتامین و موادمعدنی، کنترل ادم و عدم تعادل الکترولیتی با کنترل دریافت سدیم، پتاسیم و مایعات، پیشگیری یا به تاخیر انداختن پیشرفت استئودیستروفی کلیوی از طریق کنترل کلسیم، فسفر، ویتامین D و هورمون پاراتیروئید، قادر ساختن بیمار به مصرف رژیم غذایی متعادل و متناسب با سبک زندگی بیمار در حدی که امکان پذیر باشد، هماهنگ کردن مراقبت از بیمار با خانواده، متخصصین تغذیه، پرستاران و پزشکان، ارائه آموزش اولیه تغذیه، مشاوره دورهای و پایش طولانی مدت بیماران با هدف دریافت آموزش کافی برای توانایی کنترل رژیم غذایی خود.
نتیجهگیری: دیالیز، درمانی برای بقای بیماران مبتلا به مرحله نهایی بیماری کلیوی (ESRD) میباشد و مراقبتهای تغذیهای جزء جدایی ناپذیر روند درمان بیماران میباشند.