12 نتیجه برای دانش آموزان
تیمور آقاملائی، علیرضا سبحانی،
دوره 2، شماره 3 - ( 3-1383 )
چکیده
دانش آموزان درصد قابل توجهی از جمعیت را تشکیل می دهند که در سن رشد هستند و بعلت خصوصیات جسمانی، روانی و اجتماعی بسیار آسیب پذیرند. از کمبودهای تغذیه ای شایع در بین دانش آموزان کشور ما کمبود کلی مواد غذایی است که موجب تاخیر رشد کودکان می گردد. هدف این مطالعه تعیین وضعیت تغذیه دانش آموزان مدارس ابتدائی شهر بندرعباس به روش تن سنجی بود. نوع مطالعه مقطعی، حجم نمونه 1300 نفر، روش نمونه گیری خوشه ای و شاخص های مورد استفاده وزن برای سن، وزن برای قد و قد برای سن بود و پایین افتادن این شاخص ها کمتر از نقطه دو انحراف معیار استاندارد (2SD-) مرز سوء تغذیه درنظر گرفته شد. نتایج نشان داد که سوء تغذیه حاد در کل دانش آموزان 15.7%، سوء تغذیه مزمن یا از رشد بازماندگی 11.7% و میزان کم وزنی 12.2% است. بین وضعیت تغذیه دختران و پسران ارتباط معنی دار آماری وجود نداشت. میزان هرسه نوع سوء تغذیه با افزایش سن و پایه تحصیلی افزایش می یابد. دانش آموزانی که سابقه آموزش تغذیه داشتند، از وضعیت تغذیه بهتری برخوردار بودند. افزایش سطح آگاهی های تغذیه ای دانش آموزان، تشکیل پرونده بهداشتی و ثبت منحنی رشد و پیگیری آن بخصوص در سنین و مقاطع تحصیلی بالاتر و مداخلات تغذیه ای از قبیل طرح تغذیه رایگان دانش آموزان بمنظور کاهش سوء تغذیه توصیه می گردد.
کورش امینی، سید یوسف مجتهدی، مهدی موسائی فرد،
دوره 7، شماره 2 - ( 7-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: نوجوانی، دوره انتقال از کودکی به بزرگسالی و زمان شکلگیری بلوغ است، این دوره یکی از سریعترین دورههای رشد محسوب میگردد. در نوجوانی تغییرات جسمی ایجاد شده نیازهای تغذیهای را تحت تاثیر قرار میدهد، و این در حالی است که تغییر در سبک زندگی فرد در نوجوانی میتواند عادات و انتخابهای تغذیهای او را تحت تاثیر قرار دهد. بنابر این تغذیه سالم در این دوران برای حمایت از رشد و تکامل و پیشگیری از مشکلات احتمالی آتی، دارای اهمیت بسیار است. از طرف دیگر در ایران نیز متاسفانه هم اکنون نوعی روند رو به تزاید در شیوع چاقی، کم خونی و بیماریهای مزمن مرتبط با تغذیه و عادات غذایی بوجود آمده است. لذا با توجه به اینکه در استان زنجان مطالعهای در این خصوص صورت نگرفته بود، مطالعه حاضر به منظور توصیف مصرف چهار گروه اصلی غذایی (سبزیجات، میوه ، فرآوردههای لبنی وگوشت) توسط دانش آموزان دبیرستانی استان زنجان صورت گرفت.
روش کار: مطالعه توصیفی- مقطعی حاضر روی 1500 دانش آموز دبیرستانی استان زنجان که به شکل تصادفی خوشهای انتخاب شده بودند در سال1384 انجام و در آن الگوهای مصرف مواد غذایی در طول یک هفته منتهی به پژوهش مورد بررسی قرار گرفت.
نتایج: براساس یافتههای پژوهش بیش از 16 درصد دانشآموزان در طول یک هفته منتهی به بررسی میوه و 8/6 درصد آنها از سبزیجات مصرف نکرده وبیش از10 درصدآنان گزارش کرده بودند که از گوشت و فرآوردههای گوشتی استفاده ننمودهاند. حدود 95 درصد نمونهها بیان داشتند که حداقل روزی یکبار از شیر و فرآوردههای آن استفاده نمودهاند و تنها 7/8 درصد آنها از میوهجات و 27 درصد آنها از سبزیجات حداقل 3 بار در روز مصرف داشتهاند. در ضمن در این مطالعه، عوامل تعیین کننده و مرتبط با الگوی مصرف مواد غذایی مذکور نیز مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
نتیجهگیری: تعداد قابل توجهی از نوجوانان استان زنجان از گروههای مختلف مواد غذایی کمتر از حد توصیه شده و کافی استفاده میکنند. لذا ارایه آموزههای بهداشتی روش ارزشمندی است که میتواند مصرف مواد غذایی مناسب و کافی را افزایش داده و ممکن است بعنوان یکی از راهکارهای اصلی در اصلاح و بهبود الگوهای تغذیهای ناکارآمد، مفید و کمک کننده باشد.
پروانه تیموری، آرزو فلاحی، نادر اسماعیل نسب،
دوره 9، شماره 1 - ( 5-1390 )
چکیده
زمینه وهدف: علیرغم وجود شواهدی مبنی برکاهش میزان فعالیت جسمانی درطی نوجوانی در کشورهای غربی، کاهش آن در نوجوانان کشورمان طی مطالعات رد یابی تایید نشده است. هدف از این پژوهش، بررسی تغییرات رفتار فعالیت جسمانی، عوامل روانشناختی (شامل فواید، مانع و خودکارآمدی درک شده) و تاثیرات بین فردی مرتبط با رفتار ورزشی طی گذار از مقطع راهنمایی به متوسطه در شهر سنندج بود.
روش کار: اطلاعات این مطالعه درسال 1385، در جریان یک مطالعه مقطعی و با پیگیری دانش آموزان در سال 1388 جمع آوری شد. جمعیت مورد مطالعه شامل844 دانش آموز دختر و پسر مقطع دبیرستان (51% پسرو 49% دختر) با میانگین سنی 73/1± 42/16بود. سازه های فواید، موانع وخود کارآمدی درک شده، تاثیرات بین فردی درک شده، و نیز رفتار فعالیت جسمانی با استفاده از پرسشنامه های خود گزارشی اندازه گیری و توسط نرم افزار SPSS نسخه 16 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
نتایج: تجزیه وتحلیل داده ها تفاوتهای معنی داری بر حسب جنس برای فعالیت جسمانی و بیشتر متغیرهای روانشناختی و تاثیرات بین فردی مرتبط با فعالیت های ورزشی نشان داد. در هر دو مرحله دختران از پسران فعالیت فیزیکی کمتری داشتند. درزمان اول متوسط فعالیت جسمانی دختران(82/ 31 دقیقه) و پسران( 75/53 دقیقه) و در زمان پیگیری (07/23 دقیقه) و (7/44 دقیقه) بود( 001/0p< (دختران در مقایسه با پسران موانع درک شده بیشتر و فواید و خودکارآمدی درک شده کمتری برای انجام فعالیت فیزیکی از زمان شروع تا پیگیری داشتند. تست ضرایب همبستگی عوامل روانشناختی، تاثیرات بین فردی و فعالیت بدنی ازشروع مطالعه تا پیگیری بیانگر ثبات نسبی بیشترتاثیرات بین فردی خانوادگی برای دختران در مقایسه با پسران بود.
نتیجه گیری: نتایج این بررسی شواهدی برای کاهش فعالیت فیزیکی در دانش آموزان پسر و دختر و نیز تفاوتهای جنسی در متغیرهای شناختی و تاثیرات بین فردی ارایه می کند.
کاوه بهمن پور، رونما نوری، حیدر ندریان، بهزاد صالحی،
دوره 9، شماره 2 - ( 8-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: بهداشت ضعیف دهان و دندان میتواند اثرات نامطلوبی بر عملکرد کودکان در مدرسه و موفقیتشان در سراسر زندگی داشته باشد. مشخص نمودن عوامل مرتبط با رفتارهای بهداشت و دندان میتواند به عنوان راهنمایی برای طرح ریزی برنامههای آموزشی برای دانشآموزان و انجام مداخلههای صحیح و مناسب جهت ارتقای انجام این رفتارها در آنها عمل کند. لذا این مطالعه با هدف تعیین عوامل مرتبط با رفتارهای بهداشت دهان و دندان در دانشآموزان دبیرستانی شهرستان مریوان براساس الگوی ارتقای سلامت پندر (
Health Promotion Model (HPM در سال 1389 طراحی و اجرا گردید.
روش کار: این مطالعـه بر روی 403 نفر از دانشآموزان مقاطع دوم و سوم دبیرستان شهرستان مریوان که طی نمونهگیری تصادفی-خوشهای چندمرحلهای در سال تحصیلی 89-1388 بدست آمدند، انجام شد. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامهای استاندارد مبتنی بر سازههای مدل ارتقای سلامت پندر بود که مشتمل بر سازههای خودکارآمدی و منافع و موانع درک شده، تعهد به طرح عمل، احساسات مرتبط با رفتار، تأثیرگذارندههای بین فردی و وضعیتی همراه با رفتارهای بهداشت دهان و دندان بود و بصورت خودایفاء تکمیل گردید. جهت تجزیه وتحلیل دادهها از آزمونهای ANOVA، T-test، Pearson Correlation Coefficientو Linear Regression استفاده شد.
نتایج: رفتارهای بهداشت دهان و دندان در دوجنس تفاوت معنیدار داشت به طوری که دختران وضعیت بهتری نسبت به پسران داشتند (01/0> p). همبستگی مثبت و معنیداری بین رفتارهای بهداشت دهان و دندان و دیگر متغیرهای الگوی ارتقای سلامت (01/0> p) وجود داشت. درمجموع متغیرهای مدل ارتقای سلامت 2/42% از واریانس رفتارهای بهداشت دهان و دندان را پیش بینی نمودند و از میان این عوامل، تعهد به طرح عمل و خودکارآمدی درک شده قویترین پیش بینی کنندهها بودند (223/0≥β).
نتیجه گیری: کارشناسان بهداشـت مدارس می بایست برنامـههای مداخلهای مرحـله به مرحـله بر اساس مدل HPM طرحریـزی نمایند که در آن ارتقـای خودکـارآمدی درک شده، تعهد به طرح عمل و تأثیرگذارنده های بین فـردی از اولویتهای برنامـه باشند. بایـد هنگـام برنامهریزی جهت ارتقای بهداشت دهان و دندان در دانشآمـوزان، راهبردهایی را جهت غلبه بر موانـع انجام رفتـارهای بهداشـت دهـان و دندان پیشنهـاد داد تا اینکه منافع انجام این رفتارها را برای آنهـا بازگـو نمود. نتایج نشـان دهنده آن است که میتوان این الگو را در شهر مریوان به عنوان چارچوبی جـهت برنامهریزی مداخلات در جهـت پیش بینی، بهبود و ارتقای رفتـارهای بهداشت دهان و دندان دانشآموزان بکارگرفت.
آرزو فلاحی، فضل ا... غفرانی پور، فضل ا... احمدی، بهشته ملک افضلی، ابراهیم حاجی زاده،
دوره 10، شماره 4 - ( 12-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماری های دهان و دندان فعالیت های فرد را در مدرسه، محل کار و یا در منزل محدود کرده و موجب از دست رفتن میلیونها ساعت کاری و تحصیلی در سراسر جهان می گردند. با توجه به اهمیت دوره نوجوانی جهت شکل گیری رفتارهای بهداشتی و تبیین تجارب آنان در زمینه بیماریهای دهان و دندان مطالعه حاضر با هدف تبیین عوامل مؤثر در ایجاد پوسیدگی دندان از نگاه دانش آموزان انجام شد.
روش کار: این مطالعه با رویکرد کیفی در 18 دانش آموز مقطع راهنمایی شهر تهران از طریق مصاحبه های نیمه ساختار یافته با استفاده از نمونه گیری مبتنی بر هدف انجام گرفت. پس از کسب رضایت آگاهانه، دادها جمع آوری، ضبط، دست نویس و به روش تحلیل محتوا مرسوم تجزیه و تحلیل گردید. جهت حمایت از صحت و استحکام دادها، معیار مقبولیت، تأیید پذیری و انتقال پذیری لحاظ شد.
نتایج: از تجزیه و تحلیل مصاحبه ها طبقات تعاملات خانوادگی در سلامت دندان، جایگاه مدرسه در مراقبت دهان و دندان، نقش دندانپزشک در مراقبت از دندان و تأثیر آموزش در مراقبت از دندان به عنوان عوامل مؤثر در مراقبت استخراج و درون مایه عوامل تأثیر گذار در مراقبت دهان و دندان در داده های مطالعه از تأکید بیشتری برخودار شد.
صدیقه سادات طوافیان، تیمور آقامولایی،
دوره 11، شماره 3 - ( 10-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: در سال های اخیر بر اهمیت سبک زندگی سالم تأکید زیادی شده است.هدف این مطالعه ارزیابی سبک زندگی دانش آموزان مدارس متوسطه و پیش دانشگاهی شهر بندرعباس بود.
روش کار: نمونه گیری به روش چند مرحله ای انجام شد و طی آن 410 نفر دانش آموز از مدارس متوسطه و پیش دانشگاهی شهر بندرعباس انتخاب شدند.ابزار ارزیابی سبک زندگی پرسشنامه The Adolescent Health Promotion Scale بود که شامل 40 سؤال است و رفتارهای ارتقا دهنده سلامت را در شش حیطه شامل تغذیه، حمایت اجتماعی، مسئولیت فردی سلامت، ارزش گذاری سلامت، ورزش و کنترل تنش ارزیابی می کند.
نتایج: میانگین سن دانش آموزان مورد بررسی 5/16 سال با انحراف معیار 34/1 بود.8/49 درصد آنها پسر و 2/50 درصد دختر بودند.میانگین امتیاز کل پرسشنامه 89/64 از 100 بدست آمد.میانگین امتیاز رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت در ابعاد تغذیه، حمایت اجتماعی، مسؤولیت فردی سلامت، ارزش گذاری سلامت، ورزش و کنترل تنش به ترتیب 06/71، 00/63، 12/63، 11/82، 49/41 و 58/68 از 100 بود.
نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان داد در مجموع رفتارهای ارتقا دهنده سلامت توسط دانش آموزان از وضعیت مطلوبی برخوردار نیست و در این میان فعالیت فیزیکی منظم پایین ترین امتیاز را دارا است که نشان می دهد سبک زندگی غیر فعال (Sedentary Life Style) یک مشکل متداول و جدی در میان دانش آموزان است.
هاشم محمدیان، سید غلامعباس موسوی، حسن افتخار اردبیلی،
دوره 11، شماره 4 - ( 12-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: این مطالعه تفاوت های جنسیتی کیفیت زندگی کلی و حیطه های آنرا در بین دانش آموزان مقطع ابتدایی شهر کاشان مورد توجه قرار داده است.
روش کار: یک مطالعه مقطعی، بر روی400 نفر از دانش آموز ان که به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند، اجرا شد. برای تجزیه و تحلیل تفاوت امتیازات کلی کیفیت زندگی در میان دختران و پسران بر حسب عوامل دموگرافیک از آنالیز واریانس دوطرفه استفاده شد . دادهها با استفاده از نرم افزار SPSS v.18 و نرمافزار LISREL8.8 تحلیل شدند.
نتایج : بین پسران و دختران تفاوت قابل توجهی در امتیاز کلی کیفیت زندگی در ارتباط با رتبه تولد ، پایه تحصیلی و نمایه توده بدنی مشاهده شد. به رغم نبود تفاوت معنی دار آماری ، دختران ادراک بالاتری در ارتباط با کیفیت زندگی کلی و حیطه هایش بجز کارکرد عاطفی نسبت به پسران داشتند.
نتیجهگیری: خانواده ها باید برای تامین و رفع مشکلات عاطفی دختران تلاش وافری نمایند. ضروریست تا آموزشهای لازم در زمینه سازوکارهای مقابله ای در خصوص کاهش تنش و اضطراب برای این نسل آینده ساز و مادران فردا که بانیان اصلی سلامت جامعه و خانواده می باشند توسط مشاوران و مربیان تربیتی صورت پذیرد.
الهام قیسوندی، حسن افتخار اردبیلی، کمال اعظم، محمدرضا وفا، مجتبی آزادبخت، توحید بابازاده، شادی فتحی زاده،
دوره 13، شماره 2 - ( 6-1394 )
چکیده
مقدمه و هدف: شیر و فرآورده های لبنی بیشتر از50% کلسیم مورد نیاز بدن را در رژیم غذایی روزانه تامین میکنند. به منظور ارتقای سلامت نوجوانان و پیشگیری از اثرات مخرب بیماری پوکی استخوان در بزرگسالی نیاز به اتخاذ تدابیر لازم برای افزایش مصرف شیر در بین نوجوانان می باشد. لذا این پژوهش با بهره گیری از نظریه رفتار برنامه ریزی شده به طراحی و اجرای یک برنامه آموزشی به منظور ارتقای مصرف شیر و لبنیات در بین دانش آموزان کلاس هشتم شهرستان کامیاران پرداخته شده است.
روش کار: در این مطالعه نیمه تجربی که در سال 1393 صورت گرفت 168 دانش آموز کلاس هشتم شرکت کردند که بر اساس نمونه گیری خوشهای، به صورت تصادفی از بین 6 مدرسه، 2 مدرسه انتخاب گردید که یک مدرسه به عنوان گروه مداخله و مدرسه دیگر به عنوان گروه شاهد در نظر گرفته شد. دانش آموزان گروه مداخله طی 4 جلسه آموزشی، یک پمفلت و پوستر مرتبط با موضوع را دریافت نمودند. سنجش ها شامل سازه های نظریه رفتار برنامه ریزی شده، یادآمد 24 ساعته و بسامد دریافت شیر و لبنیات در طی 3 روز گذشته بود. کلیه شرکت کنندگان پرسشنامه ها را قبل از مداخله و 3 ماه بعد از مداخله تکمیل کردند. داده ها با استفاده از نرم افزار 18 SPSS و بر اساس آزمون های آماری کای دو، تی مستقل و تی زوجی مورد تحلیل قرار گرفتند.
نتایج: میانگین نمره قصد رفتاری، نگرش ،کنترل رفتاری درک شده و هنجارهای انتزاعی پس از مداخله آموزشی در گروه آزمون به طور معنی داری افزایش یافت ) 001/0 p< ) .همچنین دریافت روزانه شیر و لبنیات 36/0 واحد در روز در گروه مداخله افزایش یافت( 001/0 p< ) .
نتیجه گیری : با توجه به اثر بخشی و کم هزینه بودن این مداخله، به نظر میرسد گسترش این برنامه می تواند به افزایش مصرف شیر و لبنیات در دانش آموزان منجر شود.
سودابه یارمحمدی، حسن افتخار اردبیلی، محمود محمودی، سید ابوالقاسم جزایری، مریم چمری،
دوره 13، شماره 2 - ( 6-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: دختران نوجوان، مادران آینده هستند.مفاهیم تغذیه ای آموخته بوسیله آنها به دوران بزرگسالی منتقل می شود و نقش مهمی در سلامت خانواده و کودکان دارد. مطالعه حاضر با هدف تاثیر برنامه آموزشی بررفتارهای تغذیه ای دانش آموزان دختر دوره راهنمایی بر اساس مدل بزنف انجام گرفت.
روش کار: این پژوهش یک مطالعه مداخله ای بود . نمونه مورد بررسی160نفر از دانش آموزان دختر مقطع راهنمایی در شهر کرمانشاه بودند که بصورت روش خوشه ای دو مرحله ای انتخاب و بصورت تصادفی در دو گروه مداخله و شاهد تقسیم شدند. جمع آوری دادهها در این پژوهش پرسش نامه بود. و 4 جلسه 60 دقیقهای آموزش در مورد تغذیه سالم و اهمیت آن به روش سخنرانی، پرسش و پاسخ، بحث گروهی و در اختیار قرار دادن پمفلت آموزشی در گروه مداخله، توسط پژوهشگر اجرا گردید. و تجزیه و تحلیل داده ها با نرمافزار spss نسخه 18 و با آزمون های آماری کای دو ،فیشر، t مستقل، t زوجی انجام شد.
نتایج : میانگین امتیاز آگاهی و اجزای مربوط به مدل بزنف بین دو گروه مداخله و شاهد در خصوص رفتارهای تغذیهای بعد از آموزش ارتباط معنی داری وجود داشت. مهم ترین هنجارهای انتزاعی بعد از مداخله آموزشی برای گروه مورد پدر و مادر بود.
نتیجه گیری : مداخله آموزشی در چارچوب الگوی بزنف در فرصت سه ماهه، تغییرات مطلوبی را در برخی از رفتارهای نامطلوب تغذیهای به وجود آورد و نقش دست اندرکاران بهداشت و مداخلات آموزشی در این زمینه به ویژه در چارچوب الگوی آموزشی مورد تاکید قرار گرفت.
منصوره علی پور، مهدی یاسری، آق بابک ماهری، غلامرضا گرمارودی،
دوره 14، شماره 4 - ( 12-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: این مطالعه به منظور بررسی وضعیت کیفیت زندگی به عنوان پیامد خدمات بهداشتی در بین دانش آموزان دوره متوسطه شهر تهران، انجام شد.
روش کار: این مطالعه مقطعی بر روی 1500 دانش آموز دوره متوسطه شهر تهران انجام شد. داده ها توسط پرسشنامه استاندارد 27 سوالی کیفیت زندگی مرتبط با سلامت گروه کیداسکرین، جمع آوری و با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 23 تجزیه و تحلیل شد و نتایج در سطح آماری ( 05/0> p) معنی دار تلقی شد.
نتایج: وضعیت کیفیت زندگی افراد تحت بررسی در حد متوسط بود. بیشترین میانگین مربوط به بعد ارتباط با والدین وکمترین مربوط به ابعاد بهزیستی جسمی و روانشناختی بود. براساس رگرسیون خطی چند متغیره، جنسیت پیش بینی کننده معنی دار بعد بهزیستی جسمی بود. متغیرهای جنسیت و انتخاب افراد خانواده برای زندگی، پیش بینی کننده معنی دار بعد بهزیستی روان شناختی بودند. متغیرهای تحصیلات مادر، انتخاب افراد خانواده برای زندگی و ترکیب اعضای خانواده پیش بینی کننده معنی دار بعد ارتباط با والدین بودند. متغیر شغل پدر پیش بینی کننده معنی دار بعد حمایت اجتماعی و هم سالان بود. و در نهایت متغیر" انتخاب افراد خانواده برای زندگی" پیش بینی کننده معنی دار بعد محیط مدرسه بود.
نتیجه گیری: وضعیت کیفیت زندگی افراد تحت بررسی در حد متوسط بود که قابل قبول نمی باشد و اجرای انواع مداخلات جهت بهبود کیفیت زندگی دانش آموزان دوره متوسطه با تاکید بر ابعاد بهزیستی جسمی و روان شناختی پیشنهاد می شود.
آسیه مولایی فرد، محمدحسین حقیقی زاده، هاشم محمدیان،
دوره 16، شماره 1 - ( 3-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ غفلت از ارﺗﻘﺎی ﺳﻼﻣﺖ دانش آموزان بر آن ﺷﺪﻳﻢ ﺗﺎ ﺑﺎ اﻧﺠﺎم اﻳﻦ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺑﻪ ارزﻳﺎﺑﻲ پیشبینی کنندههای سبک زندگی ارتقادهندهی سلامت آنان از ﻃﺮﻳﻖ ﺗﺤﻠﻴﻞ ﻣﺴﻴﺮ ﺑـﺮ اﺳـﺎس الگوی اطلاعات، انگیزش و مهارت رفتاری بپردازیم.
روش کار: یک مطالعه مقطعی از نوع توصیفی - تحلیلی بر روی 400 نفر از دانش آموزان شهرستان اندیمشک صورت گرفت. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران به دست آمد. روش نمونهگیری، طبقهبندی تصادفی شده بود. در این مطالعه اطلاعات دﻣﻮﮔﺮاﻓﻴـکی، اﻃﻼﻋــﺎت ﻣﺮﺑــﻮط ﺑــﻪ سازههای الگوی اطلاعات، انگیزش و مهارت رفتاری و میزان پیروی دانش آموزان از سبک زندگی سالم در 4 حوزهی تغذیه، فعالیت جسمانی، کنترل استرس و مسئولیتپذیری جمعآوری شدند. ﻫﻤﺒﺴﺘﮕﻲ ﺑﻴﻦ ﻛﻞ سازهها با استفاده از نرمافزارهای آماری 23 SPSS ﻣـﻮرد تجزیه و تحلیل ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺖ. سپس رواﺑﻂ ﺑﻴﻦ ﻣﺘﻐﻴﺮﻫـﺎ در ﻗﺎﻟﺐ ﺗﺤﻠﻴـﻞ مسیر توسط نرمافزار8/8 Lisrelسنجیده شد.
ﻧﺘﺎﻳﺞ: الگوی اطلاعات، انگیزش و مهارت رفتاری توانست، 71% از واریانس رفتار پیروی از سبک زندگی دانش آموزان را تبیین نماید. میانگین نمره سبک زندگی ارتقادهنده سلامت در این مطالعه 41/60 به دست آمد. کلیه سازههای الگو ارﺗﺒﺎط معنیداری ﺑﺎ سبک زندگی ﻧﻮﺟﻮانان داﺷﺘﻨﺪ. بهطور کلی متغیرهای مهارت رفتاری با 75%، انگیزش با 66% و دانش با 50% بیشترین نقش را بر روی سبک زندگی آنان داشتند.
نتیجهگیری: یافتههای ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﻧﺸﺎن داد ﻛﻪ این الگو، ﻛﺎرﺑﺮد ﻣﻨﺎﺳﺒﻲ ﺑﺮای ﺗﺒﻴﻴﻦ و پیشبینی ﻛﻨﻨﺪﮔﻲ سبک زندگی سالم دانش آموزان داشت. براین اﺳﺎس، ﺑﻪ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﻳﺰان ﺳﻼﻣﺖ بهکارگیری الگوی اطلاعات، انگیزش و مهارت رفتاری، بهمنظور ارﺗﻘﺎی سبک زندگی ﻧﻮﺟﻮانان در اﻳـﻦ ﺟﻤﻌﻴـﺖ ﭘﻴـﺸﻨﻬﺎد میشود.
ندا کریمی، شهرزاد سعادت قرین، آذر طل، رویا صادقی، مهدی یاسری، بهرام محبی،
دوره 17، شماره 3 - ( 9-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: انتخاب رفتارهای سالم در نوجوانی از اهمیت زیادی برخوردار است زیرا این رفتارها در این دوران یایه ریزی می شود. از طرف دیگر، توجه به سلامت دختران از اهمیت ویژهای برخوردار است زیرا این رفتارها را به نسل بعدی نیز منتقل می کنند. از این رو هدف این مطالعه شناسایی نقش تعیین کنندگی سواد سلامت و متغیرهای زمینه ای در رفتارهای ارتقاءدهنده سلامت در بین دانش آموزان دختر مقطع دوم متوسطه شهر تهران بود.
روش کار: این مطالعه از نوع مقطعی، توصیفی-تحلیلی و بر روی ۳۷۰ نفر به روش نمونه گیری خوشه ای در سال ۱۳۹۷ انجام شد. داده ها با استفاده ﺍﺯ پرسشنامه های دموگرافیک، ﺳﻮﺍﺩ ﺳﻼﻣﺖ ﻧﻮﺟﻮﺍﻧﺎﻥHELMA و رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت (HPLPII) جمع آوری گردید. ﺑﺮﺍﻯ ﺗﺠﺰﻳﻪ ﻭﺗﺤﻠﻴﻞ ﺩﺍﺩﻩ ﻫﺎ ﺍﺯ ﻧﺮﻡ ﺍﻓﺰﺍﺭ SPSS 25 استفاده شد.
نتایج: نتایج تحلیل رگرسیون چندمتغیره نشان داد سواد سلامت (۳۹/۰=β و ۰۰۱/۰>p)، علاقه به موضوعات سلامت (۳۵/۱=β و ۰۰۱/۰>p)، مطالعه مجله و روزنامه (۷۶/۰=β و ۰۰۷/۰=p) تحصیلات پدر(۰۰۲/۰=p)، شاخص توده بدنی(۰۲۲/۰=p)، رشته تحصیلی (۰۰۱/۰>p)، اولین منبع اطلاعات سلامت (۰۰۱/۰>p) و محل زندگی (۰۲۳/۰=p) ارتباط مستقیم و معنیداری با رفتارهای ارتقاءدهنده سلامت داشتند. بین سن (۶۹/۱-=β و ۰۰۱/۰>p) و ارزیابی وضعیت سلامت (۶۷/۱-=β و ۰۱/۰>p) با رفتارهای ارتقاءدهنده سلامت ارتباط معکوس و معنیدار بود.
نتیجه گیری: با توجه به اینکه میانگین نمره سواد سلامت در طبقه بندی "نه چندان کافی" و نمره رﻓﺘﺎرﻫﺎی ارتقاءدهنده سلامت دختران دانش آموز در ﺳﻄﺢ ﻣﺘﻮﺳﻂ بود، لزوم تدوین برنامه های آموزشی جهت افزایش سواد سلامت در طراحی و اجرای مداخلاتی جهت ارتقاء این دسته از رفتارهای مرتبط با سلامت در دانش آموزان باید مد نظر قرارگیرد.