جستجو در مقالات منتشر شده


6 نتیجه برای سرب

علی مشکینیان، حسن اصیلیان، شاهرخ نظم آرا، سیدجمال الدین شاه طاهری،
دوره 1، شماره 3 - ( 3-1382 )
چکیده

هدف از این مطالعه ارزیابی میزان سرب موجود در هوای منطقه 12 شهرداری تهران و نیز بررسی غلظت آن در ادرار کارگران خدمات شهری شاغل به کار در منطقه مزبور می باشد. در این مطالعه کارگران گروه مورد با افراد گروه کنترل که غیر از محیط کار در سایر موارد با آنها همسان بوده اند مورد مقایسه قرار گرفته اند. با استفاده از روش نمونه برداری و تجزیه، توصیه شده توسط EPA، میزان سرب هوا در سه ایستگاه، نمونه برداری شده و به منظور تعیین مقدار سرب آنها توسط دستگاه جذب اتمی مورد اندازه گیری قرار گرفتند. نتایج این مطالعه نشان داد که میانگین غلظت سرب در هر سه ایستگاه، در منطقه 12 شهرداری به جز در روزهای پنج شنبه و جمعه بالاتر از حد مجاز بود (1.5µg/m³) و (0.32±1.9). همچنین میزان سرب در نمونه های ادرار گرفته شده از افراد گروه مورد و شاهد برطبق روش پیشنهادی HSE یا استفاده از روش جذب اتمی اندازه گیری شد. میانگین غلظت سرب ادرار در افراد گروه مورد، بطور معنی داری (P<0.001) بالاتر از حد استاندارد (200µg/l) بوده به نحوی که 77.1% این افراد دارای غلظت سربی بالاتر از حد استاندارد بودند (353.73±643.86). آزمون تی مستقل (Independent T-test) نشان داد که میانگین غلظت سرب ادرار کارگران گروه مورد نسبت به افراد گروه کنترل افزایش معنی داری داشته است (P<0.001). میانگین غلظت سرب افراد سیگاری نسبت به افراد غیر سیگاری در بین کارگران گروه مورد افزایش معنی دار نشان داد (P<0.043) آزمون آماری همبستگی پیرسون (Pearson correlation test) نشان داد که بین میزان سرب ادرار و متغیرهای کمی سن (P<0.011 و R=0.427)، سابقه کار (P<0.632 و R=0.385) و سابقه استعمال سیگار (P<0.09 و R=0.632) در بین افراد گروه مورد، ارتباط معنی داری وجود دارد. همچنین باتوجه به انجام آزمون Kruskal-Wallis مشخص شد که میزان سرب ادرار در افراد گروه مورد، مستقل از میزان تحصیلات و شیفت کاری می باشد.


سعیدی رضا ، کاظم ندافی، رامین نبی زاده،
دوره 5، شماره 2 - ( 2-1386 )
چکیده

زمینه و هدف: این مطالعه با هدف بررسی بیوجذب سرب(II) و کادمیوم(II) بوسیله جلبک قهوه‌ای سارگاسوم انجام گردید. بدین منظور سینتیک و ایزوترم بیوجذب سرب(II) و کادمیوم(II) مورد بررسی قرار گرفت.

روش کار: تمام آزمایش‌های بیوجذب در فاز منقطع و در محلول حاوی یک فلز انجام گردید. آزمایش‌های سینتیک در سه غلظت اولیه سرب(II) و کادمیوم(II) و نسبت ثابت ماده جذب شدنی به جاذب صورت گرفت. در آزمایش‌های ایزوترم محدوده غلظت اولیه سرب(II) و کادمیوم(II)، 5-05/0 میلی مولار بود.

نتایج: آزمایش‌های سینتیک بیوجذب نشان داد که میزان جذب سرب(II) و کادمیوم(II) بوسیله جلبک قهوه‌ای سارگاسوم در طی مدت 15 دقیقه به 96-88% ظرفیت تعادلی می‌رسد و حداکثر زمان رسیدن به تعادل 2 ساعت می‌باشد. سینتیک بیوجذب سرب(II) و کادمیوم(II) از مدلهای سرعت درجه دوم کاذب و اشباع تبعیت می‌نمود (99/0

نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که جلبک قهوه‌ای سارگاسوم یک بیوجاذب با ظرفیت جذب بالا برای سرب(II) و کادمیوم(II) می‌باشد.


فاطمه کارگر، سیدجماالدین شاه طاهری، فریده گلبابایی، ابوالفضل برخورداری، عباس رحیمی فروشانی،
دوره 8، شماره 3 - ( 7-1389 )
چکیده

زمینه وهدف: سرب از جمله فلزات سمی است که در صنایع مختلف مورد استفاده قرار می­گیرد و لذا امکان مواجهه­های شغلی و محیطی با این عنصربه انحاء مختلف وجود دارد. با توجه به سمیت بسیار بالایی که این فلز از خود نشان داده است، بروز آسیب­های جدی در شاغلین شایع است. از آنجایی که سرامیک سازی یکی از صنایع بومی در کشور تلقی می­شود، در این مطالعه ارزیابی مواجهه شغلی لعاب­کاران با فلزسرب در یک صنعت سرامیک سازی مورد نظر قرار گرفت.

روش ­کار: برای انجام این مطالعه، پس از انجام هماهنگی­های لازم با یک کارخانه سرامیک سازی، 55 نفرلعاب کار(39 لعاب کارکاشی و16لعاب کارسفال) بعنوان گروه مواجهه انتخاب شدند. پرسشنامه­ای شامل مشخصات فردی لعاب کاران ومحیط کار آنها درحین نمونه­برداری تکمیل گردید تا میانگین غلظت فلز سرب با متغیرهای نوبت کاری، نوع شغل، نوع سامانه تهویه و ساعات اضافه­کاری مقایسه شود. برای نمونه برداری ذرات از پمپ نمونه برداری ساخت شرکتSKC وصافیهای استرسلولزی باپورسایز 8/0 میکرون و قطر 37 میلی متر استفاده شدند. دبی پمپ طبق روش NIOSH 7300   l/min,2 تنظیم شد. بعدازنمونه برداری، هرصافی شامل ذرات فلزات به آزمایشگاه منتقل و درمخلوط 4به 1 اسیدنیتریک و پرکلریک هضم شدند (روشNIOSH 7300). سپس آنالیز با استفاده از دستگاه  ICP-AESانجام گرفت. برای حذف میزان خطا و آلودگی­های احتمالی در هنگام نمونه برداری یا انتقال، تعدادی نمونه به عنوان شاهد از کارمندان بخش اداری نیز برگزیده و بطورمشابه آماده سازی شدند. همچنین تست اسپیرومتری ازلعاب­کاران وگروه شاهد بعمل آمد.

نتایج: نتایج این مطالعه نشان داد که میانگین غلظت فلز سرب بالاترازحد مجاز می­باشد( mg/m 17/0). آزمون t مستقل نشان داد که  بین میزان سرب هوای منطقه تنفسی و متغیرهای کیفی نوبت کاری (صبح و بعد ازظهر) و سامانه تهویه (دارد-ندارد) دربین لعاب­کاران ارتباط معنی­داری وجود دارد همچنین نتایج آزمون آنالیز واریانس یکطرفه نشان داد که میزان سرب هوای منطقه تنفسی با متغیر تعداد ساعات اضافه­کاری ارتباط معنی­دار دارد.

نتیجه گیری: غلظت سرب در صنعت سرامیک سازی در هوای منطقه تنفسی بیش از حد مجاز است و با توجه به بیماریزایی بالای این فلز، لازم است تدابیر حافظتی فردی، شغلی و محیطی توسط متولیان این صنعت مد نظر قرار گیرد. همچنین پایش­های بالینی در بدو استخدام، معاینات دوره­ای و انجام تست اسپیرومتری دربرنامه سلامت کارگران از اهم تدابیری است که باید مورد توجه قرار گیرد .


ابوالفضل عسکری ساری، محمد ولایت زاده، مژگان خدادادی، محمد کاظمیان،
دوره 9، شماره 3 - ( 12-1390 )
چکیده

زمینه و هدف: این تحقیق در سال 1388 به منظور تعیین غلظت فلزات سنگین جیوه، سرب و کادمیوم در بافت­های عضله، کبد و آبشش ماهی بیاه (Liza abu) رودخانه­های بهمنشیر و دز، در استان خوزستان انجام شد.

روش­ کار: در این تحقیق 108 نمونه ماهی بیاه تهیه شد. جهت استخراج فلزات از بافت­های مورد مطالعه، از روش هضم خشک استفاده شد و تعیین غلظت فلزات سنگین به وسیله دستگاه جذب اتمی Perkin Elmer 4100 صورت پذیرفت. تجزیه و تحلیل داده­ها با نرم افزار SPSS17 و به کمک آزمون t انجام شد که وجود یا عدم وجود اختلاف معنی­دار در سطح 5 درصد (05/0= p) تعیین گردید.

نتایج: بالاترین غلظت جیوه، کادمیوم و سرب به ترتیب 005/0±029/0، 047/0±506/0 و 096/0±07/1 میلی­گرم بر کیلوگرم در آبشش و پایین­ترین غلظت به ترتیب 001/0±023/0، 040/0±346/0 و 030/0±903/0 میلی­گرم بر کیلوگرم در عضله بود. براساس نتایج به دست آمده در این تحقیق غلظت کادمیوم در آبشش، کبد و عضله ماهی بیاه بین رودخانه­های بهمنشیر و دز اختلاف معنی­داری داشت (05/0p≤)، اما فلزات جیوه و سرب در اندام­های مورد مطالعه ماهی بیاه در رودخانه­های دز و بهمنشیر اختلاف معنی­داری نداشت.

نتیجه­ گیری: در این تحقیق مقدار جیوه در مقایسه با آستانه استاندارد سازمان بهداشت جهانی پایین­تر بود اما مقدار سرب و کادمیوم از آستانه بالاتر بود.


عیسی سلگی، راضیه یزدان یار، مینا تقی زاده،
دوره 17، شماره 4 - ( 12-1398 )
چکیده

زمینه و هدف: گیاه‌پالایی به عنوان روشی امیدبخش برای اصلاح خاک است که به آسانی می‌تواند فلزات سنگین را جذب کرده و آلودگی را از خاک بزداید. در همین راستا پژوهش حاضر به ارزیابی توانایی گیاه­پالایی گونه عسلی (Alyssum maritimum) در پالایش خاک­های آلوده به سرب می‌پردازد.

روش کار: آزمایش در قالب طرح بلوک­های کامل تصادفی با پنج سطح محلول نیترات سرب و گونه عسلی در شرایط گلدانی اجرا شد.  پس از رشد و گل‌دهی، غلظت سرب در اندام‌های مختلف گیاه به روش هضم اسیدی با استفاده از دستگاه جذب اتمی سنجیده شد. به منظور ارزیابی توانایی گونه انتخاب شده در پاک‌سازی محیط از فلزات سنگین، از دو شاخص فاکتور تغلیظ زیستی و فاکتور انتقال استفاده شد.

نتایج: یافته­های این مطالعه نشان داد که بیشترین تجمع سرب در اندام برگ می­باشد. با توجه به این یافته­ ها می‌توان انتظار داشت با افزایش غلظت سرب در خاک، تجمع در اندام‌های گونه عسلی نیز افزایش ‌یابد. به‌طور کلی میزان انباشت سرب در اندام‌های این گونه گیاهی از الگوی ساقه<ریشه<برگ پیروی می­کرد. نتایج حاصل از محاسبه شاخص‌های فاکتور تغلیظ زیستی و فاکتور انتقال در گونه عسلی، بیان‌گر مقادیری بالاتر از 1 برای این شاخص‌ها بود که نشان دهنده پتانسیل بالا در انتقال و انباشت سرب در بخش هوایی گونه‌ی گیاهی مورد بررسی است.

نتیجه­گیری: گونه گیاهی انتخاب شده با توجه به شاخص‌های تعریف شده برای گیاهان بیش اندوز فلزات سنگین و با در نظرگرفتن ضریب تغلیظ زیستی و فاکتور انتقال، توانایی بالایی در پالایش خاک‌های آلوده به سرب را دارد و می‌توان آن را در گروه گیاهان بیش‌اندوز قرار داد.


مریم سامانی، احمد گلچین، حسینعلی علیخانی، احمد بایبوردی،
دوره 18، شماره 3 - ( 9-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: فلزات سنگین موجود در گرد و غبارهای اتمسفری قادرند از طریق بلع، تنفس و تماس پوستی وارد بدن انسان شده و موجب بیماری­های گوناگون شوند. تحقیق حاضر با هدف تعیین غلظت فلز سرب در گرد و غبارهای اتمسفری و ارزیابی ریسک سلامت آن­، طی زمستان 1397 تا پاییز 1398در مناطق 9، 10، 11 و 12 شهرداری تهران انجام شد.
روش­کار: دو نقطه در غرب و شرق منطقه 9 و یک نقطه در شرق مناطق 11،10 و 12 (نقاط غرب مناطق 10، 11 و 12 هم مرز با شرق منطقه مجاور بود) تعیین و گرد و غبارهای اتمسفری بصورت ماهانه در طی یک سال جمع­آوری شدند. یک آزمایش فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با سه تکرار انجام شد. فاکتورهای آزمایش شامل مکان نمونه­برداری و زمان (فصل­های) نمونه­برداری بود. غلظت سرب بعد از عصاره­گیری با اسید­کلریدریک و اسید نیتریک غلیظ (با نسبت 3:1) تعیین شد.
نتایج: نتایج نشان داد کمترین غلظت فلز سرب در فصل زمستان و در نقطه 9W (تهرانسر) برابر 1/177 و بیشترین غلظت سرب در فصل پاییز و در نقطه 11E (خیابان وحدت اسلامی) 46/987 میلی­گرم بر کیلوگرم بود. نتایج نشان داد بلعیدن گرد و غبارهای اتمسفری اصلی­ترین راه قرار گرفتن در معرض سرب بود و بیش از 90% از شاخص­خطر  بیماری­های غیر­سرطانی فلزات سرب، مربوط به  HQ(معادله خطر) بلع بود.
نتیجه گیری: در فصل زمستان  مقدار HQ و HI (شاخص تجمعی خطر بیماری­های غیر­سرطانی) برای سرب و برای افراد بالغ و کودکان کمتر از حد مجاز بود و خطری سلامت افراد را تهدید نمی­کرد اما در بهار، تابستان و پاییز مقدار شاخص خطر سرب برای کودکان بالاتر از حد مجاز بود و ریسک ابتلا به بیماری­های غیرسرطانی در کودکان در تمام مناطق نمونه برداری بالا بود. 

صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه دانشکده بهداشت و انستیتو تحقیقات بهداشتی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb