جستجو در مقالات منتشر شده


7 نتیجه برای سرطان پستان

مریم شکوهی، سیدعلی کشاورز، سیدرضا مجدزاده، فریدون سیاسی،
دوره 5، شماره 4 - ( 12-1386 )
چکیده

زمینه و هدف: سرطان پستان شایع‏ترین سرطان در زنان می‌باشد. میزان بروز آن دائم در حال افزایش است و با وجود پیشرفت در روشهای درمانی مرگ و میر ناشی از آن هنوز هم بالاست.
روش کار: در این مطالعه موردی - شاهدی 110 بیمارمبتلا به سرطان پستان(بین20 تا 60 سال)با 110 شاهدی که از نظر سن و جنس با هم همسان شده بودند مورد مقایسه قرار گرفتند.موردها زنانی بودند که حداکثر یکسال از تشخیص سرطان پستانشان می گذشت و گروه کنترل زنانی بودند که هیچ سابقه ای از سرطان، بیماریهای زنان، هورمونی یا گوارشی نداشتند. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه های عمومی وپرسشنامه تکرر غذای(FFQ) نیمه کمی استفاده شد. نسبت برتری(Odds Ratio) محاسبه گردید و روشهای آماری رگرسیون لجستیک و منتل - هنزل مورد استفاده قرار گرفتند.
نتایج: نسبت برتری (با 95 درصد فاصله اطمینان)برای چربی تام، اسیدهای چرب اشباع، اسیدهای چرب با یک پیوند دوگانه، اسیدهای چرب با چند پیوند دوگانه، کلسترول، پروتئین و کربوهیدرات به ترتیب 97/1(67/3-062/1)، 19/1(14/2-64/0)، 2/2(13/4-17/1)، 11/4(65/7-2/2)، 45/0(83/0-25/0)، 87/0(89/1-4/0)و91/0(87/1-44/0)بود.
نتیجه گیری: سالها طول می کشد تا عوامل رژیمی که در سبب شناسی سرطان پستان دخالت دارند نتایج بیماریزا را بر روی بافتها به جا بگذارند با وجود این، تکرر مصرف چربی در طول یکسال گذشته روش خوبی برای محاسبهعادات غذایی فرد می باشد .مطالعه حاضر نشان می دهد که چربی تام دریافتی و انواع چربی دریافتی با سرطان پستان ارتباط دارند، چنانچه چربی تام ‏(Total fat)، اسیدهای چرب غیر اشباع با یک پیوند دوگانه (MUFA)، اسیدهای چرب غیر اشباع با چند پیوند دوگانه (PUFA) ، حتی پس از تطبیق انرژی ارتباط مثبت و معنی داری را با سرطان پستان نشان دادند. در حالیکه کلسترول ارتباط معکوس معنی داری را با سرطان پستان نشان داد.


محسن شمس، هادی نیستانی، حسن ابراهیمی پور، حبیب ا... اسماعیلی، علی وفایی نجار، ملیحه نصرتی،
دوره 12، شماره 1 - ( 2-1393 )
چکیده

  زمینه و هدف: نقش ماموگرافی در تشخیص زودهنگام سرطان پستان در زنان شناخته شده و یکی از اقدامات مهم بخش سلامت ، ترغیب زنان به انجام دوره ای آن است. اقدمات آموزشی و اطلاع رسانی که تاکنون در این زمینه انجام شده ولی کمتر به موضوع به صرفه کردن انجام این آزمایش غربالگری توجه شده است. هدف این مطالعه بررسی تاثیر یک مداخله مبتنی بر الگوی بازاریابی اجتماعی برای ترغیب زنان روستایی شهرستان بجنورد به انجام ماموگرافی است.

  روش کار: در این مطالعه نیمه تجربی ، دو روستای تابع شهرستان بجنورد که از نظر ویژگی های جمعیتی شبیه به هم بودند ، مشخص و به صورت تصادفی روستاهای مداخله و مقایسه نام گرفتند. کلیه زنان بالای 35 سال ساکن این دو روستا که بالغ بر 343 نفر بودند (151 نفر در گروه مداخله و 192 نفر در گروه مقایسه) شناسایی شدند. برای دستیابی به ایده اولیه مداخله و شناسایی دیدگاه ها و نظرات زنان گروه هدف درباره ماموگرافی ، پژوهش تکوینی شامل یک پیمایش کمی (با تکمیل پرسشنامه سنجش نگرش زنان بر اساس الگوی باور سلامت) و یک مطالعه کیفی (با برگزاری چهار جلسه بحث گروهی متمرکز) انجام شد. براساس نتایج پژوهش تکوینی، مداخله رفتاری با تکیه بر کاهش موانع اصلی مورد نظر مشارکت کنندگان طراحی شد و به مدت چهار هفته در گروه مداخله به اجرا درآمد . در پایان هفته اول پس از پایان مداخله ، تعداد موارد ماموگرافی زنان دو روستا مشخص و مقایسه شد .

  نتایج: پیمایش کمی نشان داد که از بین سازه های الگوی باور سلامت ، میانگین امتیازات کسب شده از سؤالات وقت گیربودن ، هزینه بالا (از بین موانع درک شده) ؛ و نیز به یاد نداشتن انجام ماموگرافی ، و نگرانی از در معرض اشعه قرار گرفتن ، پایین تر از سایر موارد بود . در مطالعه کیفی نیز ، زنان بالا بودن هزینه انجام ماموگرافی و وقت گیر بودن ماموگرافی را از جمله عوامل اصلی در عدم استقبال از این آزمایش بیان کردند . پس از اجرای برنامه ، 1/48 درصد زنان واجد شرایط در گروه مداخله ، برای انجام ماموگرافی اقدام کردند در حالی که تغییری در تعداد موارد ماموگرافی در گروه مقایسه مشاهده نشد .

  نتیجه گیری: مداخلات آموزشی برای ترغیب زنان به انجام ماموگرافی کافی نیست و باید به موانع و نگرانی های ذهنی افراد نیز توجه کرد . یکی از راهکارهای اثربخش برای ترویج ایده ، رفتار یا خدمات ، شناسایی دیدگاه ها و نظرات گروه هدف و طراحی مداخلات مخاطب محور بر مبنای این دیدگاه هاست . به این ترتیب، پذیرش ایده یا رفتار مقرون به صرفه خواهد بود و استقبال از آن افزایش خواهد یافت.


lمحمودرضا گوهری، پریسا مختاری حصاری، زینب مقدمی فرد، رضا خدابخشی،
دوره 12، شماره 1 - ( 2-1393 )
چکیده

  زمینه و هدف : شناخت عوامل موثر بر وقوع متاستاز در بیماران اهمیت بالایی در فرآیند شناخت و درمان بیماری سرطان دارا می باشد. بروز متاستاز به عنوان عاملی برای شکننده ­ تر شدن بیمار، سبب در معرض خطر قرار گرفتن بیشتر بیمار و کاهش طول عمر بیمار می شود. همچنین کیفیت زندگی وی را در ابعاد جسمی و روانی کاهش می­دهد. هدف این مطالعه بررسی عوامل پیش ­ آگهی دهنده بروز متاستاز در بیماران سرطان پستان توسط مدل رگرسیونی شرطی برای داده ­ های بازگردنده است.

  روش­کار: داده ­ های مورد استفاده در این مطالعه از پرونده بیمارستانی 246 زن مبتلا به سرطان پستان که برای عمل جراحی و درمان به بیمارستان فیاض بخش تهران مراجعه نمودند استخراج گردید. بیماران تا اریبهشت 1391 مورد پیگیری قرار گرفته و آخرین وضعیت آنان ثبت گردید. برآورد زمان بدون بقای متاستاز به روش کاپلان مایر برآورد گردید. برای تعیین عوامل پیش ­ آگهی دهنده متاستاز مدل شرطی چندگانه به داده ها برازش شد. تحلیل داده ­ ها در نرم افزار R انجام شد.

  نتایج: 202 بیمار (1/82%) تا پایان مطالعه زنده ماندند و 44 بیمار (9/17%) فوت کردند. 54 بیمار متاستاز داشتند و 11 نفر (7/4%) دو متاستاز را تجربه کردند. بیشتر متاستازها در استخوان، کبد، ریه و مغز مشاهده شد. میانه بقای بدون متاستاز 64 ماه برآورد گردید. نرخ یکساله، دو ساله و سه ساله بقای بدون متاستاز به ترتیب 88، 1/80، 6/76درصد بود. تعداد گره های لنفی درگیر(016/0 p< ) و فاکتور رشد اپیدرمی انسانی( HER2 ) (048/0 p< ) پیش ­ آگهی دهنده متاستاز تعیین شدند و متغیرهای سن، گیرنده استروژن، گیرنده پروستروژن، درجه بدخیمی تومور و اندازه تومور معنی دار نشدند(05/0 p> ) .

  نتیجه­گیری: این مطالعه نشان داد که عامل پیش­آگهی دهنده معنی­دار تعداد گره­های لنفی درگیر بیشتر، به عنوان عاملی شناخته می شود که سبب افزایش مخاطره بروز متاستاز و کاهش بقای بیمار، در نتیجه فوت وی می­شود. همچنین تشخیص و درمان بیماری در مراحل اولیه بیماری سبب افزایش بقای بیماران می­گردد. بنابراین ایجاد زمینه برای غربالگری­های سرطان پستان و دادن آگاهی به زنان در مورد اهمیت معاینات دوره­ای و تشخیص زود هنگام بیماری می تواند عامل مهمی جهت درمان بیماری و پیشگیری از بروز متاستاز بیماران سرطان پستان می باشد.


بهجت مرزبانی، پروانه تیموری، بیژن نوری،
دوره 15، شماره 1 - ( 3-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: بروز سرطان پستان در زنان طی دهه‌های آتی در کشورما به شدت در حال افزایش است. هدف از این مطالعه تعیین عوامل خطر سرطان پستان در زنان زیر 50 سال در طی سال‌های 1392 تا 1394 در کرمانشاه می‌باشد.

روش کار: این مطالعه مورد- شاهدی در بیمارستان امام‌ رضا و مطب خصوصی پزشکان فوق تخصص آنکولوژی کرمانشاه (سه مطب) و با شرکت 202 بیمار مبتلا به سرطان پستان و 398 خانم غیر‌مبتلا به این بیماری انجام شد. گروه مورد از ‌طریق بخش‌های آنکولوژی، پرتودرمانی، شیمی‌درمانی بیمارستان امام ‌رضا و گروه شاهد از ‌بین مراجعین سرپایی در درمانگاه‌های تخصصی و فوق‌ تخصصی(سونوگرافی، درمانگاه‌ سرپایی چشم و زنان، ENT و نازایی) همین مرکز و مطب‌ها انتخاب شدند. گروه‌ها از ‌نظر متغیر سن همسان‌سازی شدند. جمع‌آوری داده‌ها با استفاده از پرسشنامه استاندارد گیل و از ‌طریق مصاحبه‌حضوری و اطلاعات موجود در پرونده بیماران انجام گرفت. تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار  Stataنسخه 12 و با بکارگیری نسبت‌شانس و حدود اطمینان 95% و نیز مدل رگرسیون‌لجستیک شرطی انجام گرفت.

نتایج: متغیرهای سابقه فامیلی سرطان پستان در بستگان درجه‌دو، سن اولین زایمان 18 تا 35 سالگی و سابقه توده خوش‌خیم در پستان به عنوان عوامل خطر مهم برای ابتلای به سرطان پستان در زنان زیر 50 سال شناخته شدند.

نتیجه گیری:  لزوم انجام مطالعات مشابه با در‌نظر‌گرفتن سایر عوامل خطر تاثیرگذار بر سرطان پستان همچنین آموزش در مورد خودآزمایی پستان و اهمیت انجام معاینات دوره‌ای در زنان توصیه می‌گردد.


مرضیه محمدپور، مهدی یاسری، محمود محمودی، رسول انتظار مهدی،
دوره 16، شماره 1 - ( 3-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: سرطان پستان یکی از شایع ترین سرطان ها و همچنین دومین علت مرگ و میر ناشی از سرطان در میان زنان پس از سرطان ریه می­باشد.
روش کار: در این مطالعه کلیه بیمارانی که در استان های آذربایجان غربی و شرقی در سال 1388 تا 1389 به سرطان پستان مبتلا شده و به مراکز درمانی مراجعه نموده اند به مدت 5 سال پیگیری شدند. از آنالیز بقا شفا یافته برای به دست آوردن بقای این بیماران استفاده شده است و تاثیر متغیرها بر روی میزان بقا با استفاده از مدل کاکس شفایافته چندمتغیره ارزیابی شده است.
نتایج: در این مطالعه میانگین سنی 171 بیمار مبتلا به سرطان پستان در زمان تشخیص برابر 9/12±9/55 سال و دامنه سنی ایشان از 23 تا 89 سال بود. در مجموع 52 مرگ اتفاق افتاد و میزان بقا 5 ساله بیماران 6/60 % برآورده شد. در نهایت دو متغیر وضعیت اقتصادی و بستری اورژانسی به‌عنوان دو عامل پیش آگهی دهنده در بقای بلند مدت بیماران مبتلا به سرطان پستان یافت شدند.
 نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده به نظر می­رسد که استفاده از مدل شفایافته در بیماران مبتلا به سرطان پستان بهتر از مدلهای بقای کلاسیک می­باشد.
 
سودابه بساک نژاد، مهتاب رحیمی، ساسان رزمجو،
دوره 18، شماره 1 - ( 3-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: والدین مبتلا به سرطان به دلیل شروع مشکلات جسمانی، تجربه افسردگی و عدم در دسترس بودن هیجانی، ارتباطات خانوادگی پس از ابتلا در خانواده آنان تغییر می‌کند. هدف از این پژوهش مقایسه جهت گیری منفی به مشکل، نا امیدی و استرس ادراک شده در دختران نوجوان با و بدون مادر مبتلا به سرطان پستان بود.
روش کار: پژوهش حاضر از نوع مقطعی بود. جامعه آماری شامل کلیه دختران نوجوان بین 13 تا 18 سال بودند که از ابتدای سال 96 به مدت 6 ماه به‌عنوان همراه مادر مبتلا به سرطان مراجعه کننده به بخش آنکولوژی بیمارستان آموزشی گلستان اهواز بودند. به روش نمونه‌گیری در دسترس 57 دختر نوجوان برای گروه واجد والد مبتلا ( 65/4 ± 31/16) و 57 نوجوان دختر نیز به روش تصادفی مرحله ای برای گروه فاقد والد مبتلا( 27/3 ± 02/16) انتخاب و به پرسشنامه جهت‌گیری منفی نسبت به مشکل چاد‌ و داگاس، مقیاس‌ ناامیدی بک و همکاران و مقیاس‌ استرس ادراک ‌شده کوهن و همکاران پاسخ دادند. تحلیل داده‌ها ‌به منظور مقایسه متغیر‌ها ‌دردو گروه از روش تحلیل واریانس چند‌متغیری و تک متغیری در سطح معنی داری 05/0 و با رعایت پیش فرض ها  با کمک  SPSS نسخه 22 تجزیه و تحلیل شد.
نتایج: یافته‌ها نشان داد که تفاوت معنی‌داری در متغیر‌های جهت‌گیری منفی نسبت به مشکل و نومیدی بین دو گروه وجود داشت (05/0    p<؛ 21/4 F=). اما در متغیر استرس ادراک‌ شده تفاوت معنی‌داری بین دو گروه والد سرطانی مشاهده نشد(90/0 p = ؛ 015/0F= ).
نتیجه‌گیری: فرزندان بیماران سرطانی دارا ی مشکلات روان‌شناختی بوده و بنابر این نیازمند راهنمایی و حمایت هستند. با بهبود شرایط روان‌شناختی فرزندان نحوه ارتباط آنان با  مادر بهتر شده و آرامش بیشتری در بیماران ایجاد می‌شود.
صفورا ماواییان، فضل اله میردریکوند، مسعود صادقی،
دوره 19، شماره 2 - ( 6-1400 )
چکیده

زمینه و هدف: یکی از شایع­ترین سرطان­ها در کشور ایران، سرطان پستان می‌باشد. پژوهش حاضر با هدف اثربخشی درمان وجودگرا-انسان­مدار بر پذیرش خود و رضایت زناشویی زنان مبتلا به سرطان پستان انجام شد.
روش کار: این پژوهش نیمه تجربی با طرح پیش آزمون، پس از آزمون و پیگیری با گروه گواه بود. جامعه آماری زنان مبتلا به سرطان پستان مراجعه کننده به بیمارستان شهید رحیمی شهر خرم­آباد در سال 1399 بودند که از این میان در هر گروه (آزمایش و گواه) 15 نفر به صورت تصادفی اختصاص داده شدند، و به پرسشنامه پذیرش خود (USAQ) و پرسشنامه رضایت زناشویی (ENRICH) پاسخ دادند. سپس، گروه آزمایش طی 8 جلسه 90 دقیقه­ای تحت مداخله قرار گرفتند. پس از مداخله از هردو گروه پس آزمون گرفته شد و مجدد بعد از دو ماه هر دو گروه پیگیری شدند. روش تجزیه وتحلیل داده­ها، آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر بود.
نتایج: نتایج تحلیل واریانس با اندازه­گیری مکرر نشان داد اثر متقابل گروه و زمان معنادار بود. بنابراین متغیر پذیرش خود در سطح معناداری (77/5=F، 01/0>p) و متغیر رضایت زناشویی در سطح معناداری (97/13=F، 01/0>p)  افزایش داشت.
نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژهش، درمان وجودگرا- انسان­مدار بر پذیرش خود و رضایت زناشویی بیماران مبتلا به سرطان پستان اثر معنادار دارد. لذا پیشنهاد می‌شود علاوه بر مشکلات جسمانی این جمعیت، به مسائل روان‌شناختی آنها نیز توجه شود و در کنار دارودرمانی، درمان‌های روان‌شناختی و از جمله رویکرد وجودگرا- انسان­مدار، مدّ نظر قرار گیرد.

صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه دانشکده بهداشت و انستیتو تحقیقات بهداشتی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb