108 نتیجه برای سلامت
محمدحسین کاوه، داود شجاعی زاده، داود شاه محمدی، حسن افتخار اردبیلی، عباس رحیمی، جعفر بوالهری،
دوره 1، شماره 4 - ( 4-1382 )
چکیده
یک پنجم، یا احتمالا بیشتر، از کودکان و نوجوانان دنیا از اختلالات خفیف تا شدید روانی رنج می برند. از آنها تنها 20%، یا حتی کمتر، خدمات سلامت روان مورد نیاز را دریافت می کنند. به دلایل بسیار مدرسه جایگاه اساسی برای سازماندهی و ارائه خدمات سلامت روان به است. پژوهش نشان داده است که مدارس و معلمان در ارتقای سلامت روان، شناسایی کودکان در معرض خطر اختلالات روان شناختی و ارجاع آنان برای دریافت کمک های تخصصی، نقش هایی اساسی دارند. این مطالعه، با پیشنهاد راهکاری برای سازماندهی خدمات سلامت روان در مدارس، برای ارزیابی نقش معلم بعنوان گام اول در آن راهکار، طراحی و اجرا گردیده است. هدف اصلی این مطالعه، تعیین تاثیر مداخله آموزشی بر آگاهی، نگرش، خود-کارآمدی و عملکرد معلمان در زمینه بهداشت روان دانش آموزان بوده است. در این مطالعه مداخله ای، 57 نفر از معلمان مدارس ابتدایی دولتی شهر خرم آباد در استان لرستان ایران، مشارکت داشتند. کارگاه آموزشی به مدت 3 روز برای معلمان گروه مداخله (27 نفر) برگزار گردید. سپس آنان نزدیک به 4.5 ماه به فعالیت (شامل اجرای رفتارهای الف و ب) پرداختند. اطلاعات پژوهش در سه مرحله: قبل و بعد از کارگاه آموزشی و در پایان فعالیت ها با استفاده از پرسشنامه های خود اجرا از معلمان و دانش آموزان جمع آوری گردید. داده ها در نرم افزار آماری SPSS و با استفاده از روش های آمار غیر پارامتری پردازش و تحلیل شدند. مقایسه نتایج قبل و بعد از مداخله آموزشی افزایش های بارزی را در آگاهی، نگرش، قصد و عملکرد معلمان در گروه مداخله نشان می دهد. در گروه شاهد تغییرات بارزی در ارتباط با متغیرهای مورد مطالعه مشاهده نگردید. معلمان گروه مداخله در طی این پروژه 106 دانش آموز را شناسایی و به مرکز مشاوره ارجاع کردند؛ روان شناسان وجود اختلال را در 79 نفر از آنها تایید نمودند. در همین مدت معلمان گروه شاهد تنها ارجاع 2 دانش آموز را گزارش دادند. سطح آگاهی دانش آموزان، معیار اصلی عملکرد معلمان در آموزش بهداشت روان، در گروه مداخله بطور بارز افزایش یافته بود؛ اما این شاخص در گروه شاهد تغییر بارزی را نشان نداد. همچنین نتایج حاکی از آگاهی، نگرش و عملکرد بالاتر معلمان زن نسبت به معلمان مرد بوده است. این پژوهش بخوبی نشان داده است که معلمان آموزش دیده از پتانسیل قابل توجهی برای مشارکت در ارائه خدمات سلامت روان در مدارس برخوردارند. از این رو پیشنهاد می شود برنامه ریزی کارگاه های آموزشی برای گسترش گام اول راهکار ارائه شده برای سازماندهی خدمات، یعنی توسعه مشارکت معلمان، انجام پذیرد.
کتایون جهانگیری، کاظم محمد، سیدرضا مجدزاده، احمدعلی نوربالا، قاسم زمانی،
دوره 2، شماره 3 - ( 3-1383 )
چکیده
در مطالعه حاضر که در آن بخشی از داده های مربوط به سرفه مزمن حاصل از دو پژوهش مقطعی توصیفی-تحلیلی "طرح ملی سلامت و بیماری" که در سال های 1370 و 1378 اجرا گردید مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته، سعی گردیده است تا با تحلیل داده های پایه مربوط به سرفه مزمن، امکان ارائه تصویری از وضعیت موجود فراهم شده و با مقایسه اطلاعات دو نوبت طرح، روند تغییرات سنی مبتلایان به سرفه مزمن مشخص گردد. در این دو مطالعه که در آن 1/1000 خانوارهای کشور به روش خوشه ای مورد نمونه گیری قرار گرفتند، داده های مرتبط با سرفه مزمن بترتیب در سال 1370 از افراد دو تا 69 سال (44659 نفر) و در سال 1378 از افراد دو سال به بالا (55585 نفر) اخذ شدند. مقایسه نتایج دو طرح ملی سلامت و بیماری با فاصله زمانی 8 سال نشان داد که در کل کشور شیوع سرفه مزمن کاهش شدیدی یافته است؛ بطوریکه از 4.5% در سال 1370 به حدود یک سوم یعنی 1.8% در سال 1378 تقلیل یافته است. آنالیز کوهورت تولد نشان داد که بطورکلی با بالارفتن سن میزان شیوع سرفه مزمن افزایش می یابد اما در هریک از گروه های سنی نسبت افراد مبتلا به سرفه مزمن، پس از یک دوره 8 ساله، علیرغم مسن تر شدن بشدت کاهش یافته است. از سوی دیگر در کل شاهد افزایش شیوع سرفه مزمن در کوهورت های سنی بالاتری می باشیم. این روند معکوس در مطالعه مقطعی موید وجود یک اثر (Birth cohort) قوی است. نتیجه آنکه تاثیر سن بر روی سرفه مزمن در هردو سال 1370 و 1378 معنی دار و دارای روند فزاینده با افزایش سن می باشد، گرچه اثر آن در کوهورت های سنی بالای 25 سال مشهودتر است.
مسعود یونسیان، محمد شریعتی، قاسم زمانی،
دوره 3، شماره 1 - ( 1-1384 )
چکیده
متعاقب ادغام معاونت های بهداشتی و درمان و دارو در سطح وزارتخانه و ایجاد معاونت جدید سلامت، بحث ضرورت ادغام این معاونت ها در سطح دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی تهران نیز مطرح شده بود. در این تحقیق نظرات و دیدگاه های صاحب نظران مختلف پیرامون جنبه های مختلف این امر بررسی و جمع بندی گردیده است. پژوهش از نوع دلفی بوده و در آن از دیدگاه های صاحب نظران، محققان، مدیران و کارشناسان داخل و خارج دانشگاه استفاده شده است. در مجموع از 52 نفر بعنوان صاحب نظر جهت شرکت در مطالعه دعوت بعمل آمد که از این میان 42 نفر در مطالعه شرکت کردند. انتخاب صاحب نظران با استفاده از روش Expert panel صورت پذیرفت. مطالعه در سه دور انجام شد و در دور سوم توافق بین شرکت کنندگان و تعیین دیدگاه آنان نسبت به جنبه های مختلف ضرورت و امکان ادغام مورد سنجش قرار گرفت. برای سنجش توافق از روش لیکرت استفاده شد و چنانچه حداقل دو سوم صاحب نظران با موضوعی موافقت یا مخالفت داشتند بعنوان اتفاق نظر در زمینه فوق درنظر گرفته شد. در نهایت در 27 مورد از مجموع 36 موردی که در دور نهایی مطرح شده بود توافق نسبی حاصل شد. شرکت کنندگان در مجموع با ضرورت ادغام موافقت داشته و در خصوص جنبه های مختلف آن مهمترین یافته ها عبارت بود از: ادغام از نقطه نظرهای سنخیت وظایف دو حوزه، تقویت تفکر جامعه نگری، تجربه انحلال سازمان های منطقه ای بهداشت و درمان، افزایش بهره وری، همسویی با وزارت بهداشت، افزایش کیفیت، اصلاح ساختار اداری ضرورت داشته و مشکلاتی از نظر شیفت منابع بطرف درمان و نیز کاهش سهم بهداشت و درمان بعلت کاهش تعداد نمایندگان آن در هیات رئیسه رخ نخواهد داد. همچنین شرکت کنندگان در خصوص امکان ادغام به توافق نسبی مثبت دست یافته و معتقد بودند نگرش نیروی انسانی نسبت به ادغام، جامه نگر نبودن اساتید و دانشجویان پزشکی و مقدور نبودن ادغام در کلیه زمینه ها امکان ادغام را منتفی نمی سازد. در مورد تسهیل عمل دولت به تعهدات جهانی خود، تاثیر ادغام بر انگیزه نیروی انسانی، عدم توانایی سیستم مدیریت دانشگاه در برانگیختن انگیزه کارکنان برای ادغام، روشن نبودن اهداف ادغام و عدم امکان ادغام در تمام زمینه ها، توافق قابل ملاحظه ای بین شرکت کنندگان مشاهده نشد.
نرگس رفعتی ، پروین یاوری ، یداله محرابی ، علی منتظری ،
دوره 3، شماره 2 - ( 2-1384 )
چکیده
روند رو به افزایش جمعیت سالمندان در جهان و ایران و مسایل ناشی از آن از جمله افزایش بار بیماریها، ضرورت توجه و شناخت عوامل موثر بر سلامتی و رفاه آنان به عنوان بخش مهمی از جامعه و تعیین اولویتها را در این زمینه آشکار می نماید. این مطالعه به صورت مقطعی و به منظور بررسی کیفیت زندگی سالمندان ساکن در یک آسایشگاه و ارزیابی عوامل موثر بر آن انجام گردید. این مطالعه در سال 1382 انجام شد و افراد مورد بررسی عبارت بودند از 202 نفر از سالمندان 65 ساله و بالاتر ساکن در آسایشگاه خیریه سالمندان کهریزک تهران با طول مدت اقامت حداقل 6 ماه که قادر به درک و پاسخگویی به سوالات بودند. اطلاعات لازم با استفاده از پرسشنامه استاندارد شده SF-36 و پرسشنامه مربوط به خصوصیات دموگرافیک افراد و به روش مصاحبه رودررو جمع آوری گردید. جهت مقایسه کیفیت زندگی بین گروههای مختلف از آزمونهای ناپارامتری من - ویتنی و کروسکال والیس استفاده شد. طبق نتایج حاصله 84 نفر (%41.6) از نمونه ها مرد و 118 نفر (%58.4) زن بودند. میانگین و انحراف معیار سنی آنان 76.8±7.6 با حداقل 65 و حداکثر 99 سال بود. میانه امتیازات مربوط به کیفیت زندگی در زنان پایین تر از مردان بود. بین سن و کیفیت زندگی رابطه ای مشاهده نشد. بین سطح تحصیلات، کار در کارگاه موجود در آسایشگاه، دریافت حقوق بازنشستگی، ابتلا به یکی از انواع شکستگی ها و تغییر شکل اندامها و آرتروز با کیفیت زندگی ارتباط معنی دار مشاهده گردید (p<0.05). نتایج مطالعه حاضر نشانگر برخی عوامل موثر بر کیفیت زندگی مرتبط با سلامتی در سالمندان است. با توجه به این موارد و با انجام اقدامات مقتضی و به موقع می توان از بسیاری از مسایل و مشکلات دوران سالمندی کاسته و بر سالهای عاری از ناتوانی و عمر مفید در سالمندان افزود.
تیمور آقاملایی، حسن افتخار، کاظم محمد، علیرضا سبحانی، داود شجاعی زاده، منوچهر نخجوانی، فضل ا... غفرانی پور،
دوره 3، شماره 4 - ( 4-1384 )
چکیده
دیابت یک بیماری مزمن در تمام دوران زندگی است و کنترل آن نیاز به تغییرات اساسی در سبک زندگی بیماران دارد.هدف این مطالعه تعیین تأثیر مداخله آموزشی بر آگاهی،رفتار، هموگلوبینA1c و کیفیت زندگی مرتبط با سلامت در بیماران مبتلا به دیابت بود. جمعیت مورد مطالعه شامل بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 تحت پوشش درمانگاه دیابت بندر عباس بود. 80 بیمار به طور تصادفی انتخاب شدند و به طور تصادفی به دو گروه مداخله و کنترل تقسیم شدند و به هر گروه 40 نفر اختصاص یافت. آگاهی و رفتار بیماران با استفاده از پرسشنامه ، هموگلوبین A1c با روش کالریمتری و کیفیت زندگی مرتبط با سلامت با استفاده از پرسشنامه WHOQOL-BREF تعیین گردید. جلسات آموزش گروهی برای گروه مداخله برگزار شد و چها ماه بعد مورد ارزیابی قرار گرفت.گروه کنترل نیزپرسشنامه ها را در اولین ملاقات و 4 ماه بعد از آن تکمیل نمودند. گروه مداخله افزایش معنی داری در میانگین آگاهی از 7/6 به 8/15 (000/0 = p) ، سلامت فیزیکی از 7/64 به 2/77 (000/0= p) و سلامت روانی از 56 به 4/71 و کاهش معنی داری در میانگین هموگلوبین A1c از 4/9 به 2/8 (000/0 = p) و همچنین افزایش معنی داری از نظر کنترل شخصی قند خون ، کنترل وزن، ورزش و رعایت رژیم غذایی داشت.گروه کنترل هیچ تغییر معنی داری در متغیر های اندازه گیری شده بجز آگاهی نداشت. کاهش در میانگین هموگلوبینA1c و بهبودی در بعد فیزیکی و روانی کیفیت زندگی گروه مداخله به طور عمده ناشی از تغییر در رفتار آنها است.نتایج این پژوهش از نظر بالینی برای بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 سودمند است و کمکی برای پزشک در کنترل بهتر دیابت است. ضمنأ روش آموزشی مورد استفاده ، ارزان ، مناسب برای مراقبتهای کلنیکی اولیه و قابل اجرا است.
بتول احمدی ، معصومه علی محمدیان ، بنفشه گلستان ، سیدعباس باقری یزدی ، داوود شجاعی زاده ،
دوره 4، شماره 2 - ( 2-1385 )
چکیده
زمینه و هدف: خشونت علیه زنان در سراسر جهان یکی از اولویتهای بهداشت همگانی است. اگر چه نتایج تحقیقات و اطلاعات جمع آوری شده موجب افزایش آگاهی و حساسیت جامعه نسبت به این معضل سلامتی زنان گردیده، ولی شرم، حیا و ترس زنان و عدم پاسخگویی و مسوولیت پذیری نظام بهداشتی - درمانی جامعه نسبت به آن موجب سکوت و انزوای زنان قربانی و غفلت از پیامدهای آن بر سلامت جسمی و روانی آنان شده است. پیامدهای خشونت خانگی بر سلامت روان زنان شامل افسردگی، اضطراب، استرس و رفتارهای خودکشی و آسیب به خود می باشد./ هدف این مطالعه مقطعی تعیین میزان فراوانی انواع خشونت خانگی و تاثیر آن بر وضعیت بهداشت روان زنان متاهل تهرانی است.
روش کار: از 1189 نفر نمونه زن متاهل 15 سال به بالای ساکن شهر تهران که در محل سکونتشان پرسشگری شده اند.
نتایج: 35.7% تحت انواع خشونت خانگی قرار گرفته اند که به تفکیک 30% تحت خشونت جسمی، 29% خشونت روانی و 10% خشونت جنسی بوده اند. لازم به ذکر است که در این مطالعه بعضی از افراد نیز تحت انواع مختلف خشونت خانگی قرار داشته اند. مشت، لگد و سیلی با بیشترین فراوانی (91%) و هل دادن (80%) شایعترین نوع خشونت جسمی، تحقیر، توهین و یا ناسزا با فراوانی (93%)، تهدید و ارعاب (83%) شایعترین انواع خشونتهای روانی اعمال شده بر علیه زنان نمونه بوده است. از لحاظ وضعیت سلامت روان، 34.1% نمونه ها مشکوک به اختلال روانی (اضطراب و افسردگی) بوده اند. این میزان در افرادی که تحت خشونت خانگی قرار داشته اند 3.5 برابر افرادی است که تحت خشونت خانگی نبوده اند (OR=3.5, CI:%95 2.72- 4.58, P<0.0001) .
نتیجه گیری: بررسی برخی عوامل موثر در ارتکاب خشونت علیه زنان نشانگر وجود ارتباط معنی دار آماری بین اعتیاد همسر، وضعیت اقتصادی پایین و تعداد بیشتر فرزندان در خانواده می باشد (P<0.0001). می توان گفت زنان تحت خشونت خانگی احتمالا بیشتر دچار اختلالات روانی از قبیل افسردگی و اضطراب هستند و با توجه به این نتایج خشونت به عنوان یک شاخص سلامت زنان اهمیت زیادی دارد. بنابراین افزایش آگاهی و هوشیاری ارایه دهندگان مراقبتهای بهداشتی در غربالگری قربانیان و انجام اقدامات حمایتی و اطلاع رسانی عمومی می تواند در کاهش آسیبهای جسمی و روانی در زنان تحت خشونت موثر باشد.
مسعود کریملو ، کاظم محمد ، کمال اعظم ، محمدعلی نوربالا ،
دوره 5، شماره 1 - ( 1-1386 )
چکیده
زمینه هدف: در مطالعه حاضر روند تغییرات سن اولین ازدواج با استفاده از اطلاعات مربوط به طرح ملی سلامت و بیماری در ایران، بر مبنای روش براس (Brass) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
روش کار: طرح سلامت و بیماری در سال 1378 در کل کشور به اجرا گذاشته شد که در آن یک هزارم جمعیت ایران بصورت نمونه گیری خوشه ای که هر خوشه شامل 8 خانوار بود تحت مطالعه قرار گرفتند. نمونه مورد مطالعه در کل کشور حدود 16000 زن 49-15 ساله است که در استان تهران شامل 3026 زن می باشد. صفات مورد بررسی در مطالعه حاضر برای این افراد عبارتست از: سن فعلی، وضعیت تاهل، سن اولین ازدواج و منطقه سکونت (شهری و روستایی). میانگین سن اولین ازدواج زنان شوهردار در کل کشور 17.8 با انحراف معیار 3.7 سال و در استان تهران 18.2 با انحراف معیار 3.7 بدست آمد.
نتایج: برازش روش براس روی داده های فوق نشان می دهد که نسبت ازدواج کرده در کلیه گروه های سنی بخصوص در گروه سنی 19-15 ساله روندی کاملا نزولی داشته است.
نتیجه گیری: این یافته حاکی است که سن ازدواج در کل کشور و همچنین در استان تهران افزایش یافته است.
شبنم اصغری ، حسین ملک افضلی ، کورش هلاکویی نایینی ، سیدرضا مجدزاده ، فرین سلیمانی ، سوزان امیرسالاری ،
دوره 5، شماره 1 - ( 1-1386 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از دغدغه های خانواده های کودکان معلول ذهنی مشکلات مرتبط با سلامت و درمان های مورد نیاز این کودکان می باشد. هدف از این پژوهش بررسی میزان و عوامل موثر بر بهره مندی کودکان دچار معلولیت ذهنی از خدمات سلامت بوده است.
روش کار: این مطالعه از نوع مقطعی توصیفی بوده که به روش نمونه گیری منظم و از طریق مصاحبه با والدین 110 کودک دچار معلولیت ذهنی شهر تهران (14) انجام شده و چگونگی و میزان تاثیر عوامل مختلف بر بهره مندی از خدمت با استفاده از مدل رگرسیون دو جمله ای منفی (Negative Binomial Regression) نشان داده شده است.
نتایج: در طول یک سال %99.09 این کودکان از خدمات سلامت موجود در جامعه استفاده کرده و %0.9 خدمتی دریافت نکرده بودند. 15% آنها در بیمارستان بستری شده بودند. به طور متوسط این کودکان 20718 بار در طول یک سال خدمت سلامت دریافت کرده بودند که 383 بار از این خدمات با هزینه خانواده و بدون یارانه بهزیستی انجام شده و عوامل موثر بر بهره مندی از خدمات اخیر عبارت بودند از: آگاهی خانواده از خدمات لازم (p<0.033) و ارجاع کودک به مراکز لازم (p<0.029).
نتیجه گیری: مداخلات مناسب بر مبنای عوامل موثر می تواند ارایه خدمات سلامت را به این کودکان در جامعه ارتقا دهد.
زهرا زمانیان اردکانی، حسین کاکوئی، محمد آیت اللهی، سید مرتضی کریمیان، جبرئیل نسل سراجی،
دوره 5، شماره 4 - ( 12-1386 )
چکیده
زمینه و هدف: نگاهی به آمار و برونداد های منتشره در زمینه شیوع اختلالات روانی در کشور های مختلف جهان و ایران ، اهمیت و ضرورت پرداختن به بهداشت روان را مشخص تر می نماید . فشارهای روانی محیط کار از جمله عوامل استرس زاست که بر سلامت روانی پرستاران تاثیر می گذارد و می تواند به کارکرد شغلی و ایمنی آنان و مشتریان مراکز ارائه خدمات بهداشتی آسیب رساند. سلامت عمومی بویژه سلامت روان پرستاران بویژه نوبت کاران با توجه به کار در خارج از دریچه زمانی طبیعی و حساسیت شغل آنها در مراکز خدمات درمانی و سیستم مراقبت های بهداشتی اهمیت بسیار دارد.
روش کار : این پژوهش یک مطا لعه توصیفی – مقطعی است که در سال 85-1384 انجام شد . جامعه آماری پژوهش ، پرستاران شاغل (131 مر و 1064 زن ) در بیمارستانهای دولتی وخصوصی شهر شیراز و ابزار پژوهش ، پرسشنامه سلامت عمومی– 28 سوالی (GHQ-28) General Health Questionnaire بود . بررسی های انجام یافته در اپیدمیولوژی اختلالات روانی در ایران با استفاده از پرسشنامه مذکور نشان دهنده این واقعیت است که میزان روایی و پایایی این آزمون با نمره برش 6 بین 84/0 تا 93/0 و با نمره برش 23 بین 68/0 تا 94/0 متغیر می باشد . در این مطالعه از روش نمره گذاری رایج و نمره برش 23 استفاده گردید .
نتایج : میانگین سنی پرستاران نوبت کار 08/7 ± 81/30 سال و سابقه کار آنها نیز 38 /6 ± 7 سال بود . شیوع موارد مشکوک به اختلالات روانی با استفاده از نمره برش 23 در کل و 6 در خرده مقیاس نشان داد که 7/28% پرستاران نوبت کار، مشکوک به اختلالات روانی بودند . بین شیوع موارد مشکوک به اختلال روانی و جنس و تأهل ارتباط معنا دار آماری مثبتی وجود داشت .
نتیجه گیری: نتایج این بررسی نیز مشابه سایر تحقیقات در این زمینه ، نشان از این حقیقت دارد که مطالعه وضعیت سلامت روان شاغلین نوبت کار می تواند اطلاعات ارزشمندی را در زمینه برنامه ریزی های پیش گیری در سطوح مختلف ، آموزشی مداوم ، انجام معاینات دوره ای شاغلین نوبت کار ، درمان و پیش گیری از بروز اختلالات روانی در اختیار سیاست گزاران ، برنامه ریزان و مدیران سیستم های بهداشت و درمان کشور قرار دهد
ملیحه نوری سیستانی، عفت السادات مرقاتی خویی، محمد تقدیسی،
دوره 6، شماره 2 - ( 5-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: نوجوانی ، پویاترین دوره در مسیر رشد بشر است که تقریباً دهه دوم زندگی را در بر می گیرد و بلوغ یکی از بحرانیترین پدیده های این دوره ، است. لذا اهمیت پرداختن به بهداشت نوجوانان بخصوص دختران نوجوان که نه تنها برای خود آنها بلکه برای خانواده، جامعه و نسل آینده نیز روشن است. اولین گام در طراحی برنامه جامع آموزشی تاکید بر نیازسنجی گروه هدف در بستر جامعه هدف می باشد. در این مقاله هدف ما نشان دادن کارآیی رویکرد نیاز سنجی در شناسایی و مقایسه اولویت های آموزشی بهداشت بلوغ دختران از دیدگاه دختران، مادران و معلمین جهت تغییرات موثر در رفتارهای بهداشتی دختران است.
روش کار: این پژوهش ، از نوع مطالعه کیفی است. 12 نفر از دانش آموزان دختر مقطع راهنمایی منطقه 6 تهران، 12 نفر از مادران و 7 نفر معلمین آن منطقه با شرکت در جلسات متمرکز گروهی در تهیه پرسشنامه نیمه ساختار یافته مشارکت کردند. این افراد با نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. گفتگو با افراد مورد بررسی دستنویس شد و بر پایه روش آنالیز محتوایی مورد تحلیل قرار گرفت که منجر به تکمیل پرسشنامه نهایی شد.
نتایج: اثر بخشی کاربردی رویکرد نیازسنجی در موارد زیر نشان داده می شود: مشخص کردن تفاوت های اساسی در اولویت های سلامت بلوغ دختران از دیدگاه سه گروه هدف، تعیین کردن سطح نیازهای بهداشتی دختران، تعیین اولویت های آموزشی سلامت بلوغ برای سه گروه هدف. نتایج همچنین فقدان درک جامعی از آموزش سلامت جنسی در مدرسه را نشان داد.
نتیجه گیری: طبق یافته ها پیشنهاد می شود که رویکرد نیاز سنجی یکی از راههای مفید و ضروری جهت آموزشهای متناسب با نیاز های بهداشتی گروههای هدف می باشد. برای داشتن درک صحیح از نیازهای واقعی بهداشتی دختران نوجوان ، نیاز به اکتشاف اولویت های آنان از دیدگاه خودشان و افراد دخیل در رفتارهای بهداشتی آنان می باشد، بر این اساس نیازسنجی به عنوان اولین قدم موثر در ارتقاء سلامت پیشنهاد می گردد.
مصطفی فرح بخش، اکرم ذاکری، نویده خدایی،
دوره 6، شماره 3 - ( 11-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: نظام اطلاعات سلامت شهرستان داده های خام را به اطلاعات مفید مدیریتی تبدیل می نماید. هدف اصلی نظام اطلاعات شهرستان ارتقای کیفیت خدمات سلامت ارائه شده در واحدهای ارائه خدمت است. این مطالعه برای بررسی وضعیت نظام اطلاعات مراقبتهای اولیه بهداشتی در سطح شهرستان طراحی و اجرا شد.
روش کار: 200 واحد ارائه خدمت به روش تصادفی سیستماتیک انتخاب و وضعیت محاسبه 47 شاخص کاربردی بااستفاده از پرسشنامه و توسط کارشناس مسئول آمار مرکز بهداشت استان بررسی شد .
نتایج: بطور میانگین 9/41 درصد شاخصهای مورد مطالعه در هر واحد ارائه مراقبتهای اولیه بهداشتی محاسبه شده است. در سطح شهرستان 50 درصد پیامدهای و 6/5 درصد شاخصهای عملکردی مطالعه محاسبه شده است. در سطح شهرستان 79 درصد و در سطح واحدهای ارائه خدمت 66 درصد شاخصهای قابل استخراج از زیج حیاتی محاسبه شده است. در سطح شهرستان 97 فرم مراقبت بیماریها ، 35 فرم سلامت محیط، 21 فرم سلامت خانواده و 23 فرم در سایر موارد وجود داشت.
بحث و نتیجه گیری : طراحی فرایند استاندارد مدیریت اطلاعات و تدوین مجموعه شاخصهای کاربردی در سطوح ارائه خدمت و مرکز بهداشت شهرستان برای ارتقای عملکرد نظام اطلاعات سلامت در سطح شهرستان ضروری است.
هاشم محمدیان، حسن افتخار اردبیلی، عباس رحیمی فروشانی، محمدحسین تقدیسی، داود شجاعی زاده،
دوره 8، شماره 4 - ( 12-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به کم توجهی به مقوله ارتقای سلامت نوجوانان به علت تلقی ناشی از سالم بودن آنان در بیشتر کشورهای جهان، بر آن شدیم تا باانجام این مطالعه به ارزیابی پیشگویی کننده های کیفیت زندگی دختران نوجوان از طریق تحلیل مسیر بر اساس مدل ارتقای سلامت پندر دست یابیم.
روش کار: مدل ارتقای سلامت پندر چهارچوب این مطالعه را تشکیل داد. این مطالعه مقطعی، بر روی500 نمونه دختر نوجوان (پایه ی9 الی 11) با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای تصادفی از بین 20 دبیرستان دخترانه در4 منطقه شهرستان کاشان، اجرا شد. معیارهای ورود به مطالعه عبارت بودند از داشتن پایه 9 الی 11 و رضایت نامه کتبی از سوی اولیا ، مربیان و از سوی دختران نوجوان. پرسشنامه های استاندارد: موانع درک شده ، خودکارآمدی درک شده ، عواطف درک شده ، حمایت اجتماعی درک شده، سبک زندگی مروج سلامت و کیفیت زندگی بین دختران نوجوان توزیع وازطریق مصاحبه توسط کارشناسان دوره دیده جمع آوری شد. سپس، دادهها از طریق روش آماری تحلیل مسیربا استفاده از نرم افزارهای SPSS 18 و LISREL8.8 تجزیه و تحلیل شدند.
نتایج: کلیه ی سازه های مدل ارتقای سلامت و سبک زندگی مروج سلامت ارتباط معنی داری با کیفیت زندگی دختران نوجوان داشتند. سازه خودکارآمدی و عواطف درک شده به ترتیب بیشترین قدرت پیشگویی کنندگی (01/0 p<)70/0 = β( و(01/0 p<) 21/0 = β ) کیفیت زندگی را داشتند. سبک زندگی مروج سلامت به عنوان میانجی [HB1]39% از کیفیت زندگی دختران نوجوان را تبیین کرد . 73% از تغییر میزان کیفیت زندگی توسط دختران نوجوان این مدل برازش یافت.
نتیجهگیری: یافته های مطالعه نشان داد که مدل ارتقای سلامت ، کاربرد مناسبی برای تبیین و پیشگویی کنندگی کیفیت زندگی دختران نوجوان را دارد. بر این اساس ، به برنامه ریزان سلامت بکارگیری مدل ارتقای سلامت پندر بمنظور ارتقای کیفیت زندگی در این جمعیت پیشنهاد می شود.
زهره شاه حسینی، معصومه سیمبر، علی رمضانخانی، حمید علوی مجد،
دوره 9، شماره 1 - ( 5-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: هیچ یک از ابزارهای کمّی طراحی شده برای بررسی نیازهای سلامت دختران نوجوان متناسب با شرایط فرهنگی و اجتماعی نوجوانان ایرانی نمی باشد. در این پژوهش
، طراحی ابزاری روا و پایا برای بررسی نیازهای سلامت دختران نوجوان مورد نظر می باشد.
روش کار: این پژوهش روش شناسی در دو بخش کیفی و کمی انجام شد.در بخش کیفی برای تبیین مفهوم نیازهای سلامت و طراحی گویه های ابزار، مصاحبه های گروهی متمرکز با 67نوجوان18-12ساله(8گروه بحث متمرکز10-6نفره) ومصاحبه های فردی نیمه ساختاریافته با 11فرد کلیدی آگاه انجام پذیرفت.نمونه گیری مبتنی بر هدف و با حداکثر تنوع از افراد ساکن در شهرستان ساری صورت گرفت.در بخش کمی، روایی محتوا، روایی صوری، روایی سازه(تحلیل عاملی)، روایی ملاکی به همراه همسانی درونی وثبات ابزار مورد بررسی قرار گرفت.
نتایج: تحلیل محتوای داده های حاصل از مصاحبه های انجام شده به تبیین مفهوم نیازهای سلامت دختران نوجوان در5 درونمایه ی اصلی: نیازهای سلامت روانی- عاطفی، نیازهای سلامت اجتماعی، نیازهای سلامت جسمی، نیازهای آموزشی و اعتقادات منجر شد. متوسط شاخص روایی محتوای ابزار92/0 بود.تحلیل عاملی اکتشافی نشان دهنده 5عاملی بودن ابزار طراحی شده بود.همبستگی نمره پرسشنامه نیازهای سلامت دختران نوجوان با پرسشنامه کیفیت زندگی نوجوانان 66/0 بود (001/0p<).اندازه گیری همسانی درونی، ضریب آلفای کرونباخ پرسشنامه را90/0 واندازه گیری ثبات ابزار، شاخص همبستگی درون خوشهای رادر فاصله زمانی دوهفته) 001/0p< ,984/0 (ICC= نشان داد.
نتیجه گیری: پرسشنامه طراحی شده، ابزاری روا و پایا و مطابق با شرایط فرهنگی جامعه ایرانی، برای بررسی نیازهای سلامت دختران نوجوان می باشد.
پروانه تیموری، آرزو فلاحی، نادر اسماعیل نسب،
دوره 9، شماره 1 - ( 5-1390 )
چکیده
زمینه وهدف: علیرغم وجود شواهدی مبنی برکاهش میزان فعالیت جسمانی درطی نوجوانی در کشورهای غربی، کاهش آن در نوجوانان کشورمان طی مطالعات رد یابی تایید نشده است. هدف از این پژوهش، بررسی تغییرات رفتار فعالیت جسمانی، عوامل روانشناختی (شامل فواید، مانع و خودکارآمدی درک شده) و تاثیرات بین فردی مرتبط با رفتار ورزشی طی گذار از مقطع راهنمایی به متوسطه در شهر سنندج بود.
روش کار: اطلاعات این مطالعه درسال 1385، در جریان یک مطالعه مقطعی و با پیگیری دانش آموزان در سال 1388 جمع آوری شد. جمعیت مورد مطالعه شامل844 دانش آموز دختر و پسر مقطع دبیرستان (51% پسرو 49% دختر) با میانگین سنی 73/1± 42/16بود. سازه های فواید، موانع وخود کارآمدی درک شده، تاثیرات بین فردی درک شده، و نیز رفتار فعالیت جسمانی با استفاده از پرسشنامه های خود گزارشی اندازه گیری و توسط نرم افزار SPSS نسخه 16 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
نتایج: تجزیه وتحلیل داده ها تفاوتهای معنی داری بر حسب جنس برای فعالیت جسمانی و بیشتر متغیرهای روانشناختی و تاثیرات بین فردی مرتبط با فعالیت های ورزشی نشان داد. در هر دو مرحله دختران از پسران فعالیت فیزیکی کمتری داشتند. درزمان اول متوسط فعالیت جسمانی دختران(82/ 31 دقیقه) و پسران( 75/53 دقیقه) و در زمان پیگیری (07/23 دقیقه) و (7/44 دقیقه) بود( 001/0p< (دختران در مقایسه با پسران موانع درک شده بیشتر و فواید و خودکارآمدی درک شده کمتری برای انجام فعالیت فیزیکی از زمان شروع تا پیگیری داشتند. تست ضرایب همبستگی عوامل روانشناختی، تاثیرات بین فردی و فعالیت بدنی ازشروع مطالعه تا پیگیری بیانگر ثبات نسبی بیشترتاثیرات بین فردی خانوادگی برای دختران در مقایسه با پسران بود.
نتیجه گیری: نتایج این بررسی شواهدی برای کاهش فعالیت فیزیکی در دانش آموزان پسر و دختر و نیز تفاوتهای جنسی در متغیرهای شناختی و تاثیرات بین فردی ارایه می کند.
پرویز اولیاء، فرح السادات بحرینی، منیر برادران افتخاری، مصطفی قانعی، آمنه ستاره فروزان، مهدی فراهانی،
دوره 9، شماره 2 - ( 8-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: تعیین اولویتهای تحقیقاتی یکی از موضوعات مهم در نظام تحقیقات سلامت میباشد؛ به خصوص در کشورهای در حال توسعه که توانایی اختصاص منابع مالی برای هر طرح پژوهشی وجود ندارد. به همین دلیل ما تصمیم گرفتیم اولویتهای تحقیقاتی کشور را تعیین نماییم
روش کار: این مطالعه با همکاری تمام دانشگاههای علوم پزشکی کشور و سایر ذینفعان با استفاده از راهبرد پژوهش درضرورتهای بهداشت ملی ((ENHR Essential National Health Researchوبا روش نیاز سنجی در سطح دانشگاهها انجام گردید و سپس اولویتهای کشوری بر اساس آنها تعیین شد.
نتایج: تعداد عنوان جمع آوری شده از دانشگاه ها 6723 عنوان که 17% از عناوین تحقیقاتی مرتبط با علوم پایه ، 78% کاربردی وفقط 5% مرتبط با تحقیقات توسعهای بود. همچنین تجزیه وتحلیل اطلاعات نشان داد که بر اساس نوع مطالعه تقریبا" نیمی از اولویتهای تحقیقاتی توصیفی( 3/46%)، 36% تحلیلی و6/17 % مداخلهای بودند. به منظور دسته بندی اولویتهای جمع آوری شده ، نه محور بیماریهای واگیردار، بیماریهای غیر واگیر، تحقیقات نظام سلامت (HSR)، دارو و صنعت، علوم پایه، طب سنتی و گیاهان دارویی ، بهداشت محیط، تغذیه و دندانپزشکی تعیین گردید.
نتیجه گیری: در سالهای قبل تعیین اولویتهای تحقیقاتی از بالا و توسط تعداد محدودی از صاحبنظران و پژوهشگران تعیین می شد درحالیکه در این روش اولویتها از سطوح پایین تعیین و بتدریج به سطح ملی رسیده است.
کاوه بهمن پور، رونما نوری، حیدر ندریان، بهزاد صالحی،
دوره 9، شماره 2 - ( 8-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: بهداشت ضعیف دهان و دندان میتواند اثرات نامطلوبی بر عملکرد کودکان در مدرسه و موفقیتشان در سراسر زندگی داشته باشد. مشخص نمودن عوامل مرتبط با رفتارهای بهداشت و دندان میتواند به عنوان راهنمایی برای طرح ریزی برنامههای آموزشی برای دانشآموزان و انجام مداخلههای صحیح و مناسب جهت ارتقای انجام این رفتارها در آنها عمل کند. لذا این مطالعه با هدف تعیین عوامل مرتبط با رفتارهای بهداشت دهان و دندان در دانشآموزان دبیرستانی شهرستان مریوان براساس الگوی ارتقای سلامت پندر (
Health Promotion Model (HPM در سال 1389 طراحی و اجرا گردید.
روش کار: این مطالعـه بر روی 403 نفر از دانشآموزان مقاطع دوم و سوم دبیرستان شهرستان مریوان که طی نمونهگیری تصادفی-خوشهای چندمرحلهای در سال تحصیلی 89-1388 بدست آمدند، انجام شد. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامهای استاندارد مبتنی بر سازههای مدل ارتقای سلامت پندر بود که مشتمل بر سازههای خودکارآمدی و منافع و موانع درک شده، تعهد به طرح عمل، احساسات مرتبط با رفتار، تأثیرگذارندههای بین فردی و وضعیتی همراه با رفتارهای بهداشت دهان و دندان بود و بصورت خودایفاء تکمیل گردید. جهت تجزیه وتحلیل دادهها از آزمونهای ANOVA، T-test، Pearson Correlation Coefficientو Linear Regression استفاده شد.
نتایج: رفتارهای بهداشت دهان و دندان در دوجنس تفاوت معنیدار داشت به طوری که دختران وضعیت بهتری نسبت به پسران داشتند (01/0> p). همبستگی مثبت و معنیداری بین رفتارهای بهداشت دهان و دندان و دیگر متغیرهای الگوی ارتقای سلامت (01/0> p) وجود داشت. درمجموع متغیرهای مدل ارتقای سلامت 2/42% از واریانس رفتارهای بهداشت دهان و دندان را پیش بینی نمودند و از میان این عوامل، تعهد به طرح عمل و خودکارآمدی درک شده قویترین پیش بینی کنندهها بودند (223/0≥β).
نتیجه گیری: کارشناسان بهداشـت مدارس می بایست برنامـههای مداخلهای مرحـله به مرحـله بر اساس مدل HPM طرحریـزی نمایند که در آن ارتقـای خودکـارآمدی درک شده، تعهد به طرح عمل و تأثیرگذارنده های بین فـردی از اولویتهای برنامـه باشند. بایـد هنگـام برنامهریزی جهت ارتقای بهداشت دهان و دندان در دانشآمـوزان، راهبردهایی را جهت غلبه بر موانـع انجام رفتـارهای بهداشـت دهـان و دندان پیشنهـاد داد تا اینکه منافع انجام این رفتارها را برای آنهـا بازگـو نمود. نتایج نشـان دهنده آن است که میتوان این الگو را در شهر مریوان به عنوان چارچوبی جـهت برنامهریزی مداخلات در جهـت پیش بینی، بهبود و ارتقای رفتـارهای بهداشت دهان و دندان دانشآموزان بکارگرفت.
آذر طل، غلامرضا شریفی راد، احمدعلی اسلامی، فاطمه الحانی، محمدرضا مهاجری تهرانی، داوود شجاعی زاده،
دوره 9، شماره 4 - ( 12-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماران دیابتی با توجه به ماهیت مزمن بیماری خود، نیازمند توجه مداوم با اتخاذ رفتارهای خودمدیریتی و خود مراقبتی می باشند. در این میان توجه به منحصر به فرد بودن هر بیمار و طرح مراقبتی او در بستر جامعه ضروری است. یکی از ابزارهای مفید در راستای حمایت همه جانبه از بیماران دیابتی نوع 2، ارتقاء رفتارهای خودمدیریتی آنهاست. این پژوهش با هدف تعیین میزان اتخاذ رفتارهای خودمدیریتی و عوامل موثر بر آن در بیماران دیابتی نوع 2 انجام یافته است.
روش کار: این پژوهش یک مطالعه مقطعی است که در سال 1390در بازه زمانی 6 ماهه انجام یافته است. جامعه مورد مطالعه بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 مراجعه کننده به یکی از مراکز دیابت شهر اصفهان، حجم نمونه350 نفر و نمونه گیری به روش مستمر(متوالی) بوده است. میزان اتخاذ رفتارهای خودمدیریتی بیماران با استفاده از ابزار استاندارد خودمدیریتی بر اساس مقیاس پنج درجه ای لیکرت اندازه گیری گردید. داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 5/11 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
نتایج: 350 بیمار دیابتی نوع 2 در این مطالعه شرکت نمودند. میزان پاسخ دهی 88 درصد بود (398/350). سن اکثریت شرکت کنندگان در مطالعه بین60-50 سال بود (42/8±52/55) و 3/54 درصد آنها مطابق با معیار سازمان جهانی بهداشت در محدوده مرزی کنترل متابولیک قرار داشتند (30/1±72/7). حیطه های خود نظام یافتگی( 36/6±6/33) و تبعیت از رژیم پیشنهادی درمانی( 9/2±46/11) به ترتیب بیشترین و کمترین میانگین نمره را به خود اختصاص دادند. امتیاز کلی خودمدیریتی در سه سطح مناسب، متوسط و نامناسب با عوامل دموگرافیک مانند جنس، سن، وضعیت تاهل، سطح تحصیلات و خصوصیات مرتبط با سلامت و بیماری مانند سابقه بیماری دیابت، مدت زمان ابتلا به دیابت، وجود بیماریهای همراه، عوارض دیابت، وضعیت سلامتی عمومی، نوع درمان، درآمد خانواده و HbA1C مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته های مطالعه نشان داد که تمامی عوامل یاد شده فوق به جز سابقه بیماری با اتخاذ رفتارهای خودمدیریتی ارتباط معنی داری داشتند(001/0p<). مضاف بر این، هر بعد از این ابزار استاندارد با بیشتر متغیرهای فردی و عوامل مرتبط با بیماری ارتباط معنی دار داشتند(001/0p<).
نتیجه گیری: به نظر می رسد بتوان با اجرای مداخلات توانمندسازی مبتنی بر رفتارهای خودمدیریتی در سطوح فردی و اجتماعی در بیماریهای مزمن، در ارتقاء سلامت فردی و اجتماعی گامهای مثبتی در راستای اعتلاء سلامت جامعه برداشته شود.
بهنام لشگرآرا، سید محمود تقوی شهری، آق بابک ماهری، رویا صادقی،
دوره 10، شماره 1 - ( 4-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: اینترنت در حال حاضر ب
ه عنوان ابزاری مناسب جهت انتقال دانش، آگاهیها در فرآیند آموزشی و تازه های علمی و پژوهشی مطرح است. اینترنت همچنین ارتباطات مهم وحیاتی را بین میلیونها نفردر دنیا فراهم میکند و نیز انواع برنامه های تفریحی و سرگرمی را برای پرکردن اوقات فراغت آنها فراهم میکند. با این حال وابستگی زیاد به اینترنت نیز خطر اعتیاد به آن را به همراه دارد .این پژوهش به منظور بررسی ارتباط اعتیاد به اینترنت و سلامت عمومی انجام شده است.
روشکار: این مطالعه به صورت مقطعی در سال 1389 در نمونهای شامل 125 دختر و 110 پسر از دانشجویان ساکن خوابگاههای دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد. نمونهگیری از دانشجویان به صورت طبقهای تصادفی بود. جمع آوری اطلاعات با استفاده از پرسشنامههای استاندارد " اعتیاد به اینترنت یانگ، 1998" و " سلامت عمومی گلدبرگ، 1987" انجام شد. در تحلیل دادهها از آزمونهای آماری کولموگروف-اسمیرنوف، من-ویتنی یو، ضریب همبستگی اسپیرمن، کای-دو و نیز رگرسیون استفاده شد.
نتایج: بر اساس یافتههای این مطالعه 34 درصد از دانشجویان براساس طبقه بندی Youngمعتاد به اینترنت بودند. سلامت عمومی دانشجویان معتاد به اینترنت در کل و در زیر مقیاسهای اضطراب و افسردگی نسبت به دانشجویان عادی در معرض خطر بیشتری بود (001/0p<) اما درخصوص زیر مقیاسهای عملکرد جسمانی و کارکردهای اجتماعی تفاوت معناداری نداشتند.
نتیجه گیری: اعتیاد به اینترنت در بین دانشجویان خوابگاه یکی از مسائل مهم می باشد که نیاز به برنامه ریزیهای آموزشی، مشاوره ای و رفتاری جهت کاهش این مسئله در بین دانشجویان آسیب پذیر دارد.
بهزاد دماری، عباس وثوق مقدم، حسین سالاریان زاده،
دوره 10، شماره 2 - ( 8-1391 )
چکیده
هدف و زمینه: بهبود شاخص های سلامت در سطح ملی و استانی نیازمند همکاری بین بخشی و مشارکت مردم است. یکی از فرصت های قانونی توسعه همکاری بینبخشی در سلامت استان ها، شکل گیری شوراهای سلامت و امنیت غذایی استان ها از سال 1385 (کارگروه های تخصصی سلامت و امنیت غذایی از سال1387) با وظایفی از قبیل تدوین و تصویب برنامه راهبردی سلامت استان، ارزیابی وضعیت سلامت استان و تاثیر دستگاه ها بر بهبود آن، تدوین برنامه کنترل و پیشگیری از ایدز و حل موضوعات بین بخشی سلامت و در سطح کشور، شورای عالی سلامت و امنیت غذایی می باشد که تشکیل آن در برنامه چهارم توسعه کشور پیش بینی شده بود. ارزیابی عملکرد کارگروه های استانی از بدو تشکیل آنها می تواند نقاط قوت و ضعف کارکرد این سیاست را در کشور ارزیابی کرده و راه آینده را نشان دهد.
روش کار: این مطالعه از نوع ارزشیابی توصیفی بوده و جامعه مورد مطالعه کلیهی شوراهای سلامت و امنیت غذایی استان ها می باشند. در این مطالعه برای تعیین شاخص های(متغیرهای) ارزیابی پیامد از « تحلیل محتوی شرح وظایف » و همچنین « جنبه های لازم برای ارتقای عملکرد شوراها در پانل متخصصین» به طریق بحث گروهی متمرکز استفاده شد . برای توصیف وضعیت از دو پرسش نامه ، یکی برای بررسی محتوایی صورت جلسات کارگروهها (از بدو راه اندازی تا پایان سال 1387 ) و دیگری برای نظرخواهی از دبیران کارگروههای استان استفاده شده است .
نتایج: تحلیل اطلاعات نشان میدهد که دستور جلسات طرح شده در این کارگروه ها کمتر از الگوی اولویت بندی مسائل اصلی سلامت استان و بار بیماری های ملی پیروی میکند. اغلب موضوعات در حیطه کنترل بیماری های واگیر دار بوده و در موارد بسیار اندکی کنترل عوامل خطر بیماری های غیرواگیر را در بر گرفته است. فقط در دو دانشگاه برنامه جامع سلامت استان طرح موضوع شده است. در هیچ یک از دانشگاه ها دبیرخانه ای برای انجام امور کارگروه در نمودار تشکیلاتی مصوب نشده است. بزرگترین مانع موفقیت این شوراها از نظر دبیران کارگروه ها، نبود منابع مالی و ضمانت اجرایی مصوبات است.
نتیجه گیری: کارگروهها استانی به دلیل نداشتن برنامه راهبردی جامع و همچنین مدلهای اجرایی شدن مصوبات بین بخشی، باور کم سایر دستگاهها نسبت به اثر بخشی این کارگروهها، قرار نداشتن بار بیماریهای اصلی استان در دستورجلسات شوراها در اغلب موارد، از عملکرد متوسط و متوسط به پائین برخوردار بوده است که برای ارتقای آن باید مداخلاتی به این ترتیب را طراحی و ارائه کرد: آموزش و توانمندسازی دانشگاهها و دستگاهها برای تدوین برنامه جامع (بین بخشی) سلامت استان و تعیین وظایف هر یک از دستگاه ها، تعیین اولویتهای سیاست گذاری شورای عالی سلامت و امنیت غذایی برای مسائل سلامتی مشترک استانها و ابلاغ مشترک آن از طریق وزارت خانه مرتبط و وزارت بهداشت، تصویب ساختار و نظام کاری دبیرخانه کارگروه در دانشگاه از طریق هیاتهای امنای دانشگاه ها.
فاطمه واشقانی، فرشته مجلسی، محمود محمودی، داود شجاعی زاده،
دوره 10، شماره 2 - ( 8-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان دهانه رحم دومین سرطان شایع زنان با بروز بیش از500000 مورد در سال است اما به دلیل مرحله پیش سرطانی طولانی، وجود روشهای غربالگری مناسب و درمان موثر ضایعات، قابل پیشگیری می باشد. ازآنجا که کمبود آگاهی، موانع اجتماعی و فرهنگی به عنوان مانعی جهت شرکت در برنامههای غربالگری است و با توجه به نقش معلمان به عنوان یک منبع آگاهی رسان، لذا این پژوهش با هدف بررسی تاثیر مداخله آموزشی از طریق الگوی باور سلامتی بر آگاهی و نگرش دبیران در زمینه تست پاپ اسمیر انجام گرفت.
روشکار: این پژوهش، مداخلهای شاهد دار از نوع قبل و بعد بوده که بر روی 72 نفر از آموزگاران زن که از طریق نمونه گیری آسان به دو گروه مداخله و شاهد تخصیص یافته بودند انجام گرفت. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه بوده که قبل از آموزش و یک ماه بعد از آموزش بین دوگروه آزمون شد. روش آموزشی شامل سخنرانی، پرسش و پاسخ بود و نتایج با کمک نرم افزار SPSS 11.5 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
نتایج: 2/47% گروه مداخله و 8/45% گروه شاهد در رده سنی 50-40 سال، 2/47% گروه مداخله و 50% گروه شاهد دارای تحصیلات کارشناسی و 1/86% آنها متاهل بودند. 2/67% گروه مداخله و 2/74% گروه شاهد سابقه انجام پاپ اسمیر را گزارش کردند و آگاهی هر دو گروه در زمینه بیماری در حد متوسط بود و تفاوت معنیداری بین آگاهی، نگرش و سازه های مدل باور سلامتی قبل و بعد از آموزش در بین دو گروه و در داخل گروه مداخله وجود داشت (05/0>p).
نتیجه گیری: به کارگیری پاپ اسمیر در جامعه مورد پژوهش کمتر از هدف برنامه مردم سالم 2010 بوده بنابراین لزوم آموزش کافی و ارتقای آگاهی محرز می باشد.