جستجو در مقالات منتشر شده


9 نتیجه برای وضعیت

غلامحسین ادریسیان،
دوره 1، شماره 1 - ( 1-1382 )
چکیده

 


مجتبی کمالی نیا، جبرائیل نسل سراجی، علیرضا چوبینه، سیدمصطفی حسینی،
دوره 6، شماره 3 - ( 11-1387 )
چکیده

زمینه و هدف: امروزه رشد فزاینده ی صنعت ، تغییر آنها و عرضه ی فن آوری جدید باعث بروز اختلالات اسکلتی- عضلانی (MSDs) Musculoskeletal Disorders در محیط های صنعتی شده که یکی از عوامل شایع آسیب های شغلی و ناتوانی در کشورهای صنعتی و کشورهای در حال توسعه است. این پژوهش با اهداف الف) تعیین شیوع علایم اختلالات اسکلتی _عضلانی در اندامهای فوقانی ب) تعیین فشار وضعیتی وارده بر اندامهای فوقانی با روش LUBAج) تعیین عوامل خطر ارگونومیک و فردی موثر در وقوع علایم اختلالات اسکلتی _عضلانی افراد مونتاژ کار کارخانجات مخابراتی ایران درشهر شیراز انجام شده است.
روش کار:
در این مطالعه مقطعی،193 مونتاژکار از8 واحد خط مونتاژ شاغل در کارخانجات مخابراتی ایران درشهر شیراز که به طور تصادفی انتخاب شده بودند بررسی شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه ی نوردیک و پرسشنامه ارزیابی ارگونومیکی LUBA به صورت مصاحبه در محل کار گرد آوری شدند. برای تعیین اثر عوامل موثر بر وقوع اختلالات اسکلتی- عضلانی از آزمون کای دو و برای تعیین اثر عوامل موثر برشاخص فشار وضعیتی از آزمون های آنالیز واریانس یکطرفه، کروسکال والیس و برای تعیین عوامل خطر از آنالیز رگرسیون لجستیک چند گانه استفاده شد.
نتایج: طی 12 ماه گذشته، بیشترین شیوع در ناحیه کمر، (9/67%) گزارش شد. آزمون های آماری نشان دادند که بین درد نواحی فوقانی بدن افراد مورد مطالعه با متغیرهای سن، جنس، شغل، مدت زمان کار در روز و حرکت چرخشی در نواحی فوقانی و شرایط محیط کار رابطه معنی داری وجود دارد(01/0p<). نتایج ارزیابی با LUBA نشان داد که درصد بالایی از کارکنان مونتاژ مورد مطالعه دارای شاخص فشار وضعیتی بالای 5 هستند (64/89 % ). با بررسی نتایج درد در اندامهای فوقانی و شاخص فشار وضعیتی مشخص گردید بین درد در اندامهای فوقانی و شاخص فشار وضعیتی رابطه معنی داری وجود دارد(05/0p<). همچنین بین واحد شغل و ایجاد فشار وضعیتی رابطه معنی داری وجود دارد(05/0p<).
نتیجه گیری:
شیوع اختلالات اسکلتی-عضلانی در مونتاژکاران مورد مطالعه بالاست. در بین عوامل موثر در بروز اختلالات اسکلتی-عضلانی، فشار وضعیتی وارده بر اندام ها و طراحی نامناسب محیط کار اصلی ترین عوامل مرتبط با اختلالات اسکلتی-عضلانی هستند. هرگونه برنامه ی مداخله ای جهت پیشگیری از اختلالات اسکلتی- عضلانی در میان مونتاژکاران باید بر کاهش فشارهای وضعیتی متمرکز شود.
فرهاد قمری، ابوالفضل محمدبیگی، رضا تاجیک،
دوره 7، شماره 1 - ( 6-1388 )
چکیده

زمینه وهدف: عدم توازن بین نیازهای شغلی و توانائیهای فرد منجر به اختلالات اسکلتی عضلانی شغلی می شود(Abdoli Eramaki 2000). اختلالات اسکلتی عضلانی یکی از بزرگترین مشکلات بهداشت شغلی در کشورهای در حال توسعه می باشد که ناشی ازعوامل خطرساز وضعیتهای بدنی نامناسب کاری ، اعمال نیروی زیاد، حرکات تکراری، ارتعاش، طولانی بودن زمان انجام کار وعوامل روانی بوده و موجب بروز دردهای خفیف کمر تا معلولیتهای شدید می شود(Kuorinka and Forcier 1995) این پژوهش با هدف تعیین شیوع علایم اختلالات اسکلتی - عضلانی در اندامهای گوناگون بدن کارگران نانوایی ها ، ارزیابی وضعیت بدنی کار آنهاو تعیین عوامل خطرساز ارگونومیک و فردی موثر در وقوع اختلالات اسکلتی - عضلانی کارگران نانوایی های شهر اراک انجام شده است.
روش کار: در این مطالعه مقطعی- تحلیلی، 233 کارگر شاغل در نانوایی های شهر اراک که طور تصادفی انتخاب شدندو شیوع علایم اختلالات اسکلتی - عضلانی و عوامل خطرساز موثر در وقوع آنها با تاکید بر وضعیت بدنی کاری به روش تجزیه وتحلیل وضعیتهای بدنی هنگام کار OWASو استفاده از پرسشنامه نوردیک مورد مطالعه قرار گرفت.
نتایج: بیشترین شیوع اختلالات به ترتیب در نواحی زانو 2/61%، کمر 8/55% و پا 9/53 ،شانه 6/44% کارگران بدست آمد. میزان شیوع آسیب در نواحی شانه وکمر در شاطرها و آرنج وکمر و ران در چونه گیرها بیش از سایر مشاغل بوده است واز لحاظ آماری اختلاف معنی داری بین نوع شغل و آسیبهای فوق الذکر وجود دارد( 05/0>p). آنالیز OWAS جهت توزیع فراوانی فازهای کاری کارگران شاغل در نانوایی های شهر اراک ،نشان داد که5/58% وضعیت بدنی طبیعی (گروه1 OWAS)، 7/34% وضعیت بدنی استرس زا(گروه2 OWAS)، 4% وضعیت بدنی مضر(گروه3 OWAS) و 5/2% وضعیت بدنی بسیار مضر(گروه 4 (OWAS داشته اند .همچنین ارتباط معنی داری بین ناراحتی گردن، آرنج ،شانه وزانو با سابقه کاری بدست آمد( 05/0>p ).
نتیجه گیری: با توجه به اینکه2/42 درصد وضعیتهای بدنی مربوط به کار این کارگران ،استرس زا تا خیلی مضر هستند ونیز شیوع بالای اختلالات اسکلتی عضلانی ) MSDs) در نواحی مختلف بدن آنها نیاز به مداخله های ارگونومیکی به منظور تصحیح پستهای کاری ضروری به نظر می رسد.


لیلا غیبی، جبرائیل نسل سراجی، حجت زراعتی، غلامرضا پوریعقوب،
دوره 7، شماره 3 - ( 7-1388 )
چکیده

زمینه وهدف : نگاهی به آمار و برون دادهای منتشره در زمینه شیوع اختلالات اسکلتی عضلانی در کشورهای مختلف جهان و ایران، اهمیت و ضرورت پرداختن به بررسی وضعیت ارگونومیک مشاغل را نمایانتر می کند. این اختلالات در اثر مواجهه طولانی مدت با عوامل ایجاد کننده آنها بتدریج در یک فرایند طولانی یا بر اثر وارد شدن ضربه بر بخشی از دستگاه اسکلتی عضلانی ایجاد شوند. از آنجا که درصد زیادی از نیروی کار در کارگاههای سد سازی و ساخت وساز مشغول بکار  بوده و این کارگران بیشتر زمان کار خود را با وضعیت های بدنی نامناسب متعدد سپری می کنند لذا پرداختن به بررسی وضعیت ارگونومیک مشاغل این صنعت حائز اهمیت است.

روش کار: این پژوهش یک مطالعه توصیفی تحلیلی - مقطعی است که در سال 1387 انجام شد. نمونه پژوهش، کارگران یک کارگاه سد سازی در شهرستان تکاب (110نفر مرد) ومشاغل مختلف موجود در این کارگاه (25شغل)و ابزار پژوهش پرسشنامه نوردیک و چک لیست (NIOSH-CPWR) National Institute of Occupational Health-Center to Protect Workers Rights و نمونه گیری به روش تصادفی ساده بود درنهایت برای آنالیز داده ها ازنرم افزار SPSS  استفاده گردید.

نتایج : میانگین سابقه کار کارگران 86/86 6/36 ماه بود.بررسی ها نشان داد که بیشترین شیوع اختلالات اسکلتی عضلانی در ناحیه  کمر (5/55%) بوده و بین شیوع اختلالات با  شغل، ساعات ایستاده و نشسته در حین کار، سابقه کار، سن، مصرف سیگار، تحصیلات، وزن، وضعیت نشیمن گاه و ایستاده بودن، فشار تولید، داشتن وضعیت های بدنی نامطلوب وسطوح کار و پیاده روی رابطه معنی دار وجود داشت. مهمترین دلیل ایجاد اختلالات اسکلتی عضلانی نیز داشتن وضعیت های بدنی نامطلوب در حین کار  بود.

نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نیز مشابه سایر تحقیقات در این زمینه ،نشان داد که بررسی وضعیت ارگونومیکی مشاغل می تواند اطلاعات ارزشمندی در زمینه اتخاذ تدابیر پیشگیری، برنامه های آموزشی، انجام معاینات کارگری در اختیار کارفرمایان و مسوولان ایمنی و بهداشت قرار دهد.


سیده سارا حکیم، احمدرضا درستی، محمدرضا اشراقیان،
دوره 8، شماره 2 - ( 6-1389 )
چکیده

زمینه و هدف :ناامنی غذایی به مفهوم دسترسی محدود یا نا مطمئن به غذای کافی و سالم از نظر تغذیه ای یا توانایی محدود برای دستیابی به غذا از راههای مقبول اجتماعی می باشد.

 در ایران در جریان گذر سریع تغذیه ای و تغییر الگوی زندگی شهرنشینی، علاوه بر وجود کم وزنی، اضافه وزن و چاقی نیز به ویژه در زنان رو به افزایش بوده است.با اینکه انتظار می رود افراد دچار ناامنی غذایی، دریافت غذایی پایین و در نتیجه، ذخایر چربی بدنی اندک و اضافه وزن کمتری داشته باشند، اما این همبستگی در مطالعات به خوبی نشان داده نشده است. این مطالعه  با هدف بررسی ارتباط ناامنی غذایی و برخی عوامل اقتصادی-اجتماعی خانوارها  با وضعیت  نمایه توده بدن زنان  دزفول در سال 1387 انجام گردید.

روش کار: تعداد 400 خانوار مناطق مختلف دزفول در زمستان سال 1387 بطور تصادفی به روش نمونه گیری دو مرحله ای مورد بررسی قرار گرفتند. قد و وزن مادر خانوار مطابق دستورالعمل های استاندارد اندازه گیری  و سپس نمایه توده بدن(BMI ) محاسبه شد. وضعیت وزن بر پایه حدود مرزی NIH ( سازمان جهانی بهداشت) تعریف شد.  به این ترتیب زنان  دارای نمایه ی توده ی بدن کمتر از 5/18 بعنوان لاغر، 5/18 تا 25 دارای وزن طبیعی، بین 25 تا 30 بعنوان دارای اضافه وزن و بیش از 30 نیز تحت عنوان چاق درنظر گرفته شدند. پرسشنامه های اطلاعات عمومی و امنیت غذایی (USDA) طی مصاحبه حضوری با مادر تکمیل گردیده و  تحلیل شدند.

نتایج : شیوع نا امنی غذایی در خانوارهای مورد بررسی برابر 6/37% بود. 8/42 % زنان دارای اضافه وزن و 12% آنان مبتلا به چاقی بودند. نتایج نشان داد که BMI زنان با نا امنی غذایی خانوار،  سن زنان و بعد خانوار رابطه مثبت و معنی دار و با وضعیت اقتصادی و قومیت  ارتباط معکوس  و معنی داری دارد (05/0 p< ) .

نتیجه گیری :ناامنی غذایی  و اضافه وزن  در جامعه مورد مطالعه وجود داشت و نا امنی غذایی ، سن و قومیت زنان، وضعیت اقتصادی و  بعد  خانوار  به عنوان عوامل مرتبط با وضعیت   BMIشناخته شدند. سایر عوامل مانند سطح تحصیلات و شغل مادر و هزیته خانوار ارتباط آماری معنی داری نشان ندادند. از آنجا که اطلاعات کافی و کاملی در زمینه ناامنی غذایی و سایر عوامل مرتبط با وضعیت وزن زنان دردسترس نمی باشد بهتر است این بررسی در مناطق دیگر نیز انجام گردد.


آویشا نوروزی لرکی، مینو خلخالی زاویه، عباس رحیمی، صدیقه سادات نعیمی، سید مهدی طباطبایی،
دوره 9، شماره 1 - ( 5-1390 )
چکیده

زمینه و هدف: پوشیدن کفش های پاشنه بلند ارتفاع مرکز ثقل را بیشتر کرده و خط ثقل بدن نیز از مرکز سطح اتکا دور می گردد؛ لذا می توان گفت تعادل بدن در معرض خطر قرار خواهد گرفت. در این پژوهش اثر چند ارتفاع پاشنه ی کفش بر روی ثبات ایستا و پویا در افراد جوان مورد بررسی قرارگرفته است.

روش کار: در این مطالعه شبه تجربی به روش اندازه گیری مکرر، در 36 دختر سالم شاخص های ثبات پویا به وسیله دستگاه ثبات سنج بایودکس و ثبات ایستا به وسیله آزمون Clinical Test of Sensory Interaction and Balance تغییر یافته ارزیابی شد. اندازه گیری ها به طور تصادفی در چهار وضعیت پابرهنه و پوشیدن کفش های پاشنه 3، 5 و 7 سانتیمتری انجام گرفت.

نتایج: میانگین شاخص ثبات ایستا در حالت های مختلف آزمون در مقایسه هر سه وضعیت کفشی با وضعیت پابرهنه تفاوت معنی دار آماری داشت و در حالتهای چشم بسته پاشنه 7 سانتی ناپایدارترین بود. از نظر ثبات پویا نیز پاشنه 7 سانتیمتری ناپایدارترین در بین وضعیت های آزمون بود.

نتیجه گیری: نتایج این مطالعه افزایش بی ثباتی با بالارفتن ارتفاع پاشنه را مورد تایید قرار می دهد. در مجموع می توان پاشنه 3 سانتیمتری را به عنوان پاشنه ی بهینه از نظر ثبات در هر دو شرایط ایستا و پویا معرفی نمود.


بهاره حاجی زاده، فاطمه صداقت، بهرام رشیدخانی، سهیلا میرزاییان، سید مجید معاشری، آناهیتا هوشیار راد، مصطفی میرقطبی،
دوره 10، شماره 1 - ( 4-1391 )
چکیده

زمینه و هدف: مطالعه حاضر به منظور بررسی رابطه عوامل تغذیه­ای با سرطان سلول­های سنگفرشی مری squamous-cell) carcinoma)  در استان کردستان انجام شد.

روش ­کار: در این مطالعه مورد- شاهدی، 47 بیمار مبتلا به سرطان سلول­های سنگفرشی مری (مورد) و 96 بیمار فاقد سرطان مری (شاهد) شرکت کردند. اطلاعات تغذیه­ای از طریق یک پرسشنامه معتبر نیمه کمی  مورد ارزیابی قرار گرفت.  برای تخمین  نسبت برتری (Odds Ratio) و فاصله اطمینان 95 درصد از رگرسیون لجستیک استفاده شد.

نتایج: میانگین نمای توده بدنی (3/25 در برابر 4/20) و سطح تحصیلات در گروه شاهد بالاتر بود. حال آنکه سابقه علائم رفلاکس و مصرف سیگار در گروه مورد بالاتر بود. در سهک (Tertile) سوم مصرف میوه­ها اثر محافظتی علیه سرطان سلول­های سنگفرشی مری مشاهده شد ( نسبت برتری 13/0 با فاصله اطمینان 95 درصد: 04/0 تا 45/0 و 001/0=p). در گروه میوه­ها، برای موز، کیوی و پرتغال ارتباط معکوسی مشاهده شد (pروند به ترتیب 03/0 ،02/0 و 01/0). اثر مصرف سبزی­ها روی سرطان سلول­های سنگفرشی مری معنی­دار نبود، ( نسبت برتری 66/0 با فاصله اطمینان 95درصد : 23/0 تا 87/1) گرچه در سهک سوم مصرف سبزی­ها کاهش خطر این نوع سرطان مشاهده شد. در مورد بقیه مواد غذایی رابطه معنی­داری مشاهده نشد.

نتیجه گیری: نتایج مطالعه حاضر ارتباط معکوس منحصراً بین مصرف میوه­ها و سرطان سلول­های سنگفرشی مری را نشان داد.


فاطمه فلاح مدواری، هاله صدرزاده یگانه، فریدون سیاسی، گیتی ستوده، سید مصطفی حسینی، سید وحید مهدوی راد،
دوره 12، شماره 4 - ( 12-1393 )
چکیده

  زمینه و هدف: ناامنی غذایی مشکل عمده­ی سلامت عمومی در کشورهای در حال توسعه و توسعه یافته می باشد که زمینه ساز مشکلات تکاملی، روانی، کمبود مواد مغذی و بیماری های مزمن می باشد. مطالعه حاضر با هدف تعیین شیوع ناامنی غذایی و عوامل مرتبط با آن در خانوارهای دارای کودک 5-4 سال تحت پوشش مراکز بهداشتی درمانی شهری و خانه های بهداشت شهرستان مهریز طراحی و اجرا شد.

  روش کار: این بررسی در سال1392به صورت مقطعی بر روی500 خانوار دارای کودک 5-4 سال تحت پوشش مراکز بهداشتی درمانی شهری و خانه های بهداشت شهرستان مهریز انجام شد. نمونه ها به روش خوشه ای دو مرحله ای انتخاب شدند. برای تعیین وضعیت امنیت غذایی خانوار پرسشنامه­ی امنیت غذایی 18 گویه ای USDA استفاده شد. وضعیت اقتصادی و خصوصیات اجتماعی و فرهنگی توسط پرسشنامه اطلاعات عمومی بررسی شد. آزمون مجذور کای، t مستقل و رگرسیون لجستیک چندگانه برای تجزیه و تحلیل داده ها مورد استفاده قرار گرفت.

  نتایج: شیوع ناامنی غذایی در خانوارهای مورد بررسی 6/39% بود (ناامنی غذایی بدون گرسنگی 2/23%، ناامنی غذایی با گرسنگی متوسط و شدید به ترتیب15و 4/1%). بین ناامنی غذایی و تحصیلات والدین، جایگاه شغلی والدین، درآمد ماهیانه خانوار و قد مادر ارتباط آماری معکوسی مشاهده شد (008/0= p ). همچنین ناامنی غذایی با سن مادر و بعد خانوار ارتباط مستقیم معنی داری نشان داد (004/0= p ). براساس نتایج رگرسیون لجستیک چند متغیره، سطح تحصیلات و شغل پدر عوامل پیش بینی کننده ناامنی غذایی بودند.

  نتیجه گیری: شیوع ناامنی غذایی در جامعه مورد بررسی بالا می باشد. با توجه به نتایج حاصل از این بررسی، ارتقای تحصیلات افراد خانوار، ارتقای شغلی و اقتصادی خانوارها و کنترل تعداد افراد خانواده جهت بهبود وضعیت امنیت غذایی خانوارها ضروری می باشد.


الهام فایض، سید ابوالفضل ذاکریان، کمال اعظم،
دوره 16، شماره 3 - ( 9-1397 )
چکیده

زمینه و هدف :جو ارگونومی نشان دهنده‌ ادراک کارکنان از حمایت و تأکید سازمان بر طراحی و اصلاح شغل به منظور  بهبود "عملکرد عملیاتی" و " آسایش و سلامت کارکنان" می‌باشد. مطالعه حاضر با هدف بررسی روایی و پایایی پرسشنامه‌ی ارزیابی جو ارگونومی در راستای ایجاد ابزاری مناسب جهت تعیین ارزش‌های کلی یک سازمان در زمینه‌ی ارگونومی و سنجش وضعیت جو ارگونومی موجود در سازمان‌ها انجام شد.
روش کار: ابتدا پرسشنامه ارزیابی جو ارگونومی از مرجع تهیه کننده‌ی آن در دانشگای کلرادو آمریکا دریافت شد و سپس به منظور تأیید ثبات زبانشناسی آن از روش ترجمه معکـوس استفاده گردید. اعتبار محتوایی پرسشنامه توسط 10 نفر از متخصصین مربوطه مورد بررسی قرار گرفت. پایایی پرسشنامه نیز در یک مطالعه‌ی مقطعی با استفاده از یک نمونه‌ی 50 نفری از کارکنان یک صنعت  تولید برق حرارتی به کمک روش آلفای کرونباخ تعیین گردید.
نتایج: در این مطالعه نسبت روایی محتوا(CVR)  و شاخص روایی محتوا (CVI) به ترتیب 90/0و 94/0تعیین گردید. همچنین پایایی پرسشنامه به کمک آلفای کرونباخ  برای 59 آیتم پرسشنامه ( 96/0=) محاسبه شد. نتایج بدست آمده نشان دهنده‌ی اعتبار محتوایی و پایایی قابل قبولی برای این ابزار است.
نتیجه گیری: با توجه به سطح قابل قبول شاخص‌های روایی و پایایی، پرسشنامه‌ی ارزیابی جو ارگونومی را می‌توان به عنوان یک  ابزار روا و پایا، جهت ارزیابی و تحلیل وضعیت جو ارگونومی در صنایع و سازمان‌های مختلف استفاده نمود.
 

صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه دانشکده بهداشت و انستیتو تحقیقات بهداشتی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb