6 نتیجه برای پذیرش
ابوالقاسم پوررضا، زهرا کاووسی ، محمود محمودی ، عزیزاله باطبی ،
دوره 4، شماره 3 - ( 3-1385 )
چکیده
زمینه و هدف: این مطالعه، با هدف سنجش میزان پذیرش و بستری غیر مقتضی بیماران (Patient Stay IPS: Inappropriateness) و نیز علل مرتبط با اقامت غیر مقتضی آنان در دوره زمانی اردیبهشت، خرداد، تیر 1383 انجام شده است. بدین منظور از پروتکل ارزیابی مناسبت (AEP: Appropriateness Evaluation protocol) استفاده گردید.
روش کار: بررسی پذیرش ها، در یک مطالعه مقطعی برای 258 بیمار در بیمارستان های دکتر شریعتی و امام خمینی بر اساس جدول شماره 1 پروتکل انجام گرفت. روزها اقامت بیماران یاد شده معادل 1732 روز بستری، در یک مطالعه آینده نگر بر اساس جدول شماره 2 پروتکل ارزیابی شد.
نتایج: نتایج نشان داد که به طور کلی، 22.8 درصد پذیرش ها غیر مقتضی بوده است و نیز روزهای اقامت در بیماران با پذیرش غیر مقتضی به طور معناداری کوتاه تر از بیماران با پذیرش مقتضی می باشد و این میزان در بخشهای مختلف بیمارستان نیز به طور معناداری با یکدیگر تفاوت داشت. یافته ها هم چنین حکایت از آن داشت که 8.6% روزهای بستری، غیر مقتضی می باشد. مهمترین علت اقامت غیر مقتضی، مربوط به تعلل در فرایند ترخیص بیمار ناشی از مشکلات مرتبط با تسویه حساب و بیمه درمانی وی بود.
نتیجه گیری: درصد قابل توجهی از پذیرش های بیمارستانی، غیر مقتضی می باشد که علت آن را می توان در ضعف نظام بهداشت و درمان در سطوح پایین تر و پیگیری جواب آزمایشات تشخیصی دانست. اقامت غیر مقتضی بیمار در بیمارستان نیز یکی از ضعف های همه نظام های بهداشتی و درمانی می باشد که با اتخاذ تدابیری خاص، قابل اصلاح و یا تعدیل می باشد. ارتقا کیفیت فرآیندهای داخلی بیمارستانی به طور مثال: اصلاح فرایند ترخیص بیمار، اصلاح کل نظام بهداشت و درمان در سطوح مختلف و نیز اصلاح نظام بیمه از جمله راهکارهای پیشنهادی می باشد.
اکرم دهقانی، آمنه دشتستان نژاد، زهرا بت شکن، شیوا اخوان،
دوره 18، شماره 1 - ( 3-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از مشکلات متداول در بین زنان متاهل مشکلات مربوط به کارکرد جنسی است. در بین مراجع کنندگان به مرکز مشاوره مشکلات جنسی درصد بالایی را به خود اختصاص میدهد. بررسی عوامل موثر بر کارکرد جنسی میتواند راهبردهای مناسبی برای برطرف کردن این مشکلات ایجاد کند. بنابراین در پژوهش حاضر به بررسی تأثیر متغیرهای پذیرش و عمل و نشخوار فکری بر کارکرد جنسی زنان از طریق تحمل پریشانی پرداخته شده است.
روش کار: جامعه پژوهش شامل زنان مراجعهکننده به کلینیکهای شهر اصفهان در سال 1397 بودند که بهصورت در دسترس انتخاب و به پرسشنامههای تجــارب جنــسی آریزونا(ASEX) ، پرسشنامه تحمل پریشانی سیمونز و گاهر (2005)، پرسشنامه پذیرش و عمل ویرایش بوند و همکاران (2011) و پرسشنامه نشخوار فکری قربانی، واتسون و هریس (2008) پاسخ دادند. یافتههای پژوهشی بهوسیله نرمافزار smart PLS و با روش معادلات ساختاری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
نتایج: یافتههای پژوهشی نشان داد متغیر تحمل پریشانی میتواند بین متغیرهای کارکرد جنسی و تعهد و پذیرش و نشخوار فکری نقش متغیر میانجی را ایفا نماید (P<0/05). همچنین یافتههای پژوهشی نشان داد تعهد و پذیرش و نشخوار فکری با کارکرد جنسی و تحمل پریشانی رابطه دارد (p<0/01) و تحمل پریشانی بر کارکرد جنسی زنان تأثیر دارد (p<0/01).
نتیجه گیری: با توجه به نتایج میتوان بیان نمود کارکرد جنسی از عوامل گوناگونی تأثیر میپذیرد که در این میان میتوان به پذیرش و عمل، نشخوار فکری و تحمل پریشانی اشاره نمود.
مسعود صادقی، زهرا مرادی،
دوره 18، شماره 2 - ( 6-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماری آرﺗﺮیﺖ روﻣﺎﺗﻮﺋﯿﺪ شایﻊﺗﺮیﻦ و ﻣﻬﻢﺗﺮیﻦ ﺑﯿﻤﺎری اﻟﺘﻬﺎﺑﯽ ﻣﻔﺎﺻﻞ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺮ اﺛﺮ ﺗﻌﺎﻣﻞ ﻋﻮاﻣﻞ ژﻧﺘﯿﮑﯽ، ایﻤﻨﯽﺷﻨﺎﺧﺘﯽ، رواﻧﯽ و اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺑﻪ وﺟﻮد ﻣﯽآیﺪ و ﺑﺎ دردﻫﺎی ﻣﺰﻣﻦ ﻫﻤﺮاه است. هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر ادراک درد و ناتوانی عملکردی زنان مبتلا به آرتریت روماتوئیدِ شهر خرمآباد بود.
روش کار: پژوهش نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون و پسآزمون با گروه آزمایش و گواه میباشد. جامعه آماری کلیه زنان مبتلا به آرتریت روماتوئید استان لرستان بود. روش نمونهگیری به صورت در دسترس از بین این زنان 40 نفر انتخاب و به روش تصادفی در دو گروه آزمایشی و گواه (هر گروه 20 نفر) جایگزین شدند. در شرایط یکسان و همزمان، پیشآزمون با پرسشنامههای ادراک درد و ناتوانی عملکردی در هر دو گروه به عمل آمد. سپس مداخله درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد به مدت 8 جلسه 90 دقیقهای بر روی گروه آزمایشی اجرا شد ولی گروه گواه مداخلهای دریافت نکرد. پس از اتمام جلسات مجدداً از هر دو گروه پسآزمون گرفته شد.
نتایج: نتایج تحلیل کواریانس چند متغیره و تک متغیره نشان دادکه مداخله درمان مبتنی بر پذرش و تعهد بر کاهش ادراک درد و ناتوانی عملکردی بیماران تاثیر معنی دار داشته است (001/0>p).
نتیجه گیری: با توجه به نتایج این مطالعه میتوان گفت درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد باعث کاهش ادراک درد و ناتوانی عملکردی در زنان مبتلا به آرتریت روماتوئید شده است. لذا در کنار درمان پزشکی میتوان از این درمان جهت کاهش ادراک درد و ناتوانی عملکردی این بیماران استفاده کرد.
مریم جعفری منش، کیانوش زهراکار، داوود تقوایی، ذبیح پیرانی،
دوره 18، شماره 4 - ( 12-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: فرسودگی در زوجین یک روند تدریجی و به ندرت ناگهانی است که طی آن صمیمیت و عشق به تدریج رنگ باخته و به همراه آن خستگی عمومی عارض میگردد. از طرفی اغلب مداخلات زوجدرمانی درصدد کاهش تعارضات زناشویی زوجین میباشند. بنابراین، هدف از پژوهش حاضر اثربخشی آموزش مبتنی بر درمان پذیرش و تعهد بر فرسودگی زناشویی زوجین دارای تعارض زناشویی بود.
روش کار: روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیشآزمون، پس آزمون با گروه کنترل همراه با مرحله پیگیری 45 روزه بود. در این پژوهش جامعه آماری کلیه زوجین دارای تعارضات زناشویی مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر کرج در سال 1399 بودند که با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی ساده تعداد 14 زوج که نمره بالاتر از 111 در پرسشنامه تعارضات زناشویی کسب کردند در یک گروه آزمایش (7 زوج) و کنترل (7 زوج) قرار گرفتند. گروه آزمایش تحت درمان پذیرش و تعهد (12 جلسه 90 دقیقهای) قرار گرفت؛ اما گروه کنترل هیچگونه مداخلهای دریافت نکردند و در لیست انتظار باقی ماندند. از پرسشنامه تعارضات زناشویی براتی و ثنایی و فرسودگی زناشویی pines به منظور گردآوری اطلاعات استفاده شد. تحلیل دادهها با تحلیل واریانس مکرر و آزمون تعقیبی بنفرونی انجام پذیرفت.
نتایج: آموزش مبتنی بر "درمان پذیرش و تعهد"، فرسودگی زناشویی را در زوجین بهطور معنی داری کاهش داده و نتایج در دوره پیگیری نیز از ثبات لازم برخوردار بوده است (05/0>p).
نتیجهگیری: براساس نتایج پژوهش حاضر، میتوان گفت که "درمان پذیرش و تعهد" میتواند بهعنوان یک گزینه مداخلهای در کاهش مشکلات زناشویی مورد استفاده قرار گیرد.
صفورا ماواییان، فضل اله میردریکوند، مسعود صادقی،
دوره 19، شماره 2 - ( 6-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از شایعترین سرطانها در کشور ایران، سرطان پستان میباشد. پژوهش حاضر با هدف اثربخشی درمان وجودگرا-انسانمدار بر پذیرش خود و رضایت زناشویی زنان مبتلا به سرطان پستان انجام شد.
روش کار: این پژوهش نیمه تجربی با طرح پیش آزمون، پس از آزمون و پیگیری با گروه گواه بود. جامعه آماری زنان مبتلا به سرطان پستان مراجعه کننده به بیمارستان شهید رحیمی شهر خرمآباد در سال 1399 بودند که از این میان در هر گروه (آزمایش و گواه) 15 نفر به صورت تصادفی اختصاص داده شدند، و به پرسشنامه پذیرش خود (USAQ) و پرسشنامه رضایت زناشویی (ENRICH) پاسخ دادند. سپس، گروه آزمایش طی 8 جلسه 90 دقیقهای تحت مداخله قرار گرفتند. پس از مداخله از هردو گروه پس آزمون گرفته شد و مجدد بعد از دو ماه هر دو گروه پیگیری شدند. روش تجزیه وتحلیل دادهها، آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر بود.
نتایج: نتایج تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر نشان داد اثر متقابل گروه و زمان معنادار بود. بنابراین متغیر پذیرش خود در سطح معناداری (77/5=F، 01/0>p) و متغیر رضایت زناشویی در سطح معناداری (97/13=F، 01/0>p) افزایش داشت.
نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژهش، درمان وجودگرا- انسانمدار بر پذیرش خود و رضایت زناشویی بیماران مبتلا به سرطان پستان اثر معنادار دارد. لذا پیشنهاد میشود علاوه بر مشکلات جسمانی این جمعیت، به مسائل روانشناختی آنها نیز توجه شود و در کنار دارودرمانی، درمانهای روانشناختی و از جمله رویکرد وجودگرا- انسانمدار، مدّ نظر قرار گیرد.
علی اکبری ساری، بتول احمدی، محمد مرادی جو، علیرضا اعرابی، مریم سیدنژاد،
دوره 19، شماره 4 - ( 12-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: نظام ارجاع یکی از اصول و مبانی خدمات مراقبت بهداشتی اولیه است. یکی از مهمترین چالشها و مشکلات نظام ارجاع عدم اطلاع مردم و بیماران از ماهیت، خدمات و مزایای آن میباشد. هدف این مطالعه شناسایی عوامل موثر بر پذیرش نظام ارجاع توسط بیماران بود.
روش کار: این مطالعه کیفی به روش تحلیل چارچوبی (ساختاری) در سال 1400 انجام شد. مشارکتکنندگان 18 نفر از صاحبنظران حوزه نظام ارجاع و 14 نفر از بیماران ارجاع شده به بخشهای سرپایی و بستری مجتمع بیمارستانی امام خمینی (ره) بودند که به صورت هدفمند انتخاب شدند. از مصاحبه نیمه ساختاریافته برای جمعآوری دادهها و از نرم افزار MAXQDA جهت آنالیز دادهها استفاده شد.
نتایج: بر اساس یافتههای پژوهش حاضر عوامل مؤثر بر پذیرش نظام ارجاع توسط بیماران عبارتند از: 1. عوامل مرتبط با تولیت و حاکمیت نظام سلامت (مسئولیتپذیری و پاسخگویی، سطحبندی مناسب خدمات سلامت، بیمار محوری، قوانین و مقررات)؛ 2. عوامل مرتبط با دسترسی (مالی، فیزیکی و فرهنگی)؛ 3. عوامل مرتبط با ارائهدهندگان خدمات (اعتماد به کادر بهداشت و درمان، مهارتهای حرفهای ارائهدهندگان خدمات، مهارتهای رفتاری و ارتباطی ارائهدهندگان خدمات)؛ 4. عوامل مرتبط با فرآیند ارائه خدمات (کیفیت ارائه خدمات، توجه به خواستهها و نیازهای بیماران، استفاده از فناوری در ارائه خدمات، نظارت بر ارائه خدمات، پوشش خدمات)؛ 5. عوامل مرتبط با گیرنده خدمات (رضایتمندی، آموزش، آگاهی و اطلاعرسانی).
نتیجه گیری: با توجه به اهمیت و نقش کلیدی بیماران در موفقیت نظام ارجاع، بایستی برنامهریزان و سیاستگذاران حوزه سلامت بر عوامل شناسایی شده در این پژوهش توجه ویژهای معطوف نمایند.